نتایج پست ها برای عبارت :

سلام من کد ندارم چکار کنم

 
سلام عزیزکم
سلام خواهر کوچیکه ی گُلَم
سلام آبجیِ خوشگِلَم
سلام مریم خانمم
 
یهو دلم یِجوری برات تنگ شد که انگار 
هیچی ولش کن
 
یادته اَزِت پرسیدم:
 
"به نظرت اگه سه میلیارد داشتم چِکار می کردم؟"
 
بهت گفتم بعداً اگر پرسیدی بهت می گم باهاش چکار می کردم
 
ولی تو تا الان که نپرسیدی
 
می دونی فرق من و تو چیه؟
 
تو مریمی
من داداشِ مریمم
تو خودتی
من تو ام
نه که فکر کنی دلم برای خودم تنگ شده 
نه
دوست دارم همینجوری "تو" بمونم
داداشِ تو
تو
 
 
 
اگر یه روز
تمی دونم چکار کنم
گیر افتادم
مثل بیچاره ای که گوهر قیمتی و تنها سرمایه ش رو گول خورده و بی عقلی کرده و انداخته ته چاه.
چکار کنم.
چکار کنم.
من می دونم گرفتار بوده و هستم که این خسارت بهم وارد شده
ولی خدایا نوری، دستی، هدایتی، چیزی.
هرچی از خیر بهم بقرستی محتاجم خدا.
سلام
امروز تا ظهر سرکار بودم
عصر سردردم خیلی بدتر شد
با شمایی که نمیشناسم که تعارف ندارم راستش رو بخواید پول ندارم برم دکتر
و از طرفی هزینه های زیادی بهم اضافه شده
سخت شده
گاهی میترسم از این سردرد هام
پر از ابهام و علامت سواله زندگیم
کار هرشبم شده فکر و فکر و فکر
فکر کنم توی دایره لغات هم نمی گنجه حالم
حس میکنم محرم نزدیکه
خدایا من جز تو کسی رو ندارم
هی دستم به نوشتن بیاید و هی از نوشتن دست بکشم که چه؟
اصلا از چی باید بنویسم از کجا ؟از کی؟
بنویسم که زمستونهبنویسم که زمستونه و دشت پر گل سرخه
این ها را نوشتند مینویسند؟ تکراری است
بغضم را کجا ول بدهم؟اصلا به که بگویم 
اصلا چکار میشود کرد؟ اصلا چکار کنم
چکار کنم که مامان زل نزنه به گلای قالی و هی بره تو فکر
چیکار میکردم وقتی بعد درست کردن دندونم منشی قیمت رو گفت و چند لحظه وا رفتم که فهمید خودش هم.
چیکار کنم وقتی مامان گفت فلانی گوشتی که درست
چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنیم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنیم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
شدیدا دوستش دارم ولی جرأت ندارم. فقط گریه ست آثارم ولی جرأت ندارم.
 
 سکوتی لعنتی بین من و او.دهد هر باره آزارم ولی جرأت ندارم.
 
 دلم فرمان دهد: تو صحبتی کن!بله! دل کرده اجبارم ولی جرأت ندارم.
 
 بگوای دل بگو که دوستش دا.همین دل کرده احضارم ولی جرأت ندارم.
 
 دگر کارم به سمتی رفته کـِ ـمْروزدگر سر، داده اخطارم ولی جرأت ندارم.
 
 خدایا سختتر از بی کسی چیست؟!سکوتم. قلب اِدبارم. ولی جرأت ندارم.
 
دو جمله از سخنهایم بداند،شود مجموع اشعار
سلام
من هستم
کم هستم
و کمی خسته م
ببخشید که دیگه حوصله بلاگ بازی ندارم، حوصله شلوغ کاری ندارم، حوصله کامنت بازی ندارم. حوصله هیچ کاری ندارم.
نق نمیزنم،
غر نمیزنم،
کاملا بی تفاوتم
و معنی ش این نیست که برام مهم نیستین ( البته بعضیا که از اولم مهم نبودن همچنان مهم نیستن )
فقط این که عوض شدم کمی
دوز خوشحالی م کم شده
دوز بی تفاوتی م بیشتر شده
یخ شدم
اینا اعترافات سنگینیه ها از کنارشون به راحتی نگذرین :))
im a monster
می دونم و بازم اهمیتی نمیدم آه .
مثل ماهی میمونم که از کنج تنگ نقلیش درش میارن و میندازنش تو دریا،نمیدونه کجاس، واسه چی اینجاس ؟اصن قراره چی بشه !از کدوم طرف باید بره؟این روزا ذهنم پر از سواله،یعنی من اشتباه انتخاب کردم؟ نکنه به خودم ضربه بزنم آیندم چی میشه؟قراره چکار کنم من.دورم پر از آدماییه که با تجربه ای که خودشوندارن میگن بلید چکار کنم ،میگن داری راه اشتباهی رو میری ،این راه تهش هیچی نداره برات فقط عمرت و هدر میدی.راستش و بگم من از اولش مطمئن بودم به انتخاب رشته ام،.یع
چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا دیگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنیم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
خیلی وقتها
حصارها فقط دیوارای خونه تون نیستن
حصارها فقط شاخه و نی های خشکیده بین مزرعه ها و باغهای شما نیست!
 
حصارها مرز بین دو تا صندلی و کیف بین مسافر توی تاکسی کنار دستتون نیست!
 
حد و مرزهاییِ که شما برای خودتون تعیین میکنید.
 
گاهی ما فکر میکنیم باید انگشت اشاره مونو سقراط وار تو اسمون ت بدیم و به بقیه بگیم چکار کنن،در واقع ما باید بریم جلو اینه اگر به غرورمونم بر میخوره در اتاقو ببنیدیم
کسی نفهمه که فهمیدیم باید به خودمون بگیم چکار ک
دیشب خانم همسایه نذری آورد گفت زهرا خانم ظهر نبودید الان براتون آوردم فردا ناهار نیستم گفتم بذاری برای ناهارت منم تشکر کردم گل های زعفرانی که مادرم گذاشته بود رو بهشون دادم و توضیح دادم این گل اصلا دور ریز ندارد از همه چیزش باید استفاده کنید و چطور استفاده کنید .
بعد امروز به طور کاملا ناگهانی یک چیزی اومد توی مغزم که چندساله مدام بهش فکر میکنم و  تلاش میکنم حتی راه های مختلف رو هم رفتم که درست بشه ولی نشده و الان حدود چهار ساله درگیرم امروز
شعر سلام✋دوست خوبم سلام سلامدوست دارم در یک کلاممیخوام همیشه از خدادوستی ما نشه تمامسلام من مثل گلههدیه ی من برای تومثل صدای بلبلهمیگم منم فدای توسلام دلو شاد میکنهانگاری که بادبادکهخبرهای خوب میارهسلام من قاصدکهمیگم با مهربونی سلام با خوشزبونیسلام یعنی محبتاینو خودت میدونی
امسال میخوام واس ماه محرم یه کار خیری کنم
خوب مقصد اول آمریکا 
سوالتون اینه که بریم امریکا چکار؟!
اره دیگ بریم کاخ سفید
کاخ سفید چکار کنیم‌؟!
خوب دیگ مخ برتر وارد میشود میریم امریکا کاخ سفیدو میکنیم حسینه هر کدومتون هم یه کاری به عهده بگیرید یکی ساندیس بده یکی کیک یکی هم .
 
تا هوش برتری دیگ خدا یار و نگهدارتان
امروز دکتر بهم گفت باید زودتر ازدواج کنی تا بتونی بچه دار شی. این یکم مذخرفه. تمام راه ذهنم درگیر بود. غمی که وجودم رو گرفت انقدر بزرگ بود که واسه یه لحظه حس کردم میتونم بزنم زیر گریه. ولی وقتی رسیدم خونه و مامان جواب آزمایش رو ازم پرسید با حالت مسخره بازی برگشتم بهش گفتم دکتر بهم چی گفت. گفتم این زندگی از من دیگه ادامه پیدا نمیکنه.
خب حالا گذشته از همه ی اینا واقعا من باید چکار کنم؟ میخونی آنه؟ میخونی آنه ماری؟ من باید چکار کنم؟ مطمئنم اگه نتو
امروز دکتر بهم گفت باید زودتر ازدواج کنی تا بتونی بچه دار شی. این یکم مذخرفه. تمام راه ذهنم درگیر بود. غمی که وجودم رو گرفت انقدر بزرگ بود که واسه یه لحظه حس کردم میتونم بزنم زیر گریه. ولی وقتی رسیدم خونه و مامان جواب آزمایش رو ازم پرسید با حالت مسخره بازی برگشتم بهش گفتم دکتر بهم چی گفت. گفتم این زندگی از من دیگه ادامه پیدا نمیکنه.
خب حالا گذشته از همه ی اینا واقعا من باید چکار کنم؟ میخونی آنه؟ میخونی آنه ماری؟ من باید چکار کنم؟ مطمئنم اگه نتو
از دیشب یک‌سره باران می‌بارد، هوا سرد و مه آلود است و بوی باران و هیزم سوخته می‌دهد. همان بویی که خیلی دوست دارم. صبح که از خانه بیرون می‌رفتم قطره‌های ریز باران آرام روی صورتم می‌نشست. حالم هنوز خوش نیست. سرم به شدت درد می‌کند. تا الان سه تا مسکن قوی خورده‌ام که افاقه نکرده. سردردم عصبی است. همیشه با یک مسکن ساده خوب می‌شد اما اینبار نمی‌دانم چکار کنم. هفته‌ی بعد را مرخصی گرفته‌ام که بروم سفر. برای فردا بلیط گرفته‌ام. کنار خانواده بودن
سلام برتو که زیباترین  شیرین ترین و پرنشاط ترین کلمه  سلام است 
 
سلام برآسمان و زمین   و سلام برعشق 
 
هیچ بارانی ردپای خوبان را از کوچه های خاطرات نخواهد شست
 
دوست داشتن فقط گفتن نیست گاه سکوت است گاه نگاهی مهربان است گاه دعا از دل و جان است و گاه یک پیام  
 
سلام. شاید مسخره به نظر برسه اما یه مهمونی خیلی بزرگ و مجلل با کارت دعوت از دوستان و آشنایان و کاسبای محل و خلاصه هر کس دیگه ای که می شناسمشون ترتیب می دم (که بیایند همه) و ازشون میخوام حلالم کنن اگه بدهی دارم می دم ، نصیحتم رو می نویسم و می خونم توجمع، سعی می کنم اشخاصی که واسم مهمن رو از ته دل به آغوش بکشم بعدشم می رم زودتر یه قبر می خرم با سنگ و ترتیب مراسم ترحیمم می دم و زود توبه می کنم
 
+ نمیخواستم احساس ناامنی کنه و مجبور به خودسانسوری بشه. اما انگار شده. باید چکار میکردم؟ میگفتم چطوری فهمیدم خب؟ نباید به روی خودم میوردم؟
کمک vs بی خیال مشکل مردم شدن
 
 
+ حالم داره به هم میخوره از این جو اخیر فضای مجازی
واقعا خسته نمیشن از این همه دعوا؟ برام سواله بعضیا اذیت نمیشن از این همه تناقض رفتاری خودشون؟
فرشته محافظ اعصاب و روان میگه دوباره برو تو رست.
 
 
+ سر رشته ی کار از دستم در رفته و واااقعا حوصله نوشتن ندارم.
چه باید کرد؟
 
 
دیشب iFilm، سلام بمبئی نشون میداد،چاره ای نداشتم همونجا که داشت آهنگ  "دوری" بنیامین پخش میشد مثل ابر بهار اشک بریزم؛ولی خودم رو به شدت کنترل کردم،جدیدا فهمیدم نه جنبه ی خوندن رمان عاشقانه رو ندارم نه جنبه ی دیدن فیلم عاشقانه !
وقتی امکان کپی کردن متن سایت فعال نیست چکار کنم
 
 ۰
 اشتراک‌گذاری
کپی کردن متن سایت ها، یک دلیل بسیار مهم برای نقض حقوق افرادی است که مطالب تولیدی ایجاد می کنند. به همین خاطر طراحان سایت، با ایجاد قفل هایی در وب سایت مانع از این می شوند که انتخاب و کپی کردن متن فعال باشد. اما اگر قول دهید که از متن سایت سو استفاده نکنید، می توانید به کمک این آموزش، چند روش برای کپی کردن متن سایت ها را یاد بگیرید.
ادامه مطلب
سلام
خیلی سخت  و غیرقابل باوره که بعد چندین سال تلاش و محبت خراب بشه
خراب بشه یعنی مجبور باشی از نقطه صفر شروع کنی
حال آدم های ورشکسته رو دارم
دیدی گاهی به گذشتت نگاه میکنی میگی واقعا چه توان و قوتی داشتم و الان ندارم
مثلا اگه برگردم به فلان سال دیگه نمیتونم فلان کارم رو انجام بدم
منم خیلی برام سخته از نقطه صفر شروع کنم
خواب مفید ندارم
زندگی مفید ندارم
همش اذیت شدنه همش عذابه
وبلاگم شده سراپا انرژی منفی خخ
روزهای بدی رو میگذرونم دعام کن
چو
سلام :)
خبر از هیچکـی ندارم امیدوارم حال دل همتون خوب باشه دوستان 
خیلی وقته ننوشتم اینجا شاید از یک ماه بیشتر ولی در تلاشــم بنویسم و یکم این حال و هوای دپرسی و چه کنم چه نکنم رو از خودم دور کنم .
روزای من همش در راه تحصیل و یادگیری میگذره ، همیشه زمانبر هست این زندگی برای من تا زندگی بشه :))))
#یه پرستش نق نقــــــــو
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز. پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا باید چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
چرا به خودم نمیام؟ تا کی قراره اینطوری ادامه پیدا کنه؟ زمستون گذشت، بهار گذشت، تابستون گذشت، و پاییز. پاییز هم دارم میگذره. دلیلش چیه؟ مشکل از کجاست؟دقیقا باید چکار کنم که نمیکنم؟ چرا دارم باز به شیوه گذشته عمل میکنم؟ بلاخره کی میخوام این من درونی که که من نیستم رو نابود کنم؟
اینجوری نمیشه. هرهفته داره بدتر از هفته قبل میگذره و اصلا متوجه نمیشم دلیلش چیه.
بارها و بارها با خودم حرف زدم، از خودم قول گرفتم و چرا؟تک تک لحظات رو دارم میکشم و از د
سلام
من نمیدونم چرا خدا با من این کار را می کنه؟
مدت ها بود دلم میخواست ارتقا شغلی بگیرم. هم از نظر مالی نیاز دارم و هم دوست دارم دیگه از کارشناسی بیام بیرون.
الان بهم یه سمت ریاست پیشنهاد شده که اصلا به زمینه کاری و علاقه من ارتباطی نداره. یه چیزی شبیه تلفن چی و هم اینکه مجبور میشم برم جای کسی کار کنم که با من دوست صمیمی هست و من نمیخوام برم جای اون.
 
نمیدونم خدا واقعا با من چکار میکنه؟
چرا اون چیزی که دوست دارم را بهم نمیده؟
 
 
سلام بر لحظه ای که زهیر با کلام همسرش حسینی شد. 
 
سلام بر لحظه ای که غلام سیاهی ندا سر داد: امیری حسین و نعم الامیر
 
سلام بر ناراحتی عباس، زمانی که دشمن فکر می کرد می تواند حسین را از عباس بخرد.
 
سلام بر سر بر نیزه بر افراشته حسین
 
سلام بر دستان ناتوان سجاد زمانی که هل من ناصر. پدر نه امامش را شنید. 
 
سلام بر لحظه اذن میدان گرفتن زینب برای پسرانش
 
سلام بر لبان تشنه اکبر که با آن رضایت شهادت را از پدر گرفت. 
 
السلام علی الحسین 
بربسیجی دلاور یاورقرآن سلام/حامی خوب ولایت ازبرجانان سلام/صف شکن درجبهه حق میخروشد دائما/حامی اسلام ورهبربرکت ایمان سلام/رادمردبابصیرت لشکر ایران ماست/ازبرای یاورحق بنده رحمان سلام/هم شجاع وقهرمان شددرنبرد دشمنان/رهروراه شهیدان اسوه دوران سلام/هست رزمنده همیشه دررکاب رهبری/عاشق خط امام وزمزم احسان سلام/گشته الگوی زمانه استقامت محوراست/بربسیجی های ناب کشور ایران سلام/لشکرصاحب زمان راباز معنا کرده است/اوشفاازبهرشیعه میشود درمان سلام/
بربسیجی دلاور یاورقرآن سلام/حامی خوب ولایت ازبرجانان سلام/صف شکن درجبهه حق میخروشد دائما/حامی اسلام ورهبربرکت ایمان سلام/رادمردبابصیرت لشکر ایران ماست/ازبرای یاورحق بنده رحمان سلام/هم شجاع وقهرمان شددرنبرد دشمنان/رهروراه شهیدان اسوه دوران سلام/هست رزمنده همیشه دررکاب رهبری/عاشق خط امام وزمزم احسان سلام/گشته الگوی زمانه استقامت محوراست/بربسیجی های ناب کشور ایران سلام/لشکرصاحب زمان راباز معنا کرده است/اوشفاازبهرشیعه میشود درمان سلام/
بازی سلام، سلام
آنچه تحقیقات درباره بازی سلام، سلام می گوید:
وقتی که نوزادتان چهرۀ شما را می بیند، خوشحال می شود.
صورتتان را به صورت نوزادتان نزدیک کنید و شعر زیر را بخوانید:
سلام، سلام، خیلی دوست دارمبرای مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک زیر کلیک نمایید
بازی سلام، سلام
سلام برتو     که زیباترین  شیرین ترین  و  پرنشاط ترین کلمه  سلام است 
 
سلام برآسمان و زمین   و سلام برعشق 
 
هیچ بارانی ردپای خوبان را از کوچه های خاطرات نخواهد شست
 
دوست داشتن فقط گفتن نیست
 
گاه سکوت است
 
گاه نگاهی مهربان است
 
گاه دعا از دل و جان است
 
و گاه یک پیام  
 
حقیقتاً دلم تنگ شده که وقتی بعد چند ماه غزل رو میبینم باهم دعوامون میشه که کی حرف بزنه :)))) رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ 
+ فردا ناهار ندارم :| پس انگیزه ندارم و منتظر این باشید که بیام بگم نرفتم :))))))))
+ این هفته رو به معنای واقعی گند زدم! جنبه ندارم. همه یدا بگین خاک بر سرت :|
در خفقانِ روز‌هایم گیر کرده‌ام.سه هفته و سه روز است که نمی‌دانم چکار کنم. می‌دانم. می‌دانم چکار کنم. همین حالا انجامش می‌دهم. می‌دانم تصمیمی باید بگیرم که تا بی‌نهایت کش می‌دهد خودش را. خودم را. نمی‌توانم نگاه کنم. به عقب نگاه می‌کنم و می‌بینم گذشته‌ام تا بینهایت بار تکرار می‌شود. من هزاران بار همین بوده‌ام. هزاران بار خودم بوده‌ام و کس دیگری. دیگر نمی‌توانم. و این چرخه ادامه دارد. شب است و می‌خواهم بخوابم. کاری نکرده‌ام. می‌خواست
ساقیا! باز خماریم به جامی بنواز / خاطر خسته ما را به سلامی بنواز
گر میسر نشود بگذری از کوچه ما / گاه گاهی دل ما را به پیامی بنواز
* * * *  پیامک مخصوص سلام کردن * * *
 
سلامت میکنم ای غنچه ی راز / تو بودی از برای عشقم آغاز
تویی تنها دلیل زنده بودن / ندارم طاقتت با چشم در ناز
 
 
* * * *  پیامک مخصوص سلام کردن * * *
 
 
سلام من به غنچه ای که صبحدم به خنده باز می شود
 
* * * *  پیامک مخصوص سلام کردن * * *
 
سلام  بهونه قشنگ من برای زندگی آره بازم منم همون بهونه همیشگیفد
باز هم دربدر شب شدم ای نور سلامباز هم زائرتان نیستم از دور سلامبا زبانی که به ذکرت شده مامور سلامبه سلیمان برسد از طرف مور سلام
 
کاش سمت حرمت باز شود پنجره هاباز از دوریت افتاده به کارم گره ها
ننوشته ست گنهکار نیاید به حرمپس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم
برسد خواهش این ناله ی ممتد به حرمزود ما را برسانید به مشهد به حرم
مست از آنیم که از باده به خم آمده ایمما سفارش شده ایم، از ره قم آمده ایم
 
یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباستپس از این فاصله تا ط
بعد کلی وقت سلام :)
خب تابستون همتون شروع شده؟؟؟؟؟
من که کلی برنامه برای تابستون چیده بودم و هنوز در حال برنامه ریزیم اما بعضی وقت نمیدونم چرا حال ندارم:/
دار گلیممو چله کشی کردم اما دیگه ولش کردم .
کلی کتاب دارم که یه کوچولوش رو خوندم بعد امتحانام شروع شده کلا ولش کردم الانم نمیدونم چرا حال خوندن ندارم.
و کلی کار دیگه که اگه بیشتر ادامه بدم آبرو دیگه ندارم پیشتون:)
حالا کلی کار مثبت هم انجام دادما.کلی اهنگ حفظ کردم:)
نه شوخی کردم علاوه بر اهن
دو شهریور است. پنج دقیقه به ده شب است‌. پنج دقیقه به دهِ هشتمین شب‌. و سلام بر تو ای هشتمین . اگر چه که هنوز نماز نخوانده ام و از خستگی جانی ندارم‌. اما سلام بر تو‌. 
امروز، به حرف زدن با ریحانه گذشت. کمی هم درس خواندم. به نسبت روزهای گذشته، وضعیت بورس امروز برایم بهتر بود. کار قابل توجهی نکردم امروز‌.
نماز بخوانم، می‌خوابم‌.
فردا باید بروم دانشگاه و برای استاد از سیر پروژه ام بگویم. و من جز درجا زدن، هیچ نکردم.
اتاق به هم ریخته است. به شدت !
خوا
سلام به دوستان خانواده برتر
وقت تون بخیر. شما روزها برنامه تون چیه تا شب؟، چرا من انقدر بی انگیزه و بی حس شدم؟، شما با چی انرژی میگیرین، با چی آرامش پیدا میکنید، چرا من اصلا حوصله رفت و آمد و خاله بازی! ندارم.
اصلا دوست ندارم خونه کسی برم یا کسی بیاد خونم که حداقل تنوعی بشه. مهمونی . تولدی . . اینم بگم که متاهلم و همسرم تحت تاثیر من مجبوره که رفت و آمد نکنه. با وجود اینکه خیلی اهل رفت و آمده. میدونید یه جورایی استرس جمع دارم. یا حوصله ندارم‌. از خ
سلام.دختری 25 ساله هستم.حدود دو ساله به پسری علاقمند شدم و با وجود مخالفت های زیاد خانوادش نامزد شدیم.برای رسیدن بهم خیلی سختی کشیدیم. ولی الان یه مدته وقتی بمن زنگ میزنه ذوقی ندارم وقتی تماسمون از 5 دقیقه بیشتر میشه به هر بهانه ای میخام تماس و قطع کنم.یه زمانی زنگ که میزد خواب بیدار میشدم باهاش حرف میزدم ولی الان نه. پسره خوبیه جدیدا تماسا از طرف اونه و من کمتر زنگ میزنم. مشکل خاصی نداریم فقط ایشون خیلی گرمن و من نه. خیلی از نظر فکری تحت فشارم که
سلام دوستان
دختری هستم ۱۹ ساله، به دلایلی در کنکور امسال نشد رشته دلخواهم قبول بشم و موندم برای سال دیگه. . از طرفی یک مدت پیش پسر خاله م از من خواستگاری کرد و من به خاطر مشخص نبودن وضعیت تحصیلیم جواب رد دادم. 
اوایل زیاد برام مهم نبود و به این موضوع فکر نمیکردم اما از مهر که شروع کردم به درس خوندن اصلا نمیتونم از فکر پسر خاله م و کلا ازدواج بیام بیرون و حتی نمیتونم برای درس خوندن تمرکز کنم و مدام بهش فکر میکنم، دست خودم هم نیست و متاسفانه گاهی
امروز روز اول مهر بود
 . پارسال و سال قبلش که میرفتم مدرسه یه تاکسی بود که یه پسر تقریبا جوون راننده اش بود و یه پسر بچه کوچیک صندلی جلو مینشست.فقط یبار سوار تاکسی اش شدم، اونم چون خیلی عجله داشتم و دیرم شده بود.من از این آدم خوشم‌نمیومد هیچوقت.اما همه مسیر راننده در حال مسیج دادن بود و حواسش به گوشیش بود پسر بچه هم جلو نشسته بود و با یه قیافه مبهوت بیرون تماشا می کرد؛ بعد برگشت و تا وقتی رسیدیم به مدرسه به من نگاه کرد. حالا اون پسر بچه شاگرد منه
سلام دوستان !
امروز ، ترفندی رو آموزش خواهیم داد تا برنامه مون تا هروقتی که بخوایم ، باز بمونه . چون اگر کدها رو ذخیره و تست میکردید ، متوجه میشدید که بلافاصله بعد از عمل کردن به آخرین کد ، برنامه بسته میشه . اما راه حلش چیه ؟ چکار باید بکنیم؟
توصیه میکنم ادامه مطلب رو از دست ندید !
ادامه مطلب
نمیدونم چم شده، همش فکر و خیال میاد سراغم
فکرایی که اصلا نمیدونم از کجا میان
از خودم میپرسم این نظام اموزشی که همش بفکر پوله و نمیخواد به من روانشناسی یاد بده من چجوری در اینده روانشناس بشم؟
در باره شرایط جسمیم و ایندم فکرای جور واجور میکنم
در باره عجوزه فکر میکنم
اینده ساجده
اینده بابام
اینده مامانم
اینده خونوادم
اصلا تو اینده من چی میشم یا باید چکار کنم
در باره این که تمام مشکلاتی که گفتم چجوری حلشون کنم
باور کن من شاید در روز ۶-۷ ساعت بیدا
سلام 
من  مجردم و بالای 25 سال، یک سوال برام پیش اومده؛
زوجین قبل از ازدواج، رفتار  و عملکرد جنسی همدیگه رو چطور ارزیابی کنند و چطوری بفهمند که نزدیکتر به واقعیت باشه برای همدیگه، رفتار و عملکرد جنسی توی مراحل آشنایی و قبل از عقد که مشخص نمیشه، در فرهنگ ما، دقیقا زمانی مشخص میشه که  ازدواج یا عقد کرده باشن و دیگه  کار از کار گذشته باشه!
خوب چکار کنیم که پیشگیری بشه و به خاطر این موضوع کار به طلاق نکشه؟، به نظر من با گفتگو  در مورد سلیقه و خوا
غمگین م،مضطرب م،نگران م،گیج م،خسته م،امیدوارم،سرگردان م،میلی به حرف زدن ندارم،میلی به نوشتن ندارم،میلی به خواندن ندارم،شب را روز می کنم و روز را شب،انتظاری از هیچ کس ندارم،از همه کس توقع دارم،از خودم انتظار ندارم،از خودم متوقع هستم،از خودم راضی  نیستمچند ماه.نه چند سال.آخرین کتابی که خواندم کیمیا گر بود و ادامه ندادمشچرا؟دست های م قهر کرده با بوی کتابهر کتابی را که شروع می کنم فقط چند صفحه می خوانم و بعد می گذارم کنارمی ترس
باسمه تعالی
با سلام و احترام
صفحه ی اینستاگرام حقیر به دلیل حمایت از جبهه مقاومت و حاج قاسم سلیمانی مسدود شد.فعلا قصد ادامه فعالیت در برنامه اینستاگرام را ندارم. در صورت تمایل برای پیگیری اشعار حقیر و ارائه نظرات تنها در همین وبلاگ در خدمت عزیزان خواهم بود. لازم به ذکر است حقیر در هیچ برنامه ای در فضای مجازی به غیر از این وبلاگ صفحه و کانالی ندارم.
با تشکر_ ارادتمند محمد جواد شیرازی
سلام
چقدددد این روزا بدن
الان اصلا امید به زندگی ندارم
با مون ک درحالت باهم حرف نزنینیم
با بعضی های دیگ اعصابم ازشون خورده چون بسیار خود کیس پندارن
بعدم مشکل خودمم
هرکی به یه نون و نوایی رسیده ب جز من
واقعا
چرا هیشکی منو دوس نداره؟!
خو یکیم بیاد منو دوس داشته باشه
دانلود آهنگ گرشا رضایی دل ندارم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * دل ندارم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , گرشا رضایی باشید.
دانلود آهنگ گرشا رضایی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Garsha Rezaei called Del Nadaram With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه گرشا رضایی به نام دل ندارم
اینم از مناینم از تواینم از این زندگیگاهی حرفاتو نمیشه حتی به خودت بگیاون دوتاییا تموم شد اما باز دوست دارم
 
منبع
امروز سه نفر ازم پرسیدن چرا ازدواج نمیکنی؟
اول صبح یکی از دوستای مامان که همراهم بود تو ماشین! من یه جوری رفتار کردم دیگه حرف نزنه باهام! ولی مگه ول میکرد؟ دوتا داداش مجرد داری؟ خواهرتم هنوز مجرده؟ و یعنی مخ منو خورد گفتم ازدواج مال قدیم بود که زنها ناتوان بودن الان ازدواج کنی یا نکنی مهم نیست، نگاه خودتون به ازدواج رو که نمیتونید به دیگران تحمیل کنید بعدم سرمو فروکردم توی شیشه ماشین که اقا ول کن مارو.
بعد صبح مدیر:خانم نوستال سلام صبح بخیر
سلاممن یه مشکل خیلی بزرگ دارم . ده ساله بوی بد دهان منو ازار میده. الانم بیست و سه سالمه. نگین بهداشت رو رعایت کن و این چیزها من حتی یه دندون خرابم ندارم.فقط این بوی لعنتی از زبانم میاد. نمیدونم چیکار کنم دیگه. بخاطر این مشکل همیشه تنها بودم. تو مدرسه و دانشگاه. حتی الانم که خونه خودم اومدم. نمیتونم مثلا با همسایه ها حرف بزنم. خب خجالت میکشم. حوصله مهمونی هم ندارم. روزی سه بار هم شده دهان و زبانمو میشورم ولی بازم این بو نمیره.حتی نمیتونم با مامان
{از عاشورا تا ظهور - شماره 40}
 
از اسرار زیارت ناحیه مقدسه
 
. سلام .
"سلام" نام خدا و زمزمه ی بهشتیان است. "سلام" کم کردن فاصله و نشانه ی نزدیکی قلب است؛ به همین خاطر در طلیعهٔ همه ی زیارات سلام» آمده است.
اما تعداد سلام های وارد شده در این زیارت از غالبِ زیاراتِ دیگر بیشتر است! زیارتی با بیش از ید سلام:
سلام بر ملائکه/ سلام بر انبیاء؛ که نام ۲۳ تن از پیامبران آورده شده/ سلام بر امامان و اولیاء/ سلام بر فاطمه زهرا/ سلام بر روحِ زیارت؛ حضرت سیدال
من نمیتونم باور کنم خدا همچین زندگی ای برای من رقم زده باشه!!!
محمد واقعا مشکل روحی روانی داره
دیوانم کرده
من شک ندارم این بیماری هم اثرات همین زندگیه لعنتیه
این زندگی ادامه پیدا کنه شک ندارم من کارم به خودکشی میرسه چون هیچوقت طلاقم نمیده مگر اینکه برم و مهریه رو اجرا بذارم. 
زن برادرشوهرمم طلاق نمیدادن خیانت کرد بی ابرویی کرد مجبور شدن طلاقش بدن
من همچین جسارتی ندارم!!!! 
سلام
من یه دختر ۲۱ ساله ام. چند سال قبل پسر داییم بهم پیشنهاد ازدواج داد و من چون نه اهل دوستی بودم نه از آینده خبری داشتم بهش گفتم باید صبر کنه تا ببینیم چی میشه و من اختیاری ندارم. از اون موقع تا حالا که چند سال گذشته همه ش فکر ازدواج با اون بودم و اصلا به بقیه فکر نمیکردم.
یه جورایی همه ش تو دلم میگفتم همسر آیندم همونه. البته اونم مدام پیام میداد و حرکات و رفتارش نشون میداد هنوز عاشقه. امروز با هم دوباره حرف زدیم و گفت دیگه دوستم نداره و من با ر
ضمن عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان عزیزی ک از طریق سایتم منو همراهی میکنن.
ب اطلاعتون برسونم حدود ۷ماهه من جایی اجرا قبول نکردم و فعلا هم تصمیمی ندارم نه برای کار هنری جدید و ن برای اجرا .
خیلی از عزیزان تماس میگیرن و بنده در واقع شرمنده روی مبارکشون میشم و دوست ندارم این شرمندگی باز اتفاق بیفته لذا واجب دونستم چون اکثر ادارات و ارگانها از طریق سایت بنده بامن اشنا یا در ارتباط قرار میگرفتن اطلاع رسانی کنم.
باشد ک انشالله به زودی خداوند مهربا
برحریم کربلا کاشانه ایمان سلام/بر حسین وزینب ومجموعه یاران سلام/سرزمینی که سراسرعشق معنامیکند/مسلم وهانی نخستین گوهراحسان سلام/برحبیب وحرو عابس بربریروشاکری/جمله اصحاب مولادردلش طوفان سلام/نوجوان مجتبی و یاوران برعلی/اصغرشش ماهه اوتشنه دوران سلام/شدجوان کربلایی شبه پیغمبر بود/برعلی اکبرش درپهنه میدان سلام/درکنار علقمه عباس غوغاکرده است/بر علمدارحسینی حامی قرآن سلام/ناظربرقتلگاهش زینب وسجادبود/درحریم شاه دین برحضرت جانان سلام/سخت ش
دوستم با من تماس می‌گبرد. از ناراحتی من از خودش می‌گوید، کمی خسته جمله‌ها را کنار هم می‌چیند و دلایلی از کارهای گذشته‌اش می‌آورد. شرم خاصی در حرفهایش هست. هیچوقت بلد نبوده است که معذرت خواهی کند همیشه و از دوران راهنمایی که یادم می‌آید همین بوده است. همیشه تو خودت باید عذرخواهی را از لحن بیان و حرفهایش متوجه شوی. از این موضوع دیگر فاصله می‌گیرد و شروع می‌کند به بیان دردهایی که داشته است.
می‌گوید نگاهم کن من اینقدر زیر فشارم که دیگر نمی‌
سلام
با تو ک تعارف ندارم خیلی دلم لک زده بود واسه نماز شب
یادمه قبلا خیلی میخوندم
این روزها هم یه مدت خوندم
توی فال شب یلدام خلاصش اینجوری بود که اگه دنیا میخوای اگه آخرت میخوای سحرخیز و شب زنده دار باش
توهم بخون آروم میشی
راستی برای خدیجه از ته دل ناراحتم.خدا بهش کمک کنه
مثلا هرروز طلوع را از انعکاسش روی برف های کوه روبروی پنجره ببینم جوری که کش آمدنش روی دامنه اندازه ی قد خانه طول بکشد ، قهوه و سیگارم را توی بالکن سردی ببرم که نگاه به نارنجی روی سفیدی گرمش می کند . دوش بگیرم ، لباس بپوشم و توی آیینه ی جلوی در به خودم بگویم که تو قهرمان زندگی من هستی و بعد بروم .
 
مثلا عصر ها غروب را توی آسمان بنفش و زرد و نارنجی ببینم و از ندیدن خانه ها ناراحت شوم که چقدر تهران امروز آلوده است و در فکر این فرو روم که اگر مدرسه بچ
یکی نیست بگه که بشر، بگیر بخواب، مگه مجبوری پست می‌ذاری؟!
منم بهش میگم که مغزم اضافه بار داره، باید درستش کنم.
____
دلم یه کیسه بوکس می‌خواد! نه، حسش نیس. دلم اصلا چیزی نمی‌خواد، غلط کرده اصلا چیزی بخواد.
____
بزرگ‌ترین لذت این روزا که از پروژه‌های درسیم آزاد شدم، خوردن آب یخه. در این حد والا و متعالی.
____
شنبه همین هفته برای اولین بار توی چهار سال دانشگاه، به یکی از دخترهای دانشگاه سلام دادم‌. اعتراف می‌کنم که تو عمل انجام شده قرار گرفتم.
____
سلام، کوتاه میخوام بنویسم چون وقت ندارم، در اینکه وردپرس سیستم فوق العاده ای هست هیچ شکی نیست، اما به دلایل شخصی و نه فنی تصمیم گرفتم که از بلاگ استفاده کنم، ارزون تر هم هست! ایشالا اینجا خواهم نوشت، متاسفانه آرشیو وبلاگ از بین رفت و بک آپ هم نداشتم :(
یه مدته نیستم یعنی اصلا حس و حال هیچی رو ندارم ، اصلا یا خوابم یا نمیدونم وقتم چطوری سپری میشه !!!
باید بیام و کلی آپ کنم وبو ، شاید باورتون نشه ولی بالا ۴۰ تا عنوان واسه نوشتن دارم
و آما اقا ما یه مدته کلا تنها زندگی میکنیم تو این مدتم یا از بیرون غذا میگرفتم یا یه چیز حاضری می خوردم ! امروز به خودم نهیب زدم فتل باید اشپزی کنی اخر تا کجا می خواهی اینگونه پیش بروی !!!( بسی حوصلم سر رفته بود و بسی از نظر اقتصادی نمی صرفد ) .
گرام صحبت کردم و خوا
هیچ‌کس مطلقا هیچ‌کسی ندارم. میم در سوگ عشق بر باد رفته اش است. ح لاس می‌زند با هرکس. مح. بدرم نمی‌خورد از بس این بچه توداره روم نمیشه برم باهاش حرف بزنم، غر بزنم. کسی رو ندارم، کسی دوسم نداره، بی‌پناه‌ترینم. چه بی‌کس شدم من! نه به اون که نمی‌تونستم اون حجم رو مدیریت کنم نه این وضع بی‌کسی.
پوووف
 
شارژ سریع گوشی یکی از جنبه های مثبت و مورد نظر افراد برای خرید یک گوشی است. با توجه به اینکه امروزه کاربران با نصب و اجرای اپلیکیشن های مختلف باعث خالی شدن شارژ گوشی خود می شوند و باید از شارژر گوشی استفاده کنند. در این مقاله به شما اموزش دهیم که چکار کنید تا شارژ سریع موبایل شما انجام شود.
ادامه مطلب
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه. 
نمیدونم چرا همیشه یه جای کار میلنگه یه بار همه چی درست باشه سر جای خودش. 
هر بار خواستگار میاد یه اصل اساسی رو نداره. یه بار میاد استقلال نداره و مردانگی نداره. یه بار یکی میاد اعتقادات نداره. البته اینا همشون خوبن ولی خب به من نمیخورن. با یکی مثل خودشون خوشبختن. 
منم همین طور
مثل خودم کجایی؟ نیومدی دیر شد.
دارم به این فکر میکنم هر بار که من مجرد بمونم خوشبتت ترم یا با این مورد برم جلو. و هر بار به مجردی می رسم. 
مج
زندگی الا کلنگ اع
حالم از کلمه زندگی» بهم میخوره 
زندگی یهو میبرتت بالا توی اوج 
یهو میارتت پایین و جوری میکوبتت زمین ک تا فیها خالدون ات درد میگیره
یروزی اونقدر عشقه و خوب ک دوست داری عمر جاودانه داشته باشی
یروز اونقدر حال بهم زن ک دوس داری همین ثانیه نه ثانیه بعدی تموم شه 
خیلی کثیف و چرکو اع زندگی
زندگی یه هاله ی مشکی و تاریک و کثیف و چرکو اع 
دوسش ندارم 
خیلی بد اع
مزخرف اع
خودشو دوس ندارم
ادماشو دوس ندارم
پول رو دوس ندارم
پول باعث شده اد
  
بهت گفتم تو وبلاگم واست مینویسم گاهی. شاید بعدترها زنده بودم ارشیوش رو دادم خوندی بفهمی چقدر ب قلب من خنجر زدی. حالا راحت میتونم بهت بگم اره حس مسئولیت پذیری یا هرچی ندارم اره ندارم. همیشه من مقصر نبودم. تو هم مقصر بودی .یهو بی مقدمه حرفمون شروع شد بیشتر من حرف زدم و تو گوش دادی. اولش نمیخاستی گوش بدی.گفتی دیگه چکار کنم این همه کار کردم. تو خودت خیلی خوبی خیلی محبت میکنی؟؟؟؟؟؟گفتم درمورد من ک اره قبلا میکردم محبت اما حالا نمیتونم دیگه واقعا
سلام دوست دارم بنویسم
از حال و روزم بگم
ولی وقتی می بینم هیچ تغییری نکردم
وقتی می بینم هر روز یه مدلم و حالم دگرگونه
از خودم بدم میاد
دوست ندارم بنویسم و یه عده رو ناراحت کنم
یه عده رو به این فکر بندازم که با خودشون بگن این عفت اصن معلوم نیس باخودش چند چنده
برام دعا کنید حا دلم خوب بشه
سلام
بی‌مقدمه بگم، اینقدر "بیان" فکری به حال دوست شدن صفحه مدیریتش با موبایل نکرد که رفتم سراغ کانال‌نویسی.تلگرام بیشتر در دسترسمه و روزمره‌هام رو مینویسم. خوشحال میشم بهم بپیوندید.
اینجا همچنان برام عزیزه چون خوندن پست‌ها و پیام‌هاتون همیشه برام انرژی‌بخش بوده، ضمن اینکه تو وبلاگم با یه کلیک راحت می‌بینم مهر ۹۴ در چه حالی بودم. پست‌های طولانی‌ترم رو اینجا می‌ذارم تا چهار سال دیگه یادم بیاد مهر ۹۸ چکار میکردم.
 
اتاقی از آن من   .
کاش نیومده بودم تهران. متنفرم از خودم به خاطرش. اصلا حالم خوب نیست حتی نمیتونم راجع بهش حرف بزنم. دلم میخواد بمیرم. من حتی عرضه ی مردنم ندارم. حتی مرگم برام اتفاق نمیفته. حتی لیاقت مرگم ندارم. از همه متنفرم. از خودم از دنیا. کاش امشب تموم بشه. اینجا مینویسم شاید فقط خالی شم. وگرنه جای دیگه ای. رو ندارم. نه جاییو دارم نه کسیو. 
امروز دانشگاه‌های مشهد تعطیل شد و بی‌کار توی خونه مجبورم که بمونم. اما چه فایده؟ دلی که پر از غمه و همه چیز رو خاکستری می‌بینه چکار می‌تونه بکنه؟ حقیقتش، نمی‌دونم که چرا از آدمای اطرافم بدم می‌یاد؛ نه، اشتباه گفتم. بدم نمی‌یاد، اما برام معنی خاصی ندارن. دلیلش رو نمی‌دونم. شاید دلیلش اینه که با تموم وجودم حس می‌کنم که از همه ابعاد وجودم، داره سوء‌استفاده می‌شه. یا شاید هم دلیلش اینه که از آدمای این روزگار انقدر بدی و پستی دیدم که دیگه ب
به مدد حضرت زهرا سلام الله علیها هیچ مشکلی در صفرا، کلیه ها و طحال وجود نداشت سه دکتر رفتم که هیچ کدام نگفتند چه کار کن تا دردت خوب شود! از آخر طب اسلامی به دادم رسید و با یک روش ساده الان هیچ دردی ندارم .
اگر درد داشتید حوله داغ کنید و روی درد بگذارید و با روغنهای طبع گرم مثل زیتون، کنجد ماساژ دهید.
طب مدرن چیزی جز دردسر ندارد.
 
سلام
من فکر می کنم راهم را پیدا کردم. الان در مرحله حساسی از زندگی هستم که تکلیفم با خودم روشن شده.
 
دیگه میدونم دنبال چی هستم و میدونم میخوام چکار کنم.
 
کتاب "جادوی هدف دار کردن زندگی" از برایان تریسی خیلی روم تاثیر گذاشت تا بالاخره از بلاتکلیفی در اومدم.
 
من فکر می کنم اینکه آدم بدونه دنبال چی هست  و چی میخواد، خودش مساله خیلی مهمیه. خیلی مهم. شاید مهمترین مساله زندگی.
 
این روزها سعی می کنم هدفدار برم جلو. از کارهای غیر ضروری اجتناب می کنم.
ک
سلام جناب  
بنده به دلایل شخصی یک نام خانوادگی دیگه ای انتخاب کردم برای خودم و رضایی نیستم 
دلیلش هم این هست که تو فضای بازی مثل اینترنت علاقه ندارم از کسانی که منو میشناسن 
به عقایدم درباره ی موضوعات مختلف آگاه بشن چون ممکنه بعد ها وسیله ای برای اذیت کردن بشه
۱.مگر نخواندیم سلام هی حتی مطلع الفجر
این شب سلام است تا طلوع فجر
پس بیا لیلةالسلام» بخوانیمش.
شب سلام سلام خدا به انسانها و سلام فرشتگان به انسانها و سلام انسانها به انسانها
خوش به حال آنانکه به حقیقت سلام رسیدند و خود مجسمه ی سلام شدند.
۲. دومین شب قدر گذشت .دیشب مفاتیح را نگاه میکردم دو نکته ی مهم نوشته بود:
اینکه پرسیدند برای ما معلوم کنید شب ۲۱ یا ۲۳ کدوم شب قدره ؟ در جواب حدیث داره که: اینکه دوشب رو مناجات کنی برای حاجاتت کار سختی نیست.»
 
یک موقع هایی که فرصت میشه و یک کوچولو با خودم خلوت می کنم می بینم مهمترین حرف هایِ من همان حرف هایی است که سانسورشان می کنم ! یعنی نمیشود گفتشان حتی اگر لای چندتا زرورق بزاری و بپیچیشان .
شاید از واکنش ها می ترسم و شاید هم جرأتش را ندارم .
یک موقع هم هست که می خواهم بنویسم و مطلبی به ذهنم می رسد اما حوصله اش را ندارم و بعد که دچار مرور زمان می شود دیگه تمرکز لازم را ندارم !
این تمرکزِ برای اینکه بنویسی و حرفت را بزنی خیلی مهمه و من مدت ها است که ت
 
فقط اگه سرچ و سایت های خارجی باز بودن اینطوری روزشماری نمی کردم برای وصل شدن شبکه نت. اصلا الان خوشحالم که پیام رسان ها قطعن. به قول یه نفر الطاف خفیه س!
کارام مونده و هی به خودم میگم تقصیر خودته که اون موقع که وقت و نت داشتی، خودتو معطل و گرفتار چنان مساله پوچی کردی. یکی در میون کتاب میخونم و فکر میکنم و کتاب نمیخونم. باز میگم خوبه الان دارم میخونم! فکر نمیکردم این کتاب سنگین رو بکشم تموم کنم! انقد که مزخرف ترجمه کرده. دلم میخواد کتابشو ویرایش
سلام سلام :)ما یعنی طلاهای دوره ۲۹ اومدیم و تلاشمونو میکنیم که امسال شاززز برای همه مفید باشه و داخل یه فضای صمیمی و باحال کلی چیز یاد بگیریم.اگه نظری پیشنهادی چیزی دارید، حتما بگید که استفاده کنیم :)منتظر خبرای خوب باشید، زودِ زووود برمیگردیم
سلام
اگر به هر طریقی رمز این وبلاگ رو پیدا کردین و قصد خوندن مطالب رو دارین، باید عرض کنم که این وبلاگ به جز خاطرات شخصی و البته یکسری مطالب دیگه چیزی رو شامل نمیشه.
به هرحال من از خوندن حتی یک خط از این مطالب توسط هر فرد رضایت ندارم و ممنون میشم که همین حالا این وبلاگ رو ترک کنین.
با احترام.
تمایلی به آشنایی با آدم‌های جدید ندارمتمایل به رفت و آمد با نیمی از آدم‌هایی که می‌شناسم ندارمو هر روز سریع‌تر از قبل، آدم‌های محبوبم را از دست می‌دهم
دیشب دوستی سبزی برایم تمام شد و اندوه و بغض همراه ماه‌های بعدی استکاش روابط آدم بزرگ‌ها این‌قدر پیچیده نبود
سلام داداش جابرم سلام روضه ی مجسممبعد از چند بار که هی خواستم‌بیام به دیدنت و نشد داشتم فکر میکردم شاید لیاقت ندارم شاید لایق‌ دیدن روی ماهت نیستمشاید انقدر بدم که نمیخوای بیام به دیدنتولی بعد مدتی که بالاخره این سعادت نصیبم کرد و اومدم‌به دیدنت آروم شدم چه آروم شدنیوقتی اسم خواهرتو که هم اسم خودم بود شنیدم تنم لرزید نمیدونستم اسم خواهرت زینبهتا اون لحظه که گفتی زینب جان تو هم اسم حضرت زینبیمن از تو توقع دیگه ای دارم.به خودم اومدمم
تو تاریکی شب نشستیم زل زدیم به چراغ های کوچک به خانه های پر نور شهر گفتم چی میشد یکی از این خونه ها مال ما بود ‌دلمون خوش بود
دلم اون شب به بودنت خوش بود هرچند که می دونستم رفتنی ،رفتنی است.
دلم گرفته است حوصله نوشتن ندارم .احساس امنیت ندارم
سلام خوبید؟امیدوارم روزگار به کامتون باشه.
نمیدونم هنوز کسی اینجا هست یانه، میدونم رفتنم طولانی شد، درگیر چالش های بد روحی بودم و هستم، مخاطب سعی داشت برگرده ومن باتمام وجود مقاومت کردم به اون رابطه برنگردم، و برنگشتم، چیزی درون من نیست که اسمش عشق ومحبت باشه، یه ادم سرد سطحی بدی شدم، از چالشهام با تریون بگم که کلا فاصله دعواهامون بسیار زیاد شده و کمتر همو آزار میدیم پنج نفرشدیم این تیم چند نفره داره خوب مچ میشه باوجود همه دعواها و درگیری
توان جنگیدن ندارم دیگر خدا رو شکر.
پشت  تلفن خانم فلانی نشسته است به تشریح ماجراها. که حرفش را به من ثابت کند .
و من هیچ حرفی برای گفتن ندارم. تک جمله می‌گویم گاهی می‌خندم و تمام.
حتی غمم نمی‌شود از این اتفاقات. 
این اتفاق خوبیست.
 
توان جنگیدن ندارم دیگر خدا رو شکر.
پشت  تلفن خانم فلانی نشسته است به تشریح ماجراها. که حرفش را به من ثابت کند .
و من هیچ حرفی برای گفتن ندارم. تک جمله می‌گویم گاهی می‌خندم و تمام.
حتی غمم نمی‌شود از این اتفاقات. 
این اتفاق خوبیست.
 
سلام 
دوستان من یه کم درگیرم با خودم، با دانشگاه های ایران با اوضاع آموزشی مون. ببینید من یه intj تایپ هستم و دائم دنبال تز دادن و نظریه پردازی و عاشق کارهای انتزاعی!، من علاقه ای به رشته های مولتی مثل مهندسی و پزشکی ندارم،چرا؟
چون مباحث علمی رو میگن بعد عملی رو میخوان ،که من یکی بعد علمیم قوی تره تا عملیم!، کلا دقت کردم من خیلی به این رشته ها علاقه ای ندارم، میتونم بخونم چون هم ضریب هوشیم خوبه هم درسم ولی خودم خوشم نمیاد.
میرسیم به انسانی، من ع
وقتی میترسم قدرت اراده ام رو از دست میدم نمی تونم انتخاب کنم و نمی دونم چه کاری درسته مثل این میمونه وسطه یک گله گرگ باشی و هر لحظه منتظر حمله و این تجربه زخمی شدن رو یکبار دیگه هم دیده باشی  میدونم تصمیم امروزم روی سرنوشتم خیلی تاثیرگذاره برای همین نمی تونم تصمیم درست رو بگیرم گیج شدم و بشدت تنهام و احساس ناامنی میکنم توی ذهنم میاد که برم بپرسم باید چکار کنم و یکی توی مغزم بهم میگه میدونی باید چکار کنی انگار گذاشتنم لای منگنه انگار باید این
دلم می‌گیره از این‌که برای اون آدمایی که دوست می‌دونستم‌شون و براشون ارزش قائل بودم، ذره‌ای اهمیت ندارم. از این‌که دروغ می‌گن بهم. با بهانه‌ی همیشگی شلوغ بودن سرشون جواب‌مو نمی‌دن. خبری ازم نمی‌گیرن.
هر بار یه خرده بیشتر توی خودم فرو می‌رم وقتی می‌بینم هیچ‌جای دنیا برای کسی اهمیتی ندارم. هر بار ازشون دورتر می‌شم. هر بار بیشتر به این پی می‌برم که هیچ‌کسی رو توی دنیا ندارم که باهاش حرف مشترکی داشته‌باشم.
 
با کمک دوستم ، یه وب زدم. 
 
اگه دنبال کنید ، متقابلا دنبال میشین. 
 
مطلبامو میذارم خونده بشه ولی بعضی چون تلاش داشته یا سروده هست و اینا ، رمز میذارم که میتونید رمزشو ازم بگیرین. 
مطالب مطابق قانون منتشر میشه و اگه مطلبی بود ، فورا در اولین وقتی که بشه حذفشون میکنم ولی بعیده مشکلی باشه ، 
مگه کامپیوتری و اصول هک و کرک ، که قصد ندارم آموزشی در این موردا بنویسم. 
درد دل ما به درد هیچ کس نمیخوره واسه این میام اینجا.
راستش اهل درد دل کردن هم نیستم  شاید به همین خاطره ک به کسی چیزی نمیگم جز روزمرگی ها هوا خوب شده ها اخ اخ دیدی چقدر وسایل گرون شده .گوشت رو دیدی قیمتش چقد زیاد شد .اخی  چقدر زمونه ی بدی شده .خسته شدم از شب وروز های تکراری از زندگی بی هدف ازبی برنامگی از بی ایمانی جدی از این اخری بیشتر خسته شدم من مسلمانم اما ایمانم .ایمان ندارم جدی میگم ازخودم بیزارم که چی بشه دارم زندگی میکنم و بی برنامه جلو
تو میدون انقلاب اطراف رو نگاه کردم و دیدم دیگه هیچ تعلق خاطری به شهرم ندارم، و به کشورم؛ و بعد قلبم پر از غم شد چون یه صدا توی گوشم گفت: حتی خون شهدا؟!
 
تاسف خوردم براشون که خبر نداشتن که .
و جواب دادم: بهش تعلق خاطر ندارم، اما برام قابل احترام خواهند بود.
سلام 
کاشکی فردا بیدار بشیم ، نت وصل شده باشه.،شاید تو این بحبوبه که خیلی ها فوت شدن و در خیابان ها هر کسی‌در تلاش برای جلوه ای از حق جان خودشون رو تقدیم کردن این آرزو اوج خودخواهی باشه بهر حال بگذریم
فکر کنم احساس بنی عمقش بیشتر از از احساس من به اون باشه ، ولی خیلی بروز نمیده،  دیروز زنگ زد تو خیابون بودم نتونستم باهاش صحبت کنم و امروز زنگ زدم کلا خط نابود بود و وصل نمیشد تا حدود ساعت ۸ نه شب ، که بالاخره گرفت و جواب داد و بعد از کمی سخن فهم
بی بی فاطمہ زہرا سلام اللہ علیہا پر لاکھوں کروڑوں سلام ۔ جیسا کہ تمام جخفھفید خھگئجد ججچےئیگ یھگئھئےت جھگھھےگھ خگےھففےھچےیئ خجھئھجفییفبئیچدیی خھئیفبفھفئئفئفجری8ف8فھفھجفئدیف7فبرجفی یجئئئفئفئئف خئھئےے7فھفجففیفی ججگھفیفجفجفئفج خدئئدفجبفیفجف یفئفھرئعج
ادامه مطلب
توقع ندارم چشم هایت مرا شفا بدهد. تو فقط مرا نگاه کن، زیرا در تمام دنیا فقط من بیمار نگاه تو هستم. 
نمی خواهد با صدایت همت مرا سلسله جنبان کنی! فقط مرا صدا کن. آرام و ملکوتی! من محتاج صداشدن هستم.
از گیسوانت هم افشاندن و جعدیت نمیخواهم. من فقط میخواهم با دستهای استخوانی و رگهای برآمده ام گاه گاه موج زلفانت را حس کنم.
من هیچ قرارداد شاعرانه ای با کسی ندارم. تنهاترین آدم روی زمین هم بشوم، باز عاشقانه خواهم زیست.
 
+ناشناسی آشنا!؟ مرا میخواند که به
تقریبا تو شمارش مع افتادیم برای شب یلدا :(
ولی من اصلا حال خوبی ندارم تازه دارم کم کم حال اونایی که روز تولدشون غمگینن رو درک میکنن .
نه این که شب یلدا تولدم باشه بلکه چون حال دلم خوش نیس ، هیچ موفقیتی ندارم و هیچ تفریح و شادی بلکه از روزی که حق شادی دارم ولی شرایطشو ندارم دلگیر میشم
6 ماه دیگه مونده تاکنکور و امیدوارم هرچه زود تر تموم شه
 تو این 6 ماه تکلیف دو تا چیز معلوم میشه : کنکور و اون اتفاق خاصه :////
دیگه هم حاضری نمیزنم ! چون بسشه ! بقی
سلام من برگشتم
سه ساعتی میشه که رسیدم
چقدر همه چی یه جوری شده هنوز حتی ذهنم تو پادگانه
تو خاموشی تو بیدار باش تو انکادر
تلویزیون برام یه جوری میاد با اینکه اونجا تلویزیون داشتیم
ولی فرصت نمیشد دید
دو ماه اموزشی خوب سخت و پر سود
امروز 10 صبح ترخیص از کرمانشاه
اینجا میام مینویسم اما الان فقط تنها چیزی که لازم ندارم نوشتن چیز هایی که دیدم و فهمیدم
که همش باز در همون جهتی بود که میخواستم
با تمام سنگینی هاش روز های اردو که اسمشو گاها میگم فوق س
اونور گفتم بزا اینور هم بگم
البت ن با این شرح
 
در مورد موضوعی ک کنترلی بر اون ندارم 
و فی الواقع اختیاری ندارم
نمی تونم خوب کار کنم
ب عبارتی نمی تونم بدون تخلف کار کنم
الان هم ک دیگه نوبرش بود
تو کل عمرم تخلف داشتم
ولی امروز چیز دیگری بود
-______-
دارم از استرس دفاع خفه میشم و همچنان ذهنم درگیر مح و شکستی هست که در مقابلش خوردم و یا طعم درست ناچشیده‌اش یا هرچی!
حال و روز خوبی ندارم، ذهنم پرت مح میشه مدام و غمی الکی گلومو می‌گیره. نمی‌دونم حتی حال اینجا نوشتن و از خودم نوشتن رو هم ندارم 
  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
سلام !
نمیدونم بگم خوشبختانه یا متاسفانه ! ولی خب ، نتایج اومد و خب طبق پیش بینی نچندان ایز کننده خودم شد
کارنامه ام رو هم گرفتم عربی افتاه بودم :))) ولی با توجه به او
یه تصادفی عادی نبوده. خودکشی بوده. نامه‌اشو لای کتاب تک گویی‌های کلاسیک برای ن پیدا کردم. امادگی اینجا نوشتنشو ندارم. آمادگی ندارم به خانواده و دوستاش بگم. اصن بگم؟ خدایا این رودخونه‌ی خروشان که منو بدون قایق و پارو و حتی یه تیکه درخت که بتونم بهش پناهنده شم توش رها کردی چیه؟ امتحانه؟ کاش قوی‌تر از این بشم.
خدای زیبای من که باهام سر جنگ داری انگار؛
بهم بگو این بازی بچگانه و احمقانه‌ی 《 ببین تا کجا‌ می‌تونم بلا سرت بیارم》 و 《 ببین چقدر می‌تونم بدبختت کنم》 کِی تموم می‌شه.
چون من دیگه کشش ندارم.
واقعا کشش ندارم
و علاوه بر اون، بهم‌ بگو که آیا خودت روا می‌دونی بعد از مردن هم منو بندازی جهنم؟ بعد همه‌ی جهنمایِ لایِ نفسام؟
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام برحسین(ع) سلام برراه حسین(ع)سلام برهدف حسین (ع)سلام برعاشوراوعاشورائیان .به اطلاع تمام عزیزان میرسان .هیئت امناء -- هیئت عاشقان وفرمانده پایگاه بسیج امام حسین(ع)تصمیم گرفتندکه بجای پخت غداودادن نذرعاشورا.ازنذراتی که جمع آوری میشود.قسمتی را بصورت سبدکالابه نیازمندان بدهیم.وقسمتی راهم هزینه بازسازی مسجدکنیم لذادست یاری بسوی همه بزرگوران درازمیکنم وازبزرگوارانیکه درچندروزگذشته کمک کردندتقدیرتشکرمیکنیم.یاحسی
 سلام
من یه مشکلی دارم، اونم اینه که همیشه توی زندگیم سعی کردم آدم درستی باشم، بیست و چند سال دارم، شغلی رو پیدا کردم، در زمینه تحصیل هم خدا رو شکر، منتهی داستانی که هست اینه که راستش اولا من با اطرافیانم عمیقا احساس صمیمیت ندارم قلبا.
یعنی دوست ندارم کاری رو که بعد از کلی سختی بهش رسیدم، یعنی خدا بهم داده، به کسی بگم فوت و فنش رو که یاد بگیره غریبه یا آشنا.
از طرفی هم من همیشه سعی میکنم رفتارم رو بررسی کنم که اگر مشکلی دارم برطرفش کنم، واسه خا
سلام کردن در دین مبین اسلام یکی از مستحبات مؤکد است که خیر و برکات بسیاری در دنیا و آخرت برای مؤمنین به دنبال خواهد داشت به‌عنوان‌مثال در حدیثی از حضرت رسول صلی‌الله علیه و آله می‌خوانیم: إنَّ مِن موجِباتِ المَغفِرَهِ بَذلُ السَّلامِ وَ حُسنُ الکلامِ؛ همانا یکی از موجبات مغفرت، سلام کردن و سخن […]
نوشته سلام کردن به نامحرم اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
امروز یکی از با یکی از هم مغازه ای هام چشم تو چشم شدم و طبق عادت هر روز سلام دادم،  چهره ش ناراحت بود جواب سلام رو نداد فقط حدود چندین ثانیه ای زوم بود و بغض‌کرد حتی من اونقدر اوشگول بودم دوباره سلام کردم و اون دوباره ج نداد و من دیگه بی خیال به صفحه مانیتورم نگاه کردم
اینو واسه بنی نگفتم چون کلا رو مودی هست که فکر میکنه پسر کش هستم
و تعریف هم نخواهم کرد.
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب