نتایج پست ها برای عبارت :

دل به تلت دادم بی کلک سادم قلبمو بهت دادم

رفتم روی سکوی جلوی اتوبوس BRT نشستم. به جاده و درخت‌ها و ماشین‌ها نگاه کردم. آهنگ گوش دادم و چشم‌های اشکیم گریه کردن. اما خاکستری غرق نشد.
روی پله‌برقی که به سمت پایین می‌رفت ایستادم. سقف بالا میومد و من پایین تر میرفتم. از سرم رد شد و توی سفیدی غرق شدم. 
کنار خط زرد کنار مترو راه رفتم و مسیر رو تا درون تونل ادامه دادم. ادامه دادم و تاریکی غرقم کرد. 
دانلود اهنگ من تموم عمرمو ب پات دادم واست غرورمو به باد دادم (علی پارسا)
دانلود آهنگ دنیا همش اینجوری نمیمونه علی پارسا | بهترین کیفیت MP3 .دانلود آهنگ دنیا همش اینجوری نمیمونه ♫ دانلود اهنگ من تموم عمرمو به پات دادم به نام اینجوری نمیمونه با صدای علی پارسا به همراه تکست و بهترین کیفیت.
دانلود آهنگ علی پارسا دنیا اینجوری نمیمونه | دنیا همش اینجوری نمیمونه MP3 دانلود آهنگ علی پارسا دنیا اینجوری نمیمونه | متن و کیفیت عالی و همینک از رسانه بزرگ آپ
تکست آهنگ حال دلم ادوین
حالِ قلبم بي تو تعریفی نداره میشه برگردی
نمیدونم بهم کاش بگی چرا با دلِ من سردی
نم زده چشامو تو که میگفتی داری هوامو
بيا برس به دادم
اگه میشنوی صدامو
وای از این زمونه
حالِ دلمو هیچکی نمیدونه
غم دوریت داره منو به آتیش میکشونه
جایِ خالیت داره
قلبمو از جا میکنه
خیسِ اشکم دو تا چشمام این حالِ منه
کی به جای من داره
سر روی شونت میزاره میخونه
بي تو اینجا یه گوشه
این دلم میپوسه
این فاصله برام
یه چی مثل کابوسه
سرد و بي روحه
این خ
متن آهنگ مازیار فلاحی به نام عشقم

عشقم عمرم نمیدونیچجوری دلم میره واسه صداتنفسم نفسم میرهواسه ی خنده ی روی لباتتو بگو به دلم نیستی باز تو اتاق به موهات گل سر بزنمعشقمو دادمو پس نمیگیرم ازت بيا دیوونه بگردمردم و جون دادم از ته قلبمو هیچی نخواستم ازت منقهوه و فالتو عطر رو شالتو این دلو دیوونه کردهاشکای چشممو نقشه ی عشقمو دادی به دستای سردتیک شهر از این چشمان تو دیوانه . با چشم ترمن از همه آواره تر درمانده تر دیوانه ترباران پاییزی بزن بر درد
شب که شد گنجشک کوچکمیهمان خانه مان شد.قلب کوچولویم آن وقتزود با او مهربان شد.
دیدم او تنها نشستهبي صدا بالای دیواربا خودم گفتم طفلیگم شده مامانش انگار
من به او با مهربانییک کم آب و دانه دادمتوی یک بشقاب کوچکشام گنجشکانه دادم
فهمیده ام که دارم رنج میکشم و به خودم اجازه دادم بابت نبودنش غصه بخورم. به خودم حق دادم که تا مدتی به آدما سخت اعتماد کنم و تنهاتر شوم. حالا انقدر بزرگ شده ام که ان پیله کثافت بار قوی بودن را جر بدهم و اگر ناراحتم، ناراحت باشم! گرفته و گریان. 
فهمیده ام که دارم رنج میکشم و به خودم اجازه دادم بابت نبودنش غصه بخورم. به خودم حق دادم که تا مدتی به آدما سخت اعتماد کنم و تنهاتر شوم. حالا انقدر بزرگ شده ام که ان پیله کثافت بار قوی بودن را جر بدهم و اگر ناراحتم، ناراحت باشم! گرفته و گریان. 
دانلود آهنگ سامان جلیلی پس من چی
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * پس من چی * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , سامان جلیلی باشید.
دانلود آهنگ سامان جلیلی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Saman Jalili called Pas Man Chi With online playback , text and the best quality in mediac
متن اهنگ سامان جلیلی به نام پس من چی
بعد از من دنیا به کامته پس من چی میگن که یکی کنارت هست من چیهنوزم من دوتا دوتا دارم از هرچی تا کی پس خدا خدا کنم آخر
فقط چون خودت گفتی :نَبِّئ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفورُ الرَّحیم»*وگرنه از این سمت که نگاه کنیم، أَنَا الَّذِی أَسَأْتُ.أَنَا الَّذِی أَخطَأْتُ.أَنَا الَّذِی اعْتَمَدْتُ.»**
 
+ من کسی جز تو ندارم که به دادم برسدمی توانی مگر این دوست به دادم نرسی؟!»
 
* حجر/۴۹
** عرفه
 
اگه اینجا یا به وسیله‌ی اینجا کسی رو آزار دادم یا ناراحت کردم از عمق وجودم عذر می‌خوام. شما بذارید به حساب اینکه متوجه نبودم دارم چیکار می‌کنم.
اگر قابل جبرانه یا اگر در ازاش می‌تونم کاری براتون انجام بدم بهم بگید.
شدیدا احساس می‌کنم کسانی از دست من ناراحت هستن و این قلبمو مچاله می‌کنه.
دانلود اهنگ من به دل دیوونم یاد دادم  نترسه از تنهایی
دانلود کامل اهنگ مهدی احمدوند من به دل دیوونم یاد دادم  نترسه از تنهایی
هم اکنون در وبلاگ یک موزیک مرجع اهنگ های پرطرفدار اهنگ جدید مهدی احمدوند با نام جنون (من به دل دیوونم یاد دادم  نترسه از تنهایی) را همراه با متن برای علاقمندان اماده دانلود می باشد
شعر من به دل دیوونم یاد دادم نترسه از تنهایی
ادامه مطلب
تو این دوره از زندگی‌م چند برابر دوران دانشجویی و دانش‌آموزی یاد گرفتم؛ البته این یاد گرفتن از روی تجربه بوده و به طبع سخت‌تر و پررنج‌تر! مثلا وقتی چندین روز از مصاحبه کاری گذشته و منتظر تماس هستی و خبری نیست، شروع می‌کنی به مرور حرف‌هایی که تو جلسه زدین:
-محکم و با اعتماد به نفس نبودم، خودم رو کمتر از اون‌چه که هستم نشون دادم.
-آهان اینجا سر حقوق به توافق نرسیدیم احتمالا!
-اینجا سوتی دادم، نباید چنین حرفی رو می‌زدم.
-نباید حقوق قبلی من رو
متن ترانه
♪♬♬♪نمی دونی چقدر حالم گرفته شد دنیا تو رو از من گرفت♪♬♬♪
♪♬♬♪قسمت نبود آخر بهت برسم شاید آهت گرفت♪♬♬♪
♪♬♬♪نه دارم دیوونه میشم از این روزای سختی که تو نیستی تو نیستی♪♬♬♪
♪♬♬♪نیستی دق میکنم بگو کجایی دارم می میرم از غم جدایی♪♬♬♪
♪♬♬♪ای ماه هر شبم مثل همیشه بازم دیر اومدم عشقم کجایی♪♬♬♪
♪♬♬♪بازم تو که نمیری از یادم نمیشی واسم اون آدمی که همه زندگیمو به پاش دادم♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دل سادم ببين همه من و با دست نشو
از روزی که رفتم و دستبند طلای هماهنگ‌با گوشواره دخترم رو سفارش دادم دو هفته میگذره ،سه دفعه پیام دادم و یه بار رفتم مغازه‌ش ولی هنوز جوابي نگرفتم 
چرا اصرار دارم باهاش کار کنم؟ چون طلاهای قبلی رو از همین گرفتم و قراره برام طلا به طلا معاوضه کنه که ضرر نکنم یا کمتر ضرر کنم 
اُف بهش واقعا
کاش پست بعدی ذوق کردنم برا گرفتن دستبند و قشنگیش باشه  
حدود یک ماه قبل بود که به خودم قول دادم به بي قراری هام غلبه کنم، سخت بود اما تونستم.
حالا چند روزی هست که قول دادم به بي حوصلگی هام غلبه کنم، امیدوارم بتونم.
شما که غریبه نیستید، حالم حال پیرزنی بود که همه ی کارهاش رو به امید مرگ انجام میداد و منتظر تموم شدن پیمانه اش بود.
میخوام حالم حال یه جوون بشه
چرا این رو می نویسم؟ چون ثبت بشن که هروقت کم آوردم یاد این روزام بيفتم.
خودمو مشغول کردم تا مهر بشه، کلی نقشه دارم که امیدوارم خوب پیش برن.
شما چ
 
https://soundcloud.com/haloproject/sea_and_sand
 
به امید ساختن یه زندگی جدید دلو زدم به دریا و سفر کردم 
چه روزای خوبي داشتم،چه ماجراهایی دیدم، چه دردایی کشیدم
، توی طوفان چه کسایی رو از دست دادم
الان همه چیو از دست دادم و نشستم همونجایی که شروع کردم. 
ولی ایندفعه بي کس اینقدر بي کس که حتی خودمو هم ندارم
نمیدونم ما سه تا به کی رفتیم ، چند روز پیش زنگ زدم به داداش بزرگه گفتم تو باید میومدی به من سر میزدیا، گفت من ماشین ندارم که ، گفتم مرد که هستی شب زنگ زدن گفتن ما داریم میایم حقیقتا خوش گذشت . تند تند الویه درست کردم ، نصف کارا رم دادم داداش بزرگه انجام داد . دو تا دونه انار داشتیم کلا که همونا رو دون کردم دور هم خوردیم . کیک سالگرد رو هم آوردم دور هم خوردیم . یه کیک پیتزا هم پخته بودم دادم بردن
Gmail دوستم رو دیدم که حدود 2000 تا ایمیل نخونده داشت! تلگرامش هم تقریبا 5000 تا نوتیفیکیشن unread داشت! یعنی داشتم دیوونه می شدم. من تا ببينم نوتیفیکیشن تلگرام، لینکدین یا جیمیلم روشن شده سریع باید seen یا delete کنم وگرنه مطلقا برای هیچ کاری نمیتونم تمرکز بگیرم!یه مدت پیش کامپیوتر محل کارم رو دادم به همکار جدید. چند بار بهش تذکر دادم همه ی فایل هات رو بر اساس یه دسته بندی منطقی توی فولدر به اسم خودت ذخیره کن. خدا شاهده 10 بار اینو بهش تذکر دادم اما انگار نه
حلوا زنجبيلی
برای حدودا ۱۰ تا ۱۱ عدد این شکلی
آرد سفید ۱۵۰ گرم (یک لیوان)
پودر قند ۸۰ گرم (نصف لیوان)
روغن جامد ۸۰ گرم ( حدودا یک سوم لیوان)
کره ۲۵ گرم
پودر هل نصف ق چ
زنجبيل ۱ ق غ (میزانش بستگی به خودتون داره تند دوست دادین یا ملایم می تونین ۲ تا ۳ ق غ هم بریزین)
برای این حلوا ترجیحا آرد سفید قنادی استفاده کنین تاحلوا تغییر رنگ زیاد پیدا نکنه .
آرد رو الک کردم و داخل تابه روی حرارت ملایم تفت دادم ، نباید خیلی تغییر رنگ پیدا کنه من حدودا ۲۵ تا ۳۰ دقی
متن ترانه سهیل کیهانی به نام فرق داری با همه

 
خیره نشو اینقدر بهمدستام میلرزه نمیدونم شده چمبا اون چشا تو منو کردی طلسمیه حسی میگه مثل خودمیفکر میکنم نیمه ی گمشدمیانگاری ما یه روحیم تو دوتا جسمفرق داری با همه آره تو بدجورنشو یه قدمم دیگه ازم دورمن از خدامه با تو بشم جورچش حسودات میخوام بشن کورمیبره اون چشاتمنو هرجا بخوادیه جای آروم ، چشامم تو چشاتاین دل من دیگه سر تو کوتاه نمیادنه نمیاددلم رفتقبل تو هر کی بودو یادم رفتآخر به تو قلبمو دادم
سلاااااااااام سلاااااااااام سلاااااااااام سلاااااااااام خوبيد ؟منم خوبم!الان تو اتوبوسم و رسیدیم بناب گفتم بيام ازتون بابت همه زحمتهایی که به تک تکتون دادم تشکر کنم یه دنیا ممنوووووووووووووووووونم از همه تون تورو خدا ببخشید که انقدرررررررررر زحمت دادم به من که خییییییییییییییییییییییلی خییییییییییییییییییییییلی خییییییییییییییییییییییلی خوش گذشت 
خیییییییییییییییییییییییییییییییلی ماهید خیییییییییییییییییییییییییییییییلی
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی به نام پس من چی
Download New Music Saman Jalili – Pas Man Chi
با دو کیفیت ۳۲۰ ،۱۲۸ و پخش انلاین و متن آهنگ
By Quality MP3 320 & 128 Direct Link Kbps Lyrics Music + Play Song
پخش آنلاین Music  + لینک مستقیم و متن آهنگ در ادامه مطلب…
 
 
 
 《《《 مکس وان موزیک 》》》
 
 
و همچنین میتوانید شنونده آهنگ زیبای پس من چی از سامان جلیلی  با کیفیت های ۳۲۰ و ۱۲۸ بيت با فرمت صوتی ام پی تری ازمکس وان موزیک باشید.
متن ترانه سامان جلیلی به نام پس من چی
بعد از من دنیا به کامته پ
دروغ چرا؟ تا چند وقت قبل حدیث کساء نخوانده بودم. دوستم گفت برای حاجتی چله حدیث کساء را خوانده و چهل روز نرسیده حاجتش را گرفته، من هم خواندم چهل روز گذشت خبری نشد ناامید نشدم ادامه دادم نمی دانم چند روز شد شاید ۶۰ روز کمی بيشتر یا کمتر! یک نشانه هایی دیدم باز هم ادامه دادم خدای مهربان من، به جای آن یک حاجتم ، دو حاجتم را برآورده کرد دومی قشنگتر از اولی .
امید، بال پرواز انسان است.
متن اهنگ مسعود صابری به نام یه ریز مستم
این روزا هیچی سر جاش نیست جز تویی که تو دلم جاتهدست من نیست که دنیامی این روزا دنیام تو دستاتهنگران توام تو که جون منی پر دردمو این روزا تو درمون منیتو نبودی شبام بي ستاره بودن ستارم بشی آسمونو مهمون منییه ریز مستم یه دم آروم نمیشم بس که وابستم سر هر قولی دادم تا تهش هستمبه بارون تو محتاجم بریز مستم بریز مستمیه ریز مستم یه دم آروم نمیشم بس که وابستم سر هر قولی دادم تا تهش هستمبه بارون تو محتاجم بریز مستم
باز هم بخاطر خواب پیام دادن به تو رو از دست دادم و این خیلی تلخه
راستی مدیر گروه که باهاش بخث کرده بودم، دیدتم اصلا هیچی نگفت و فقط شوخی کرد
همه بچه ها تعجب کرده بودن
برای بسته سفارشیت خدارو شکر که رسید بدستت ان شاالله ازش راضی باشی و همونی باشه که میخواستی
ولی ازت خواهش میکنم چیزی برنگردون بزارش به حساب کادوی تولدت، خیلیییی دوست داشتم میتونستم کادوی تولد بهت بدم الان که شده لطفا این فرصتو ازم نگیر
بخاطر عملکرد خوبم در ماه گذشته،
یک دستگاه بابلیس مخروطی به خودم هدیه دادم از دیجی کالا سفارش دادم امشب به دستم رسید:) 
 
من موهام به شدت صافه! یعنی انقدر که وقتای عروسی و مهمونی و . با هزار مدل تافت و کرم و اسپری و اگه یکم حالت بگیره! 
امشب بابلیسم که رسید گفتم دیگه میتونم یه مدل موی خوشگل و حالت دار به موهام بدم از این ی دربيارم! 
 
عاقا اینو نگفتم؟؟؟ 
 
بالای 7 بار موهامو بابلیس کشیدم ، کرم مو زدم، تافت زدم . شما بگو اگه دو دیقه به اون حالت
سلام
یک:
تو پست قبل منظورم از طلوع و غروب،طلوع و غروبِ یه قلب بود،یه قلبي که بيست و پنجم فروردین نود و هفت پر عشق شد،و پونزدهم دی ماه،سرد شد،همه ی اون عشق شد خاطره واسش،پر پر شد،له شد،نا امید شد،گریه کرد،زار زد،زجه زد و در نهایت و مُردهمین قد بسه:)
دو:
روزای خیلیییییی گسل کننده ی گندی رو میگذرونم،دیروز حال روحیم اصلا خوب نبود،مازیار فلاحی گوش دادم و ساعت کش اومد،ساعت شیش زنگ زدم مرجان گفت دوشنبه و سه شنبه امتحانا لغوه،داشتم به بدبختی درس
اگر خداوند فقط لحظه‏ای از یاد می‏برد که عروسکی پارچه‏ ای بيش نیستم و قطعه‏ ای از زندگی به من هدیه می‏داد، شاید نمی‏گفتم همه‏ ی آنچه که می‏اندیشیدم و همه‏ ی گفته‏ هایم، اشیاء را دوست می‏داشتم نه به سبب قیمت‏شان که معنایشان، رویا را به خواب ترجیح می‏دادم، زیرا فهمیده‏ام به ازای هر دقیقه چشم به هم گذاشتن 60 ثانیه نور از دست می‏دهی. راه می‏رفتم آنگاه که دیگران می‏ایستادند، بيدار می‏ماندم به گاه خواب آن‏ها و گوش می‏دادم وقتی که در سخن
حال روحیم خیلی بهتره، امروز با ف خیلی خوش گذشت، کلی تاب بازی کردیم *_*
زندگی ادامه داره و من میدونم که مهم لذت بردنه، به خودم قول دادم با تموم وجودم از زندگی لذت ببرم، قول دادم که عشق بورزم و دوست بدارم، سر قولم هستم :)
من ترجیح میدم یه دونده باشم و گاهی زمین بخورم و دوباره بلند شم زانوهای خاکیم رو پاک کنم و دوباره به دویدن ادامه بدم تا اینکه تنها یه تماشاگر باشم! 
من قبلنا یه تحمل خیلی بالا داشتم برای هضم و جذب حرفای بقیه.
 
یعنی ممکن بود ساعتها با یکی صحبت کنم
 
که بفهمم چی میگه.
 
اون وسطا (قبلنا هم گفتم) که گاهی مخاطب من رو خرد هم میکرد، ولی من همچنان صبور ادامه میدادم.
 
الان کلا یه بار فرصت میدم، اگه ببينم کسشر میگه میگم اوکی تو بهتر میفهمی قربان شما سیکدیر.
 
یارو زنگ زده، میگه من از تو بهتر میفهمم! نیم ساعت بهش کلی لینک و کی وورد دادم، از روی تنبلی زنگ زده به من که اطلاعات بگیره، بهش لینک و اطلاعات داد
سلاملکم!
صبح یا شایدم ظهرتون بخیر ‌.
امروز مامان و مامان بزرگ به پاس اینکه دیروز دختر خوبي بودمو لبخند نایس و کول به گروه ضربت!!!! تحویل دادم و هی لطف کردین و مرحمت عالی متعالی و خدا پسرتونو حفظ کنه به نافشون بستم و کل برنامه گذشته و آیندم رو واسه هر ۵ نفرشون بدون اخم و مسخره بازی و با یه لبخند ژد بي معنی توضیح دادم و سرفرازشون کردم.اجازه دادن تا الان بخوابم .!!!
خلاصه مهربون شدن!
ادامه مطلب
چرا من احمق با وجود اینکه چندین بار بهشون اعتماد کردم و دهنم سرویس شد باز حماقت کردم و بهشون اعتماد کردم.
جرا وقتی که چند صد بار امتحانشون رو پس دادن باز من بهشون فرصت دادم ؟ چرا باز خودم رو انداختم توی گردابي که هزاران بار سر نفهمی خودم و اعتماد خودم را انداخته بودم . چرا من احمق باز بهشون اعتماد کردم و به حرفشون گوش دادم .
لاشیا قبل از اینکه خرشون دم پله عزیزم قربونت برم تو هم یکی از مایی به محض اینکه خره رد شد .
یه روز خودم رو می‌کشم . قول مید
مانتو پانچ، شلوار گت دار، روسری ساتن مشکی و صندل های زندایی که یک سایز برایم بزرگ تر بود و این ترکیب فاجعه که انگار به تنم زار میزد را به خودم پوشاندم و صورتم را شسته  نشسته جواب اسنپی ِ پراید سفید با پلاک ط ۲۱ » را دادم و به سرعت برق و باد خودم را جلوی ماشین رساندم و سلامی با زور به راننده تحویل دادم
نگاه متعجبش را اما تحویل نگرفتم و وسایلشان را توی ماشین جا دادم و بوس فرستادم و خدافظی کردم . اما ترجیح دادم جای نگاه کردن به ماشین تا محو شدنش
متن آهنگ میدونستم امو باند
میدونستم که دروغ بودن همه حرفات میدونستم خوبفکر اینکه تو نباشی یه لحظه کنارم منو میترسوندچقده زود همه حرفا و قول و قرارات از یادت رفتمن آرومم با خودم تنها تو این خونه تو خیالت تختمیدونستم اگه هرجایی باشی تو بي من حرفی از من نیستکنار تو چه باشم چه نباشم انگار منو یادت نیستمن هنوزم که هنوزه مثل قدیما عاشق تو هستم.نمیدونم گناهم چی بوده که تو قلبت زده شد از مندوست دارم ولی انگار دل تو با من نیست میدونم اگه رفتنی باشم ک
* این روزها حالم خیلی بهتره از قبل:))
* بالاخره یه تی به خودم دادم. کلی نوشتمو یکم از گره های ذهنمو باز کردم
* تقریبا همه‌ی آهنگای غمگینمو پاک کردم و قول دادم به خودم که دیگه آهنگی گوش ندم که حالمو بگیره:))
* واسه درس خوندن هم اقدام کردم:)) البته با کمک تو
* دیگه بگین نت‌هارو وصل کنن دیگه:! در فراغِ نت سوی چشمانمان رفت (اشاره به حضرت یعقوب و یوسفَش:/ )
+ حس می‌کنم قالب جدید یکم ناجوره! ولی دوسش دارم:|
* این روزها حالم خیلی بهتره از قبل:))
* بالاخره یه تی به خودم دادم. کلی نوشتمو یکم از گره های ذهنمو باز کردم
* تقریبا همه‌ی آهنگای غمگینمو پاک کردم و قول دادم به خودم که دیگه آهنگی گوش ندم که حالمو بگیره:))
* واسه درس خوندن هم اقدام کردم:)) البته با کمک تو
* دیگه بگین نت‌هارو وصل کنن دیگه:! در فراغِ نت سوی چشمانمان رفت (اشاره به حضرت یعقوب و یوسفَش:/ )
+ حس می‌کنم قالب جدید یکم ناجوره! ولی دوسش دارم:|
به اون آقای معلم و حقوق دان و . همون موقع که راجع بهش نوشتم جواب رد دادم در رابطه با آشنایی و .
درخواست کرد که بار دیگری با هم حرف بزنیم.
بهش این فرصت را دادم ولی توضیح دادم که هرچه فکر میکنم من هنوز آمادگی ورود به رابطه ای رو ندارم ! 
هنوز اون معجزه ای که باید کسی بکنه تا من تی بخورم و بتونم وارد رابطه بشم اتفاق نیفتاده.
هیچی .
قرار بود همین حوالی دعوتم کنه به صرف دمنوش و یک گپ طولانی .‌
من دو روز پیش رفتم کافه ، با اتاقِ فرمون.
یکی از آق
《من باز نشستم یه دور گریه کردم.》اون روزی که جواب نهایی کنکور اومد و من به‌صورت غیرمنتظره و بي‌ربط به رتبه‌م یه چیز دیگه قبول شدم پیش فاطمه بودم.انتخاب رشته‌ی اشتباه اون، نتایج منتا چند لحظه خونه رو به خلسه برد و انقدر همه‌چیز عجیب بود که من حتی ناراحت هم نبودم.مغزم باور نمی‌کرد همچین چیزی رودو سه ساعت گذشت من بودم و فاطمه دقیقاً تو یکی از سخت‌ترین حالتایی که می‌تونستیم باشیم و با هم بودیم همین باعث شد قلبمون فشرده نشه و تهش هم با شوخ
صبح دنبال کارهام بودم 
کارت ویزیت ها و سربرگ ام تحویل گرفتم .
عصر به خانم خ زنگ زدم و گفتم کارش را انجام دادم 
شب رفتم خرید .و چیزی ک نیازش داشتم و چیزی که نیاز نداشتم خریدم 
به میم پیام دادم .دعوا کرد .هنوز سفره .
و والان دلم گرفته و اشک هام داره میریزه خستم .همین
از هیچی لذت نمیبرم
خدایا اضطرار چیه جز حال من
پس کو معجزه
امشب دلم از کرخه تا راین است .که بياستم کنار راین و بلند بلند باهات حرف بزنم .
صبح اش تو خونه تو بيدار شم بغل
بعد از یه مدتی تو سال تحصیلی بيدار می موندم تا یک و دوی شب.
بيشتر اوقات،دقیقا کاری نداشتم.
اما من اتاقی که یه دیوارش پنجره ست و زیرش کتابخونه،یه دیوارش کمدای قهوه ایه،سکوت سکوت سکوته رو ترجیح می دادم به خواب.
می رفتم زیر پتو و از سرما می لرزیدم،چاووشی گوش می دادم.
حتی گاهی وقتا روضه ی حسین.
دروغ میگن روانشناسا؛
فرداش تمرکز داشتم.
شاید از همه ی شما بيشتر.
شب های سرمه ای از همینجا شروع شد.
همون زمانی که از بين باریکه های کرکره موقع چاووشی گوش دادن
انقدر حالم بده که اگه یکی بهم تلنگری بزنه میزنم زیر گریه.این چندمین آزمون پیاپی هست که گند میزنم و نمیتونم دلیلش رو پیدا کنم.چرا وقتی خوب میخونم نتیجه اش این میشه?
نکنه فقط فکر میکنم که خوب میخونم?.
 
+امروز بابت گرفتن گواهی تحصیل و گواهی صلاحیت بالینی که برای آزمون دستیاری لازمشون داریم رفتم دانشکده و وقتم گرفته شد اما به خودم قول دادم حتی اگه زخم بستر بگیرم ولی به مباحثم برسم.ساعت ده شبه و من سیزده ساعت و نیم درس خوندم،به تمام مباحث تعیین
یه روز که داشتم میرفتم مغازه یه کیف پر پول رو زمین پیدا کردم برش داشتم بردمش توی مغازه آگهی شو زدم به دیوار بعد چن روز یه خانمی اومد گف مال منه همه مشخصات هم درست گفت و دادم بهش خیلی تشکر کرد یه هفته گذشت رفتم مغازه ولی انگار اشتباه رفته بودم روی کرکره نقاشی یه منظره کشیده شده بود زیرش نوشته شده بود از طرف کسی که کیف را بهش برگرداندی یه هفته دیگه یه نقاشی دیگه ای کشیده بود روی کرکره هر هفته نقاشی عوض میشد. انقد که روزانه دیگه نقاشی رو عوض میکرد.
چیزی که بر من روشن است این است که تو مرا نمی‌خواهی. به همین صراحت. خواستن به شیوه‌ی خود، سراسر خود خواهی است که حوصله‌ی مرا سر می‌برد. خواستن اگر به طریقه‌ی خون و استخوان نباشد، اگر به شکستن استخوان و مباح کردن خون نباشد، تنها ملال انگیز است. خواستن تو، که البته چندی ست بر اثر رنجت به نخواستن بدل شده، که از سر فرصت و فراغت و اماها و اگرها ست چنگی به دل من نمی‌زند. 
من ایستادم که بار دیگر تو را بخواهم. صریح و مقابل تو ایستادم و چشمانم را
زمان تقریبي :2 ساعت
مواد لازم :
کلم کوچیک خرد شده=1عدد
گوشت چرخ شده 250گرم
پیاز =2 عدد
برنج =3پیمانه
نمک /فلفل /دارچین(نزدم)/زرچوبه /شوید خشک/تره خشک/ زعفران
روش :
دوتا پیاز را نگینی خرد کردم :
یکی را با گوشت چرخ شده تفت دادم وقتی رنگش کامل عوض شد بهش زعفران، زرچوبه و فلفل اضافه کردم و بعد از این که خوب تفت دادم به اندازه ی یه لیوان آب جوش بهش اضافه کردم و اجازه دادم! 20دقیقه بپزه
یکی از پیاز ها را هم تا حد بلوری شدن تفت دادم و بعد بهش کلم ها را اضافه کردم و
کل امروزم به درس خوندن گذشت و یه ۳ ساعت هم ما بينش غذا درست کردم و خونه رو تمییز کردم
اعصابم از خستگی و شنیدن یک سری چیزای وااقعا نامربوطِ مزاحم و مزخرف بهم ریخت.اجازه دادم اشکهام بریزن.ولی بلافاصله به نوشتن جواب سوالهای بایو ادامه دادم و سعی کردم حفظشون بکنم اما احساس کردم نیاز به یه جوشونده دارم که این التهاب اعصابم رو کاهش بده.گل گاوزبون گذاشتم دم بياد،یهو یاد پارسال و اون وقتا که از کتابخونه برمیگشتم و برای ارامش اعصابم گل گاوزبون
دانلود آهنگ جدید  امین قباد بنام به دادم برس (ورژن جدید)
آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی دانلود ورژن جدید آهنگ امین قباد بنام به دادم برس همراه با متن و کیفیت اصلی
Song Exclusive Amin Ghobad   Be Dadam Beres (New Version)” With Text And Direct Links In Media-Music
پخش آنلاین + لینک پرسرعت آهنگ به دادم برس

ادامه مطلب
مثل کسی هستم که از هم فروپاشیده
مثل تیمی که یه گل میخوره و دیگه فرومیپاشه
مدام بازم گل میخوره
شکست پشت شکست غم پشت غم 
دیگه فک نکنم به هیچ کس اعتماد که سهله دل که سهله  حتی هم صحبت هم بشم
تاوان زیادی دادم سالهای عمر زیادی دادم تا اینو فهمیدم تا غم و حسادت دیگران و تو چشماشون ببينم وقتی که پیشرفت میکنم وقتی که خوشحالم
واقعا دوست ندارم با هیچکس دوست شم تحمل آشنایی با هیچکس رو ندارم چقدر سخته چطوری آدما میتونن باهم دوس باشن وقتی میدونن دروغن چقد
دیشب به خودم قول دادم با شروع پیش دبستانی پوریا من هم روز ها و ساعت هامو مفید تر بگذرونم.به خودم قول دادم بيهودگی ها به حداقل برسه.
امروز ساعت ۶ بيدار شدم.نماز خوندم.ظرف شستم.برگهای حیاطو جارو کردم.لباس های شسته شده رو از بند لباس جمع کردم.صبحانه آماده کردم.مانتویی که چاک های کنارش دوخت میخواست دوختم.آماده شدم.پوریا رو بيدار کردم.صبحانه خوردیم.آمادش کردم.براش اسفند دود کردمو زدیم بيرون به سوی مهد.الان ساعت ۱۱:۴۵ دقیقست و منتظرم تا یک ربع دی
 چند وقت پیش به آقای ن. پیام دادم که داده‌های مربوط به ژن چند نفر رو برام بفرسته. در واقع پرسیدم میشه برام بفرستید؟» و جواب این بود که چطور؟» چون بالاخره شوخی که نیست! من ممکنه با داشتن اطلاعات مربوط به ژن چند نفر بمب اتم بسازم و حیات بشری رو به نابودی بکشونم!
اون قدر جوابش برام دور از انتظار بود که تا چند روز چت رو باز نکردم. بعد از چند روز هم باز کردم ولی چیزی نداشتم که بگم.
دیروز دوباره برگشتم سر همون کار و امروز دوباره بهش پیام دادم که لطفا
حس همیشه داشتنت نه عشق و دلبستگیهنه قصه گسستنه نه حرف پیوستگیهعادت و عشق و عاطفه هر چه لغت تو عالمهبرای حس من و تو یه اسم گنگ و مبهمهتو این روزای بي کسی اگه به دادم نرسییه روز میای که دیر شده نمونده از من نفسی
==>> تکست اهنگ راز همیشگی از اینتر موزیک <<==
خواستن تو برای من فراتر از روح و تنهراز همیشگی شدن همیشه از تو گفتنهاگر تو مهلتم بدی مهلت مرگ نمیخوامبا تو به قصه میرسم همراه لحظه ها میامعادت و عشق و عاطفه هر چه لغت تو عالمهبرای حس من و تو
دیروز که شیرینی به دست رفتم دانشکده پزشکی، حس می‌کردم دارم رو ابرا راه میرم. وقتی از اتاق دانشجوها مُهر پیدا کردم، تو آزمایشگاه سجاده پهن کردم و نماز شکر خوندم، انگار داشتم خواب می‌دیدم. وقتی از دکتر ع. با لحن شیطنت‌آمیزی پرسیدم "حالا از کی بيایم سر کلاس؟" جمله‌ای رو تکرار کردم که قبل از این هزار بار تو ذهنم تکرار شده بود. بهش گفتم کمکم کردین به آرزوم برسم، خدا بهتون خیر و طول عمر با عزت بده. همه خوشحال شدن از اینکه دانشجوشون شدم. همه یعنی دک
حسم طوریه که انگار یکی از نزدیکانمو از دست دادم.
در این حد دپرس و بي حوصله
گرچه میدونم بزودی خبرای خوبي میرسه و همه خوشحال میشن
 
چندتا امریکایی پای پست اینستام راجع به شهید سلیمانی پرت و پلا نوشته بودن منم جواب همه شونو دادم ولی یکیشون بيخیال نمیشه لنتی خودمو کشتم تا جملات و درست سرهم کنم جوابشو بوم و به این فکر میکنم چرا زودتر ازینا نرفتم دنبال یادگیری زبان؟؟؟ چیزی که جالبه اینه که اونا ایرانو مثل عربستان و عراق و افغانستان میدونن در همو
 
 
امروز به فرشت گفتم کاچی درست میکنی برام؟ گفت مگه چله نداری؟ گفتم خوب نیستم و توضیح دادم چرا بردتم آشپزخانه و به مقدار خیلی خیلی کره تو ظرف ریخت و آرد را گفت تفت بده بعد آب بریز روش. منم خلاقیت به خرج دادم و هل سابيده و گلاب بهش اضافه کردم تا قل قل کاچی در اومد و قابل خوردن شد. شکر و دارچینم گذاشتم دم دست هر کس به مذاق خودش استفاده کند.خوش طعم بود و مادر اولین اشارت را به من داد که باید یاد بگیری آشپزی را، همه چیز میوه و عسل و سالاد و سویا تکه ای
یه هماهنگی جالبي بين چند تا عدد پیش اومده. همین چند دقیقه پیش تست ریون رو برای بار چندم در زندگیم دادم، محض تفنن. وقتی تموم شد نوشت نمره‌ی آزمون شما 133 می‌باشد، زمان آزمون: 23 دقیقه و 23 ثانیه. نگاه کردم به ساعت: 23 دقیقه‌ی بامداد بود. اومدم پست بذارم، دیدم تو عنوان باید بنویسم: بيست و سه :)

اولین بار، اول دبيرستان، فکر کنم 130 شده بودم، چند سال پیش دادم 127، حالا شده 133. هیچ‌وقت هم نتونستم کامل بزنم تست رو. این بار یه غلط داشتم :|
استاد سر کلاس راهم نداد چون پنج دقیقه دیر رسیده بودم. خدایا! این ریاضی کوفتی با هشت صبح شنبه اش! گریه ام را تا رسیدن به خوابگاه غورت دادم. توی راه به محبوب پیام دادم که اگر کلاس بعدی را هم نیامدم خوابيده ام. تهوع شدید دارم و تمام تنم داغ کرده. انقدر داغ که به محض زدن عینک بخار میگرفت! لباس هایم را در اوردم و شلوارک پوشیدم. عطر زدم و امدم روی تخت. 
محبوب جواب داد:میشه بس کنی!!!    خودتو جم کن سژمان!  قبل ده پاشو راه بيوفت ساغرم میاد.
ادمها عجیب شده ان
خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته است
خودم و جدم و جد پدرم سوخته است
 
خواستم جیغ شوم گریه‌ی بي‌شرط شوم
خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم
 
وسط گریه ی من رقص جنوبي کردیم
کامپیوتر شدم و بازی خوبي کردیم
 
کسی از گوشی مشغول به من می‌خندید
آخر مرحله شد غول به من می‌خندید
 
دل به تغییر به تحقیر به زندان دادم
وسط تلوزیون باختم و جان دادم
 
یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا
بازی مسخره ای بود رها کرد مرا
ادامه مطلب
تمامِ خواسته هام‌رو تغییر دادم
تمام علاقه هام رو از دست دادم 
چی شد؟ هیچی من هنوز هستم و یک راه اجباری جدید
خدایا دیگه بهت رو نمیزنم و ازت نمیخوام چیو بهم بدی چیو ندی، دیگه نمیخوام هی ضایعم کنی و یجور دیگه بهم بدی که دوست ندارم
فقط چیزایی ک دادیو ازم‌نگیر، نامردیه ، خیلی نامردیه، من که گناهی ندارم شدم بنده؟ دارم؟ خودتم میدونی اصلا دستِ من نبوده تو خواستی واسه به وجود اومدنم
پس اینقدز همه کارارو برعکس نکن بعدشم‌نگو قسمته حکمته، من هنوز از ل
رئیس موسسه دم در بودمنم تخته شاسی به دست منتظر استادم که بياد و بریمخانم xاز عوامل موسسه، اومد بيرون و پرسید: چی کشیدین؟!آقای رئیس هم برگشت که کارمو ببينه، گفتم عکس شهیدِ، شهید بابک نوری.خانم x گفت: چرا حالا شهید میکشن هی! آدم زنده بکشید بابا!!!!نگاش کردمو با لبخندگفتم:منم آدم زنده کشیدم خانم ِ xجواب داد: آره جای خود دارن شهدا و رد شد.آقای رئیس هم ازم خواست نقاشی رو ببينه و منم نشونش دادم.به در خروجی رسیده بودیم که آقای رئیس دوباره برگشت و گفت:
یکی بود یکی نبود ، زیرِ گنبدِ کبود
اونکه عاشقش بودم ، اما عاشقم نبود
یکی بود که الآن نیست ، میدونم نگران نیست
اما من حالم بده ، توو قلبم ضربان نیست
رفتی و تنهایی یقمو گرفت
دنیا شاید ازت حقمو گرفت
نیستی و هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه
صفر هر چی بشه بازم میشه صفر
نردبون بودم که واست پله شدم
حالا برگشتی میگی که ازت زلّه شدم
تقصیرِ منه پَر و بالت دادم
پریدن بلد نبودی خودم یادت دادم
یکی بود یکی نبود ، زیرِ گنبدِ کبود
اونکه عاشقش بودم ، اما عاشقم نبو
امروز، دست خودم را گرفتم، رفتیم به یک کافه ی قشنگ، یک میز، زیر شاخه های درختی فوق العاده انتخاب کردم، نشستم و ساعت ها غرق خواندن کتاب شدم، امروز خودم را به یک روز خاص دعوت کردم، به یک روز متفاوت! روزی که در آن، خودم در کنار خودم، بخاطر خودم و برای خودم زندگی میکنم! امروز خودم را به بستنی مورد علاقه ام دعوت کردم، برای خودم شاخه گلی خریدم و آن را به دختر بچه ی زیبایی که لبخند شیرینی بر لب داشت هدیه دادم، امروز در کنار خودم خوشحال بودم و زندگی را ب
بالاخره دیشب بعد از سه هفته فاز اول پروژه رو انجام دادم. خیلی سخت نبود و میشد یه هفته‌ای هم انجامش داد اما تنبلی کردم و سه هفته طولش دادم. شاید به‌خاطر این باشه که چند وقت طولانی میشه کد نزدم. به هرحال، دیشب به مانا پیام دادم که متلب‌ش رو می‌خوام برای شروع فاز دوم پروژه. بعدش که فکر کردم فردا باید ۸صبح از خونه بزنم بيرون و این همه راه ُ برم تا دانشگاه پشیمون شدم که چرا دانلود نکردم.موقع خواب زمانبندی پروژه رو مرور میکردم و اینکه میتونم خوب تم
ای تاج سر عالم و ادم زهرا/از کودکیم دل به تو دادم زهرا(س)ان روز که من هستم و تاریکی قبر/جان حسنت برس به دادم زهرا(س).التماس دعا
 
 
روابط عمومی انجمن خانواده ناشنوایان افق اروند شهرستان خرمشهر 
 
️ کانال انجمن خانواده ناشنوایان افق اروند خرمشهر
 
لینک مطلب فوق
ادامه مطلب
کمبود اعتماد بنفس یعنی اینکه امروز داوطلبانه رفتم جلسه قبلو توضیح دادم و نمرمم هم گرفتم
امااااا وقتی جمعیت کلاسو دیده بودم دست و پام میلرزیدبه وضوح که مجبور بودم پامو ت بدم.دستامو محکم بهم گره کرده بودم
استادم گف ریلکس باش خودم متوجه لرزش صدام بودم ولی الان که ویس رو گوش میدم نمیبينم زیادم بد نبودم و لرزشش لااقل شنیده نمیشه
ولی خب از اینکه خودمو نشون دادم خوشحالم
متاسفانه اینقدر بي جنبه ام که از هیجان اون نخوابيدم.
+اینقدر جو زده ام ا
ادب
فایل پی دی اف متن " ادب"
 
مراقب باش در مقابل بزرگان با ادب باشی. شاید اون آقات باشه و نشناخته باشی.
 آقایی در مشهد مقدّس است که هم اکنون حدود صد سال دارد  تعریف میکرد:
من همراه شخصی به مکّه رفتم و هرکدام مبلغ سیصد تومان داشتیم، در بين راه به مرضی مبتلا شدم که سیصد تومان خرج شد تا بالاخره به جدّه رسیدیم و در مدینه  ست کردیم، امّا خیلی ناراحت بودم که دو نفر با سیصد تومان در کشور غریب چه
کنیم. همان طور که در اتاق نشسته بودم، دیدم آقای محترم
خب فکر کنم بازم اشتباه کردم.یه نفر بهم پیام ناشناس داد و با توجه به اینکه گفت حالم رو به راه نیست حدس زدم همون دوستی باشه که توی یکی دو پست قبل، از اتفاقی که بينمون پیش اومده بود نوشتم. و اصلا هم تعجب نکردم چون خیلی پیش میومد بهم پیام ناشناس بده. ولی یه موضوع عجیب این بود که دیر جوابش رو میدادم و شکایتی نمیکرد.بعد از یکم حرف و گفتن چیزای الکی (که خیلی تعجب کردم) گفت شمارم رو بهش بدم‌. اول یکم شک کردم و بعد فکر کردم شاید طی همون دعوا شمارم رو پاک ک
آن وقت‌هایی که هنوز در گوگل جلوی اسم مداحی‌ها، شورها و روضه‌ها نمی‌نوشتند (جدید) و ما آخرین‌ها را از پاساژ مهستان متوجه می‌شدیم؛ وقت‌هایی که کنار تصویری‌ها می‌نوشتند گنجینه‌ی معرفت» و علیمی و سیدجواد ذاکر که می‌خواند: اگه دیوونه ندیده‌ای به ما میگن دیوونه اگه دیوونه شنیده‌ای به ما می‌گن دیوونه» بيشتر روی بورس بودند، با مفهوم جدیدی از عزاداری آشنا شده‌ بودم. وقتی‌که چهچهه‌های مداح جدیدی به اسم حسین سیب‌سرخی سر زبان‌ها اف
توی جاده ک بودم فرندز دیدم. حالم خوب بود. تنهای تنها توی یه شهر غریبه قدم زدم و کیک و آبمیوه خوردم. عکس گرفتم و یه اهنگ فرانسوی گوش دادم و به رفت و اومد ماشین های کاملن غریبه نگاه کردم. ب بچه های مزخرف-گو مردم غر زدم و به بعضیاشون با مهربونی لبخند زدم و سرم رو ت دادم و تو دلم گفتم شات آپ بچ! تا پنج صبح بيدار موندم و کلی سریال دانلود کردم و نزاشتم اون نگار دوران بولوغ با دیدن ی سری عادما بياد بيرون. حالم خوب بود توی سفر ۲۴ ساعته. کاش میشد برنگردم!
منتظرم مها زنگ بزنه برم سر کوچه. یه ساعت فقط طول کشید کانورسیشن رو حفظ کنم تازه اگه از یادم نره. یه حسی بهم میگه منو میبره امروز پای تخته :/ چقدر از این قسمتش متنفرم.ولی چیکار کنم باید برم تا یاد بگیرم. حالمم اینقدر بده که نگو اگه اون یک ساعتو گذاشته بودم پای کتابم تموم شده بود دیگه آخرشه. من باید هرجوری شده کار کنم. به خاطر کسایی که دوسشون دارم. نه فقط به خاطر خودم. امروز خوب بود اما به همه ی کارام نرسیدم درسته اصلی هارو انجام دادم اما فرعی ها هم م
آنقدر کم بارون زده بود که تمام تاکسی های منطقه به طرفه العینی نیست شوند و ملت در صف های طولانی تاکسی خطی، یک لنگه پا، منتظر چهارچرخ زرد رنگ باشند.
بي‌آر‌تی هم مثل لانه مورچه شده بود. 
حوصله صف را مثل همیشه نداشتم و رفتن را به ایستادن ترجیح دادم.
بوقی زد و سوار پژوی ۴۰۵ مشکی اش شدم. 
دروغ چرا، هنوز هم معتقدم ظاهر خیلی ها از همان ابتدا به دل آدم می نشید. نور وجودشان آدم را می گیرد. 
نزدیک مقصد بودیم که ۱۰ هزار تومنی را بهشان دادم و متوجه شدیم خرده
 
 
 
سلام 
دیشب مثل همه شبهای دیگه مونده بودم چی بپزم. تازه کدوحلوایی هم از قبل توی یخچال مونده داشتم. 
ولی دوست نداشتم همون کدوحلوایی پخته ساده را بخورم. خوشمزه است ولی تکراری بود. بعد کمی جستجو یک سوپ کدوحلوایی پیدا کردم.
سوپ ساده ای بود و زمان کمی هم آماده شدنش طول کشید. تجربه ام را براتون میارم. دوست داشتید شما هم امتحان کنید.
سوپ برای 4 نفر
کدوحلوایی پوست گرفته و خرد شده  750 گرم  
سیب زمینی                                 2 عدد پوست گرفته و خرد ش
امروز رفتم امتحان رانندگی، آیین نامه رو هفته ی پیش دادم و این هفته اولین بارم بود ک میخواستم امتحان توشهری بدم
4 نفر اول اسممو خوند. سوار شدیم. اولی فورا رد شد دومی هم فورا رد شد سومی دوستم بود ک با هم کلاسای آموزشیو میرفتیمخوب رفت اما وقتی میخاست دور دوفرمونه بره خاموش کرد و رد شد. با این همه خیلی افسر خدش اخلاقی بود و اصلا دعوا نمیکرد برخلاف انتظارم!
من نشستم، یه دو سه تا سوتی دادم اما خیلی نرم و با اعتماد ب نفس میرفتم یهو گفت نگه دار کنار کا
دانلود آهنگ رضا صادقی به تو مدیونم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * به تو مدیونم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , رضا صادقی باشید.
 
دانلود آهنگ رضا صادقی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Reza Sadeghi called Be To Madyounam With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه رضا صادقی به نام به تو مدیونم
میبينی چجوری شده فکر و خیال مناون چشمات دل با منطقمیهو پای توعقلشو از دست دادتا به خودم بيام دیدر ت
جدن که آدم بعضی وقتا شگفت زده میشه از این سیستم پیچیده. اینکه چطور فراموش میکنیم. ده دی نود و هفت اینجا پستی زدم که امروز خوندنش ناراحتم نمیکنه. پنج ماه پیش رمزدار بود و الان فکر کردم باید بمونه. برعکس هزار تا پستی که در مورد اون موضوع از وبلاگم پاک کردم. چه پاییز و زمستونی بود. چه بهاریه که داره میگذره. اون موقع به خودم قول دادم زمان درستش میکنه. زمان درستش نکرد. این ساز و کار شگفت انگیز توی سر من - تو سر همه مون - درستش کرد. و من به قولم عمل کردم. ا
در 21 سالگی،وقتی شیراز بودیم،یروز رفتیم تیغ خریدیم و وایسادیم توی حموم و "میم 2" و "ر" همه ی موهامو زدن،با قیچی و تیغ.دوساعت درگیرش بودیم.و حالا از نتیجه راضی ایم.البته مقنعه سرکردن سخته خیلی برام ولی کنار میام."میم2" هی به سرم نگاه میکنه، هی با یه نگاه اندوه باری میگه موهاتو دوست داشتمنمیدونم چجوری دلشو داشت 2 ساعت وایساد برام تیغشون زد.
پ.ن:یکبار برای همیشه شجاعت به خرج دادم و ریسک کچل بودن به معنای واقعی رو پذیرفتم.همونجوری که چندسال پیش یکبار
I Lost My Body 2019 1080p BluRay,J'ai perdu mon corps 2019,آی لاست مای بادی,انیمیشن I Lost My Body 2019 دوبله فارسی,انیمیشن سینمایی بدنم را از دست دادم,دانلود انیمیشن جدید,دانلود دوبله فارسی انیمیشن I Lost My Body 2019,دانلود رایگان انیمیشن I Lost My Body 2019,دانلود فیلم I Lost My Body 2019,دوبله فارسی,زیرنویس فارسی انیمیشن I Lost My Body 2019,من بدنم را گم کردم,
ادامه مطلب
+ به رفیقم میگم داداش مسیج منو خوندے دیشب بهت دادم ؟
- ڪه گفته بودے 100 تومن پول میخوای؟
+ آره آره
- نه نخوندم !!!!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
تنگی نفس دارم از بچگی 
ولی هیچ وقت دکتر نرفتم جدیدا داره اذیتم میکنه 
اردیبهشت ۹۶ بود که این قضیه رو کردم برا خودم هدف. قبلت هم حیلی به فکرش بودم ولی نمیدون چرا این همه سال رو به فنا دادم. شاید چون فکر میکردم از راه دیگه ای میتونه اتفاق بيفته بدون تلاش خودم. و چفدر احمق بودم که همچین فکری میکردم. 
بگذریم
تا تابستونش تموم شد پیگیر یکردم و یه کارایی هم کردم. اون موقع اوج اذیتای "نین" بود. تمرکزم رو از دست دادم. به شدت ناامید شدم و همین شد که از تکاپو
زمان لازم :دوساعت و نیم تا سه ساعت
مواد لازم
گوشت چرخ شده/ *مرغ با قطع جوجه کباب
پیاز بزرگ 1/یک پیاز اندازه نارنگی
رب انار دو قاشق/ نیم پیمانه یا بيشتر
شکر 2 قاشق/شیره انگور
گردو {و بادام} آسیاب شده
زعفران
کره
آلو بخارا
روش :
یک سوم پیاز را ریز رنده کردم تفت خرد وقتی رنگش طلایی شد زرچوبه زدم و باگردو {و بادام} میکس شده تفتش دادم تا حدی که بوی خامی گردو بره  و بهش آب سرد اضافه کردم(میشه پیاز داغ نکرد و همین جوری گردو ود بادام را با آب سرد مخلوط کرد و گذ
زمان تقریبي : 90 دقیقه
مواد لازم:
کرفس = 2 دسته    یک دسته
نعنا خشک = 20 گرم  نعنا و شنبلیله
گوشت چرخ شده 250 گرم  به جای گوشت لوبيا چیتی زدم
پیاز =2  متوسط یکی بزرگ را به صورت پیاز داغ
سیر = یک حبه نزدم
زرچوبه/نمک/فلفل /زعفران /آبلیمو (یا ابغوره! یا لیمو عمانی )  نمک و فلفل و لیمو عمانی
رب سرخ شده
روش
کرفس را خرد کردم با حرارت ملایم تفت ش دادم (بدون روغن) تا حدی که آبش بره و رنگش عوض بشه
گوشت ها را با پیازی که نگینی خرد شده حسابي تفت دادم ( گوشت و پیاز را همز
مقصد سفرمان این بار، ارفع کوه بود. تیم 14 نفر شامل آدم های مختلف و اگر از من میپرسی بزرگترین درسی که در هر سفر می آموزم همین ارتباط برقرار کردن با طیف آدم های متفاوت است.مسیر آسانی نبود و خب خیلی سخت هم نبود. اگر قصدش را کردید به نظرم اواخر تابستان بهترین موقع برای آن است.
شب دوم را تا صبح بيدار بودم و آتش بانی میکردم که آتش خاموش نشود بعدا اما یکی دیگر از بچه ها بيدار شد و آتشکده را سپردم به او و هدفون در گوش زیر آسمان پر ستاره اش، کیهان کلهر و imagin
امروز به هشت نفر از دوستانم پیام دادم. کسی وقت نداشت که همدیگر را ببينیم. م رفتیم پارک و ورزش کردیم. اولین بار بود که با دستگاه‌ها کار می‌کرد. اصلا اولین بار بود که توی شهرک قدم می‌زد. تهران را دوست ندارد. برایش عضلات هدف و طرز استفاده‌ی صحیح از دستگاه‌ها را توضیح دادم و بالای سرش بودم. بعضی از حرکات برایش سنگین بودند و نیاز به کمک داشت. با دستم کمی از وزن دستگاه را کم می‌کردم. به من گفت معلم خوبي میشی!» یاد دوم راهنمایی افتادم که می‌
مطلب قبل را خواندم و کمی از نظر دستور و املا ناامیدم کرد. دقت بيشتری باید داشته باشم. روی انتقال احساسات هم. خیلی خشک و ساده بود. 
 
ملت عشق اسم کتابيه که حتما یک بار شنید (اگه نه، حس حسودی مرا برای این حجم از دور بودن از گیر و دار ها پذیرا باشید.). اول مقاومت شدیدی نشون دادم برای خوندنش. ولی یه بار سفر بودیم و توی کتابخونه صاحاب‌خانه پیداش کردم و ورداشتم و خوندم. زیاد خوشم نیومد ولی خب جالب بود. مخصوصا ۴۰تا قانونی که داشت. به سرم زد منم چله نشینی ک
دیشب خیلی عصبي بودم. خیلی زیاد. همش احساس میکردم میخوام بشم. ولی تقویم میگفت زوده. دیر خوابيدم و صبح پا شدم دوباره درس بخونم. وااااای که چقدر از شب امتحانی خوندن متنفرم. بعدش هم که سلام بر .
رفتم امتحان دادم و اومدم. نمیدونم دلیلش یا وسواسه، یا بلد نبودن زیاد، یا بلد بودن! امتحانای این ترم رو خیلی مینویسم. دوشنبه استاد بهم گفت بسه دیگه همه رو نوشتی! امروزم برگه رو که دادم استاد یه لبخند عجیبي زد، نمیدونم نشونه خوبيه یا نه.
 
یه انیمه
#پارت_23
#متغیر
امروز برخلاف همیشه توماس از من خواست که ناهار همراهشون صرف کنم.
توماس درسکوت درحال غذاخوردنش بود و جک مدام درحال تعریف و شوخی کردن با من بود از اخلاقش خوشم می امدمثل بقیه سرد و خشک نبود ولی مارتین مدام با نگاه هایی که به جک می انداخت به سکوت دعوتش میکرد بعد از صرف ناهار هرسه تشکری کردن آشپز خانه را ترک کردن.
صندوقچه عجیبي را مارتین و جک با کمک همدیگر داشتن به طبقه دوم میبردن مارتین با دیدن من لبخند کجی زدو صندوقچه را زمین گذاشت
نمیدونم به چه دلیلی یهو به موضوع بهبود بيماران ام اسی علاقه مند شدم و یه تحقیقات ابتدایی رو تو گوگلر اسکالر شروع کردم اهان یادم اومد در نتیجه مقالاتی که برای کلاس زبان باید جستجو میکردیم موضوعاتی دیدم ک به نظدم جذاب رسید و هی ادامه دادم تا رسید به ام اس
بعد برای همایشی که در پیشه استاد مقاله نویسی موضوع خواستن که من از همون استفاده کردم و ارتباطش دادم به اب درمانی و شنا و بعد هم برای امتحان رایانه بخش اولش نیاز به یه متن بود که بخشی از همونار
اگر بخوام نوبت رو رعایت کنم ،در این پستم باید در مورد هدف گذاری  صحبت کنم توی پست قبلی خودم  با عنوان آرزو یا هدف  که پیشنهاد میکنم  حتما مطالعه کنید یه توضیح مختصر در مورد آرزو و هدف دادم و فرق  یا وجه شباهتشون رو مورد بررسی قرار دادیم.به خودم قول دادم یا در مورد موضوعی ننویسم یا اینکه اگر نوشتم حتما دنباله دار و کامل باشه و نکات مختلفی رو بيان کنم و سر قولم هم  هستم چون هدفه منه نه آرزوی من.
خب دیگه میریم سر موضوع اصلی خودمون ،اگر یه سر  به ک
همیشه توی خونمون دنبال یه جای دنج میگشتم که وقتی میخوام نقاشی کنم بهم انرژی بده.
فکر کنم پیداش کردم. دیروز یه تغییراتی توی اتاقم دادم. یه جای دنج درست کردم و میزم رو بردم اونجا.
امروز نشستم به نقاشی کشیدن. خیلی خوب بود. گمونم پاییز و زمستون دنجی در راه داشته باشم. البته اگه تنبلی نکنم.
شایدم واسه اینه که ریخت و پاشای دورم رو جمع کردم. آخه وقتی میشینم پای کار خیلی شه میشم.
دست خودم نیست. وسایل کارم زیاده. پهن کردنش آسونه و جمع کردنش سخت. 
دیروز
اگر بخوام نوبت رو رعایت کنم ،در این پستم باید در مورد هدف گذاری  صحبت کنم توی پست قبلی خودم  با عنوان آرزو یا هدف  که پیشنهاد میکنم  حتما مطالعه کنید یه توضیح مختصر در مورد آرزو و هدف دادم و فرق  یا وجه شباهتشون رو مورد بررسی قرار دادیم.به خودم قول دادم یا در مورد موضوعی ننویسم یا اینکه اگر نوشتم حتما دنباله دار و کامل باشه و نکات مختلفی رو بيان کنم و سر قولم هم  هستم چون هدفه منه نه آرزوی من.
خب دیگه میریم سر موضوع اصلی خودمون ،اگر یه سر کوچیک
امواج مغزی خیلی خوب و امیدوار کننده بود. اما هر بار بعد از یک هفته گوش دادن هر روزه، یک هفته یا بيشتر افسردگی و بي میلی در پی داشت. ظاهرآ تا مغزم خوب نشه و داروها رو قطع نکنم نباید گوش بدم. پس گذاشتمش رو نیکت. اما راه جدیدم استفاده از کتاب "درمانگر نادیده" اثر "گری کریگ" خالق EFT (یا همون تپینگ Tapping) است. شفای هر بيماری با معنویت و وصل شدن به خدا. آسونه. دو مرتبه تمرینش رو انجام دادم و اثرش رو حس کردم. دیشب که بار دومم بود خیلی حس خوبي بهم داد و اثرات مث
امواج مغزی خیلی خوب و امیدوار کننده بود. اما هر بار بعد از یک هفته گوش دادن هر روزه، یک هفته یا بيشتر افسردگی و بي میلی در پی داشت. ظاهرآ تا مغزم خوب نشه و داروها رو قطع نکنم نباید گوش بدم. پس گذاشتمش رو نیکت. اما راه جدیدم استفاده از کتاب "درمانگر نادیده" اثر "گری کریگ" خالق EFT (یا همون تپینگ Tapping) است. شفای هر بيماری با معنویت و وصل شدن به خدا. آسونه. دو مرتبه تمرینش رو انجام دادم و اثرش رو حس کردم. دیشب که بار دومم بود خیلی حس خوبي بهم داد و اثرات مث
برای دانلود آهنگ کلیک کنید
 
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی به نام پس من چی
Download New Music Saman Jalili – Pas Man Chi

دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام پس من چی
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰
 
متن آهنگ جدید سامان جلیلی بنام پس من چی
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
ای دی کانال تلگرامی آیتک موزیک
https://t.me/Aytakmusic_ir
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
بعد از من دنیا به کامته پس من چی میگن که یکی کنارت هست من چی
هنوزم من دوتا دوتا دارم از
امروز شنبه است . صبح شنبه است و نمیشه باهات حرف بزنم . اونایی که تلگرام و واتس آپ رو میبندند و تعطیل می کنند نمی دونند یا نمی فهمند که دنیای کسانی را داغون می کنند؟ 
دیروز مهمون داشتم . از مامانم گله کردم . هرچند می دونم فایده نداره ولی خب گاهی دل آدم میگیره دیگه . 
آدم از یه دقیقه یا یه روز دیگه ی خودش خبر نداره.  چه می دونستم ممکنه شرایطی پیش بياد که هیچ جوره نتونی با کسانی در ارتباط باشی که ازت دورند؟ اون هفته صبح شنبه هرچی زنگ زدم و پیام دادم ج
دانلود آهنگ فوق العاده زیبای  اشک  ازاحمد محمدزاده
متن آهنگ:
اشک روی صورتم هست دونه دونه
تو دنیا کسی قدر دل منو نمی دونه
این دل نمی تونه که بي تو بمونه
دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه
آخه این دل من بي تو شده دیوونه
بری ازش می مونه فقط یه ویرونه
ای دل تنهام بسه چشم انتظاری
من موندمو شبهام شبای بيقراری
چرا تنهام میذاری چرا تنهام میذاری
باز اون چشات دوباره اومد به یادم
باز اون نگات منو داده به بادم
خدا برس به دادم
ای خدا برس به دادم
اشک روی صو
2518 - اسدا. عَلَم» در خاطراتش می‌نویسد: راجع به دانشگاه‌ها اوقات تلخی فرمودند و فرمودند عصبانی هستم. دانشجویان حس وطن‌پرستی ندارند. چطور اولیاء دانشگاه‌ها نمی‌توانند خرابکاران را بشناسند؟ خودت فوری جلسه با ساواک و مسئولین انتظامی تشکیل بده و گزارشش به من بده»(1) . نامه خصوصی نهاوندی رئیس دانشگاه را دادم ملاحظه کردند. با عصبانیت زیاد فرمودند به نهاوندی بگو خودم دستور دادم که افراد حزب رستاخیز بيایند به دانشگاه و هرکس (منظور دانشجوی
خب اومدم که خدافظی کنم.بالاخره.وبلاگمو منتقل کردم به وردپرس با وجود اینکه اینجا رو خیلی دوست داشتم و امیدوارم که بيان منو ببخشه:)خیلی چرت و پرت گفتم اینجا.غر زدم و بچگی کردم.نظرات احمقانه و خودخواهانه دادم و سرتونو دردآوردم.ببخشید دیگه خلاصه:)امیدوارم اینجا بمونه برای وقتی که بزرگ شدم برگردم و نگاه کنم و یکم بخندم.آینده روشنه و منم امیدوار.و امیدوارم که اگه واسه شما روشنه؛ بمونه و اگه نیست، بشه
خوشحال میشم که اینجا دوباره ببينمتون:)وخداحاف
امروز روز عجیبي بود برام.دیشب آخرشب بعد سه روز خونه نبودن برگشتیم با کلی خستگی.صبح زود میم رفت سرکار و من تا ده نتونستم پاشم و حالم بد بود.به سختی پاشدم و کارها رو سروسامان دادم و یکمی خونه مرتب شد.میم سه اومد و خیلی یهویی گفت که باید بره یه ماموریت دو سه روزه.چهار رسوندمش و اومدیم خونه در حالی که همه چیز دلگیر بود و حتی فرصت نشد درست و حسابي ازش خداحافظی کنم.دخترها شونصد بار باب اسفنجی دیدن و من بي حال افتاده بودم.به هیچ کس نگفتم که میم رفته که
امروز میم یه امتحان داشت که خیلی حیاتی بود و حتما باید قبول میشد.دیشب دخترها که خوابيدن دوتایی نشستیم سر کتابش و تا جایی که میشد مطالب رو مرور کردیم.آخرشب هم کلی بهش انگیزه دادم و انرژی مثبت.صبح رفت و حوالی ۱۱ زنگ زد و گفت که قبول شده.میخندید از ته دل و دل من با خنده هاش میرفت.
دیشب قرار گذاشتیم اگه قبول شد مارو ببره بيرون و یه شام تپل بهمون بده.به خواهرش هم پیام دادم و گفتم و کلی خوشحال شد.همون خواهری که هرجا کمک خواسته میم، از دل و جون باهاش بود
امروز برای کلاسی با آموزش دانشکده و استادمون هماهنگ کردم و همه را خبر کردم که کلاس را بردارند. برای همه پیام گذاشتم و کارهای ثبتنام یک نفر که نتوانست بياید را انجام دادم. کلاس برگزاری را هم تلگرام کردم و خلاصه. بعد چند دقیقه تاخیر استاد آن کلاس وارد شد و اولین کاری که کرد ما را بيرون کرد! خیلی محترمانه و گفت شما طبق برنامه آموزشی ترم بعد دارید. ببينید چقدر شلوغ شده
باید از دور افراد متمسخر بيرون میامدیم. همه ی آدم هایی که آن جا نشسته اند دلشا
این روزا سرم خیلی شلوغ هست. همش دنبال کار جدیدم بودم. اگه نمیدونید کارم چیه باید بگم که من برای سایت ها و مجله های اینترنتی مطلب مینویسم! تقریبا یک هفته قبل،  بنابه دلایلی  از کار قبلیم استعفا دادم. و تا دو سه روز قبل درخواست استخدام یه سایتی رو دیدم! بهشون درخواست دادم و گفتم که ترجمه میکنم و خودم هم مطلب اختصاصی مینویسم. اونا هم گفتن لینک یکی از مطالبي که نوشتین رو برامون ارسال کنید!
تنها لینک دم دستم برای یه مقاله ای بود که حتی خیلی هول هولک
یارحمان 
و همین لحظه که روی تخت نشستم و به دیوار تکیه دادم 
مداحی حاج محمود کریمی (بي تو خشکم خاکم خرابم)  پلی کردم و می نویسم 
اشک هایی که ذره ذره از چشم هام میاد و بغضی که خورده میشه 
و مکالمات قبلش با خدا که گفتم من که همیشه با خودت دردودل کردم 
همیشه راز دلم رو به خودت گفتم و کمک از خودت خواستم 
هنوزم منتظر می مونم تا ببينم این دنیا کی میخواد اینجوری بگرده و من اینجور یه غصه 
رو تو دلم نگهدارم ! 
میدونم می بينی و قطعا همراهیم می کنی . 
یادمه
توی کارگاه نقد عکس نشسته بودم و حتی فکر کردن به او مرا قلقلک می‌داد. کلاسم که تمام شد سریع برگشتم خانه. سر راه خریدهایم را انجام دادم. دوش گرفتم. ظرف‌ها را شستم. خانه را مرتب کردم. لباس قشنگ پوشیدم. موهایم را گوچه‌ای بستم و فرفری‌های قشنگم را روی صورتم شه ریختم. عطر زدم. نگاهم به ساعت بود. جواب زنگم را نمی‌داد. با خودم گفتم حتی اگر دم در هم باشد راهش نمی‌دهم داخل. بالاخره تماس گرفت. عذرخواهی کرد و گفت که در حال تعمیر پکیج، حواسش به ساعت نبو
توی کارگاه نقد عکس نشسته بودم و حتی فکر کردن به او مرا قلقلک می‌داد. کلاسم که تمام شد سریع برگشتم خانه. سر راه خریدهایم را انجام دادم. دوش گرفتم. ظرف‌ها را شستم. خانه را مرتب کردم. لباس قشنگ پوشیدم. موهایم را گوچه‌ای بستم و فرفری‌های قشنگم را روی صورتم شه ریختم. عظر زدم. نگاهم به ساعت بود. جواب زنگم را نمی‌داد. با خودم گفتم حتی اگر دم در هم باشد راهش نمی‌دهم داخل. بالاخره تماس گرفت. عذرخواهی کرد و گفت که در حال تعمیر پکیج، حواسش به ساعت نبو
دیروز صبح رسیدم رشت. پاهایم به مدت 9 ساعت داخل کفش کوهنوردی بود و ورم کرده بود. برخلاف همیشه ترجیح دادم که کغشم را درنیاورم چون شب را داخل جاده بودیم و وقتی که نگه می‌داشت، وقت برای بستن بندهایم نداشتم. 6 روز بود که توی وبلاگم چیزی ننوشته بودم. یکی آمده کامنت گذاشته چرا اصرار داری معصومیت از دست رفته‌ت رو جار بزنی؟» پاسخ بنده این است: چرا سر مبارکتون رو از ماتحت امثال من که شبيه شما نیستیم نمی‌کشید بيرون؟؟ چرا خیال می‌کنید باید به شما مغز 
انقدر تن و جانم درد میکند که دلم به نوشتن نمیرود
اما خواستم این لحظات تاریک را ثبت کنم
دردمیدانید چیست؟ 
یکهویی به جانت مینشیند و دست برنمیدارد 
انگار اسیر شده ای هرچه دست و پا میزنی و انگار نه انگار
از چنگال درد نمی شود فرار کرد 
دوباره ان لحظه ها 
دوباره نا امیدی و سکوت 
دوباره پناه بردن به خدا 
قول دادم 
قول دادم که دوباره دنبالش بگردم 
اگر دنبالم بگردد 
من همین جا نشسته ام 
تو کجایی؟ 
تو کجایی؟ 
شاید لا به لای این همه سکوت 
نگاه غم الود
سلام سلام
هشتگ عرضه اولیه خیلی خراست
بازم عرضه اولیه ای دیگر بود و دهن من بدبخ سرویس و به گاو,صبح که رسیدم تریون دروباز کرده بود و من که رسیدم سلام دادم به همه، و رفتم پشت میزم نشستم تریون اومد سلام داد و خوش وبش کرد منم خیلی عادی رفتارکردم سوگلی هم سعی کرد خودشو بهم بچسبونه که محل ندادم خیلی عادی رفتارکردم بعد تریون جلسه گذاشت ده مین گفت همه کاره اینجا بعد من خانم نوستال و هرکاری میکنید باید ازش اجازه بگیرید هردستوری بده اجرا کنید و. هی سوگل
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب