نتایج پست ها برای عبارت :

سالام آواره لره

سالام سالام:))
* تا حالا شده احساس گشنگی کنین ولی گشنتون نباشه؟ من همیشه گشنم ولی سیرم=]
* اینکه یه‌نفر واسه گریه کردن به دسشویی پناه ببره خیلی غم‌انگیزه:/ مگه نه؟
* از اثرات جوگیر شدنم، پاک کردن چنلم بود. که با موفقیت انجام شد:]
* جدیدا پی بردم که بهتره جای خورد کردن اعصابم با فکر کردن به کارایی که نباید انجام بدم و انجام میدم، به کارایی که باید انجام بدم و انجام نمیدم فکر کنمو به مرور انجامشون بدم تا کم‌کم جای اون کارایی که نباید انجام بدمو
سالام بر خواننده های عزیزِ این پستبعد از احوال پرسی و فیلان و بیسار، یه زحمتی براتون دارم که اگر همراهیم کنید خیلی خوشحالم می‌کنید!من قراره برای جمعه و زنگ نگارش، یه قطعه ی ادبی با موضوع "گذر زمان" یا "زمان" بنویسم. اگر جمله ای، تعبیری، استعاره ای، تشبیهی چیزی برای زمان می‌دونید بگید بهم تا ازش استفاده کنم:)))
آن شب از سودابه پرسیدم آخرش نفهمیدم تو که هزار خواهان داری از چه چیز پدر من خوشت آمده که مادرم را آواره کرده‌ای؟ باز گفت که دست خودش نیست و گفت که می‌داند یک ملای شیعه، یک مجتهد جامع‌الشرایط را بدنام کرده‌. می‌داند که یک زن بی‌گناه را آواره کرده. اما دست خودش نیست. گفت آدم با کسی در زندگی‌های قبلی دمخور بوده، بعد از او جدا شده‌. هی به این دنیا می‌آید تا او را پیدا کند. فراق می‌کشد و انتظار می‌کشد، وقتی پیدایش کرد و شناختش مگر می‌تواند ولش
دوست داشتم ابراهیم وار، بی هیچ شک و تردیدی به میان آتش‌ها بپرم و خنجر بر گلوی عزیزترین اسماعیل‌ام بگذارم و آواره بیابان‌ها شوم و با تبری در دست بزرگ‌ترین بت‌ها را بشکنم و بشارت اغیار درباره اسحاق‌ام را باور کنم. سخت اما مومن. طولانی اما باارزش.
به نام خدای مهدی عج

شهید سید مرتضی آوینی:سرد است و هیچ سقفی نیست که تو را پناه دهد. صبحانه آماده نیست و نان را باید
در ماهی‌تابه پخت. وقتی انسان در فضای غفلت‌زده‌ی خانه‌های شهر و از دریچه‌ی
تلویزیون به این صحنه‌ها می‌نگرد، شاید تصور معنای آوارگی و هجرت محال باشد،
اما جای آن هست که از خود بپرسد چرا این عزیزان دل از شهر مأنوس و خانه‌ی مألوف
کنده‌اند و آواره‌ی کوهستان‌های سرد کردستان عراق شده‌اند. از کردهای مبارز
عراق گذشته، هر یک از این
سال های پیش فکر می کردم همیشه عاشق می مانم. فکر می کردم حتما باید با کسی زندگی کنم که عاشقش می شوم و اگر این طور نشود، نیمه شبی در سی سالگی، مجنون و بی قرار با دستی که روی کاغذ می لرزد، ناگهان از خانه ی امن و بی عشقم بیرون می زنم و در کوچه ها و خیابان های شهر آواره می شوم تا به دنبال معشوقم بگردم.سال های پیش فکر می کردم زندگی همیشه بر یک قرار می ماند. آن روزها نمی دانستم عشقی که بازتابی در خور نداشته باشد، انسان ها را خسته می کند. عاشق را خسته می کند
امشب جشن عقدِ یکی از اقوامِ مادری بود،بعد از سالِ نودویک که عقد دختر داییم بود، خاطرم نمیاد مجلس عقد دیگه ای از طرف خانواده مادریم رفته باشم.هرچی فکر میکنم چیزی خاطرم نمیاد قاعدتا من تو سن ازدواج بودم از اون سال به بعدولی خب سالها به سرعتِ برق و باد گذشتند و منم که هنوز یارِ گمشده رو پیدا نکردم
چیزی که امشب برام شوکه کننده بود دیدنِ آدم ها تو یه قالبِ دیگه بود!بچه هایی که اون موقع دبستانی و کوچولو بودن الان در شرف دانشجو شدن هستنیا بچه ه
استادی که بیاد و به دانشجو ها بگه بیاین و وقتی که هنوز یه ربع نگذشته تعطیل کنه کلاسو و یه عده بدبخت بی ماشین رو آواره کنه تو بیابون.دربان جهنمه؟یا فرشته عذاب ؟یا خودش یکی از جهنمیاس؟
‌.
عزیزانی که حتی از حضور خودشون تو وبلاگ آدمو آگاه نمیکنن چه برسه بخوان صحبتی داشته باشن.!ازتون دلگیرم .
خب؟
(بسم الله الرحمن الرحیم)
دوتا از القابِ امام زمان فـــــــــرید» و شـــــرید»♥•۰·الان حتما میگید چه القاب قشنگی!.گفتن معانیشون آسون نیست . . .فریـــــــد» یعنی تنهــــــــــــــا 
 
شریـــــــــد» . . .سخته گفتنش.شرید یعنــــــــــــــــــــی آواره»حالاهر وقت خواستی دعاشون کنی بیشتر یادِ غربت و تنهایی‌اش باش, علیه السلام در اوجِ تنهایی حسن داشت، حسین داشت، ابولفضل داشت، زینب سنگِ صبورِ پدر بود اما امام زمان عج با کی د
اویی که بسیار دوست می‌دارمش، می گوید اگر الان با ماه ازدواج کرده بودی، خوشبخت بودی. اویی که خبر ندارد از زخم کوچک من. اویی که خبر ندارد از رحیل چشمان تو. اویی که خبر ندارد از ذکر خیال من با کولیانِ آواره. اویی که خبر ندارد از تمام دیرینگی‌هایی که در دیار تو جا گذاشته ام. اویی که خبر ندارد.
از کاکتوس تنها می گفتم. از صخره بی کس می گفتم. از رود آواره می گفتم. نه انتظارش نبود، تجربه کنم. انتظارش نبود، بغض کنم. 
آدمی کم انتظاری هستم از دیگران ولی حالا در انتظار یک نفرم. با امید آمدنش، نفس می گیرم و با خیال رفتنش، اشک می ریزم.
بچه ها عاشق کسی نشید که ازتون دوره، وگرنه اگه حسی بهتون نداشته باشه، هر بار که میگید: دوستت دارم. اون فقط سین می کنه.
امروز دلم دوباره هوایِ دِعبل را داشت
روایتش را که میدیدم
حالِ دلم را چون دِعبل آواره دیدم
کوچه به کوچه 
شهر به شهر
میچرخد دلم برای لحظه ای زیارتت
بیخود نشد که شاعر شد دلم
مجنون که شوی 
دلت باهیچ چیزِ دنیایی و مادی
خام نمیشود
من تو را می خواهم  همچون دِعبل خزاعی
بویِ پیراهنِ یوسف کم نیست باورکن.
مرا در دردِ فراقت بمیران;همین.
اللهم عجل لولیک الفرج
امروز دیر بیدار شدم البته در مقایسه با روزای خوبم اما از همون موقع نشستم کار کردن تا الان داشتم زبان میخوندم مها گرامر هارو بهم میگفت و الان یا شاید تا شب یه وقت دیگه دوباره خودم باید بخونم تا جا بیفته تو مخم و ملکه ی ذهنم بشه. من اگه این دوتا زبانو دارم کار میکنم فقط به دو علت یک این که دلم میخواد تا وقتی که سنم رفت بالا بتونم بی واسطه کتابهایی که دوست دارم از نویسنده های مورد علاقمو بخونم. دو این که خب بقول دوستم از یه جایی به بعد برای فلسفه تر
حلوای سردار رو خوردم امروز. کم کم دارم احساس ناراحتی میکنم به خاطر مرگش. نمیدونم شاید از بیرون بهم تلقین شده. ولی زرافه گفت ببین اگه بابات کتکت بزنه بازم باباته. همسایتون بیاد بخواد با بابات دعوا کنه، با اینکه ازش کتک خوردی، ولی بازم طرف باباتو میگیری. حق داد بهم که ناراحت باشم.
 
عکس حیوون های آواره شده استرالیا رو دیدم، دلم کباب شد. از وقتی دیدمشون همش دارم غصه میخورم :(
 
غیر از اینا روز خوبی بود. امتحانمم خوب بود. فردا هم زود پاشم درس بخونم.
 مثلا
همین روزا
یهویی
طلبیده بشیم مشهد
مشهد که نه.
فقط حَرَم . . .فقط حَرَم. . . فقط حَرَم . . .
یعنی میشه؟!.
حرمِ امنِ تو کافیست هراسان شده را.
 به سرم غیر هوای تو تمنایی نیست
بطلب تا که فقط سیر نگاهت بکنم.
{السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)}
چشمام درد میکنه.سرم درد میکنه.بازم معده درد عصبی و استرسی اومده سراغم.چیزای جدیدی که میخونم توی مغزم نمیره.چیزایی که قبلا خوندمو مرور میکنم از خودم میپرسم یعنی من واقعا اینا رو خوندم؟و یک ساعت بعدش که همونا که مرور کردم رو هم یادم نمیاد.خستم.میرم اینستا تموم دوست و اشنا و فامیلو می‌بینم که همه در حال مسافرت و عشق و حالن.دختر داییم همسنمه.عید عروسی کرد.یکماهی هست که توی مسافرته.لایو گرفته بود و با صدای خمار میگفت بیشتر بریز هنوز مست نشدم.و‌
دهستان سفید کوه چهاردانگه ساری که در مدارک  و اسناد قدیم به همین نام بوده  و  برخی از اسناد را این جا قرار می دهم  .معلوم نیست از کی  از طرف مسئولان ساری شده پشت کوه . والان واقعا پشت کوه است.آب خوردن و کشاورزی ندارد.گاز با آن که لوله ی اصلیش از این جا گذشته و خیلی ها از ان بهر می برند ، اما پشت کوه هنوز گاز ندارددرمانگاه مجهز نداردکار ندارد جوانانش آواره شدند در سمنان. 
برق دارد که با وزش کمترین بادی می لرزد و قطع می شود.
بیزارم از هر گلوله ای که هر جا شلیک شود و بیزارم از هر انسانی که انسانی را بکشد.
زندگی را بخشیدن باید نه ستاندن.
هر انسانی برای این به دنیا می آید تا جهان را به جای بهتری بدل کند و انسانیت را بیشتر.
صلح واژه‌ای است به گسترده تمام نسل‌های انسان، به بزرگی تمام ذهن‌هایی است که از ابتدای آفرینش وجود داشته‌اند.
صلح واژه‌ای است که مرز بین خواب کودک آواره و صدای شلیک گلوله های سرباز را تعیین میکند.
به امید صلح جهانی ♥️
21 سپتامبر را روز جهانی " صل
برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده 
نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه ، هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم  هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست  دیریست که از خانه خرابان جهانم بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیستدر حسرت دیدار تو آواره ترینم 
سلام سلام ^_^ 
به قول اون نی نیه سالام سالام باچاها ^_______^
 
1. آقا دیدین چیشد؟ سال آخری عاشق مدرسمون شدم :) به مناسبت شب یلدا بهمون اگه گفتین چی دادن؟ پففففففییییییلاااااااا ^______^ با اینکه فقط موفق به کسب یک مشت پفیلا شدم ولی در عوض 5 تا نارنگی برداشتم و یه حس انتقام و پیروزی در وجودم رخنه کرده منتها جای خالی پفیلا هنوز توی قلبم حس میشه :')
2. مشاورمون بهم گفت ببین عملکردت بهتر از نمودته :/ حقیقتا رگ به رگ شدم و برام توضیح داد که ینی از اون بچه ها نیستی
دانلود رایگان سریال هرجایی / آواره / بی وفا / Hercai
قسمت 27 زبان اصل + قسمت 27 زیرنویس فارسی چسبیده اضافه شد
فراگمان و تیزر قسمت 28 اضافه شد
Free Download Serial Called Hercai – Everywhere HD720P
جهت دانلود + خلاصه توضیحات به ادامه مطلب مراجعه کنید
نام اثر : Hercai – هرجایی – آواره ژانر : درام و خانوادگی زبان : ترکی استانبولی زیرنویس فارسی : چسبیده به فیلم (هاردساب) کیفیت فیلم : خارق العاده HD-720P و HQ480P محصول : 2019 میلادی محصول کانال : aTV روز های پخش : جمعه ها ساعت 8 شب به وقت ترکیه و ر
برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده 
نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه ، هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم  هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست  دیریست که از خانه خرابان جهانم بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیستدر حسرت دیدار تو آواره ترینم 
سیستم گرمایشی و موتور خونه ی ساختمون دیوونه شده امروز .
خونه یخ بسته .به این سرما و برف!
تعمیرکار روز جمعه ای اومد و گفت باید فردا رو هم کار کنه تا درست شه
منم که اتاقم تو حیاطه و بخاری دارم.
قراره امشب اتاقمو اجاره بدم به داداش سرما خورده .۲۰۰ دلار!
والا.
البته
میگه اگه ۲۰۰ دلار داشتم منت تو و اتاق نم کشیده ات رو نمیکشیدم .میرفتم هتل!!!خخخخ
میگم نامرد حداقل ۲۰۰ هزار‌ تومن بده.اتاقمو دارم میدم بهت خودم آواره میشم.میگه تو بگو ۲۰۰ تا ت
به نظرم جنگ‌زدگی چیز وحشتناکیه. دشمن و گلوله‌هاش به سمت خونه و زندگیت میاند و هر اون‌چه رو که طی سال‌ها ساختی رها می‌کنی و عزیزانت رو به دندون می‌کشی و راه می‌افتی به ناکجا 
یاد ایزدی‌های عراق می‌افتم. سوریه، افغانستان، بوسنی
به نظرم وضعیتی بدتر از این متصور نیست. آواره‌های جنگ بارزترین نشونه حاکمیت قانون تنازع بقا تو دنیاست. تمدارها به سادگی چشم روی این‌ها می‌بندند و منافع ملی خودشون رو می‌پاند. منافع انسان‌هایی برتراز
کدبانوگری:
ژامبون خونگی!غیر از نوع طبخش فکر میکردم مواد مضر هم داره،درحالی که طعم دهنده اصلیش سیر بود.
تربیت فرزند:
هرچقدر بیشتر تو خونه ام و کمتر خودمو آواره ی این ور اونور میکنم به حساب فعالیت اجتماعی و اینا روابط مسالمت‌آمیز تر و آتش بس تری بین مون برقراره:)
همسرداری:)
تلاشمو میکنم که اولویت باشه.اما بازم گاهی صبا لباسی برای پوشیدن و لقمه ای برای صبحانه از قلم میوفته:/
حال معنوی:
چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم.
 
به نام او
 
 
گاهی وقتا غم و ناامیدی جوری قلب آدم رو به درد میاره که از شدت پریشونی گاهی حواست نیست و رو میکنی به خدا و میگی:خدایا تو رو خدا.یا میگی،خدایا به خدا دیگه.حال خوبی نداشتم نمیدونم چرا ولی دلم هوای قرآن خوندن داشت.نماز خوندم قرآن برداشتم، توی دلم گفتم باهام حرف میزنی؟:)قرآن که باز کردم با این آیه روبه رو شدم
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَاو جنبنده ای در زمین نیست جز آنکه روزیش بر خداست!
یعنی ببین من
گون باتدی گویده آی تک آواره قالدی حیدر
پیغمبر ایتدی رحلت ، زهرایه قالدی حیدر
 
دفن اولمیوب پیمبر ، تشکیل اولوب سقیفه
قصب اولدی حق امید فردایه قالدی حیدر
ادامه دارد.
دلنوشته های دلپر = روح الله رستمی
 
رحلت حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر همه مسلمین جهان تسلیت باد.
 
 
 
چه باران ببارد چه نه.
از خشکسالی نترس!
با وجدانی راحت
غبارِ آواره در کوچه پس کوچه های دلت را نفس بکش
و به خاطر قطره ای،
منّت آسمان را نکش!
باور داشته باش که  روزی خدا
حتّی سنگ را برایت آب می کند!
چه باران ببارد چه نه.
 
 
-از مجموعه ی فرشته ی زمان ( برای دخترم )
 ( شفیقه طهماسبی )
خودمان را به خانه یکی از فامیل ها به نام مشهدی فتاح رستمی رساندیم.
 
زنِ خانه، تا ما را دید، به سینه کوبید. تندی به پیشواز آمد و بچه ها را از کولمان پایین آورد. همان جا، دم در خانه، نزدیک بود از هوش برویم. توی خانه، دست و صورت و پاها را شستیم. خانه پر از آواره ها بود. زن فامیل، سریع دسته های نان کُردی را روی سفره چید و کاسه ای ماست وسط سفره گذاشت. بچه ها به طرف نان و ماست هجوم بردند .
 فرنگیس، ص 132
یارحمان 
و همین لحظه که روی تخت نشستم و به دیوار تکیه دادم 
مداحی حاج محمود کریمی (بی تو خشکم خاکم خرابم)  پلی کردم و می نویسم 
اشک هایی که ذره ذره از چشم هام میاد و بغضی که خورده میشه 
و مکالمات قبلش با خدا که گفتم من که همیشه با خودت دردودل کردم 
همیشه راز دلم رو به خودت گفتم و کمک از خودت خواستم 
هنوزم منتظر می مونم تا ببینم این دنیا کی میخواد اینجوری بگرده و من اینجور یه غصه 
رو تو دلم نگهدارم ! 
میدونم می بینی و قطعا همراهیم می کنی . 
یادمه
تنها جاییکه می توان بدون گردن درد، نیم ساعت تمام آسمان را خیره تماشا کرد، داخل سرویس است. از پشت پنجره تمیز، ابیش را نوشید و ابرها را نظاره کرد.
_____
اول گربه بود. گربه ای وحشی با دندان های ببر مانند. آواره هایش دراز تر شدند دندان هایش کوچکتر. اول آماده شکار بود، حالا خود شکار به نظر می رسید. ترسیده.
دوم مرگ بود. مرگ، شبیه کارخانه دود سازی بود. دود های دراز و وحشتناک تا بالای بالا می دویدند. ترسناک بود. یعنی گربه از آن ترسیده بود؟
سوم جمجمه بود. بز
دل‌تنگی یعنی به ستوه درآمدن یک دانه دل. نه اینکه دل کوچک شده و چیزهایی که جایی در آن داشته‌اند حالا آواره مانده‌اند. نه. دلِ تنگ‌ دارد فریاد میزند که حتی چیزی هم کم دارد. روی طاقچه باید چیزی باشد که نیست و بعد آدم شروع میکند دائم آنجا را با چیزهای مختلف پر میکند تا بالاخره یا دل به وصالش برسد یا با یک خانه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌تکانی کوچک، حال و هوایش و دکوراسیونش عوض شود.
امروز دختر ایرانی جدی‌ای که شبیه خارجی‌ها لباس می‌پوشید و قبل از ما در اتوبو
من و تو مثل همیم خوف میکنن میبیننمونواسمون غلاف بلوف میکنن
رپ کنا منو خیلی دوست ندارنمثل تو که خیابونا جلوت جفت میکنن
بچه ی سینه باتوم و ترساشو
صاف گذاشت تو کمر نامردا بازنده ها رفیق همنتنهایی مبارک برنده ها تنهان
 
داداشت دنیا رو جر میده تر از جیبش حنجرشه سفت وایساده واسه جنگتو میدونی یه دیوار که خودتی پنجرش حیف
 
زمستون هنوز از ترس لی لی میکرد وقتی بهار تنتو نفله میکرداز پشت زدتت الان نه تو کودکی اسلحه اش گلوله رو گریه میکرد
کردن ت
من و تو مثل همیم خوف میکنن میبیننمونواسمون غلاف بلوف میکنن
رپ کنا منو خیلی دوست ندارنمثل تو که خیابونا جلوت جفت میکنن
بچه ی سینه باتوم و ترساشو
صاف گذاشت تو کمر نامردا بازنده ها رفیق همنتنهایی مبارک برنده ها تنهان
 
داداشت دنیا رو جر میده تر از جیبش حنجرشه سفت وایساده واسه جنگتو میدونی یه دیوار که خودتی پنجرش حیف
 
زمستون هنوز از ترس لی لی میکرد وقتی بهار تنتو نفله میکرداز پشت زدتت الان نه تو کودکی اسلحه اش گلوله رو گریه میکرد
کردن ت
داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آواره و کنارت نمیزارم از زندگیم
برو زندگی کن بزارم کنار پی آرزو های بعد از منی منم غصه هامو به دوش میکشم
بتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شم
واست بهترین هارو میخوام چون واسه اولین بار فهمیدمت
واسه آخرین بار عاشق شدم واسه اولین بار بخشیدمت
به امید رویای بوسیدنت به عشق تو چشمامو خواب میکنم
اگه صد دفعه باز به دنیا بیام میدونم تو رو انتخاب میکنم
اگه بعضی وقتا دلت تنگ شد یه گوشه مثل من فقط گریه
داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آواره و کنارت نمیزارم از زندگیم
برو زندگی کن بزارم کنار پی آرزو های بعد از منی منم غصه هامو به دوش میکشم
بتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شم
واست بهترین هارو میخوام چون واسه اولین بار فهمیدمت
واسه آخرین بار عاشق شدم واسه اولین بار بخشیدمت
به امید رویای بوسیدنت به عشق تو چشمامو خواب میکنم
اگه صد دفعه باز به دنیا بیام میدونم تو رو انتخاب میکنم
اگه بعضی وقتا دلت تنگ شد یه گوشه مثل من فقط گریه
 
سردترین نقطه شناخته شده در منظومه شمسی، خیلی از زمین دور نیست. در سال 2009 مدارگرد اکتشافی ناسا دهانه‌ای را در نزدیکی قطب جنوب ماه شناسایی کرد که  در بخش سایه ماه قرار دارد. دمای این منطقه تنها 33 درجه کلوین (240- درجه سانتی‌گراد) است؛ دمایی به مراتب سردتر از هر دمایی که بر روی پلوتوی سرد و تاریک اندازه‌گیری شده است. با ادامه کاوش‌ها و بهبود وسایل اندازه‌گیری، این رکورد ممکن است به نقطه ی دیگری در منظومه شمسی انتقال داده شود. قمر سیاره‌ای غیر
از عوامل مهم جنگ جهانی دوم، ظهور یک نژادپرست افراطی و یهودستیز به نام آدولف هیتلر» است؛ کسی که با طرح‌ شعار پان ‌ژرمنیسم‌ و با اعلام‌ برتری‌ کامل‌ نژاد ژرمن‌، حق‌ گسترش‌ قلمرو آلمان‌ تا سرزمین‌ ملتهای‌ اسلاو در اروپای‌ مرکزی‌ و شرقی‌ را مسلّم‌ انگاشت‌ و تبعیض‌ نژادی‌ را اساس‌ جهان‌بینی‌ خود قرار داد و به‌ همین‌ شکل‌ در صدد گسترش‌ نفوذ خود در دیگر نقاط‌ جهان‌ برآمد.بیش از هشتاد میلیون کشته و میلیون ها آواره و ویرانی های گست
ای خبرگان ای خبرگان آن خمره‌ها را وا کنیداز خبرگی بیرون شوید و جام‌ها پیدا کنید
ای خواب‌های عقل زار، ای مردگان انتظارای مغزهای اشتهار آن قلب‌ها دریا کنید
عمر گران بگذشت پست، ای وای زین عقل خجستیک لحظه گر مانده‌ست آن یک لحظه را غوغا کنید
ای مردگان برپا شوید، ای زندگان با ما شویدای خفتگان قرن‌ها آن رخت‌ها را تا کنید
ای روز با ما یار شو، ای شب دگر بیدار شوای مردم گم‌کرده‌ره آن راه را پیدا کنید
آن راه وجد و روشنی، آن موسقی بی‌منیعزمی به راه
یاد و خاطره تمام قربانیان (ن، کودکان و پیر و جوانانی) که شهید شدند، آواره شدند، به بردگی فروخته شدند، در زندان های مخوف شکنجه شدند، زمین و خانه جایداد شان را از دست دادند، و به قول استاد ابوطالب مظفری، مجبور شدند در زمین های خود برای اشغال گران دهقانی کنند، گرامی باد.
ادامه مطلب
قانون نوشتاری بهم خورده است و به بحث های انتقادی مبدل شده ، متن به
حواشی رفته ، دیگر نوشته های بلند بکار نمی آید خواننده های مطالب بلند تجدید نظر
کرده اند به چه علت من نمی دانم؟ اکنون مقدمه ، پاورقی حرف اول و آخر را میزند .
چکنم با دل به غارت رفته، تن به خاک افتاده، روح سرگردان و آواره ، دیگر مرید و
مرادی برما نمانده است. نور دیده یِ من جایگزین پریشانی شده است . از نظر من همه
جا تنگ و تاریک  و خاموش است . فاصله زیادی
برای صفا در خانه ها مانده است  چ
دیشب خواب می دیدم قرار است امام زمان از یک مسیری عبور کند.
مسیر شلوغی بود و من نتوانستم امام را پیدا کنم.
جوان زیبایی بود که از آنجا عبور کرد و من به او خیره شدم. او هم به من لبخند است.
 در آن لحظه  او را می شناختم و با خودم می گفتم این فرد را که من می شناسم و او نمی تواند امام باشد.
***
 
یک بار هم قرار بود بروم کربلا. با همه خداحافظی کردم. اما راه بسته شد و مجبور شدم ساکم را باز کنم. شب خواب دیدم در حرم حضرت معصومه امام حسین برای چند لحظه با من صحبت کرد
بسم الله 
همیشه همین موقع ها می آیی سراغمان. می آیی، پیدایمان می کنی ما را که گم شده ایم لابلای خودمان و شلوغی ها و رنگ ها ، هر جور نگاه کنی خریدنی نیستیم؛ گرد و خاک گرفته، فیک.  با این وجود  می خری و آزادمان می کنی و می نشانی پای مجلس خودت، قصه خودت . 
قصه ای که سر دراز دارد . قد هزار و سیصد و هشتاد سال . زیر سیاهی ها و کتیبه ها و یا حسین ها . ما اولش گیج می زنیم ، هنوز باورمان نمی شود ، باورمان نمی شود دوباره آمده باشی سراغمان ، بی معرفتی مان را ندید
دهستان سفید کوه چهاردانگه ساری که در مدارک  و اسناد قدیم به همین نام بوده  و  چند تا  از اسناد را این جادریافت   دریافت     دریافت قرار می دهم  .معلوم نیست از کی  از طرف مسئولان ساری اسمش  عوض گشت و شده پشت کوه !!!. والان واقعا پشت کوه است.*آب خوردن و کشاورزی ندارد.**گاز با آن که لوله ی اصلیش از این جا گذشته و خیلی ها از ان بهر می برند ، اما پشت کوه هنوز گاز ندارد.***درمانگاه مجهز ندارد.****کار ندارد ؛ جوانانش آواره شدند در سمنان.
*****برق دارد که با
ای مثلِ خزان زرد،کسی منتظرت نیستمحبوبه ی شبگرد،کسی منتظرت نیست
تنها شده در شهرِ شلوغِ تُهی از عشقدر کوچه ی بی درد، کسی منتظرت نیست
آواره یِ نفرینکده ی عمری و اینجادر قامتِ یک مرد کسی منتظرت نیست
با شیب تنت پله عمرت به فراز استدر پیریِ پاگَرد، کسی منتظرت نیست
تاراج شده هم دل و هم جسم و روانتبازنده ی این نرد! کسی منتظرت نیست

با رَم شدن اینهمه حیوان صفتِ رذلاز خود شده ای طرد، کسی منتظرت نیست

هرچند که بازار تو گرم است ولی باز جز یک زن دلسرد،کسی
بال پرواز گشایید که پرها باقی است
بال پرواز گشایید که پرها باقی استبعد از این باز سفر، باز سفرها باقی است پشت بت‌ها نشود راست پس از ابراهیمبت شکن رفت ولی باز تبرها باقی است گفت فرزانه‌ای، امروز شما عاشوراستجبهه باقی است، شمشیر و سپرها باقی است جنگ پایان پدرهای سفر کرده نبودشور آن واقعه در جان پسرها باقی است گرچه پیروزی از آن من و تو خواهد بودشرط‌ها باقی است، اما و اگرها باقی است شرط اول قدم آن است که مجنون باشی»در ره منزل لیلی که خطره
بسم الله 
همیشه همین موقع ها می آیی سراغمان. می آیی، پیدایمان می کنی ما را که گم شده ایم لابلای خودمان و شلوغی ها و رنگ ها ، هر جور نگاه کنی خریدنی نیستیم؛ گرد و خاک گرفته، فیک.  با این وجود  می خری و آزادمان می کنی و می نشانی پای مجلس خودت، قصه خودت . 
قصه ای که سر دراز دارد . قد هزار و سیصد و هشتاد سال . زیر سیاهی ها و کتیبه ها و یا حسین ها . ما اولش گیج می زنیم ، هنوز باورمان نمی شود ، باورمان نمی شود دوباره آمده باشی سراغمان ، بی معرفتی مان را ندید
کارگردان: حسین سهیلی زادهتهیه کننده: ایرج محمدینویسنده: حسین سهیلی زادهسال ساخت: ۱۳۹۸محصول کشور: ایرانتعداد قسمت ها: ۲۶ اپیزودژانر فیلم: اجتماعی، درام
بازیگران: محمدرضا فروتن، مریلا زارعی، نازنین بیاتی، امیرحسین آرمان، فرزاد فرزین، حسین پاکدل، بهشاد شریفیان و …
خلاصه داستان: کاوه طی یک قرارداد خود را به کتی به قیمت ۷ میلیارد تومان می‌فروشد. همتا اما آواره‌تر و تنهاتر از قبل به خانه مادربزرگ پناه می‌برد، غافل از سرنوشتی که بدون کاو
شعر : رضا کاظمی #اردبیلی 
#محاوره ای
#داریخمیشام
بیر اُوت  سالیب دور  اورَگَه
آلیش لانیب    یانیر    اورَک 
بَتَر    وضع دَه   دارخمیشام
سوگیلیم نَن    اوتور    فَلَک 
چَتین دی اون سوز یاشاماغ
بو      دُنیادا      مَنَه     فَلَک 
ایستِییرَم     بو    حالیم نان 
بیراز     یازام     سَنَه    فَلَک 
یامان  حال دا  کِچیر  گونوم 
خوش گونَه  حسرتدی اوزوم
الهی      دای     یورولموشام 
دای  قوتاریب  من دَه دوزوم 
اویاق      قالیب      آغلِییرام 
ه
سلام. وقت بخیر.
متاسفانه تنها راه حل VPS ها هم فقط در یکسری از ساعت ها پاسخگو هستند.
 
حالا معنی حراست از فضای مجازی و اینترنت و آزادی بیان را می فهمم
 
یاد آواره های روهینگیا افتادم.
اینجا ایران هست!
ولی به زودی شاید چیزی شبیه به کره شمالی یا وضعیت آوارگان روهینگیا
 
قطع اینترنت بخاطر گرانی بنزین بود!
یا گرانی بنزین بخاطر قطع اینترنت بود!
 
آیا امنیت روانی و اعصاب جامعه، بخشی از امنیت ملی نیست!
شورای امنیت ملی؛ چگونه زیان های وارد شده به اعصاب
کانکس خوابگاهی یا کانکس کمپ به سازه هایی گفته می شود که در نقاط مختلف احداث می شود به سبب ایجاد مکانی برای استراحت و یا خوابیدن در هنگام شب. بیشتر استفاده از کانکس خوابگاهی در هنگام مسافرت ها می باشد که باز دلیل عمده استفاده را میتوان مسافرت های ذیارتی نام برد. ولی استفاده از این نوع کانکس را نمی توان فقط به استفاده مسافران محدود کرد زیرا استفاده های بسیار بیشتر و پر بازده تری میتوان از این نوع کانکس نام برد ، به طور مثال نبود استراحتگاه نزدی
وارد محوطه ی باشگاه که شدم صدای داد و فریاد شنیدم، نگران شدم . صدا از دفتر مدیریت بود.مدیر و یه خانم دیگه با نهایت صداشون با هم حرف میزدن و هی میکوبیدن روی میزاون خانم مادر یکی از بچه های کاراته بود، مدعی بود دیروز دخترش رو بخاطر اینکه شهریه نداده راه ندادن و آواره ی خیابونش کردن.اما مدیر می گفت دیروز دخترش رو اصلا ندیده و حتی وارد باشگاه هم نشدهمدیر با خونسردی رفت دختر اون خانم رو آورد و اول بوسش کرد و خیلی مهربون ازش پرسید: دخترم دیروز ا
دین مبارک اسلام بارها با خزرها درافتاد ، اسلام در ابتدا تلاش می کرد تا آنان را خلع سلاح کند و آموزه های دین مقدس اسلام را به آنان بیاموزد. اما جنگ رودررو شکل گرفت. مسلمانان ابتدا پیروزیها و پیشروی خوبی داشتند ولی در جنگ بِلنجر شکست بدی از یهودیان خزر خوردند. این شکست خیلی سنگین بود پس مسلمانان به فکر جبران خسارت افتادند ولی حداکثر پیشروی مسلمانان تا همان دژ ساسانیان به نام باب المندب بود. باب المندب آخرین پادگان نظامی ساسانیان در برابر خزره
*تورکجه
محمدریضا پهلوی‌نین اوردوسو ۱۳۲۵ده تبریزه حمله ائدیر ، آذربایجان میللی حکومتینی ییخییر. تورکو کیتابلاری، آذربایجان ایقتصادینی_ فرهنگینی یاندیر. تورکو دیلی‌نین دریاسین قورودورپهلوی مدرسه ده تورکو دانیشان اوشاغا جریمه کسیر تانینمیش یازار براهنی‌ دئیر اوشاق ایکین مجبور ائله‌دیلر بیلمی دیلیمی قورت وئردیم. بولود قارلچورلو کیمی اینسان سئور شاعیری ، شعرلرینین دیلی تورک اولدوغو اوچون زیندانا سالیربئلنچی قورخونج دورومو تانینمیش
کارگردان: حسین سهیلی زادهتهیه کننده: ایرج محمدینویسنده: حسین سهیلی زادهسال ساخت: ۱۳۹۸محصول کشور: ایرانتعداد قسمت ها: ۲۶ اپیزودژانر فیلم: اجتماعی، درام
بازیگران: محمدرضا فروتن، مریلا زارعی، نازنین بیاتی، امیرحسین آرمان، فرزاد فرزین، حسین پاکدل، بهشاد شریفیان و …
خلاصه داستان: کاوه طی یک قرارداد خود را به کتی به قیمت ۷ میلیارد تومان می‌فروشد. همتا اما آواره‌تر و تنهاتر از قبل به خانه مادربزرگ پناه می‌برد، غافل از سرنوشتی که بدون کاو
یک شبی مجنون نمازش را شکست .
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پُر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نیشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو. من
مقاله ای در باره همدان قدیم که در مدرسه ارائه کردم:
همدان قدیم
درس آزاد : فرهنگ بومی
مثلاً مقدمه
در دوران قدیم، همدان شهری کوچک بود که در آن مردم با صلح و صفا در آن زندگی می کردند. همه هم را می شناختند وکلاً مردم زندگی خوبی داشتند. زندگی مردم آن موقع با خودشان، خیابان های شهر و افرادی که در خیابان های همدان از راه های مختلف پول در می آوردند عجین شده بود. در اینجا در همین موارد توضیح می دهیم
تغیرات شهر در طول زمان
در طول زمان خیلی از محلات و خیابان
.
" نوشته بود پیش خودم سربلندم، تلاشی نبود که نکرده باشم. "من اگر پنج ماه دیگه این جمله رو به خودم نگم، خودم جلوی خودم می‌شکنم. می دونم اون وقت حالم، حال بمه .‌ بعد زله . که هنوزم که هنوزه خاطراتش آواره روی بازمانده ها. من پنج ماه دیگه توی یه همچین شبی باید دراز بکشم روی تختم. دستامو بذارم زیر سرم، چشمامو ببندم و آروم بگم " پیش خودم سر بلندم " و بخوابم. آروم بخوابم.نوشته بود به هر اندازه که از رمق می افتی به کمال می رسی. من اگر پنج ماه دیگه، هنوز ر
کارگردان: حسین سهیلی زاده
 
دانلود قسمت 13 سیزده مانکن
 
تهیه کننده: ایرج محمدینویسنده: حسین سهیلی زادهسال ساخت: ۱۳۹۸محصول کشور: ایرانتعداد قسمت ها: ۲۶ اپیزودژانر فیلم: اجتماعی، درام
بازیگران: محمدرضا فروتن، مریلا زارعی، نازنین بیاتی، امیرحسین آرمان، فرزاد فرزین، حسین پاکدل، بهشاد شریفیان و …
خلاصه داستان: کاوه طی یک قرارداد خود را به کتی به قیمت ۷ میلیارد تومان می‌فروشد. همتا اما آواره‌تر و تنهاتر از قبل به خانه مادربزرگ پناه می‌بر
بسم الله الرحمن الرحیم
یاابافاضل ادرکنی
وقتی به وضعیت مسلمانان جهان نگاه می‌کنیم با اینکه ثروتمندترین کشورهای جهان هستند با امکانات اقتصادی و قرآنی که در اختیار دارند باید رهبر مادی و معنوی و فرهنگی تمام جهانیان باشند،
ولی متاسفانه با همه قدرتی که دارند چون سگ دست آموزی در مقابل یهودیان سر خم کرده و هم زندگی مسلمانان و هم زندگی سایر مردم جهان را به جهنم تبدیل کرده اند
سلاطین شپشو عربستان(ولی امر  وهابی های جهان حضرت امام دونالد ترامپ گفت
امتحان‌های فاینلم تمام شد. وقتی که با قدم‌های کوچک و خسته تا پارکینگ می‌رفتم، سعی داشتم به چیزهای خوب فکر کنم. توان ِ فکر کردن به سختی سمستر جدید و بدی این سمستری که گذشت را نداشتم. مثل این چند هفته‌ی اخیر منبع خوشی‌هایم تصور کردن افغانستان است. بلی. بعد از پنج سال گوش دادن به خودم این سو دلم آن سوی دریا، هوای پار دریا دارم ای دوست، غربت‌سرا و یک عالمه آهنگ دلتنگی دیگر که حالا یادم نمی‌آید، این روزها به سلام افغانستان گوش میکنم. از ای آوا
متن آهنگ مازیار فلاحی به نام عشقم

عشقم عمرم نمیدونیچجوری دلم میره واسه صداتنفسم نفسم میرهواسه ی خنده ی روی لباتتو بگو به دلم نیستی باز تو اتاق به موهات گل سر بزنمعشقمو دادمو پس نمیگیرم ازت بیا دیوونه بگردمردم و جون دادم از ته قلبمو هیچی نخواستم ازت منقهوه و فالتو عطر رو شالتو این دلو دیوونه کردهاشکای چشممو نقشه ی عشقمو دادی به دستای سردتیک شهر از این چشمان تو دیوانه . با چشم ترمن از همه آواره تر درمانده تر دیوانه ترباران پاییزی بزن بر درد
تو محله قدیمی، کمی جلوتر از خونه ما، یه چهارراه بود که سرش یک تیر برق قدیمی چوبی کاشته بودند به فاصله یک متری از دیوار یه خونه کهنه سال.
اونجا پاتوق پسرای محل بود و چشم و چراغ دخترای محل!
جماعت ذکور جوان، روزها به دیوار خونه تکیه میزدند و آمار دخترای محل رو میگرفتند و شبها کورسوی همون چراغ بالای تیر، روشنی بخش گپ و گفتهای دوستانه‌ی تا اِلاهِ صبحشون بود. خلاصه که امامزاده تیرِ محله، همیشه زائرهای خودشو داشت.
یادمه با دوستم از مدرسه میومدیم و چ
تو محله قدیمی، کمی جلوتر از خونه ما، یه چهارراه بود که سرش یک تیر برق قدیمی چوبی کاشته بودند به فاصله یک متری از دیوار یه خونه کهنه سال.
اونجا پاتوق پسرای محل بود و چشم و چراغ دخترای محل!
جماعت ذکور جوان، روزها به دیوار خونه تکیه میزدند و آمار دخترای محل رو میگرفتند و شبها کورسوی همون چراغ بالای تیر، روشنی بخش گپ و گفتهای دوستانه‌ی تا اِلاهِ صبحشون بود. خلاصه که امامزاده تیرِ محله، همیشه زائرهای خودشو داشت.
یادمه با دوستم از مدرسه میومدیم و چ
 
برو ای تُرک که ترَک تو ستمگر کردم          حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران            ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود          زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار      گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
زیر سر بالش دیباست تو را کی دانی        که من از خار و خس بادیه بستر کردم
در و دیوار به حال دل من زیر گریست         هر کجا ناله ناکامی خود سر کر
ای ساقی دل ، ای مونس جان 
در چشم ترم ، هستی تو عیان
ای دل تو بگو، با آن گل ناز
من گم شده ام در سوز و گداز
من را مگُذار در ورطه ی غم 
رحمی بنما بر این دلکم 
دستم تو بگیر ، راهم تو ببر
جانم بسِتان ، با غمز و نظر
ای دل تو بگو با آن گُلِ ناز 
من گمشده ام در سوز و گداز 
من دل بدهم ، گر دل ببری
هم دلبر من ، هم تاج سری 
با من تو بمان ، ای جانِ جهان
دل را بنواز ، گاهی به نهان 
با عشق تو من، افسانه شدم 
در شمع تو من ، پروانه شدم 
من سوزم و دل ، صد ناله زند
چون مرغ س
١٩١»وَ اقْتُلُوهُمْ‌ حَیْثُ‌ ثَقِفْتُمُوهُمْ‌ وَ أَخْرِجُوهُمْ‌ مِنْ‌ حَیْثُ‌ أَخْرَجُوکُمْ‌ وَ الْفِتْنَةُ‌ أَشَدُّ مِنَ‌ الْقَتْلِ‌ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ‌ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ‌ حَتّى یُقاتِلُوکُمْ‌ فِیهِ‌ فَإِنْ‌ قاتَلُوکُمْ‌ فَاقْتُلُوهُمْ‌ کَذلِکَ‌ جَزاءُ الْکافِرِینَ‌ و آنها را(بت‌پرستانى که از هیچ جنایتى ابا ندارند،)هرکجا یافتید بکشید و از(مکّه)همان جایى که شما را بیرون کردند،آنها را بیرون کنید و فتنه
با پای خواب در آن کافهٔ شلوغ، ی قدم به ساحت رؤیا گذاشتمدل را در آن هوای پر از هرم التهاب، با های و هوی دلهره تنها گذاشتم
 
تنهاتر از تمام جهان بود لحظه‌ام وقتی که خواب چشم مرا تا سراب بردصبح آمد و نشد که بفهمم چگونه من، با پلک روی حرف دلم پا گذاشتم
 
با بغض گفتمش بنشینیم لحظه‌ای تا فرصتی برای تماشا فراهم استآمد نشست و به چشمش نگاه. نه! داغی به دل برای تماشا گذاشتم
 
با استکان چای که بر روی میز بود، رؤیا تمام گشت و به آخر رسید کاردر استکان خا
دکتر " خُسرو فرشیدوَرد" شاعر و نویسندۀ گرانقدر،  در خانۀ سالمندان نیکان به دیار باقی شتافتند ؛ شعر زیبای " این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست" از سروده های این بزرگمردِ وطن پرست است که پس از سفرهای خارج از کشور،ازذهن پرمسئولیت او تراوش کرده است و تلنگری  گزنده است بر وضعیت امروز تمایلات متداول در جامعه 
    جا دارد که ،هریک به نوبۀ خویش، خبر این سوگ را به دوستان خود در درون و بیرون کشور برسانیم! 
      
    روانش شاد و یاد و تفکر جاری در این اثرش
نام سریال: The Punisher ژانر: اکشن، ماجراجویی، جنایی سازندگان: Steve Lightfoot ستارگان: Ben Barnes, Jon Bernthal, Jason R. Moore سالهای پخش: 2017– امتیاز: 8.9 از 10 خلاصه داستان: فرانک کسل پس مرگ خانواده اش آواره میشود و در این حین توسط خلافکاران دیگر نیز مورد حمله قرار میگیرد، حال او در دنیای تبهکاران برای خود نامی بهم زده است و خلافکاران او را مجازاتگر” می نامند چرا که او میخواهد با هر روشی هم که شده جلوی جرم و جنایات را بگیرد …
 
تریلر سریال در ادامه مطلب
ادامه مطلب
دکتر و بیمارمردی از شدت دل درد به جان آمده صد ناله و آهش به زبان آمده از درد درونش به فغان آمده بادرد نهان آمده نزدیک یکی دکتر لایق که در امر شفای همه‏ درد و بلا بود چو حاذق بدو عرضه کند درد درون را.مرد بیمار چو آمد به درون مطب دکتر دانا که بوده ست در انجام عمل فرز و توانا ، سلامی و پیامی بنمودی به یکی منشی دکتر به آن خانم آکتور که او بود هنرمند و به صد حیله و ترفند ستاندی به عناوین مکرر ویزیتی سه برابر به صد عشوه ز بیمار بلا دیده و این بسته زبون ر
 
زانو بغل نشسته دلم کنج خانه ات حالا فقط خیال من است و بهانه ات با هر نفس تپید و گرفت از فراق تو قلب شکسته از دل خسته سراغ تو تا می رسد صدای ملائک ز بام شهر بغض اذان که می شکند در تمام شهر اینک شهادت است که تا انتهای شهر!! می پیچد و ادامه آن گریه های شهر! اقرار می کنم که خدایم فقط تویی هر آنچه مانده ست برایم فقط تویی شاهد ترین به خلوت شب های تار من سامع ترین زمزمه های نزار من افتاده بر زمین مپسندم که بی کسم این سان غمین مپسندم که بی کسم طوفان غم
خانه
محسن لرستانی
آهنگ همه شب از محسن لرستانی
آهنگ همه شب از محسن لرستانی
دانلود آهنگ جدید همه شب از محسن لرستانی
 
هنرمند: محسن لرستانی
آلبوم: Moones Dardam
تاریخ انتشار: ۲۰۱۸
 
 
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی همه شب از محسن لرستانی با کیفیت اورجینال
و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین
 
 
 
download new song from Mohsen Lorestani called Hame Shab
 
بخشی از متن همه شب از محسن لرستانی
همه شب من غرق دلم چشم به راهم تا تو باز آییشده هر شب 
گِلمان ساخته از تربت بُستانت شد
 
گِلمان ساخته از تربت بُستانت شد
روحمان خلق ز انوار فروزانت شد
عقل می خواست تقابل بکند با عشقت
بی خبر از همه جا آمد و حیرانت شد
مستی از رو به روی مجلس روضه که گذشت
عاقل از مستی جانانه ی مستانت شد
یوسف گمشده پیدا شد و از مصر شبی
به حرم آمد و آواره ی کنعانت شد
قبل از آنی که به میّت بدهد جان عیسی
دست بر سینه نشست ، طفل دبستانت شد
و سلیمان نبی مُلک خودش را بخشید
آمد و کنج حرم نوکر دکّانت شد
شیخِ قاضی ز کرامات تو شد صاحب
راننده تاکسی آهی میکشه و میگه:《حاجی 4 چیز این مردم پیرم کرده:1. میبینه طرف کامیون داشته برو بیا داشته خونه زندگی داشته معتاد که شد بدبخت شد فقیر شد خانواده ش از هم پاشید آواره کوچه خیابون شد، با اینهمه میره سمت مواد!!!2. میبینه آدمای بدقول و دروغگو چه جایگاهی بین مردم دارند میبینه کسی پای حرفشون تره هم خرد نمیکنه، میبینه چه فحش وناسزاها که به خود و پدرومادراشون حواله میشه، میره و دروغ میگه!! قول بیخودی میده!! بدعهدی میکنه!!3. دیده بدی کردند بدی دی
سلام؛ سلامی گرم و صمیمی به یاری وفادار!اگر روزی بخواهم بقچهٔ دلم را بگشایم، با چشم خودت می‌بینی، نام عزیزت را و دیگر هیچ!انکار نمی‌شود کرد که هرچه دارم از لطف و مهربانی توست. این عشق، این زندگی، این شاعرانگی، وگرنه من کجا و دانستن دلدادگی کجا؟!. من کجا و فهمیدن راز پرواز پروانه‌ها کجا؟!. من کجا و لطف بی‌پایان شما؟!هر روز سرِ ساعت دلتنگی به تو و تمام مهربانی‌هایت فکر می‌کنم، به تو که کنارِ تو امن‌ترین نقطهٔ جهان است. به تو که مطمئن هستم، ب
می‌خواستم که جانب میخانه رو کنمدست نیاز حلقه جام و سبو کنمدر ساحل نیاز نشینم امیدواردل را به شطّ باده دَمادم فرو کنموقتى که هست شوق تیمم ز خاک یاردیگر چرا ز چشمه زمزم وضو کنمبا من حدیث طعنه نا مردمان مگومن آبروى مى طلب آبرو کنمتیغ زبان به کار نمی‌‏آیدم دگرباشد به چشم خون شده‏‌ام گفتگو کنماز دست رفته دل به تمناى دلبرمساقى کمى تحمل من کن که مضطرمدست خمار جز به سوى خم نمی‌‏رودکشتى ز بحر جز به تلاطم نمی‌رودگر گُل اسیر پنجه باد خزان شوداز بل
راننده خیلی با احتیاط رانندگی میکنه، مثل اکثر راننده ها دو ثانیه یه بار گوشی چک نمیکنه، راننده ها رو فحش نمیده، اگه راننده ای سماجت میکنه بهش راه میده.
دارم فکر میکنم وقتی رسیدم، امتیاز کامل بهش بدم و تو نقاط قوت همه موارد رو براش تیک بزنم. یهو یادم میوفته این راننده آژانس سرکوچه است نه راننده تاکسی اینترنتی، نمیشه بهش امتیاز داد!
 
دارم به فکر خودم میخندم که یاد یه قسمت از سریال Black Mirror (قسمت Nosedive) میوفتم که مردم دائما در حال امتیاز دادن به ه
 
سلام 
به صورت کاملا عجیب و بی سابقه روزای هچل هفت ( به معنی روزهای درهم ورهم :/) رو دارم میگذرونم
فرجه ها شروع شده , حجم عظیمی از منابع , جزوات و متون انگلیسی جمع شده رو هم من باید کمتر از دو هفته همه رو هندل کنم .دانشگاه جهنمی که میگفتن اینجا بودا استاداشم جهنمی ان :| این روزا ازین بابت سخت تر هم میشه که دانشجو وسواسی باشی و سبک درس خوندن چندش آوری داشته باشی :(
از طرف دیگه حجم عظیمی از تغییرات اسباب و اساسیه منزل هم به صورت کاملا مشکوکی افتاده در
 
یه جوری کوچولو و کوتاه و نرم بارید، انگار نمیخاست کسی جز من ببینتش!
بارونو میگم :)
بارون که چه عرض کنم، بیشتر شبیه قطره کوچولوی شیطونی بود که از چنگ ابر در رفته بود تا بیوفته رو صورت من ^_^
.
آخرین روز این هفته که دانشگاه بودم،خیلی خوش گذشت :)
تا صبح مافیا بازی کردیم
همیشه وقتی هیونگ میگف داره مافیا بازی میکنه، با خودم میگفتم خسته نشد از این بازی عایا؟! :/
ولی دیشب واسه اولین بار مافیای واقعی بازی کردیم با تعداد متعددی() از دانشجوهای آواره ی جغدی
پاورپوینت تکنیکها و روش های افزایش خلاقیت فرمت فایل دانلودی: .zipفرمت فایل اصلی: pptتعداد صفحات: 11حجم فایل: 570 کیلوبایت قیمت: 20000 تومان
توضیحات:پاورپوینت با موضوع تکنیکها و روش های افزایش خلاقیت، در قالب ppt و در 11 اسلاید، قابل ویرایش.بخشی از متن پاورپوینت:آرامش زندگی در گرو برآوردن نیازهاست. نیازها به طور کلی به 5 گروه تقسیم می‌شوند:نیازهای فیزیولوژیکی ، نیاز به امنیت ، نیازهای اجتماعی ، نیاز به احترام ، نیاز به خودیابی که بترتیب نیازهای او
خودخواهی ست که بگویم کاش بودی.که بگوییم کاش نمیرفتی.قبول.زیر بار سنگین جای خالیت کمر خم میشود.کمر خم میکنیم.از داغ سنگین پر پر شدنت جگر خون میشود.جگر خون میکنیم .اما یادم نمی رود اشکهایت پای ضریح امام رئوف رایادم نمی رود که التماس میکردی  تااجابتت کند تا بگیری برات شهادتت را .یادم نمی رود بغض گلوگیرت را وقتی نمی گذاشت از داغ رفتن همرزم سفر کرده ات شهید حاج احمد کاظمی صحبت کنیکه میگفتی کاش هر چه زودتر به او ملحق شوم.خودخواهی ست که ب
دانلود آهنگ رضا صادقی راحت رفت + متن و کیفیت عالی
ترانه زیبا و بسیار شنیدنی رضا صادقی بنام راحت رفت همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128 از جاز موزیک
Exclusive Song: Reza Sadeghi – Rahat Raft With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ رضا صادقی راحت رفت
───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 
توو سادگی کسی نمیرسه بهت
دلش نخواست دلیلشو بگه بهت
یه روز یه جا نگاش میوفته باز به چشمت
بگیر بخواب دلِ دیوونه یِ خودم
ببین که آب گذشته از سرِ تو هم
بگیر بخواب ، نبینی سختی های عشقو
راحت رفت ، بدونِ دله
سیده تکتم حسینی
من دلم را داده ام در این هیاهوها به تو

ای سلام گرم خورشید از فراسوها به تو
شب پناه آورده با انبوه شب بوها به تو
بغض خود را ابرها پیش تو خالی می کنند
از غم صیاد می گویند آهوها به تو
ای ضریحت عشق! از هر لذتی شیرین تر است
لحظه ای که می رسد دست النگوها به تو
چون کبوتر دست برمی داشتند از رسم کوچ
فکر می کردند اگر روزی پرستوها به تو
نسخه ی درماندگان است آب سقاخانه ات
ای که دارد بستگی تأثیر داروها به تو
نغمه ی نقاره یک سو، یک طرف هو هو
#مجالس+
#دیوارنوشتهای من
#فریدون مشیری
برای مادرم
در بیابانی دورکه نروید جز خارکه نخیزد جز مرگکه نجنبد نفسی از نفسیخفته در خاک کسیزیر یک سنگ کبوددردل خاک سیاهمی درخشد دو نگاهکه به ناکامی ازین محنت گاهکرده افسانه ھستی کوتاهباز می خندد مھرباز می تابد ماهباز ھم قافله سالار وجودسوی صحرای عدم پوید راهبا دلی خسته و غمگین ھمه سالدور از این جوش و خروشمی روم جانب آن دشت خموشتا دھم بوسه بر آن سنگ کبودتا کشم چھره بر آن خاک سیاهوندرین راه درازمی چکد بر
دانلود آهنگ جدید علی سورنا | مهران با لینک مستقیم  +متن +پخش آنلاین
Danload Ahang Ali sorena -Mehran
♬♪♪♫♪♬Download new music From Ali Sorena | Mehran+Text+Best Quality

برای دانلود آهنگ مهران علی سورنا  لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید:
پخش آنلاین آهنگ مهران علی سورنا:
 
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کنددانلود آهنگ

 
:برای دانلود با کیفیت مطلوبتان روی لینک های زیر کلیک کنید
 
کیفیت متوسط :
کیفیت عالی :  
متن آهنگ مهران علی سورنا :
♬♪♪♫♪♬
من و تو مثل همیم خوف میکنن میبیننمون
واس
ـ
حمید نورشمسی 
به گزارش خبرنگار مهر، رمان من پناهنده نیستم» اثری است درباره زندگی یک خانواده فلسطینی اهل طنطوره - روستایی ساحلی است که در ۴۹ کیلومتری حیفا در جنوب فلسطین - را به تصویر که به علت حمله اسرائیلی ها از سرزمین خود کوچ می‌کنند. این اثر را رضوی عاشور داستان نویس و رمان نویس و منتقد ادبی و استاد دانشگاه مصری تالیف کرده و انتشارات موسسه شهرستان ادب آن را با ترجمه اسماء خواجه زاده منتشر کرده است. محمدقائم خانی نویسنده و منتقد ادبی د
دانلود آهنگ جدیدعلی سورنا مهران + متن + پخش آنلاین
Danload Ahang Jadid Ali sorena - Mehran
♬♪♪♫♪♬Download new music BY Ali Sorena Called Mehran+Text

متن آهنگ جدید مهران از علی سورنا:
من و تو مثل همیم خوف می کنن می بیننمون  ♬♪♪♬   واسمون غلاف بلوف می کنن
رپ کنا منو خیلی دوست ندارن    ♬♪♪♬    مثلِ تو که خیابونا جلوت جفت می کنن
برای دانلود آهنگ مهران علی سورنا  لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید:
پخش آنلاین آهنگ مهران از علی سورنا:
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند
دانلود آهنگ
داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آواره و کنارت نمیزارم از زندگیم
برو زندگی کن بزارم کنار پی آرزو های بعد از منی منم غصه هامو به دوش میکشم
بتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شم
واست بهترین هارو میخوام چون واسه اولین بار فهمیدمت
واسه آخرین بار عاشق شدم واسه اولین بار بخشیدمت
به امید رویای بوسیدنت به عشق تو چشمامو خواب میکنم
اگه صد دفعه باز به دنیا بیام میدونم تو رو انتخاب میکنم
اگه بعضی وقتا دلت تنگ شد یه گوشه مثل من فقط گریه
عزیز                                             
وه دسِ چئمل تو مچو تا آسمان دادم عزیز     
بوری ای مانگ عاشقی برس وه فریادم عزیز
قلب مه هار بَن گیس تو هار وه تماع مکیس تو      
ئه روژه هامر بند تو ئه روزه آزادم عزیز
تو شیوه ناز عالمین مه تیشه دارِ شعرلت    
وه داخ دیوری ئه چمه نکین وه فرهادم عزیز
آواره بیمه و در وه در ژه کار دونیا بی خَور       
دی بردیانمه سَر وه سَر تاگر بکین یادم عزیز
وه دسِ چئمل تو مچو تا آسمان دادم عزیز 
بوری ای
 
 
بار دگر، یاد تو زد آتش به جانمجا دارد از اندوه این دردگر جاى اشک، از دیدگانم، خون چکانماى سوره عشق‏اى آیه مهراى چشمه نوراى اختر تابنده، اى یاد معطّراى برترین و آخرین پیغام آوراى پا نهاده بر بلنداهاى افلاکاى همنشین بینوا بر بستر خاکرفتى ولى ما را به دست غم سپردىاى خوب . اى پاک!در روزهاى تیره و شبرنگ بطح»در ظلمت کور کویر جاهلیتمشعل به کف، درد آشنا، ره مى‏گشودىدر اوج خشم و کینه دیرین یثرب»در سینه‏ ها بذر محبّت مى ‏فشاندىپاک و مبرا بود
معشوق پاییزی من، سلام!
حال که این نامه را می‌خوانی هوای کلبه به شدت سرد است، شعله‌های شومینه در تکاپوی گرم و روشن کردن فضای تاریک خانه هستند؛ پاهایم را به بخاری نزدیک کرده‌ و لحاف زرشکی‌ام را به دور خود پیچیده‌ام، چایِ دم کرده در قوری گل‌ریزم را در دست گرفته و زوزه‌ی گرگ‌های آواره در کوه‌های شمالی را می‌شنوم؛ برف سنگین دیشب احتمالا راه را بر آن‌ها بسته است!
دیروز که از فروشگاه عمانوئل بسته‌های گوشت اردک را به خانه می‌‌آوردم مثل همیش
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم
به هوای دل پاک تو به دریا بزنم
 
عشق یعنی بشوم آهوی آواره‌ی تو
بدهم دل به صدای خوش نقاره‌ی تو
 
عشق یعنی طپش این دل بارانی من
لطف پیدای تو و
نقد رمان جای خالی سلوچ
نقد رمان جای خالی سلوچ : خستگی و ناامیدی پس از خواندن چند صد صفحه رنج و سختی
 
نقد رمان جای خالی سلوچ نوشته ی محمود دولت آبادیکتاب­های دولت ­آبادی را هر وقت دست می­ گیرم می­ دانم که پا بر دامنه کوه بلند توصیفات می­ گذارم.یا نباید خسته بشوم،یا باید که قید بسیاری از پاراگراف­ها را بزنم،یا در جایی باید تندخوانی کنم،و یا نه یکباره، که چند روز یا هفته­ ای به آرامی کتاب را تمام کنم،و حتما آخر کتاب هم کمی سردرگم و ناامید و دِپر
٢٧٣»لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ‌ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ‌ اللّهِ‌ لا یَسْتَطِیعُونَ‌ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ‌ یَحْسَبُهُمُ‌ الْجاهِلُ‌ أَغْنِیاءَ مِنَ‌ التَّعَفُّفِ‌ تَعْرِفُهُمْ‌ بِسِیماهُمْ‌ لا یَسْئَلُونَ‌ النّاسَ‌ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ‌ خَیْرٍ فَإِنَّ‌ اللّهَ‌ بِهِ‌ عَلِیمٌ‌ (انفاق شما باید)براى نیازمندانى باشد که در راه خدا محصور شده‌اند.(به خاطر دین خدا،از وطن آواره و یا در جبهه‌هاى جهاد هستند.)توان حرکت و س
+پاشو ببین چیشده
-باز زیاد خوابیدم؟
+آره ولی میخواستم بگم سردار ترور شد
-کدوم سردار؟
+سلیمانی
-بابا شوخی نکن دیگه
(و بابا خلاصه ای که چیشده رو گفت و بعد بقیشو از شبکه خبر دیدم)
ساعت 1 ظهره و بابا بعد از شنیدن خبر تا الان هنوز نخوابیده!
منم تا یکم پیش باور نمیکردم و هی میگفتم زندس مگه به همین آسونی میتونن جون سردارو بگیرن؟
بابا یکی از آدماییه که همیشه اخبار مربوط به لبنان و سوریه و نمیدونم اینا رو دنبال میکنه
ولی من فقط میدونستم سردار کیه
به بابا گ
علی پسر مزینان عاشق زادگاهش بود کویر محل هبوط او و این نیستان را کعبه ی آمال خود می دانست؛ تاریخی که در صورت جغرافیا برایش نازل شده بود.
امروز دوم آذر است همان روزی که خداوند فرزند شایسته کویر را به خاندان پرفروغ شریعتی در کهن دیار تاریخی مزینان هدیه داد مردی که سال ها بعد معلم و مدافع "عرفان ،برابری و آزادی" و مخالف زر، زور و تزویر،شد و چون نتوانستند فریادش را برتابند او را به شهادت رساندند غافل از آن که خط سرخ شهادت همیشه زنده است.
علی عاشق
طلبه‌ی دوره‌گرد یا 'واگانت' یک یا طلبه بود در حال گشت و گذار ، که آواز می خواند و قصه تعریف می‌کرد ، کشیش فراری یا طلبه‌ای که تحصیل را کنار گذاشته و یک بی‌طبقه و یک بوهمی است . او فرآورده‌ی همان تحول اقتصادی و نشانه‌ی همان جنبش اجتماعی است که بورژوازی شهری و شهسوار حرفه‌ای را ایجاد کرده است . ولی او دیگر علائم برجسته‌ی ناآرامی اجتماعی روشنفکر معاصر را بروز می‌دهد ؛ او به کلیسا یا طبقه‌ی ممتاز یکسره بی‌اعتنا است ؛ عاصی و افسار گسی
1_ می‌گفت:《 گفتم گناه دارن اومدن مسافرت که مثلا تفریح کنن ولی اینجوری آواره شدن، زن و بچه‌ام رو فرستادم خونه‌ی پدر زنم و خودم رفتم چند نفر از کنار ساحل پیدا کردم اوردم خونه، بهشون گفتم همین‌جا استراحت کنید و نگران نباشید، سه روز موندن و من هر سه وعده صبحانه، ناهار، شام براشون آماده می‌کردم و کلی عزت و احترام براشون گذاشتم، صبح روز چهارم بلند شدم و رفتم نونوایی نون گرفتم ، بعدش هم آش خریدم و برگشتم خونه، درِ حیاط که رسیدم دیدم از توی پارکین
دراز کشیده روی تخت خوابگاه ,دارم به روزهایی که گذشت فکر میکنم و برگ هایی که در زندگیم ورق خورد و گذشت و خاطره شد. به ازدواجم. ماه محم و صفر واسه من ماه های طولانی بودن تحمل کردن ۶۰ روز انتظار عقد کردنم ,افسرده ام کرده بود ,من بدخلقی میکردم و فشار های عصبی روی هیراد رو بیشتر میکردم و دعوامون میشد .اون روزها عقده ای شده بودم ,عقده جشن خواستگاری مفصل ,جمع شدن عمو ها و دایی هام واسه خواستگاریم ,عقده مراسم عقدی که میخواستم,نه صرفا اون آیه عربی بی مع
عشق شاعران سده‌ی یازدهم و شعر عاشقانه بیش از آن دوام آورد که یک وهم تلقی شود . چنانکه گفته‌ایم ، بیان ادبی موفق عواطف ساختگی در تاریخ بی‌همانند نیست ؛ بی‌تردید امکان دارد نسل‌هایی از این وهم حمایت کنند . هرچند روابط ارباب رعیتی بر سراسر تار و پود زمانه نافذ بود ، اما اگر ارتقاء ملازمان به جایگاه شهسواری و موضع تازه و والای شاعر در دربار نبود ، از توضیح جذب ناگهانی این موضوع که سرانجام کل محتوای عاطفی شعر را به جامه‌ی اصطلاحات این رابطه آر
 
سلام یوکای عزیز؛
اینجا سایه‌ی جنگ کمرنگ تر شده ولی هنوز می‌توان صدای قدم‌های نحسش را شنید. هیچ چیز مثل جنگ نمی‌تواند خشم جنون‌آمیز مرا بیدار کند.
فکر می‌کردم مفهوم وطن برایم از بین رفته اما وقتی جنگ را در دو دوقدمی این منطقه‌ی نحس حس کردم دلم گرفت از این که همزبان‌هایم؛ مقصر یا بدون تقصیر، ممکن است کشته،آواره یا عزادار شوند. یک وقت فکر نکنی بخاطر این که ممکن است بمیرم این حرف‌هارا می‌نویسم. نه، من از مرگ هیچ ابایی ندارم. اما دوست ندا
قصه ی نادیا مراد روایتی‌ست هولناک از فاجعه.خواندن این کتاب برای هرکس که می خواهد شناختی از گروه موسم به دولت اسلامی( داعش) داشته باشد ، یک ضرورت است ، قصه ی نادیا مراد ، غریو بلندی‌ست برای اقدام ، شاهدی‌ست بر معجزه ی اراده ی انسان برای زنده ماندن و در عین حال نامه ای‌ست عاشقانه برای وطنی که نابود شده و خانواده ای که جنگ آن را از هم پاشیده است . نادیا با تمام القابی که زندگی به اجبار  به او چسبانده مبارزه کرده است ، القابی  همچون یتیم ، قربا
 
 ای مثلِ خزان زرد،کسی منتظرت نیست                   محبوبه ی شبگرد،کسی منتظرت نیست
 
 
 تنها شده در شهرِ شلوغِ تُهی از عشق                         در کوچه ی بی درد، کسی منتظرت نیست
 
 
 آواره یِ نفرینکده ی عمری و اینجا                           در قامتِ یک مرد کسی منتظرت نیست
 
 
 با شیب تنت پله عمرت به فراز است                          در پیریِ پاگَرد، کسی منتظرت نیست
 
 
 تاراج شده هم دل و هم جسم و روانت                       با
به نام خدا 
ما از روزهای هفته بدمان می آید .چون در آن روز ها مجبور هستیم از دم صبح تا _دور از جان همه مان _بوق سگ میان خیابان ها و دانشگاه آواره باشیم و دنبال این و آن بدویم .
ما از شنبه ها بدمان می آید چون در شنبه بین کلاس هایمان به قول پدرمان پرتی دارد و هیچ گاه نمیتوانیم آن طور که باید در خانه استراحت کنیم و مجبوریم غذای بی مصرف دانشگاه را تحویل دل و روده مان بدهیم و آن ها هم هی به ما فحش بدهند و ماهم هی معذرت بخواهیم!دل و روده ی مان را میگویم! 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب