نتایج پست ها برای عبارت :

زیبا رحیمی چند سالشه

دختره سی و شش سالشه،
استاد دانشگاه همچین دانشگاه بزرگ و موفق توی دنیا شده،
حرف میزنی باهاش ذوب میشی توی شخصیت و معرفت و هوش و شعورش،
 
بعد گرگ زاده (جدی) سی و شش سالشه، با یک سانتی متر ش میاذ هر روز اینجا رو میخونه بعدم میگه من نمیخونمت.
یعنی توی سی و شش هفت سالگی هنوز نمیفهمه نباید مثل یه ادم باشخصیت ظاهر بشه.
خاک تو سرت و خاک تو سر مشابهاتت.
تاخیر گفتار و زبان 
کودکم نه ماهش و هیچ صداسازی نداره، فرزندم یک ونیم سالشه فقط ماما وبابا میگه، بچم دوساشه تنها چندکلمه میتونه حرف بزنه، بچم سه سالشه و پنجاه کلمه بیشتر بلد نیست بگه و جمله نداره، بچم چهارو نیم سالشه ولی جملات کوتاه و دو کلمه ای و نهایت سه کلمه ای میتونه بگه، فرزندم پنج سالشه ولی داستان بلد نیست تعریف کنه و اتفاقات روزمره رو نمیتونه بازگو کنه،کودکم شش سالشه میخاد بره آمادگی ولی قشنگ حرف نمیزنه جملاتش پس و پیش هستند و ساختار
به شدت دلم میخواست کتاب های بچگیمو الان میداشتم میدادم به پسرخالم که الان ۸ سالشه و سن خوبیه برای خوندن کتاب های کودک اما متاسفانه وقتی کلاس چهارم بودم مامانم همه کتاب داستانامو داد به دخترخالش که بده به بچه هاش :/// هیچوقت گریه های اون شبم یادم نمیره و هنوز که هنوزه یادش میفتم داغ دلم تازه میشه و به هیچ وجه نمیتونم مامانمو ببخشم  کتاب های عزیزم :(
خب امروز ۴۰ مادر بزرگ بود .
و من و دختر خاله ها نشسته بودیم‌ یه گوشه و زارمون رو میزدیم.
که یه حاج خانومه اومد نشست کنار من.!و اینطوری زل زد بهم
از اول قصه اخرشو بخون.که حاج خانومه بهم گفت دختر جان شما چن سالته؟
گفتم جان؟؟؟
گفت جانت بی بلا.تو دختر کی ای؟
گفتم واسه چی؟
گفت ببین ؟داری از زیر سوالام در میری .
گفتم ببخشید.!
۲۱ سالمه.دختر فلانیم.!
گفت پسرم ۳۰ سالشه درس درست حسابی نخونده.ولی!
منببخشید حاج خانوم منو مادرم صدا میزنه.
و رفتم نشست
5 سالشه اسمش دلسا ست.
خیلی خوشگل نقاشی هاشو رنگ میکنه و خیلی هم شیرین زبونه لهجه ترکی داره با چشمای سبز آبی
یه روز واسش نقاشی کشیدم که رنگ کنه یه کم بیسکوییت گذاشتم وسط که بخورن. 
یه نفس عمیق کشیدم دلسا یه نگاه به من کرد و با لهجه ترکیش گفت: خسته شدی؟ یه کم استراحت کن!
- مرسی عزیزم که اینقدر مهربونی!
چند دقیقه بعد یدونه بیسکوییت برداشت و گاز زد. ولی نمیدونست اون تیکه دیگه ش رو کجا بذاره.
ادامه مطلب
دانلود آهنگ زيبا رحيمي دوره گرد + متن اهنگ 
دانلود اهنگ عاشقانه نکن اینجوری با دل من نشو اینجوری قاتل من به نام دوره گرد با صدای زيبا رحيمي با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلود
Download New Mp3 Music ziba rahimi – doregard
متن آهنگ دوره گرد زيبا رحيمي 
نکن اینجوری با دل من نشو اینجوری قاتل من
به کی دل بدم جز دل تو که تو دل میدی جز دل من
به کی دل بدم جز دل تو که تو دل میدی جز دل من
نکن از دلم من دلتو هنوز فکر من بند تو
 
چرا رد میشی از دل من
مگه بد بودم با دل تو
دیگه کی
بسم الله الرحمن الرحیم ./
 
محمدحسین یک سالشه ! تب ِ بیرون رفتن داره بچه . یه جا بند نمیشه ، هر وقت میخواد از خونه بزنه بیرون ، درو روش قفل میکنن ! مامانش میدونه که به محض اینکه پاشو بذاره بیرون سه طبقه پله رو میره بالا و میاد پایین . احتمال میده بخوره زمین . فقط احتمال ! اون یه مادره ، و عاشق بچه ش . ازش‌ مراقبت میکنه :) خدا هم یه وقتایی همه ی درا رو رومون قفل میکنه ! فرقش اینه که خدا احتمال نمیده بلایی سرمون بیاد ، مطمئنه . خدایا برای همه ی بلاها
اینکه بری توی جمعی و مدام بشنوی که از مادرت میپرسن این دختر شماست .واااای ماشالاااا . چه خانومی . چند سالشه و .
بله درست حدس زدید ماجرا ، ماجرای خاستگاریه .
واقعا برام نهایت زجره.
اما 
من ساکت و آروم یه گوشه نشستم حتی گوشیم رو هم درنیووردم تا باهاش مشغول بشم .
تو کل این مدت به گلای قالی زل زده بودم و به این فکر می‌کردم این آدما چجوری هنوز اینجور روابط براشون جذابه.
اینکه بخوان لباس و طلا و مسافرت رفتناشون رو به رخ هم بکشن .
و سعی کنن تو زن
خاله گفت: اگه خسته می‌شی بده‌ش بغل خودم.
گفتم: نه! خسته نمی‌شم، بذار بخوابه.
دو ساعت رو دستم خوابید. از خود تهران تا خود قم. دستم درد گرفته بود. پیشونی‌ش خیس عرق شده بود و موهاش چسبیده بود به پیشونی‌ش. یهو می‌پرید، انگار که خواب بد ببینه. دلم می‌خواست فشارش بدم، محکم. هروقت می‌بینمش دلم می‌خواد حسابی فشارش بدم. 
خدایا، من خیلی این بچه رو دوست دارم!
امروز پرسیدم: فاطمه‌سما چند سالشه؟
گفت: یک.
با خودم فکر کردم که انگار خیلی بیشتر از این حرفا ب
روزی یک پیرمرد با یک پسری آماده یک سفر میشن (خواهشا نپرسین چرا و کجا !! ) . اما برای این سفر نیاز به یک خر داشتن ( فکر کنم خر مودبانه تر هست نه ؟ ) . رفتن با همدیگه یک خر خریدن و خوشحال و سرحال آماده شدن که برن برای یک سفر خیلی خفن و باحال . خلاصه ، این پیرمرده و پسره و البته این آقا ( یا خانوم ) خره قصه ما باید از کنار چهار تا آبادی رد میشدن . پیرمرد و پسر ، پیاده همراه با خر راه افتادن . به اولین آبادی که رسیدن ، جای یک چشمه آب ایستادن که آب بخورن و وقتی می
بچه ها
 
long story short
 
من نگران دوستمم.
 
دوستم اینجا رو میخونه و خودشم میدونه که الان دارم درباره اون صحبت میکنم.
 
من دو تا مریضی دارم و دارم باهاشون واقعنی میجنگم. یعنی حال خودمم خیلی خوش نیست.
 
ولی آدمم. و احساس دارم و عاطفه دارم و نمیخوامم اینها رو تو خودم بکشم.
 
نگران دوستمم.
 
دوستم هم لاغر شده (درسته که ریشش و سیبیلش رو زده) هم خیلیییییییی پیر شده.
 
شبیه پنجاه ساله ها شده.
 
هم رنگ و روش پریده.
 
انگار بیست تا بچه شو فرستاده دانشگاه.
اینقدر پ
تو محلمون یکی بود بهش می گفتن رسول بگ
از اون بنده خدا هایی که تو بچگی شون موندن با اینکه 40 سالشون شده بود
قبلا تو هر محلی یکی از اینا بود الان انگار اینا هم کم شدن
القصه. وقتی 9سالش بود تصادف کرد و 40 ساله که هنوز 9 سالشه
برادرش یکی از شجاع ترین شهدای محلمون بود. از اونا که می رفت تو دل عراق برای جمع آوری اطلاعات. کار این رسول جمع کردن بچه ها برای کارت بازی و ساخت رزین های نقطه زن(فارسیش فک کنم دوچله بشه. از این تیرکمون ها که باهاش فلسطینیا سنگ م
-پرخاشگر شده. بعضی وقتا میره توی لاک خودش، نه حرف میزنه نه تلوزیون می بینه نه بازی می کنه.
+ببین! وضع جامعه رو من می دونم، تو هم می دونی. قُر قُر کردن فقط سنباده کشیدن روی اعصابمونه. ما بزرگیم. خودمون رو جمع و جور می کنیم، اما پسرت فقط 13 سالشه. اول نوجوونی باید خیال پردازی کنه. باید بتونه آیندش رو تجسم کنه و فکرای بزرگ کنه. وقتی توی خونه حرص می خوری و از امنیت نداشته اقتصادی می نالی، از فساد می گی، عملن داری روان بچت رو نابود می کنی.
-خودم هم به این ن
خدایی شما اصلا تصورش رو هم میکنین که مرد هفتاد و خورده ای ساله احساس داشته باشه، عطش!! عطش جنسی داشته باشه!
 
خدا وکیلی اصلا باورتون میشه؟!
 
من فکر میکردم مردها نهایتا دیگه ته تهش توی 55 همه هوس ها و خیالات و علایق جنسی شون میمیره و تموم میشه!
 
یارو 76 سالشه!
 
نیست ایرانیا و مهاجرا به اینها رو دادن از اول، و همین 80 ساله رو ترجیح میدن به پسرای ناز و ترگل ایرانی،
اینا پررو شدن. وقتی اینا رو اولین بار میشون سر جاشون، قشنگ دوزاریشون میفته که همه این ش
دکتر راحیل رحيمي
متخصص کودکان و نوزادان
فارغ تحصیل دانشگاه علوم پزشکی شیراز
کد نظام پزشکی : ۱۰۴۵۵۰
 
آدرس : بندرعباس حدفاصل چهارراه پردیس و دانشگاه آزاد،ساختمان پزشکان پردیس،طبقه پنجم
شماره تلفن : ۰۷۶۳۳۶۸۸۹۹۰
شماره تماس : ۰۹۳۷۹۱۵۱۷۸۳
 

 
 


 
 
من با 26 سال سن، تو درمانگاه، لیسک (آبنبات چوبی) می‌خورم، بعد دختره اومده، دقیقا نصف سن منو داره، 13 ساله، متاهله.
دکتر از خواهرش می‌پرسه چرا اینقدر کوچیک عروسش کردین؟ میگه خودش خواست، پسرعمه‌مونه، هجده سالشه. دختره میگه میرم کارگاه گلسازی. میگم مدرسه چی؟ میگه شوهرم نذاشت دیگه.
الان من بچه‌ترم یا اون؟ :)

+ انصافا لیسک خوردن، جلوی مریض، از وقار آدمی می‌کاهد! ولی خب ضعف کرده بودم و چیزی جز لیسک تو کیفم نبود. تازه این لیسک هم برای خودم نخریده بو
بچه ی این و اونو التماس میکرد بهش یه دیقه تبلتشونو بدن بازی کنه. گوشیم داشت میترکید قد یه مولکول جا نداشت. هرچی داشتم حذف کردم براش بازی دانلود کردم گوشیمو دادم دستش. یه جوری لپمو بوسید که هنوز گزگز میکنه :| یه جوری دم گوشم با شوق داد کشید "اسم تو چرا فرشته نیست؟" که گوشم هنوز داره سوت میکشه :| حاجی فرشته چیه؟ به نظرش هرکی بهش گوشی بده باهاش بازی کنه جزء ملائکه ست -_-
فهمید دارم میرم یه جوری بغض کرد بغض کردم. موندم. موندم ولی من فقط سالی نهایتا پنج س
خواهرم، ۳۶ سالشه. فوق لیسانس مدیریت داره. مجرد. بی‌شغل.
خواهرم، اصولاً اینقدرا درسش خوب نبوده. جثه‌ی کوچیکی داره.
حدس می‌زنم توی دوران کودکی، اینطور بهش قبولونده شده که دختر ضعیفیه.
می‌دونم که تهِ دلش احساس ضعف می‌کنه. همیشه قبل از شروع هر کاری، با این پیش‌زمینه‌ی قوی به مسئله نگاه می‌کنه که نمی‌تونم. چون خنگم.» اینو گاهی هم به زبون اورده.
الان، واسه ساده‌ترین کارها هم، قبل از شروع کار، می‌ترسه که نتونه. از آموزش ساده‌ی ادیت عکس به یه
زیدان در کنفرانس مطبوعاتی برای بازی فردا با مایورکا حاضر شد :
- تعویق بازی ال‌کلاسیکو؟ اگر باید 26 اکتبر بازی کنیم ، بازی می‌کنیم. میتونه  یا 18 دسامبر هم باشه. ما خودمون رو با هر شرایطی وفق میدیم
- اوضاع بارسلونا؟ من از خشونت خوشم نمیاد. هیچکس خوشش نمیاد. این اتفاقات خوبی نیست و من نمیخوام واردش بشم
- حضور راموس در المپیک؟ مهمترین چیز اینه که خود سرخیو چی میخواد. اگه دوست داره بازی کنه منم موافقم. 34 سالشه و میخواد به کشورش کمک کنه و این از نظر من
دانلود رمان دیداری دوباره با لینک مستقیم و رایگان برای موبایل و کامپیوتر
داستان در مورد یه پسره و دختره هست که پس از سال ها کنار هم بودن در تولد 15 سالگی دختره از هم جدا میشن پس از جدایی مدت زیادی طول نمیکشه که دوباره با هم دیدار میکنن.
خلاصه رمان دیداری دوباره
یه ماهی میشه که از ماجرای تولد و جدایی من و باران میگذره…
روزای سختی داشتم ، خونه و همه جا تو یه گوشه تنهایی مث افسرده ها
می نشستم و همش به فکر میرفتم…
من علی هستم و 16 سالمه ، آبجی کوچکم
در این بخش از سایت جونا دانلود اهنگ چه زيبا شده فاصلمون برای دریافت و شنیدن انلاین قرار داده می شود
دانلود اهنگ چه زيبا شده فاصلمون (زيبا رحيمي) با کیفیت عالی و لینک مستقیم
چه زیاد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمون
یعنی هنوز عاشقمی یا عوض شدی میخوام بپرسم نمیچرخه زبون
چه روزایی که خوب بودی باهام حرفای قشنگی میگفتی برام
هنوز همون دوست دارم روی قولشه ، هستی رو حرفی که گفتی برام
دانلود آهنگ چه زیاد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمون
منو ببی
شازده جمعه ها کلاس خصوصی موسیقی میره و مربیش انقدر بهش لطف داره که شنبه ها هم گفته بیاد کلاس عمومی که تو جو شاد بچه ها باشه. بچه های کلاس عمومی ترم سوم هستن و شازده فقط سه جلسه رفته منتها وسط تمریناتش نت های کلاس گروهی رو هم استادش یاد میده که تو جمع بچه ها بزنه. دیروز تو کلاس خصوصی بهم میگفت شازده خیلی استعداد داره و گیراییش نسبت به بچه هایی که تا حالا باهاش کلاس داشتن بهتره و خیلی خوب پیشرفت کرده و با همین سه جلسه به سطح کلاس گروهی رسیده و گفت
میم ساعت شیش ونیم خبرداد که کجابیام؟ گفتم بیافلان جا 
اقا اماده شدم ورفتم ،داداشمم رفت نون بخره ! بعد من پیاده رفتم تا
محل قرار! دیدمش دست دادیم با ی دوستش بود! میم ریش گذاشته بود و
این قیافشو بیشتر نشون میداد بااینکه۱۹ سالشه ! پیاده میرفتیم وحرف میزدیم
که گوشیم زنگ خورد داداشم بود،گف این دوتاعنتر کین باهات ،میخواستم بیام 
​​​​​وفلان ،گفتم زر زر نکن مامان درجریانه گوشیو قطع کردم بدم میاد با
۱۶ سال سنش واسه من شاخ میشه 
با میم و دوستش رفتی
نیم وجبی هشت سالشه بعد چند روز غصه و گریه و . نشسته داره یکم غذا میخوره دیدم زل زده ب تلویزیون داره اخبارو نگاه میکنه لقمه تو دستش مونده از تعجب! اخبار داره آتیش زدن قرآن رو نشون میده . یکم میگذره اخبار تموم میشه مثل فنر از جاش میپره میره با عصبانیت بشقابو میزاره تو آشپزخونه میاد ب مادرم میگه : خااله من ( یه من محکم میگه با همون زبون بچگونه اش ) میگه خااله ، من ، قرآن از دستم می افته زمین ، برمیدارم صد تاااا ماچش میکنم اونوقت اینا قرآنو آتیش ز
من قبل از این‌که سولویگ باشم، یه چیزی بودم بین رامونا و آن شرلی. همون‌قدر پرحرف، خیال‌باف، شیطون. هنوز هم تا حدی هستما، اما اون موقع مطلق بود. توی آخرین کتاب، رامونا ده سالشه. منم یکی دو سال بیشتر دووم آوردم و بعدش دیگه رامونا نبودم. =)
یادمه می‌نشستیم با عمه قالی می‌بافتیم. همه بچه‌ها دو دقیقه می‌نشستن و می‌رفتن، ولی من می‌موندم. بعد یه‌سره حرف می‌زدم، بدون وقفه. عمه هم همه‌ رو گوش می‌داد. یه بار بهش گفتم: "عمه، من خیلی حرف می‌زنم؟" خندی
یه کامیکی بود با این مضمون که یکی به دوستش گفته بود اگه 20 هزار نفر رو بکشیم مساویه با کاشتن 20 میلیون درخت و دوستش جواب داده بود بعضی وقتا عجیب میشی.من اینو فرستادم واسه خواهرم و در جواب گفت تفکر ترسناکی داره.
خب منم موافق بودم م ولی به حرف اون کامیکه هم فکر کردم.حالا از دیروز دارم میبینم یه جایی به وسعت اروپا داره تو آتیش میسوزه و اون وقت هم کلاسی من با افتخار میگه من یه لباس رو دو بار نمیپوشم.دخترم ( که هشت سالشه) هم مثل منه.خواهرم از یه
گفت سعی نکن نقش مشاور برای خانوادت داشته باشی، نذار حس حمایتی ازت داشته داشن و این حرفا :-/ 
گفتم اره درست میگین و اصلا چیزی نمیگم دیگه 
اما دیدم بهترین دوست دوران راهنماییم ع باباشو گذاشته . 
هر دوشون به فاصله کوتاهی فوت کردن . اون دیگه مامان و بابا نداره . چند سالشه مگه؟ 
با خودم گفتم مگه ادما چند سال عمر میکنن که از هم حمایت نکنن؟! اونم از کسایی که هم خون و هم خونه  همن 
کسایی که نزدیک ترینن و میتونن از نگاهت همه چیو بخونن 
نشستم با
سلام 
دختری هستم 20 ساله، روحیه ی حساسی دارم، برادرم 22 سالشه و مثل اینکه خدا بخواد قراره به زودی نامزد کنه، راستش من همیشه دلم میخواد خوشبختی اطرافیانم رو ببینم مخصوصا خوشبختی و ازدواج برادرم رو.
ولی یک سری موضوعات و مشکلات ذهن من رو درگیر کردن، من فاصله ی سنی کمی با برادرم دارم و از این که احساس میکنم میخواد نامزد کنه ولی من احتمالا حالا حالاها تو چنین شرایطی نیستم ممکنه یه کم حس حقارت بهم دست بده و اینکه بخاطر شرایطم همیشه میگفتم ایرادی ندا
سلام دوستان
من دختری ۱۹ ساله هستم. حدود ۳ و سال و نیم هست که عاشق یکی از پسرهای فامیل دورمون شدم. ولی اون از علاقه ی من چیزی نمی دونه. اون آقا ۲۳ سالشه. دوستش دارم. تا حالا با کسی دوست نبودم و نیستم. مقید به واجبات و این چیزها هستم‌. تا اون جایی هم که میتونم واجبات رو به جا میارم. هدف در زندگیم دارم. خدا رو شکر خوشگلم هستم (تعریف نباشه) و دختر پاک و خوبیم.
اون پسر هم تا اون جایی که من میدونم اهل حرام و حلاله. چند روزی میشه که سربازیش تموم شده و میخوان
۳۹ سالشه. مجرده. روی هم سه چهار بار پیش اومده یه مکالمه‌ی کوتاه با هم داشته باشیم. هیچی به جز اسم و سن و دانشگاهم از من نمی‌دونه. دقیقا از دومین یا سومین مکالمه‌ای که با هم داشتیم، شروع کرد به خیال خودش نصیحت کردن :ببین تو خیلی دختر خوب و خانوم و سربه‌زیری هستی. منم همین بودم. همه هم میگفتن وای چه قدر این دختره خوبه! به تو هم حتما میگن. ولی اینا تهش به هیچ جا نمی‌رسه! شیطنت کن! دختر باید شیطون باشه.» (لازمه توضیح بدم منظورش از هیچ‌جا» ازدواجه
امشب مامان بزرگم فوت کرد همیشه فک میکردم تو این شرایط دیگه باید خیلی ناراحت بشم و گریه و اینا ولی واقعیتش داشتم کانتست میدادم و سر این که باید پاشم یا نه شک داشتم که البته یه هو قطع شد و تصمیم گیری رو راحت  کرد ولی الان سواله برام واقعن این قدر سنگ دلم ؟ این تا کجا قراره ادامه داشته باشه. ادمای تا چقد نزدیک زندگیم بمیرن برام مهم نیست؟
 
بعد این با کلی از فامیلام اشنا شدم که واقعن ازشون خوشم اومد و نمیدونم واقعن چرا این مجمعهی مضخرف از فامیلا
خب دیگه. از بس پیش‌نویس ردیف کردم و وقت و ناوقت اومدم تو بیان، آخرش یکی از پست‌های بی‌سر و ته از دستم در رفت و واستون دست ت داد. خواب بودم نمی‌دونم چرا همچین شد.
ولی حداقل بهانه‌ای شد یه مشت دیگه دری وری بنویسم :دی
یکی از موضوعاتی که من خیلی راحت ازش رد می‌شم حرف دیگرانه. نمیدونم کار خوب یا بدی می‌کنم، ولی حس خوبی دارم. مثلا فک و فامیل گیر می‌دن در مورد تغییر رشته و بیکاری و ازدواج و از این‌جور چیزها که از فاکتورهایی که روشون تاثیر داره
امروز اتفاق جالب دیگه ای رقم خورد.
یک آقایی با لباس بومی و محلی کشور همسایه امون افغانستان، برای انجام کارش وارد مغازه شد. کارش شامل دو مرحله بود که همه رو کامل با دقت بهشون توضیح دادم؛ مرحله اول انجام شد و در انتظار تأیید سامانه مورد نظر. 
اسم فامیلشون رحيمي بود؛ آقای رحيمي. تا مدت زمانی که تأیید سامانه انجام بشه، یکی دو ساعت تا چند روز زمان میبره پس ایشون رفتن تا یکی دوساعت دیگه بیان.
یکی دو ساعت دیگه اومدن و توی نوبت در انتظار نشستن. رسم کا
1. گفتم؟ که اون روز که رفتیم باغ کتاب از مترو برا خودم از اون محافظای هندزفری خریدم؟ بلد نیستم بزنم به هندزفریم :| سر اون دو راهیش گیر میکنم :| بعد چون تا نصف هندزفریمو زده بودم و اتفاقا خیلی هم طول کشید دیگه درش نیاوردم و فرداش که رفتم کتابخونه بخاطر اینکه نصف هندزفریم صورتی بود نصفش مشکی، اهنگ گوش ندادم و هلک و هلک بردم خونه مامان بزرگم اینا که مرمر درستش کنه. سه رووووووز اهنگ گوش ندادم (این بزرگترین فاجعه زندگی منه) اخرشم یادم رفت به مرمر بگم
بیمارى برمیگرده و منو مثل موش آبکشیده له میکنه
چقدر ناتوانم و چقدر گریه میکنم براى ناتوانیم
چقدر هیچى ام
چرا هیچ کارى نمیتونم انجام بدم؟
مردم هزارتا کار بزرگ توى زندگیشون انجام دادن؛ واریس دیرى، صنعتى زاده، راسل، دولت آبادى، نرگس کلباسى، .
خاک بر سرم که این تعاریف توى ذهنم رفتن و مغزم رو به فنا دادن. توى اینستا و همه جا پره از تعریف از آدمایى که هزارتا کار کردن در مدحشون در ستایششون که چقدر خفنن که هزارتا کار رو باهم انجام دادن و هزار آفرین
فکر می کنم وقتی ۷ ماهش بود و اولین بار بود که می دیدیمش این عکسو گرفتم، یه دختر کوچولو قد نخود؛
این عکسو امشب گرفتم:
حالا تقریبا ۳ سالشه. مامانش فردا دفاع پایان نامه ارشدشو داره. التماس کرده اگه نریم دفاعش، پس فردا ما رو می بره بیرون اینقد استرس داره. 
داشتم فکر می کردم تو سه چهار سال اخیر چه اتفاقای متفاوتی تو زندگیش افتاد. حداقل اینکه فرصت دو سه سال بزرگتر شدن با دخترشو تجربه کرده تا حالا دلش واسه شیرین زبونی هاش ضعف بره
+ امروز قرار بود بریم
خوشی، شادی، تفریح و خوشگذرانی از دغدغه های همه انسان هاست، همه در تلاشند تا به نحوی شادی بدست بیارند، حال خوبی داشته باشند حتی لازم باشه هزینه های زیاد و یا کارهای خطرناک می کنند، اما بعضا به نتیجه مطلوب نمی رسند و یا تفریحشان همراه گناه، آزار دیگران و یا آسیب به خود می شود.مساله مهم این است که خوشی در چیست؟
امام صادق علیه السلام فرمودند:النُشرَةُ فی عَشَرَةِ أشیاءَ: المَشیِ، وَالرُّكوبِ ، وَالاِرتِماسِ فِی الماءِ ، وَالنَّظَرِ إلَى الخُض
صبح از خواب پاشدم و طبق معمول ایتا رو باز کردم.
از گروه رفیقام آخرین پیامی که اومده بود این بود: "منم میام" 
به خودم گفتم باز این ددری ها یه جا قرار گذاشتن برن خوش بگذرونن. ببینم کجاس منم برم یه کم از این حال و هوای فسردگی پاییز بیام بیرون
پیاما رو رفتم بالا، تا به اولین پیام رسیدم:
"بچه ها! شوهر مرضیه سادات تصادف کرده. براش دعا کنید." 
چندتا پیام اومدم پایین تر: 
"انا لله و انا الیه راجعون. بچه ها شوهر مرضیه سادات فوت شده. برای تسلی دل خودش و بچه ها
یه دوست جدید دارم
شدیم رفیق راه و گلستان
سعی می کن در طول روز زیاد سمتم نیاد
ولی می بینم همون اطراف می گرده
مخصوص ساعت های عصر که سرم خلوت تره
هیچی نمیگه منتظر می ایسته
میگم خب من یک ساعت زمان آزاد دارم چی کار کنیم؟میخوای چی نشونم بدی؟
اصلا یادم نمی اد بار اول چی شد سر صحبت باز شد
فکر کنم توی یه کاری گیر کرده بود کمکش کردم
که رفتار عجیبی از سمت من نبود چون  دوروبرم تقریبا به هر کسی که بتونم کمک میکنم
بعد سر حرف باز شد به کارهایی که کرده
روز اول فه
باسلام به اطلاع دوستان می رساند که دانش آموزان پایه هشتم که روز جمعه مورخ 98/02/06 راس ساعت 08:30 در محل برگزاری آزمون حاضر شوند به شرح ذیل می باشد.
1- حسین رحيمي
2- امیررضا بیرانوند
3- امیرحسین رحيمي
4- امیررضا مومن زاده
5-حسین نیکنام
6-حسین رسولی
7- علی حسن پور
8-ابوالفضل اسکندری
9-امیر رستمی نژاد
10-امیرحسین دولتشاهی
11-مهدی قائدرحمتی
12-حسین نبوی
13-محمدمهدی میرزایی
14-ابوالفضل اسدی
15-امیرمحمد مومن زاده
روز جمعه راس ساعت 08:15 در مسجد امیرالمومنین ع شهرست
سلام.
امروز زنگ اول دینی داشتیم.امتحان کتبی گرفت با اینکه نگفته بود.:/
متوسط دادم چون درسش آسون بود یه جورایی بلد بودم.
 
زنگ دوم ورزش داشتیم.اتفاق خاصی نیفتاد:|
 
زنگ سوم مطالعات.
ما هفتم معلم مطالعاتمون جوون و خعلی باحال بود:)
هشتم یه معلم سن بالا داشتیم که خعععلییی رومخ بود.:/
کلا مینشست یه گوشه.بچه ها کنفرانس میدادن، سوالات رو دفتر چاپ می کرد، سرگروه ها یا خودش امتحان می گرفتن و سرگروه ها صحیح می کردن، کلا هم می گفت سر کلاس بشینیم درس
اونی که تصمیم میگیره بین درس و امتحانا فیلم "نهنگ آبی" رو ببینه و کتاب "خداحافظ سالار" رو بخونه کیه؟ منم مننن!درباره کتاب "خداحافظ سالار" باید بگم که به طرز خیلی عجیب و شگفت انگیز گونه ای پیداش کردم در حالی که اصلا انتظارش رو نداشتم. و اینکه کتاب شهدایی کم دارم و یکیش رو دادم به سحر! و قصد هم نداشتم فعلا بخرم.القصه امروز زنگ آخر بیکار بودیم که بنده رفتم سروقت کتابخونه مدرسه. اسم کتاب ها رو نگاه میکردم که دیدم توی قفسه بالا کتابی به صورت خوابیده گ
برای دخترش خواستگار آمده بود، گویا خودش هم راضی بود اما دختر و پدرش نه!
رو کرد سمت "ص" و گفت "تو باهاش حرف بزن بلکه راضی بشه" !
"ص" هم بلند شد و رفت! 
وقتی برگشت پرسیدن چه خبر؟ چکار کردی؟ ، گفت :
《 پسره ۳۰ و خرده‌ای سالشه، یه‌ بار قبلا ازدواج کرده و یکی، دوتا بچه داره ولی پولداره، خونه داره، ماشین داره، کار داره، همه چی داره، بهش گفتم واسه چی میگی نه؟ نکبت گرفتَتِت مگه؟ یه مرد باید خونه و پول داشته باشه که داره، چی میخوای دیگه؟!" همه‌ی این‌ها را وق
مجبور کردن خودم به نشستن و صرفا درس خوندن از طاقت فرسا ترین عملیات هایی هست که تا به امروز طرحشو ریختم:| 
 بایستی هر روز یک ساعت یا نیم ساعت بیشتر تلاش کرد. حتی حفظ کردن ساعت مطالعه ی دیروزم کار خوبی محسوب میشه.(جا برای ناامیدی نیست، باید پیشرفت کرد سرباز!)
این پروسه مثل کوهنوردی می مونه. نمی دونم تجربه ی کوهنوردی داشتین یا نه، یه کوهنورد باید صبر و تحمل زیادی داشته باشه. باید آروم باشین، خوب نفس بکشین و حواستون جمع سرعت حرکتتون باشه. یه قدم می
جالبه این مملکت با این همه ثروت، هیچ برکتی نداره.
هر روز هم بیشتر از دیروز داره گسسته میشه.
 
یعنی این چند ماه بگذره و من ازینجا برم، دیگه پام رو اینجا نمیذارم.
 
تو فکر کن هرچی مرد و پسر دور و برت میبینی همه یا مجردن یا طلاق گرفتن.
 
دلیل اینقدر گسستگی، اینقدر تنهایی، اینقدر بی کسی رو تو مملکتی که توش به دنیا اومدی، فرهنگش رو میدونی، و توش بزرگ شدی رو درک نمیکنم.
 
فکر کن سفیدها اینقدر تنهان، پسر گنده چهل سالشه، زندگی ساخته، هر شب سرشو تنهایی می
امروز، همکارم داشت از خانواده همسرش می‌گفت. اینکه تو دوران عقد‌شون مادر شوهرش تصادف می‌کنه و فوت می‌کنه و خانواده داغون می‌شه. اینکه پدر شوهر و مادرشوهرش دختر خاله پسرخاله بودن و بعد فوت ناگهانی زن، مرد دست از زندگی می‌کشه و می‌شینه تو خونه و روزی صد بار به نوه بزرگش که هشت سالشه و از طبقه بالا میاد پایین تا پیش بابابزرگش باشه می‌گه: دیگه وقتشه بمیرم.اینکه به عنوان تازه عروس وقتی همون روز تصادف میره خونه خانواده همسر، با قابلمه مربا توت
قسمت اول فصل آخر گات رو دیدم.تهش یه سری جدید از HBO تبلیغ کرد به اسم چرنوبیل.پارسال کتابش رو خوندم.حتی لوگوی اسم فیلم هم همونی بود که تو کتاب نوشته بود:از هم پاشیدن همه چیز.یکم از کتاب رو با هم بخونیم:
اون شروع کرد به تغییر کردن. و من هر روز انگاری با آدم دیگه ای روبرو میشدم.آثار سوختگی کم کم داشت خودشو نشون میداد:رو دهنش رو زبونش رو گونه هاش.اولش به نظر میرسید یه سری زخم جزئی باشن ولی بعد شورع کردن به بزرگ و پوسته پوسته شدن درست مثل یه لایه ی سفید.
دانلود رایگان سریال ترکی شماره 309 با زیرنویس فارسی
با زیرنویس فارسی و لینک مستقیم  + نسخه زیرنویس چسبیده
سریال No 309 / قسمت 01 تا قسمت 65 با زیرنویس فارسی اضافه شد
Free Download New Turkish Comedian Series Indded No.309
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جهت دانلود سریال + خلاصه داستان به ادامه مطلب مراجعه نمایید
نام سریال : NO 309ژانر : کمدی , درامکارگردان : Tolga Pulatنویسنده : Aslı Zengin, Banu Zengin
دانلود رایگان سریال ترکی شماره 309 با زیرنویس فارسی
با زیرنویس فارسی و لینک مستقیم  + نسخه زیرنویس چسبیده
سریال No 309 / قسمت 01 تا قسمت 65 با زیرنویس فارسی اضافه شد
Free Download New Turkish Comedian Series Indded No.309
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جهت دانلود سریال + خلاصه داستان به ادامه مطلب مراجعه نمایید
نام سریال : NO 309ژانر : کمدی , درامکارگردان : Tolga Pulatنویسنده : Aslı Zengin, Banu Zengin
ننه کریم پیرزن زبر و زرنگیه ۷۹ سالشه و همه ی کاراش رو خودش میکنه کریم پسر بزرگترشه و کلی نوه داره ننه کریم همیشه لبخند رو لباشه و شاده و هرکی هم ببینتش بیخودی و ناخودآگاه میخنده فقط یه عادت بد داره که غیبت میکنه از رو نفهمی و زیاد که حرف میزنه و گرم حرف زدن میشه دیگه غیبتم میکنه و خودشم متوجه نیست واقعیتش نوه هاش وقتی میان خونه ش آهنگ میزارن از رو گوشی و ننه هم پایه ستا وامیسه رقصیدن باهاشون تازه عضو گروپ مجازی هست ولی بیشتر عکسارو میبینه و نوه
بسم رب الشهدا والصدیقین
تلفن امین برای بار چندم زنگ خورد روی صفحه نوشته بود پ حاج رضا.
پرسیدم :کیه چکارت داره.
گفت:رفیقم رضا رحيمي دنبال وامه که انگشتربخره ببره برا نامزدش عقد کنن و بیاره خانومشو
گفتم :اخی ان شا الله جوربشه.
گفت؛باید یحور جورش کنم اخه رضا تنها ضامن وام ازدواجمونه .
گفتم:عه دستش درد نکنه جبران کنیم.

حاج رضا ببخشید نشد جبران کنیم اما شما  به خوبی خودت ببخش و ضامن 
اون دنیامون هم بشو
.
شهید رضا رحيمي متولد1376.
شهید ح
سلام 
این منم، دختری که 21 سالشه ولی همیشه میگه 20 سالمه. میخوام اختیار این کلمه هایی که اینجا تایپ میشه رو به خیلی پایین تر از قشر مغزم بسپرم. به پایینی انگشت هایم. اشتباه میکنم اشتباه من همون آدم قبلی ام و هیچ تغییزی نکردم. ضمیر آدم که عوض نمیشه. دلم برای اون خودم که احمق نبود تنگ شده. کاش امروز میرفتم پردیس کتاب. چرا نرفتم؟ هنور وقت نیست؟ نمیدونم عجله ای میشه دیرم میشه. دلم تنگ شده برای وقتایی که اینققدر پیپ رو دوست نداشتم. امروز به استوریم واک
بوسیله گفته رئیس نماینده پایتخت، تدابیر و تمهیدات انتظامی و ترافیکی برای برگزاری هرچه باشکوه تر این مراسم، پیش بینی شده است: افتخار ما این است که درون مراسم پیاده روی جاماندگان اربعین، خادم عاشقان امام حسین(ع) هستیم و تلاش می کنیم این همایش داخل امان و آرامش طولانی برگزار شود.» سردار حسین رحيمي» گفت: راهپیمایی عظیم اربعین حسینی داخل واقع بزرگ ترین ازدحام بشری است که اتحاد، انسجام و همدلی عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) را به جهانیان علامت
 
چند وقته افراد مختلفی باهام تماس می گرن و راهنمایی می خوان. افراد تعددی که مشکلاتی دارن و یا خانمهای اول که قصد دارن وارد تعدد بشن و می خوان مخالفت با حکم خدا نداشته باشن و .
 
 
در مورد زندگی تعددی قبلا هم گفتم. اگر افراد بخاطر خدا زندگی کنن خیلی خوب و راحته. من با همتا اصلا مشکلی ندارم با هم خیلی خوبیم. اگر چه گاهی موارد خیلی ریزی لحظه ای ناراحتم می کنه یا ممکنه همتا رو ناراحت کنه . مثلا تشکر کردن همسر از  همتا فقط در کاری که هر دو در حال انجام
 
چند وقته افراد مختلفی باهام تماس می گرن و راهنمایی می خوان. افراد تعددی که مشکلاتی دارن و یا خانمهای اول که قصد دارن وارد تعدد بشن و می خوان مخالفت با حکم خدا نداشته باشن و .
 
 
در مورد زندگی تعددی قبلا هم گفتم. اگر افراد بخاطر خدا زندگی کنن خیلی خوب و راحته. من با همتا اصلا مشکلی ندارم با هم خیلی خوبیم. اگر چه گاهی موارد خیلی ریزی لحظه ای ناراحتم می کنه یا ممکنه همتا رو ناراحت کنه . مثلا تشکر کردن همسر از  همتا فقط در کاری که هر دو در حال انجام
برای دانلود آهنگ کلیک کنید
 
دانلود آهنگ ترکی صادق رحيمي به نام یوخیدین
Download New Music Sadegh Rahimi – Yokhidin

دانلود آهنگ ترکی صادق رحيمي به نام یوخیدین
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰
 
متن آهنگ ترکی صادق رحيمي به نام یوخیدین
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
ای دی کانال تلگرامی آیتک موزیک
https://t.me/Aytakmusic_ir
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
 
برای دانلود آهنگ کلیک کنید
 
1
یکی از آقایون ترم بالایی آموزشگاه بخاطر خوب بودن سطح زبانش داره کلاسای اساتید مختلف رو آبزرو میره تا کم کم تدریس شروع کنه! یه جوونه به شدت پرحرفه، ازونجایی که از تدریس من راضین این سومین نفری بود که برای دیدن روش تدریسم برای تدریس سرکلاسم اومد،کلاسای ترم اولیا هرجلسه بارها حروف تکرار میشه روزی که سر کلاس ترم اولیای من اومد برا آبزرو شاد و خوشحال
با بچه ها تکرار میکرد و براش جالب بود وایوقتی به اخراش رسید خصوصا نیم ساعت آخر قشنگ پوکر فیس ب
بیوگرافی بازیگران
سولماز غنی، بازیگر زن ایرانی، متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است. وی در سال ۸۰ با فیلم  اتانازی به کارگردانی رحمان رضایی وارد دنیای بازیگری شد. سولماز غنی و همسرش علی رحيمي از زوج‌های جوانی هستند که ارتباط‌شان را از همان ابتدای آشنایی بر پایه محبت و حس خوب‌شان نسبت به یکدیگر بنا کرده‌اند.
چکیده ای از بیوگرافی سولماز غنی:نام اصلی: سولماز غنیتولد: ۱۳۵۶ تهرانملیت: ایرانیپیشه: هنرپیشهسال‌های فعالیت: ۱۳۸۰ – اکنونهمسر:  علی رحيمي
بیوگرافی بازیگران
سولماز غنی، بازیگر زن ایرانی، متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است. وی در سال ۸۰ با فیلم  اتانازی به کارگردانی رحمان رضایی وارد دنیای بازیگری شد. سولماز غنی و همسرش علی رحيمي از زوج‌های جوانی هستند که ارتباط‌شان را از همان ابتدای آشنایی بر پایه محبت و حس خوب‌شان نسبت به یکدیگر بنا کرده‌اند.
چکیده ای از بیوگرافی سولماز غنی:نام اصلی: سولماز غنیتولد: ۱۳۵۶ تهرانملیت: ایرانیپیشه: هنرپیشهسال‌های فعالیت: ۱۳۸۰ – اکنونهمسر:  علی رحيمي
بیوگرافی بازیگران
سولماز غنی، بازیگر زن ایرانی، متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است. وی در سال ۸۰ با فیلم  اتانازی به کارگردانی رحمان رضایی وارد دنیای بازیگری شد. سولماز غنی و همسرش علی رحيمي از زوج‌های جوانی هستند که ارتباط‌شان را از همان ابتدای آشنایی بر پایه محبت و حس خوب‌شان نسبت به یکدیگر بنا کرده‌اند.
چکیده ای از بیوگرافی سولماز غنی:نام اصلی: سولماز غنیتولد: ۱۳۵۶ تهرانملیت: ایرانیپیشه: هنرپیشهسال‌های فعالیت: ۱۳۸۰ – اکنونهمسر:  علی رحيمي
بیوگرافی بازیگران
سولماز غنی، بازیگر زن ایرانی، متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است. وی در سال ۸۰ با فیلم  اتانازی به کارگردانی رحمان رضایی وارد دنیای بازیگری شد. سولماز غنی و همسرش علی رحيمي از زوج‌های جوانی هستند که ارتباط‌شان را از همان ابتدای آشنایی بر پایه محبت و حس خوب‌شان نسبت به یکدیگر بنا کرده‌اند.
چکیده ای از بیوگرافی سولماز غنی:نام اصلی: سولماز غنیتولد: ۱۳۵۶ تهرانملیت: ایرانیپیشه: هنرپیشهسال‌های فعالیت: ۱۳۸۰ – اکنونهمسر:  علی رحيمي
بیوگرافی بازیگران
سولماز غنی، بازیگر زن ایرانی، متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است. وی در سال ۸۰ با فیلم  اتانازی به کارگردانی رحمان رضایی وارد دنیای بازیگری شد. سولماز غنی و همسرش علی رحيمي از زوج‌های جوانی هستند که ارتباط‌شان را از همان ابتدای آشنایی بر پایه محبت و حس خوب‌شان نسبت به یکدیگر بنا کرده‌اند.
چکیده ای از بیوگرافی سولماز غنی:نام اصلی: سولماز غنیتولد: ۱۳۵۶ تهرانملیت: ایرانیپیشه: هنرپیشهسال‌های فعالیت: ۱۳۸۰ – اکنونهمسر:  علی رحيمي
بیوگرافی بازیگران
سولماز غنی، بازیگر زن ایرانی، متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است. وی در سال ۸۰ با فیلم  اتانازی به کارگردانی رحمان رضایی وارد دنیای بازیگری شد. سولماز غنی و همسرش علی رحيمي از زوج‌های جوانی هستند که ارتباط‌شان را از همان ابتدای آشنایی بر پایه محبت و حس خوب‌شان نسبت به یکدیگر بنا کرده‌اند.
چکیده ای از بیوگرافی سولماز غنی:نام اصلی: سولماز غنیتولد: ۱۳۵۶ تهرانملیت: ایرانیپیشه: هنرپیشهسال‌های فعالیت: ۱۳۸۰ – اکنونهمسر:  علی رحيمي
چه زيبا میشد این دنیا                اگر شاه و گدا کم بوداگر بر زخم هر قلبی                همان اندازه مرهم بودچه زيبا میشد این دنیا                اگر دستی بگیرد دستاگر قدری محبت را                 به ناف زندگانی بستچه زيبا میشد این دنیا                 کمی هم با وفا باشیمنباشد روزگاری که                 نمک بر زخم هم پاشیمچه زيبا میشد این دنیا                 نیاید اشک محرومیزمین و آسمان لرزد                 ز آه و درد مظلومیچه زيبا میشد این دنیا           
برای دانلود آهنگ کلیک کنید
دانلود آهنگ ترکی جدید یاسر رحيمي به نام سنسیز

Yaser Rahimi – Sansiz

دانلود آهنگ ترکی یاسر رحيمي به نام سنسیز
دانلود آهنگ با دو کیفیت ۱۲۸و ۳۲۰
 
متن آهنگ ترکی یاسر رحيمي به نام سنسیز
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
کانال تلگرامی مدیس موزیک
https://t.me/medismusic
دانلود آهنگ جدید فارسی از سایت مدیس موزیک
♫♫♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫♫ ♫ ♫♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫
برای دانلود آهنگ کلیک کنید
 
فاطمیه
 
در بین کوچه های مدینه شهید شدآن مادری که یک شبه مویش سپید شددر، هم زبان به شکوه گشود و  در آن غروبآتش برای فتح حریمش کلید شد در گیر و دار جزر و مد تازیانه هاباران لطف اهل مدینه شدید شدبا آتشی که شعله کشید از در بهشتآماده ی تسلی پهلو ، حدید شددستش شکست و دامن حق را رها نکردبانوی خسته بانی رازی رشید شدسیلی دست سنگی دیوار و دست بادیعنی دو گوشواره ی او ناپدید شدانداخت سایه دست کبودی به روی ماهوقتی که آفتاب خدا بی مرید شد این گونه بود عاق
بنابر خبرهای اعلام شده از سوی شرکت خدمات ارتباطی همراه اول،با صدور حکم از سوی مدیر عامل این شرکت، مهندس منصور رحيمي به عنوان مشاور امور ایثارگران همراه اول انتخاب شد.وی دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت و دانش‌آموخته مهندسی نرم‌فزار دانشگاه صنعتی شریف است.
در صورت تمایل به خرید سیم کارت دائمی و اعتباری همراه اول می توانید به مراکز خرید و فروش سیم کارت مراجعه نمائید.
رحيمي ۵۶ ساله، سوابقی همچون رئیس و موسس پژوهشکده شهید رضایی دانشگاه صنعتی
چگونه فرزند زيبا به دنیا آوریم؟
 خواص مواد غذایی و تغذیه
برای داشتن فرزند زيبا و با نمک چه کنیم؟
در زمان حاملگی و در 3یا 4 ماهگی به سیب قرمز سوره یوسف بخوانید و فوت کنید و به همسر خویش بخورانید تا فرزندی نیکو و زيبا نصیبتان شود.
ادامه مطلب
به نام خدا
آقا دیدین میگن، لنگه کفش کهنه در بیابان نعمتی است؟ این وبلاگ هم برای من حکم همون لنگه کفشه است:)) معتاد به اینستا و توییتر و تلگرام، اینترنت نداره و فقط بیان کار می کنه و وی هم خیلی پرحرفه! برای همین اومده اینجا خودش رو خالی کنه. :))
امروز وقتی داشتم از دانشگاه بر میگشتم، (آره بچه تون بزرگ شده، دانشگاه قبول شده :) )توی ایستگاه اتوبوس یه پیرمرد نشست کنارم و گفت دخترم چه قدر مونده تا اتوبوس بیاد؟ منم گفتم 8 دقیقه. گفتش که 8 دقیقه واسه ما ب
۱. متن زیر از کتاب بازنوشت شاهنامه نوشته میرجلال الدین کزازی رو بخونید لطفا تا بگم چه خبره.
"چون پاسی از شب گذشت، آوای سخنی که آهسته و به راز گفته میشد، به گوش رسید و درِ خوابگاه نرم و آرام گشوده آمد. کنیزکی، شمع در دست، به بالین مرد مست آمد و در پس او، ماهرویی که در رنگ و بوی به خورشید تابان می مانست:
دو ابرو کمان و دو گیسو کمند        به بالا ، به کردارِسروِبلند
روانش خرد بود و تن جانِ پاک       تو گفتی که بهره ندارد ز خاک
رستم، به دیدن آن دلارام،
آهنگ اکبر رحيمي به نام داد
پخش پارس موزیک2
سایت موزیک درخواستی


::داد
لینک دانلود:  
منبع مطلب: www.parsmusic2.ir
توضیحات: جهت ارسال یا پخش موزیک به تماس با با ما یا به صحفه پخش موزیک شما مراجعه نماید
آخرین کلام: سایت موزیک درخواستی
من به لگو می‌گفتم "خانه‌سازی"! یعنی تموم همسن‌هام و حتی غیر همسن‌هام هم همینو می‌گفتن! و البته خواهند گفت.
می‌خوام بگم یاد بچگیام افتادم که یه خونه درب و داغون درست می‌کردم و از خراب کردنش لذت می‌بردم. الان هم فک می‌کنم بچه‌م. این وبلاگ هم حکم همون خونه‌سازی رو داره نسبتاً واسم. یه نوع خالی کردن خشمه فک کنم. شاید هم نه.
____
پس اگه فردا وبلاگ رو باز کردی و آزاد رو ندیدی، فحش رو نکش بهش، دوباره خونه رو می‌سازه، یحتمل دوباره هم خرابش می‌کنه
بسم الله الرحمن الرحیم
این کفری که تو زندگی مسلمونی ما جریان داره چقدر وحشتناکه!
چقدر گاهی شک میکنیم.چقدر گاهی به غیر خدا امید میبندیم
همکارم برام تعریف میکرد یه خانوم جوون سر بچه اولش بهش میگن غربالگری nt یت مشگل داره .میفرستنش آمینیو سنتز.
بازهم مشکل داره.بهشون مجوز سقط میدن
پدر بچه اجازه نمیده میگه من این بچه رو هرجور که خدا بهم بده بزرگ میکنم من نمیزارم بچه مو بکشن.
همه بهشون فشار میارن اما این زن و شوهر جوون بچه شونو نگه میدارن
بچه ش
سردار " حسین رحيمي" در جمع خبرنگاران بیان داشت: در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به سرویس مدارس انجام شده چرا که سرویس مدارس ارتباط زیادی با امنیت فرزندان و دانش آموزان ما دارد لذا باید ایمنی آن‌ها جدی گرفته شود.
وی با تاکید بر نقش پررنگ مدیران مدارس در حوزه سرویس مدارس، گفت: مدیران مدارس باید در چند مورد از جمله صلاحیت رانندگان سرویس اهتمام ویژه‌ای داشته باشند.
سردار رحيمي با اشاره به اینکه خودروی سرویس مدارس با توجه به مبالغ کلانی که پرداخت
کلاس جبرانی اصول حسابداری 2 با استاد رحيمي بعد از عید به شرح ذیل  در آز خاک شناسی می باشد :
سه شنبه مورخه 98/01/20 ساعت 6 تا 8 عصر
چهارشنبه 98/01/21 ساعت 4 الی 8 در کلاس 601 برگزار میگردد ./
دوشنبه 98/02/02 ساعت 11/30 الی 14/45
سه شنبه 98/02/03 ساعت 18 الی 19/30
بی پولی
الان به وضعیتی رسیدم که توی زندگیم واسه اولین بار رخ داده برام ، یه کارتم ۷۵۰۰ ، یکی دیگه ۱۳۰۰۰و یکی دیگه ۲۴۰۰۰ و توی جیبمم صفر تومان چیزی که هیچوقت رخ نداده بود همیشه حداقل موجودیم توی دوران افتضاحم نهایت میشد ۲۰۰ که اونم یکی دوروز موندگار بود اگه می خواست زیاد طول بکشه.
الان وضعیت اینجوریه که نمی تونم حتی یه تعارف خشک و خالی به کسی بزنم این درحالیه که اکثر مواقع مادر خرج اکیپ من بودم یا هر جا میرفتم برا حساب پیش قدم بودم .
امروز کاری
یکی از اقواممون اددم کرد،
 
ریموو و بلاک کردمش.
چرا؟
 
چون اولا میشناسم و آدم پرادعای بچه پولدار بیشعوره.
در ثانی هیچ دین و ایمونی نداره و خوشم نمیاد.
 
ثالثا ابله من فقط سه بار تو مراسم عروسی دیدمت واسه چی منو ادد میکنی؟ من چه مشترکاتی با تو دارم؟!
 
رابعا شبیه این نفهم نکبت خالی بند دروغ گوی کنسرت سوار کن (کنسرت مردم رو میذاره روی صدای خودش بدبخت) همین یارو نکبت نکبت پژوهه.
 
قیافه ش کپیییییی اینه حتی اون نحوه موهاش (همون که خیلی از پشونیش فاصل
سپهبد حسین رحيمي» با اعلام خبر در حاشیه بازدید از دستاوردهای بیست و نهمین طرح توسعه عظیم گفت: این بی همتا که در محدوده خیابان های آزادی و اسکندری فعالیت می کرد، مدرک ساختگی پزشکی و به عذر درمان بیماران، هزینه های هنگفتی از آنها اخذ می کرد.» او افزود: این بی مانند همچنین با تهیه یک دستگاه ازون تراپی و تثبیت آن تو مطب خویشتن بدون هیگونه تخصصی اقدام بوسیله تزریق مدفوع ازون به بیماران می کرد که در این ارتباط متأسفانه دو نفر جان خود را از دست د
به گزارش مهر، بهروز رحيمي رئیس صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت با اعلام این خبر گفت: برنامه صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت حمایت از دانشجویان مقاطع دکتری تخصصی (Ph.D) و دستیاران پزشکی است. وی با رمز به مشکلات این قسمت قسمت کردن از دانشجویان گفت: دستیاران پزشکی داخل کنار تحصیل به فقره علاج هم اشتغال دارند و دانشجویان دکتری تخصصی (Ph.D) نیز به دلیل تعهدی که به دانشگاه دارند نمی توانند تو بیرون از دانشگاه فرمان کنند. مهتر صندوق شادکامی دانشج
خب، دختر پشتیه. 
دختر خوبیه. 
شاید بهتر باشه بهش یه اسم بدم. خانوم الف؟ خوبه فکر کنم.
آره، خانوم الف از اول سال پشت سر من می‌شینه. 
یادتونه؟ همونی که گفتم عاشق محسن ابراهیم‌زاده‌ست.
اولا فکر می‌کردم شوخیه، ولی این بشر جدا و حقیقتا عاشقشه. 
بچه‌ها هم نقطه ضعفشو می‌دونن، اذیتش می‌کنن. عصبانی می‌شه اگه جلوش بگن محسن. یه بار کلی سرش داد زد که مگه فامیلته یا چیزی که این‌جوری صداش می‌کنی؟ بگو آقای ابراهیم‌زاده! به خدا فکر می‌کردم شوخیه، اما
به دنیا آوردن فرزند زيبا کار سختی نیست!راه های داشتن نوزاد زيبا 
 
سیب در زيبایی کودک نقش زیادی ایفا می‎کند. اگر در ماه هشتم بارداری به دفعات بر سیب سرخ سورۀ یوسف خوانده شده و زن باردار بخورد کودکی زيبا خواهد داشت.
ادامه مطلب
فرمانده انتظامی پایتخت گفت: در حوزه فضای مجازی، ۶۷ درصد جرایم اقتصادی، ۱۷ درصد به حوزه اخلاقی و ۱۶ درصد به حوزه اجتماعی اختصاص یافته است.به گزارش فارس سردار حسین رحيمي فرمانده انتظامی پایتخت در نشست خبری با اصحاب رسانه به برنامه‌های هفته ناجا در ستاد فرماندهی فاتب پرداخت و اظهار داشت: هفته ناجا  فرصتی است تا مردم بدانند پلیس خدمتگذار شان چه ایثار و خدمتگزاریهایی را انجام داد علیرغم تلاش‌های دشمنان، ما نگذاشتیم خدشه ای به آرامش و امنیت ا
 
 
ساعت هفت و نیم صبح ،حاشیه ی بلواروکیل آباد ،تاکسی پیش پایم ترمز زد . از صندلی عقب ، مرد جوانی پیاده شد تا من کنار دختری بنشینم که مانتوی سفیدبیمارستانی روی ساعدش انداخته بود و معلوم بود دانشجوست . سوار شدم مرد جوان بعد از من سوار شد و پنجره را داد پایین . راننده ومرد میانسالی که صندلی جلو نشسته بود ، گرم صحبت درباره ی نقص های دولت تدبیر و امید بودند ، جوری که انگار در یک میزگرد جدی تلویزیونی حاضر هستند و رادیو هم برای خودش زده بود زیر آواز کر
 
 
ساعت هفت و نیم صبح ،حاشیه ی بلواروکیل آباد ،تاکسی پیش پایم ترمز زد . از صندلی عقب ، مرد جوانی پیاده شد تا من کنار دختری بنشینم که مانتوی سفیدبیمارستانی روی ساعدش انداخته بود و معلوم بود دانشجوست . سوار شدم مرد جوان بعد از من سوار شد و پنجره را داد پایین . راننده ومرد میانسالی که صندلی جلو نشسته بود ، گرم صحبت درباره ی نقص های دولت تدبیر و امید بودند ، جوری که انگار در یک میزگرد جدی تلویزیونی حاضر هستند و رادیو هم برای خودش زده بود زیر آواز کر
سهراب 10 سالشه 
عاشق بره سفید و نازی که چند ماهی از هم بازی شدنشون باهم میگذره از بس حواسش پی سر و کله زدن با گوسفندا کنار رودخونه پرت میشه چن باری از بابا رستم سوقولمه خورده  که با اخم مهربونش بهش میگه:  پیرشده بلندشو برو یه کتری آب پر کن.  بعد ناشتایی تا حالاچایی نخوردم سرم درد گرفته.»
بابا سهراب یه بختیاری اصیل و نجیبه. عاشق کار، خونواده ،گل پسرش سهراب، چایی آتیشی، چرت دم ظهر و چوب دستیشه و البته شاهنامه.
اخم و سوقولمه هم از روی علاقه زیادیه
برنج از آن دست کالاهایی است که کوچکترین افزایش قیمتی که داشته باشد ، فشارش را مستقیم روی قشر ضعیف می‌گذارد . قیمتش مثل خیلی از کالاهای اساسی ، زیر ذره‌بین است تا جهش آنی و غیرقابل کنترل نداشته باشد . با فروشگاه برنج آرتا رحيمي همراه باشید تا به بررسی این موضوع بپردازیم.
قیمت برنج در بازار چرا اینقدر نوسان دارد؟
یک سال گذشته ، قصه پرغصه برنج قدری بیشتر ورد زبان‌ها بود . داستان از جایی شروع شد که افزایش قیمت خودش را آهسته از نردبان برنج بالا ک
برنج از آن دست کالاهایی است که کوچکترین افزایش قیمتی که داشته  باشد ، فشارش را مستقیم روی قشر ضعیف می‌گذارد . قیمتش مثل خیلی از  کالاهای اساسی ، زیر ذره‌بین است تا جهش آنی و غیرقابل کنترل نداشته باشد .  با فروشگاه برنج آرتا رحيمي همراه باشید تا به بررسی این موضوع بپردازیم.
قیمت برنج در بازار چرا اینقدر نوسان دارد؟
یک  سال گذشته ، قصه پرغصه برنج قدری بیشتر ورد زبان‌ها بود . داستان از جایی  شروع شد که افزایش قیمت خودش را آهسته از نردبان برنج ب
 خودیی در خواب
مشکل شدن در شب
هنگام خواب و استمنا کردن
رویا پردازی جنسی
نقش خودیی در خواب  استمنا در خواب و راه ترک آن  خود یی در خواب  مشکل عجیب من:خودیی درخواب بدون اختیار  خود یی در خواب گناه است یا نه؟؟؟؟  خودیی در خواب  تعبیر خواب خود یی  روش هایی برای جلوگیری از شدن در رخت خواب تعبیر خواب خودیی و استمنا  نقش خودیی در خواب  خود یی در خواب با دست  تعبیر خواب خودیی  ضرر جسمی و روحی
متیو به سادگی گفت: " بیشتر از هر چیز دیگری به شناختن خودم علاقمندم. "مارسل گفت: " میدانم. این هدف نیست، وسیله است. برای این است که از قفس خودت آزاد شوی. نگاه کردن به خودت و قضاوت خودت: این رفتار مورد علاقه توست. وقتی به خودت نگاه میکنی، تصور میکنی آن چیزی نیستی که میبینی. تصور میکنی هیچی. در واقع آرمان تو هیچ بودن است. "متیو آرام تکرار کرد: " هیچ بودن. نه. اینطور نیست. گوش کن. من. من فقط میخواهم خودم جلوِ خودم را بگیرم. "" بله. آزاد بودن. آ
۱) سارا داشت تو حیاط گریه می‌کرد که چرا باباش با دوستاش رفته چادر و اونو با خودش نبرده، هر چی توضیح دادم که نمی‌شد تو باهاش بری قانع نشد، خواستم حواسش رو پرت کنم گفتم "میخوای بیای موهای منو اتو کنی؟" (لعنت به زبونی که بی‌موقع بچرخه)، قبول کرد و بالاخره اومد توی اتاق؛ شاید باورتون نشه ولی اتو و موهای نازنینم رو دادم دستش و گفتم "مراقب باشیا!" مثل همیشه گفت:《نگران نباش،نگران نباش》! ؛ بین‌ خودمون باشه ولی چند دقیقه بعد وقتی پشت گردن و گوش و بازو
برنج از آن دست کالاهایی است که کوچکترین افزایش قیمتی که داشته باشد ، فشارش را مستقیم روی قشر ضعیف می‌گذارد . قیمتش مثل خیلی از کالاهای اساسی ، زیر ذره‌بین است تا جهش آنی و غیرقابل کنترل نداشته باشد . با فروشگاه برنج آرتا رحيمي همراه باشید تا به بررسی این موضوع بپردازیم.
قیمت برنج در بازار چرا اینقدر نوسان دارد؟
یک سال گذشته ، قصه پرغصه برنج قدری بیشتر ورد زبان‌ها بود . داستان از جایی شروع شد که افزایش قیمت خودش را آهسته از نردبان برنج بالا ک
 
کتاب فلسفه به زبان ساده؛ بازی اندیشه در حقیقت فلسفه برای کودکان هست. بیشتر ذهم مخاطب را با سوالات مواجه می کند تا خود فرد نسبت به آنها واکنش نشان بدهد. پاسخ کاملی به هیچ یک از سوالات نمی دهد و از زبان فیلسوفان هم چندان صحبتی نمی کند. برخی از عناوین را هم در پایین آوردم:
چیزی که تو، باید پیش از شروع بدانی!
من که هستم؟
دیگران
زبان
مفهوم واژه­ها
زبان به عنوان ابزار
چیپس بهتر از ذرت بو داده است
مسئولیت فردی
عدالت
رای­گیری در کلاس
.
یکی از موضوعات
انگار قراره با تموم شدن پاییز، تنهایی های منم تو خونه تموم بشه.فعلا برنامه اینطوریه که آخر این هفته، مامان پنجشنبه، جمعه شو نره پیش عمه ش. و از هفته ی بعدش، اگه وقت عمل بابا قطعی بشه، دیگه اونم خونه ست.این نه ماه که گذشت برا من تجریه ی متفاوت و عجیبی بود. دلتنگی برای خانواده م پدرمو درآورد. از سه شنبه صبح که میرفتم سر کار و شبش میرفتم خونه مامانی و فرداش که برمیگشتم خونه، مادرم رفته بود خونه ی عمه ش و بابام پیش مامانی بود. تا جمعه عصر که من
بسم الله الرحمن الرحیم
به اسم » الله ای که رحمن است و رحیم.
با اسم»، الله » تجلی یافت.
با اسم »، الله » مظهریت یافت، تعین یافت. ظهور کرد.
و در ابتدا، با رحمانیت و رحيميت.
بطور کل، و جامع، هم رحمت رحمانی، هم رحمت رحيمي.
رحمت رحمانی، وجه جمال است و رحمت رحيمي وجه جلال.
رحمت رحمانی، رحمت عام است و رحمت رحيمي، رحمت خاص.
رحمت عام، مشمول تمامی مخلوقات و موجودات عالم می شود و رحمت خاص، فقط مختص خواص است.
نکته اول:
در اکثر آیات کریمه ی قرآن، رحمن
وقتی ١٩ سالم بود اتفاقی با ی دختر آشنا شدم تو نت تو ی گپ یکم پیگیر شدم فهمیدم با ی پسر رابطه داره از طرفی هم عکسشو یکی از دوستانم فرستاد خوشم اومد ازش.? ولی دوست داشتنم بی فایده بود چون یکی دیگه رو میخواست. ب دوستش گفتم بهش بگه ک من میخوامش. گفت و اون ناراحت شد گف مث ی داداش باش برام. درگیرش بودم تا جایی ک پسره پی ام داد ک مزاحم نباشم. فکرم روش بود ولی اون با اون خوش بود?
خلاصه کنم براتون. رابطش با اون پسره بهم خورد و ب من پی ام داد ک ببخشمش و اینا دیگ
برنج از آن دست کالاهایی است که کوچکترین افزایش قیمتی که داشته باشد ، فشارش را مستقیم روی قشر ضعیف می‌گذارد . قیمتش مثل خیلی از کالاهای اساسی ، زیر ذره‌بین است تا جهش آنی و غیرقابل کنترل نداشته باشد . با فروشگاه برنج آرتا رحيمي همراه باشید تا به بررسی این موضوع بپردازیم.
قیمت برنج در بازار چرا اینقدر نوسان دارد؟
یک سال گذشته ، قصه پرغصه برنج قدری بیشتر ورد زبان‌ها بود . داستان از جایی شروع شد که افزایش قیمت خودش را آهسته از نردبان برنج بالا ک
دانلود آهنگ فرشاد آزادی خدایی جدایی
دانلود آهنگ فرشاد آزادی به نام خدایی جدایی کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده خدایی جدایی با صدای فرشاد آزادی از جوان ریمیکس
Download Music Farshad Azadi – Khodaei Jodaei
 
هم اکنون می توانید یکی دیگر از آثار فرشاد آزادی عزیز را دانلود نمایید.
این اثر فرشاد آزادی، خدایی جدایی نام دارد.
امیدوارم شنوندگان از این موزیک لذت ببرند.
همچنین می توانید یکی دیگر از موزیک های ناب ای
 وَ
الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یضِلَّ أَعْمالَهُمْ* سَیهْدِیهِمْ
وَ یصْلِحُ بالَهُمْ* وَ یدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ
و کسانی که در راه خدا کشته شده اند، هرگز کارهایشان
را ضایع نمی کند. به زودی آنان را راه می نماید و حالشان را نیکو می گرداند. و در
بهشتی که برای آنان وصف کرده، آنان را درمی آورد.
سوره ‏ى محمد، آیات 6- 4.
 
حلقوم­­ها را می­توان
بریداما فریاد ها را هرگز، فریادی که از حلقوم بریده بر می­آید جاودانه م
برنج از آن دست کالاهایی است که کوچکترین افزایش قیمتی که داشته باشد ، فشارش را مستقیم روی قشر ضعیف می‌گذارد . قیمتش مثل خیلی از کالاهای اساسی ، زیر ذره‌بین است تا جهش آنی و غیرقابل کنترل نداشته باشد . با فروشگاه برنج آرتا رحيمي همراه باشید تا به بررسی این موضوع بپردازیم.
قیمت برنج در بازار چرا اینقدر نوسان دارد؟
یک سال گذشته ، قصه پرغصه برنج قدری بیشتر ورد زبان‌ها بود . داستان از جایی شروع شد که افزایش قیمت خودش را آهسته از نردبان برنج بالا ک
کسب مقام های اول و دوم وسوم رابه دانش آموزان شرکت کننده در مسابقات شطرنج شهرستان تبیرک عرض می نماییم.دراین مسابقات آقای محمد امین محمدی مقام اول و مهدی رحيمي مقام دوم و یحیی نادری مقام سوم را کسب نموده اند و به مسابقات استانی راه یافته اند با  آرزوی موفقیت برای این عزیزان
مشاوره دیجیتال مارکتینگ
صاحبان کسب و کار در هرزمینه ای ،با استفاده از دیجیتال مارکتیگ برمبنای متد وشیوه های علمی روز دنیا می توانید به توسعه کسب و کارها ، کسب جایگاه بهتر و حضور پررنگ تر در بازار نسبت به رقبا ،دریافت سهم ذهن بالاتری از مشتریان وتقویت برند با هدف گذاری و تدوین استراتژی به صورت کاملا موثر دست یافت .
قدم اول برای یافتن راه کاری قابل اعتماد جهت افزایش بازدهی اقتصادی موسسه،کسب وکار و یاا کلینییک  و مطب دریافت خدمات مشاوره کسب و
دوست داری جملاتی یاد بگیری که هر روز با تکرارش ذهن،فکر و وجودت قدرت بگیرد . تنبلی و کسالت و یا فکر های منفی سراغت نیاید ،یا اگر آمد به راحتی با کلامت بتوانی  فکر منفی را ضربه فنی کنید، مگر می شود .بله می شود  در 20 جمله انرژیک و انگیزشی فکه هر روز باید برای خودت تکرار کنی .پس با امیر عبا س رحيمي | روانشناس و مشاوره دیجیتال مارکتینگ همراه  باشید.
 
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
به اسم » الله ای که رحمن است و رحیم.
با اسم»، الله » تجلی یافت.
با اسم »، الله » مظهریت یافت، تعین یافت. ظهور کرد.
و در ابتدا، با رحمانیت و رحيميت.
بطور کل، و جامع، هم رحمت رحمانی، هم رحمت رحيمي.
رحمت رحمانی، وجه جمال است و رحمت رحيمي وجه جلال.
رحمت رحمانی، رحمت عام است و رحمت رحيمي، رحمت خاص.
رحمت عام، مشمول تمامی مخلوقات و موجودات عالم می شود و رحمت خاص، فقط مختص خواص است.
نکته اول:
در اکثر آیات کریمه ی قرآن، رحمن
امیر عباس رحيمي روانشناس و مشاور دیجیتال مارکتینگ ، و مدرس ذهن آگاهی است که  در حوزه برند ساز ی روان شناسی در فضای وب فعالیت می نماید . ذهن آگاهی به دنبال این است که  در همین لحظه که مشغول خواندن این  مطلب هستیم  آیا جسم مان همراه  ذهنمان اینجا حضور دارد.در ادامه همراه  باشید  تا  بدانیم ذهن آگاهی چیست و چه نقشی در زندگی انسان دارد .
 
ادامه مطلب
دل شکسته زائر به دوری راه و خستگی نگاه ، کاری ندارد.بارگناه و هجوم لحظه های سیاه، احساس پناه یافتن در بُردِ نگاهِ تورا فریاد می زند و پژواک صدای مهربان خدا، در شور زیارتی هر زائر، طنین انداز است که پناهم بده ، یا علی ابن موسی الرضا ع
محمد رحيمي
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب