نتایج پست ها برای عبارت :

درد قشنگیست

تو چشماش نگاه میکنم_زندگی که اجباری نیست کاترین.!
کاترین میگه هست.از نظر کاترین زندگی صبح و ظهر و شب‌هاییه که مدام تکرار میشه و ماعم گیر کردیم تو این تناوب طلسم شده.کاترین میگه خوشحالی و سرمستی که از بوی قهوه سرصبح بهت دست میده،همه برحسب عادته.کاترین میگه حس خوشایند کمک به بقیه همه مال این تناوب طلسم شده‌است.!
همینطور داره حرف میزنه که یهو میگم_پس اون لحظه‌ای که بغلت میکنه و میگه دلم برات تنگ شده بود؟! هیچ کجای این چرخه‌ی مریض قرار نبو
دانه ای در بیابان افتاد،لبخندهایش اشک شد تا دل دلبر به درد آید و باران چشمانش جنگلی را پدید.اسمان دلبر بارید و بارید و اکنون دانه بی دل،هفدهمین سال زندگی اش را به پایان رساند.بی دل بودنش ثمره قلبی ست که در بارگاه حق گرو گذاشت تا حلالش کند آقا جان.معجزه که میشود،قلبش به ناگاه سرجایش بازمیگردد تا عاشق تر شود(: تولدت مبآرک  لبخند برعکس من(:(میخواستم آخرین نفری باشم که امروز بهت تبریک میگه تا یادت نره امروز ی نفر حسابی عاشقت بودبیخیال اینهمه ا
غروب جمعه باشد یا شنبه، مگر فرقی دارد؟ وقتی هر دو یادآور رفتن پاییز و باران اند‌. همیشه احساسم این بوده که پاییز دردانه فصل خداست و او ابرهای پاییزی اش را می گریاند تا شکسته شدن بغض ها و ریخته شدن اشک هایی که مدتها بود باید اتفاق می افتاد، غریب نباشند.
 
 
 
راستش پاییز رنگ و بوی دیگری دارد ، رنگ و بویی از جنس قدم زدن با صمیمی ترین دوستت ؛ خیس شدن زیر بارن و بعد خوردن دو فنجان چای داغ با چاشنی خنده هایی از ته دلمان.
پاییز احساس دیگری دارد ، احساس
غروب جمعه باشد یا شنبه، مگر فرقی دارد؟ وقتی هر دو یادآور رفتن پاییز و باران اند‌. همیشه احساسم این بوده که پاییز دردانه فصل خداست و او ابرهای پاییزی اش را می گریاند تا شکسته شدن بغض ها و ریخته شدن اشک هایی که مدتها بود باید اتفاق می افتاد، غریب نباشند.
 
 
 
راستش پاییز رنگ و بوی دیگری دارد ، رنگ و بویی از جنس قدم زدن با صمیمی ترین دوستت ؛ خیس شدن زیر بارن و بعد خوردن دو فنجان چای داغ با چاشنی خنده هایی از ته دلمان.
پاییز احساس دیگری دارد ، احساس
وقتی نگاه میکنم به نبض این روزهای گرم تابستان و کولر گازی و ظرف انگور حس میکنم خوشبخت ترین ادم دنیا هستم.انگار کل دنیا را چپانده اند در یک وجب جای من که از عرض پتوی زیرم نمیکند.انقدر خوب که میشود با یارانه40 هزارو پونصد جهزیه خرید و تا انتالیا رفت و این چی چی است اکستیشن تهرانی را روی کله عروس راه انداخت.فکرش را بکنید اهل چیپس سرکه ایی باشید،ماست خنک در یخچال موجود باشد بریزید در هم و بزنید بر بدن.خانواده دورتان باشند.دوستان خودشان بیای
قصه را با یک اپیزود از رادیو چهرازی شروع میکنم یکم حال و هوایمان به پاییز بخورد.
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


پاییز فصل قشنگيست اما اولین بهترین (first best) من نیست. من عاشق زمستان هستم. حال که وارد زمستان م
شعر  در مورد دوست
در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد دوست برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
خانه ی دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
اسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
وب ه انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است
و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب