نتایج پست ها برای عبارت :

دو ستت دارم

دوست دارم رهبرم رادلبر پیغمبر است/دوست دارم رهبرم را وارث برحیدراست/ازتباراهل بیت و آیت خوب خداست/دوست دارم رهبرم راجلوه ای ازکوثراست/اوپیام کربلا را میدهدبرمسلمین/دوست دارم رهبرم راآسمان رااختراست/میرود راه امام وهرشهیدی باهدف/دوست دارم رهبرم راشیعیان راسروراست/دشمنان دین ماراباز رسوامیکند/دوست دارم رهبرم رادشمن اوابتر است/اسوه والگوی خوبی گشته آقا درجهان/دوست دارم رهبرم رابهر عالم گوهراست/شیعه باشدجانفدای حضرت سیدعلی/دوست دارم ره
دوستت دارم.
به سان یک دیوانه، به سان یک سرباز 
به سان یک ستاره سینما 
دوستت دارم، به سان یک گرگ، به سان یک پادشاه 
به سان انسانی که من نیستم 
میدانی من اینگونه دوستت دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخند
من بهارم
من بهارم فصل باراندوست دارم دانه ها را
سبز و خرم ، شاد و خندانبازی پروانه ها را
دوست دارم آسمان راآفتاب مهربان را
دوست دارم روی گل رارنگ گل را بوی گل را
دوست دارم ماهیان راتوی چشمه، توی دریا
دوست دارم هر کجا راباغ و بستان، کوه و صحرا
دوست دارم، دوست دارممن بهارم، من بهارم
بچه هاا من دارم میرم یه مدت بمیرم.
مامانم همه چیزو فهمید.
حالمم اصن خوب نیس.
واقن دارم میمیرم.
همتونو خیلی دوس دارم.
منو یادتون نره.
ددی اون فیکرم ترجمش میکنم.
ولی یکم دیر تر.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لیندا عاشقتم.
مداح با صدایی که نایی برایش نمانده و از عمق دلش می‌آید می‌خواند.‌
تو این دنیا
من تو رو دارم.
بهت خیلی
خیلییی بدهکارم.
بذار عالم همه بدونن من. دوست دارم.
کمم اما
عاشقت هستم.بهت خیلیی خیلییی وابستم.
به غیر از تو، من کی رو دارم
دوست دارم.
.
قبلا هم پرسیده بودم آیا ما را هم با همه خطاهایمان به اندازه علی اکبرتان دوست دارید؟
,    ,    متن آهنگ مسعود بختیاری گل ناز دارم,    دانلود آهنگ گل ناز دارم مسعود بختیاری 320,    اهنگ لری گل ناز دارم مه شو تارم,    مسعود بختیاری l-e naz,    دانلود آهنگ گل ناز دارم مهرنوش مختاری,    دانلود آهنگ گل ناز دارم مهدی در استیج,    دانلود اهنگ مسعود بختیاری دی بلال,    دانلود آهنگ گل ناز دارم موسی ,    اهنگ معین گل ناز دارم مه شو تارم,   
دانلود اهنگ میگی عاشقتم میگی دوست دارم باشه قبول : میگی عاشقم از تو بدتر اگه عشق تو باشه کمتر دیوونه میشه قلبم بگو بشنومت . آخ یه دل دارم یه دلدار شدم عاشقت ای یار تو فقط لب تر کنی من میمیرم روزی صد بار دانلود آهنگ عاشقانه مانی رهنما به نام دوست دارم با دو کیفیت برای دانلود آهنگ دوست دارم از مانی رهنما به همراه متن ترانه آهنگ.
دانلود آهنگ دوست دارم از محسن یاحقی - رسانه نوا دانلود آهنگ دوست دارم از محسن یاحقی دانلود موزیک دوست دارم از محسن یاحق
به عقل جمعیت با سواد شک دارم 
به عشق،  هرچه که داد و نداد شک دارم 
به آسمان و زمینِ منِ هوایی تو 
به عمر آدمِ رفته به باد شک دارم 
به تو که داعیه ی فهم بیشتر داری 
به خود به آینه خیلی زیاد شک دارم 
به انتزاع و تخیل به پیچش ذهنی 
به کلِ فلسفه ی اعتماد شک دارم 
چقدر جای تو خالیست در تمام تنم
چقدر من به همین اعتیاد شک دارم 
 شکسته اند پر هرکه اهل پرواز است 
سکوت کن که به هر انتقاد شک دارم 
بهشت را به بهانه نمی دهند و تویی 
اگر بهانه به روز معاد شک دار
متنفرم از بی نتی!
همین الان فیلم جوکرو دیدم و‌ دوست دارم برم نقدهاشو بخونم دوست دارم برم تو اینستا انقدر توی هشتگ جوکر غرق بشم که بمیرم دوست دارم‌ انقدر برم‌ توی اینستاگرام نظرات زیر پست های جوکرو بخونم که مغزم بپاچه روی گوشی.
دوست دارم بتونم برم خود فیلمو دانلود کنم و هزاردفعه ببینمش نه فقط یبار با برنامه ی لنز رو صفحه ی کوچیک موبایل!دوست دارم برم تو سینما جوکرو ببینم.دوست دارم برم هزار تا فیلم دیگه از خواکین فینکس دانلود کنم ببینم دوست دا
 گاهی وقت ها از خیلی ها میتونی راحت دل بکنی ، دلتنگشون نشی .ولی بعضی ها تو دلت میمونن و هر کاری کنی فراموش نمیشن .
مثل .خیلی باهات حرف دارمبه اندازه این سه سالبه اندازه همه این دوری هااما توی دو جمله همه این حرف ها خلاصه میشه:-دوستت دارم-خیلی دلم برات تنگ شده
من به دنیا و هر چه در آن است اعتراض دارم
من به خاطرات بدون تو اعتراض دارم
چشمم به گرفته آسمان تو در تو
من به باران بدون تو اعتراض دارم
و نفسی که می پوشاند دیدگانم را
من به نفس های بدون تو اعتراض دارم
پر ز برف گشته کوچه ی ما گویا
من به سفیدیِ بدون تو اعتراض دارم
شرمنده ام زنده ام در فراق تو
من به تپش قلب خود اعتراض دارم
می گذرد شب های من با کابوس
من به خواب های بدون تو اعتراض دارم
منِ بی زار از لحظه های بدون تو
من به هرچه که مستمش نیستی اعتراض دارم
نور حواسش هست،که دیگه فرصت خطا نداره.یک دوستی را میخوام کمرنگش کنم،وقتی نیست آرامش دارم،نیاز به فضا دارم فعلن،نیاز به تنهایی.باید فاصله بگیرم از همه نیاز به فضا دارم‌تا خودمو پیدا کنم تا ارامشی که قبلن داشتم رو پیدا کنم
خیلی زوده برای خسته شدن، خیلی خیلی. ولی واقعا انگار که چیزی ازم نمونده باشه، انگار که تمام این 9 ماه توسط این روزا دارن بلعیده میشن.
نیاز دارم به موسیقی، به هنر، به چیزی که روحم رو نوازش بده ولی تهش هنوزم با درسا و فرمولا میگذرونم و واقعا اگر علاقه نداشتم بیشتر بلعیده میشدم.
نیاز دارم به فعالیت، به پیاده روی روزانه، به باشگاه، هر چند هنوزم خستگی اون سالها از تنم بیرون نرفته.
نیاز دارم به در آغوش گرفته شدن.
نیاز دارم به شلوغی، منِ این روزها
افکاری دارم که مال خودم نیستن
دردهایی دارم که هیچ وقت تجربشون نکردم
خاطراتی از زجر کشیدن دارم که واقعی نیستن
همه ی اینا مال منن و مال من نیستن
میترسم یه روز واقعی شن و یکی دیگه اشک های منو تو رویاهاش ببینه
بشم مثل هزاران نفری که هر روز میسوزن و از بین میرن ولی هیچکس نمیبینتشون،متوجهشون نمیشه.
حواسم به هیچی نیست. امروز بعد نود و بوقی رفتم آرایشگاه خانمه بهم گفت آبروی راستت داره خالی میشه از تو حواست هست بهش. گفتم نه اصلا. گفت حالا بهش فکر نکن فقط تقویتش کن. از اون ور گوشیم نوتیف میده menorrhagia ات دو هفته است که عقب افتاده داری چه غلطی میکنی؟! هوووف دارم تو اوج جوونی پرپر میشم که! تازه هنوز به نصف اون چیزهایی که میخواستم هم نرسیدم روزها استرس دارم و شب ها خواب های اضطراب آور میبینم نتیجتا نه شب آرامش دارم نه روز و نتیجه اش میشه این 
دارم می‌میرم. این زندگی چقدر سخته. هر جاشو رد می‌کنیم تموم نمیشه بعدی میاد. این دو ماه کلی بلای اشک آور سرم اومد که بازشون نمی‌کنم. الان مامانم ازم متنفره و کسی که دوستش دارم باهام قهر کرده (وقتی یک چیزی که راست بود رو بهش گفتم). تو زندگیم موندم. نمیدونم اینکه اپلای نکنم بر خلاف تقریبا همه بیچاره‌م میکنه یا نه. امتحان زبانامو که عطا کردم. اوضاع سلامتیمم جالب نیست.
هوا بارونی شد و من دیگه تموم شدم. فقط دوست دارم ساعت‌ها گریه کنم
الان دارم کتاب "خاطرات سفیر" دکتر نیلوفر شادمهری رو دارم میخونم .
معرکه است 
قشنگه
دوست داشتنیه
عالیه
.
یه گوشه ی کتاب نوشتم دوستت دارم نیلوفر خانم!
کاااااااش یه رفیق نزدیک و در دسترس اینطوری داشتم !!!!!!
.
کتاب رو یک سال و نیم پیش خریدم اما نمیدونم چرا نخوندم (یعنی میدونم چرا ولی چراش خیلی قابل قبول و محکمه پسند نیست! )
شما هم بخونیدش تا تا بعد درباره اش بنویسم !
چهار پنج روز دیگه میرم مرخصی.
نقشه های بزرگی دارم که باید روشون کار کنم.
این روزها همش به خودم میگم ۲۷ سال از روز تولدم میگذره و شاید نیاز به تولد دوباره دارم(دقیقا ۱۴ آبان ۲۶ سالگیم تموم میشه)
قبول دارم فصل بعضی کارها که گذشت ، سختی های انجام اون کار ۱۰۰ برابر میشه.اما من مررررد روزهای سخت هستم :)
نمیدونم چرا ، ولی امروز حس خیلی خوبی دارم.فقط از روزی ۱۳ ساعت کار کردن توی گرمای عسلویه خسته شدم.
خسته.
اما.
پیش به سوی آسمان.
پیوسته.
دو ماه مانده به کنکور دکتری و من همچنان بی‌خیالی طی می‌کنم و درعین حال توقع دارم آی‌پی‌ام قبول شوم. راستش حال و حوصله ندارم احساس می‌کنم با اینقدر خواندن کاری از پیش نمی‌برم پس چرا وقت بگذارم. اما واقعیت این است که حاوی بهتر از هیچی. 
در مورد روابط کمی دارم به رابطه روی می‌آورم. کمی از عزلت دربیایند.
راستش قصد دارم از ایران برویم. باید ابتدا زبانم را تقویت کنم که بدرد کنکور دکتری هم می‌خورد و بعد بدنبال رفتن باشم.
چاقی کلافه ام کرده باید ف
دارم میرم یه جایی که چندسال بود قهر بودم باهاش
امسالم نمیخواستم برم
توفیق اجباری شد
باید میرفتم
نمیدونم چی میخوام بگم و چیکار دارم
ولی دل پری ازش دارم
نمیدونم حالم خوبه یا بده
ولی نرمال نیست
من نباید تنها توی این راه میبودم
همش کنارم احساسش میکنم و‌ باهاش حرف میزنم
یعنی اونجا چی میشه؟
من موسیقی رو دوست دارم
من تمام هنر هارو از ادبیات تا تئاتر و سینما و عکاسی دوست دارم
من هم بتهوون رو دوست دارم هم راجر واترز
هم شومان و شوپن رو دوست دارم هم کوبین و کیم گوردون
من موسیقی رو دوست دارم
من پویایی رو دوست دارم
من عاشق بهتر شدنم
من پیشرفت رو دوست دارم!
من حریصِ رشد هستم!
دارم غریب و آشنا را می شمارماین خیل مشغول عزا را می شمارم هی خواب می بینم پیاده در طریقش درجاده دارم تیرها را می شمارم دل تنگ مشهد می شوم هرگاه در راه سربندهای یا رضا را می شمارم اما خدارا شکر با انگشت هایم جامانده های کربلا را می شمارم پس سعی خودرا می کنم موکب به موکب این مروه های با صفا را می شمارم باعقل نه، من با جنون بی شمارم این لشکر بی انتها را می شمارم تسبیح من این است در طیِّ طریقش هر صبح تاول های پا را می شمارم آن قدر نزدیکم به اوک
دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم
جدایی سهم دستامه که دستاتو نمیگیرم
تو این بارون تنهایی دارم میرم خداحافظ
شده این قصه تقدیرم چه دلگیرم خداحافظ
دیگه دیره دارم میرم چقدر این لحظه ها سخته
جدایی از تو کابوسه شبیه مرگه بی وقته
دارم تو ساحل چشمات دیگه آهسته گم میشم
برام جایی تو دنیا نیست تو اوج قصه گم میشم
دیگه دیره دارم میرم برام جایی تو دنیا نیست
به غیر از اشک تنهایی تو چشمم چیزی پیدا نیست
باید باور کنم بی تو شبیه مرگه تقدیرم
سکوت من پر از
گفت خیلی دوستتون دارم
گفتم خیلی یعنی چقدر 
گفت اندازه یه عشق چهارساله؛ قدر سیگار دوستتون دارم.
یاد چوپانی افتادم که به موسی گفت میخواد موهای خدا رو شونه کنه.جنس دوست داشتنش اینطور بود.
گفت حتی گاهی شبها فکر میکنم شما رو بیشتر دوست دارم یا سیگار رو.
مو قربون دارت برم ای یار جونی حالا دلوم زیبا بده وای زندگونی
بیا نکن نامهربونی خدا داده شیرین زبونی دوست دارم یار کازرونی دوست دارم یار کازرونی
حرف دلو گوش کردی و قهر کردی ای دل کار منو ای نازنین کردی تو مشکل 
بیا نکن نامهربونی خدا داده شیرین زبونی دوست دارم یار کازرونی دوست دارم یار کازرونی
متن آهنگ
تویی تویی که میتونی
منو درمونم کنی
تویی که منو میتونی
عاشقونه آرومم کنی
کم دیده دلم مثل تو ندیده دلم عجیب
حال خوشی داره که به تو رسیده دلم
این علاقه فقط واسه ماست با تو دلم رو هواس گره کور خورده دلم به چشای نازت
بی قراره دلم آروم نداره دلم تو بزن تا که دل من برقصه به سازت
نرو نمیشه تنهایی بی تو سر نمیشه آخه دلم یه بچه میشه به تو علاقه محسوس دارم
اگه پا بده چشات به این دلم راه بده یکم تو دلت بهم جا بده از اوناشم که تورو دوست دارم
نرو نمیشه
دوستان گرامی
من یه کانال تلگرام هم برا توییت پسرا دارم. مدتی بود توش ب دلایلی فعالیت نداشتم اما دوباره ب کمک بعضی بچه ها دارم رو ب راهش میکنم
اگر دوست دارین جوین شین ❤️
آی دیش هم هست:
https://t.me/Bangtan_Twitter
در ضمن اگ نظر و پیشنهاد یا انتقادی دارین دوست دارم بشنوم و اینک اگ میتونین اخبار بی تی اس رو در اختیارمون بذارین کامنت بدین تا ادمینتون کنم و بخش نیوز هم ب وب اضافه کنم ✌️✌️
نه نه من برعکس تو هدف دارم ، برنامه ریختم ، نمیخوام یه آدم وارد زندگیم کنم ُُ همه ی زخماتم برای رسیدن به هدفم رو بریزم تو چاه  منتظرم عکاسی رو تمومش کنم و زبان رو شروع کنم ، یه درس سه واحدی دارم فجیع سخت سخت یعنی پرکار واسه ی هفته ی اول اصلاح پلان مسی ِ ، هنوز اول کاری پیچیدس دارم از خستگی میمیرم ، پاهام درد می‌کنه و تاول زده و زخم شده فردا برداشت داریم و کد دلم میخواد هیچ کلاسی نباشه و فقط بخوابم
خب سوار اتوبوس شدم و منتظرم که راه بیفته از طرفی برای این و هفته ی کوفتی اونقدررر استرس دارم که میترسم همین استرس کار دستم بدهاما از یه طرف دیگه خوشحالم که دارم بر میگردم به اتاقم پیش خواهرم و کتاباماحتمالن برم کتابخونه ولی الان که تو اتوبوس نشستم حس خیلی خوبی دارم این سفر های شبانه رو دوست دارم پر از سکوت پر از رمز و راز.اینا اولین تجربه های من از تنها سفر کردن هستند.امیدوارم فقط این دو هفته فرجه ها و امتحاناتم تا بیست و سه دی به خی
دو روز است چیز خاصی برای گفتن ندارم. یاد چیزی نمیفتم که بنویسم. فقط به ماه های پیش رو فکر می کنم و راهی که در پیش دارم. دیشب هم یک نقد درد دلانه ای نوشته بودم که پیشنویسش کردم حالا دوباره انتشارش می دهم.
دلم شور و هیجان می خواهد. مدت هاست با این کنسول های بازی خانگی بازی نکرده ایم. آخرین بار به جز کامپیوتر، سِگا بود. گاهی فکر می کنم چقدر همان ها هم خوب بودند. دوست دارم باز هم با دسته های آتاری بازی کنم. در بازی دوست دارم بیشتر ببرم، کم تر ببازم. دوس
فصل مورد علاقه شما چیست ؟شاید اگر سوال بالا رو از من در سنین طفولیت و نو جوانی میپرسیدید قطع به یقین میگفتم تابستون !
چون هم مدرسه ها تعطیل بود ، هم فراغ بال تو کوچه ها بازی میکردیم حتی تا ساعت 8:30 شب (چون تابستون دیر شب میشه و هوا دیر تاریک میشه ) و
و حتی اگر کسی حس تنفرش نسبت به تابستون اعلام میکرد باهاش مخالفت میکردم .
اما الان به شدت عاشق پاییزم . 
+اون هوای ملایمشو دوس دارم !
+اون حس مدرسه رو دوس دارم . (همون بوی ماه مهر معروف )
+زردی فصلشو دوس دا
ادم های زیادی هستند که بسیار دوستم دارند
ادم های زیادی هستند که دوستم دارند
ادم های زیادی هستند که از من بدشون که نه، فقط خوششون نمی آید
ادم های زیادی هستند که بسیار دوستشان دارم
ادم های زیادی هستند که دوستشان دارم
ادم های زیادی هستند که حسی بهشون ندارم
تا به حال نسبت به هیچ کس حس تنفر نداشته ام
 فقط نسبت به بعضی که لایق دوست داشتن نیستند حسی ندارم
مگرنه من آن پیرمرد عطار که همیشه کتاب حافظ دستش هست با آن عینک ته استکانی را از صمیم قلب دوست دا
سلام 
نبودم .البته بودم بعضی وقتا ی سر میزدم اما ن زیاد ی سری مشکلات دارم فعلن ک باعث شده ذهنم بد درگیر باشه و بخاطر همون مشکلات درس خوندن رو ول کردم و واقعا نمیتونم بخونم و کنکورم امسال شاید ندم و سال بعد بدم .بیخیال این چیزا 
امروز اجی ارام ی پست گذاشته بود واسم خیلی جالب 
مرسی ک هستی اجی ارام ❤❤❤❤واست ارزوی بهترین هارو دارم
کلی ستاره روشن دارم 'بالای صد تا .
واسم دعا کنید 
ی کاری رو شروع کردم ک خودمم میدونم بده و دارم لج بازی میکنم با خ
+ اوضاع خوب میگذره؟
_ آره میگذرهدارم میجنگمزندگی لذت بخش شدهبا اینکه همه همونن و چیزی عوض نشده ولی خودم عوض شدم و دارم میشماحساس میکنم تو یه مزرعه آفت زده گندم دارم رشد میکنم چون فهمیدم یه بار زندگی میکنم و باید تاثیرمو رو دنیا بذارمامشبم بارون قطره هارو دارم رو برگم حس میکنم
+ حال خونم ته  کشیده بودحال مختصرت تزریق شد بم
_ چرا من باید این چیزارو امشب بت میگفتم نمیدونم ولی حتما یه چیزی هسیه قدرتی وجود دارهخوب باش همیشه دخترک
+ مرسی فضانورد ک
+ اوضاع خوب میگذره؟
_ آره میگذرهدارم میجنگمزندگی لذت بخش شدهبا اینکه همه همونن و چیزی عوض نشده ولی خودم عوض شدم و دارم میشماحساس میکنم تو یه مزرعه آفت زده گندم دارم رشد میکنم چون فهمیدم یه بار زندگی میکنم و باید تاثیرمو رو دنیا بذارمامشبم بارون قطره هارو دارم رو برگم حس میکنم
+ حال خونم ته  کشیده بودحال مختصرت تزریق شد بم
_ چرا من باید این چیزارو امشب بت میگفتم نمیدونم ولی حتما یه چیزی هسیه قدرتی وجود دارهخوب باش همیشه دخترک
+ مرسی فضانورد ک
قلبی دارم از جنس سنگ که چند صباحی است به نفس افتاده ، مثل جوجه ای که در سرمای زمستان متولد شده و مادر را در اغوش نگرفته ، صدایی دارم ، سنگین تر از ترافیک های این شهر ، انقدر سنگین که گاهی بر گلویم اضافی میکند،حتی چشمانی دارم ، پر از حرف که اگر گوش خود را به چشمانم دهید کر میشوید، در میان این بازار شلوغ دلی دارم پر از درد که گاهی سنگینی میکند بر وجود خسته ام .
حرف های ناگفته ای دارم ، گوش خود را به چشم من دهید .
 
* اگر تو یه شرایطی باشید که نه می
برای اولین بار تو طول زندگیم یه اتفاق خفن و غیر منتظره افتاد!
بووممم. بالاخره موفق شدم تابستون رو بترم 
البته تردن نه به اون معنا که هر روز گردش و مسافرت و مهمونی باشم، نه. همین که دارم از روزام استفاده میکنم و کارایی که دوست دارم رو میکنم خوشحالم میکنه که مثل تابستون سالای پیش الکی وقتمو هدر نمیدم.
و خب این بخاطر دوستای خوبیه که دارم، که خواسته و ناخواسته بهم انگیزه میدن
 پنجشنبه وقت مشاوره دارم جلسه قبل رو کنسل کردم این جلسه رو کنسل کنم خیلی ضایعس. دفترش اون سر شهره و ساعت برگشتم میخوره به هشت و نه.یه مسیر یک ساعت و نیمه هم مترو سواری دارم. الان از نظر روحی داغونم. به این جلسه بعد از یک ماه و نیم نیاز دارم ولی اگه اوضاع شلوغ باشه میترسم که این راه رو برم و برگردم شما جای من باشید چیکار میکنید؟ من خیلی ترسوام
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز. پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا باید چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز. پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا باید چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
دانلود آهنگ رضا بهرام لبخند بزن
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * لبخند بزن * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , رضا بهرام باشید.
 
دانلود آهنگ رضا بهرام به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Reza Bahram called Labkhand Bezan With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه رضا بهرام به نام لبخند بزن
دلبر جانم بی اجازه قلب ما بردی کجا بردیای عشق جانم هر نفس را بی هوا بردی کجا بردیبی منت تورا دوس دارم بی علت تورا
شدیدن همه فکر و ذکرم رو مشغول خودش کرده. بیش از اندازه دارم بهش امید میبندم و بهش فکر میکنم، جوری ک اگ نشه احساس شکست بدی خاهم کرد! پروانه های زیادی رو توی دلم حس میکنم وقتی ک ب خودش و یا حتی نشدنش فکر میکنم. چی شد ک تبدیل شد ب یکی از علایق مهم من؟ چی شد ک فکرش افتاد توی سرم؟ اگ نشه عایا میتونم ب چیزی ک دارم راضی باشم؟
نمیدونم!
ولی میدونم ک ب نظرم لیاقتشو دارم. این همه خدا لطف کرد، این یکبارم روش! :)
لطفن شدید و خعلی زیاد برام دعا کنین!
امروز کلا دوست داشتم فقط راه بروم و چیزی ننویسم ولی آخرش نتونستم و الان پشت لپ تاب دارم می نویسم.
نوشتن یه جورایی اعتیاد میاره و انگار یه چیزی کم دارم وقتی نمی نویسم.
انگار اونایی که مطلبت را می خونند و نظر می دهند می شوند دوستهای عزیزت. باهاشون ارتباط می گیری و .
 
من همه شما را دوست دارم
سلام
نزدیک یک سال است که دیگه دستم به نوشتن های همیشگی ام نمیره
نوشته هایی که خواننده رو برآشفته کنه و تحسینم کنه
دارم بی تعارف مینویسم
سردرد ها داره نگرانم میکنه
شبها دوست دارم نفس های عمیق بکشم وبه مسائل عمیق تر فکر کنم
به آینده
به گذشته
به خودم و به زندگیم
راستش ایتجوری نمیشه
فردا باید زیارت شهدای گمنام برم
زیارت لازمم
خدا من خیلی بهت نیاز دارم
روز به روز دارم آدم بدتری میشم 
دارم حسش میکنم قشنگ 
مثلا اگه توی چند واژه بخوام تعریفی از خودم داشته باشم باید بگم 
مثل همین هندزفری سفید سامسونگ که یه عالمه پیچ خورده و دیگه سفید نیست و کنار من افتاده . همین شکلی .
توی روابطم با آدم ها مشکل دارم و فکر میکنم اگر حذفشون کنم همه چی حل میشه . احساس میکنم تمام این ۲۱ سال هیچ چیزی رو متوجه نشدم به واقع . هیچی نفهمیدم و این دردناکه 
خیلی وقته اینجا نیومدم،ـ
اینجا رو خیلی دوست دارم، گذر زندگیم اینجاست،ـ
دلم میخواد بازم زیاد بیام اینجا،ـ
الان ی پسر خیلی خوشگل به اسم ماهان دارم ک همه دنیای منه، الان میفهمم عشق چیه، دلم میخواد بخورمش هرلحظه،
وقتی دمر میشه یا اولین بار ک بو گفت براموم دلمون میخواست بمیریم از خوشحالی
تورا دوست دارم بهتر از جانم
تورا دوست دارم ای همه هستی وجودم
تورا در این شلوغی بی هیایو دوست دارم
همه هستی من
عشق مهربون من
تو خانمی کن 
تو صبوری کن
میدانم در این شلوغیِ
دوستت دارم گفتن های بی حساب و کتاب
سخت است بکر ماندن
تو اما بمان پای دوست داشتنم مثل نسل مادرانمان
قول میدهم به تمام وعده هایم جامه عمل بپوشانم.
 
 
اینرو برای دوستام فرستادم و میگم منم امشب!الان در حالی که نزدیک ۱۲ شبه ،فردا از صب دو تا امتحان ۳ واحدی دارم که برای هیچ کودوم انچنان نخوندم،استرس دارم و ارومم همزمان،میدونم نور تلاشش رو داره میکنه،خدا روشکر میکنم برای آهنگ هایی که دارم و ارومم دارن میکنن،قرار فردا با دوستم رو نمیدونم کنسل کنم یا نه ،فقط میدونم این چند روز بقدری خسته شدم که نیاز به یه استراحت خیلی بزرگ دارم خیلی خیلی بزرگ.
 
 
سرافرازم نمودی وزتو ممنونم ای یارمکه بامن همرهی وبا تو افتاده سر وکارمنه از دنیاشکایت دارم ونی شکوه از غمهاوخوشحالم که تو هستی ومن تنها ترا دارممدد کن باز هم باشم کنار تو  اگر دارملیاقت که تو باشی یاور ویار و مددکارمزغم ،مهجوری و دوری به دورم، ای عزیز جانبه دور تو بگردم من به گردت همچو پرگارمچو هستی سخت خوشنودم که هر لحظهبه هر لحظه، تویی آن نازنین دلبند دلدارمبه کویت جان سپارم من ،زعشقت بی قرارم منفقط این جمله را گویم، عزیزم دوستت دارمهمی
تو یه خدای دست یافتنی هستی برای من
جمعه شب که دستات به صورت تب دارم خورد.که هول هولکی ترین سوپ دنیا رو درست کردی. 
تو آخرین رشته اتصال من و مذهبی . من تو رو خدای تو رو دوست دارم. تو رو خدا قاطی حرفهای دیگران نشو و خدای من بمون. گفتم هیچ کاری نکن. گفت پس به چه درد تو میخورم؟ گفتم: تو فقط باش همه ی دردهام درمون میشه. 
من به تو مومنم و ایمانم همه ی داراییم هست. به ایمانی که بهت دارم رحم کن و نگذار با خودم بگم به درد پرستیدن نمیخورد و درباره ش اشتباه کر
سلام
من نمیدونم چرا خدا با من این کار را می کنه؟
مدت ها بود دلم میخواست ارتقا شغلی بگیرم. هم از نظر مالی نیاز دارم و هم دوست دارم دیگه از کارشناسی بیام بیرون.
الان بهم یه سمت ریاست پیشنهاد شده که اصلا به زمینه کاری و علاقه من ارتباطی نداره. یه چیزی شبیه تلفن چی و هم اینکه مجبور میشم برم جای کسی کار کنم که با من دوست صمیمی هست و من نمیخوام برم جای اون.
 
نمیدونم خدا واقعا با من چکار میکنه؟
چرا اون چیزی که دوست دارم را بهم نمیده؟
 
 
دوست دارم در جمع باشم.دوست دارم در تمام این جمع ها باشم.دوست دارم که دوست هایی داشته باشم و تنها نباشم.
تلاش می کنم.تلاش می کنم و باز هم تلاش می کنم.
در نهایت روزی موفق می شم.روزی مثل این ها می شم و در اون روز من تنها کسیم که می دونم متفاوتم.
من ازغم عشق تو وین  حال دگردارمعشق است وفراق تو من شوربه سردارمرفتی وبه هجرتو می سوزم ومی سازملیکن زفراق تواشکی به بصر دارمیکتا گهر نازم من دل به تو می بازمیک مرحمتی جانا چون دیده تردارممن درطلبت حیران گمگشته وسرگردانرفتی وبه راه تو من دیده به در دارمازغصه هجرانت پشتم زجفا خم شدضمنا تو بیا بنگر دستان به کمردارمشش گوشه شده قلبم ازغربت هجرانتای جان توبیا بنگر شش گوشه جگردارمروزم شب تاریک است ای مه تودرآ ازابرحالا که دراین ظلمت من میل سحردا
تقریبا شدم کارمند.
یک سری کارهای پایه ثابت
دلم خوشه که این کار کارمندی اگر رشدی رو داشته باشه واسه کس دیگه نیست، برای خودمه
سعی میکنم خودمو نجات بدم
سعی میکنم آزاد باشم
عادیِ البته
اولاش باید اینجوری باشه
اشتباه من، اشتباه محاسباتی بود
که فکر میکردم اولش یعنی سال اول
اولش یعنی تا وقتی که "من" بتونم این مجموعه رو از "خودم" بی نیاز کنم
من نه علمش رو دارم
نه تجربه اش رو
علمش رو دارم مطالعه میکنم تا یاد بگیرم
تجربه اش رو دارم زندگیم رو صرف (یا حروم
سلام
امروز سردردم بهتر شده
چند ساعتی با دوستم بیرون بودم
راستشو بخواید لذتی نمی برم منتهی چون حواسم رو پرت میکنه دوس دارم
نمیدونم شایدم اشتباهه
در درون و تفکر خودم دارم تغییرات و تفکراتی حس میکنم 
چیزهایی که باعث پیشرفتم میشه
به دعای تک تک شماهایی که شابد این مطالبم رو میخونی نیاز دارم
زندگیم عجیب به یک اتفاق خوب نیاز دارد
کاش میشد برم مشهد
بیخیال
میخوابم
خدا نگاهم میکنی؟؟
شب بخیر
دارم یه کتابی می‌خونم که اووووَه صفحه داره. الان فک کنم پونصد شیشصد صفحه‌شو خوندم و می‌تونم داستانشو تو یه صفحه خلاصه کنم و این باعث میشه چند دقیقه بعد از بستن کتاب به این فکر کنم که "آیا دارم وقتمو هدر میدم؟" اما در لحظه‌ای که دارم می‌خونمش جواب این سوال اصلا بله نیست. توصیفاتش از روحیات و نیات و حالات آدم‌ها درگیرم می‌کنه و انگار دارم با آدم‌های جدیدی تعامل می‌کنم. به نظرتون کدوم احساس واقعی و مهمه؟ موقع خوندن یا بعدا موقع تحلیل؟
امیر، از اون دسته پسرهای کم سنِ به شدت جذابه - حداقل برای من -. از اون دسته پسرهایی که چخوف و هدایت می خونند با صدای دورگه و خسته، و امان از صداش، امان. تا نیمه شب، می شه باهاش درباره ی شعر و کتاب و س.کس حرف زد، بدون ذره ایی حس بد. می تونی درباره ی هر اتفاقی باهاش صحبت کنی، بدون این که قضاوتت کنه، شماتت کنه و کلاغِ یک کلاغ و چهل کلاغ بشه. دوستش دارم، موهای پریشون و حلقه حلقه ی خرماییش رو دوست دارم، از این که سایزها و سانتی مترها از من بزرگ تره و حس غر
.من دارم ناپدید میشم. دارم عقلمو از دست میدم. دارم ذوب میشم. دارم از بین میرم. میدونم. من . من دیگه نمیدونم چجوری باید قوی باشم. چجوری باید تصور خوبی ک بقیه دارن ازمو حفظ کنم. تلاشم بی فایدس. من جسمم اینجاس اما روحم جای دیگه ایه یه جایی ک خودمم نمیدونم کجاس.ی وقتایی ب اتفاقایی ک هرروز میوفته فک میکنم و unreal unreal unreal. توقعتو از ادما بیار پایین. از خودت. بیار پایین توقعتو. ول کن. ب درگ که هیچی پرفکت نیست. خب نیست. اگه پرفکت بود همه چی شاید بی معناتر میشد.
بچه ها شاید مشاورم رو عوض کنم.
این کامی دیگه داره یه جوری میشه 
دو روزه رفتم تو فکرش
مث کسخول ها دارم همه جا تصورش میکنم.
دارم خل میشم. 
میخوام برم یه مشاور خانوم بگیرم.
کامی خیلی بچه خوبیه.
ولی حس میکنم دارم وابسته میشم.
خودشم به بهانه درس و اینا و پیشرفتی که داشتیم جلسات مون رو کرده دیر به دیر.
آقا دوست دارم به عنوان بهترین دوست با هم باشیم ولی نمیخوام دوستش داشته باشم.
چون همه پسرها یه لاشی درون دارن که اصلا قابل اعتماد نیس مخصوصا اگه سن شون با
گاهی بین 200مخاطب،2تاشون با اینکه بی نام نظر ثبت میکنن ،با اینکه نمیدونم کی ان اسمشون چیه،اما با همراهی و هم صحبتی و راهنمایی و گفتن تجربه هاشون،چناااان انرژی میدن بهم، که با خودم میگم؛
چقققدر خوبه این خونه رو دارم:) چقدر خوبه این دنیارو دارم:)چقققدر خوبه که شماهارو دارم.
مخاطب خوبه ِِ وبم،میخوام بگم،مسی هسی:) 
این پست ویژه، جهت تشکر از وجودتونِ
بازی آسوده باش، راحت باش، دوستت دارم
آنچه تحقیقات درباره بازی آسوده باش، راحت باش، دوستت دارم می گوید
بازی آسوده باش، راحت باش، دوستت دارم، هر چه یک طفل را بیشتر بغل کنند، نوازش کنند و در آغوش بگیرند، وقتی که بزرگتر شد، احساس امنیت و استقلال بیشتری خواهد کرد.
این بازی رابطه میان شما و کودکتان را کسترش می دهد.برای مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک زیر کلیک نمایید
بازی آسوده باش، راحت باش، دوستت دارم
چند وقتیه که به علم داده یا دیتا ساینس علاقه‌مند شدم. علت این علاقه هم بخاطر کارهای مربوط به پایان‌مه‌ام بود. داده‌های زیادی در اختیار دارم که باید به اشکال مختلفی از دلشون اطلاعات بیرون بکشم. جالبیش اینجاست که تقریبا هیچی در این مورد نمی‌دونستم. این شد که مجبور شدم وارد دنیای علم داده بشم. این دنیا برای من کاملا ناشناخته بوده و هست و دارم کم کم دارم یه چیزایی یاد می‌گیرم. تو این پست قصد دارم تجربه‌ام از شروع کار با نرم‌افزار RapidMiner رو به
دانلود آهنگ علی بهراد دوست دارم | کیفیت عالی
ترانه جدید و زیبای بنام دوست دارم با صدای علی بهراد از رسانه جاز موزیک
Exclusive Song: Ali Behrad | Dooset Daram With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ علی بهراد دوست دارم
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نمیدونی چقد تو دل من آشوبه
برات نمیدونی دلم چجوری میکوبه براتنمیدونی چه احساسی دارم ♬♫♪داره میره دلم واسه ی خندیدن ♬♫♪
تو داره میره دلم واسه ی کم دیدن تو ♬♫♪نمیدونی چقد بی قرارم نمیدونی چه حسی به تو دارمکاش الان بودی باز
داریم کم کم یکی میشیم❤این روزا با تموم سختیاش با وجود او❤ راحت میگذرن. بهم میگه تا تو کنارمی خم به ابرو نمیاد. بهش میگم تو رو دارم مثل کوه میمونی واسم! با همه سختیای زندگیم میجنگم شکستشون میدم. واقعا هم همینطوره
دیگه حس نمی کنم یه ادم دیگست. دیگه حس نمی کنم جداست! باهام امیخته شده. جزئی از خودم میدونمش. همیشه وجودشو دارم چون اون خود منه❤
بیشتر از اونی که حس میکردم دوستش دارم. چند وقت پیش فکر میکردم ادم بیشتر از این نمیتونه کسی رو دوست داشته باش
لبم ۵ تا تبخال ردیفی کنار هم‌ زده 
دو روزه تو حالت تزریق ژل لب ، سوزن سوزن میشه .‌.‌
یه داستان غمگین تو اینستا خوندم بچهه مرد .اشکم دم مشکمه
از شما چ پنهون تازگی ها به بچه دار شدن در آینده هم فکر می کنم 
به این که یه سفید معمولی میشه مث من یا یه بور بلند بالا مث بنی 
حتی به اسمش 
به اینکه چقدر حرف دارم براش.
دوست دارم دختر باشه از جنس خودم 
نمی خوام پزشک مهندس بشه تا دیپلم بخونه دوسش دارم فقط یاد بگیره شاد شاد زندگی کنه.البته میدونم به من و بنی
بچه ها
 
long story short
 
من نگران دوستمم.
 
دوستم اینجا رو میخونه و خودشم میدونه که الان دارم درباره اون صحبت میکنم.
 
من دو تا مریضی دارم و دارم باهاشون واقعنی میجنگم. یعنی حال خودمم خیلی خوش نیست.
 
ولی آدمم. و احساس دارم و عاطفه دارم و نمیخوامم اینها رو تو خودم بکشم.
 
نگران دوستمم.
 
دوستم هم لاغر شده (درسته که ریشش و سیبیلش رو زده) هم خیلیییییییی پیر شده.
 
شبیه پنجاه ساله ها شده.
 
هم رنگ و روش پریده.
 
انگار بیست تا بچه شو فرستاده دانشگاه.
اینقدر پ
دوست دارم در جمع باشم.دوست دارم در تمام این جمع‌ها باشم.دوست دارم که دوست‌هایی داشته باشم و تنها نباشم.
تلاش می کنم.تلاش می کنم و باز هم تلاش می کنم.
در نهایت روزی موفق خواهم شد.روزی مثل این‌ها می شوم و در آن روز من تنها کسی خواهم بود که می‌دانم رنگم اینجا ناشناخته‌ست.
گفتنی‌هایم بسیارند. خسته‌ام. نیاز به نوشتن دارم. ولی بیشتر از نوشتن، نیاز به استراحت کردن و حمام گرم دارم. نیاز دارم خودم و همه‌ی لباس‌هایم را بشویم تا بوی سگ و موهای چسبیده به لباس‌هایم را فراموش کنم. آنفولانزا گرفته‌ام و آمده‌ام خانه‌ی مادرم. مادربزرگم را با اورژانس به بیمارستان بردند و همین کافی بود تا اضطراب بخواهد مرا قیمه قیمه کند. خوشبختانه حالش بهتر است.
عطش حرف زدن دارم. چرا با من حرف نمیزنید؟
عجیبه اما دوست دارم برم توی وبلاگ قبلیم بنویسم. با تعداد دنبال کننده 3 و نیم برابری. دوست دارم پستی که هفته پیش نوشتم اما منتشرش نکردم رو کامل کنم و بذارمش. 
الان این حال که نمیدونم چه مرگمه و یه جور غمگینی م به خاطر چیه؟ به خاطر اینکه امروز خیلی روز خوب و جالبی بود؟ یا چون فکر میکنم کاملا باید خودم رو سرزنش کنم که انقدر منفعلانه وبلاگ ها رو دنبال میکنم؟ چمه واقعا؟ چرا دارم زندگی رو سخت میکنم؟
و بذار بگم.
متاسفانه هنوز چسناله می‌کنم و همچون یک کودک انتظار دارم که مورد توجه آدم‌ها باشم. ولی واقعا من چه مرگم هست؟! چه ویژگی‌های مزخرفی دارم که باعث می‌شود مثل سایر آدم‌‌ها دوست‌داشتنی نباشم؟! چرا همیشه پست‌ها و عکس‌های دیگران پر از کامنت است؟ چرا توییت‌های دیگران مورد توجه قرار می‌گیرد؟ چرا وقتی استوری می‌گذارم که کی میاد بریم پیاده‌روی؟» نهایتا یک نفر است که می‌آید؟ چرا من مثل بقیه نیستم؟ من کجای راه را اشتباه رفته‌ام؟ کدام بخش از اخ
خب خب خب
امروز واسه من تا همینجا بود
به 00:00نرسیدم
دارم لباس میپوشم برم پیاده تا خونه ی م_ز اینا و بعید میدونم شب که برگردم دوباره مشغول شم
امروز تقریبا خوب بود از یک تا ده از خودم 4 تا رضایت دارم
حالا تازه خیلی اولشه خب، راه میوفتم به زودی
از کار بد امروزم براتون بگم؟ قاشق استیل کردم تو ماهیتابه ی تفلون
 
آیی راستی تا یادم نرفته:به خوراک لوبیاهاتون گلپر بزنید، تومنی یه میلیون میره رو نرخش
 
خودمون کم بدبختی داریم، این هوام روز به روز  دلبرتر می
وقتی حوصله هیچکس را ندارم، با خودم درباره تمام داشته هایم حرف میزنم. 
من خیلی استعدادها دارم که باید به خاطرش خدا را شکر کنم. خیلی امکانات دارم که باید قدر آنها را بدانم. 
گاهی ناشکر میشوم.
من تا اینجای کار خیلی خوب پیش آمده ام. خیلی خوب از پس همه چیز برآمده ام. 
فقط احساس تنهایی میکنم. تنهایی سمجی که هرلحظه با من است و تا مغز استخوانم را به درد می آورد. 
+امروز رفتم دانشگاه. فقط من آمده بودم و یکی دیگر. نمیدانید چه حال خوشی دارم که او را دیدم. خد
فردا امتحان علوم دارم
یکی از سخت ترین امتحانای دنیا اونم برای منی که هیچ وقت نتونستم معنی چیزایی که دارم میخونم رو بفهمم:/
ساعت ۱ شبه و من هنوز دو فصل دارم که نخوندمشون:))
زندگی قشنگیه نه؟
خیلی دوست دارم به دیروز برگردم و یکی بزنم پس سر خودم و بگم ‌"گمشو برو پای درسات"
ولی خب نمیشه-_-
الان دلم میخواد تو تخت گرمم دراز بکشم و کل این زندگی رو به تخمام دایورت کنم و خیلی راحت بخوابم
حتی گفتنشم باعث میشه بخوام از خوشحالی اشک بریزم~
ولی اینم نمیشه
نت
 
متن آهنگ علی لهراسبی بنام تو رو دارم
از قبل تو برخورد هات فهمیدم آینده دارم باهات
تو اومدی که با تو ثابت شه هیچکی بعد تو نمیتونه دیگه بیاد جات
انقدر حرف دارم که براش تو قلبم حتی جا ندارم
خیلیه یه آدم اینجوری بتونه بگه تو انتخابم اشتباه ندارم
من خیلی خوشبختم که تو رو دارم سر کن با عشقم تنها نزارم
خوشبختی یعنی که تو آرزومی هر وقت بخوامت همیشه پیشمونی
من ترس از دست دادن ندارم خیال دل پس دادن ندارم
محاله وقتی از خدا یه چیزی میخوام نگفته باشم اسم
امروز نهم آذر ماه 
و من بی حال و درگیر با خودم 
دیروزم با فیلم دیدن گذشت بدون لذت بدون هیجان 
جمعه این هفته امتحان دارم 
یک هفته کامل برای درس خوندن از دست دادم 
چند روز وقت دارم برای خوندن نه البته نمره اوردن زمان کمی است 
# احساس افسردگی دارم از چند ماه پیش تا الان 
قصد رفتن پیش یک روانپزشک را کرده ام 
#از این حالت زارم بیرون بیایم 
#خودم را فراموش کرده ام 
#برای چه کسی همه ی زندگیت را به آشوب زدی؟
کجاست؟ حواسش هست؟
 
خواستم صفحه رو ببندم که دیدم هنوز حرف دارم
با اینکه ساعت 10 تا 5 عصر کارگاه دارم و باید برای یادگیری تفکیک و سر حال باشم تا هم چیزی که خیلی دوستش دارم (gis) و خیلی برای آینده کاری بهش نیاز دارم رو یاد بگیرم ولی طبق عادت هر روز تا نه خوابم نمیبره و احتمالا باید از تمام قوای جسمی و فکری استفاده کنم تا سر پا وایستم
و حالا که دارم فکر می کنم میبینم امشب هم شبی نیست که بشه ازش گذشت و خوابید و اوج فاجعه رو تو دورهمی کارگاه مانندی میبینم که به اصرار خودم
متن آهنگ بهنام بانی تویی انتخابم
یه جوری جورم با دلت دیگه من و تو نداره
همش هواتو میکنه این دلی که بی قراره
بخند عزیزم تو فقط آخه زندگی یه باره
خودم کنارت میمونم بیخیال کل دنیا
نه دیگه فکرشم نکن بیا تا بریم از اینجا
بریم یه جایی که فقط من و تو باشیم و دریا
دوست دارم دوست دارم با چه زبونی بهت بگم
بگم که عاشق شدم نکنی جوابم
دوست دارم دوست دارم تموم دنیا هم بیان تویی انتخابم آره تویی انتخابم
خودتو نگیری واسمو یه کاری نکنی برمو چشات میگیره آدمو تا
دارم جنگیدن رو شروع می کنم یه صدا می گه نوبت توئه بلند شو تو الان باید این مشعل رو بدستت بگیری تا دنیا رو روشن کنی حتی اگه روشنایی یش به اندازه ی نور شمع باشه 
 
دارم می فهمم چه مزه یی داره اگه همه با هم برابر بودیم اگه همه انسان بودیم 
 
کاش می تونستم بگم چه احساسی دارم کاش می شد باهاتون تقسیمش می کردم من دارم جنگیدن برای زندگی رو شروع می کنم قلبم می خواد پرواز کنه بره دیگه برنگرده اونجایی که دارم می بینمش 
 
مثل گفتن شعره 
 
می تونم ازت یه خواه
 
به سر سربند یازهرا به دستم بیرق سقا به لب ذکر دعا دارمبه خون دل رفیقانم رهاگشتند وحیرانم هوای کربلا دارمگریه کن عزای تو دل گشته مبتلای توآقای غیرت وادب دلها همه فدای توارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین (2)دل سردم به خون خفته غم عشق ترا گفته ببین از دیده خون بارمشکسته بال و پر ماندم غم عشق ترا خواندم هوای کربلا دارمدلتنگ روضه هات منم عمریه مبتلات منمکاشکی بگن که اربعین راهی کربلا منمارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین (2)دل
حتی خودمم نمیدونم دارم با خودمو و اینده ام چکار میکنم .انگار که خودم نیستمدور شدم از خودم از هدفم از عشقم و از علاقه هام .تنها چیزی که دارم میبینم اینه ک دارم دیوانه وار خرید میکنم .من شدم ادمی که نباید .سردمه انقدر سرد که ذهن و روح و جسمم همشون یخ زدن . سرماش انقدر زیاده ک حتی گاهی با سوزش استخونهام به خودم میام .نمیزارم اینجور بمونه از همین امروز تلاش میکنم و دوباره اونی میشم که باید .
بلههه البته من دارم با تاخیر مینویسم امااا قبووول شدمممم دانشگاهبگو کجا ؟؟همون شهری که عااشقشمدانشگاه گیلان رشت روزانه بیوشیمی دانشگاه آزادم همین رشته ی گوگولی علوم تحقیقات تهرانبا این شرایط داروها و نوسانات روحی و جسمی به نظر خودم عالیه و من خدا رو شکر می کنم میدونم که دارم وارد مرحله بزرگی از زندگیم میشم باید سخخخخت تلاش کنم تا به هدف نهاییم برسمتنها استرسم اینه که بتونم پایان نامم رو با استاد عزیزم بر دارم همین.حالاقراره ۲۶ ب
یع دقدرچع دارم ذهنیاتم رو توش مینویسم .چن روز پیش بابام برگشتع میگع ذهنیاتت خوبع وعز فلان حرفت خوشم اومد.فک میکردم تو خونع امنیت و ازادی داریم من چ میدونستم بابام میرع طبقع پایین میشینع پشت میزم و دفدچع مو عز اول تا عاخر میخووونع.
شاااید باورتون نشع ولی وقتی فهمیدم مستقیم رفدم سروق دفدرچع چی نوشتمم و ننوشتم.شکر خدا  هنورز زندم
 
#یع فکر کاری دارم ک فقد باید عز پس این کنکور بربیام  باید عملیش کنم.فقد نیاز ب کمک چن تا بچع ها دارم ک تو ذهنمن
این روزها سرم از فشار فکر "کارهایی که باید بکنم ولی براشون وقت نمیذارم""کارهایی نباید انجام بدم ولی دارم براشون وقت میذارم""کارهایی که دوس دارم انجام بدم ولی عقلم میگه الان وقتش نیست"خیلی خیلی سنگین شده.
و زیر پا گذاشتن چهارچوب هام باعث شده هربار خودم از خودم ضربه بخورم و اون آدمی که دوست ندارم باشم داره به آدمی که دوست دارم باشم پوزخند میزنه.
این چند روز با خودم کنار اومدم و دارم آدمهایی که یه جور رابطه‌ی عاطفی س ک سی باهاشون داشتم رو کنار می‌گذارم. اینجور هم احساس قوی بودن دارم، چون منم که کنار می‌گذارم نه اینکه کنار گذاشته بشم، و هم احساس سبکی. دور و برم رو دارم خلوت می‌کنم و شروع کردم به تست زدن تا حداقلی که می‌تونم رو توی این یک ماه و خورده‌ای برای خودم باشم و تلاش کنم. میم حالش خوب نبود اما بهتره. من خوبم. مادرجون حالش خوب نیست و این در حال حاضر تمام غ.
بگذریم می‌دونم ح می
هی فشار پشت فشار، گریه و درس و دوری، دلم میخواست وسط همه ی اینا تو بودی، تو بودی تا به جای این بالشو پتو سرمو بذارم رو بازوتو تو بغلت اروم بگیرم، دلم میخواست تو بودی وسط همه این شلوغیا، وسط بود و نبود ادما، تو بودی که صبح چشمام رو به تو باز شه نه دیوار زرد بی روح، دلم میخواست تو بودی و بغلم میکردی دستتو میبردی لای موهام و میذاشتی تو بغلت اروم بگیرم تو بغلت گریه کنم حتی شده بمیرمدلم میخواد باز بهم بگی دوستم داری بهم بگی خواستن تو چشماتو الکی نمی
ولی یکی دیگه از دلایلی که دوست دارم نقاشی کنم اینه که من با کلمات نمیتونم سر و کله بزنم
همیشه یه چیز تو ذهنمه و یه چیز دیگه از دهنم میاد بیرون و یا اصلا نمیتونم چیزی بگم و نوشتنمم خوب نیست. نمیتونم یه جمله ی درست و حسابی بسازم.
دوست دارم بتونم احساسات و حرفامو بکشم، رو کاغذ بیارم، رنگ بپاشم روشون
دوست دارم بتونم حالت های بدن و چهره رو خوب دربیارم تا به بقیه بفهمونم من( یا اون کاراکتره) چه احساسی داره
میخوام یه منظره رو اونقدر خوب بکشم که بتونم ا
این روزها سرم از فشار فکر "کارهایی که باید بکنم ولی براشون وقت نمیذارم""کارهایی نباید انجام بدم ولی دارم براشون وقت میذارم""کارهایی که دوس دارم انجام بدم ولی عقلم میگه الان وقتش نیست"خیلی خیلی سنگین شده.
و زیر پا گذاشتن چهارچوب هام باعث شده هربار خودم از خودم ضربه بخورم و اون آدمی که دوست ندارم باشم داره به آدمی که دوست دارم باشم پوزخند میزنه.
درد دارد توی تنم می‌پیچد. نیاز دارم که دردمند باشم. من با این احساس زنده ام و یا به این احساس نیازمندم. روزها و شب‌ها از پی هم می‌آیند. روزگار دارد از طریق میم همه‌ی وجودم را توی صورتم می‌پاشد. 
از خودم خسته‌ام، تاب خودم را ندارم و تحمل به دوش کشیدن کثافت درونم بسم بود دیگر چه نیاز بود اینجوری توی صورتم بخورد.
دارم می‌فهمم که زندگی از من بازیگر می‌خواهد، صادق باشم کثافتم و کثافت باشم به من باز می‌گردد این من. دارم بالغ می‌شوم، دارم فکر می
هو
از نظر روحی نیاز دارم چند روزی موبایلم را خاموش کنم، و بی خبر بروم جایی که هیچکس فکرش را هم نکند. بروم با خودم سنگ وا کنم، بروم برای آدم های زندگی ام دلتنگ شوم، که قدرشان را بیشتر بدانم. بروم از هیاهوی درس و بحث و کار جدا شوم، بروم خلوت کنم، یک نفری با خودم، با کتاب هایم، با روز های دور مجردی ام. نیاز دارم از این چیزی که هستم فاصله بگیرم. می خواهم لپ تاپ را بزنم زیر بغلم، و هر روز بروم یک گوشه در کتابخانه ی خلوتی بنشینم و ساعت ها بنویسم. نیاز دا
دشنام می دهد قلم، دلتنگ است!همچون کودکی لجبازپای می کوبد و از پاییز می نویسداز فاصله ها . سلاخی عاطفه هااز ابهام نگاه . سردی صدادلتنگی عاشقانتنهایی و جاماندگانگویی از پاییز بیزارست .نعره زدم .چرا این همه تلخ !؟زیبایی هایش کجاست؟نمی بینی مگر؟من پاییز را دوست دارم .مهرش را،آبانش را، آذر رامن غرق شدن در این هجوم رنگ را دوست دارمو گیسوان زردی که بهانه ی سر مستی شبانه اممن دامن رنگارنگش را زمانی که بر زمین می نشیند و خیابان ها را نقاشی می کن
دیشب آرزوی روزهای بارونی کردم و خب هواشناسی هم روز جمعه رو بارونی نشون میداد. درحالی که پنج صبح و بعد از دیدن سیزن اول سریال See خوابیدم و ظهر بیدار شدم ولی انقدر حالِ دلم خوبه که برام عجیبه. نه اینکه دلتنگ نباشم ولی دلگیر نیستم. انگار واقعاً به غار تنهاییم رسیده باشم و شروع زندگیم از همین 13 دی ماه 1398 باشه. حالا دارم فکر میکنم چطور تا انتهای شب همینطور حال خودم رو خوب نگه دارم و کیفیتش رو حتی بیشتر و بیشتر کنم. 
- انگار دارم یه تیکه گوشت رو می ک ن م- خب وقتی میکنی یعنی خودت همینو میخایدارم آگاهی پیدا میکنم نسبت ب تغیرات رفتارم با بودن نفر سوم یا نبودنش. و دارم ب جاهای خوبی میرسم. قبلا به خاطر حس گناه عذاب وجدان یا هرچی. همیشه خودمو مقید میکردم. خودمو مقید میکردم به مطابق میل همسر رفتار کردن. هرچی اون بخاد. هروقت بخاد . هرچی بگه. انگار ی صدایی ک صدای خودم بود . بهم میگقت. باید هرکاری اون میگه بکنی . تو مجبوری . تو وظیفته تو باااااید . تو باید ب حرفش گوش بدی بای
بعد از یک پیاده‌روی کوتاه بارانی، آمده‌ام به کتابخانه. کنار پنجره نشسته‌ام و دفتر و قلم و یک عاشقانه آرام را پهن کرده‌ام روی میز مقابلم. هیچ وقت در هیچ کتابخانه‌ای رمان نخوانده بودم! دارم فکر می‌کنم چه زیباست که مادرم. چه زیباست که دو جفت چشم کوچک در خانه انتظارم را می‌کشند. این زندگی تازه که دیگر تنها متعلق به خودم نیست را دوست دارم و بیشتر از همه عمرم احساس مفید بودن می‌کنم. دارم بنده‌های کوچک خدا را با صبوری بزرگ می‌کنم و مثل همیشه شا
 
خوش دارم از همه چیز و همه کس ببرم و جز خدا انیس و همراهی نداشته باشم.  خوش دارم مجهول و بی نام  به سوی زجر کشیدگان دنیا بروم. در رنج و شکنجه آنها شرکت کنم.  خوش دارم که مرا بسوزانند و خاکستر مرا به باد بسپارند تا قدری را از زمین اشغال نکنم. خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد، هیچ کس از دردها و غم هایم آگاهی نداشته باشد، هیچ کس راز و نیاز شبانه مرا نفهمد، هیچ کس به اسرار من پی نبرد.
 
 بخشی از نیایش های شهید چمران، کتاب زمزم عشق، ص 152
 
نکند این همه که دوستتدارم را ، بابت عذاب وجدان داشته باشم؟
نکند حس میکنم جایی برایت کم گذاشته ام که حالا میخواهم توی هر نفسی که میکشی یقین بداری عاشقت هستم؟
نکند کسی جایی برایت کم گذاشته و حالا داریم زور میزنیم جای خالی چیزی را پر کنیم نگار؟
عاشقانه دوستت دارم نگار. نه. نقل هیچکدام از این حرف ها به تنهایی نیست. همه شان درست، کمت گذاشته ام و کمت گذاشته اند. ولی تو تنها چیزی هستی که در این جزیره متروک برایم مانده. دارم میسازم. دارم بالای درخت ها خ
مریض ها که برای ویزیت بخش روان پزشکی می آیند ، تنها احساسی که دارم اینه که دوست دارم بغلشون کنم .فقط همین . .
احساس میکنم اونا تو زندگیشون یه جایی بغل رو کم داشتن . چون نمیتوانم بلند شم از سر جام جلو استاد و اینترن ها بغلشو کنم فقط احساس میکنم
پ. ن ۱ خاطره یک خنده دار امروز : پرستار ها به یک بیمار گفتن برو سر کلاس درس بگویم اینترن بیاد ، در زده بلند میگه انتر بره کارش دارن
پ ن ۲ نوشتن وبلاگ رو بیشتر از اینستاگرام دوست دارم بی توقع تنها خواستم
بسم الله
 
الان که دارم این مطلب را میینویسم تقریبا ده هزار تومن پول دارم که  باید حدود نه تومنش را بدم کرایه تاکسی ؛ خیلی جالبه ! نه؟
میدونم که خدا از جایی که فکرشم نمیکنم روزیم را میرسونه ولی چجوریش را نمیدونم.
حالا اگه عمری بود میام و بیشتر مینویسم.
 
 
یاعلی
انگار زندگی های موازی دارم که کنار هم داره جلو میره!
میدونی انگار هر قسمت از زندگیم یه مبینا و یه داستانه!و یه زندگی جدا گانه داره
نمیدونم حتی حالم خوبه یا نه
یا به قول رضا خودمو دوست دارم یا نه!
به شدت دلم واسه رفتن به ردلاین و یوزفول بودن تنگ شده!واسه اون بخش بامزه زندگیم!
خیلی دوره.خاطرهاشو همه چبش.
نمیدونم نمیدونم اصلا چمه!دیگه دارم کلافه میشم!
وقتی برمیگردم خوابگا میچسبم به تختم و میرم تو هپروت خودم!
حتی دیگه نمیدونم که اونقدا واسه رفتنم
 
+ هنوز هیچی نشده یکی از قرص هام که اصلا نیست تو بازار. حتی هلال احمر و سازمان هم نداشت. یکیش هم با کلی بدبختی گیرم اومد. 
 
+ حالم خوب نیست. درد دارم. و استرس اینو دارم که فردا عصر دکتر ک جواب چکاپ رو ببینه چی میگه!! 
 
+ کاش خلاص شم زودتر.
به روی خودم نمیارم و سعی میکنم هرچی از غم و خستگی و دلتنگی سهم این روزهام شده برای خودم نگه دارم و دیگران رو خاطرجمع نگه دارم که همه چیز خوبه.
ولی دوری خیلی سخته.
 روزها رو نمیشمرم که طولانی نشه اما امیدوارم معنویات و دین من و پدر و مادرم رو به دیدار دوباره ای رهنمون کنه. 
تو را بسیار دوست دارمو می دانم که شیوه عشق منکهنه شده استشریان های قلبمکهنه شده استآمدن نامه بر من به پیش توو بردن گل های زیبا به خانه اتهمه آیین هایی کهنه شده  استتو را بسیار دوست دارمو رویای من این است که مرادر پیراهنی نو مبهوت کنیو با عطری تازه ، دیدگاهی تازهو رویای من این استکه بارانی از شط بلند پرسش هابر من بباریو چون خوشه گندم از پارچه ناز بالش بشکفیتو را بسیار دوست دارمو می دانم که نمی دانیو مسئله این است . 
هنوز از این درد رهایی نیافته‌ام که آخر چرا کسی نیست که مرا بخواهد؟ چرا اینقدر بی‌کس و تنها و بی‌عشقم؟ چرا هیچ چیز در این دنیا کافی نیست. بعد از تنهایی هفته‌ی قبل که ح نیومد و به تنهایی گذشت دارم هنوز دارم درد می‌کشم. دیروز برای همیشه از ح دست شستم، بلاکش کردم. دیگه توان انتظار بی‌مورد رو نداشتم. دلم چیزی می‌خواد که این دنیا بهم نمیده و افتادم به جون بدنم و مثل چی هی می‌خورم و چاق و چاق‌تر میشم. حالم از خودم بهم می‌خوره، از زندگیم، از این کث
دست را با دست نگاه می‌دارم، مباد رقصش عبور مهیبت از جانم را رسوا کند. دست را با دست نگاه می‌دارم، کس نفهمد چه در جانم می‌گذرد، هرچند دوست راز دل دوست می‌داند و به رو نمی‌زند.
بر این ارتفاع مهیب می‌لرزم. هرگز اینجا نبوده‌ام. بر جاده‌های باریک همچو مو می‌گذرم. دست را با دست نگاه می‌دارم، مباد عریان کند راز در پرده را. هرچند نزد دوست عریانم. دوست می‌داند و به رو نمی‌زند.
من خوار می‌گذرم، من ذلیل و ناتوان از این همه حرکت عظیم در جانم. من خود ر
من می‌توانم تمامِ مردم شهر را دوست داشته باشم، چون معتقدم که آدم ها هیچ‌کدامشان بد نیستند؛ فقط با هم فرق دارند.می‌توانم صمیمانه و از تهِ دلم برای همه‌شان، فارغ از هر جنسیت و سن و نژادی، خوب بخواهم.گاهی حتی به سرم می‌زند کار و زندگی‌ام را گوشه‌ای رها کنم، دلم را به خیابان بزنم و فکری برای دل‌های گرفته از روزگار و بغض‌های فروخورده‌شان کنم. هرچند می‌دانم که شاید زورِ مشکلات و دردهایشان بیشتر از من باشد، یا اینکه تنهایی کاری از پیش نخواهم
برنامه آذر ماه 99-1398
بخش اول
سرود 
من انسانم من انسان               دو چشم دارم یک دهانیک کله پراز مو                          با مژه و دو ابرودو گوش دارم میشنوه                   دندون دارم میجوهیک دهان و یک دماغ                      اینم لبام بچه جانمن انسانم من انسان                       حرف میزنم فراواندو دست دارم توانا                            با دو تا پای پویاناخن دارم وانگشت                      جمع بکنی میشه مشتباهوشم و زرنگم                                با
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب