نتایج پست ها برای عبارت :

دانلودرمان شوکران هوس ‏PDF

( تولدم )
چو شوکران بوده اگر
یه وقتایی همچو عسل
شاد بودم، یا خون جگر
گذشت یک سال دگر
عمری که چار نعل می تازه
خفته به خواب غفلتیم
اگر که خوب بودم، یا شر!
از این کتاب عمرِ من
ورق خورده برگِ دگر
وقتی صدای گریه ام 
رسید بر گوش پدر
ماما می گفت مژده حاجی
خدا به تو داده پسر
به یمنِ شادیِ خبر
گشته فناااا.
.موجودی جیب پدر!
پ ـ ن
بنام خدا
با سلام به دوستانم و اساتید محترم
خوشحالم که خداوند ثروت زیادی بر من عطا نموده
چه ثروتی بالاتر از شما؟
و مهمتر 
ثروتی با
در حالی که وسوسۀ تخته کردن درِ همه‌چیز دارد مغزم را می‌جود به آن بی‌اعتنایی می‌کنم؛ شاید دلیلش این باشد که دیشب برای اولین بار از اینکه یک دروازه‌بان شوت پنالتی تیم مقابل را دفع کرد فریاد شادی کشیدم؛ البته شکیبایی‌ام برای فوتبال دیدن چند ثانیۀ بعد ته کشید و رفتم سراغ دیدن دو اپیزود آخر فصل دوم فرندز که به‌واقع شکیبایی چندانی نمی‌طلبید. و بعد از هضم این حقیقت که خنده و شادی و شادمانی سه مقولۀ کاملاً جداگانه هستند، شب را به پایان رساندم.
از زبان تمام مادران شهدای گمنام
تقدیم به مادر شهید بهروز صبوری :

هی تیک و تاک بود و مدام انتظار بود
در من هزار ساعت شماطه دار بود
فکرم هنوز عطر خوش سبز سیب داشت
چشمم عجیب گریه ی امن یجیب داشت
نقش تو را به پیکر هر خواب میزدم
عکس تو را به سینه ی هر قاب میزدم
گفتی خزان به برگ بهارت نمیزنی
مردی و زیر قول و قرارت نمیزنی
جارو زدم از این دل خسته ممات را
پاشیدم آب چهره ی زرد حیاط را
تا که بیای و پای مرا بالشت کنی
این خسته را نهفته در آرامشت کنی
تا کی تو را
نخست ، هیچ نبود . بیابان بود ، و باران بود ، و سنگ . باران ، هزاران سال بی وقفه بارید ، بیابان دشت شد ، باران رودی شد ، در طلب دریا . بی که بداند گرداگرد بیابان می چرخد بیهوده ، چرخید و ثانیه ای از سماع خود باز نماند ، بی خبر از گم کردن قبله. سنگ تنها بود ، و شبها می گریست ، به آواز بلند ، اندوه تنهاییش را . رود ، رود سرمست تن سنگ را شستشو می داد به معبد آبی اندوه گین بیابان . سنگ ، در آغوش رود خروشید و خراشید و فروکاست . قرن ها می گذشتند وسنگ می کاهید و م
نخست ، هیچ نبود . بیابان بود ، و باران بود ، و سنگ . باران ، هزاران سال بی وقفه بارید ، بیابان دشت شد ، باران رودی شد ، در طلب دریا . بی که بداند گرداگرد بیابان می چرخد بیهوده ، چرخید و ثانیه ای از سماع خود باز نماند ، بی خبر از گم کردن قبله. سنگ تنها بود ، و شبها می گریست ، به آواز بلند ، اندوه تنهاییش را . رود ، رود سرمست تن سنگ را شستشو می داد به معبد آبی اندوه گین بیابان . سنگ ، در آغوش رود خروشید و خراشید و فروکاست . قرن ها می گذشتند وسنگ می کاهید و م
شش ساله بودم که اولین بار رفتم سینما. قبلترش رو به یاد ندارم. فیلم "کلاه قرمزی و پسر خاله" بود. کلاه قرمزی زل می زد به تلویزیون پشت شیشه مغازه و محو صحبت های آقای مجری میشد. من زل میزدم به پرده ی سینما و محو تماشای داستان پسر بچه ی ساده و خوش باوری می شدم که به مهربونی آقای پشت قاب شیشه ای اعتماد کرد و راهی غربت شد. هشت سال بعد وقتی "کلاه قرمزی و سروناز" ساخته شد باز رفتم سراغ همون پرده جادویی که قرار بود من رو به دنیای آدم خوبا و قصه هاشون ببره. اما
دانلود رمان ماه مه الود جلد 1 و 2 و 3
نسخه:پی دی اف با کیفیت بالا
تعداد صفحات جلد یک:299
تعداد صفحات جلد دو:268
تعداد صفحات جلد سه:354
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دانلود رمان ماه مه آلود pdfدانلود رمان ماه مه الود منxدانلود رمان ماه مه آلودxدانلود رمان ماه مه آلود بدون سانسورx
 
دانلود رمان ماه مه الود جلد اول دوم سوم
 
may-cover-1-0.blog.ir
 
Translate this page
Mar 4, 2017 - دانلود رمان ماه مه الود جلد اول دوم سوم. . ۹۵/۱۲/۱۴. عنوان دومین مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب