نتایج پست ها برای عبارت :

دخترا خیلی خیار دوست دارد

اینو متوجه شدم،
اگه اشتباه میکنم، هم پسرا هم دخترا بهم بگن.
مردها، یعنی جنس مذکر، تا وقتی پارتنری که دوست دارن رو پیدا نکردن، همه ش میرن بیرون، پست میذارن اینورو اونور، همه ش به اینو اون پیام میدن و خيلي تحرک دارن.
یعد که آدمی که دوست دارن رو پیدا میکنن،
دیگه اروم و قرار میگیرن
و کلا دیگه حال ندارن پست جدید بذارن، کلا دوست دارن به اهدافشون فکر کنن، تلاش میکنن برای مستحکم کردن و لذت بردن از زندگیشون.
 
دخترا برعکسن.
 
دخترا به محض اینکه آدم فان
دخترا-کتی جون بیا اینم اون  پونصد هزار تومنی که بهم قرض دادی خيلي خيلي ممنونم عزیزم
 
 
پسرا-ممد این بیست هزار تومن ما رو نمیدی؟ باید حتما مامور بیارم دمه خونتون؟+ برو الدنگ باز چی زدی هزیون میگی؟ کدوم بیست تومن اصلا؟ اصلا تو کی هستی؟
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
معمولا و نه همیشه،
دخترا حرف دخترا رو گوش نمیدن.
دلیلش رو نمیدونم.
شاید چون ماها هم جنس همیم و همدیگه رو خوب میشناسیم پس فکر میکنیم که حالا این یارو چقدر مگه بیشتر از من بلده؟!
یا شاید چون جاذبه جنسی برای ما ندارن.
یا شاید چون ما کلا دوست داریم از مردها یه جورایی حرف شنوی داشته باشیم چون اونها به هر حال مرد هستن طبق قوانین سنتی و. 
البته این قضیه کمتر برای دخترای کالچر غرب صدق میکنه.
من خودمم تا حد امکان سعی کردم ازین قضیه و ذات پیروی نکنم.
ولی د
خدایی شما اصلا تصورش رو هم میکنین که مرد هفتاد و خورده ای ساله احساس داشته باشه، عطش!! عطش جنسی داشته باشه!
 
خدا وکیلی اصلا باورتون میشه؟!
 
من فکر میکردم مردها نهایتا دیگه ته تهش توی 55 همه هوس ها و خیالات و علایق جنسی شون میمیره و تموم میشه!
 
یارو 76 سالشه!
 
نیست ایرانیا و مهاجرا به اینها رو دادن از اول، و همین 80 ساله رو ترجیح میدن به پسرای ناز و ترگل ایرانی،
اینا پررو شدن. وقتی اینا رو اولین بار میشون سر جاشون، قشنگ دوزاریشون میفته که همه این ش
ما دخترا هیچوقت برای رسیدن به آرزو هایمان منتظر کسی نبودیم هیچوقت خودمان باورمان نشده جنس دومیم ضعیفیم هیچوقت نتوانستیم  خودمان را قانع کنیم بخاطر نگاه کسی توی خیابون نخندیم  لباس های رنگی نپوشیم آزادانه و باشوق روی جدول راه نرویم  ما دخترها تا دلتان بخواهد چیزی هایی که حقمان بوده را نداشتیم  به اسم دختر بودن کار هایی که دوست داشتیم را نکردیم و برای چیزی به نام آبرو خيلي دخترانگی ها نکردیم ولی هنوز دلمان خوش است به گل های روی لباسمان
 به
بله رفقا حقیقتیه
 
ما دخترا نه مرد لاغر مردنی دوست داریم نه مرد خيلي چاقال.
 
ما مرد پر و تپلی کپلی مانند میخوایم که حتما شکمش چربی داشته باشه :)
 
مرد بی شکم مرد زندگی نیست :)
 
ما توی خوابگاه چه ایران چه خارج همیشه میگفتیم که مرد خوب اونیه که تپلی مانند باشه و شکمش چربی داشته باشه و بزنه بالا و بهش تند تند بگی بده عقب اونو! :))))
این پسرها یسری هاشون که مجرد موندن
اون دسته ای که محبوب شدن و درامد دارن
خيلي کسکش شدن
خيلي 
دختر باز شدن
این مشاور کنکورا
اینایی که تو قلم چی و این کسشرا درس میدن
خيلي هاشون جزو همین دستن
دیشب هم اتاقیم پیام داد همینطور الکی چون میخارید به یه از همین استاداش
یارو معلوم بود خودشو جر میده که دخترا بهش توجه کنن.
دوستم میگفت خونوادش همه خارجن و خودش هم خيلي پولداره . یبار هم یکی از دخترا رو برده بوده خونه شون وای دختره گفته کاری نکردیم :/
حالا یارو
یه چیزی که برای من اینجا گاهی خسته کننده میشه،
 
نیاز شدید روحی روانی مردها، به خصوص مردهای سفیده.
 
باز پسرای مهاجر و مخصوصا پسرهای چینی و هندی همیشه دور و برشون دختر از کشورشون دارن. ژاپنیا هم همینطور.
 
ولی مردهای سفید خيلي تنهان. تا بیست و سه چهار دوست و اشنا دور و برشون هست ولی بعدش افسرده و تنها میشن.
 
بعد سن پنجاه شصت سالگی که همه شون گرگ درنده میشن.
 
همه شون کلی ارزوهای براورده نشده دارن.
 
شاید بگین وا اینها که از بچگی با دختران چرا این
- می خوای منم یه فعال (activist ) باشم، اما من مرد قانون ام. تو یه قهرمان میخوای آدیتی
+ نه آیان من قهرمان نمیخوام. فقط یکی رو میخوام که منتظر قهرمان نمونه
article 15 یا ماده 15 قانون اساسی، میگه تمام مردم صرف نظر از دین، نژاد، وضعیت مالی و . باهم برابرند. آیان یه افسر پلیسه که پدرش اونو به یه منطقه ی مرزی فرستاده برای تنبیه. روز اولی که میاد یه خانواده میان تا گزارش مفقود شدن دخترشونو بدن، ولی دستیار ارشدش اونا رو رد میکنه. میگه اینجور چیزا اینجا عادیه، د
من هر جا که میرم توی این کشور، این رو میبینم.
 
یه جور تبعیض در حق مردها هست. مخصوصا جنس مذکری که اصلا سفید به نظر نمیان.
 
میخوان غذا سفارش بدی، یه جوری به مرد نگاه میکنن یا باهاش رفتار میکنن انگار آدم نیست.
وقتی میری بیرون، خانم ها و اقایون فوری میان سمت تو، بارها شده دیدم خانم های سفید یا حتی اقایون سفید اومدن ما رو صدا زدن، بستنی به ما دادن (مجانی) از ما عکس گرفتن با دوربینمون، تا تونستن کمک کردن.
ولی به مرد محلی نمیذارن.
تمام توجه ها به زن هست.
مردها رو مخصوصا مردهای مهاجر رو، تقریبا اینجا روانی کردن.
من اینجا وقتهایی که تنها میرم بیرون یا با دوستای دخترم میرم بیرون، میبینم که مردها چه مهاجر چه کانادایی میریزن سر ما، توی هر سنی. تا میبینن تو سخت نمیگیری دنیا رو و راحت میتونی بخندی و میتونی تعامل کنی و اثری از روانی بازیای دخترای سفید در تو نیست، فوری میان جلو و فوری میخوان باهات دوست بشن.
من خاطر خواه اولم یه پسر خاورمیانه ای بود (روز دوم ورودم باهاش اشنا شدم) و دومی یه پسر ایرانی بو
توی ازمایشگاه سابق من و کلا توی خونه ما (کانادا) هم خونه ایای من حال میکردن وقتی یه پسر پانچ میشد یا حالش گرفته میشد یا میدادنش دست پلیس.
همیشه تعجب میکردم، آخه بنی بشر تو چه مشکلی با پسرای بدبخت داری که اینطوری نسبت بهشون بی رحمی.
همه شم میگفتن این دوست پسرتو یه زندانی بده. بذار دو سه هفته آب خنک بخوره.
میگفتم آخه چرا؟! آخه چرا باید الکی زنگ بزنی به پلیس و بگی دوست پسرم سکچوال اسالت یا هرسمنت یا هر کوفتی داشته یا وایولنس اونم پسری که مثل دسته گل
دوباره  رفتم اموزش پرورش بگم بابا،انسان،ادم.این همه ازمون استخدامی برگزار میشهیکاری بکنین. چرا  نیرو جدید نمیگیرین شما ؟
چرا هیچ وقت توی دفترچه های لعنتی، رشته ها ما رو نمخواین؛ بعد از استان ها دیگه نیرو میگیرینآقا میارین سرکلاس دخترا!نمیذارین بقیه باز نشست بشن تا ما هم احساس وجود کنیم خب!
بعد اینکه غرام تموم شد و  اونم گفت نیرو نمیخوایم و شما دخترا میرین درس میخونین انتظارتون میره بالا میخواین بشینین پشت میز(خودش خانم بود طرف!)میخواست
سلام
برای من چند تا سوال در مورد ازدواج موقت () پیش اومده که ممنون میشم جواب بدین.میگین پسرای مجرد چون به خاطر تحصیل و شغل و مسکن نمیتونن ازدواج کنن و برای اینکه گناه نکنن خودیی نکنن!و نکنن! پس باید راهی باشه برای جواب دادن به نیازشون!
 
خب این سوال برای من پیش میاد که دخترا که زودتر از پسرا به بلوغ میرسن و زودتر از پسران این نیاز رو احساس میکنن خودتون هم در وبلاگ تون شاهدین که متاسفانه تعداد دخترانی که بر اثر فشار این نیاز مبتلا به
پسر خفن تایوانیه بود که جامع الخصال بود در تمامی زمینه ها.از علم تا رفتار تا قد و بالا نسبت به هم وطناش.
دختر کره ای پر افاده بود که تو سفر استرالیا خون من رو کرد تو شیشه بس جلو این پسره رژه رفت و نمک ریخت.بعدشم میخواست هیچ دختری اصلا تو گروه نباشه که مبادا مزاحم برنامه هاش باشن.بعدشم من دیدم یه روز صبح از خوابگاه پسره اومد بیرون.
دیگه ایشون از هیچ تلاش و نامردی در حق هیچ کسی دریغ نکرد برای نزدیک شدن به این پسره.
و در همین لحظه پسره خبر  خوا
فکر میکنم که
دخترا یا خيلي مطیع و تابع هستن،
یا که خيلي مستقل
 
و جون شخصیت من کاملا مستقل هست (به قول دوستم مستقل و منطقی) و شخصیت خيلي از مخاطبای من توی اینجا هم مستقل و منطقی هست، طبیعیه که با مردای عادی و تیپیکال که به زن ها به شیوه برده داری و سابمیسیو کردن نگاه میکنن نمیتونم بسازم.
 
برای همینم سالها زمان برد که بتونم مرد فانتزیام رو پیدا کنم.
 
جالبه توی ایران،
میبینی یه عده حاضرن حتی تو شون بذارن، که برن کشورایی مثل المان پناهندگی بگیرن،
ازونورم کسخلا فکر میکنن دخترای به لوند (بلاند)، منتظرن این کس مشنگا برن المان و هلند و اینا با اون ای سه سانتی متری و کله های کچلو و قیافه های مریض و درب و داغونشون، مثلا برن چشم این دخترا رو روشن کنن. 
 
بعد اون مشنگایی که رفتن المان پناهنده شدن اغلب با کیس هاشون موافقت نشده، نهایتا یا با یه پیر پاتالی (مثلا یکی از فامیلای دوست من که یه پسر 22
یه مدته
شاید چند ماه، شش ماه حدودا،
 
هست که ایرانیا رو از صمیم قلبم دوست دارم.
 
وقتی نگاهشون میکنم، اونها رو ادمای باهوش، بااستعداد، و با کیفیت بالا میبینم.
 
کلا شروع کردم به دوست داشتن ادمهای دنیا، البته هنوز هیچ ایده ای ندارم که چرا دخترا و پسرای اسیایی یا اسیای شرقی اینقدر عجیبن.
چرا همه پسرهاشون خيلي ساکت و توسری خورن (شاید ی درصدشون اینجوری نباشن) و چرا دختراشون لوس و دریده هستن و بغل هرکسی میپرن،
و چرا هندی ها بو میدن و پولشون رو برای
الان فهمیدم یه اشتباه بزرگ مرتکب شدم
چه فایده، یه دوست پسرم نداریم شماره اونو جای خودمون بذاریم تو دیوار :d
یه آگهی تو دیوار زدم یه چیز خيلي با ارزش که توی جابجایی آپارتمان برام سخته این ور اون ور بردنش رو بفروشم  خيليم دوسش دارما،  ولی دیدم زیاد استفاده نمیکنم دارم میدم بره خوشگلمو.  بعد یادم نبود مردای ایرانی چقد haval بدبخت ندید بدید هستن (بلانسبت مردای با شخصیت) .  هیچی!! مزاحمم دارن میشن!!
اولش با ادای خریدار تماس میگیرن، کلی انرژی میذار
یعنی واقعا وضعیت پسرا توی کانادا افتضاحه.
یعنی اینقدر غم انگیزه
که حد نداره.
جالبه دختر فت و فراوون
ولی نه پسرا جرات میکنن نزدیک شن نه دخترا کلا اعصاب دارن.
هرگز در زندگیم جامعه به این گسیختگی ندیده بودم (البته از انتاریو خيلي بهتره).
سلام
خيلي از دخترها یک دغدغه بزرگ دارن!!
اینکه آیا با پسری که در ارتباط هستند، آیا اون پسر بهشون علاقه داره؟
شما هم همین طور هستید ؟؟؟
 
یعنی دوست دارید بدونید با پسری که دوست هستید چقدر به شما اهمیت می ده؟ و چقدر در ذهن ش هست که با شما ازدواج کنه ؟
 
قطعا دخترا دوست دارن با پسری در اربتاط باشن که باهاشون ازدواج کنه
 
نه اینکه اون پسر صرفا برای خوش گذرونی با شما در ارتباط باشه
 
امروز می خوام به شما یک تست روانشناسی عشق معرفی کنم که  به وسیله اون
یه پیچی بهم ریکوئست داده به اسم آموزش رقص عروس، تضمینی!حالا سایر مشتقات این قضیه‌ی عروسی، پخش کلیپ اسپرت و غیر اسپرت هست و عکس‌های آتلیه‌.من نمیفهمم. عروس و داماد رو که ما شب جشن میبینیم چرا باید کلیپ خصوصی‌شون رو تماشا کنیم؟ رقص هم یچیزیه که از دل برمیاد‌‌. نمیخوام پرخاش کنم به اونایی که دوست دارن این کارا رو برای مراسمشون انجام بدم ولی وقتی یکی از پست‌های اون پیج آموزش رقص عروس رو نگاه کردم، حرصم گرفت. چون خيلي رقصش زشت بود. این اصلا اون
بعضی وقتها به این خيلي فکر میکنم
که اگه شما اون ادم/پارتنر/شریک که فکر میکنین ادم فانتزیاتونه
رو پیدا کنین
هم شما خوشحال میشین از ازدواج با اون ادم
هم اون ادم (پسرا مخصوصا) در نگاه اول و در همون هفته اول تصمیمش رو گرفته که شما اون همسر رویایی اون ادم هستین.
بله ما دخترا خيلي فانتزی بزن و گاهی خيلي رویایی و احساساتی میشیم.
ولی پسرا خيلي قاطع هستن. وقتی پسری در نگاه اول یا در هفته اول از شما خوشش میاد و یا حس میکنه شما نیمه گم شده ش هستین،
 
قطعا شم
 اگه تنها باشی ،
فقط گریه کردن ممکنه
 
اما اگه دوست داری توی خونت بخندی ،
باید شادی ها تو با یکی شریک بشی
 
من به خاطر همین ، دوست داشتم ازدواج کنم
 
اما اکثر دخترا
همسر نمیخوان
یه غول چراغ جادو میخوان ،
تا اونها رو به آرزوهاشون برسونه
.
.
.
فرزندزمین
یادتونه گفتم میخوام ریسک کنم؟!
بی خیال شدم بخاطر احترام ب مسولِ مخالفِ مربوطه
میتونسم با پارتی تپل درستش کنم اما نخواستم
خودم نخواستم 
و نمیدونم تا چ حد درست یا غلط بود اما حس الانم بی خیالیه و فارغ بودنه
این ترمم ترم راحتی نیست واقعنی نیاز به تلاش و تلاش دارد
و باید شروع کنم.
.
من حقیقت فارغ از دین و چیزای دیگ ک بولد کردن واسمون ؛خوشم نمیومد از فلان پسرک!
دوری میکردم ازش و تو جلسه وقتی میدیدم دخترا رو همون اول به اسم کوچیک صدا میزنه و کن
با چند نفر دوست شدم. اما کسی ک "ظاهرن" نزدیک ترینه بهم اصلن ایده آلم نیست!دغدغه ها علاقه مندی ها و ایده الامون کاملن باهم تفاوت داره و ب نظرم شدیدن عادم لوسیه:|. عادم های تایپ خودم رو پیدا نمیکنم. اما با بیشتریا میسازم. در اصل احساس تنها بودن میکنم و با این قضیه اکی عم. بعد از مدت ها میتونم تنها باشم و صدای توی سرم اذیتم نکنه:)
اوضاع کلاس و دانشگاه و اینا اکی عه ولی هنوز درست شروع نکردم ب درس خوندن و میدونم در آینده نزدیکی شدیدن پشیمون میشم چون مثل
امروز داشتم با یکی از دوستام که در امریکای شمالی به سر میبره ایمیل بازی میکردم
برگشت گفت فلان روز نمیتونم
چون غروبش دوست دخترم میاد دستمو میگیره
منو میبره کلیسا
بعدم میبره مسابقات بیسبال
بعدم میریم شام و بعدم میرم خونه ش و هنگ اوت میکنیم
 
بعد همه اینا رو با جزئیات بیشتر تعریف میکرد.
 
یه لحظه احساس کردم بچه شاید در یه رابطه insecure به سر میبره.
 
هم خونه ای سابقمم اینجوری بود.
 
و دوست دخترش هر هفته یه بار قهرمیکرد.
شوهر داشت
و هفته ای یکی دو بار
 
میگه من سرویس میشم تنهایی، نمیذارم بری ها! اینام الان میرن، من میمونم و کل امامزاده. 
منم رسما دارم از وسط نصف میشم، ولی راس میگه، دست تنهاس. موندم
حرص میخوره از دست دخترایی که اومدن کمک، میگه برو به اینا یه چیزی بگو، اومدن بازی انگار. میگم زوری که نیست! میگه باشه، ولی برو یه چیزی بگو سریع تر کار کنن. همش میمونه ها!
کلا حوصله قرتی بازی دخترا رو نداره. یه تابلو پاک میکنن یه عکس میگیرن. چایی براشون میبرن، اول عکس میگیرن، بعد چایی میخورن. کلا هم د
یکی از دوستام می گفت، هر کسی خيلي خودش را دوست داشته باشه آنگاه سایرین را هم دوست خواهد داشت. 
 
ایده ایشان این بود که دوست داشتن دیگران به دلیل دوست داشتن خود است و هر چه خود را بیشتر دوست داشته باشید آنگاه دیگران را نیز دوست خواهید داشت.
 
ادامه مطلب
طرز درست کردن آب دوغ خيار
درست کردن آب دوغ خيار در فصل تابستان دارای بازار داغ تر از خود این گرما هم می باشد که افراد بخاطر ماهیت خنک و فوق العاده دلنشین آب دوغ خيار آن را در این فصل مصرف می نمایند که آب دوغ خيار علاوه بر این که احساس خنکی را در بدن زنده میکند با ترفند های خاص نیز میتواند بسیار خوشمزه تر شود.در کوک فود همراه ما باشید.

ادامه مطلب
داستان یه پسر با بنزش و دخترهای یک دبیرستان :
ماجرا مربوط میشه به پسری که یه بنز اسقاطی خریده بود و یه دستی به سر و روی ماشین کشیده بود؛بعد با همین ماشین نصف دخترهای یه دبیرستان رو برده بود و هر کاری دوست داشته بود باهاشون کرده بود.
نه این که بزاره پشت فرمون بشینن همین که اجازه داده بود سوار ماشینش بشن برای دخترا کافی بود تا خودشون رو در اختیار پسر بزارن.
یعنی سوار بنز شدن برای دخترها اونقدر ارزش داشته تا همخواب یه پسر هوسران بشوند و عفتشون لکه
من پست قبلی رو ازین جهت نوشتم، که دیدم پسرای ایرانی و دخترای ایرانی خيلي میگن که بریم خارج، دخترداف و هات ریخته برای ما، و دخترا هم میگن خب میریم خارج ایت ایز عه پسر به لوند و پولدار فور آس. حقیقت اینه که اینجوری نیست. توی خارج از ایران دخترای غیر ایرانی یا به دلایل ملی یا فرهنگی یا عدم اعتماد یا حتی میگن اصلا چرا ازین فارس رنگ و رو رفته و پرادعا خوشمون بیاد؟! و پسرای خارجی هم معمولا ادعای دخترای ایرانی رو که میبینن فراری میشن. 
من خودم، اگه بر
من تا چند سال پیش به شدت آدم کمال گرایی بودم. همیشه دوست داشتم چیزی که انتخاب می‌کنم بهترین باشه. کاری که انجام می‌دم بی عیب و نقص ترین باشه. خب کمال گرایی به نظر من بیشتر یه خصلت منفیه تا مثبت! آدم کمال گرا مثل آدم وسواس میمونه. همش در عذابه که همه کارایی که انجام میده بهترین باشه. البته خب آدم باید در همه امور همه تلاشش رو بذاره که بهترین کار رو انجام بده ولی خب پیدا کردنه اون نقطه ای که آدم باید توقف کنه و بگه خب دیگه از نظر من برای این قضیه به
راستش بهم برخورده
چرا فکر میکنن من حتما باید با بزرگتر از خودم ازدواج کنم؟!
و میدونم ک منظورش از چه جهت بود :(
عایا بنظرش من یه دختر لوس هستم که توانایی مدیریت زندگی ندارم؟
این فکر خيلي آزارم میده
اینکه مامان عزیزم یه مقدار منو لوس بار آورده رو قبول دارم اما واقعا چیزی که از هم سن های خودم دیدم خيلي فاجعه بوده!
نمیدونم چرا حس میکنم یه تقابل ذهنی پیش رو دارم باهاش!
خيلي دل سردم کرد
+ چرا چیزایی که از نظر ما دخترا رمانتیکه از نظر پسرا مسخره بازیه؟ :
امام باقر ع فرمود هرگاه بدانی در توخیریهست بدلت نگاه کن اگر اهل طا عت خدا را دوست و اهل معصیت خدارا دشمن دارد در تو خیر است و خدا هم ترا دوست دارد واگر اهل طاعت خدا را دشمن واهل معصیت خدا دوست دارد در تو خیر نیست وخدا دشمنت دارد دشمنت دارد و هر کس همراه دوست خود است وفرمود دو مومن هرگز با هم بر خورد نکنندجز انکه برادرش را بیشتر دوست دارد بهتر است  و فرمود هرکه برای دین دوست ندارد و برای دین دشمن ندارد دین ندارد پیداست که شخص متدین حد اقل باید پی
اومدم سر یه کار جدید که اولین سوال کارمنداش ازم این بوده که. چرا کار میکنی؟ و بنده در کمال شگفتی تنها چیزی که در مقابل این سوال عجیب از دهنم در اومده این بوده که. به همون دلیل که بقیه کار میکنن!!»و باز شنیدم که آخه دخترا ساپورت مالی میشن و نیاز نیست کار کنن مخصوصا اگه وضع مالیشون خوب باشه»و من باز میگم: به نظر من هر آدمی از یه سنی به بعد نیاز داره کار کنه، چه دختر باشه چه پسر! حالا بعضیا دوست دارن  هنوز از پدر مادرشون پول تو جیبی بگیرن و روشو
امروز روز معرفیمون بود همه رزیدنتهای وردی جدید همه رشته ها بودیم.رییس دانشگاه و دانشگده و اموزش و اینا اومدن برامون حرف زدن.البته حرف که نه تهدید
1_جز چشم هیچی نمیگید
2_حجابتون اسلامی و ناخونتون کوتاه باشه
3_یا برید انصراف بدید یا تا اخر سال یک زنده بمونید.فقط زنده بمونید وماهی یبارم حموم کنید
امروز در کنار اینکه کلی تهدید شدیم و به همش خندیدیم کلی هم ترسیدیم .خيلي هم من خسته شدم با وجودی که فقط نشسته بودمتقریبا از بین دخترا و پسرا همه متا
 
هیچی یعنی واقعا هیچی !
مثلا قدامون :)
تو بلندی و چهارشونه
ولی من قدم کوتاست :( به قول "م" که وقتی میخواست بهت معرفیم کنه و گفت قد متوسط شایدم با ارفاق بشه گفت قد متوسط.
سیگار تو دستت کلی تفاوته :)
روابطتت با ادما کلی تفاوته ! کلی درده :)
هرچند من از همین خونگرمیت خوشم اومد.
از همین بامرامیت.
از همین رفیق بازی های تا ته خطت.
بهت گفتم ؟!
نه نگفتم.
وقتی اون شب گفتی این 6 تا همونایین که پایتن تا ته خط چقدر ذوق کردم که منم جزو همون شیش تام.
:)
خيلي خيلي خيلي خ
دخترا
بیاین بگین اگه واسه کادو تولدتون حدود ده تا لاک گلدن رز هدیه بگیرین خوشحال میشین یا نه؟
کار عاقلانه ایه به نظرتون؟
مثلا با پولش میشه یه دونه از این دستبند هایی که آویز طلا دارن هم خرید
اما خب این جینگولی تره
نظرتون؟
 
پی نوشت:طرف خودش وضع مالیش خوبه
بچه ها برای جلوگیری از عاشق شدن چه کار هایی میشه کرد؟
 
 کامیار ازون پسراییه که همه دخترا واسش غش میکنن.
جنتلمن شیک خوش لباس.
کاش بیشتر پول داشتم و مستونستم بهتر زندگی کنم.
نمیخوام عاشق بشم.
اقا من نمیخوام توجیه کنم ولی باور کن من هیچ حس خاصی به این پسره نداشتم تا اینکه دیدم همون روزی که با من حرف زده دو سه ساعت بعدش یه پست گذاشته که دوست داشتن آدم ها از توجه شان پیداست نه از کلمات.
عکس دستای یه خانوم بود.
آقا خب منم حساس شدم دیگه.
بعدش دیدم نه انگ
ارومیه یکی ازشهرهایی هست که امروز میخام گروه واتساپ شهرشون رو معرفی کنم و دوستانی که در ارومیه زندگی میکنند میتونند به گروه واتساپ ارومیه بیان.
دوستابی در گروه واتساپ آزاد هست و شما میتونید برای خودتون دوست مجازی در گروه انتخاب کنید، البتهدقت داشته باشید که اینجا دنیای مجازی هست و شما با یک گروه مجازی سر و کار دارید.
تبلیغات هم در گروه ارومیه در واتساپ با اجازه مدیر قابل انجام است و فکر میکنم که شما قرار نیست بابت این موضوع هزینه ای پرداخت
اومدم سر یه کار جدید که اولین سوال کارمنداش ازم این بوده که. چرا کار میکنی؟ و بنده در کمال شگفتی تنها چیزی که در مقابل این سوال عجیب از دهنم در اومده این بوده که. به همون دلیل که بقیه کار میکنن!!»و باز شنیدم که آخه دخترا ساپورت مالی میشن و نیاز نیست کار کنن مخصوصا اگه وضع مالیشون خوب باشه»و من باز میگم: به نظر من هر آدمی از یه سنی به بعد نیاز داره کار کنه، چه دختر باشه چه پسر! حالا بعضیا دوست دارن  هنوز از پدر مادرشون پول تو جیبی بگیرن و روشو
میگویند روزی امیرڪبیر ڪه از حیف و میل شدن سفره‌های دربار به تنگ آمده بود.به ناصرالدین شاه پیشنهاد ڪرد ڪه برای یک روز آنچه رعیت میخورند میل ڪند،
شاه پرسید مگر رعیت ما چه میخورند؟؟؟ امیرکبیر گفت: ماست و خيار 
ناصرالدین شاه سرآشپز را صدا زد گفت:ڪه برای ناهار فردایمان ماست و خيار درست ڪنید
سر آشپز دستور تهیه مواد زیر را به تدارک‌چی برای ماست خيار شاهی داد :✦ ماست پر چرب اعلا✦ خيار قلمی ورامین✦ گردوی مغز سفید بانه✦ پیاز اعلای همدان✦ ڪشمش بدون
داشتن یه دوست خوب و مهربون ، یه نفر هم عقیده با تو ، یه نفر از جنس تو ، یه نفر که درکت میکنه چون مثل خودته خيلي خوبه . یه همچین دوستی دارم . با اینکه مجازیه ، با اینکه تا الآن ندیدمش ، صداشو نشنیدم ولی بهترین دوستمه . از مرز اینترنت و وای فای فراتر رفتیم و واقعی شدیم . دو تا دوست حقیقی . دوست دارم دوست خوبم نیلو
به یه دختره گفتم چه موهای قشنگی
گفت: کاشتم
گفتم چه دندونای سفیدی 
گفت: کاشتم
گفتم چه ناخونایی 
گفت: کاشتم
لامصب دختر نبود که محصول کشاورزی بود
 
دخترا وقتی میگن اتفاقا آرایش ندارم منظورشون اینه که گریم نکردن و اگر نه کرم و سورمه و رژل لب و روژ گونه و خط چشم براشون آرایش محسوب نمیشه
 
 
ادامه:
 
یادمه،
منو بلند کردن (خيلي واضح یادم نمیاد، نیمه بیهوش بودم)،
و همینجوری کشون کشون بردن دفتر مدرسه.
 
اینها همه به جهنم فراموش میشه،
 
چیزی که یادمه و وحشتناکه برای من و تا سالها و حتی الان، 
من رو رنج میده (الان البته بهتر شدم)، اینه که مدیر، ناظم مدرسه، کتابدار مدرسه، که همه خانم بودن، با دو تا اقای دیگه، و با دو سه تا از دخترا و پسرهای پنج ابتدایی، من رو کردن،
همه لباسهام رو دراوردن،
 
و توی روشویی!!! توی سینک، من رو شستن.
 
 
1) دیروز دو بار خودیی کردم، امروز یک بار.2) من به پاهای دخترا علاقه دارم (اصطلاح انگلیسی‌شو نمی‌نویسم که دردسر نشه.) از بچگی علاقه داشتم و احتمالاً خواهم داشت.3) نمی‌دونم این قضیه نرماله یا نه. به هر حال، ممکنه کمتر کسی رو پیدا کنید که مثل من باشه.4) فشار جنسی‌ای که رومه زیاده. نمی‌ذاره درس بخونم. نمی‌دونم چجوری از این منجلاب نجات پیدا کنم.
بهترین مزایای خيار برای پوست، مو و سلامتی:
خيار،  رنگ سبز روشن تا تیره، پوستی نازک، گوشتی بسیار مرطوب با دانه های خوراکی دارد و در سالادها، ساندویچ ها یا آبمیوه ها به کارمی رود. این میوه، آب فراوانی دارد که به هیدراته نگه داشتن بدن کمک می کند و کالری پایین آن، خيار را به انتخابی عالی برای رژیم کاهش وزن تبدیل می کند. خيار یکی از سیفی جات خوشمزه و خوش خوراک است که از زیبایی پوست و مو تا درمان بسیاری از بیماری ها که در ادامه این بخش از سلامت نمن
 
1.ویستا
همیشه شاد باش 
هممون دوست داریم و امیدواریم زود برگردی
 
 
2.رها
خيلي دلم میخواست با بقیه آشنات کنم ولی وقت نشد دیگه
دوست داریم زود برگرد
 
 
3.ریحون
دوست خوبی برامون بودی هم برا من هم پانی خيلي هم زحمت کشیدی چه تو وب خودت چه وب بهار
دوست داریم زود برگرد
 
 
4.رامتین
بازم یهویی غیب شدی امیدوارم برا خدافظی بتونی بیای وب ویستا دست توعه حواست بهش باشه
دوست داریم زود برگرد
 
 
 
هممون تا چندروز دیگه میریم ولی اون چهار نفر زودتر رفتن
یه مبحثی داریم به نام حریم شخصی و من تو این ربع قرن زندگی تونستم با یه راه حل حریم شخصیمو حفظ کنم اونم با دعوا
یعنی حتما باید با طرف مقابل که اکثرا هم دخترا هستن با دعوا فضولیا و کنجکاوی هاشون رو پاک کنم
خلاصه اینکه فعلا پای خيليا رو از زندگیم بریدم تا بعدش یاد بگیرم چجوری میتونم کلا حریم شخصیمو حفظ کنم
گاهی مثل الان با خودم فکر میکنم،فلانی چطور میتونه دلتنگم نشه!؟اینجاست که مطمئن میشم دوست داشتن من توسط بعضیا به خاطر دوست داشتن خودشون بوده توسط من.این نوع دوست داشتنارو دوست ندارم هرچند خودم شاید همین مدلی باشم خيلي وقتا،اما این مدلی بودنمم دوست ندارم
دوستت دارم.
به سان یک دیوانه، به سان یک سرباز 
به سان یک ستاره سینما 
دوستت دارم، به سان یک گرگ، به سان یک پادشاه 
به سان انسانی که من نیستم 
میدانی من اینگونه دوستت دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخند
عروسی گرفته بودیم و اومدیم خونه خودمون . یک ماه بیشتر نگذشته بود که هوس کردیم خيارشور درست کنیم آخه من و همسرم خيارشور خيلي دوست داریم و باید در کنار غذامون خيارشور باشه . یه شب که با موتور دور می زدیم یک ماشین نیسان رو دیدیم که بغل خیابون داره خيار محلی میفروشه . ما هم از فرصت استفاده کردیم و 10 کیلو خيار خریدیم . همسرم به اتفاق خواهرش ( زهرا ) یه روز صبح شروع میکنن و خيارشور درست میکنن . 
دبه های خيارشور رو گذاشتیم توی زیرزمین و هر موقع لازم داری
تو این دو سه روز یه چیزایی فهمیدم که الان دارم با خودم فکر میکنم که مگه میشه اتفاقی باشه؟
سه نفری ک میشناختم و هرروز باهاشون چشم تو چشم میشدم فهمیدم فرزند شهید هستن! یکیشون که خيلي نزدیک بود و باهاش زیاد پیش اومده بود حرف بزنم.
حالا همش دارم با خودم فکر میکنم کی چه حرفایی زدم؟
شده ک از بابام براشون تعریف کنم؟
آخه دخترا یه جور دیگه بابایی هستن.
دو شبه که روی تخت برعکس میخوابم
هرکار میکنم نمیتونم عادی باشم
دوباره از خودم خسته شدم
از بی ارادگیم
من کلا آدم عجولی هستم و معمولا این قضیه به ضررم تموم میشه. یادمه همون اولا هم میگفتی این تنها اشکال منه. اگرچه گذشت و اشکالات یکی پس از دیگری پدیدار شدن، ولی خب این اولین و نمایان ترین‌شونه.
و خب میشه حدس زد که از انتظار کشیدن متنفرم. یعنی مثلا وقتی با کسی قرار داشته باشم و نیاد یا دیر کنه یا خبر نده. خيلي ناراحت میشن. مثالش همون دوستی که قرار بود بیاد با هم بریم باشگاه، قرار بود یه عصری پیام بده و نداد. بعد هفته ی بعدش که دیدمش گفت ببخشید من نرف
دوست دارم رهبرم رادلبر پیغمبر است/دوست دارم رهبرم را وارث برحیدراست/ازتباراهل بیت و آیت خوب خداست/دوست دارم رهبرم راجلوه ای ازکوثراست/اوپیام کربلا را میدهدبرمسلمین/دوست دارم رهبرم راآسمان رااختراست/میرود راه امام وهرشهیدی باهدف/دوست دارم رهبرم راشیعیان راسروراست/دشمنان دین ماراباز رسوامیکند/دوست دارم رهبرم رادشمن اوابتر است/اسوه والگوی خوبی گشته آقا درجهان/دوست دارم رهبرم رابهر عالم گوهراست/شیعه باشدجانفدای حضرت سیدعلی/دوست دارم ره
مرا گویی که چونی؟ چونم ای دوستجگر پر درد و دل پر خونم ای دوستحدیث عاشقی بر من رها کنتو لیلی شو،که من مجنونم ای دوستبفریادم ز تو، هر روز، فریاداز این فریاد روز افزونم ای دوستشنیدم عاشقان را می نوازیمگر من زان میان بیرونم ای دوست؟تو گفتی: گر بیفتی گیرمت دستاز این افتاده تر کاکنونم ای دوست؟غزلهای نظامی بر تو خواندمنگیرد در تو هیچ افسونم ای دوستنظامی گنجه ای (گنجوی)
دیشب گریه کردم.
دیشب کلی گریه کردم.
 
به دوستم میگفتم که از سکسیزم اینجا، که در قالب "فمینیزم" خودش رو به جامعه چسبونده خسته شدم.
میری رستوران، پسری که جلوی تو نشسته رو نمیبینن و باهاش احوال پرسی نمیکنن اغلب و حتی اوردرش رو با احترام نمیگیرن.
اینی که میگم دو بار تا الان برای من اتفاق افتاده دو بار،
 
رفتم رستوران،
خواستیم غذا و نوشنیدنی بخوریم.
یکی از کارکنا اومد و گفت ما بیست دقیقه دیگه میبندیم (ما غذا رو سفارش دادیم و اومد و داشتیم شروع میکرد
من هیچ‌وقت دوست نداشتم آدم‌ها را اذیت کنم اما خيلي‌ها را اذیت کردم
من همیشه دوست داشتم دوست خوبی بودم اما هیچ‌وقت نبودم
من همیشه دوست داشتم با کلمات جادو خلق کنم اما انگار کلماتم همیشه محو بودند
من همیشه دوست داشتم بوی رشت بدهم، دوست داشتم سبزینگی داشتم اما بوی انزلی دادم؛ نه از شوریدگی انزلی، از غم حل‌شده در این شهر
من همیشه دوست داشتم می‌توانستم دریاچه قو چایکوفسکی را اجرا کنم اما هربار فقط توانستم بشنوم
من همیشه دوست داشتم کولی باشم
من بهارم
من بهارم فصل باراندوست دارم دانه ها را
سبز و خرم ، شاد و خندانبازی پروانه ها را
دوست دارم آسمان راآفتاب مهربان را
دوست دارم روی گل رارنگ گل را بوی گل را
دوست دارم ماهیان راتوی چشمه، توی دریا
دوست دارم هر کجا راباغ و بستان، کوه و صحرا
دوست دارم، دوست دارممن بهارم، من بهارم
عصبانی هستم، از خودم.
از سر به زیر بودنم.
از سکوت کردنم.
از قانع بودنم.
از بخشیدنهای پشت سر هم.
از دادن، بدون گرفتن.
آدم وقتی فقط می‌بخشد، فقط دوست می‌دارد، و در زمانی که احتیاج دارد حمایت نمی‌شود، دوست داشته نمی‌شود، تعادلش را از دست می‌دهد.
از این به بعد دوست داشتن‌هایم را هم می‌شمارم.
چهره ی آدمارو نگاه میکنم.همشون حیرون و سرگردون دنبال تروفی های این بازی لعنتی هستن.دخترا همشون دنبال اون پسری که قوی تر و قدرتمند تره و پسرا دنبال دختری که کول تره و خوشگل تر.دیگه هیچکس از همسن و سالای من دنبال ساختن نیستن.شاید چون ما تربیت شده ی پدرومادر هایی هستیم که همیشه ناکام بودن و تمام به دست نیاوردن هارو گره زدن فرو کردن تو مغزما!
خسته ام از این بازی.نمیخوام جزیی ازش باشم.
اگر خدا را دوست داری
اگر خدا را دوست داری،✨خدا گفته است:✨(لا یسخر قوم من قوم)همدیگر را مسخره نکنید.»
اگر خدا را دوست داری، ✨خدا گفته است:✨(ولا تلمزوا انفسکم)از همدیگر عیب جویی نکنید»
اگر خدا را دوست داری ،✨خدا گفته است:✨(ولا تنابزوا بالالقاب)لقب زشت» به هم ندهید.
اگر خدا را دوست داری، ✨خدا گفته است:✨(و انفقوا فی سبیل الله)در راه خدا انفاق کنید.»
اگر خدا را دوست داری ،✨خدا گفته است:✨(و بالوالدین احسانا)و به پدرو مادر نیکی کنید.»
اگر خدا
 سلاممم  به همه پاتوقیا حال دلتوون چطوریاسسس خوبید؟
 
جدا از این وضعیت که دوست ندارم دربارش حرفی بزنم ☺امیدوارم حال دلتون عالی باشه
 
هی همه میگن بنزین گرون شده بدع عاقا بدنیسسس حداقل برا ما دخترا که بد نیست واقعا چرا انقدر شایعه پراکنی میکنییید آخه
با گرون شدن بنزین ادما مجبورن با وسایل نقیله عمومی بیشتر رفت و امد کنن ولی خب وسایل نقیله عمومی صد درصد اونقد شلوغ خواهد شد که ادما ترجیح میدن در آینده با وسایلی از جمله چرخ  که اونم بدلیل اینک
مطابق ماد ٣٩٩‏قانون مدنی: هریک از متبایعین بعد از عقد فی المجلس و مادام که متفرق نشده اند اختیار فسخ معامله را دارند.» این خيار مختص عقد بیع بوده و در سایر عقود راه ندارد. اگر یک نفر ازسوی دوطرف، معامله را منعقد کند خيار مجلس قابل تصور نیست. اداره حقوقی قوه قضاییه طی نظریه 7/2354 – 1379/4/6 در خصوص خيار مجلس اعلام داشته است:معمولا در اسناد رسمی مربوط به معاملات قطعی، اسقاط کافه خيارات قید می شود و طرفین آن را امضا می کنند، اگر سندی دارای چنین عبار
سلام
من جدیدا وارد یک شرکت نسبتا بزرگی شدم که کلی کارمند خانوم اون جا هست. یه کافه ی بزرگی هم داره که مثلا 15 تا میز داخلش هست و اکثر موارد شلوغ هست. من تازه اون جا استخدام شدم و حدود 30 سالم هست و آماده برای ازدواج!، منتهی به قول دوستم "قبلا کلی دوست دختر داشتیم و دیگه هیچی نداشتیم، حالا به یه سری چیزهایی رسیدیم ولی دیگه دوست دختر نداریم که بریم بگیریم". 
من سعی میکنم در طول روز چند بار به بهانه های مختلف برم توی کافه (آخه یک سری امکاناتی مثل قهوه ج
آقای: من امشب خيلي پاهام درد می‌کنه، تسنیم، دو سه ساعت پامو لگد کن!
تسنیم: دو ساعت من لگد می‌کنم، سه ساعت مهندس؛ قبوله؟
مهندس: من خودم پاهام درد می‌کنه، اول باید بیای پاهای منو لگد کنی!
تسنیم: طبق قانون سوم نیوتون، هر کنشی را واکنشیست، برابر و در خلاف جهت. یعنی اگه پای آقایو لگد کنی، انگار آقای هم پای تو رو لگد کردن.
مهندس: 0_0
مرحوم نیوتون: O_O
تسنیم: ^_^
جوجه به یه موجودی؟ میگه "گورگابه"، انقد کیف داره :) جوجه کیست؟ یه دختر جسور و جلب و تیز و فرز و زو
ادم های زیادی هستند که بسیار دوستم دارند
ادم های زیادی هستند که دوستم دارند
ادم های زیادی هستند که از من بدشون که نه، فقط خوششون نمی آید
ادم های زیادی هستند که بسیار دوستشان دارم
ادم های زیادی هستند که دوستشان دارم
ادم های زیادی هستند که حسی بهشون ندارم
تا به حال نسبت به هیچ کس حس تنفر نداشته ام
 فقط نسبت به بعضی که لایق دوست داشتن نیستند حسی ندارم
مگرنه من آن پیرمرد عطار که همیشه کتاب حافظ دستش هست با آن عینک ته استکانی را از صمیم قلب دوست دا
من وقتی در کلاس دوم بودم یک دوست دیوانه ای داشتمی که توی مدرسه به آن پروفسور
می گفتند ولی آن در مدرسه همیشه جواب معلمان را میداد من یادم است که در کلاس دوم یکی از بچه ها خورشید ویکی از بچه ها مآه بود و آن دوستم ماه شد خلاصه این داستانی بود که من آن را خيلي دوست داشتم واز آن دوستم ممنونم که هالا بهترین دوست من صدراست و تا الآن که کلاس پنجم هستم دوست عزیز من است و آن الان بیمار است دعا کنید خوب بشود 
 
 
 
تو یا معشوقه‌ی من خواهی بود و یا هیچ چیز نخواهی بود.
من و تو نمی‌توانیم دوست باشیم.ما متفاوتیم.آنقدر متفاوت که چیزی جز عشق نمی‌تواند ما را کنار هم‌دیگر نگاه دارد.
پس یا من را دوست بدار تا روزی که هنوز عشقی هست.
و یا من را نبین.
با مامان بنی خيلي یهویی دیشب برای اولین بار صحبت کردم همینجوری اشک میریخت منو دید صداش بسختی میشنیدم .خيلي دلش برام سوخت.خب خودمم ناراحت شدم انگار که یادم میاد این چند سال زندگیم چی ب سرم اومده گاهی دوست دارم بمیرم.
ولی خداروشکر پدر و مادر بنی خيلي مهربونن.
پانوشت: بنی همچنان حسودیش میشه ولی به روش نمیاره ، فقط دوست داره به صورت ویژه با خودش در ارتباط باشم.و البته دوست داره مامان باباش فقط مال خودش باشن ولی کور خونده خخخ.
من به عنوان نویسنده‌ی این وبلاگ کمتر خودسانسوری می‌کنم تا زمانی که در قامت کاربر توییتر هستم. اینجا خواننده‌های کمی دارد که اکثرا دوست نزدیک‌اند. ناشناس است و احتمال قضاوت شدن خيلي کم است.
برای همین اینجا را بسیار دوست می‌دارم. :)   
اخر کلاس اسماء و گلشید دوتا نامه برام اوردن
اسماء نوشته بودم خانم عاشقتان هستم
گلشید نوشته بود خانوم شما اسماء رو بیشتر از بقیه دوست دارید؟؟؟ 
.
من در دوست داشتن و نداشتن آدم‌ها رو بازی می‌کنم. 
این میانه با همه گرم هستم ولی اساسا اگر کسی برایم عزیز باشد میگذارم بفهمد. 
و خب سخت پایبند دوست میدارمت به بانگ بلندم
اما اگر آبم با کسی در جوی نزود، در آشکارترین حالت ممکن رفتارم با او تغییر می‌کند
.
بچه‌ها خيلي زود حس آدم رو میفهمن. خيلي زود
یه دختر پسره روبروی من نشستن، بعد از یه سری بحث‌ها که کردن، که البته تمامشون از سمت دختره بود از جمله: دیگه نمیخوام درس بخونم. مامانت کی تورو دنیا آورد(!). جایی کار میکنم چند برابر اتاقمه. پوستر فلان، این چاییه بهمان، عکس العملای پسره تبدیل شده به: عه! چه جالب.اوه! جدی؟.چقد خوب!
بعنوان یه ناظر، بطور واضح موضوعاتی برای دخترا جالبه برای پسرا نیست! سوالی که پیش میاد اینه تو زندگی متأهلی چجوری چندین سال باهم تعامل انجام میشه؟!
.
پ.ن: خدایی خیل
میدونید چی از صبح تو فکرمه؟
یه مستند خارجکی در مورد مرگ میدیدم ،آخرین جمله ی همه ی آخرین پیغامهای اون آدمایی که در حال مرگ بودن I love you بود. آیا این معنیش این نیست که چیزی مهم تر از عشق ورزیدن تو زندگیمون وجود نداره؟
مثلا هیچکدوم از اون آدما تو یک قدمی مرگ نگفتن یادت نره قبض هارو بدی. یا مثلا عزیزم اون خونه ی بزرگ رو حتما بخر. یا مثلا نگفتن از قول من به فلانی بگو ازش بدم میاد. یا نگفتن چه حیف که فلان نمره رو نگرفتم. فقط زنگ زدن به عزیزشون و گفتن دوس
آنگاه که تورا از دست دادم، 
هردومان بازنده شدیم. 
من، چونکه تورا بیش از همه دوست میداشتم 
وتو، 
چون من آن بودم که تورا بیش از همه دوست میداشت. 
اما تو بازنده تر از منی 
چون من دیگری را دوست توانم داشت 
آنگونه که تورا دوست میداشتم. 
اما هرگز یافت نخواهد شد 
کسی که تورا چون من دوست بدارد.
حدیث امام باقر ع  هر گاه خواهی بدانی در تو خبری هست بدلت نگاه کن اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل. معصیت خدارا دشمن دارد در تو خیر است وخدا هم ترا دوست دارد و اگر اهل طاعت خدا را دشمن  اهل معصیت خدارا دوست دارد در تو خبر نیست وخدا دشمنت دارد و هرکس همراه دویت خود است
دیشب رفتیم Once Upon a Time in Hollywood رو دیدیم توی سینما.
 
حقیقتش، فیلم کایند آو تاریخی، بامزه، طنز، و گاهی هم خشن و ترسناک بود.
درباره زندگی یه هنرپیشه هالیووده که خيلي ضعیف و ترسو هست، الکاهالیک هست،
در عوض یه دستیار مانند داره (برد پیت)، که خيلي قوی، آروم، سکسی، دوست داشتنی، و پسر بسازی هست.
شخصیت این پسر دستیاره، همین کلیف بوث، مثل شخصیت الکس یولیش خواننده المانیه.
همون که صدای کلفت داره.
مرموز، باشخصیت، آروم، ناز، سکسی،
سکسی بودن پسرها به تیپ و ق
⭕️ جوابای من :
چه کتابی دوست داری بخونی و تا الان نخوندی؟فیه ما فیه مولانا
چه فیلمی دوست داری ببینی که تا حالا ندیدی؟پدرخوانده
چه موزیکی دوست داری گوش کنی که تاحالا نکردی؟
صدای بچه ام
کجا دوست داری بری که تا حالا نرفتی؟
کرمانشاه
کیو دوست داری ببینی که تاحالا ندیدی؟
نازنین
چی دوست داری بخوری ک تاحالا نخوردی؟
شیشلیک
چه لباس و چه رنگی دوست داری بپوشی که تاحالا نپوشیدی؟
حریر سبز رنگ. از اون سبز خوشکلا
چه شی ای دوست داری داشته باشی که تاحالا ندا
حقیقتش وقتی میبینم که دخترا با ویزای ازدواجی میان امریکا و کانادا و یا هرکشور دیگه، 
براشون خوشحال میشم چون تجربه جدید کسب میکنن، دنیا رو بهتر میشناسن.
ولی از شما چه پنهون، این حرفی هست که به هیچ کدومشون نمیشه گفت، براشون خيلي ناراحت میشم، چون ازدواج با کسی که مثلا 4 ساله میشناسی میبینی باز هم سخته. فکر کن کسی رو خوب نمیشناسی، ازدواج یه مرحله بزرگ و یه چالش هم هست.
بعد مهاجرت یه چالش دیگه هست.
بعد فکر کن حداقل دو تا چالش (اونم ازین سر دنیا به او
چراا بعضی خانم ها انقدرررر دوست دارن حرف بزنن؟؟
نمونه اش بنده.
البته چندساله که خودم رو خيلي محدود کردم
ولی بچه که بودم، از اینهایی بودم که یک ریییییییز حرف میزدم :)
قوه خیالم هم قوی بود
یه عالمه چیز هم میساختم و میگفتم.
بعد کم کم یاد گرفتم که بنویسم.
نوشتن رو که شروع کردم حرف زدنم کمتر شد.
کمتر
و کمتر.
الان به جایی رسیدم که به زور از زبونم حرف می‌کشن.
اماا.
خب این جلوی انحرافاتی رو گرفت، ولی خيلي هم خوب نبود.
چون من تنها شدم. چون روابط اجتماعی
مداح با صدایی که نایی برایش نمانده و از عمق دلش می‌آید می‌خواند.‌
تو این دنیا
من تو رو دارم.
بهت خيلي
خيليیی بدهکارم.
بذار عالم همه بدونن من. دوست دارم.
کمم اما
عاشقت هستم.بهت خيليی خيليیی وابستم.
به غیر از تو، من کی رو دارم
دوست دارم.
.
قبلا هم پرسیده بودم آیا ما را هم با همه خطاهایمان به اندازه علی اکبرتان دوست دارید؟
 
قابل توجه دوستان و عزیزان مشهدی!
خيلي راحت میتونید در کانال لینکدونی مشهد عضو بشید و گروه تلگرام مورد نظر خودتون رو به راحتی پیدا کرده و در آن شرکت کنید؛ لینک بهترین گپ های تلگرام مخصوص دخترا و پسرای گل مشهدی
جهت سفارش تبلیغ هم میتونید با هزینه بسیار کم و بازدهی بالا لینک های خودتون رو به پشتیبان لینکدونی بفرستید.
دختره با دوست پسرش و مادرش اومده دفتر که از دوست پسر قبلی شکایت کند .
هفته دیگه هم نامزدی با دوست پسر جدید بود 
یک نسخه وسیع از روانپزشک معروف شهر هم برای حال بد خودش داشت و راستش دختره ته خيلي چیزها بود 
فکر کردم چطوری می تونه اینقدر زرنگ باشه .یا شاید چقدر بلده یا شاید چطوری این قدر خوشبخت و دوست داشتنی است که طرف با علم به تمام اتفاقات عجیب گذشته می خواهد باهاش ازدواج کند . 
پ ن : قیافه اش معمولی بود 
در این مطلب  قصد داریم طرز تهیه خيار شور خانگی به 3 روش را به شما آموزش دهیم. با ما همراه شوید و بسته به شرایطتان یکی از روش ها را انتخاب کنید …
خيار شور 
روش اول:  خيار شور یک روزه
 
اگر می خواهید خيار شور را سریع مصرف کنید این روش را پیشنهاد میکنیم:
مواد لازم
خيار تازه: 2 کیلو
ترخون: 4 الی 5 ساقه
سیر : 5 حبه
آب جوشیده خنک:  به مقدار لازم
نمک و فلفل : به مقدار لازم
سرکه : نصف لیوان
ادامه مطلب
متنفرم ازینکه کسی بیاد به من بگه سفید، بگه روسی.
 
همیشه حس میکنم حتما قیافه م شبیه مریضای روانی هست که به من میگن سفید.
 
سفید مادرته.
 
خواهرته.
 
هفت جد و ابادته.
 
خاک بر سرتون. 
 
من سیاهم. brown هستم.
 
یک بار دیگه کسی به من این حرفو بزنه یه جوابی بهش میدم که بره خودشو توی ونکوور ایلند توی اون دور دورا، پورت هاردی، محو کنه به دست خودش.
 
.
 
دخترای سفید اغلب بی رحمی و بی عاطفگی از قیافه هاشون میباره.
 
اینجا همه میگن این دخترا خشکن سردن.
 
من صو
1. امروز صبح با کلی نشاط و شور و شادابی رفتم به مدیرمون برا اوللللین بار سلام کردم (اونم چون زل زده بود بهم) . بعد یه نگاه عمیقی به ابروهام کرد و گفت سلام عزیززززممممم. 
این عزیزم خيلي معنا ها داشت. یکیش اینکه مثلا عزیزم دیگه از این گوجه ها نخور :))) یا مثلا منظورش این بوده که خيلي ایکبیری ای عزیزم. به هرحال من دیگه به کسی سلام نمی کنم -____- 
2. فردا با نیلی اینا میریم بیرون و در "چی بپوشم" ترین حالت ممکنم :| چی بپوشم؟ 
3. خوش ب حال این دخترا که با موهای کو
عاشق کانادا نیستم.
کانادا ادمای مهربون و ساده زیاد داره.
ادمای دلسوز
ادمای دوست داشتنی
هوای خوب
شهرهای تمیز
قوانین و مقررات
و.
ولی عاشق کانادا نیستم. مثل هر جایی مشکلات زیادی داره.
ولی ونکوور رو خيلي دوست دارم.
خيلي.
 
ونکوور شهر منه. شهر فانتزیامه تا حد زیادی.
 
زیباست
پاکه
دلبری میکنه
 
ونکوور رو دوست دارم.
 
تغییر خيلي وقتا میتونه قشنگ باشه.
مگه میشه آدم , خدا رو دوست داشته باشه 
ولی کارایی کنه که خدا دوست نداره؟!

آره میشه 
چرا نشه؟!
من یکیو میشناسم که خيلي رفیقشو دوست داره 
اما همش کارایی میکنه که رفیقش دلخور میشه 
بعدش ازش معذرت خواهی میکنه 
و به شدت هم همدیگه رو دوست دارن!
قبول دارم که 
اگه عالم و عاقل برخورد کنه 
عزیزتره 
اما مییییشه 
باور کنید.

اونم خدایی که ستارالعیوبه 
خدایی که از مادر مهربون تره
خدایی که درِ توبه رو برا همین باز گذاشته
خدایی که سرزنش خطاهارو به سر بنده اش
متنفرم از بی نتی!
همین الان فیلم جوکرو دیدم و‌ دوست دارم برم نقدهاشو بخونم دوست دارم برم تو اینستا انقدر توی هشتگ جوکر غرق بشم که بمیرم دوست دارم‌ انقدر برم‌ توی اینستاگرام نظرات زیر پست های جوکرو بخونم که مغزم بپاچه روی گوشی.
دوست دارم بتونم برم خود فیلمو دانلود کنم و هزاردفعه ببینمش نه فقط یبار با برنامه ی لنز رو صفحه ی کوچیک موبایل!دوست دارم برم تو سینما جوکرو ببینم.دوست دارم برم هزار تا فیلم دیگه از خواکین فینکس دانلود کنم ببینم دوست دا
هوالرئوف الرحیم
بعد از بیش از یک یا دو سال دوباره مهمونی دادم.
افتضاح کلمه ی کمیه برای اون رخداد.
فقط بخاطر اینکه پشتم باد خورده. اگر مثل قبل پیش می رفتم الان تو اوج بودم.
حالا الانم عیبی نداره. تلاشم رو می کنم.
دارم خودمو برای تولد دخترا گرم می کنم.
خدایا
پروردگارا
من رو به فراموشی مثبت، بی خیالی و آرامش، هدایت بفرما.
 
 
 
 
آمین یا رب العالمین.
دوست داینا به مسافرت رفته است، داینا به او قول داد تا از سگش مراقبت کند. او خيلي هیجان زده است . او می داند که مراقبت از یک سگ سرگرمی جالبی است و البته می داند که اینکار زحمت دارد.
 
داینا باید هر روز به سگ کوچولو غذا بدهد، زیرا او همیشه گرسنه است. سگ قهوه ای هر روز کلی غذا می خورد و هر روز بزرگتر و بزرگتر می شود.
 
داینا باید هر روز به او یک ظرف آب بدهد. آب تازه و خنک خيلي دلچسب است. بعضی وقتها هم سگ کوچولو دو تا ظرف آب می خورد.
 
مراقبت از سگ کوچولو
 
شاید همه شما این صحنه اشنا رو توی کافه دیدین که یه دختر و پسر میرن کافه و بعدش دختره وسط کار یه لیوان اب میپاشه توی صورت پسره و میره.
خواستم بگم از اونجایی که توی جمع دخترا من کامبیزشونم پریروز همین داستان برام پیش اومد:/
فقط لطف فرموندن تو صورتم اب نپاشیدن اونم چون هنوز سفارشامون رو نیاورده بودن:/
هیچی دیگه دیدم خيلي دارم با اطرافیانم با ملایمت رفتار میکنم که این بلا رو سرم میارن دو روزه بلایی به سرش اوردم که از درون الان خنک خنکم
انگار توی ک
لعنتی اصلا دوستت ندارم. اصلا. ولی نمی تونم فراموشت کنم. با من خاطره های عمیقی ساختی و ول کردی رفتی. مگه نگفتی دخترا فلانن احساساتی ن باید از مردشون اجازه بگیرن؟ درسته زر زدی و منم بخاطر همین کارات گذاشتمت کنار ولی تو که احساساتی نبودی چرا رفتی آخه؟ مثلا تو باید مث یه مرد میموندی. اما نموندی. حالا که بیشتر فکر میکنم میبینم تو نمی خواستی بمونی. میخواستی بری و میخواستی منم زندگی مو زمین بذارم و باهات بیام. ولی من زندگی مو فدای تو نکردم. شاید چون تو
دوست، نامه است
نامه ای که از خدا رسیده است
نامه ی خدا
همیشه خواندنی ست. 
                                       عرفان نظرآهاری
______________________________________
به وقت دومین قرار وبلاگی با نویسنده ی وبلاگ امواج وحشی
خيلي خوب بود خيليیییی:)))
انگار یه عمر از آشنایی مون میگذشت و کلی حرف داشتیم
نمیدونم این همه حس خوب رو چجوری ثبت کنم اصن
مرسی محی جووون:**
بازم میگم پاشید برید دوستای وبلاگیتون رو ببینید، هیچ لذتی بالاتر از این نیست:)))
*به من خيلي چسبید، تصمیم گرفتم ای
هیچوقت نمیتونم بفهمم یه دختر، چقدر توی زندگیش بهش فشار میاد،
یا کلا چه فعل و انفعالاتی توی مغزش انجام میشه،
که اصرار میکنه خودش رو حتما در اختیار هر مردی که میبینه بذاره.
اینکه یه بار با یکی یه دو سه بار صحبت کنی بعد بببینش و بعد باهاش بخوابی چون میشناسیش،
بد نیست. 
تجربه هست، داشتنش به دردت میخوره و اینکه طرف رو خب میشناسی.
 
ولی اینکه تو هرکی رو میبینی بخوای اصرار کنی که بهش بدی،
خيلي عجیبه.
 
گاهی وقتا به این مردیت فکر میکنم
که چطوری میشه یک
رمان توسکا
دانلود رمان عاشقانه توسکا اثر هما پور اصفهانی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم
داستان این رمان راجع به دختری به نام توسکا می باشد ، دختری از گینه همه ی دخترا ، توسکا نطلبیده وارد مسیری می شه که براش خيلي چیزا به وجود میاره ، چیزهایی مثل محبوبیت ، پیکار ، سرمایه و چیزی که هیچ وقت توی عقلش هم نمی گنجید ، عشق ، عشقی از نوع ویژه در دوره ای که نامش هم کیمیاست …
 
خلاصه رمان توسکا
نگاهی عاقل اندر سفیهانه بهش کر
من یک عدد عاشق رشته هستم
خيلي دوست دارم
به حد مرگ رشته دوست دارم
رشته خالی دم نکشیده بدون مایع ماکارونی دوست دارم
با مایعم دوست دارم
هر چقدرم رشته نازک تر خوشمزه تر
یعنی بین رشته ها از همه بیشتر عاشق ورمیشلم
بعضی وقتا ابو میذارم جوش بیاد بعد یکی دو تا حلقه ورمیشل میندازم داخلش.نرم بشه.نمک میزنم میخورمشخالی خالی
تازه رشته ها رو هم به هیچ وجه اصلا نباید بشی.همونجوری دراز دراز باید بپپزی.مگه برنجه که میشنش؟!!اگه غذای کوتاه میخواین خب برنج
سبزیجات بخاطر کالری پایین، حاوی آب بودن و سرشاربودن از مواد مغذی بهترین دوست شما محسوب می‌شوند. مصرف همزمان کرفس، هویج، خيار و پیاز باعث جذب مواد مغذی فراوانی در بدن می‌شود و همچنین بخاطر تنوع رنگ بسیار جذاب هستند. از این سبزیجات بعنوان میان‌وعده می‌توان استفاده نمود. دقت کنید که آب کرفس و هویج به تنهایی اثر آنچنانی ندارند و بهتر است با یکی دو ماده دیگر ترکیب شوند. این مطلب نتیجه تحقیقات جدید چند موسسه معتبر پزشکی زیبایی از سرتاسر دنیاست
فکر کنم
که اونهایی که الان سن های بالاتر دارن
 
مثلا بالای پنجاه سال
 
کلا با قضیه فمینیزم و اینکه زن میتونه شکایت کنه و بدبختت کنه و. اصلا اشنایی ندارن.
 
برای همین سر به سر دخترا میذارن و بچه پررو بازی درمیارن و قلدری میکنن.
 
نسل جدید، یعنی زیر چهل سال رو،
اینقدر قانون ترسونده،
 
که از ترسشون به هیچ دختری نزدیک نمیشن.
 
نمیگم این خوبه یا اون خوبه،
 
نه به این شوری شور که نسل جدید اینقدر وحشت دارن
 
نه به اون بی نمکی که مردهای بالای پنجاه سال ر
خب دعوت شدم به چالش نامه ای برای گذشنه! (از اونجایی که کلا در طول عمر به چالشی دعوت نشده بودم! ذوق دارم برای نوشتنش) 
خب درواقع من آدمی هستم که زیاد در گذشته ها سیر میکنم. به خاطر همین لدت و تلخی کار هایی که در گذشته انچام دادم برام چند برابره و همیشه همراهمه.
پیشاپیش عذرخواهی میکنم بابت قلم ناپخته و خامم!
 
نامه ای به منِ گذشته:
سلام. دارم از آینده برات این نامه رو می نویسم. البته نه آینده ای خيلي دور. دلم خواست حالا که این شرایط نامه نوشتن پیش او
فکر میکنم که
ادمها رو نه تحصیلات میسازه
نه ژنتیک
نه کار خوب
نه هیچی
ادمها مجموعه ای از عوامل محیطی هستن تقریبا، البته ژنتیک هم تاثیر داره تا حد کمی. 
یعنی اینکه شما در چه خانواده ای بزرگ شدین، ارزش ها در اون خانواده چیا بودن،
 
اینکه دوستای شما کیا بودن، همکلاسیای شما کیا بودن، اگه در محیط کاری بودین، با کیا کار کردین.
به نظر من، کار کردن با ادمها اگه که فرهنگ اونها رو دوست دارین و میتونین جذب کنین، به شما اثر میذاره، اگه نه، قبول نمیکنین و فق
یه جورایی، سوالی که من از خودم میپرسم، وقتی تو این شهر نفس میکشم (و توی این کشور، توی انتاریو این وضعیت بدتر بود)، وقتی بین مردم راه میرم، وقتی با اینها زندگی میکنم، همیشه به این فکر میکنم، که اولا اینها چرا اینقدر تنها هستن؟! حتی وایزر من و هم ازمایشگاهیای من، خيلي تنها بودن. خيلي. اصلا کانکشن نمیتونن بزنن. اگه میخواین خوب بفهمینشون، فیلم on body and soul رو ببینین.
در ثانی، چرا اینها خوشحالی هم رو نمیخوان؟! توی ایران، مردم ممکنه یه جور خوشحالی
دوست دو ساله من، دوست گرمابه و گلستان من.دوست پارک ملت و سینما چارسوی مندوست عدسی و پوره سیب زمینی مندوست من به خاطر اینکه بهش گفتم "شلغم نباش" دیگه با من گرمابه و گلستان نمیاد :(
هرگز باورم نمیشد "شلغم" تاثیری داشته باشه رو آدما.
 
 
 
نتیجه امروز: هیچ کدام از صیفی جات را به دوستتان نسبت ندهید.دیگر دوستتان نخواهد داشت حتی اگر عذرخواهی هم کرده باشید.
من دوست زیاد دارم.
هم از اون دسته از دوست‌ها که از کنارشون رد می‌شم و فقط سلام می‌کنیم بهم و تمام! (شاید اسم دوست زیاد باشه براشون!)
هم از اون دسته از دوست‌ها که کم دیدنشون هیچ تاثیری نمی‌ذاره و هردفعه که می‌بینیشون انگار از قبل، دوست ترن.
از اون‌هایی که فقط گاهی یادم می‌کنند که کارشون رو راه بندازم هم دارم! هممون داریم و اصلا شاید خودمون یه همچنین دوستی واسه بعضیا باشیم!
از اون‌هایی که توی ذهنم فقط باهاشون دوستم و تو واقعیت خجالت یا هرچیز
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب