نتایج پست ها برای عبارت :

رفتن به کروه

موضوع این نیست که اگه تو دیگه نباشی، من نمی‌تونم زندگی کنم. موضوع اینه که . دقیقا برعکس. تو هم با رفتنت ثابت می‌کنی میشه بری و من هنوز زنده بمونم» و من خسته‌ام از این رفتن‌ها. رفتن‌هایی که هر کدوم‌شون یک بار این واقعیت تلخ رو محکم می‌کوبن تو صورتم.
 
فرزند شما در اوایل ۶ ماهگی با علائمی نشان می دهد که آماده راه رفتن است. آیا کودک شما به زودی راه می رود؟
فرزند شما در اوایل ۶ ماهگی با علائمی نشان می دهد که آماده راه رفتن است. آیا کودک شما به زودی راه می رود؟ در ادامه نشانه هایی که باید به آن ها توجه کنید آمده است. در ادامه پیرامون این موضوعات مطالعه خواهید کرد: علائم راه رفتن کودک در ۶ الی ۹ ماهگی، علائم راه رفتن کودک در ۹ الی ۱۲ ماهگی، علائم راه رفتن کودک در ۱۲ الی ۱۸ ماهگی.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
دور زندگی می کنیم، از همه ی خانواده
دیشب وقتی پدربزرگ و مامان جون و خاله هات داشتن با دخترک خداحافظی می کردن.
می گفت منم میخوام بیام گچساران
بهش می گفتن مامان نمیاد ها!
می گفت چرا میاد
شب که توی گهواره تش می ئادم باهام اتمام حجت می کرد که من فردا می خوام با پدر بزرگ و مامان جون و مامان ع برم گچساران
صبح بعد از نماز صبح راه افتادن همه و رفتن
دخترک توی گهواره خواااب.
چقدر ئل مامان جون و پدربزرگ نرفته براش تنگ شده بود
چقد
بازی بالا و پایین رفتن
آنچه تحقیقات درباره بازی بالا و پایین رفتن می گوید:
وابستگی های عاطفی اعتماد کودکان را جلب می کند.
این بازی علاوه بر ایجاد اطمینان بین شما و نوزادتان، عضلات او را تقویت می کند. برای مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک زیر کلیک نمایید
بازی بالا و پایین رفتن
ب بن اعین گوید امام باقر ع میفرمودخدا از شیعیان ما پیمان گرفت در حالیکه  مانند موران ریز بودند همان روزی که از ذره ها روزی که همه بشر مانند ذره بعنی مورچه بودند پیمان گرفت و نیز بربوبیت خود و نبوت محمد ص اقرار گرفت راجع بعالم ذر در کتاب ایمان  بتفصیل  بحث مبشود  2 عقبه گوید امام باقر ع خدا مخلوق را افرید و هر مخلوقی را که دوست میداشت ار ماده ای که دوست داشت افرید و انچه را دوست داشت از گل بهشت افرید  وهر مخلوقیرا  که دوست نداشت  از ماده ای ک
بازی سینه خیز رفتن به طرف اسباب بازی
آنچه تحقیقات درباره بازی سینه خیز رفتن به طرف اسباب بازی می گوید:
مواد معدنی موجود در بدن، مواد خام ضروری برای ایجاد اتصالات مغزی هستند. یکی از دلایل اینکه بعضی از کودکان زودتر از دیگران سینه خیز و راه رفتن را می آموزند، این است که مواد معدنی مورد نیاز دوران رشد خود را زودتر می سازندبرای مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک زیر کلیک نمایید.
بازی سینه خیز رفتن به طرف اسباب بازی
بازی رفتن به پارک با کودک
آنچه تحقیقات درباره بازی رفتن به پارک با کودک می گوید:
برای کمک به رشد مغزی یک کودک، باید او را در محیط های محرک و غنی از نظر عاطفی و فکری غرق کنید.
این بازی مهارت های زبانی کودک را تکامل می دهد.برای مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک زیر کلیک نمایید
بازی رفتن به پارک با کودک
زمین هایی که در نتیجه پایین رفتن سطح آب یا هر نوع جریان آب در کرانه های دریاها و دریاچه ها و جزایر ای در نتیجه پایین رفتن آب یا خشک شدن تالاب ها ظاهر و یاایجاد می شوند، به موجب بند الف ماده یک قانون اراضی مستحدثه ساحلی، اراضی مستحدثه نام گرفته است. این تعریف، زمین هایی را در بر می گیرد که در اثر فعل وانفعالات طبیعی ناشی از پایین رفتن تدریجی سطح آب و اثرامواج و غیره به مرور از دریا جدا می شوند
متأسفانه در چند سال اخیر فضای مجازی و خصوصاً اینستاگرام باعث از بین رفتن بسیاری از حریم‌ها شده است و وقتی حریم‌ها از بین رفتند، حرمت‌ها از بین رفتند و با از بین رفتن حرمت، حیاها از بین می‌روند. یکی از نشانه‌های بارز از بین رفتن حیا این است که برخی از ن و دختران […]
نوشته حراج حجاب و حیا در اینستاگرام اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
دل گنده یعنی آقای پدر رفتن دنبال یک بنده خدایی و  بیشتر از چهل دقیقه است که از مسیر ده دقیقه ای برنگشتن ، مامان و یک بنده خدای دیگه به پیشنهاد من رفتن دنبالشون و منم تنهایی در جوار مسجد حنانه چشم به راه نشستمو کل لوازم و کوله ها و مدارک هم سپردن دست من
چهار دست و پا رفتن نوزادان
چهار دست و پا رفتن نوزاد، یکی از مراحل رشدی نوزادان است که در برخی از نوزادان اتفاق نمی‌افتد و کودک یکباره راه می‌رود. رعایت مسائل ایمنی در زمان چهار دست و پا رفتن
نوزاد، مانند محافظت از او در زمان سینه خیز رفتن و نشستن بسیار مهم است. در این مقاله نکات مهمی که والدین باید در این مورد بدانند، بیان شده است.
با اینکه نوزاد در چند هفته اول حرکاتی شبیه به خزیدن را از خود نشان می‌دهد با خروج بدن از وضعیت جنینی این حرکات مت
قبلا وقتی کسی می گفت که اعتماد به نفسم را از دست دادم هیچی نمی فهمیدم. اینکه فردی را در جایی که باید استفاده نکنند و از وی توقع بیجا داشته باشند باعث از بین رفتن اعتماد به نفسش می شود. 
اینکه فردی را با قصد و  نیت تحقیر کنند باعث از دست رفتن اعتماد به نفسش می شود. اینکه فردی ببیند نمی تواند با وجود تلاش و کوشش به جایی برسد باعث تخریب اعتماد به نفسش می شود.
اینکه در ایران باشی ولی ایرانی به حساب نیاورندت باعث از بین رفتن اعتماد به نفست می شود
 
 
پس از ان غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به اخرتو بیا شروع من باششبو از قصه جدا کنچکه کن رو باور منخط بکش رو جای پای گریه های اخر من اسمتو ببخش به لبهامبیتو خالیه نفسهامخط بکش رو باور من زیر سایبون دستهامخواب سبز رازقی باشعاشق همیشگی باشخسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی بااشپس از ان غروب رفتناولین طلوع من باشمن رسیدم رو به اخر تو بیا شروع من باششبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور منخط بکش رو جای پای گریه های اخر من
من پر از حرف سکوتم خال
نباید یه طوری زندگی کنیم که نشه ازش یه قصه دراورد. آدمای زیادی اومدن و بدون اینکه یه قصه ی پر ملات بسازن، رفتن.  آدمای بی قصه بعد رفتن شون می میرن. باید قصه بشیم. قصه ی شبای بلندِ بچه ها. قصه ی شبای نگذشتنی ِ آدم بزرگای ِ درمونده. باید اون قصه ای بشیم که مامان بزرگ، بابابزرگا از تعریف کردنش واسه نوه هاشون لذت ببرن. لذت ببرن و همزمان آروم بغض کنن. بچه ها ولی بخندن و تو عالم بچگی شون هیچ وقت نفهمن که چرا بابا بزرگ، مامان بزرگ شون توی اون داستان
از بین رفتن عشق یک تجربه مشترک است، شما یک فرد جدید را ملاقات می‌کنید و همه چیز خوب پیش می‌رود اما بعد از مدتی کوتاه شما را ترک می کند و متعجب خواهید شد که چه اشتباهی رخ داده است. شما تنها فردی نیستید که مدت طولانی با کسی آشنا شده اید و بعد او علاقه‌اش را از دست داده است.
عباراتی مثل بی محلی” برای توضیح این تجربه ابداع شده‌اند. در زیر دلایل از بین رفتن ناگهانی علاقه افراد و پیشنهاداتی برای جلوگیری از وقوع دوباره آن ارائه شده است.
پیشنهاد م
لینک خرید
 
با این واکر کودک میتواند تجربه مستقل راه رفتن را لمس کند و زمان کمتری برای یادگیری صرف کند.
معمولا بچه ها در زمان 12 تا 17 ماهگی شروع به راه رفتن میکنند زیاد و کم شدن این موضوع جایی برای نگرانی ندارد چرا که ریسک پذیری بچه ها با هم متفاوت است. بچه زمانی که شروع به راه رفتن میکند گام های بلند بر میدارد و سبب بهم خوردن تعادل می شود و بارها به زمین میخورد. برای جلوگیری از آسیب فرزند و کودک دلبندتان می توانید از واکر استفاده کنید تا ایمنی ر
به همون اندازه که اومدن میتونه یه داستان قشنگ  رقم بزنه 
اینکه بدونی کی و کجا و کدوم لحظه رو برای رفتن انتخاب کنی میتونه یه پایان تراژدی بهتر رو  برات به جا بزاره برای روزهایی که از خماری لحظه های دور به خودت میپیچی!
 
 
دونه های بارونی به شیشه میخوره که خبر رفتن زمستون رو میده بدون اینکه مژده  ی اومدن  بهاری  رو به گوش ما برسونه
یه تک شاخه گل رز ابی برای یه اختتامیه ی به یادموندنی چه طوره؟!
سکوت خیابون یه شب سیاه که صدای حرف های حبس شده توی خو
زندگی مثل الاکلنگ بچگی هامون میمونه!برای بالا رفتن پا میکوبیم به زمین و زمان اما غافل از اینکه بعد از هر بالا رفتنی یک پایین اومدنی هم هست!
 
+اگر این رو آویزه گوشم کنم دیگه براحتی روحیه ام رو از دست نمیدم چرا که بعد از هر پایین اومدنی منتظر بالا رفتن میمونم!
به امید خبرهای خوب گوشیمو روشن کردم و هر صفحه ای رو که ورق زدم دوستان مهدی شادمانی از رفتنش بی تابی می کردند. رفتن.رفتن بدون بازگشت.من این درد رو تجربه کردم. اما دردهای عمیق تری هم هست. رفتنی که امید به بازگشت توش باشه. زندگی با انتظار کشنده است.
دو راهی از اونجا شروع میشه که عاشق میشی و عشق رو تو چشماش میبینی و اون عاشق بودنش رو انکار میکنه. کاش حالم بدون عشق هم به همون خوبی میموند. کاش بدون عشق هم همون حس سبکبالیِ راه رفتن رو ابرا رو داشتم. اونوقت همه چیز رو میسپردم به زمان و به هر جمله ام فکر نمیکردم و گند نمیزدم به همه چیز.
هر قدمی که بر میدارم حتی فوق العاده کوچیک به سمت رفتن هزاران تردید بهم هجوم‌میاره گاهی آرزو میکنم که ای کاش یه زندگی عادی پُر از عشق خدا بهم میداد تا رویای رفتن رو از سر بیرون میکردم هیچ جا وطن آدم نمیشه هیچ جای دنیا
.
.
.
 میدونی همیشه فک میکنم مهاجرت کاریه که باید برای پر کردن خلا تنهاییم انجام بدم میدونی تنهایی سخت ترین کار دنیاست حتی سخت تر از فقر 
ای .داد
ایرانم در آستانه جنگ جهانی است .ژنرال سلیمانی
دارم تموم میشم و حاضرم قسم بخورم به رفتن و نبودن تو هیچ ربطی نداره. وجود من یه سازه‌ی متزل بود که با تف بهم چسبونده شده بود. رفتن تو هم اون تقه‌ی سرنوشت ساز که باعث من از هم بپاشم. الان تک تک عناصر شخصیتم و المان‌های شکل‌دهنده‌ی زندگیم رو زیر سوال بردم. بیشتر از ۲۴ ساعته که هیچی نخوردم و از اتاق بیرون نرفتم و با کسی حرف نزدم. حالم خوبه ولی دارم تموم میشم.
 
نباید یه طوری زندگی کنیم که نشه ازش یه قصه درآورد. آدمای زیادی اومدن و بدون اینکه یه قصه‌ی پر ملات بسازن، رفتن.  آدمای بی قصه بعد رفتن شون می‌میرن. باید قصه بشیم. قصه‌ی شبای بلند ِ بچه‌های ِ بعد از خودمون. باید اون قصه‌ای بشیم که مامان بزرگ، بابابزرگا از تعریف کردنش واسه نوه هاشون لذت ببرن. مامان‌بزرگ بابابزرگا از تعریف کردنش آروم بغض کنن و بچه ها بخندن و تو عالم بچگی شون هیچ وقت نفهمن که چی شد بابابزرگ، مامان‌بزرگ شون توی اون داستان
(زمان:‌"25)
هر روز در دفترچه ی #یادداشتش، روزهای مانده تا #چهل #سالگی اش را می شمرد:
سه شنبه 98/05/22، 41 روز مانده تا چهل سالگیچهارشنبه 98/05/23، 40 روز مانده تا چهل سالگیپنج شنبه. 39 روز مانده تا 
روزی همسرش دفترچه اش را دید و با تعجب علت #روزشماری اش را پرسید:
گفت:چهل نقطه ی #عطف #زندگی من است. اگر تا #چهل برای #ماندن» کوشیدم، از #چهل به بعد باید برای #رفتن» بکوشم»
@dasanak
خارق العاده و شگفت انگیز ترین مجموعه عکس های قربون صدقه رفتن، بهترین تصاویر متن دار قربون صدقه گلچین شده با تمام موضوعات جالب و عالی، عکس قربون صدقه رفتن همسر و بچه لذت بخش، عکس و متن قربون صدقه رفتن عشق و رفیق تماشایی، عکس نوشته و متن در مورد قربون صدقه رفتن پدر، مادر، داداش، خواهر، دوست، فامیل بی نظیر و کامل


عکس قربون صدقه رفتن,عکس قربون صدقه رفتن عشقم,عکس قربون صدقه رفتن شوهر,عکس نوشته قربون صدقه رفتن,عکس نوشته قربون صدقه رفتن عشق,عکس پر
گاهی آدم میماندبین ماندن و رفتن کدام راانتخاب کند!بماند از بی توجهی بسوزدیا برود و از دلتنگی بمیرد؟اما ماندن و گم شدن در روزمرگی همکم از مُردن نیستباید یکی باشدکه در بین تمام دغدغه هایشالویت باشینه گزینه ای برای رفع بی حوصله گی،پس هر جا حس کردی
ادامه مطلب
تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من یه آسمون جدایی
اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی که هست
تو بخوای من قانعم
ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه
تجربه ی خواب تدریجی را بر خواب دفعی ، ترجیح می دهم. تجربه ی انتقال را دوست دارم. حس سبکی به خواب رفتن  و انتقال به دنیای خواب به تجربه ی مستی می ماند .مستی بدون می» . جسمت سبک می شود و کم کم .  .
چه حیف که بیشتر اوقات این حس را نمی یابم و این اتفاق به یک باره می افتد.
تدریج در بخواب رفتن را دوست دارم.
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالیچه آغوشی؟!چه امیدی به این احساس تو خالی؟!
کبوتر با کبوتر مانده اما از سر اجبار!
در این دنیای تو در تو ، تو دیگر از چه می نالی؟!
یکی را دوستش داری که او دنبال غیر از توست
کجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟!
کلاغ آخر قصه هنوزم مانده در راهست!
برای آخری زیبا،دگر پیدا چه تمثالی؟!
بمان تنها که تنهایی به این تن ها شرف دارد.
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی .!
وجود خطوط پنجه کلاغی در گوشه های خارجی چشم و حضورشان حتی زمانی که نمی خندید، اغلب در ارتباط با بالا رفتن سن است. بوتاکس در کاهش آن ها بسیار موثر است. این ناحیه، یکی از رایج ترین مناطق برای این درمان است.افتادگی پلک ها باعث ریزتر نشان دادن چشم ها می شود، پس اگر در این ناحیه ارزیابی خوبی انجام شود بوتاکس می تواند به بالا رفتن پلک های افتاده هم کمک کند.
 
http://WWW.NEGARSKIN.IRhttp://WWW.NEGARSKIN.IR
باید بگم من با عید دیدنی رفتن مخالفم، اجبار به عید دیدنی رفتن که دیگه افتضاحه مامانم در تائید عید دیدنی میگه: "عمت که امروز اومد خونمون آخرین بار پارسال اومده بود ببین چه خوبه عید دیدنی اگه این رسم نبود نمیومد همین بار هم." نکته واسه من اینه که کسی که سالی یکبار میاد خونت اونم فقط بخاطر ادای رسم و رسوم و نشکستن تابو نیاد بهتره آره کسایی که دوست داری رو خوبه باهاشون در ارتباط باشی و حالشونو بپرسی نه کسی که سالی یه بار هم خونشون نمیری. 
ترس از مدرسه یکی از مشکلاتی است که بسیاری از کودکان دبستانی با آن مواجه می شوند. احساس اضطراب برای کودکان در اوایل رفتن به مدرسه تا حدی طبیعی است چرا که تجربه رفتن به مدرسه می تواند به منزله اولین جدایی از والدین و ورود به جامعه ای بزرگتر باشد. اما برخی کودکان اضطراب و ترس بیش از حدی را تجربه می کنند به طوری که سازگاری با این شرایط برایشان بسیار مشکل است. این کودکان مقاومت شدیدی برای رفتن به مدرسه داشته و وقتی مجبور به رفتن می شوند ممکن است آس
hello everyone 
عایم سو دپرسد
یک عدد دختر هستم که بی افش ولش کرده چون بهش گفته چند روز دیگه از ایران میره :) ایشون هم صلاح دیدن رابطه ای درکار نباشه تا برا طرفین سخت نباشه :) 
یک عدد دختر هستم که هنوز باباش رضایت به رفتن نداده و از طرف دیگه مامانش اصرار داره که بره 
یک عدد دختر هستم که دوستاش دارن بش فشار میارن که چند روز دیگه حرکته و تو چیکار کردی ؟ 
یک عدد دختر هستم که بین موندن و رفتن گیر کرده
یک عدد دختری هستم که الان دلش میخواد سر بذاره رو بالش و دی
بخشی از سفرنامه اربعینِ فقط اومدم اینجا بنویسم یکم تخلیه بشم
یکی از اقوام که گفتم همسرش اصرار داشت خانمش با ما بیاد و هیچ مزاحمتی برای ما نداره
و شروع کرد پیشنهاد دادن و 
مراجعه شود به سفرنامه اربعین
خلاصه که از اول مرز نق زدن های خانم شروع شد و پیام های همسرش از ایران. 
بماند این ها
چرخ دستی اورده بود که اذیت نشه، اما اذیت میشد چرخش دست به دست بین بچه ها میچرخید بماند اینم
از روز دوم پیاده روی همسرما نذاشت کوله رو دوشش بندازه کولش و انداخت
این روزا توی تموم دغدغه ها,مشغله ها
همه ی رفتن ها و نرسیدن ها 
تموم خسته خوابیدن ها و خسته تر بیدار شدنا 
عجیب دلم رفتن میخواد.
رهاکردن تموم فکرای کوچیکی که این روزها دارن از ذهنم تغذیه میکنند وبزرگترمیشن.
تا وقتی خودت چیزی دوست نداشته باشی نمیتونی اون حسو به یکی دیگه منتقل کنی
نمیتونی باهاش ارتباط برقرار کنی.
ادامه مطلب
یک سال و ده ماه گذشته امروز برای اولین بار دلم آروم گرفت انگار باید امروز آسانسور من رو یک طبقه دیگه پیاده میکرد باید امروز من بین طبقات گم میشدم تا به تو میرسیدم که مثل همیشه مثل این چندسال بایستی و نگاه کنی و دنبال چیزی باشی که دیگه نیست و من برسم نگاهت کنم و از هر دهگذر دیگری بی اعتناتر رد شوم و بعد بعد بعدش دلم‌آروم بگیره این بهای تمام رفتن هاست حالا تو رفتن من را نگاه کن.
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
مولایمان امام امیرالمومنین علی علیه الاف السلام (در ترغیب زیر بار ناکس نرفتن) فرموده است :
1-از دست رفتن حاجت و نیاز آسانتر است از خواستن آن از ناکس (زیرا از دست رفتن آن مستم اندوهى است ولى درخواست از ناکس روا بشود یا نشود موجب شرمندگى و ذلت و خاری در حال و آینده و نسل‌های بعدی  است).
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر و الغلبه
شب ها راه رفتن رو خیلی دوست دارم.
 
باید حتما غروب بشه و تاریک بشه البته.
 
غروبها از ساعت شش تا هفت میرم استارباکس، و از ساعت هفت تا نه راه میرم توی تاریکی.
بهم خیلی قدرت میده.
کمک میکنه متمرکز بشم و تصمیمات درست بگیرم.
 
با اینکه شبه و هیچ کس نیست معمولا،
چون کاناداییا از همه چی رونده ن،
نه تفریح میرن،
نه خانواده دارن،
نه احتماعی هستن،
ولی شاید بگم بهترین حسش همون شب بودن و هیچ کس نبودن هست.
به جرات میتونم بگم هر کشور و شهری که رفتم توی زندگیم، د
سر شب خان عمو اومد دنبال مامان و همراه خانومش و بابا رفتن دکتر
پسر جاری هم اومد خونمون تا با پاشا بازی کنه
بعد از دکتر اومدن خونه ی ما
و من بعد از دوبار سلام کردن به مامان همسری جواب گرفتم و خیلی بی اعتنا به من وارد خونه شدن
چای آوردم خوردن و خان عمو خانومش و پسرش رفتن
بابا هم رفت بالا تا با شوهر عمه هماهنگ کنه فردا صبح ببرش ترمینال که برگرده خونشون
وقتی با مامان تنها شدم براش چای  بردم وکنارش نشستم
ادامه مطلب
با تو گویم که شبی
خواب دیدم که تو از فاصله ها،
آمدی و به سردی تنم جان دادی.
دیدمت در بغل خاطره ها آسودی
و من از مرز جنون تا فردا
لحظه لحظه تو را حس کردم.
من درین آتش تنهایی خویش،
سوختم اما تو انکارم کردی.
باورت نیست که من
غرق در مردابِ نومیدی ها
به امیدی که شاید برگردی،
در پسِ پنجره ی دلتنگی
بوده ام منتظرِ آغوشت
چه غریبانه تو را میخواندم
چه غریبانه تو اما میرفتی
ای که از دورترین نقطه ی شب
خبر از معجزه ی آمدنت میدادی،
کاش در رونق این فاصله ها،
ت
+ اولین چیزی که از شما تو بخش اورژانس میپرسن اینه که از یک تا ده به دردت چه شماره‌ای میدی.این سوال رو صدها بار از من پرسیدن.و یادمه یه بار وقتی که نمی‌تونستم نفس بکشم و قفسه سینه‌ام تو آتش میسوخت، با اینکه نمیتونستم حرف بزنم ۹ تا انگشتم رو بالا گرفتم و نُه رو نشون دادم.بعداً وقتی بهتر شدم پرستار اومد و بهم گفت که من یه مبارز واقعی هستم.ازم پرسید: میدونی از کجا میدونم؟چون دردی رو که ده بود، گفته بودم ۹!اما حرفش خیلی هم حقیقت نداشت. بخاطر شجا
روحت شاد حاج قاسم. پرکشیدنت از کنار سید علی،.
رفتن مالک از کنار علی ، رفتن عباس از کنار حسین و رفتن بهشتی از کنار امام راحل را برایمان تداعی کرد . گرچه رهبرمان بی یاور نیست اما با رفتنت، تنهایی ولایت» ، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت
.
سال‌ها پیش وقتی هوا سرد میشد، خوشحال بودم که تابستون تمومه و داریم میرسیم به قشنگ‌ترین فصل سال‌. حالا اما سرد شدن هوا برام یادآور رفتنه. اونقدر که این روزها زیاد خودم رو پیدا می‌کنم که دستم رو گذاشتم روی صورتم و نمی‌تونم جلوی اشک‌هامو بگیرم. 
این دوری و این اومدن و رفتن‌ها به اندازه‌ای برام تلخ شده که دیگه قید تمام ماجراجویی‌هایی که آرزوشونو داشتم زدم. قید رفتن و همه چیز. 
Nothing is as it has beenAnd I miss your face like HellAnd I guess it's just as wellBut I miss your face like Hell
صاحب دلی برای اقامه نماز به مسجد رفت . نماز گزاران همه او را می شناختند 
خواستند که بعد از نماز بر منبر رود و پند گوید او نیز پذیرفت . 
نماز جماعت تمام شد چشمها همه به سوی او بود . 
مرد صاحب دل بر خواست بر پله اول منبر نشست .
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود . آنگاه خطاب به جماعت گفت : مردم هر کس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست برخیزد .
کسی بر نخواست .گفت حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است برخیزد . کسی بر نخواست 
گفت :شگفتا از شما
 
پاورپوینت تحلیل طراحی بیمارستان درمانی جیکوب
در این فایل بیمارستان درمانی جیکوب واقع در جنوب غربی آمریکا مورد تحلیل قرار گرفته است. این فایل در قالب پاورپوینت ودارای 19 اسلاید قابل ویرایش می باشد. این فایل برای رشته معماری تهیه شده است.
مشخصات فایل

تعداد صفحات
19

حجم
5099 کیلوبایت

فرمت فایل اصلی
ppt

دسته بندی
معماری

توضیحات کامل
پاورپوینت تحلیل طراحی بیمارستان درمانی جیکوب
 
طراحی مرکز درمانی جیکوب یکی از بزرگترین مراکز درمانی بیماران سر
بهش گفتم روزی ۱۳ ساعت کار می‌کردم و او حتی متوجه نمیشد!» گفت میدانم. تو همینی. آدم ۱۳ ساعت کار کردن.» به ماستری و دکترا در رشته‌ی انجینیری هوافضا فکر کردم. برای یک لحظه. حالم مثل همان بعد از ظهری شد که در هوای بارانی در امتداد خیابان با صدایی که از گریه می‌لرزید پشت تلفن گفتم من همیشه میخواستم دکترای اخترفزیک بگیرم. اگر اینطوری باشد نمیخواهم.» پر از تلاطم و ناامنی. به دراماتیک بودنم فکر کردم. من دراماتیک‌ترین آدمی‌ام که میشناسم. آدم ِ سا
میگن در خیلی از کشورهای دنیا صرفا اون دسته از افرادی که عاشق علم آموزی هستند اشتیاق برای رفتن به دانشگاه دارن و باقی افراد برای یافتن شغل عموما به مهارت آموزی و وارد شدن به بازار کار مشغول میشن.
حالا نمیدونم این حرف چقدر درسته ولی واقعا چقدر خوب میشد اگر هر کسی مسیر زندگی شو با آگاهی و البته آینده نگری انتخاب میکرد و فقط به خاطر اینکه بقیه یه مسیری رو رفتن، اون مسیر رو انتخاب نکنن.

میگم یه سوال: هدف تون از تحصیل چیه دقیقا؟
به نظرتون میشه به ای
برای پرسه تعاریف زیادی ارائه شده است. خود پرسه آن‌طور که در لغت‌نامه دهخدا آمده است مخفف پارسه است که معنای گدایی می‌دهد. رفتن گدایان به گدایی معنایی است که امروز کمتر از آن برای این منظور استفاده می‌شود. اما در زمانی پرسه معنای مریدی می‌داد که به دستور بزرگ و پیر خود به کوچه‌ها و بازارها برای گدایی می‌رفت. اما در کل و در زبان امروزی آن را افراط در پیاده‌روی می‌دانند یا راه رفتن بسیار و بی‌نتیجه. به راه رفتن بسیار و گردش زیاد در خیابان و
اولین و مهمترین اقدامی که بایستی بعد از به سرقت رفتن یا مفقود شدن گوشی موبایل انجام داد، اقدام برای مسدود نمودن (سوزاندن) سیم کارت موجود در گوشی است.
مرحله بعدی ، طرح شکایت در دادسرا است، صاحب گوشی می بایست بلافاصله بعد از به سرقت رفتن گوشی‌ و یا مفقود شدن آن، با مراجعه به دادسرای محل وقوع جرم ، پیگیری موضوع را تقاضا کند.
ادامه مطلب
اولین و مهمترین اقدامی که بایستی بعد از به سرقت رفتن یا مفقود شدن گوشی موبایل انجام داد، اقدام برای مسدود نمودن (سوزاندن) سیم کارت موجود در گوشی است.
مرحله بعدی ، طرح شکایت در دادسرا است، صاحب گوشی می بایست بلافاصله بعد از به سرقت رفتن گوشی‌ و یا مفقود شدن آن، با مراجعه به دادسرای محل وقوع جرم ، پیگیری موضوع را تقاضا کند.
ادامه مطلب
⚜️ اهمیت رفتن سر قبر اموات!
بهترین زمان زیارت اموات عصر پنجشنبه است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) فرموده است، شاید بهتر از آن صبح جمعه بین الطلوعین باشد.
از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد که:اگر شخص سر قبر کسی برود، آیا او به درد آن شخص می‌خورد؟
امام فرمود: بله. این مثل هدیه ای است که به زنده‌ها می‌دهید و او را کاملاً خوشحال می‌کنید.
پیامبر فرمود: وقتی انسان آیت الکرسی را بخواند و ثوابش را برای همه‌ی اهل قبور مومنین و مؤمنات بفرستد
.
یک بخشی از ذهنم دلش می‌خواد کارهای نو انجام بده. دلش می‌خواد ایده‌اش رو اجرا کنه. دلش می‌خواد پوستری که ساخته رو از در چوبی اتاق زیراکس آویزون کنه و اون دانشکده خاک گرفته رو تبدیل به جایی کنه که بتونه ذره‌ای بیشتر دوستش داشته باشه. دلش می‌خواد هر روزش با روز قبل فرق کنه. دلش می‌خواد از جلسه دو ساعته و شلوغی سردرد نگیره. دلش می‌خواد بتونه بیشتر به چشم‌های آدم‌ها نگاه کنه و از صحبت کردن توی جمع ناآشنا نترسه. دلش می‌خواد خودش باشه و ذهنی که
جا داره از استوارمون تشکر کنم و همچنین رفیقم ک هوامو داشت برا مرخصی. ب محض رفتن فرمانده رفتن برام مرخصی گرفتن :))
زیرا فرماندمون اگه بود بزور میتونستم مرخصی بگیرم :)) ازش اونم انقد
راستی ماه رمضون هم واقعا خوش گذشت و شانس آوردیم که نگهبانیامون کم بود و کلا یک شب نتونستم برم حسینیه :)
یک جزئ قرآن رو هم همون زمان حفظ کردم و تو مسابقات شرکت کردم و قبول هم شدم .
حالا هفته بعد که رفتم باید پیگیرش شم ببینم جایزشو کی بهم میدن :)
این ماه فک کنم باید بار و بس
پاییز همونجور که از اسمش معلومه یوهو میاد.  فصلی که میشه بهش لقب های مثل فصل طلایی ها ، فصل خش خش برگ ها فصل رفتن ها و نیومدن ها  و خیلی چیزهارو میشه بهش گفت با این که فصل پاییز میتونه فصل دلگیری برای خیلی از ما باشه ولی یه فصل پر از احساسه حداقل برای برای من . پاییز یاد آور خیلی چیزهاس برام . یاد رفتن ها خیلی از آدم ها . یاد ممد خدابیامرز ، یاد پدر بزرگ خدایا بیارمرز ، یاد رفتن اسی از ایران ، یاد دوست دختر ها که اولش به امید موندن اومدن و ولی با پای
صبر پیروزی هست و ناشکیبایی خطرساز
سم مضاعف همین رفتن تو لاک خودمون هست

و دوری از حالت عادی که در ظاهر نگه داشته شده بود

که یک لحظه بریم در این وادی که زندگی و قدم برداشتن رو رها کنیم و بیفتیم .
سم مضاعف همین رفتن تو لاک خودمون هست و دوری از حالت عادی که در ظاهر نگه میداشتیم
با هم تا ظهور
چیزی نوشته بودم در مورد این ده روزی که عجیب گذشت و نمیدونم چرا دانسته
خواستم میدون بدم به این گرداب فکر وخیال  .
مگر تا اینجا همینطوری اتفاقی بود
فقط خدا می
بیماری آب سیاه 
 
یک متخصص قرنیه گفت: اگر برای درمان آب سیاه چشم به موقع به پزشک مراجعه نشود ممکن است به از دست رفتن کامل دید منجر شود
  علیرضا برادران رفیعی متخصص قرنیه و استاد دانشگاه شهید بهشتی درباره بیماری آب سیاه چشم اظهار کرد: آب سیاه چشم (گلوکوم) از جمله اختلالات چشمی است که بر اثر فشار چشم به وجود می‌آید و به‌طور معمول درد و نشانه‌ای ندارد و در صورت درمان نشدن به موقع به از بین رفتن کامل دید منجر خواهد شد.
 
ادامه مطلب
دیشب هم بارون زد، مثل امروز. رفتم زیرش، صورتم رو گرفتم رو به آسمون، انقدر به جدیدترین آلبوم موردعلاقه‌ام گوش کردم که از موهام مثل آسمون آب چکید. وقتی برگشتم و رفتم زیر پتو و شروع کردم به دیدن انیمه عاشقانه، شبیه خامه وارفته بودم. امروز هم قبل رفتن به تأتر استرس داشتم ولی بعدش پر از حس خوب رهایی بودم. تجربه تنهایی رفتن عالی بود و اصلا ازش پشیمون نیستم. برگشتنه باز بارون اومد، نم برداشتم و به آلبوم جدید مورد علاقه‌ام لبخند زدم. اینجوری دوروزه
برای پرسه تعاریف زیادی ارائه شده است. خود پرسه آن‌طور که در لغت‌نامه دهخدا آمده است مخفف پارسه است که معنای گدایی می‌دهد. رفتن گدایان به گدایی معنایی است که امروز کمتر از آن برای این منظور استفاده می‌شود. اما در زمانی پرسه معنای مریدی می‌داد که به دستور بزرگ و پیر خود به کوچه‌ها و بازارها برای گدایی می‌رفت و در بازار برای گدایی پرسه می‌زد. اما در کل و در زبان امروزی پرسه را افراط در پیاده‌روی می‌دانند یا راه رفتن بسیار و بی‌نتیجه. در وا
متن ترانه عرفان راد و مبین ماهد به نام نیستی

هنو دلم میره برا خنده هاتهنو دنیا منه اون جفت چشاتوقتی که تو نیستی قدم میزنمتنها زیر بارون به یاد تو منمصدای شرشر بارونو کمبودم چشمای لعنتیتبگو چطور بی رحم بی من راحتیبگو کجا برم رد نشی هرشب ازسرمهی مرورت کردمو رو جفت چشات قفلی زدمدیوونه دیوونه میگی قلبم نمیتونه بمونهدیوونه دیوونه دیدی رفتن واست چه آسونهدیوونه دیوونهدیوونه دیوونه بیا برگردیم ما باز به این خونهدیوونه دیوونه میگی قلبم نمیتونه
بیماری آب سیاه 
یک متخصص قرنیه گفت: اگر برای درمان آب سیاه چشم به موقع به پزشک مراجعه نشود ممکن است به از دست رفتن کامل دید منجر شود
  علیرضا برادران رفیعی متخصص قرنیه و استاد دانشگاه شهید بهشتی درباره بیماری آب سیاه چشم اظهار کرد: آب سیاه چشم (گلوکوم) از جمله اختلالات چشمی است که بر اثر فشار چشم به وجود می‌آید و به‌طور معمول درد و نشانه‌ای ندارد و در صورت درمان نشدن به موقع به از بین رفتن کامل دید منجر خواهد شد.
 
ادامه مطلب
آیا می دانید کارهای روزمره ای که اصلا به چشم مان نمی آیند، در طول عمر چقدر از وقت ما را میگیرند؟
هنوز آماده نشدی؟» سؤالی است که تقریباً همه ی خانم ها آن را بارها و بارها شنیده اند. تحقیقات هم اثبات می کند مردان بسیار زودتر از ن برای بیرون رفتن آماده می شوند. یک زن عادی حدود ۱۳۶ روز از زندگی اش را صرف حاضر شدن برای بیرون رفتن می کند (و این عدد، ۲۸۷ روزی را که زن ها صرف تلاش برای انتخاب لباس مناسب می کنند شامل نمی شود) در حالی که مردان در تمام عم
 سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین پناهیان
ن قدرت زبان دارند، لذا گناه زن درباره‌ی زبان، ۹ برابر مردان حساب می‌شود. این یک اسلحه است. نباید از آن بد استفاده کرد. مهم‌ترین عامل به جهنم رفتن ن، زبان آنها است، نه بی‌حجابی آنها. مهم‌ترین عامل به جهنم رفتن مردان، چشم‌شان و بدبختی‌های دیگر است. بالاخره هر کسی نقطه‌ضعفی دارد و البته ضعف مردان بیشتر است. ما در مدرسه‌ای که داریم، دوستان گفتند از کدام خانواده‌ها دانش‌آموز بپذیریم؟»، گفت
بیماری آب سیاه 
 
یک متخصص قرنیه گفت: اگر برای درمان آب سیاه چشم به موقع به پزشک مراجعه نشود ممکن است به از دست رفتن کامل دید منجر شود
  علیرضا برادران رفیعی متخصص قرنیه و استاد دانشگاه شهید بهشتی درباره بیماری آب سیاه چشم اظهار کرد: آب سیاه چشم (گلوکوم) از جمله اختلالات چشمی است که بر اثر فشار چشم به وجود می‌آید و به‌طور معمول درد و نشانه‌ای ندارد و در صورت درمان نشدن به موقع به از بین رفتن کامل دید منجر خواهد شد.
 
 
ادامه مطلب
چو دل بر دیگری بستی! نگاهش دار، من رفتم!
چو رفتی در پی دشمن! مرا بگذار، من رفتم!
پس از صد بار که جانم را سوزانیده ای از غم
چو با من در نمیسازی مساز، این بار من رفتم
کشیدم جور و می گفتم : ز وصلت بر خورم روزی
چو از وصل تو دشمن بود برخوردار ، من رفتم
ز  پیش دوستان  رفتن نباشد  اختیار  دل
بنالم، تا بداند خصم: کز ناچار من رفتم!
چو دل پیش تو می ماند گواهی چند بر گیرم:
کزین پس با دل گمره ندارم کار،  من رفتم
ترا چندین که با من بود  یاری ، بندگی کردم!
چو دانس
سلام
برای یک شب اومدم خوابگاه.هوای اینجا بر خلاف شهر خودم خیلی خوبه.لاقل شب های خنکی داره.اینجا کسی رو نمیشناسم دیگه و از کسایی که هم میشناسم دوری میکنم.
دیشب کم خوابیدم و از صبح زود بیدار شدم تو راه بودم و بعد هم کلی راه رفتن و راه رفتن.زینب رو بعد یک ماه دیدم و حرف زدیم از همه چیز و بیشتر از اینده.حرص خوردیم که امسال تنها میره تهران و من هم نیستم باهاش که با هم همه جا رو بگردیم.
صبح که میخواستم راه بیفتم دلم راضی نبود.پر از حس بد بودم بابت این
Artist: Somniacs & Anna Sofia Nord | Music Name: Drifting Off | Genre: New Age | Released: 2019 | Somniacs & Anna Sofia Nord - Drifting Off
هنرمند: آنا صوفیا نورد | نام موزیک: کم کم به خواب رفتن | سبک: نیو ایج | تاریخ انتشار: 2019 | ملیت: سوئد
دانلود آهنگ بی کلام (آنا صوفیا نورد) Somniacs & Anna Sofia Nord با نام (خواب آلود شدم-کم کم به خواب رفتن) Drifting Off
ادامه مطلب
خب حالا بعد مدت های خیلی طولانی حاشیه هام حذف شدن و باید برگردم به زندگی
دوباره گشتن توی آگهی های استخدام و فرستادن رزومه و روبرو شدن با ترس زنگ زدن واسه کار و حتی حضوری رفتن و ترس از خارج شدن از محیط امن و سرکار رفتن و استرس اینکه نکنه خراب کنم نکنه دعوام کنن. منتها حالا نسبت به چند وقت قبل تر یه دلیل محکم پیدا کردم که چرا باید کار کنم و شرایط سخت الان و حتی سخت تر از این رو تحمل کنم. امیدوارم هدفم یادم نره و دوباره که حاشیه ها پیش اومدن ( چون زند
مراجعه به دندانپزشکی حداقل سالی یک بار لازم و ضروری است.
اما بعضی از افراد به دلیل داشتن ترس از دندانپزشکی تا زمانی که دندان های آن ها دچار درد نشود مراجعه به دندانپزشک را به تعویق می اندازند.
این ترس در کودکان زیاد دیده می شود.دلیل ترس کودکان از رفتن به دندانپزشکی کاملا واضح است، اما می توان تدابیری اندیشید تا این ترس برای همیشه به شجاعت تبدیل شود. 
اولین تجربه کودکان از رفتن به دندانپزشکی: اولین تجربه و اتفاقاتی که می افتد بسیار مهم است و ب
واقعیتش این است که امساال حسی برای رفتن اربعین نداشتم به دلم که نمیتوانم دروغ بگویم 
نه ذوق زده بودم نه شوق مسیر را داشتم نه تلاشی کردم برای رفتناتفاقا دنبال کسی بودم که بگوید حق نداری بروی نمیدانم چرا نه تنها هیچ کسی با رفتنم مخالفت نکرد برعکس همه چیز خودش جفت و جور شد هنوز هم هنگم و شوک که چرااا نگفتند نه!!! قول داده بودم به خودم که اگر یک نفر هم مخالفت کرد با رفتنم سریع انصراف بدهم  از رفتن(البته دروغ نگویم استاد راهنمایم مخالفت کرد با رفتن
درمان الاستیسیته پوست 
 
از بین رفتن خاصیت ارتجاعی پوست بخشی طبیعی از روند پیری است. شاید برای اولین بار وقتی آرایش می کردید یا چشمان خود را مالیدید ، متوجه آن شده باشید. پلک خود را کمی به طرف خود منتقل کردید ، و پوست شما همانطور که قبلاً استفاده می کرد ، برگشت نمی کند.
خاصیت ارتجاعی پوست قابلیت کشش و چسبیدن به شکل اصلی آن است. از بین رفتن خاصیت ارتجاعی پوست به عنوان الاستوز شناخته می شود. الاستوز باعث می شود که پوست به نظر آروم ، متلاشی یا چرمی
هوالرئوف الرحیم
امشب بنزین سهمیه بندی و گرون شد.
رضا گفت: "رشت مشت کنسله. هر چی بنزین داریم باید برم سرکار."
آتی گفت: "گند دماغ! ولی عاشقتم". و با چندتا بوس سعی کرد زهر حرفش رو بگیره.
جلال ادامو در آورد به حالت یه وحشی.
رضا واقعیت رو نگفت.
خاطرات جعفری جلوی چشمم اومد.
خانم انتشاری هی به مادری کردنم گیر داد.
جمله ی"کیو برای خودت نگه داشتی!؟!؟" هی به یادم اومد.
هوا به شدت آلوده ست و گردش رفتن مثل رفتن به یه گونی دود هست.
پول نریختن. وضع مالی به شدت خرابه.
#همیشه_باش
دوباره بازگرد،به من،و به این آغوش همیشه منتظر آغوشت راباور نکن صبح رااگر چه خورشید بیدریغ است با تولمس کن اما برهنگی تنم راتنگ تر کن و تنگ تر کن بازهم  حلقه دستانت رابیا،بازهم مهربانانه ببوسیم ادامه شب عاشقی را باور نکن صبح را!همچنان،این آغوش گرم را با لبانت تطهیر کن!من از تنهایی ها بی تو بودناز این روزهای سرد بی عاطفهمن از این خود بی تو» می ترسم!
برای ابددلگیرم از صبح های رفتن توبگذار سهمی بیشتر باشم از لمس تنتبگذار بسراید دس
دیروز خیلی استرس رفتن به مدرسه را داشتم.بالاخره برای صبح روز مدرسه به سختی خوابیدم.خیلی خواب مدرسه رو می دیدم.صبح زود ساعت 5:30 بیدار شدم.نماز صبح خودم رو خوندم.صبحانه ام رو میل کردم.دندان هایم رو مسواک زدم.لباس های مدرسه ام رو پوشیدم و همچنین لوازم التحریرم رو در کیف گذاشتم.برای اینکه بدون استرس به مدرسه بروم در خانه دوستم رفتم.زنگ انها رو زدم.بعد از چند دقیقه در را باز کرد و به سمت مدرسه حرکت کردیم.بعد از یک ربع به مدرسه رسیدیم.دانش اموزان زیا
 
بدون شک یکی از آفت های مهم زندگی و از دلایل هدر رفتن وقت تنبلی است اما ارتباط علت تنبلی با درمان تنبلی چیست ؟ اصلا چگونه درمان تنبلی امکان پذیر است و برای درمان تنبلی چه راهکار هایی ممکن است ؟ باید گفت که تنبلی یک بیماری ذهنی است و شاید این بیماری از جایی در خارج وارد ذهن شده باشد اما قطعا در ذهن کاشته شده اند و برای نابودی آن ها باید به ذهن انسان وارد شد . همه میدانند که تنبلی عامل مستقیم از بین رفتن انرژی و زمان است و در عیم حال هیچ کس دوست ند
پاورپوینت مکانیزم راه رفتن انسان پاورپوینت با موضوع مکانیزم راه رفتن انسان




دسته بندی
علوم پزشکی

فرمت فایل
pptx

حجم فایل
269 کیلو بایت

تعداد صفحات فایل
39

در این پاور پوینت مکانیزم راه رفتن انسان به همراه تصاویر در قالب 39 اسلاید ارائه داده شده مناسب برای دانشجویان، اساتیدو.
این پروژه به بررسی مکانیزم حرکتی پاهای انسان می پردازد که در جریان آن به موارد زیر اشاره می شود:
 
- بررسی نوع مفاصل و به دنبال آن تعیین تعداد درجات آزادی پاها .
 
-- نحوه
پاورپوینت مکانیزم راه رفتن انسان پاورپوینت با موضوع مکانیزم راه رفتن انسان




دسته بندی
علوم پزشکی

فرمت فایل
pptx

حجم فایل
269 کیلو بایت

تعداد صفحات فایل
39

در این پاور پوینت مکانیزم راه رفتن انسان به همراه تصاویر در قالب 39 اسلاید ارائه داده شده مناسب برای دانشجویان، اساتیدو.
این پروژه به بررسی مکانیزم حرکتی پاهای انسان می پردازد که در جریان آن به موارد زیر اشاره می شود:
 
- بررسی نوع مفاصل و به دنبال آن تعیین تعداد درجات آزادی پاها .
 
-- نحوه
پاورپوینت مکانیزم راه رفتن انسان پاورپوینت با موضوع مکانیزم راه رفتن انسان




دسته بندی
علوم پزشکی

فرمت فایل
pptx

حجم فایل
269 کیلو بایت

تعداد صفحات فایل
39

در این پاور پوینت مکانیزم راه رفتن انسان به همراه تصاویر در قالب 39 اسلاید ارائه داده شده مناسب برای دانشجویان، اساتیدو.
این پروژه به بررسی مکانیزم حرکتی پاهای انسان می پردازد که در جریان آن به موارد زیر اشاره می شود:
 
- بررسی نوع مفاصل و به دنبال آن تعیین تعداد درجات آزادی پاها .
 
-- نحوه
تا حالا تو زندگیم هیچ کس انقدر برام مهم نبوذه که راجع به بودن یا نبودنش تصمیم بگیرم.همیشه یا بودن، یا اگر نبودن هیچ وقت نفهمیدم چجوری رفتن
ولی الان فرق میکنه
راستش رو بخوای حس میکنم تقاص اون رفتناییه که نفهمیدمشون
میخوام از زندگیش برم
میدونم نمیفهمه، میدونم مهم نیس براش، میدونم تلاشی نمیکنه، ولی اونموقع حداقل میدونم که آقا ندارمش
پس واسه هفته ای یه بار بیرون رفتن و یه پی ام خودزنی نمیکنم
حداقل میدونم باید غصه ی چی رو بخورم
دو هفته ی غم انگی
این شب‌ها و روزهایی که خیلی وقت نیست از خانواده فاصله گرفتم و زیاد دلتنگ می‌شم همش چیزهایی رو به خودم یادآوری می‌کنم که از قبل برای تحمل این شرایط آماده کرده بودم.یکی از چیزهایی که بهم کمک می‌کنه آهنگی که بخاطر چند بیت خاصش تقریبا هر شب می‌شنومش، امیدوارم تهش هم راهم همین‌ قدر روشن باشه :)
کِی به اندک بادی اقیانوس لرزان می‌شود؟
کوه کِی با یک خراش ساده ویران می‌شود؟
عاشق رفتن کِی از رفتن پشیمان می‌شود؟
لینک
دیشب برای کمتر از یک ساعت مامان و بابا رفتن که قدم بزنن و من موندم خونه تا درس امروز رو برای کلاس حل تمرین حاضر کنم. تو همون کم‌تر از یک ساعت حالم خیلی بد شد. قلبم سنگین شد. وحشت کردم. وقتی برگردن ایران چی میشه؟ من چطوری دوباره به سکوت و سردی خونه عادت کنم؟ به اینکه صبح که از خواب بلند میشم کسی نباشه که بهش صبح بخیر بگم. کسی پیشونیمو موقع رفتن به دانشگاه نبوسه و بهم نگه خدا به همراهت؟ چطوری دوباره عادت کنم به اینکه شب‌ها که برمی‌گردم خونه کسی تو
کوچیک بودم، جمعه بود. 
شایدم نبود، یادم نیست.
بابام خونه نبود، یا مسافرت بود، یا سرکار. اینم یادم نیست.
مامانم خواست مارو ببره حرم، سر یک چیزی بهونه گرفتم و با لجبازی گفتم نمیاام.
مامانمم دست X رو گرفت و دوتایی خونه رو ترک کردن، پشیمون بودم از رفتارم، دلم بیرون رفتن رو میخواست، حرم رو میخواست. 
رفتم پنجره که رو به خیابون باز میشد رو به سختی باز کردم و داد زدم 
مامااااان! برگردین، منم میخوام بیاااااام.
و زدم زیر گریه.
ولی مامانم نبود.
بعد دقایقی
زالو انداختن پشت گوش ها برای درمان بیماری ها یک روش متداول در طب سنتی است. گوش انسان ممکن است دچار مشکلات متعددی بشود که بیشتر این مشکلات با خواص زالودرمانی قابل معالجه هستند.عفونت کردن گوش میانی (اوتیت میانی) و از بین رفتن تدریجی شنوایی بر اثر سن زیاد (پیر گوشی) و یا عوامل محیطی که ممکن است باعث از بین رفتن موقت و یا دائم شنوایی بشوند بیشترین مشکلات گوشی را شامل می شوند.معمولا عفونت کردن گوش ها دو علت عمده دارد.علت اول بر اثر اختلال در عروق و ر
دوره ی پانسیون رفتن تموم شد.
خیلی از بچه ها دیروز خداحافظی کردن و وسایلاشونو جمع کردن و رفتن.
بچه های رشته ریاضی که پس‌فردا کنکور دارن هم دیگه حس درس خوندن نداشتن و بیشتریاشون رفته بودن،منم امروز وسایلام رو جمع کردم برگشتم خونه:( در غمگین ترین حالت ممکن به سر میبرم الان.
خداحافظی با تک تک کسایی که این دو سه ماه رو باهاشون گذروندم،آرزوی موفقیت کردن براشون،جدا کردن تک تک نوت هایی که روی میزم چسبونده بودم،جدا کردن برچسب اسمم،و یه نگاه آخر به او
- از دوستای زهرا؟
+ آره، ورودی 92 مهندسی پزشکی بودن دیگه.
-ف******ک
+هم ورودی بودن
- هعییی، دارم فکر می‌کنم اگه از بچه‌های ما بود چقدر حالمون بد می‌شد.
+ حتی الان هم که نیست حالم بده
- آره. چقد اتفاق تو چند روز!
+ خسته شدم دیگه
- واای! شت! اصلا نمی‌تونم تمرکز کنم
+منم
-اتفاق پشت اتفاق
+حتی وقتی به این فکر می‌کنم که ببین شرایطو، بخون تو باید بری هم حالم بد میشه
+ چرا نمیشه همینجا مثل آدم زندگی کرد؟
- رفاه حنی 0 هم نیست. زیر 0عه. جبر جغرافیایی وجود داره، میبین
شش سال است که من باور نمی کردم کسی مامانش را و مام وطنش را ول کند و برود آخر زمین . ولی دیشب باور کردم! فکر کن تمام ته و توی جیبم را ریخته ام توی حسابی که بعد از نه ماه که هر ماه سه تومن بریزم توی این حساب بتوانم با بهره چهار درصد وام بگیرم. که بعد از دو سه سال به جای سی تومن! چهل تومن پس بدهم!
یارو آمده از خارج از آخر زمین از فن لاند! سه سال اول که رومه پخش می کرده تازه حالا یکی دو سال است دارد همان کاری را می کند که اینجا قبل از رفتن می کرد: برنامه ن
امروز فهمیدم از  راه رفتن خیلی خوشم میاد و در واقع یعنی اون متن در مورد لذت کوه و اینا چرت بود و از راه رفتن خوشم میاد. یه هدفون میزارم تو گوشم و یه حس خیلی خفنی پیدا میکنم حس ازادی  و این چور چیزا (که البته خیلی هم اسکل به نظر میام وقتی کلمو ت میدم  و دستامو باز میکنم و راه میرم و چون خودم اینو میدونم یعنی اینکه اسکل به نظر میام به هیچ جام نیست :!: البته جلو کسایی که نمیشناسم دیگه ) 
 
 
بعد هم یه چیزه جالبی فهمیدم اونم اینه که فک کنم کله زندگی ب
کاش حداقل یک هفته بورس رو تعطیل میکردن !! 
ملتِ عاشق صف از اول هفته تا الان ۱۰۰ هزار‌میلیاردتومن ارزش بازار رو اوردن پایین! 
به معنی اینکه ارزش دارایی خودشون رو تو صف های فروش به حراج گذاشتن! به خاطر چی؟ اخبار جنگ -_- کدوم جنگ اخه؟
اگر‌میشد خونه هاشونم میفروختن این کارو میکردن! چون اگه جنگ بشه خونشون خراب میشه و . 
اخه ریال رو میخوای چیکار کنی؟
دیشب طلافروشی های مشهد غلغله(؟) بود! همه اومدن طلا بفروشن! (دقیقا همونهایی که روز های شنبه ویک شنبه م
کاش حداقل یک هفته بورس رو تعطیل میکردن !! 
ملتِ عاشق صف از اول هفته تا الان ۱۰۰ هزار‌میلیاردتومن ارزش بازار رو اوردن پایین! 
به معنی اینکه ارزش دارایی خودشون رو تو صف های فروش به حراج گذاشتن! به خاطر چی؟ اخبار جنگ -_- کدوم جنگ اخه؟
اگر‌میشد خونه هاشونم میفروختن این کارو میکردن! چون اگه جنگ بشه خونشون خراب میشه و . 
اخه ریال رو میخوای چیکار کنی؟
دیشب طلافروشی های مشهد غلغله(؟) بود! همه اومدن طلا بفروشن! (دقیقا همونهایی که روز های شنبه ویک شنبه م
یکی از دعاهای هر روزم ، اینه که می گم خدایا بهم رزق حلال و طیّب عنایت کن !
طبق معمول همیشه ، سرِ کار که می رم بعضا حرص و جوش می خورم که چرا فلانی کار نمی کنه ، چرا من که انقدر سابقه بیشتری نسبت به همشون دارم باید یه سری کارای دستی کنم که وقتم رو تلف می کنه ؟ بعدش هم یکم ناراحت می شدم که چرا این اتفاقا داره میفته !!!
تا این که روز جمعه ، با رضا رفتیم تا کل اجناس مغازه ی محمد رو بشماریم . . هر از مدتی کوتاه ، خسته می شدن و می رفتن بیرون از مغازه و یا لم می د
دیشب ولیمه‌ی یه حاجی دعوت بودیم. حج رفتن برای ما خارجی‌ها! تو ایران خیلی سخته. یعنی از یازده سال پیش که آقای رفتن حج تا امسال، ما حاجی دیگه‌ای تو فامیل نداشتیم! ایشون و خیلی‌های دیگه با اینکه مستطیع بودن اما نمی‌شد که برن. الانم این بنده خدا کارش رو از طریق افغانستان جور کرد و از کابل رفت حج و به کابل برگشت. دو ماه هم طول کشید سفرش. به خاطر همین حاجی بودن و حاجی شدن خیلی واسه‌مون خاص حساب میشه البته سخنران مراسم دیشب که خودش کاروانه،
پسرم یک ماهه شده. یک ماه گذشت! یک ماه سخت با کلی خستگی و خوابالودگی و غش و ضعف رفتن دل من و تاج سر برای بیرون رفتن و خوش گذرانی کردن. در این یک ماهی اتفاقات زیادی افتاده است. در یک روز و نیمی عمرش در بیمارستان بستری شد. بیلی روبین های خونش بازی درآورند و هجوم آوردند به پسرک بیچاره ی من. در سه روز و نیمی عمرش بند نافش افتاد. در شش روز و نیمی هم کمی رنگ و رویش بهتر شد و از آن بیمارستان کوفتی کودکان فلان جا نجات پیدا کردیم. در طول این مدت کارهای زیادی ان
یا مجیر
 
توی مسیر زندگی انگار هر چند وقت خدا یه پله میذاره جلوی آدم، برای اینکه جلو بری و رشد کنی باید ردش کنی، اما غیر از تقلایی که برای بالا رفتن ازش میکنی برای رد کردنش باید یه چیزایی رو تو پله های پایین جا بذاری، یه وقتایی جا گذاشتن و بهایی که باید برای بالا رفتن از پله بپردازی انقدر سنگینه که با اینکه یه پات رو رسوندی بالای پله، برداشتن اون یکی پا چند سال طول میکشهبعضی انتخاب ها و تصمیم ها و جواب بعضی سوال ها میشن یکی از این پله ها، یه بزر
هنگامی که شما یک کسب و کار آنلاین را شروع می کنید ، این واقعا هیجان انگیز خواهد بود که بتوانید از طریق اینستاگرام محصول و یا خدمت خود را به فروش برسانید اما این نیاز به بالا بردن فالوور اینستاگرام در درجه اول دارد.اما حقیقت این است که افزایش فالوور اینستاگرام کار دشواری است و بخصوص رسیدن به ۱۰۰۰۰ هزار فالوور اینستاگرام از همه مشکل تر است. چرا؟ خیلی ساده است. زیرا هنوز هیچ کس نمی داند شما واقعا چه کسی هستید. چد خدمت و یا محصولی دارید و یا دلیل م
ویزای جستجوی کار آلمان برای چه کسانی مفید است؟ بهتر است افرادی به دنبال این ویزا بروند که احتمال پیدا کردن کار را می دهند و برایشان شرایط اخذ کار نسبتا مهیا است. بسیاری از افراد وقتی شروع به مکاتبه با شرکتها می کنند با این پاسخ مواجه می شوند که اگر در آلمان مستقر می بودید آنگاه امکام گرفتن کار را داشتید. در این شرایط ویزای جستجوی کار بسیار موثر است.
در حقیقت اینکه بدون هیچگونه اطلاع از شرایط شغلی و محیطی و سایر عوامل موثر، صرفا با امید بی پایه
من وقتایی که ناراحت و سرخورده هستم، یا اتفاق بدی برام افتاده، به جای مراقبت از خودم، بیشتر با خودم لجبازی می کنم؛ مثلا غذاهای بد می خورم، یا از پوستم مراقبت نمی کنم. یه جورایی انگار از خودم انتقام می گیرم. البته دلیلش رو نمی دونم. شاید ته دلم میخوام خودم رو به خاطر حال بدم تنبیه و سرزنش کنم. گاهی وقتا هم توی موقعیت های خوب به خودم اجازه لذت بردن از زندگی رو نمیدم. فکر می کنم بیشتر سختگیری هام بی جاست. البته بهتره بگم توی مسیر درستی نیست چون زندگ
دو هفته پیش یا شاید بیشتر بود که رضای بیگلری برنامه خداحافظی چید و بعد در شلوغیهای قطعی اینترنت رفت ترکیه که تا ویزا رسید برود دنبال نیکویی سرنوشتش.
و رفتن رضا یک جورهایی تیتراژ پایانی است بر دوره ی زندگی من. آن دوره مدتهاست که تمام شده و حالا تیتراژش رفته و چراغهای سالن روشن. من اما هنوز تویش نشسته ام؟
اما چرا رفتن رضا پایان آن دوره است؟ چون دیگر نمیشود آن صحبتی را که در نظر داشتم بکنم با او.
 
چند شب پیش در لای گفتگوهای ذهنی ام (در خیال اتفاقی
صبح وقتی رفتم دیکشنری اکسفورد یادگار از سالهای موسسه رفتن رو از توی کمد بردارم که تمریناتم رو حل کنم چشمم خورد به کتابای داستان انگلیسی ای که برای کلاس پارسال خریده بودم البته قبلا از کنسل شدنش. راستش وقتی دیروز ازش پرسیدم موقع برگشت سر راهش کتابم رو میتونه بگیره و با طعنه و پوزخند جواب داد تو هم که همه ش داری کتاب زبان میخری احساس کردم دوباره مثل اون سالها افتادم اون هم خیلی بدتر. جوری که برای بلند شدن باز ده سال دیگه وقت میخوام. اما صبح که ب
اسمورودینکا 
دکتر گفته برای فکر نکردن به تو خودم را مجبور به فکر کردنِ به تو کنم. به صورت اغراق آمیز و افراطی، به امید اشباع شدن. برایم برنامه‌‌ی روزانه نوشته و این دلپذیرترین برنامه‌ایست که در زندگی به آن مم شده‌ام. 
نوبت اول، صبح‌هاست. ساعت ۹ تا ۱۰ وقت فکر کردن به توست. 
نوبت دوم، بعد از ظهرهاست. ساعت ۶ تا ۷ وقت نامه‌ نوشتن و حرف زدن با توست. 
و نوبت آخر، شب‌هاست. یک ساعت قبل از خواب، وقت خیره شدن به عکس توست. 
و خارج از این وقت‌های مقرر،
میشود لحظه ای خصوصی تر فکر کرد
به لحظه ی خداحافظی
حتما رفتن های آخرِ شب حال و هوای دیگری دارد.
مثلا تو فکر میکنی قبل رفتن که همه خواب هستند چایی بگذاری و شاید بهانه ای باشد که چند لحظه ای کنار هم بنشینید
معمولا اینطور وقت ها مرد ها از زمان برگشتنشان حرف میزنند.به اینکه قول میدهند طولانی نباشدچشم به هم زدنی سفر تمام میشود
اما تو بازهم آرام نمیگیری.
حتما قبل اینکه ساکش را ببندی مطمئن میشوی که همه چیز را گذاشته ای اما باز خیالت راحت نمیشود.
این روزا توی تهران آخر هفته‌های متفاوتی رو تجربه می‌کنیم. از حرم سیدالکریم رفتن بگیر تا یک صبح تا ظهر رفتن به روستای برغانِ کرج. چند هفته است که قم نرفتم. ولی الان تو راه هستیم که بریم نرگس کوچولوی خاله رو ببینیم. قم نمی‌ریم چون بیشتر وقتا در حال مهمانی رفتن و سر زدن به فک و فامیل هستیم. تجربه‌های متفاوتی هست و احساس می‌کنم انعطاف پذیرتر شدم. احساس می‌کنم به فطرتم نزدیک‌تر شدم.
از وقتی هم کلاس تیراندازی میرم، احساس نشاط بیشتری می‌کنم. بدن
چگونه مدرسه رفتن را برای فرزندانمان دلچسب کنیم؟


دلهره‌ای که با بازگشایی مدارس و آغاز سال تحصیلی جدید برای بسیاری ایجاد می‌شود با اعمال روش‌های ساده و موثر قابل برطرف شدن است.
یاد آن روزهای مدرسه که می‌افتم اگر چه شور و شوق آغاز سال تحصیلی به یادم می‌افتد اما همیشه تمام شدن تابستان و شروع مهرماه، دلهره و ترسی هم در دل من و مادر می‌انداخت. اینکه شب‌ها زود بخوابم تا صبح خواب نمانم، مشقهایم را به موقع بنویسم، وسایل مدرسه را در خانه جا نگذا
بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی دلت می خواهد کسی باشد که سرپا نگهت دارد
کسی باشد که بشود به او اعتماد کرد و پشیمان نشد.
کسی باشد که پشتوانه ات باشد
کسی باشد که بگوید:دیوانه اینجا که آخر دنیا نیست
بگوید:آمده ام که بمانم.بگوید:ببین من تا آخرش هستم.
باشد که دلخوشی های الکی نباشد
او باشد که دیگر روزهای پوچ نباشد
بماند که دلخوشی ها هم بمانند
گاهی باید کسی باشد.باید که باشد.که این همه سردرگمی نباشد
گاهی باید کسی باشد که جمله هایت را بفهمد،که معنی سه
وبلاگ جدید ، اسم جدید ، آدم های جدید.از هیچ کدوم ترسی ندارم جز اسم جدید اگر صدتا وبلاگ دیگه هم بزنم باز هم اسمم مبهم خواهد ماندواقعا این رفتن ها بی فایده ترینهاونی که از گذشته اش فرار کنه ترسوعه ، حکایت منه دیگه.من از چی میخوام فرار کنم ؟؟؟ارشیو ؟؟با خودم حرف زدم، تصمیم یکی دو روز نبود که الان بعد پنج روز منصرف شه یا چی تصمیم شاید دو سه ماه قبل بود ولی باز هم دلم رضا نبود.همه رو رد دنبال میزنم باز دوباره دنبال میکنمنمی دونم یکجایی
قبل از انتشار خبر بگم که چانیول علاقه خاصی به مارورل داره و سر اومدن جوکر چقد ذوق داشت و یکی از محبوب ترین فیلماشم ددپول هست:)
خلاصه که رایان رینولدز بازیگر نقش ددپول برای فیلم جدیدش که اتفاقا با پیمان معادی ما هم همبازی بودن میرن کره واسه ی اکران فیلم در اونجا:)
امسو هم به اون مراسم دعوت شده بود و با لباس های ورژن اکسو ابسشن به اون مراسم رفتن:)
رایان در اون مراسم با اکسو ملاقات کرد و معلوم شد ایشونم فن اکسو هستن
پس چانیولم که رو ابرا بود واسه به
پای پرانتزی یا ی ، علت بد راه رفتن کودکان زیر ۳ سال
پای پرانتزی و ی از جمله مشکلاتی است که بعد از تولد نوزاد و رشد او مشاهده می شود. قبل از ۳ سالگی چون نوزادان در داخل رحم مادر به صورت پای پرانتزی بودند این حالت بعد از تولد نیز وجود دارد اما در سن ۳ سالگی به دلیل رشد استخوان و تکامل آن کودک نباید پا پرانتزی یا پای حالت X  داشته باشد. اما کودکانی وجود دارند که پاهای آن ها به صورت پرانتزی یا X هست و تا ۷ الی ۸ سالگی یا برطرف می شود یا در هما
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب