نتایج پست ها برای عبارت :

درسته گذاشتی رفتی یهوسنگ شدی

مظاهر رفت.
از ترم یک با هم هم‌اتاقی بودیم، یعنی دو سال.
دکتری قبول شد و اتاقش عوض شد.
دو سال یه عمره برای خودش.
 
"حالا کجایی؟ با وفا! گذاشتي رفتي بی‌خدافظی! درسته ما اهل سلامیم، اهل خدافظی نیستیم، تو هم که اهل سلام بودی، اهل خدافظی نبودی!"
 
بهترین دیالوگ‌مون هم توو این دو سال فکر کنم این بود:
مظاهر حیات داودی: دِ حرف بزن لعنتی! همه‌اش یا سرت توو گوشی‌عه، یا توو لپ‌تاپ، یا توو کتاب
مظاهر سبزی: من حرف‌هام رو با سکوتم می‌زنم!
آدم باید خوشحال باشه؟ آدم باید تو زندگیش لذت ببره؟ آدم باید چه‌جوری باشه دقیقا؟ چی درسته؟
من الان لذت یک غمی رو می‌خوام که بشینه تو دلم و درام کنه تو خیال و زندگی رو رنگ بزنه. من الان دلم لذت عشق می‌خواد، آره همون که جز هورمون نیست. من الان دلم نوشتن می‌خواد از این زندگی از منی که دلم حواسش داره پرت میشه. اما کجا؟ من که کسی رو نمی‌بینم بشه باهاش عاشقی کرد. کاش س کمی وا میداد. اما همون بهتر که عاقله. من دلم می‌خواد کسی به عشق و دوست داشتن من احت
امروز دائم دنبال استادم بودم. حقیقتا استاد هم نیستند دانشجو سال آخر مقطع تحصیلی بالاتر من هستند. کارم چند مرحله ای بود. می‌اومد اُردر می‌داد و می‌رفت، سرم رو می‌چرخوندم نبود . حرصم می‌گرفت اما بازها پشت سرش خوندم باز منو کاشتی رفتي تنها گذاشتي رفتي دروغ نگم به جز من یکی دیگه داشتی رفتي. پشتت رو کردی بر من بگو مگو نداره رو کن به هر کسی خواستی گل پشت رو نداره :)))) عاشق یبسی‌اش شدم :))))
نمیدونم این رابطه ای که تازه با میم شروع شده درسته یانه
اما بشدت احتیاج دارم از نوع عاطفی!
همین که باشه حرف بزنیم
دردودل کنم برام کافیه
نمیدونم درسته یاغلط!
فقط میدونم به همچین دوستی احتیاج دارم
کاش میشد دوست تازه پیدا کرد باهاش سینما رفت
رستوران کافه!نمیدونم یه چی که حالمو خوب کنه!
دلم تنگه برا اون روزای خوب کاش میشد بازم اون حال خوب وروزای خوب برگرده
بچه ها
شما به ادمی که
باشخصیت ماننده
باز نیست
باسواده
درسته مغرور و خودخواه و خودبرتربینه و گاهی بی رحم ولی بلاخره ادم باکیفیتیه
 
چطوری میتونین محترمانه بگین که عزیزم
اون کسی که با وزنه گذاشتي توی پروفایلت و لباس ورزشی هم تنت کردی 
خیلی زشته
خیلی immature هست
خیلی صورتت پف داره
چشمات خیلی زشته توش
 
انگار بازی
هیزی
شبیه ادمای کوته فکر و کودن شدي
 
و حال ادم به هم میخوره ازین عکس؟
 
لطفا برش دار؟!
قبلا از مرگ می ترسیدم اما دیگه اینجوری نیست.به این نتیجه رسیدم که آدما به دنیا میان که بمیرن،پس چرا از این موضوع میترسن!این که میگن آدم یه بار زندگی میکنه درسته اما این هم درسته که با مرگ،انسان یه زندگی ابدی رو شروع میکنه.ما به جای ترس از مردن،باید از زندگی توی این دنیا لذت ببریم و خودمون رو برای زندگی توی اون دنیا آماده کنیم.مرگ اونقدرا هم بد نیست.تازه با مردن، آدم ، میتونه برای همیشه یه زندگی جدید رو شروع کنه که هیچ پایانی نداره.چی از این به
سال ۸۸ بود، خیلیامون همو گم کردیم. 
همه وبلاگا فیلتر شد، همه فعالای دانشجویی تار و مار شدن.
تو این ده سال خیلی چیزا فرق کرده، درسته اینترنت دایل‌آپمون شده ای‌دی‌اس‌ال، ولی به‌جای فیلترینگ، از پایه قطعش می‌کنن! درسته دیگه نه دانشجوییم نه دانشجوهای این دوره بخار دارن، بجاش مردم کوچه و خیابون تار و مار شدن. مردمی که دیگه نه امیدی دارن نه تدبیری هست که بش دلشون رو خوش کنن.
اگه یه هفته هیچکس بنزین نمی‌زد واقعا چه اتفاقی می‌افتاد؟ دیشب پم
 
میگن تا خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
نمیدونم راست میگن یا ن؟؟ توی کتابای درسی مون نوشته: نه ، بین مردم ک پرس و جو میکنی میگن اره ، همین درسته!
 
اخرش من نفهمیدم کدوم راست میگن. اخه نویسنده کتاب ها که خدا پیغمبر نیستن که بگیم هرچی نوشتن درسته
مردم هم همینطور!
توی همین سردرگمی یاد احکام دین افتادم! برای اینکه دینمون درست باشه  باید با تفکر وجستوجو و تحقیق اون دین رو انتخاب کنیم و نباید تقلید کنیم
نگیم که چون والدینمون مسلمونن ما هم باید مسل
اون یکی وبلاگ که همین چند روز پیش مرحوم شد اینجا هم بزودی درش، گِل گرفته می‌شه.
.
ابیات کاملا مربوطه از جناب مولوی:

ای یار غلط کردی با یار دگر رفتي

از کار خود افتادی در کار دگر رفتي


صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم

ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتي


صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم

گار ندانستی در خار دگر رفتي


گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهی

ای حال غلط کرده با مار دگر رفتي


مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه

صد تار بریدی تو در تار دگر رف
اون یکی وبلاگ که همین چند روز پیش مرحوم شد اینجا هم بزودی غزل خداحافظی رو می‌خونه.
.
ابیات کاملا مربوطه از جناب مولوی:

ای یار غلط کردی با یار دگر رفتي

از کار خود افتادی در کار دگر رفتي


صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم

ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتي


صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم

گار ندانستی در خار دگر رفتي


گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهی

ای حال غلط کرده با مار دگر رفتي


مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه

صد تار بریدی تو در تار دگر
فکر کن ! همه ببینن که مردی ولی تو زنده باشی
چه تصویر قشنگی!
فکر کن . میری میری میری بالا و پرت میشی از یه جایی و دیگه بعد از اون چشم ها تو رو نمی بینن. کسی نمی دونه کجایی! فکر می کنن تموم شدي
ولی تو توی اون سرزمینی که کسی نمی بینه به زندگیت ادامه میدی!
کسی نمی دونه تو به اونجا رسیدی 
و چه قدر برای این رسیدن رفتي رفتي رفتي رفتي رفتي . ! 
 
سال ۸۸ بود، خیلیامون همو گم کردیم. 
همه وبلاگا فیلتر شد، همه فعالای دانشجویی تار و مار شدن.
تو این ده سال خیلی چیزا فرق کرده، درسته اینترنت دایل‌آپمون شده ای‌دی‌اس‌ال، ولی به‌جای فیلترینگ، از پایه قطعش می‌کنن! درسته دیگه نه دانشجوییم نه دانشجوهای این دوره بخار دارن، بجاش مردم کوچه و خیابون تار و مار شدن. مردمی که دیگه نه امیدی دارن نه تدبیری هست که بش دلشون رو خوش کنن.
اگه یه هفته هیچکس بنزین نمی‌زد واقعا چه اتفاقی می‌افتاد؟ دیشب پم
سال ۸۸ بود، خیلیامون همو گم کردیم. 
همه وبلاگا فیلتر شد، همه فعالای دانشجویی تار و مار شدن.
تو این ده سال خیلی چیزا فرق کرده، درسته اینترنت دایل‌آپمون شده ای‌دی‌اس‌ال، ولی به‌جای فیلترینگ، از پایه قطعش می‌کنن! درسته دیگه نه دانشجوییم نه دانشجوهای این دوره بخار دارن، بجاش مردم کوچه و خیابون تار و مار شدن. مردمی که دیگه نه امیدی دارن نه تدبیری هست که بش دلشون رو خوش کنن.
اگه یه هفته هیچکس بنزین نمی‌زد واقعا چه اتفاقی می‌افتاد؟ دیشب پم
می گه "عافیت باشه و والنصر"می گم "پیروزِ چی بشم؟!"می گه "نصر یعنی یاری، آره؟!"می گم "نمی دونم! از کسی که عربی رو توی کنکور ۳۵ زده، سوال عربی نپرس"می گه "دیشب تو یه چیزی گفتی من نفهمیدم، امشب من یه چیزی گفتم تو نفهمیدی. حسابمون صاف شد!"می گم "دیشب چی گفتم مگه؟! یادم نیست!"می گه "گفتی: اگه زمستون نبود، تابستون معنی پیدا نمی کرد. آدمی که سرما نَچِشِه، نمی تونه بارِ گرما رو بِکِشِه"می گم "این که ساده ست، چیز پیچیده ای نگفتم پسر!"می گه "بعدش سکوت کردی و هندزف
اللهم ارزقنا شفاعه الحسین 
خیلی عصبی گفت اقا جنگه! جنگِ کجا میخواید برید!!!
عقل ندارید؟!؟ 
من فقط با لبخند نگاش میکردم :)
عقل نداریم دیگه 
عاشقیم❤️
وقتی جنگه وقتی ترور میکنن وقتی خودشون و میکشن ما اربعین نزیم یعنی کارمون درسته 
مسیری که انتخاب کردیم درسته
بکشید ما را، بکشید مارا ملت ما بیدار خواهد شد. 
ما ثابت کردیم که از مرگ هراسی نداریم
ما از تبار سلمان فارسی و همت ها و حججی هاییم.
بخدا قسم اگر یقین داشته باشم رفتنم به این سفر هیچ بازگشتی
من نمیدونم چرا با این اطلاعات عمومی ضعیف تنها تنها می‌رم خرید می‌کنم سرِ خود؟؟!
دیروز ظهر رفتم گردنبند خریدم و می‌خواستم آخر این ماه برم دستبندش رو هم بخرم ؛امروز صبح رفتم خونه مامانم و بهشون نشون دادم ،مامان و آبجی کوچیکه دوتاشون گفتن پولت رو بده و گردنبند بهتری بگیر وقتی دستبند(تک پوش) به اون بزرگی داری دستبند اصلا برات جلوه نداره و گردنبند خفن‌تری داشته باشی به از این که گردنبند و دستبند کوچیک تر بخری
خلاصه که خام شدم و عصری می‌رم گردن
1-چند پر زعفران +یک تکه چوب دارچین +3عدد هل درسته داخل آب جوش بریزید بعد از چند دقیقه که دم کشید کمی گلاب اضافه کنید.( شادابی و از بین بردن کسالت)
2- زنجبیل تازه 2حلقه +چای سبز1قاشق داخل قوری بریزید آب جوش روش بریزید بعد از 3دقیقه داخل فنجون بریزید چند قطره لیموی تازه بچید.(برای پیشگیری از سرما خوردگی)
3-گل گاوزبان+گشنیز درسته +چند پر لیمو عمانی +چند دونه هل یا چوب دارچین.(آرامش بخش)
4-برگ تازه ی پونه یا نعنا رو دم کنید اگه دوست داشتید چند برگ به لیم
امروز ظهر .کتاب جنگل نروژی رو شروع کردم.البته این کتاب با اسم چوب نروژی چاپ شده .!
۳۰۰ و خورده ای صفحه بود .
و الان تموم شد .!
منگ منگم.

بینابین کتاب خوندن رفتم کلاس .پست گذاشتم.شب رو با ستاره های تاریک دره و یه لیوان چای داغ از دستای نازنین بابام گذروندم و با خوندن آهنگای قدیمی تو تاریکی مطلق شب .!توی کوهستان تقریبا سرد .گرم و روشن کردم.!
تولد قمریم بیشتر از تولد شمسیم یاد خانواده اس.!
مامان میگه گردنه شبا خطرناکه .اما بابا امشب واس
به ندای قلبتون گوش بدین.نمیدونم چند نفر توی بیان این مشکلاتو دارن و من خبر ندارم.اولین چیزی که باید برای قلبتون مهیا کنین شرایط عاشق شدنه،نه معشوق!به داد دل خودتون برسین.زیر آوار عقل خفش نکنین.گناه داره.دل شما فقط شما رو داره!آب میشین.زیر پوسته ی قلابیتون پودر میشین و هرسال این پوسته ضخیم تر میشه و شکستنش سخت تر.همه ی رنگین کمونیای ایران!این پیله رو بشکافین قبل از اینکه داخلش خفه بشین!دستاتونو به دست هم بدین.روز ما هم میرسه!باید براش
 
افکارم تبدیل شدن به یه باتلاق
خیلی خوبه آدم از اول راهِش رو درست انتخاب کنه و پی ِ ش رو بگیره نکه حالا مثه من تو ندونم کاری هاش غوطه بخوره نمی تونم به یک نتیجه گیری درست برسم تو ذهنم ، احساس میکنم تموم راه هایی که تا الان اومدم اشتباه بوده احساس میکنم حتی یه تصمیم درست هم نداشتم الان واقعا مغزم کشش نمیده نمیدونم چه راهی رو انتخاب کنم ، خستم خستم خستم از اینکه هیچی جواب نداد . هیچی رو درست نرفتم . از هیچ فرصتی درست استفاده نکردم . نمی ت
ای که رفته با خود دلی شکسته بردیاین چنین به توفان تن مرا سپردیای که مهر باطل زدی به دفتر منبعد تو نیامد چه ها که بر سر من!ای خدای عالم چگونه باورم بودآنکه روزگاری پناه و یاورم بودسایه اش نماند همیشه بر سر من زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من
رفتي و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته امرفتي و ندیدی که بی تو چگونه پرشکسته امرفتي و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پارفتي و خیالم زمانی نمی کند مرا رهاای به دل آشنا، تا که هستم بیا، وایِ من اگر نیایی
سلام
پیامتو با ۹ روز تاخیر دیدم، نه؟ مدتیه کلا درحال مسافرتم و، خب، بزرگترین چالش هر سفری، طبیعتا اینترنته
ممنون تبریکت خیلی خوشحالم کرد؛ البته تبریک اصلی برای توئه :)
طی سال بعضی از آزمونای شبیه سازی که میدادیو هرازگاهی چک میکردم و میدیدم که کارت درسته، مثلا تراز بالای ۷۰۰۰ قلمچی برای من فقط یه بار تو عالم رویا اتفاق افتاده بود، خلاصه امیدوارم روانشناسی تهران بری(اخبارم درسته دیگه؟!)
در مورد فلساید
"از اونجایی که اگه یکی به خود من بگه یه ک
میدونی تو این بارون باید میبودی ولی نیستی حالا که نیستی کاش دوستای خوبی داشتم کاش میشد چرتو پرت بگم از تو حرف بزنم و کسی نصیحت نکنه( میدونی الان دوازده و نیم شبه و اس ام اس اومد یه لحظه فکر کردم تویی، احمقانه ست نه؟)، دلم برای خودت نه برای حسایی که باهات تجربه کردم تنگه، حس یه دوست خوب یه شنونده یکی که قبولت داره یکی که از تنهایی درت میاره. میدونی هیچوقت دوست خوب نداشتم تا اینکه توی لعنتی سرو کله ت پیدا شد اما تو نباید میموندی نباید دوستم میشد
امروز تونستم باور کنم که رفته 
وقتی صندلی خالیش به جای خودش توی کلاس بود
بله میم واقعا رفت
و تیکه ای از من رو کند و با خودش برد تیکه ای که نکروز شده بود و عفونی ولی من نگهش داشته بودم چون دلم نمیومد درد نبودنشو تحمل کنم
میم این بارم در حقم پدری کرد 
میم آدم بزرگی بود
فقط کاش وقتی داشت میرفت انقدر یهویی خبر نمیداد 
خون زیادی ازم رفت تو همین دو روز 
درد زیادی کشیدم 
اما انگار خونش کم کم بند میاد 
دردش کم و کمتر میشه
و ه ایجاد میشه بعدم کم کم بد
امروز که زهره گفت چرا نه پستی گذاشتي نه استوری یادم افتاد که چقدر زبانم گرفته. آمدم اینجا و دیدم آخرین پستی که نوشته ام برای روزهایی بوده است که داشتم در تلاطم رفتن و نرفتن دست و پا می زدم.
مرا بردی رفیق. راهم دادی. هر چند هنوز نمی دانم خودم را خواستی یا برای تنها نبودن و خوشحال تر کردن آقای میم اجازه همراهی ام را صادر کرده ای که البته هر کدام باشد من خوشحالم.
مرا بردی رفیق . گذاشتي در طریق خانه پدری تا حریم امنت نفس بکشم؛ گذاشتي بنشینم وسط بین ال
سلام
حال دلتون چطوره؟!
یکی از جاهای سخت زندگی کجاس بنظرتون؟
بنظرم یکی از سخت ترین مراحل زندگی وقتیه و از اطرافیانت یچیزایی میشنوی ک توقعشو نداری.
اره.از زخم زبون صبت میکنم
داشتم فکر میکردم وقتی از این حرفا میشنویم باید چیکار کنیم؟
درسته میگن نباید به حرفای مردم اهمیت داد و این حرفا
درسته
ولی واقعا یچیزایی دیگ از حد انصاف خارجه
تحملش سخته
به نتیجه ای که رسیدم اینه
تو اگ مسیرت حق باشه
کارت درست باشه 
خودت و خدات از کاری ک میکنی راضی باشین
پس
اگر در این دنیا یک چیز باشد که مطمعنا اثبات شده باشد اینکه ما خیلی خوبیم و بقیه خیلی بد هستند 
مثلا اگر تو امریکا یا فرانسه میزنند مردما له و لورده میکنند اشتباهه اما باید بدونید اینجا درسته اونا همشون اشرار هستند قطعا به یقین 
اگر می بینید 14 روز اینترنت قطع میشد و کسی هم جوابگو نیست نبایدم باشد چون کار ما درسته و قطعا بقیه اشتباه می کنند
پس ما خوبیم اونا قطعا به یقین بدند 
فکر کنم اینکه یه وبلاگ زودبه‌زود آپدیت نشه نشونه‌ی خوبی باشه.
راستش وقتی گفتم این مطلب رو بنویسیم این‌طوری فکر می‌کردم. ولی خب شایدم دیگه از حد گذشته که یه وبلاگ آپدیت نمی‌شه. مثلا دیگه حتی حرف زدن هم حال آدم رو خوب نمی‌کنه.
بگذریم:
اومدم از خودم بنویسم و اینکه بگم یا زندگی افتاده روی روالش یا اینکه ما سر شديم و دیگه دست‌اندازا رو نمی‌فهمیم. خلاصه اینکه درسته این روزا به ندرت فرصت خالی دارم اما انگار زندگی از حجم خشونتش قدری کم کرده.
ولی ر
تعدادی "مسعود" میشناسم و همه شون به زبان انگلیسی ربط دارن.
دیروز رو پنل خوابگاه یه اعلامیه آموزش زبان فرانسوی بود و من داشتم بال درمیاوردم، بابا اکی داد و قراره انشالله ثبت نام کنم.
حدس بزنین اسم کوجیک تیچر عاینده ام چیه؟!درسته:))
Related-to-learning-a-language-masouds forever!
زندگی همینه همش عین یه بازی از یه مرحله میری مرحله ی بعد!. 
ولی نکته ای که هست اینه که وقتی از مرحله قبلی عبور میکنی دیدت نسبت به اون مرحله شفقت آمیز تر میشه. 
دلت نمیاد چیزی که با سختی پشت سر گذاشتي رو دور بریزی 
چون تجربیاتت تو رو بزرگ کرده، قوی کرده،. 
دردهای هر کسی شاید صندوقچه ی جواهراتش باشه اصلا، 
چون ما رو "آدم" کرده؛ حداقل در این حد که این کارها رو با کسی نکنیم!. 
نگاهمونو به بعضی زرق و برقای دنیا، پیر کرده و ملق بازی وقیحانه ی بعضی چ
اشتباه زیاد داشتم و دارم 
اما همونطور که یه چیز خاص رو ۸ سال پیش انتخاب کردم و هنوزم پاش وایسادم ، درسته گاهی لق زدم ، ولی فکر کنم الانم قسمتِ که انتخاب کنم که پاش وایسم ، که امیدوارم بشم، همچی مصلحتِ ، درست میشه :) 
اگه از یه آدمایی فاکتور بگیری فکرکنم زندگی قشنگ ترم بشه :) عقایدم باید ثابت بشه و پاش نلرزه:)
چند روزی میشه پلک چپم میپره  ممتد نه اما  هر از گاهی میزنه و منو نگران کرده.صدقه و آیتت الکرسی هم خوندم.حس بدی بهم میده درسته ربطی نداره اما خوب چیز جالبی هم نیست و میترسم یه احارتی بزرگ پیش بیاد و اذیتم کنه.
همه ملت پلک راستشون میپره  مال من چپ ول کن نیست.
خدایا خودت بخیر کن.
 
ما چه‌ایم اندر جهان پیچ پیچ
چون الف از خود چه داریم؟ هیچ هیچ
همین دیگه آقا!
دنبال مطلع و مقدمه و میان و مؤخره نباش!
درسته که این‌ها نظم‌اند و طبع انسان ملائم با نظم ولی نه این‌که انسان خودش رو محدود قالب‌ها کنه و از محتوا جا بمونه!
لهذا گفته‌اند مجعول وجود است و ماهیت نفاد و حد وجود.
خط بالا رو هم جدی نگیرید!
گاهی فکر میکنم تو مجموعه هیــــــــــــچ کس اندازه من برای حفظ اموال مجموعه اعصاب و روانش رو درگیره نمیکنه و حرص و حتی گاهی ناسزا نمیخوره:/
نمیدونم کارم تا چه حد درسته چون حتی گاهی مسئولین هم خیلی سخت نمیگیرن، و من گاهی فکر میکنم به قولی شدم کاسه داغ تر از آش:/
برای دانلود آهنگ کلیک کنید
دانلود آهنگ ترکی شاهین زین العابدین زاده به نام وفاسیز عشقیم

Shahin Zeynalabedinzadeh – Vafasiz Eshghim

دانلود آهنگ ترکی شاهین زین العابدین زاده به نام وفاسیز عشقیم
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و ۳۲۰
 
متن آهنگ ترکی شاهین زین العابدین زاده به نام وفاسیز عشقیم
همراه با ترجمه فارسی
نجه سن سیز اوره ییمده سایرام آرزیلاری من گوزی یاشلی
چطور بی تو توی قلب میشمرم آرزوهام رو با چشم گریون
یاشییم من نجه سن سیز
عمر کنم من چطور بی تو
سن گدننن ی
درسته نزدیک ترین مرگ به من مرگ بابابزرگم بود اما تکان دهنده ترین مرگ تا اینجای زندگی برام رفتن حسین علیمرادی بود، من دوست دارم بهش بگم شهید حسین علیمرادی از دیروز انگار طوری سیلی خورده تو گوشمون که نمیفهمیم چی داره میگذره!
کرم مرطوب کننده محبوبم را برمیدارم
صدای علی زند وکیلی سکوت خانه را در هم میشکند
"دلم را لرزاندی و رفتي،چو مرغ شب خواندی و رفتي،اخه تو اشک سرد زمستان را چو باران افشاندی و رفتي"
کرم رو میزارم سرجاش
خط چشم رو برمیدارم و خودم رو گم میکنم در خط چشمهای ناهماهنگ
علی زند وکیلی می خواند
"تو می آیی آی تو می آیی"
حرفهایی که میخواستم بزنم و کیلومتر وار اینجا ثبت شود،خیلی هم مهم نبود،پسبیخیال،این روزها،بیخیال خیلی چیزها.:)
وای خدا من این قضیه پیر درون داشتن رو برای دو نفر که به شدت این اخلاق رو دارن، توضیح دادم،
یکیشون همون جا بغض کرد و گریه کرد و تایید کرد که درسته،
یکی دیگه شون هم کلا سیستمش به هم ریخت!
حرفای من اینقدر واقعی هست؟! ترسیدم! اون بنده خداهایی که این ها رو خوندن اینجا و در نهان دارن خودکشی میکنن رو معذرت میخوام ازشون.
درسته که الان شرایط این شکلیه، اما حتی اگه از آسمون سنگ بیاد من نمی‌تونم قلبمو نادیده بگیرم و کتمان کنم که دلم تنگ شده!
 
+ " ماجراهای بزرگ ملت‌ها، نمی‌تواند باعث فراموش شدن ماجراهای کوچک دل‌ها بشود."
زندگی جای دیگری استمیلان درا
 
+ شاید باید نابرده رنج» رو گوش کنید. شاید چالوس» روزبه بمانی هم خوب باشه.
دلم برا خواننده خاموش بودن تنگ شده؛ دلم می خواد یه وب تازه بخونم بدون اینکه بخوام کامنتی بذارم و حرفی بزنم؛ بخونم و بخونم و بخونم.
یه سلامی هم بکنم به خواننده های خاموشم :) درسته من تا حدی درکتون می کنم ولی نمی خواید روشن بشید آیا؟!
امروز متولد شدم
روزی خاصی نیست. ولی مثل روزهای قبل نیست!
شش روز دسترسی به اینترنت نداشتم. کی میدونه شاید هیچوقت متولد نمیشدم!
ولی بعد این شش روز هیچوقت مثل قبل نشدم حس کردم خیلی نانوشته دارم!
درسته شش روز خیلی نیست ولی بعضی ها میگن دنیا تو شش روز ساخته شده!!!
⚠️⚠️توجه! توجه! توجه!⚠️⚠️
 
آیت الله شب زنده دار که این خواب رهبر رو نقل فرمودند در درس خارج فقه ۱۶ دی با این مضمون گفتند که اصل این خواب #درسته
ولی خواب برای چند روز پیش نیست و گویا برای سالها قبل هست.اگر این فایل صوتی رو جایی فرستادید این مطلب رو هم گوشزد کنید که اشتباه برداشت نشه
۱. با شوهری رفتيم ددر در باغ سبز بم نشون داد :دی [باغ پرندگان] + آیس پک دارک و شیر موز پسته + [+درسته رفته تو پاچم ولی اخلاقت خوبه دیگه که واسش خداروشکر میکنم:دی:* -:آرامش] + کاموا فروشی [+اون کاموا زرده قشنگه -پشمالو اون رنگی ببافم؟]
۲. قدم زدن تو شب و گوش دادن به اهنگای billie [حس میکردم دورم یه هاله از دنیای دیگس یه جای دیگم] [isn't it lovely all alone]
۳. دسکش اندازه بود بالاخره 
من انکار میکنمچرا از ب میپرسم؟ چرا اینکارا رو کردم ؟ من چرا باهاش عروسی کردمتمام اینا زمانی جواب داده میشه که من انکارو کنار بذارممن از ب میپرسم چرا باهام عروسی کرده .چرا منو دوس داره . و از دست نکرده هاش ناراحت میشم چونچون میخوام به خودم بقبولونم که منم یه زندگی معمولی داشتم که درسته گند زدن به گذشتم به اینکه 
خیلی سخته تصمیم گرفتن / ولی بعد از این درسته که دیگه کامپیوتری نیست تا بتونم بیام ولی میتونم برم کافی نت هر هفته یه سری بزنم / از قبل هم که پست گذاشتم / ولی باز این وسط یه مشکلی پیش میاد / پس زمان های استراحت با چی خودمو سرگرم کنم!؟ / میتونه کتاب داستان باشه / مثلا رمانی چیزی! /شما چی پیشنهادی ندارید!؟
 
یه پاییز زردوزمستون سردو☃
یه کلاس تنگویه درس مشنگو
غم جمعه عصرومشقا مونده رو دستو
یه دنیا سوالو⁉️رو دستم گذاشتي
کتابی دروغوتکالیف بوقو
یه درس عمیقویه هفته دریغو☹️
یه مغز مریضویه کوییز ریزویه دنیا محالوتو سینم گذاشتي
تابستون کجایی؟دقیقا کجایی؟کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟تعطیلات کجایی؟دقیقا کجایی؟کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟
پیشاپیش فرار رسیدن اول مهر رو به همه دانش‌آموزان تسلیت عرض میکنیم
خب خب بیبیا بیاین که باهاتون حرف دارمیه راست میرم سر اصل مطلبشما همه فیک میخونین درسته؟چه کاپلی رو شیپ میکنین؟شاید حتی بعضیاتون شبا با رویای با هم بودنشون می خوابین!فندوم ما آرمیه.ما ارتش پسرامونیم.درسته یا نه؟چرا وقتی پسرامون واسه حمایت از جامعه ی رنگین کمونی انقد به اعتبار خودشون توی کره و چین و.لطمه زدن،وقتی اینهمه هزینه کردن تا ازشون حمایت کنن،باز یه عده کورکورانه عقاید آدمای قرن 19و 20رو ادامه میدین؟!کیپاپرا توی کل دنیا قوی ترینان.چ
باز شب شده و من قراره فکر کنم 
من میدونم که باید جبران کنم اما چه جوری از کجا
من همش میگم ده ساله گه من من نیست 
این حقیقته
در واقع از سال 88  شروع کردم به گند زدن در مورد انتخابای بزرگ‌زندگیم 
مثل کنکور 
مثل طرح 
مثل ازدواج 
حالا به اینام برمیگردم و اینارو هم موشکافی میکنم اما دقیقا چقدر باید برگردم عقب درسته از سال ۸۸ به بعد همه چی بدترو بدتر شد ولی دلیل نمیشه قبل از اون خوب بوده باید به قبل از اون فکر کنم که چقدر باید برگشت عقب
دانلود آهنگ از اون روزی که رفتي غمت آتیش به جون زد علیرضا روزگار سریال باغ سرهنگ قسمت آخر
Download New Music Alireza Rozegar Az On Roozi
دانلود آهنگ علیرضا روزگار بنام از اون روزی که رفتي پخش شده در سکانس پایانی سریال باغ سرهنگ کامل کیفیت اصلی با لینک مستقیم 

ادامه مطلب
یک غروب پاییزی، گیج و مبهم گونه از خواب بلند شده بودم.
فاطمه داشت گریه می کرد.
گربه گچی کوچکش از دستش افتاده بود و گوش سمت چپش شکسته بود.
پدرو مادر ما دو تا بچه چهار پنج ساله رو خونه تنها گذاشته بودن.
منم نمی تونستم آروومش کنم.
هعی، درسته پونزده شونزده سال فاطمه رفته اما،
هنوزم وقتی از خواب عصرگاهی بیدار میشم آرزو می کنم ای کاش او زنده بود.
کاش می تونست منو آرووم کنه.
یک غروب پاییزی، گیج و مبهم گونه از خواب بلند شده بودم.
فاطمه داشت گریه می کرد.
گربه گچی کوچکش از دستش افتاده بود و گوش سمت چپش شکسته بود.
پدرو مادر ما دو تا بچه چهار پنج ساله رو خونه تنها گذاشته بودن.
منم نمی تونستم آروومش کنم.
هعی، درسته پونزده شونزده سال فاطمه رفته اما،
هنوزم وقتی از خواب عصرگاهی بیدار میشم آرزو می کنم ای کاش او زنده بود.
کاش می تونست منو آرووم کنه.
هرگز فکر نمیکردم،
سر اینکه فکر میکنم که توی مثلا جامعه غرب اینقدر به مرد فشار میارن و اذیتش میکننش و این انصاف نیست،
یا مثلا سر نحوه نگاهم به دنیا،
اینقدر ادم و مخصوصا پسر از من خوششون بیاد!
هر شبی که مهمونی میرم به این میرسم.
درسته که خدا به بعضیا نه قد میده نه هیکل نه قیافه نه پول، ولی میبینی یهو یه طرز تفکر میده و سر همون خواستگار میاد واسه ادم :))
 
خنگولتونم :)
این زندگی خودته
درسته زندگی سختی داری و تحملش سخته
ولی این بهرحال زندگی خودته
میتونی پاشی و تغییرش بدی
میتونی بشینی صب تا شب ناله کنی و غصه بخوری
دوروبرتم ک ببینی از این نوع دومیا زیادن که همش در حال ناله ان
انتخاب با خودته
پاشو تغییرش بده تا زندگیی داشته باشی ک خیلیا ندارن✌
این فرهنگ ماست. الان حتی تو مکان های کوچیک نگاه کنید همینطوره. همه چیز رو حساب پارتی و اینکه چقدر با یارو حال میکنن میچرخه.یاد گرفتيم هر چی حس کردیم درسته همون کارو بکنیم. یعنی فقط منافع خودمونو ببینیم.هر چی سعی کنی رفتار های غلط بقیه رو تقلید نکنی بیشتر از خودشون میروننت و تو ازشون جدا میشی. ولی بعد یه مدت میفهمن عجب غلطی کردن. چون تو براساس تلاشت به جایگاه واقعیت میرسی.
به نام اوی من و تو 
داشتم نگاهت می‌کردم.‌ همونموقع که اومدی توی دفتر و حس کردی اوضاع عادی نیست و  پرسیدی چه خبره و اون همکارت که اتفاقا زیاد بهش نزدیک نمیشی، گفت که فردا تعطیله، بعد هم از سر شوق و ذوق زد زیر خنده. اما تو انگار یکدفعه غمی سنگین روی دلت افتاد. انگار یکدفعه ذهنت بهم ریخت، درسته؟ نگو که نه. دیگه خوب میشناسمت عزیزم.
ادامه مطلب
آیت‌الله موحدی کرمانی:عجیب اینکه می گویند نوجوانان و جوانان و حتی کودکان، همه تصاویر را در #فضای_مجازی ببینند و خودشون تصمیم بگیرند کدام درسته!مثل اینکه وزارت بهداشت بگوید همه نوع غذای سالم و مسموم را بگذاریم در اختیار مردم تا خودشون تشخیص دهند. کودک چطور میتونه تشخیص دهد؟!(خطبه نمازجمعه ۱۰آبان۱۳۹۸)
 
دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی رفتي
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * رفتي * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , علیرضا طلیسچی باشید.
دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Alireza Talischi called Rafrti With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه علیرضا طلیسچی به نام رفتي
رفتي و دروغ نگفت حسم دیدی رات نمیداختم میدونستم کی ایتو همیشه گفتی میفهمی منو آره اون موقع که از دستم میدیبیشتر ا
وقتی که بارون زدتگرگم همراش بودتو سردیه عشقتزمستون اومد زودآروم بودم با توبی من کجا رفتيسرد بودن اون دستاتتنها چرا رفتيحالا شده طوفانتو دریای قلبمموجان که میکوبنبه سینه ام هر دمبعد از تو پاییزاهوا خیلی سردهلطفی تو بارون نیسابرم پر از درده
وقتی که بارون زدتگرگم همراش بودتو سردیه عشقتزمستون اومد زودآروم بودم با توبی من کجا رفتيسرد بودن اون دستاتتنها چرا رفتيحالا شده طوفانتو دریای قلبمموجان که میکوبنبه سینه ام هر دمبعد از تو پاییزاهوا خیلی سردهلطفی تو بارون نیسابرم پر از درده
میدونین به چی فکر میکنم،
به اینکه طرف دهنشو باز میکرد،
میگفت من از خانواده با اصل و نصبم،
هرکاری میکنم درسته،
تو یه ای،
دور سرت باید حلقه بندازن بکشن،
نمیدونم دوست پسرت شته بود،
یا مثلا آدم لاشی ای بود، یا تو اصلا نباید باهاش رابطه استارت میزدی،
و کلا کله ش رو توی همه ابعاد زندگی خصوصی من میکرد و اونم با تحقیر!
 
بعد یهو به خودش میاد، میبینه 37 ساله کلا پشت مو و گردنش رو تمیز نمیکرده.
مثلا فکر کن شرکت بزرگ بیزینیسی دنیا میخواستن استخدامت ک
هر روز که از دانشگاه برمیگردم خوابگاه یه جون از جونام کم میشه
عین مبارزای مورتال کومبات(درسته؟)
مگه میشه ۱۹ واحد داشته باشی
از شنبه تا چهارشنبه
۸ صبح تا خود شب
؟؟
آیا انصافه؟
این حجم از فعالیت درسی برای دانشجویی که مدرکشو میخواد بزاره سر کوزه آبشو بخوره یکم زیاد نیست؟
خسته‌ام.مثل خرس قطبی که وسط خواب زمستونی پیدارش کردن میگن پاشو دستت زیر سرت مونده کبود شده.هعی
ترجیح میدم راحع به خیلی چیزها حرف نزنم
تا واکنشی رو نبینم ، که توقعش رو ندارم
کاش آدما "همه ی" فکراشونو می گفتن. قبل از اینکه ببینن درسته یا غلط. می گفتن. می گفتن
صاف. مستقیم.
 
من از فلانی بدم میاد ، چون پر روئه
من از کوله پشتی ئه تو خوشم میاد
من از راه رفتن اون بدم میاد
بهت گفته بودم دندونات خیلی گنده ن ؟
یادم بنداز بهش بگم مامانش خیلی مهربونه
تو قشنگی. و این آخرین حرف امروزمه.
امروز اومدم برای بچه ها قرمه سبزی درست کنم. فقط دو مشت ساقه (بخوانید شاخه) از سبزی ها در آوردم! خب درسته که توی دستگاه خرد میکنن اما دیگه علف که نباید تحویل بدن! (اینجا دیگه منظورم واقعاً علفه!!:).) قرمه سبزی درست کردنش همینجوریش سخت هست!! 
ادامه مطلب
میدونین چیه من میدونم ک دوسم داره اما دیگ حرفای عاشقونش خوشحالم ننیکنع زیاد فقط ی درد میذاره رد بقیع دردا 
ی درد خیلی عمیق 
نمیدونم چرا اما عجیب دلم چن وقت نبودن میخاد 
نباشم ببینم همه اینا راسته واقعا؟ یا اونی ک من فک میکنم درسته . حقیقتی ک دلم نمیخاد هیچوقت باورش کنم اما
میخاستم اینجا از عشق و عاشقیمون بگم میدونم اما اینا هم جزوشه 
علشقی فقط خنده و خوشحالی نیس 
درد داره خیلیم درد داره اما فک کنم مال من بیشترم هس
با سلام
درسته که خدمت سربازی عمر ادم رو تلف میکنه ولی یه مزایایی هم داره. یه مثال بزنم من بی نظم بودم قبل از خدمت ولی بعدش خیلی با نظم شدم. ولی چون حرف زور تو کتم نمیرفت یه چند ماه اضاف خوردم. چیز خاصی هم نبود فرمانده گفت باید رو برجک شیفت بدی من قبول نکردم و من دو هفته پادگان نرفتم و بعدش که رفتم به دلیل سزپیچی و غیبت اضافه خدمت خوردم. من با فرمانده سر این موضوع دعوام شد و منو یه دو روز بازداشت کردن و پست خوب قبلیم رو ازم گرفتن. و.
 
♪♬♬♪بازم خاطره هامون اومد یادم چه قشنگ بود اون روزا باهم♪♬♬♪
♪♬♬♪من تو یه گیتار و یه آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪اون شب باد میزد لای اون موهات کی تورو قد خودم میخواست♪♬♬♪
♪♬♬♪کی تورو قد خودم میخواست♪♬♬♪
♪♬♬♪از اون شبی که تو رفتي من چشام به دره چقدر ببینم عکساتو که خوابم ببره♪♬♬♪
♪♬♬♪از اون شبی که تو رفتي من چشام به دره آخه مگه چند تا دل تو سینه یه نفره♪♬♬♪
♪♬♬♪باز خوابم برد تو ساحل چشای روشنت تو فکر خودم ادامه میدمت♪♬♬♪
♪♬
هنوز بعد یک سالی که از کارآموزیم میگذره ایمیل‌های ثبت خرید سایت دمو برام میاد. نه دسترسی دارم به پنل‌ش و نه دلم میخواد با پشتیبانی‌شون تماسی داشته باشم. حالا درسته شرکت اشتباهی کرده منقضی نکرده سایت رو، سوال من ابنجاست چرا بازدیدکننده‌ها یه سایت معروف با دامنه‌ی معروفش رو از یه سایت دمو با دامنه‌ی معلوم‌الحالش رو تشخیص نمیدن؟ اصلا به همین خاطره دلم راضی نمیشه پیام بدم به پشتیبانی‌.
یه سری آدمها،
پیر درون دارن.
یعنی از یه سنی به بعد، احتمالا از مثلا 20 سالگی به بعد، یهو پیر میشن، و پیر میمونن.
بالغ ترن، آینده نگرترن، سنگینن. معمولا باوقارتر به نظر میرسن.
جدی تر میشن.
این ادمها مغرورتر میشن، یه دنده تر، گاهی خودخواه تر، عصبی تر.
در اصل چیزایی که میگن خیلی وقتا درسته.
ولی لحنشون بده و بقیه ازشون فراری میشن.
چون فکر میکنن کارشون درسته و باتجربه ن، پس باید هم مثل ادمای باتجربه و پیر و فرتوت کم حرف باشن هم اینکه خب اتومانیک بقیه ا
عصری یه جا خوندم نوشته بود : ادم اول باید طرفشو بشناسه بعد عاشقش بشه ! اگه اول عاشقش بشه دیگه هیچوقت نمی تونه بشناستش !
بنظرم حرف درسته !!!!
اونقدر مطلب برا اپ  کردن دارم ( البته بغیر اونایی که نادیدشون گرفتم ) شاید باالا ۵۰ تا تیتر یاد داشت کردم واسه نوشتن ! و هنوز تو صف هستن
شاید بعضیشو تو یه سری شلم شومبا جمع و جور کردم 
اون  روز مسیرم افتاد به یه خیابون و دوتا پست خاطره ای تو قدم زدنام جور شد ، مال قبل عیده چیزایی که ننوشتمشون 
بسم الله الرحمن الرحیمخب یکی هم نیست بگه چرا?! واقعا چرا چون می کنید?! بابا محض رضای خدا یک مقدار این مقالات فلسفی و ترجمه ها رو روون تر بنویسید. یک عدد مبتدی اگر بخواد بخونه . دیوونه شدم رسما. اه .حالا سوای از غرهای بالا، باید بگویم خداجان ممنون. خیلی ممنون. قشنگ صاف گذاشتي توی کاسه ام. انتظار گدا چندتایی پول خرده بود ولی اوستاکریم پول خرد در مرامش نیست. یک یاری درسته گذاشت توی کاسه ام. می دانید از چه حرف می زنم? از سیب کال پست قبلی صحبت می کنم. س
یک سری آدم ها هستن اسمشون هست آدم قشنگ ها» ! کلا آدم از دیدنشون لذت می بره. حالا چه توی فضای مجازی چه توی واقعیت. فرقی نداره. خیلی قدرشونو باید دونست. حال آدمو خوب می کنن. درصد امید به زندگی رو افزایش می دن. درسته نزدیک نیستن بهمون و آشناهای دور محسوب میشن حتی شاید ما رو نشناسن اما . این حس خوب جریان داره. 
مثلا آ که موجب لبخند و رضایتم میشه (حتی دیدمو به یک قشری از آدم ها تغییر داده) و امیدوارم همیشه توی مسیر درستش باشه و همینقدر قشنگ بمونه حتی ب
یه وقتایی یه جورایی یه کسی به یه موقعیتی می رسه و حد خودش را فراموش می کنه. به این افراد چی می گید؟
 
آیا واقعا ما وقتی با این افراد برخور می کنیم بهشون میگیم که حد خودت را بشناس؟!
 
آیا واقعا درسته که بگیم؟
 
وقتی این افراد در جایگاه های مدیریتی قرار میگیرند چی؟ آیا ما بهشون گوشزد می کنیم؟ یا فقط چاپلوسی می کنیم؟
 
چرا؟ واقعا چرا؟
دیروز داشتم یکی از رفتارهای مامانمو میگفتم در واقع داشتم انتقاد میکردم از یه رفتارش.
امروز صبح دیدم دقیقا همون رفتار رو دارم انجام میدم
چقدر درسته که میگن :انسانی رو به خاطر رفتارش یا گناهش سرزنش نکن که نمیری تا به آن رفتار گرفتار بشی.
با چشای خودم میبینم هر رفتاری رو سرزنش میکنم ، دقیقا دچار همون رفتار میشم.
پناه بر خدا
 
زندگی معنای خاصی ندارد و مطلقا منحصر به فرد است و هر کس باید خودش معنای آن را بفهمد و به آن ایمان قلبی داشته باشد و به همان روش به زندگی ادامه دهد درسته که زندگی کوتاهه ولی کوتاه بودن آن نباید موجب رها کردنش شود و باید هر روز از روز قبل بهتر زندگی کرد و خوشحال تر بود. امید های زندگی را باید در خود ساخت و باید آن ها را هر روز به خود یاد آوری کرد تا فراموش نشوند. و زندگی یعنی همین
ممنونم که حالمو پرسیدید، من زنده‌م، و تقریبا خوبم. 
دارم رو خودم کار می‌کنم. دیروز خیلی بدتر بود حالم، اما گریه‌های دیشب و روزنه‌ی امیدی که امروز تو دلم شکل گرفت بهترم کردن. 
بیا به خدا توکل کنیم، باشه؟ درسته که زد زیر قراری که گذاشته بودم باهاش، اما می‌ذارمش کنار اون‌همه بدقولیای خودم.
+اگه حال خوب من، حال خوبِ تو باشه، من همه تلاشمو می‌کنم. قول می‌دم. تو فقط خوب باش.
+دارم Back to you رو گوش می‌دم. =) هی دوباره از اول. 
دانلود آهنگ جدید مهیار فلاحی رفتي که رفتي
Download New Music Mahyar Fallahi rafti ke rafti
آهنگ جدید مهیار فلاحی بنام رفتي که رفتي
هرچی داشتمو گذاشتم پای تو با من بمونی چی فکر میکردم و چی شد
هرکاری کردی بتونی از چشم دلم بیفتی همه رو کنار گذاشتم تا کنار من بمونی
 
ادامه مطلب
اسم بچه خواهر شمسی خانوم رو گذاشتن" تداعی"!!
چند روز پیش هم همکارمون شیرینی بچه ش رو آورده بود که اسمش رو گذاشتن "وندا" !! اولین سوالی که به ذهن میومد این بود که وندا دختره یا پسر!
توی احادیث هست بهترین کادوی هر پدر مادری برا بچه شون، نام نیک هستش
پدر مادر عزیز فکر فردای بچه ت رو هم بکن که بزرگ میشه و چهار نفر تو جمع میخوان صداش کنن
درسته اینچیزا عقیده شخصی هرکسیه و قابل احترامه ولی بلاخره .
 
پ.ن: آهان یادم رفت که صبا هم که تو آمریکا زندگی میکنه و ب
قبل تر حساسیت داشتم حتما هیأت برم امام صادق، هم اونجا کسی آشنا نبود که وسط مراسط گل گفتگو بشکفد، هم اینکه به نظرم مداح وقتی تاریخ اسلام خونده داستان با سند ضعیف تحویل نمیده که اشک ازمون بگیره، هم اینکه حال و هوای خوبی داشت، بعد تر که ازدواج کردم همسر نظرش اینه راه دور بریم کلی وقت ازمون تلف می‌شه، اون وقت رو مطالعه کنیم.
نمی دونم درسته که دلم بخواد یه هیأت خاصی برم یاته، مثلا هیأت آیه الله جاودان، یا امام صادق یا. 
و نمی دونم اینکه به رغم دلم
گفتگوی منطقی آری
کل کل و بحث برای اثبات اینکه من درست میگم یا تو هرگز !
کی می دونه چی درسته و غلط ؟!
من که نمیدونم .
 .Then I'm always open to hear new ideas
 
+خیلی پیش آمده برام که برسم به این مطلب :
درست ها غلط از آب دراومدن
غلط ها درست 
 
++اصول اخلاقی ریشه ای ثابت هستند اما بسیاری از اصول فقط عرف جامعه هستند و جزئی از فرهنگ .
بسیاری از اصول هم دیکته و تحمیل خانواده و جامعه و مدارس و ادیان و ایسم ها هستند .
+++فلسفه میگه همه چی را ببر زیر سوال و از اول واکاوی کن .
 
من سایت ها و وبلاگ هایی رفتم و خوندم که بعضا خود خانوم ها و بعضا کارشناسان گفتن که اکثر خانوم ها برای رسیدن به اوج لذت جنسی و ارگاسم حتما نیاز به استفاده از کلیتُریس دارن و بدون بکارگیری این عضو به اوج نمیرسن !!!
 من وقتی این مطالب و اظهار نظرات رو بخصوص از جانب خود خانوم ها که خوندم به معنای واقعی کلمه از درون بسیار ناراحت شدم ، بسیار زیاد 
با خودم گفتم که پس دیگه ما مردا و مردونگیمون ( آلت ) به چه درد میخوره ؟؟ چرا من نمیتونم از طریق خودم و مرد
چهار روز از سفرمون به کوچیک ترین روستای استانِ قشنگم میگذشت :)یه روستای کوچولو و بی نهایت زیبا، من متعلق به این روستام، پدرم، مادرم، مادربزرگ و پدربزرگم :)خیلی دوسش دارم! درسته تابستون هوا به شدت گرمه! درسته گرما رو دوست ندارم، درسته تیرماه بود و نمیشد از خونه رفت بیرون، ولی بودن کنار زری و شب بیداری و تمام و تمام اتفاق های قشنگش باعث میشد همچنان عاشقش باشم و عاشقش بمونم :) 
پارسال بخاطر هجوم وحشیانه ی! شپش، مبتلا به شپش شدم :/ فکر تکرار اون فاج
امروز دیر بیدار شدم خیلی دیر. اما خب باید قرصمو دوباره از سر بگیرم به بابا گفتم بخره هنوز که نخریده. خواب زیادم واسه اونه چون سر خود قطعش کردم که کار اشتباهی بود. حالا درسته که خراب کردم با خوابیدنم امروزو اما الان دورباره شروع میکنم به کار کردن. نمیدونم امشب کتابم تموم میشه یا نه اما همه توان و زمانمو میذارم تا کار کنم و مثل دیروز به همه کارام برسم. من جا نمیزنم. حتی اگه هر روز حالم خوش نباشه. 
آخ انار گل رنگ تئه کجه بوردی ؟
رفیق روز تنگ تئه کجه بوردی ؟
مه دل تئه وئه هایئته تنگ ، تئه کجه بوردی ؟
تئه دل مثال سنگ ، تئه کجه بوردی ؟
تئه دنی و خدا دل نایئنه قرار.
پ.ن: معنی شعر :)
ای که به سرخی دونه های اناری کجا رفتي ؟( دقیق نمیدونم)
رفیق و همراه روزهای سختم تو کجا رفتي ؟
دلم برات تنگ شده ، تو کجا رفتي ؟
دل تو مثل سنگه ، تو کجا رفتي ؟
تونیستی و خدایا دلم آروم و قرار نداره.
رفتي نشستی به این و اون گفتی که رضاصاد چند روزه توی اینترنت خبری ازش نیست
رفتي گفتی همین روزاست که حذف بشه
پس خبر نداری بنده ی خدا ! خبر نداری داشتم چیکار میکردم توی این چند روز !
حالا خودتو آماده کن
به زودی کاری میکنم هر کسی که توی این کشور خواهد عکاسی یاد بگیره ، محاله اسم منو نشنوه
 
جام من ازفراق تو، لبالب ازشراب غموز قدح فراق تو، دل شده بس خراب غمای تو نگار نازنین ،رفتي واز غمت چنیندیده پر آب می کند، عاشقت از گلاب غممحمل ما دراین بهار، بی تو خزان بی بر استانجمن از نبودنت ،مملو پیچ وتاب غمزرفتنت دلم شکست، دوچشم درغمت نشستودیده نیز چون دلم ،گریست در صواب غمچه گویم ازغم فراق، که بر دلم نهاده داغیاد تو میکند دل از، خواندن شعر ناب غماگر تو رفتي ازبرم، به قاب سینه جای توستنگه به عکس تو مرا، رهاند از عذاب غم
سینا پارسیان بهتر که رفتي
دانلود آهنگ سینا پارسیان به نام بهتر که رفتي
دانلود آهنگ جدید هنرمند سینا پارسیان به نام بهتر که رفتي با متن دو کیفیت Mp3 320 و پخش آنلاین 128 در جاز موزیک
Download New Music … Sina Parsian • Behtar Ke Rafti … With Text And Direct Links In Jazmusic
متن آهنگ بهتر که رفتي از سینا پارسیان کامل
ترانه بهتر که رفتي با صدای سینا پارسیان به صورت آنلاین به زودی گوش دهید
DOWNLOAD MP3 128
DOWNLOAD MP3 320
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
 پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند ن به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدي مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .
- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
 
 
 
 
ادامه مطلب
4
لبم از حساسیت باد کرده ، خارشش حسابی عصابم رو خورد کرده ، بیشتر از همه خوابم میاد اه خدایا چقدر اینجا غریبه خفه دارم میشم میرم داخل اتاق پنجره ها رو باز میکنم ، هوای خنک شهریور میخوره تو صورتم ، جام رو میندازم رو زمین ، اون اتاق نمیرم چون سردشون میشه اگر پنجره باز کنم ، اینجا میام تنها بخوابم . دلم میخواد از فرط سرما بخیزم زیر پتو اما من تخت اتاق خودم و پتوی خودم رو می‌خوام ، درسته اینجا خونه ی مامانیه اما اتاق آدم ی چیز دیگس
درسته الان دوباره نت وصل شده اما چه قدر خوب بود قطعی نت (البته که سرور های داخلی وصل بودن ولی بیش‌تر کار های ما سرور خارجی بودن و هستند ) حالا چهارتا شرکت توی قرارداد اینا مشکل خوردن مهم نیست ولی چه قدر وقتمون آزاد تر شده بود مطمئنم کنکوریا توی این هفته به اندازه دو ماه پیشرفت درسی داشتند و آدم به پتانسیل های داخلی پی می بره چه قدر وقتمون آزاد تر بود من از آزادی و رهایی داشتم پرواز میکردم واقعا دستشون درد نکنه نت وصل بود من میانترم ریاضی گند
مشکل ما میدونی چیه؟ اینکه تو توهم و رویا بزرگ شديم فکر میکردیم خانواده امون درست درمونه و آدم حسابی هستیم و درسته که شغل پدر خانواده راننده تاکسیه ولی ما قبلا مغازه دار و پولدار بودیم پس آدم حسابی بودیم و هستیم؛ ولی این ها توهماتی بیش نبودن! 
ما درسته همیشه مثل آدم حسابی ها لباس پوشیدیم و گشتیم و هنوزم میپوشیم و میگردیم ولی در گفتار و رفتار هیچ‌وقت آدم حسابی نبودیم و نیستیم.
هیچکس از این خونه خبر نداره واقعیت درونش چیه.
ما فقط ادای آدم حسابی
از امروز فرجه ها شروع شد و برگشتم خونه.
تو اتوبوس یه لحظه به خودم اومدم و دیدم دستمو گذاشتم جلو دهنم و دارم جلو اشکایی که بی اجازه میریختن رو میگیرم.
دغدغه هام دیگه مهم نیستند،یا اینکه کمرنگ شدن واسم. شایدم یادم رفته؟!
نمیدونم؛ ولی اینو مطمئنم من اونی نیستم که میخواستم.
از سطحی شدن متنفرممم!!!
.
.
.
ما آدما به نبودن ها عادت میکنیم.راسته که زمان همه چیز رو حل میکنه.
با اینکه هنوز بعد دو سال مامان غر میزنه که چرا گذاشتي رفتي؟من چقدر بدشانسم که دختر
لعنتی اصلا دوستت ندارم. اصلا. ولی نمی تونم فراموشت کنم. با من خاطره های عمیقی ساختی و ول کردی رفتي. مگه نگفتی دخترا فلانن احساساتی ن باید از مردشون اجازه بگیرن؟ درسته زر زدی و منم بخاطر همین کارات گذاشتمت کنار ولی تو که احساساتی نبودی چرا رفتي آخه؟ مثلا تو باید مث یه مرد میموندی. اما نموندی. حالا که بیشتر فکر میکنم میبینم تو نمی خواستی بمونی. میخواستی بری و میخواستی منم زندگی مو زمین بذارم و باهات بیام. ولی من زندگی مو فدای تو نکردم. شاید چون تو
هیچ وقت مثل من خربازی درنیارین و آدرس صفحات تون رو به هرکس و ناکسی ندید!درسته که هرچی دوست دارم مینویسم اما آرامش اعصاب ندارم!برای کتاب خوندن الان بدترین شرایطه ولی من میخوام برعکس عمل کنم.خوب حس میکنم چه قدر ف.ح تحت فشاره و خودمم همینطور،امروز در حین خندیدن اشکم ریخت،آره من اکثر اوقات از شدت خنده اشکم در میاد اما این دفعه خیلی فرق داشت.آدمم بلاخره دلم میشکنه نیاین جلوی من از روابط تون بگین.حسودیم نمیشه فقط اعصابم از خودم خورد میشه که نصفِ ش
از یه طرف افکار بزرگاز یه طرف ناامیدی
از یه طرف افقهای روشن
از یه طرف راه تاریک و مبهم
از یه طرف آینده
از یه طرف گذشته
از یه طرف یه عمر تحصیل
از یه طرف علاقه ی شخصی
از یه طرف ثروت و اعتبار
از یه طرف امنیت شغلی
از یه طرف ریسک و بگیر نگیر
از یه طرف خیال راحت
انگار همین اول سالی، همه نقشه هام عوض شد
یعنی درسته؟
هرجا روزگار پیچوندت، باید باهاش بپیچی یا بگی من راه خودمو میخوام برم؟
هرچی با سختی های بیشتر مواجه میشم
هرچی بیشتر اذیت میشم
هرچی دشمنام بیشتر میشه
بیشتر انگیزه میگیرم برای مبارزه
بیشتر تلاش میکنم
بیشتر حس میکنم موفقم و موفق تر میشم
حس میکنم انقد مسیرم درسته و انقد موفقم که با این حجم عظیم از مشکلات دارم روبه رو میشم
و مطمئنم پسِ این مسیر پر پیچ و خم بالاخره مسیر هموار و روزهای خوب قرار داره
دو سال پیش در حرم امام رضا موقع تحویل سال با هم و با همه ی دیگرانی که آنجا بودند دعای تحویل سال را بلند خواندیم. صدایت را می شنیدم که می گفتی حول حالنا الی احسن الحال» دلم برایت می رفت که باید این را از روی ویلچر بخوانی وقتی بوسیدمت به این فکر کردم که سال دیگر هستی یا رفتي؟ بودی. اما روی تخت، بی حال و ناهوشیار فکر کردم سال بعد چطور؟ وقتی حالا این قدر بدحالی، سال بعد، بدتر بودن چه شکلی است؟ 
حالا می دانم چه شکلی است. امسال که بیاید از همیشه به
به نظر میاد حدود سی تا چهل سالگی جاییه که آدما دارن یاد می گیرن تعادل برقرار کنن، در نتیجه اونــــــــــــ.قدرا دیگه care نکنن. 
انگار یاد می گیرن که threshold هاشونو کجا set کنن و دیگه اونقدری وقت و حوصله هم ندارن :دی
یعنی اگه این threshold ها رو نذارن، اونقدر صبر و حوصله نخواهند داشت.
یه جورایی اولویت بندی کردن.
شایدم نه، فهم اینکه کدوم بخش از احساس درگیر شده و داره فعالیت رو هدایت می کنه. و درست هدایت کردنِ فعالیت.
من که دومی رو بیشتر دوست دارم، بهتره ف
آمون نظام مهندسی آخر دو هفته دیگه ست و شديدا مشغول خوندن مطالب مونده ام.
دو سه ماهه کارو تعطیل کردم و داداشم (شریکم) حسابی خسته و شاکی شده و منتظره امتحان تموم شه جبران کنم!
دوست دارم بعد آزمون برم کربلا. مادرم تابه حالا اذن نداده برم. امسال دیگه میخوام یواشکی برم. نمیدونم درسته یا نه
از طرفی کارت ملیم نمیدونم کجاست. و نمیدونم گذرنامه میشه گرفت با شناسنامه قدیمی یا نه؟ کاروان‌هایی که میخواستم باهاشون برم هم همه حرکتشون قبل امتحانمه. یه مقدار
امروز دیر بیدار شدم یعنی ساعت هشت درسته میتونست دلیلی باشه برای خراب شدن کل روزم اما فکر کن چی پیدا کردم. حدس بزن. یه مقاله از استادم که نخوندمممممش. باید پیرینتش بگیرم مها میگه یازده بریم که غذارو هم بگیریم. اما الان نشستم پای لپ تاپ و گفتم تا اون موقع هرچقدرشو که شد بخونم. اینقدر هیجان زدم که نمیتونم. باورم نمیشههههه. این خوشیارو از من نگیر. اسمش هست انتقال موضوع ، عکس ، واقع گرایی که تو حرفه عکاس ده منتشر شده. بریم امروزو پیش ببریم که کلی کار
تو چند تا پست قبلی یه سری جملات انگیزشی نوشتم .
خواستم بگم تو بحث تلاش کردن هر روزه و بهصورت سخت تو لیست فالوورام موعلی بیات رو دارم که ازش خیلی انگیزه میگیرم .
https://www.instagram.com/mo.ali.bayat/
اینکه هرروز سخت ورزش میکنه
و نتیجشو میبینم   : ماشینشو ، محبوبیتشو ، موفقیتشو و .
خلاصه که چی میشه منم ثانیه به ثانیه رو هدفمند تلاش کنم .
درسته از کل روز گاهی اوقات یه سری کارها پیش میاد که نمیتونم کلشو صرف هدفم کنم 
اما چرا بقیشو به قصد جبران اون زمان از دست رفت
آزمون نظام مهندسی آخر دو هفته دیگه ست و شديدا مشغول خوندن مطالب مونده ام.
دو سه ماهه کارو تعطیل کردم و داداشم (شریکم) حسابی خسته و شاکی شده و منتظره امتحان تموم شه جبران کنم!
دوست دارم بعد آزمون برم کربلا. مادرم تابه حالا اذن نداده برم. امسال دیگه میخوام یواشکی برم. نمیدونم درسته یا نه
از طرفی کارت ملیم نمیدونم کجاست. و نمیدونم گذرنامه میشه گرفت با شناسنامه قدیمی یا نه؟ کاروان‌هایی که میخواستم باهاشون برم هم همه حرکتشون قبل امتحانمه. یه مقدار
من هنوز نتونستم به خودم جواب بدم. بعد از بیست و خورده ای سال.
درسته که زندگی خودشونه و به من ربطی نداره،
ولی سوالم اینه:
چرا کامران و هومن موهای سینه شونو تمیز میکنن؟!
مگه نمیگن برای ایرانیا میخونیم فقط؟
مگه نمیگن تارگت ما ایرانیا هستن.
مگه نمیدونن دخترای ایرانی از مردی که موهای سینه شو تمیز میکنه و همینطور پسرای ایرانی، خوششون نمیاد!؟
حتی خود این وایتها موهای سینه شونو تمیز نمیکنن.
خوبه من از فردا با یه عالمه مو روی اندام هام راه بیفتم توی خی
اباصالح التماس دعا
اباصالح التماس دعا هر کجا رفتي یاد ما هم باش                            نجف رفتي کربلا رفتي کاظمین رفتي یاد ما هم باش
مدینه رفتي به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا                                   به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتي یاد ما هم باش
زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش                          به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتي یاد ما هم باش
بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن                  
هر بار که کتاب جامعه‌شناسی‌مو نگاه می‌کنم، یاد حرف بابا می‌افتم.
یادمه بچه بودم، کلاس دوم سوم، شایدم کم‌تر. بهش می‌گفتم بابا، دوست داری من بزرگ شدم چی کاره شم؟
می‌گفت من نباید دوست داشته باشم که، من دوست دارم تو کاری رو بکنی که دوستش داری و خوشحال باشی. 
می‌گفتم حالا بگو. 
بعد از کلی اصرار گفت من دوست دارم تو بزرگ شدي جامعه‌شناس بشی. 
گفتم چرا؟
گفت چون جامعه‌شناسا می‌تونن کارای بزرگی بکنن. درسته که پولدار نمی‌شن هیچ‌وقت، درسته که کسی
صبح بیدار بشی و این پیام و ببینی :))))))))))))))
مخصوصا اون مبداءش :)))))))))))))))))
 
 
درسته از دستت زیاد عصبیم و حرص میخورم و باهات کارها خواهم داشت [ایموجی چپ چپ نگاه کردن] ولی ذوق مرگ ترینم :))))))))))))))))))))) یعنی خیلییییییییااااااااا :))))))))))))
مرسی خوشگلم :)))))))))  (نیاز نیست که یاداوری کنم خوشگل معادل چیه ؟! [ایموجی چشم]  )
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب