نتایج پست ها برای عبارت :

سلامم به همه

برای ورود به ساختمان محل کار ابتدا باید از محل حراست آنجا عبور کنم، اتاقکی کوچک که خانمی جوان اما عبوس آنجا نشسته است. روز اولی که پا به اتاقکش گذاشتم و سلام کردم، زیرلبی و با اخم جوابم را داد. رفتارش ذوق آدم را می‌خشکاند  اما خب من آدمی نبودم که از رو بروم. هر روز صبح که پا به اتاقکش می‌گذاشتم بلند و پر انرژی و با لبخند سلامش می‌کردم به این امید که گره‌های پیشانیش که شاید ناشی از ناراحتی باشد باز شود و لبخند خانم حراستِ به زعم من غمگین را ببی
بعد دو سال دیدمش جواب سلامم رو هم نداد بی ادب :|
آهنگ خونده میگه واسه تفریح خوندم، میخواد عصر جدید شرکت کنه.
امروز سالگرد فوت عزیزترین کسمه، چه زود گذشت.
فیلم رقص چاقوم تو ده دوازده سالگیم رو فرستاده برام، میگم دمم گرم چه اعتماد به نفسی داشتم
کاش روزا بگذره زودتر یکشنبه برسه.
 
آیا بین هیجانات من و رویداد فعالساز رابطه مستقیم وجود دارد!؟ اگر کسی  جواب سلامم را نداد یا شخصی الفاظ ناشایستی بکار برد، در اینجا چه چیز من را ناراحت کرده؟ منشا تولید هیجان و حال بد من چه بوده؟ توهین یا سلام نکردن(رویداد) موجب ناراحتی و یا عصبانیت(هیجان) من شده یا علت چیز دیگریست؟!! کلید طلایی باز کردن درب این گنجینه و معما در اختیار خود شخص است!
 نوع نگاه شخص و معناییکه به آن اتفاق میدهد علت اصلی و منشا تولید هیجان فرد است. در مثالی که ذکر شد
چشام ضعیفن. نه زیاد، ولی خب در حدی که اگه عینک نزنم سختمه و شاید تو خیابون از شیش قدمی نشناسمتون و سلامتون نکنم. پس اگه سلامم رو نشنیدید یا ندیدید بدونین که چشام ضعیفه.
ولی ضعف چشای من ضعف عددی نیس، ضعف مکانیکیه. یعنی به کسی که نباید نگاه کنم نگاه می‌کنم و مدتی که نباید خیره شم خیره می‌شم و قس علی هذا.
و نقطه‌ی سقوط من همین چشامه. همین چشای بی‌خود که منو مجبور می‌کنن به تو نیگا کنم. چشمایی که بعدش ذره ذره مغز منو از کار می‌ندازن و باعث می‌شن ت
در خونتون احترام همیشه برام واجبه
خود شما گفتین به ما جواب سلام واجبه
السلام علی السلام السلام علی الحسین
السلام علی امام السلام علی الحسین
حسم اینه که فرشته ایی بال و پر میزنه رو سرم
فطرس اومده سلامم و با خودش بره تاحرم
حرم خونه صاحب دلم
جایی که عجین با آب و گلم
حسین
بدونه تو دنیا چه سخت با تو روزگار عالیه
عاشقی چقدر دلپذیر عاشقی عجب حالیه
السلام علی الشفیق
السلام علی الحسین
السلام علی الرفیق
السلام علی الحسین
دست خالی اومدم میخام از ئلایت
 
آیا بین هیجانات من و رویداد فعالساز رابطه مستقیم وجود دارد!؟ اگر کسی  جواب سلام مرا نداد یا الفاظ ناشایستی بکار برد، در اینجا چه چیز مرا ناراحت میکند؟و یا منشا تولید هیجان و حال بد من چیست؟ ایا توهین یا سلام نکردن(رویداد) موجب ناراحتی و یا عصبانیت من شده یا علت چیز دیگریست!! کلید طلایی باز کردن درب این گنجینه و معما در اختیار خود شخص است!
 نوع نگاه شخص و معناییکه به آن اتفاق میدهد علات اصلی و منشا تولید هیجان فرد است. در مثالی که ذکر شد،فرد او
 
 

هو الرحمن الرحیم 
محل استقرار  بهداری و درمانگاه لشکر در سمت راست ورودی پادگان نزدیک چادر فرماندهی بوددر چادر بودم که از بیرون کسی مرا به اسم صدا زدبیرون که آمدم آقا مهدی را جلوی چادر تدارکات بهداری دیدمسرِ گونی نان خورد را با یک دست گرفته بود و با دست دیگرش لای خرده نان ها را می گشتتا آخر قصه را خواندم
سلام کردمجواب سلامم را داد و تکیه نانی را از گونی بیرون آورد و به من نشان داد و گفت : 
_ برادر رحمان ! این نان را می توان خورد ؟
_ بله آقا مهد
 
بخوانید وچند بار بخوانید تا ضرب آهنگ درونی این غزل و حال مولانا را حس کنید و از عمق وجودتان بفهمید آنچه را که او گفته است:
نه سلامم  نه علیکم نه سپیدم   نه سیاهمنه چنانم که تو گویینه چنینم که تو خوانیو نه آنگونه که گفتند و شنیدینه سمائم  نه زمینمنه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینمنه سرابمنه برای دل تنهایی تو جام شرابم نه گرفتار و اسیرم نه حقیرمنه فرستادۀ پیرمنه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرمنه جهنم نه بهشتمچُنین است سرشتماین سخن را من
 
بخوانید وچند بار بخوانید تا ضرب آهنگ درونی این غزل و حال مولانا را حس کنید و از عمق وجودتان بفهمید آنچه را که او گفته است
 
 
نه سلامم  نه علیکم نه سپیدم   نه سیاهمنه چنانم که تو گویینه چنینم که تو خوانیو نه آنگونه که گفتند و شنیدینه سمائم  نه زمینمنه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینمنه سرابمنه برای دل تنهایی تو جام شرابم نه گرفتار و اسیرم نه حقیرمنه فرستادۀ پیرمنه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرمنه جهنم نه بهشتمچُنین است سرشتماین سخن را
بسم الله الرحمن الرحیم
میدونین چرا اون همه جمعیت که باامام حسین بودند،همگی امام رو شب عاشورا ترک کردند و فقط۷۲تن موندند؟
بخاطر اینکه جوانمرد نبودند.یعنی عزم راسخ نداشتن.مثل اینکه تاامروز گلی نماز و قران بخونیم،به فرامین الهی عمل کنیم اما بدلیل استقامت نداشتن در راه حق با بدست اوردن اندکی مال و ثروت بگیم دیگه تموم شد برم پی دنیا و خوش بگذرونم.
وضعیت ماهم اینطوره،نگیم اگه مااون موقع بودیم ماهم شهید میشدیم و فلان.ماهم مثل بقیه افراد اون
بسم الله الرحمن الرحیم
میدونین چرا اون همه جمعیت که باامام حسین بودند،همگی امام رو شب عاشورا ترک کردند و فقط۷۲تن موندند؟
بخاطر اینکه جوانمرد نبودند.یعنی عزم راسخ نداشتن.مثل اینکه تاامروز گلی نماز و قران بخونیم،به فرامین الهی عمل کنیم اما بدلیل استقامت نداشتن در راه حق با بدست اوردن اندکی مال و ثروت بگیم دیگه تموم شد برم پی دنیا و خوش بگذرونم.
وضعیت ماهم اینطوره،نگیم اگه مااون موقع بودیم ماهم شهید میشدیم و فلان.ماهم مثل بقیه افراد اون
بسم الله الرحمن الرحیم
میدونین چرا اون همه جمعیت که باامام حسین بودند،همگی امام رو شب عاشورا ترک کردند و فقط۷۲تن موندند؟
بخاطر اینکه جوانمرد نبودند.یعنی عزم راسخ نداشتن.مثل اینکه تاامروز گلی نماز و قران بخونیم،به فرامین الهی عمل کنیم اما بدلیل استقامت نداشتن در راه حق با بدست اوردن اندکی مال و ثروت بگیم دیگه تموم شد برم پی دنیا و خوش بگذرونم.
وضعیت ماهم اینطوره،نگیم اگه مااون موقع بودیم ماهم شهید میشدیم و فلان.ماهم مثل بقیه افراد اون
 
من به بعضی چهره‌ها چون زود عادت می‌کنمپیش‌شان سر بر نمی‌آرم، رعایت می‌کنم
 
هم‌چنان که برگ خشکیده نماند بر درختمایه‌ی رنج تو باشم رفع زحمت می‌کنم
 
این دهانِ باز و چشم بی‌تحرّک را ببخشآن‌ قدر جذّابیت داری که حیرت می‌کنم
 
کم اگر با دوستانم می‌نشینم جرم توستهر کسی را دوست دارم در تو رؤیت می‌کنم
 
فکر کردی چیست موزون می‌کند شعر مرا؟در قدم برداشتن‌های تو دقت می‌کنم
 
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی می‌روملذتش را با تمام شهر قسمت می‌کنم
خواهرِ بهشتی ام، سلام

سلامم را از دوردست ها پذیرا باش

امروز اندیشه ام در یکی از گفته هایت گیر افتاده بود:

 

یک روز به من گفتی که هیچ وقت اجازه ندادی یارَت اشکهای
مروارید گونه ات را ببیند

 

با خودم گفتم .

شگفت زده به خودم گفتم؛

"ولی من پنجمین روزِ نوروز با چشمهای خودم اشکهای
الماس گونه ی خواهرم را به نظاره نشستم و دلم لرزید و."

رمز و رازِ این داستان چیست؟ این دیدن و ندیدن

هرچند برادرت تو را پند داد که یارت را از دیدن اشکهایت
محروم نکنی و تو
حضرت زهرا سلام الله علیها: مَن اَصعَدَ اِلَی اللهِ
خالِصَ عِبادَتِه اَهبَطَ الله عَزَّوَجَلَّ اِلَیهُ اَفضَلَ مَصلَحَتِه.
کسی که عبادت های خالصانه خود را به
سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.(بحارالانوار،ج70،ص249)
مقام معظم رهبری: این سه عنصر را همیشه با یکدیگر
توأم کنید و در نظر داشته باشید. این عناصر سه گانه باید برای ما شاخص باشند؛
بصیرت، اخلاص، عمل به هنگام و به اندازه. (بیانات در دیدار هزاران نفر از بس
کیستم من؟ پیشوای چارم اهل یقینم    سیّد سجّاد، باب الله، زین العابدینم
قطب عرفان، روح ایمان، جان قرآن، رکن دینم هل اتی و کوثر و فرقان و نور و یا و سینم
 
چون نبی مشکل گشایم، چون علی حبل المتینممن علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم
 نیتم، تکبیر و حمدم، کعبه ام، حجرم، مقامم  زمزمم، سعیم، صفایم، مروه ام، رکنم، مقامم   
 
    هم قنوتم هم سجودم هم تشهد هم سلامم . هم جهادم هم زکاتم هم صلاتم هم صیامم 
 هم حیاتم هم نجاتم هم امان
رفته بودم دکتر. دکترِ دیوانه، مثل من شاعر بود گفت حالت خوب است.؟! من از او پرسیدم: "دکتری آیا تو؟؟ رنگ رخساره ی من. حالت چهره چطور ؟ برق چشمانم چی؟ همگی نرمال است؟؟" گفت: "حالت خوش نیست." دفترش را باز کرد نسخه را آغاز کرد: صبح ها یک غزل ناب بخوان! ظهرها قبل اذان، یک دو بیتی کافی است. عصرها سعدی و حافظ که بخوانی با دو فنجان چای یا قهوه ترک قبل تاریکی روز، رنگ رخساره عوض می گردد، حالت چهره ولی دست تو نیست. "عاشقی آیا مرد؟" دکتر از من پرسید من ن
بعد از یک سال و هفت ماه زندگی مشترک حالا می‌توانم با دید نسبتا بهتری درباره ازدواج حرف بزنم؛ درباره تمام بالا و پایین‌ها و صبوری‌ها و سازش‌ها و نگرانی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها و چالش‌ها و تنش‌ها و رسیدن‌ها و نرسیدن‌ها و اشک‌ها و لبخندها و آسانی‌ها و سختی‌هایش. اینکه چقدر آدم را بزرگ می‌کند. اینکه انگار هر روز زندگی مشترک، پنج روز حساب می‌شود. اینکه چطور از آن دختر و پسر رها و بیخیال قبل، زن و مردی می‌سازد پر از مسئولیت.
به خودم فکر می‌ک
سلامم من اومدم
حالا که فعال شدم یه کم از مشکلات سرکارم بگم؟امروز یه نفر از تهران اومده بود دستگاه تست ورزش درست کنم. تست ورزشم اینطوریه که که کابل که ده تا شاخه دارن با یه سری چسب مخصوص میچسبونن رو قفسه سینه و طرف میره رو تردمیل و بهش میگن بدو سرعت و شیب تردمیلم به مرور زیاد میشه تا ببین فرد تو فعالیت قلبش چطوری میشه چون معمولا مشکلات قلبی رو حالت عادی مشخص نمیشه.
خلاصه این اقا اومد و گفت من یه آدم خوب میخوام که قفسه سینه اشم مو نداشته باشه تا ب
رمان امن ترین آغوش دنیا
دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا اثر فریده بانو با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
داستان این رمان اجباری در مورد دو خواهر دوقلو به نام های سوگل و سوگند می باشد ، سوگل بی دلیل یک هفته قبل از عروسیش ناپدید می شود ، حال آبروی چندین ساله ی پدربزرگش در میان است و درخواست حامی پارسا  و اکنون سوگند ناچار است فقط یه تصمیم بگیرد و آن تصمیم چی می تواند باشد ، خواسته حامی یا آبروی پدربزرگش .
خ
رمان امن ترین آغوش دنیا
دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا اثر فریده بانو با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
داستان این رمان اجباری در مورد دو خواهر دوقلو به نام های سوگل و سوگند می باشد ، سوگل بی دلیل یک هفته قبل از عروسیش ناپدید می شود ، حال آبروی چندین ساله ی پدربزرگش در میان است و درخواست حامی پارسا  و اکنون سوگند ناچار است فقط یه تصمیم بگیرد و آن تصمیم چی می تواند باشد ، خواسته حامی یا آبروی پدربزرگش .
خ
 
[پدرم] حالش بد بود، مرتب این طرف و آن طرف می رفت. توی انباری رفت و برگشت. چفیه ای روی سرش انداخته بود. رو به مادرم کرد و گفت: زن، ساک مرا ببند، می خواهم بروم»
مادرم با تعجب گفت: کجا؟»
پدرم شروع کرد به پوشیدن لباس و گفت: می روم پیش امام. می خواهم شکایت کنم».
با خنده گفتم: باوگه، تو ناراحتی. بگذار خودم می روم شهر.»
حرفم را قطع کرد و گفت: نه. نمی خواهم بروی. بس است. بس است فرنگیس. اصلا دلم گرفته و می خواهم بروم امام را ببینم».
مادر خندید و گفت: پیرم
من متهمم به مُرده پرستی
به جنونِ غم خواهی
به اهلِ گریه بودن
به عشقِ عرب داشتن.
پس حالا که متهمم بگذار هرچه دل تنگم خواست، بگم:
دوباره شهر از هرچی رنگِ عشقه خالی شد و من موندم و این همه دل‌قُفلی! و گره بغضی که تو هیچ روضه‌ای وا نمیشه!
شهر به تسخیر رنگهای نیرنگی دراومد و نوازش سیاهی‌ها از چشمانم رفت.
دیگه سلامم هم به باد هواست
در نبودِ پرچم مزین به اسم‌های قشنگ قبیله عشق
و من و قامتی خم از غم، به آرزوی روزی که باز هم در برابر آستان حضرت، دست به
به مقصود. به مسعود.
 
یعنی از همان اول که سوار تاکسی شدم باید میرفتم زایشگاه. باید میگفتم زایشگاه. ولی انگار شبیه چیز دیگری به نظر رسید. که من انقلاب پیاده شدم. همان موقع می دانستم باید حداقل بروم توی مترو. حتی همان ایستگاه را هم پیدا کردم. ولی وقتی پله های برقی را بالا آمده بودم خیابان ها از هر طرف خودشان را رسانده بودند. آدم ها از پیش آماده بودند تا خودشان را بریزند توی پیاده رو ها. که ببینم زایشگاه اینجا نیست. اینجا احتمالا چهارراه بود. جایی ج
سلام دوستان این داستان زیبا و عاشقانه رو دوست عزیزم شکیلا نوشته که من همراه با عکس های انیمه ای در بین متن ها گذاشتم.
شکیلا مدیر اینستاگرام instagram.com/animelove.ir  هست و میتونید همه پستاشو در اینستاگرام انیمه عاشقانه ببینید.

دیلینگ‌ دیلینگگ دیلینگ دلینگگگهایششش با چشمای خوابالو دنبال گوشیی لعنتی میگشتم تا زنگ هشدارو خاموشش کنمم،یاااا په کجاسستتتاخرششم‌مجبورم کرد سرمو از زیر لحاف گرم‌و نرمم‌بیارمم بیروننن
بلخره گوشیو پیدا کردمو زنگ هشدارو
 
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت‌،
سرها در گریبان است‌.
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ ‌گفتن و دیدار یاران را.
نگه جز پیش پا را دید نتواند،
که ره تاریک و لغزان است‌.
و گر دست
خواهرم سلام

سلامم را همچون پروانه ی پر سوخته ای
که از آتشفشانِ جوشان قلبم می پرد تا به تو برسد، پذیرا باش

خواهرِ آسمانی ام

هیچ می دانی که گاهی
"دلِتنگی" آنقدر عرصه را بر برادرت تنگ می کند که تمام زندگی اش سرد و
سیاه می شود؟

نمی دانی

شاید هم بدانی

ولی شاید از درکِ حقیقتِ این دلتنگی
عاجز باشی

نمی دانم 

من هم نمی دانم

مانند تو

نمی دانم که حال و روز تو چیست

دلتنگیِ من ریشه در جبری دارد که
شرایطِ زمین و زمان برایم محیّا ساخته و من را از خواهرِ ع
) درود گفتن به کسی؛ سلام‌علیک یا سلام‌علیکم گفتن؛ سلام زدن.‎فارسی · ‎اسمآیا میدانید؛ سلام دادن به چه اشخاصی حرام است؟ - YJChttps://www.yjc.ir › فرهنگی هنری › قرآن و عترتTranslate this pageDec 6, 2018 - سلام که با سلامت، هم خانواده است معنایش نفی خطر یا موم آن است. این شعار اسلامی که به عنوان تحیت ادا می شود و در قرآن کریم مورد تاکید قرار گرفته، .درس‌های ترکی: شروع: سلام - LinHut.comhttps://www.linhut.com › درس‌های-ترکی-شروع-سلامTranslate this pageدرس‌های ترکی: شما چطور می‌گویید؟
قسمت پنجم
صبح روز بعد انجمن
سمانه_ آقا عباس یه لحظه میشه بیاید
عباس که در حال مرتب کردن کتاب های کتاب خانه بود سرش را برگردانند و جواب داد: بله بفرما؟
_کار مهمی داشتم 
_سر تا پا گوشم
آب دهنم رو غورت دادم و سرم رو پایین انداختم : من قبلا با یه نفری  دوس بودم بعد به هر دلیلی ولم کرد. حالا برگشته میگه که منو می خواد
عباس یهو داد زد
_خر نشی دختر،ببخشید . وی خام حرفاش نشی
_نه بحث این نیست .
_په چیه
_ تحدید کرده اگه برنگردم همه عکس و فیلمای اون موقع رو پخ
پنجشنبه، کربلا: وقت نماز مغرب و عشا توی صفهایی که خودت به‌زور جای تکان خوردن داری، زن عرب قدبلند و زیبارویی با چهرۀ نورانی و مهربان، نمی‌دانم چطور خودش را میان من و بغل‌دستی‌ام جا می‌کند. تمام مدت هم همین طور اشکش ریزان است و صورتش خیس. از اسمش می‌پرسم. جُمانه» است و اهل لبنان. یادم می‌افتد به بیسکوییت جُمانه. توی دلم می‌گویم کاش یک بسته از آن بیسکوییت‌ها داشتم و به او هدیه می‌کردم. خودش باب دوستی را باز می‌کند. دوباره می‌گوید جمانه‌ا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السلام علیک یا فاطمه اهراء سلام الله علیها
السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین
غدیر؛ نصب جانشین و توجه به مسأله امامت
 1.76 مگابایت
دریافت فایل فلش- دریافت کد

 
 حضرت آیت‌الله امام ‌ای:
باید یاد حقیقت و خاطره‌ی شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.1368/06/29
 حضرت آیت‌الله امام ‌ای:
می‌خواهند یاد شهدا احیا نشود، نگذارید. 1397/12/06
 7.69 مگابایت
دریافت فایل فلش  -دریافت کد فایل فلش
دانلود نمونه سوالات آزمون ادواری نمد فنی حرفه ای
سلامم
اگر میخواهید به راحتی در آزمون قبول شوید سوالات جدید سایت را دانلود کنید
برای دانلود ابتدا بر روی لینک زیر کلیک کنید سپس از نتایج گوگل وب سایت 20 بگیر را باز کنید.
 
https://www.ogle.com/search?num=10&q=%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87%20%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%20%D9%86%D9%85%D8%AF%20%D8%AF%D9%88%D8%B2%DB%8C%20%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%2020%20%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1
 
 
نمونه سوالات سازنده تولیدات نمدیکار با نمد و تولید سازه های نمدی از جمله هنرهای جدید و مدرن می باشد
سلااااااااام سلاااااااام سلاااااام سلااااام خوبید؟منم خوبم!جونم براتون بگه که سه شنبه رفتم گزارش عکس سینوسهامو گرفتم دیدم نوشته همه چی سالمه و سینوسهام از هیچ نظر هیچ مشکلی ندارند حالا موندم علت سر دردهای من پس چیه؟ تا حالا صد در صد فکر می کردم که علتش سینوزیته ولی عکسه کلا تصورات منو به هم ریخت فکر می کردم وقتی جوابشو بگیرم نوشته که سینوسهام پر از عفونته و مشکل حاد داره ولی دیدم کلا ذره ای هم اثری از عفونت و این چیزا توش نیست و سالم سالمند
مردی که اثبات کرد می‌توان علی‌وار زندگی کرد/ ویژگی‌های مرحوم علامه جعفری در بیان رهبرانقلاب/ قولی که علامه در لحظه مرگ دخترش هم فراموش نکرد +تصاویر 
 
برای سخنرانی به دانشگاه دعوتش کرده بودند. از راه رسید و با صلوات جمعیت پشت تریبون رفت و بعد از بسم الله با لحنی خسته و آرام گفت: من ساعتی پیش دخترم را از دست داده‌ام ولی چون به شما قول داده بودم هر طور بود خودم را به این جلسه رساندم!
محمدتقی جعفری در مرداد ماه سال ۱۳۰۴ در محله جمشید آباد شهر تب
 
شهروز براری صیقلانی براساس داستانی حقیقی
 
 ∞(شوکت خانم و پسرش شهریار _قصه‌ی قتل بوکسور خوشنام شهر)∞                       
-- شهریار تنها فرزند شوکت خانم ،خُـرَم پسری باهوش و سربه زیر است ، شهریار زاده‌ی شب چهل گیس یلداست. از همان ابتدا ، مادرش شوکت میگفت که تقدیرش را در آسمانها نوشته‌اند  . اما در این شهر همواره طی گذر  ایام و چرخش پرتکرار فصلها ، آسمان اسیر و دچار یک بُغض لجباز و طولانی‌ست. شهریار در کودکی میدانست که اگر هوا خوب و صاف باشد
 ∞(شوکت خانم و پسرش شهریار _قصه‌ی قتل بوکسور خوشنام شهر)∞                       
-- شهریار تنها فرزند شوکت خانم ،خُـرَم پسری باهوش و سربه زیر است ، شهریار زاده‌ی شب چهل گیس یلداست. از همان ابتدا ، مادرش شوکت میگفت که تقدیرش را در آسمانها نوشته‌اند  . اما در این شهر همواره طی گذر  ایام و چرخش پرتکرار فصلها ، آسمان اسیر و دچار یک بُغض لجباز و طولانی‌ست. شهریار در کودکی میدانست که اگر هوا خوب و صاف باشد ، میتواند از کوچه‌ی بن‌بستشان، در خط افق ، ر
             
          قسمتی از اثر دلنویس خیس    ∞(شوکت خانم و پسرش شهریار _قصه‌ی قتل بوکسور خوشنام شهر)∞                       
-- شهریار تنها فرزند شوکت خانم ،خُـرَم پسری باهوش و سربه زیر است ، شهریار زاده‌ی شب چهل گیس یلداست. از همان ابتدا ، مادرش شوکت میگفت که تقدیرش را در آسمانها نوشته‌اند  . اما در این شهر همواره طی گذر  ایام و چرخش پرتکرار فصلها ، آسمان اسیر و دچار یک بُغض لجباز و طولانی‌ست. شهریار در کودکی میدانست که اگر هوا خوب و صاف باشد
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب