نتایج پست ها برای عبارت :

سخته بی توبودن بیابون

فقط می تونم بگم سخته.نبود عزیزان ات خیلی سختهسخته درو باز کنی و کسی نباشه بهش سلام کنی . 
سخته فقط برای خودت غذا درست کنی . 
سخته کسی راجع به خریدت از تره بار نظر نده . 
=)) 
:((  سخته کسی نباشه بری رو اعصاب اش . اعصابشو خورد کنی بعد بخندونیش :)) 
در این حد سخته که رابط ام با گلدون های خونه تو این مدت عوض شد . 
هزاری هم صدا و تصویر رو داشته باشی، بازم سخته چون "حضور" نمیشه .
.
.
.
.
البته که به این "نبود" عادت می کنیم احتمالا . اما خب اذیت خواهیم شد تا
وقتی عاشق شوی راز دل تو گفته نتونی
چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا
چقده سخته خدایا
چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا
چقده سخته خدایا
روز نوروز بچینی گل سرخ
برسر راه نگات فرش کنی
روز نوروز بچینی گل سرخ
برسر راه نگات فرش کنی
دلبرت بياد بپرسه کار کیست
تو براش گفته نتونی
چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا
تو براش گفته نتونی
چقده سخته خدایا چقده سخته خدایا
دلبرت خنده کنه با دیگران
تو بسوزی و براش گریه کنی
دلبرت خنده کنه با دیگران
تو بسوزی و براش گریه ک
هیچوقت فکر نمی کردم دنیای بدون اینترنت اینقدر غیر قابل تحمل باشه. واقعا سخته که نتونی یک کلمه را که معنی اش را نمی دونی را سرچ بکنی. یا بری و دو تا خبر خارجی بخونی. یا برای رفتن به یک سایت مجبور بشی که حتما آدرس اون سایت را حفظ کنی . 
 
عجب زندگیه سخته که حتی نتونی یه ذره بازی آنلاین بکنی
 
به نظر اگه سریعا این اینترنت را وصلش نکن من یکی که کلا مریض بشم
سخته بعد 15 سال یهو دیگه نداشته باشیش. سخته توی 20 سالگی چیزیو که از خودت برات عزیزتره از دست بدی. واسه چی؟؟ بخاطر یه ماست؟؟
چند ساله هیچکدوممون ماست نمیخوریم
سخته مامانت وقتی ماست ببينه بزنه زیر گریه و خودتم حالت بد بشه ولی با این حال سعی کنی حال مادرتو خوب کنی.
سخته نتونی حقتو بگیری و یکی راست راست بچرخه تو شهر (با خودم میگم شاید عذاب وجدان داره، تو از کجا میدونی؟؟) با این افکار آروم میگیرم.
ادامه مطلب
لابد با خودش گفته چرا این دختره اینقد احمقه!
من چرا اون لحظه آخری اون کارو کردم آخه
بعد راستی 
خدایا . میشه معجزه شد؟!
نمیشه نه؟!
آخه چی میشه؟!
چی میشه بشه؟
ناموسا من دیگه نمیکشم
سخته خیلیییم سخته
بعدم اینکه دلم برات تنگ شده هم خاک تو سرت کنن :|
.
انقدر سخت میگذرن این روزا. انقدر تحت فشار و استرس کاری هستم که میگم کاش مرده بودم. یا می‌مردم. اینکه باید این مسیر رو برم و اینکه تموم میشه بالاخره تنها چیزیه که باعث میشه صبح ها از خواب بلند شم.دوستای خیلی خوبي دارم. همه‌شون دارن بهم روحیه میدن. تشویقم میکنن بلندم می‌کنن.اما در هرحال سخته. سخته. سخته. تمام سعیمو میکنم وقتی با مامان حرف میزنم گریه‌م نگیره. دلم روز بي دغدغه میخواد که پامو بندازم روی پام و فیلم ببينم. سریال ببينم. عشق دنیارو
سخته که بخوای مـرد باشی،وقتی که زنی.سخته حتی اداشم دربياری،سخته.خدایا،منتظرم که تو بگی اشتباه ِ.این انتظار که تا چنددقیقه یا چندساعتِ دیگه میتونه یه انتظار شیرین باشه رو،دارم با توکل به تو میگذرونم.
پ.ن1:انتظار امشب به خیر گذشت.تا چند روز دیگه که.ان شاءاللّه خیرش بيشتر باشه
التماس دعا دوستای عزیز
خیلی سخته تصمیم گرفتن / ولی بعد از این درسته که دیگه کامپیوتری نیست تا بتونم بيام ولی میتونم برم کافی نت هر هفته یه سری بزنم / از قبل هم که پست گذاشتم / ولی باز این وسط یه مشکلی پیش میاد / پس زمان های استراحت با چی خودمو سرگرم کنم!؟ / میتونه کتاب داستان باشه / مثلا رمانی چیزی! /شما چی پیشنهادی ندارید!؟
حس می‌کنم قلبم داره از هم می‌پاشه، می‌خوام ذهنم رو آروم کنم بتونم بخوابم اما انگار احساس خلا دارم نمی‌تونم نظم بهش بدم. انتظار کشیدن سخته. داغونت می‌کنه. چند تا مسئله باهم پیش اومدن. توی چهار شهر متفاوت. خدا ختم بخیر بشه. خدا این آرامش بعد از طوفان رو روزی‌ام کن. الهی آمین.
دانلود رمان جان جانان نودهشتیا
دانلود رمان جان جانان نودهشتیا
نام کتاب:‌ جانِ جاناننویسنده : یاسمن بيگی کاربر نودهشتیاژانر : عاشقانه _ درام _ معمایی _ پایان خوشخلاصه:سخته!سخته که بدونی، لحضات آخر زندگیته!سخته که این رو بدونی و نتونی کاری برای نجات جونت انجام بدی!سخته که به یاد گناه های گذشته بيوفتی؛ ولی نتونی جبران کنی!سخته که بدونی، زمانی برای جبران نداری!سخته!خیلی سخت…. پایان خوش.
ادامه مطلب
تهران ؛ روز های سخت ۹۸ 
وسط فشار همه جانبه ی زندگیمم . جوری که امید به آینده ندارم 
مدام با خودم تکرار میکنم . سحر ندارد این شبِ تار .
دقیقا همونی شدم که یه عمر با غرور میگفتم من هیچوقت اینجوری نمیشم 
همه ی کارها پیچیدن تو هم . 
خدا میدونه تو این یه ساله چند شبو گریه کردم ساعتها .
خدا میدونه کلمه به کلمه ی حرفای اطرافیانم چجوری درد میشه یکی یکی به قلبم شلیک میشه 
خدا میدونه چقد حالم بده 
خدا میدونه من درونم چی میگذره 
خدا میدوته چقد برام سخت
سلام
زندگی خیلی سخته، خیلی سخت.
محکم و استوار باقی موندن خیلی سخته، خیلی سخت.
مخصوصا وقت هایی که هیچی اونجوری که میخوای نیست، خیلی سخته امیدوار بمونی، ایمان خودت را حفط کنی و لبخند بزنی.
تازه باید مراقب باشی که کسی هم متوجه ناراحت بودنت نشه.
همیشه فکر می کنیم در بدترین روزهای زندگیمون هستیم ولی مدتی نمیگذره که وضعمون از اینی که الان هست هم سخت تر میشه.
 
امروز یکی از دوست های قدیمیم زنگ زد. گفت مادرش دو سال پیش فوت کرده. خیلی ناراحت شدم.
زندگی ه
لایستوی القاعدون من المومنین غیراولی‌الضرر و المجاهدون باموالهم و انفسهم. فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما / نساء ۹۵
ربّ انی لما انزلت الی من خیر فقیر / قصص ۲۴
آیه‌ها تو ذهنم میاد. درست وقتی که بریدم.
بهش می‌گم برگرد. میگه: حرفشم نزن.
دیگه با من از اربعین نگید.
خیلی سخته قاعد باشی ولی نخوای باشی.
خیلی سخته بخوای مجاهد باشی ولی نتونی.نمی‌دونم این چه احوالاتِ سختیه. سکراته. معلوم شد مرگ چه شکلیه.
متن ترانه احسان نیکخوی به نام زود بود

زود بودهمه ی حرفات دروغ بودمیگفتی عاشقم میمونیولی بازم اینم دروغ بودسختهمیدونم یه روز توام میریدستای یکیو میگیرییه روزیم براش میمیریبي طاقتمچه سخته از تو اینجا دور بودنماین حق عشقمون نبود که بریچه سخته بعد تو صبور بودنمآسون نبودگذشتی از من حقم نبودچجور گذشتی از قلبي کهعاشق تو بودرفتی تموم قلبمو سوزوندیومن اینجا تنهام نموندی توبي معرفترفتی تموم عشقمون به بادرفتروزای خوب من تموم شدبي معرفتبي طاقتم
یه مدت پیش در وبلاگ دوستم ، بهشون گفتم که " گمونم چیزهایی که برای من عجیب و غیر قابل درک هست برای شما یه موضوع ساده و پیش پا افتاده است و حتی برعکس " . البته اونجا صحبت سر موضوع دیگه ای بود و یه چند وقت قبلترش مشابه این داستان رو با دوست عزیز دیگه ای داشتم ،
 
بحث سر موضوعیه که . خب .  اینکه از کجا این بحث شروع بشه کمی سخته ، اینکه از چه موقعیتی هم نوشته بشه بازم سخته
 
 
ادامه مطلب
برکت یعنی بخاطر نیاز مادر با نهایت خستگی، یک ساعتی بيشتر بيدار بمونی. بعد فردا هم صبح به موقع بيدار بشی، هم مترو خلوت تر از روزهای قبل باشه، هم طی روز خوابت نگیره.
یعنی من شب هایی که کارهام طول می‌کشه و دارم دیر میخوابم نگران انرژی روز بعدم هستم مگر اینکه مادرم یهو یه کاری بهم بسپره و من هم انجامش بدم.
 *
ولی انصافا چه سخته وقتی خسته ای یا صبح زود باید پاشی، امر خدا رو جدی بگیری. انقدر سخته که غالبا خودمون رو انتخاب میکنیم.
نوشتن اولین مطلب برام سخته!
هر وقت از زندگی خسته میشم رو میارم به نوشتن!
از آخرین باری ک توی بيان چیزی نوشتم ماه ها میگذره!
ترس از نوشتن دارم، از اینکه دوباره آدرس وبلاگم پیدا بشه.
از مخفی کاری هام ناراحتم! اما امشب به خودم حق میدم بابت هر چیزی.
چون یقین دارم هر اشتباهی انجام بدم مقصر خودم نیستم.
جایی از زندگی ایستادم که بجز احساسم به اتاقم به چیز دیگه ای حس ندارم. 
وقتی پدر مادر و برادرم رو میبينم و به قلبم نگاه می‌کنم و یقین دارم ک این لحظه هی
قصه از این قرار که من به دعوت یکی از دوستان به چالش زندگی بودن قند دعوت شدم. 
همچین شوخی شوخی الان نزدیک ده ماهه که قند نخوردم. 
با نبود قند مشکلی ندارم اما واقعا برام سخته که شکلات نخورم 
یک جا شکلاتی کوچیک تو شرکت هست روی میز که من هر روز بي اختیار چشمم میره سمتش و با خودم میگم چه سخته زندگی بي شماها 
حالا نه فکر کنید شکلات خیلی خاصی هم هست نه اتفاقا خیلی هم معمولیه 
اما نمیدونید که چقدر سخته 
نا گفته نمونه که چند باری از زیر چالش در رفتم . مثل
بسم تعالی
 
نوشتن بعد از مدت طولانی ننوشتن سخته. اینکه ندونی از کجا باید شروع کنی!چطور شروع کنی! از چه واژه ای استفاده کنی که بدون ابهام، راست بره سر اصل مطلب، سخته
 
من دوباره برگشتم به آغوش گرم وبلاگ :) 
مقصود بيان دلگریزه هایی ست که جایگاه جولانشان جز در وبلاگ و بيان
نیست
 
 
​​​سلام :)
 
 
                                     دوشنبه 27 آبان
 
بسم تعالی
 
نوشتن بعد از مدت طولانی ننوشتن سخته. اینکه ندونی از کجا باید شروع کنی!چطور شروع کنی! از چه واژه ای استفاده کنی که بدون ابهام، راست بره سر اصل مطلب، سخته
 
من دوباره برگشتم به آغوش گرم وبلاگ :) 
مقصود بيان دلگریزه هایی ست که جایگاه جولانشان جز در وبلاگ و بيان
نیست
 
 
​​​سلام :)
 
 
                                     دوشنبه 27 آبان
 
یعنی میشه یه روزی منم مادر بشم؟؟ میشه منم طعم مادری رو بچشم؟ میشه یه روزی منم تاش رو توی دلم حس کنم و باهاش حرف بزنم؟
 
 
خیلی سخته غبطه بخوری به حال کسایی که باهم تو یه دوره ازدواج کردید از دوست خودت و دوست همسرت و فامیلا گرفته تا آشناها ، اونا بچه دار شده باشند و برای دومی اقدام کنند و تو همچنان اندر خم یک کوچه باشی .
خیلی سخته تو دوره ها یکی بخاطر بارداریش یکی بخاطر شیر دادن به بچه و خیلی با خیلی از همین دلایل مادرانه مشغول بچه هاشون باشن
 
متن آهنگ ماهان بهرام خان بنام استرس
چقدر باید طاقت بيارم تا قلبتو به دست بيارممن غیر برگشتن به عشقت کاری توو این دنیا ندارمخودت بگو دلتنگیامو کجای این دلم بذارمفرقی نداره روزه یا شب هر لحظه با فکرت بيدارمسخته همه روز و شبام بدون توحبسه دل و روحم توو این زندون توبسه بيا حالم بده از استرستو بيا به داد این دلم برسسخته همه روز و شبام بدون توحبسه دل و روحم توو این زندون توبسه بيا حالم بده از استرستو بيا به داد این دلم برس♪♫♪ ♪♫♪ ♪♫♪ ♪♫♪دا
این‌که حس کنی آدم بامزه‌ای نیستی سخته نه؟
این‌که حس کنی در روابط اجتماعی‌ات دائم اشتباه می‌کنی سخته نه؟
حس می‌کنم بيمارم، حس می‌کنم مثل یک ربات اسقاطی‌ام که قسمت احساسات مرکز پرازشش خراب شده.
حس میکنم مغزم مثل آب روون به دیواره‌های جمجمه‌ام میکوبه. حس می‌کنم قلبم کبود و پلاسمولیز شده؛ بدن و قلبم هم غلظت نیستند.
 
من: زیر پتو هست و با گوشی تایپ می‌کند. سردشه. غمگین و سردرگمه.
یعنی این‌قدر سخته رها کردن عادت‌ها؟فکر می‌کنم آره،اصلا رها کردن آدم‌ها هم به‌خاطر عادتی که بهشون داریم سخته احتمالا،وقتی از کسی می‌خوام فکری رو رها کنه و یکم به خودش آسون‌تر بگیره،توی دلم به خودم گوشزد می‌کنم که دختر جان تو خودت روزی هزاران‌بار به خودت هم داری این حرفا رو می‌زنی و تاثیرش؟هیچی نبوده چون خودت نخواستی دست برداری انگار‌،به‌‌نظرم تا زمانی که خود آدم نخواد نه می‌تونه کاری رو پیش ببره نه چیزی رو بذاره کنار و نه کسی رو فر
میدونی درست وقتی شروع کردم به دوست داشتنت تو دست کشیدی از همه چی، دور شدی و عوض شدی انکار میکنی اما ذهنم و احساسام هیچوقت بهم دروغ نمیگن، حتی اگه بگی همون ادم قبلی حتی اگه حرفای قشنگ بزنی، منم دور میشم دور میشم و برمیگردم به جایگاه اصلیم، دوست عادی و معمولی، من همیشه تو زندگی ادما "جز" بودم استثنا بودم ف میگفت به همع دروغ میگم جز تو، ش میگفت با همه بي تفاوتم جز تو، تو میگفتی حرف هیچکسیو گوش نمیدم جز تو، عزیزم برای من جز نبودن خیلی سخته برای
یار با ما بي​وفایی می​کند/   بي​گناه از من جدایی می​کند
شمع جانم را بکشت آن بي​وفا /جای دیگر روشنایی می​کند
شاید خداحافظی با صمیمی ترین دوستت که مثل دو تا خواهر با هم بودی سخت باشه. دوستی که از همه چیز زندگیت خبر داره و تو اونو مثل خواهرت دوست داری. 
ولی بدتر از اون خداحافظی اینه که ببينی بعد دوری زیاد از هم، بعد اون همه مهر و محبتی که بينتون بوده، اون تو رو کنار میذاره و دیگه سراغی ازت نمیگیره و تو رو بلاک میکنه و به همین راحتی  تو رو فراموش
همیشه فکر میکردم وقتی بزرگ شدم مشکلات همه رو حل میکنم ومیشم قهرمان زندگی بقیه وهمه به من افتخار میکنن وبرای خودم برو بيایی داشتم توی ذهنم .حالا که بزرگ شدم و۲۷ساله شدم با کوله باری از مشکلات رو به رو شدم از ریز ودرشت بعضیارو حل میکنم وبعضیا رو فراموش. شدم دقیقا همون کسی ک دوران بچگی در ذهنم پرورانده بودم تک تک مشکلات دیگران روگوش میکنم وقابل حل ها رو حل وبقیه رو یه جوری براشون جا میندازم سخته اینجور زندگی کردن نه تنها قهرمان نشدم بلکه واقعاب
روزهایی رو سپری میکنم که به سختی میگذرن. حتی گاهی حس میکنم اصلا نمیگذرن.
همش منتظر یک اتفاقم. منتظر یک گشایش.
و نمیدونم مصلحت این گشایش، با مداق من میخونه یا نه.
ولی چشمِ دلم روشنه.
و تنها دلخوشیِ این روزهام تقریبا فقط همینه.
 
آ خدافقط و فقط ازت توان میخوام.
نمیگم که چشم به وصال ندارم. نه. ولی اگر مصلحتی جُز این در انتظارمه، خودت برام شیرینش کن.
 
آ خدا
بهم توان بده که در همه حال، خوشبختیِ نامبرده رو آرزو کنم.
سخته. خیلیم سخته. ولی بده.
البته خودت
بسم الله مهربون :)
 
خون خیلی قشنگه ولی سخته. واقعا سخته و کلافه شدم. از وقتی دانشگاه قبول شدم به خصوص دوران علوم پایه انقدر حفظیات خوندم و چیزای مختلف و گاها بي ارزش حفظ کردم که احساس میکنم ذهنم بسته و تنبل شده. قدرت تجزیه و تحلیلم اومده پایین. دبيرستانی که بودم حداقل ریاضی، فیزیک، هندسه حل میکردم، ذهنم به چالش کشیده میشد. از بعد کنکور و ورود به دانشگاه ذهنم شروع کرد به افت کردن و تنبل شدن. حتی برای یک ثانیه هم روی موضوعی فکر نکردم و فقط حفظ کرد
 
از یه طرف خوشحال میشم که وقتی ناراحتن فکر میکنن میتونن باهام حرف بزنن، از طرف دیگه، از این وسط قرار گرفتن و قضاوت کردن و احیانا تذکر دادن خوشم نمیاد.
دارم سعی میکنم بدون ترس و ملاحظه های همیشگی، هم درکشون کنم، هم اشکال رفتارشونو بهشون بگم.
خب راحت نیست.
وقتی هر کدوم حق رو به خودش میده فقط
و اشکالات طرف مقابل رو بزرگ میبينه
حساسه و به جای ملاحظه شرایط دیگران، میخواد بقیه باهاش هماهنگ بشن.
 
شاید دوست داشتنی نباشه! ولی مهمون باید با صاحبخونه
از 10 روز پیش دارم برنامه های تولد آبجیمو میریزم، وقتی نتونی کسی رو بغلش کنی بهش تبریکت تولد بگی و کلی باهات فاصله داره دست به دامان اینترنت و ویدیو میشی:(قرار شد خانوادمون +دوستای صمیمی آبجیم یه ویدیو از خودشون بگیرن و تولدش تبریک بگن بعد همه این ویدیو ها رو پشت هم بزاریم تا براش بفرستم:)
هماهنگ کردن با این همه ادم که ویدیو از خودشون بگیرن بفرستن سخته چون خیلی لفتش میدن 11 روز مونده به تولد آبجیم ولی نمیدونم چرا قبول نمیکنن که ادیت کردن این وید
وقتی افسرده میشم هیچی برام مهم نیس
برام مهم نیس مامان کدو میگیره حلوا شو درست میکنه
برام مهم نیس تو اونشب ماکارونی نخوردی
برام مهم نیس دو کیلو اضافه کردم
برام مهم نیس هنوز اجرا ها و مومنتا و ریکشنا رو ندیدم
مهم نیس صورتمو پاک نکردم
مهم نیس پوست موز نزدم
مهم نیس پستام چقد لایک میخوره
مهم نیس تو چرا یه قرنه آن نمیشی
مهم نیس شام چی داریم
مهم نیس هیچی!
مهم اینه که من اشتباه کردم
بدم اشتباه کردم
و یه دونه اشتباهم نکردم
پشت سر هم کردم!
فقط کردم
نمیدونم مهمونهامون کی میان فکر کنم هفت یا هشت. منم همه کارامو کردم. دیگه نوبت کتاب جدیده که بين فلسفه ی نقادی کانت یا نگاهی به پدیدار شناسی و فلسفه های هست بودن ، هست. که احتمالا اولی رو انتخاب میکنم. 
میدونی این فکر هست که آدما، حتی شاید یه زمانی خود من فکر میکردم فلسفه سخته. قابل فهمیدن نیست برای هر کسی و کسی که فلسفه میخونه حتما یا خیلی خفن یا خیلی کودن که عمرشو داره براش میذاره. اگه بگم فلسفه سخت نیست دروغ گفتم. سخته خیلی سخت همون قدر که عک
♫♫
واسه من دیدن تو مثه یه رویای دوبارست مثه آسمونی که دل نگرون یه ستارستتو نمی دونی چقدر تنگ شده دلم برای چشمات تو نمیدونی چقدر تنگ شده دلم برای حرفاتتو نمیدونی یه چند وقته واسم سخته جدایی خونه با گریه هماهنگه دلم تنگه کجاییدلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
هر چی از تو یادگاری واسه من مونده عزیزم اگه بودی نمیذاشتی حال من بهم بریزه بهم بریزهتو نمیدونی چقدر تنگ شده دلم برای چشمات تو
هر کسی رو میشه یه جور خاص عذاب داد و برای من یکی این عذاب یه جا نشستنه ، اینکه نتونم زیاد راه برم شلوغ کنم برام خیلی سخته حالا با این وضعی که مریض شدم  مجبورم فعلا خونه بمونم ، ریه هام عفونت کرده و از سه تا نعمت محروم شدم 1.راه رفتن طولانی مدت (سرما و هوای آلوده سرفه های قطع نشدنی به همراه میارن)2.خوردن غذاهای رنگ وارنگ و جذاب (ادویه هم ممنوعه)3.صحبت کردن هم ایضا یکم که حرف میزنم 3 برابرش سرفه میکنم و قظع شدن سرفه هام هم با کرام الکاتبينه. برای کسی ک
سعی میکنم حواسم رو جمع کنم و تمام لحظات رو یادم بيارم .از شنبه حال ب اوکی نبود نمیدونم چش بود همش تو فکر خودش بود و کم حرف میزد هرچی میگفتم میگفت چیزی نیست و خودمم که دوره های بدی رو دارم صبها که از خواب پا میشم ناراحتم نمیتونم حواسمو به درس جمع کنم مطمئن هم نیستم چی میخوام آش ذهنم داره بهم ریخته تر میشه
برنامه ی درسیم خوب نیست هر بار دارم عوضش میکنم و به زور درس میخونم
مطمئن بودم میرم اما الان مطمئن نیستم .وقتی اون شهر رو برای کار انتخاب کردم می
تو این مدتی که گذشت فهمیدم آدما راحت تر از اونی که فکرشو میکردم پشتمو خالی میکنن راحت قضاوت میکنن راحت محکوم میکنن و راحت تر از اون طلبکارن و انتظار دارن حالا دیگه اما میدونم سکوتم از خریتم نیست فقط حرفم نمیاد وقتی این رفتار هارو میبينم آدمها خودخواه ترین و منفعت طلب ترین موجوداتین که ممکن بود به وجود بياد و اومد اره دلم پره از همه میدونم کم کم بارکردم که برم میدونم دیگه نمیخوام حتی بگم که میرم میدونم به خودشونم بيان نمیفهمن تارایی بوده مید
آقا دیشب با یه هندی صحبت میکردم. حرف از شاهرخ خان و آمیتاباچان و اینا شد. بهش گفتم بگو خ. واشر سرسیلندر سوزوند :)))))))) گفت خیلی سخته. تهش که زور زد تونست بگه ه! :))))))
الان برام سواله اینا مثلا اَخ ندارن؟ بخوان تف کنن پس چی میگن؟‌:)))))))) اَخ و تُف دیگه!!!
به نام خدا
توی این سه سال سعی کردم سر کلاس‌های معارف حرف نزنم و وارد بحث‌های بيهوده نشم و حتی گاهی هندزفری چپوندم توی گوشم که چیزی نشنوم و حرص الکی هم نخورم. هر چند طبق یک قانون نانوشته همیشه توی کلاس‌ها یک دانشجو با تُن صدای بلند هست که از اول تا آخر با استاد بحث می‌کنه و هیچ کدوم از موضع خودشون کوتاه نمیان! و حتی گاهی بحث‌هاشون خنده‌دار هم هست. حالا چی می‌خوام بگم؟! می‌خوام بگم شرکت کردن توی چنین بحث‌هایی (البته بحث به جا و درست و منطقی ک
امیر عباس گلاب مقصر
دانلود آهنگ جدید سخته اگه نتونی حرف دلت رو بگی از هنرمند امیر عباس گلاب به نام مقصر با متن دو کیفیت Mp3 320 و پخش آنلاین 128 در رسانه جاز موزیک
Download New Music Amir Abbas Golab Moghaser With Text And Direct Links In jazmusic
متن آهنگ مقصر از امیر عباس گلاب کامل
سخته اگه نتونی حرف دلت رو بگی
به اون که عاشقونه دلواپس فردات بوده
سخته اگه بتونی به آسونی رد بشی
از اون که بودنش همیشه خواب و رویات بودم
کاشکی میشد بگم بمون نگفتم نموندنت واسه نگفتنم بود
مقصر اصلیه قصه
مثل کسی هستم که از هم فروپاشیده
مثل تیمی که یه گل میخوره و دیگه فرومیپاشه
مدام بازم گل میخوره
شکست پشت شکست غم پشت غم 
دیگه فک نکنم به هیچ کس اعتماد که سهله دل که سهله  حتی هم صحبت هم بشم
تاوان زیادی دادم سالهای عمر زیادی دادم تا اینو فهمیدم تا غم و حسادت دیگران و تو چشماشون ببينم وقتی که پیشرفت میکنم وقتی که خوشحالم
واقعا دوست ندارم با هیچکس دوست شم تحمل آشنایی با هیچکس رو ندارم چقدر سخته چطوری آدما میتونن باهم دوس باشن وقتی میدونن دروغن چقد
همیشه فکر میکنم پروژه هایی که میگیرم به سادگی آب خوردنه البته که هست ولی نمیدونم چرا انجامشون انقدر برام سخته و طولشون میدم. تمرکزم هم کمه خیلی 
الان کار چندساعته رو سه رووووزه طولش دادم اونم در صورتی که از هفففت صبح بيدار میشم که بشینم پاش خیر سرم!
هر اومدنی یه رفتنی داره .
درسته دل کندن سخته اما قانون طبيعته.
پس از اینکه پرنده کاملا شکار کردن رو یاد گرفت باید اماده ی رها سازی بشه ، هر وقت احساس کردین پرنده دیگه میتونه تو طبيعت زنده بمونه پابندها رو از پاهاش باز کنید غروب از غذای طبيعیش تغذیش کنید تا کاملا سیر بشه و فردا صبح زود برای رها سازی راهی زیستگاهش بشین ، بهش غذا بدین و‌ پرنده رو روی زمین بذارید و ازش دور بشین .
میدونم سخته اما
برای خواندن این پست روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادام
از سخت تر چیز های دنیا دست و پنجه نرم کردن با تنهایی 3 ماهه ات است وقتی صدای مهمانی طبقات بالاییت برای دومین شب متوالی می آید و خواب هنگامی تو را در میابد که صدای هم خوانی شان به گوش می رسد که : شهزاده ی رویای من شاید تویی تو.
از سخت تر چیز های دنیا دست و پنجه نرم کردن با تنهایی 3 ماهه ات است وقتی صدای مهمانی طبقات بالاییت برای دومین شب متوالی می آید و خواب هنگامی تو را در میابد که صدای هم خوانی شان به گوش می رسد که : شهزاده ی رویای من شاید تویی تو.
جنگلبان
جنگلبانم بچه ها
کارم یک کار سخته
نگهبانی از جنگل☘️
از بيشه و درخته
مواظبم تا جنگل
یه وقت آتیش نگیره
درخت و سبزه و گل
نسوزه و نمیره
کسی نیاد با تبر
حمله به جنگل کنه
یه وقت خدا نکرده
درختی رو قطع  کنه
شاعر:مهری طهماسبي دهکردی
دانلود آهنگ علی یاسینی من یه درختم که عاشق تبر شده
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * من یه درختم که عاشق تبر شده * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , علی یاسینی باشید.
دانلود آهنگ علی یاسینی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Ali Yasini called Man Ye Derakhtam Ke Asheghe Tabar Shode With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه علی یاسینی به نام من یه درختم که عاشق تبر شده
سخته بفهمی همه عمرت تلف شدهمن یه درختم که عاش
به روی خودم نمیارم و سعی میکنم هرچی از غم و خستگی و دلتنگی سهم این روزهام شده برای خودم نگه دارم و دیگران رو خاطرجمع نگه دارم که همه چیز خوبه.
ولی دوری خیلی سخته.
 روزها رو نمیشمرم که طولانی نشه اما امیدوارم معنویات و دین من و پدر و مادرم رو به دیدار دوباره ای رهنمون کنه. 
♪♬♬♪کاشکی بيه می یار ای، چشم بوینم شی یار ره♪♬♬♪
♪♬♬♪قبول کمه شی زار ره، نامرد روزگار♪♬♬♪
♪♬♬♪شهرام فلاح، همش تی وره، شعر تو یاتو، حال خرابه ولا♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دوست، جانا، امان امان امان، های♪♬♬♪
♪♬♬♪تی اسم مثل ستاره♪♬♬♪
♪♬♬♪سوزنه شو دیاره، تی حرف ره یاد ایارمه وقتی تنهایی دارمه♪♬♬♪
♪♬♬♪آروم آروم می دل بویه خون، شو دکتمه بيابون، امان ای یار نادون♪♬♬♪
♪♬♬♪سهم من از ته دلبر بویه ساز و آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪تنهایی
اکثرا شنیدیم که می گن فقط غیر ممکن هست که غیرممکنه ، کار نشد نداره ، اگه بخوای می تونی تغییر کنی و خیلی از این جملات امیدوارانه ای که هر کسی چند تاییش رو بلده امّا از اون ور نگاه می کنی می بينی خب اگه همه ما با این همه جملات انگیزشی آشنا هستیم پس چرا اکثر آدما به خواسته ای که می خوان نمی رسن ؟ مگه آدمی اشرف مخلوقات نیست پس چرا انقدر از خودش ضعف نشون می ده و برای تغییر کاری انجام نمی ده ؟
تازگی ها به خودم می گم حالا که تغییر کردن و ترک عادتی که آزار
وسیله نقلیه عمومی، BRT
کنار یک صندلی دونفره ایستاده بودم. رو به آفتاب 
سرم توی کتاب بود. 
احساس گرما کردم یک لحظه، خودم رو باد زدم
خانمی که کنار پنجره بود و شالی نسبتا آزاد روی سرش بود، رو به من گفت: خیلی هوا گرم شده.
گفتم بله. و حدس زدم که این جمله آغاز یک گفتگو باشه.
پرسشگرانه ظاهرم رو بررسی کرد.
ضدآفتاب روی صورتم سنگینی می‌کرد. دستمال کاغذی از کیفم درآوردم و کرم رو پاک کردم. 
با دقت نگاهم می‌کرد. مدتی سکوت بود. تا به زبان اومد و گفت: این ساق ها ه
مرگ عزیز خیلی سخته،حالا ناگهانی باشه،هنوز سخت تر.
این روزا روحیم حسابي پایینه.
بخاطر همین نااروممخواب خوبي ندارم.همش سر درد
خداروشکر خونه رو دارم میگیرم  و یکی از دغدغه هام کم میشه.
اتاقم بمب زده ترین حالت ممکنه رو داره چون دارم وسیله جمع میکنم.
سلام :")
نمیدونم چند وقته درست و حسابي سر نزدم به اینجا. راستش فعالیتم رو به اینستاگرام انتقال دادم ولی دلم نیومد اینجا رو ببندم. ریویوها رو از حالا به بعد، هم توی وبلاگ و هم اینستاگرام آپ میکنم. اگه اینجا براتون سخته به اینستاگرام کوچ کنین^^
اینم آدرس پیج:
sahrabookonalist@
لاااای لای لای لاااای لاااای لای لای لاااایلاااای لای لای لاااایلاااای لااااای لای لای لااااایتب دارم خل شدم*-*شایدم از تنهاییه.اعصابم آرومه ولی واقعا سخته.نمیتونمم آرزویی کنم.دوستامو با رفتار بدم رنجوندم.حق ندارم بگم چرا کنارم نیستن.ینی همه ی آدم بدا تنهان؟هیچکس قبلا اینو بهم نگفته بود.
شروع کردن صحبت یا درواقع سر صحبت رو باز کردن خیلی سخته،پایانش هم!
بيشترین تاثیرگذاری سخن هم در این آغاز و پایانه
اون وَسَطا که موتور فکرت داغ شده میتونی خوب بنویسی یا حرف بزنی!
خلاصه خواستم بگم نمیدونم الان دقیقا چی بگم :)
سلامی بعد مدت ها :)
امروز دانش آموزهای مدرسه رو بردیم اردو. یکی از بچه های کلاس پنجم مسیر برگشت کلی تلاش کرد ظرائف رقص ترکی رو بهم یاد بده ؛ از پشت پا هم شروع کرد. گفت خانوم سخته ولی به زحمتش می ارزه.
آخرش پرسید خانوم شما اصلا رقص بلدی؟ لبخند زدم. گفت نمیشه رقص بلد نباشه؛ حتما شاید چون ناظممون هستید نمیتونید با ما برقصید. کل اتوبوس خندیدن.
سلام. 
با اینکه شاید دیر شده باشه ولی به نظرم دیر بودن بهتر از هرگز نبودنه و لذا از همین تریبون عید و البته هفته بزرگ ولایت رو خدمتتون تبریک عرض میکنم ^_^
ان‌شالله تو این هفته برکات و عنایات فراوان قسمتمون بشه و توشه‌های بسیار برداریم.
ما دیروز جای شما خالی برای بچه‌ها تولد گرفتیم با چهل نفر مهمون! :/
انصافاً تعداد مهمونها زیاااد بود ولی خوش گذشت. :)
بدیش این بود که بر خلاف سنت هرساله‌مون نشد عکس دسته‌جمعی بگیریم!!
امروز هم به علت خستگی و اینک
♪♬♬♪نمیری از ذهنم بيرون♪♬♬♪
♪♬♬♪نمیری از ذهنم بيرون♪♬♬♪
♪♬♬♪فرقی نداره هر جا که باشم توی خونه یا که تو خیابون♪♬♬♪
♪♬♬♪نمیری از ذهنم بيرون♪♬♬♪
♪♬♬♪با اینکه اینو می دونم داری خوش می گذرونی یجایی با اون♪♬♬♪
♪♬♬♪نمیری از ذهنم بيرون♪♬♬♪
♪♬♬♪تازگیا اینو فهمیدم که تو به من علاقه ای نداشتی اصلا♪♬♬♪
♪♬♬♪دیگه از همه چی خستم♪♬♬♪
♪♬♬♪تو هم اضافه شدی به اونایی که همیشه دل منو شکستن♪♬♬♪
♪♬♬♪دیگه از همه چی خس
در اینکه خانواده مقصر چیزی که الان هستی، هستش شکی نیست ولی بهتره انتظار داشتن ها و حمایت خواستن ها رو رها کنی، ابراز خشم و غرغر کردن ها رو هم تموم کن؛ تنهایی سخته میدونم! ولی باید بهش خو بگیری و بدونی بيش از حد کسی بهش بها ندی هیچ آدمی به خوبيی که نشون میده نیست.
یه سری تغییرات توی ذهنت باید اتفاق بيفته.
امروز یه بازنده ترسو بودم و فقط بخاطر ترس کلاسمو نرفتم
ولی فردا میخوام بپرم وسط کلاسش بگم مرد ما باید باهم حرف بزنیم 
البته اشاره میکنم‌که حتما دوبار!!!
ولی خب واقعا باید برم باهاش حرف بزنم بگم شرایطم سخته برنامه ام اصلن انعطاف نداره مگرنه منم دوست ندارم اوضاع اینجوری پیش بره:/
حرص های بيخودی، نگرانی‌های بيخودی، فکر و خیال بيهوده 
پیر میشیم تو روزهایی که هیچی ازش نمیفهمیم و میگذره 
روزهایی که قبل از اومدنشون حرصشونو خوردیم :) 
من خیلی اینطوریم و دارم روز به روز بدتر میشم 
درست کردنش سخته ولی با مراجعه به طبيب شاید بشه کمی این سودای لعنتی رو پایین آورد 
قبل از اینکه همه چیمو از دست بدم باید برم .
خب خیلی بيشعورم که پست نذاشتم. ولی خلاصتا و اجالتا بگم براتون که خعلی زور میگه ادم مقاله های رشته خودشو نخونده باشه و پاشه بره حداقل 5 تا مقاله تاریخ تحلیلی اسلام خلاصه کنه. ای لعنت به زندگی. ای لعنت :| تازه فهمش برا یکی ک مث من تو ادبيات خنگه شدیدا سخته! شدیدا! :|
ی روز میام بيشتر مینویسم :(
سرش را پایین انداخته بود و ارام ارام گریه میکرد.این وقت ها پرسیدن اینکه چرا گریه میکنی یک سوال سخته.بدون مقدمه خودش گفت:
از وقتی یادم میاد حرف بد میزد و بددهن بود.به هرچی و هرکسی فحش میداد.از چراغ قرمز خیابون ها تا بازیگر سریال و مجری فلان برنامه.یک وقت هایی سکوت میکردم و از کنارش رد میشدم.اما این روزها دیگه کشش شنیدن این حرف ها را ندارم.بابت هر ماجرا و موضوعی حرف بد میزند و وقتی بهش تذکر میدی ،میگه مگه به تو فحش میدم یا عمو و دایی تو هستند که به
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی ترس
دانلود آهنگ میثم ابراهیمی به نام ترس کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده ترس با صدای میثم ابراهیمی از جوان ریمیکس
ترانه و موزیک: آرش Ap, تنظیم: مصطفی مومنی
Download New Music Meysam Ebrahimi – Tars
 
آهنگ جدید میثم ابراهیمی عزیز منتشر شد.
جدیدترین ساخته میثم ابراهیمی، ترس نام گرفته است.
این موزیک همانند آثار قبلی خواننده در سبک پاپ قرار دارد.
امیدوارم شنوندگان از این موزیک
روز ختم بابام جلوی کفشداری مسجد به زهرا یا هانیه گفتم دیگه هیچ کس رو بعد ازین دوست نخواهم داشت چون جدایی سخته. از اون لحظه رنگ قالی مسجد رو و حرکت عقربه ها و صدای لولای در نه رو یادمه اما زهرا و هانیه رو یادم نیست.کاش پای حرفم مونده بودم. چقدر فراموشی خطای دردناکی هست.
حدود سه ماهه کشور تو اوضاع غیر عادی و فوق العاده قرار گرفته
از ماجرای ابان و گرون شدن بنزین و کشته های اون روز ها و قطعی اینترنت کشور تا ترور سردار سلیمانی و خروش میلیونی و بي سابقه و با معنای مردم و سقوط هواپیمای نخبگان و پدافند و خطای انسانی.
چیزی که حس میکنم اینه نظام داره برهه حساس تاریخی رو میگذرونه
راستش این روزه ها پای نظام موندن خیلی سخته
این روز ها تشخیص درست و غلط توی جو مه آلوده سخته
وقتی اون چیزایی که تا قبل به عنوان نقطه اتکا و قو
میثم ابراهیمی نوازشدانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام نوازش
Meysam Ebrahimi – Navazesh
ترانه و موزیک : منصور فرهادیان ؛ تنظیم : مصطفی مومنی
+ متن ترانه نوازش از میثم ابراهیمی
سخته براش دیوونه وار تب کنیاما به جاش با فکرش شب کنیروزاتو باش تلخه به جات یکی بياددیوونگیت نیاد به چشماشتنهایی شب بشکنی تو خلوتت آخرشم خیابونا هم صحبت دردات بشنسخته که اشکات هم قدم شه با بارونای این شهرچقدر با عشق موهاشو میکردم نوازش رقصید همه جوره به سازشاین دل دیوونه ولی ی
متن ترانه میثم ابراهیمی به نام نوازش

سخته براش دیوونه وار تب کنیاما به جاش با فکرش شب کنیروزاتو باش تلخه به جات یکی بياددیوونگیت نیاد به چشماشتنهایی شب بشکنی تو خلوتت آخرشم خیابونا هم صحبت دردات بشنسخته که اشکات هم قدم شه با بارونای این شهرچقدر با عشق موهاشو میکردم نوازش رقصید همه جوره به سازشاین دل دیوونه ولی یه لحظه هم نبود حواسش .چقدر با عشق سپردم این دلو یه جا بش فکر نمیکردم نخوادشرفت تموم خوبي هام ده آخه این نبود جوابش .هیچکس قد من ع
سلام
خانواده برتری های عزیزم من امسال دانشگاه شهرستان قبول شدم و باید از خانواده م دور بشم!، با اینکه تا الان نه آشپزی‌ کردم، نه کارهای خونه رو انجام دادم و کلا دختر مستقلی نبودم  اما با همه ی سختی های خوابگاه کنار میام به جز یه سختی که شب و روزم رو مختل کرده و ناخودآگاه با فکر کردن بهش اشکم در میاد! اونم دوری از خونواده ست! این نه تنها فقط برای خودم سخته، برای خونواده م هم سخته و این ناراحتی منو بيشتر میکنه. من بيش از حد به خونواده م وابسته م،
چقدر روزهای خوب زود می‌گذرن. راستش روزهای سخت هم زود می‌گذرن.
قبلتر خودم رو در یک مسیر افقی در حال حرکت می‌دیدم. الان سوار چرخ و فلکیم که یک حرکت عمودی هم داره ولی فقط خودم می‌بينمش.
چرا انقدر انتخاب کردن سخته. ولی دلخوشم به اینکه هرقدر هم سخت باشه، می‌گذره. کاش بخیر بگذره!
ای عشق! الحق که در ساده‌ترین شکلی و پیچیده‌ترینی!
طبقه دوم خوابگاه حموم تهی سر دوش نداره 
یادمه یه بار انقد حالم بد بود فقط دنبال یه جا میگشتم زار بزنم
اتفاقی رفتم اونجا نشستم کفش و چون سردوش نداشت خشک خشک بود یادمه تا هر جا جون داشتم اشک ریختم بي صدا 
کسی نفهمید من اون تایم کجا رفتم 
کجا بودم و چی شد ولی بعد اون اونجا شد پناهگاه من 
هروقت حس تنهایی عمیق وجودمو پر میکنه میرم همونجا دایوش گوش میدم 
اینجا واقعا زندگی سخته 
سخت .
+ رفتارم مثل عقده‌ای‌هاست! 
تمام وقت دارم میخونم یا میبينم یا میشنوم 
میدونی چیه؟ تمام این مدت. من خاطره ای ازش ندارم. یادم نمیاد اگر کتابي خونده باشم، اگر چیزی تماشا کرده باشم. اخرین خاطرات روشنم مال دبيرستانه! 
دوست دارم که این وضع رو تغییر بدم
دارم کتاب اساطیر یونان رو میخونم
خیلی دلم میخواد شروع کنم کتابای بزرگسال تری بخونم اما اینهمه علاقه ک به قصه دارم نمیتونم!

+ احساس میکنم شاخه ای خشکم که هرگز قرار نیست برای باران بي طاقتی کنه
.
دانلود آهنگ جدید وقتش شد از مهدی مقدم با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
خیال نکن که من بهت بگم دوباره برگرد
تویی که بي دلیل فقط شدی باعث سردرد
منه ساده رو باش که واس تو زدم به هر در
آره سخته ولی بالاخره میفتی از سر
Mehdi Moghaddam – Vaghtesh Shod
دانلود آهنگ مهدی مقدم به نام وقتش شد با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
 
متن و ترانه آهنگ مهدی مقدم – وقتش شد
چقدر ساده گذشتی از آدمی که پات وایساده
جدی جدی حالم بي تو خیلی حاده
برو وقتی فکرم ازسرت افتاده
دیگه بسه هرچی که بوده خس
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا این آخرین کشیکا رو هم بخیر بگذرونه!
له شدیم تو این ادمیت
فکرشو نمیکردم کشیکای جراحی انقدر سنگین باشه
یه موقع هست ادم خودشو برای یه چیز سخت اماده میکنه و میدونه که جلو پاش یه کار سخته
یه موقع دیگه هم به فکر این که زمین صافه پاشو که میذاره و یهو زیر پاش خالی میشه میفهمه چاله بود! بي هوا !
درود خدا بر او فرمود "سخت قبر است و سخت تر دستِ خالیِ در قبر"
آه من قلت ااد و طول الطریق .
 
بدترین جاش اونجاست که میفهمی هیچ چیز قرار نیست حالتو خوب کنه، انگار واقعیت مثه یه سیلی محکم و ظالمانه خورده توی گوشت زندگی سخته ، بي‌رحمه ، و تو توی این بي رحمی تنها هستی . مثل سه صبح امروز ، که توی حیاط بارونی و سرد بيمارستان بلند بلند گریه میکردی ، و میخواستی که همه چیز تموم شه و برات مهم نبود که فرار کار آدم‌های ضعیفه ، میخواستی که آدم ضعیفی باشی، اما خوش‌حالتر ، اما خوشبخت‌تر .
به فصل زیبای پایان نامه نزدیک شدم. یعنی رسیدم
اون نمره زیبا و قشنگی که سر درس سمینار گرفتم باعث شد از هرچی پایان نامه است زده بشم
حالا چاره ای نیست دیگه
بریم ببينیم تهش چی میشه
هر الاغی هم از راه میرسه میپرسه پایان نامه ام رو چی کار کردم
آقا جان سخته ننوشتم!
کلا من آدم کارهای سختم
انجامشون نمیدم!
انقدر عصابم خورده که به همه چیز و همه کس فحش میدم :)
وضعیت و حال و روز این روزام طوریه که دلم میخواد برم تو کما و مدت ها بگذره هفته ها،ماه ها،سال ها.
فقط میخوام بگذره و نفهمم چی داره سرم میاد
فقط میخوام درد تموم شه. میدونی. خیلی درد هستش،خیلی
راه تموم شدنش هر چی باشه خوبه فقط میخوام درد تموم شه
این روز ها کلی میخوابيدم که دردو حس نکنم و کابوس میدیدم انگار خیلی خیلی سخته فرار کردن ازش ولی کاش بشه.
این زندگی خودته
درسته زندگی سختی داری و تحملش سخته
ولی این بهرحال زندگی خودته
میتونی پاشی و تغییرش بدی
میتونی بشینی صب تا شب ناله کنی و غصه بخوری
دوروبرتم ک ببينی از این نوع دومیا زیادن که همش در حال ناله ان
انتخاب با خودته
پاشو تغییرش بده تا زندگیی داشته باشی ک خیلیا ندارن✌
فرشید وقتِ رفتن بغلم کرد در گوشم گفت هنوزم میگی از زندگی قبيله ای خسته ام؟ گفت شب که از خواب بپرم حتما اول چشمم دنبال تو میگرده تو خونه. مردها چرا متوجه نمیشن آدم وقتی باهاشون قهر میکنه باز لازم داره کنارش باشن. من دوست دارم قهر باشیم اما فاصله نگیری. باشه؟ یه روزی به امید میگفتم قهر کردن سخت ترین کار دنیاست. دلتنگی رو طاقت آوردن سخته.
 
وقتی آدم ها را جدی بگیری از حرف و رفتارشون دل گیر میشی
اما اگه به قول دکتر هلاکویی بگی حرف مردم باد هواست به همون بي ارزشی دیگه خودت را درگیر حرفشون نمیکنی زندگیتم شادتر میشه
اگه حس کردی سخته ، فاصلت را باهاشون بيشتر کن
اگه حس میکنی جنبه صمیمیت ندارن و وقتی بهشون میخندی آزار کلامیشون شروع میشه سعی کن کمتر نیشت را باز کنی!در این حدیا نهایتا این حدولی این مقدار قطعا پرو کننده اس
بچه ها یه پروژه متلب دارم.
این متلبم چقد سخته ها یه کد اشتباه بزنی دوباره همرو باید از اول بزنی.
خب دارم کوچولو کوچولو یاد میگیرم.
تو متلب هر حلقه وایل رو نمیشه به صورت فور نوشت.
ولی برعکسش میشه.
اخر حلقه فور و ایف هم اند باید بنویسی.
بانمکیش اینجاست که ازمایشگاه ماتریس اسمشه
_داریم در جستجوی نمو تماشا میکنیم.
پسرک میگه من اگر بچه‌م گم بشه میذارم همونطور گم بمونه!
میگم چرا؟
میگه آخه پیدا کردنش خیلی سخته! :/
 
 
 
_گل‌پسر میگه مامان اون خانمه بدون اینکه اسم بچه‌ها رو بپرسه اسمهاشونو میدونه!
میگم اسم شما رو هم میدونه؟
میگه آره.
+هیچ وقت ازت نپرسیده؟
×نه.
+به نظرت چطوری اسمت رو فهمیده؟
×آخه من صورتم یه جوریه که فقط مثل "گل‌پسر"ه(اسمش رو گفت) برای همین وقتی نگام کرد اسممو فهمید!
:)
بعضی اوقات،انقدر انتخاب کردن و تصمیم گیری سخته،که حتی بقیه هم نمی تونن کمکت کنن،اینجور مواقع آدم هر چقدر هم که بشینه فکر کنه بازم فایده نداره چون بازم به تصمیم درست نمیرسه.یعنی قشنگ گیر میکنه.
اینجور مواقع آدم چیکار کنه می تونه به تصمیم درست برسه؟
داشتم با دختره تو اتاقم نماز می خوندم.
یهو چشمم افتاد به عکس روی طاقچه.
یه فکری تو ذهنم خطور کرد.
به دختره گفتم این عکسه کیه؟ میشناسیش؟
دختره گفت نه.
گفتم این آبجی منه.
یه نگاه متعجبانه کرد.
گفتم الان پیش خداست.
 
یهو چند قطره اشک اومد توی چشمام.
سریع نماز دوم رو خوندم و دعا کردم دختره جلو مامان بابام راجع به اون عکس حرف نزنه، سخته یه زخم کهنه دوباره باز بشه.
خب طبق معمول همیشگی قرار ها تقریبا البته زود رسیدم این بار رو هم. نشستم تنها تو کافه تا بچه ها بيان. یه خورده هم گرمه. کاش زودتر بيان هیجان زدم تا بعد از مدتها ببينمشون. و انتظار چه سخته زمان واقعا کند میکذره. با این که حتی ابي داره میخونه :))) البته اهنگ های قدیمیشو ترجیه میدم. 
سلام
نمیدونم از کجا شروع کنم، اسمش رو بذارم اعتماد به نفس، پررویی، جسارت، . ؟، صحبت کردن با آدم های غریبه برام یه ذره سخته، تو صحبت باهاشون ممکنه من من کنم، یا صحبت کم بيارم یا مثلا تو جمله بندیم به مشکل بخورم یا یواش صحبت کنم و .
در صورتی که با آشنا خصوصا آشنای نزدیک همچین مشکلی ندارم، خیلی راحت حرفم رو میزنم، یکی این، یکی دیگه هم اینکه اگه وارد یه محیط پر از آدم بشم نمیتونم برم و سر صحبت رو با کسی باز کنم، تو یه تست روانشناسی زده بود کدوم 
امروز از صبح حال عجیبي داشتم.
عصر وقتی که نامه ادرس رو از دانشگاه گرفتم دوباره رفتم بانک.اون بانک دومیه.
هوا خیلی خوب بود.یه سرمای لطیفی روح و جسم ادم رو نوازش میداد
رسیدم به بانک.یعنی کنار دانشگاه بود.
خوب اولش که نمیدونستن من مال کجام خیلی شیک همه چیز پیش رفت.
بعد همون سناریوی همیشگی.
هی کارمنده رفت و هی اومد.
باز رفت و باز اومد.
من دیگه طاقت نداشتم.
یه بار که کارمنده اومد سوال کنه دید دارم با دستم اشکامو پاک میکنم
بعد ازون سعی
رفتم سر کار.‌ به عنوان پذیرشِ درمونگاهی که نزدیکای حرم هست. از بينِ 350 نفر متقاضی، سه نفر انتخاب شدن که یکیش من بودم. یکی دیگه، وسطای آموزش، گفت که نمیاد. موندیم دو نفر که منم دارم منصرف میشم کم‌کم. کارش زیاده و این روزا هم شلوغ. در واقع بهتره بگم خیلی شلوغ. تنهایی باید هم پول‌ها رو بگیری، هم پذیرش کنی، هم تلفن جواب بدی و هم پیج کنی. البته هنوز قرارداد نبستم و خدا رو شکر که نبستم! امروز که همه‌ی متخصص‌ها حضور داشتن، یهو خیلی شلوغ شد. وقتی خواست
برای من که تو یه ترم 200 تا فیلم میبينم یه مقدار این قطعی اینترنت سخته ولی خب دیدم بعضی سایتای دانلود بازن هنوز واسه این که سرورشون تو ایران بوده
 
اگه از شما دوستان عزیز کسی سایت میشناسه واسه دانلود که هنوز بازه و میشه دانلود کرد خبر بده ممنون میشم
همینطور سایت دانلود زیرنویس فیلمم داشتید بدید:)
همیشه تو زندگیم نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیه یه ارادت خاصی داشتممادر جان ببخشید که همه من رو بچه مذهبي میبينن و من دارم آبرو ریزی میکنممادرجان راه رو اشتباه رفتم ولی شما که میدونید من این نبودم،کمکم کنید سر به راه بشممادر جان شما که میدونید چه قدر کار من سخته من بدون شما نمیتونم
باید بگم دلم غذاهای خونگی مامان پز میخواد و تمام!
#فقط تموم شو لعنتی
من همون آدمیم که حساس به غذا بود!
هر خورشتی جز خورشت مامان جونش و فک و فامیلای خوب اشپزش از گلوش پایین نمیرفت حالا خورشتای داغون اشپز دانشگاه حتی قیمشو!
فکرشو بکن قیمه! :/ غذایی ک ی تایمی متنفر بود ازش رو میخوره!!
چرا؟ چون نه وقت غذا درست کردن داره و نه حوصلشو لا ب لای این همه شلوغی کار.
تموم شو فقط
تموم شو
دل کندن از اینجا خیلی سخته ،نمیخوام که کامل ترکش کنم ، هر چییم نباشه خاطرات چهار سال دوره لیسانس دانشگاهم رو اینجا نوشتم اما برای این دیگه خاطراتمو نمینویسم چون کسی آدرس اینجا رو داره که رفته اما ممکنه بياد اینجا ، در حقیقت دارم فرار میکنم
+: دوستان من همچنان میخونمتون و براتون کامنت میذارم
+: زندگی پر از اتفاقات غیر منتظره‌ست
این که تصمیم بگیری یک باره همه چیز رو عوض کنی واقعا سخته. این که بخوای فکر کنی واقعا دیگه شاید هیچ وقت توی زندگیت وجود نداشته باشه. خب این هم سخته. به نظرم فکر کردن بهش می تونه تا روز ها حالت رو بد کنه و همه اش یه دلیل داره. ما از ترس هامون می ترسیم.
وقتی داریش حاضری هر کاری بکنی که از دستش ندی، در واقع همیشه یه ترسی توی دلت هست که اگه بره واقعا زندگی واسم بي معنا می شه، و وقتی هم از دستش می دی ترس از این رو داری که نکنه دیگه هیچ وقت برنگرده. و چیز
راستش دیگه نمیشه این مدلی زندگی کرد حداقل برای من این شده که دیگه نمیتونم تو دِین کسی باشم . یعنی هر جور شده زیر سنگم شده باشه دارم تلاش میکنم بدهی هامو جفت جور کنم بعدش برم سراغ زندگیمُ چیزهای دیگم . این روز ها افتضاح برای من این شده از کسی پول نگیرم شده از هیچ کس  نه از بابام نه از داداشم از هیچ کس کلا زیر دِین رفتن رو دیگه دوست ندارم . چرا دوست ندارم برم زیر دِین کسی چون ممکنه همون شخص تو آینده واسه هر کارش اون رو برات اهرم فشار قرار بده ، امکان
ساقیا! باز خماریم به جامی بنواز / خاطر خسته ما را به سلامی بنواز
گر میسر نشود بگذری از کوچه ما / گاه گاهی دل ما را به پیامی بنواز
* * * *  پیامک مخصوص سلام کردن * * *
 
سلامت میکنم ای غنچه ی راز / تو بودی از برای عشقم آغاز
تویی تنها دلیل زنده بودن / ندارم طاقتت با چشم در ناز
 
 
* * * *  پیامک مخصوص سلام کردن * * *
 
 
سلام من به غنچه ای که صبحدم به خنده باز می شود
 
* * * *  پیامک مخصوص سلام کردن * * *
 
سلام  بهونه قشنگ من برای زندگی آره بازم منم همون بهونه همیشگیفد
انقدر این دیالوگ نوید محمدزاده رو شنیدم که ناخودآگاه ذهنم همه چیز رو مثل اون دیالوگ میبينه و میشنوهبه طور مثال:وقتی همه زندگیت میشه سخنرانی های حاج آقای پناهیانمن میدونم تنها مسیری که حاج آقا نشون میده سختهمن میدونم کسی حوصله اش نمیگیره سخنرانی هاش رو کامل گوش بدهولی من دلم پر می‌کشه یه بار دیگه ببينید رفقا گفتنش رو بشنوم
خدا یا لطفا منو فردا ساعت 4 بيدار کن
و لطفا یه کاری کن نهایتا تا 4ونیم یه دستشویی پر ثمر برم و حالم خوب باشه
و آژانس یا ترجیحا اسنپ مثل آدم گیر بيارم چون واقعا ساکم بزرگه و حملش تنهایی واسم سخته
و لطفا یه کاری کن شارژرم و ساندویچای نون پنیر خرما هامو از تو یخچال یادم نره با خودم ببرم چون اونجا واقعا بهشون نیاز دارم
مرسی و شبت بخیر
سخته احساس قلبت رو با کلمات بنویسی چون تو احساسش می کنی ولی برای ادمایی که از قلبت خبر ندارن باید توضیح بدی باز سخته نوشته باشی نگران باشی چی فکر می کنن درباره ات هنوز دنده ام اون قدر پهن نشده هر چیزی خواستم بنویسم عواقبش رو هم بپذیرم 
 
فقط می دونم می خوام فقط بنویسم حتی دیگه حرف هم نزنم سکوت کنم و بنویسم چه خوشبختی   توی قلبم لونه می کنه نمی دونم ولی بعدش احساس بدبختی می کنم وقتی دیگه نمی تونم ادامه اش بدم یا از همون نوشته ی خودم بيزارم شبيه ا
الان که دارم تایپ میکنم مدام اهنگ دریا آرش و مسیح توی ذهنم و گوشم میام. یادته روزای آخر لب ساحل قدم ن این آهنگ رو گوش میدادیم؟ یادمه آخرین بار غروب با هم خوندیم و خندیدیم.
خیلی دلم برات تنگ شده. با اینکه عید هرسال میری خونه اما اینبار میدونم بر نمیگردی.
لعنت به درس که نتونستم اوضاع مالیم رو طوری کنم زود ازدواج کنیم.
غر دارم میزنم اما واقعا نمیدونم چ کار کنم. خیلی دلم برات تنگ شده عزیزم :(
بابا که اومد خونه،اول اومد اتاقم، یه پاکت سیگار و یه فندک زرد گذاشت رو میزم و.داشت میرفت بيرون :`(( 
احساس کردم اون لحظه دنیامون دیگه تموم شده، دنیای دو نفره مون، قلبم داشت کنده میشد از غصه، از اینکه.بازماینجوری میخواست مجازاتم کنه، با این فکر که واسش تموم شدم.
می دونست من طاقتشو ندارم.می  دونست برای همه دنیا هر چقدم قوی باشم و کم نمیارم ولی به خاطر اون،نمی تونم ، هر قدرم واقعا بخوام نمی تونم.
نذاشتم‌بره.جلوی در وایسادم و .فقط زار زدم.ه
اگه عکس پروفایل هم‌کلاسی‌های دهه‌ی هشتادیم رو بذارم براتون فکر کنم همتون افسردگی بگیرید، یکیش روی پروفایلش نوشته "بهم بگو وصال چه حسی داره؟"! اون یکی نوشته تنهایی خیلی سخته! یکی دیگه‌اش نوشته جات رو به سایه‌ات هم نمیدم چه برسه به بقیه! و . :|
واکنش من به همشون اینه (-_-) 
خدایا این دهه‌ی هشتادی‌ها کی انقدر بزرگ شدن؟ کی وقت کردن عاشق بشن؟ عاشق هم هیچی، کی وقت کردن شکست عشقی بخورن اخه؟:|
+حس افسردگی و پیری دارم، بياین دلداریم بدین :(
امروز صبح با خستگی بيدارشدم ،شب قبلش دیر خوابيدم☹ استاد چیزای خوبي میگفت ، از انصاف تو کار و. میگفت سعی میکنم با افرادی که شر دارن کار نکنم ، یه اقای خیلی پولدار اومده و گفته حاضرم کلی پول بدم بهت ، ولی گفته من جنس مناسبو میدم نه گرون ، که خیلی به دلش نشسته ، بعد کلینیک رفتم سما ، این ترم خیلی افت کردم ، معدلم ۱۸.۸۶ شد نفر دوم شدم ، رقابتمون خیلی سخته و تنگاتنگه . اشک تو چشام جمع شد ، باید معدلمو بالا بکشم ، این دوهفته هم اصن خوب نخوندم باید است
شب جای دلتنگیهای ساده ولی زیاد من را ندارد نمیدانم یا دلتنگیهایم مثل من بزرگ شده یا شب گنجایش ندارد سخته اینجور زندگی کردن خدایا مرا به دعاهای کمیل پنج شنبه های مسجد دانشگاه ببخش یااصلابه خاطر روضه های جان سوز آذری ببخش یا اصلا به خاطر این جمله اگر خسته جانی بگو "یا حسین"دلتنگم برای این زندگی ساده 
 
پ ن:اینو چن وقت پیش نوشته بودم شاید اون موقع دلم بارانی بوده
دوتا فریاد پدرم به خاطر یک موضوع کاملا به من فهموند که کی هستم و چه وظیفه ای دارم عجیب بود ولی این چند روز منتظر یه تلنگر بودم انگار همین بود امشب خونه عموی بزرگم بودم هر لحظه احساس تعهد میکردم حس میکردم به خودم شخصیتم و خیلی چیزای دیگه متعهدم اصلا یکسری قانون توی ذهنم بود که مدام میومد جلوی چشمام فقط آخرش نمی دونم چی شد رفتم جلوی پسرعموی بزرگم گفتم آیا سیاوش چقدر ما رو مسخره کردید ببينید چه بلایی سرتون اومد خندید گفت شده دیگه زهرا خانم بعد ف
بسم الله
آهای خانم محترم!
آخه مگر نماز اول وقت، چقدر سخته که تو با اینکه در دوره های مختلفی که بهش ملتزم بودی، برکات فراوان و عجیبي ازش دیدی، باز هم مراقبت نمیکنی ازش؟ چرا آخه؟؟؟
کاش اونی که اسمه دواء و ذکره شفاء دردمو درمان کنه!
 
+رونوشت به خدا جون
میشه یکی از عیدی های امروز من این باشه؟ ای تویی که بزرگترین نعمتت رو تو همچین روزی بهمون عطا کردی ای خالق محمد (صلی الله علیه و اله و سلم) به گل روی محمد (صلی الله علیه و اله و سلم)
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب