نتایج پست ها برای عبارت :

زده ب سرم امشب جوری دلتو ببرم

Reza Shiri
Deli Mikhamet
#RezaShiri
من با دیگران فرق دارم 
من دلی میخوامت
من تورو فقط واسه خودت میخوام
عادت دارم بهت
اونا تورو دوست ندارن 
اونا لب و دهنن 
شک نکن یه لحظه به من 
دلت رو بدش به من 
دلت رو بدش به من
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
بازی میکنن با احساست
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
آخه دل توام مث دل من با احساسه
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
بازی میکنن با احساست
دلتو نده دستشون اونا بده رسمشون 
آخه دل توام مث دل من با احساسه
آروم دلم عشق خو
من امروز از این لحظه تمام کسانی که بر من حقی دارند می بخشم، من امشب تمام کسانی که من دا از خود رنجانده اند می بخشم، من از امشب تمام خاطرات بد کودکی را فراموش میکنم، من از امشب تمام کاستی های زندگیم رو فراموش می کنم، من از امشب دوران بد دانشجویی و مدرسه را فراموش می کنم، من از امشب تمام معلم هایم را می بخشم، من امشب تمام استادهای دانشگاهم را می بخشم، من امشب تمام مسئولین کشورم را که به من ظلم کردن می بخشم، من امشب تمام کسانی را که باعث بی کاری من
و امشب شب .
آره!
امشب شب همه گنه کار هاست.
شب همه اونایی که مث من رومون پیش آقامون سیاهه.
امشب خوب باید بریم نوکری کنیم.
باید عرض ادب کنیم خدمت شیش ماهه آقا. باشه که آقا به شیش ماهش دست ما رو بگیره تا در خونه خدا آبرومند بشیم.
 
امشب چه شبی است .
نظر سنجی دانلود آهنگ از رسانه مدیاکدانلود اهنگ های جدید خوانندگان معروف از رسانه مدیاک
1. دانلود آهنگ یوسف زمانی شیک
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * شیک * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , یوسف زمانی باشید.
 
دانلود آهنگ یوسف زمانی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Yousef Zamani called Shik With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه یوسف زمانی به نام شیک
آهای همه ی قرارمکیو جز تو دارمتو اومدی ت
متن ترانه هومن رجبی به نام بی معرفت

دل تو دلم نیستدوریت که کم نیستبی طاقتم چشمام یه دم خیسفکر نمیکردم یادت بیفتمیه روز بری خالی شه پشتمچرا شد عادی واست بی معرفتخوبیامو دیدی شد رفتارت بدچی دلتو زد کی عاشقت کردنگفتی بی تو میمیرم از دردچرا شد عادی واست بی معرفتخوبیامو دیدی شد رفتارت بدچی دلتو زد کی عاشقت کردنگفتی بی تو میمیرم از دردخسته از این فاصلهمگه میشه دلش برام تنگ نشهدنیام تموم شد داشتنش شد خاطرههمه میگن دیوونمتو تنهاییم میخونمبرو ولی
اصلا کاری به مبحث موسیقی ندارم، 
ولی مثلا اگه امام زمان عج، ببینه که ما امشب برای جشن آغاز امامتش، آهنگ ای شاخ تر برقص آ، ای خوش کمر به رقص آ» با همون شدت دیمبل دومبلش گذاشتیم و خوشحالی کردیم، چی بهمون میگه؟
یا اگه حضرت حضور داشت، بازم انقد رو داشتیم که از رادیو پخش کنیم : عاشق و دربدرم، زده امشب به سرم، که دلت رو ببرم!» (الان خواننده اینا رو به کی داره میگه؟؟)
واقعا این آهنگا در جشن امامت امام زمان شایسته است؟ 
گاهی به این نتیجه میرسم که  واق
متن آهنگ وقتشه از علیرضا روزگار و علی سفلیحس خوبیه که احساس کنی یه نفر داره هوای دلتوسر و سامون میده با اومدنش بی سر و سامونیای دلتوحس خوبیه که تو این بارون یه نفر دستشو سقف تو کنهیه نفر که از همه دل بکنه همه زندگیشو وقف تو کنه

ادامه مطلب
امشب بر عکس همیشه با دوست طفلیم همزاد پنداری کردم.
 
اینجا صفحه وبلاگ منه. شخصیه. نه اسمی از کسی آوردم نه آبرو کسی رو بردم‌ که میتونستم مثل خیلیا دیگه ببرم. ولی نمیخوام اینکارو بکنم.
اونوخ ملت همیشه در حال خودن گوه همدیگه هستن.
 
بعد از یک هفته، دوباره کنار پنجره اتاق و منظره تکراری اش نشستم و کل روز کار کردم.
هم اتاق تکراری بود و هم منظره محوطه خوابگاه و هم افرادی که برای خریدن تخم مرغ از خوابگاه خارج می‌شدند.
فردا باز یک هفته جدید شروع می‌شود و باز هر شبش باید از شدت کلافگی سرم را محکم فرو ببرم توی بالش و به خدیجه فکر کنم که خوابم ببرد.
امشب هم باید به او فکر کنم. امشب نوبت این رسیده که ببرمش پارک و برایش بادکنک بخرم و دوچرخه سواری یادش بدهم. دیشب موقعی که داشتم روی دست
امروز با دوستامون رفته بودیم بیرون 
یکی از بچه ها گفت: امشب حتما ماه رو نگاه کنید 
ماه امشب در بزرگترین اندازه ممکن و در نزدیکترین فاصله ش با زمین قراره میگیره!
 
عاقا ما اومدیم همین رو تو گروه دوستان خانوادگی مون نوشتیم! 
 
کمتر از نیم ساعت دیدم همه تو اینستا استوری گذاشتند امشب ماه رو ببینید. تمام کانالهای خبری محلی تفسیر و پردازش اندازه امشب ماه . 
یسری هم اخر شب عکس گذاشته بودن از ماه! با این عنوان : ماه متفاوت امشب :))))
 
حالا من هی میرفتم
وقتی آدما به هیچ صراطی مستقیم نیستنتو هم یه جوري باشکه نه محبت زیادیت بزنه زیر دلشوننه نامهربونیت بشینه تو ذهنشونیه جوري باش، اونجوري که دلت می خوادعاشق شواما عاشق چیزای قشنگدلتو یه جا اسیر نکنعشق، که فقط عشق زن و مرد نیستدور و برتو خوب نگاه کنیمی بینی خیلی چیزا هست واسه دوست داشتنفقط یادت باشههمیشه مغزتو با دلت تنظیم کنخودتو با خودت نه با هیچ کسکه اگه غیر از این باشه بازم یه جای کار می لنگه
خوشبختیو هیچ کس به هیچ کس نمی ده جز خودتاگه حواست
امشب شهادتنامه هاامضای یکتا میشود/فردا درون خیمه هاباگریه غوغامیشود/امشب حسین ویاوران اندر وصال عاشقی/فردانمازظهرشان باشوربرپامیشود/امشب همه بهر حسین عرض ارادت کرده اند/فردا ولایت محوری ازجان چومعنا میشود/امشب نگهبان حرم عباس و اکبرگشته اند/فردازآتش خیمه ها مانند صحرامیشود/امشب ز اخلاص درون غسل شهادت میکنند/فردا زخون کشته هااین دشت دریا میشود/امشب ببیندهرکسی جای خودش رادر بهشت/فردابصیرت شیعه راگلچین دلهامیشود/امشب به دوررهبری یک لشک
امتحانام تموم شد بالاخره:))
این اخریا هر امتحانی میدادم حس میکردم یه جون ازم کم میشد
روزای سختی بود واقعا از ترم بعد من غلط بکنم درس نخونم وسط ترم
برای تولد یکی از بچه های خوابگاهیمونم اینو درست کردم امشب ببرم☺️
امیدوارم مزه ش خوب شده باشه-_- کلاسی چیزی ک نرفتم از تو اینترنت یه چی دراوردم سر هم کردم:)))) 
× و بالاخره روز موعود رسید. اسباب کشی. اگر خدا بخواد امشب وسایلم رو میبرم جای جدید. البته که هنوز توش پر از کارگره و جا هنوز مرتب نیست و ممکنه چند روزی رو توی یک آشفته بازار به سر ببرم، تنها دغدغه ی من اتاقیه که باید دو تخته باشه و هنوز آماده نیست و کلی آدم براش دندون تیز کردن. کله ی صبح رفتیم اسمامونو چسبوندیم به درش ":)))) ولی خب دیگه خوابگاهه و قانون جنگلش.
×× روم نمیشه بگم ولی میگم، برام دعا کنید به انرژی مثبتش احتیاج دارم.
امشب داشتم به ترس‌هام فکر می‌کردم،دیدم اگر بخوام همین‌طوری ادامه بدم تا آخر زندگیم احتمالا لوزر می‌مونم! تا نهایتا ۲۶-۲۷ ساعت آینده می‌خوام با یکی از مهم‌ترین‌هاشون مقابله کنم ولی عادت‌های بدی که سد راهم می‌شن هنوز وجود دارن با این زمان کم هم از بین بردنشون ناممکنه!باید با هم پیش ببرم‌شون،هم کم‌تر شدن عادت‌های بدم هم مقابله با ترسم‌.
یکم مضطرب و نگرانم ولی می‌دونم که طبیعیه!
 
سلام نیویوک! من بابی رایدل هستم.
و خوشحالم که امشب اینجام.
ممنون از همگی که امشب به دیدنمون اومدید.
امروز شنبه شب در کوپاست.
فکر می‌کنیم امشب قرارهاوقات عالی‌ای داشته باشین
قراره تمام تلاش‌مون رو بکنیمکه از بابتش مطمئن بشیم
مثل همیشه، از آقای جو پودل تشکرویژه می‌کنم که امشب ما رو دعوت کردن
خب بیایید شروع کنیم
 
دانلود آهنگ رضا شیری دخترک
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * دخترک * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , رضا شیری باشید.
دانلود آهنگ رضا شیری به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Reza Shiri called Dokhtarak With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه رضا شیری به نام دخترک
شب شده بازم تا صبح به فکرتمدیوونم یکم که نمیشه بهت بگم بدون شک میخوامتشب به سر رسید سر ایستگاه جدیدقلبم باز تپید ولی دلت بازم ندید دخت
یکی از انتظارات جالبی که خدای مهربان از ما بنده های نامهربان دارهدعاکردنهالبته دعا معمولا برای ما تداعی گر ادعیه عربی معصومین هستاونا که جای خود دارنولی چیزی که نباید ازش غافل بشیم مناجات های خودمونی و محاوره ای هستاین نوع مناجات چون از ته دل بلند میشهمیسوزونه.هم دل تو رو ، هم دل خدا رودعای کمیل خیلی خوبه هاولی بعدش که تموم شد یا وقتی که تو پارک و خیابون تنها شدی از مناجات خودمونی غفلت نکن+آقا ما ته دلمون هیچ چیز خودمونی با خدا نداریم که بگ
متن آهنگ
عشق یعنی روز های طلایی یه شب خوب دوتایی
من کنارت بیقرارم بی قرارم
عشق خودتی با موی مشکی نگم از تو خود عشقی
من کنارت بیقرارم بیقرارم
ای وای از تو دلشو ندارم بری
من مگه میذارم بری امشب
ای وای از تو من تو کجا میبری
کاشکی تو بمونی نری امشب
ای وای از تو دلشو ندارم بری
من مگه میذارم بری امشب
ای وای از تو منو تو کجا میبری
منبع : رز موزیک
عشقی که امشب گرفتمو با دنیا عوض نمیکنم.
با نوزده سال زندگی کردن مث آدم بزرگا،امشب انقلاب کودکانه ای رخ داد!
سقف سنی هم‌صحبت ها و همبازیای امشلم،هشت سال بود
بسی دیدنی بود قیافه م وقتی دستمال بسته بودم به چشمام و دنبالشون میکردم.
خدایا شکرت^_^
 
 
ای اهل شفقت امشب شمع و چراغ بردارید و جای جای بیابان و دشت را روشن کنید.
شاید کودکی گوشه ایی جامانده باشد.
سفر که میرویم دسته جمعی، با کاروان، وای اگر کسی در توقف ها جا بماند. بارها میشماریم اگر یکی کم شده باشد منتظر میمانیم، حالمان خوب است و اضطرار نداریم.
 
امشب زینب با آن قلب پاره پاره اینسو و آن سو در بیابان پی طفلان سوخته دامن میدود.
چه میگوید در دل عمه سادات خدا داند.
گمشده ها غریبه نیستند جگرگوشه های زینب اند، یادگاران حسین و عباس و م
بعد از مدت‌ها امشب رفتم مسجد. عوض شده بود. علاوه بر امام جماعتی که به شکل بدی عوض شده، جو مسجد هم عوض شده بود. مجری امشب، گویا داشت برنامه‌ی جشنی رو مجری‌گری می‌کرد، بهجت و سرور در صداش موج می‌زد. یوم الله بیست و دوی بهمن و دهه‌ی فجر و پیروزی انقلاب رو هم تبریک و تهنیت گفت. امشب واقعا جای تبریک گفتن بود؟ دو روز صبر کردن اینقدر سخته؟
امشب یه شب باشکوه و تکرار نشدنی بود برام!
داییم ضبط صوت قدیمی مادربزرگم رو برده بود تعمیر کرده بود و امشب همه دور هم نشستیم و به نوار کاست های قدیمی گوش دادیم.
وای که چه صداهایی!
انگار دیگه تو این دنیا نبودم و با یه ماشین زمان، به گذشته سفر کرده بودم. گذشته ای که درش من هنوز متولد نشده بودم!
در تمام طول زندگی، از پدربزرگم و دایی بزرگم هیچ سهمی جز چند تا عکس نداشتم. چون قبل از تولدم دنیا رو ترک کرده بودن.
اما امشب!
امشب برای اولین بار، از تو اون نوا
آهنگ جدید مسعود صادقلو به نام دورهمی با لینک مستقیم
 
دانلود آهنگ مسعود صادقلو به نام دورهمی 320
دانلود آهنگ مسعود صادقلو به نام دورهمی 128
 
متن آهنگ مسعود صادقلو دورهمی
بارون بارونه پیش من میمونه معتاد همیم عاشقو دیوونه 
با تو میدونی جمعمون جمعه چقد خوبه حال همه
قرصه دلت وقتی داری منو زبونم گرفت تو بگیر حرفمو
امشب بهترین شب برامونه دیگه رو ابرا جامونه
امشب از اون شباس ببین جمعمون رو هواس
همه به کام منو تو همه حالشون مثه ماس    
امشب از اون
پنهان شدی ای ماه علی از نظر امشبآسوده شدی فاطمه از ضرب در امشب
از پهلوی بشکسته اگر خواب نرفتیبر خاک لحد فاطمه بگذار سر امشب
با من تو اگر درد دل خویش نگفتیبرگوی تو درد دل خود با پدر امشب

پنهان شدی ای ماه علی از نظر امشبآسوده شدی فاطمه از ضرب در امشب
از پهلوی بشکسته اگر خواب نرفتیبر خاک لحد فاطمه بگذار سر امشب
با من تو اگر درد دل خویش نگفتیبرگوی تو درد دل خود با پدر امشب
 
اینو ثبت کنم فقط. که امشب چه روشن شدنی اتفاق افتاد و تا چه حد همه چیز ریخت واسم. که باورم نمیشه. و در بهت مطلق به سر می‌برم. هیج چیز نمیتونست ور غدمو تا این حد بالا بیاره که امشب و این روشن‌گری ها. حاجی پشمام. حس اصحاب کهف داشتم. پشمام. پشم فاکینگ مام.
کاش یه نفر بود که میتونستم کنارش به آرامش برسم
یه نفر که سر بذارم روی شونش و هرچه میخواهد دل تنگم، بگم
نمیدونم
کاش یه خواهر داشتم
شاید میتونست این یه نفره بخصوص باشه
امشب اسمشو توی خلوتم صدا زدم
بعده این همه مدت که فقط توی دلم صداش میکردم
امشب توی خلوتم، اسمشو به زبون آوردم
هنوزم اسمش زیباست
زیبا و بی‌تکرار
دلم تنگ شده لعنتی
شاید این خصلت پاییزه
پاییز که میرسه، دلم پر میکشه واسه کسی که دیگه نیست
حرف میزنم باکسی که دیگه نیست
میخندم با جای خال
دل تو دلم نبود که عکسای امشب برسه دستم و ببینم که چه شکلی شدم با اون آرایش دست و پا شکسته ی خودم و آقا نگم که خودم عاشق خودم شدم و منتظرم کار وخونه و ماشین و غیره جور شه برم خواستگاری خودم! ( مزاح) 
ولی جدی باید با آرایش آشتی کنم رژگونه ی هلویی معجزه میکنه
سایه اسموکی خیلی به من میاد
رژ لب زرشکی هم بهم میاد
و بعد قرن ها تونستم مدل مویی که بهم میاد رو پیدا کنم و عشق کنم با موهای بلندم
چقدر اون پیراهن سفید با گل های مشکی هم به تنم نشست اصلا از واجباته
دنیا چقدر امشب بد رنگه.
دنیای این شکلی حااااااالمو بهم میزنه!
.
خدایا امشب حداقل یه خواب سنگین عطا بفرما .

پ.ن:اگه دیدید چن روزه همه چی زندگیتون داره طبق برنامتون برای رسیدن به هدفتون بدون هیچ مانعی پیش میره.روون و نرم!بدونید قراره گند بخوره به تهش!مطمئن باشید!
 
امشب پست جدید نمی‌نویسم و بهتون فرصت میدم دوباره پست قبل رو بخونین و حتما در مورد محتواش! نظر هم بدین که بفهمم خوندینش. این تصمیم هم به‌هیچ‌وجه ربطی به این نداره که امشب نمی‌تونم پست بنویسم! اصلا مثل اینایی که اول هفته یه غذای بدمزه می‌پزن و میگن به نفعتونه امشب بخورینش، وگرنه تا وقتی تموم نشده صبح، ظهر، شب، همین غذا رو داریم، می‌خوام تا تک‌تک جملاتش حلاجی نشده، ولش نکنم =)
و من الله التوفیق
امشب وقت گذاشتم و بعضی وبلاگا رو خوندم
بعضیاشو خیلی دوست داشتم و حتما دنبالشون میکنم در اینده، ولی با دیدن بعضیا ترجیح میدم یا اینجا رو کلا ببندم، یا نظرات و ببندم و برای کسی نظر نذارم تا در تعامل نباشم با این دست ادمایی که ازشون فراریم و امشب زیاد ازشون دیدم. 
یک ساعت برایش روضه خواندم که ابروهایم را نازک کوتاه پایین صاف بردارد.گفته بودم ابروی پهن به من نمی آید.حرف هایم را تائید کرده بود و خیالم راحت که شاید .آینه را که داد دستم دیدم ابروهایم هلال شده بودو پهن .بغض شدممی گویم چشمام ریزه ابروی پهن اخمو می کنه منو.نازک ترش کنید.می گوید مد نیست آخه.می گویم بهم اونجوري بیشتر میادمی گویم کوتاهش کنید میگه حیفه ابروهاتهر چیزی که من می گفتم او باز یک توجیهی برای کارش داشتدلم برای دست های آر
امشب نزدیک بود چش و چار (منظورم همون چشم هس ) دو نفر رو کور کنم. با یه کوچولو فاصله
اولین  چشم توی پیاده رو بود. کیفم روی دستم بود و تند تند راه میرفتم.حدود ۳۰ نفری خانم روبروی مدرسه دخترونه ایستاده بودن. با سرعت از کنار همه گذشتم (با حرکت مارپیچ ).یه لحظه کیفم خورد به یه چی. برگشتم نگاه کردم یه پسر بچه کوچولو بود و داشت کلاهشو جا به جا میکرد 
اگه اون کلاه لبه دار نبود بندهای آویزون از کیفم به چشمش میخورد :|
دومین چشمم هم توی مسجد بود. با سرعت چادر تا
نورز ۹۶ موقع تحویل سال مشغول باز کردن لوله با فنربرقی بودم.
نوروز ۹۷ آنتن تلویزیون را درست میکردم.
نوروز ۹۸ را هم به گچ کردن دیوار اتاق مشغول بودم.
بدون در نظر گرفتن ساعت و شرایط و. .
طبق همان قاعده که موقع درس خواندن مشغول شمردن گل های قالی می شویم.
شب های یلدا هم طبق همین منوال بوده.
پارسال شب یلدا نشسته بودم و برای بچه ها خاطره تعریف میکردم. به قدری خنداندم شان که حتی با دیدن خندوانه هم آنقدر نمیخندیدند.خودم فقط برای آب و تاب ماجراها میخندیدم
مژگان خالقی کارگردان امشب اینجا»: من به هیچ وجه فمینیست نیستم
کارگردان تئاتر امشب، اینجا» گفت:ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که زن‌ها فعالیت اجتماعی بالایی دارند اما بخش دیگری که در دایره این فعالیت اجتماعی نیستند مغفول واقع می‌شوند و در نتیجه اکثر کارهایی که می‌بینیم موقعیت ن را به شکلی کلیشه‌ای و بی‌خطر روایت می‌کنند.من به هیچ وجه فمینیست نیستم اما ن و مسائل اجتماعی چالش بیشتری را در ذهن من ایجاد کرده و حواسم است که یک موضوع
دیشب یه خواب بد دیدم که منو ول میکنیدیدم واسه دوست داشتم داری دل دل میکنیهر چی که میگفتم چته هی منو پس میزدیمن گریه به پات وای چه کابوس بدیباید حق بدی بهم میدونی بد عادتمامشب از اون شباست رفته از سرم هواستو نیستی باز دلم مهمون خیابوناستتو حالمو نمیدونی بدتر از دیونه هاستحرف میزنم با خودم تو دلم گلایه هاستامشب از اون شباست رفته از سرم هواستو نیستی باز دلم مهمون خیابوناستتو حالمو نمیدونی بدتر از دیونه هاستحرف میزنم با خودم تو دلم گلایه هاست
دیشب یه خواب بد دیدم که منو ول میکنیدیدم واسه دوست داشتم داری دل دل میکنیهر چی که میگفتم چته هی منو پس میزدیمن گریه به پات وای چه کابوس بدیباید حق بدی بهم میدونی بد عادتمامشب از اون شباست رفته از سرم هواستو نیستی باز دلم مهمون خیابوناستتو حالمو نمیدونی بدتر از دیونه هاستحرف میزنم با خودم تو دلم گلایه هاستامشب از اون شباست رفته از سرم هواستو نیستی باز دلم مهمون خیابوناستتو حالمو نمیدونی بدتر از دیونه هاستحرف میزنم با خودم تو دلم گلایه هاست
امشب حس و حال شب هایی که پست شب جمعه را میزاشتم، ندارم.هیچ وقت دوست نداشتم پست های این شب رو از رو عادت بزارم. امشب نمیدونم چرا؟ولی میدونم!این دوسه روز کلن تمام حس و حال خوبم رفت.عهدم به منزل نمی رسدو تقریبا متزلعهدی که سحرگاه چهلم باید در بین الحرمین تمام میشدولی امسال شاید شاید . اربعین کربلا نباشم 
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
همین!
راستش دوست داشتم امشب را چیزی از درد دل و شکایت و ناله ننویسم. ولی واقعا نمی شه. امروز رفته بودم خرید کنم از یک مغازه بقالی. شروع کرد به صحبت از اوضاع خراب کاسبی و کرایه های بالا و وضع ناجور و غیره.
اولش گوش کردم و چیزی نگفتم تا خالی بشه. 
 
ادامه مطلب
دو سه روز گذشت و امشب شب یلداست.
امتحان داشتم واسه همین شنبه صبح بدون این که شب قبلش به خانوادم گفته باشم 8 رفتم دانشگاه. تا 10 خوندم بچه هاهم کلی رسوندن قبل امتحان و به خیر گذشت. قبل امتحان نهار خوردم کشمش پلو. کلاسمون یه رفیق شیرازی داریم که واسه همه کیک و چایی گرفت به مناسبت یلدا. اد استرا بد جور بد بود. نتم امشب قطع میشه. راستی زمستونتون مبارک.
این چند روزه همش خبرای بد میرسید ولی امشب انقدر خوشحالم که نمیتونم بخوابم.
البته یه حس ناراحتی و خوشحالی همزمان
از وقتی خبر رو شنیدم اشکام بند نمیاد؛ این چند روزه بغض داشتم و گریه‌م نمیگرفت ولی امشب حس میکنم سبک شدم خیلی سبک؛ انقدری که انگاری وجود ندارم
از دیروز عصر منتظر این خبر بودم ولی فکر نمیکردم همین امشب خبر رو بشنوم
البته من بازم دلم آروم نشده و بنظرم کافی نیست این انتقام و اگه کل نیروهاشونم نابود بشن ارزشش کمتر از یه تار موی سردار
خونمون رو تحویل گرفتیم 
نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت! 
یعنی خوشحال که هستم اما وقتی به حجم کارایی که تو این ماه دارم نگاه میکنم و میبینم باید وسط این همه کار تازه فکر اسباب کشی هم باید باشم مغزم سوت میکشه! 
کاش حداقل نزدیک این خونه بود میتونستم هر اخر شبی یه سری وسیله جمع کنم ببرم اونور 
اینطوری خیلی راحت ترم تا اینکه بخوام یهویی جمع کنم ببرم! تصورش هم نمیتونم بکنم یه خروار وسیله رو بدم دست باربر جابجا کنه بزنه له کنه یا خط بندازه یا بشک
قبل نوشت :امشب شب آخره؟
                 گویا شاید
               ماه رمضان خدا نگهدار.
-------------------------------------------
غزلی نیمه تمام
امشب در آغوش منی فردا دوباره
تو می روی و میشوم تنها دوباره
تو می روی و میبری با خود صفا را
من مینشینم در صف غمها دوباره
نه نیمه ی شب نه سحر نه وقت افطار
در خواب غفلت می روم شبها دوباره
---------------------------------------------
پی نوشت: درود خدا بر آن عاشق عارف همانکه نیمه ی خرداد از انتظار در آمد
 
روح الله ال الخمینی »
--------------------
اشعار شبهای میلادیه شعبانیه
مذهبی, منبر مکتوب – امام سجاد (علیه السلام)
اشعار شبهای میلادیه شعبانیه( حاج غلامرضا سازگار )
 الف :شعر شب ولادت امام حسین علیه السلام
  ب:شعر شب ولادت امام سجاد علیه السلام
  ج:شعر شب ولادت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام
الف :شعر شب ولادت امام حسین علیه السلام
امشب به بیت فاطمه رضوان گل افشانی کند                                 روح القدس مدحت گری ، حورا غزل خوانی کند
گیتی به تن پیراهن از ، انوار ربانی کند  
دانلود آهنگ جدید و زیبای پازل بند Puzzle Band به نام مث همیم
ترانه سرا، آهنگساز، تنظیم، میکس و مسترینگ: پازل بند
دانلود موزیک مث همیم با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 

[کیفیت 128 با حجم 3.1 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 7.6 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Puzzle Band – Mese Hamim

متن ترانه ی مث همیم با صدای پازل باند:
خیلی حرفای نگفته بینمونه که الان حس میکنم جاشه
اینجوري بار اومدم اینکه یه مغرور باشم و حتی یکم عاشق
بی توقف جلو میرم و توقع دارم از تو مث من باشی
دست من نیس که ت
شاید فکر کنید این پست از قبل روی حالت انتشار در اینده قرار گرفته و ساعت سه شب منتشر شده! اما در حقیقت من بیدارم و خیلی خسته و بهم ریخته و کسل،پلک چشم راستم میپره و هردو چشمم میسوزه کمرم درد میکنه و دلم میخواد جوري خودمو تو پتو بپیچم که اگر کسی از بیرون اومد فکر کنه ی جانور بی مهره که تازه خلق شده اون زیر خوابیده.
من خیلی ادم سمجی هستم،این چیزی نیست که همیشه صدق کنه اما گاهی وقتا  این خصوصیت رو در خودم میبینم.مثلا همین امشب که رو به مرگم از خستگی
دانلود آهنگ تو دلسوز من باش دلم مثل حالم پریشونه امشب از معین | آهنگ ایرانی
دانلود اهنگ تو دلسوز من باش؛ دلم مثل حالم پریشونه امشب از معین | آهنگ ایرانی
دلم مثل حالم پریشونه امشب تو دلسوز من باش که از هر طرف غم فراوونه امشب تو دلسوز من باش رو سینت بذاری سر بی قرارو تو دلسوز من باش که طاقت ندارم بده روزگارو تو دلسوز من باش برم سمت کی جز تو که از بعد عشق دلت پیش من نیست
لینک دانلود آهنگ
امشب نیمه شعبان .جایی که من قدم میزدم اسمش: خیابان حضرت ولی عصر بودهمه جا شلوغ بود و پر از دود اسپند و آبمیوه و شیرینی و.ترانه و مداحی مخلوط
چادری و مانتویی در هم
بی حجاب و با حجاب
اما بزرگترین سانسور امشب کسی نبود جز امام زمان عج
چقدر فاااااصله داریم
چققققدر دوریم 
ما مانده ایم و
 جامعه ای که به سمت بازتعریفِ هنجارها 
افسارگسیخته میجهد!
اللهم عجل لولیک الفرج.امام زمانم کجایی؟؟؟
یک سال نه اما اگر دفعه قبلی که پست می‌گذاشتم اینجا زمستان بود امشب هم کم از آن ندارد و بارش باران شدیدی گرفته بود. میدان تیر فردا کنسل شد. احتمالا کمی دیرتر از خواب بیدار شوم. هر شب یک کتاب را نیمه کاره می‌خوانم و به جای خواندن کانال های تلگرامی، مثل گذشته وبلاگ می‌خوانم و حس خوبی بهم می‌دهد. امشب به دوستی گفتم دلم برای عطر و بوی اینجا تنگ شده بود. ظهر شیرشاه جدید را دیدم و همراهش گریه کردم. برایم عجیب بود. همین. زیاده عرضی نیست :)
 
حال زندگی وقتی خوب میشه که اول از همه
خودت هوای دلتو داشته باشی
امشب مینویسم واسه دل خودم
دلی که تو هجوم درد ، درمانش باهاش بیگانست.
هیچ شده دلتنگ باشی
و چاره ای جز اشک ریختن نداشته باشی؟!
نمیدونم چطوره که این حس اینقدر قدرت داره
و من ب این چاره بیچاره دچارم هر شب!!
چی میشد اگه یکی بود که تو آغوشش هیاهوی جهان رو
سرکوب میکردم و آروم میگرفتم
ی دوست از جنس احساس
همدل و همراه ، پا ب پام تو تموم پیچ و خم
و بازیهای روزگار
یکی مثل خودم ؛ رفیق را
امشب حالم بده بدجور بی خوابی زده به سرم . ساعت نزدیک ۲ نصف شبه !!
از ساعت ۱۰ میخوام بخوابم ولی خواب نمیرم .
امشب رفتیم هیات ینی اگه نمیرفتیم یه طورم میشد دیگه!! 
پارسال فاطمیه هر موقع میرفتم هیات اسمم رو میگفت یادت میوفتادم ولی خیلی گریه میکردم ازت ناراحت بودم خیلی خیلی زیاد ‌ هیج وقت فکر نمیکردم بتونم ببخشمت . 
ولی امسال ارومم انگار واقعی بخشیدم دیگه . نمی دونم شاید هیچ وقت حقی برای بخشیدن یا نبخشیدن نداشتم ولی هر چی بود تموم شد دیگه . ام
خب مفت خر ام که اعلام کنم تا حالا پامون به کلانتری باز نشده بود که اونم به حول و قوه الهی و مدد دوستان امشب شد
همین الان تو تاکسیم دارم از کلانتری برمیگردم
ولی حاجی ناموسا اینقدر خندیدم تو چند دقیقه ی گذشته که نگو
الان حسش نیس واقعا بعد میام میگم چیا شد
علی ای حال فقط بگم که
سلامتی زندونیای بی ملاقاتی
و
ایشالا آزادی قسمت همه
و
مممممم
وایسا یه چیز دیگه م بود
چیز
مممممم
آهاه
رفیق بی کلک مادر
 
وآییییی ترکیدم
امشب بعد مدت ها با عموی خانوم.م هم صحبت شدیم.
گفته بودم که یک فامیل مشترک با هاشون داریم.
اون فامیله رفته بود کربلا و ولیمه داده بود امشب.
به محض این که اومد داخل و نشست و من رو دید، برگشت از داداشم پرسید که محمدرضا چی شد؟ سربازیش تموم شد؟
داداشم گفت آره، بعدشم سریع رفت سرکار.
عموی خانوم.م یک آهی کشید.
چند دقیقه بعد من رفتم دوباره باهاش هم صحبت شدم. اصلا انگار نه انگار که خانوم.م  هم وجود داشته.
من به قسمت اعتقاد دارم، شما چی؟!
امشب لیلامون میگه :
فاطمه چرا انقدر کم رنگی؟
منظورش اینه رنگم پریده.!
خخخخ
میگم از صبح تا شب تو دانشگاه با غذای به درد نخور سلف .باید چه جوري باشم؟
دیکه افتادم به هزیون و قاطی و پاتی گویی.
لیلا رو صدا میزنم زهرا.
زهرا رو صدا میزنم لیلا
 
 
امشب شب اربعین مصباح هداست
دل یاد حسین بن علی شیر خداست
پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت
امشب شب یاد عشقیاء و شهداست …
 
__________________________
 
به یاد کربلا دل‏ها غمگین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است
اربعین حسینی برشما تسلیت باد
هر وقت که هوای تهران خراب میشه، ما منتظر اقوامیم: از هوای آلوده تهران فرار می‌کنن و به هوای پاک این شهر کوچیک پناه میارن. این بار، دو روز از زمستان رو به میهمان‌داری گذروندیم.
ما هم سال‌ها پیش ساکن تهران بودیم: اون سال‌ها که همه ماشینا دود می‌دادن و هر موتوری توی دود خودش گم می‌شد. بابام همون سال‌ها تصمیم گرفت که دوست نداره بچه‌هاش توی تهران بزرگ بشن و سختی از صفر شروع کردن رو به جون خرید و خونه ما رو پونصد کیلومتر جا به جا کرد.
امشب، بعد ا
دانلود آهنگ جدید پازل بند با نام مثه همیمدانلود آهنگ جدید پازل بند به نام مثه همیم با بهترین کیفیت در سمفونی. دانلود موزیک جدید پازل باند با نام مثه همیم با بهترین کیفیت و با قابلیت پخش آنلاین در سایت سمفونی، پازل باند یکی از خوانندگان با استعداد و محبوب کشور به تازگی یکی از آثار خود را با نام مثه همیم منتشر نموده است که شما می توانید این موزیک بسیار زیبا و دیدنی را از این خواننده موفق به صورت آنلاین گوش کنید، شما طرفداران و دوستداران موسیقی
امشب من از شدت نفرت زیاد برای یک نفر آرزوی مرگ کردم و به زبون آوردم!
برای یک نفر که با من نسبت خونی نزدیک داره!
انقدر سنگین بود و هست این جمله برام که الان هم که دارم مینویسم دستام داره میلرزه و اشکام میریزه.
امروز شنبه ۱۸ آبان ۹۸ روز بدی بود برامون.جریان شین به جاهای خیلی بدی رسیده.
دلم میخواد فقط میم زودتر بیاد و امشب تموم بشه و صبح بشه.
وقتی یه مشکل بزرگ پیش میاد تازه میفهمی دغدغه هات تو پستای قبلی چقدر مسخره و بی معنی بودند.
برای من و خانو
دانلود آهنگ جدید ایهام تاب و تب 
دانلود اهنگ وای عجب ماهی تو چه دلخواهی به نام تاب و تب با صدای ایهام ( مازیار لشنی )
Download New Mp3 Music Ehaam – Taab O Tab

متن اهنگ تاب و تب ایهام
امشب از دیدن من همه انگشت به دهان میمانندهمه خوب حال مرا حال و احوال مرا میدانندگل نیلوفر من آتشی تازه بیا بر پا کنمن که در تاب و تبم تو بتابان و شبم زیبا کنبیا و در شهر دل من پادشاهی کناین تو این دل من هر چه تو خواهی کنای امان ای امان ای امان از من و حالم …وای عجب ماهی تو چه دلخواه
دانلود آهنگ جدید گیتار بزن میخوام بخونم امشب گیتار بزن پر از جنونم امشب از حامد محضرنیا

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای حامد محضرنیا بنام گیتار بزن از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ گیتار بزن میخوام بخونم امشب گیتار بزن پر از جنونم امشب یکی از بهترین آهنگ های حامد محضرنیا در تیرماه 1396 بوده است . مدت زمان این آهنگ جذاب و شنیدنی سه دقیقه و سی و هفت ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ را از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
toranj-music.ir » Download N
هیچ تلخی ای رو نمیشه با شیرینی از بین برد!
حالا تو یه کیلو تو قهوت شکر بریزهیچی عوض نمیشه
فقط مزش بدتر میشه
شیرینیش هم دلتو میزنه
اما تلخیش میمونه هنوز تو گلوت.
حس خوبی ندارم
کاش جرات و جسارت داشتم
یه ادم منفعل ب چ دردی میخوره

از هرچی ک اتفاق افتاده منزجرم
کاش من این نبودم
از من متنفرم
مسلما تو بیشتر از من
چجوري میبینی و هیچ کاری نمیکنی؟
چجوري تحملم میکنی؟
این من دوست داشتنی نیس
دلم پرواز میخواد
و یک لحظه دیوونگی
 
(شام مهتاب)
دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است
ببار ای آسمان امشب، که قلبم باز بی تاب است
 
نه روز آرامشی در دل، نه شب در چشم من خواب است
برایت شعر می گویم، که امشب شام مهتاب است
 
من امشب با تو می گویم، همه ناگفته هایم را
دمی با تو به سر بردن، خودش آرامشی ناب است
 
بخوان از چشم من امشب، چه حسی با تو من دارم
بزن باران و خیسم کن، نه. انگار آسمان خواب است
 
مرا دریاب و باور کن، تو در این لحظه ی زیبا
بمان امشب کنار من، که امشب شام مهتاب است
امشب جشن عقدِ یکی از اقوامِ مادری بود،بعد از سالِ نودویک که عقد دختر داییم بود، خاطرم نمیاد مجلس عقد دیگه ای از طرف خانواده مادریم رفته باشم.هرچی فکر میکنم چیزی خاطرم نمیاد قاعدتا من تو سن ازدواج بودم از اون سال به بعدولی خب سالها به سرعتِ برق و باد گذشتند و منم که هنوز یارِ گمشده رو پیدا نکردم
چیزی که امشب برام شوکه کننده بود دیدنِ آدم ها تو یه قالبِ دیگه بود!بچه هایی که اون موقع دبستانی و کوچولو بودن الان در شرف دانشجو شدن هستنیا بچه ه
 
امشب قلب جهان، نه ، تک تک سلول های جهان گرفته است.
وای از امشب که قلب آن مرد مهربان خون است.
وای از امشب که حجم اندوه آن بانوی بزرگ را جهان نیز نمیکشد.
سلام بر تو یا زینب.
سلام بر پریشانی تو در این شب یا زینب.
سلام بر تنهایی تو یا زینب.
ادامه مطلب
به نام خدا》
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
امشب بعد از چندین روز دوری از وبلاگم و درگیری با زندگی ، دلم هوا کرد بیام یه پست بزارم.
میخوام در مورد دوست مجازی بگم .(دوست همجنس)
 
واقعا چقدر خوبه یکیو تو مجازی داشته باشی (تاکید میکنم همجنس✋) که عینِ خودت باشه و مورد اطمینان باشه ، و مشکلاتت رو باهاش در میون میزاری.
 
جدا ازاینکه دلت رو خالی میکنی،مشاوره هم میگیری! باهاش م میکنی و بهترین تصمیم رو برای زندگیت میگیری.واقعا چقدر خوبن اینجور آ
 
در صدایش خنده ها می لرزید
تاریکی که در بی نوری می رقصید
حکایت تاب لحظه های س بود
 و شیرینی دست های بهم گره خورد
خنده ای از عمق وجودم بود
 
 
بعد نوشت: روی تاب نشستم
با خوشحالی به سی نفر آشنایی نگاه میکنم که نشستن به بازی کردن
توی این هوای خنک
چطور می تونم بگم که
چقدر احساس خوبی به امشب دارم
بعد از  یک هفته مسافرت بودن
و دعواهای شدید این هفته
یه احساس قشنگ و لطیف و حتی رمانتیکی به امشب دارم
انگار هیچ چیزی نمی تون این ارامش بهم بزنه
 
 
امشب با سجاد از این پنج سالی که گذشت حرف زدیم حسابی،
و کلی بد و بیراه به زمین و البته زمان گفتیم از ناراحتی.
یه سری فیلم و عکس فرستاد از موقعیتای مختلفِ این چن سال، و کلی ناراحتِ روزهای رفته شدم باز. اونم امشب خیلی ناراحت شد از یادآوری.
 
و نصفه شب تصادفی یه سری فایل پیدا کردم که مال اولین وبلاگم بود، مال سال 87. 11 سال پیش. و چیزای قدیمی تر. و احساسِ عجیب.
الان بیست و سه و نیم سالمه. چشمامو که ببندم و باز کنم خیلی سال از بیست و سه سالگیم گذشته و به این
 موزیک لاتین امشب تقدیم به شما عزیزان.
 
 
 
 
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
 
امروز هم تانیا جان اینجا بود و کلی شیرین زبونی کرد. شب رفتیم بیرون همگی با کیانا و تانیا ، هوگر رزروش پر شده بود و یه رستوران جدید هم رفتیم که چای بخوریم، گفت اژ دو ساعت دیگه باز میشه. خلاصه که برگشتیم یه جا آیس پک و اب هویج خوردیم فقط . بعد کیانا اینا رفتن و ما رفتیم خونه مامان بزرگ جان. بعدش هم که اومدیم خونه. 
 
پ.ن: امشب بارون میاد :)
پ.ن۲: بابابزرگم در سررسیدی کارهای روزانه اش رو مینوشت. فکر کنم این عادت رو از اون به ارث بردم که اگر اینطوره، باعث
وقتی ناراحتی تصمیم نگیر
وقتی دیر میشه عجله نکن
وقتی یکیو دوسش داری زود بهش نگو بذار خودش بفهمه
وقتی خیلی خوشحالی به کسی قول نده
وقتی یکی دلتو شکست سر یکی دیگه تلافی نکن
وقتی بغضت گرفته پیش هرکی گریه نکن شاید همون دشمنت باشه از ته دل خوشحال بشه
وقتی با یکی قهر کردی پشت سرش حرف نزن شاید دوباره بخوای باهاش دوست بشی
و آخرش اینکه اگر خودت دلت پاکه,
فکر نکن همه مثل خودتن .!
Open Commentsمشاهده مطلب در کانال
بهار ماه‏ ها، ربیع الاول است؛ چرا که آثار رحمت الهی و ذخایر برکات خداوندی در این ماه پدیدار می‏ شود و انوار جمال الهی بر زمین و زمینیان می‏‌تابد . ولادت رسول اکرم(ص) اشرف و سید موجودات و نزدیک‏ ترین خلق به خدا، در این ماه بوده است.
         
 
 
دوباره آمده فصل ِ،بهار ِ ناب ِ خوش عهدی
 
ربیعُ الاوّل و عالَم، همه به ذکر یا مهدی
 
شور و شعف از عطای حضرت حق بر همه دلها مبارک
 
شکفتن ِلاله های فخر و عزّت در دل ِ صحرا مبارک
 
 
نگام سرور کائنات است امشب
در عرش پیچید این خبر شانه به شانهامشب به دنیا آمده یک نازدانهیک غنچه از باغ نبی روییده امشبارباب ، شد بابا بزرگ از این جوانهاز نسل پاک مجتبی آمد محمداز دامن پاک و کریم مادرانهحاتم فقیر کوی فرزند حسن ، نهعالم فقیر کوی او شد عاجزانهکل ملائک پشت در ، در انتظارندتنها برای یک سلام جابرانهفرزند سجاد است ، خورشید عبادت!خاک آبرو می گیرد از او ساجدانهدنیای ما تاریک بود از ظلمت جهلامشب تجلی کرد نور عالمانهآیینه دار حضرت حق است بی شکپس در کمالاتش نظر
من متوجه زیبایی‌های جهان نمی‌شوم. احتمالا دلیل اصلی‌اش آن باشد که زیادی تا کنه واقعیت‌های وجودی زندگی پیش می‌روم. من از این دست دوستداران فلسفه هم نیستم که در باب چگونگی حرکت جهان فلسفه ببافم و یا پیرو نظریات قدما شوم. مساله‌ی من، جهان، و زندگی بسیار بنیادی‌تر از آن است که بتوانم روی قله‌های زمثبت‌اندیشی و زیبا نگریستن به جهان و وقایع بایستم. مساله‌ی من مواجهه و کنار آمدن با انسان فانی و تنها است. مرگ و تنهایی دو مساله‌ی مهم و همیشگی م
امشب ازون شباست
که دل آدم خیلی میگیره و راهی نداره وا بشه :|
کاش دل گرفتگی هم نماز آیات داشت! 
و این نماز واجب بود بر عزیزان و اطرافیانت در واقع هر کسی که تورو میشناسه و از نزدیک دیدتت  :)
نماز رو  بخونه و تو هر رکوع ش بهت یادآوری کنه که خدایی هست و ما هستیم در کنارت  پس دل گرفتن معنایی نداره 
نماز رو با سوره قدر به جای بیاره تا این گرفتگی دلتو بشوره و ببره 
البته نماز بهونه ست اصل ماجرا یه چیز دیگه ست.
اینکه یه کسی به یادت باشه و برای حال دلت دع
یکی از کاکتوسام امروز خشکید.
یعنی به مروز خشک شد ولی من امروز دیدم
هعی.
فکر کنم این سوز امشب خشدش.
امشب هوا سوز داره
میزنه تا مغز استخوانم.
ماه همیشه قشنگه. همیشه.
 
+در ضمن انقدر یادآوری نکنید قراره بریم مدرسه. خودمون میدونیم دیگه ای بابا
++ شکلک های بیان چه بامزه ان
+++خواب های خوب ببینید:)
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
دیروز دفاع کردم.
تازه به خانه برگشته ایم.
حال عجیب و غریبی دارم.
به شدت تشنه نوشتن و تعریف کردنم.
دنبال فرصتی می گردم که سر حوصله بنویسم.
 
پ.ن: پست را نوشتم و رفتم یک دل سیر گریه کردم:)
دیشب که به علی گفتم بعد از خواندن پستت گریه کردم می گفت شما دخترها چرا اینجوري هستید؟:) حالا بیاید ببیند امشب هم گریه کردم فکر کنم حسابی به من بخندد:)) اینطوری است دیگر! ما دخترها خوشحال شویم گریه می کنیم، ناراحت شویم گریه می کنیم، ندانیم چه مرگمان است هم گریه می کنی
سرم گذاشتم روی بالشت اشکم اومد پایین دلم خواست میتونستم و میشد به ژینو پیام بدم و بگم امشب واقعا از ته دل برای اولین بار احساس دلتنگی شدیدی نسبت بهت کردم،اونقدر که اشکم ریخت بعد اون تابستون لعنتی امشب اولین بار بود که بغض کردم بابت اینکه دیگه دوست نیستیم و ازت بدم میاد.
واقعا چی میشه که این میشه؟دلم تنگ شده واسه خیلی چیزا خیلی چیزا هیچکس نمیتونه بفهمه چقدر اشک دلشون میخواد بریزن پایین از چشام،بچه شدم میبینین؟.من خیلی چیزا از دست دادم که هنو
دانلود آهنگ جدید شیک از یوسف زمانی با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
عاشقونه عاشقونه خیلی شیک و بی بهونه
Yousef Zamani – Shik
دانلود آهنگ یوسف زمانی به نام شیک با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ یوسف زمانی – شیک
آهای همه قرارم کیو جز تو دارمتو اومدی تو زندگیم شدی دارو ندارمغمم نیست دیگه با تو نه هیشکی دیگه جا تونه نمیگیره تو قلبم دردونه قلبمبا تو با تو من غرق حال خوبم دوست دارم آهای عزیزتر از جونممیلرزه دلم تو تا اینکه میام بگم من همونم که یه دل نه
نمی دونم چرا جدیدا هر کی بهم پیام می ده ناراحت می شه !
امشب برای دومین بار یه مکالمه نصفه رها شد و آخرین پیام از طرف من بود. امشب آقای عین و اون شب راضیه
(اصلاحیه : نه بابا مگه میشه آقای عین ناراحت بشه از من!! یکی از آرزوهامه ازم ناراحت شه:)) 
 
+ تو که مثل گل می مونی و اگه مهرمو ازت بردارم حالت خراب میشه چرا با من چون می کنی؟ چرا؟ نباش مثل بقیه 
ولی من بازم بهت فرصت می دم. زیادی ریشه کردی توی خاک
(برای گل مریم)
 
+ امسال یه حس متفاوتی داشتم به اعلام نتیج
من همیشه به همه میگم میگذره تموم میشه
همون آدما هم به من میگن میگذره تموم میشه
در حالی که نمیدونیم تموم میشه
چند روز پیش که میثم سر جریانات اخیر گفت اعصابم خورده
و بهش گفتم نباشه چون کاری از دستت بر نمیاد و 
تموم میشه میدونستم تموم میشه؟؟نه
در واقع فکر میکنم هیچ وقت هیچی تموم نمیشه
امشب  خودمو رو تختم پشت این پرده حبس کردم
و حوصله بچه ها  اتاق رو نداشتم با اینکه میگفتند میخندیدن
و موقعیت دیگه باشه من کلا وسطشونم 
هیچی هم نمیتونه ارومم کنه
ا
عصبانی ام 
خیلی زیاد این قدر عصبانی ام که اگر ننویسم سرم منفجر می شه .
گرچه که الان هم اینقدر عصبانی ام که سرم داره از درد می ترکه
امروز مامانم قرار گذاشت بریم دیدن کربلایی ، نمی دونم این مامان من وقتی میخواد کاری بکنه راحتی همه رو در نظر می گیره به جز ما برای اینکه صاحب خونه گفته تو این هفته بیاین که من دیگه اذیت نشم خونه رو مرتب کنم مامانم نکرده، برنامه رو کنسل کنه و ما هفت رفتیم خونشون که دیگه ۸ به جلسه ی روضه برسیم .
اما یهو دیدم بابا بی خ
مولانا!امشب از گیسوان خاک گرفته ام تار مویی جدا کرده ام و رشته ای از قلبم به نام اعظمت رسانده امباید قلبم را بگیرم در دستکه مبادا گرد و غبار غفلتم تار مو را چرکین کندباید قامتم را برسانم ب نورتتا فاصله، سایه بر حیاتِ بی ارزشم نیاندازدباید زبانم را بی وقفه به نام مباکت متبرک کنمتا جویبار کلامم از چشمه ی زلال وجودت منفصل نگرددباید نامت را چون کتیبه ای از پلک هایم بیاویزمتا جهانم را جز نامِ تو نبینممولانا!ای قرصِ قمرِ نقره پاشِ بنی هاشمتمام عم
امشب یاد اون صحنه ای افتادم که اردلان با چشمای خونِ خیس ولو شده بود و چیز زیادی تنش نبود. سیگار میکشید و روی پای خودش خاموششون میکرد. چهره‌اش حس خاصی نداشت. نه، حتی درد اینم باعث نمیشد درد بزرگتر درونش برای یه لحظه ساکت بشه. والرین این وسط زنگ زده بود و اولش خوب بود. اردلان با محبت عمیقی که بهش داشت جوابشو میداد. مثل همیشه. بعد والرین یهو تلخ شد و حرفای تندی زد. اردلان به روی خودش نیاورد.‌ چیزی نگفت. گذاشت بگه. تموم که شد چشماش رو‌ بست. جایی نداش
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
من خیلی وقت رسیدم خونه خدایی هیچ جا شهر و خونه ی خود ادم نمیشه من حتی اگه رشت هم بمونم عادت نمیکنم. نه این که رشت بد باشه اتفاقا دوست دارم شهر های شمالی رو اما اینجا بزرگ شدم حتی اگه زیاد از خونه بیرون نرم. یه چیزی فرق میکنه چیزی که اگه کسیم از رشت بیاد تهران درکش میکنه. اینقدر خسته ام که نگو باید برم حموم ولی حسش نمیاد. وسایلامم باید جمع کنم. دو شنبه هم احتمالا برگردیم در نتیجه کل کارارو باید این مدت انجام بدیم.  خدا کنه بشه سه شنبه چون من دوشنبه
اسم مهدی شادمانی رو نشنید بودم تا روزی که توی پیجم دیدم دوستانش نوشتن در ابتدای محرم شادمانی‌مان تمام شد پیج مادرلی‌دیز، پیج نفیسه مرشدزاده و دوستانش همگی از این مینوشتند که ارادتمندیش به حضرت حسین (علیه السلام) زبانزد بود و الان هم پیش از آغاز محرم پر کشید و رفت پیش اربابش امشب شب هشتم محرم ه؛ شبِ حضرت علی‌اکبر. در مراسم مهدقرآن هم روضه، روضه‌ی علی‌اکبر بود و داستانی از مهدی شادمانی که امشب خوندم در کتاب کآشوب و ارادتش به حضرت علی
اسم مهدی شادمانی رو نشنید بودم تا روزی که توی پیجم دیدم دوستانش نوشتن در ابتدای محرم شادمانی‌مان تمام شد پیج مادرلی‌دیز، پیج نفیسه مرشدزاده و دوستانش همگی از این مینوشتند که ارادتمندیش به حضرت حسین (علیه السلام) زبانزد بود و الان هم پیش از آغاز محرم پر کشید و رفت پیش اربابش امشب شب هشتم محرم ه؛ شبِ حضرت علی‌اکبر. در مراسم مهدقرآن هم روضه، روضه‌ی علی‌اکبر بود و داستانی از مهدی شادمانی که امشب خوندم در کتاب کآشوب و ارادتش به حضرت علی
همسرم ازم خواست که از انبار براش یه روسری ببرم ، من هم در ابتدا تصمیم گرفتم که یه طرح رو انتخاب کنم و براش ببرم امّا باز به خودم گفتم نه تو که چند روز دیگه بر می گردی یه بسته از روسری رو ببر که بر اساس سلیقه خودش انتخاب کنه و هر چی که اضاف اومد رو برگردون . به لطف خدا به نسبت اطرافیانی که دیدم خیلی قانع هست اصلا همین که من رو انتخاب کرده یعنی قناعت
لازم بود اسم قناعت رو بیارم چون برای درک مطلب خیلی کمک کنندس که در ادامه عرض می کنم .
کسی که مطمئن بو
دانلود آهنگ عاشقت منم از حسین تهی
دانلود آهنگ جدید تهی و ماسارى -عاشقت منم با بهترین کیفیت ،پخش آنلاین +تکست
Download Ahang Tohi Ft Massari Asheghet Manam
 
 
 
برای دانلود آهنگ لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
 
 
متن آهنگ:
  ♬♪♪♫♪♬
ما که دادیم رفت دلو دست
شما برعکس شما تمومه واژه هابزار وصف شما تو باشه یه دنیا تو نگاشهنزار درای قلبت به روی کسی وا شهتو که تو قلبم یه جای دیگه ایدلیل زندگیم شدی برام همیشگیدلم دست تو باشه خودش میدونه جاشهنزار درای قلبت به
یه کلیپ دیدم از یه خانوم دهه شصتی که متولد شصت و چهار بودهفت تا بچه داشتیه تو راهی هم داشت.
تازه یه دوقلو هم براش نمونده بودن و از دست داده بودشون.
دروغ چرا،بهش حسودیم شدخیلی زیاد.
چه زندگی های بی ثمری داریم.یه بچه و دو بچه خیلی کمه
دلم برای خودم سوخت.منی که هنوز شرایطم جور نشده که بچه ی دوم بیارم
امشب از خدا دوتا بچه ی دیگه خواستم.
نمی دونم مصلحتش چیه ولی من وظیفه م خواستن از خدایی ِ که همه چی دست اونه.
ان شاء الله که مصلحتش توی
فردا مجبورم کمی دروغ بهم ببافم .
امیدوارم اولین . آخرین دروغ های امسالم باشه :(
فردا رو مجبورم اگر نگم برای همیشه توبیخ میشم و یکی از نگران کننده ترین وضعیت رو دارم 
دلم به حال خودم میسوزه . 
درستش میکنم 
همه چیو درستش میکنم انقدر میزون که یه روز میام و میگم تونستم
اره منم تونستم همه چیو درست کنم . 
بالاخره تونستم .
همه چیو برمیگردونم سرجاش . همه چیو . 
به خودم همین الان و همینجا قول میدم .
خودمو میشم . اما نمیزارم خراب بشه .
درست
شاید شنیدن چنین حرفی از آدمی که تماما سعی میکنه شاد باشه یه چیز عجیب باشه
ولی من هرازگاهی چند دقیقه به این فکر میکنم
که اگه الان بمیرم برای آخرین دقایقم میخوام چیکار کنم؟ کدوم کارامو انجام ندادم ؟ و هزارتا سوال دیگه
میشه گفت 90 درصد مواقع جوري حرف زدم یا برخورد کردم انگار قرار نیست صبح فردا رو ببینم
و اگه قرار باشه امشب برم یا اصلا هروقت دیگه ای
مطمئنا اولین چیزی که میخواستم که برای بار آخر داشته باشم بغل کردن آدماییه که دوستشون دارم
و فکر کن
شاید شنیدن چنین حرفی از آدمی که تماما سعی میکنه شاد باشه یه چیز عجیب باشه
ولی من هرازگاهی چند دقیقه به این فکر میکنم
که اگه الان بمیرم برای آخرین دقایقم میخوام چیکار کنم؟ کدوم کارامو انجام ندادم ؟ و هزارتا سوال دیگه
میشه گفت 90 درصد مواقع جوري حرف زدم یا برخورد کردم انگار قرار نیست صبح فردا رو ببینم
و اگه قرار باشه امشب برم یا اصلا هروقت دیگه ای
مطمئنا اولین چیزی که میخواستم که برای بار آخر داشته باشم بغل کردن آدماییه که دوستشون دارم
و فکر کن
اومدم بگم لعنت.لعنت به دردی که هر ماه، تا زیر سرم و آمپول نرم دست از سرم بر نمیداره.
اما وقتی دنبال تیتر می گشتم این بیت رو دیدم.ولی جناب شهریار قبول کن سخته نگم.
حداقل اینجا میشه روحمو تخلیه کنم از این همه تشویش و خستگی.
امشب وقتی درد امونمو برید فقط میگفتم کاش هیچوقت از مادر زاده نمی شدم.
اولین باری بود که از شدت درد واسه خودم آرزوی مرگ می کردم:(
+ امشب به همسرم میگم فکر کنم تو این یه سال بیشتر از پرستارا اینجا بودم:))
+ نگران آینده ام. نکنه تهش
نیاز دارم الان با "دوستای واقعیم" تو محوطه بیرون خوابگاه باشم و از شب لذت ببرم.
کیم با گیتارش برامون بعد از مدت ها there is nothing holding me back بزنه و ما باهاش بخونیم و اون وسطا هم آب طالبی بخوریم.
پ.ن:اولین شب دلتنگی :) ب فاز دوم وارد میشویم!
با ن خردمند را به سمت کافه پیاده می‎رفتیم و از نوشتن حرف می‎زدیم. از این می‎گفتیم که غم چه دست آدم را به نوشتن گرم می‎کند. که آدم به مرحله‎ای می‎رسد که باید بین گریستن مدام و نوشتن انتخاب کند و ما اولی را انتخاب می‎کنیم. توی همین حرف‎ها بودیم که ن یک‎مرتبه پرسید: دلت تنگ نشده؟ من دلم هنوز پیش نوشتن بود. جواب دادم که زیاد. که دلم دیگر آن همه غم را نمی‎خواهد اما آن میل شدید به روی کاغذ آوردن احوالم را زیاد می‎خواهد. ن گفت: منظورم آدم سابق بود،
مامانم گفتن آب ودون، قمری بی زبون دادی؟؟
اخ اخ اخ یادم رفته بودآمدم اتاق خواب دیدم پنجره بازِ و.مرغ از قفس پریده ببخشید قمری!
حالا همدم من رفته و باز من موندم و گلدون  های اشک(چرا اشک بماند!)
باید یک فکر به حال دل بی طاقتم بکنمحالا قمری امشب نیست که تا صبح باهاش حرف بزنم.خب مادره دیگه چه توقعی داری بشینه کنار شوفاژ گرم شه و اون بیرون با این هوا داخل لونه بی مادر چند تا جوجه دل نگران؟!!!
خب باز تنها شدم این چند شب قمری با بال زخمی مهمون اتاق
اتصال اینترنت که از دو شب پیش و در سطح اینترنت ادارات ، اینترنت شرکت هو و دانشگاه آغاز شده بود  شب گذشته به اینترنت خانگی در ۱۰ استان رسد
مردم استان‌های ایلام، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، یزد، همدان، اردبیل، سمنان، زنجان، گلستان و چهارمحال و بختیاری به اینترنت جهانی وصل شدند.طی اخبار رسیده از سوی وزارت ارتباطات، بسیاری از استان‌ها نیز تا امشب به اینترنت متصل می‌شوند و این فرآیند ادامه خواهد داشت. این منابع خبری از آغاز اتصال اینترنت همر
در حالی که مردم سعی می کنن جشن عروسی رو تو یه شب خلاصه کنناما عمه خانم بنده پنج شبه که ما رو اسیر خودش کرده :).هشتصد نفر امشب شب حنابندون دعوت بودیم و خلاصه که خیلی خسته ایمعمه ام قبل عروسی بهم گوشزد کرده که به جبران عروسی دخترش که نرفتم باید این چند شب رو حسابی بترم!من :/ هععییی
امشب یکی از  طبق های لباس و رخت عروس رو من حمل کردمچقد دنگ و فنگ داره این عروسینکات خانم و آقای فیلم بردار که هیچی دیگه!
دیشب هم تا سه نصف شب میوه آرایی کردم و برن
به گزارش اسپورت تی وی ارنستو والورده که با بازگشت لیونل مسی، لوییز سوارز و عثمان دمبله از مصدومیت با خیالی آسوده تیمش را روانه بازی امشب کرده بود حالا با یک مشکل جدید روبه رو شده است.
جوردی آلبا، مدافع چپ آبی اناری ها، در جریان بازی امشب تیمش در مقابل دورتموند دچار مصدومیت شد تا بدشانسی های والورده و تیمش ادامه دار باشد.  مصدومیتی که والورده را وادار کرد سرخی روبرتو را در دقیقه 40 جایگزین آلبا کند. آلبا قصد انجام یک ارسال را داشت که دچار کشیدگ
از سرگیری پخش سریال تلوزیونی زیرهمکف از امشب
 
سریال طنز زیرهمکف امشب ۲۰ دی ۱۳۹۸ پخش خواهد شد
همزمان با اعلام عزای عمومی توسط رهبری پخش این مجموعه تلوزیونی پایان یافت با این وجود قرار است قسمت های جدید آن روی وبگاه قرار داده شود
 
مجموعه ی زیرهمکف کاری از گروه فیلم و سریال شبکه یک سیماست که در ۲۳ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تولید شده است و از جمعه تا چهارشنبه هر شب پس از بخش خبری ساعت ۲۱ از این شبکه پخش می‌شود.
 
در داستان این اثر آمده است که: زندگی
از سرگیری پخش سریال تلوزیونی زیرهمکف از امشب
 
سریال طنز زیرهمکف امشب ۲۰ دی ۱۳۹۸ پخش خواهد شد
همزمان با اعلام عزای عمومی توسط رهبری پخش این مجموعه تلوزیونی پایان یافت با این وجود قرار است قسمت های جدید آن روی وبگاه قرار داده شود
 
مجموعه ی زیرهمکف کاری از گروه فیلم و سریال شبکه یک سیماست که در ۲۳ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تولید شده است و از جمعه تا چهارشنبه هر شب پس از بخش خبری ساعت ۲۱ از این شبکه پخش می‌شود.
 
در داستان این اثر آمده است که: زندگی
حالا تقریبا بیشتر اوقات روز رو توی یک فضای دو متر مربعی گوشه هال میگذرونم. نزدیک به مودم. با جزوه ها و کتاب و لپ تاپ و گوشیم کلنجار میرم. همزمان به فیلم و امتحان اعصاب و عفونی و پروپزالم نوک میزنم و امیدوارم همش رو به موقع برسونم. چندان امیدی نمیره اما خب تلاشم رو میکنم. البته نه همه تلاشم رو.کنج خونه م نشستم و سعی میکنم اخبار ناراحت کننده رو ایگنور کنم. با دیدین گلایی که امیر برام میاره لبخند بزنم. چایم رو توی تراس سرد مزمزه کنم، از سیگارم کام ع
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب