نتایج پست ها برای عبارت :

زندگی گاهی شیرین

هو
 
دوست داشتن اگرچه ذره ذره می‌آید اما مثل یک تابع سینوسی پرافت و خیز است. گاهي در اوج و گاهي در قعر. گاهي سرمست از دل‌دادگی و گاهي فقط از روی عادت.چه خوب که عمر این قعرها کوتاه است، و عمر آن قله‌ها بلند. جایی که در آن همه چیز شيرين‌تر است. شيرين‌تر. شيرين‌تر.
آن ها که در زندگي ات می مانند؛همسفر می شوند
آن ها که در خاطرت می مانند:کوله پشتیٍِ تمامٍ تجربیاتت برای سفر
گاهي تلخ ,گاهي شيرين ,گاهي با یادشان لبخند می زنی
گاهي یادشان لبخند از صورتت بر می دارد
اما تو لبخند بزن به تلخ ترین خاطره هایت حتی
بگذار همسفر زندگي ات بداندهر چه بود؛هر چه گذشت
تو را محکمتر از همیشه و هر روز
برای کنار او قدم برداشتن ساخته است
آدمها می آیندو این آمدن باید رخ بدهد تا تو بدانی آمدن را همه بلدند
این ماندن است که
گاهي آرامش داریم،خودمون خرابش میکنیم
گاهي خیلی چیزارو داریم،اما محو تماشای نداشته هامون میشیم
گاهي حالمان خوبه،اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم
گاهي میشه بخشید،اما با انتقام ادامش میدیم
گاهي میشه ادامه داد،اما با اشتیاق انصراف میدیم
گاهي باید انصراف داد،اما با حماقت ادامه میدیم
وگاهي.گاهيگاهيتمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم،یا نمیخواییم بدونیم
کاش بیشتر مراقب خودمون،تصمیماتمون وگاهي.گاهي های زندگيمون باشیم
روبروی اژدرزاپاتا کنار پارک بازی بچگیم یه ایستگاه صلواتی هست که محرم ها چای شيرين میدن با نبات گاهي دیر برسیم نبات تموم شده و با قند شيرين میکنیم 
امسال حرکت خیلی خوبی زدند ،چای رو تو استکان بلوری می‌دن دستمون ،استکان‌ها رو میذاریم تو سینی کوچیک استیل و میریم رو چمن‌های پارک می‌خوریم 
کیف داره برام (کلا چیزی خوردن از ایستگاه صلواتی رو عاشقم من ) دیشب بهم خوش گذشت همون سه چهار دقیقه برام خیلی خوب بود و انگار کل روز خوش گذشته باشه بهم ،الان
می خواهم بنویسم ؛از هر آنچه که به آن بر بخورم و بتوان از آن گفتاز مسیری که انتخاب کرده و پیش رویم دارمشاز خودم ، تصمیم هایماز آن پشتِ سکه ی زندگيفراز ها و نشیب هایش ،که زندگي همین استمجموعِ لحظاتِ تلخ و شيرينکه از تلخ هایش یک درس و تجربه به جا می ماندو از شيرين هایش خاطرهو گاه چه خاطراتِ قشنگی، کهیاداوریشان ذهنمان را قلقلک میدهدلبخندی بر لبمان می نشاندو باید سعی بر بیشتر ساختنشان بکنیم ؛با قدم برداشتن هایی رو به خودمانروبه رضایتی از چشیدن ط
می خواهم بنویسم ؛از زیبایی ها،از هر آنچه به آن بر بخورم و بتوان از آن گفتاز مسیری که انتخاب کرده ام و پیش رویم دارمشاز خودم ، تصمیم هایماز آن پشتِ سکه ی زندگيفراز ها و نشیب هایش ،که زندگي همین استمجموعِ لحظاتِ تلخ و شيرينکه از تلخ هایش یک درس و تجربه به جا می ماندو از شيرين هایش خاطرهو گاه چه خاطراتِ قشنگی، کهیاداوریشان ذهنمان را قلقلک میدهدلبخندی بر لبمان می نشاندو باید سعی بر بیشتر ساختنشان بکنیم ؛با قدم برداشتن هایی رو به خودمانروبه رضا
بسم الله الرحمن الرحیمگاهي عجیب دلم می خواهد خانه داری و همسر بودن شغلی میشدند که می توانستم از آن ها مرخصی بگیرم. گاهي محبت هم آن قدر قوی نیست که تو را سر پا نگه دارد. محبت تو به این زندگي، به مخاطب خاصت. زندگي همیشه صحنه های رمانتیک به یادگار مانده از داستان ها و قصه های دلنشین نیست. گاهي زورت نمی رسد به خیلی چیزها. مرا ببخش که از همسر ایده آلت یک دنیا فاصله دارم .والی الله ترجع الامور .
زندگي اینطوریه؛ 
گاهي انقدر دوست در کنار خودت داری که حتی فکر اینکه یه روزی برسه که تنهایی توی گلوت باشه و تو رو به حالت خفگی دربیاره برات یه چیز خنده داره! گاهي هم از شدت تنهایی نمیدونی به کی و چی پناه ببری و هیشکی رو نداری که بتونی باهاش دو کلمه دوستانه صحبت کنی.
زندگي اینطوریه؛
گاهي به خاطر شادی و سلامتی خودت و خانواده و اطرافیانت نمیدونی چطور شکر خدا رو به جا بیاری و گاهي غم و ناراحتی جای همه حسهای خوب زندگيت رو میگیره.
گاهي انقدر سرت شلوغ
جنبه های منفی مصرف شيرين کننده های مصنوعی
شيرين کننده های بدون کالری و یا مصنوعی که به آن ها جایگزین شکر نیز گفته می شود، مواد شیمیایی و یا طبیعی هستند که به جای شکر معمولی در غذاها و انواع نوشیدنی ها مورد استفاده قرار می گیرند. زیاده روی در مصرف شکر معمولی و افزایش وزن ناشی از آن، عاملی شد تا تولید و استفاده از این گونه شيرين کننده ها در صنعت غذا آغاز شود.
نتایج یک مطالعه جدید در کانادا، بر خطرات مصرف شيرين کننده های مصنوعی برای سلامت تاکی
جنبه های منفی مصرف شيرين کننده های مصنوعی
شيرين کننده های بدون کالری و یا مصنوعی که به آن ها جایگزین شکر نیز گفته می شود، مواد شیمیایی و یا طبیعی هستند که به جای شکر معمولی در غذاها و انواع نوشیدنی ها مورد استفاده قرار می گیرند. زیاده روی در مصرف شکر معمولی و افزایش وزن ناشی از آن، عاملی شد تا تولید و استفاده از این گونه شيرين کننده ها در صنعت غذا آغاز شود.
نتایج یک مطالعه جدید در کانادا، بر خطرات مصرف شيرين کننده های مصنوعی برای سلامت تاکی
عشق هر روز از یک جا سرِ آغازیدن می‌گیرد. یک روز از عطر خوش لوبیاهای سبز تازه که آهسته در تابه سرخ می‌شوند. گاهي از بوی بادمجان کبابی. یک روز از تماشای عاشقانه تابلوی خوشنویسی برادر جان، با نور ملایمی که به خطوطش تابیده. وقتی از حرارت دلچسب یک استکان چای شيرين شده با عسل. یک روز از قدم‌های سنگین و آهسته میان سبزیجات تازه و معطر چیده شده در تره‌بار. گاهي از نوازش شورانگیز برگ نوی یک گیاه در گلدان یا خنکای مطبوع صبحگاه جمعه‌ی اتوبان وقتی حاشیه
به روزرسانی را که فقط برای انواع بازی ها، نرم افزارها و برنامه های کامپیوتری نگذاشته اند گاهي هم آدم ، باید افکارش را به روز کند!طرز فکرش را ارتقا بدهدحال و هوایش را تازه کند مثلا دور بریزد تمام خاطراتی را که تکرارشان چیزی به جز غم و اندوه  نداردرها کند بعضی وابستگی ها را که حال و روزش را به هم میریزند افسوس ها را غصه ها را نگرانی ها را و تمام تلخی هایی که بوی کهنگی گرفته اندگاهي باید یک گوشه ی دنج نشستزندگي را نو کرد و یک "من" تازه ساختبا با
همیشه تو خونه گفتم جای فلان وسیله فلان جاست، فلان وسیله رو فلان جا نذارین، این باید اینجا باشه، اون نباید اونجا باشه.
گاهي با زبون خوش، گاهي با صدای بلند، گاهي با دلیل و منطق.
امروز دوباره دیدم طبق معمول یه وسیله ای سر جای درستش نیست.
خندم گرفت و گذاشتم همونجا بمونه.
زندگي با همین کل کلاش قشنگه :)
بازگشت شيرين برده جنسی داعش به زادگاهش، یک زن ایزدی که بیش از دو سال در بند گروه تروریستی داعش بود اکنون به زادگاه خود شهر سنجار بازگشته است.
به گزارش چفچفک، شيرين که اکنون 25 سال دارد دو سال و هشت ماه به عنوان برده جنسی در دست گروه تروریستی داعش بود تا اینکه در جریان آزادسازی شهر موصل توسط نیروهای ارتش موفق به فرار شد.
پدر و مادر شيرين سال 2014 به دست عناصر تروریستی داعش کشته شدند قتل عامی که سازمان ملل از آن به عنوان نسل کشی ایزدی ها نام برده ا
از سر لج بازی افتادم به جان زندگي
زندگي هرگز نکردم، در زمان زندگي
دل به دستت دادم و حالا خودم فهمیده ام
دل شکستن می شود گاهي زبان زندگي
من که خود کوهی ز گل های پریشان بوده ام
خود پریشانم کنون در بوستان زندگي
هر کسی از بوستان دل گلی بر چید و رفت
خار ها مانده برای باغبان زندگي
گاه می گیرد زمان، چیزی برای امتحان
وای اگر که عشق باشد امتحان زندگي
تو اگر چه باز می گردی ولی رفتی زیاد
چون فراموشیست تنها ارمغان زندگي
نوش دارویی که بعد از مرگ می ایی، عزیز
گاهي فکر میکنم تو مجموعه هیــــــــــــچ کس اندازه من برای حفظ اموال مجموعه اعصاب و روانش رو درگیره نمیکنه و حرص و حتی گاهي ناسزا نمیخوره:/
نمیدونم کارم تا چه حد درسته چون حتی گاهي مسئولین هم خیلی سخت نمیگیرن، و من گاهي فکر میکنم به قولی شدم کاسه داغ تر از آش:/
 دوران کودکی برای بسیاری از انسان‌ها شيرين‌ترین فصل زندگي است؛ به گونه‌ای که یکی از آرزوهای آدمی بازگشت به آن دوران است؛ سنین رویاپردازی، بی‌دغدغه بودن و پول توجیبی گرفتن از پدر. اما هستند کودکانی که کودکی نمی‌کنند و زود بزرگ می‌شوند. کودکانی که طعم تلخ فقر را چشیده‌اند و سهم‌شان از کودکی، عرق ریختن و ذره‌ذره پول جمع کردن است.
ادامه مطلب
دوستان ازین تفکرا نداشته باشین که وای چه خوب.
نخیر.
بهترین شریک زندگي، شریک زندگي ای هست که یه آدم بالغ باشه.
نه خیلی پیر درون داشته باشه، نه خیلی کودک درونش فعال باشه. یه balance از هر دو رو داشته باشه.
به شخصه، با یه شریک زندگي بالغ راحت تر زندگي و تا میکنم تا کسی که عین پیرمردا میشینه همه رو امر و نهی میکنه و به این و اون میپره و هی گیر میده خودتو درست کن و اصلاح شو و.
آدم بالغ هست، که زندگي باهاش لذت بخشه. نه کسی که ریسک های کودکانه و گاهي حتی احمق
دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر میدهند. 
 
اما دوتکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند !
 
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم، 
 
فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه
 
امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد .
 
آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، 
 
به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود 
 
لجوجتر و مصمم تر است .
 
سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد .
 
اما آب. راه خود را به سمت دریا می یابد .
 
در زندگي، معنای واقعی 
 
سرسختی، ا
 
یک شعری داشت حافظ که میگفت، پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت/آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد، یک تفسیری بود از این شعر که حافظ دارد به پیر ما طعنه میزند که کور است و خطای صنع را نمیبیند و خب اشکالی هم ندارد برای زنده ماندن، زندگي کردن، لذت بردن، خندیدن و. گاهي عادم باید خطا پو‌ش تر باشد، گاهي کمی خطا پو‌ش تر باشد، نه اینکه کور و احمق باشد ها. فقط کمی خطا پوش. 
این شبایی که شیفتم انگار قرص بی‌خوابی می‌خورم! یک ساعت و چهل و هفت دقیقه از ساعت قانونی خوابم گذشته و من بیدارم. دو ساعت دیگه باید برای نماز بلند بشم و چهار ساعت دیگه ساعت خوابم تمومه. نکته‌ی غم‌انگیز ماجرا اینجاست که باید v/s سی نفر رو می‌گرفتم و گرفتم؛ اما بیست نفرشون اشتباهی تو لیست بودن باید بیست نفر دیگه رو فردا صبح بگیرم.
یکی دلش درد می‌کرد بهش قرص دادم، نیم ساعت بعد اومد میگه "دیدین گفتم خوب نمیشه؟ من فقططط با چای‌شيرين دل‌دردم خوب
در برخی مناطق که  از آب شور دریا برای مصرف خوراکی، کشاورزی و صنعتی استفاده میکنند که به این نوع دستگاه تصفیه آب صنعتی ، دستگاه آب شيرين کن نیز گفته میشود . با دستگاه آب شيرين کن میتوان آب شور دریا را تبدیل به آب شيرين و قابل استفاده کرد امروزه داخل کشتی ها و ناوهای پیشرفته انواع دستگاه آب شيرين کن طراحی شده که همان آب شور دریا را تبدیل به آب شيرين و قابل آشامیدن میکند شيرين کردن آب دریا به این صورت است که در چند مرحله املاح آب از آن جدامی شود که
هوای تهران یه جوری گرفته که انگار قراره تموم بلا های آسمونی سر این شهر نفرین شده بباره!
 
چقدر این روزا نفس کشیدن سختم شده.
 
راستی چقدر تنهایی بهم میاد!!
اعتراف میکنم طعم تلخی داره ولی دوست ندارم با آدم نما های اضافی الکی و صرفا علی الظاهر شيرين ش کنم!!
مثل وقت هایی که آخرین پناهگاهم رو قهوه میبینم.
تمام تلخی ش رو با تک تک سلول هام مزه مزه میکنم ولی نمیذارم شکر لذت چشیدن این زهر شيرين و عسلی!!!رو ازم بگیره!!
برای درمان جوش های پوست چرب از بخور استفاده کنیدسیر از بهترین درمان های جوش:سیر یک ضد ویروس ، ضد قارچ و آنتی اکسیدان میباشد و یکی از سریعترین درمان های جوش است ؛ تعدادی عدد سیر تازه را برش دهید و به زمان یک‌سری دقیقه روی جوش ها اعمال فرمایید و آنگاه با آب گرم بشویید . این درمان را 3 الی 4 بار در روز تکرار نمائید.
جوش شيرين برای درمان جوش پوست چرب:جوش شيرين، یکی از دیگر از درمان های اثرگذار برای خلاص شدن از شر جوش می باشد و کمک می‌کند تا آلودگی ها
امروز بازدیدهای زی زی به 10000 رسید.تو این 1077 روزی که از عمر زی زی میگذره نه من مخاطبینم رو می شناسم و نه مخاطبینم منو. مخاطبینی گاه ثابت که هر روز به اینجا سر میزنن و آروم و بی سر و صدا و بی نشون، زی زی رو میخونند و رد میشن. اینجا می نویسم که فراموش کنم و همیشه از خودم می پرسم برای چی خونده میشم؟ گاهي شاد گاهي خسته گاهي امیدوار گاهي پر از عشق گاهي دلتنگ. هرچه که هست اینکه اینجا اونقدرها هم تنها نیستم، شوق نوشتن رو در من بیشتر میکنه. اینجا هنوز نتون
واااای خدددا اصلن فکر نمیکردم برنا به این زودی (۲سال و ۱۵ روزگی) و انقدر قشنگ این سوال رو بپرسه
وااای شيرين منی تو آخه پسر ماهم
و چقدر که شيرين زبونی داره این مدت:
دیروز وقتی مادربزرگش غذا آورد گفت: درد و بلا نبینی!
وقتی بهش گفتم رو میز نرو گفت: اینجا بشینم یار گله داره!
وقتی باباش بهش گفت به این سیستم پخش دست نزن گفت: این عادلانه نیست!
واااااای کوچولو تو فقط ۲ سالته آخه شيرينم.
و کلمات بامزه که خیلی به سختی جلوی خندمون رو میگیریم:
هپه بمان= هواپی
فناوری آب شيرين کن ها یا شوری زدایی از آب به دو دسته کلی تقسیم می شود:
فرایندهای تقطیری
فرایندهای غشایی
فرایندهای تقطیری؛ که در آن از یک فرایند مایع-بخار-مایع برای تقطیر آب خالص از آب شور استفاده می کند. این فرایندها شامل فناوری های فلش (تبخیر ناگهانی) چند مرحله ای ((MSF)Multi Stage Flash)، تبخیر چند مرحله ای ((MED)Multi Effect Distillation) و تراکم بخار (شامل تراکم بخار حرارتی و تراکم بخار مکانیکی) می شود.
فرایندهای غشایی؛ شامل اسمز مع ((RO)Reverse Osmosis) و الکترودیالیز م
 
 تحریریه ی لاوسته

۱-از یک دستمال کاغذی برای پاک کردن روغن روی لباس استفاده کنید. دستمال کاغذی  را روی لکه بکشید. ۲-از جوش شيرين استفاده کنید.در این حالت جوش شيرين را روی لکه بریزید و به مدت ۶۰ دقیقه صبر کنید.این ماده با جذب روغن لباس قهوه ای رنگ می شود. سپس با یک وسیله مانند کارت جوش شيرين را از روی لباس پاک کنید.اگر جوش شيرين در دسترس نبود از آرد استفاده کنید.
۳-از پودر ماشین لباسشویی استفاده کنید.در این حالت یک اسفنج مرطوب آغشته به پودر شستش
بالاخره تمام شد! کتابی پرهیجان، گاهي احساسی، گاهي صرفا نقل خاطرات با طنز کافی. جملات کوتاه و بندهای پرفعل و توصیفات موجز ولی دقیقِ این کتاب ،چشم را، روان و جاری روی واژه‌ها ساری می‌کند و بی‌مکث و پرهیجان تصاویر را بی‌آن‌ که از هم بگسلند روایت می‌کند. به‌شخصه تا کنون کتاب خاطراتی نخوانده بودم که این‌گونه، بدون اطاله کلام و این قدر با جزئیات، روایتی را به این وجدآوری از روزهای منتهی به انقلاب نگاشته باشد. روزهای منتهی به پیروزی انقلاب، ف
گاهي اوقات خیالبافی میکنم. 
بچگیام همیشه خیالبافی میکردم. 
گاهي میشینم و یه گوشه کز میکنم میرم تو رویای اینکه مثلا اگر پرستار بودم اگر تو بیمارستان کار میکردم چجوری بود. اگر تمام وقت میرفتم یه شغل درست حسابی چطور بود این که شاید خیلی خسته و درمونده با حال یه آدم بیکار غبطه میخوردم که خیلی راحت میرفت سفر و گردش و تفریح و سینما و 
الانم به حال اون آدم غبطه میخورم به حال کسی که وقت سر خاروندن نداره ولی خب اینا بنظرم زیاده رویش خوب نیست.
بنظر
استاد ما می‌گفت من حتی وقتی یک مگس روی دستم می‌نشیند، از خودم می‌پرسم علتش چیست و این مگس برای چه کاری آمده؟
و من اضافه می‌کنم خدا بسیار مربی خوبی ست. همه‌ی حرف‌ها را مستقیم نمی‌گوید. گاهي آدم‌ها و حادثه‌ها را می‌کند آینه‌ای که خودت را تویش ببینی.
گاهي حرف را خودش می‌زند و یا تبدیلش می‌کنم به یک سوال و می‌گذاردش در دهان دیگران.
گاهي پیش می‌آید که می‌بینی قشنگ برای روزت سناریو چیده! از آدمی که توی کتابخانه در گوش بغل دستی‌اش پچ پچ می‌
چشم روشنی: قصه یک زندگي شيرين
چشم روشنی ، کوثر لک، نشر شهید کاظمیبریده ای از کتاب:همان اول زندگي فهمیدم به اندازه ی فامیل هایم او دوست و آشنا دارد.با اینکه آن زمان بیست و چهار پنج سال بیش تر نداشت، هر شب مهمان داشتیم و برایمان کادوی عروسی می آوردند.یک شب که مادرم آنجا بود گفت که زشته مهمان ها شام نخورده برن، نگهشون دارید. مادر رفت سراغ مرغ پختن ، من هم با اعتماد به نفس رفتم سراغ برنج و قابلمه. پلویی پختم که توی تارییخ ثبت شد. دانه های برنج طوری ب
من دنیای شيرين دریا رو خیلی دوست نداشتم، 
 
چون خودم مال اون شهر بودم و پوپک گلدره به افتضاحی تمام گیلکی رو صحبت میکرد.
 
و اینکه گیلانیا خیلی باز و دختراشون خیلی شجاع و توی چشم هستن.
 
خیلی این جوری رفتار نمیکردن اینها.
توی گیلان ن بسیار زیادی هستن که قوی و پرقدرت دارن کارهای بزرگ میکنن.
 
بعدم ادم وقتی یه جا رو خوب میشناسه و یه چیزو خوب میدونه، بیشتر دنبال گرفتن ایراد و اشکاله تا که لذت بردن (خاک تو سرم).
ممنونم ازت به خاطر اون وبلاگ.
آری پسرجانکم!
براستی تو در شصت و نه روزگی، بعد از آن که مامان‌خانمت تلاش کرد که مکیدن دست‌های نازت را به تو یاد دهد توانستی اندکی دست‌هایت را به لب‌های زیبایت نزدیک کنی و بمکی. این موفقیت اندک تو از هزار راه رفته و تلاش کرده و موفقیت شيرين به دست آمده برایم شيرين‌تر است. بمانی برایمان مامان جان :) .
معرفی کتاب به مناسبتکتاب کودک : مژده گل؛ داستان‌هایی از زندگي امام سجاد (ع)؛ جلد ششمنویسنده : محمود پور وهاب
داستان‌هایی از زندگي امام سجاد (ع)» جلد ششم از مجموعه‌ی مژده‌ی گل نوشته‌ی محمود پوروهاب و به تصویرگری حامد زاهد است. این کتاب داستان‌هایی از زندگي امام سجاد (ع) را به زبانی شيرين و جذاب برای کودکان و نوجوانان بیان می‌کند.
انرژی و وقت، احساسات و راحتیِ زیادی خرج شد تا عمیقا فهمیدم ذهن دغدغه مند، چجور ذهنیه. درگیری با حجم زیادی از مشکلات طبقی بندی نشده که براشون راه حلی نداشتم و این در و اون در می زدم تا بفهمم و یه قدم برم جلو، مواجه با عریان ترین شيرينی که دیده بودم، احساسِ نقطه ضعف هام و سرزنش های بی شماری که شيرين واقعی رو هرچه بیشتر از ایده آل ها دور می کرد، اومدن این راه درازِ زجر آور و خسته کننده، در جا زدن در مسیر گذر،رفتن و برگشتن ها، چیز هایی که هنوز گوشه ا
خسته از دردهای زندگي خود را فراموش کردیمو بعد عشق رافکر کردیم درد داریم و از عشق گریختیمو نمیدانستیم درد از گریختن عشق استو گرنا هر دردی با عشققابل تحمل است چه بسا شيريندر گیر و دار زندگي عشق را فراموش کردیمفکر کردیم عشق یک هدف استو از آن صرفه نظر کردیمباری که عشق مسیر استکه اگر نبودکه اگر نباشددیگر هیچکس برای خودش هم قابل تحمل نیست.فکر کردیم بدون عشق هم میتوان زندگي کردولی وقتی از دست دادیممیفهمیم آری بدون عشق میتوان زندگي کردامااگر از
تا حالا شده حس کنید خودتون رو نمیشناسین؟
من الان یک سال و دو ماهه که هر چند وقت یک بار این فکر میفته تو سرم که من خودمو نمیشناسم. نمیدونم یک سال و دو ماه پیش من تغییر کردم، یا از قبل همین طور بودم و از یک سال و دو ماه پیش تازه متوجه تغییرات شدم
راستش زیادم برام مهم نیست، من زیاد خودم رو درگیر فلسفه ی زندگي نمیکنم، شعارم اینه که آسون بگیر و خوشحال زندگي کن. اما یک سال و دو ماهه که فکر میکنم نکنه برعکس من خیلیم دارم سخت میگیرم!
 
فکر نمیکنم جواب این
بی دل نوشت,انگار کسی بیخ گلویش را گرفته بود.بی دل حرف نزد تاسیگار ها خشک نشوند.بی دل لب نگشود تا خودکار جوهرش را خرج کند.به نوشته هایش نخندید.به قول فلانی خودکار من قدیمی است گاهي نمی نویسد,یک مارک بی خریدار.سیگار پشت سیگار.در دل نوشته ها که خوب جستجو کنی یک من دست هایش نمایان است.یک من به زانو درامده که دست به عصای خودکار گرفته تا بی دل بازهم بنویسد.ای خواننده,سرسری عبور کن از این نوشته ها وگرنه بی دل دیگری متولد خواهد شد.تولد همیشه شروع زندگي
کتاب دست های نیرومند : دفاع شيرين و جانانه امام علی(ع) در دوران کودکی از پیامبر اکرم
 
 
کتاب دست های نیرومند : غلامرضا آبروی، نشر حضور
 
معرفی:
گاهي انسان‌ دستش، پایش، چشمش، زبانش، قلمش، خلاصه تمام افعالش برای یاری دین خدا و یاری و دفاع از حجت خداست…داستان دست های نیرومند، داستان دفاع شيرين و جانانه امام علی علیه السلام در دوران کودکی از پیامبر اکرم است مقابل کودکانی که ایشان را می آزردند.داستانی ساده و روان که بر جان و دل کودک می نشیند
بری
 
مدیرکل دفتر آبزیان آب شيرين سازمان شیلات ایران ادامه داد: این شهرک ها در حال شکل گیری و در مرحله ساخت و ساز هستند و در زمینه های مختلفی مانند پرورش ماهیان شور و شيرين زینتی فعالیت خواهند داشت.
 
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم مهدی شکوری مدیرکل دفتر آبزیان آب شيرين سازمان شیلات ایران در گردهمایی تولیدکنندگان ماهیان زینتی سراسر کشور اظهار کرد: 1600 واحد پرورش ماهیان زینتی در کشور وجود دارد که 30 درصد آنها واحدهای بزرگ صنعتی هستند و
شاید برایتان جالب باشد که بدانید که مصرف روزانه آجیل می تواند خیلی از بیماری ها را در شما رفع کند خوردن آجیل، درمانی عالیست برای بیخوابی و دیابت و … .
 
 
 
 
فواید و مضرات آجیل شيرين و آجیل شورآجیل شور و اجیل شيرين برای همه ی افراد مناسب نیست. افراد مبتلا به بیماری های قلبی و عروقی نباید نوع شور آن را مصرف کنند زیرا به دلیل بودادن و نمک سودشدن کلسترول و فشارخون این افراد را بالا می برد.
  افراد دچار بیماری های کلیوی نباید به سراغ مصرف آجیل شور
موفقیت در یک چشم برهم زدن!
تب موفقیت های یک شبه رایج ترین بیماری جامعه ماست. شرایط نامناسب اقتصادی و نبود چشم انداز مناسب و امیدوار کننده برای آینده نزدیک از یک سو و حجم بالای خبرهای ناخوش آیند اختلاس ها و داستان های ان شاد و پیروزی که هر روز در شبکه های اجتماعی می خونیم، از سوی دیگه، باعث شدند تا امروز بیشتر از هر زمان دیگه ای اعتقاد به کار و تلاش برای موفقیت در زندگي پیش مردم، به خصوص جوانان، از بین بره. این وسط یه عده آدم فرصت طلب،
آری، پاییز نزدیک است .اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ‌ها در گذرها نیست ! پاییز که همیشه با بوی مهر نمی‌آید !
پاییز گاهي در زیر سیگاریِ روی میز، زیر انبوهی از خاکستر است، گاهي حوالی عطری تلخ پشت یقه‌ی لباسی تا شده، گاهي هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می‌درخشد !
پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست، گاهي در دل کاجی‌ست میان یک کاجزار همیشه سبز. گاهي قهوه‌ایست که سر می‌رود، غذایی‌ست که ته می‌گیرد و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می
 
تمام شهرهای جهان مشغول لوندی، دل من بسته به "خانه". عاقبت تصمیم گرفت پابه پایم فرو برود در ترس و دلهره ای شيرين. عاقبت بار را بستیم. هزار مرد و زن وسواسی توی دلمان رخت می شستند و ما دور چینی ها و بلورها رومه  باطله می پیچیدیم. می شستند و فرش ها را لول می کردیم. می شستند و می خندیدیم.
قرار است جور دیگری دست بدهیم به دست زندگي. قرار است دوباره زودتر از خورشید پا به خیابانهای شهر بگذاریم.
 
 
 
 
روز اول مدرسه برای بعضی از دانش آموزان بسیار شيرين و لذت بخش است و خاطرات دلنشینی از این روز دارند. اما برخی از کودکان به دلیل وابستگی به والدین نمی‌توانند به راحتی از آن‌ها جدا شوند و تجربیات جدیدی بدست بیاورند. به همین دلیل آن‌ها معمولا در روز اول مدرسه بسیار ناراحت و گریان هستند و خاطرات خوشی در آن روز ندارند. در ادامه به دلایل این واکنش‌های منفی و راهکارهایی که باعث می‌شود روز اول مدرسه برای کودکان کلاس اولی شيرين شود، اشاره می‌کنیم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب