نتایج پست ها برای عبارت :

دیگ دیگ تنهام نزارم بی تو ارامش ندارم

 
متن آهنگ علی لهراسبي بنام تو رو دارم
از قبل تو برخورد هات فهمیدم آینده دارم باهات
تو اومدی که با تو ثابت شه هیچکی بعد تو نمیتونه ديگه بياد جات
انقدر حرف دارم که براش تو قلبم حتی جا ندارم
خیلیه یه آدم اینجوری بتونه بگه تو انتخابم اشتباه ندارم
من خیلی خوشبختم که تو رو دارم سر کن با عشقم تنها نزارم
خوشبختی یعنی که تو آرزومی هر وقت بخوامت همیشه پیشمونی
من ترس از دست دادن ندارم خیال دل پس دادن ندارم
محاله وقتی از خدا یه چیزی میخوام نگفته باشم اسم
ماه اخره دختر قشنگ من
دختر قشنگم از ته دل ارزو میکنم زندگی تو عین من نشه.
عزیزِ جونم همه زندگیمو میدم که تو خوشحال باشی
هر کاری می کنم که تو ارامش داشته باشی
بهت قول میدم هیچ وقت نزارم دردایی که من کشیدم و زجرایی که بهم دادن سر تو هم بيارن.
دختر عزیز من هیشکی به اندازه مامان دوستت نداره باور کن. تو تنها دلیل زنده بودن منی.
از دیشب دوباره حالم گرفته شد یه وقتایی حس میکنم که خیلی تنهام و هیچکس را ندارم تا بتوانم با او وقت بگذرانم. البته شاید واقعا اینطور نباشد شاید خیلی از آدم های اطرافم حاضرند با من وقت بگذرانند ولی از وقتی که او ولم کرد و رفت با یکی ديگر همش حس میکنم که تنهام و هیچکس را ندارم. از دیشب خیلی به این موضوع فکر کردم و واقعا داشتم دیوانه میشدم ديگر تا اینکه امروز ب این نتیجه رسیدم که اصلا یه سالی تنها باشم و کسی را ورد حریم خصوصی خود نکنم مگر چه می شود؟
همه زندگیم رفت از زندگیم
رو لبهام فقط آه و افسوس دارم
اگه آخرین روزه پس واسه چی مث روز اول تورو دوست دارم
اگه آخرین روزه پس واسه چی مث روز اول میمیرم برات
تو حق منی از همه زندگیم ولی حق ندارم بمونم باهات
بارون نم نم اومدو رو قلب من غم اومدو من ديگه دخلم اومدو
ازت خبر نیست خیلی چیزا بود که بگم دردامو ریختم تو خودم
تنهام گذاشتی له شدم
ازت خبر نیست من عشقو فقط با تو میشناختم تو فکرم چه رویایی و ساختم تا دستای تو خیلی راهی نبود
ولی باختم عشقو بدم باخ
خدای مهربونم 
مرسی که تو اون روزای سخت تنهام نذاشتی
خودت میدونی که چقدر دلم آشوبه چقدر تنهام و چقدر میترسم و اضطراب دارم
تو پناهم باش
تو دستم باش چشمم باش مغزم باش زبانم باش قلبم باش فکرم باش
خدای مهربونم چشم امیدوم فقط و فقط و فقط خودت هستی و لاغیر
باید از حال الانم بنویسم. اینکه تنها اومدم خانه هنرمندان و با ح تموم کردم و ديگه همین تنهایی برام مونده   راضیم و . و خسته‌ام و ناراحتم. میم عاشق من قصد دارم عاشق بشم و تنهام. این از زندگیمون و حالا . تنها نشستم لبه‌ی حوض خانه هنرمندان و ملت دارن فوتبال می‌بينند و من تنهام. دو تا کتاب خریدم و گالری دیدم، تنها. اونچه از همه بيشتر به چشم میاد تنهاییه. 
بغض دارم؟ ناراحتم؟ نه بيشتر احساس رهایی و خوبي دارم اما همچنان چشمام بدنبال یه گریزگاهه اینک
در عین حال که به عوض کردن شغل فکر می‌کنم و دارم رزومه می‌فرستم برای پوزیشن‌های مختلف، دارم با استادها هم مکاتبه می‌کنم برای اپلای. ولی من همیشه زندگی رو حتی شلوغ تر از این میخواستم. چی شد؟ هیچ نقطه‌ی روشنی وجود نداره. از کارم متنفرم و با بي میلی میرم سرکار، احتمالا با مدیرم داستان خواهم داشت. برادرم در شرف ترک وطنه. تنهام و حتی تو جمع هم تنهام و این از همه سخت تره. اوضاع مملکت که اونجور و روز به روز کثافت‌تر. راستی چند وقته خوشحال نبودم؟ حسا
میدونی کلافگی ینی چی!!!!!
خسته شدم از بس احساساتمو پنهان کردم
از بس حرف زدم از بس از حقم دفاع کردم همه میگن سارا قلدره سارا احساس نداره
اینکه به مامانم میگم عاشقم بهم میخنده(ینی چی اخه)
من یهو نابود میشما ااا
یهو میمیرم 
یهو لهه میشم
تنهام نذارید این شکلی.
میترسم بهش بگم بذاره بره
بهش بگم عاشقتم اونم نسبت بهم سرد بشه
ولی دارم میمیرم از نگفتنش
باید بگم حسموووووووووو
لعنت به این شرایط
 
----------------------------------
 
 
فقط بگم حق ندارید منو چیزایی که
خدای مهربونم سلام
تو تنها دوست و تکیه گاه منی
منو در پناه خود از بدی ها حفظ کن و بهم سلامتی کام جسم و روح بده 
خدایا میدونم همه ی رو میدونم 
تو مهربون تر از اینی که که منو .
البته اینا هیچ کدوم دلیل و توجیه نمیشن
ولی من تو رو تنها کسم میبينم توی این دنیا و این زندگی 
شکرت به خاطر همه نعمتهات
تنهام نذار که به وجودت بي نهایت نیازمند
خدای دوست داشتنی و مهربونم 
تا وقتی که تو هستی دلم قرصه 
تنهام نذار و کمکم کن 
مرسی از وجودت و کمک هات و همه چی
شدیدا دوستش دارم ولی جرأت ندارم. فقط گریه ست آثارم ولی جرأت ندارم.
 
 سکوتی لعنتی بين من و او.دهد هر باره آزارم ولی جرأت ندارم.
 
 دلم فرمان دهد: تو صحبتی کن!بله! دل کرده اجبارم ولی جرأت ندارم.
 
 بگوای دل بگو که دوستش دا.همین دل کرده احضارم ولی جرأت ندارم.
 
 دگر کارم به سمتی رفته کـِ ـمْروزدگر سر، داده اخطارم ولی جرأت ندارم.
 
 خدایا سختتر از بي کسی چیست؟!سکوتم. قلب اِدبارم. ولی جرأت ندارم.
 
دو جمله از سخنهایم بداند،شود مجموع اشعار
دانلود آهنگ فوق العاده زیبای  اشک  ازاحمد محمدزاده
متن آهنگ:
اشک روی صورتم هست دونه دونه
تو دنیا کسی قدر دل منو نمی دونه
این دل نمی تونه که بي تو بمونه
دوست داره که تا صبح واسه تو بخونه
آخه این دل من بي تو شده دیوونه
بری ازش می مونه فقط یه ویرونه
ای دل تنهام بسه چشم انتظاری
من موندمو شبهام شبای بيقراری
چرا تنهام میذاری چرا تنهام میذاری
باز اون چشات دوباره اومد به یادم
باز اون نگات منو داده به بادم
خدا برس به دادم
ای خدا برس به دادم
اشک روی صو
یکی ديگه از اون آهنگ های پاییزی که واقعا به حال و هوای این فصل می خوره آهنگ نه نرو از سیروان خسروی هست که به شدت رومنس و یه جورایی ناراحت کننده ست ولی از اون غم های دوست داشتنی. از اون آهنگ هایی که می دونی وقتی گوشش می دی روح و دلت پر می کشه به جایی که نباید. از اون آهنگ هایی که حتی اگه از لحاظ احساسی توی شرایط خوبي باشی باز هم ذهنت رو درگیر می کنه و واقعا دیوونه ی این آهنگم. از اون آهنگ هایی که می دونی وقتی گوشش بدی دلتنگی دیوونت می کنه ولی باز هم
دوره‌ی فترت را می‌گذرانم. دور مانده از هر عشقی. عشق میم، عشق م، عشق ح و . دورم از همه‌کس و هیچ کس را رای من نیست. دلم خالی، جهانم خالی، روحم تنها، . من مانده‌ام و خودم و گستره‌ی بي‌پایان هستی. و هستیِ جدا مانده از وجود. درد هم ندارم فقط اخلاقم گه است و حوصله‌ی هیچ کس و هیچ چیزی ندارم
چیه این هستی؟ چیه این زندگی؟ چقدر تنهام و بي‌کس و بي‌عشق و بي هم‌صحبت حتی. ح هم بدرد من نمی‌خورد او هم آنقدرها هم آدم فهیمی نیست. میم هم این روزها درگیر عشق تا
سلاممن یه مشکل خیلی بزرگ دارم . ده ساله بوی بد دهان منو ازار میده. الانم بيست و سه سالمه. نگین بهداشت رو رعایت کن و این چیزها من حتی یه دندون خرابم ندارم.فقط این بوی لعنتی از زبانم میاد. نمیدونم چیکار کنم ديگه. بخاطر این مشکل همیشه تنها بودم. تو مدرسه و دانشگاه. حتی الانم که خونه خودم اومدم. نمیتونم مثلا با همسایه ها حرف بزنم. خب خجالت میکشم. حوصله مهمونی هم ندارم. روزی سه بار هم شده دهان و زبانمو میشورم ولی بازم این بو نمیره.حتی نمیتونم با مامان
من عشقو تو چشمات میدیدم واسه تو خیلی جنگیدم
بعد تو از همه بریدم مردم
تو رفتی و ديگه من تنهام حسی نمونده تو چشمام
نیستی و خیلی افسردم
میدونم دیوونم اما بي تو نمیتونم پیش تو آرومم وصلی آخه تو به جونم
تنهامو دردامو جز تو کسی نمیدونه این دوریت بد جوری داره منو میسوزنه
مثل دونه های بارون توی کوچه و خیابون اشکام میریزن چه آروم آروم
طاقت ندارم و ساعت نه رد نمیشه چه راحت تو اما انگار آسونه واست
من عشقو تو چشمات میدیدم واسه تو خیلی جنگیدم
بعد تو از همه
ظرفها رو میشورم که فردایی که فقط و فقط مال خودم است وقتم بابتش نرود و صد البته خانه مرتب سرحالترم کند. نورها رو کم میکنم شجریان میگذارم. بوی کباب تابه ای ساعت ۱۲ شب میچسبد.
قرار است فردا و پس فردا بابت استعلاجی بمانم منزل و بچسبانمش به جمعه. خوب است با حال نزارم عاشق حال فردایم هستم.
بچه ها
مام رسیدیم ب سد کنکور.
البت دوسال ديگ مونده.ولی خب باید پایع رو باید جم کنم.تا ب مشکل نخورم.
خب ديگ امروز جم میکنن تبلت داداشمو.فردام خودم کامپیوترمو جم میکنم میخوام تمرکزمو بزارم رو درسم
سر میزنم.شاید پست نزارم ولی رفیق فابریکا مطمئن باشین فراموش نمیشینو بتون سر میزنم
ب امید موفقیت همه
♪♬♬♪همه دنیام تویی دلیله بودنم تویی♪♬♬♪
♪♬♬♪احساسی که به تو دارم اینروزا واسم شده همه دنیا تو باشی پیشه من همه چی خوبه♪♬♬♪
♪♬♬♪تو هستی دلم آرومه آرومه بدونه تو نمیتونه نباشی میشه دیوونه هوامو داشته باش هواتو دارم♪♬♬♪
♪♬♬♪همه دنیام تویی عشقمو رویام تویی دلیله بودنم تویی تو حرفام تویی♪♬♬♪
♪♬♬♪آرزوهام تویی درمونه دردام تویی اون که می مونه منو نمیذاره تنهام تویی♪♬♬♪
♪♬♬♪تنهات نمیذارم من کم نمیارم تا آخرش پاتم هوامو
کاش ما نشیم بچه های جنگ
کاش استرس میزاشت چشم رو هم بزارم
از شدت دلهره تهوع گرفتم
فقط دلم میخواد همه چیز اروم بشه
ساعت پنج و دو دقیقه ی صبح هست و من احساس میکنم هرچی دعا بلدم از ذهنم رفته و صلوات میفرستم و بغضم و قورت میدم
کاش خواب باشه اینایی که تو اینستا دیدم و شنیدم
حاا خوبي ندارم.
اما
أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
 
یاد خدا آرام‌بخش دلهاست
 
توکل به خودت معبودم،توکل به خودت پروردگاره من،آروممون کن،کشورمون رو،نیازمندیم ب
امروزم شروع شد و من به کل تا ساعت پنج تنهام. یجوریه . بهش عادت ندارم اما چه فرقی برام داره در هرصورت سرم گرمه کارام هست. امروز دیر بيدار شدم هفت اینطورها از فردا سعیم اینه که زودتر بيدار بشم مثل قبلا. دیشب واقعا خسته بودماااا نگم برات. واااای اینجا واقعا تو خونه سرده بخاریم زیاد کردما اما فرقی نکرد اصلا:/ پتو پیچ کردم خودمو :/خلاصه که همین برم انجام بدم کارامو. از پسش بر میام. 
روز 24 مرداد 98 رو نمیتونم تحت هیچ شرایط فراموش کنم.
یادمه پادگان نخبگان که بودم میخواستم از خاطراتم توی وبلاگم بنویسم اما اولین مطلبم بعد از این همه مدت تلخه تلخ.
هنوزم نمیتونم هضمش کنم و این دو روز فقط کارم شده قدم بزنم و فکر کنم و سیگار بکشم.
چقدر رویا داشتم اما فعلا همه باید بایکوت کنم.
روز پنج شنبه با هم قرار داشتیم. دو هفته بود اصلا ارتباط نداشتیم. میدیدم واتس آپ آنلاینه اما جواب منو نمیده. 
کلی ذوق داشتم و همو دیدیم. خیلی منطقی و مثل دو تا ت
سلام.
الان که اینو مینویسم، تو خونه تنهام. از صبح یعنی تنهام.
خیلی وقته که دلم میخواست باز بيام وبلاگ و باز مثل قدیما بنویسم. معنی بنویسم این نیست که من نویسندم یا فلان. اتفاقا از اول انشام هم ضعیف بود. الان هم این چند خطو که نوشتم میرم چند بار از اول میخونم ببينم نگارشم درست بود یا نه. که صد در صد باز هم غلط دارره!
فقط میخوام بعضی چیزهارو ثبت کنم. خیلی خود سانسوری دارم و  قبلا بخاطر همین خودسانسوری یا امینت یا ترس از لو رفتن تو دنیای واق
+هروقت، هروقت یه نفر می‌گه "چه‌قدر خوبه" ادامه‌ش تو سرم پخش می‌شه که "موزیکم تا خود صب می‌کوبهههه، دستات چرا از دست من دووورههه؟ خوش می‌گذره به هرکی بينمووونههه". خدا بگم چی کارت نکنه خانوم عین که با خزعبلاتی که تا چند وقت پیش گوش می‌دادی مغز بي‌گناه من رو پر کردی. تازه هروقتم می‌گن "باشه اصلا تو خوبي" سرم با صدای آرمین تو ای اف ام ادامه می‌ده "اصن تو راس می‌گی! تازه بقیه‌شم یادم نیست. :/
+اون روز داشتم تو ماشین می‌خوندم چه‌قدر تنهام، تنه
سلام به جنون دوباره ی شبانه ام
بلای حیات چه بود که دچار ما شد
چه بود که طناب دارش را از روز اغاز به گردن ما انداختند و محکم کردند
کاش مادرم ان روز مرا به این کره ی خاکی نیاورده بود
کاش مرا به این بلا مبتلا نکرده بود
این جنون تمام شدنی نیست 
هرچقدر هم دست و پا بزنم تا طبيعی زندگی کنم سر اخر در تاریک ترین لحظه ی شب خیره به دیوار مقابلم این جنون لعنتی برمیخیزد و گلوی بي جان مرا می فشارد
ای جنون شبانه 
ديگر نمیخواهمت 
ارامش میخواهم
به جای سرمای جان
راستش ديگه نمیشه این مدلی زندگی کرد حداقل برای من این شده که ديگه نمیتونم تو دِین کسی باشم . یعنی هر جور شده زیر سنگم شده باشه دارم تلاش میکنم بدهی هامو جفت جور کنم بعدش برم سراغ زندگیمُ چیزهای ديگم . این روز ها افتضاح برای من این شده از کسی پول نگیرم شده از هیچ کس  نه از بابام نه از داداشم از هیچ کس کلا زیر دِین رفتن رو ديگه دوست ندارم . چرا دوست ندارم برم زیر دِین کسی چون ممکنه همون شخص تو آینده واسه هر کارش اون رو برات اهرم فشار قرار بده ، امکان
دانلود آهنگ امین رستمی به نام دلم گرفته
در این مطلب از سایت جذاب موزیک برای شما دوستان آهنگ زیبا و شنیدنی دلم گرفته با صدای امین رستمی آماده کرده ایم
 Download New Song Amin Rostami / Delam Gerefte With text and Quality Mp3 320 / 128 From JazabMusic
آهنگ دلم گرفته امین رستمی
 
آهنگ دلم گرفته امین رستمی
♬♬♬ متن آهنگ دلم گرفته امین رستمی♬♬♬
♬♬♬ پای پنجره نشستم ،کوچه خاکستریه باز / زیر بارون من چه دلتنگتم امروز ♬♬♬
♬♬♬ انگار از همون روزاست / حال وهوام رنگ توئه ♬♬♬
♬♬♬ کوچه دلت
من همانم که می‌خواستم بمیرم. همانم که وقتی می‌گفتند اگر مادرت بمیرد چه کار می‌کنی؟ می‌گفتم خب می‌میرد ديگر، کاری نمی‌شود کرد و صد البته که گریه نخواهم کرد.روزی صد مرتبه آرزوی مرگ می‌کردم هرچند خیلی از مرگ هراس داشتم و به آن آگاه نبودم. فکر می‌کردم هراسی ندارم و بجای کلمه،‌شجاعت از دهانم خارج می‌شود. حرف می‌زدم و لبخند. که مرگ چیزی نیست. حالا می‌توانم بگویم که قبول دارم می‌ترسم. هراس دارم از فقدانم.-------------------اولین باره، که برف می‌آد
یو نو میفهمم اگه میخوای تنها باشی یا میخوای همه روابطو قطع کنی یا هر چی
فقط اینکه خواهشا بلایی سر خودت نیار.کار غیر منطقی نکن.همین که بدونم حالت خوبه کافیه( البته میدونم خوب نیست ولی خب میفهمی منظورمو ديگه)
اگه یه روزی خواستی برگردی یا هر چی نمیدونم حتی ده سال بعد خیالت راحت که جات همینجا اماده ست اگه هم نه که خواهشا فقط سالم بمون
بوس
 
+احتمالا چند وقت پست نزارم.اگه خواستید در ارتباط باشید تگلرام و اینستا هستن.اگه ندارید و دوست دارید داشته ب
قبلا هم تجربش کردم ولی مث اینکه هر دفه تجربش میکنی عین دفه اول دردناکه
ترک شدن» چیزیه که جایی در موردش حرف نمیزنن ، جزو شکستگی ها محسوب نمیشه شاید
من زنی ام که مردی و دوست داره که ترکش میکنه.این یه واقعیته و با اینکه میدونم اینو هنوز نمیتونم ازش دست بکشم.
توی داستان ها غرق میشم، اما به محض اینکه سرمو میارم بالا واقعیت مثل یه طوفان هوای سرد میخوره تو صورتم.
و هیچ جایی قرار ندارم، همه جا تنهام، هیج جا خونه ی من نیست و آرامش مدام ازم فرار میکنه.
ک
زندگى بد است و به شدت سخت. حتى زمانبکه فکر میکنى در دنیاى یونیکورن ها و ابنبات هاى رنگى زندگى میکنى پشه اى در مغزت وزوز میکند. 
به مرحله اى از زندگیم رسیده ام که چیزهاى براى از دست دادن دارم و ترس گم کردنشان، نبودنشان مرا عذاب میدهد. از طرفى ديگر هیچ چیزى براى از دست دادن ندارم.
مدت زیادیست که میخواهم کارى انجام دهم تا از طریق ان بتوانم پول دربياورم و مستقل شوم اما متاسفانه گشادى اجازه ى انجام هیچ کارى را به من نمیدهد. دوست دارم درخانه ام بخواب
امروز نرفتم کتابخونه و چه اشتباهی کردم.من نباید تنها بمونم ، وقتی تنهام نمیتونم خوب تمرکز کنم.باید یکی باشه باهاش حرف بزنم .خونه ما صبح تا شب هیچ کس نیست و در این لحظه دارم دیوونه میشم از این میزان سکوت حاکم.به برنامم خوب نرسیدم.کلی فکرای منفی تو سرم میچرخن ، هوا ابره و به شدت سرده.احساس میکنم چقدر همه چیز دارکه.
دوست دارم گریه کنم و به زمین و زمان لعنت بفرستم.
حتی حوصله ندارم برم بيرون.برم دوش بگیرم شاید بهتر شد ، ها؟ یه فیلم هم ببينم
این ارامش رو مدیون تلاش هایی هستم که بي وقفه برای رسیدن به خوشبختی و حل مشکلاتمون انجام میدادم. دعا میکردم‌. میپرسیدم. حرف میزدم و حرف میزدم و حرف میزدم.
حالا وقتی یک بحثی بينمان پیش بياید حتی اگر خیلی حاد شود مطمئنم که دوستم دارد مطمئنم که دوستش دارم و دقیقا بخاطر همین علقه هست که میتوانم در ارامش به حل مسائل فکرکنم. به اینکه ببين چقدر همديگر را دوست داریم. ببين تا الان چه چاله ها و دست انداز های بزرگی را پشت سر گذاشتیم جانم! ببين که این اتفا
تنهام.ساعت هاست که تنهام.امشب بله برون عمه ست.ولی من نرفتم.بابا ازم دلخور شد وقتی گفتم اینجور مجالس جای بچه ها نیست.نمی دونم از چی دلخور شد وقتی حقیقتو گفتم؟ دلخور شد نرفتم.ولی به خاطر عمه نرفتم، به خاطر همشون ،چون اصلا آدم نقش بازی کردن و لبخندای الکی نیستم این روزاواقعا نمی تونستم.
برای عمه خوشحالم.چون حالش خوبه.معلومه که خوشحاله و از انتخابش راضی و مطمئن.منم دعا می کنم همینطوری باشه ولی.فک نکنم خودم بتونم هیچوقت هیچکسی رو به این عنو
نم نم بارون هست
منم تازه بيدار شدم و تنهام
جزوه هامو برداشتم میخوام برای میانترم بخونم
اما حسی ندارم چون روز سختی داشتم بهتره بگم روزای سخت
هنوز به این فکر میکنم و باید بگم ایشون اسمم به استاد گفته!
از این ناراحتم اگه من یه عکس رو خراب کنم سرانه عکس دانشگاه به فنا میره درصورتی اگه عکس  استادlong شه ایرادی نداره
از این ناراحتم بعد از 5روز هنوز هیچی یاد نگرفتم حس میکنم اونایی خوب شدن شانسی بوده
از اون دوتا95ایی که باهامون بودن این دو روز متنفرم(یج
امروز هم شروع شد و ما آخرای آبان رو داریم میگذرونیم. اینجا بارون شدیده و هوا سرد سرد. من ساعت هفت بيدار شدم درسته مثل روزای ديگه چهار نیست اما دیشبم دیر خوابيدم چون منتظر بودم مها بره  صبحونمو تنهایی خوردم برای اولین بار :دی نه بابا اولین بارم نبود. حس خاصیم ندارم به این که الان تو یه شهر تکو تنهام. مهام نامردی نکرده بود همه ظرفارو گذاشت من بشورم البته زیادم بد نبود چون خواب از سرم پرید. باید کتابمو زودتر بخونم لفتش ندم. بریم امروزو شروع کنیم م
که چه ها با ادم نمیکند
تنهایی رو میگمم
امروز واقعا یه روز کسالت باری هست
تنهام و حوصله چیزیو ندارم و راسته که میگن وقتی آدم تنها میشه  فکرای عجیب غریب 
به سرش میزنهخخخخ
هرچیزی که دلتون بخواد به فکرم زد و فقط یکیشو عملی کردم یه لینک پیدا کردم رفتم تو یک گپ 
و شروع به چت بعد یکی اومد پی ویم اما خب حوصلم نگرفت حرف بزنم باهاش بلاکش کردم
حتی حوصله آدم ها رو هم ندارم
نمیدونم واقعا چیکارکنمسریال داشتم میدیدم حسش یهو پرید
درحال حاضر با آهنگ هم
1
امروز سر خاک برادرم یه خانمه که مادرش همون جا دفن شده آمد پیش ما و به مادرم گفت من چند روز پیش خواب پسرت دیدم که خیلی خوب و خوشحال و خوشتیپ آمد و یه پارچه قرمز با طرح گل به من هدیه داد و گفت برو به مادرم بگو من ازش دلخورم از بس برام گریه میکنه, برو بهش بگو گریه نکنه من جام خوبه و اون پارچه هدیه داد بهم
 
2
امروز سرکارم تو کافی نت یه خانم مسن (متولد 1316 بود!) آمد برای اعتراض به یارانه اش, میگفت کلا یارانه نمیدن بهش از خیلی وقت پیش, موقع که داشتم کارهاش
حقیقتاً دلم تنگ شده که وقتی بعد چند ماه غزل رو میبينم باهم دعوامون میشه که کی حرف بزنه :)))) رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ 
+ فردا ناهار ندارم :| پس انگیزه ندارم و منتظر این باشید که بيام بگم نرفتم :))))))))
+ این هفته رو به معنای واقعی گند زدم! جنبه ندارم. همه یدا بگین خاک بر سرت :|
با عوض شدن خونمون حس عجیبي دارم
احساس میکنم اینجا فضای بيشتره برای ارامش ذهنیم وجود داره
اتاقم بهم ارامش خاصی میده ک توی اتاقای قبلیم نبوده
بعد مدت ها به نوشتن روی اوردم
نمیدونم اما هرچی با ادما بيشتر معاشرت میکنم بيشتر دوست دارم ازشون فاصله بگیرم چون شخصیت واقعیشون خیلی ترسناک هستش
دوستی با رفیقای اکیپ داره منو اذیت میکنه شوخی هاشون ، رفتاراشون خیلی اذیتم میکنه جوری ک ديگه دوست ندارم بهشون نزدیک بشم دوست دارم از دور فقط یه دوست عادی باشی
یک اربعین نشستم و تنهاگریستمدر خویشتن شکستم و آنجا گریستمغوطه زدم به خون خود از تیر اشتیاقآنجا میان معرکه  هرجا گریستمبا حال مضطرب به تمنای وصل توبا حال زار، بيدل وشیدا گریستمگفتی می آیی وچوکه دیدم نیامديگریان شدم، حزین وسراپا گریستمدلخوش به وصل بودم وایام عاشقیاز درد این فراق زغمها گریستمموی سپید و حال نزارم بيا ببينبا حسرتی به دل به تماشا گریستمبا آنکه سوختم زغم ودرد اشتیاقبا اشتیاق از کشاکش دنیا گریستملبخند می زنم که نفهمد کسی که من
سلام
امروز تا ظهر سرکار بودم
عصر سردردم خیلی بدتر شد
با شمایی که نمیشناسم که تعارف ندارم راستش رو بخواید پول ندارم برم دکتر
و از طرفی هزینه های زیادی بهم اضافه شده
سخت شده
گاهی میترسم از این سردرد هام
پر از ابهام و علامت سواله زندگیم
کار هرشبم شده فکر و فکر و فکر
فکر کنم توی دایره لغات هم نمی گنجه حالم
حس میکنم محرم نزدیکه
خدایا من جز تو کسی رو ندارم
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای رضا یزدانی به نام تنهام نذار رفیق
ترانه سرا: حسین سلیمانی / آهنگساز: رضا یزدانی
تنظیم کننده: بهروز پایگان
دانلود موزیک تنهام نذار رفیق با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 

[کیفیت 128 با حجم 4.4 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 10.7 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Reza Yazdani – Tanham Nazar Refigh

متن ترانه ی تنهام نذار رفیق با صدای رضا یزدانی:
دلگیرم از همه تنـهام نذار رفیق دنیام پر از غمه تنهام نذار رفیق
رو بغض من نمک بيشتر از این نپاش نفس بهم بده
سلام
من هستم
کم هستم
و کمی خسته م
ببخشید که ديگه حوصله بلاگ بازی ندارم، حوصله شلوغ کاری ندارم، حوصله کامنت بازی ندارم. حوصله هیچ کاری ندارم.
نق نمیزنم،
غر نمیزنم،
کاملا بي تفاوتم
و معنی ش این نیست که برام مهم نیستین ( البته بعضیا که از اولم مهم نبودن همچنان مهم نیستن )
فقط این که عوض شدم کمی
دوز خوشحالی م کم شده
دوز بي تفاوتی م بيشتر شده
یخ شدم
اینا اعترافات سنگینیه ها از کنارشون به راحتی نگذرین :))
im a monster
می دونم و بازم اهمیتی نمیدم آه .
باران می‌بارد. همه چیز زرد و سیاه است. آرزو می‌کنم یک قطره باران باشم. ببارم. بوزم. بيایم پایین. رو تن خشک خیس یک برگ. با او حرف بزنم. حرف بزنم و بشنوم که قطره‌ی زیبایی هستم. تو راهرو دختری می‌بينم که موهاش آبي‌ست. دوست دارم با تو حرف بزنم. به او می‌گویم موهاش زیباست. می‌گردم دنبال اسم آن فیلم که دختر موهاش را آبي کرده که به برگ بگویم آن را ببيند. سُر می‌خورم. برگ رفته است. دنبال او می‌گردم. گم شده است. رفته‌ام. پله‌ها را. سراشیب را. رو به پایین.
فکر کنم اولین آرزوم ،آرامشه ، در کنارشون.
وقتی ارامش نیست ، اگه یه روز نباشن؟ حتی باااینکه بدم میاد ازش ، چی میشه زندگی؟!
عمیقا نگرانم ، نگرانم بدبختی ها بيشتر شه ، چه بيچاره ایم ما نه،؟!
خدایا اگه دقت کنی ، یه دلخوشی کوچیک هم ندادی میدونی؟!
بيچاره تر از بيچاره میکنی و هی ناشکری کنیم بيچاره تر میشیم ، خدایا چی بگم بهت؟!
چرا اینطوری میکنی باهامون؟!
چرا میخوای بدبخت ترم کنی؟
من میدونم اتفاقای بد دارن نزدیک میشن.
از همچی بدم میاد خدا ، به هیچی اع
ای کاش میتونستم این سه هفته رو به عقب برگردونم.
فردا قرار نیست ازمون خوبي بشه. 
اما نا امید نمیشم. 
+دفعه پیش جوری درس خوندم انگار چیزی بلد نیستم و خیلی خوب امتحان دادم.اینبار جوری درس خوندم انگار همه چی رو بلدم و شب قبل از ازمون ذره ای ارامش ندارم
تونستم خوب درس بخونم. در واقع انگار نخواستم. باید بخوام . باید بشه.
دانلود آهنگ محمد علیزاده بارون نم نم + متن اهنگ 
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام بارون نم نم اومدو رو قلب من غم اومدو با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلود
Download New Mp3 Music Mohammad Alizadeh – Baroon Nam NAM
منتشر شد .
متن اهنگ بارون نم نم محمد علیزداه 
همه زندگیم رفت از زندگیم
رو لبام فقط آه و افسوس دارم
اگه اخرین روزه ، پس واسه چی مثل روز اول تو رو دوست دارم
اگه اخرین روزه ، پس واسه چی مث روز اول میمیرم برات
 
تو حق منی از همه زندگیم
ولی حق ندارم بمونم باهات
کی تنهاس الانخیلی ها دورمن اما همیشه ی چیزی کمه
خدا جون نکنه تو ازم دلگیری ک قلبم تند میزنه گاهی اوقات
بنظرتون کی میریم سر خونه زندگیمون
هر دفعه میاد پیشم و خودمو و ذهنمو میسازم ک دوسش دارم باز میره تنها میشم
مال اونم ولی تنهام
بخاطر من داره تلاش میکنه میدونمآره همش بخاطر منه میدونمخیلی دوسم داره میدونم
بنظرتون کی دوباره میاد
دعا کنین کنکور قبول شم
دلم برا داداشم تنگ شدهداداش واقعیم نیس ولی دوسش دارم
آزمونم افتضاح شد داداش گفت درصداتو
سلام
امروز حس خوبي داشتم.بعد از مدتی داغونی که نتایجش رو تو پست قبلی میتونید ببينید.دکتر فرهنگ جواب ایمیلم رو داد.تصمیم گرفتم بيخیال آماری خوندن و دیدن تو تابستون بشم و همون الکترومغناطیس رو به یجایی برسونم و تصمیم گرفتم بيخیال برنامه‌نویسی بشم آخه واقعا بدم میاد ازش.
از اینا که بگذریم میرسیم به یکم حرف زدن.من آدم غرغرویم.یادمه یه معلم زبان آموزشگاه داشتیم به اسم خانوم حسینی که میگفت تو عین پیرمردا یه جا میشینی و غر میزنی.الانم میخوام غر ب
این متن حرف ها تنهایی من هست ومی نداره وقتتون برای خوندنش بذاریداگر هم‌ برای خوندن وقت گذاشتید بازم ممنونم.
 
چند سال پیش دوستم از خودکشی حرف میزد از هر فرصتی برای امیدوار کردنش به زندگی استفاده کردم.حتی بخاطر من پروفایل های غمگین چند سال نمیذاره.اون موقع به من گفت من خیلی خوشبختم که تو دارم و کاش همیشه واسم بمانی منم با یک لبخند ریز گفتم هر زمان مشکلی داشتی بيا و فقط به خودم بگو اگر از من کاری بر نیاد باز حرف هات می شنوم و همیشه واست وق
هیچی نیست که دوای درد بي درمون رخوت و ملال بشه. میم حق داره و صادقانه هم گفته من نیاز دارم یکی باشه جذبم بش، یکی باشه که باهاش در ارتباط باشم. واقعیت تلخ یا هرچی راه خودش رو میاره. میم ازم خسته نیست اما عادی شدم و کافی نیستم. رخوت زندگی رو نمی‌تونه با من بشوره، و من هم. خب چه باید کرد؟ به نظرم باید بپذیریم و تسلیم بشی. باید بپذیریم و کنار بيای با ماجرا. اون ديگه یک ماهیه. هرچی سفت‌تر بگیری سریع‌تر لیز می‌خوره و می‌ره. و از طرفی هم اون آدمه و یکبا
بهونه ی خوبي شد تا بنویسم 
در حال حاضر از همه بيخبرم به گپ های آخر شب با دوستام عادت کرده بودم  
از دوست های وبلاگی هیچ خبری ندارم و این خیلی بده
الان که مینویسم هنوز برف میاد 
از ساعت پنج شروع شد امیدوارم تا صبح بباره
دخملی کنارم خوابه ،وقتی برف رو بهش نشون دادم گفت مامان دیدی به خدا گفتم برف اومد
یه فلش پر از فیلم هست ولی چون فیلم ترسناک هم هست نمیخوام بزارم 
قبلا منتظر آخر شب بودم که واسه خودم کلی خوراکی بيارم و فیلم ببينم 
اما از وقتی به ن
غمگین م،مضطرب م،نگران م،گیج م،خسته م،امیدوارم،سرگردان م،میلی به حرف زدن ندارم،میلی به نوشتن ندارم،میلی به خواندن ندارم،شب را روز می کنم و روز را شب،انتظاری از هیچ کس ندارم،از همه کس توقع دارم،از خودم انتظار ندارم،از خودم متوقع هستم،از خودم راضی  نیستمچند ماه.نه چند سال.آخرین کتابي که خواندم کیمیا گر بود و ادامه ندادمشچرا؟دست های م قهر کرده با بوی کتابهر کتابي را که شروع می کنم فقط چند صفحه می خوانم و بعد می گذارم کنارمی ترس
♪♬♬♪اومده اون روز که حتی فکشرم حالمو بد می کرد♪♬♬♪
♪♬♬♪حواست نبود به من، لعتی دیدم♪♬♬♪
♪♬♬♪دلت داشت به چشماش التماس می کرد ديگه دستت رو شد♪♬♬♪
♪♬♬♪از تمام خاطراتی که با من داری دور شو♪♬♬♪
♪♬♬♪خوبي مثل اینکه زدبه چشمات کورشد♪♬♬♪
♪♬♬♪ديگه نبينمت فقط دور شو♪♬♬♪
♪♬♬♪حال منو نمی دونی تمی تونی که بفهمی♪♬♬♪
♪♬♬♪میگیره آهمو زندگیت ببين الان داری می خندی♪♬♬♪
♪♬♬♪واسه من کاری نداشت بخوام مثل تو امشب بایکی♪♬
یک روز فهمیدم که ماندنی را نتوان شد خلاص . یک روز فهمیدم رفتنی را هم نتوان به زور نگه داشت . اگر آن آدم بخواهد که بماند پس ماندنی و اگر هم بخواهد برود مسلما رفتنی‌ست . اما تهش من هستم که ثابت در جای خودم ایستاده‌ام . این آمدن‌ها و رفتن‌ها دیدم . پس با این حساب آدم‌ها چه برام باشن و چه برام نباشن فرقی به حال من نمی‌کنه ، من، من خودمم و سرجای خودم‌ هم ایستاده ام . چه باشن تنهام و چه نباشم تنهام . چه به دنبالشان بدوم تنهام و چه در تنهایی خودم بنشینم
پر از احساس منفی و نگاه بالا به پایینم. پر‌ از "تو یکی ديگه گه نخور" و "کی به تو گفت نظر بدی". تازه به این پی بردم که یکی از لذتام وقتی خونه تنهام اینه که با صدای بلند فحش بدم و به صدای بلند خودم موقع ادای فحش‌های آبدار گوش کنم و عشق کنم.‌ احتمالا اگر از نوروز به روتین برگردم راحت‌تر خواهم بود‌.
اومدم، تو اتاقم مستقر شدم ، کلاس گذروندم، تفریح نکردم خیلی ولی درس هم نخوندم و خیلی سریع ده روز گذشت! چرا اینقدر زود آخه؟
هنوز کلاسا به جلسه چهارم نرسیده من پنج شیش جلسه عقبم چه وضعشه خب؟ شب ها هم طولانی شده، تایمی که تنهام بيشتره و چرا از این تایم واسه دپ شدم استفاده نکنیم؟ 
آهنگ نفس بریده
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روزکاری با دنیا ندارمبه تو گفتم خودم و می کشم و پر می زنم تو اسمون بگوگفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتمبه تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتنحالا من موندم و اشک و بغض و آه و عکس پاره تو ومن بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتممگه بهت نگفته بودم بي تو روزگار من تیره و تارهحالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
ديگه جون نداره دستام اخر قصه رسیده
عطر تو مثل نفس بود وا
‏زیباترین اتفاقات زندگیم ديگه اصلا تو لیست کارهایی که باید انجام بدم نیستن
‎#اوشون
المپیاد دانشجویی
استارت آپ هام
پروژه‌ی اشتغال *******
دفاع کارشناسی همراه با خونوده
و
پ.ن:
با تغییر زمان دفاع پروژه‌م به خاطر مسافرت ناگهانی استاد پروژه‌ی نچندان محترم و خیلی بيشعور زمان دفاع من از ۳۰شهریور افتاد هفته‌ی بعد که نه مامانم هست نه بابام می‌تونه بياد، دوست‌هام هم یا کربلا هستن یا کلاس دانشگاه دارند و من چقدر تنهام حقیقتا
پ.ن۲:
+امروز که رفتم
دانلود آهنگ گرشا رضایی دل ندارم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * دل ندارم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , گرشا رضایی باشید.
دانلود آهنگ گرشا رضایی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Garsha Rezaei called Del Nadaram With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه گرشا رضایی به نام دل ندارم
اینم از مناینم از تواینم از این زندگیگاهی حرفاتو نمیشه حتی به خودت بگیاون دوتاییا تموم شد اما باز دوست دارم
 
منبع
من از ساعت شیش و نیم بيدارم اما تازه میخوام شروع کنم الان یه ده مین هست مه مامان بابا رفتن سمت تهران. حالا من موندمو مها و درس خوندنو کارکردنامونو یه زندگی تقریبا مستقل. هرچند مامان بيچاره کلی لوسمون کردو برامون غذا گذاشت داریم تا چند روز . بگذریم. نمیدونم چی بگم فعلا ذهنم خالی خالیه. برای فردا مشق زبان دارم اما دستم بهش نمیره. فردا از صبح تا شیش تنهام بعدش باید برم دم دانشگاه مها با هم بریم کلاس زبان. بيخیال بيا امروزو شروع کنیم باید کلی از کت
عزیزکم.
نمیدانم الان که میخواهم برایت بنویسم، روزی میشود که تو اینها را بخوانی یا نه اما.من برای دل خودم که تو از همین حالا جایی بزرگ در آن داری مینویسم
امروز سخت بر من میگذرد و فردای پاسخ دادن به تو سخت تر، اما بدان که من برای بزرگ تر شدن تو ، هر انچه که باید باشد را از همین اول زندگی ام خواستم، برایت ارامش خواستم، برایت رفاه خواستم ، برات ایمان خواستم .  که یکروز شرمنده ارامش جاودانی که برای تو خواستم نباشم، و تو مقدس ترین بهانه ی خوانسن ه
بهامین لطفا آرووم باش، تومگه  شب قبل آزمون همه چی را نسپردی به خدا پس ناامیدی ممنوع.
فقط واسه آزمون بعدیت الان درس بخون .
ولی آخه؟!
 
از وقتی sms اعلام  منتشر شدن کلید سوالات واسم اومد ،نگرانی بدی هجوم آورده سمتم.
میترسم .حتی نمیخوام پاسخنامه را چک کنم.
+یادداشت شماره ۴۹
من نمیتونم باور کنم خدا همچین زندگی ای برای من رقم زده باشه!!!
محمد واقعا مشکل روحی روانی داره
دیوانم کرده
من شک ندارم این بيماری هم اثرات همین زندگیه لعنتیه
این زندگی ادامه پیدا کنه شک ندارم من کارم به خودکشی میرسه چون هیچوقت طلاقم نمیده مگر اینکه برم و مهریه رو اجرا بذارم. 
زن برادرشوهرمم طلاق نمیدادن خیانت کرد بي ابرویی کرد مجبور شدن طلاقش بدن
من همچین جسارتی ندارم!!!! 
تنهام. مها از صبح رفته و هنوز نیومده و فکرم نکنم تا قبل کلاس زبان ببينمش. چند وقت بود اینجوری تنها نبوذم که هیچکس نباشه خودم باشمو خودم. خب یجوریه. عادت ندارم بهش. سعی میکنم سرمو با کتاب خوندن با زبان گرم کنم. نمیتونم حسشو توضیح بدم باید تجربه کنی تا بفهمی. فکر کن برای مدت زیاد تنها اینجوری بمونی. خیلی سخته. خیلی. الان فهمیدم چقدر دوست دارم ادما دورم باشن و من اون تنهایی تو خودم بودن توی جمع رو ترجیه بدم. البته فکر میکنم زیادم خوب نیست اما من بيشت
بهونه ی خوبي شد تا بنویسم 
در حال حاضر از همه بيخبرم به گپ های آخر شب با دوستام عادت کرده بودم  
از دوست های وبلاگی هیچ خبری ندارم و این خیلی بده
الان که مینویسم هنوز برف میاد 
از ساعت پنج شروع شد امیدوارم تا صبح بباره
دخملی کنارم خوابه ،وقتی برف رو بهش نشون دادم گفت مامان دیدی به خدا گفتم برف اومد
یه فلش پر از فیلم هست ولی چون فیلم ترسناک هم هست نمیخوام بزارم 
قبلا منتظر آخر شب بودم که واسه خودم کلی خوراکی بيارم و فیلم ببينم 
اما از وقتی به ن
هیچ‌کس مطلقا هیچ‌کسی ندارم. میم در سوگ عشق بر باد رفته اش است. ح لاس می‌زند با هرکس. مح. بدرم نمی‌خورد از بس این بچه توداره روم نمیشه برم باهاش حرف بزنم، غر بزنم. کسی رو ندارم، کسی دوسم نداره، بي‌پناه‌ترینم. چه بي‌کس شدم من! نه به اون که نمی‌تونستم اون حجم رو مدیریت کنم نه این وضع بي‌کسی.
پوووف
میاز دارم با یکی الان صحبت کنم 
بهم واقعا انگیزه بده 
داغم کنه 
موتورمو روشن کنه 
بعدش منو با لگد پرتم کنه تو اتاق 
درو قفل کنه 
و بگه تا اینقدر تلاش نکی از ارامش و غذا خبری نیست 
محبت رو جیره ای کنه 
مجبورم کنه 
کاری کنه که مجبور بشم کاری کنم که ديگه از این همه کارای بيخود دست بردارم (بازی با کلمات کردم :/// )
زندگی الا کلنگ اع
حالم از کلمه زندگی» بهم میخوره 
زندگی یهو میبرتت بالا توی اوج 
یهو میارتت پایین و جوری میکوبتت زمین ک تا فیها خالدون ات درد میگیره
یروزی اونقدر عشقه و خوب ک دوست داری عمر جاودانه داشته باشی
یروز اونقدر حال بهم زن ک دوس داری همین ثانیه نه ثانیه بعدی تموم شه 
خیلی کثیف و چرکو اع زندگی
زندگی یه هاله ی مشکی و تاریک و کثیف و چرکو اع 
دوسش ندارم 
خیلی بد اع
مزخرف اع
خودشو دوس ندارم
ادماشو دوس ندارم
پول رو دوس ندارم
پول باعث شده اد
دانلود آهنگ جدید ایوان باند شبيه تو با متن و بهترین کیفیت
همین حالا دانلود کنید آهنگ جدید ایوان بند بنام شبيه تو با متن و دو کیفیت 320 و 128
شعر : حدیث دهقان / تنظیم کننده : پیام شفاهی
Exclusive Song: Evan Band – Shabihe To” With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ ایوان باند شبيه تو
هر نیمه شب یه گوشه تنهام با فکر تومیرم تو رویا تنهام چقدر چون که تو نیستی تنهام چقدرتو رابطم اما عاشق نه خوبم باهاش اما صادق نهاون هست ولی اون که تو نیستی تنهام چقدر تنهام چقدرموهاشو میب
گاهی میرم تو خیال و رویا و به روزی فکر میکنم که دارو ندارم رو ریختم تو چمدون و کوله مشکی و منتظرم تا برم سوار وسیله نقلیه بشم و برم یه شهر ديگه. 
یه شهری که توش تنهای تنهام، باید از پس همه چی بربيام.
خودم باید بجنگم کار پیدا کنم.
بجنگم واسه زندگی احتمالا خوابگاهی.
از صفر شروع کنم و پشت سرم رو نگاه نکنم.
اصلا هرچی همینکه پام برسه به اون شهر و خیالم راحت شه که ديگه ریخت تهران و کرج رو نمیبينم نفس راحتی میکشم و به روزا و زندگیی که میخوام برای خودم بسا
گاهی میرم تو خیال و رویا و به روزی فکر میکنم که دارو ندارم رو ریختم تو چمدون و کوله مشکی و منتظرم تا برم سوار وسیله نقلیه بشم و برم یه شهر ديگه. 
یه شهری که توش تنهای تنهام، باید از پس همه چی بربيام.
خودم باید بجنگم کار پیدا کنم.
بجنگم واسه زندگی احتمالا خوابگاهی.
از صفر شروع کنم و پشت سرم رو نگاه نکنم.
اصلا هرچی همینکه پام برسه به اون شهر و خیالم راحت شه که ديگه ریخت تهران و کرج رو نمیبينم نفس راحتی میکشم و به روزا و زندگیی که میخوام برای خودم بسا
سرطان پانکراس که به خیلی جاهای بدن پخش شده.
من میگم مرگ جز زیبایی از زندگیه که ما پزشکا خیلی زشتش میکنیم.مریضی که میدونیم حتما به زودی منظورم طی چند روز اینده اس میمیره رو به زور هزار دارو و خون و لوله و دستگاه زنده نگه میداریم برای چی؟چرا خونواده ها نباید بفهمن که مرگ برای عزیزشون راحتترین قسمته.
فرح زنی میانسال با سرطان پانکراس.متنفرم از تمام سال بالایی ها و استاد هایی که مدام بهش خون و دارو میدن و مجبورش میکنن زنده بمونه.متنفرماز برا
تقریباهرروز با پیامک،یا تماس بادوستام درارتباطم! 
سوالی که هر بار میپرسن:کجایی؟ وهربارمیگم:خونه !
دیروز عین سه بار تو تایمای‌مختلفی از روز زنگ زد و بازاین 
سوال رو پرسیدو هربار که گفتم خونه! عصبانی شد وداد زد
ینی چی هی خونه خونه؟؟ اینجا که بودی هرروز بيرون بودی
شادتر و سرزنده تر شدی اونجا چرا هی تو خونه ای؟؟ 
خندیدم! ی خنده ی تلخ! 
گفتم اره دچار افسردگی شدم همش تو اتاقمم وفقط واسه وعده های
غذایی میرم پیش خونواده ! حوصله بيرون رفتن ندارم چو
تو این ۳ ماه سال ۹۸ به اندازه تمام دو سال گذشته استرس داشتم و اذیت شدم 
فکرم درگیر بود 
اون از شرکت مزخرفی که واقعا اذیت کردن اینم از این مدت که شدم مثل ادمایی که تو قهطی گیر کردن 
امیدوارم خیلی زود اخر شهریور بشه امیدوارم 
روزهارو میشمارم که به اخر ماه برسیم 
 
کاش نیومده بودم تهران. متنفرم از خودم به خاطرش. اصلا حالم خوب نیست حتی نمیتونم راجع بهش حرف بزنم. دلم میخواد بمیرم. من حتی عرضه ی مردنم ندارم. حتی مرگم برام اتفاق نمیفته. حتی لیاقت مرگم ندارم. از همه متنفرم. از خودم از دنیا. کاش امشب تموم بشه. اینجا مینویسم شاید فقط خالی شم. وگرنه جای ديگه ای. رو ندارم. نه جاییو دارم نه کسیو. 
امروز دیر بيدار شدم ساعت ۹. اشتباه کردم دیشب نباید تا یک بيدار میموندم. اشکالی نداره جبران میکنم تو کار کردنم. فردا دوباره زود بيدار میشم. دستمو سوزوندم اومدم چایی بذارم در کتری رفت کنار :((( خلاصه که هنوز هیچ کار نکردمو تازه میخوام شروع کنم. برم تا دیر نشده. یووهوووو 
 
اینجا یه بارون لطیفی میاد که نگو انگار که عید باشه هوا تمیز یه ذره خنک با بارون نگم برات. 
 
راستی مها قراره بره تهران استادش سخنرانی داره. دو شنبه میره چهار شنبه بر میگرده من گف
 
یک موقع هایی که فرصت میشه و یک کوچولو با خودم خلوت می کنم می بينم مهمترین حرف هایِ من همان حرف هایی است که سانسورشان می کنم ! یعنی نمیشود گفتشان حتی اگر لای چندتا زرورق بزاری و بپیچیشان .
شاید از واکنش ها می ترسم و شاید هم جرأتش را ندارم .
یک موقع هم هست که می خواهم بنویسم و مطلبي به ذهنم می رسد اما حوصله اش را ندارم و بعد که دچار مرور زمان می شود ديگه تمرکز لازم را ندارم !
این تمرکزِ برای اینکه بنویسی و حرفت را بزنی خیلی مهمه و من مدت ها است که ت
کاری که الان دارم خوبه ،ساعت کاری خوبي داره،معمولا تو دفتر خودم تنهام و این خیلی خوبه برام ؛ و تمیز و راحته ولی بيمه نمی‌کنه منو و از رییسم متنفرم 
دیروز کلید رو توی ماشین شوهرم جا گذاشته بودم و اونم با همون ماشین رفته بود شهر ديگه ای و من با رییس تماس گرفتم که کلید ندارم رییس گفتش نیستش و اگر تونست کلید رو به دستم برسونه برم دفتر و گرنه هیچی 
کلید به دستم نرسید و من بيکار بودم ،پس رفتم به اون یکی محل کار (اونجا من اسما کارشناسم و خودم نمیرفتم )
خیلی هاتون درخواست داده بودین که مد تریلی بنز قدیمی رو براتون بزاریم اما ما هرچی گشتیم چیز خوبي که ایرانی باشه و کیفیت آنچنانی داشته باشه پیدا نکردیم. اما من یه خارجی براتون پیدا کردم که اونم خوبه ولی نه این که ایرانیشو براتون نزارم اونم به وقتش میزارم .ولی فعلا امروز براتون مد کامیونMercedes Benz 1933 رو اوردم که از ۱۹۲۴ خودمون چند مدل بالا تره ، این مد زیبا رو South Gamer ادیت کرده که لیاقت گذاشتن رو داشت!
 
جهت دیدن جزئیات بيشتر و عکسا ادامه مطلب رو ل
تف به این مملکت
تف به این دیوونه خونه ای که به دنیا اومدیم
تف به این شرایطی که باالاجبار واسمون پیش میاد و باید باهاش بسازیم
اسمشم هست اختیار داریم
هیچیش دست خودمون و انتخاب خودمون نیست
ولی باید قبولش کنیم و به زور زندگی کنیم
با خوبياش و بدیاش بسازیم
کلی خودمونو تطبيق بدیم و کج و راست بشیم تا بتونیم نفس بکشیم
کلی با خودمون و نفس و خواسته و دلخوه و ذهن و روحمون بجنگیم تا ادم خوب جامعه باشیم
خسته شدم‌از بسکه طبق هنجار قدم برداشتم
خستم از این تن
تمایلی به آشنایی با آدم‌های جدید ندارمتمایل به رفت و آمد با نیمی از آدم‌هایی که می‌شناسم ندارمو هر روز سریع‌تر از قبل، آدم‌های محبوبم را از دست می‌دهم
دیشب دوستی سبزی برایم تمام شد و اندوه و بغض همراه ماه‌های بعدی استکاش روابط آدم بزرگ‌ها این‌قدر پیچیده نبود
از این ور اون ور شنیدم
داری عروس میشی گلم
مبارکت باشه ولی
آتیش گرفته این دلم
خیال می کردم با منی
عشق منی مال منی
فکر نمی کردم یه روزی
راحت ازم دل بکنی
باور نمی کردم بخوای
راس راسی تنهام بذاری
آخه یه عمر همش بهم
گفته بودی دوسم داری
• پاییز ۹۲ تا به حال
الان دلتنگ خودم هستم خوب به من چه اون کسی رو که مورد پسندم هست رو تاب حال پیدا نکردم.من از اون تیپ ادم هایی نیستم که بخوام با یه موقشنگ دیزلی ونصفه ونیمه وداری پستی وبلندی مو وشلوار تنگ پوش واصلاح کرده با شمع ازدواج کنم من الان سر دوراهی ایستاده ام ایا کسی به تقدیر من دچار شده؟!!من دلم یک فنجان ارامش از جنس دوری از ادمهای دور ورم میخواهم .وهمین ها باعث
تو تاریکی شب نشستیم زل زدیم به چراغ های کوچک به خانه های پر نور شهر گفتم چی میشد یکی از این خونه ها مال ما بود ‌دلمون خوش بود
دلم اون شب به بودنت خوش بود هرچند که می دونستم رفتنی ،رفتنی است.
دلم گرفته است حوصله نوشتن ندارم .احساس امنیت ندارم
این گوشه کنجی که توی یکی از اتاق های خونه متعلق به منه به نظرم با بهشت برابری میکنه
وقتی که میام و اینجا میشینم یه ارامش عجیبي میگیرم و دلم میخواد ساعتهای طولانی همینجا و کنار قلم و خودکار و دفتر و کاغذ و کتابهام بشینم و خلوت کنم
بدور از هر دغدغه فکری
و اینجا بهشت منه
کیا دارن از این گوشه های دنج و با من همدردن؟ 
توان جنگیدن ندارم ديگر خدا رو شکر.
پشت  تلفن خانم فلانی نشسته است به تشریح ماجراها. که حرفش را به من ثابت کند .
و من هیچ حرفی برای گفتن ندارم. تک جمله می‌گویم گاهی می‌خندم و تمام.
حتی غمم نمی‌شود از این اتفاقات. 
این اتفاق خوبيست.
 
توان جنگیدن ندارم ديگر خدا رو شکر.
پشت  تلفن خانم فلانی نشسته است به تشریح ماجراها. که حرفش را به من ثابت کند .
و من هیچ حرفی برای گفتن ندارم. تک جمله می‌گویم گاهی می‌خندم و تمام.
حتی غمم نمی‌شود از این اتفاقات. 
این اتفاق خوبيست.
 
سلام دلبرا
من یه یک ساعتی هست ازسرکار رسیدم خونه اصلاهم حالم خوب نیست چهارشنبه عرضه اولیه است و کارگزاری غلغله سیستمها هم همش قطه، خیلب فحش میخورم، خیلی سعی میکنم پارتی بازی نکنم، ولی تریون میاد خرابش میکنه امروز واقعا نابودشدم چرا هرروز من باید دروبار کنم برم زودتر ازاون؟و اون دیربياد؟چرا تایم معاملات باید اقا فقط معامله کنه من کار کنم؟وبعدم من تاالان کارکردم اون زنگ بزنه به مدیر بگه اقا تاالان شرکت بودیم ما، اون تشکر کنه، پس من چی؟این
:)))))
خب از خدا میخوام که در سال جدید انرژیم تماما مثبت باشه و به انرژی خودش نزدیک.خواست و اراده‌ام هم همینطور. :))))
من میگم حالا که روز تولدمه بهم لطف کن و ویژه یه نگاه بهم بنداز و دعامو براورده کن.من ازت میخوام که حال اونو خوب کنی تا کمتر به ما بد کنه.ازت ممنون میشم.
وقتی اون دست از کاراش برمیداره، من میتونم با ارامش زندگیمو بکنم و ادم خوبي باشم.به جاااان خودم راست میگم. یَک ادم خوبي میشم با همه.
دلم میخواد تو سال جدید توانایی کنترل روابطمو با ب
:)))))
خب از خدا میخوام که در سال جدید انرژیم تماما مثبت باشه و به انرژی خودش نزدیک.خواست و اراده‌ام هم همینطور. :))))
من میگم حالا که روز تولدمه بهم لطف کن و ویژه یه نگاه بهم بنداز و دعامو براورده کن.من ازت میخوام که حال اونو خوب کنی تا کمتر به ما بد کنه.ازت ممنون میشم.
وقتی اون دست از کاراش برمیداره، من میتونم با ارامش زندگیمو بکنم و ادم خوبي باشم.به جاااان خودم راست میگم. یَک ادم خوبي میشم با همه.
دلم میخواد تو سال جدید توانایی کنترل روابطمو با ب
چرا باید سعی کنیم لحظه هامون رو با بقیه به اشتراک بزاریم؟ چرا تا زمانی که اون چیز رو با بقیه تقسیم نکردیم (هر چند که این تقسیم کردن همیشه به معنای تقسیم کردن شادی اون نیست و اکثر اوقات به منزله تفاخر یا انگیزه های پنهان ديگه ست)‌احساس راحتی نمیکنیم؟ یا چرا گاهی این قدر غرق تو این مقوله غیرحقیقی و قراردادی میشیم که حتی توی زندگی واقعی چیز هایی می آفرینیم که بتونیم شیر ش کنیم؟ چه بسا که منم زمانی تنگاتنگ با این موج پیش میرفتم و چه بسا که لحظاتی
دو سال پیش همین موقع آفیشیالی با هم دوست بودیم.
دو سال بعدش که بشه الان رسما شرعا عرفا قانونا سر خونه خودشه با زنش!
و من تنهام.
دو سال ديگه این موقع.
کی میدونه من کجام؟ با کی‌ام؟ در حال انجام چه کاری و کجای دنیام؟ کی تو زندگیمه؟
دلم می‌گیره از این‌که برای اون آدمایی که دوست می‌دونستم‌شون و براشون ارزش قائل بودم، ذره‌ای اهمیت ندارم. از این‌که دروغ می‌گن بهم. با بهانه‌ی همیشگی شلوغ بودن سرشون جواب‌مو نمی‌دن. خبری ازم نمی‌گیرن.
هر بار یه خرده بيشتر توی خودم فرو می‌رم وقتی می‌بينم هیچ‌جای دنیا برای کسی اهمیتی ندارم. هر بار ازشون دورتر می‌شم. هر بار بيشتر به این پی می‌برم که هیچ‌کسی رو توی دنیا ندارم که باهاش حرف مشترکی داشته‌باشم.
یه پروژه رو میخوام شروع کنم دنبال شریک میگشتم 
چون ریسک پروژه بالا بود و از طرفی هم سود خوبي توش هست نیاز داشتم یه ادم همراه و همگام باشه که وسط کار حاشیه و اعصاب خوردی و دبه و اینا نداشته باشه!
 
یادم به یکی از هم دانشگاهی های فدیم افتاد که سر چند تا کار خیلی با هم به چالش رسیده بودیم ولی نمیدونم چرا قبولش داشتم هنوز و میدونستم پای کاره حالا دفعه های قبل به یه گیر و گوری خورده بودیم ولی ديگه کسی رو سراغ نداشتم که بتونم تو این شرایط ازش بخوام هم
آقا جون سلام
پارسال همین موقع ها بود یادتونه . به انسیه گفتم تو اون شرایط سخت که دنبال راه نجات بود از شما کمک بخواد. بهش اطمینان دادم که کمکش میکنید 
اما امسال خودم تهِ چاهم . آقا جون با بغض و اشک دارم مینوسیم . وسط دعاهاتون منو یادتون نره . میدونم آدمِ بدیم . ولی اینجا یکی هست که تحمل این روزا رو نداره 
آقاجون من هر جا گرفتار شدم شما بهترین رفیقم بودین .اینجا تنهام نذارین . قلبم داره منفجر میشه 
آقاجون .
تو اتاق تنهام
از دوستامم هیشکی خوابگاه نیست
دلم میخواست یکی می بود
با یکی حرف بزنم
تو این دنیا 4 نفر رو دارم که همه چیزمن
غیر از اونا هیچی ديگه برام مهم نی
نه کشور نه حکومت و نه هیچ خر ديگه ای
فقط و فقط میخوام جون همین 4 نفر حفظ شه و تمام
کاش اگه قراره جنگی بشه موشک هاش صاف برن تو خونه ی باعث و بانی هاش
ما چه گناهی کردیم
 
ولی اگه بگم ته دلم یه نمه خوشحالم چی؟
یا این وری یا اون وری
تکلیف مون باید بالاخره معلوم میشد
نمیشد که دنیا همینجوری بمونه
درد دل ما به درد هیچ کس نمیخوره واسه این میام اینجا.
راستش اهل درد دل کردن هم نیستم  شاید به همین خاطره ک به کسی چیزی نمیگم جز روزمرگی ها هوا خوب شده ها اخ اخ دیدی چقدر وسایل گرون شده .گوشت رو دیدی قیمتش چقد زیاد شد .اخی  چقدر زمونه ی بدی شده .خسته شدم از شب وروز های تکراری از زندگی بي هدف ازبي برنامگی از بي ایمانی جدی از این اخری بيشتر خسته شدم من مسلمانم اما ایمانم .ایمان ندارم جدی میگم ازخودم بيزارم که چی بشه دارم زندگی میکنم و بي برنامه جلو
تو میدون انقلاب اطراف رو نگاه کردم و دیدم ديگه هیچ تعلق خاطری به شهرم ندارم، و به کشورم؛ و بعد قلبم پر از غم شد چون یه صدا توی گوشم گفت: حتی خون شهدا؟!
 
تاسف خوردم براشون که خبر نداشتن که .
و جواب دادم: بهش تعلق خاطر ندارم، اما برام قابل احترام خواهند بود.
⭕️ در انگلستان‌ که بریدن سر یک مرغ در ملا عام جرم محسوب می شود، دولت بریتانیا اجازه میدهد تا قمه ن با کمال ارامش در خیابان های لندن قدم بزنند!!! 
خودتان را بگذارید جای مردمی که این صحنه ها را می‌بينند، پس از آن راجع به امام حسین علیه‌السلام و راجع به تشیع چه فکری می کنید ؟
لعنت بر انگلیس حرامزاده و از آن مهمتر لعنت بر جهل و نفهمی 
توقع ندارم چشم هایت مرا شفا بدهد. تو فقط مرا نگاه کن، زیرا در تمام دنیا فقط من بيمار نگاه تو هستم. 
نمی خواهد با صدایت همت مرا سلسله جنبان کنی! فقط مرا صدا کن. آرام و ملکوتی! من محتاج صداشدن هستم.
از گیسوانت هم افشاندن و جعدیت نمیخواهم. من فقط میخواهم با دستهای استخوانی و رگهای برآمده ام گاه گاه موج زلفانت را حس کنم.
من هیچ قرارداد شاعرانه ای با کسی ندارم. تنهاترین آدم روی زمین هم بشوم، باز عاشقانه خواهم زیست.
 
+ناشناسی آشنا!؟ مرا میخواند که به
تقریبا تو شمارش مع افتادیم برای شب یلدا :(
ولی من اصلا حال خوبي ندارم تازه دارم کم کم حال اونایی که روز تولدشون غمگینن رو درک میکنن .
نه این که شب یلدا تولدم باشه بلکه چون حال دلم خوش نیس ، هیچ موفقیتی ندارم و هیچ تفریح و شادی بلکه از روزی که حق شادی دارم ولی شرایطشو ندارم دلگیر میشم
6 ماه ديگه مونده تاکنکور و امیدوارم هرچه زود تر تموم شه
 تو این 6 ماه تکلیف دو تا چیز معلوم میشه : کنکور و اون اتفاق خاصه :////
ديگه هم حاضری نمیزنم ! چون بسشه ! بقی
ولی اینکه خیلی وقتا حتی مذهبي ترین افراد هم تو کشورای ديگه احساس ارامش،راحتی و امنیت بيشتری میکنن و یا اینکه یه سریا تازه بعد دور شدن از کشور میرن سراغ دین و از یه زاویه ديگه بهش نگاه میکنن یکی از بزرگ ترین نقطه ضعف های حکومتیه که ادعای اسلامی بودن داره ( و یا حتی خانواده مذهبي!)
اونور گفتم بزا اینور هم بگم
البت ن با این شرح
 
در مورد موضوعی ک کنترلی بر اون ندارم 
و فی الواقع اختیاری ندارم
نمی تونم خوب کار کنم
ب عبارتی نمی تونم بدون تخلف کار کنم
الان هم ک ديگه نوبرش بود
تو کل عمرم تخلف داشتم
ولی امروز چیز ديگری بود
-______-
دارم از استرس دفاع خفه میشم و همچنان ذهنم درگیر مح و شکستی هست که در مقابلش خوردم و یا طعم درست ناچشیده‌اش یا هرچی!
حال و روز خوبي ندارم، ذهنم پرت مح میشه مدام و غمی الکی گلومو می‌گیره. نمی‌دونم حتی حال اینجا نوشتن و از خودم نوشتن رو هم ندارم 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب