نتایج پست ها برای عبارت :

داوود هزینه در گذشت

بیوگرافی بازیگران

 نام و نام خانوادگی
رضا داوودنژاد

تولد
     ۱۳۵۹

والدین
  علی رضا داوودنژاد

ملیت
   ایران

پیشه
    بازیگر

سال‌های فعالیت
  ۱۳۶۵-اکنون

همسر(ها)
     غزل بدیعی

مدرک تحصیلی
     دیپلم علوم انسانی
 
ادامه بیوگرافی را در لینک زیر بخوانید:
بیوگرافی رضا داوود نژاد + تصاویر رضا داوود نژاد و همسرش
بیوگرافی رضا داوود نژاد بیوگرافی رضا داوود نژاد و همسرش بیوگرافی کامل رضا داوود نژاد تصاویر جدید رضا داوود نژاد تصاویر رضا داوود
بیوگرافی بازیگران

 نام و نام خانوادگی
رضا داوودنژاد

تولد
     ۱۳۵۹

والدین
  علی رضا داوودنژاد

ملیت
   ایران

پیشه
    بازیگر

سال‌های فعالیت
  ۱۳۶۵-اکنون

همسر(ها)
     غزل بدیعی

مدرک تحصیلی
     دیپلم علوم انسانی
 
ادامه بیوگرافی را در لینک زیر بخوانید:
بیوگرافی رضا داوود نژاد + تصاویر رضا داوود نژاد و همسرش
بیوگرافی رضا داوود نژاد بیوگرافی رضا داوود نژاد و همسرش بیوگرافی کامل رضا داوود نژاد تصاویر جدید رضا داوود نژاد تصاویر رضا داوود
بیوگرافی بازیگران

 نام و نام خانوادگی
رضا داوودنژاد

تولد
     ۱۳۵۹

والدین
  علی رضا داوودنژاد

ملیت
   ایران

پیشه
    بازیگر

سال‌های فعالیت
  ۱۳۶۵-اکنون

همسر(ها)
     غزل بدیعی

مدرک تحصیلی
     دیپلم علوم انسانی
 
ادامه بیوگرافی را در لینک زیر بخوانید:
بیوگرافی رضا داوود نژاد + تصاویر رضا داوود نژاد و همسرش
بیوگرافی رضا داوود نژاد بیوگرافی رضا داوود نژاد و همسرش بیوگرافی کامل رضا داوود نژاد تصاویر جدید رضا داوود نژاد تصاویر رضا داوود
بیوگرافی بازیگران

 نام و نام خانوادگی
رضا داوودنژاد

تولد
     ۱۳۵۹

والدین
  علی رضا داوودنژاد

ملیت
   ایران

پیشه
    بازیگر

سال‌های فعالیت
  ۱۳۶۵-اکنون

همسر(ها)
     غزل بدیعی

مدرک تحصیلی
     دیپلم علوم انسانی
 
ادامه بیوگرافی را در لینک زیر بخوانید:
بیوگرافی رضا داوود نژاد + تصاویر رضا داوود نژاد و همسرش
بیوگرافی رضا داوود نژاد بیوگرافی رضا داوود نژاد و همسرش بیوگرافی کامل رضا داوود نژاد تصاویر جدید رضا داوود نژاد تصاویر رضا داوود
بیوگرافی بازیگران

 نام و نام خانوادگی
رضا داوودنژاد

تولد
     ۱۳۵۹

والدین
  علی رضا داوودنژاد

ملیت
   ایران

پیشه
    بازیگر

سال‌های فعالیت
  ۱۳۶۵-اکنون

همسر(ها)
     غزل بدیعی

مدرک تحصیلی
     دیپلم علوم انسانی
 
ادامه بیوگرافی را در لینک زیر بخوانید:
بیوگرافی رضا داوود نژاد + تصاویر رضا داوود نژاد و همسرش
بیوگرافی رضا داوود نژاد بیوگرافی رضا داوود نژاد و همسرش بیوگرافی کامل رضا داوود نژاد تصاویر جدید رضا داوود نژاد تصاویر رضا داوود
بیوگرافی بازیگران

 نام و نام خانوادگی
رضا داوودنژاد

تولد
     ۱۳۵۹

والدین
  علی رضا داوودنژاد

ملیت
   ایران

پیشه
    بازیگر

سال‌های فعالیت
  ۱۳۶۵-اکنون

همسر(ها)
     غزل بدیعی

مدرک تحصیلی
     دیپلم علوم انسانی
 
ادامه بیوگرافی را در لینک زیر بخوانید:
بیوگرافی رضا داوود نژاد + تصاویر رضا داوود نژاد و همسرش
بیوگرافی رضا داوود نژاد بیوگرافی رضا داوود نژاد و همسرش بیوگرافی کامل رضا داوود نژاد تصاویر جدید رضا داوود نژاد تصاویر رضا داوود
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
خرید با تخفیف ویژه کتاب راز قتل آقامیر و داستان های دیگر اثر داوود غفارزادگان
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
برای خرید با تخفیف ویژه کتاب راز قتل آقامیر و داستان های دیگر اثر داوود غفارزادگان یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.کتاب راز قتل آقامیر و داستان های دیگر اثر داوود غفارزادگان
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و خرید با تخفیف ویژهمشاهده مطلب در کان
اولین سرگشتگی _ دیدار با خانواده شهید داوود شریفی
برداشتی از صحبت های مادر شهید داوود شریفی که در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۸ به دیدارشان شرفیاب شدیم
 
کادوی روز مادر
روز مادر بود. دل توی دلم نبود. داوودم گفته بود میاد با کادوی روز مادر ☺️ سه ماه بود که ندیده بودمش. از بچه ها و نوه ها هم دعوت گرفته بودم, قرار بود گوسفند قربونی کنم. همه اومدن جز داوود!
چهار روز گذشت, علی آقا دوست داوود اومد دم خونه, سیاه پوشیده بود. گفت داوودم زخمی شده, بردنش بیمارستان.
حیف آن عمری که او بی عشق جانبخشا گذشت،
حیف آن عشقی، اگر با داد و واویلا گذشت.
غرق بادا در گنه، قلبی نورزد عشق پاک،
حیف عمر فاسقی از این جهان رسوا گذشت.
حیف عمر ابلهی، عمری پی دولت دوید،
حیف عمر عاقلی، با هرزه و رؤیا گذشت.
لال گردد آن زبانی که نمی گوید خدا،
حیف آن امت، که او بی دین و بی تقوا گذشت.
بی کفن میرد غریبی، نیست ایرادی دگر،
حیف آن مرگی اگر بی ذکر "لا الا"گذشت
مکّه و مینا نرفتی جرم نبود پیش حق،
حیف عمر غافلی، با ساغر و مینا گذشت.
جور دنیا هم گ
برداشتی از صحبت های مادر شهید داوود شریفی که در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۸ به دیدارشان شرفیاب شدیم
 
کادوی روز مادر
روز مادر بود. دل توی دلم نبود. داوودم گفته بود میاد با کادوی روز مادر ☺️ سه ماه بود که ندیده بودمش. از بچه ها و نوه ها هم دعوت گرفته بودم, قرار بود گوسفند قربونی کنم. همه اومدن جز داوود!
چهار روز گذشت, علی آقا دوست داوود اومد دم خونه, سیاه پوشیده بود. گفت داوودم زخمی شده, بردنش بیمارستان. قلبم بی قرار شد.آماده شدم که برم بیمارستان پامو ک
برداشتی از صحبت های مادر شهید داوود شریفی که در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۸ به دیدارشان شرفیاب شدیم
مادر.اول مدافع حرم تو بوده ای و همه ی مدافعان از حریم اسلام, درس دفاع را از تو آموخته اندپس باذنک بسم رب الشهدا و الصدیقین
 
کادوی روز مادر
روز مادر بود. دل توی دلم نبود. داوودم گفته بود میاد با کادوی روز مادر ☺️ سه ماه بود که ندیده بودمش. از بچه ها و نوه ها هم دعوت گرفته بودم, قرار بود گوسفند قربونی کنم. همه اومدن جز داوود!
چهار روز گذشت، علی آقا دو
دقیقا چند سال پیش بود‌‌.
بهمن ماه.
تعداد خواب های واقعی یا به نگاه دین، رویاهای صادقانه، بیشتر شده بود.
با مرگ دوستم شروع شد و به.
یادم نیست به چی ختم شد.
اون زمان دانشجو بودم، حاج اقای دانشگاه میگفت احتمالا غلبه شیطانی هست که خواب های واقعی میبینی، خواب هایی که واقعا اذیتم میکرد.
گذشت و گذشت و گذشت تا با یه سری از ادعیه و این چیزها بهتر شدم، تا این چند روز.
انگار دوباره رویاهای صادقه برگشتند.
 
زهرای بابا سلام
امروز 20 ماه می شود که از پیش ما رفته ای. برابر همه روزهایی که اینجا پیش ما بودی و به زندگمیان شادی بخشیدی. این 20 ماه عمر شیرینت برای ما زود گذشت خیلی زود اما 20 ماه نبودنت هم زود گذشت آن قدر زود که باورمان نمی شود 20 ماه است که پرکشیده ای. زود گذشت اما به تلخی. آن قدر تلخ که گاهی شیرینی بودنت را از یاد می بریم
 
سهم من از تو عکس هایی شده است که نبودنت را به من یادآوری می کند
سهم من از تو عکس هایی شده است که نبودنت را به من یادآوری می کن
سید محمد داوود ناصری نماینده‌ی دایکندی امروز (چهارشنبه، 6 قوس) در مجلس، صالح را کودک بی‌تجربه» خواند و اضافه کرد که بهتر است این کودک برای فراگیری اخلاق ی و اخلاق اجتماعی برای خود استاد استخدام کند. "کسی که دو ماه قبل با گذاشتن کلاه هزارگی خود را هزاره خوانده بود؛ اکنون بعد از ختم پروسه رای‌دهی می آید و هزاره‌ها را توهین می‌کند".
ادامه مطلب
در یکسالی که گذشت چالش های زیادی رو پشت سر گذاشتم 
خیلی زیاد 
بارها تا مرز سقوط رفتم اما به یک مویی خودم رو بند کردم و در هوا معلق ماندم 
بارها شکستم و باز خودمو جمع کردم 
بارها افتادم و باز لنگ لنگان به راه افتادم 
.
.
.
اگر میدانستم پاداش این روزهای سختی که گذارندم چنین روزهای شیرینی است، تمام روزهای تلخ گذشته را با کمال میل به  آغوش میکشیدم . 
این روزها انقدر شیرین است که وقتی به گذشته ای که گذشت مینگرم با لخند میگویم چه خوب گذشت :) 
در یکسالی که گذشت چالش های زیادی رو پشت سر گذاشتم 
خیلی زیاد 
بارها تا مرز سقوط رفتم اما به یک مویی خودم رو بند کردم و در هوا معلق ماندم 
بارها شکستم و باز خودمو جمع کردم 
بارها افتادم و باز لنگ لنگان به راه افتادم 
.
.
.
اگر میدونستم پاداش این روزهای سختی که گذروندم چنین روزهای شیرینی، تمام روزهای تلخ گذشته را با کمال میل به  آغوش میکشیدم . 
این روزها انقدر شیرینه که وقتی به گذشته ای که گذشت نگاه میکنم با لبخند میگم چه خوب گذشت :) 
خورشت داوود پاشا یکی از غذاهای سنتی  کشور ترکیه است که از گوشت چرخ‌کرده، پیاز، نعناع و رب انار درست می‌شود و  طعمی ملس یا ترش دارد.
  
داوود پاشا یکی از معروف‌ترین  خورشت‌های کشور ترکیه است که در ایران هم طرفداران بسیاری دارد. شاید دلیل  اینکه این خورشت در ایران با استقبال روبرو شده است، این باشد که طعم آن  شباهت زیادی به خورشت فسنجان دارد. خورشت داوود پاشا علاوه بر شباهت ظاهری، در مواد هم شباهت زیادی به خورشت فسنجان با گوشت قلقلی دارد.
مو
 
 
#داوود خان امیر اعظم کلهر# فرزند عباس اسدبگ ، ایشان نیز نوه ی عبدالمحمد جد تیره ی عبدالمحمدی که از قدیم الایام یکی تیره های صاحب نام گیلانغرب بوده اند، می باشد.
داوود خان پس از چند دهه جنگ و ستیز های طایفه ای ابتدا موفق به کسب جایگاه کدخدایی طایفه خالدی و سپس با سرکوب یا مصالحه با دیگر کدخدایان طوایف ایل کلهر از جمله اکبرخان خمان گیلانی، قادرخان موسی بگ گیلانی، اکبرخان سیاه سیاه، امین اله خان منصوری ، نعمت اله خان شیانی، فرج اله خان منیشی
مغزم، دلم، روحم، جسمم مدام طعنه می‌زنند که ۲۸ام هم گذشت، پس چه شد آن وعده و وعیدها و من خودم را به کوچه علی چپ زده و طعنه‌ها را بی پاسخ گذاشته و به باقی کارهای مانده مشغول می‌شوم. به "خود" قول داده‌ام، تیر نگذرد، جهادیِ تیر نگذرد.تا یار که را خواهد!
اگر از تهرانی‌ها بپرسی، امامزاده داوود را خوب می‌شناسند. در ذهن بسیاری از تهرانی‌ها زیارت امامزاده داوود ، حس و حال دیگری دارد. انگار که خاطره معنوی زیارت این امامزاده با نوعی لذت و هیجان گره خورده است. امامزاده داوود تهران هرآنچه بخواهید در کنار هم دارد. حال و هوای معنوی، آب و هوای خوش، مسیر زیبا، دیدنی‌های بسیار، خرید و هیجان همه را در گشت و گذار نیم روزه خود در امامزاده داوود تجربه خواهید کرد. با سفرزون همراه باشید تا امامزاده داوود ت
اینقدر این چند روزه برام زود گذشت ( هیچ هفته ای اینطور نبودا اما این هفته چون یکشنبه امتحان اقتصاد دارم باید همه مهمونی برگزار میکردن ) که یادم رفت امروز یکم آذره و حدود دو ساعت دیگه وارد دو آذر میشیم
آذر عزیز مثل آبان باش که زود گذشت و مثل مهر تا جایی که میتونی همانند کش شلوار کش نیا !! 
خوش اومدی
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز. پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا باید چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز. پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا باید چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی
یا ابافاضل ادرکنی
ابی داوود کتب معتبر زیادی دارد یکی از آنان سنن ابی داوود است،
ایشان حدیثی از قول پیامبر رحمت صل الله علیه وآله وسلم چنین نقل میکند
که اگر کسی مسلمانی را به قتل برساند خودش را در جهنم و مقتول را در بهشت ببیند
معاویه چندین هزار مسلمان را به شهادت رساند؟
عایشه در جمل و جنگ با خلیفه ای که مردم اورا انتخاب کرده بودند چند نفر را به شهادت رساند؟
 
خیلی عجیب است در دیدگاه اهل سقیفه بنی امی
پسرِ مادر صد و هشتاد و سه روزه شده است. یعنی پایان شش ماهگی و آغاز نیم سال جدید زندگی اش. نمی دانم زود گذشت یا نه. نمی دانم سخت گذشت یا آسان. نمی دانم خوش گذشت یا ناخوش. با خودم که فکر می کنم می بینم زود گذشت ولی یادم نمی رود آن شب هایی که آرزو می کردم زودتر ساعت چهار صبح شود و پسرک خواب. شب هایی که شبش کش می آمد و صبحش برای آمدن ناز و عشوه. با خودم که فکر می کنم به این نتیجه می رسم آسان بود اما یادم نمی رود ترس و دردهایی که کشیده ام. شادی ها و خوشی هایی
 هرروزیه مشغله یاچالش جدید منو بخود مشغول می کنه وهردل مشغولی که دردنیایی از احساس غوطه وراست رنگ تک تک موهای منو سفید وسفیدترمی کنه .
هرروز که می گذرد نشان از کوتاهی فرصت های زندگی است . درخیابان وکوچه وبازار دنیایی جدید درپیش رو هست که ما هم گوشه ای از ان هستیم دنیایی متعلق به نسلی جوان ترازما . وهمتراز های ما هرکدام به نوعی سردرگریبان خود وزندگی با هزاردل مشغولی این ور وان ور می روند وبادیدن هم سن خود گویی همزبانی دردنیایی نااشنایی جوان ه
کماکان دی ماه. 
فردا میریم که پس‌فردا بریم بوشهر.
کماکان در انتظارِ برجِ 12.
کماکان کمی مبهم.
یه سرمایِ نه چندان قوی هم خوردم.
کماکان در حال گذرانِ فصل های بی خود.
طراحی سایتم تموم شد، دارم برنامه ریزی هاشو انجام میدم.
کماکان شب زنده دار.
حیف از پاییزی که بی خود گذشت.
حیف از زمستانی که بی خود خواهد گذشت.
 
 
 
من، شباهت های دردآلود با در» داشتماز فشار بی کسی دیوار، در بر داشتمتکیه ام بر شانه ی دیوار بود و مثل دراز عبور او دلی در سینه پرپر داشتممی گذشت از من، عبورش درد و درمان بود و منسخت بر اعجاز چشمی ناز، باور داشتمدست در دست یکی که من نبود، از من گذشتقژقژی در سینه انگاری ترک برداشتمچینی قلبم ترک برداشت، ویران تر شدمدردهایی بود و من، یک درد دیگر داشتممی رود با یاری جز من، می رود با رفتنشمثل زلف او به باد آنچه که در سر داشتممن گذرگاهی برایش
این چند وقت به سختی گذشت ، تنهایی بعد یه مدت بزرگت میکنه . بی نیاز باشید از آدم ها که فک میکنن تو نیاز به اونا داری . بهشون هرگز اجازه ندید واستون تصمیم بگیرین .
اگه مثل من کل شق و یه دنده تشریف داری واسه تجربه  ت هزينه کن آدمات رو بشناس ، یه جای بنویس شاید یکی به دردش خورد . راستش من آدم ها رو همیشه از نگاه خودم دیدم ، تحلیل کردم . اینا شد .
اونای که زیاد از خودشون تعریف میکنن ، آدم ها مورد اعتماد نیستن شاید واقعا دانش چیزی داشته باشن ولی آدم های موف
 
شاید قرار است حر تو باشم.
 
**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**
 
**********
 
این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت / آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت
 
این هفته هفت روزِ به ظاهر گذشتنی / بر من ولی عزیز دلم قرن‌ها گذشت
 
در خارزارِ حوصله هایت دویده ام / حالا ببین چه بر سَرِ این دست و پا گذشت
 
هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد / جانم به لب رسید ولی، جمعه تا گذشت
 
گفتند جمعه بوی تو می آورد نسیم / اما نسیم آمد و سَر در هوا گذشت
 
خورشید هم هوای مرا تازه تر ن
 
فتوکلیپ دو دوبیتی گیلکی از داوود خانی‌خلیفه‌محله در وبگاه آپارات
بشیِ و تاسیونی اَنبسابو            
دیلَ مِئن سنگینابو غم ببو کو
بونه با این همه چوشم‌اینتظاری       
بی‌یِه بَیْنم تره هنده مو لاکو!
شلمان؛  19 دی‌ماه 1398 – داوود خانی‌خلیفه‌محله
می‌یاریْ‌جون بمونی بو که بشّو       
ریفاقَ جونَ‌جونی بو که بشّو
مِه‌بَه فانوس بأرین سیه‌شؤئنِه                  
پوره نورَ جوونی بو که بشّو
بازسُرایی؛ 19 دی‌ماه 1398 – داوود خانی‌
روزی که شروع کردم فقط  یک دختر هفده ساله بودم
حالا وقتی به خواسته ام میرسم
یک دختر بیست ساله می شوم
هیفده سالگی،  هیجده سالگی و نوزده سالگی ام
به اشک و اه گذشت
به غم و نرسیدن گذشت
به خواستن و نتوانستن گذشت
من حتی اگر به خواسته ام برسم به ماه ها روانشناسی و کمک نیاز دارم تا دوباره به خودم برگردم اگر برگردم 
سه سال اسیر شدن کم نیست 
سه سال اسیر چنگال نرسیدن شدن کم نیست
میترسم سکته کنم و مادرم دق بکند 
میترسم پدرم از نبود من گریه کند 
میترسم سکت
دو سه روز گذشت و امشب شب یلداست.
امتحان داشتم واسه همین شنبه صبح بدون این که شب قبلش به خانوادم گفته باشم 8 رفتم دانشگاه. تا 10 خوندم بچه هاهم کلی رسوندن قبل امتحان و به خیر گذشت. قبل امتحان نهار خوردم کشمش پلو. کلاسمون یه رفیق شیرازی داریم که واسه همه کیک و چایی گرفت به مناسبت یلدا. اد استرا بد جور بد بود. نتم امشب قطع میشه. راستی زمستونتون مبارک.
یکی دو سالی از دانشگاه گذشت تا به خودم بیایم. یکی دو سالی که مثل اکثر دانشجوها با شیفتگی نسبت به دانشگاه و بقیه مظاهر تمدن جدید طی شد. این‌که با علم دنیا را تکان می‌دهیم. این‌که کسب و کار موفق خودمان را راه می‌اندازیم و پول پارو می‌کنیم. این‌که در دانشگاه شبکه‌ای از همکاران آینده را تشکیل بدهیم و. . خلاصه یکی دو سالی گذشت تا از این "خود"ها بیرون را ببینم.
ادامه مطلب
***    عن داود الرقی قال کنت عند أبی عبد الله ع إذا استسقى الماء فلما شربه رأیته قد استعبر و اغرورقت عیناه بدموعه ثم قال لی یا داود لعن الله قاتل الحسین ع فما من عبد شرب الماء فذکر الحسین ع و لعن قاتله إلا کتب الله له مائة ألف حسنة و حط عنه مائة ألف سیئة و رفع له مائة ألف درجة و کأنما أعتق مائة ألف نسمة و ه الله‏ تعالى یوم القیامة ثلج الفؤاد.داوود رقی می گوید نزد امام صادق علیه السلام بودم، تا اینکه طلب آب نمود هنگامی که از آن نوشید دیدم ایشان
اونور آبیا میگن هر آدمی یه  the one دارهیکی که مثل یه نبات میفته تو چای زندگی آدم و بیشتر از هرکسی زندگی رو شیرین میکنه.همونی که بهترین قطعه پازله برای کامل کردن  آدم.همونی که گمه.همونی که همیشه نیست.همونی که همه عالم و آدم دنبالشن و چپ و راست واسش شعر سرودن و داستان گفتن و فیلم ساختن و ساختن و سرودن و . در وضعیتی هستم که اگه این عزیز گمگشته از در اتاقم بیاد تو و بگه " های هانی! من اومدم! "  اونوقت پامیشم زانومو میارم بالا و همینجوری لی لی میرم
 
میگفت: همیشه فکر می کردم اگر نماز صبح از خواب بیدار شم در طول اون روز حتما یه اتفاق خیر برام رقم میخوره!
گذشت و گذشت تا اینکه فهمیدم.
اگر یه روز نماز صبح به موقع بیدار شم خودش سراسر خیره!
و درست زمانی همه چیز رو به راه شد و گرفتاریم به پایان رسید که من به همچین درکی رسیدم!
 
پ.ن: همیشه لازم نیست دنبال خیرها بگردیم
گاهی خیر همونیه که در حال وقوعه!
کمی هم سپاسگزار لحظه ها باشیم!
 
 
 7 سال ار خرید مودریچ گذشت. بازیکنی که آنچلوتی اون رو همه کاره میانه میدان کرد و تاثیر مهمی در یکی از طلایی‌ترین دوران های تاریخ باشگاه داشت
لوکیتا در این مدت 15 جام برد : 4 قهرمانی اروپا ، 4 جام باشگاه‌ های جهان، 3 قهرمانی جام اروپا ، 1 لیگ ، 1 جام حذفی و 2 جام اسپانیا
 ای نقش آبی عشقمغرورِ مو شرابیلبریز شعر و مستیپایانِ هر عذابی چشمان وحشی تودرنده، بی ترحّمما را کشیده امشبدر آغوشِ توهّم شورِ شراب شیرازسر ریز از لبِ تولحنِ داوود نبیموسیقیِ شبِ تو عطر تن تو نرگسبابونه و یاسمنباغی گویا پر از گلمدهوش بوی تو من  تو معنای تبسمبه حال من قرینیدر لحظه های خوببا هم و شب نشینی دست و دلم که رو شدبا قهر تو شکستملیلای مهر و آبانمن عاشق تو هستم بسیار دوری گمانمخوابی، خیالی انگارکو آن مهِ حضورتبر شب های منِ زار لطف
سال‌های دانش‌آموزی همیشه دوست داشتم تولدم ایام مدرسه‌ها می‌بود و تبریک دوستان و همکلاسی‌هایم رو‌ هم می‌شنیدم، ایامی چند گذشت و هر سال خوش‌حال تر که متولد تابستانم و دوستان واقعیم فقط تبریک می‌گویند، که خب این امر هم سال‌های آخر دبیرستان و حضور گوشی‌های همراه محقق می‌شد، بعدتر اما دیدم فقط دوستانی که بعد از تولد هم میبینمشون و مرتبطم باهاشون تبریک می‌گویند و هر سال فراری‌تر می‌شدم از تبریک‌های زبانی و در یاد تقویم‌های گوشی!!! در
رحمان باقریان بازیگر موقر، متین سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. در ادامه روبکا همراه ما باشید.
بیوگرافی رحمان باقریان
رحمان باقریان آغچه رود متولد ۱۳۳۷ در تهران است و کارمند سازمان صدا و
سیمای جمهوری اسلامی ایران است و تاکنون بازی‌های متفاوت و جذابی از خودش
ارائه کرده است. بسیاری از کارگردان های سینما او را مرد اخلاق می
دانند. وی همچنین در رادیو مدتی مشغول بکار بوده است.
عکس های رحمان باقریان

عکس رحمان باقریان
تلویزیون
1363– با
 
- ببخشید .
- بیا اینجا عزیزم.
- خب چطور بود؟
- خیلی خوب. اول رفتیم اسکله، بعد .
- چطور بود؟
- خیلی خوب.
- رفتیم اسکله، بعد الد سیتی.
- تو از الد سیتی خوشت نمیاد؟ مگه نه؟
  با دوستات خوش گذشت؟
 خوش گذشت با دوستات؟
 پسر خوبی بودی؟
 پسر خوبی بودی.
 پسر خوب مامانی بودی.
 
سلااااام 
آقا من یادم رفت بیام بنویسم از بس قضیه این سیل و این اتفاقات اعصابمو داغون کرد که هیچی ننوشتم از روزایی که گذشت
از اول فروردین مسافرتمونو شروع کردیم و هشتم برگشتیم خییییلی خوش گذشت اما متاسفانه آخرای مسافرت همه برنامه هامونو ریخت بهم و همون آبادان موندیم و اهواز و شهرای اطرافشو گشتیم
بعدشم که تو راه برگشت بودیم شد باد و بارون و ازینجور چیزا و خبرای بعد از همه شهرای ایران
بهرحال هرچی روزای اول خوش گذشت روزای آخر خیلی سخت و ناراحت
 
باب در کتاب دلائل سبعه ظهور حضرت موسی(ع) را پس از دوران داوود عنوان کرده و نوشته است: نظر کن در امت داوود که پانصد سال در زبور تربیت شدند تا آن که به کمال رسیدند. بعد که موسی ظاهر شد قلیلی که از اهل بصیرت و حکمت زبور بودند ایمان آوردند!!!!(به نقل از کتاب اسرار الاثار، اسدالله مازندرانی بهائی، صفحه 109)
رهپویان هدایت: حضرت داوود علیه السلام از انبیا بنی اسرائیل
است که در قرآن و تورات ذکر ایشان رفته است. در قرآن و تورات حضرت داوود(ع) پس از
عصر حضرت مو
 
تا صورت پیوند جهـــــــــــــــان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمــــــــان بود علی بود
 
هم آدم وهم شیث و هم ادریس و هم الیاس
هم صالــــــــــح پیغمبــــــــر و داوود علی بود
 
این کفر نباشد، سخـــــــن کفر نه این است
تا هست علی باشد و تابــــــــــود علی بود
 
سرّ دو جهــــــــــــــان جمله ز پیدا و ز پنهان
شمس الحق تبریز که بنمـــــــود، علی بود
✦✦✦✦
 
 
《حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگاناز عرشیا
در کنار من نشست با دو چشمِ مست              
خنده‌ای که کرد، مهر او  به دل نشست
با کرشمه، دست توی دست من گذاشت           
بوسه‌ای که داد، عهد عاشقانه بست:
عهد می‌کنم همیشه با تو باشم آه!           
می‌زنم کنار، هرچه سدّ راهم است»
 تا که، نرم و نرم و نرم و گرم و گرم و گرم     
مدتی گذشت، رشته‌ی وفا گسست
**
سال‌ها گذشته، می‌کشم بلند آه!                     
آهِ یادِ یار سال‌های دوردست
شلمان؛ 3 آبان 1398 خورشیدی- داوود خانی خلیفه‌محله
رسیدم به آهنگ ستاره حامی 
خیلی وصف حال ماست!
 
تو با این لب های بسته
تو با این دل شکسته
تو با این بغض قدیمی 
که پر و بالتو بسته
چرا می خندی ستاره چرا می خندی ستاره
تو با این سینه ی داغون 
تو با این فال پریشون
تو با این زخمای رنگی
توی این شام غریبون
چرا می خندی ستاره چرا می خندی ستاره
از نگاه این شب خیس 
دل چرا نمی کنی تو
تن چرا به این سیاهی
بی گلایه می زنی تو
دل چرا نمی کنی تو
از نگاه این شب خیس
بی گلایه جون سپردن 
آخه اسمش زندگی نیست
این شب خسته و تا
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوکیلی موندم تو این سیل و مصیبت مجری های سیما چطور روشون میشه بگن عید و سال نو مبارک!!!!
سیل غارتگر اومد
از تو رودخونه گذشت 
پلآ را شکست و برد 
زد و از خونه گذشت
دست غارتگر سیل
خونه رو ویرونه کرد
پدر پیرم و کشت
مادرو دیوونه کرد
حالا من موندم و این ویرانه ها
پر خشم و کینه دیوونه ها
من خسته
من زخمی 
من پاک
می‌نویسم آخرین حرف و رو خاک
کی میاد دست توی دستم بزاره
تا بسازیم خونمونو دوباره
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از فارس، چهل و دومین پیرامون بینش آموختگی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی محکم صبح امروز با پیشگاه سردار حسین اشتری فرمانده نیروی انتظامی، سپهبد ایوب سلیمانی خلیفه فرمانده ناجا و جمعی دیگر از روسا و فرماندهان برگزار شد. درون این تشریفات دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین با انجام حرکات نمایشی، ورزشی و رزمی آخرین توانمندی خویشتن را به نمایش گذاشتند. یکی از حرکات نمایشی که در رسوم رژه امروز صبح خبرساز شد نم
مجسمه سازی شاخه ای از هنرهای تجسمی میباشد که به صورت سه بعدی است که شامل دستکاری فیزیکی وسایل تجسمی با قالب ریزی و مدل سازی و یا شامل چیزهایی است که می‌توانند تراشیده شوند یا شکل داده شوند مثل سنگ یا چوب، سیمان یا ف.
فرآیندهای مجسمه سازی در ابتدا از منبت کاری (از بین بردن مواد) و الگوبرداری (افزودن مواد ، به عنوان خاک رس) تا سنگ، ف، سرامیک، چوب و سایر مواد استفاده می شد، اما از زمان مدرنیسم، آزادی کاملاً کاملی وجود داشته است.
مجسمه سازی با
گاهی لحظه به بنده ام می گذرد که در دلش نه کفر باشد و نه ایمان
.
امروز هم گذشت و نمی دانم که از سخت جانی ام بنویسم یا
از آن لحظاتی که همه عزیزانت دست های بلند شده
و خالی و پر از اضطرار مرا دیدند
و مرا در آغوش نگاهشان پناه دادند
سبک بال تر ازهمیشه
و منقطع از
همه عوالم به سوی تو و عزیزان درگهت
با آیه های نور و یس گذشت
لحظات شب آخر شعبان المعظم و
اولین شب عزیز ماه رمضان
.
یا الله
این غریب و غریق و غوطه ور در نعمتت را رها نکن

پ.ن:
تمت .
بوسیله گزارش همشهری آنلاین بوسیله نقل از فارس، چهل و دومین دوره دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی معتمد صبح امروز با حضور سردار حسین اشتری فرمانده نیروی انتظامی، سپهبد ایوب سلیمانی ولیعهد فرمانده ناجا و جمعی دیگر از روسا و فرماندهان برگزار شد. در این مراسم دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی معتمد با انجام حرکات نمایشی، ورزشی و بزمی آخرین توانمندی خود را به نمایش گذاشتند. یکی از حرکات نمایشی که در مراسم رژه امروز صبح خبرساز شد نم
شنبه4/8/98ساعت 9 شب بود من و بابا زیر تشک تخت در حال جستجوی پلاستیک بودیم و تو هم مشغول بازی وقتی خواستیم تشک رو بزاریم سر جاش بابا گفت دست سوفیا نگیره منم به خیال اینکه تو در حال بازی هستی با خیال راحت گفتم نه!واااای یه لحظه دیدم تو نق میزنی گریه نکردی فقط در حد نق خیلی ترسیدم و سریع بابا تشک رو بلند کرد و دستت رو بیرون اورد،فقط خدا میدونه اون لحظه چه بهم گذشت از شدت ترس بدنم میلرزید باز شکر خدا به خیر گذشت،خلاصه بابا تو رو برد تو اتاق که ارومت کنه
سلام امیدوارم تو سال جدید حالتون خیلی بهتر از سال قبل باشه بهمراه کلی آرزوهای خوووووووب.
خب من سال تحویل رو تو پادگان و کنار بچه ها بودم و خوش هم گذشت :) جاتون خالی
تو این سه ماهه که نبودم ماه اول و دومش به مرخصی های شهری برای دندونپزشکی با قیمت های گزاف و سخت گیری های الکی تو یگانمون گذشت.
ماه اسفند هم با همه تلخیاش بالاخره تموم شد.از گوشی ی و بازدید ساکا گرفته تا دلتنگی و برف.تو این سه ماهه نزدیک 15بار برفو دیدیم و پارو کردیم :)) مطمئنم بهار
 زندگی نامه حضرت سلیمان (ع) 
 

حضرت سلیمان علیه السلام از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل می باشد
 
قرآن در آیه ۱۲ و۱۳ سوره سبأ، گوشه‌ای از عظمت و امکانات وسیع حضرت سلیمان (ع) را بازگو کرده است.
زندگینامه حضرت سلیمان (ع)یکی از پیامبران بزرگی که هم دارای مقام نبوّت بود و هم دارای حکومت بی نظیر و بسیار بزرگ، حضرت سلیمان بن داوود( علیه السلام) است که اسم مبارکش هفده مرتبه در قرآن در سوره های: بقره، نساء، انعام، انبیاء، نمل، سبا و ص آمده است. آمده است. حض
نگاه همه به پرده سینما بود.جشنواره فیلم های 10دقیقه ای .اکران فیلم شروع شد.شروع فیلم: تصویر سقف یک اتاق بود.دو دقیقه از فیلم گذشت چهار دقیقه دیگر هم گذشت هشت دقیقه ی اول فیلم تنها تصویر سقف اتاق بود!
صدای همه درآمد.
اغلب حاضران سالن سینما را ترک کردند.
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایینو به یک جانباز قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید.
 
جمله زیرنویس فیلم: "این تنها هشت دقیقه از زندگی این جانباز قطع نخاعی بود و شما طاقت نداشتید."
 
قدر زندگیتان را
   بهتر   از   این   نباشد   ،  دل داده  بر  نگاهی
   از عشق بیکران است ، هرآنچه را که خواهی
   معصیت  است  آنی   ،  کامی  ز رویِ    لب ها
   بر غیر   جُرم  باشد  ،   جز  تو  که  بی گناهی
 
                                                شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
   زِ پِسین تا وِه سَوَق  ، قِیتی نَخَردُم
   تِیَلُم ایدوُم وِه تو ،خوم کور ایگردُم
    اَیَر که چی هیوِه ای ، تَش نِن وِه لاشُم
    تا هَنَف مِن تِشنیمِه ،وِت نیگُدَردُم
 
                                                  شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
سلام دوشنبه همگی بخیر
به همین زودی یک هفته از مهر ماه رفت
چشم بهم بزنیم پاییز و زمستون میاد و میره
به مامان میگم پس کو؟ هی قدیمی ها می گفتن پاییز و زمستون دیر میره
من که اصلا نیمه دوم پارسال رو یادم نیست چطوری رفت!
حتی یادمه با اون اوضاع و دادگاه رفتن و هر روز دنبال این کار بدو و اون کار بدو
برای من پاییز و زمستون خیلی زود گذشت و به مامان میگفتم چرا آنقدر زود گذشت
و اگه قرار بود خوش بگذره پس چطوری می رفت روزها؟
ادامه مطلب
سلام دوشنبه همگی بخیر
به همین زودی یک هفته از مهر ماه رفت
چشم بهم بزنیم پاییز و زمستون میاد و میره
به مامان میگم پس کو؟ هی قدیمی ها می گفتن پاییز و زمستون دیر میره
من که اصلا نیمه دوم پارسال رو یادم نیست چطوری رفت!
حتی یادمه با اون اوضاع و دادگاه رفتن و هر روز دنبال این کار بدو و اون کار بدو
برای من پاییز و زمستون خیلی زود گذشت و به مامان میگفتم چرا آنقدر زود گذشت
و اگه قرار بود خوش بگذره پس چطوری می رفت روزها؟
ادامه مطلب
این پاییز برام مثل یک چشم به هم زدن گذشت.
 
خوشحالم انقدر درگیر کارای مختلف بودم که وقت نکردم اصلا به چیزای دیگه فکر کنم و افسرده شم.
همش در حال تقلا بودم. تقلا برای تافل، برای اینترنشیپ، برای اپلای و ایمیل و  GRE و اینجور داستان‌ها. کار و دانشگاه هم که عضو ثابت بوده این مدت.
 
فارغ از اینکه نتیجه اش آخر چی میشه من خوشحالم که انقدر خوش گذشت این مدت. امیدوارم در ادامه هم سرم همینقدر شلوغ باشه.
یک چیزی که خیلی مهمه اینه که دارم یاد میگیرم چطور وقتی م
شادی آمد و رفت چه زود گذشت آن شادی
غمی آمد و رفت
و چه زود گذشت
سر راهی ماندم
آسمان را بنشستم به نگاه
پاهایم سست
سرم سنگین است
نتوان رفت به راهی که در آن
آسمان غمگین است
دختری در طرف دیگر راه
دست هایش را به خاک می مالد
بر زمین می خوابد
در خیال از ابر ها پنجره ای می سازد رو به فضای ابدی
من در اندیشه ی او
پی بازی می گردم
آه .
من چقدر نادانم
همچنان اول راه
شعر پر رازی می سازم درون سر خویش
و رها می کنمش در نسیم پشت آن سنگ سیاه
دخترک می خندد
نکند راز مرا م
یک روز گذشت ولی انقدر عید غدیر بزرگ هست و ارزشمند حیفم میاد به هر کسی که این مطلب رو می خونه تبریک نگم :) امیدوارم که عید غدیر بر شما مبارک باشه و هر روز و هر روز بیشتر و بیشتر به عشق علی علیه السلام زندگی کنید .
اما دیروز جشن عید غدیر داشتیم همراه با قرعه کشی که 15.000.000 تومن جایزه بین 16 نفر قرعه کشی شد و تا آخر شب هم دورش بودیم شیرازی های اطراف شریف آباد می دونن که تو چمن مصنوعی سر چهارراه چه خبر بود روز خیلی سخت و پرکاری بود طوریکه از ظهر تا ساعت
مینیمال آسمان‌جُل
از: داوود خانی خلیفه‌محله
در اتاقکی که چاردیوار داشت و سقفی و باد نامرد، بی‌هوا کَنده بودش و با خود برده ، حالا زیر سقف آسمان شب، مصیبت بی‌پایان، بیدارش نگاه‌داشته بود و ستاره‌ها، اندوه‌های بی‌شماری‌ شده‌بودند و مردِ آسمان‌جُل نمی‌توانست بشمارَدِشان!
شلمان- 25 شهریور 1398 خورشیدی
یادمه قبلا وقتی افزایش قیمت نان صورت می پذیرفت لااقل تا چند ماه نان ها با کیفیت تر و بزرگتر می شد و با گذشت زمان آب می رفتند. جالبه جدیدا برعکس شده. هم قیمت نان بالا می رود و هم اندازه و کیفیت نان کاهش می یابد. نمی دانم این همه خوشی هم زمان را چطور با هم داشته باشیم و از سرخوشی نمی ریم.
قیمت بنزین هم که اضافه شد. واقعا این ملت چطور باید این همه هزينه را تحمل کنند؟ چطور این همه هزينه ها را بالا برده اند ولی درآمدها نه تنها زیاد نشده است بلکه کاهش هم

دانلود جزوه خلاصه درس فراگرد تنظیم و کنترل بودجه
براساس کتاب مبانی و فراگرد بودجه ریزی دولتی
تالیف داوود مدنی
منبع رشته های علوم اقتصادی و مدیریت
شامل ۷۰ صفحه با فرمت pdf و همچنین فرمت word و قابل ویرایش
فصل اول : مفهوم، تحول و تعریف بودجه
فصل دوم : نقش ها و هدف…
http://danakadeh.ir/?p=453384
#آمار_و_مدیریت #آمار_و_مدیریت
@danakadeh_ir
دیدن جزئیات بیشترمشاهده مطلب در کانال
دو هفته پیش به عوض گرفتن قطار از قم، از طهران قطار گرفتم و فکر کردم که از قم قطار گرفتم!
زودتر از موعد به راه‌آهن رفتم که صدا زد قطار ۱۸۶ مشهد سوار شن و من با خودم گفتم که چرا یک ساعت زودتر داره مسافر می‌زنه؟!
بلیط رو نگاه کردم و دیدم ای دل غافل، من از طهران قطار گرفتم و خدا رحم کرد که در محوطه راه‌آهن حاضر بودم و قطار هم از قضا از قم می‌گذشت و القصه به خیر گذشت.
امشب هم فکر می‌کردم که قطار قراره ساعت ۲۲:۱۵ بره سمت طهران و و سلانه‌سلانه کارهام ر
دارم فکر میکنم ، معمولا چه وقتهایی خدا رو شکر  کردم؟
بعد از نعمتهاش؟ آیا گاهی موقعی که یه چیزی نمیشه و‌ نمیخواد و‌ نمیده، شکرش کردم؟؟
مثلا مرداد ۹۶ که همه چی نشد اونی که میخواستم ،یا بهمن ماه ۹۷؟؟ یا اواخر سال ۹۵.گاهی اصرار  هام  و تلاش  کردنم  و زمین و زمان رو به هم بافتم  که بشه و آخرش نشد.
روزنه امید قلبم بهم میگه، خداوند غافلگیرم می کنه و من، می شینیم به قضاوت روزهایی که گذشت، لحظه هایی که گذشت و عمری که گذشت
خدا، گاهی از روش های عجیبی ب
باورم نمیشه که سه ماه از سال به همین زودی گذشت
نمیخوام بگم بهم خوش گذشت اتفاقا خوب هم شد که گذشت =///
امروز اول دی ماه برای من مثه اول مهر هست و برای اولین بار حس دانشجو بودن رو دارم خودمم دلیلش رو نمیدونم ولی احتمالا بخاطر اینه که اولین روز بدون دغدغه رو توی دانشگاه داشتم
کلاس بافت عملی آخرین جلسه ش امروز بود و من هنوز هیچی از لام هایی که دیدیم سر در نمیارم =|| یه تایم خالی پیدا کنم برم منت کشی بلکه یبار دیگه همه لامای این چهار پنج جلسه رو بدن و بد
تا وقتی که زندگی کار داشت میمونممستقیما در راستاش میدوم من پای کارواش میمونمزخمامو بانداژ میکنم حرفامو تک تک یادداشت میکنممغزامو درگیر داستان میکنمخود شب تا صبح فردا با نور لب تاپ کف دفتر رواسفالت میکنمدیگه زمان صعود و رشد سقف طبقاتهاز هله هوله که فاکتور بگیر که فحش بچه صلواتهقلمه میدوزه زمینو زمانو پیامشو میده به پیرو جوانو منو تو
کنار همدیگه اداره بکنیم مسیر جهانو
دستارو واکن با من آنن ههه یاس
من یه مسافرم ولی به خیر گذشتفقط خوشحالم که
تا وقتی که زندگی کار داشت میمونممستقیما در راستاش میدوم من پای کارواش میمونمزخمامو بانداژ میکنم حرفامو تک تک یادداشت میکنممغزامو درگیر داستان میکنمخود شب تا صبح فردا با نور لب تاپ کف دفتر رواسفالت میکنمدیگه زمان صعود و رشد سقف طبقاتهاز هله هوله که فاکتور بگیر که فحش بچه صلواتهقلمه میدوزه زمینو زمانو پیامشو میده به پیرو جوانو منو تو
کنار همدیگه اداره بکنیم مسیر جهانو
دستارو واکن با من آنن ههه یاس
من یه مسافرم ولی به خیر گذشتفقط خوشحالم که
   ساقی بَسی خُمارم ،  پُر کن تو جام مارا
   از شَهدِ بوسه هایت ، تَرکن تو کام ما را
   بر بامِ کُلبه ی عشق ، بنشین که مَست گردم
   هرگز مکُن  تو   تَرکِ  ، تارَکِ  بام  ما را
 
                                                شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
همه‌ی عمر به دنبال آزادی می‌دویدم، و چون به آزادی می‌رسیدم فریاد می‌زدم "خدایا خدایا مرا اسیر کن!" گویی بند بندِ تنم از هم می‌گسست، زیرا که فقط من آزاد نبودم، تکه‌های وجودم هم آزاد بودند. و نمی‌خواستند که در قالبِ من» اسیر باشند.
آنگاه فهمیدم که من» وجود ندارد، مگر در قالب تکه‌پاره‌هایی از کلمات، که ذراتِ سرگردانِ وجود را به هم پیوند می‌زنند تا جهان علی‌الظاهر برقرار بماند.
امشب در آینه به چیزی می‌نگرم که همه‌ی عمر من‌»اش خوانده
هفتۀ بسیار سختی داشتم و عجیب غریب.این هفته با اغتشاشات شروع شد / من که همش بیرون بودم این چند روز تو خونه لم داده بودم کنار بخاری کتاب میخوندم اصلا هم نمیدونستم شورش شده / تا اینکه مامانم گفت تو خیابون یکی از بانک هارو کاملا آتش زدند و امروز که دیدم پرام ریخت، آخه محله ما معمولا آروم بود.خلاصه این هفته با برادران ضد شورش بسیج و نیروی انتظامی گذشت که واقعا ترسناکن '_' !!این هفته نظرم راجع به آیندم دوباره تغییر کرد و گفتم میتونم از جهات دیگه ای ه
 
مهرگان رسید و بر درخت:
 بادِ سردِ اعتراض می‌وزید و برگ‌های زرد می‌کَنید و زاغِ اغتشاش، روی شاخه می‌پفید و سیبِ سرخ می‌لهید. 
** 
مهر رفت و شد درخت‏، ‌و‌پاپتی و غربتی.
شلمان؛ نهم مهر 1398 خورشیدی-داوود خانی خلیفه‌محله
   گفتم  که  بیا    ،   دلم  غمین  است  هنوز
   عِطرِ   تو    فِتاده   بر   جَبین   است  هنوز
   برگرد    و    بیا    ،   به  این    حوالیِ    دلم
   که این عاشق خسته در کمین است هنوز
 
                                            شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
با سلام
در این پست بنابه درخواست همراهان وب مستند گیلن‌باره به صورت کامل و رایگان با کیفیت بالا برای دانلود قرار می‌گیرد. امید است مورد استفاده دوستان و همراهان قرار بگیرد.
:.: کیفیت 720p HD :.:
مستند گیلن باره» که مستندی تحلیلی با موضوع تبعات اقتصادی فتنه 88 است، به کارگردانی و تهیه کنندگی آقای داوود مرادیان ساخته شده است. مستند گیلن باره» مستندی ۶۰ دقیقه‌ای است که طی آن به تبعات اقتصادی فتنه ۸۸ اشاره شده است؛ ماجرایی که باعث شد اجماع جهانی ب
.
بسم الله
 
دوس دارم یه جا مثلا توی یه کافهبا یه قهوه  بشینم روبروت و زل بزنم توی چشمهات و فکرم بره به تمام این سال ها که گذشت که چطور گذشت که من چه شدم و چه چیزهایی رو باختم قهوه سرد بشه و من همچنان زل زده باشم به تو و به سال هایی که رفته اند کاش امیدی توی دل آدم جرقه بزنه که "روزها بهتر میشه" "این روزها سکویی میشه برای پرش ت نه مانع بزرگی برای رفتن ت" اما من آنقدر خسته م و ناتوان که که دلم میخواهد سال ها بخوابم و وقتی بیدار می شوم زمان ب
عود، چای، دختر پرتقال. تابستونم رو اینجوری گذروندم. اتاقم رو به سلیقه خودم چیدم به این امید که زندگیم رو هم همینجوری بچینم. سخت، طولانی، با کمک مامان و بابا.‌ خوش گذشت؟ الان دیگه نمیدونم. الان که بهش فکر میکنم، خیلی تنها بودم. فکر کنم خوش هم گذشت. الان داره بهم خوش میگذره؟!شک دارم که بدونم شاد بودن یعنی چی. تو گوشه ذهنم همیشه چند تا دغدغه هست که نمیذاره راحت و‌ بیخیال باشم. ولی مثل همیشه باید تلاش کنم که خوب باشم. که صداشون رو نشنوم. باید خودم
 
و بعد از  باد و رعد و برق و  باران                                    
بِدان! برمی‌دمد خورشیدِ تابان
بریدن می‌توان دار از بُـن امـا؛                         
رگِ اندیشه را با داس نتْوان!
املش؛ بازسراییِ دوبیتی:  21 آبان 1398 خورشیدی – داوود خانی خلیفه‌محله
چه بر ما گذشت و چگونه گذشت!
من هفته پیش جمعه از تهران اومدم روستامون. با عموم اینا اومدم. مامانم اینا هم ازونور اومدن فردا شبش. دیگه بودیم تا روز عاشورا. امسال یه شب هم البته نرفتیم حسینیه بشینیم که روضه میخونن و این حرفا. فقط پشت دسته راه رفتیم و برگشتیم خونه. ولی عوضش کتاب حماسه حسینی از شهید مطهری رو دارم میخونم ازونروزا و خیلی خیلی کتاب خوبیه. و چقدر ناراحتم از اینکه مراسم عاشورا به شکلی که باید و شاید برگزار نمیشه. حالا کتابو تموم کنم میام
   ای که شدی بهانه ای  ، بهر ِنفس کشیدنم !
   کی رسد  آن  حقیقتِ ، رویِ  مَهِ تو دیدنم ؟
   جورِ  زمانه  کرده  خَم  ، قامتِ خسته ی مرا
   نیست دگر بر این دلم ، شوقِ به تو رسیدنم
 
                                                    شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
                                                                           فروردین ماه 1398
به قول محدثه چون میگذرد غمی نیست. چند روز از واکسن دو ماهگی بچه‌ها هم گذشت. تماشای چهره معصومشان که از درد جمع می‌شد و شنیدن صدای گریه و ناله هم‌زمانشان خیلی دشوار بود، ولی گذشت.
علیرغم تصور قبلی‌ام به جای یک مادر قوی، یک مادر خسته و از پا درآمده‌ام که فرصت نمی‌کند دست و پای ضعیف و بی‌حس‌اش را مالش دهد. کارهای خانه مثل ظرف شدن به زمانی برای خلوت و مدیتیشن بدل شدند. به وقتی کوتاه برای بی‌فکری. بچه‌ها شیرینند ولی فرصت لذت بردن از شیرینی‌ ه
خلاصه ک شر امتحانا کنده شد بالاخرهواسه کنکور انقد درس نخونده بودم ک تو این چند روزمن معتاد، تمام این مدت رو حتی ی سریالم نگاه نکردم چه برسه ب فیلمفیلم سریال چیه اصن آقااامن حتی ی آهنگ جدیدم گوش نکردمخداوکیلی این حجم از توانایی درس خوندنو در خودم نمیدیدم.
خلاصه ک سخت گذشت ولی گذشت.
خلاصه اگه نظر منو میخواین اصن وقتتنو واسه درس خوندن حداقل تو این مملکت نذاریندبیرستانو تموم کنینشده با هیچهایک و کار داوطلبانه برید دنیا رو بگردینک ای
   بیچاره دلم  ،  باز  هوایَش  چو  خزان است
   در مَعرضِ بادیست که هر لحظه وزان است
   سر  در   گِرُوِ    وَصلِ   رُخِ   لیلیِ   نازیست
   لب  در عَطَشِ جُرعه ای از خونِ رزان است
 
                                            شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
فتوکلیپ پوره درم» از داوود خانی‌خلیفه‌محله در وبگاه آپارات گیلکان
پئیز‌وَلگ َ موسون می‌دیم بَبویْ  زرد                  
پوره دردم، پوره دردم، پوره درد
 پیرأبوم پیْ‌ببوردم می‌یأریْ‌جون                    
می دوشمنده، کوشنده، ایسَّه نامرد
شلمان؛ 18 آذر 1396 خورشیدی
   از من رُبودی امشب ، هوش و حواس و خوابم
   از چشمِ من  گرفتی   ،  آن شَهدِ  خوابِ  نابم
   غم لانه کرده  در دل   ،  سر رفته در گریبان
   کی میشوم  رها  از   ،   آن  غمِ  بی حسابم  ؟
 
                                                 شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
 
اوج مهر ورزى رسول خدا صلى الله علیه و آله
عفو و گذشت ، از زیباترین خصایص انسانى است و انسان هر قدر با فضیلت‏ تر باشد میزان عفو ، گذشت و پرهیز از انتقام‏ جویى نیز در او بیشتر خواهد بود .  زندگى رسول خدا آن هم در میان اعراب ِ تندخو ، خشن و احساسى ، سرشار از مهر و مهرورزى بود . براى آشنایى بیشتر به داستان زیر توجه کنید :
هبار بن اسود کسى است که همزمان با خارج شدن زینب علیها سلام (دختر پیامبر) از مکه به او حمله مى‏کند که در اثر این حمله ، وى پس از مدت
   بر عُمقِ دلم ، غَمَت عیان است هنوز
   غم ، آفتِ عشقِ عاشقان است هنوز
   گرچه همه مویِ من سفید است چو برف
   اما  ،  دل نازُکم  ،  جوان است  هنوز
 
                                           شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر میدهند. 
 
اما دوتکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند !
 
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم، 
 
فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه
 
امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد .
 
آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، 
 
به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود 
 
لجوجتر و مصمم تر است .
 
سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد .
 
اما آب. راه خود را به سمت دریا می یابد .
 
در زندگی، معنای واقعی 
 
سرسختی، ا
   ای آنکه جز تو برکس هرگز دلی نبستم !
   از نِکهتِ رُخِ تو  ، من مستِ مستِ مستم
   بُردی تو با نگاهت هوش و حواس و خوابم
    تا به  ابد   اسیرِ و  ، مَحوِ  رُخِ   تو  هستم
 
                                            شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
   برگرد و  بیا  ،  که دل  غَمین است هنوز
   عِطرِ  تو  فِتاده  بر   جَبین   است   هنوز
   از فصل  حَذَر کُن و  ،  بیا ، سویِ من آی
   که این آفت ِ عشق در کمین است هنوز
 
                                    شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
دانلود آهنگ سیروان خسروی خیلی روزا گذشت
طراح کاور: علی قاضی زاده | آهنگساز، تنظیم، میکس و مسترینگ و خواننده: سیروان خسروی | سبک آهنگ: دلتنگی و احساسی | ترانه سرا: علی بحرینی
دانلود آهنگ خیلی روزا گذشت سیروان ‎خسروی در ادامه مطلب

ادامه مطلب
دانلود کتاب تکنولوژی بتن مستوفی نژاد 
دانلود کتاب تکنولوژی بتن مستوفی نژاد
دانلود کتاب تکنولوژی بتن مستوفی نژاد فرمت:pdf .
دریافت فایل
اگر امکان دارد آن را به فارسی ایمیل کنید نتایج وب دانلود کتاب تکنولوژی و طرح اختلاط بتن دکتر مستوفی نژاد . https://www.civilweb.ir › کتاب › کتاب فارسی ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ - عنوان:تکنولوژی و طرح اختلاط بتن نویسنده:مستوفی نژاد چاپ ششم تعداد صفحه:169. تکنولوژی و طرح اختلاط بتن (دکتر مستوفی نژاد) - انجمن‌علمی . www.torbath-cesa.ir › اخبا
 
می‌کند غروبْ آفتاب و می‌کنی طلوع در خیالِ من                   
می‌شود زلال‌و پرستاره طاقِ آسمانِ حس‌و‌حالِ من
دست برنمی‌کَنم به‌هیچ حالت از طراوتِ خیالِ تو         
‌ای فروغ چشم ‌و روشنیِ راه و آفتابِ بی‌زوالِ من!
شلمان؛ هفدهم مهر 1398 خورشیدی-داوود خانی خلیفه‌محله
   بُگذار مرا  ، که  با  غمم  سر بکنم
   بر حالِ د لم ، چاره ی دیگر بکنم
   رفتی و دوچشمِ من پُر از اشک شده
   فِقدانِ  تو را ، چگونه  باور  بکنم ؟
 
                                    شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
  
این متن برنده جایزه ادبی کوتاه آلمان شد
مردی
درحال
مرگ بود
وقتی که
متوجه
مرگش شد
خدا را با
جعبه ای
در دست دید
*خدا* :
وقت رفتنه
*مرد* :
به این زودی؟
من نقشه های
زیادی داشتم
*خدا* :
متاسفم
ولی وقت
رفتنه
*مرد* :
در جعبه ات
چی دارید؟
*خدا* :
متعلقات
تو را
*مرد* :
متعلقات
من ؟
یعنی
همه چیزهای
من ؛
لباسهام
پولهایم و ـ ـ ـ
*خدا* :
آنها دیگر
مال تو
نیستند
آنها متعلق به
زمین هستند
*مرد* :
خاطراتم چی ؟
*خدا* :
آنها متعلق
به زمان
هستند
*مرد* :
خانواده و
دوستانم ؟
*خدا* :
نه
این متن برنده جایزه ادبی کوتاه آلمان شد
مردی
درحال
مرگ بود
وقتی که
متوجه
مرگش شد
خدا را با
جعبه ای
در دست دید
*خدا* :
وقت رفتنه
*مرد* :
به این زودی؟
من نقشه های
زیادی داشتم
*خدا* :
متاسفم
ولی وقت
رفتنه
*مرد* :
در جعبه ات
چی دارید؟
*خدا* :
متعلقات
تو را
*مرد* :
متعلقات
من ؟
یعنی
همه چیزهای
من ؛
لباسهام
پولهایم و ـ ـ ـ
*خدا* :
آنها دیگر
مال تو
نیستند
آنها متعلق به
زمین هستند
*مرد* :
خاطراتم چی ؟
*خدا* :
آنها متعلق
به زمان
هستند
*مرد* :
خانواده و
دوستانم ؟
*خدا* :
نه
   لبانم  بوسه  میخواهد  ،   ز رویِ  آتشین  لب ها
   بِنِه  لب   بر  لبانم  تا ، گریزم من  از  این  تب ها
   همه  شب   تا  سحر   ،  بیتاب و   غمگینم
   رها کن این دلِ ما را ، از این غمگینترین شب ها
 
                                                  شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
 
   لبانم  بوسه  میخواهد  ،   ز  رویِ  آتشین  لب ها
   بِنِه  لب   بر  لبانم  تا ، گریزم  من  از  این  تب ها
   همه  شب   تا  سحر    بیتاب و   غمگینم
   رها کن این دلِ ما را ، از این غمگینترین شب ها
 
                                                  شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
 
   بیَو  بِریم   وا با   یَک   ،   وِه  رِی  گُلالِ  مُنگشت
       تو کِل بِزَن سی دل مو ، مو سی تو چینُم  اَندَشت
            بِشینیم   پا   تَشِ  تُنگ    ،    تا  وِه  سَوَق   پا  چاله
                 لوواموُن  مِن  لووِه  یَک    ،   گاله  زَنیم   مِنِه  دشت
 
                                                    شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، مُتخلّص به سِتین
                                                                         تیرماه 1398
بعنوان وکیل پایه یک دادگستری سعی کرده ام موارد گذشت شاکی را بطور کامل برای شما در این مقاله بیان کنم در جرایم تعزیری قابل گذشت گذشت شاکی یا مدعی خصوصی حسب مورد موجب موقوفی تعقیب یا موقوفی اجرای مجازات است .جرایم قابل گذشت جرایمی می باشند که شروع و ادامه تعقیب و رسیدگی و اجرای مجازات منوط به شکایت شاکی و عدم گذشت وی است .جرایم غیر قابل گذشت جرایمی می باشند که شکایت شاکی و گذشت وی در شروع به تعقیب و رسیدگی و اجرای مجازات تاثیری ندارد .
مقررا
داوود امیریان پایگاه سری عهد مانا
پایگاه سری : قصه بزرگ مردانی که کوچک بودند…روایتی از جنگ کردستان
 
یگاه سرینویسنده: داوود امیریانانتشارات: عهد مانا
خلاصه:
این کتاب روایتگری دو داستان جبهه و جنگ اولی در کردستان است. قصه بزرگ مردانی که کوچک بودند.جعفر وناصر دو رفیق و همراه، در یک عملیات به نوجوانی برخورد می کنند که راهنمای آنها در پیدا کردن پایگاه سری موشکی می شود.اما داستان دوم روایت نوجوانی است که فرار می کند و اتفاقی سوار بر قطاری می شود
    باز نگاهِ مستِ تو   ،  هوش ربوده  از سرم
    بیا تو ماهِ عاشقم  ،  به شوقِ وَصل در برم
     طنینِ شُعله ی عَطَش ، گرفته نای از تنم
     بده ز بویِ زُلف خود، تو نِکهتی به بسترم
       
                                                               داوود جمشیدیان ( سِتین )
 
⭕️ عدالت گسترى حکومت ولی عصر
براساس روایات فراوانى از شیعه و سنی، اجرای عدالت از مهمترین اهداف قیام حضرت مهدى است. این فضا در روایات چنان جذاب و فراموش ناشدنى ترسیم شده است، که انسان را به فکر وا می‌دارد که اصلا جهان براى رسیدن به این نقطه باقى مانده است.
فراوانى این حدیثها در منابع اهل سنت، به اندازه اى است که نمی‌توان همه منابعی را که به این موضوع اشاره کرده اند، در اینجا ذکر کرد؛ برای همین به ذکر چند مورد بسنده می‌کنیم:
➖ صنعانى، المصن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب