نتایج پست ها برای عبارت :

دیگه خستم از خاطرات موندگارت با صدای زن

میدونی چیه.!؟
من خستم
من از دختر بودنم خستم
من،همونی که بزرگ ترین افتخارم دختر بودنم،بود.
قشنگ ترین رویاهام،تو دنیای دخترونم ام خلاصه میشد‌.
منی که به خودم و تمام دخترانگی هایم می بالیدم
به تمام دختران جهان می بالیدم.
به عظمت وجودشون به عظمت وجودم می بالیدم.
حالا خستم
از دختر بودنم خستم.
از این همه سختی و فشار خستم.
از این همه درد و رنج خستم.
اره خستم
از اینکه از پسر ۵ساله گرفته تا پیرمرد۵۰ ساله بهم تیکه بندازن خستم
از اینکه هر د
رسیده بودم به دیدگاه رفتار گرایان که ديگه بریدم از درس خوندن و مخم پوکید و گفتم بسه ديگه نمیفهمم چی به چیه فقط دارم زیر لب زمزمه اش میکنم.دست کشیدم تا یکم خستگی در کنم راستش یکم که نه دست کشیدم که ديگه کلا درس نخونم.دلم خواست بهش پیام بدم و بگم خستم.
_اون بگه چه عجب یادی از ما کردی؟
+من همیشه به یادت بودم تو نخواستی باشم.
_من اگر نخواستم معنیش نخواستن نبود که داشتم ناز میکردم دلم میخواست تو بازم بگردی
تو همین فکرا بودم که یادم اومد این جمله ها هم
♪♬♬♪نمیری از ذهنم بیرون♪♬♬♪
♪♬♬♪نمیری از ذهنم بیرون♪♬♬♪
♪♬♬♪فرقی نداره هر جا که باشم توی خونه یا که تو خیابون♪♬♬♪
♪♬♬♪نمیری از ذهنم بیرون♪♬♬♪
♪♬♬♪با اینکه اینو می دونم داری خوش می گذرونی یجایی با اون♪♬♬♪
♪♬♬♪نمیری از ذهنم بیرون♪♬♬♪
♪♬♬♪تازگیا اینو فهمیدم که تو به من علاقه ای نداشتی اصلا♪♬♬♪
♪♬♬♪ديگه از همه چی خستم♪♬♬♪
♪♬♬♪تو هم اضافه شدی به اونایی که همیشه دل منو شکستن♪♬♬♪
♪♬♬♪ديگه از همه چی خس
این مدت؟روزای سخت خیلی زیاد بود.خیلی چیزا رو فهمیدم.یهو با چیزایی که حتی فکرشو هم نمیکردم مواجه شدم.خیلی بهم ریخته بودم.
خودمو سزگرم کردم.خودمو بین درس و کار و کتاب و فیلم و باشگاه غرق کردم.
الان؟بدجور خستم.امتحانامون که دارن له میکنن ما رو!به هیچی نمیرسم.استرس دارم.کار ‌پروتزم مونده.از ادای حال خوب در اوردن جلوی آدما خستم.خسته از اینکه لبخند بزنم و بگم مرسی رفیق ترینام که اونجوری از منو له کردین.آروم شدم.تنها میام و میرم.توی فانتومی که همه د
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
برگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو بازی در نیاربرگرد مث تو کی با دلم بد کردفکر تو رد میشه از سرم ولی نمیدونم خودت کجاییلااقل چیزی بگو حرفی بزن نشونی عکسی صدايیخودت ببین چیکار کردی تو با من یادگاریات هنوز کنج اتاقن فکر تو هر شب داره میاد سراغمبرگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو بازی در نیاربرگرد مث تو کی با دلم بد کردبرگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو با
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
برگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو بازی در نیاربرگرد مث تو کی با دلم بد کردفکر تو رد میشه از سرم ولی نمیدونم خودت کجاییلااقل چیزی بگو حرفی بزن نشونی عکسی صدايیخودت ببین چیکار کردی تو با من یادگاریات هنوز کنج اتاقن فکر تو هر شب داره میاد سراغمبرگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو بازی در نیاربرگرد مث تو کی با دلم بد کردبرگرد پا رو دل دیوونه خستم نذار برگرد واسه من ساده تو با
اینکه هیچ کسی نیست براش حرف بزنم و همه چیز برای خودمه داره خفم میکنه ، دلم میخواد ساعت ها زار بزنم و داد بزنم
هیشکی نمیدونه من چقدر خستم و داغون
هیشکی درکم نمیکنه
انگار میگم و میخندم همچی خوبه ، به نصفّ آدمای اطرافم ازین بیخیال بودنشون حسودیم میشه ، قبلا از مرگ میترسیدم و ازش فرار میکردم
ولی میخوام بگم، تنبیه خدا بدتر از این دنیاست؟
چقدر مگه قراره تو جهنم عذاب بده. ها؟!
من میترسم ازروزایی که در انتظارمه.
کاش بی درد بمیرم. بی درد. 
غصه هارو
اینکه هیچ کسی نیست براش حرف بزنم و همه چیز برای خودمه داره خفم میکنه ، دلم میخواد ساعت ها زار بزنم و داد بزنم
هیشکی نمیدونه من چقدر خستم و داغون
هیشکی درکم نمیکنه
انگار میگم و میخندم همچی خوبه ، به نصفّ آدمای اطرافم ازین بیخیال بودنشون حسودیم میشه ، قبلا از مرگ میترسیدم و ازش فرار میکردم
ولی میخوام بگم، تنبیه خدا بدتر از این دنیاست؟
چقدر مگه قراره تو جهنم عذاب بده. ها؟!
من میترسم ازروزایی که در انتظارمه.
کاش بی درد بمیرم. بی درد. 
غصه هارو
دانلود آهنگ مهدی مقدم پاییز برام بده
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * پاییز برام بده * با صداي زیبای هنرمند محبوب و مشهور , مهدی مقدم باشید.
دانلود آهنگ مهدی مقدم به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mehdi Moghadam called Paeiz Baram Bade With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه مهدی مقدم به نام پاییز برام بده
نیستی یه روزی من میمیرم از این درد قلبم فقط واسه تو زندگی میکردهوا چه دلگیره بازم بارون زده انگار
 
افکارم تبدیل شدن به یه باتلاق
خیلی خوبه آدم از اول راهِش رو درست انتخاب کنه و پی ِ ش رو بگیره نکه حالا مثه من تو ندونم کاری هاش غوطه بخوره نمی تونم به یک نتیجه گیری درست برسم تو ذهنم ، احساس میکنم تموم راه هایی که تا الان اومدم اشتباه بوده احساس میکنم حتی یه تصمیم درست هم نداشتم الان واقعا مغزم کشش نمیده نمیدونم چه راهی رو انتخاب کنم ، خستم خستم خستم از اینکه هیچی جواب نداد . هیچی رو درست نرفتم . از هیچ فرصتی درست استفاده نکردم . نمی ت
تف به این مملکت
تف به این دیوونه خونه ای که به دنیا اومدیم
تف به این شرایطی که باالاجبار واسمون پیش میاد و باید باهاش بسازیم
اسمشم هست اختیار داریم
هیچیش دست خودمون و انتخاب خودمون نیست
ولی باید قبولش کنیم و به زور زندگی کنیم
با خوبیاش و بدیاش بسازیم
کلی خودمونو تطبیق بدیم و کج و راست بشیم تا بتونیم نفس بکشیم
کلی با خودمون و نفس و خواسته و دلخوه و ذهن و روحمون بجنگیم تا ادم خوب جامعه باشیم
خسته شدم‌از بسکه طبق هنجار قدم برداشتم
خستم از این تن
من این حس و حال رو میشناسم
من بوی غم رو میفهمم
من شکست رو ۱۰۰کیلومتری تشخیص میدم
دوباره حالم رو میگیرن؟؟؟ 
خدایا هیچی نمیتونم بگم . 
فقط میتونم بگم پناهم باش
چطوری ۲۳ساعت رو انتظار بکشم که چی میشه در حالی که میدونم نتیجش بده 
اااای خدا 
چی بگیم وقتی ناراحتم جز یک کلمه خدا ااااااا
همش وقتی ناراحتم تو هستی تو کنارم نیستی توی خوده قلبمی
مثل کسی هستم که یه عزیزش مرده تو مرحله انکاره میگه نه شاید اشتباه شده یه کورسوی مسخره امید داره که نباید
این عکس اولین عکسی بود که هزارو هشتادو شیش روز پیش گذاشتم پروفایل وبلاگم 
داره سه سالش میشه 
این سه سال چقدر اتفاقا افتاد 
چقدر زمان چیز عجیبیه 
نمیدونم 
قبلنا حس جا موندن داشتم 
الان ناامیدی 
کاملا میدونم نباید اجازه بدم ناامیدی رخنه کنه تو وجودم 
و میدونم باید اسوده خاطر تر پیش برم 
اما انگار یه چیزی تو دلم سنگینی میکنه 
انگار منو به سمت انزوا و سکوت سوق میده 
انگار قرار نیست چیزی بهتر بشه 
کاش میتونستم یه قسمتایی از حافظمو شبا خالی کنم
امشب رفتیم شب یلدا منزل ایرانیه!
از نظر پذیرایی زحمت کشیده بودن
اما وسط مهمونی یهو آقاهه رفت اسفند آورد و کرد تو چشمای ما! ازشون دلیل پرسیدم و.
هر دوشون دکترن  اما به نظرم از نظر شعور صفرن
خیلی رفتار توهین آمیزی بود
اومدم کلی گریه کردم.نه صرف این آدما .کلا خستم ازینجا ازین که اگه یه زوج  اومد ديگه هیچ کس ديگه ای نیس و فقط مجبوری با همون بری و بیای
سلام دوستان یک پویش سه روزه گذاشتم تا عید قربان برای خاطرات شما
در روز عید سه تا از بهترین خاطرات در وبلاگ منتشر میشه 
میتونید در قسمت ارسال نظر خصوصی برام بفرسید
و هم میتونید به ایمیل xeynabamini@yahoo.comارسال کنید 
منتظر خاطرات صورتی شما هستم
 
محیط کاری‌ام مزخرفه! چند هفته‌ایه که طرحم شروع شده و بیمارستان و پرسنلش من رو غمگین‌تر از قبل کرده! تمام پرسنل دوبه دو دارن پشت سر یکی ديگه حرف میزنن درحالی که جلوی روش قربون صدقه‌‌ش میرن! حال بهم زنه!دلت میخواد تو روشون بالا بیاری و دست و پای خودت و زندگیتو بکشی بیرون از لجن . با خودت فکر میکنی چهارسال یه لجنزارو تحمل کردی که اخرش دو سال بری و یه لجن ترو تحمل کنی؟؟ توی بیمارستان مدام درحال تحقیر شدنی ! چرا؟ چون یه طرحی صفری و هنوز به قوانی
به تازگی آهنگ جدید مهدی مقدم به نام پاییز برام منتشر شده است که در ادامه شما می توانید این آهنگ را دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ جدید مهدی مقدم به نام پاییز برام بده 320
دانلود آهنگ جدید مهدی مقدم به نام پاییز برام بده 128
 
متن آهنگ پاییز برام بده مهدی مقدم:
نیستی یه روزی من میمیرم از این درد قلبم فقط واسه تو زندگی میکردهوا چه دلگیره بازم بارون زده انگار ديگه بارون برای من بدهبیا از این روزا از همه چی خستم عمرم داره میره مگه تا کی هستمبسه ديگه دوری ب
خستم
مث جوونی که باید تا یک ماه ديگه پایان نامه تحویل بده
ولی هنوز هیچ غلطی نکرده
نونت نبود؟
آبت نبود؟
ارشد گرفتنت چی بود؟!
پروردگارا
قدرتی عنایت فرما تا این لامصب رو بدم و شر این یکی هم کم کنم
تا بعد باز یه میخ جدید برامون بتراشن
آمین
خب ما از ترم ۵ گروه بندی میشیم و خیلی از کلاسامون بر اساس همین گروهمونه.ما از خیلی وقت پیش تصمیممونو گرفته بودیم و ديگه درگیرش نبودیم.حالا الان که باید ديگه اسامی رو تحویل بدیم یه بحثی پیش اومد و گروه بالینی‌مون قشنگ پاشید از هم!فقط به خاطر خودخواهی یه عده!انقدر عصبی و ناراحتم که حد نداره.نمیدونم قراره الان چیکار کنیم اصلا!همه گروه های خوب هم پره!چقدر مسخرس که همین اخر کار که باید گروه جمع شه یهو اینجوری شد!از فکر کردن بهش هم خستم حتی.برام مهم
Alhambeura Goongjeonui Chooeok 2018,Memories of the Alhambra Complete Episodes,خاطرات الحمرا,دانلود دوبله فارسی سریال خاطرات الحمرا,دانلود رایگان سریال,دانلود سریال جدید,دانلود سریال خاطرات الحمرا 2018 با دوبله فارسی,دانلود سریال کره ای خاطرات الحمرا,دانلود کامل سریال خاطرات الحمرا,زیرنویس فارسی Memories of the Alhambra 2018,سریال Memories of the Alhambra دوبله فارسی,
ادامه مطلب
کارت ورود به جلسه هم منتشر شد.
بگم نگران نیستم  دروغه،بگم استرس ندارم دروغه،ولی برعکس پارسال انگار یکم پخته تر شدم ،یا شاید بهتر بگم واقع نگر .
خیلی خستم، امسال من نه تنها سه آزمون ،بهتر بگم بیش از ده آزمون زندگی ازم گرفت.
خیلی خستم  ، ولی  ادامه میدم ،دلم قرصه به خدا که میدونم هوامو داره .
نمیدونم روز جمعه ،۱۲۰ سوال طلایی  منو ردیف چندم میزاره بین رقبا ،نمیدونم من بین هشتادو شش هزار وخورده ای داوطلب جز  چهار درصد قبولی هستم یا .
فقط اینو می
به شدت دارم مقاومت میکنم . دربرابر درس خوندن ،رعایت رژیم و ورزش کردن !!!
صبح یه ساعت رفتم پیاده روی و ذره ای از انرژی های منفیم کم نشد و منظریه برام اون منظریه ی سابق نبود:/بدیش این بود که من توی این خیابون لعنتی خاطره خوب زیاد دارم.خاطرات خوب تو روزای سخت. اما الان دارم دوباره اونجا تو روزای سخت قدم میزنم بدون اینکه هیچ خاطره ای برای ثبت داشته باشم. هیچی !هیچ !هیچ!
زندگی یکنواختی که دوساله باهامه و قراره یه سال ديگه هم باشه.کتابای تکراری،احساس تک
دِلِ تنگم دِلِ تنگم
چی بگم از دِلِ تنگم؟
از صبح اینو باخودم زمزمه میکنم ، اینکه چقدر ديگه خوشبین باشم و به شرایط لبخند بزنم ، امروز با بیرون رفتنم بیشتر رو قلبم حسرت تلنبار کردم و عصبانی شدم ، دیشبم بعد تولد پیش از حد گریه کردم از حرص ، حسادت ، هرچی بود داشتم میترکیدم از بغض ، اینکه دلیل کوفت شدنِ خوشحالیم چی بود.! هیچی خودش یه غصه بزرگه اما.
به خدا میگم ديگه بسه ، تمومش کن ، خستم ، حتی توان حرکت ندارم ؛ بسه ديگه هوم؟! گناه دارم.
واسه خاطر هردوتاااااااااااااااااااااااااامونه اگه پای تو واینمیستم 
کسی جز تو توو زندگیم نیست، جزتو عاشق هیچکی نیستم 
من میرم 
واسه خاطر هردوتامونه اگه چشمامو روی تو بستم 
تو نمیتونی که بمونی با منی که خسته ی خستم 
من میمیرممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
من تو این مدت دیدم هر چی که باید از اول قصه می دیدم 
شبا تا خوده صبح آهنگهای غمگین گوش میدم 
نمیتونیم با هم باشیم اینو تازه فهمیدم 
میمیرم بی تو منه دیوونه ی زندونی 
مید
دیشب با ترکیبی از حس خستگی، عصبانیت، بلاتکلیفی، دلتنگی و استرس خوابیدم و صبح تقلا می کردم که بیدار نشم و همه آوارهای دیشب مرور نشه.
خسته بودم چون دوست ندارم انقدر به خودم وابسته باشم و تمام دیروز به خودم وابسته بودم. تابحال از بالای آسمون هفتم به خودتون نگاه کردین؟ جایی روی این کره خاکی کوچک لابلای هفت میلیارد انسان ديگه وسط یه روز شلوغ؟
عصبانی بودم چون خریدهام اشتباه بودند و باید فردا براشون دوباره وقت بذارم و غرهای فروشنده رو تحمل کنم و
حالم از همشون بهم میخوره
فعلا همین
اینکه با هر ثانیه گذشتن از بودن باهاشون بیشتر پشیمون میشم و باز ادامه میدم
اینکه هر لحظه بیشتر بهت ثابت میشه که چقدر عوضی ان 
احمقم یا خنگ؟
دیوانه ام یا عاقل
بخشنده ام یا خر
نفهمم یا خودمو زدم ب نفهمی
اخه چرا واقعا؟ چرا دارم ادامه میدم؟ 
چرا حتی خودم نمیتونم خودمو درک کنم و اکنوقت انتظار درک کردن از بقیه رو دارم؟؟؟چرا؟!
چرا وقتی میدونم براشون پشیزی ارزش ندارم ولی برام ارزش دارن
چرا تاریخ تولد تک تکشون تو ذه
قطراتم اشکم گوله گوله میاد پایین
چه حال غم انگیزی دارم منمن لیلام۱۹سالم هست:)
گاهی وقت ها باید کنار گذاشت همه چیزها و فقط خودت
را نگه داری برای ثانیه ای.من خوشحال نیستم.ادای خوشحال هارو 
درمیارممن خوشبختم؟
نه
دلم عین یک گنجشک تازه به دنیا آمده است،،همانقدر کوچک همانقدر
ترسیده،،باهمانقدر تپش قلب بالا
این دنیا چیز خوبی نبوده برای منبدو تولد از پا گذاشتن به این دنیا
هراس داشم و با کلی جیغ و چشمانی گریان مرا به زور به این دنیا 
آوردند و
دوشنبه عصر قبل چهار اسنپ گرفتم و رفتم دانشگاه
علی تنها بود. تا حدود هفت درگیر مقاله بودیم
هفت که شد ديگه من گفتم خستم و علی هم فقط داشت الکی کار می کرد
و هی اوضاع رو بدتر می کرد به جای اینکه کار مثبتی انجام بده
گفتم ادامه کار باشه برای ی وقت ديگه
ادامه مطلب
ولی اون وقتایی که حالم بده
یا حس خوبی ندارم.
یا خستم.
یا افسردم.
و یا هر طور ديگه.
درمون دردم دو تا آدمن
اصن بهتر بگم دو تا فرشته
زنگ میزنم بهشون و میگم دارم میام پیشتون.
و میرم.
باهاشون میگم میخندم از هر دری حرف میزنم و پر میشم از حال خوب
اصن اگه هیچ کاری هم نکنم بازم با روحیه عالی و خوب برمیگردم
پر از انرژی و حس خوب.
اره خلاصه گفتم بگم که خدایا مرسی که دارمشون.:)
 
 با آلبوم عکس دیواری می توانید همه خاطرات قشنگ خود را جلوی چشم قرار دهید لذت ببربد. در اینجا روش درست کردن دو مدل آلبوم خاطرات دیواری مدل حلقه و ریسه ای یاد داده شده است. شما هم به راحتی می توانید این آلبوم ها را در خانه درست کنید.
ادامه مطلب
♫♫
فکر کنم آخراشه ديگه کارم تمومه ، خودمو نمیشناسم هیچی ازم نمونده
در و دیوار قهرن با من بیا بهشون بگو تقصیر من نبود
یه روزی حقمو از این دنیا میگیرم بیا که آرزوام بدون تو میمیرن
هیچ جایی بدون تو انگا جا نیست تموم خیابونا بهونتو میگیرن
از تکرار روزای مثل هم خستم کاش نمی دیدمت توئه بی عاطفه رو اصلا
همه چی واسم یه حس غریبی داره از این پیرمرد تو آئینه میترسم
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی افسردگی با لینک مستقیم
گذشته از سرم هیچی مهم نی واسم دروغ می
♫♫
فکر کنم آخراشه ديگه کارم تمومه ، خودمو نمیشناسم هیچی ازم نمونده
در و دیوار قهرن با من بیا بهشون بگو تقصیر من نبود
یه روزی حقمو از این دنیا میگیرم بیا که آرزوام بدون تو میمیرن
هیچ جایی بدون تو انگا جا نیست تموم خیابونا بهونتو میگیرن
از تکرار روزای مثل هم خستم کاش نمی دیدمت توئه بی عاطفه رو اصلا
همه چی واسم یه حس غریبی داره از این پیرمرد تو آئینه میترسم
دانلود آهنگ جدید علی یاسینی افسردگی با لینک مستقیم
گذشته از سرم هیچی مهم نی واسم دروغ می
در ادامه آموزش های کاربردی آشپزی، در این مقاله، از زبان یکی از معروف ترین سرآشپزهای دنیا، ۱۰ توصیه مهم قبل از شروع آشپزی در خانه را به شما یادآوری می کنیم.
مقدمه
هیچ چیز مثل یک وعده غذایی خانگی نیست. خاطرات بچگی‌مان از سوپ نون و مرغ مامان یا کیک شکلات تخته‌ای مادر بزرگ ما را به گذشته می‌برد. غذاهای خاص که طعم و بوی آن‌ها خاطرات ما را زنده می‌کنند.
چیزی که درباره‌ی آشپزی و پختن غذا برای دیگران که من عاشقش هستم یادآوری خاطرات خوب و ساختن خاط
از دست هر دوشون خستم
این قدر که گاهی میگم کاش یا من میمردم یا اونا
خستمون کردن
من به خاطر آسیب های روانی که از افراد مختلف تو چند سال اخیر رسیده خیلی عذاب کشیدم و نمی بخشمشون با اینکه آدم کینه ای نیستم ولی این حق را به خودم دادم
بالاخره پی کارم رو گرفتم و تامام. 
بعد از حدودا یه سال، رفتم آزمایشگاه دانشکده، خیلی ها اپلای کردن و نیستن، اونا که موندن هم رفتنین.
همچین که پام رو گذاشتم اونجا و دیدم چقد خالیه. ناراحت شدم واقعا. واقعا گلبم گرفت.
چی شد که اینجوری شد. هر کی رو میبینی داره اپلای میکنه. خستم کردین ديگه.
اه، مرسی.
سفرت سلامت اما، به کجا میری عزیزم قفس تموم دنیا .
تو راهم.عادت به خوابیدن توی راه ندارم اصولا ولی عجیب اینبار خوابم میاد.مقاومت میکنم یکم تست میزنم هی.خستم.حس میکنم هیچی بلد نیستم.حس میکنم مغزم کار نمیده ديگه.چشمام درد میکنه خیلی زیاد.تست میزنم و می بینم که بله بلد نیستم!استرسم بدجوری کشیده بالا.فک کنم واسه کنکورم اینجوری استرس نداشتم.فقط امیدوارم به خوبی تموم بشه.
چند هفته‌ای هست که تو گذشته سیر میکنم!
دلیلش رو نمیدونم!
آهنگ‌های قدیمی رو پیدا میکنم و گوش میکنم. فیلم و سریال‌های قدیمی میبینم.
انیمه‌های قدیمی.
خاطرات قدیمی رو مرور میکنم!
نشستم یه بار ديگه همه ی قسمت‌های انیمه‌ی بابا لنگ‌دراز رو دانلود کردم و وای که چقدر لذت‌بخش بود دیدنش.
الانم وسط‌های آنه شرلیم و چقدر این دختر شیرین با احساسات پاکش دوست داشتنیه.
بهتون پیشنهاد میکنم این لذت رو از خودتون دریغ نکنین.
 
تپه ی خاطرات : طعم یک زندگی لذیذ طبیعی را با این کتاب به کودکتان بچشانید…
 
تپه ی خاطراتنویسنده: مصطفی اوزچلیکمترجم: میلاد سلمانیانتشارات براق
خلاصه کتاب:
داستان پسر بچه کوچکی است که در شهر بدنیا آمده و برای چند ماه پیش فامیل در روستا می رود. در این داستان سعی شده که تفاوت تربیتی وفرهنگی مردم روستا و شهر بیان شود.این داستان مفاهیم خوبی را برای بچه ها بیان می کند وآن حالت ددگی نسبت به روستایی بودن را از بین می برد.
هیچ کس برایش آشنا نیس . مثل دوران کودکی ، از سر کوچه تا در خانه قدم هایش را میشمارد . یک ، دو ، سه ، .، هفده . بالای درب ورودی لامپی شکسته آویزان است . چفدر تبلیغ به در و دیوار صندوقچه خاطرات بچگی ش چسبانده اند . کلید در مغزی در می چرخد و صداي باز شدن زبانه تمام خاطرات را زنده می کند . لعنتی . چند ساله گذشته ؟ اوووففف . کی باورش می شد خونه ای که پر از سر و صدا بود و پر بود از بچه ی قد و نیم قد و کلی آدم بزرگ ، حالا شده خونه ی متروکه محله ای نوساز که بوی تعف
دانلود آهنگ خستم محمد علیزاده و میثم ابراهیمی
Download New Music Mohammad Alizadeh And Meysam Ebrahimi- Khaste Am آهنگ محمد علیزاده و میثم ابراهیمی به نام  خستم با متن و دو کیفیت Mp3 320 و پخش آنلاین128
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید. 
ادامه مطلب
در پایین می توانید آهنگ جدید ابی و حسین تهی را دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ ابی و حسین تهی به نام کاش با کیفیت 320
دانلود آهنگ ابی و حسین تهی به نام کاش با کیفیت 128
 
متن آهنگ ابی و حسین تهی به نام کاش
کاش دوباره برگردیم بهاولین بوسه به اولین دیدارکاش کنار هم باشیم تااخر دنیا تا اخرش این باروای چشای مست تو تواولین دیدار یه کاری دستم دادوای نمیدونی چشمات چه حسیاون لحضه به قلب خستم دادتهیتلخ جدایی برام کجایی الان
دانلود آهنگ جدید ابی و حسین تهی به نا
خسته شدم
از آدمای اطرافم که همش ازم انتظار دارن و هیچکدوم درکم نمیکنن
خستم از ادمایی که هربار واسه گله و شکایت رفتم سراغشون تا حرف بزنم
همیشه منو محکوم کردن
خسته شدم و ديگه حوصله ندارم
کاش یکی بود میفهمید
میگفت اره حق با توست
شدیدا به یکی نیاز دارم که منو بلد باشه
که حتی اگه کاری خلاف میلم ازم میخواد، بلد باشه چطور ازم درخواست‌کنه
که به زور اون کارو‌ انجام ندم
درک نشدن
نفهمیدن
انتظار داشتن
محکوم بودن
اینا تحملش سخته
بخصوص وقتی که مجبور باشی
ازینکه نمیدونم ته قضیه زندگی چی میشه تا یکم انگیزه بگیرم یا کلا ناامید شم ، اعصابم بهم میریزه
اینکه برای( هیچی ) تلاش میکنم ، مسخرست ، اینکه ديگه هیچ چیزی نمیتونه انرژی  و اُمید بهم بده
اینکه نمیدونم . !
خیلی سخته کلا ، حس میکنم مزخرف ترین سالای زندگیم که بهترین سالای زندگیم قرار بود باشن گند شدن ، یا گند زده شد بهشون ، خیلی خستم ، دلم گرفته عمیقا ، از خودم و خدا و قسمت.!
اینکه کجای کارو اشتباه رفتم و قسمتم شده این.! دلم ديگه نمیخواد روز و ماه
باید بگم یکم خستم. دوست دارم زودتر امسال تموم بشه . وارد محیط کارم بشم، تدریس کنم و لذت ببرم از بودن کنار بچه ها. نمیتونم این موضوع رو کتمان کنم ولی دانشگاه توی این سه سال نتونست انتظارات منو به عنوان یک دانشجو در یک محیط آکادمی برآورده کنه.  به امید تغییرهای اساسی و سازنده!!
خاطرات میشل اوباما، تبدیل شدن به ، شماره 1 کتاب پرفروش سال 2018 بود، و در حال حاضر، بانوی اول سابق برنامه های خود را به بازگشت به کتاب فروشی در سال جاری اعلام کرده است. همراه وی در خاطرات خود ، مجله میشل اوباما Becoming با عنوان تبدیل شدن به: یک ژورنال راهنما برای کشف صداي شما ، در تاریخ 19 نوامبر در فروشگاه ها به سر می برد ، فقط در تمام زمان خرید تعطیلات خود.
اولین کتاب در معاملات کتاب پس از کاخ سفید پس از اوباما ، با نام تجاری شدن در 13 نوامبر 2018 وارد فر
یه اشتباه بزرگ کردم!
دنبالش گشتم و پیداش کردم!!
حالا دوباره همه خاطرات مضخرف دارن تو ذهنم ردیف میشن
حس میکنم مغزم داره منفجر میشه
لعنت ب حافظه
لعنت ب حافظه
من فقط نیاز ب ی موضوع جدید دارم تا ديگه این ذهن مغرور مسخرم تو رو یادآوری نکنه!
حافظه عزیزم لطفا خفه شو و بذار بخوابم
اون و هرچی درباره اون هست بدرک!!
همه چی از اون پیشنهاد مسخره شروع شد! 
چی باعث شد وقتی میخوای کسی رو بندازی تو زباله دون ذهنت کاری کنی ک یکی ديگه بهم ربطتون بده؟
اگ قبل هرکاری ف
فروید _روانشناس_ مقاله ای دارد که در آن از خاطرات پنهانگر حرف میزند. خاطرات پنهانگر، خاطرات بی اهمیتی از دوران کودکی هستند که به صورت برشهای مقطعی در ذهن مانده اند و ما نمی دانیم چرا باید یادمان باشد که مثلا وقتی ۶ ساله بوده ایم با آن بلوز قرمزه و شلوارک چهارخانه از این طرف اتاق به آن طرف رفته ایم! 
فروید میگوید این خاطرات، در واقع یک سری خاطرات مهم را پنهان می کند. خاطرات مهم، خاطراتی مربوط به مسائل جنسی هستند که ذهن، به دلیل شرم و یا به خاطر ت
مهر که میاد نمیدونم چرا همه تو اینستاگرام اصرار دارن از خاطرات مدرسه شون بگن. معلوم میشه حتی برای اونایی هم که ازش خاطرات تلخی تعریف میکنن روزای موندگاری بوده! من که اساسا نه روزای خوبشو یادمه نه روزای نحسشو. نه تنها مدرسه که از دانشگاه هم خاطره خاصی رو برای خودم هی مرور نکردم تا چنان تو مغزم تثبیت شه که انگار همین دیروز اتفاق افتاده. وقتی بزرگ شدم و فهمیدم نظام آموزش و پرورش مملکتم تا چه حد قاتل استعداد و انسانیت و اخلاق آدماس، تا چه حد آلوده
به شدت احساس تنهایی میکنم.
امروز  کل مسیر دانشگاه ب خوابگاه زدم زیر گریه
کل ترم قبل برام مرور شد و گریه ی من بیشتر
من خیلی حماقت دارم میکنم و کردم خیلی!
سعی میکردم پرت نشم تو دل حاشیه ها اما
نمیدونم چی شد؟
که خیلی راحت باختم
تو همه چی!
درسدل! عقل!
امروز بخاطر همه چی گریه کردم و خودمو چلوندم تو آغوش خودم
آررره من این روزا فقط خودمم وخودم
به سرم زد که بگذرم از این شهر
و برم ی جای ديگه
اره من ی دیووونه مجنونم
ک دلخوره از همه چی و همه کس
جواب مح
Notebook 2019 1080p BluRay,جدیدترین فیلمهای بالیوود,دانلود دوبله فارسی فیلم Notebook 2019,دانلود رایگان فیلم Notebook 2019,دانلود زیرنویس فارسی فیلم Notebook 2019,دانلود فیلم دفترچه خاطرات 2019 با دوبله فارسی,دانلود فیلم دفترچه خاطرات با دوبله فارسی Notebook 2019,دانلود فیلم عاشقانه,دانلود فیلم نت بوک 2019 با دوبله فارسی,دانلود فیلم هندی,فیلم هندی دفترچه خاطرات,
ادامه مطلب
دو توصیه  ۱- عکس و خاطرات بچتون رو در اینترنت منتشر نکنید او به زودی مهره ی و تاثیرگذار کشورو جامعه میشود! ۲- عکس و خاطرات بچتون رو در اینترنت منتشر نکنید پدوفیل ها (بچه بازها)این عکس ها را دست به دست میکنند.◽️◽️ خلاصه، احساساتون رو کنترل کنید. تصویری که میبینید،تصویر سایت های زیرزمینی بچه بازهاست. ◽️در آمریکا وب سایت های مختلفی رو پیدا میکنید که اطلاعات مجرمین رو با تصویرشون منتشر میکنند و این اطلاعات و تصاویر تا ابد باقی خواهد ما
عصابم بهم ریخته
گوشیم خراب بود وخاموش
فاطمه پیام داده بود نیومده بود برام
اونم فکرکرده ازقصد جواب ندادم
از همه جا بلاکم کرده
گفته دیگ رفاقتمون تموم
ک من از چشمش افتاده
دلم گرفته انقدر راحت قضاوت کرد وحرفمو باور نکرد
خستم
با ارزو حرف زدم خیلی ناراحتم از خودم
از دیشب همش بی اختیار این جمله رو میگم
"داغ رو دلمه" دارم میسوزم انگار یه تکه ذغال داغ گذاشتن رو جگرم
آه میکشم و نفسم بالا نمیاد
خدایا خدایا حرفم بزنم میزنی تو دهنم
باشه من بد ولی بگو کی خوب بود؟ کدومشون عزیز دردونت بودن؟ کدومشون دل مارو نشدن
خستم از نفس کشیدن 
دیدین سطح آب چقدر گول زننده هست؟ میری جلو میری جلو فکر می‌کنی هنوز زیاد فاصله نگرفتی از ساحل ، ادامه میدی میری جلوتر از دور نگاهت میفته به یه موج بلند, سرجات وایمیستی، دو دل میشی بری جلو تر یا نه.یه نگاه به پشت سرت میندازی، فاصله ت زیاد شده تا نقطه امن. موج نزدیکتر شده و بعد. خاطرات همینن. خوب که فاصله گرفتی یهو زیر پات خالی میشه. واسه همینه میگن طرف غرق خاطرات شده.
اگه قبلا ۸۰ درصد این جمله اوریانا فالاچی که می‌گه "زندگی جنگی ست که هر روز تکرار می‌شود" رو قبول داشتم، الان ۱۸۰ درصد قبول دارم!.زندگی جنگه و خاطرات تلخ اگه کنترل نشه حکم قوی‌ترین بمب رو داره، بمبی که تَرکِش‌هاش تا آخرهای عمر توو بدنت می‌مونه و روحت رو خسته می‌کنه و ذهنت رو فرسوده و احساساتت رو کِرِختاما چون هر زخمی رو می‌شه درمان کرد، خاطرات تلخ هم درمان داره و درمانش اینه که انقدر قوی بشی که ديگه از هیچ سختی‌ای نترسی و نرنجی. اگه قرار ب
خاطرات زیادی با سید (پسرخالم) دارم. اونم چون اهل خنده بود خاطرات خوشی از خودش به جا گذاشت.
سید همیشه لطف داشت به ما، چه در دوران کودکی و چه در دوران نوجوانی و جوانی. اخلاق تو دل برویی داشت ! علاوه بر اینکه مزاح میکرد ضایع کردن را از بر بود !!
یعنی جوری جوابتو میداد که ديگه حرفی برای گفتن نداشتی !
ادامه مطلب
در ذهن تمامی ما خاطراتی از گذشه وجود دارد که ممکن است بسیاری از آنها زیبا و لذت بخش باشند و بعضی از این خاطرات هم آزار دهنده و ناخوشایند هستند. اما چطور می توانیم خاطرات بد و آزار دهنده را از ذهن خودمان پاک کنیم؟ پاک کردن خاطرات بد از ذهن غیر ممکن نیست و در این مقاله روش هایی را برای رهایی از شر این خاطرات بد معرفی خواهیم کرد. 
بخش ۱ : خلق الگوهای فکری سالم۱.  از چیزها و جاهایی که موجب برانگیخته شدن خاطره‌ها می‌شوند دوری کنیددقت کرده‌اید وقتی
1-وقتی میرم پیج دخترعموم و میبینم بیوشو عوض کرده و استیکر یا ایموجی یا هرچیز ديگه ای که امپول و قرص و کتابه زده،قلبم درد میگیره،تو چشمام اشک جمع میشه و میگم وضعیت الانم حقِ من نیست!
من میتونستم مثله اون باشم ولی نذاشتن،ولی همه ی زندگیمو یه شبه ازم گرفتن!
 
2-وقتی گردن درد امونم رو بریده و های و های گریه میکنم میگم من باید درس میخوندم نه از گردن درد گریه کنم!
 
3-به جز گردنم تمام استخونا و مهره های پشتم درد میکنه و حتی نفس هم نمیتونم بکشم،انگار ی
صبح دنبال کارهام بودم 
کارت ویزیت ها و سربرگ ام تحویل گرفتم .
عصر به خانم خ زنگ زدم و گفتم کارش را انجام دادم 
شب رفتم خرید .و چیزی ک نیازش داشتم و چیزی که نیاز نداشتم خریدم 
به میم پیام دادم .دعوا کرد .هنوز سفره .
و والان دلم گرفته و اشک هام داره میریزه خستم .همین
از هیچی لذت نمیبرم
خدایا اضطرار چیه جز حال من
پس کو معجزه
امشب دلم از کرخه تا راین است .که بیاستم کنار راین و بلند بلند باهات حرف بزنم .
صبح اش تو خونه تو بیدار شم بغل
راجع به سرباز بودنش چیزی نگفتم هنوز.
ساعت 3ونیم شبه؛ هم خستم، هم خوابم میاد، هم داره گشنم میشه، هم فردا صبح زود باید برم نوبت دکتر بگیرم.
یادم باشه به وقتش مفصل راجع بش حرف بزنم.
یسری چیزاهم هست راجع به خودمه. امیدوارم یادم بمونه.
جای تاسفه. هر روز که میگذره بیشتر از روز قبل مطمئن میشم نمیشه با زهرا کار کرد. اصلا نمیشه. جای تاسفه که نمیشه دفتر خاطرات داشت.خوب نیست که آدم برای داشتن دفتر خاطرات احساس امنیت نکنه. نکته:غیبت همکاره کردن مثل تف سربالاس. درنتیجه سکوت میکنیم. فقط احساس خفگیش بده.
دانلود کتاب خاطرات مارگارت تاچر
نسخه:pdf
نویسنده: مارگارت تاچر
مترجم: فریدون دولتشاهی
حجم: 14 مگابایت
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب خاطرات مارگارت تاچر اثر مارگارت تاچر https://ketabnak.com › book › خاطرات-مارگارت-تاچر Translate this page Rating: 5 - ‎9 votes Jan 22, 2018 - این کتاب، متضمن خاطرات مارگارت تاچر است که ذیل 28فصل با این عناوین گرد آمده است :روزهای نخست دوران نخست‌وزیری، ت‌های داخلی در ماه‌های . کتاب خاطرات مارگارت تاچر ~مارگارت تاچر، فریدون د
صداي بارون میاد
از پشت پنجره اتاق خوابگاهی که ديگه سوت وکور شده حالا من موندم فقط یه دوست ديگه که هیچ کاری برای انجام دادن نداریم شب ها تا دیر وقت از خاطرات میگیم بقیه روزهم میگذرونیم بره
نه دل درس خوندن 
نه دل بازی کردن نه دل خوش گذورنی
حتی توان جمع کردن یه چمدون کوچیک و راهی خونه شدن رو ندارم!!
بنظرم تنهایی خوابگاه ، نداشتن امتحان، نداشتن جایی برای رفتن، نبودن بچه ها و اینترنت بهترین فرصت برای اروم کردن این افکار افسارگسیخته هست!
 
+گواهینا
خیلی از ما آدم هایی در پهنه چند ساله زندگی مون داشتیم که دلمون رو شکستند غمگین مون کردند و رفتند، فرق نمی کنه چه نقشی داشته، مهم نیست چه بلایی سر احساس ما آورده، مهم این که بار سنگین کدورت رو با خودمون حمل نکنیم، مهم این که خودمون حال مون بهتر باشه، باید خاطرات این آدم ها رو دفن کرد، خوب یا بد، یک بار برای همیشه، سر مزار خاطرات شون با دل سیر گریه کرد و بعد اون فکر کردن به هر کدوم این خاطرات فکر کردن به ماهیت یک موجود مرده است، شاید در گوشه ای از
خاطرات حجت الاسلام قرائتی : یکبار سخنی از ایشان شنیده باشی کتاب را از دست نمی دهی
 
خاطرات حجت الاسلام قرائتینویسنده: محسن قرائتیانتشارات: موسسه درسهایی از قرآن
معرفی:
گاهی وقت ها در خاطرات آدم های مشهور نکاتی هست که از یک کتاب یا یک سخنرانی بیشتر انسان را تکان می دهد. به خاطر همین همیشه سعی کنید خواندن این کتاب ها را از دست ندهید.
بریده کتاب:
روزهای اول ازدواجم بود، با همسرم آمدم قم وخانه ای اجاره کردیم یک اطاق ۱۲متری داشتیم، ولی یک فرش ۶متری
خاطرات احمد احمد نویسنده: محسن کاظمی انتشارات: سوره مهر
خاطرات احمد احمد : صفر تا صد یک مبارز ی انقلابی در قالب روایتی خواندنی
 
خاطرات احمد احمدنویسنده: محسن کاظمیانتشارات: سوره مهر
بریده کتاب:
وسوسه های ایرج در من اثر کرد. من که نمازم را اول وقت می خواندم تصمیم گرفتم دگر نماز نخوانم!اذان شد و با اینکه وضو داشتم برای نماز برنخاستم لحظه به لحظه نگرانیم بیشتر می شد. اضطراب و تشویش تمام فکر و ذهنم را گرفت عقربه ها به سرعت به پیش می تاختند احس
 
 
 
 
 
خستم از زندگی بى تو
خواب را دوست دارم تنها جایی که فعلا .فقط ب من متعلقى ،،،آنجاست!
گرمای وجودت.لبخندت.چشمانتھمگى من را برایت زنده نگه داشته .
ب آرزوى روزى ک دستت در دست در یک روز بارانى در پارک کنار خانهمان .عاشقانه قدم میزنیم.
یک زمانی منِ جوون تر از خجالت شخصیتی که بچگیم داشتم _که حالا میفهمم کاملا نرمال بوده و مختص سن و سالم اما منِ جوون تر ديگه اون منِ نوجوون رو درک نمیکرد و بابتش رفتارهای اون خجالت میکشید_ کلی از خاطرات منِ نوجوون رو نابود کرد کاملا ظالمانه.
حالا منِ جوون از کاری که منِ جوون تر کرده خیلی ناراحتم و حس میکنم یک قسمت از ما رو نابود کرد و منِ نوجوون گم شده توی ما.
حافظه ام داره کم میشه یا خاطرات دور میشن نمیدونم اما هرچی که هست ديگه خوب یادم نمیاد از ا
دانلود کتاب خاطرات مارگارت تاچر
نسخه:pdf
نویسنده: مارگارت تاچر
مترجم: فریدون دولتشاهی
حجم: 14 مگابایت
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
Translate this page Sep 25, 2019 - با این وجود کتاب خاطرات دیوید کامرون» در جدول رتبه بندی پرفروش ترین کتاب خاطرات یک دولتمرد، پس از کتاب خاطرات مارگارت تاچر» و تونی . Homopersicus | انسان ایرانی - روزهای ایرانی مارگارت تاچر در . www.homopersicus.ir › نگاه دیگر Translate this page در
حدود3ماهه که کارم شروع شده
علارغم همه تصورات زحمتام اونی نشد که میخواستم
مدیریت اونی نبود ک روز اول خودشو نشون داد
خستم وکلافه
دلم میخاد برم یه جای دور و از اول شروع کنم
رمز گلستانو یادم رفته انتخاب واحدم مونده!
سرفه های خفه کننده!
استرس
کلافگی
لعنتی خسته شدم از بس قول دادم وزدم زیرش
چقدر دلم برای12.13سالگیم تنگ شده
چرا نمیشه دوباره اونجوری بود
چرا نمییییییییییییییشه خدااااااااااااااااااااا
امروزم مثه دیروز مثه هر روز ترسیدم ، از راهم از هدفم خیلی کار زیاده موندم صبرم طاقتم نباید تموم شده اما همین اول کاری  به اندازه ی یه سال خستم‌ خسته طاقتم بده صبرم بده که قوطیِ صبرم خالیه باید برم دنبال ِ وام دنبال ِ منابع ارشد ‌‌ با شیم حرف بزنم واسه عکس عکس بگیرم عکس ادیت کنم برای چهارشنبه خابم میاد انگشتهای پاک رو حس نمیکنم از شدت فشار ۱۴ ساعت بیرون باش و بدو بدو از این ور به اون ور ‌‌ 
خاطرات شهید رضوی/هنوز دو ماه نگذشته بود که امام رضا (ع) آرزویش را برآورد(10) شهید رضوی، در آخرین باری که به زیارت امام رضا (ع) مشرف می‌شود، شهادت خود را از ایشان طلب می‌کند که دعایش در کمتر از دو ماه به اجابت می‌رسد. 
 
 ، شهید محمدتقی رضوی مبرقع»، متولد 26 فروردین سال 1334، که مسؤولیت ستاد کربلا، فرماندهی مهندسی جنگ جهاد سازندگی و معاونت فرماندهی مهندسی رزمی قرارگاه خاتم‌الانبیاء را در دوران دفاع مقدس برعهده داشت، در تاریخ 3 خرداد 1366، در منط
دانلود کتاب خاطرات مارگارت تاچر
نسخه:pdf
نویسنده: مارگارت تاچر
مترجم: فریدون دولتشاهی
حجم: 14 مگابایت
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب خاطرات مارگارت تاچر اثر مارگارت تاچر - کتابچی https://ketabchi.org › product › خاطرات-مارگارت-تاچر Translate this page خرید کتاب خاطرات مارگارت تاچر نوشته مارگارت تاچر، انتشارات اطلاعات از کتابچی. به همراه مشخصات، قیمت و درباره کتاب. khaterate margaret tacher - Ketab Corp - شرکت کتاب https:
الان که دارم تایپ میکنم توی خوابگاه لش کردم و خیلی خستم.راستش امروز از اول صبح که از خواب پاشدم تا همین الان دوندگی داشتم.خدا رحمم کرد کارا اوکی شد و الان فرصت شد صرفا جهت اینکه یادم بمونه و ثبت خاطره بشه بیام بنویسم.
پدر و مادرم امروز خیلی زحمت کشیدن و خسته شدن.امروز بیشتر از هر روز ديگه ای فهمیدم چقدر دوست شون دارم.لحظه ی خداحافظی و گریه و.:)))))) بابام وقتی دید منو مامان داره اشک مون میاد گفت مردم بچه شون میره خارج کشور اینکارو هم نمیکنن.دلم بر
چه حس خوبیست وقتی دفتر خاطراتت را ورق بزنی و خاطره هایت را مرور کنی
با خاطرات شیرین لبخند برلبت مینشیند و با خاطرات تلخ اخم میکنی
ولی هردوی اینها طعم شیرینی میدهند
وقتی صفحات وب رو مثل دفتر ورق میزدم،با هرپستی که برخورد میکردم یک یادش بخیری در ذهنم میگذشت.
چه روزها وساعت هایی پشت سیستم مینشستم و مطالبم را تایپ میکردمچه ساعتهایی را به خاطر یک پست مفید وخوب دنبال مطلب بین کتابهایم میگشتم.چه با ذوق وسلیقه مطلب مینوشتم و اکثر عکسهارو متن ن
مرور خاطرات، کار خطرناکیه. مخصوص که با یادآوری هر صحنه، حسی جز دلتنگی بهت دست بده. اسمش رو می ذارم مرور حماقت هایی که ازشون لذت بردیم. و همین مرور، خودش حماقتی بسی بزرگتر از قبلی هاست. در واقع، یادِ هیچ کدوم از آدم هایی که توی زندگیم بودن، ديگه من رو به وجد نمیاره. همشون خاطرات به شدت دور و غیرحقیقی به نظر می رسند و تنها غمگینم می کنند. همین. 
- روزی که همديگه رو توی راک دیدیم، وقتی دستش رو برای آخرین بار گرفتم، فهمیدم ديگه حسی ندارم. توی اوج، حب
ديگه کاری با مادرم برای بحث ازدواج ندارم. کلا ديگه هیچ صحبتی هم در این باره باهاش نمی کنم و گهگاهی که حرفی میزنه میگم شما نگران نباش خودم درستش میکنم.
دو مورد اخیر رو خودم تنها رفتم و با دختر صحبت کردم، البته با حضور نفر سوم مورد اعتماد. به خانواده حتی یک کلمه هم در این باره نگفتم.
اولی رو که اول بهم گفتن 76 هست که بعد فهمیدم 78 هست و ديگه به جلسه دوم نکشید. که شاید بتونم بگم تنها مشکلش همین بود و از دختر در کل خوشم اومده بود، حیفش.
مورد بعدی هم 71 ب
دانلود آهنگ جدید حسین تهی ، ابی به نام کاش
Download New Music Kash - Released by Ebi & Tohi
 
متن آهنگ کاش از حسین تهی ، ابی
ابیکاش دوباره برگردیم به اولین بوسه به اولین دیدارکاش کنار هم باشیم تا اخر دنیا تا اخرش این باروای چشای مست تو تو اولین دیدار یه کاری دستم دادوای نمیدونی چشمات چه حسی اون لحضه به قلب خستم دادتهیتلخ جدایی برام . کجایی الان خدایی برام سخته . از این دوراهی در آم مرور خاطرات . ورود اشنا . شروع ماجرا . طلوع واجه هاتموم حس من بهت میشد از زبون ج
چند خطی از خاطرات ناگفته ی جمیله 
تیک تاک . تیک تاک. صداي ضربان قلبم با صداي گذر سنگینِ زمان باهم در می آمیزد تا لحظاتِ پر از استرس زندگی ام را رقم بزند.
باصداي در از جا می پرم+جمیله جان.  جانِ دلم! چادرت رو سر کن مهمونا منتظرن. _ااااام. چششششم مامان.+سفید بخت بشی گل دخترم چادرم را که تحفه ای باارزش از سفر اربعینت بود، سر میکنم و آرام و باوقار باذکرِ زیرلبِ یازهرا"سلام الله علیها " به دنبال مادر راه می افتم. .
ادامه مطلب
دانلود کتاب خاطرات مارگارت تاچر
نسخه:pdf
نویسنده: مارگارت تاچر
مترجم: فریدون دولتشاهی
حجم: 14 مگابایت
 
دانلود فایل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خاطرات مارگارت تاچر - کتابخانه الکترونیکی امین https://ael.af › . Translate this page خاطرات مارگارت تاچر. 8 ژوئن, 2018 Amin تاریخی, حقوق و ی, عمومی 3 0 · دانلود خاطرات مارگارت تاچر · Facebook Twitter WhatsApp Skype Telegram Viber VK . خاطرات مارگارت تاچر - ویستا https://vista.ir › jvmc2 - Translate this page Apr 18, 2019 - "این کتاب، متضمن خاط
 
ممنون
لطف داری
کار من از دعا گذشته انگار
میدونی، ادم خیلی راحت تره اگه یه سری چیزا رو ندونه. 
حالا بدترش اینه بدونی و مجبور باشی سکوت کنی 
خیلی خستم
حس میکنم هیچکس نمیفهمتم. 
هرکی تو دنیا یه ظرفیتی داره که تا پر نشه نمیره. 
ظرف من خیلی وقته لبریز شده. 
باز شروع کردم. 
ببخش
راستی
چی شد یادم افتاده بودی
 
 
انگارگم شدم توی فضا-زمان
گیج و گمم. 
کاش دستی پیدا میشد منو از این سرگشتگی بیرون میکشید. 
کسی که حرفها و حسمو درک میکرد 
 
خاطرات عزت شاهی نویسنده: محسن کاظمی انتشارات: سوره مهر
خاطرات عزت شاهی : کتابی برای به تصویر کشیدن تلخی و شیرینی های یک نسل…
 
خاطرات عزت شاهینویسنده: محسن کاظمیانتشارات: سوره مهر
معرفی:
جوان امروز نمی داند که جوان دیروز چه کرده استمردان امروز از رنج و تلاش مردان دیروز چیزی نمی دانندو چقدر تاسف بار است اگر ندانیم انقلاب ما و افتخار ما چه بوده است؟این کتاب با جذابیت، تلخی ها و شیرینی های یک نسل را به تصویر می کشد.
 
 
بریده کتاب:
رهبران قوم(مجا
.
روزی که گذشت روزی از روزهای تقویم زندگی ما بود. برگ های پاییزی را دیدن چه سود وقتی عقل از تفکر عاجز است. زیبایی برگ های پاییزی را دیدن و لذت بردن چه سود وقتی صداي گریه برگ ها را نمی شنویم؟! دیدن و شنیدن مساله ساده ای نیست به تفکر نیازمند است.
چه روزها گذشته اند و ما حتی خاطره ای از آن ها نداریم! مگر می شود انقدر ساده با زندگی خودمان رو برو شویم؟ از گذر عمر شاد شویم وقتی حتی سال های زیادی از آن را به خاطر نمی آوریم!
به راستی غم انگیز است فکر کردن! افس
♪♬♬♪اومده اون روز که حتی فکشرم حالمو بد می کرد♪♬♬♪
♪♬♬♪حواست نبود به من، لعتی دیدم♪♬♬♪
♪♬♬♪دلت داشت به چشماش التماس می کرد ديگه دستت رو شد♪♬♬♪
♪♬♬♪از تمام خاطراتی که با من داری دور شو♪♬♬♪
♪♬♬♪خوبی مثل اینکه زدبه چشمات کورشد♪♬♬♪
♪♬♬♪ديگه نبینمت فقط دور شو♪♬♬♪
♪♬♬♪حال منو نمی دونی تمی تونی که بفهمی♪♬♬♪
♪♬♬♪میگیره آهمو زندگیت ببین الان داری می خندی♪♬♬♪
♪♬♬♪واسه من کاری نداشت بخوام مثل تو امشب بایکی♪♬
نمیدونم تو این چند سال گذشته تا همین لحظه این چندمین باریه که زندگیمو به حال خودش رها کردم.رها کردن یعنی هیچ کاری نکردن.یعنی هر روزو مثل روز قبلش سپری کردن.نشستن و فکر نکردن.بی حس بودن.لذت نبردن از چیزی که هستی.
نگاه میکنم به خودم.من نباید اینطور زندگی کنم.نباید اینجا باشم.نباید وقت تلف کنم.نباید بیکار باشم.و ده ها نباید ديگه.ولی خستم.میدونم که خستگی این بار به راحتی رفع نمیشه.میدونم که این بار زخم عمیقی دارم.زخمی که هنوزم با ه
چقدر دلم امشب برای خودم سوخت
چقدر اشکت دراومد من
چه حرفایی از مامان ، از  ف و ز  شنیدی و اشک ریختی
هیشکی نبود حتی بگه الکی حرفای اینا اشتباهه.
حداقل غیر مامان میتونم بگم ازتون بدم میاد و حتی ديگه دلم نمیخواد اسمتون تو ذهنم باشه
این مدت که همش تنها بودم یا درس میخوندم یا نمیخوندم ادم شناس خوبی شدم.
من نمیدونم با ابن روحیه داغون خودم چیکار کنم  
من که تمام سعیم اینه پرانرژی خوب همجی باشم چرا بیشتر گند میزنم!
خستم خیلی خسته امروز بیش از حد از
برگه های پاره شده دفتر خاطرات "ط" را که دیدم فکر کردم چقدر خاطرات ِ دفتری قشنگ است و یکهو دلم تنگ شد . فکر میکنم بهتر است پناه ببرم به دوران خاطره نویسی یا همان روزانه نویسی های  دفتری آن وقت ها
خیلی چیزها هست که نمیشه اینجا نوشت . خیلی وقت ها خودم رو سانسور میکنم و حالا میبینم من پر شدم و مکانی برای تخلیه وجود نداره . واقعا که نوشتن روی کاغذ به آدم آرامش میده
 
پنجشنبه شب:
این هفته اصلا بیرون نرفتم که ی هوایی بخورم
با اینکه بسی دلم بیرون می خواست
شنبه با امید بیرون بودم
دوشنبه عصر با علی دانشگاه
سه شنبه صبح با استاد جان دانشگاه
و بقیه تایم این هفته رو خونه بودم
کلی کار داشتم برای انجام
ديگه با استراحت های کوتاهی که بین کارها به خودم دادم
خودم رو کشوندم تا پنجشنبه شب
الان خونه تمیز شده و برق میزنه
کارهای نظافت تمام
فقط مونده ظرف های غذا رو مرتب کنم
ی سری کار رو گذاشتم فردا صبح انجام بدم
پشت کتفم حساب
بعدا درباره یک خاطره خیلی زیبای ديگه هم مینویسم، یک شبی که رفتیم فلافلی قدیمی شهر، که زیر زمین بود و نوشابه شیشه ای میداد با نی رنگی رنگی، مطمئن نیستم ولی فکر کنم همون روزی بود که برام یه عینک آبی هم خرید. همینی که الان روی چش.
خاطرات اربعین نود و هشت: (شماره چهار)
شاید این جملاتی که میخوام الان بنویسم بهترین و شیرین ترین خاطراتم تو کل این وبلاگ باشه. خیلی خوشحالم که می تونم این حرفا رو بنویسم و رویا نیست و واقعیه:
تو محرم امسال تو روضه ها و بویژه تو اون شب آخر اردو جهادی تابستون امسال تو مراسم قرعه کشی اربعینش و این ها، تو دلم همیشه از خدا و امام حسین(ع) می خواستم که توفیق نوکری و خادمی شون رو به من بدهند.
الحق هم که دادند.
اول از همه که تو کاروان اربعین دانشگاه خدارو ش
ما برگشته بودیم اینجا بعد سالها،منتها تحویل نگرفتید شاید نخوندید شاید متوجه نمیشدید و هزاران شاید ديگه. دنیا دنیای رابطه هاست و ما بزرگ شده ی ارتباط داشتن با همیم،اینکه احساس کنی اینجا کسی با این صفحه ارتباط نگیره سخته،احتمالا اینجا دوباره به خاطرات بپیونده!ديگه البته آرشیو باقیمونده رو پاک نمیکنم،علی الحساب خداحافظ.
قسمت ترسناک ماجرا اینجا بود که با وای فای  خونه وصل نمیشدم.فکر کردم اخرین خونه را هم از دست دادم تا امشب متوجه شدم با نت گوشی وصل میشه.احساس ناامیدی دارم نسبت به همه چیز . کار درس زندگی از اینکه هنوز دارم درس می خونم روح ام فرسوده است. از اینکه کارم تعطیل می کنم که درس بخونم حس خوبی ندارم .از اینکه تکلیف زندگی ام معلوم نیست ناراحتم .از اینکه هر لحظه چیزی را از دست می دهم ناراحت ام دوباره شروع کردم به فرندز دیدن .حالم خوب نشد .عصر برف میبار
 
خواب که ساعت ندارد اصلا معلوم نیست دوازده شب که خسته و له می چپی زیر پتو قرار است دقیقا کی پلک هایت بسته شود. چند دقیقه باید رویا ببافی و چقدر قرار است در آن رویاها غوطه ور شوی تا خوابت ببرد.
من خیلی شبها فردایم را مرور می کنم. همانجا در نور کم و آبی رنگ اتاق، از صبح تا شب فردا را چنددقیقه ای مرور می کنم. تمام که شد و باز خوابم نبرده بود گذشته ها می آیند سراغم. اتفاقات دور و تار آدم های رفته خاطرات خاک گرفته.
ادامه مطلب
 
اشاره
در یکی از روزهای بهار سال 1371، در محلی که به آن بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح میگفتند، میهمان ایشان بودیم. در آن جا شاخه های صحبت ما گل انداخت و گفتیم دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برای تدوین خاطرات جنگ چه کارهایی کرده است و دوست دارد چه کارهایی بکند و اینکه یکی از این کارها، تدوین خاطرات ایشان است. .
 
گفتار نخست
 
انقلاب که به ثمر رسید، در پادگان اصفهان بودم. در دانشکده توپخانه تدریس می کردم . آن موقع، با نیروهای انقلابی در اصفهان و
بچه که بودم هر چیزِ لازم و غیرِ لازم رو نگه‌میداشتم.قوطیِ شیشه‌ایِ عطرم که ديگه تموم شده بود و ته‌مونده‌هایی از بوهایِ آرامش‌بخش،کف‌ش مونده بود!قابِ طلاییِ موبایلی‌ که ديگه موبایلش رو نداشتم و موبایلی جدید با یه قابِ جدیدتر جاش رو گرفته بود!گلدونِ سبزی که من رو یادِ بهترینِ کاکتوسِ گلدارِ اتاقم می‌انداخت و لبه‌ش کمی شکسته بود!ساعت مچیِ سفیدم که عقربه‌های شب‌نما و فسفری‌ش شب‌ها توی اتاقم برق میزد ولی ديگه کار نمیکرد!پلیورِ صورتی
اینو باید توی اولین پست بعد از تابستونم میگفتم
خوب واقعیت اینه که من بزرگ شدم، از نظر عقلی به خصوص، خوب توی سال گذشته من نمیدونم چرا انقدر اونطوری شده بودم که با خیلی هاتون دعوا کردم و خیلی زود بهم برمیخورد و اصن یه عجوبه ای بودم برا خودم، نمی دونم چجوری تحمل میکردین:/ واقعا ببخشید ، اگه کسی رو ناراحت کردم اگه ازم رنجیدید متاسفم، اصلا چند وقته من همش در حال عذر خواهی کردنم واسه رفتار های دوران جهالتم:/ خبر خوب اینکه الان خیلی عوض شدم، ولی خیلی
سلام
 
دلم برا اینجا تنگ شده بود 
فکر کنم یک ماهی هست که نیومدم  
ده روز نبود که از کاشون رفته بودم ولی الان که اومدم انگار داخل دانشگاه احساس غربت میکنم نمیدونم چرا هنوز میرم کارگاه تا آروم بشم 
دلیل این دل آشوبی و غربت و نمیتونم درک کنم ولی خب چرا  شایدم بدونم 
وقتی ببینی همه آماده کربلا میشن ولی تو
 
دلم هلاک نگاه آقاست
حسین جان
 
آقا جان دلم و میشن  پارسال از غربت اربعین  دستم به کاری نمیرفت ولی دلخوشیم جامعه بود 
ولی الان واقع
زود میگذره، برای تک تکِمون، چه در جریان باشیم و چه نباشیم. چه در جریانش باشیم و چه نباشیم.
مثلِ وزیدنِ یه باد و جارو شدنِ برگا، زمانْ عمرِ ما رو جارو میکنه، نه برگی میمونه و نه اثری از ما. برگا میپوسن و ما هم میپوسیم و چیزی نمیمونه جز موادِ آلی.
خاطرات این وسط حکم یه شکنجه‌ی تموم نشدنی رو دارن: دقیقاً همین وسطی که گرفتارش شدیم، یا بهتره بگم همین وسطی که گرفتارمون شده. این وسط تا بوده همین بوده و ماهاییم که تو این چند میلیون سال مهمونش بودیم. چن
بعضی دردها هستند که چنان عقده ای و مریض هستند که دست از باز کردن خاطرات تلخ برنمی دارند. در حال باز کردن کاغذ دور خاطرات هم حسابی خش خش راه می اندازند تا ذره ذره از خاطرات را تا زمانی که کاملا نمایان بشه را ببینی و بیشتر دردشو حس کنی. 
بعد خاطره رو عین یک سگ هار کوکی راه می اندازه و باعث یک صحنه گروتسک میشه که تو بدو، خاطره بدو دنبالت! گاهی جاشون عوض میشه و گاهی هم خسته میشن و می شینن یه گوشه کرکری برای هم می خونن. خلاصه که صحنه ی خشن و طنزی می تونه
چشمام درد میکنه.سرم درد میکنه.بازم معده درد عصبی و استرسی اومده سراغم.چیزای جدیدی که میخونم توی مغزم نمیره.چیزایی که قبلا خوندمو مرور میکنم از خودم میپرسم یعنی من واقعا اینا رو خوندم؟و یک ساعت بعدش که همونا که مرور کردم رو هم یادم نمیاد.خستم.میرم اینستا تموم دوست و اشنا و فامیلو می‌بینم که همه در حال مسافرت و عشق و حالن.دختر داییم همسنمه.عید عروسی کرد.یکماهی هست که توی مسافرته.لایو گرفته بود و با صداي خمار میگفت بیشتر بریز هنوز مست نشدم.و‌
این اولین پست من در این وبلاگه در حالی که هنوز برای وبلاگ نویسی و این تصمیم غیر منتظره آن هم در وسط یکی از حساس ترین برهه های زندگیم یعنی سال کنکور ! مُرددم.
سال کنکور چطور میگذره ؟ به مفتضح ترین شکل ممکن.
به اندازه ی اصحاب کهف از نقطه ای که در حال حاضر باید روش ایستاده می بودم فاصله دارم. و من بعد از تحلیل و تفسیر فراوان ، به این نتیجه رسیدم که مدت هاست که دچار افسردگی خفیفی شدم که متاسفانه با وجود داشتن خانواده ای نسبتا تحصیل کرده ، چیزی من
دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده به نام مرور خاطرات
Download New Music Mohsen Ebrahimzadeh – Moroore Khaterat
هم اکنون ، موزیک جدید و شنیدنی محسن ابراهیم زاده به نام مرور خاطرات با لینک مستقیم و دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ همراه با متن آهنگ از سایت موزیک من
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده مرور خاطرات

ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده مرور خاطرات
Download New Music Mohsen Ebrahimzadeh Moroore Khaterat
آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده بنام مرور خاطرات
شبا با مرور خاطرات تو صبح میشه از این علاقه مگه سر سوزنی کم میشه
از وقتی رفتی تنهایی واسه من بی حد شد چی شد این آدم ساده تو دل تو معضل شد
 
ادامه مطلب
 باز دلتنگت شده ام و در هر گوشه ی ذهنم تورو سرچ می کنم چه کنم که نتیجه ی یافت نمی شود .خنده دار است بر مانیتور خاطراتم نوشته ی پدیدار می شود ،آه چه می گوید ؟!'اتصال شما قطع است '  
  سال ها از تصادف من و دوستم بخت  میگذرد: پوشه ی از دستم می افتد  وتمام خاطراتم  پخش زمین می شود بخت به سرعت بخاطر برخوردمان عذر خواهی می کند و در جمع کردند خاطرات ها به من کمک می کند آن روز خیلی آسوده تمام شد بی دغدغه 
  هر چه می گذشت حسی به من نبود یکی از خاطراتم را یا
بعضی‌ها هم مثل گل‌های خشک شده‌ی لای کاغدهای کتاب‌اند. خاطرات زیادی را به یاد آدم می‌آورند، اما نمی‌شود توی گلدان گذاشت‌شان.
باید هر بار لای کتاب را باز کنی، نگاه‌شان کنی، ببویی‌شان، و بعد دوباره کتاب را ببندی. دم دست که باشند، تکه‌تکه خرد می‌شوند و می‌ریزند و خاطرات خوش‌شان را هم با خودشان به یغما می‌برند.
+اگر عهد گلان این بو که دیدُم
بیخ گل بر کنید و خار بکارید
#باباطاهر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب