نتایج پست ها برای عبارت :

زندونیم دس ای زمونه خدا دونی دردم چنی گرونه

تو نیمه راهه زندگی دل من پرخونه
اينجا با اين قشنگیاش واسه من زندونه
سر راهو گرفتی چه بدکردی زمونه
غرورم رو شکستی چه بی‌رحمی زمونه
بازم اين سو و اون‌سو منو خوب میکشی زمونه
ببین کاسه صبرم چه لبریزه زمونه
هرچی باهات راه اومدم تو باهام لج کردی
رفیق نیمه راه شدی راهتو کج کردی
ايده(زمونه)
دانلود اهنگ مازندرانی زمونه ناجور نباش زمونه نامرده دلبر با صداي رضا کرد
دانلود کامل اهنگ جدید رضا کرد به نام  زمونه ناجور نباش
متن اهنگ
زمونه هاي زمونه بیوفا چی رو دونه…♯♫♪
می دل غریب جا دره دلبر ته وسه خونه…♯♫♪
آهاي دیوونه وومه می دل ره نزن پس…♯♫♪
می دل ره پس نزن یار غریب هستمو بیکس…♯♫♪
ادامه مطلب
دانلود اهنگ مازندرانی زمونه ناجور نباش زمونه نامرده دلبر
زمونه هاي زمونه بیوفا چی رو دونه، می دل غریب جا دره دلبر ته وسه خونه ♫♫♪♪
آهاي دیوونه وومه می دل ره نزن پس، می دل ره پس نزن یار غریب هستمو بیکس ♫♫♫
اسا بیمه تنها بیمه غریب جا، بره دلبر منی ور فراری بیمه رسوا ♫♫♪♪
منزل گوشه دیوار خراب بیه سیگار، ناله بزنم بووم خدا شی جان دلدار ♫♫♪♪
دستو پا کنی زنجیر اي خدا زود بیمه پیر، دست تو هاي روزگار دلبر بیمه اسیر ♫♫♪♪
اسا بیمه تنها بیمه تن
متن آهنگ سالار عقیلی بنام نگار
دوستش میدارم و دردم نمیداند نگار
مبتلايش کن به دردم
اي طبیبا بی شمار
هرچه کردم مهربانی
بی وفايی کرد مرا
او نمیداند چه آورد
بر سرم دیوانه وار
او نمیداند چه آورد
بر سرم دیوانه وار
طاقتم تاب است و گشتم
بی تحمل اين زمان
با شکیب و بی صبور
از درد دوری هاي یار
بیم رسوايی نمانده
آبرویم رفت و رفت
تا شدم انگشت نماي کوی و برزن
اي نگارا عشق من را
از نگاهم بر بخوان
اي طبیبا کو دواي درد
بی درمانِ یار
گر بماند یک نفس از عمر باقی
م
۵۸- صید او شدم دردا که یار در غم و دردم نماندو رفت   مار چو دود برسرآتش نشاند و رفت مخمور باده طرل انگیز عشق را     جامی نداد و زهر جدايیچشاند و رفت چون صید او شدم من مجروح خسته را       دربحر غم بماند و جنیبت براند و رفت … صید او شدم – دردا که یار در غم و دردم نماندو رفت – غزل
منبع : فالگیر
آنقدر پهلویم درد می‌کند که با هر سرفه خم می‌شوم.
آنقدر دردم زیاد است که نماز صبح را با تیمم بر روی گرد و خاک میز کناریم خواندم بدون چادر!
آنقدر دردم زیاد است که اشکهايم میل به خشک شدن ندارند.
آنقدر درد دارم که به مادر مریضم بیشتر از قبل زنگ میزنم و غیرطبیعی می‌خندم و او می‌گوید الهی همیشه بخندی.
می‌دانید؟
من درد پهلو نکشیده بودم من دردی را به تنهايی نکشیده بودم روضه ی حضرت زهرا مرا به گریه وا‌می‌دارد می‌خواهم آرامشم را حفظ کنم نمی‌توانم.
کلمات فریاد میزنند و من دردم می آید،موجی از کلمات بر سر و تنم قدم رو میروند و با هر فریاد نظامی شان دردم می آید!نمیدانم چرا اما آگاهانه اشتباه می کنم،دو ماه قبل جايی نوشتم اگر دوباره متولد شوم دوباره اشتباه می کنم،نه من احمق هستم نه اشتباهاتم احمقانه!بهرحال به اين نتیجه رسیده ام استعداد بسیاری در رنجاندن آدم هايی که برايم اهمیت دارند دارم.مشکل از طرز دوست داشتن من است نه منبارها گفته ام که خانه برايم تنگ است،هرروز دیوار ها نزدیک تر می شوند و
وَ پايان جِدال من با خود به وقت ۳:۴۵ بامداد
اگر دوباره به سرم زد اين افکار یادم بیاد که راه زیاده اما رسیدن ادامه ی همینه ، ممکنه اون راه زیبا باشه که هست ، بی نظیر هم هست اما فرق چندانی نداره اين راه عقلانی تره خُب اينجوری شش ساله اما دقیق و دست پر ، اونجوری یه عالمه سختی و هزینه و نرسیدن شايد هم رسیدن اما من به سریع تر شدن فکر میکنم که اين راه درست تره می‌دوني دیگه بهت گفتم همون که درست ترینه باشه برام که هَست که میشه
همون جمله ی جان
- اااا!. عمه!. اين خیاره کفتک زده!!!!چشام گرد شد که اين چی گفت الان؟! دیدم یه حلقه خیارو که آب لبو صورتیش کرده، از تو سالاد در آورده و داره نگاش میکنه!منظورش کپک بود!وسط طراحی پاشدم. حواسش بهم بود. سریع گفت: عمهههه! برگرد! بشین مشقاتو بنویس! "مربی"ت دعوات میکنه هااا. گفتم: الان میام عزیزم. ناخنم گوشه کرده بايد بگیرم.از جا پرید: بده من بگیرم. من بلدم عمه!. آروم ناخنتو میگیرم. بده ناخنگیرو به من.دادم دستش.تو چشام نگاه کرد و گفت: اگه من برات بگی
اين شبا تو یادت نره چیِ میشهـ تهـِ اين زندگی ؟  دخترمو از رو تخت بلند کردم دستاشو بوسیدم 
و بردمش زیـر دوش. ولی هنوز اشک میریزه هنوز بغـض داره  داغونهـ اوضاش :') دخترم دردش یکی دوتا نیست که؛ زیاد بهش قول دادم کهـ اينجوری نمیشه دیگه ولی شد خاستم دنیاشو بسـازم خاستم خوشحال ببینمش :') نشد . چرا؟ آخهـ همه ی آیندشو همه هدف هاشو با توجه ب عشق ش ساختمـ! عشقـ.ی که واسش اهمیت نداشت دخترشو خوشحال ببینه یا با دستاش خوردش کنه :') بازم اين دُ
مسخره ترین چیز در مورد علوم پايه اينه که منی که توی شهر خودمون یکی از دانشگاهاي برتر!هست بايد بکوبم برم حتما شهر دانشجوییمیه عالمه راه هم کلی زمانگیره و هم به شدت خسته کننده که تا چند روز بدن درد دارم براشهواپیما رو هم چک کردم و بلیطاش جوری گرونه حتی فکرشم نمیکنم.اخه بی وجدان ۵۹۰ تومن بدم واسه یه رفتن؟انصافه؟حالا خودم کم استرس و کمبود زمان دارم درگیری جمع کردن وسايلمم هست.تازه خوابگاه خودمونو بهمون نمیدن و بايد بریم یه جاي دیگهکه البته من م
.
چند روز بعد از مراسم عقد، توی پارک نشسته بودیم بلال میخوردیم خیلی احساساتی شده بودم به خانومم گفتم خیلی خوب شد به هم رسیدیم! دیگه به جاي اينکه غصه‌ی نداشتن همو بخوریم همش غصه‌ی داشتن همو میخوریم.» نمیدونم چرا بلال رو فرو کرد تو چشمم. زمونه بدی شده. ابراز احساساتم نمیشه کرد.
خانه
محسن لرستانی
دانلود آهنگ محسن لرستانی به نام مونس دردم
دانلود آهنگ محسن لرستانی به نام مونس دردم
دانلود آهنگ مونس دردم از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی نگاه از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
 
و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاين
محسن لرستانی moones dardam
مونس دردمdownload new song from Mohsen lorestani called moones dardam
متن آهنگ مونس دردم
 
بازیچه دست هوس غرق گناهیچو من ز غم و قصه بمیریالهی الهی الهی .
 
بازیچه
خانه
محسن لرستانی
دانلود آهنگ محسن لرستانی به نام مونس دردم
دانلود آهنگ محسن لرستانی به نام مونس دردم
دانلود آهنگ مونس دردم از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی نگاه از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
 
و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاين
محسن لرستانی moones dardam
مونس دردمdownload new song from Mohsen lorestani called moones dardam
متن آهنگ مونس دردم
 
بازیچه دست هوس غرق گناهیچو من ز غم و قصه بمیریالهی الهی الهی .
 
بازیچه
تکست آهنگ حال دلم ادوین
حالِ قلبم بی تو تعریفی نداره میشه برگردی
نمیدونم بهم کاش بگی چرا با دلِ من سردی
نم زده چشامو تو که میگفتی داری هوامو
بیا برس به دادم
اگه میشنوی صدامو
واي از اين زمونه
حالِ دلمو هیچکی نمیدونه
غم دوریت داره منو به آتیش میکشونه
جايِ خالیت داره
قلبمو از جا میکنه
خیسِ اشکم دو تا چشمام اين حالِ منه
کی به جاي من داره
سر روی شونت میزاره میخونه
بی تو اينجا یه گوشه
اين دلم میپوسه
اين فاصله برام
یه چی مثل کابوسه
سرد و بی روحه
اين خ
❆ مرهم:
 
تمامِ خیابان هاي شهر را هم که قدم بزنم،باز به بازوان تو محتاجم.به آغوشت،که دردم را تسکین می‌دهد!مرا بی تو بودن راهیچ کاری نیست!
 
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_کوتاه┏━━━━━━━━━━•┓@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com┗••━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━┛
من یه اشتباهی کردم پست تولد گذاشتم تو اينستا با کامنت باز.اقاااا ینی حدود ۷۰ تا کامنت با کلی دايرکت تبریک داشتم.به جواب دادن به همشون که فکر میکنم دردم میگیره
+امروز هرکی منو میدید میگفت کی چال لپ در اوردی تو؟منم پوکرفیس خیره میشم بهشون فقط
سلام
خیلیاتون اومدین تو دايرکت من تو اينستا گفتین قیمت چنده دوستان قیمت کارو اصلا نمیشه گفت من بابت گاری ک انجام میدم پول میگیرم ینی چی ینی اينکه شايد یکی فقد روتوش صورت بخواد ولی یکی دیگ بخواد مثلا عکسشو جاب یه شخصیت قرار بدم خب قیمتش و کیفیتش متفاوته ینی کاری ک‌من میکنم وابسته به پولی ک میدین کیفیت کار بالا تره بعد یه چیزی ک خیلیا اشتباه فک میکنن اينه ک فک میکنن خیلی گرونه یا خیلی ارزون ن اتفاقا ن گرون ن ارزون همون طور ک گفتم وابسته به کارت
دست نوشته فوق العاده دردم می آید از سیمین دانشور
بايد باکره باشی،بايد پاک باشی!
براي آسايش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند
چرايش را نمیدانی فقط میدانی قانون است،دین است.سنت است…
قانون و سنت را میدانی مردان ساخته اند
اما در خلوت می اندیشی به مرد بودن خدا و گاهی فکر میکنی شايد
خدا را نیز مردان ساخته اند!!
من زنم….
با دست هايی که دیگر دلخوش به النگوهايی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد.
من زنم….
و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه ها
حالا که به آخراي کتابم و ضرب‌العجل تحویلش به ناشر نزدیک و نزدیک‌تر میشم، بیشتر هم به مقدمه‌ی مترجم فکر می‌کنم. به همه‌ی تشکرهايی که می‌خوام توش از آدماي مهم زندگیم بکنم و به همه‌ی حرف‌هايی که بايد توش بزنم. می‌دوني، نویسنده یه جاي کتابش، تو اوج همون سختی‌هايی که داشته به رفقاش میگه اصلا شايد یه روز که از اينجا نجات پیدا کردم یه کتاب بنویسم و درموردش به همه‌ی دنیا بگم». و خب کتابش دستمه و می‌دونم که موفق شده بگه! رسیدن آدما به آرزوهاش
در خبرهاي اينستا آمده بود که :
تعداد طرفداران ت » به 16 میلیون نفر رسید .
با خودم فکر میکنم که چطور ممکن است ؟
بعد به خودم جواب می دهم :
اين روزها خود غیر ممکن هم ممکن است .
از اينکه وقت میگذارم و در مورد کسی می نویسم
که ارزش حتی یک حرف » را ندارد
و من هزارها حرف را به هم می پیوندم
تا صدها کلمه و دهها جمله بسازم  ،
شر شر عرق شرم از پیشانی ام جاریست .
با خودم می اندیشم :
هم اينک من چه چیزی کم از آن طرفدار دو آتشۀ آن آدم نما دارم ؟
اگر آن هوادار ،
صبح که رفتم واسه ورزش تو پارک مشغول دویدن بودم که خانم و اقاي مسنی رو دیدم
که پیرمرده با حرص داشت حرف میزد با خانومش .
خانومش هم از اين پیرزناي گوگولی دوست داشتنی بود که غش غش همش میخندید 
ازکنارشون ردشدم پیرمرده صدام کرد : خانوم  خانوووووم   هااااي دختر بیا اينجا 
رفتم گفتم بامنید؟ شرمنده صداي اهنگ توگوشم نزاشت متوجه شم 
با حرص گفت بله از اين بی صاحاب شده ها نوه هاي ماهم دارن :) 
گفتم خب بفرمايید چیکارم داشتین ؟
گفت تو اينجا وايسا ببین من دمب
در خبرهاي اينستا آمده بود که :
تعداد طرفداران ت » به 16 میلیون نفر رسید .
با خودم فکر میکنم که چطور ممکن است ؟
بعد به خودم جواب می دهم :
اين روزها خود غیر ممکن هم ممکن است .
از اينکه وقت میگذارم و در مورد کسی می نویسم
که ارزش حتی یک حرف » را ندارد
و من هزارها حروف را به هم می پیوندم
تا صدها کلمه و دهها جمله بسازم  ،
شر شر عرق شرم از پیشانی ام جاریست .
با خودم می اندیشم :
هم اينک من چه چیزی کم از آن طرفدار دو آتشۀ آن آدم نما دارم ؟
اگر آن هوادار ،
باالاخره کولر ما امروز نصب شد همه چیش خوبه فقط موتور یونیت بیرونی خیلی سنگین بود بزور تا سر شیروونی بردیم اگه بالکن بتونید نصب کنید بهتره تو خریدش شک نکنید و اينم بدونيد پولی که میخواين بدین اينورتر دار بخرید درسته مصرف میاد پايین ولی الان اون پولو به مرور میدید قبض برق مثلا طی ۵ سالولی در عوض اينورتر دار اگه مشکلی واسش پیش بیاد برد خالیش ۲ میلیونه.گازش گرونه.و مشکلات دیگه پس ما اينو خریدیم بجاش پولی ک‌ صرفه جویی کردیم به مرور میدیم ا
مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم
تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم
 
به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری
به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم
 
نه راه است اين که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
 
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
 
فرو رفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی
دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم
 
شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم
رخت م
اي کاش وبلاگ قبلیمو حذف نکرده بودم. یه چندتا رفیق تازه پیدا کرده بودما.الکی الکی اونا رو هم از دست دادم .
به هیچ کس اين دوره زمونه نمیشه اعتماد کرد .حتی به خود آدم. من به خودم اعتماد کردم بعد از ظهر خوابیدم که یک ساعت خواب باشم وقتی پا شدم دیدم هوا تاریکه یه ۵ ساعتی خوابیده بودم
 
1
یکی از آقايون ترم بالايی آموزشگاه بخاطر خوب بودن سطح زبانش داره کلاساي اساتید مختلف رو آبزرو میره تا کم کم تدریس شروع کنه! یه جوونه به شدت پرحرفه، ازونجايی که از تدریس من راضین اين سومین نفری بود که براي دیدن روش تدریسم براي تدریس سرکلاسم اومد،کلاساي ترم اولیا هرجلسه بارها حروف تکرار میشه روزی که سر کلاس ترم اولیاي من اومد برا آبزرو شاد و خوشحال
با بچه ها تکرار میکرد و براش جالب بود وايوقتی به اخراش رسید خصوصا نیم ساعت آخر قشنگ پوکر فیس ب
ولی اون وقتايی که حالم بده
یا حس خوبی ندارم.
یا خستم.
یا افسردم.
و یا هر طور دیگه.
درمون دردم دو تا آدمن
اصن بهتر بگم دو تا فرشته
زنگ میزنم بهشون و میگم دارم میام پیشتون.
و میرم.
باهاشون میگم میخندم از هر دری حرف میزنم و پر میشم از حال خوب
اصن اگه هیچ کاری هم نکنم بازم با روحیه عالی و خوب برمیگردم
پر از انرژی و حس خوب.
اره خلاصه گفتم بگم که خدايا مرسی که دارمشون.:)
درد دل ما به درد هیچ کس نمیخوره واسه اين میام اينجا.
راستش اهل درد دل کردن هم نیستم  شايد به همین خاطره ک به کسی چیزی نمیگم جز روزمرگی ها هوا خوب شده ها اخ اخ دیدی چقدر وسايل گرون شده .گوشت رو دیدی قیمتش چقد زیاد شد .اخی  چقدر زمونه ی بدی شده .خسته شدم از شب وروز هاي تکراری از زندگی بی هدف ازبی برنامگی از بی ايمانی جدی از اين اخری بیشتر خسته شدم من مسلمانم اما ايمانم .ايمان ندارم جدی میگم ازخودم بیزارم که چی بشه دارم زندگی میکنم و بی برنامه جلو
 
مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم
تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم
 
به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری
به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم
 
نه راه است اين که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
 
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
 
فرو رفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی
دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم
 
شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم
رخت
 دلم تنگه عزیزم
سرم درد گرفته نمی دونم چرا.
امروز فکر کردم یعنی میشه یه بار دیگه ببینمت؟میشه سر بذارم روی شونه ات؟ میشه بوت کنم؟ میشه توی آغوش تو احساس آرامش کنم؟
میشه توی گوشت زمزمه کنم دوستت دارم؟ میشه بگم خیلی دلم برات تنگ بوده؟ میشه بگم که چه حس غریبی دارم؟
چرا امروز گفتی من از همه چی باخبرم؟ چرا گفتی بايد همه چی رو از من بپرسی؟
نزدیک ترم از تو به تو؟ می دوني که همیشه حواسم بهت هست  ؟ می دوني که بیشتر از همه می خوامت؟ می دوني که لحظه اي ازت
در دل دریا نگنجد اين دل دریاي من،
در همه دنیا نگنجد شادی دنیاي من.
کس به مثل من نداند غصه و غمهاي دل،
جز دلم کس می نداند غصه و غمهاي من.
جز غمم دردی ندارد جان غم بیمار من،
جز ز دردم غم نباشد در دل شیداي من.
من اگر با دل ستیزم، سوزد اين دنیاي دل،
گر ستیزد دل به من، سوزد تن تنهاي من.
من اگر از دل بنالم، واي دل، اي واي دل،
دل اگر از من بنالد، واي من، اي واي من.
من 4 سال هست که دارم کار میکنم
کارهاي مرتبط با رشته م ولی مختلف .
پارسال داشتم به اين فک میکردم که حیف شده و چند تا شاخه رو عوض کردم و چیزايی یاد گرفتم که واقعا هیچوقت به کارم نمیان.
الان یه چیزايی رو متوجه شدم که هر چیزی که یاد بگیریم در نهايت یه روزی به ما کمک میکنه
الان هم دارم از اندوخته هايی استفاده می کنم که قبلا یاد گرفتم و یه زمانی حس میکردم به دردم نمیخورن
 
میخواهم برگردم به روزهاي کودکی
آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود
عشق تنها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نقطه زمین شانه‌هاي پدر بود
بدترین دشمنانم خواهر و برادرهاي خودم بودند
تنها دردم زانوهاي زخمی‌ام بودند
تنها چیزی که می‌شکست اسباب‌بازی‌هايم بود
و معناي خداحافظی،تا فردا بود!
 
حسین پناهی
متن ترانه امیرعباس گلاب به نام عرفان

ابری شدن را آسان گرفتمباران گرفتو پايان گرفتمدر اوج اندوه در عمق دردمحال و هواي عرفان گرفتمبی معرفت ها آسوده باشید از بودن او ايمان گرفتمسر میدهم من بر پاي اين عشق از بس کنارش سامان گرفتمبا هر گناهی بی وقفه از او فرصت براي جبران گرفتماز هر که جز او خیری ندیدم هرچه دویدم کمتر رسیدمقربان او که نازی ندارد با من خیال بازی نداردقربان او که زیباترین ست قلبم کنارش رازی نداردقربان او که نازی ندارد با من خیال با
افتاده ام از پا مرا حالی نمانده ستدیگر مرا آرامشی عالی نمانده ستلبریز دردم بسکه سوداي تو دارمزین گردوی تر هم مرا فالی نمانده ستبرصفحه شطرنج دل مات تو گشتمکیش تو ام جاي تو هم خالی نمانده ستدلبر دراين شبهاي تنهايی دراين شهربرناظمی والی وسالاری نمانده ستچون نیستی از تاروپود نقش القاچزین فرش ها نقشی براين قالی نمانده ستاز رفتنت برلوح دل امروز وفرداجز یک غزل از شاعر لالی نمانده ست
مامان : هانیه حالش بد
بابا: چطور؟
مامان: تب کرده . پاهاشم یخ :(
یهو دیدم بابا اومده تو اتاق 
پاهامو از توی پتو  پیدا کرد همچی فشار داد که نزدیک بود قطعش کنه :/
اومدم بگم اخ دردم گرفت یهو دیدم با پشت دست خوابوند تو پیشونیم:| 
خو پدر من ، لمس هم کنی میتونی دما رو متوجه بشی چرا بزن بزن راه انداختی :|
در نهايت نتیجه معاينه رو  به اين ترتیب به مادر اعلام کردن :
به خواهرش زنگ بزن بگو تنها وارث خونواده اونه 
بابا :
مامان:
من:
باز هم من :
چه اي کاشی شده زندگی من!
اي کاش هايی که باعث میشن هزار بار بخوام ۳ساله بشم
اينکه اي کاش تنها دغدغه ام
خریدن عروسکی بود که از پشت ویترین بهش نگاه میکردم و قول مامان که برات میخرم.
اي کاش تنها ترسم
آن لولو خور خوره اي بود که زیر تختم قايم شده بود و باعث شد هیچوقت شبا اون زیرو نگا نکنم.
اي کاش تنها دروغم 
اين بود که بگم شکلات رو میزو من نخوردم.
اي کاش تنها دردم 
اين بود که دوست صمیمیم دیگه همسايه ما نیست‌.
و صدها اي کاش دیگه که اي کاش،اي کاش نبودن
یه عده هم هستن فقط به همه چیز اعتراض دارن :-/ و جز نق زدن هیچی بلد نیستن!
من ۴۰ سالمه و کارمندم ولی خونه ندارم! 
من ۳۰ سالمه ولی دستم تو جیب بابامه !
من ۴۰ سالمه نتونستم ازدواج کنم چون زمین کجه !
همه تو اين دوره زمونه دارن پول درمیارن من نمیتونم !
اون کنار خانوادشه من نیستم !

بس کنین دیگه ! اينقدی که انرژی میذارن سرتون نو زندگی مردمه اگه به فکر زندگی خودتون بودین الان شايد راضی بودین از خودتون -_- (شايد بگین الان سرم تو زندگی مردمه !) 
اگه یکی دوسال
شوم زار و نزار تو، نزاره،
نسازی سوی من باری نظاره.
قطار دوستان بی شمارم
ترا من دوست دارم بی شماره.
دو چشمم چار در راه تو باشد،
نسازی چارة دردم، چه چاره؟
کنار خود اگر جايم نمايی،
نگنجم در جهان بی کناره.
گل من باشی و خوارم نمايی،
دلت سخت است مثل سنگ خاره.
ز نو فصل جوانی ام بیابم،
اگر یابم ترا، جانم، دوباره
بخاطر عملکرد خوبم در ماه گذشته،
یک دستگاه بابلیس مخروطی به خودم هدیه دادم از دیجی کالا سفارش دادم امشب به دستم رسید:) 
 
من موهام به شدت صافه! یعنی انقدر که وقتاي عروسی و مهمونی و . با هزار مدل تافت و کرم و اسپری و اگه یکم حالت بگیره! 
امشب بابلیسم که رسید گفتم دیگه میتونم یه مدل موی خوشگل و حالت دار به موهام بدم از اين ی دربیارم! 
 
عاقا اينو نگفتم؟؟؟ 
 
بالاي 7 بار موهامو بابلیس کشیدم ، کرم مو زدم، تافت زدم . شما بگو اگه دو دیقه به اون حالت
مادربزرگ من همیشه مثال خوبی می‌زنه و می‌گه: ” اين دوره زمونه عجیبه! همه‌چیزش شده مثه دیگ آش، همه‌چیزش قاطیه!” مادربزرگم نظریه‌هاي فلسفی زیاد دیگه‌اي هم داره و همه آنها را همراه با نخودچی کشمش‌هاش به ما می‌ده. اما راستش در اين مورد من به شدت بزرگ موافقم. در حال حاضر همه‌ اتفاقات جهان […]
نوشته آموزش انتقال پیامک‌هاي دریافتی به ايمیل اولین بار در ملی پیامک. پدیدار شد.
به آلبوم جدید محسن جان گیر دادن. حالا گیرشون اينه که می‌گن اسم آلبوم (قمارباز) رو بايد عوض کنی! چاوشی هم گفته یا همین رو قبول می‌کنین، یا می‌زارم "بی‌نام" :)
بعد هم به کلمه "روسپی" گیر دادن و گفتن بايد حذف بشه! یکی هم نیست بهشون بگه "آخه قربونتون بشم! شعر مولانا رو نمی‌شه عوض کرد که! می‌شه؟!"
توو اين دوره زمونه که هرکی از باباش قهر می‌کنه می‌ره خواننده می‌شه، محسن چاوشی نعمت موسیقی ايرانه. کاش قدرش رو بدونيم.
یکی هم پیدا شده که داره از مولانا و
به آلبوم جدید محسن جان گیر دادن. حالا گیرشون اينه که می‌گن اسم آلبوم (قمارباز) رو بايد عوض کنی! چاوشی هم گفته یا همین رو قبول می‌کنین، یا می‌زارم "بی‌نام" :)
بعد هم به کلمه "روسپی" گیر دادن و گفتن بايد حذف بشه! یکی هم نیست بهشون بگه "آخه قربونتون بشم! شعر مولانا رو نمی‌شه عوض کرد که! می‌شه؟!"
توو اين دوره زمونه که هرکی از باباش قهر می‌کنه می‌ره خواننده می‌شه، محسن چاوشی نعمت موسیقی ايرانه. کاش قدرش رو بدونيم.
یکی هم پیدا شده که داره از مولانا و
حالی  بپرس  از  دل پر دردم     اي نگارمن  ماندم  وغم تو واين  درد ماندگاریارا بیا زسرمهر و وفايت در اين زماندرد مرا کن التیام و به قلبم شرر نباراي آشناي اين دل غمگین وغمزدهیاری نمی کنی  مرا تو دراين روز وروزگاررحمی به حال بی کسی اين دلم نمااز قلب پر زغصه ام اندوه واگذارناز از وفا تو کم کن وبرمن نظر نمااينجا ز لطف توست که ماندم دراين قرارنور دوچشم تار منی اي تو نازنینهستی تمام هستی ام اي عشق ماندگارجانم به لب رسیده به کویم بیا دمییک بار باز ب
 ❆ بهانه:نارنگی بهانه استبوی عشق می‌دهنددستان توپوست بگیر اين فاصله ها رامن به فصل فصل آغوش تو محتاجم. ❆ مرهم:تمامِ خیابان هاي شهر را هم که قدم بزنم،باز به بازوان تو محتاجم.به آغوشت،که دردم را تسکین می‌دهد!مرا بی تو بودن راهیچ کاری نیست! ❆ راه:کدامین راهتو را به کلبهٔ قلبم می رساند؟ من، کلبه اي متروکم منتظر آمدنتاز پاي در آورده مراانتظار. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_کوتاه┏━━━━━━━━━━•┓@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordis
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فداي او شد و جان نیز هم
اين که می‌گویند آن خوشتر ز حسن
یار ما اين دارد و آن نیز هم
یاد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم
دوستان در پرده می‌گویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سر آمد دولت شب‌هاي وصل
بگذرد ايام هجران نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
اعتمادی نیست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم
عاشق از قاضی نترسد می بیار
بلکه از یرغوی دیوان نیز هم
محتسب داند
تا گلالودم ماهیتو بگیر بیا اين آلوده ماهی رو ببین که چجوری جا گذاشتیش رو زمینمن واسه تو قید دریارو زدم به درو دیوار تنگت میزدم تو بیابون دلت نفس زدمدریا بغلم کن بغلم کن که شدم تنها بغلم کن بغلم کن بین نامردا من تک نندازدریا اشتباه کردم که از دست تو سر خوردم توی اين مرداب با اين آدما بر خوردم بد کم آوردم
بیا و اين پخش پلارو تو جمعش کن دوریت داره بد میسوزونه تو کمش کنمن گم شدم تو دل بی رحم زمونه بیا و اين دیوونه رو تو باورش کندریا بغلم کن بغلم کن ک
مینا تو دانشکده ما بود. دختر خونگرم و مهربونی بود.
یه روز تصمیم گرفتم دعوتشون کنم خونمون. وقت شام که شد سفره شام رو جدا انداختیم. با اينکه خونه ما خیلی کوچیک بود ولی من و مینا رفتیم تو آشپزخونه تنگ دوتايی نشستیم لوبیا پلو خوردیم. مینا از جدا کردن سفره هامون خیلی خوشش اومده بود. همون شب برام از شروع زندگی شون تعریف میکرد. اينکه چقدر ساده رفتن سر خونه زندگی شون و.
تعریف که میکرد تعجب میکردم ازش. باورم نمی شد که مینا تا اين حد ساده زیست باشه. تو ذهن
راننده خیلی با احتیاط رانندگی میکنه، مثل اکثر راننده ها دو ثانیه یه بار گوشی چک نمیکنه، راننده ها رو فحش نمیده، اگه راننده اي سماجت میکنه بهش راه میده.
دارم فکر میکنم وقتی رسیدم، امتیاز کامل بهش بدم و تو نقاط قوت همه موارد رو براش تیک بزنم. یهو یادم میوفته اين راننده آژانس سرکوچه است نه راننده تاکسی اينترنتی، نمیشه بهش امتیاز داد!
 
دارم به فکر خودم میخندم که یاد یه قسمت از سریال Black Mirror (قسمت Nosedive) میوفتم که مردم دائما در حال امتیاز دادن به ه
آه مائده عزیزم!میدونم که چقدر دوست داشتی بلد میبودی گیتار بنوازی یا پیانو و یا هر آلت موسیقی اي دیگه اي! بهت قول میدم یه روز یادمیگیریم و همچنين بهت قول میدم یه تلسکوپ گنده بخریم و بذاریم روی پشت بوممون و شب تا صبح ستاره تماشا کنیم! 
امشب قراره بریم کفش بخریم! و مادر و پدر بالاخره از ايدئولوژی "کفش گرون و مارک بخریم اما دیر به دیر" کوتاه اومدن و به کفش هاي فیک رضايت میدن.میدوني؟همون کفشی که تا پارسال 300تومن بود الان یک و خورده اي شده و واقعا بی
مینویسم. یه روز بخون.
حداقل من به اين امید مینویسم. :)
 
دیشب کابوس دیدم.
و یه جوری نصفه شبی بغض کردم که خودم به حال خودم گریم گرفت:)
 
2 دی شناختمت. پارسال.
و کن فی شد دل لامصبم.
 
 
آه. یاد ب ا د.
 
الان یادم افتاد.
کاش برات کادو میگرفتم تولدت.:)
حیف.
خیلی چیزا دستامو بسته بود. خیلی چیزا.
 
ولی الان که رو به راه شدم.
تو دیگه منو نمیخواي.:)  زیبا نیست؟ :)
 
د ا ر م   د    ق   میکنم  :      )
 
کاش برات یه ماشین تحریر میگرفتم.:)
 
نامبرده جانم.
من برات کافی نیست
ساده میگیرم.ساده میگذرم.بلند میخندم و با هر سازی میرقصم.نه اينکه دلخوشم!نه اينکه شادم و از هفت دولت آزاد!مدتی طولانی شکستم، زمین خوردم، سختی دیدم، گریه کردم و حالا.براي 'زنده ماندن' خودم را به کوچه 'علی چپ' زده ام.روحم بزرگ نیست.دردم عمیق است.میخندم که جاي زخمها را نبینین☹
 مادرم تو بیست و سوم مرداد، وقتی که بیست و سه ساله بود من رو به دنیا آورد و بیست و سوم مرداد امسال، من بیست و سه ساله شدم. قشنگ نیست آخه؟
می‌دوني چیه، من از بیست و سه سالگیم خیلی توقع‌ها داشتم. مگه بیست و سه سالگی سن پخته شدن و تثبیت شدن نبايد باشه؟ بیست و سه زیاده، دیگه کم نیست، بیست و سه عین بزرگ شدنه. نیست مگه؟ فکر می‌کردم وارد بیست و سه که می‌شم اول راه موقعیت‌هايی هستم که می‌خواستمشون ولی حالا نه، نیستم، اصلا هم معلوم نیست کی تو اون موقعی
سلاماز شب یلدا تا حالا کلی حرف نزده مونده
از شب یلدا تا حالا کلی اتفاق افتاده
از شب یلدا تا حالا پر از حرف بودم که گاهاً تو دفتر و اينستا و توییتر و. خالی شده 
از شب یلدا تا حالا بايد اينجا پر میشده ولی هیچ اتفاقی نیافتاده
هیچ متنی نوشته نشده
هیچ کسی حتی به اينجا سر نزده
و همچنان اينجا خانه امن من براي صحبت کردن با خودمه
آخه دیگه ناامید شدم از پیدا شدن کسی که هم صحبتم بشه
که بفهمه دردم چیه
که از سر شب شروع کنیم حرف زدن و یهو سرمونو سمت پنجره بگی
خانه
محسن لرستانی
دانلود مداحی محسن لرستانی به نام قصه بابا
دانلود مداحی محسن لرستانی به نام قصه بابا
دانلود آهنگ جدید قصه بابا از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی قصه بابا از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
 
download new song from Mohsen Lorestani called Ghese Baba
 
 
 
 
متن مداحی قصه بابا از محسن لرستانی
 
 
هفتاد دو پروانه پروانه ی فرزانه شمع
رخ حق دیدند رفتند چه غریبانه بابا
 
 
 
و دل پر دردم بابا پر دلم خونه یه کربلاي
غمناک چب کم لی سرز
خانه
محسن لرستانی
دانلود مداحی محسن لرستانی به نام قصه بابا
دانلود مداحی محسن لرستانی به نام قصه بابا
دانلود آهنگ جدید قصه بابا از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی قصه بابا از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
 
download new song from Mohsen Lorestani called Ghese Baba
 
 
 
 
متن مداحی قصه بابا از محسن لرستانی
 
 
هفتاد دو پروانه پروانه ی فرزانه شمع
رخ حق دیدند رفتند چه غریبانه بابا
 
 
 
و دل پر دردم بابا پر دلم خونه یه کربلاي
غمناک چب کم لی سرز
خانه
محسن لرستانی
آهنگ همه شب از محسن لرستانی
آهنگ همه شب از محسن لرستانی
دانلود آهنگ جدید همه شب از محسن لرستانی
 
هنرمند: محسن لرستانی
آلبوم: Moones Dardam
تاریخ انتشار: ۲۰۱۸
 
 
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی همه شب از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاين
 
 
 
download new song from Mohsen Lorestani called Hame Shab
 
بخشی از متن همه شب از محسن لرستانی
همه شب من غرق دلم چشم به راهم تا تو باز آییشده هر شب 
من به دنیاي مجازی خیلی اعتقاد ندارم. دنیاي مجازی خوبه.
هر وقت پذیرش گرفتم از راه دور و از طریق دنیاي مجازی بود.
دوستاي مجازی پیدا کردم.
توی اين دور و زمونه دیگه خیلی مجازی و حقیقی معنا نداره.
 
ولی اينکه ادم عکس از خاک مادربزرگش و قبرش بذاره و بگه آخ که تو رفتی و. ولی از تنبلی نره یه بار سر خاک،
براي من عجیبه.
 
یا همش عکس از بچگی و اين اون بذاری و بگی یادش بخیر فلان شدم یادش بخیر نمیدونم بچه که بودیم دلها به هم نزدیکتر بود و ازین حرفاي کلیشه اي و خ
به نام خدا
 
رفته بودم حموم ، یهو آب رفت گوشم. یاد چند سال پیش افتادم. یک روزِ تابستانی در حوضِ حیاطمان کلی آب بازی کردم. و غافل از آبِ رفته به گوش، عصرِ همان روز ، آبِ درونِ گوشم چرک کرده بود و دردِ بسیار بسیار بدی داشت . دردی که از ناحیه داخلیِ گوش و وسط سَرَم بود و غیرِ قابلِ لمس. براي تسکین درد هر کاری کردم، بالا پايین پریدم .دور حیاط دویدم ؛ فائده اي نداشت. مادرم پشتِ گوشم زنجبیل کشید و خوابیدم . کمی بعد آب خارج شد و آن دردِ سخت برطرف شد. هنوز با
هر وقت من مریض میشم، مامان هم مریض میشه 
الانم، هم من سرما خوردم هم مامانم 
ناهار ساعت سه خوردیم.(من وسايل رو آماده کردم )
تا قبل از ساعت سه من نگاه میکردم به مامان تا ناهار بیاره 
مامانم هم منتظر بود من ناهار بیارم :|
حالا یه نفر بیاد سفره ما رو جمع کنه :|
+بیان خیلی سوت و کور شده (کجايین ؟)
++اينو نمی فهمم چرا با یه نفر قهر می کنم(از اين قهر الکیا )،  چرا نمیاد آشتی کنه (عجب دوره زمونه اي شده )
+++ نمیدونم گوشیم چش شده، دیر شارژ میشه، زود هم شارژش تموم
سلام
 
دلم برا اينجا تنگ شده بود 
فکر کنم یک ماهی هست که نیومدم  
ده روز نبود که از کاشون رفته بودم ولی الان که اومدم انگار داخل دانشگاه احساس غربت میکنم نمیدونم چرا هنوز میرم کارگاه تا آروم بشم 
دلیل اين دل آشوبی و غربت و نمیتونم درک کنم ولی خب چرا  شايدم بدونم 
وقتی ببینی همه آماده کربلا میشن ولی تو
 
دلم هلاک نگاه آقاست
حسین جان
 
آقا جان دلم و میشن  پارسال از غربت اربعین  دستم به کاری نمیرفت ولی دلخوشیم جامعه بود 
ولی الان واقع
نیستی،نبودنت آزاردهنده ترین درد دنیاست، کاش نبودنت درمان داشت اما دردِ بی درمانم شدی تو.
خودمو تو اتاق حبس کردم مثل قلبم که تو عشق تو حبس شده، در و دیوار اتاق هم نبودنت رو به رخم میکشه اما تنها چاره ام اشکه.اشک و اشک و اشک.اما نه.
تند تند اشکامو پاک میکنم،من نبايد گریه کنم.تو عاشق مرداي قوی بودی.نبايد گریه کنم چون نمیخوام وقت اومدنت تار ببینمت‌.
آخ.گفتم اومدنت.کاش اين محالِ ناممکن،ممکن می شد. اونوقت می دیدی که چجوری جونمو  فرش زیر پات
آهنگ بسیار زیبا از احمد نبی زاده
متن آهنگ واسه من گل نفرست احمدرضا نبی
زاده
 
───┤ ♩♬♫♪♭
├───
 
واسه من گل نفرست! دیگه دوسِت ندارم… نمی‌خوام؛
گذشته ها رو باز به خاطر بیارم…●♪♫
می‌دوني میونِ ما؛ هر چی بود گذشت وُ رفت؟
اون بهارِ آشنايی؛ خیلی زود گذشت وُ رفت…●♪♫
دیگه از دوسِت دارم؛ حرفی نزن! آخه عشقی
نیست؛ میونِ تو وُ من…●♪♫
من وُ تو؛ بنده ی اين ما وُ منیم… امّا
عشق یعنی؛ با هم یکی شدن…●♪♫
از دلم می‌پرسم؛ آیا تو رو می‌بینم دوب
نام رمان: رمان هم دردم
نام نویسنده: خاوردخت کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: عاشقانه پلیسی جنايی
تعداد صفحه: 482
منبع تايپ: سايت نود هشتیا
خلاصه: گردونه ی زندگی همیشه میچرخه… همین چرخش منو رسوند به مردی که چشماي قهوه ی ساده ی پر حسش اش شد دنیاي من بی احساس….چشمايی که گرما بخشید به زندگی و به قلبی که تو سینه ام می تپید…چشمايی که شد مرهم دردهام…شد غمخوارم…کسی که دردش شد دردم و دردم شد دردش…
لینک دانلود
دانلود فايل PDF
دانلود فايل APK
دانلود فايل EPUB
 
نام رمان: رمان هم دردم
نام نویسنده: خاوردخت کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: عاشقانه پلیسی جنايی
تعداد صفحه: 482
منبع تايپ: سايت نود هشتیا
خلاصه: گردونه ی زندگی همیشه میچرخه… همین چرخش منو رسوند به مردی که چشماي قهوه ی ساده ی پر حسش اش شد دنیاي من بی احساس….چشمايی که گرما بخشید به زندگی و به قلبی که تو سینه ام می تپید…چشمايی که شد مرهم دردهام…شد غمخوارم…کسی که دردش شد دردم و دردم شد دردش…
لینک دانلود
دانلود فايل PDF
دانلود فايل APK
دانلود فايل EPUB
 
چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
اي شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدايی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودايت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نم
خب، امروز معاينه چشم پزشکی انجام دادم. گفت از شماره ی فعلیِ عینک خودت 0.25 کمتر ضعیفی، 0.25 بیشتر آستیگماتی!
کلی هم تاکید میکرد که عینکتو بزن! میگفتم میزنم بابا! میگفت نه نمیزنی! :))
با اينکه باز هم نتونستیم دندون پزشکی بریم ولی باز هم از انجام اين دو کار در اين هفته خوشحالم.
الآن عکس دندون و شماره ی عینک رو دارم و اين خودش کلی منو جلو انداخت. با تشکر از مامان که کلی به زحمت انداختمش.
+ میگن نگید شماره عینک بگید نمره! شماره که درست تره خب! دوره زمونه ا
من خمیازه‌ی جلسه‌هاي متوالی‌ام،
پوست پرتقال‌هاي جلسه مدیران دور سر من حلقه می‌شود.
من عددم، رقمم، اکسل‌هاي متعددم.
من اعتبارم؛ انباشته می‌شوم پشت فعالان مدنی.
من روبان قرمزم. قیچی می‌شوم، افتتاح می‌شوم.
واریز کن، رسیدم را بگیر.
امضا کن، بالاسری‌ام را بردار.
من خاک کفش‌هاي معاون‌ام؛ از حاشیه‌ی شهر که برگشتی توی ماشین واکس بزن من را.
من سؤال‌هاي تکراری‌ام؛ من دست‌کشیدنِ روی سر ژولیده‌ی کودک‌ام.
من دغدغه‌ام، عادت می‌شوم.
من دردم،
من آن رودم، دگر در ساحل غمها نمی گنجم،
من آن رازم، دگر در عالم دلها نمیگنجم.
من آن شورم، نمی گنجم دگر در قالب هستی،
من آن شوقم، که در ذوق دل شیدا نمیگنجم.
چنان در خود نمی گنجم، که در عقلی نمیگنجد،
من آن طغیان توفانم، که در دریا نمیگنجم.
نه در وقت و فضا گنجم، نه در شکل و نه در مضمون،
من آن شعرم، به هر شرحی در اين معنا نمیگنجم.
من آن طفلم، که در قلبم بگنجد جمله دنیايی،
من آن عشقم، که با دردم در اين دنیا نمیگنجم
گاهی نمی‌فهمم اخوان دارد چه می‌گوید. شعرش را می‌خوانم، مکث می‌کنم، فکر می‌کنم ولی نمی‌فهمم. نمی‌فهمم دارد از چه چیزی حرف می‌زند. نمی‌فهمم چرا دارد انقدر گنگ حرف می‌زند.
فقط می‌فهمم که آن شعر، همان شعری که نمی‌فهممش، جواب است به حال من. به حال گنگی که نمی‌دانم چرا گرفتارش هستم، از کجاست و چرا هست و تمام نمی‌شود . ؟
اخوان همیشه برايم در صدر شعرا بوده. نه براي آنکه شعر هايش را می‌فهمم. نه. براي آنکه شعرهايش، حتی وقتی که نمی‌فهمم شان هم
تو دوره زمونه اي که وقت کشی با شبکه هاي اسما و ظاهرا اجتماعی یه عادت خانمان سوز شده و چه افت ها و اسیب هايی که به زندگی ها نزده، من به لطف بی میلی اي که نسبت به اين سبک ابزار ها دارم، اقاي خودم هستم.
بیشترین استفاده اي که از بستر مجازی داشته ام در چند سال اخیر مربوط به مطالعه و پژوهش بوده و به ندرت و هر از گاهی هم فیلمی از نظر گذرانده ام.
خوش به حال خودم، حقیقتا از خودم و اين بی میلی حال می کنم، وقتم رو می تونم روی خیلی مسائل دیگه سرمايه گذاری کن
داستان کوتاه:سعید مرد خوبیه مغازه داره تومغازه ش برو و بیايیه ولی مشکلش اينه که زنش رو دوست نداره البته مشکل همه ی مردهاي اين زمونه است تو اين شرايط هرچی زنش بهش میگه چرا منو بغل نمیکنی چیزی نمیگه و سرده ولی از موقعی که نماز میخونه اخلاقش خوب شده فقط بعضی وقتا بهو عصبانی میشه و میگیرتش ولی باز پشیمون میشه میخاد جبران کنه ولی غرورش بهش اجازه نمیده یه گل براي همسرش بخره آخ که چه دسته گل هايی که بچه ها به دنیا اومدن بخاطرش. سعید انگار جادو شده نم
چند وقت پیش توی اينستاگرام اين سوال مُد شده بود که:
کسی رو توی زندگیت داری که انقدر دوستت داشته باشه که از هیچ چیز نترسی؟!
به نظرم ذات سوال مسخرست. توی اين دوره زمونه آدم بايد امیدش به خدا و نیروی خودش باشه؛ نه اينکه طفیلی کس دیگه اي باشه براي اينکه از اين جهان نترسه. هرچند مطمئنم اکثرا وقتی چشممون به اين سوال افتاد، دلمون لرزید و ذهنمون رفت سمت اينکه " چرا من معشوق چنين عاشقی نیستم؟ " 
ولی میشه از یه منظر دیگه به اين سوال نگاه کرد.
اينکه وقتی م
از نظر من وجود هر دختر مثل یه مروارید خیلی قیمتی می مونه ، بايد براي مدّتی توی صدف بمونه تا قیمتش بره بالا و بالاتر تا اين که روزی برسه و با ازدواج کردنش اين صدف باز بشه و زیبايی مروارید براي مَحرَم ترین فرد زندگیش نمايان و عرضه بشه !
امّا بد زمونه اي شده ، اين مروارید هاي باارزش خیلی زود دارن خودشون رو عرضه می کنن اون هم نه براي همسر بلکه فقط با یک بیرون رفتنِ توی خیابون حداقل براي 100 مرد !! در عجبم که چرا اکثر چنين مرواریدهايی هیچ وقت از خودشو
جزء اون دسته آدم‌هايی بودم و شايد هنوز هم هستم که یه پايان تلخ رو به تلخی بی‌پايان ترجیح می‌دادم. برعکس اطرافیانی که انگار طاقتش رو نداشتند. یک ترسی همیشه زیر پوست‌هامون بود. وقتی موضوعی در اختیار من نبود، من هم محکوم به تحمل تلخی بی‌پايان می‌شدم و کم‌کم ترس زیر پوست من هم می‌رفت. محتاط می‌شدم و دلسوز. اما امروز فکر می‌کردم به پايان‌هاي تلخ. دیدم پايان تلخ هم می‌تونه بعد از خودش یه تلخی بی‌پايان به بار بیاره. صرفا تموم نمی‌شه که بره. ا
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو اين دل چه غوغايی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو اين دل چه غوغايی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
متن آهنگ حمید هیراد بنام اي واي
 
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونهعشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره اين زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونهاي واي اي واي من دلبر زیباي من من به تو مینازماي واي اي واي من مستی دنیاي من من به تو میبازمخوشبختم از آنکه کنار من تو هستی خوشحالم از آنکه به قلب من نشستیخوشبختی من اينه چشمام تورو میبینه دلم آروم میگیره دلم آروم میگیره دلم آروم میگیرهاي واي اي واي من دلب
حال عجیبی دارم. فکر کن هی بخواي بنویسی و بنویسی و هی نشه. هی نتونی. هی زور بزنی که یه کلمه ازت در بیاد روی اين صفحه ی سفیدِ لعنتی و هی در نیاد. پر از دردم و چیزی جز نوشتن نمیتونه تسکینم بده. ولی نمیشه. یه کلمه هم در نمیاد. اصلا بايد از کجا شروع کرد؟ 
 
+ [ ]
❤️ دلــــــــــــــــنوشته .❤️
 زندگیِ بی مهدی.
دست به قلم بردم تا برايتان حرف ها بزنم 
اما نشد.
خواستم از "دردم" بگویم
دیدم دردِ شما ، خودِ (( من )) م.
خواستم از "بی کسی" ام حرف بزنم
دیدم (تنها) تر از شما در عالم نیست.
خواستم بگویم" دلم از روزگار گرفته"
دیدم خودم در (خون به دل) کردنِ شما کم نگذاشته ام
قلم کم آورد.
به راستی که وسعت (( مظلومیت )) شما قابل اندازه گیری نیست
بهترین متن را هم که بنویسم، در نهايت فقط ذره کوچکی از چیزی که من می‌نامیم‌اش، بیرون ریخته می‌شود‌؛ شما فرض کن یک درصد از مواد مذاب درون یک کوه آتش‌فشانی غول‌آسا. اما تنها دلیلی که آن بهترین متن هنوز نوشته نشده همین است؟ نه‌، حتما دلايل دیگری هم در کار است. فکر اينکه همه اين نوشتن‌ها شبیه مخدر است و فقط کمی دردم را تسکین می‌دهد، باعث می‌شود هیچ کدام از متن‌هايم را مفتخر به دریافت افتخار لقب بهترین نکنم‌‌. با اين کار امید در دلم زنده می
اون زمانی که هنوز اينترنت مثل الان رواج پیدا نکرده بود مردم یه کلمه خاصی رو سرچ میکردن و تموم میشد می‌رفت پی کارش ولی تو اين دوره زمونه ملت هر سوالی که به ذهنشون برسه رو از گوگل میپرسنسوالاتی مثل:اون اهنگه که اون روز تو ماشین الهام پخش شد اسمش چیه؟ بهتر رنگ عوض میکنه یا آفتاب پرست؟دلار میاد پايین؟یعنی الان داره چیکار میکنه؟چاوشی واقعا صداش اينجوریه یا داره مسخره بازی درمیاره؟چیکار کنم که دیگه اين ترم مشروط نشم؟مهتاب چیکار میکنه که
دلم میخواد یه روزايی ذهنمو .مثل کیفم خالی کنم رو میز .
و ت تش بدم انقدر که هیچی توش باقی نمونه.
هیچی.
بعدش دونه دونه آرزوهامو بردارم .فوت کنم.و خاک و گردشو بگیرم 
ترس هامو مثل آدامس بجوئم.
استرسامو مثل آشغال دستمال کاغذی و رسید هاي قدیمی‌ پرت کنم دور .
خاطراتمو زیر و رو کنم و اگه چیزی ازش به دردم خورد بذارم سرجاشو بقیه رو بریزم توی کشو و درشو قفل کنم.
عادتامو اطلاعاتمو.همه رو همه رو یه بار نگا کنم.و اگه چیزی از توش داغون شده و خر
جز قند شکسته نداشت
خوبیش اما اين بود که درشت شکسته بودند! خونه که اومدیم تونستیم از نو بشکنیمشون!!
فکر کنم اولین بار بود از اينکه کسی کارشو درست انجام نداده، ناراحت نشدم که خوشحالم شدم!!
از بدترین ظلمهاي زمونه به مردمش دم دستی کردن کارهاست.
تو که قند شکسته دستم میدی نمیگی فشار عصبیمو کجا و سر کی بايد خالی کنم؟!
سبزی فریز شده آماده که دستم میدی نمیدوني گاهی از نگاه و لمس و پاک و خرد کردن سبزی، انسان بیشتر لذت و بهره میبره تا از خوردنش؟!
خواهشا حب
محدثه یکسالی است ازدواج کرده ولی قصد طلاق گرفتن دارد و پیش مشاور هم که رفت میگفت شوهرم به من میگوید زشت و مرا دوست ندارد مشاور بعد از چند جلسه دریافت که محبت بینشان از بین رفته و محبت چیزی است که خدا بايد در دل باندازد اينطور نیست که محدثه با مرد دیگری خوشبخت شود که دوستش دارد حالا به دلايلی من جمله افسردگی در روابط جنسی سرد است ولی اول تقصیر خودش است و بايد به حرم امام رضا علیه السلام برود و نذر و دعا کند نا امواج منفی از داخل خانه بیرون رود مش
روزهاي نافرجام،گله از من بی قرار نکنید که بلند تر از شما ستاره هاي شبانم فریاد می زنند.امیدوارانه چشم هايم سر میخورند زیر پلک هاي خوشبختی که نا ، معنا ندارد. حال چشم هايم را باور کنم یا شب هاي پرستاره شهر تورا؟فاتحانه دست هايت را حس می کنم و تو باور میکنی انکار سرماي پشت دریچه تکامل را. دریچه ی نیمه باز، تمام دردم را به عمق چشمانت جاری می کند و افسوس که تو نزدیک تر هارا بیشتر می پسندی.
من آن گنجشک در زمستان هستم که خداوند در لانه ام نه سقف ساخته و نه مرا به خواب زمستانی می برد. مرا رها کرد و گفت اگر تا بهار زنده ماندی پاداش می گیری. نه اونقدر زیبا هستم که در قفس حبس شوم و نه یاری تا خود را در آغوشش افکنم. من یک رها شده هستم که نیازم براي دیگری یک بودن است. درختان خشکیده و پنجره ها بسته، کدام نور امیدی براي پرستیدن. من کافر نشدم که شیطان هم از درس عبرت من آموخته است. می گویند: بايد مرد؟! اما مرگ پايان دهنده رنج ها نیست. اين را زمانی
خانه
محسن لرستانی
آهنگ شیداي دیدارت از محسن لرستانی
آهنگ شیداي دیدارت از محسن لرستانی
دانلود اهنگ جدید و زیباي شیداي دیدارت از محسن لرستانی
 
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی شیداي دیدارت از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال 320 و لینک مستقیم
و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاين از سايت نودهشتیها
 
 
download new song from mohsen lorestani called sheydaye didaret
 
https://bit.ly/2IvlTEL
 
آهنگ کردی تک آهنگ محسن لرستانی
1,942 views بار
۳۱ خرداد ۱۳۹۸
34
دانلود آهنگ با کیفی
و خب می‌دوني؟ من هر لحظه حس می‌کنم دارم به خودم دروغ می‌گم. وقتی یه لحظه می‌گم که واي، تو چه‌قدر شبیه فلانی هستی، همون صداهه هست که بگه حرف مفت نزن، دروغ نگو. وقتی می‌گم تو اصل اصلی، تو خودتی دختر! باز هم صداهه هست که بگه دروغ می‌گی. حتی همین الان که دارم اين رو می‌نویسم، صداهه داره می‌گه هیس، هیچی نگو. کم سر خودت و بقیه رو گول بمال.
و خب می‌دوني؟ عملا هیچی راضی‌ش نمی‌کنه، هیچی، هیچی. اگه بگم هست، می‌گه دروغ می‌گی و اگه بگم نیست همون حرف خ
واقعا میشه یه روزی دوباره رنگ زندگی توو خونمون پاشیده بشه؟؟ میشه دوباره همه چیز مثل قبل بشه. میشه دوباره روزی بیاد که دلت بخواد زودتر کارت تموم بشه و کلید بندازی بیاي داخل خونه؟؟ میشه دوباره بخندی؟؟ بخندم. بخندیم؟؟ حالم بده بد و کسی نمیده چقدر از درون داغونم. مثه خودت که نمیزاری من بفهمم چقد ناراحتی و من همه ش فکر میکنم شايد دیگه دوستم نداری.یعنی میشه دوباره خوب بشم‌ یه روزی که دردناک ترین اتفاق ها باعث سر دردم نشه؟؟ دلم نمیخواد دوبا
روزاي بعد از تولدم بود. زانوهامو توی بغلم جمع کردم و خیره شدم به رو به رو، درحالی که هیچی نمی‌دیدم گفتم: دنیاي آدم بزرگا چه‌قدر مزخرف و کثیفه.
(با خودم فکر کردم ما تو هر زمان از عمرمون آدمْ بزرگ محسوب می‌شیم، نمی‌دونم می‌فهمی چی می‌گم یا نه.)
بعدش رو کردم بهش و گفتم: بابا دلم می‌خواد برگردم به گذشته. الانا دیگه وقتی می‌خوابم و صبح از خواب پا می‌شم هنوزم نگرانی‌هام سرجاشونن.و اين منو واقعا می‌ترسونه.
نگاهم نکرد. گفت: همینه دیگه، هرچی بزرگ
                                  


صداى تلوزیون بلند بودشنیدم که مجرى گفت:براى هم دعا کنیم خدا بهمون سلامتى بدهکه بالاترین نعمته…و من فکر کردمکه بدون محبتتحتى سلامتى هم به دردم نمیخوره…که بالاترین نعمتمحبت توست…که اصلا دوست داشتنت نشونه ى سلامتیه.برامون دعا کنخدا بالاترین نعمتمون روروز به روز بیشتر و بیشتر کنه،روز به روز دلبسته ترِ تو باشیم…
سرم پر از حرفايیه که شنیدم.
کل آدماي آشنا و غریبه اي که دیدم .
یه ریز توی سرم حرف میزنن.
حرف میزنن و انقدر اين حرفا بهم قاطی پاتیه .که حتی نمیتونم صداهارو از هم تشخیص بدم.
سکوت اتاق عحیب با اونا تناقض پیدا کرده .
انگار همه صداها از صداي ضعیف و کم جون شعله بخاری که نور آبیش یه قسمتی از اتاق تاریک رو روشن کرده؛ جون میگیره و توی سرم ده برابر میشه.
پاهام بی جونه و دستام حتی تاب گرفتن گوشی رو هم نداره .
مشاور میگفت بايد برگردم به اون روزام.میگف
سلام
میگه می دوني مشکلت کجاست؟
کجا؟
خیلی کمال گرايی! توقعت از آدم هاي اطرافت درسته امااااا اونچه که بايد با اونچه که هست متفاوته، و تو توقع داری بايد ها اتفاق بیافته!
می دونم که خیلی وقت ها هم صبر کردی در مورد هست ها! اما وقتی هی صبر می کنی و صبر می کنی و دیگه یه جايی صبرت تمام میشه و اينجور بهم میریزی! چون دلت می خواد بايدها اتفاق بیافته و نمی افته!
از وقتی زنگ زد، اومد و تا نزدیکاي رفتنش نمی تونستم جلوی اشکام رو بگیرم. وقتی پشت گوشی گفت ظهر
عشق.خون.مرگ سوزش پايان ندارد فقط میلرزم و دندانم هايم روی هم میخورد  عرق نیز به دردم افزود است . هر لحضه عرصگق بر روی زخمم میرود و نمک را بیشتر در زخمم حل میکند . صدايی نمیدهم اما دیدم تار شده است و حس هايم در اثر سوزش ضعیف شده اند .نمیتوانم ايتحا بمیرم حداقل نه الان به چاقویی که با لاتر از دستم قرار دارد نگاه میکنم الان یا هیچوقت دگر . صداي افتادن قطرات خون بر روی زمین شبیه صداي باران است اما به لذت بخشی ان نیست  زهره به سمت سینی میچرخد و میخند
فتوکلیپ پوره درم» از داوود خانی‌خلیفه‌محله در وبگاه آپارات گیلکان
پئیز‌وَلگ َ موسون می‌دیم بَبویْ  زرد                  
پوره دردم، پوره دردم، پوره درد
 پیرأبوم پیْ‌ببوردم می‌یأریْ‌جون                    
می دوشمنده، کوشنده، ايسَّه نامرد
شلمان؛ 18 آذر 1396 خورشیدی
 اي بی تو دل تنگم بازیچه ی طوفان ها
چشمان تب آلودم باریکه ی باران ها
مجنون بیابان ها افسانه مهجوری است
لیلاي من اينک من مجنون خیابان ها
آویخته ی دردم آمیخته ی مردم
تا گم شوم از خود گم در جمع پریشان ها
با اين تپش جاری تمثیل من است آری
اين بارش رگباری بر شیشه ی دکان ها
با زمزمه اي غم بار تکرار من است انگار
تنهايی فواره در خالی میدان ها
دریاب مرا اي دوست اي دست رهاننده
تا تحته برم بیرون از ورطه طوفان ها
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخو
1_ امروز رمان یا همون داستان نصف و نیمه ام رو خوندم. خیلی جالب بود بعد از گذشت چند وقت، فکر می کنم قلم خوبی دارم و بايد اين داستان رو به انتها برسونم :)
2_هفته اي که گذشت پر از حاثه تلخ و شیرین بود 
ترور حاج قاسم(سردار دلها)
تعداد از هم وطنها در کرمان فوت کردن
سقوط هواپیما مسافربری 
امروز هم واژگونی اتوبوس 
بین همه اتفاقات تلخ فقط جواب ترور حاج قاسم از همه شیرین تر بود 
بعد از موشک بارون سپاه یه حس غروری دارم و به کشورم افتخار می کنم :)
دوستت دارم اي
پشت میهارخوری نشستم. توی آشپزخونه. از صبح جزوه هام همونجا بود. هی میخاندم اعتبارات وجود. هی برمیگشتم و دوباره میخاندم سرد بود. امروز خیلی سرد بود. در تراس را کمی باز کردم. آخرین نخ فیلیپ موریس را از توی جعبه برداشتم. آتش کردم و از لاي در دودش رابیرون دادم. فايده هم نداشت. برمی‌گشت داخل. چقدر فرق کرده برايم مفهوم نسبی . از هفته پیش که بزرگترین غصه م زدن ماشین و خسارتش بود. تا امروز چقدر جنس دردم فرق کرده بود. 
هورمون هاي بدنم در ت
تو زندگی پرمشغله امروز، برق مثل خون تو رگ می‎مونه؛ نباشه هیچ کدوم از اعضاي بدن‎تون کار نمیکنن. نبود برق تو اين دوره زمونه عملاً یعنی زندگی تعطیل! ولی خب ازونجايی که بشر همیشه راه حلی براي مشکلاتش پیدا کرده، براي اين مشکل هم یه اختراعاتی داشته که قراره بیشتر راجع بهش یاد بگیریم.
برق اضطراری راه حل اين مشکله، اما برق اضطراری از کجا میاد؟ برق اضطراری جايگزین برق شهریه که توسط یک مولد انرژی بايد تولید و وارد مدار سیستم بشه. مولد هم وسیله‌ايه ک
تو زندگی پرمشغله امروز، برق مثل خون تو رگ می‎مونه؛ نباشه هیچ کدوم از اعضاي بدن‎تون کار نمیکنن. نبود برق تو اين دوره زمونه عملاً یعنی زندگی تعطیل! ولی خب ازونجايی که بشر همیشه راه حلی براي مشکلاتش پیدا کرده، براي اين مشکل هم یه اختراعاتی داشته که قراره بیشتر راجع بهش یاد بگیریم.
برق اضطراری راه حل اين مشکله، اما برق اضطراری از کجا میاد؟ برق اضطراری جايگزین برق شهریه که توسط یک مولد انرژی بايد تولید و وارد مدار سیستم بشه. مولد هم وسیله‌ايه ک
یه جوری می فرستنت وسط میدون و ازت نظر می خوان در مورد چیزی که نمی دوني یا می دوني و بعد بمبارانت می کنن با اطلاعاتِ معلوم نیست از کجا اومده. 
نگات می کنن. دنبال چیزی نیستن، جز اينکه نمی دونم چی. یه چیزی که درونشون تو مسیر زندگی گم کردن.
توی اين بازی، قراره حقیقت گم شه. قراره تو گم شی.
و تو می مونی که من کی خواستم وارد اين بازی مسخره شم؟
به هوش، از اين استراتژی به هوش! :دی
با اين طور آدمی فکر می کنم که نشه دوستی کرد. :) دست کم، من هنوز بلد نیستم. شايد
 
 
 
بعد از اين مدت ؛ دلم خواست اينجا بنویسم ؛ البته یکی دو بار دیگه هم دلم خواست اينجا بنویسم ولی الان یادم نمیاد چرا ننوشتم . البته یدونه هم تو پیش نویس ها مونده .
چند شب پیش اينکه چطوری نیکولا " نیکولا"  شد ؛ رو خوندم از وبلاگش . بعد دیدم شايد واقعا بايد چند بار رفت و محو شد و  از نو جوونه زد .
حالا اينا مهم نیست . همین که الان دلم خواسته اينجا بنویسم و دریابم تا بعد ؛ بالاخره یه چیزی می شه . چون اين دقیقا همون چیزیه که دارم تمرینش می کنم . در حال زن
****حسین پناهی****
حسین پناهی= میدوني بهشت کجاست؟
یه فضاي چند وجب در چند وجب!!
بین بازوهاي کسی که دوستش داری
***
حسین پناهی=می خواهم برگردم به روز هاي کودکی.
ان زمان هاکه تنها قهرمان پدر بود.
عشق تنها در اغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نقطه زمین شانه هاي پدر بود
بدترین دشمنانم خواهر برادر خودم بودند.
تنها دردم در زانوهايم بود
تنها دردم درد زانوهايم بود
تنها چیزی که میشکست اسباب بازی هايم بود .
و معناي خدا حافظ تا فردا بود
اشکهاي
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب