نتایج پست ها برای عبارت :

رومانهاي تمام ي

من امروز از این لحظه تمام کسانی که بر من حقی دارند می بخشم، من امشب تمام کسانی که من دا از خود رنجانده اند می بخشم، من از امشب تمام خاطرات بد کودکی را فراموش میکنم، من از امشب تمام کاستی های زندگیم رو فراموش می کنم، من از امشب دوران بد دانشجویی و مدرسه را فراموش می کنم، من از امشب تمام معلم هایم را می بخشم، من امشب تمام استادهای دانشگاهم را می بخشم، من امشب تمام مسئولین کشورم را که به من ظلم کردن می بخشم، من امشب تمام کسانی را که باعث بی کاری من
میتونم تمام این مسافت رو چارتار گوش بدم. 
تمام این مسیر، تمام بلوار بهشت ، تمام چمران ، تمام عفیف آباد، تمام ارم
میتونم همه شون رو راه برم و با صدای بلند بخونم :
"من ایستگاه آخرم،عبور آخرین قطاری
در امتداد ساقه ام،تو ارتفاع بی مهاری"
 
بیای ته باغ ارم و برای اولین بار دستم رو محکم بگیری 
بیای عفیف آباد و محکم بغلم کنی و من دلم هری بریزه
بیای تو اون پیاده رو ها همه ی اردیبهشت ها رو قدم بزنیم و تو برام آهنگ کوردی بخونی 
دست بکشم رو تر قوه ت و تو حو
میتونم تمام این مسافت رو چارتار گوش بدم. 
تمام این مسیر، تمام بلوار بهشت ، تمام چمران ، تمام عفیف آباد، تمام ارم
میتونم همه شون رو راه برم و با صدای بلند بخونم :
"من ایستگاه آخرم،عبور آخرین قطاری
در امتداد ساقه ام،تو ارتفاع بی مهاری"
 
بیای ته باغ ارم و برای اولین بار دستم رو محکم بگیری 
بیای عفیف آباد و محکم بغلم کنی و من دلم هری بریزه
بیای تو اون پیاده رو ها همه ی اردیبهشت ها رو قدم بزنیم و تو برام آهنگ کوردی بخونی 
دست بکشم رو تر قوه ت و تو حو
نشستم تو یکی از دهنه های  پل خواجو ، هنوز جای دندون عقلی که دیروز کشیدم درد می کنه .درد نبودنش تا مدت ها توی دهانت حس میشه ،
در این لحظه به تمام شدن نیازمندم ،تمام شدن هرچیز ،هرکس
 وفکر می کنم هیچ وقت تمام نمیشود .
پ .ن:غول سیاه افسردگیتو بردی .
به همه چیز مشکوکم.
به تمام آدم‌ها، به تمام حس‌های عاشقانه، به تمام خوشی‌ها، به تمام آسونی‌ها، به تمام روز‌ها، به تمام ساعت‌ها و دقیقه و ثانیه‌ها.
از همه چیز مأیوسم. 
از آد‌م‌ها، عاشقانه‌ها، خوشی‌ها، آسونی‌ها، روزها، ساعت‌ها و دقیقه‌ها و ثانیه‌ها.
برای همه چیز نگرانم. 
نگران آدم‌ها، نگران عشق، نگران خوشحالی، نگران آسایش، نگران روزها، نگران ساعت‌ها و دقیقه‌ها و ثانیه‌ها. 
تو گاهی برایتمام شک‌ها، یأس‌ها و نگرانی‌هام ت
ما به اشتباه اینگونه می‌اندیشیم:
- درسم تمام شود راحت شوم- غذایم را بپزم راحت شوم- اتاقم را تمیز کنم راحت شوم- بالاخره رسیدم، راحت شدم- اوه چه پروژه‌ای، تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنیم هیچ فعالیتی تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است 
پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم به تمام شدن و فارغ شدن. لذت باعث قدرتمند شدن میشود و
یعنی می شود فردا بیایم برای این پست پی نوشت بزنم که اصلاحات فصل چهار و پنج تمام شد؟
خدایا لطفا بشود.:)
 
یک چهارم پی نوشت:))))
یک چهارم کارم دیروز تمام شد، یک چهارم بعدی هم به نظر می رسد امروز تمام شود! بله طبق معمول کار چهار روزه را یک روزه تصور می کردم و نمی شد که بشود:)
دوروز دیگر می آیم پی نوشت می زنم ان شاالله:)
 
این هم پی نوشت:) بالاخره کار این دو فصل تمام شد. تحلیل بخش کمی و بخش کیفی پایان نامه ام.
ما به اشتباه اینگونه می‌اندیشیم:
- درسم تمام شود راحت شوم- غذایم را بپزم راحت شوم- اتاقم را تمیز کنم راحت شوم- بالاخره رسیدم، راحت شدم- اوه چه پروژه‌ای، تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنیم هیچ فعالیتی تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است 
پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم به تمام شدن و فارغ شدن. لذت باعث قدرتمند شدن میشود و به
سه روز عزای عمومی.
 
 
ساعت هفت بیدار شدم و خبر را خواندم. باور نکردم. هنوز هم باور نکرده‌ام. چون مرگ مهم نیست. چیزی که مهم است، تراژدی مرگ است. شاید ما بچه نداشته باشیم. شاید هیچ وقت بچه دار نشویم. ولی امیدوارم دنیا بماند و نسل های بعد این بلبشو را فقط در کتاب‌های تاریخشان بخوانند. امیدوارم تمام شود. به خوبی یا بدی، فرقی نمیکند، فقط تمام شود.
امیدوارم تمام جنگ طلبان، هرکجایی که هستند، هر دینی که دارند، تقاص خون تمام مردم بی گناهی که به خاطر شهو
دلم میخواهد دوباره به مسیر دو سال پیش برگردم
این بار اشتباهات گذشته را تکرار نخواهم کرد
خدایا مرا بازگردان به جایی که بودم
این کابوس های شبانه مرا رها نمی کنند من کار نیمه تمامی دارم که اگر تمام نشود بسان خوره تمام مرا خواهد خورد
خدایا نوری در قلبم هست که می گوید من به آنجا بر خواهم گشت تا کارم تمام شود
می شود که بشود
 
واقعا تسلیت میگم ب تمام خانواده های شیرازی و تموم کسایی ک اسیب دیدن و تشکر ویژه میکنم از تمام همشهری های مهمون نوازم .اگه میخواستیم منتظر باشیم ک دولت و شهردار و استاندار کاری کنه خیلی بیشتر خسارت میدادیم ممنونم از تمام محبت و خون گرمی و حس انسان دوستانتون  دمتون گرم و اجرتون با خدا 
یعنی انقدر از مردم و ارتباطشون می ترسید! 
تمام پیام رسان های ایرانی و خارجی بسته ان 
تمام جست‌وجوگر های ایرانی و خارجی بسته ان 
تمام شهر پر از نیروهای امنیتیه 
ترسو ها 
به جای ایجاد خفقان و فضای امنیتی به حرف مردم گوش کنید 
امروز تمام امیدم از خوندن اینه که آخرشب برسه،دوشی بگیرم،مسواک بزنم،آهنگ دهه شصتی پلی کنم،برقصم و صورتم رو بند بندازم و هیچ ایده ای ندارم که چطور میتونم همه ی این کارها رو طی چهل و پنج دقیقه ای که وقت دارم انجام بدم.
 
*من از آدمی که هستم تعجب میکنم.امروز به مادرم گفتم نمیدونم به چه منبع انرژی وصلم که تمام نمیشه.امیدوارم که تمام نشه البته!
اکنون میدانم
که با تمام عزیزانم
باید خوب خداحافظی کنم
زیرا هیچ یک از ما نمی دانیم
کدامین قرار
اخرین قرار خواهد بود
 
اتااُل بهرام اوغلو
میترسم دیر بشه .میترسم مثل همیشه حرفام جا بمونه. باید تا وقت هست بگم تمام دلتنگی های نگفته را باید. 
 
 
کفش تمام چرم  یکپارچه و تمام دست دوز مدل راینو
رویه کاملا یکپارچه از چرم گاوی قابل دوخت در رنگ و انواع چرم سفارشی
دارای زیره چرم گاو میش و آستر چرم بزی برای خنک نگه داشتم داخل کفش
دارای پاشنه ۴ سانتی متری قابل افزایش یا کاهش در دوخت سفارشی
کفش زیبا از طراحان کفش سی سی به مناسبت ثبت ملی شدن کفش چرم تبریز
مشاهده وخرید کفش مردانه تمام چرم مدل راینو
معمولا برای ما آدما همه چیز در آستانه ی نبودن، تمام شدن، از دست رفتن عزیز میشن!
البته که گاهی لازمه
یه وقتایی شما نمیرونید از موقعیتی که دارین راضی هستین یا نه!؟
نمیدونم تاحالا تو این موقعیت بودین یا نه؟! اینکه ندونی یه چیزیو واقعا میخوای یا نمیخوای؟! 
به هر حال آدم گاهی تکلیفش با خودش روشن نیست
همین تمام شدنها یا حس تمام شدنه که باعث میشه بفهمی موقعیتتو میخوای یا نه!
 
بسم الله الرحمن الرحیم
یاحجت بن الحسن العسکری
یا ابوالفضل العباس
یقین کامل دارم به حقیقت شعر زیر
به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند
تمام همت و تلاش خود را بکار بندیم تا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام یک نگاه از سر محبت بر ما بیفکند،بخداوند دوعالم سوگند که تمام مشکلات ‌‌‌ و موانع مانند برف آب میشوند
دانلود تمام فرمول های ریاضی هشتم 
-
تمام فرمول های ریاضی هشتم : با درخواست های بسیاری که در روز های گذشته از طرف دانش آموزان عزیز و کاربران گرامی سایت نمره برتر داشتیم تصمیم گرفتیم تا فرمول های مهم ریاضی هشتم را به صورت کامل در اختیار شما قرار دهیم. در این فرمول ها شما میتوانید به صورت فصل به فصل کتاب ریاضی را مشاهده نمایید.

ادامه مطلب
باورم نمیشه که اگه شرایط جور دیگه ای بود من میتونستم حداقل یه سال/یه سال و نیم دیگه فارق التحصیل بشم
ولی الان دوباره باید همه چیو شروع کنم.تمام اون حال و فضای نکبت،استرسا،گریه ها،عادت کردنا.دوباره و دوباره باید باشون رو به رو شم
تمام نقشه هام عقب میفتن.تمام زندگیم عقب میفته.
و بدیش اینجاست که حتی اینم معلوم نیست.زندگیم کاملا رو هواست.چی شد که به اینجا رسیدم واقعا؟
فردا جشن فارغ التحصیلی مان برگزار میشود و من هم خوشحالم و هم ناراحت.خوشحال بابت تمام کردن یه مرحله از زندگی و ناراحت بابت تمام شدن دوران هر چند سخت اما شیرین دانشجویی.
امروز و دیروز با جبرانی رفتنم کاراموزی م هم تمام شد.و عملا تنها پروسه اداری فارغ التحصیلی باقی مانده.
و دل کندن از این همه دوست.از این همه خاطره عجیب سخت است.
فردا روز شاد و غمگینی ست برای من.
یعنی می شود فردا بیایم برای این پست پی نوشت بزنم که اصلاحات فصل چهار و پنج تمام شد؟
خدایا لطفا بشود.:)
 
یک چهارم پی نوشت:))))
یک چهارم کارم دیروز تمام شد، یک چهارم بعدی هم به نظر می رسد امروز تمام شود! بله طبق معمول کار چهار روزه را یک روزه تصور می کردم و نمی شد که بشود:)
دوروز دیگر می آیم پی نوشت می زنم ان شاالله:)
دلم برای تخت خوابم  برای صدای بادی که به پنجره اتاقم میخورد و من را یاد آلمان می انداخت، تنگ شده است. دلم برای پنجره اتاقم که میتوانستم نور چراغ های دور دست را از آنجا ببینم و به یاد شبهای آرام اروپا بیوفتم  تنگ شده است. برای تمام کتابهای کتابخانه ام و برای تمام آن لحظاتی که میتوانستم در تنهایی های خودم در مورد آینده ام رویاپردازی کنم و تصمیمات بزرگ بگیرم، دلتنگم.
برای تمام آن روزها دلتنگم.  
۲۶ در حال آمدن است و من نمی دانم چگونه بهت تبریک بگویم که تمام احساسم را در آن خلاصه کنم.
۲۶ در حال آمدن است و من می خواهم در آمدنش کنارت باشم اما مقابل روزگار ناتوانم.
۲۶ در حال آمدن است و من نارحتم که نمی توانم در آن روز تو را در آغوش بگیرم و تبریک بگویم.
۲۶ در حال آمدن است و من هنوز کادو نگرفتم، گشتم ولی هنوز چیزی نیافتم که بتواند تمام دوست داشتن مرا بیان کند.
۲۶ در حال آمدن است و من هنوز در انتظار شنیدن دوستت دارم هستم.
دستم رو روی چوب خام روشن نارنج میکشم. بویش مستم میکند. مداد را بر میدارم و طرحی مبهم را رویش نقاشی میکنم. مثل اینکه کلافه باشم بر میگردم جاهایی که مبهم است دوباره پر رنگ میکنم. ار موئی را بر میدارم. کالبدی مبهم از انسان را برش میدهم. سپس نوبت مقار هست سطحش را تراش میدهم. پستی و بلندی های ظاهرش و تمام جذابیت جسمیش را به ظرافت طرح میزنم. بعد سطحش را با سنباده کاملا صاف و یکدست میکنم. تمام سر تا پاش رو پولیش میزنم جوری که برق میزند. با خوشحالی و ذوق ب
شرکت ولوو قصد دارد نسخه تمام‌برقی خودروی ایکس‌سی۴۰» را در ۱۶ اکتبر
امسال روانه بازارهای جهانی کند. این کراس‌اوور، نخستین خودروی تمام‌برقی
از این خودروساز سوئدی خواهد بود. ولوو تاکید کرده است که ایکس‌سی ۴۰
تمام‌برقی یکی از سریع‌ترین خودروها در جاده است.
ادامه مطلب
به این فکر می‌کنم که چطوری می‌تونم همه‌ی این‌ها رو خالی کنم؟ اصلا ممکنه؟ شاید اگر بهم یه اتاق عایق صدا بدن تا پشت گردنم رو چنگ بندازم، با رنگ سیاه تمام بدنم رو رنگ کنم و بعد تمام وسایل توش رو بشکنم و جیغ بزنم و گریه کنم، بعد به سمت بیرون بدوم و خودم رو توی رودخونه پرت کنم، به جواب نزدیک شده باشم. 
 
 
مستمری بازنشستگی پیش از موعد به چه کسانی تعلق می­گیرد؟
 
از سال ۹۶ کلیه بیمه­ شدگانی تحت پوشش صندوق اجتماعی کشاورزان ، روستائیان و عشایر که به سن ۷۰ سالگی رسیده­ اند درصورت تقاضای آنان و داشتن سابقه پرداخت حق بیمه به مدت ۱۰ سال به صندوق ، بازنشسته و متناوب با سنوات حق بیمه پرداختی و برمبنای سطح درآمدی انتخاب شده توسط بیمه شده مستمری پرداخت می­ گردد .
در  سال ۹۶ بیمه شدگانی دارای ۷۰ سال تمام سن و ۱۰ سال سابقه بیمه
در سال ۹۷ بیمه شدگانی دا
این واژه از دو بخش Holo به معنای همه یا تمام یک شی وGram به مفهوم نگاشتن یا نمایاندن بصری یک شی تشکیل شده که میتوان معادل پارسی بعد نگار یا تمام نگار را برای آن در نظر گرفت . عموما هولوگرام را بعنوان یک برچسب نقره ای با ظاهری رنگین کمانی می شناسند که در مقابل تابش نور تغییرات نوری رنگارنی در آن ایجاد می گردد و تمام نگار را صرفاً نوعی عکس سه بعدی میدانند . درعکاسی و تمام نگاری از فیلمها و پلیتهای عکاسی استفاده می کنند ولی این امر تقریباً کل وجه اشترا
All the Money in the World 2018 1080p BluRay,تماشای آنلاین فیلم,تمام پول دنیا,دانلود فیلم All the Money in the World 2018,دانلود فیلم تمام پول دنیا 2017 دوبله فارسی,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم خارجی,دانلود نیم بها,دوبله فارسییرنویس فارسی All the Money in the World 2018,فیلم تمام پول های جهان 2017 دوبله فارسییلم تمام پول‌های جهان All the Money in the World 2017 دوبله فارسی,
ادامه مطلب
دیشب این سربال تمام شد با تمام حواشی و گاف هایی که در این فیلم بودش، سری جدید ستایش را فقط در این هفته آخر که تعطیلی زیاد بود با خانواده ام تماشا میکردم . اولین چیزی که خیلی برام خنده دار بود، گریم نرگس محمدی بودش. اون دوباره جوان شده بود برخلاف فصل قبل که با گریم ضعیف و یک عینک پا به سن گذاشته بود.
ادامه مطلب
دانلود آهنگ شروین حاجی آقاپور تمام من { بهترین کیفیت }
امشب میتوانید ترانه تمام من با صدای خواننده خوب شروین حاجی آقاپور را دانلود کنید
Exclusive Song: Shervin Hajiaghapour | Ta Man With Text And Direct Links In jazzMusic

متن آهنگ تمام من شروین
به جای من یه قاصدک یه روز میاد توو خواب توتو قدرشو بدونبعد من اگه نبود کسی به یاد من تو شعرمو بخونبه جای من شاید یکی بیاد که می فهمتتکه می بره فکرمو از سرتبعد من شاید یکی بیاد که می شناستتبیشتر از من می خوادتتمام من بیا ولی تو به مزار من
باهم حرف میزدیم. 
معلوم بود از زندگی که داره راضی نیست. همه چیز هم داره. البته از بیرون اینطور به نظر میرسه. 
ولی خوب از حرفهاش فهمیدم که به خاطر تمام کارهایی که باید میکرده ولی نکرده ,خود ِچند سال قبلش رو دوست نداره. میگفت: من خیلی خرفت بودم.
میدونی! اون لحظه بابت تمام کارهایی که منطقا نباید انجام میدادم ولی انجام دادم خوش حال شدم. 
بابت تمام ابراز عشق های نصف و نیمه حتی.
گاهی اوقات عاقلانه ترین تصمیم ممکن این هست که به خودت اجازه ی تست کردن و
گرفتن اسکرین شات تمام صفحه از سایت ها بدون داشتن افزونه هم امکان پذیر است. شما میتوانید بدون هیچ افزونه ای خیلی راحت از صفحه وب مورد نظر اسکرین شات تمام صفحه تهیه کنید.
مرورگرهای مثل گوگل کروم، مایکروسافت اج و فایرفاکس ویژگی های پنهان بسیاری دارند که یکی از آن ها ذخیره اسکرین شات کامل یک وب سایت بدون نیاز به افزونه می باشد. این ویژگی به شما این امکان را میدهد که بدون هیچ افزونه ای از صفحات سایت‌ها اسکرین ‌شات کامل بگیرید. در ادامه همراه زوم
دانلود آهنگ علیرضا جاوید ماه تمام + متن و کیفیت عالی
امروز ترانه ماه تمام به صدای علیرضا جاوید را با دو کیفیت آماده کرده ایم
Exclusive Song: Alireza Javid | Mahe Tamam With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ ماه تمام علیرضا جاوید
ای ماه تمامم شیرین سخنم جانم عشق سینه سوزت آتش زده بر جانماز حال دل من تو چه دانی …دیوانه ترم کن با زلف پریشانت من مست نگاهت خیره به دو چشمانتاز حال دل من تو چه دانی …ای کاش ای کاش دلت حال مرا داشت قلبت ای کاش مرا بی تو نمیذاشتای کاش ای کاش
در تمام شب چراغی نیستدر تمام روزنیست یک فریادچون شبان بی ستاره قلب من تنهاست.تا ندانند از چه می سوزم من ، از نخوت زبان ام در دهان بسته ست.راه من پیداست.پای من خسته ست.پهلوانی خسته را مانم که می گوید سرود کهنه ی فتحی قدیمی را .احمد شاملو
نام تمام پرنده هایی که در خواب دیده امبرای تو در این جا نوشته امنام تمام آنهایی را که دوست داشته امنام تمام آن شعر های خوبی را که خوانده امو دستهایی را که فشرده امنام تمامی گل ها رادر یک گلدان آبیبرای تو در این جا نوشته اموقتی که می گذری از این جایک لحظه زیر پاهایت را نگاه کنمن نام پاهایت را برای تو در این جا نوشته  
-----
خطاب به پروانه ها-رضا براهنی
عشق، موضوع صحبت دیشب بچه ها بود. هر چی می گفتند یکی بود بگه نه این تمام عشق نیست. از دوست داشتن های زیاد، دلتنگی های ترمز بریده و انتظارهای به مقصد نرسیده، اما یک نفر بود در حالی که داشت گوشیشو چک می کرد، بگه این تمام عشق نیست. صبرشان به اتمام رسید و از سوشیانت فرزند سکوت اندکی هنجارشکنی خواستن. 
عشق، همچون تپه ای می مونه که عاشق خورشیده. هر صبح با طلوعش برایش آواز می خواند و غروب که فرا می رسد، اشک می ریزد و شب ها در انتظار می نشیند. او عاشق است ب
لباسهای شسته، تلنبار شده‌اند روی هم. ظرفها شسته شده‌اند اما هنوز توی ظرفشویی‌اند. سینک پر از ظرف است. آب کتری تمام شده. غذا نداریم. سبد، پر از لباس تیره است. میزها گردگیری می‌خواهند، انارها دانه شدن. کتابهای نیمه تمام گوشه کتابخانه، خواننده می‌خواهند و فایل‌های انگیزشی مخاطب. گلدان‌ها آب می‌خواهند و برگهای زردشان هرس. خاک نشسته روی میزها را می‌بینم و کاری نمی‌کنم. شارژ گوشی تمام می‌شود و کاری نمی‌کنم. لیست خرید روی در یخچال، کجکی ن
پتوی گرم ابرها تمام شهر را در آغوش کشیده. به دور دست‌ها که می‌نگرم، هیچ چیز نمی‌بینم، جز تودهٔ سیمابگونی که گویی تا بی‌نهایت ادامه دارد. یک‌جور عدم که دلم می‌خواهد در آن حل شوم و تمام این لاوجود را در آغوش بگیرم.
اما هرچه جلوتر می‌روم هستی بیشتر توی چشم و چالم فرو می‌رود. زمین، درختان، ماشین‌ها، دیوارها، آدم‌ها، آدم‌ها، آدم‌ها. و همهٔ ما محکومیم به بودن.
حس یه سنگ خاکستریِ تیره و روشن، روی یه نیمکت چوبی توی یه شب پر ستاره و خنک. با گوشه ای بین بنفش و نقره ای که برق می زنه.
نشسته و آسمونو نگاه می کنه، خنکا رو نفس می کشه. و تمام اینا، فقط روی صیقلی و خوشگل سنگیشو نوازش می کنه. 
انگار هیچ کدوم از این قشنگیا وارد خورده های وجود خورده سنگیش نمی شه.
نه
اینجوری نمی شه. باید یه کاری کنه!
می ره به همه ی اون جاهایی که نشانی از هوای باز دارن و بوی رهایی می دن سر می زنه. سر می زنه تا بلکه این هوای بودن رو یاد
یعنی می شود تمام اشک هایی که از داغ حاج قاسم جاری می شوند و تمام دود هایی که از سوختن دل های بیقرار به هوا می روند، یکجا، در یک نفر وجود داشته باشند؟ یعنی می شود یک نفر باندازه ی تک تک عزاداران حاج قاسم در سراسر جهان، و حتی بیش از آن، ماتم زده و گریان باشد؟
وای از آن دل! شاید دل رهبرم. .
دانلود تمام آهنگ های سریال دل از شهاب مظفری و رضا بهرام و محمد علیزاده
دانلود مستقیم و رایگان همه آهنگ های پخش شده در تیتراژ آغاز پایان و وسط سریال جدید منوچهر هادی به نام دل
آهنگسازی این سریال بر عهده بابک زرین می باشد

ادامه مطلب
و امروز که زمستان ترین روز است تا به اینجا
که آسمان سفید سفید و سوز سرما سیلی میشود روی صورتم 
و درخت ها ند، انگار هیچوقت زنده نبوده اند
 
امروز عزادار ترم! به اندازه یک اتوبوس ادم بیشتر عزادارم
مغزم از صحنه گریه فاطیما و خواهران بزرگترش خالی نمیشود
زبانم قفل شده بود و هیچ حرفی نمیتوانستم بزنم
میخواستم کلی دعوا کنم که مرا ندید نگیر اما فقط همراهش اشک ریختم
و به این فکر کردم که عزاداری ما در این روز که زمستان ترین است تا به اینجا تمام شد
میهمانی بود. همه
گرم صحبت و گپ و گفت خود. او نیز گوشه ای نشسته بود. بی هدف به خطوط بی معنای روی
زمین خیره شده بود و در افکار پوچ خود سیر می کرد. ناگهان باز شدن درب، س
چشمانش را بر هم زد. خودش بود.
دلهره در چشم هایش موج می زد. دلش اشوب
بود. شرم داشت او را نگاه کند. باورهایش جلوی دلش را گرفته بودند. دست هایش عرق
کرده بودند و انگشتانش به شدت می لرزید. اما او بی رحمانه نزدیک می شد و عطرش نزدیک
تر. صداها و همهمه ها همه و همه تار شدند. حالا فقط صدای کفش های
تمام بغض من آنجاست کنار رد پاهایتمیان خاطراتی که مرور اش کردم هر ساعتمنم ، تنها ترین آدم بدون تو که حوا ایکدامین سیب را باید ببویم تا شوم راحتنگاهم کردی و گفتی تو را با من که کاری نیستتمام کار من بودی و من در بند چشمانتنمیخواهم شبی دیگر تو را در خواب ودر رویابیا در صبح صادق باش به تنهایی نکن عادت
تمام بغض من آنجاستکنار رد پاهایتمیان خاطراتی کهمرور اش کردم هر ساعتمنم ، تنها ترین آدمبدون تو که حوا ایکدامین سیب را بایدببویم تا شوم راحتنگاهم کردی و گفتیتو را با من که کاری نیستتمام کار من بودی و مندر بند چشمانتنمیخواهم شبی دیگرتو را در خواب ودر رویابیا در صبح صادق باشبه تنهایی نکن عادت
دانلود گام به گام تمام دروس پایه یازدهم 
گام به گام درس های ریاضی و تجربی و انسانی

امروز هم مثل همیشه یکی دیگر از گام به گام یازدهم را برای شما دانش آموزان گرامی آماده کرده ایم . همان طور که گفتیم در این مطلب گام به گام شیمی یازدهم را برای شما دانش آموزان رشته ریاضی و تجربی را آماده کرده ایم. در گام به گام شیمی یازدهم جواب فعالیت ها و پرسش های کتاب درسی شیمی 2 به صورت کامل داده شده است.
لینک دانلود تمام گام به گام های یازدهم
تمام گام به گام ها به
با قدرت تمام، با عدالت و بدون اغماض
 
#قوه_قضاییه با قدرت تمام به‌ کج‌رفتاران و منحرفان مهلت ندهند که با اعمال غیر انسانی- اسلامی خود عمداً یا از روی نادانی و بی‌بند و باری چهره مقدس جمهوری اسلامی را بر خلاف آنچه هست نمایش دهند. باید عدالت اسلامی در حق آنان بدون غمض عین اجرا شود.
 
امام خمینی(ره) | ۱۲ فروردین ۱۳۶۲
 
صنایع چوب سامی راد 
متفاوت در زمینه تولید جدیدترین مدلهای چهارچوب و درب بر اساس آخرین طرحها و استانداردهای ایرانی و اروپایی با ۷ سال سابقه پیمانکاری دکوراسیون داخلی و ۲ شعبه در ایران و ترکیه 
واتساپ & تلگرام ۰۹۳۶۱۲۲۸۷۰۹ 
اینستاگرام samiraddoor 
تلگرام samiraddoor 
 
امروز در بلاد کفر روز شکرگزاری است، تقریبا تمام صفحات مجازی دوستان خارج از ایرانم امروز یک پست شکر گذاری داشت. شکر گذاری که دین و فرهنگ و اقلیم نمی شناسد. شکر گذاری که قاره و کشور و زبان نمی شناسد. شکر گذاری زبان مشترک تمام ما انسان هاست. من هم خدا رو شکر میکنم به خاطر تمام داشته ها و نداشته هایم! بخاطر نعمت داشتن دو فرشته در زندگیم، بخاطر مهربان ترین برادر دنیا، بخاطر زندگی آرامم، بخاطر رشته دانشگاهم، بخاطر موفقیت های تحصلیم، بخاطر پرنده های
غمت داره منو با خودش میبره به گذشته بودنتبه مادرم گفتم: دیگر تمام شد»گفتم: همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می‌افتدباید برای رومه تسلیتی بفرستیمهمیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد همیشه پیش از انکه فکر کنی اتفاق می افند همیشه پیش از انکه فکر کنی اتفاق میافتد همیسه پیش اط انکه فکر کنی اتفاق میافتد همیشه پیش از آنگههمیشهفکر کنی اتفاق افتاده بود ذیگر تمام شده بود تمام شده بود باید برای خودم تسلیتی بفرستم چرا که غمت مرا خواهد کشت
قطعه‌ای -مثلا چرخ‌دنده‌ای- که زیر دست بهترین مهندس‌ها، در بهترین کارخانه‌ها و با بهترین مواد ساخته شده، اگر در جایی که باید، نچرخد، هر چند در تمام عمرش به بهترین وجه ممکن بچرخد، چون وظیفه‌ی خود را انجام نداده است، ضمن هدر دادن تمام آن بهترین‌هایی که صرفش شده، هیچ، تاکید می‌کنم هیچ کار مفیدی انجام نداده است.
بزرگ‌ترین کاری که یک انسان در تمام زندگی خود می‌تواند و باید انجام دهد شناخت وظیفه‌ی خود و بزرگ‌تر از آن انجام آن وظیفه است، در
ا بسم الله الرحمن الرحیم
یا ابوالفضل ادرکنی
احمقانه است اگر فکر کنیم
مردم به اختیار خود
کسی را که برده جنسی بود و آرزوی مدفوع شدن داشت و در بی احترامی به پیامبر سنگ تمام گذاشت و تمام احادیث پیامبر را آتش زد را رهبر خود قرار دهند
 
 
از ناله کردن متنفرم و این چند پست اخر همین است
قول میدهم اخرینش باشد. و به زودی همه‌اش پاک شود
جان دادن گاهی امری تدریجی می‌شود. تو ذره ذره با اتفاقات مختلف جانت را میگذاری و می‌روی
این وسط اگر دچار جنون هم شده باشی، خودت با دست خودت دامن می‌زنی به این جان دادن. 
اتفاق را که گفتم خودش به غایت خودش برای دل من حکم مصیبت عظمی را داشت و این جنون که چاشنی‌اش شد، دفعات جان دادن را برایم بیشتر کرد. 
آخرین ضریه ممکن را خودم پیش از انکه دیگری بز
 
اونقدر غمگین و شکننده‌ام که حتی عکس صفحه‌ی گوشیم،رنگ سفید مدیریت وبلاگ ، سایت‌هایی که هرروز چک میکنم هم غمگینم میکنه. حس میکنم تمام زندگیم رو اشتباه کردم . حس میکنم که باخته‌ام ، به بیراهه رفتم چقدر تمام سال‌های ما زرد است .
ما برای رها شدن از این‌حجم کار عقب مانده 
نیازی به تعطیلی مدرسه نداشتیم که اگر داشتیم باید امروز تمام کارها تیک میخورد نه اینکه چنین گوریده شود.
ما به یک ساعتی آرنورد احتیاج داشتیم
گوشی خاموش
قطعی اینترنت 
تا بلکن تمام شود این همه کار عقب افتاده که فقط اعصاب و روانمان را مخدوش کرده است و در عمل حتی لحظه‌ای پایش نمینشینیم که مبادا کم شود از حجمشان.
دیوانه‌ایم ما.
مهم نیست تا کجا فرار کنیفاصله هیچ چیز را حل نمی‌کند.وقتی طوفان تمام شد، یادت نمی آید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتی در حقیقت مطمئن نیستی، که طوفان واقعاً تمام شده باشد.اما یک چیز مسلم است. وقتی از طوفان بیرون آمدی، دیگر آنی نیستی، که قدم به درون طوفان گذاشت …هاروکی موراکامی
 
امروز سر کلاس به ساعت نگاه می کردم و دلم می خواست کلاس زودتر تمام شود. چیز جدیدی به دانسته هایم اضافه نمی شد و ماندن در کلاس و انتظار برای پایان ان کلافه ام کرده بود. 
به یکباره به یک جور epiphany رسیدم. می خواستم کلاس زودتر تمام شود و خواسته ام معادل بود با فرا رسیدن زودتر پایان زندگیم. کاغذ هایم را جمع کردم و کیفم را بستم و از کلاس بیرون زدم. انتظار برای زودتر تمام شدن زندگیم در حالیکه به اسلاید های استاد خیره شده بودم کار نفرت انگیزی در نظرم آمد. 
سیل اشک امان‌م نمید‌هد.
از این دور بودن. از این دویدن و نرسیدن.از این انتظار ها که خون آدم را توی شیشه می‌کند.
قرآن را بازش می‌کنم
می‌آید:
وَ نَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ.
‌می‌فهمم بالاخره یک روز در این دنیا کرب عظیم ما تمام می‌شود.یک روز شما می‌آیی و خاتمه می‌دهی به دل تنگی ها.یک روز شما می‌آیی و ما بالاخره طعم لبخند واقعیِ از ته دل را می‌فهمیم.
یک روز که خیلی نزدیک است. از رگ گردن هم نزدیک تر.
این وعده ی خ
دکتر ح قشنگ و آبی نازنینم
تمام این هفته پر از انتظار و هیجان و شادی بودم تا سه‌شنبه بیاید و بیایم کاشان دیدن شما اما آدم بزرگ‌ها همین الانِ الان برنامه‌ام را بهم ریختند( شرم خدای هفت آسمان بر آن‌ها)
آن‌ها چه می‌دانستند من به اندازه تمام پرتقال‌های گیلان دلم برای شما تنگ استمن چقدر به دفتر سبز وجادویی شما نیاز دارمچقدر نیاز دارم صدای شما را بشنومآن‌ها چه می‌دانستند من هربار با دیدن شما، شنیدن‌تان دوباره امیدوار می‌شوم و سعی می‌کنم با
تمام ثانیه هاى گذشته را با چشم انتظارى گذرانده ام.تمام ثانیه هایى ک اگر تو بودى میتوانستند رنگ بگیرند.میتوانستند لبخند بکارند.میتوانستند خودت را داشته باشد نه بویت راتنها اگر تو بودى.پى نوشت:چشم هایم را گرفته بودم و بعد سال ها دنبالت گشتم نمیدانم قواعد بازى قایم باشک تو چیست ک سک سک ندارد.
مهر که تمام بشود انگار مهربانی را هم با خودش می برد. 
البته برای کسی که مهربانی می بیند نه برای منی که نه تنها مهربان نبود بلکه نامهربانی هم دید . 
و نه تنها تمام نمی شود بلکه هم انگار آغاز ماجراست.
 
پ.ن:
آره پیام داده بودم . ظاهرا خیلی علاقه ای به ارسال نظرات نداره اینجا
بگذریم .
مام ه  باقر ع میفرمو.د بخداکه در اسمان هفتاد صف از ملایکه است اگر تمام مردم روی انجمن کنند که یک صف انها را بشمارند نتوانند و ان فرشتگان همگی ولایت ما را معتقدند  6 حضرت ابوالحسن ع فرمود ولایت  علی علیالسلام در تمام کتب پیغمبران نوشته شده است وخدا هیچ پیغمبری را مبعوث نسازد جز بنبوت محمد ص ووصیت علی ع را نشانه یعنی اقرار باین دو مطلب از طرف خدا بر او واجب است 
امشب حس و حال شب هایی که پست را میزاشتم، ندارم.هیچ وقت دوست نداشتم پست های این شب رو از رو عادت بزارم. امشب نمیدونم چرا؟ولی میدونم!این دوسه روز کلن تمام حس و حال خوبم رفت.عهدم به منزل نمی رسدو تقریبا متزلعهدی که سحرگاه چهلم باید در بین الحرمین تمام میشدولی امسال شاید شاید . اربعین کربلا نباشم 
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
همین!
به تمام آدمهای اطرافتان زمان دهید تا خودشان انتخابتان کنند وجودتان را به کسی یادآور نشویدکه ای فلانی من هم اینجا نشسته ام تایم های بود و نبودت را میشُمارمبگذارید خودشان بفهمندیادشان بیایدکه در آنسوی مشغله هایشانکسی شبیه شما با صبوری تمام چشم انتظارشان استچشم انتظار یک روزبخیر ، یک سلام!آدمها را به اجبار کنار خودتان حفظ نکنید.خودشان اگر بخواهند سراغتان را میگیرند.
چقدر راحت‌تر زندگی میکردیم اگر بجای بایدها که نمی‌دانیم خیلی‌هایشان از کجا سر در آوردند و شدند قانون؛ می‌گذاشتیم ترجیح می‌دهم. این روزها یادگرفتم بجای خیلی از بایدهای ذهنی، ترجیح می‌دهم بگذارم. بجای باید خانه تکانی میکردم. باید کارهای اداری قبل از سال جدید تمام میشد. باید کتابهای نیمه تمام را تمام میکردم. باید برای روز پدر هدیه بهتری می‌گرفتم، باید عروس جدید فامیل را پاگشا میکردم و . گذاشتم ترجیح میدادم و حالا آرامترم. گاهی نشیب‌ها،
الآن که داشتم پست بیست و دو رو میخوندم یاد یه خاطره افتادم.
چند سال پیش رفته بودیم شمال. تو شالیزار با بر و بچ قدم میزدیم و به صدای قورباغه ها گوش میدادیم و میخندیدیم.
وقتی برگشتیم تمام کفشم و پاچه شلوارم گلی شده بود. خواستم تمیز کنم که دخترعموم نذاشت و خودش تمام گلا رو از رو پاچه شلوارم شست و پاک کرد.
آخ که چقدر بی معرفت شدم من!
بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی آدمی تمام اقوال اش را که می نگرد
می بیند همه طلب هدایت است
از اینکه چه کند
چه مسیری را انتخاب کند
چه موضوعی را برای کار انتخاب کند
حتی موقعی که پای برد، آدرس کلاس ها را می بیند
باز هم به انتظار هدایت است.
و گاهی این قدر عادت کرده به ذکر "اهدنا صراط المستقیم"
که یادش می رود تمام این هدایت ها را 
باید از خودش بخواهد
از خدایی که تمام صراط ها را می داند
و بهتر از هر وجودی هم او را می شناسد و هم صراط ها را
و گاهی بای
دست کتابم را میگیرم و باهم خیابان را متر می کنیم،میرویم همان پارک همیشگی، چشمانم را برمی گردانم و. درخت نازنینم! به سمتش پرواز میکنم، انگار که بخواهم او را در آغوش بکشم، می نشینم و ساعت ها غرق میشوم در خوشی ای که قابل وصف نیست، سرم را که بلند میکنم،در نگاه متعجب آقای میانسال لبخند میزنم، انگار که خنده اش گرفته باشد، به راهش ادامه میدهد، بلند میشوم، میروم کنار بچه ها، مادری به کودکش غذا میدهد، کودک مدام می گوید نه! رویش را به سمت من بر میگردا
گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود
گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود
گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود
گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود
گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب میشود
گاهی نمی‌شود که نمی‌شود 
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود
گاهی گدایِ گدایی و بَخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدایِ تو می‌شود
گاهی تمام آبیِ این آسمانِ ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می‌شود
تمام دارای های واقعی من که قابل حمل در دنیاهای دیگر هم هست همین نظرات هست :)
خداروشکر تعداد نظرات اینطوری به تازگی دورقمی شد و بهم انرژی زیادی میده.
من به این جمله خیلی باور دارم که هیچ چیز اتفاقی نیست. یعنی هیچ کاری امکان نداره اتفاقی باشه و هیچ لحظه ای عادی نیست.
ادامه مطلب
هشت صبح با استرس از خواب بیدار شدم که به آموزشگاه برسم، تمام مسیر فکر می‌کردم هیچ آدم عاقلی نه صبح جمعه کلاس تئوری تدریس برگزار نمی‌کند.
مثلاً تمام کلاس‌ها شوفاژ دارد اما مثل یخچال بود، سرما سردردم را بیشتر کرد و تمام مدت می‌خواستم فقط بخوابم و درد کم شود.
از صبح نیمه‌جان و مست افتاده‌ام رو تخت و هیچ کاری نکرده‌ام، فقط دلم می‌خواهد بخوابم و نوشیدنی گرمی بخورم تا درد گلویم آرام شود.
حالا هم این پنیک سرو‌کله‌اش پیدا شده و قرار نیست به زود
در این دنیا که همه سگ دو می زنند تا چیزی بشوند، تو دنبال "هیچ" شدن باش. فانی محض شو. فرض کن مرگ حالا آمده است و تو آرام آرام هرچه داشته داده ای و تمام. نه بسته دل به هیچ کس، نه بسته جان به هیچ جا. رها باید شد ازین همه کثرت، رها. مثل آنکه می گفت، "در عدم افکندم آخر خویش را/ وا رهاندم جانِ پر تشویش را". نیّت کن که می خواهم در بین این همه هیچ نخواهم‌، به هیچ چیز نرسم، هیچ آرزویی، هیچ گفت و گویی، مطلقاً هیچ باشم. آنچه گفته اند و فرض است را انجام دهم و تمام. ت
{امام مهدی(عج) در کلام علما و بزرگان - شماره 38}
 
هشدار، مبادا یک وقت.!
 
تمام سپاه پاسداران، تمام دستگاه ها، تمام کمیته ها و تمام قِشرهایی که می خواهند به این کشور خدمت کنند، توجه داشته باشند که همه اینها خدمتگزار اسلامند.
شما کارمند اسلام هستید، کارمند امام زمانید. توجه کنید که مبادا یک وقت، یک خطایی بکنید بر خلاف مسیر اسلام!» این وظیفه ی خطیری ست برای همه؛ برای ما و برای شما.
[صحیفه امام خمینی، ج۱۱، ص۲۴۹]
 
عکس نوشته در ادامه مطلب 
ادامه مط
با سلام خدمت اولیای عزیز و گرامی تکالیف مربوط به چهارشنبه 98.10.4 دیکته شب و جدول ترکیب انجام شود سوره های حمد ناس توحید عصر حفظ شود.                     
تکلیف روز پنج شنبه:98.10.5  روخوانی از تمام دروس فارسی به همراه نمونه سولات علوم تمرین شود با تشکر 
تکلیف روز جمعه:98.10.6   دیکته شی و جدول ترکیب از تمام نشانه ها انجام شود ریاضی درس 10 در دفتر مشق تمرین شود با تشکر                     
اولیای عزیز لطفا تمام تکالیف را انجام دهید تا امتحانات دی ماه پسرای گلم
تمام مدت جلوی چشمم بودند
بالای سر بچه‌اش نشسته بود و بدترین فحش‌های عالم را به او می‌داد، تهدید می‌کرد او را می‌کشد و چشم‌های دخترک سه‌ساله پر از وحشت بود
تنها جرم او شیطنت کودکانه و بیش‌فعال بودن است که آن‌ هم تقصیر مادر است
هربار به روستا سفر می‌کنم و در این خانه هستم، این رفتار را می‌بینم و زجر می‌کشم، کاری از دستم برنمی‌آید
دلم برای هردو می‌سوزد
به آینده این بچه فکر می‌کنم و می‌لرزم
به تمام بچه‌هایی فکر می‌کنم که می‌توانند کو
اومدم با یه من غر و گلایه د بغض
من چه هیرمی تری به کسی فروختم آخه؟
تو که میدونی من چقدر شکنتده ام . تو که میدونی من حال و هوام بهم ریخته 
تو که میدونی بغض دارم تو که میدونی حسرت میخورم که میدونی عوض شدم که میدونی گم شدم که.
اشکهام امان نمیدن 
با تمام وجودم با تمام عجز و ناتوانی و بغض و گریه و نادمانه و هر چی که بخوای
زندگیمو بساز . حالمو خوب کن 
آخه من کیو جز تو دارم بیام پیشش زار بزنم و کمک بخوام 
تموم شدم رفیق 
من آدم این روزا نبودم
بیا کمکم رف
همین که بدانی سطرهای در هم فرورفته ای در جایی از جهان با واژه هایی پر خواهند شد که راه به ادراک تو دارند، درد را می شوید یاسمن.
درد؟ چه می گویم. در محضر چشم هایت از درد نباید نوشت. دلشان می‌گیرد و باران می شوند. آنوقت مرا، دنیایم را و شعرهایم را در سیلابی غرق خواهند کرد که پلک‌های خورشید را هم تر می کند.
تو را باید نشاند جایی درست وسط تمام سپیدها و به آنها وزن داد. جایی درست وسط تمام نثرها و آهنگین‌شان کرد. تو را باید گذاشت بر سر هزار پیرْزنِ در ح
اومدم و شروع کردم و خوندم.
از همون اول.
از همون اول اول اول.
وسط این همه کار. وسط این همه بی‌وقتی.
شروع کردم و خوندم.
مثل زخم کهنه‌ای که با تیزی بزنی و خشکی‌ش و ببری و احتمالاً دوباره خون بیاد،
اما بار دوم، دیگه زودتر خوب می‌شه.
شروع کردم و خوندم.
با دقّت.
و بی قضاوت.
خوندم.
با دقّت و بی قضاوت خوندم.
و همه چیز تقصیر تو بود.
تمام شروعش تقصیر تو بود!
تمام شروعش .
تمام نکات ریزش. تمام نکات درشتش.
بعد می‌فهمیدم معنی اون استخاره رو.
بعد می‌فهمیدم .
می
تنها عشقی که تاریخ انقضا نداره مادر است
مادر یعنی تمام دلخوشی یک انسان
مادر یعنی بهونه زندگی کردن
مادر یعنی تمام امید و آرزوی یک انسان
کاش در این قطار زندگی که بلیط برگشتی هم نداریم مادرمان همیشه در کنارمان باشد تا برای دردهایمان آرامشی باشد
در عصر حاضر اینترنت جایگزین تمام روش های سنتی شده است.به طوری که در زمینه های اداری  نیز، امروزه تمام ادارات و سازمان ها دارای سایتهایی هستند که سهولت کار متقاضیان را مد نظر دارند. به این ترتیب تعداد مراجعین به سازمان ها کاهش یافته و افراد قادر می شوند تا بسیاری از کارها را به صورت غیر حضوری انجام دهند و در زمان و هزینه ی خود صرفه جویی نمایند.
ادامه مطلب
اینجا نشسته‌ام و به تمام کارهای نصفه و نیمه و رها شده‌ام فکر می‌کنم. حدود یک هفته است که نمی‌توانم بگویم درگیر چه حسی هستم. دیشب دچار حمله عصبی شدم. دومین بار بود که دچار حمله عصبی می‌شدم. بار اولش را خوب یادم هست: سه سال پیش بود و من در آن شهر سرد به تنهایی پرسه می‌زدم که دچار حمله عصبی شدم. بار اول، نمی‌دانستم علتش چیست. به اورژانس رفتم و گفتند حمله عصبی بوده و تکرار شدنش ممکناست خطرناک باشد.
بار اولش، فردای روزی بود که رفتی.
بار دومش، یک هف
 
پیدا کردن مسیر زندگی فقط مجموعه‌ای از اقداماتی نیست که برای جستجو کردن یک راه و سرانجام رسیدن به آن انجام می‌دهیم؛ بلکه شامل تمام کارهایی می‌شود که برای دنبال کردن آن انجام می‌دهیم. هر کسی در طول زندگی علاوه بر تمام حساب و کتاب‌های ذهنی خود مسیری را با قلبش دنبال می‌کند و برای موفقیت در آن تلاش خود را به کار می‌برد. همه چیز در این راه خوب پیش می‌رود تا این که در این راه دچار یک تفکر وسواس‌گونه می‌شویم: این که مسیر زندگی خود را درست انتخ
تقریبا شش ماه پیش آبله‌مرغان شدیدی گرفتم. تمام صورت و بدنم پر شد از آبله‌های چرکین. به حدی سخت و دردناک بود که تا دو هفته نمی‌توانستم صورتم را بشویم. حمام می‌رفتم. موهایم را میشستم. آب روی صورت و بدنم می‌ریختم اما نمی‌توانستم روی آن دست بکشم. تا دو هفته تمام صورت و بدنم فقط آب دید و شسته نشد. بماند که چه وضعیت چرکی بود و چقدر از خودم بدم می‌آمد. چیزی که می‌خواهم بگویم اشتیاق و دلتنگی زیادم برای دست کشیدن به پوست صورتم بود. دلم لک زده بود که ب
تقریبا شش ماه پیش آبله‌مرغان شدیدی گرفتم. تمام صورت و بدنم پر شد از آبله‌های چرکین. به حدی سخت و دردناک بود که تا دو هفته نمی‌توانستم صورتم را بشویم. خمام می‌رفتم. موهایم را میشستم. آب روی صورت و بدنم می‌ریختم اما نمی‌توانستم روی آن دست بکشم. تا دو هفته تمام صورت و بدنم فقط آب دید و شسته نشد. بماند که چه وضعیت چرکی بود و چقدر از خودم بدم می‌آمد. چیزی که می‌خواهم بگویم اشتیاق و دلتنگی زیادم برای دست کشیدن به پوست صورتم بود. دلم لک زده بود که ب
تو این استرس دفاع با مح بحثم شد که فقط من رو بخواد و گفت که نمی تونم و تمام شد بینمون. راستش من همینو می‌خواستم و از رابطه باهاش لذت نمی بردم و حس مادرانگی حتی داشتم و خوشحالم اما دقیقا تمام دیشب یا بیدار شدم و بهش فکر کردم و یآ خوابش رو دیدم. چمه آخه من؟ مه که هنوز دوسم داره بهش سردم و موس موس این بچه رو می‌کنم! بهم گفت مثل بچه ۱۳ ساله‌ای؟ خب مهم بود دیگه باید فکری کنم به حآل خودم. چرا این دومین نفریه که این حرف رو می‌زنه؟ باید در خودم بیشتر غور
تو برای من شبیه ادبیات بودی
معشوقی که بی‌دلیل و بی‌بهانه رها کردم. رها کردن بی‌دلیل وجه اشتراکتان بود. آن‌قدر آرام اتفاق افتاد که حتی درست به خاطر نمی‌آورم چطور و چه زمانی به انتهای مسیر خود رسید و آن‌قدر بی‌دلیل که هنوز بعد از تمام روزها و ماه‌ها دلم نمی‌خواهد از خودم بپرسم که چرا. 
 
- پیاده رفتن قسمتی از مسیرم که به ناچار از کوچه‌ی قدیمی‌تان گذشت وقتی که تمام مدت باران می‌بارید، بهانه نوشتن این جملات بی‌معنا
قدر آدمهایى که زود عصبی میشوند را بدانید
اینها همان لحظه داد میزنند قرمز میشوند
قلبشان درد میگیرد دستانشان میلرزد.
ولی براى زمین زدن شما هیچ نقشه ای نمیکشند!
آنها تمام نقشه شان همان عصبانیت بوده و تمام
آنهایى که زود عصبانی میشوند آدمهایى هستند که رقیق ترین و پاک ترین وجدان را دارند.
یمز_لورنس
جنگ روشنایی و تاریکی
اذیت شدن چشم ها پشت پلک
صدای گردش خون
رسیدن به جنون
بی قرار و آشفته
جنگ سکوت و صدا
نت های ناکوک ساز
ناله های هیولاهای ذهن
جنگ گرمی و سردی
فرورفتن تمام درون در آتش
فرو رفتن تمام بیرون در یخ
خوب گوش بده
صدای لخ و لخ پاهایش را میشنوی ؟
صدای کشیده شدن تبرش را روی زمین ؟
صدای خورد شدن استخوان هایم را زیر دندان هایش؟
خوب گوش بده
صدای خنده های آن دو کودک را چه ؟ آنها را میشنوی ؟
صدای قرچ و قرچ مغزم لا به لای دستان پر از شوق توپ بازی ر
ساخت کمد و دیوار کاذب تمام چوب توسط اسپرلوس دکور در ابعاد مختلف. همچنین کمد و دیوار کاذب تمام چوب را شما می توانید در ابعاد و اندازه های مختلفی سفارش دهید. همچنین می توانید مدل های مورد نظر خود را در فروشگاه های ما سفارش دهید، و با توجه به نیاز شما در ابعاد و اندازه و جنس های مختلف ساخته میشودیکی از ویژگی های اسپرلوس دکور این است که می توانید طرح ها را با رنگ بندی مختلف و همچنین در سایز و ابعاد اختصاصی خودتان سفارش دهید.شماره تماس جهت ثبت سفارش
*سه ساعت آخرشبم رو برنامه ریزی کرده بودم یک voice درسی گوش کنم و حالا میبینم نمیتونم به تلگرام وصل بشم و درنتیجه نخواهم توانست دانلودش کنم و از طرفی آخرشب اونقدر سرحال نیستم که بخوام درس جدید بخونم.به زانوی کی شلیک کنم?!
 
*روزها فقط اون ساعتی که سادات با لیوان شیرکاکائوی داغ میاد توی اتاقم و من دلم میخواد جهان همینجا متوقف بشه.
*خطاب به هیچکس گفتم این یارو که پایان نامه ام رو دادم بنویسه میگه دو هفته ی دیگه بهم زنگ بزن،یادم بندازین و خب انتظار ن
 
پرستار یک صندلی برایش آورد و سرباز توانست کنار تخت بنشیند. تمام طول شب آن سرباز کنار تخت نشسته بود و در حالیکه نور ملایمی به آنها می تابید، دست پیرمرد را گرفته بود و جملاتی از عشق و استقامت برایش می گفت. پس از مدتی پرستار به او پیشنهاد کرد که کمی استراحت کند ولی او نپذیرفت.
آن سرباز هیچ توجهی به رفت و آمد پرستار، صداهای شبانه بیمارستان، آه و ناله بیماران دیگر و صدای مخزن اکسیژن رسانی نداشت و در تمام مدت با آرامش صحبت می کرد و پیرمرد در حال مرگ
میمِ اسمم می گرفت و سینِ فامیلی ام می زد توی ذوق. برگشته بود، هم لکنت زبانم هم معلمم از مرخصی. هنر داشتیم. من با عشقِ تمام، گل و گلدان کشیده بودم. معلمم با حواس پرتیِ تمام، زنگ هنر را کرد زنگ انشا. من در مورد نان نوشته بودم و تمام نانوایی های اطراف خانه مان را توصیف کرده بودم، بربری و سنگک و ماشینی و عراقی‌. نوبت من بود، "سبزی" نه اول لیست بود نه آخر لیست، من به میانه ترین حالت ممکن مضطرب بودم و تمام حروف در دریای لکنتم غرق شده بود. گل و گلدانی که ب
هو
 
طبق معمول تمام کارها مانده برای لحظات آخر. ساعات بامدادی جمعه‌ها مترادف است با نوشتن مطلب جام‌جم و جمع کردن کارهای طول هفته و تمیزی خانه و . . کارهایی که انگار آیه آمده همه را بگذارم برای همین ساعت 11 شب تا 2 صبح. انگار نه انگار که سه روز پشت سر هم تعطیل بوده‌ام. دو هفته فراموشی کامل گرفته‌ام و اکنون آزمایش مورد نیاز برای مدرسه را انجام نداده‌ام. آزمایش!! تو بگو هیچ‌کار مربوط به مدرسه را. نه طرح درس‌های مهر و آبان را تحویل داده‌ام نه می
 
بعضی شدن ها به خون جگر است. می نشینی حساب و کتاب میکنی- هرچند خیلی حساب و کتاب بردار نیست- میبینی شدنش بهتر است. شاید بهشت نه، ولی بهتر است. میبینی زورت به خلاء نشدنش نمی رسد، به سوراخ بزرگی که رها کردنش می سازد. آن وقت است که سمج می شوی. زندگی دو روز هست یا نیست چندان فرقی نمی کند. میگردی راهی پیدا میکنی برای دور زدن تحریم ها. تاب می آوری. تاب می آوری. نیاوردی هم، تمام می شوی. همین.
 
 
چشم هایت
این تیر و کمان غم
آمیخته از ستم
رویای پر ز حیف
عشقی پر از خیانت و بیداد
درد زخم
مانند چشم های کسی که به زخم زبان
پیوسته اخم
میکند و مینشاندم
بر روی صندلی فکر راستین
بر سبزه های چمن های سرزمین
خسته
دلی پر از آشیانه ها
هر یک به آه بند و به کاه گیر
رویای عاشقانه ای از جنس خون
خطیر
رویای خواب پر از درد بی ضرر
مانند یک سفر
از سنگ ریزه ها
تا جلبک و ماهی سیاه و شاپرک
مرداب من!
ای برکه ی بزرگ!
نیلوفر !
ای گل در خواب های من!
ای پرسش تمام جواب های من!
آغ
محمد بن فضیل گوید از حضرت ابوالحسن ع راجع بقول خدای عزوجل و میخواهند با پف دهانشان نور خدا خاموش کنندعرضکردم  خدا تمام کننده نور خود است فرمود خدا تمام کننده امامت است بدلیل قول خدای عزوجل کسانبکه بخدا ورسولش و نوری که فرو فرستاده ایم ایمان اوردند 8 سوره 64 پس نور همان امامست عرضکردم اوست خدایی که رسول خودرا بهدایت ودین حق فرستاده است 9 سورهک64  فرمود یعنر اوست که رسولش را بولایت وصیتش امر کرد وولایت همان دین حق است عرضکردم تا انرا بر هر دینی
ما امیدواریم. اما اگر این مه غلیظ، تا همیشه ادامه پیدا کرد چه؟ اگر زمستان فصل ماندگار تقویم‌ شد و مسیرها تا همیشه صعب العبور ماندند. اگر پشت تمام این دویدن‌ها و امیدداشتن‌ها، دیوارهای سیمانی بود و پشت تمام خاکستری‌ها، سیاه، چه؟ اگر هی ایستادیم و دوام آوردیم و جنگیدیم و آخر کار، مغلوب لشگر گرفتاری‌ها شدیم و دردهای لجام گسیخته محیط زیستمان را به کلی اشغال کردند چه؟ 
ما باز هم ایستاده می‌جنگیم و با تمام درد، بغض‌هایمان را سر می‌بریم
از عصر که پست آخر فرزاد فرخ را دیده ام و در آن زمان کنسرت تهران را اعلام کرده است و به فردی که بیشترین تگ را داشته باشد ۲ بلیط vip هدیه میدهد دست به کار شده ام. تمام دوستان اینستا را تگ کردم و از همه اشان در استوری خواستم لایک و تبلیغ کنند. سنگ تمام گذاشتند. مخصوصا شاگردانم. کلی هم به فرزاد فرخ و مدیر برنامه هایش دایرکت داده اند و خاطر نشان کرده اند که خانم معلم ما برنده است
اگر پارتی بازی نکنند برنده ام
پاک کنید. 
گذشته ی تمام شده را.
اگر عکسی دارید که شمارا به عمق گذشته بر میگرداند.
اگر نوشته ای از رفته ها دارید.
اگر گلی خشک شده در گلدان گوشه اتاق شمارا ساعتها به رویاهای دور تمام شده میکشاند.
پاک کنید.!
گذشته ای که تورا متوقف میکند.
مانع از جریان انرژیهای جدید است.
پاک کنید انرژیهای صرف شده و تمام شده را.
راه را برای انرژیهای تازه باز کنید.
برای رویاهای تازه.
آدمهای تازه.
راه را برای زندگی تازه تر باز کنید.

+ از صبح چندین بار این مت
اولین خسران، اولین ناامیدی‌ات، اولین باری که مطمئن می‌شوی امیدت اشتباه بوده، که بیهوده دویده‌ای، که برای مسابقه‌ای تلاش کرده‌ای که نتیجه‌اش از قبل معلوم بوده. اولین باری که قدرت جبر را اینقدر ملموس از درون خودت احساس می‌کنی، آن لحظه‌ی عظیم فرو ریختن تمام باورها و شکستن تمام آرزوها و رویاها و در آغوش کشیدن حسرت. اولین کلماتی که پس از آن زمزمه می‌کنی "آخ که چقدر ساده بودم!" کی خواهد بود. آخ. کاش خبردار نشوم.
روزی شخص نانوایی مردی با لباس کهنه و فقیرانه ای  را دید که به طرف مغازش می‌آیدبا خودش گفت حتما این فقیری است که می خواهد نانی را گدایی کند.وقتی آن مرد رسید گفت نان تمام شده،مرد از آنجا دور شددوست نانوا که آن مرد را از سر کوچه دیده بود به نانوا رسید و گفت"او را شناختی.؟نانوا گفت نهحتما فقیری بود که نان مجانی می خاست و من به او گفتم نان تمام شدهدوست نانوا گفت وای بر توآن مرد استاد و زاهد بزرگ شهر استنانوا تا فهمید به سمت زاهد دوید و گفت مرا
کاش می‌توانستم از تمام واژه‌نامه‌‌های دنیا دو کلمه‌ی زن» و مرد» را حذف کنم. بعد تمام متضادهای دوتایی دیگر را. تمام مرزهایی که دو واژه را از هم دور نگه‌داشته برمی‌داشتم، خٰم میکردم تا یک حلقه شود. هربار که از یک نقطه‌ آغاز میکردم و دور میزدم، هم زن» وجود داشت، هم مرد» هم هزار ؟» رنگارنگ دیگر. چنین شکل مهربانی است دایره. بی‌آغاز، بی‌پایان، کاملا همگون و بی‌برتری
واژه عنصری است جادویی، لشکری قدرتمند و پرشکوه که هم تفرقه‌ می‌آفری
پیرو عهدی که بستیم چند روز دیگر تا کنکور مانده با تمام تلاش برای شرکت در این عرصه قدم می گذارم اما معنای این جهاد را با دفاع مقدسمان در یک راستادیدم و چه جالب بود وقتی صبر در برابر دفاع از این وطن می کردند و ما هم با تمام تلاش می خ اهیم ای را انجام بدهیم و این بار با سلاح علم و انگیزه کمک به اقتصاد این مملکت. صدای بابا در گوشم پیچید افشین در برابر این مملکت مسیولیت داری
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب