نتایج پست ها برای عبارت :

دانلوداهنگ رمیشمالی تو همونی که

تو همون حس قشنگی هستی که قدرت درخشیدن رو به رنگین کمون میده
هموني که میتونه آسمونو صبحا به بهترین رنگ صورتی ممکن تبدیل کنه
هموني که میتونه یه غروب دوست داشتنی رو بسازه
همون حس قشنگی که توی زیباترین رنگ ها وجود داره
هموني که میتونه حتی یه قطره اشک رو بخندونه
همونيی که میتونه آرزوی صد ها قاصدک رو برآورده کنه
نو به قشنگی همون حسی که میتونه به رویایی بودن یه بوسه باشه
هموني که میتونه بهترین خاطراتی باشه که خیلی از آدما می خوانش
هموني که
حسِ غریبِ روز تولدت
هموني که ته دلته
چیه اسمش؟
هموني که نه اسم داره
نه میشه با حرف بیانش کرد
نه با کلمات نوشتش!
هموني که نه میشه به مادر گفت
نه به بهترین دوست
نه حتی به خودت
فقط میشینی با خودت و 
میذاری که افکارش بیان و بگذرن
که حلاجی بشن خودشون
و اولین روز از عمر جدیدت رو رقم بزنن 
دانلود اهنگ تو هموني که با خندیدناش دیوونه میشم 
امو بند با تو : دانلود آهنگ جدید امو بند به نام با تو - نیک موزیک هرجوری که باشی میخوام که تو باشی تو هموني که با خندیدناش دیوونه میشم. بگو چی تو چشاته که دل من باهاته هر جا که برم فکر تو از یادم نمیره.
دانلود آهنگ امو بند به نام با تو - رز موزیک دانلود آهنگ جدید امو بند به نام با تو Download New Music Emo Band . هرجوری که باشی میخوام که تو باشی تو هموني که با خندیدناش دیوونه میشم
دانلود آهنگ هر جوری که باشی میخو
چند سال گذشته؟
چند ماه؟
چند روز؟
چرا انقد طولانی شده.
تنها آرزویی که میتونم بکنم میدونی چیه.
تو هموني باشی که عاشقش شدم!
هموني که دوباره و سه باره عاشقش شدم.
همون کسی که قسم میخورد همیشه کنارم می مونه.
دروغ بلد نبود.خیانتم همینطور.
محال بود یک سال و 9 ماه بگذره و هیچ خبری ازم نگیره.
برگرد و بگو همش دروغ بوده.شوخی بوده.باورت میکنم.
فقط برگرد.
بعد تو هیشکی تو قلبم جا نمیشه.
برای دانلود اهنگ اینجا کلیک کنید
دانلود آهنگ ترکی بهار لطیف قیزی به نام سودییم قدر
 
Download New Music Bahar Letifqızı –  Sevdiyim Qeder

دانلود آهنگ ترکی بهار لطیف قیزی به نام سودییم قدر
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و۳۲۰
متن آهنگ ترکی بهار لطیف قیزی به نام سودییم قدر
♫♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
کانال تلگرامی صدف موزیک
https://t.me/sadafmusic_ir
دانلود آهنگ جدید فارسی از سایت صدف موزیک
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
 با صدف موزیک بروز باش
چهار روز در هفته قراره بریم دانشگاه ، هر چهار روز هم باید از ساعت 8 سر کلاس باشیم :/
حالا من هموني بودم که دانش آموزا رو چند روز پیش مسخره میکردم میگفتم باید ساعت 6 بیدار شین برین مدرسه! مطمئنم چوب خدا بوده !! احتمالا هم دعای هموني که من رو در دو پست قبل دیسلایک کرده ، باعث این مصیبت ها برای من شده !
خواب صبح فاکتور خیلی مهمی برای موفقیت دانشجو در آینده هست چرا مسئولین رسیدگی نمیکنن ؟
 
 
اونور آبیا میگن هر آدمی یه  the one دارهیکی که مثل یه نبات میفته تو چای زندگی آدم و بیشتر از هرکسی زندگی رو شیرین میکنه.هموني که بهترین قطعه پازله برای کامل کردن  آدم.هموني که گمه.هموني که همیشه نیست.هموني که همه عالم و آدم دنبالشن و چپ و راست واسش شعر سرودن و داستان گفتن و فیلم ساختن و ساختن و سرودن و . در وضعیتی هستم که اگه این عزیز گمگشته از در اتاقم بیاد تو و بگه " های هانی! من اومدم! "  اونوقت پامیشم زانومو میارم بالا و همینجوری لی لی میرم
+ رفته بودیم کلیدر کتاب بخریم . نامه های غلامحسین ساعدی رو دیدم اما جرئت نکردم بخرمش ترسیدم
دارم دوباره سمفونی مردگان می خونم . نمیدونم چرا
+ نباید ادامه ش بدم . نه تو رو نه اون رو . نفیسه راست می گفت ادم یکهو به خودش میاد و میبینه زندگیش شبیه مامان و خاله و عمه ش شده و با سر میره تو دیوار که چرا یه اشتباهو این همه مدت تکرار کردم؟ هموني میشی که دلت نمیخواد ، هموني که از همه راحت تره .
می دونم بعضی چیزا تکرار نمیشن ولی ترجیح میدم جایگزینی نباش
دانلود آهنگ جدید ژوان بند بنام تو رسیدی
آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی ژوان بند بنام تو رسیدی همراه با متن و کیفیت اصلی
Song Exclusive Jouan Band   To Residi” With Text And Direct Links In Media-Music
پخش آنلاین + لینک پرسرعت آهنگ تو رسیدی
 

متن ترانه ژوان بند به نام تو رسیدی
تو و چشمات منو قلبمقصه ای که ساده شروع شدخاطراتی که همیشه با منهیکی اینجا تورو میخوادیکی دیوونه تر از خودت اون که قلبش واسه عشقت میزنهتو رسیدی شدی همه ی وجود من همه ی بود و نبود منشدی فکرم شدی رویام من فقط تور
چطور میشه از شنبه تا چهارشنبه مانگا بخونی،(یه مانگای بییی نظیر به اسم پاندورا هارتز)، پنجشنبه صبح مثل معتادا کوچییکت کل یه انیمه رو نگاه کنی، ظهرش بشینی کتاب بنویسی و پدرت به بهانه امتحان ریاضی، همه چیزای قشنگی که تو مغزت بود رو تبدیل کنه به به سری خطخطی، شبش بخوابی، و صبح بیدار شی ببینی اخبار داره نان استاپ تو خونه پخش میشه.
سردار سلیمانی تبدیل میشه به شهید سلیمانی.
اولین واکنش این بود:هموني بود که مامان بزرگ دوست داشت؟ هموني که با
فکروشو نمیکردم یه روز این شکلی بشم
اینقدر ساده
تاحالا زندگی بدون تفریح رو تجربه نکرده بودم
تاحالا زندگی بدون مسافرت و . تجربه نداشتم
ولی الان دارم 
راستش الان بیشتر لذت میبرم اینگه درس بخونی و نتیجه میگیری خیلی شیرینه
بذارید یه چیزی بگم ادم توی عصبانیست یه چیزایی میگه که اصلا حرف دلش نیست پس به دل نگیرید
راستش امسال دوستای جدیدم خیلی شبیه منن
یکیشون هم مثل من یه شکست تو زندگیش داشته
اخرین روز مدرسه تو تابستون شبش میرفتیم شمال اخر شب دیدمش
بهنام بانی–این عشقه
خوبه که تو دل بستی به این عشق
تویی آخه بهترین عشق اولین و آخرین عشق
خوبه آخرش به تو رسیدم
تورو به دنیا نمیدم تورو دوست دارم شدیدا
این عشقه که من و تو خوشبختیم توی دل هم رفتیم عاشقای سرسختیم عشقم
این عشقه که من و تو آرومیم دیوونه ی بارونیم لیلی و مجنونیم عشقم
این عشقه که من و تو خوشبختیم توی دل هم رفتیم عاشقای سرسختیم عشقم
این عشقه که تو رو من حساسی دیوونتو میشناسی هموني که میخواستی عشقم
دست خودم نیست که انقد عاشقتم نمیتونه
.
دیدی چی شد؟
دیدی چی شد؟
گفته بودم تو وانمود کردن خوبم. 
وانمود کردم چشام سیاهی نمی‌رن.
وانمود کردم سرم گیج‌ نمی‌ره و می‌تونم بدون خوردن به در و دیوار برم جوراب بردارم و وانمود کردم دست و پام یخ نکردن که به جوراب احتیاج داشته باشم. 
بلند قهقهه زدم که اشکای گوشه چشممو توجیح کنم. خنده‌م شدید بود، اشکم اومد. 
دستای لرزونمو گرفتم تو بغلم و حرف زدم، زور زدم، تلاش کردم. هه.
دیدی چی شد؟
حالم خوب نیست. 
ببخشید. 
دیدی چی شد؟
دیدی عزیزم؟
دیدی هموني شد ک
حتی اگه لازم باشه دهنم رو روی بالش بزارم و تا انرژی دارم سرش خالی بکنم… حتی سر خودم داد بزنم که ادم این بود هموني که میخواستی….
امشب چندین بار چشمام پر از اشک شد و همش به خودم گفتم دختر بسه عیبه میبیننت و میپرسن چته.جلوی خودمو گرفتم اما واقعا حالم خوب نیست….
همین روزاست که بزنم به سیم اخر…
درختیَم که ریشه دووندم تا اعماق. ریشه‌هام رسیده به عمقِ غم و ناراحتی. که ربطی نداره که باغبون این باغ کیه یا چقدر کود و آب و بذر و دونه و هرچی می‌ریزه پام، من همون درختیم که ریشه‌هاش تا اعماقن ولی هیچ برگی نداره. هموني که شاخه‌هاش همیشه بویِ پاییز می‌دن. هموني که می‌ترسه از ادامه دادن ولی ریشه دوونده. که باشه تنه‌مو قطع کنین ولی با ریشه‌هام چیکار می‌کنین؟ ریشه‌هایِ من تا اعماقِ غربتن. اعماقِ دور بودن و دور موندن. چجوری می‌تونم بذارم نزد
تمام فکرم این شد از سلسه رابطه های مغزی ،از تحلیلات روحی دلیل یک بخش بزرگ از افسردگی  این میتونه باشه که استرس و اضطراب زیاد در طولانی مدت باعث افسردگی میشه . دانشگاه جای من نیس ، راستش اونجوری که باید میبود نبود نتونست منو ع کنه . هدف ها دانشگاه با من فرق میکن، اونا ردمپ اموزشی  رو 40 ساله هموني که هس الانم هست . و خیلی چیزهای دیگه که با رو مسیر من فرق داره . 
پی نوشت : این متن دیشب داشت نوشته می شد ولی نمیدونم چه وقت خوابم برد وسط تایپ :|
یا لطیف»
بابا میگفت با دیدن هر مرگ زندگی آدم تغییر می‌کنه. نگاهمون به زندگی عوض میشه. یادمه چند سال پیش که چند نفر رو پشت سر هم از دست دادیم زندگی‌ام عوض شد. لبخندم هم. انگار اون شادی عمیق و بی دغدغه برای همیشه من رو ترک کرد و رفت. حالا با خودم فکر می‌کنم قلب‌هامون هرگز التیام پیدا خواهد کرد؟ آیا هیچ وقت لبخند دوباره روی لب‌هامون میشینه؟ آیا باورمون به این زندگی و به این دنیا هرگز دوباره هموني میشه که بوده؟
 
.
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَان
چیزی که ذهنمو بیش از هرچیزی درگیر کرده حتی بیشتر از کوییز شنبه و میانترم یکشنبمم
رفلکس گگ مریض وقت رادیوگرافی هست:/
توی اینترنت چیزای جالبی ندیدم ینی هموني که توی کتاب بود دیدم
مثلا
پاشو یا دستشو فشار بده یا بیاره بالا،بی حسی استفاده کنن
نمک بخورن،پاشونو از صندلی اویزون کنن
تجربه شخصی چیزی ندارین؟؟
باز هم بخاطر خواب پیام دادن به تو رو از دست دادم و این خیلی تلخه
راستی مدیر گروه که باهاش بخث کرده بودم، دیدتم اصلا هیچی نگفت و فقط شوخی کرد
همه بچه ها تعجب کرده بودن
برای بسته سفارشیت خدارو شکر که رسید بدستت ان شاالله ازش راضی باشی و هموني باشه که میخواستی
ولی ازت خواهش میکنم چیزی برنگردون بزارش به حساب کادوی تولدت، خیلیییی دوست داشتم میتونستم کادوی تولد بهت بدم الان که شده لطفا این فرصتو ازم نگیر
 
دانلود آهنگ جدید مجرم از گرشا رضایی با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
دیوونه واست میمردم اما باز ازت میخوردمبگو کی ازم بریدی حالمو چرا ندیدی تو هی
Download Ahang Jadid 98 Garsha Rezaei Benam Mojrem
دانلود آهنگ گرشا رضایی به نام مجرم با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
 
متن و ترانه آهنگ گرشا رضایی – مجرم
میدونی قیمت دل سوخته چنده میدونستی جونم به عشق تو بندهتو بدهکاریاتو مجرم میدونی تو خیال کن بنده ای من بازندهتو که قانون عاشقی رو میدونی واسه چی خب انقد راحت دل میشیچرا رف
آرین هی چیزم میگه، حس درونیم مانعم میشه، ایمیل میدن و درخواست یه شخص دیگه رو میکنن، کسی که هیچوقت تو زندگی من وجود نداشته، و مغزم میگه این کاری که الان داری میکنی کاری نیست که میخواستی بکنی و حس درونیم میگه نکنه حذفم نکنه و همه ترسای کودکی و نوجوونیم بیدار میشن. قلبم. آه.
هیچ کاری نمیکنم. دقیقا هیچی. نمیدونم. دلم هموني رو میخواد که هیچ وقت وجود نداشته (بعضی اوقات داشته شاید) بشینم ی دل سیر باهاش حرف بزنم. یا حرف نزنم حتی، اون فقط درکم کنه. همی
دیشب با حالت گداخته از خونه زدم بیرون و رفتم پیش سینا.چی شد و چیکار کردم و چطوری و کجا و کی که بماند.همینقدر که الان هنگآورم.صبح بابا حالش بد میشه مامان میشینه پشت ماشین تصادف میکنه و زنگ زدن گفتن داداش امیرحسین هموني که مراقب کنکورش بودم و چقدر خوشحال شد وقتی بهش رسوندم دفترچه عمومی رو فوت کرده.همین دیشب
اینکه با سینا دیشب کجا بودیم و چی و چطوری فقط تهش اینکه زندگی خیلی کدر و کثیف تر از اونه که من همیشه اداشو در میاوردم.
فقط دیگه میخوام قبولش
من هنوزم  بعد یک ماه دارم به این فکر میکنم من تا الان چرا یه اقدامی برای خیاط شدن نکرده بودم؟ هنوزم هنگ اینم که اگه تا الان کلاس رفته بودم به کجاها که نرسیده بودم.
هرچند هنوزم دیر نیست
ولی سن که میره بالا حوصله آدم کمتر میشه
همش تو ذهنم هست بشینم لباس خلق کنم از خودم.
یا مثلا جیبای مختلف بزنم. یا گلدوزی شماره دوزی رو رو لباسی که خودم میدوزم، پیاده کنم.
اما فکرشم خسته‌م میکنه.
ولی خوششششحالم که به آرزوی بچه‌گیام اجازه دادم تحقق پیدا کنن.
خوشحال
گفته بودم که هفته ی پیش قرار بود با امید برم بیرون
آنقدر کار سرم ریخت و با اومدن دایی اینا خداروشکر کنسل شد
فکر کن این منم!! هموني که برای بودن با امید و دیدنش روزها رو می شمرد!
حالا از اینکه بیرون نرفتم خوشحالم
چقدر فاصله ی بین خواستن و نخواستن
بودن و نبودن
عشق و نفرت کمه
ادامه مطلب
خبر کوتاه و سوزاننده بود، تنها پروگرمی که تو اون آزمایشگاه اسکولارشیپ نداره هموني بود که من واسه‌ش اپلای کردم و پذیرش گرفتم. کاش تا مطمئن نشده بودم به پدرم نگفته بودم، امید واهی دادم. یا کاش درست و حسابی توضیحات همه‌ی پروگرم‌ها رو خونده‌بودم. و بزرگترین کاش: کاش دوران کارشناسی مثل آدمیزاد درس خونده‌بودم.
به طور خلاصه الان مغزم در حال ه!
14:30 - می‌دونید چی بیشتر از همه ذهنم رو آزار می‌ده؟ تو ذهنم محاسبه می‌کنم الان 25 ساله هستم، اگه ا
جونم براتون بگه که از نوشتن با گوشی دل خوشی ندارم
ولی دارم می نویسم دیگه!
امروز باشگاه نرفتم 
میخوام ماه بعد باشگاه ثبت نام نکنم و به جاش هزینش رو بدم توپ پیلاتس
یکم تو خونه کار کنم خودم
که بدنم رو فرم بمونه و دوباره از اول دی برم باشگاه
البته وزنه نیم کیلو ای هم باید بخرم
مربی ی سایت معرفی کرده برای خرید توپ
باید خرید کنم
ادامه مطلب
داستان از اونجایی شروع می‌شه که بالاخره بعد ازسه ماه برنامه‌ریزی و عقب افتادن برنامه به خاطر سفر، مامانت می‌گه که خب دیگه خونه‌ایم، می‌تونی اینژ رو دعوت کنی. و یهو به خودت میای و می‌بینی که کوچک‌ترین علاقه‌ای به دعوت کردنش نداری، با اینکه خیلی دوسش داری.
یا شاید از قبلش، وقتی که بعد از ظهر تو روستا از خواب بیدار می‌شی و صدای دستگاه هم‌زن رو می‌شنوی و بوی خمیر رو حس می‌کنی. و یاد دو سال پیش می‌افتی که تو همین شرایط احتمالا می‌دوییدی بر
از غروب مدام پشت سیستمم بابت ساخت یه وبسایت آکادمیک.
با اینکه سال هاست وبلاگ دارم اما کار کردن با سیستم وبلاگ خارجی ها برام سخت بود!
بعد از ساعت ها تقلا کردن و امتحان کردن سیستم وبلاگ های مختلف، برگشتم به هموني که از ابتدا انتخابش کرده بودم:))
تا رنگش رو تنظیم کنم و قالبش رو در بیارم بیش از نصف روزم رفت اما راضی ام! چون فردا میتونم جلوی یه بخش دیگه از کار تیک بزنم! 
+فقط چه حیف که بدجنسا نمیذارن آدم دامین خودشو داشته باشه:/ ماهی ۱۵ دلار حدودا میگ
 
خوب دوستان عزیز و همراهان همیشگی دت هک (هک 1404 قدیم) کم کار بودیم و خیلی ریزش کردیم ولی برگشتیم که غوغا کنیم میدونم که این وبلاگ هموني خواهد بود که شما میخواستین انشالله سربازیمونم تموم شد دیگه بهانه ای برای کم کاری نداریم منتظر باشید که کلی مطالب کمیاب داریم (تو این مدت که نبودیم خیلیا شاخ شدنو هرچی دم دستشون میاد میفروشن و خیلیم ساده اند و این پکیج ها رو میخرند )
ادامه مطلب
تهران ؛ روز های سخت ۹۸ 
وسط فشار همه جانبه ی زندگیمم . جوری که امید به آینده ندارم 
مدام با خودم تکرار میکنم . سحر ندارد این شبِ تار .
دقیقا هموني شدم که یه عمر با غرور میگفتم من هیچوقت اینجوری نمیشم 
همه ی کارها پیچیدن تو هم . 
خدا میدونه تو این یه ساله چند شبو گریه کردم ساعتها .
خدا میدونه کلمه به کلمه ی حرفای اطرافیانم چجوری درد میشه یکی یکی به قلبم شلیک میشه 
خدا میدونه چقد حالم بده 
خدا میدونه من درونم چی میگذره 
خدا میدوته چقد برام سخت
بله من همونم که قدیم شاید شما بودید. الان شدم من :) 
من هموني هستم که خیلی ها من و دوستانی که این مسئولیت رو دوش داریم، حنجره های نازنین‌مون پاره میشه، بهمون هزار تا لقب میدن و هزاران بدبختی دیگه.
داستان از این جا شروع می شه 
ادامه مطلب
ساعت نزدیک یک شبه. میدونی؟ دوست دارم بیدار بمونم و به تو فکر کنم. دلم میخواد شمع روشن کنم، چراغا رو خاموش کنم و تو نور لرزون شمع و وسط سایه های غیرطبیعی، تمام هیجانهایی که نمیذاره بخوابم رو بیارم روی کاغذ. از ناراحتی رفتار منفعلانه‌م سر کلاس استاد شین گرفته تا خوشحالی این روزای رنگی رنگی شلوغم. من الان دلم بیداری و چشم باز خمار میخواد؛ هموني که تو همه عکسای بعد از ظهریم هست. اما فردا ۸ صبح تا ۵ عصر کلاس دارم و وسطش کلی کار. منطقیش اینه که بخواب
ترانه و شعر آهنگ این عشقه بهنام بانی:
خوبه که تو دل بستی به این عشقتویی آخه بهترین عشقاولین و آخرین عشق
خوبه آخرش به تو رسیدمتو رو به دنیا نمیدمتو رو دوست دارم شدیدا
این عشقه که من و تو خوشبختیمتویه دله هم رفتیمعاشقای سرسختیم عشقم
این عشقه که من و تو آرومیمدیوونه ی بارونیملیلی و مجنونیم عشقم
این عشقه که من و تو خوشبختیمتویه دله هم رفتیمعاشقای سرسختیم عشقم
این عشقه که تو روو من حساسیدیوونه تو میشناسیهموني که میخواستی عشقم
تکست آهنگ این عشقه
* دیدم همیشه هر پستی که میذارم یک غم و اندوه و گلایه‌ای توش هس، شرمم اومد که الان که حالم خوبه پست نذارم؛)
* همین دیگه حالم خوبه:))
* به یکی از چیزای کوچیکی که خیلی وقت بود میخواستم رسیدم. حالم خیلی خوب شد چون با تمام کوچیکیش،
انقد حسو حال خوب داشت که تونست همه‌ی حال بدی رو که طی 8 ساعت گذشته گریبان‌گیرم شده بود و هیچجوره دست از سرم برنمیداشت رو بشوره ببره:))
* البته که قسمتیش رو مدیون داداشمم که استارتشو برام زد و بعد ازون هموني که این کار کوچیک ا
و برای سومین بار مقام اول یعنی مقام قهرمانی رو کسب کردم
با ذکر این نکته که با دوست خودم/همکلاسیم افتادم واسه ارتقا به فینال ولی راحت بردم
سه نفر از مدرسه ما بود برای مسابقه من با دوستم افتادم اون دو نفر دیگه هم که دوستن باهم افتادن واسه رده بندی
رقیب فینال من بنده خدا بچه بوداصلا حواسش نبود ولی خب بازیش بنظرم خوب بود پارسالم سوم شده بود ولی امسال دوم
وقت یه بازی40دیقه بود و من تو20دیقه دوتا کیش و مات کردمیعنی دو تا بازیو تموم کردم
حریف اولیم حرک
ی پیچ بزرگ تو زندگی اونجایی عه که آدم به خودش میاد میبینه دیگه چیزی براش مهم نیست. این که خیلی ها چطور رفتار میکنن؟ چقدر میتونم تغییرشون بدم و این که بیش تر از همیشه فکر میکنی لحظه هایی که میرن دیگه هرگز بر نمیگردن. اون وقت دیگه فرقی نمیکنه تا اینجای عمرتو باهاش چیکار کردی دوس داری هر چی سربع تر هرچی هست رو رها کنی که میبینی این همه بند بهت داغونت کرده. خود خواه تر میشی و میگی زندگی باید هموني بشه برای من که می خوام. دیگه حال غصه خوردن نداری و به
پیداش کردم. هموني که تو روزای دلگیر سال 96 گوش میدادم و سعی میکردم خوب باشم. سعی میکردم لحظه به لحظه ی این آهنگ بیکلامو تو ذهنم حفظ کنم و زندگی خودمو،آینده ی خودمو تصور کنم.
بهش گوش دادم و یاد این افتاد که چقدر قوی بودم.
اون روز وقتی یهو جلو روم ظاهر شد و دیدمش یهو اشک تو چشام جمع شد، انگار یادم انداخت یادم رفته قوی بودنو. اون شب وقتی کنار ذ نشسته بودم و هندزفریشو تو گوشم گذاشته بود رفتنشو تماشا کردم و گفتم این آخرین باریه ک ب خودت اجازه میدی اینج
میدونستید در اجرای قانون اصلاح مالیات بر درآمد، گاج و قلمچی هم از مالیات معاف شدن؟!!
جوری که اینا درآمد دارن اگه قرار بود مالیات بدن دیگه نیازی به فروش نفت نداشتیم.  گردش سالیانه مافیای کنکور حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان و در بخش کتب کمک درسی حدود ۲۰ هزار میلیارد تومنه.
موسسات کنکور و کمک آموزشی اگه سالانه ۱۵٪ مالیات پرداخت کنند ۴.۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ میلیارد تومان مالیات قابل وصول از این مافیای عزیز خواهد بود. ‌ 
جالبه توی سازمان ثبت شرکتها ، عنو
به کی بگم حالم بده. به کی بگم عطسه حالش بده
عطسه داغون شده. عطسه هیچکسو نداره
 
عطسه کیه؟؟ میشناسین؟؟
این عطسست هموني که دیگه گسسته از همچی گسسته داغون شده دیگه تحمل نداره طاقت هیچی نداره هیچی نمیخواد کسی که خسته شده دیگه هیچی جلوشو نمیگیره
 
چرا اینجام چرا وبلاگ خودم نیستم
نمیخوام اونجا باشم اونجا پر بوده از انرژی مثبت دوست ندارم یهو خرابش کنم وقتی انرژی منفی بره توش دیگه بیرون نمیاد
 
مینویسم که بدونم : 
بیش از حد لازم توضیح اضافه نده .!
بیش از حد لازم توضیح اضافه نده .!
خصلت های بد رو چطور میشه کنار گذاشت ؟ 
چقدر باید تکرار کنم که متوجه بشم ؟ 
برای خودِ پرتوضیحم نگرانم اینکه یکی سوالی میپرسه و لازم نیست بیش از اون حد بهش جواب بدم موضوعیه که اصلا تو کتم نمیره میدونم اشتباهه اما از روی عادت با آب و تاب تمام جزئیات رو توضیح میدم ! مثلا چرا باید به کارآموزی که تازه یه روزه اومده اینجا جز به جز سیستم کاری رو توضیح بدم ؟ :/ در جو
از وقتی یادم میاد بابام هیچ وقت به سوالات من جواب نداده.چه سوالاتی که جوابش آره یا نه یا نمیدونمه،چه سوالاتی که جواب طولانی دارن.همیشه جواب کشیدن ازش با فریاد زدن و کوبیدن در همراه بوده.جواب ساده ترین سوالها.همیشه هر چی گفتم،گفت چو فردا شود فکر فردا کنیم و من چقدر متنفرم از این جمله و شاید به همین خاطر هیچ وقت چیزی رو که الان دلم خواسته به پنج دقیقه بعد هم ننداختم.
چند ساله که حوصله ی داستان شنیدن ندارم و وقتی از کسی چیزی میپرسم فقط خلاصه ش رو
از آبجی باران مهربون وخوش قلب و خوش سلیقه خودم تشکرمیکنم بابت این قالب خوشگلاصلاانقدر ذوق دارم نمیدونم چی باید بگممن توخوابم نمیدیدم همچین قالبیو چون بلد نبودمولی باران بلا ،خوش سلیقه، حرفه ای هموني که میخواستم زحمت کشید درست کردوحسابی منوشرمنده کرد❤️اصلانمیدونم به چه زبونی ازمحبتت تشکرکنم.باران جانم خیلی عشقی❤️خیلی مرسی عشق جانم❤️❤️
♪♬♬♪کار دله هنوزم که هنوزه دوسش داری♪♬♬♪
♪♬♬♪کار دله کار دله هنوزم که هنوزه عاشقی کار دله♪♬♬♪
♪♬♬♪چون دوست داره چون یه بیماره آخه دنیا نمی تونه مثلت بیاره♪♬♬♪
♪♬♬♪چون براش جونی چون یه درمونی اونکه می خواد دلم درست هموني♪♬♬♪
♪♬♬♪هوا چه حالی داره کنارت کیفی داره♪♬♬♪
♪♬♬♪بارون بزار ببیاره کنار تو دوباره♪♬♬♪
♪♬♬♪هوا چه حالی داره کنارت کیفی داره♪♬♬♪
♪♬♬♪بارون بزار ببیاره کنار تو دوباره♪♬♬♪
♪♬♬♪وقتی پیش
دانلود آهنگ بهنام بانی این عشقه
دانلود آهنگ جدید بهنام بانی به نام این عشقه + متن اهنگ
ترانه: کارن , تنظیم: حامد برادران
برای شما کاربران جازموزیک ترانه بسیار زیبای این عشقه از بهنام بانی همراه با متن و بهترین کیفیت فراهم شده
Download New Song By : Behnam Bani – In Eshghe With Text And Direct Links In JazzMusic
دانلود آهنگ با کیفیت 320
دانلود آهنگ با کیفیت 128

متن آهنگ این عشقه بهنام بانی
خوبه که تو دل بستی به این عشق تویی آخه بهترین عشق اولین و آخرین عشقخوبه آخرش به تو رسیدم
خدای من زندگیم قشنگ تر بود.تصمیمات بهتری میتونستم بگیرم.مسیر بهتری میرفتم.کارای بهتری میکردم.کارای کوچکی که قبلا میکردم چقدر الان مد نظرم بزرگ و سخت میاد.ادم قبل نیستم.ازت دور شدم.دارم میشم هموني که نمیخوام و نمیخواستم!راه فرار کجاست؟؟؟غفلت و گناه دو دستمو بسته.پاهام هم خسته اند و جونی ندارند دیکه.قلبم؟نمیدونم.اونم داره به فاک میره.اگه با تو بودم از زندگیم و لحظاتم و طبیعت و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه بیشتر لذت میبرم.
اما حالا چی؟؟موندم تو
بهش قول داده بودم که تنهاش نذارم. پای قولمم هستم و خواهم بود. هر چقدرم بگه دیگه اون آدم سابق نیست و داره سعی می‌کنه منو از زندگیش حذف کنه و برام آرزوی موفقیت تو آینده‌ای بدون خودش رو بکنه. می‌دونم یه مرگش هست. همهٔ این حرفایی که می‌زنه اداس. سه هفته‌س کمتر از انگشتای دست باهام حرف زده. می‌گه دوستی ما حداکثر یه ساله. کسی که قرار بود باهم پول جمع کنیم از این جهنم فرار کنیم واسم آرزوی موفقیت می‌کنه. کسی که کیک تولد شونزده سالگیمو خرید. هموني که
من یک عدد مادربزرگ دارم که نه تنها تو آزربایجان متولد شده بلکه 99.9 درصد از زندگی ش رو اون جا گذرونده
حالا چند روزی مهمون ماست تو تهراناین مادربزرگ من سواد نداره و یه کلمه هم فارسی بلد نیست.
 
این چند روزی رو که خونه ماست رو شب ها میشینه م سریال ستایش رو می بینهکسی تا حالا سیر داستان فیلم رو براش توضیح نداده اصلا فصل های قبلش رو هم ندیده و مهم تر ازهمه فیلم رو هم کسی براش ترجمه نمیکنه اصلا ولی
 
تمام جزئیات فیلم رو میدونه همه چی رو کامل
این پسرها یسری هاشون که مجرد موندن
اون دسته ای که محبوب شدن و درامد دارن
خیلی کسکش شدن
خیلی 
دختر باز شدن
این مشاور کنکورا
اینایی که تو قلم چی و این کسشرا درس میدن
خیلی هاشون جزو همین دستن
دیشب هم اتاقیم پیام داد همینطور الکی چون میخارید به یه از همین استاداش
یارو معلوم بود خودشو جر میده که دخترا بهش توجه کنن.
دوستم میگفت خونوادش همه خارجن و خودش هم خیلی پولداره . یبار هم یکی از دخترا رو برده بوده خونه شون وای دختره گفته کاری نکردیم :/
حالا یارو
خب خب. امروز یه روز خیلی مهمه :)
امروز روزیه که یه اتفاق خیلی خوب رخ داده و باعث شده که این دنیا رنگ و بوی دیگه‌ای به خودش بگیره. همتون باید بابت این اتفاق فرخنده شاد و خوشحال باشید!  اصلا باید بزنید و برقصید :)) 
امروز روزیه که من پا به این دنیا گذاشتم
حس میکنم تونستم  به اندازه کافی با تعریف و تمجید از خودم و خودستایی حالتونو بهم بزنم پس دیگه بسه :)) بریم سر اصل مطلب! 
تا پارسال همیشه روز تولدم به خودم میگفتم یه سالم از عمرت کم شد و هیچ غلطی نکرد
1.زیاد پیش میاد که تو سرم پر حرف و کلمه و ایده و صحبته ولی توانایی اینکه بشینم و تمرکز کنم و مرتب و شسته رفته و هدف دار بنویسمشون و تبدیل شون کنم به یک متن و نوشته خوب رو ندارم.دلم میخواست هنر زیبا نوشتن رو بلد بودم.این کلمات و حرف های نگفته و ننوشته خیلی جیغ و جار و شلوغ کاری میکنن تو ذهنم!
2.دیشب شب سختی بود برای میم چون امروز قرار بود بره صحبت کنه در مورد کارش.بهش گفتم از خدا بخواه هر چی خیر و صلاح هست بزاره پیش پات.اگه قرار بشه از اینجا بری شاید ی
و این کتاب به پایان رسید:)) عجب کتاب فوق العاده  ای بود.
من که باهاش زندگی کردم.!پراز فرازونشیب های فراوون.
بهتون پیشنهاد میکنم این کتابو بخونین.این کتاب از پروفروش ترینهای نیویورک تایمز و آمازون
در سال2018 بوده و کتاب خوبی هست.
کلا این کتاب میخواد بگه که برای تغییر خود و خودت شدن،دست از باور کردن دروغ هایی که
به خودتون میگید،بردارید تا هموني بشید که باید باشید
من دیشب اخرین فصل این کتابو تموم کردم و از قسمتی خیلییی خوشم اومد:

:))
اینکه داره میره تو چهار سال که از عرفان خبری نیست ، داره بیش از حد ازارم میده ، عرفان کیه ؟ 
عرفان همونيه که اسمش پایین همه ی قالب های بیانه .
همونيکه تمام این قالب های خفن و طراحی کرده و هنوز که هنوزه اسمش برامون‌ مونده . عرفانی که هنوز اسمش تو قلب خیلی از ماهایی که از چهار پنج سال پیش مینوشتیم و باهاش هم کلام بودیم مونده ، عرفانی که کاش خبر میداد ، کاش خبر میداد . یکی اومدو گفت ، تو این دوره ی نبود‌ اینترنت خیلی از قدیمیا برگشتن .
یهو ب
خیلی وقت بود دلم میخواست اینو ازتون بپرسم:
منو با کدوم یکی از وبلاگایی که تا حالا داشتم،میشناسید؟
۱.خنده کده
۲.دست نوشته های یک عدد من
۳.گمشده در خیال خام ماهی
۴.لبخندهایم
۵.اشکهایم
۶. (هموني که آدرسش ۸۱۰۵۰۱بود)
۷.انباری که دیوار هایش نم کشیده
۸.همینجا
۹.وبلاگ دیگری که در اینجا اسمش از قلم افتاده.
چقدر وبلاگ حذف کردم.تازه خیلیاشم ننوشتم چون فکر کردم نشناسیدش چون با اسم خودم ننوشتم توش(:
راستی:هر کی دوست داشت بهم بگه توی پیوند ها قرارش بدم(:
 
هو الحی
.
#قسمت_هفدهم
.
- نگاه کن می دونم پسر خوبی هستی
می دونم که واقعا قصدت ازدواجه اما نمی تونم ازت بخوام به خاطر من شیعه بشی
- چرا؟
نکنه چون ایرانی نیستم؟
یا چون تو روستا بزرگ شدم؟
- نه ربطی نداره
نگاه کن اگه تو الان به خاطر من شیعه بشی ،چی تضمین می کنه که بعدا به خاطر چیز دیگه ای از تشیع خارج نشی؟
- تا وقتی تو باشی خودت
- زندگی فیلم هندی نیست کارن
- اتفاقا هست
فقط ادم ها دیگه هموني که می گن نیستن
ادامه مطلب
سلام وقت تون بخیر
من دی 95 یه سوال مطرح کردم و بعد از اون تا امروز متاسفانه به خانواده برتر سر نزدم و هیچ سوال دیگه ای نپرسیدم، آخه سوال نداشتم! و اون موقع خیلی از عزیزان اومدن و راهنمایی های مفیدی کردن که الان بعد از 3 سال هنوز هم دعاگوی این عزیزان هستم.
الان رفتم صفحه ی سوالم رو به سختی پیدا کردم و اولین سوالی که برام پیش اومد این بود که اون عزیزان هنوزم در سایت فعال هستند؟ 
من هموني ام که اون موقع 20 ساله بودم و دانشجوی یه شهر غریب با خانواده ای
من اصلا قرار نبود بنویسم این اواخر دیگه کم کم یه سری برنامه برای وبلاگ داشتم گفتم بیام همشون رو بریزم اینجا بعدش برم . 
تصویر زیر رو چند رو پیش تو یه کانال دیدم دلم نیومد چیزی ازش ننویسم چون همین عکس رو من چند سال پیش تو خیلی جا ها دیدم.


این هموني زنی بود که چند سال پیش عکسش رو دیدم که داشت به این بچه کوچولو آب میداد فقط همین تصویر تو ذهنم ازش مونده بود . من نمیدونستم این خانوم انقدر مرام داشته که همون بچه که اون روز عکسش پیشش بخش شد قرار به سرپر
هوالرئوف الرحیم
6 سال پیش در چنین روزی، همسر دائمی و شرعیش شدم.
زائر امام رضا بودیم و عین تمام آنچه پیش از اون اتفاق افتاد، مثل خواب و رویا سپری شد.
امروز صبح یه پیام از سارا، از زمان و مکان دورم کرد. همین چند دقیقه ی پیش حواسم جمع شد به تاریخ عقدمون.
تمام امروزم به خط گذشت.
اگه خدا کمک کنه، بچه ها دعوتم کردن تو این نمایشگاه گروهی هم شرکت کنم.
امروز فسقلک از همیشه بیشتر بیدار موند و بیشتر آغوشم رو خواست. رضوان ولی همکاری کرد. تمام اسباب بازیهاش رو
بسم الله الرحمن الرحیم ./
آبان هم تموم شد ، امروز اول آذر بود ! من هنوز همونم هموني که اول فروردین اهداف امسالش رو نوشت ! کارهایی که باید انجام بده . دیگه افتادیم تو سراشیبی و این روزای کوتاه تند تند دارن میگذرن که باز بهار بشه . یکم نگرانم که مبادا نتونم به کارهایی که باید تو ۹۸ بهشون میرسیدم برسم !
این روزا خیاطی کودک رو بهتر از قبل پیش گرفتم ، چرخ خیاطیمو دارم کم کم عوض میکنم ، البته که به امید خدا زودتر برسه دستم و پولم نره هوا :( مطالعه م رو د
از آدم هایی که شبیه جیبشون حرف نمی زنند بدم میاد 
همیشه در حال آه و ناله از فقر و نداری اند و بعدش صداش درمیاد که طرف قراره به زودی تشریف ببره خارج از کشور 
هموني که تا دیروز پول نداشت یه جنس 50 تومنی بگیره امروز فلان چیز 500 تومنی رو "کادو" گرفته !
اینکه چطوری یهویی از ناکجاآباد یکی همون چیزی که تا پریروز داشت حرفش رو میزد براش کادو گرفته هم دیگه از درک ما آدم های فانی خارجه !
امروز اینقدر بدبخت بود که حتی نمی تونست خرج تعمیر موبایلش رو بده 
و من کل
دانلود آهنگ باتو از EMO BAND____________|DLWORLD|____________متن:───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
آرامش با تو آره نفساتو میخوام
با تو هر جایی بیام خسته نمیشم
هرجوری که باشی میخوام
که تو باشی تو هموني که با خندیدناش دیوونه میشم
بگو چی تو چشاته که دل من باهاته
هرجا که برم فکر تو از یادم نمیره
تا دنیا دنیاست عشق تو همینجاست تو قلب من کسی نمیتونه جاتو بگیره
عشقت شده همه دنیام واسه توئه اینجام خیلی تورو دوست دارم
با تو شبیه یه رویاست بیشتر از این حرفاست حسی که بهت دارم
همیشگی
.
رفتم یک سرچ کردم برای مقاله . مقاله هم طوری بود که باید از منابع فارسی تهیه میشد ، چند تا رو دانلود کردم و بعد که میخواستم بررسی کنم ،،،،،،بععععععععععععله ، همشون کپی یکدیگه بودن
حالا من موندم و یک مقاله و باید همون رو بررسی کنم :دی
+ یادمه حدود 5 سال پیش ، من اصلا با قانون کپی رایت و . آشنا نبودم برای یک تحقیق رفتم یک سایتی و مطالبش رو خوندم و دیدم هموني هست که میخوام . یک کپی کردم داخل word  و میخواستم سایت رو ببندم توضیحات سایت رو خوندم ( یک وبلاگ
تو ۴۸ساعت گذشته بالغ بر ۲۰۰۰کیلومتر رانندگی کردم.برای خودم یه رکورد محسوب میشه.تهران رو نمیتونستم تاب بیارم.این بار که حجم رانندگیم بیشتر از جاده نوردیای قبلی بود کلی حیوون دیدم که طفلیا با ماشین تصادف کرده بودن و یه گوشه ی جاده افتاده بودن.خودم تو جاده سمنان بودم که یه گروه گنجشک اومدن تو جاده.با اینکه وحشتناک ترمز زدم اما نتونستن خودشون رو جمع و جور کنن و چن تاشون موندن تو مسیرم.اعصابم به هم ریخت.
کلی آهنگ حال خوب کن یا مناسب احوال این رو
از مدرسه که برگشتم مستقیم رفتم بخوابم. مامان بیدارم کرد گفت ناهار بخور بعد بخواب‌. بعد از یه استراحت یکی دو ساعتی پاشدم و آماده شدم برای مراسم ولیمه شوهر خاله.از ظهر رفتیم اونجا و ساعت ده و خورده ای برگشتیم. هیچ درسی نخوندم و فرصت هم نداشتم که چیزی بخونم. الانم توی خسته ترین و له ترین و سردرد ترین حالت ممکنم. نه که بگم خیلیی کمک کردم اما خب باید به خاله و دختر خاله ها کمک میکردم.مامان آقای فاضل رو هم دیدم (هموني که اسمش یادم نبود و میگفتم آقاهه!)
داشت زیر لب می‌خوند:
"که من باد میشم میرم تو موهات."
بهش گفتم به جای اینکه واسم کنسرت برگزار کنی پاشو کمک کن این تختو جا‌به‌جا کنیم، کمرم درد گرفت به خدا! 
با شیطنت باز گفت:
" ای بخت سراغ من بیا، 
که رخت‌خواب من با خیال خامم گرم نمیشه"
بهش گفتم از بد شانسیت که بختت من بودم، قیافه‌ی ناراحت و اخمو به خودش میگیره و آه میکشه، میگه هِــــــی. 
کنارش میشینم، بهش میگم پشیمونی؟ 
میگه: 
میدونی من یه تئوری دارم، میگم که هر کسی توو زندگیش عاشق یک نفر با
.
برای من آسون نبود که دیگه تحسین نشم. عادت کرده بودم به تعریف‌های مدام. به اینکه به خودم حق اشتباه کردن ندم. این دو سال رنج‌های جدیدی داشت. می‌دونی اما حالا که بهش فکر می‌کنم می‌بینم در اومدن از مرکز توجه آدم‌ها باعث میشه خودت رو بهتر بشناسی. بدون تعریف‌های اون‌ها، بالاخره می‌تونی بفهمی که واقعا چی می‌خوای. 
آسون نبود. اصلا آسون نبود. تحسین میشی و بعد تمامش تموم میشه. دو ساله که دارم برمی‌گردم و می‌بینم که همه چیز عوض میشه. زندگی‌ها تغیی
ساتوشی ناکاموتو کیه؟
این اسم مستعار خالق بیت کوینه. بیت کوین . همون ارز دیجیتالی که همه درباره اش حرف می زنن و توی مساجدمون، فارمش رو درست میکنند!
هموني که کلا تعریف جدیدی برای بانک و بانکداری و ذخیره پول ارائه کرده .
از سال 2008 تا الان هیچ کس نتونسته هویت واقعی اش رو کشف کنه. البته یک سریا حدس هایی میزنن. اگر  یه سرچ توی اینترنت بکنین، میتونین یه لیست از اسامی افراد مظنون پیدا کنین.
اما قضیه اینجاست که تازگی یه نفر ادعا کرده که ساتوشی ناکاموت
وارد مغازه شدم و مستقیم رفتم سراغش
گفتم: من و یادتون هست؟
یه جوری چشمآش و توی چشمام ریز کرد که انگار یادش نیست
ادامه دادم: من هموني ام که دیروز اومدم دو تا کتاب بردم از نشرِ.
پرید وسط حرفم و گفت: یادمه خیلی خوبم یادمه
و کلمه ی »خوبم» رو یه جوری کشیده تلفظ کرد که من تأکید روی اون کلمه و به یاد موندنش رو متوجه بشم
گفتم: می خواستم یکی از کتاب ها رو عوض کنم میشه؟!
گفت: چرا؟
گفتم: ازش داشتم تو خونه نمی دونستم
خندید و گفت: آها
پرسیدم: قیمتش چنده؟ که
سال قبل ساعت اداریم بیشتر بود نمیشدامسال که ساعت کلاسم بیشتره میشهچی؟اینکه ساعت نماز باهاشون برم نماز خونهاز شروع سال تا راه بیفته نشد برم، امروز که زنگ نماز شد به بچه ها گفتم میتونید برید و کلاس تعطیلِ، چند نفری میگفتن حسش نیست،منم گفتم باشه اجباری نیست.رفتم دفتر،کیفمو گذاشتم و آروم چادرو برداشتم و رفتم سمت نمازخونه ،رسیدم دمِ دربی هیچ سرو صدایی ،بچه ها میگفتن اِ خانم پورابراهیم میاد نماز ،کم کم سروصدا زیاد شد و بچه ها واسه کنارم بودن با
الان ک فکر میکنم اصلا دوست ندارم ازدواج کنم
ینی دوس دارم فقط با یک نفر ازدواج کنم ن خانوادش
من بهش دروغ گفتم ک با رفت وآمد مشکلی ندارم چون اون موقع فکر نمیکردم منظورش در این حد باشه!!
من خودمو میشناسم و در خودم نمیبینم ماهی سه چهار روز یا بیشتر بیشتر از ده نفر آدم تو خونه م باشن
من آدمی نیستم که فضای شخصی نخوام
آدمی نیستم ک بتونم با یک گروه آدم دیگه توی ی خونه زندگی کنم!
من بهش فکر کردم چون میدونستم خانوادش کیلومتر ها دورن
اما نمیدونستم رسمشون م
+ من تونسته بودم، خودتونم می دونید، من به خاطر شما همه کاری کردم ولی شما
-آخرش میرسیدیم به همین کار، کشش میدادیم بیشتر عذاب می کشیدی قبول کن.
+ من حلش می کردم ، شما اگه تا آخر پای قرارتون وایمیستادید حلش می کردم، نذاشتید نذاشتید.فقط میخواستید هموني بشه که میخواستید. 
-چرا درک نمی کنی، اون همه من اون شب حرف زدم توضیح دادم که تهش چی میشه، بازم داری حرف خودتو می زنی؟ که چون دلم میخواست درت آوردم؟ خودتم خوب می دونی من همیشه هرکاری می کنم واسه خودت
نکته اول: همه مواد هنگام پخت کیک بایستی به دمای محیط باشد بخصوص کره وگرنه موقع همزدن به تیغه همزن گیر می کنه
نکته دوم: آرد را با بکینک پودر مخلوط و حتما سه بار الک کنید.
نکته سوم: در کیک های کره ای حتما کره و شکر را 5 دقیقه خوب بزنید تا کرم بشه به پوکی کیک شما کمک می کنه
نکته چهارم: در کیک های اسفنجی سفیده را تا حدی بزنید که سفت بشه ولی آب نیندازد وگرنه کیک خوب نمی شه
نکته پنجم: مواد کیک اسفنجی را بعد از آماده شدن بلافاصله توی فر بزارید.
نکته ششم: در
سلام
خواب نمیرم
میخوام بازم برات بنویسم
از زندگی مجردی برات بگم.
هم خونم پسر بدی نیستاهل تسنن ولی اهل نماز و قران
هیچوقت فکر نمیکردم بتونم با یه نفر که حتی اعتقاداتش بامن فرق داشته باشه بتونم زندگی کنم.ولی زندگی از هموني که میترسی سرت میاره
آشپزیم خیلی خوب شده
لباس هامو با دست خودم میشورم
اتو میکشم
ظرف میشورم
ولی دوری از خانواده سخته
راستش تا ازشون دور نباشی نمیتونی بفهمی که چقدر دوسشون داری
الان زاهدان بودنت رو بیشتر درک میکنم
توی امامز
دیروز اتفاقی به مصاحبه‌ای از سلبریتی مورد علاقه‌م بر خوردم؛ در واقع من کسی نیستم که سلبریتی‌ها و زندگی‌شون رو دنبال کنم، یا اصطلاحا فن کسی باشم. به نظرم آدم اگه حتما می‌خواد طرفدار کسی باشه می‌تونه طرفدار مامانش باشه مثلا، یا طرفدار کسی که دوستش داره. به هر حال، از اون آدم‌هایی‌عه که 90 درصدتون نمی‌شناسیدش ولی داستان زندگی عجیب و غریبی داره. داشت می‌گفت بچه که بودم یه روز بابام من رو نگاه می‌کنه و برمی‌گرده به پسر عموم می‌گه این بچه ی
میدونی چیه.!؟
من خستم
من از دختر بودنم خستم
من،هموني که بزرگ ترین افتخارم دختر بودنم،بود.
قشنگ ترین رویاهام،تو دنیای دخترونم ام خلاصه میشد‌.
منی که به خودم و تمام دخترانگی هایم می بالیدم
به تمام دختران جهان می بالیدم.
به عظمت وجودشون به عظمت وجودم می بالیدم.
حالا خستم
از دختر بودنم خستم.
از این همه سختی و فشار خستم.
از این همه درد و رنج خستم.
اره خستم
از اینکه از پسر ۵ساله گرفته تا پیرمرد۵۰ ساله بهم تیکه بندازن خستم
از اینکه هر د
رو پاگرد پله نشسته بودم و داشتم با موبایل کار میکردم البوم بزرگ رو پلی کردم و صفحه گوشی قفل کردم .
+اونایی که اهل رپ باشن میدونن البوم بزرگ اگثرا ترک انگیزشی داره مخصوصا اون 3 تا ترک اول (بیتاب ، تا ته و اون یکی اسمش یادم نیست الان ) !
خلاصه که یه لحظه به پله های جلوم نگاه کردم و به این فکر کردم که چقدر ادم میتونه ازین پله ها درس بگیره !
اینکه برای بالا رفتن باید همین مسیر پله هارو فقط برم بالا !
اینکه برای بالا رفتن باید قدم به قدم هر پله رو جدا برم
سلام 
خواهش میکنم بگید مشکل کار من کجاست که هیچ کس منو نمی خواد؟
چند ماه پیش یکی اومد خواستگاریم که من از شرایطش خیلی خوشم اومد، یعنی معیارهایی که میخواستم رو داشت، ولی خب توی جزئیات زیاد ایده آلم نبود، اما برام اهمیتی نداشت. (مثلا ظاهرش روز اول به دلم نشست اما نه اینکه بگم خیلی زیبا بود یا هموني بود که همیشه تصور میکردم).
از قرار معلوم اونم از من خوشش اومده بود چون که دوباره تماس گرفتن و قرار بعدی رو گذاشتن .،  خلاصه بعد دو سه جلسه رفت و آمد آ
وارد مغازه شدم و مستقیم رفتم سراغش
گفتم: من و یادتون میاد؟
یه جوری چشماش و توی چشمام ریز کرد که انگار یادش نیست
ادامه دادم: من هموني ام که دیروز اومدم دو تا کتاب بردم از نشرِ.
پرید وسط حرفم و گفت: یادمه خیلی خوووبم یادمه
و کلمه ی »خوبم» و یه جوری کشیده و سوک تلفظ کرد که من تأکیدِ روی اون کلمه. و به یاد موندن عمدیش و متوجه بشم
خودم و زدم به اون راه و گفتم: می خواستم یکی از کتاب ها رو عوض کنم میشه؟!
گفت: چرا؟
گفتم: ازش یکی داشتم تو یخونه نمی دو
پیشنهاد میکنم اول پست پایین رو بخونید
 
یک سفر با اسنپ در قالب یک مسافر ( کلیک )
 
در اونجا و بخش اولش متن زیر رو نوشته بودم که
"    در انتها هم یک مقایسه بین 2 اپلیکیشن راننده و مسافر خواهم داشت و یک نکته فوق العاده مهم در خصوص کارکرد و کیلومتر که ارتباط مستقیم با بحث بنزین داره و تبعیضی که بین مسافر و راننده گذاشته شده! قضاوت با شما "
 
خب در این پست مقایسه آپ اسنپ مسافر و راننده هست که ببینید اسنپ چقدر به نفع مسافر گرفته و چقدر به نفع ؟؟؟؟
این متن رو ۶ ماه پیش، برای تبریک تولد بیست‌سالگیِ "ی" نوشتم، که خوندنش تو آخرین روزهای بیست‌سالگی‌ام، خالی از لطف نیست:)
 بیست‌سالگی همون شربت خاکشیرِ خنک و پر از تکه‌های یخ کوچولوییه که ظهر تابستون، خسته و کلافه از بیرون میای و چشماتو می‌بندی و یه سره میخوری‌اش. هموني که وقتی دستت میخوره به قطره‌های ریز سرد آب روی لیوانش، حالت جا میاد. بیست‌سالگی همون شربته است؛ همون‌قدر گوارا، همون‌قدر به اندازه و کافی و همون‌قدر کوتاه و گذرا حتی. ب
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای بهنام بانی به نام این عشقه
ترانه: کارن / ملودی و تنظیم: حامد برادران
دانلود موزیک این عشقه با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 

[کیفیت 128 با حجم 3.1 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 7.7 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Behnam Bani – In Eshgheh

متن ترانه ی این عشقه با صدای بهنام بانی:
خوبه که تو دل بستی به این عشق
تویی آخه بهترین عشق اولین و آخرین عشق
خوبه آخرش به تو رسیدم تورو به دنیا نمیدم
تورو دوست دارم شدیدا
این عشـقه که من و تو خوشبختیم
فاصله زمانی جغرافیای من و جایی که قراره خونه بعدیم باشه جوریه که وقتی اونا وسط خواب نازن ما خسته از کار برگشتیم. من استرس ساعات باقی مانده رو دارم و اون تو خواب نازه. حرفای بینمون میتونه زندگی منو از این رو به اون رو کنه ولی برای اون شاید فرقی نداشته باشه. همشم ته دلم میگم اگه بشه خوب میشه و حس میکنم بعدش چه راحتم. لحظه موعد میرسه و حرفاش هموني میشه که قراره زندگی من رو از این رو به اون رو کنه. دو سه تا جیغ خوشحالی میکشم و تموم میشه و وجودم پر از ا
بگید من خر کی رو بگیرم که بچه 17-18 ساله سیگار و گل میکشه و به مشروب خوردنش افتخار میکنه,خر کی رو بگیرم پارک شقایقی که قبلا میومدن همه ورزش میکردن,میدویدند,والیبال,بسکتبال بازی میکردند الان شده پاتوق کسی بدون سیگار توش نمیره
چرا پسرا با ده تا دختر دوست اند بیرون میرند بازم یه دختر تو خیابون میبینند سرشون میجنبه,دخترام همین طور
 هموني که امروز رفتیم این پارکه,من چند سال بود نرفته بودم,بعدم رفتیم پیش اون بچه ها که مست کرده بودند بهم گفت 21 سالت شد
امروز یک ایمیل پت ریه‌هکی در لیست پستی ساینتیفیک لینوکس / لینوکس علمی اعلام کرد که عمر این توزیع پر هیجان از گنو/لینوکس به پایان رسیده. من تقریبا ۴ ماه از سال گذشته رو روی ساینتیفیک بودم و منطقا از شنیدن خبر متاسف شدم. لینوکس ساینتیفیک لینوکسی هست/بود مبتنی بر سنت او اس که به طور خاص برای استفاده در پروژه‌های فرمی‌لب توسعه پیدا می کرد و از دلایل نصبش پایداری خیلی زیاد، سازگاری کامل با سنت او اس و البته هموني رو نصب کردن که CERN یا سازمان اروپ
سلام
میگه می دونی مشکلت کجاست؟
کجا؟
خیلی کمال گرایی! توقعت از آدم های اطرافت درسته امااااا اونچه که باید با اونچه که هست متفاوته، و تو توقع داری باید ها اتفاق بیافته!
می دونم که خیلی وقت ها هم صبر کردی در مورد هست ها! اما وقتی هی صبر می کنی و صبر می کنی و دیگه یه جایی صبرت تمام میشه و اینجور بهم میریزی! چون دلت می خواد بایدها اتفاق بیافته و نمی افته!
از وقتی زنگ زد، اومد و تا نزدیکای رفتنش نمی تونستم جلوی اشکام رو بگیرم. وقتی پشت گوشی گفت ظهر
امروز بالاخره به مشاوره رفتیم
تو این یک سال، چندبار این تصمیم رو داشتم، ولی آخرش بی خیال و پشیمون میشدم  و فکر میکردم فایده ای نداره
به آینده فکر نمیکردم و سعی میکردم با زندگی در حال، لذت ببرم. ولی تا کی می‌تونستم؟ تا کی به آینده فکر نکنم؟ بالاخره یه روزی با همون آینده قراره مواجه بشم نباید کوچکترین کاری انجام بدم که بعدا پشیمون نباشم؟
خلاصه
به خواسته خود ح. به مشاوره رفتیم، چون میگفت دیگه نمیدونه چه کار باید انجام بده و هر چی به ذهنش میر
درسمون‌ روش های تولید مثل بود. می خواستیم تولید مثل(تکثیر) مخمر رو زیر میکروسکوپ ببینیم. اول روش تولید مثلشو برای بچه ها توضیح دادم، بعد یکی یکی صداشون زدم بیان ببینن. بعد از این که قشنگ دیدن می گم خب بچه ها زیر میکروسکوپ چی دیدین!؟ یک صدا می گن قطره های آب|:
ایشونم یکی از همون نوابغن! هموني که دعا می کرد پرکاری تیروئید بگیره تا بلکه هرچی می خوره چاق نشه! از بانمک های کلاس
بعضی وقتا فکر می کنم تدریس چقدر می تونه فرساینده باشه. بعضی وقتا هم با خود
سلام .
میخواستم یک روش محاسبه رو بهتون یاد بدم . البته همونطور که قبلا بهتون گفته بودم ، ممکنه این روش رو یاد داشته باشین .
و البته خیلی هم چیز خاصی نیست و خیلی کوتاه هست و شما اگر یاد نداشته باشین میتونین خیلی سریع یاد بگیرین و در مسائلتون به کار ببرین . این رو هم بگم که برای همه ضربها کاربرد نداره و برای بعضیاشون کاربردی هست .
خب اول یک کاغذ و مداد و یا خودکار و یا هر چیز دیگه ای دارین بردارین ( فقط تو رو خدا ) ماشین حساب دستتون نباشه  . 
آماده این
۱- توی کتاب، نوشته طی یک مطالعه، یک چهارم از اینترن‌های رشته‌ی پزشکی، تجربه‌ی گل کشیدن دارن!۲- من نه تنها تا این لحظه گل نکشیدم، بلکه حتی سیگار هم نکشیدم. حتی یک بار.۳- احساس می‌کنم دارم با جامعه غریبه می‌شم. احساس می‌کنم جامعه، یا حداقل نسل من، داره به سمتی می‌ره که واسم غیر قابل تحمله. خیلی غیر قابل تحمل. بحث صرفاً سر سیگار نیست. سر گل هم نیست. همه چی همین‌طوره. روابط دختر و پسر هم همین‌طوره. نامردی و خیانت هم همین‌طوره. نمی‌دونم چطوری تو
امروز صبح مامان! اومد توی کلاس و وقتی دید تمیز نیست گفت اگه نمیخواین دستشوییا رو بشورین:| کلاستونو تمیز کنین. (رسما مدرسه رو پادگان کرده) رفتم از آبدارخونه جارو رو آوردم شروع کردم به جارو کردن کلاس و همینطور دعواشون میکردم و سرشون غر میزدم که "زیر پای خودتونم تمیز نمیکنید؟"فکر میکنن پرنسسن که اگه به جارو دست بزنن از شخصیت و جایگاهشون کم میشه:/ پوستشون خراب میشه و کهیر میزنن:| کمردرد گرفته بودم. بهشون میگفتم ازتون نفری ده تومن میگیرم کلاسو خودم
یا منتقم
 
 
سلام.
 
خداوند به من یک عدد گوشی خیلی خوب، با کیفیت دوربین (پشت و جلو) عالی و حافظه داخلی زیااااد عطا فرماید
یاگوشی الانم را سالم بنماید!
الهی آمین!
 
وای فای اش وصل نمیشه. هرررکار کردم درست نشد. گفتم شاید ویروسی چیزی گرفته! برگردونم به تنظیمات کارخونه بلکه درست شه!
برگردوندم، و درست نشد :(
و فقط کسی که مثل من همچین کاری کرده باشه میفهمه این چقدر غمگینه!
فک کن! کل پیامک ها. نرم افزار ها. یادداشت ها. شماره تلفن ها رو مجبور شی بک آپ بگیری.
فکر کنم عاشقش شدم!امروز همه‌چی به هم گره خورد، خواب موندم و سرویس دانشگاه هم دیر رسید. یعنی ساعت ۷ و نیم می‌خواستم برم دانشگاه، شد ساعت ۹ و ۲۳ دقیقه. اتوبوس حرکت کرد و آهنگی که دیشب رضا برام تلگرام کرده بود رو گذاشتم گوش کنم (صداش کنی - شاهین بنان). تا اینکه یکی بدو بدو اومد سمت اتوبوس و من فقط شال سبزش رو دیدم. سوار شد و شاهین بنان خوند "صداش کنی فقط بگه جانم، نگاش کنی بگه دوسِت دارم".فکر کنم عاشقش شدم!من به عشق توی یه نگاه اعتقاد دارم. هرچی هم که
یادتونه قبلا حرف از آقا تورج بود؟
جدیدا یه تعویض روغنی منصف تر پیدا کردم که خیلی حرفه ای تر از آقا تورجه! تازه متوجه شدم آقا تورج سرم کلاه میذاشته! هر دفعه میرفتم یه مدل روغن میریخت! می گفت کمیابه! هفته پیش آقا جواد رو یافتم که هموني که میخواستم رو ریخت تو حلقوم اسب سفیدم! از مشتریاش که صف بسته بودند پرسیدم چطوره مطوره کار این آقا جواد؟ گفتن صف ماشینا رو جلوی مغازه اش ببین؟ چرا مغازه بغلی صف نداره؟ اونجا بود که ایران چک پنجاه هزارتومنی ام(بجای
قسمت اول فصل آخر گات رو دیدم.تهش یه سری جدید از HBO تبلیغ کرد به اسم چرنوبیل.پارسال کتابش رو خوندم.حتی لوگوی اسم فیلم هم هموني بود که تو کتاب نوشته بود:از هم پاشیدن همه چیز.یکم از کتاب رو با هم بخونیم:
اون شروع کرد به تغییر کردن. و من هر روز انگاری با آدم دیگه ای روبرو میشدم.آثار سوختگی کم کم داشت خودشو نشون میداد:رو دهنش رو زبونش رو گونه هاش.اولش به نظر میرسید یه سری زخم جزئی باشن ولی بعد شورع کردن به بزرگ و پوسته پوسته شدن درست مثل یه لایه ی سفید.
گفته بودم که نمی‌روم. حوصله نداشتم که بروم، اما رفتم. بابا چه می‌گفت؟ "نه خود می‌روی، می‌برندت به زور".
نشسته بودم روی صندلی و به اطراف نگاه می‌کردم. لبانم خسته‌تر از آن بودند که لبخند بزنند، اما مال او نه. گفت: "تو چی می‌خوری؟" گفتم: "نمی‌دونم، هرچی تو می‌خوری. فقط." حرفم را قطع کرد: "می‌دونم، قهوه تلخ دوست نداری." و دستش را بلند کرد و آهسته چیزی به گارسن گفت. چند دقیقه طول کشید تا پسر برگردد و لیوانی را جلوی او و ماگی که ازش بخار بلند می‌شد ر
 بسم رب الفاطمه اهرا
گاهی از اینکه شما را مادر خطاب میکنم ازینکه هی خودم را به شما منسوب میکنم ازینکه با پررویی تمام اسم خودم را دختر بی بی گداشته ام ازین دست بالا گرفتن خودم .میخواهم بمیرم،بمیرم بابت این جسارت
من از کجا؟دختری شما از کجا؟
من غبار قدم فضه تان هم نیستم مادر جان چه برسد به دختر شما!!!
 
وقتی به شما می‌اندیشم، از دست‌های تهی خویش شرمسار می‌شوم و بغضی که هر از گاهی میهمان گلوی خشک و گرفته‌ام است، آرام‌آرام می‌شکند و بر پهنای
بیا فکر کنیم تا ده سال دیگه من زبان فرانسه و انگلیسی رو یاد گرفتم. میتونم بخونم بنویسم فکر کنم حرف بزنم. فوق العاده است حس فکر کردن بهش. این که یه دختر سیو پنج سالم و به آرزوم رسیدم. البته تازه اول راهم ولی چه کیفی میده حتی فکر کردن بهشم منو سر ذوق میاره. فکر کنم تا اون موقع ارشدمو رشته فلسفه خوندمو تمومش کردم. فکر کن میخوام عکاسی کنمو مجموعه هام همچنان روشون کار کنم. فکر کن کلی کتاب خوندم و شاید خیلی نا آگاهیم کمتر شده. فکر کن چه لذتی میده بهم. ام
آدمی به امید زنده است». زیاد این جمله رو شنیدم. نمی‌دونم این جمله چقدر برای بقیه آدما درسته ولی برای من تا حد زیادی صادقه.
از بچگی تا الان که نزدیک فارغ‌التحصیلی هستم و دارم لیسانسم رو می‌گیرم با یه مشکل زندگی کردم. این مشکل محرک و مشوق من به سمت مرگ و در مقابل، امید مشوق من به مبارزه و ادامه‌دادن بود. مشکل هنوز قرص و محکم سر جاشه. اما شعله‌ی امید داره کم‌کم خاموش میشه.
دوران راهنمایی بود که فهمیدم من با بقیه فرق دارم. جدایی من از اونجا شروع
آدمی به امید زنده است». زیاد این جمله رو شنیدم. نمی‌دونم این جمله چقدر برای بقیه آدما درسته ولی برای من تا حد زیادی صادقه.
از بچگی تا الان که نزدیک فارغ‌التحصیلی هستم و دارم لیسانسم رو می‌گیرم با یه مشکل زندگی کردم. این مشکل محرک و مشوق من به سمت مرگ و در مقابل، امید مشوق من به مبارزه و ادامه‌دادن بود. مشکل هنوز قرص و محکم سر جاشه. اما شعله‌ی امید داره کم‌کم خاموش میشه.
دوران راهنمایی بود که فهمیدم من با بقیه فرق دارم. جدایی من از اونجا شروع
سلااااااام دوستای عزیزم
اینم نتیجه ورکشاپ کیک فوندانتم که کلی دوق کردم براش، هموني شد که میخواستممممم ی کیک شیک و خوشمزه با فیلینگ موز و گردو
کلی اتفاقای قشنگ افتاد، گیپور درست کردیم و چسبوندیمش اون گوشه، مولد پاپیونی که استاد عزیزم خریده بودو افتتاح کردیمو پاپیون خوشملمونو چسبوندیم کنار گیپور کلیییییییی هم با خمیر فوندانت گل رز درست کردیم و گذاشتیم روی کیک مگه داااااااریم ازین قشنگتر؟؟؟؟!!!
اولش ک خواستم این کلاسو برم باخودم فکر میکرد
امروز اصلا شبیه روزای دیگه نبود با این که در ظاهر مثل روزای دیگه است. دیشب ساعت ۹ خوابم برد یه دور ساعت ۱۲ بیدار شدم یدور سه هردوشم کتاب خوندم یه ذره بعد باتریم تموم شد خوابم برد. ساعت سه البته صبحونه هم خوردم نمیخواستم بخوابم اما خوابم زیاد شده. تقصیر من چیه. من که حالم خوب بود. تقصیر قرصی که بو گند گرفته معلوم نی چشه. نمیشه هم که خوردش. خلاصه دوباره پر خوابی اومده سراغم :( زودتر برم تهران ببینم چیکار کنم. دکترم که سفره معلوم نیست کی بیاد :(  الان
سلاااااااام دخترا چه خبرا ؟؟؟ خوبین ؟؟؟ بعد از مدتها با انگیزه کافی اومدم بنویسم 
چه خبرا از کنکور جوووووون ؟ 
بهتره از این زمان باقیمونده استفاده کنی و کلی بزنی جلو از اونایی که هی میگن میخوام از مهر شروع کنم 
تا قبل از اینکه وارد فاز آزمون دادن بشی بهتره که یسری فصلای بد قلق و یا فصلای پایه رو که میدونی پیش نیاز هستن بخونی که ایشالله اول مهر با انگیزه کافی بری سر جلسه آزمون و بتری .
من با خودم حرف میزنم از خط پایینی ولی میدونم که حرفام هم
امروز در آخرین سطرهای این پست هالی همینه، آهنگ هندی‌ای رو شنیدم که من رو برد به سال‌ها پیش. اسم این آهنگ Teri Meri (مال من مال تو) هست و برای فیلمی هندی به اسم بادیگارد ساخته شده. می‌تونید صحنه‌هایی از فیلم رو همراه با آهنگش در یوتیوب ببینید.
من ورژن بی‌کلام این آهنگ رو حدود شش سال پیش در لیست آهنگ‌های عاشقانه هندی سانگ‌سرا شنیده بودم. اما در بین آهنگ‌های این لیست یک آهنگ دیگه من رو مجذوب خودش کرد. آهنگی که تا سال‌ها فکر می‌کردم بی‌کلام هست ا
روزهای افسردگی حاد هم گذشت و الان سعیمو میکنم که خوشحال باشم! فکر کردن به درد و رنج بقیه تا اطلاع ثانوی ممنوعه، پس از یادآوری هر غصه جمله‌ی " گور بابای تک تکشون" پیشنهاد میشه و بیکار نشستن حتی برای یک ثانیه حرام است. 
اینترنت وصل نشد که تشد! فدای سرم :/ اصلا هیچ وقت وصل نکنن. بازار سیاه اینترنت الحمدلله موجوده، دوستانی که سرور دارن، همین الانشم دارن ساعتی به قیمت گزاف نت میفروشن، و خدا خیر بده به کسانی که درآمدزایی از این شیوه رو هم به ملت آموزش
فردا قراره ببرنمون کارخونه ی مس.قراره هم معدن مس و هم کارخونه ی مس رو ببینیم.جایی که از وقتی که با این رشته ی تحصیلی آشنا شدم آرزو داشتم ببینم و اون جا کار کنم. :)
فردا صبح باید ساعت 5:30 صبح دم در خوابگاه باشیم. =o
یکی از استادهامون،هموني که گفتم شبیه یکی از معلم های دبیرستانمه،عجیب با خانم ها مخالفه. :/ یعنی در حدی که سر کلاس به همه ی پسرها می گه مهندس ولی به خانم ها فقط می گه خانم.بعضی اوقات آدم فکر می کنه کلمه ی خانم هم به زور اول فامیلمون می گه.این
امروز عصبانی ام از یک جا و از یک جای دیگه دپرسم :/ بعد خسته ام هستم .
از صبح ساعت ۸:۳۰ تا ۱۲ یکسره سر کلاس بودم و داشتم مینوشتم و کلییییییی درس داد (حقوق و دستمزد) خیلی خفنن ولی خاب زیاد بود نمیدونم چرا زیاد زیاد داره درس میده و میگ وقت ندارم :/ مقدماتی ک ۲ ماه طول کشید !
دپرسم چون برای کار زنگ زدم و توی اگهی فقط زده بود از ۱۴ تا ۱۸ و من فک کردم ساعت کارش :( کلی براش ذوق مرگ شدم ولی بعد ک زنگ زدم گف ساعت کار از ۸ صبح تا ۶ عصر ://// بعد تازه اونم ساعت تماسش ب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب