نتایج پست ها برای عبارت :

روزگار بدی شده گنجشک قناری شده

من این لانه را با کمک خواهر کوچکم برای گنجشک‌ها درست کردیم.
در یزد، هوا کم کم سرد و بارانی می‌شود و یافتن غذا هم برای گنجشک‌ها سخت‌تر، برای همین خرده نان‌ و آبی نیز برایشان فراهم کرده‌ام.
تغییری باش که می‌خواهی در جهان اتفاق بیافتد
گاندی
حکایت کرده‌اند که مردى در بازار دمشق، گنجشکى رنگین و لطیف، به یک درهم خرید تا به خانه آورد و فرزندانش با آن بازى کنند. در بین راه، گنجشک به سخن آمد و مرد را گفت: در من فایده‌اى براى تو نیست. اگر مرا آزاد کنى، تو را سه نصیحت مى‌گویم که هر یک، همچون گنجى است. دو نصیحت را وقتى در دست تو اسیرم مى‌گویم و پند سوم را، وقتى آزادم کردى و بر شاخ درختى نشستم، مى‌گویم. مرد با خود اندیشید که سه نصیحت از پرنده‌اى که همه جا را دیده و همه را از بالا نگریسته اس
 
روزی سلیمان از مسیری رد میشد
 
 
 
دید گنجشک نری به ماده خویش می گوید: چرا از من کناره می گیری ؟ 
در حالی که من اگر خواسته باشم می توانم بارگاه سلیمان را به منقار بگیرم و در دریا بیندازم
 سلیمان از شنیدن این حرف تبسمی کرد و هر دو را دعا کرد 
و به گنجشک نر گفت آیا به آنچه گفتی می توانی عمل کنی ؟ 
آن گنجشک هم گفت : نه یا رسول الله 
ولی مرد گاهی خود را زینت می دهد و برای همسرش بزرگ جلوه می دهد 
و عاشق را به آنچه می گوید ملامت نمی کنند 
پس سلیمان به گنج
شب که شد گنجشک کوچکمیهمان خانه مان شد.قلب کوچولویم آن وقتزود با او مهربان شد.
دیدم او تنها نشستهبی صدا بالای دیواربا خودم گفتم طفلیگم شده مامانش انگار
من به او با مهربانییک کم آب و دانه دادمتوی یک بشقاب کوچکشام گنجشکانه دادم
هیچوقت دلخوشی ڪسی رو ازش نگیرید
این دلخوشی میتونه:یه سلام ؛یه احوالپرسی ؛یه حواسم بهت هست ؛یه صدای گرم و دوستانه ؛و یه حس خوب باشه.دوستی ها رو دست ڪم نگیرین .
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزنند.ولی گنجشک‌ها جدی جدی میمیرن.!
آدما شوخی شوخی به هم زخم زبون میزنند.ولی دل‌ها جدی جدی میشکنند.
من مثل شب های گذشته خواب خوشبختی ندیدم، متاسفم. کنار هم بودن یک رویا نبود، یک انتخاب بود از جانب شما، متاسفم که من نبودم. دو روز پیش وقتی هوا در حال تاریک شدن بود روباه مکار مزرعه آمد کنارم لب رودخونه نشست و گفت: انسان ها دو جوراند. ادمهای که بد اند و حیله خوب بودن بلدند و ادمهای که خوب اند و از خوب بودنشون ناراحت اند. گاهی می توان تاسف جوجه گنجشکی خورد که بعد از اولین پرواز، باد شدید امد و به صخره خورد. من بادِ بودم که مقصر شناخته شد! و شما صخره ا
خانه را که تعمیر کردیم، اطراف پنجره را گچ نگرفتیم. دیشب از روزنه های کنار پنجره یک گنجشک سیاه بخت وارد اتاقم شده و خودش را دیوانه وار به در و دیوار میکوبید. دمش کنده شد، بالهایش تمام زخمی شد. 
من در همان حالت خواب و بیداری، پنجره اتاق را باز کردم تا خودش را نجات بدهد. در همان حال به رخت خواب برگشتم و به خواب عمیقی فرو رفتم. 
با صدای اذان که در گوشم سوت کشید بیدار شدم و به اطرافم نگاهی انداختم. هوا خیلی سرد و کشنده بود و من تنم در برابر سرما نازک و
دانلود آهنگ علیرضا روزگار رابطه
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * رابطه * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , علیرضا روزگار باشید.
دانلود آهنگ علیرضا روزگار به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Alireza Roozegar called Rabeteh With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه علیرضا روزگار به نام رابطه
 
 
علیرضا روزگار رابطه
مدیاک ››› علیرضا روزگار ››› دانلود آهنگ علیرضا روزگار رابطه
 
منبع : https://mediac.ir/%d8
من آن گنجشک در زمستان هستم که خداوند در لانه ام نه سقف ساخته و نه مرا به خواب زمستانی می برد. مرا رها کرد و گفت اگر تا بهار زنده ماندی پاداش می گیری. نه اونقدر زیبا هستم که در قفس حبس شوم و نه یاری تا خود را در آغوشش افکنم. من یک رها شده هستم که نیازم برای دیگری یک بودن است. درختان خشکیده و پنجره ها بسته، کدام نور امیدی برای پرستیدن. من کافر نشدم که شیطان هم از درس عبرت من آموخته است. می گویند: باید مرد؟! اما مرگ پایان دهنده رنج ها نیست. این را زمانی
روزگار غریبیست
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارمدوستت دارم
دلت را میبویند دلت را میبویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبیست نازنین آن که بر در میکوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد باندیشیدن خطر نکن
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود توی جنگل های استرالیا کنار یک رود خانه درخت بزرگی قرار داشت که کبوتری با جوجه هایش روی آن درخت زندگی می کردند هر چه جوجه ها بزرگتر می شدند به غذای بیشتری نیاز داشتند برای همین کبوتر مادر و پدر با هم به دنبال غذا رفتند.
یک روز که جوجه ها تنها مانده بودند، یک گنجشک قشنگ پر زد کنار لانه جوجه ها نشست، جوجه ها که تابحال هیچ پرنده ای جز مادر و پدر خودشان ندیده بودند با دیدن گنجشک از ترس سرهایشان را زیر پرهایشان کردند مثلا پنهان شد
عکس گنجشک در اینه ی اب افتاد 
  بادی شاخه ها را  رقصاند 
 تصویر گنجشک در اینه اب محو شد  
  کودکی در امتداد جویبار پدرش را  جویید 
         تیکه چوبی در اب    انداخت  
          در علف های نرم میل دوید  
         در افقی جوب پایش سر خورد  
         کفشش در اینه اب تند رفت  
          دستانش  خراشید  
تند در ماجرای کفش دوید 
از شور افتادن بی تامل  پا شد 
شیرین و  بازیگوش      
کودکی پیدا بود     
شاعر خالقی عرفان 
 
بالاخره نقاشی اش تمام شده بود و بوم بزرگ را به زحمت روی دیوار نصب کرده بودم. تصویرش تمام دیوار پذیرایی را پر کرده بود. چند قدم عقب رفته بودم و با دقت به نتیجه ی کارم نگاه می کردم؛ برش های تکه تکه شده از فرش و گلیم های دستباف، با رنگ های لاکی و اناری. همین طور به ترکیب بندی هر قطعه نگاه می کردم و از خودم متشکر بودم؛ "خوب کار کردیا!. آفرین!!" یکباره اما نمی دانم چطور سوراخ کوچکی از وسط بوم باز شد و جثه ی ریز و نحیف یک گنجشک از آن بیرون زد. گنجشک ِبیخی
گنجشکه نشسته رو شاخه درختی که تو حیاط شرکته، گردنش رو هی میچرخونه این طرف و اون طرف و نوکش رو فرو میکنه بین پرهاش، از پشت پنجره بهش میگم، انقدری پرنده شناسی حالیم نیست که بفهمم داری چیکار میکنی، اما چطوره که تو گردنت درد نمیگیره با این همه چرخش اما گردن من حتی بدون این چرخشها درد داره؟!
 
یه نگاه عاقل اندر سفیه میکنه و باز نوکش رو فرو میکنه بین پرهاش.
 
شاکی میشم و میگم اونجوری نگاهم نکن! خب جوابمو بده!
 
نوکشو با ناز و کرشمه از تو پرهاش در میار
روزگار غریبیست
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارمدوستت دارم
دلت را میبویند دلت را میبویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
روزگار غریبیست نازنین آن که بر در میکوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد باندیشیدن خطر نکن
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبیست روزگار غریبیست نازنین
ادامه مطلب
خاطرات ِ چادر مشکی
 
 
گفت: به خدا اعتقاد داری ؟گفتم: با تمام وجود حس اش کردمگفت: چه جوری ؟گفتم: هر کسی خودش باید خدا رو یه جوری پیدا کنه حس کنه یا شایدم لمس اش کنه و صداشو بشنوه منم وقتی هشت سالم بود دنبال خدا گشتم میخواستم ببینم اصلا هست یا نهمیخواستم ببینم اون خدایی که پنج شنبه ها توی صف مدرسه بعد از دعای فرج سه بار بلند صداش میکردیم و میگفتیم خدااا اصلا صدامونو میشنوه !؟میخواستم پیداش کنم و بهش بگم ارزوهامو. فکرامو .تصوراتمو چیزی ازش نم
اخم نکن به روزگار فرزند آدم.چطور دلت می‌آید؟!روزگار را من و تو می‌سازیم.بیتابی پاییز را هم بگذار به حساب پریشانی او در غم بهار.ما لابه‌لای سرزمین دلمان بذر محبت کسی را کاشتیم که بودنش امان است برای زمینی‌ها، آسمانی‌ها.صاحب‌امان است او.درست که یوسفمان را در کوچه‌های غفلت دل گم کرده‌ایم اما با همین دلواپسی‌های کال،این درخت‌ها که زرد شده‌اند روزى سبز می‌شوند.اخم نکن به روزگار، فرزند آدم.خورشید همین حوالی است…
بال های خیس(از سری داستان های کتاب مترسک های دیوانه)
نویسنده:محمّد رازانیِ
 
 
سوز سرما شلاقش را بی رحمانه به درختان و پوشش آبادی می زند، شاخه های درختان در سکوتی غریب کمر خم کرده اند. غنچه ها دلتنگ اند و برکه خوابیده، پرندگان از لانه بیرون نمی آیند. هوا سرد و تاریک هست حتی باد هم نمی وزد ،صلابت زمستان تمام آبادی را به خضوع و خشوع منحصر به فردی نشانده است. در این میان گنجشک مادر در ازدحام آرام درختان خفته، پریشان به دنبال غذا می گردد؛دیگر آذوقه
بال های خیس(از سری داستان های کتاب مترسک های دیوانه)
نویسنده:محمّد رازانیِ
 
 
سوز سرما شلاقش را بی رحمانه به درختان و پوشش آبادی می زند، شاخه های درختان در سکوتی غریب کمر خم کرده اند. غنچه ها دلتنگ اند و برکه خوابیده، پرندگان از لانه بیرون نمی آیند. هوا سرد و تاریک هست حتی باد هم نمی وزد ،صلابت زمستان تمام آبادی را به خضوع و خشوع منحصر به فردی نشانده است. در این میان گنجشک مادر در ازدحام آرام درختان خفته، پریشان به دنبال غذا می گردد؛دیگر آذوقه
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
 
روزگار غریبی است نازنین
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارمدلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنندعشق را در پست
تن و بدنم می لرزد، وقتی میبینم گنجشک ها از سرمای زیاد، خودشان را روی سیم برق ها باد کرده اند!
ترس این را دارم که ناگهان بترکند. به طور بیمارگونه ای کل روزم را به این موضوع فکر میکنم. شاید اینها مقدمه مرضی سمج باشد، شاید اینها همه نشانه است!
دانلود آهنگ از اون روزی که رفتی غمت آتیش به جون زد علیرضا روزگار سریال باغ سرهنگ قسمت آخر
Download New Music Alireza Rozegar Az On Roozi
دانلود آهنگ علیرضا روزگار بنام از اون روزی که رفتی پخش شده در سکانس پایانی سریال باغ سرهنگ کامل کیفیت اصلی با لینک مستقیم 

ادامه مطلب
دلم برای خودم تنگ شده.
من این نیستم.من پر از شور زندگی ام و رقص و رنگ و صدای قهقهه.من پر از شیطنتم و موسیقی شاد.من حال خوب کن خودم بودم زمانی .اما.اما به قول گل محمد کلیدر"روزگار.روزگار."
 
*کاش اورولوژی امروز تمام میشد.از فردا شروع دوره ی سخت بیست و چند روزه ی داخلی.خدایا به امید خودت.
دلم به بوی تو آغشته استسپیده‌دمانکلمات سرگردان برمی‌خیزندو خواب آلوده دهان مرا می‌جویندتا از تو سخن بگویمکجای جهان رفته‌ای؟نشان قدم‌هایتچون دان پرندگانهمه سویی ریخته استباز نمی‌گردی، میدانمو شعرچون گنجشک بخارآلودیبر بام زمستانیبه پاره یخیبدل خواهد شدشمس لنگرودی
 
بسم الله
 
دیشب بابا فرم گذرنامه‌اش را جلویم گذاشت و گفت برایم پر کن. نگاهی به فرم قبلی‌اش انداختم. خطِ خودم بود. چند سال قبل هم من اسم و رسم بابا را در فرم نوشته بودم. شماره‌ی برادرم عوض شده بود. حتی آرزوهایش. شغل شوهرخواهرم هم. مامان هاجر دردِ پایش بیشتر شده بود. بابا چهره‌اش مثل آن‌وقت سرخ و سفید نبود. وزنش بیشتر شده بود، موهایش سفیدتر. من دیگر به طور دائم در این خانه زندگی نمی‌کردم. فهمیده بودم رنگ چشم بابا میشی نیست و به اشتباه همه جا این
همه‌جا گرد ناامیدی و انزجار پاشیدن. گره‌ی دار رو دوباره تنگ وتنگ‌تر کردن. کی میزنن زیر این چارپایه و راحتمون می‌کنن؟
این رو دو روز پیش نوشته بودم. وقتی ناامیدی سایه‌شو انداخته بود رو سرمون .اما این بار بر خلاف همیشه نترسیدم که قراره چی بشه؟ انگار مغزم سر شده . قلبم از ظلم به درد میاد اما آروم و بی‌تفاوتم. نه می‌خوام کاری کنم و نه می تونم کاری بکنم. بنزینو ریختن روی شعله‌های زیر خاکستر و آتیشش مثل همیشه فقط دامن بدبخت بیچاره‌ها رو گرفت. م
+خواب نمی برد مرا
+به محبت های نطلبیده فکر میکنم، مثل وقتی که از کسی هیچ انتظاری نداری و یک دفعه به خودت می آیی وسط اتفاقاتی شیرین هستی که مسببش اوست که حتی به چشمت هم نمی آمده، چه رسد به خیالت! که درباره ش لحظه ای فکر کنی.
بدي و حواس پرتی من که اثبات شده ست، اما دست روزگار هم بی تقصیر نیست در نادیده گرفته شدن آنهایی که به عدالت دیدنیترند.
و آن اصطلاح معروف که ای تف توروت روزگار که البته به زبان محلی بس دلنشین تر است!
کجا می‌روی؟
یک امشب را کمی بیشتر بمان!
"با چشم‌هایت حرف دارم"
می‌خواهم برایت از جاده‌های بی‌کس شب بگویم
از سوسوی تنهایی ماه در شب‌های بی‌ستاره
از کبودی چشم‌های دریا در شب‌های فراق موج
کجای می‌روی؟
قدری بیشتر بمان!
می‌خواهم تا صبح برایت شاملو بخوانم!
یا نه، بمان تا برایت آیدا بخوانم در شب‌های بی‌ احمد
مفاتیح بخوانم ،فراز به فراز دعای اجابت
بمان!
می‌خواهم برایت آواز بخوانم
چنگ بزنم
شاید هم تا سپیده یک نفس در شیپورها بدمم
باید تمام مرد
خونه رو تمیز کردم در حد خونه تی حالا نشسته ام و با نگاه کردن ب خونه غرق در لذت می شوم بوی مایع لباس شویی ک رایحه ی  گل دارد پنجره ها باز هستند و صدای جیک جیک گنجشک ها می آید عود روشن کردم خانه در آرامش کامل بوی عشق و زندگی می دهد و من شکر گزار پروردگارم هستم بابت زنده بودن، بابت عشق، بابت زندگی ، بابت همه چیز خدایا ممنونتم
  دانلود کاربرگ واحد کار پرندگانکامل ترین و بهترین واحد کار پرندگان ویژه ی مهد کودک و پیش دبستانی در سایت فایل98اهداف واحد کار: اشنا شدن کودکان با پرنده های مختلف جنگل و . مانند گنجشک و طاووس و دارکوب ویاد گرفتن نام هر پرنده و اشنا دشن با اعضای بدنش مانند نوک دارکوباشنا شدن با شیوه ی تولد پرندگان:تخم گزاشتن و بر روی تخم نشتن و اشنایی با نوع غذا دادن مادر به بچه ها توسط پرندگاناشنایی با چگونه ساخته شدن لانه توسط پرندگاناشنا کردن کودکان با
روزی می‌آید که تو دیگر نیستی
و صدای تو را باد خواهد برد
یاد تو خنجری‌ست که روحم را می‌درَد
و همان دم کلاغی از سرْشاخه‌‌ٔ ِ درخت می‌پرد
بین خودمان باشد، آن روز آمده
تو نیستی و فصل ها با شتابی بی‌شرمانه از هم سبقت می‌گیرند
و من نگران چال روی گونه‌ات هستم،
نگران گُلی که آخرین بار تویش کاشته بودم
عزیزِ دردانه
از وقتی که نیستی خرمالوی کال چنان حلاوتی دارد که انار می‌خوش، شوکرانی بیش نیست
این روزها گنجشک‌ها هم شانه‌هایم را پس می‌زنند
ت
از همان روزی که دست حضرت قابیلگشت آلوده به خون حضرت هابیلاز همان روزی که فرزندان آدمزهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید"آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود"
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختنداز همان روزی که با شلاق و خون، دیوار چین را ساختند"آدمیت مرده بود"
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیابگشت و گشتقرنها از مرگ آدم هم گذشتای دریغآدمیت برنگشت
روزگار مرگ انسانیت استمن که از پژمردن یک شاخه گلاز نگاه ساکت یک کودک بیماراز فغان یک قناري در قفساز
وهنوزسفره دلم پهن استتویوسعت سبز باغوهنوزحس می کنمطعم تند دارچین راتوی لیوان های بخار آلود چایآنگاه که گامهایتمیان معرکه ظهور می کنندوچشمهایت هوایباغ را عوض می کنندوقتی طعم گسدلتنگی هایت را واگویه می کنیآفتاب از پهنای شیشه بر فرش هاردی نور آگین زدهصدای گنجشک هاذهنم را قلقلک می دهدبوی عطر ریحان تازهکه توی آبکش می رقصددلم را جابجا می کندمیان تبسم طربچه هاو زوزه های شاهی هانانهای توی سفرهدور از تو به من چشمک می زنندوحوصله غذا از سر اجاق گا
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
قطع: رحلی
نوع جلد: شومیز
خرید با تخفیف ویژه کتاب قالی و قناري اثر مهدی میرکیایی
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
برای خرید با تخفیف ویژه کتاب قالی و قناري اثر مهدی میرکیایی یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.کتاب قالی و قناري اثر مهدی میرکیایی
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و خرید با تخفیف ویژهمشاهده مطلب در کانال
و اگر قرار باشد از ۴آذر اینجا نگویم درش را نیامده باید گل بگیرم‍♀️
 
الغرض که ما هیچ نمی‌دانستیم از گردش روزگار.
تو نمیدانی ادمی که سهمت از شناخت او، فقط لبخندهاییست که بعد هر تلاقی نگاه عمیق بر لب می‌نشیند.
گردش روزگار او را عزیزترین زندگیت می‌کند.
مهم این است که کار را بسپاری دست کاردان. خووش در بهترین وقت ممکن، بهترین را می‌گذارد عمیق‌ترین جای قلبت. خودش نگهش می‌دارد. خودش مراقب همه چیز هست.
ما را بجز تو در همه عالم عزیز نیست.
دانلود آهنگ جدید علیرضا روزگار به نام رابطه از رسانه نویز پلاس
موزیک احساسی و غمگین و بسیار زیبای علیرضا روزگار عزیز
 
علیرضا روزگار رابطه
ترانه : امیر بزرافشان ، تنظیم: هادی برهان ، آهنگ: رایان
دانلود آهنگ با کیفیت 128
دانلود آهنگ با کیفیت 320
در این شهر به جز کلیه هایشان، قلب هایشان را هم می فروشند گم شدم گم با پاره یی از وجودت که در هر لحظه دنیایی که بودن یا نبودنم برایت فرقی با اشغالی سرگردان ندارد که در زباله دانی ذهن فراموش کارت جان می دهد  
‌کاش در این دنیای غریبه اگر باری دیگر روبه رویت آرام آرام در خودم فرو شکستم دستم را بگیری با یک سلام بندم کنی کاش آن قدر فهمت بود دستم گنجشک شکسته بالی ایست که پناهی ندارد این گوشها زنگ زده اند از بس که راه کج کردی نیامدی  خرجی ندارد یک بار
گفته بودم خوابم نمیبره، لالایی خوند صداشو ضبط کردم.  لالایی شو حفظ بودم همیشه ولی ضبطش کردم. واسه روزهای تو خوابگاه. 
 از ۱۸ تیر خوابم نمیبره ولی گوش نمی کردم تا همین امشب و همین نیم ساعت قبل، وسط تاریکی و خیره شدن به صفحه ی گوشی، وسط فرستادن دکلمه های چار بوفسکی، پرنده ی آبی.
حماقت کردم! وسط صدای ضبط شده می خنده:) وسط صدای ضبط شده اشکم سر می خوره زیر بینیم و بوی عطرش میاد. و فقط زمزمه می کنم که آسمون از توی سنگ سرد روی جسمت پیداست. به گنجشک ها
گفته بودم خوابم نمیبره، لالایی خوند صداشو ضبط کردم.  لالایی شو حفظ بودم همیشه ولی ضبطش کردم. واسه روزهای تو خوابگاه. 
 از ۱۸ تیر خوابم نمیبره ولی گوش نمی کردم تا همین امشب و همین نیم ساعت قبل، وسط تاریکی و خیره شدن به صفحه ی گوشی، وسط فرستادن دکلمه های چار بوفسکی، پرنده ی آبی.
حماقت کردم! وسط صدای ضبط شده می خنده:) وسط صدای ضبط شده اشکم سر می خوره زیر بینیم و بوی عطرش میاد. و فقط زمزمه می کنم که آسمون از توی سنگ سرد روی جسمت پیداست. به گنجشک ها
امروز میخوام براتون اپلیکیشنی معرفی کنم که واقعا خیلی برای خودم جذاب بود و به دردم خورد!
مخصوصا اگه شما هم مثل من آدم استرسی هستین حتما این اپو داشته باشین.
────♡────
تو این اپلیکشین انواع و اقسام صداها هست مثل:
صدای جنگل، صدای نسیم ملایم، صدای آبشار، صدای قطار، صدای کافه، صدای شهر، صدای نرم ماشین لباس شویی( من دیدم بعضیا که با صداهای خیلی عجیبی آرامش میگیرن)، ملودی مدیتیشن، صدای بارون با ریتم های متفاوت، صدای برکه، صدای کهکشان و کلی ص
من محو پرنده های مهاجر میشوم. هوا که خنک میشود، آنها به گرمسیر میروند و فراموش میکنند که گندشان در سرزمین ما به یادگار مانده است.
من اینجا همه کاره بوده ام و هیچ کاره. من فهمیده ام که زیادی هم نباید خود را در بنگ و غم و جنون غرق کرد. گاهی آنقدر سرخوش میشوم که میخوام با قارقار یک کلاغ ضرب بگیرم و برقصم. شاید برای شما پیشامد شگفتی باشد، اما من گاهی با صدای یک گنجشک از خودم بیخود میشوم. گاهی با خودم تعارف پیدا میکنم و از خودم پذیرایی میکنم. گاهی ناز
با تیر و کمان کودکی امدر کوچه باغ های قدیمیدر انبوه درختان باران خوردهسینه ی گنجشکی را نشانه گرفته بودمکه عاشق تو شدمگنجشک به شانه ام نشستو منشکارچی ماهری شدماز آن پسهرگز به شکار پرنده ای نرفتمهر وقت دلتنگم آواز می خوانمپرنده می آیدپرنده می نشیندپرنده را می بویمپرنده را می بوسمپرنده را رها می کنمو چون شکار دیگری می شودکودکی ام را می بینمدر انبوه درختان باران خوردهبا بوی کاهگلو آواز پرندهبه خود می پیچد و گریه می کندهای آوازچقدر ت
متن آهنگ وقتشه از علیرضا روزگار و علی سفلیحس خوبیه که احساس کنی یه نفر داره هوای دلتوسر و سامون میده با اومدنش بی سر و سامونیای دلتوحس خوبیه که تو این بارون یه نفر دستشو سقف تو کنهیه نفر که از همه دل بکنه همه زندگیشو وقف تو کنه

ادامه مطلب
متن آهنگ پریزاد از علیرضا روزگارعکس حالم رو به حالت بوی عطر آخرین دیدارمونو میده شالتتو به یادش من به یادت من نمیدونم کی جام دل بسته به چشمای نازتخنجرت تا استخوانم رفته عشقم اما درد اونو هم من دوس دارممن شبو روز غصه دارم من شبو روزم هنوزم واسه خندت بی قرارم

ادامه مطلب
باور کردم که میتوانم حال دلم را خوب کنم. باور کردم که زندگی برای من خوشایندتر از آن است که فکرش را میکردم. 
باور کردم که وقتی باران می آید، گنجشک ها از سرما باد میکنند، جیک جیک محوی از خود بروز میدهند و آب خنک پاییز را در نوکشان بالا و پایین میکنند. سرشان را به طرف آسمان میگیرند و بلند میگویند:جیک!
باور کردم که صدای باران هرچقدر هم عاشقانه و "رمانتیک" باشد به پای صدای عربده های پدرم نمی رسد. من به زندگی خود برگشته ام، به آن حقایق دلچسبی که هر روز
جملاتی که با طلا باید نوشت؛ 
1 گاهی لب های خندان بیشتر از چشم های گریان”درد”می کشند                                2پایِ معرفت که میاد وسط دستِ خیلیا کوتاه میشه. .3یادت باشه همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت اگه خودتو بگیری میندازنت !4مرد ترین آدمهایی که تو زندگیم دیدم اونایی بودن که بعد اشتباهشون گفتند :معذرت میخوام 5مزرعه را موریانه خورد،ولی ما برای گنجشک ها مترسک ساختیم ،لعنت به این حماقت!6آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند را دوس
. آن ملتى که به آینده امید دارد، مى‌داند که روزگار ظلم و ستم و زورگویى و و طغیان و استکبار، با همه‌ى حجم عظیمى که امروز در جهان به وجود آورده است، یک روزگار تمام‌شدنى است و دورانى خواهد رسید که قدرت قاهره‌ى حق، همه‌ى قله‌هاى فساد و ظلم را از بین خواهد برد و چشم‌انداز زندگى بشر را با نور عدالت مُنور خواهد کرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان این است.
شما جوانان عزیز که در آغاز زندگى و تلاش خود هستید، باید سعى کنید تا زمینه را براى آن‌چن
. آن ملتى که به آینده امید دارد، مى‌داند که روزگار ظلم و ستم و زورگویى و و طغیان و استکبار، با همه‌ى حجم عظیمى که امروز در جهان به وجود آورده است، یک روزگار تمام‌شدنى است و دورانى خواهد رسید که قدرت قاهره‌ى حق، همه‌ى قله‌هاى فساد و ظلم را از بین خواهد برد و چشم‌انداز زندگى بشر را با نور عدالت مُنور خواهد کرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان این است.
شما جوانان عزیز که در آغاز زندگى و تلاش خود هستید، باید سعى کنید تا زمینه را براى آن‌چن
بعد از کلاس فکر می‌کردم، چرا اینقدر خوشحالم؟
چه اتفاقی افتاده که زندگی بیشتر در جانم دویده؟ همه‌اش به آن گنجشک برمی‌گشت. همان که سر
کلاس سرش را با زرد و خردلی و نسکافه‌ای سایه می‌زدم. اولش جان نمی‌گرفت. جهت کوک‌ها
گنجشک را زنده نمی‌کرد. آنقدر کلنجار رفته بودم؛ کار را نسبت به چشمانم عقب و جلو
کرده بودم؛ جهت کوک‌ها را در ذهنم تصور کرده بودم و روی پارچه پیاده کرده بودم تا
همان که باید در حال شکل گرفتن شده بود. همان لحظه که خودم گیر کار را فهم
متن آهنگ با نفسهات از علیرضا روزگاربا نفسهات جون میگیرم بغلم کن تا نمیرملمس گرمای دستای تو داره برام حس زندگیلحظه هام خوبه که میکوبه قلبم کنار تو به سادگیتو که چشمات روبرومه با تو بودن آرزومههی نبینم اشکت میریزه، آخه دنیامو از هم میپاشونهدوست دارم با تو زیر بارون بدون چتر و شونه به شونه

ادامه مطلب
مقدمه:
پرندگان جزء حیوانات با ارزشی هستند که همواره نمود آن را می توان در زندگی مشاهده کرد. یکی از پرندگان با ارزش کلاغ است.
تنه انشا:
کلاغ پرنده ای است که همواره در فصل های سرد و گرم می توان پرواز زیبای او و قارقار او را در آسمان مشاهده کرد و شنید. کلاغ در اساطیر ایران و یونانی همواره پرنده ای مقدس بوده و به عنوان پیک خورشید شناخته می شده است و نمود مثبتی در جامعه باستانی ایران زمین داشته است.اما در زمان اکنون ما این معنای مثبت تغییر کرده است و
♪♬♬♪کاشکی بیه می یار ای، چشم بوینم شی یار ره♪♬♬♪
♪♬♬♪قبول کمه شی زار ره، نامرد روزگار♪♬♬♪
♪♬♬♪شهرام فلاح، همش تی وره، شعر تو یاتو، حال خرابه ولا♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دوست، جانا، امان امان امان، های♪♬♬♪
♪♬♬♪تی اسم مثل ستاره♪♬♬♪
♪♬♬♪سوزنه شو دیاره، تی حرف ره یاد ایارمه وقتی تنهایی دارمه♪♬♬♪
♪♬♬♪آروم آروم می دل بویه خون، شو دکتمه بیابون، امان ای یار نادون♪♬♬♪
♪♬♬♪سهم من از ته دلبر بویه ساز و آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪تنهایی
سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز در این قسمت میخواهیم در مورد پرورش قناري صحبت بکنیم پس با ما همراه باشید .
قناري : قفس پرنده

قناري پرنده ای که جثه کوچکی دارد
هم به صورت وحشی و هم به صورت اهلی در کره زمین زندگی میکند .
طول بدن این پرنده با قفس بلدرچین 1 طبقه توجه به نژاد های مختلف از ۱۵ تا ۲۴ سانتی متر می باشد .
محل زندگی آن ها جزایر قناري ، آزرومین در اقیانوس اطلس می باشد.
پرورش قناري :
ایجاد مکان مناسب برای پرورش قناري:
اولین قدم برای شروع ایج
متن آهنگ قرار آخر از علیرضا روزگارواسه آخرین بار قراری بذار میخوام با تو اتمام حجت کنمدلی رو که دادی پی سر نوشت میخوام با خیال تو قسمت کنمواسه آخرین بار قراری بذار همون جا که با تو شدم رو به روسلامی که گفتی هنوز یادمه خداحافظت رو همونجا بگو

ادامه مطلب
فلذا کاری نداشتیم جز دیدن روی ماهتان پشت قاب های مجازی که آنهم دوستان لطف کردند و دستشان را روی دکمه اینترنت بین الملل گذاشتند و مارا از این نعمت بی بهره کردند، نمی‌شود یک اکانت کوچک در فلان پیغامبر داخلی بسازید که ما هر روز روی ماه جنابتان را زیارت کنیم؟ در نبود چشمانتان اینروز ها نشسته ایم و به افسانه چشم هایتان گوش می‌دهیم، واقعا که شما خود خود فسانه اید
پ.ن: یه شخص چجوری میتونه کاری کنه که آدم به اون چیزایی که چند وقت قبل نوشته شک کنه!
دلتنگی آدم را به خیابان می‌کشد
دلتنگم و مردم نمی‌فهمند
قدم زدن گاهی از گریه کردن غم‌انگیزتر است
مثلِ تو که فکر می‌کردی
سیگار کشیدن کارِ مردانه‌ای‌ست!
دلتنگم .
باید تو را به یاد بیاورم!
به من فکر کن
به نیمه شبی که تو را ندارم
از آدم‌ها بیشتر از تنهایی می‌ترسم و فکر می‌کنم
مرگ با من چه نسبتی دارد؟
باید تو را به یاد بیاورم!
زمستان‌های بی‌برف بی‌رحم‌ترند
مثلِ نِ بی‌عشق
مثلِ من که نامت را فراموش کرده‌ام
اما هنوز دوستت دارم
به من فکر کن
ثبت پرندگان با ظاهر غیرعادی در ایران
Records of Iranian birds with unusual appearance
ثبت گنجشک خانگی با سفیدگرایی در اندیمشک در آذر 1398
Record of House Sparrow with leucism in Andimeshk in November 2019
 
خلاصه اطلاعات این ثبت:
گونه: گنجشک خانگی Passer domesticus
نوع غیرعادی: سفیدگرایی
تعداد پرنده: یک فرد
محل مشاهده: اندیمشک
استان: خوزستان
تاریخ مشاهده: 8 آذر 1398
مشاهده کنندگان: آقایان عبدالحسین بهرامی پور، علی بهرامی پور و امین بهرامی پور
Species: House Sparrow Passer domesticus
Type of aberration: leucism
No. of individuals: One individual
Place of
 
 
دست از سر خودم بر نداشته ام . دمار از روزگار خودم در آورده ام و سختی ها ول کن معامله نیستند . مثل کتک خورده ی خونین و مالین ِ بهروز وثوقی هستم در فیلم های قبل از انقلاب و امید است که زیر پلی ،کنار جاده ای ته کوچه ی طاق و رواق داری، پشت در خانه ی یاری در دیاری ، پای درخت کاجی چیزی ، تلف شوم .
آمین ! 
 
                                                    
دیروز خیلی راحت‌تر و بهتر از اونی بود که اونقدر براش غصه خوردم. نه احساس تنهایی کردم، نه رو زدم، نه کسی اعصابم رو خرد کرد، نه توی کارم کم آوردم و کم گذاشتم و نه هیچکدوم دیگه از گمانه‌زنی‌هام.دیروز فهمیدم خیلی از چیزایی که مدت‌ها بود تمرین کرده بودم رو یاد گرفتم. فقط هنوز خبر نداشتم که چه تغییرات و اصلاحاتی توی شخصیتم اتفاق افتاده‌.خلاصه اومدم بگم اگه سختتونه، اگه حالتون خرابه، اگه ترسیدین و دوست دارین دو روز بمیرین تا بگذره این لحظه‌های
ثبت جمعیت گونه های مهم در ایران
Records of population of important species in Iran
ثبت جمعیت گنجشک رودخانه ای در هورالعظیم در آذر 1398
Record of population of Dead Sea Sparrow in Hour-al-Azeem in December 2019
 
خلاصه اطلاعات این ثبت:
نوع اهمیت گونه: جمعیت
گونه: گنجشک رودخانه ای Passer moabiticus
تعداد پرنده: 100 فرد
محل مشاهده: تالاب هورالعظیم
استان: خوزستان
دوره مشاهدات: 15 آذر 1398
مشاهده کنندگان: آقایان رضا نیک فلک و کرامت حافظی
Type of important species: Population
Species: Dead Sea Sparrow Passer moabiticus
No. of individuals: 100 individuals
Place of observation: Hour
مشخصات فنی دسته چوبی چکش
ابزار با کیفیت و مقاوم ساخت ایران
جنس دسته از چوب زبان گنجشک
مقاومت و سختی مناسب
جلوگیری از خستگی به واسطه دسته  از نوع چوب
موجود در طولهای 24 الی 36 سانتی متر
12 ماه ضمانت

قیمت: 30,000 تومان
خرید:989308962799+
 
رمان پلیس های دردسر سازدانلود رمان پلیس های دردسر ساز اثر meli770 با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان خارق العاده آترینا برقعی است که بعد از سالها به وطن برمیگردد و کنار دو بردارش زندگی می کند و با رویدادهای تازه ای رو به رو می شود …
 
خلاصه رمان پلیس های دردسر ساز
کودک درون من چون طفلکی در میان آرزوهای من است … او چه معصوم و چه ساده خفته است … او که از من … او که دائم با من است … عشق را در آن دل پاک دیده‌ای ؟
وضعیت گنجشک رودخانه ای خاورمیانه ای در ایران
Status of [Mesopotamian] Sparrow in Iran
Passer moabiticus mesopotamicus Zarudny, 1904
Syn: Passer mesopotamicus Zarudny, 1904
Type locality: Mochammera (Khorram-Shahr)
 
نامگذاری
نام فارسی و انگلیسی بر اساس محدوده پراکنش آن تعیین شده است.
 
ویژگیها
در این زیرگونه، فقط در دو طرف گردن، لکه زردرنگ دیده می شود.
 
پراکنش جهانی
زیرگونه فراوان از گنجشک رودخانه ای که در کشورهای ترکیه، سوریه، لبنان، فلسطین اشغالی، اردن، کویت، عراق و جنوب غرب ایران پراکنش دارد.
 
وضعیت و جمعیت د
متن آهنگ قلبم از علیرضا روزگارقلبم آروم نمیشینه وقتی که داره تو رو تو سختی بیقراره بیقرارهاین دیوونه نداره طاقته دوریتو برگرد خیلی چشم انتظارهقلبم آروم نمیشینه وقتی که نباشی تو یه وقتی که ندارهدیگه طاقت نداره این دلم برگرد دلتنگه توام بی رحم آخه دل بیقراره

ادامه مطلب
پنجره
را باز می‌کنم تا نسیم ملایم تابستان قدری هوای محبوس در خانه را سر بکشد و بی‌رمقی
این روزها را با خودش ببرد تا دورها. صدای یاهوی یاکریم‌ها و جیک‌جیک گنجشک‌ها و
هوهوی بادها و رقص گروهی برگ‌ها در خانه می‌پیچد.

آرامش،
با دامن سپید و توری‌اش از دل پرده‌ها عبور می‌کند و دستش را دراز می‌کند سوی من.
به هم دست می‌دهیم.
گاهی برخی کلمات جدید» در لهجه عامیانه یافت می شود که در لهجه رسمی موجود نیست. در فارسی مانند چُغوک» در خراسان و سیستان به معنای گنجشک و قِلیه ماهی» که نام غذایی جنوبی است.
کلمات جدیدی که در لهجه عراقی یافت می شوند چند حالت دارند:
یا از زبان دیگری وارد زبان عربی و لهجه عراقی شده اند. مانند کلمه خوش، هَم، پنجرچی، تَخت، سوهان، آقاتی، میرزا، خَواجِه، کافیجی (کافه چی)» که از زبان فارسی گرفته شده و مانند کیلوغرام که از انگلیسی وارد عربی شده است
سال هاست که بشر از دل روزگار حقایقی رو دریافته و نسل به نسل اونها رو منتقل کرده. و امروز ما میدونیم که طبیعت قانون داره طوریکه اگر کسی از این قانون تخطی کنه بدجوری در آینده گیر میافته. الگو  معلمی رو در سال کنکور  داشتم که می‌گفت : بچه ها تلاش کنید و این چند ماه باقیمونده به کنکور رو دریابید. سحر خیز باشید و صبح ها ساعت 5 دیگه از خواب پاشید. اگر کوتاهی در تلاش کردن کنید، روزگار جوری شما رو تنبیه میکنه که اشکتونو در میاره». 
یعنی همون یه جورایی ه
سعدی رحمه الله می فرماید
تیغ بُرّان گر به دستت داد چرخ روزگار
هر چه میخواهی ببُر اما مبر نان کسی
سعدی
 
من دلپُر به محضر آن شاعر ارزنده ایران زمین می نویسم که ای سعدیا !
 
تیغ بُرّان گر به دستم داد دست روزگار
بْرّم آن دستی که بُرّد گوشه نان کسی .
دلپر
 
 
 
 
 
 
 
 
سعدی رحمه الله می فرماید
تیغ بُرّان گر به دستت داد چرخ روزگار
هر چه میخواهی ببُر اما مبر نان کسی
سعدی
 
من دلپُر به محضر آن شاعر ارزنده ایران زمین می نویسم
تیغ بُرّان گر به دستم داد دست روزگار
بْرّم آن دستی که بُرّد گوشه نان کسی .
دلپر
 
 
 
 
 
 
 
 
امروز میخواستم ادامه بد و بیراهای قبلیمو تو پست جدیدی منتشر کنم.
چن بارم نوشتم و پاک کردم
از اونجایی که همیشه شعر میتونه حالمو خوب کنه .گوشیمو گذاشتم کنار و دیوان کلیم همدانی /کاشانی رو ورق زدم .
.تا رسیدم به این بیت:
مرگ، تلخ و زندگی ،هم سر به سر درد سر است
پشت و روی کار عالم هیچ یک دلخواه نیست .
حرفای کلیم به اینجا ختم نمیشد چند ورق جلو تر رسیدم به این بیت:
بر روی ما ز آتش سیلی روزگار 
امید بازگشتن رنگ پریده نیست.
داشتم لذت میبردم و این ابی
من عاشق نمی شوم این را می توان از نگاه های رو به پایین هنگامی که از پیاده رو عبور می کنم متوجه شده باشی. شاید دروغ می گویم چون من زنده هستم و دارم لبخند می زنم! مدت های هست که می توانم تو را در صندلی شاگرد بنشانم و زمانی که سرعت و زمان ادغام می شوند به گوشت بسپارم ترانه های که به من حس زندگی می دهند. بهتر نیست؟ بگویم: متاسفم، که تلاشی برای با هم بودن نمی کنم! در حالت عادی من انتظار رفتنت را می کشم، اما هنوز ایستاده ای! فکر کنم متوجه شدی؟ زمانی میگذر
 به‌خاطر آن صبح روشن که نور در کوچه می‌پاشد و لنگه کفش کتانی آویزان از سیم برق در نسیم تاب می‌خورد. به‌خاطر گربه‌ی کوچک پشمالویی که خمیازه‌کشان سرکوچه به انتظار من می‌ایستد. برای چنارهای بلند خیابان که با خم‌کردن شاخه‌هایشان به‌هم سلام می‌کنند. برای گنجشک‌های خاله‌زنک جلوی صف نانوایی. به محله‌ی قدیمی ما و خانه‌های پرقصه‌اش، به روضه‌های خانگی و پیرزن‌های خمیده و قاب عکس بچه‌های دور از خانه و رفته‌ و نیامده‌شان. برای مادرم، برا
ین نامه ی آخر استپس از آن نامه یی وجود نخواهد داشتاین واپسین ابر پر باران خاکستری ستکه بر تو می باردپس از آن دیگر بارانی وجود نخواهد داشتاین جام آخر شراب است بانوو دیگر نه از مستی خبری خواهد بودنه از شرابآخرین نامه ی جنون است اینآخرین سیاه مشق کودکیدیگر نه سادگی کودکی را به تماشا خواهی نشستنه شکوه جنون رادل به تو بستم گل یاس ِ دلپذیرچون کودکی که از مدرسه می گریزدو گنجشک ها و شعرهایش رادر جیب شلوارش پنهان می کندمن کودکی بودمگریزان و آزادبر ب
بین برگ ها بودم آسمون رو هم می دیدم دلم می خواست تا اون ور کوه برم دیگه چیزی تا پروازم نمونده بود اما درخت رو ت دادن از اون بالا پرت شدم روی چمن اشتباه کردم از درخت دور شدم 
از ترس جیک جیک می کردم هر کس می اومد نوک می زدم در می رفتم تا این که گفتم شاید یکی باشه من رو برگردونه اون بالا سر درخت 
یکی اومد راحت رفتم توی دست هاش دلم گرم شد قشنگ حرف می زد بهم امید می داد حرف هاشو می فهمیدم اما خیلی دیر فهمیدم قراره تا ابد داغ درخت و پرواز به دلم بمونه 
چه خوب می شد اگر بعد از این بهانه نگیرم
سراغ هیچ کسی را در این زمانه نگیرم
چه خوب می شد اگر بی خیال خاطره بودم
که دسته دسته گل از دست رودخانه نگیرم
سرم به کار خودم باشد و خیال بلندم
چنان که هیچ سری را به روی شانه نگیرم
دلم گرفته چه می شد که بی تو دلخوشی ام را
از این انار ترک خورده، دانه دانه نگیرم
مرا ببر به همان کوچه، قول می دهم این بار
گلوی نازک گنجشک را نشانه نگیرم
اگرچه فاصله ها زیر پای راه نشستند
که دست های تو را باز کودکانه نگیرم
به رغم این ه
علیرضا روزگار رابطه
Download New Music Alireza Roozegar – Rabeteh
دانلود آهنگ رابطه به همراه متن آهنگ از
رسانه ویک موزیک
با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین
با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ
لطفا این آهنگ رو لایک کنید و از بخش دیدگاه ها، نظر خود را درباره آن به اشتراک بگذارید. امیدوارم از این آهنگ
لذت برده باشید جهت حمایت از ما ویک موزیک  را به دوستان خود معرفی نمایید.

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
قلم ابزار نوشتن است و در این روزگار تنها  آزادی » نیست که ابزار نسبت داده می شود،مغز» را نیز بدل از  تفکر » می گیرند و فی المثل به جای  فرار متفکران » می گویند  فرار مغزها »– که البته در اینجا هیچ یک از این دو تعبیر درست نیست. مغز ابزاری نیست که بی اراده در استخدام هر آن که او را به اختیار بگیرد در آید و متخصصان که در این تعبیر همچون مغزهایی بی اراده انگاشته شده اند، اگر به غرب می گریزند از آن است که در آنجا حوایج خویش را برآورده می بینن
دانلود آهنگ داره میریزه علیرضا روزگار
پس از استقبال و فراگیر شدن از مداحی داره میریزه با صدای جواد مقدم
علیرضا روزگار با انتشار پستی در صفحه رسمی خود در اینستاگرام خبر از ی ادبی از ترانه ای به اسم عشقای امروز ( همه میدونن قصه لیلی و مجنون ) که شش سال پیش منتشر شده و هیچ اسمی از خواننده اصلی این ترانه نشده ، داده است .
در ادامه میتونید فایل صوتی اهنگ عشقای امروز همه میدونن قصه لیلی و مجنون ( داره میریزه ) علیرضا روزگار به همراه فایل تصویری صح
حالم خوب است . می گویم و میخندم و انگار اوضاع خوب شده است. گوشیم دارد زنگ می خورد امین است گوشی را بر میدارم سریعا می گوید پــ را با امیر حسین در مترو دیده است. امیر حسین از آدم های نچسب روزگار است که فقط ادعا دارد امین هم حالش از او به هم می خورد و وقتی او را می بیند اینقدر اعصابش خورد می شود که به من زنگ می زند تا آرامش کنم. آرامش می کنم و گوشی را قطع می کند اعصابم به هم می ریزد. پــ و امیرحسین با هم؟ امیر حسین یک سال نمیدانم به خاطر چه دلیل مسخره ا
بسم الله
 
یک بار میخواندم که فیلم برداری یعنی قرار دادن تعدادی تصویر پشت سرِ هم که از یک جایی به بعد ما عکس ها را متحرک میبینم و احساس میکنیم که شده اند فیلم.از صبح که بیدار میشوم چه چیزهایی را میبینم؟باد سردِ ششِ صبح و صدای گنجشک ها را آخرین بار کی احساس کرده ام؟این تصویر را چند روز است که ندیده ام؟غرق شدن در یک کتاب و دیدن یک دوست و احساس کمک به کسی که به من احتیاج دارد را چطور؟این تصویر ها از صبح از جلوی چشمم رد میشود و میشود همین فیلمِ زندگی
در آمریکا صدها هزار گرگ‌ را کشتند تا گوشت بیشتری نصیب انسان شود و در چین میلیون‌ها گنجشک‌ها قربانی شدند تا مردم غله بیشتری بخورند. نتیجه هردو نسل کشی فاجعه بود؛ در آمریکا گوزن‌ها آنقدر زیاد شدند که چیزی نماند تا این کشور را به بیابانی تبديل کنند و در چین، جمعیت ات به قدری فزونی یافت که حتی ریشه غلات را هم خوردند.
دخالت‌های دولت در اقتصاد دست کمی از به هم ریختن تعادل در چرخه طبیعت ندارد. 
تمداران این حق را برای خود قائلند که در همه ا
این ساعت‌ها که می‌رسد دیگر دل توی دلم نیست. 
مثل سیر و سرکه دلم می‌جوشد.
مثل اسفند روی آتش ج و و می‌کند. 
و انگار تمام ن همسایه در دلم رخت می‌شورند بسکه دلشوره به جانم می‌افتد.‌‌
.
شما خودتان رحم کنید به دل ما. 
و ارحم ضعف بدنی. 
حالا رسیدیم به فصلی که قبل از ظهرش نور کمرنگی از پنجره ی اتاق کم نورم میاد داخل و من پاهام رو میذارم روی میز تا نور قلقلکم بده.امروز سر مبحث constipation بودم و همزمان حمام آفتاب میگرفتم که چشمم افتاد به درخت روبه روی پنجره ی اتاقم،دوتا پرنده ی قشنگ که فکر میکنم شاید بلبل بوده باشن نشستن روی یک شاخه جیک تو جیک هم.چند دقیقه ی طولانی نگاهشون کردم.هر کدوم به نوبت بالهاش رو باز میکرد و اون یکی به زیر بالهاش نوک میزد.نمیدونم شاید این هم معاشقه ای به س
اگر می‌شد برای تو می‌نوشتم که: حال همه‌ی ما خوب است. ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که به آن شادمانی بی سبب می‌گویند.» یا نه، می‌نوشتم: امروز برای من، روز خوبی نیست. روزِ بدِ تنهایی‌ست. این‌جا را غباری گرفته است. پنجره‌ها نمی‌خندند و آب نمی‌جوشد»
اما، راستش را اگر بخواهی بدانی، نه' تنها ملالِ ما، گم‌گشتگی خیالی دور است و نه کرانه‌ی دیدمان پوشیده از غبار. بیشتر، انگاری که روزگارِ رنگ و صدا است. سمفونی نامنظم ِ ضربآهنگ‌هایی
بسم الله
 
گرمای ناشناخته‌ای در بدنم احساس می‌کنم. صدای جیغ نمیـــــــــــــام، نمیـــــــــــام» فاطمه سادات هم در خانه پیچیده. صدای گردِ طبل هم به گوشم می‌رسد. وقتی روی سکوی خانه رفتم تا این صدا را ثبت و ضبط کنم برای روزهای مبادا، نمی‌دانستم عجب گوش‌های بدردنخوری دارم. فایل را که پخش کردم صدای متراکمِ گنجشک‌ها می‌آمد. صدای بازیگوشیِ سگ‌ها. صدای فریاد یکی از همسایه‌ها که کسی را صدا می‌زد. اینجا، در این فضایِ طبیعی که خانه‌ها با هم
دانلود اهنگ همه میدونن قصه لیلی و مجنونو (علیرضا روزگار) با کیفیت 320 با لینک مستقیم همراه با متن
Download new Music By Alireza Roozegar Called Eshghaye Emrooz
همه میدونن
قصه ی لیلی و مجنونو می دونن
عشق شیرین و فرهاد و میدونن
همه میدونن
اگه دل کندن آسونتر از کوه بود
یا که فرهاد با شیرینش دروغ بود
نمی شد نمی شد
ادامه مطلب
میگوید بی تو میمیرم.هیچ کس باور نمی‌کند.ولی او میمیرد.خودکشی میکند و خودش را نشان میدهد و خلاص میشود.و ب بقیه گزینه های روی میز توجه ندارد.یکی از گزینه های مهم این است که بماند و بسوزد بسازدوبا  بازی روزگار پیش برود.اما نباید آن آدم سابق باشد.نباید ضعف نشان دهد بایدقوی شود.بماند ببیند آنهایی را که ترکش کردن زیر دستش شده انداز او پایین ترن.و ذلیل شده اند.باید نشان دهد در باره او اشتباه کرده اندولی مرگ فقط مردن جسم نیست!روزی دختری پسری را ترک ک
رمانکده فا سی کلیک نمایید  
.    دلنویس   دلنویس. خیس.      سنندج.   مسافرخانه انقلاب.  اواسط دیماه 1398.   
      هر  هشت  ساعت. درون سرم  یک درخت. قطع میشود و  یک  لانه ی 
گنجشک  با. پنج. بچه  گنجشک.  زیر. اوار. تنه ی. درخت.  محو میشوند 

 .   
  انسان های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند
حتی از فاصله های دور…
از انتهای افق‌های دور و نزدیک انگار. جایی نوشته بود که اینها باید  در یک مدار باشند یک روزی یک جایی است  که باید با هم ، برخورد کنند… آ
چشم‌هایم را باز می‌کنم ، صدای جیک جیک گنجشک‌ها از  شاخه‌ی انار کنار پنجره به گوش می‌رسد، پرده‌ی سفید پنجره با نوازش‌های باد به کناری رفته و نور سپید صبحگاهی اتاق را تسخیر کرده است، کش و قوسی به تنم داده و رو به پنجره می‌چرخم ، بوی بهارنارنج کنارِ در تا طبقه‌ی دوم خانه صعود کرده است، صدای موسیقی ملایم شاخه‌ها و جیک‌جیک گنجشک‌های دیوانه‌ی روی شاخه صبحم را روشن‌تر می‌کند . 
همین ! همین چند خط بالا تنها تصویریست که مدت‌هاست در ذهنم رژ
چیست داستان نخستین جنگ‌ها و انتقام‌ها؟ نخستین خون‌ها و نخستین کینه‌ها؟ 
کیومرث نخستین انسان بود و نخستین پادشاه. روزگار کیومرث را در اساطیر روزگار زرّین می‌خوانند. از این جهت که در آن روزگاران، دد و دام جمله در آشتی و آرامش با مردمان بودند و هنوز هول و هراس ستیز و گریز بر جهان سایه نیفکنده بود. روزگار بر کیومرث چنین بود تا اینکه روزگار زرّین به سر آمد و نخستین کینه‌ها در دل اهریمن زبانه کشید و اهریمن بداندیش نسبت به کیومرث که پادشاه جهان
آشیانه در محل ها و روش های متفاوت توسط پرندگان ساخته می شود. پرندگان دریایی و برخی ماکیان برروی زمین آشیانه می سازند. پرندگان دریایی مانند فولمار روی صخره های کنار ساحل اندکی شاخ و برگ جمع آوری میکنند و روی آن تخمگذاری مینمایند. بعضی دیگر مثل فلامینگو و پلیکان برروی زمین برآمدگی کاسه مانند از گل و لای می سازند و در آن تخم می گذارند. گنجشک سانان آشیانه های خود را در محل های گوناگون از روی درختان گرفته تا شکاف سنگ ها یا سقف ساختمان ها می سازند و
اسیر شده در میانِ کلماتِ الکنِ عاجز و افتاده در صحرایِ غربتِ بی همدم و هم‌کلامِ هرروزه‌یِ دروغگویانِ پستِ رذل و وفاوادار به اندوهِ بی‌امانِ ماه و پابندِ سربلندی در روزگار گردنهایِ کج اما هنوز هم "یک نفس‌کِش امیدوار ساده سرراست".
قطراتم اشکم گوله گوله میاد پایین
چه حال غم انگیزی دارم منمن لیلام۱۹سالم هست:)
گاهی وقت ها باید کنار گذاشت همه چیزها و فقط خودت
را نگه داری برای ثانیه ای.من خوشحال نیستم.ادای خوشحال هارو 
درمیارممن خوشبختم؟
نه
دلم عین یک گنجشک تازه به دنیا آمده است،،همانقدر کوچک همانقدر
ترسیده،،باهمانقدر تپش قلب بالا
این دنیا چیز خوبی نبوده برای منبدو تولد از پا گذاشتن به این دنیا
هراس داشم و با کلی جیغ و چشمانی گریان مرا به زور به این دنیا 
آوردند و
آخرین قناري که دنیا اومد با پای کج به دنیا اومد.اولش فقط همین بود اما کمی که بزرگ شد فهمیدیم این یک‌جور معلولیت جدی هست. مامانش بدون هیچ تفاوتی با بقیه‌ی بچه‌ها بهش غذا میداد. به کسانی که بلد بودن نشونش دادیم و اونا گفتن خب این ممکنه بمیره، بدينش دست یه بچه باهاش بازی کنه یا‌ بدينش به گربه.فکر کنم اینقدر قیافه‌م بد شد که آقاهه به حرفش ادامه نداد. گفتم شما دارو بدين بقیه‌ش با ما.جوجه‌مون هنوز بلد نبود خودش غذا بخوره و مامانش تا مدتی طولانی‌
داستان های رندا
در میانه دهه شصت انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کتابی منتشر کرد با نام درسی برای گنجشک» نوشته زکریا تامر که مصطفی رحماندوست آن را به شعر ترجمه کرده بود. این شعر ساده و زیبا بسیار دل‌نشین و مورد پسند کودکان بود، برای همین، درسی برای گنجشک تا میانه دهه هفتاد به ۹ چاپ رسید. حالا اثر دیگری از این نویسنده عرب با عنوان کتاب داستان های رندا» منتشر شده است و حکایت‌های این کتاب هم مانند درسی برای گنجشک ساده و زیباست.
م
مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!
اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند. 
آی شهدا.
فکرنکنید حواسم نیست
سرم گرمِ روزگار است
ولی هنوز هم 
بی محلی های گاه و بی گاهتان را درک می کنم.
قرارمان چه بود؟!
من فراموشکارم یا شما؟!
من هنوزهم همان نازک نارنجیِ اشک دمِ مشکم!
غمگینم از دوریِ تان.
پژمرده م از هوای بی عطرتان.
امانم دهید به نگاهی و سراغی!.
همش باخودم میگم چقدر یک ادم میتونه کوته فکرباشه چقدر
احمق و روان پریش باشه.افکار قدیمی داشته باشه با تفکرات فوق
مسخره و حال بهم بزن.
اذیت میشم وقتی میبینم که تو قرن۲۰۱۹ هنوز میگن مرد هرکاری کنه مرده
ولی اگه یک زن یک کار اشتباهی کنه خرابهواقعا هنگ میکنم وقتی یککک
زن همچین حرفیو میزنه و ازبابتش نمیترسه که امکانش هست گردونه 
روزگار روزی به سمت خودش،خواهرش،دخترش ووو. بچرخه
واقعا اینطور ادم ها اونروز عکس العملشون چیه ؟
دوست دارم قیافه این،م
قشنگیه عکس گرفتن به اینه که چاپش کنی، بذاریش توی آلبوم و چند سال بعد این گذر عمر رو ورق بزنی و گاهی خوشحال بشی از یادآوری اون سن و اون روزگار و دلت براش تنگ شه، گاهی هم بگی خوب شد گذشت.
نه اینکه عکس هامون بمونه توی لپ تاپ، گوشی و فقط واسه پروفایل و شبکه هایی استفاده بشه که توی یه لحظه ممکنه دیگه نباشن.
هوا آنقدر سرد بود که بخار دهانت را ببینی و زمین آنقدر نم داشت که نقش کف کفش‌هایت پشت سرت راه بیفتند. زیر این سقف بیرون را نگاه کردن، به تمامی نگاه کردن و تمامیت را خواستن چنان که گویی کاج و باران و گنجشک و لانه و برگ‌های ماسیده کف زمین و نیمکت سیمانی و حتی صداها را در آغوش بگیری که همه مال من است و من خوشم به این خانواده. من در این مجمع حلقه بسکتبال، خط سفید روی آسفالت، درخت‌های توت سر بر آورده از تورهای فی، تک صندلی زیر کاج و کلاغ‌هایی که
اهنگی ازعلیرضا روزگار
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
 در روزگار ما اگر بود قطعا او را سلبریتی شاهان می‌خواندند، به خاطر عکس‌هایش، داستان‌ها و کتاب‌های خاطره‌ای که از او مانده‌ و از همه مهمتر مطرح بودنش در رسانه‌ها. اگر از دنیای ت فاصله بگیریم،  تاریخ و خاطرات مربوط به شاه شهید» بی‌شک با چاشنی طنزی که در روزگار ما همراهش می‌کنند، جذاب و خواندنی است.
از ماجراهای شاه و حرمسرای پرجمعیت گرفته تا علاقه او به هنر  عکاسی و… سبب شده که بیشتر از دیگران در مورد ناصرالدین شاه کنجکاوی کنیم و اک
شاید زمان آن فرارسیده باشد که گواه شناساندن و عرضه ی ساعت هوشمند PineTime Linux بوسیله راسته باشیم. براساس آخرین اخبار، Pine64 راحتی است عزب داخل ازای پرداخت ۲۵ دلار، چنین ساعت هوشمندی را به بازار نمایش کند. کاربران بسیاری در سراسر گیتی علاقه مند هستند از زمانه های هوشمند استفاده کنند؛ ولی توان صیقلی هزینه ی گران چنین گجت های پوشیدنی را ندارند. ظاهرا آخرین اطلاع دادن مشعر از آن است که این دسته از کاربران می توانند ساعت هوشمند ۲۵ دلاری بخرند.مقاله ها
مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!
اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.
هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی من است. 
شما را نمیدانم اما برای من یکی از لذت بخش ترین کارها اینست که یک وقت هر
چند کم پیدا کنم و به خواندن یک کتب غیر درسی مشغول شوم،در دانشگاه
خواندن کتاب غیر درسی برایم وجدان درد می آورد!
کاش یک کلاس مطالعه داشتیم و در آن 1 و نیم همه با هم کتاب میخواندیم!
بین دو کلاس نیم ساعت را یم و به طرف سان مطالعه رفتم،همان میز همیشگی
کنار پنجره و عاشقانه های آرام از نادر ابراهیمی.
انگار گنجشک ها هم این عاشقانه های آرام را دوست داشتند چون پشت پنجره به
تماشایش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب