نتایج پست ها برای عبارت :

سگ زبل هیلی کوچولو

دوست داینا به مسافرت رفته است، داینا به او قول داد تا از سگش مراقبت کند. او خیلی هیجان زده است . او می داند که مراقبت از یک سگ سرگرمی جالبی است و البته می داند که اینکار زحمت دارد.
 
داینا باید هر روز به سگ کوچولو غذا بدهد، زیرا او همیشه گرسنه است. سگ قهوه ای هر روز کلی غذا می خورد و هر روز بزرگتر و بزرگتر می شود.
 
داینا باید هر روز به او یک ظرف آب بدهد. آب تازه و خنک خیلی دلچسب است. بعضی وقتها هم سگ کوچولو دو تا ظرف آب می خورد.
 
مراقبت از سگ کوچولو
 
 
 
 
شازده کوچولو_آنتوان دوسنت اگزوپریاز کتاب هایی که نمی توان گفت برای چه کسی؟یا چه سنی؟این کتاب مناسب همه است.شازده کوچولو تلنگری بود که برای انسان بودن نباید کار خاصی کرد.بلکه باید کار های غیر متعارف را انجام ندهیم.شازده کوچولو برای من تلقی این بود که به بعضی چیزها نباید فکر کنیم.گاهی باید نیمه پر لیوان را دید. به قول #سهراب_سپهری "چشم ها را باید شست"شاید همه ما کلاه را دیدیم تا تصویر یک فیل در شکم ماربوآ.شازده کوچولو را دوست دارم چون فلسفه
Bab Esfanji Ye Gaze Kocholo,SpongeBob SquarePants Once Bitten 720p,باب اسفنجی,باب اسفنجی شلوار مکعبی,باب اسفنجی فقط یه گاز کوچولو,باب اسفنجی: یه گاز کوچولو,تام کنی,تمام قسمت های باب اسفنجی,خانوادگی,دانلود انیمیشن باب اسفنجی یه گاز کوچولو,دانلود رایگان انیمیشن,دانلود کارتون باب اسفنجی یه گاز کوچولو,دانلود کالکشن باب اسفنجی,دوبله فارسی,دوبله فارسی SpongeBob Once Bitten,کمدی,
ادامه مطلب
Strawberry Shortcake's Berry Bitty Adventures,انیمیشن Strawberry Shortcake's Berry Bitty Adventures دوبله فارسی,توت فرنگی کوچولو,دانلود انیمیشن برای کودکان,دانلود انیمیشن توت‌فرنگی کوچولو دوبله فارسی,دانلود انیمیشن جدید,دانلود سریال توت فرنگی کوچولو,دوبله فارسی انیمیشن کارتون توت فرنگی کوچولو با دوبله فارسی,قصه‌های صوتی,کارتون توت فرنگی کوچولو دوبله فارسی,کارتون مخصوص بچه ها,
ادامه مطلب
- عمه دهنتو باز کن دندوناتو ببینم. واااای عمه!. دندونات هیولا دارهههه! چلاااا؟؟؟!- چون اشتباه کردم قند خوردم.- کوچولو بودی؟!- اوهوم.- عمه!. ببین. دیگه وقتی کوچولو بودی قند نخور. غذا بخور. باشه؟!.یعنی من هلاک این ذهن سیالشم که توش من یه روزی در آینده ممکنه کوچولو باشمامروز برام خاطره تعریف کرد از وقتی خودشو باباش کوچولو بودن.در واقع خاطره ی منو به زبون خودش بهم قالب کرد. با اضافه کردن یه سری حواشی. و جایگزین کردن خودش با من. برا همین تو
http://Banyan.ماهی سیاه کوچولو به خودش گفت: مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغ من بیاید،اما من تا می‌توانم زندگی می‌کنم. نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می‌شوم مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد. 
ماهی سیاه کوچولو"Deniz"
بازی کوچولو کجاست؟
آنچه تحقیقات درباره بازی کوچولو کجاست می گوید:
امروزه محققان تأیید می کنند که نحوۀ کنش و واکنش شما با کودکتان و تجربیاتی که فراهم می آورید، بر تکامل عاطفی و توانایی های یادگیری او تأثیر دارند.
این بازی را می توانید با عکس های اعضای خانواده و دوستان هم انجام دهیدبرای مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک زیر کتیک نمایید.
بازی کوچولو کجاست؟
The Little Prince 2015,بلوری,دانلود The Little Prince 2015 720p,دانلود انیمیشن The Little Prince 2015,دانلود انیمیشن شازده کوچولو The Little Prince 2015,دانلود انیمیشن شازده کوچولو با دوبله فارسی,دانلود دوبله فارسی انیمیشن The Little Prince 2015,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی,دانلود کارتون شازده کوچولو 2015 با دوبله فارسی,دانلود مستقیم The Little Prince 2015 1080p,شازده کوچولو,
ادامه مطلب
The Little Mermaid 2 Return to the Sea 2000 1080p BluRay,انیمیشن پری دریایی کوچولو ۲: بازگشت به دریا با دوبله فارسی,پری دریایی کوچولو بازگشت به دریا,دانلود انیمیشن The Little Mermaid 2: Return to the Sea 2000,دانلود انیمیشن پری دریایی کوچولو 2000,دانلود پری دریایی 2,دانلود کارتون The Little Mermaid 2: Return to the Sea 720p,دانلود مستقیم The Little Mermaid 2: Return to the Sea,
ادامه مطلب
Der kleine Eisbär,The Little Polar Bear 2001,خانوادگی,خرس قطبی کوچولو,دانلود The Little Polar Bear 2001 1080p,دانلود انیمیشن The Little Polar Bear 2001 720p,دانلود رایگان انیمیشن خرس قطبی کوچولو The Little Polar Bear 2001,دانلود زیرنویس فارسی The Little Polar Bear 2001,دانلود کارتون خرس قطبی کوچولو 2001,دانلود مستقیم انیمیشن The Little Polar Bear 2001,دوبله فارسی,
ادامه مطلب
این اسم و انتخاب کردم و فک کنم بار ها و بارها هم این اسم و انتخاب خواهم کردماهی سیاه کوچولو» 
میخواستم مث اون باشم بجنگم، قوی باشم ، آرزو داشته باشم، شجاع باشم و به تلاشم ادامه بدم.
میخواستم از برگه بیام بیرون برم تا به اقیانوس برسم. 
ماهی سیاه کوچولو بهم بگو چرا شبیه تو نشدم؟ منم یه ماهی ام اما یه ماهی بیرون از آب داره ذره ذره جون میده
ماهی جون کاش بیای نجاتم بدی دستمو بگیری ببریم تا رودخونه تا دریا تا اقیانوس.
The Little Prince 2015,x265 HEVC,حجم کم,دانلود The Little Prince 2015 1080p,دانلود انیمیشن The Little Prince 2015,دانلود انیمیشن شازده کوچولو The Little Prince 2015,دانلود دوبله فارسی The Little Prince 2015,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی انیمیشن The Little Prince 2015,دانلود فیلم با دوبله فارسی,دانلود کارتون شازده کوچولو 2015,دانلود مستقیم The Little Prince 2015 720p,شازده کوچولو,
ادامه مطلب
BluRay,x265 HEVC,استوارت,استوارت کوچولو,استوارت لیتل,دانلود انیمیشن Stuart Little 1999 720p,دانلود انیمیشن استوارت لیتل با دوبله فارسی,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی,دانلود فیلم Stuart Little 1999 1080p,دانلود فیلم استوارت 1999,دانلود فیلم استوارت کوچولو با دوبله فارسی,دانلود کارتون استوارت کوچولو با حجم کم,دانلود مستقیم انیمیشن Stuart Little 1999,دوبله فارسی,کیفیت بلوری,
ادامه مطلب
هری استای می گوید که بازی در لایو اکشن جدید دیزنی با نام پری دریایی کوچولو را رد کرده تا بتواند بیشتر روی حرفه موسیقی اش تمرکز کند. طبق گزارشات به نظر می رسید که این خواننده قرار بود نقش شاهزاده اریک را بازی کند.
ادامه مطلب
مهرسا قراره چند وقتی سیدنی نباشه، بخاطر همین نصف گلدوناش رو آورده که من نگه شون دارم تو این مدت. ۱۳_۱۴ تا گلدون هست که چند تاش شمعدونیه و کلی اتاقم خوشکل شده و فضاش تغییر کرده.
 
از دیشب هم یه هاپو کوچولو اومده و باهامون زندگی میکنه، اسمش ا ِزمی هست. اگر خاطرتون باشه من فوبیای حیوانات و علی الخصوص سگ داشتم. روز اول تو فرودگاه بخاطر نزدیک شدن سگ جستجوگر یک جیغ بنفش زده بودم! ولی امروز از صبح من با این خانم کوچولو دارم وقت می گذرونم. تو همه مدتی ک
خلاصه کتاب:
در ۱۹۴۳ شاهکار سنت‌اگزوپری به نام شازده کوچولو  انتشار یافت که حوادث شگفت‌آنگیز آن با نکته‌های دقیق و عمیق روانی همراه است. شازده کوچولو یکی از مهم‌ترین آثار اگزوپری به شمار می‌رود که در قرن اخیر سوّمین کتاب پرخواننده جهان است. این اثر از حادثه‌ای واقعی مایه گرفته که در دل شن‌های صحرای موریتانی برای سنت اگزوپری روی داده است.
ادامه مطلب
BluRay,Little Johnny The Movie 2011,x265 HEVC,بدون سانسور,جانی کوچولو,دانلود Little Johnny The Movie 2011 720p,دانلود انیمیشن Little Johnny The Movie 2011,دانلود انیمیشن جانی کوچولو Little Johnny The Movie 2011,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی,دانلود فیلم با حجم کم,دانلود کارتون جدید,دانلود مستقیم انیمیشن Little Johnny The Movie 2011 1080p,دوبله فارسی,زبان اصلی,کیفیت بلوری,
ادامه مطلب
بچه ها یه پروژه متلب دارم.
این متلبم چقد سخته ها یه کد اشتباه بزنی دوباره همرو باید از اول بزنی.
خب دارم کوچولو کوچولو یاد میگیرم.
تو متلب هر حلقه وایل رو نمیشه به صورت فور نوشت.
ولی برعکسش میشه.
اخر حلقه فور و ایف هم اند باید بنویسی.
بانمکیش اینجاست که ازمایشگاه ماتریس اسمشه
مورچهکوچولو چِک و چیک اشک می ریخت و بدو بدو می رفت. کفشدوزک او را دید.پرسید: چی شده؟ چرا گریه می کنی؟مورچه کوچولو گفت: خواب مانده ام. مدرسه ام دیر شده. الان زنگمان می خورد.کفشدوزک گفت: غصه نخور. بشین پشتِ من تا زودِ زودِ زود برسانمت به مدرسه.مورچه  کوچولو نشست پشت کفشدوزک. کفشدوزک به هوا پرید و زودِ زودِ زود به مدرسه ی مورچه ها رسید.مورچه کوچولو پایین پرید. اشک هایش را پاک کرد و بُدو بُدو توی کلاس رفت.مدرسه که تعطیل شد، مورچه یواشکی چیزی را گذ
به نام خدا
داستان ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی را خوانده‌اید؟آنجا که ماهی سیاه کوچولو به همه ی کسانی که داشتند سعی میکردند او را از رفتن به سمت جویبارهای بزرگتر منع کنند، میگوید: "من میخواهم بدانم که راستی راستی، زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی؟ یا اینکه طور دیگری هم می‌شود توی دنیا زندگی کرد؟؟"
ادامه مطلب
روزی روزگاری یک موش کوچولو و بی تجربه راه افتاد تا کمی توی مرزعه بگرده و سر و گوشی آب بده.
همینطوری که داشت راه میرفت و اطرافش رو نگاه میکرد یک خروس دید.
اون که تا حالا خروس ندیده بود،
با خودش گفت:
"وای چه موچود ترسناکی!
عجب نوک و تاج بزرگی!
حتما حیوون خطرناکیه. باید سریع فرار کنم."
بعد هم موش کوچولو دوید و رفت.
 کمی جلوتر موش کوچولو به یک گربه رسید.
اون تا حالا گربه هم ندیده بود.
پیش خودش گفت:
"این چقد حیوون خوشگلیه!
عجب چشمایی داره.
چقدر دمش خوشرنگه
Smallfoot 2018 1080p BluRay,اسمال فوت,انیمیشن Smallfoot 2018 دوبله فارسی,انیمیشن اسمالفوت,انیمیشن اسمالفوت Smallfoot,پا کوچولو,تماشای آنلاین انیمیشن Smallfoot 2018,دانلود انیمیشن پا کوچولو Smallfoot 2018,دانلود دوبله فارسی Smallfoot 2018,دانلود زیرنویس فارسی Smallfoot 2018,دانلود مستقیم انیمیشن Smallfoot 2018,دوبله فارسی,دوبله فارسی انیمیشن پاکوچولو,کارتون پا کوتاه 2018,
ادامه مطلب
یکی بود یکی نبود ،  قصه کلاغ مهربان از این قراره که یه روز خانوم کلاغه از لونه اش اومد بیرون تا برای بچه هاش غذا پیدا کنه.همینجوری که داشت پرواز میکرد یه کرمو دید که روی علفا راه میرفت.خیلی خوشحال شد که یه غذای خوب برای جوجه کلاغاش پیدا کرده. رفتو کرم رو با نوکش از روی زمین بلند کرد.کرم کوچولو با ناراحتی به خانوم کلاغه گفت: خانوم کلاغه، مادر من مریضه. اومدم براش غذا پیدا کنم. اگه براش غذا نبرم اون از گرسنگی از بین میره ”سنجابه هم که داشت از اون
 
 
 
دل کوچولو دل دیوونه
دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی دیوونه
بیرون از خانه دلا همه سنگ
هر چی میبینی رنگه و نیرنگ
تو مثل یه پر میبردت باد
حتی یادت هم میبرند از یاد
دل کوچولو دل دیوونه
دیگه نرو از خونه
پشیمون میشی
پریشون میشی
نمیدونی دیوونه
بمیرم واسه ی تو
چه رنجا نکشیدی
چه خسته دل تنها
چه حرفا که شنیدی
حالا برگشتی بازم تو سینه
میدونی تنها منو داری
میدونم شیطون بلای جونم
منو باز آروم نمیذاری
دل کوچولو دل دیوونه
دیگه نرو از خ
یکی بود یکی نبود قصه تدی و ستاره آرزو از این قراره که خرس کوچولویی بود به نام تدی ، تدی توی آخرین روز پاییز زیر درخت نشسته بود تا آخرین ستاره ی پاییز بیفته پایین.تدی توی یه کتاب خونده بود که اگه موقع پایین افتادن آخرین ستاره ی پاییز، آرزو کنی، آرزوت هرچی که باشه برآورده میشه.همینطور که تدی به آسمون خیره شده بود، جوجه تیغی کوچولو بهش نزدیک شد و پرسید: تو آسمون دنبال چی میگردی تدی؟”تدی گفت :  دنبال آخرین ستاره ی پاییز.”” برای چی؟”” برای ای
یکی بود یکی نبود. در یک جنگل بزرگ و سرسبز و پردرخت همه حیوانات شاد و خندان در کنار هم زندگی می کردند. پرنده کوچولو هم جیک جیک کنان این ور و آن ور می پرید و دوست داشت تمام اطرافش را بشناسد. خلاصه پرنده کوچک قصه ما به همه قسمت های جنگل سر میزد و دنبال چیزهای جالب و جدید می گشت، چون خیلی کنجکاو بود.
یک روز پرنده کوچولو داشت در جنگل قدم می زد که ناگهان روی یک بوته برگ سبز یک عالمه دانه قرمز دید. با کنجکاوی جلو رفت تا ببیند که این دانه های ریز چیست؟ اول
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
همیشه هفته ی آخر شهریور رو خیلی دوست داشتم
همون حس و حال قشنگه هفته آخر اسفند رو داره
دیدن خانواده های دقیقه ی نودی که دارن تند تند خرید می کنن
دختر بچه های کوچولو ای که کیف های بزرگ تر از خودشون رو دارن زیر و رو میکنن
تا شخصیت کارتونی مورد علاقشون رو اون انتخاب کنن
پسر های کوچولو ای که تازه دور موهاش رو اصلاح کردن دارن کفش میخرن برای مدرسشون
ادامه مطلب
تم تولد فیل کوچولو از تم های تولد زیبا و ویژه است که برای پسران بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد، این تم فانتزی بسیار کودکانه و جذاب است و از تم های متنوع و جدید محسوب می گردد که برای افرادی که می خواهند یک جشن تولد ویژه با تم مخصوص داشته باشند ایده ای به روز و متنوع است.
اگر به دنبال تم جدید و به روز برای برگزاری جشن تولد فرزند دلبند خود هستید می توانید از تم تولد فیل کوچولو با تزئینات به روز و جدید استفاده کنید، این تم می تواند برای کودک و مهمان
 
با آغاز سال تحصیلی جدید پسرمون علی کوچولو هم از دیشب رفت خونشون !
هنوز ۲۴ ساعته نگذشته دل همه مون برای این نیم وجبی تنگ شده .
انگار یه طرف خونه  خالی شده باشه:| 
بقول داداش کوچکه ؛ خونه مثل زمان های قدیم می مونه که  داداش و خواهرم اینا هر کدومشون
میرفتن دانشگاه و خونه رو خلوت میکردند و آدم برای اون همه شلوغی و شور و هیجان ، دلش تنگ میشد!  
فکر نمیکردیم با رفتن این بچه ، دلمون اینقدر تنگش بشه !! 
خودشم مطمئنا بیشتر دلش تنگ میشه هر چند خودش دوست
من هیچی نمیدونم.فقط تنها چیزی ک میدونم اینه ک توم ی هیولا سبز شده ک دستش با خدا توی ی کاسه اس.بعضی وقتا حس میکنم میشینن با خدا ب دراکولای غمگینِ تو دلم میخندن و هعی نگاش میکن و هعی باز میخندن و با هم خرت و خرت تخمه میشکنن و باز ب دراکولا غمگینه میخندن!همه ی شب ,همه  ی روز همه هفته و ماه و سال!بعد چی میشه؟دراکولا غمگینه اول هر سال نو دلش خوش میشه ب ارزوهای جدیدش اصا یجور کیفوری ذوق میکنه واسه برنامه های جدیدش.با همون پاهای کوچولو و دستای کوچولو تر
BluRay,HDTV,Stuart Little 3: Call of the Wild 2005,x265 HEVC,بلوری,حجم کم,دانلود Stuart Little 3: Call of the Wild 2005 720p,دانلود انیمیشن Stuart Little 3: Call of the Wild 2005,دانلود انیمیشن استورات کوچولو 3 با دوبله فارسی,دانلود زیرنویس فارسی انیمیشن Stuart Little 3: Call of the Wild 2005,دانلود کارتون با دوبله گلوری,دانلود مستقیم Stuart Little 3: Call of the Wild 2005 1080p,
ادامه مطلب
خرید برنامه شب بخیر کوچولو
داستان و داستان سرایی  از گذشته های دور در فرهنگ ما ایرانیان نقش به سزایی داشته است. به طوری که بسیاری از مسائل و پندهای اجتماعی در قالب داستان نقل می‌شده است. در دنیای امروز نیز تاثیر داستان بر آموزش و پرورش کودکان به اثبات رسیده است. برنامه شب بخیر کوچولو برنامه ای شامل قصه های کوتاه، آموزنده، جذاب و شنیدنی است. این داستان ها مناسب گروه سنی ب و ج است. با تلاش فراوان عوامل برنامه شب بخیر کوچولو این برنامه هر شب روی
قصه ای به منظور کمک به ترک عادت ناخن جویدن در کودکان ( قصه درمانی )
روزی روزگاری ، باغی بود با گل ها و گیاهان زیبا. باغبان از کار و زحمتی که در باغ کشیده بود، خشنود و راضی بود. گیاهان باغ قشنگ بودند  و همه نوع رنگ و شکلی در آنها دیده می شد. برگ ها و شاخه ها به شکل طبیعی خود بودند. باغبان می دانست که چه موقع باید شاخه های کوچک خشکیده را بچیند. او آنها را هر هفته با یک قیچی باغبانی می چید تا ظاهر گیاهان هم سالم و بی نقص باشد.
روزی خرگوش کوچولویی با دندا
هیچ محیط خصوصیی بجز داخل مغز خودش وجود نداره.
توو کشیدن حصار دور خودش به مشکل خورده.
نه اتاق خصوصی نه دفتر خصوصی نه چت خصوصی با کسی و نه حتی کس قابل اعتمادی برای درددل و زدن حرفای بی اساس بدون اینکه مجبور باشه توضیح اضافه تری بده.بدون اینکه مجبور باشه شنونده ی درد دلاشو درباره حق به جانب بودنش یا نبودنش قانع کنه.هیچ شنونده ای وجود نداره،همه یا قاضین یا وکیل. چشم ها همه جا هستن. دست هرکس یکی یه ذره بین هست.همه آماده ی برخوردن.برخورد یه جمله،ی
داشتم میومدم خونه
کنار خیابون ی پسر کوچولو بود
از همین کوله های کلاس اول یا دومی که ی بچه بهشون وصله
پسر کوچولو میخواست از خیابون رد بشه ولی نمیتونست
خیابون خیلی شلوغ و بزرگی نیس ولی برای بچه ای که شاید زیاد این کار رو نکرده شاید ترسناک باشه
پسرک چند بار اقدام ناموفق داشت و من از چند متر مونده بهش داشتم دیدش میزدم
وقتی رسیدم پیشش 
گفتم: میخوای کمکت کنم رد شی؟
با ترس واضحی که تو صداش بود سریع گفت: نه نه مرسی خودم رد میشم
گفتم: باشه آفرین بهت
و نت
یه روزهایی هست 
وقتی اسمون ابی رو نگاه میکنی همراه با ابرهای سفید و پنبه ای 
دلت میخواد میون این اسمون پرواز کنی و نفس عمیق بکشی 
با یه لبخند بزرگ وجود سرشار از نشاط خودتو نشون بدی
خلاصه دلت میخواد جیغ بزنی، بپری و این شادی رو با عالم و ادم قسمت کنی:)
یه روزهایی هم هست آسمون همون آسمونه
با همون ابرهای پنبه ای کوچولو کوچولو
ولی نه پای پریدن داری
نه پر پرواز
دیگه حتی یدونه تاپ تاپ قلبتم برات میشه یه کار سخت
ولی رفیق 
قسم به همون آسمون
قسم به  قلب
 
سلام دوستان عزیز همان طور که مشاهده می کنید امروز می خوام یه کتاب پر طرفدار رو به شما معرقی کنم 
شازده کوچولو این کتاب خیلی طرفدار در سراسر جهان داره و افراد زیادی از جمله کودکان ره به خودش مجذوب کرده است
امید وارم از خوندن این کتاب لذت ببرید برای دانلود به ادامه مراجعه کنید
ادامه مطلب
امروز یه خانوم خیلی لاغر که قد نسبتاً بلندی داشت و به نظرم کفشای تابستونی پاشنه بلند پوشیده بود ، با یه دختر بچه ی خیلی کوچولو ، ازونا که تا تمیزشون میکنی سه سوت بعد کثیفنو کش موها و گل سراشونو مدام میکَنن، پرت میکنن اونور ، تو راهروی خونه مون بودن . چه سورپرایزای زنده و خوشگلی . خانومه خیلی ظریف و دوس داشتنی بود ، چقد با حوصله صورتشو ارایش کرده بود . یه لحظه یه حس گرم یه شیرینی آشنایی تو ذهنم جون گرفت. انگاری داشتم به آسمون سراسر آبی و بدون ابر
اسکار پسر ده ساله‌ایه که سرطان داره و دکتر به زنده موندنش امیدی نداره. مامی صورتی پرستارشه و از اسکار خواسته تا هرروزی برای خدا نامه بنویسه. توی این‌کتاب ما نامه‌های اسکار کوچولو رو میخونیم.
جملات کتاب منو یاد شازده کوچولو مینداختن. به نظر من خیلی خیلی کتاب قشنگی بود. هرچند خب نگاه کتاب به خدا از دید مسیحیته ( تثلیث )، با اینحال قشنگ بود. 
یه اشکال دیگه هم به نظر من این بود که جملات در حد بچه‌ی ۷ ۸ ساله بودن نه ده ساله. بچه‌ی ده ساله دیگه اینج
همسایه کوچولو
در کنار یک جنگل زیبا و قشنگ درخت بزرگی زندگی می کرد که شاخه های بلندش را به زیبایی پخش کرده بود. مردمی که به جنگل می آمدند برای فرار از گرمای بسیار شدید خورشید به سایه خنک این درخت پناه می بردند. حتی تعداد بسیار زیادی از پرندگان و موجودات کوچک هم در شاخه های آن زندگی می کردند.
در پای درخت گیاه کوچکی در آمده بود. این گیاه بسیار ظریف و باریک بود و با ملایم ترین نسیم بر روی زمین می افتاد.
روزی این دو همسایه کمی با هم صحبت کردند.
درخت تن
 
معلم سوم دخترشو آورده بود مدرسه. خانوم کوچولو چسبیده بود به مامانش و با کسی حرف نمی زد. رفتم جلو، سلام کردم و دو دقیقه بعد داشتیم تو کلاسم واسه لگوها قصه میساختیم و من برای بار هزارم از خودم میپرسیدم من اینجا چیکار میکنم؟
 
 
زنداداشم ۴۰ گیاه برامون آورده (گوگل سرچ کنید و فوایدش رو بخونید :)  )
ما خانوادگی علاقه ای به این جور چیزها نداریم 
من که بخورم معدم درد میگیره 
یه کوچولو از این چهل گیاه خوردم خیلی تند و شیرین و (همه مزها رو داشت )
در ابتدا با خودم فکر کردم، اگه زندادشم پرسید خوردی یا نه ، بگم بله خوردم (دروغ هم نگفتم یه کوچولو خورده بودم )
بعد خودمو دعوا کردم و گفتم مگه قرار نشد هیچ وقت نپیچونی 
بگو من معدم درد میگیره و نمی خورم بقیه هم علاقه ای ندارن 
بعد اون
سلام
از اون اتفاق تا حالا سرم درد میکنهنمیدونم چون شوکه شدم یا ترسیدم.نمیدونم.بیشتر نگران برادرم بودمتا خودم فکر کنید اون یه کوچولو دیگه تو راه  داره
نمیدونم 
برم بگم مامان بهم یه شوک یا بترسونتم تا از حالات خارج بشم.
را حیوونی کوچولو و گوگولیِ که در این مقاله ای که آماده کردم بیشتر باهاش آشنا می شید
**********
را ها جانورانی کوچولو و گوشت خوار هستن ، که بومی آمریکای شمالین را ها لونه هاشون رو در کنار درخت ها و رودخانه می سازن  این حیوان همه چیز خواره  و شب ها به شکار ماهی صدف و غورباقه می ره ، را ها قبل از خوردن غذا ، اونو می شورن و هیچکس درست نمی دونه چرا راا غذاشون رو می شورن شاید غذا از نظر اونها طعم بهتری پیدا می کنه ، را های شمالی در ماه ها
را حیوانی کوچولو و گوگولیِ که در این مقاله ای که آماده کردم بیشتر باهاش آشنا می شید
**********
را ها جانورانی کوچولو و گوشت خوار هستن ، که بومی آمریکای شمالین را ها لونه هاشون رو در کنار درخت ها و رودخانه می سازن  این حیوان همه چیز خواره  و شب ها به شکار ماهی صدف و غورباقه می ره ، را ها قبل از خوردن غذا ، اونو می شورن و هیچکس درست نمی دونه چرا راا غذاشون رو می شورن شاید غذا از نظر اونها طعم بهتری پیدا می کنه ، را های شمالی در ماه ه
را حیوونی کوچولو و گوگولیِ که در این مقاله ای که آماده کردم بیشتر باهاش آشنا می شید
**********
را ها جانورانی کوچولو و گوشت خوار هستن ، که بومی آمریکای شمالین را ها لونه هاشون رو در کنار درخت ها و رودخانه می سازن  این حیوان همه چیز خواره  و شب ها به شکار ماهی صدف و غورباقه می ره ، را ها قبل از خوردن غذا ، اونو می شورن و هیچکس درست نمی دونه چرا راا غذاشون رو می شورن شاید غذا از نظر اونها طعم بهتری پیدا می کنه ، را های شمالی در ماه ها
را حیوونی کوچولو و گوگولیِ که در این مقاله ای که آماده کردم بیشتر باهاش آشنا می شید
**********
را ها جانورانی کوچولو و گوشت خوار هستن ، که بومی آمریکای شمالین را ها لونه هاشون رو در کنار درخت ها و رودخانه می سازن  این حیوان همه چیز خواره  و شب ها به شکار ماهی صدف و غورباقه می ره ، را ها قبل از خوردن غذا ، اونو می شورن و هیچکس درست نمی دونه چرا راا غذاشون رو می شورن شاید غذا از نظر اونها طعم بهتری پیدا می کنه ، را های شمالی در ماه ه
را حیوانی کوچولو و گوگولی است که در این مقاله ای که آماده کردم بیشتر باهاش آشنا می شید
**********
را ها جانورانی کوچولو و گوشت خوار هستن ، که بومی آمریکای شمالی است .
را ها لانه هایشان را در کنار درخت ها و رودخانه می سازند این حیوان همه چیز خوار است و شب ها به شکار ماهی صدف و
غورباقه می رود را ها قبل از خوردن غذا ، آن را می شویند و هیچکس درست نمی داند چرا آنها غذایشان را می شویند شاید غذا
از نظر آنها طعم بهتری پیدا می کند ، را های شمالی
را حیوانی کوچولو و گوگولی است که در این مقاله ای که آماده کردم بیشتر باهاش آشنا می شید
**********
را ها جانورانی کوچولو و گوشت خوار هستن ، که بومی آمریکای شمالی است .
را ها لانه هایشان را در کنار درخت ها و رودخانه می سازند این حیوان همه چیز خوار است و شب ها به شکار ماهی صدف و
غورباقه می رود را ها قبل از خوردن غذا ، آن را می شویند و هیچکس درست نمی داند چرا آنها غذایشان را می شویند شاید غذا
از نظر آنها طعم بهتری پیدا می کند ، را های شمالی
بچه کوچولو ها چقد عشقن.
مخصوصا اگه فامیل نزدیک باشن.
آقا پسر داییم اینقد نازه که نگو.
خیلی وقته بچه ای رو اینقد زیاد دوست نداشتم.
فسقلی راه میره 
پدسگ یه رکابی سفید پوشیده که شیکمش ازش زده بیرون.
ای جوووونم.
موقع حرف زدن میخنده.
ای جان
را حیوانی کوچولو و گوگولیِ که در این مقاله ای که آماده کردم بیشتر باهاش آشنا می شید
**********
را ها جانورانی کوچولو و گوشت خوار هستن ، که بومی آمریکای شمالین
را ها لونه هاشون رو در کنار درخت ها و رودخانه می سازن این حیوان همه چیز خواره  و شب ها به شکار ماهی صدف و
غورباقه می ره ، را ها قبل از خوردن غذا ، اونو می شورن و هیچکس درست نمی دونه چرا راا غذاشون رو می شورن شاید غذا
از نظر اونها طعم بهتری پیدا می کنه ، را های شمالی در ماه های
را حیوانی کوچولو و گوگولی است که در این مقاله ای که آماده کردم بیشتر باهاش آشنا می شید
**********
را ها جانورانی کوچولو و گوشت خوار هستن ، که بومی آمریکای شمالی است .
را ها لانه هایشان را در کنار درخت ها و رودخانه می سازند این حیوان همه چیز خوار است و شب ها به شکار ماهی صدف و غورباقه
می رود
را ها قبل از خوردن غذا ، آن را می شویند و هیچکس درست نمی داند چرا آنها غذایشان را می شویند شاید غذا از نظر آنها طعم بهتری
پیدا می کند ، را های شمالی
امشب نزدیک بود چش و چار (منظورم همون چشم هس ) دو نفر رو کور کنم. با یه کوچولو فاصله
اولین  چشم توی پیاده رو بود. کیفم روی دستم بود و تند تند راه میرفتم.حدود ۳۰ نفری خانم روبروی مدرسه دخترونه ایستاده بودن. با سرعت از کنار همه گذشتم (با حرکت مارپیچ ).یه لحظه کیفم خورد به یه چی. برگشتم نگاه کردم یه پسر بچه کوچولو بود و داشت کلاهشو جا به جا میکرد 
اگه اون کلاه لبه دار نبود بندهای آویزون از کیفم به چشمش میخورد :|
دومین چشمم هم توی مسجد بود. با سرعت چادر تا
⚪️تولدِّ کرّه الاغ کوچولو⚪️یکی بود یکی نبود
 ننه گلاب و بابا حیدر پیرزن و پیرمرد مهربان و زحمتکشی بودند که یک مزرعه و دوتا الاغ داشتند. اسم یکی از الاغها خاکستری و اسم دیگری گوش بلند بود. الاغها برای ننه گلاب و باباحیدر کار می کردند و بار می بردند و گاهی هم  به آنها سواری می دادند.
توی مزرعه یک گاو شیرده هم بود که گوساله ی قشنگی داشت. اسم گاو خال خالی و اسم گوساله اش چشم سیاه بود. ننه گلاب و بابا حیدر یک مرغدانی پر از مرغ و خروس داشتند ومرغها ه
را حیوانی کوچولو و گوگولی است که در این مقاله ای که آماده کردم بیشتر باهاش آشنا می شید
**********
را ها جانورانی کوچولو و گوشت خوار هستن ، که بومی آمریکای شمالی است .
را ها لانه هایشان را در کنار درخت ها و رودخانه می سازند این حیوان همه چیز خوار است و شب ها به شکار ماهی صدف و
غورباقه می رود را ها قبل از خوردن غذا ، آن را می شویند و هیچکس درست نمی داند چرا آنها غذایشان را می شویند شاید غذا
از نظر آنها طعم بهتری پیدا می کند ، را های شمالی
صدای منو میشنوید از تهران-قلهک :)
من عجیب عاشق این منطقه ام!نمیدونم واقعا چرا انقد دوسش دارم!
قبل تر ها همیشه وقتی تهران میومدیم این اطراف‌بودیم!
دانشگاه سارا هم منو چند باری به اینجا کشوند!
و امروزم رفتم خونه ی زهرا!
الان که دارم نیگا به قبل میندازم میبینم که چقد همه چیز عوض شده!
و چقدر مبینا قد کشیده و بزرگ شده!
مهر پارسال کجا و امسال کجا!
به وضوح پخته شدن رو تو خودم میبینم!انگار همه ی این دردسرا همه ی اون دعوا و همه ی این ادمایی که اومدن نیاز بو
من هنوز قسمت نشده بخوابمآ
هنوز همچنان بیدارمآ
رفتیم گوشی گرفتیم
خوب شد رفتم باهاشون
قشنگ داشتن  هفتصد اضافه میکردن تو پاچه شون
بعد طرف قالتاقی از سر و ریختش میبارید
اینام که کلا نگم براتون که کلا سر در نمیاوردن و طرف هرچی میگفت میگفتن راست میگه این بهترینه و با این قیمتم می ارزه حتما
خلاصه که نذاشتم بره تو پاچه شون و بردمشون پیش س جان
کلی حرمتمونو گرفت
الهی بمیرم فقط 100 سود گرفت بچه م
ولی راضیم از خریدمون
 
ساعت 12 شب برگشتیم راست رفتیم خونه ن_
فردا روز سختی‌رو در پیش دارم
اسم‌ش هست "چِهِلُم" اما من میدونم نیست!
نمیدونم چرا تاریخش رو جلو انداختن ، راستش من از کاره بزرگ‌تر ها سر در نمیارم.
اونا واقعن عجیبن!
کیا کتاب شازده کوچولو رو خوندن؟ 
اگه اون کتابو خوندی،حتما می‌فهمی چی میگم!:)
ادامه مطلب
وقتی من اومدم اینجا کوچیکترین بودم تقریبا.اما بعدش اینجا پر بچه کوچولو شده که هنوز دارن شیر میخورن.ممکنه فک کنید ودت چرا اینجایی.من عقلم زیاده.اینا فقط اومدن.یخورده کوشولو ان زوده براشون.و هنوز نباید فضای مجازی بیفته دستشون.
 
 
 
 
#صرفا جهت شوخی.
صدای مرا از اهواز می شنوید.نشسته ام به در نگاه میکنم دریچه آه می کشد نت از کدام راه می رسد:)))اومدم تولد باران کوچولو که خداروشکر دیشب به خوبی و خوشی گذشت،فردا بلیط دارم به مقصد تبریز که بعدشم مامان و بابا بیان دنبالم برگردیم ارومیه و دوباره روز از نو روزی از نو.
دلم میخواد زود برسم ارومیه و سریع برم رفیقامو ببینم،کلی حرف دارم براشون،و البته کلی هم حرف دارم که اینجا باید بگم،که به وقتش میام و میگم
شروعِ تمرین جدید تئاتر با یه کارگردان جدید و ا
پیام را باز کردم، یک فیلم کوتاه چند ثانیه ای! زیرش متنی فوروارد شده : "سلام عزیزم عید نودوهشت است حسین وشکیبا رفتندطبقه خودمان هنوزهمان طور مانده فرقی نکرده!"توی ذهنم میگردم دنبال اسم شکیبا اما پیدایش نمیکنم! حسین؟ حسین که زیاد است یکی دوتا نیستند. کدام حسین؟ چشم هایم را ریز میکنم و فیلم را اجرا میکنم، دختربچه ای کنار راهرو ایستاده و مردی با صدای نا آشنا میگوید: شکیبا؛ خونمون را دیدی؟ ما بیست سال اینجا زندگی کردیم. و دختر با لحنی شیرین جواب م
زندگی در مدار دل می چرخدزندگی بر مدار دل می چرخد

ظهر نوشت های یک ذهن آشفته :
تمرکز که ندارم پریشان حال که باشم پناه میبرم به یک صفحه سفید. دلم مینوازد و انگشتانم میرقصند.زندگی بر مدار دل باشد یعنی چه؟یعنی به هرسازی که دل بزند میرقصم. یعنی هرچه دل بگوید همه میشود. زندگی بر مدار دل باشد یعنی حال دل که خوب باشد. همه چیز خوب است. حال دل که خوب نباشد. هیچ چیز خوب نیست. در حالت لوکال زندگی متاثر از دل است. یعنی جز به جز کوچولو کوچولو به دل مربوط
قصه ی خرگوشی که تو اتاق خودش نمی خوابید.
یکی بود یکی نبودتو یه جنگل سرسبز و قشنگ تویه لونه بزرگ با اتاقای خوشگلمامان خرگوشه و بابا خرگوشه با دم پنبه ای خرگوشک ناز و بلا زندگی میکردند.مامان خرگوشه وبابا خرگوشه خیلی دم پنبه ای رو دوسش داشتن و همیشه واسش هویج خوشمزه و آبدار  از مزرعه ی هویج میکندن و اونم هویجا رو با اشتها میخورد و از مامان خرگوشه و باباخرگوشه تشکر میکرد. اونا خیلی از دم پنبه ای راضی بودن و دوسش داشتن اما دم پنبه ای کوچولو یه اشکا
 
تو این هیاهوی گرونی بنزین و قطعی اینترنت فقط یه چیز دل منو بعد از مدتها به حال و آینده
خوش کرد اونم شنیدن صدای عزیز دلم برادرزاده ی کوچکم علی کوچولو بود !!
 
امروز کلا هواییش شده بودم و یه بغض کوچولو ته دلم بود حتی به خانواده مقیم تهران هم گفتم
که دلم بدجور هواییش شده و دلتنگشم ولی خب صبح مدرسه بود !
 
و واقعا درست گفتن که  دل به دل راه داره !!
چون همین چند دقیقه پیش برادرزاده جانم با یه صدای که از سر دلتنگی بود  بهم زنگ زد و برای اولین بار بهم گف
دخترکوچولوی من امشب تماس گرفت اعتراف کنه.
گفت خانوم اگر عشق نیست چی هست که هروقت به یادشم یا کنارشم دوست دارم سیگار بکشم. 
یه صدای بلند از درون فاطمه به دانش آموز 17 ساله ش میخواست بگه آخه کوچولو؛ تو از زندگی چی میدونی؛ کی از عشق برای شما امامزاده ساخته؟ 
دخترکم، بزرگ میشی و میفهمی عشق چندان هم اتفاق مهمی نیست.
زیر پتو می لرزهیه نی نی کوچولومیگه میاد سراغمشبا یدونه لو لو
نی نی چرا میترسی؟تاریکی ترس ندارهببین برات آسمونستاره رو میاره
ماه قشنگو ببیندورش پر از ستاره سنی نی نازنینملو لو وجود نداره
اتاق تو همینهکه توی روز می بینیتاریکی ترس ندارهنترس از لو لو نی نی
شب دوست ما بچه هاستنی نی لا لا کن راحتتو شب به این قشنگیباید کرد استراحت
روباه گفت: سلام!شازده کوچولو سربرگرداند و کسی را ندید ولی مودبانه جواب سلام داد.صدا گفت: من اینجا هستم ،زیر درخت سیب.
شازده کوچولو گفت: تو کی هستی ؟ عجب خوشگلی؟ بیا با من بازی کن. نمیدانی چقدر دلم گرفتهروباه گفت : من نمی توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده اند.شازده کوچولو آهی کشید و گفت : ببخش! اما پس از کمی تامل پرسید: اهلی کردن یعنی چی؟روباه گفت : تو اهل اینجا نیستی. پی چی می گردی؟شازده کوچولو گفت: من پی آدم ها می گردم. اهلی کردن یعنی چی؟روباه
اومدم ترمینال که برگردم خونه
تو راه سر ایستگاه تاکسیای ترمینال که تقریبا شروع پایین شهر محسوب میشه، یه مغازه ی کوچولو موچولوی  قهوه فروشی دیدم
ذوقمند شدم شدید
3 چیز تو دنیا هست که با دیدن خودش یا اینکه کسی میخورتش هوسش میکنم
سومیش قهوه س
(اولیش پیاز خام و جایگاه دوم هم مشترکن تعلق میگیرد به آش رشته و سیر خام)
((میدونم خیلی مسخره و درهم برهم میشه این پست ولی تو دوتا پرانتز همین لحظه بگم که تو ماشین نشستم تا حرکت کنه بعد فقط من تو ماشینم  و یه عاغ
3 ساعت مونده بود تا حذفش
ولی دلم نیومد
انتقام همه چیو که از این زبون بسته ی نوزاد نباس گرفت
دکمه ی لغو رو زدم
بیخیال بذار باشه
پست قبلیم پاک میکنم
 بذار باشه حتی اگه من نتونم زیاد اینجا باشم
 
نمیدونم این دل نیومدن ه، چیز خوبی بود یا نه
 
 
من اما نیستم
تا یه وقت طولانی احتمالا
 
اگه کسی از اینجاها گذرش افتاد
و به دعا و انرژی مثبت دادن معتقد بود
کار مهربانانه ای میکنه اگه برای من تو دلش یه کوچولو دعا کنه
پیشاپیش مرسیشم
روزی دختر کوچولویی در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!
4
سه‌شنبه شب:
 
تی‌تی عزیزبگذار تا خوابم نبرده این را بگویم که اگر قبل‌تر برای آینده‌ام هفت سکو تعریف کرده بودم- که باید تا آخر عمر حداقل یکبار پایم را روی تک‌تک‌شان بگذارم- امشب پایم را روی یکی از آن سکوها گذاشتم. با جوراب‌های شازده کوچولو روی سکویی که همیشه دلم می‌خواست ایستاده بودم. تی‌تی عزیز راست می‌گویند که اگر یک آدم مسموم را با جرات از زندگی‌ات حذف کنی، یک اتفاق خوب در زندگی‌ات می‌افتد. دوستی‌های گندیده را بریز دور تی‌تی تا زند
صندوق بیان
 

ثانیه ها در بند تو (قسمت آخر)
دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۱۶ ب.ظ

وقتی نامه را باز کردی ومشغول خواندن بودی لبخندی که بر لبان تو بود مرا به وجد آورد ودر دلم شاد بودم ومی توانستم مطمئم شوم که جواب تو
مثبت است و از این بابت قند در دلم آب می شد.
و تو باهمان لبخند نزد من آمدی ومن خود را آماده کردم که جواب مثبت تو را از دهانت بشنوم  اما از واکنش عجیب تو سخت متحیر و متعجب گشتم 
تو نزدیک من شدی وبه جای جواب دادن به من لبخندی زدی وپرده ی دور مرا کشی
 
متن آهنگ محسن چاوشی بنام بند باز
یه بند بازم من یه بند باز که دائم چشم توو چشم جماعت میوفته از رو طنابیه قلب دارم من یه ماهی قرمز که با تمام گلو چسبیده به قلابیه بادبادک گیجم اوج که میگیرم ممکنه کله کنم اما اسیر پروازمیه کیمیاگر تنهام که توی رویاهام از کُپه ی هیزم درخت میسازم♪♫♪ ♪♫♪ ♪♫♪ ♪♫♪دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی به نام بند باز♪♫♪ ♪♫♪ ♪♫♪ ♪♫♪هنوز هیچ کتابی به هیشکی یاد نداده فرق درخت با شاخ گوزن چیهجنین سقط شده یه حافظه است
کاش من میتونستم اینجوری بنویسم
یا مثل هانس کریستن اندرسون نویسنده دخترک کبریت فروش و پری دریایی کوچولو و جوجه اردک زشت
یا مثل ویلتاتو ژیلینسکای نویسنده آدم آهنی و شاپرک و دانه برف
روحشون شاد
 
کودکان دیروز و امروز و فردای عزیز هفته مون مبارک
 
از فیلم و داستان های کودکی بگید:
من اینا توی یادم مونده:
بستنی ها
گشت خوابها
سنجد خبرنگار
سرندیپیتی
بلوط دانا
مگا من
در شهر شلوغ پلوغ
مسابقه عمو قناد
قطار قرآن
 
 
شبی که خرگوش کوچولو خوابش نمی‌برد
خرگوش‌کوچولو توی اتاقش تنهاست و از تنهایی خوابش نمی‌برد. او می‌خواهد در خانه‌ دوستانش بخوابد؛ اما نمی‌تواند. سنجاب نصفه‌شب بلوط می‌خورد، راسو بوی بدی می‌دهد، جوجه‌تیغی تیغ پرتاب می‌کند، خرس خروپف می‌کند و جغد شب‌ها نمی‌خوابد. خرگوش‌کوچولو فکر می‌کند: بهترین جا اتاق خودم است، تخت‌خواب خودم.»
کارول رات نویسنده‌ کتاب‌های کودکان در کتاب شبی که خرگوش کوچولو خوابش نمی‌برد» دغدغه‌ تنهایی را دست
در یک باغ زیبا و بزرگ ، گربه پشمالویی زندگی می کرد .او تنها بود . همیشه با حسرت به گنجشکها که روی درخت با هم بازی می کردند نگاه می کرد .
 
یکبار سعی کرد به پرندگان نزدیک شود و با آنها بازی کند ولی پرنده ها پرواز کردند و رفتند .
 
پیش خودش گفت : کاش من هم بال داشتم و می توانستم پرواز کنم و در آسمان با آنها بازی کنم .
دیگر از آن روز به بعد ، تنها آرزوی گربه پشمالو پرواز کردن بود .
 
آرزوی گربه پشمالو را فرشته ای کوچک شنید . شب به کنار گربه آمد و با عصای جاد
بسم او .
یادمه نیمه شب بعد از عروسی خاله که خسته و کوفته روبه‌روش نشسته بود بهش غبطه خوردم چون مشقاش نمونده بود و فردا صبح قرار نبود بره مدرسه.حدودا دو سال بعدش به آیلین غبطه خوردم چون اون موقع ها یه نوزاد کوچولو بود و باز هم قرار نبود بره مدرسه و حتما اون موقع بازم مشقامو ننوشته بودم :)
ادامه مطلب
چشم چشم دو ابرویه بینی کوچولولباش شبیه غنچهیه صورت تپّلو
نازه مثل عروسورت ماه کودکروی لثه اش می بینیدو مروارید کوچک
وقتی که دندونا روتو دهن نی نی دیدیک فکر خوب و تازهبه ذهن مامان رسید
باید باشه از حالامواظب دندونایادش نباید برهمراقبت از اونا
با اون دو تا دست ریزنی نی ناز و عزیزنمی تونه بشورهکه دندوناشو تمیز
باید مامان یا بابابعد خوردن غذاتمیز کنند خوب خوبدندونای نی نی را 
عشق شیطون من!!!!!
 
 
قسمت یازدهم:
 
دستمو روی زنگ گذاشتمو همینطور فشار دادم .تهیونگ درو باز کردو گفت : چته مگه سر آوردی ؟  - اختیار خونه خودمم ندارم ؟ - بیا تو ببینم .خودمو روی اولین مبل انداختم و بلند بلند گفتم : ای خدا از رو زمین برت داره دوشیزه کارل . الهی بترشی بمونی رو دسته ننه ات . آخه عوضی این ورزشا فیلو از پا در میاره . اصلا همش تقصیر شریه دیوونه اس . همین شری بود که منو وسوسه کرد برم رقص سالسا - چرا اینقدر مثل پیر غر میزنی ؟ - آخه تو که نمد
این ویدیوها مال چند سال پیشه به نظرتون چقدر این ویدیو ها واقعی هستن؟ حتی اگه چنین موجوداتی رو واقعا پیدا کرده باشن بنظر میرسه هوش انسانی ندارن و فاقد قدرت تکلم حداقل به شکل ما هستن و کسی صدایی ازشون نشنیده
اسمای مختلفی براشون انتخاب شده گورزاد - گوربان - آدم کوچولو که توی اینترنت کلیپ ها به نام آدم کوتوله بود 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسا
واااای خدددا اصلن فکر نمیکردم برنا به این زودی (۲سال و ۱۵ روزگی) و انقدر قشنگ این سوال رو بپرسه
وااای شیرین منی تو آخه پسر ماهم
و چقدر که شیرین زبونی داره این مدت:
دیروز وقتی مادربزرگش غذا آورد گفت: درد و بلا نبینی!
وقتی بهش گفتم رو میز نرو گفت: اینجا بشینم یار گله داره!
وقتی باباش بهش گفت به این سیستم پخش دست نزن گفت: این عادلانه نیست!
واااااای کوچولو تو فقط ۲ سالته آخه شیرینم.
و کلمات بامزه که خیلی به سختی جلوی خندمون رو میگیریم:
هپه بمان= هواپی
پدر شوهرم خدا بیامرز  سرحال  و جوان ناگهانی فوت کردن(۶۰سالگی در سال ۹۳) خدا بیامرز خیلی کمک مادرشوهرم بود از دوختن ملافه بگیر تا اتو کاری و ظرف شستن و
از شما چه پنهون  دو هفته اس میخوام ملافه های شسته شده رو اتو کنم و بدوزم وقت نمیشه و یک کوچولو هم تنبلی!
تمام احساسمو در صدام ریختم و‌گفتم :
اینقدر کار دارم که وقت نمیشه ملافه ها رو بدوزم.خدا آقاجون رحمت کنه چقدر کمک مامانت بود‌.یادت میاد چقدر قشنگ ملافه می‌دوخت؟!
عیال:همین کارا رو کرد ک
 
خواهرِ نازدانه ام سلام
 
قراره یه کوچولو از حضرت یحیی ع برات حرف بزنم؛
 
خداوند مهربان یحیی را در کهنسالی به زکریا عطا فرمود
یحیی کوچولو مثل دیگر هم سن و سالانش نبود
به طرز عجیبی سودای جهانی زیباتر در سر داشت؛ 
زمینی متفاوت از زادگاهش و آسمانی آبی تر از اونی که دیده بود
یحیی شیفته ی بهشتی شده بود که زکریا (پدرش) از آن سخن می گفت
و در عین حال کابوسِ یحیی ی نوجوان جهنمی بود که او را از بهشتش دور می کرد
 
شاید باور کردنش سخت باشه
ولی آنقدر یحییِ ک
این پرنده کوچولو کمی خجالتی و کم رو هست و همیشه هم قایم می شه ^ـ^
**********
یلوه حنایی در علفزار های مرطوب زندگی می کنند و از دانه های غلات جوندگان و پرندگان کوچولو و ات تغذیه می کنند که غذای
اصلی این پرنده است ، طول بدنش 26 CM است و بر خلاف اسمش رنگ پر و بالش قهوه ای است
نر و ماده همشکل پرنده ی کوچولو که از خانواده یلوه ها و در راسته درناسانان است .
آنها در تابستان جفت گیری می کنند و در فصل سرما ( زمستان ) به آفریقا مهاجرت می کنند .
صدای پرنده ی نر خشن ا
این پرنده کوچولو کمی خجالتی و کم رو هست و همیشه هم قایم می شه
**********
یلوه حنایی در علفزار های مرطوب زندگی می کنند و از دانه های غلات جوندگان و پرندگان کوچولو و ات تغذیه می کنند که غذای
اصلی این پرنده است ، طول بدنش 26 CM است و بر خلاف اسمش رنگ پر و بالش قهوه ای است
نر و ماده همشکل پرنده ی کوچولو که از خانواده یلوه ها و در راسته درناسانان است .
آنها در تابستان جفت گیری می کنند و در فصل سرما ( زمستان ) به آفریقا مهاجرت می کنند .
صدای پرنده ی نر خشن است
این پرنده کوچولو کمی خجالتی و کم رو هست و همیشه هم قایم می شه
**********
یلوه حنایی در علفزار های مرطوب زندگی می کنند و از دانه های غلات جوندگان و پرندگان کوچولو و ات تغذیه می کنند که غذای
اصلی این پرنده است ، طول بدنش 26 CM است و بر خلاف اسمش رنگ پر و بالش قهوه ای است
نر و ماده همشکل پرنده ی کوچولو که از خانواده یلوه ها و در راسته درناسانان است .
آنها در تابستان جفت گیری می کنند و در فصل سرما ( زمستان ) به آفریقا مهاجرت می کنند .
صدای پرنده ی نر خشن است
این پرنده کوچولو کمی خجالتی و کم رو هست و همیشه هم قایم می شه
**********
یلوه حنایی در علفزار های مرطوب زندگی می کنند و از دانه های غلات جوندگان و پرندگان کوچولو و ات تغذیه می کنند که غذای اصلی این
پرنده است ، طول بدنش 26 CM است و بر خلاف اسمش رنگ پر و بالش قهوه ای است
نر و ماده همشکل پرنده ی کوچولو که از خانواده یلوه ها و در راسته درناسانان است .
آنها در تابستان جفت گیری می کنند و در فصل سرما ( زمستان ) به آفریقا مهاجرت می کنند .
صدای پرنده ی نر خشن است
سرکار که میرفتیم ، این آخریا یکی مون باردار بود . ما ساعت کاری مون ۸ بود اون حدودای ۹ و خورده ای میومد با یه کیف کوچولو و یه ساک دستی گنده پر از خوراکی !! از همون ۹ و نیم ۱۰ شروع میکرد به میوه خوردن ، تا وقت ناهار ، ناهار میرفتیم پایین از ساعت ۱ تا ۲ ، اون ساعت ۳ میومد بالا ، دوباره شروع میکرد به میوه خوردن !! یعنی قد یه میوه فروشی هرروز با خودش میوه میآورد =)))))ما که فقط میخندیدیم. دلم برای اون روزا تنگ شد
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود توی یک جنگل سبز چند تا آهو با بچه هایشان زندگی می کردند .بچه های عزیز هر وقت که آهو خانم برای بچه هایش غذا تهیه می کرد و می آورد که بین آنها تقسیم کند یکی از بچه هایش به نام دم قهوه ای میگفت : من بیشتر می خوام .آهو خانم می گفت : آخر عزیز دلم باید به اندازه ای که می توانی بخوری ، و برداری اگر بیشتر برداری نیمه خور و اسراف می شود .
ولی آهو کوچولو گوشش بدهکار نبود . یک روز که با برادرش د نبا ل رنگین کمان می گ
1.دیشب تا دیروقت مجردی خونه مامانم بودیم.زمانی که تو اتاق مشغول بازی بودیم خانوم کوچولو و خواهرزاده ی دو ساله داشتن با گوشی بازی میکردن و در رفت و آمد بودند.امروز که گالری گوشیم رو چک کردم دیدم رفتن تو راهرو وخانوم کوچولو شعر گذاشته و همراه خواننده کلی با احساس میخوند و میرقصید و قر و ادا می اومد و همزمان از خودش فیلم گرفته.کلی هم رفته بود تو حس و خود ِ خودش بود! چندین بار نگاهش کردم و تو دلم قربون دست و پای بلوریش رفتم.نگاهش کردم و نگاهش کردم و
شبت بخیر پرنسسم.
میدونی عاشقتم.نه؟
خاطراتو نه میشه فراموش کرد نه میشه بهشون فکر نکرد.
ولی بازم،آخر هر پوزخندی که با یادآوریشون میزنم،اسم تو لبخند روی لبام میاره.
دختر شیرینی که حتی یکبار به صداقتش شک نکردم.
کلا زود اعتماد میکنم.و دیر میفهمم رکب خوردم.
هیچ وقت برام مهم نبود بعدش چی میشه.اینبار از تو میخوام!
همیشه بمون.بهاش هرچی که باشه میدم.
عاشقتم دختر کوچولو.
عاشقتم فرشته ی دوست داشتنی^^
شبت بخیر پرنسسم.
میدونی عاشقتم.نه؟
خاطراتو نه میشه فراموش کرد نه میشه بهشون فکر نکرد.
ولی بازم،آخر هر پوزخندی که با یادآوریشون میزنم،اسم تو لبخند روی لبام میاره.
دختر شیرینی که حتی یکبار به صداقتش شک نکردم.
کلا زود اعتماد میکنم.و دیر میفهمم رکب خوردم.
هیچ وقت برام مهم نبود بعدش چی میشه.اینبار از تو میخوام!
همیشه بمون.بهاش هرچی که باشه میدم.
عاشقتم دختر کوچولو.
عاشقتم فرشته ی دوست داشتنی^^
امروز تو دسته های عزاداری، موقع حرکت نخل یهو سمت عقب نخل خالی شد و رسید به زمین! تا به حال سابقه نداشته نخل از دست عزادارا بیفته.
یه عده دیدن و یه عده ندیدن.
ولی این وسط عکس العمل مردم خیلی متفاوت بود:
یکی گفت: نخل افتاد! نشونه خوبی نیست! امسال انقلاب میشه!
اون یکی میگفت: هر سال نذرت قبول نشد، امسال که نخل خورده زمین حتما نذرت قبوله!
 
+ بوی پاییز میاد :)
 
پ.ن: بهش میگم: ماشالا پسرتون خیلی بزرگ شده ها!
میگه: تو هم خیلی بزرگ شدی! فکر کردی خودت کوچولو مو
داشت ناخونای رقیه رو می گرفت . کارِ همیشگیه و توی این کار مهارت بالایی داره . تا حالا یک بار هم اتفاق نیافتاده بود اما نمی دونم چی شد که یه لحظه یه نقطه ی قرمز خون روی انگشت رقیه ایجاد شد . تا محمد حسین خونو دید زد زیر گریه و میان و اشک و نالهش فقط می شنیدیم که می گه ، " خواهر جون " ، " رقیه " . مامانشم طاقت نیاورد و زد زیر گریه . مامان و پسر همدیگه رو بغل گرفت بودن و به خاطر یک نقطه خونِ کوچولو رو انگشت رقیه گریه می کردن . منم تو چشام اشک جمع شده بود ، اما
تا حالا شده یه اتفاقاتی براتون بیوفته و شما موفق بشید که اژدهای خفته درونتون رو ببینید؟
مثلا یه حسد اون گوشه دلتون زیر فرش باشه
یا مثلا یه کوچولو تکبر 
یا حرص و ولع و.؟
واااای مثل فیلمهای تخیلی و ترسناک مخصوصا بری سینما اونو 3 بعدی ببینی !
وااای اصلا باورت نمیشه خودتی!
بعدش که ناگزیر باورت شد
میری تو سکوت با دنیا 
بعدش خدا اون وسط مسطا یه نور میفرسته 
دوباره دستتو میگیره 
اما حواستو جمع کن 
زشته هعی اژدها راه بدی تو دلت 
بابا مگه طو.ست؟

زیر
5 سالشه اسمش دلسا ست.
خیلی خوشگل نقاشی هاشو رنگ میکنه و خیلی هم شیرین زبونه لهجه ترکی داره با چشمای سبز آبی
یه روز واسش نقاشی کشیدم که رنگ کنه یه کم بیسکوییت گذاشتم وسط که بخورن. 
یه نفس عمیق کشیدم دلسا یه نگاه به من کرد و با لهجه ترکیش گفت: خسته شدی؟ یه کم استراحت کن!
- مرسی عزیزم که اینقدر مهربونی!
چند دقیقه بعد یدونه بیسکوییت برداشت و گاز زد. ولی نمیدونست اون تیکه دیگه ش رو کجا بذاره.
ادامه مطلب
صندوق بیان
 

ثانیه ها در بند تو (قسمت آخر)
دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۱۶ ب.ظ

وقتی نامه را باز کردی ومشغول خواندن بودی لبخندی که بر لبان تو بود مرا به وجد آورد ودر دلم شاد بودم ومی توانستم مطمئم شوم که جواب تو
مثبت است و از این بابت قند در دلم آب می شد.
و تو باهمان لبخند نزد من آمدی ومن خود را آماده کردم که جواب مثبت تو را از دهانت بشنوم  اما از واکنش عجیب تو سخت متحیر و متعجب گشتم 
تو نزدیک من شدی وبه جای جواب دادن به من لبخندی زدی وپرده ی دور مرا کشی
داستان گربه ی پشمالو
در یک باغ زیبا و بزرگ ، گربه پشمالویی زندگی می کرد .او تنها بود . همیشه با حسرت به گنجشکها که روی درخت با هم بازی می کردند نگاه می کرد .یکبار سعی کرد به پرندگان نزدیک شود و با آنها بازی کند ولی پرنده ها پرواز کردند و رفتند .پیش خودش گفت : کاش من هم بال داشتم و می توانستم پرواز کنم و در آسمان با آنها بازی کنم .دیگر از آن روز به بعد ، تنها آرزوی گربه پشمالو پرواز کردن بود .آرزوی گربه پشمالو را فرشته ای کوچک شنید . شب به کنار گربه آم
نازنین وارد اتاق که شد مثل پرنسس‌ها یه نشست کوچولو کرد،مثلا دو تا سمت دامنش رو گرفت و سلام کرد خیلی تو این حالت دوست داشتنی بود و تنها کودکی بود که تاکنون این شکلی سلام داد. بعد پدر و مادرش وارد اتاق شدند و اعلام کردن که موضوع صحبت نازنین است. خب تو این شرایط باید کودک رو بیرون فرستاد تا حرف‌ها و برچسب‌های والدین رو نشنوند (بزرگ‌تر ها همیشه حرف‌های نادرستی می‌زنند!).
از شرایط نازنین گفتند و این که خیلی دختر تو دل بروی هست و یادگیری ضعیفی دا
به گزارش جانورشناسی و حیوانات سنجاب زمینی جونده ای کوچولو ، و  بامزه و قوی است ، و در رده داران هست ، برای
آشنایی با این جونده ی کوچولو ما را در این مقاله همراهی کنید
**********
خانه ی سنجاب های زمینی در سوراخ هایی است که در زمین حفر می کنند ، سنجاب ها در این حفره ها زندگی می کنند ، سنجاب
های زمینی خانه هایشان را در علفزار ها ، بیابان ها و . می سازند .
این سنجاب ها گیاهخوار هستند ، و گردو و فندق در خانه هایشان ذخیره می کنند تا در فصل سرما غذا برا
به گزارش جانورشناسی و حیوانات سنجاب زمینی جونده ای کوچولو ، و  بامزه و قوی است ، و در رده داران هست ، برای
آشنایی با این جونده ی کوچولو ما را در این مقاله همراهی کنید
**********
خانه ی سنجاب های زمینی در سوراخ هایی است که در زمین حفر می کنند ، سنجاب ها در این حفره ها زندگی می کنند ، سنجاب
های زمینی خانه هایشان را در علفزار ها ، بیابان ها و . می سازند .
این سنجاب ها گیاهخوار هستند ، و گردو و فندق در خانه هایشان ذخیره می کنند تا در فصل سرما غذا برا
وقتی کسی عزیزی رو از دست میده همه بهش میگن گریه کن، حرف بزن و همه تلاش می کنن مایه ی آرامشش باشن تا بتونه بر این داغ صبر کنه . تا کمر راست کنه . الان سه روزه عزای عمومیه ولی نمیدونم چرا آدمایی که از شهادت سردار وطنشون ناراحت نیستن درک نمی کنن که حداقل یه کم صبر کنن اونایی که داغدارن آروم بشن بعد حرفای به نظر منطقیشونو عنوان کنن . حداقل بزارید عزیز از دست رفتمونو خاک کنن . درک کنید تو رو خدا.
پی نوشت: سربازی که سرقنوت نماز دستشو پایین میاره که
به گزارش جانورشناسی و حیوانات سنجاب زمینی جونده ای کوچولو و بامزه و قوی است ، و در رده داران است ، برای آشنایی با این جونده ی کوچولو ما را در این مقاله همراهی کنید
**********
خانه ی سنجاب های زمینی در سوراخ هایی است که در زمین حفر می کنند ، سنجاب ها در این حفره ها زندگی می کنند ، سنجاب های زمینی خانه هایشان را در علفزار ها ، بیابان ها و زمین های نیمه بیابان می سازند .
این سنجاب ها گیاهخوار هستند ، و گردو و فندق در خانه هایشان ذخیره می کنند تا در
 
در کل
 
شما هم بیاین کانادا،
 
متوجه میشین که یه کوچولو مردمش عقب افتاده ن توی یه جنبه هایی
 
یعنی مثلا
 
من ندیدم توی کشورای دیگه حتی کشور خودمون
 
که ادمایی که از شما بزرگترن،
 
بیان یهو جلوی چشم شما با تمرکز بگوزن و برن.
 
حقیقتش هیچ گروه و منصب و قشر رو توی ایران سراغ ندارم که اینجوری باشن.
 
ولی خب اینجا اینجوریه. یعنی همچین چیزایی عادیه.
 
مردم انگار ادم ندیدن.
 
انگار اصلا نمیدونن زندگی جمعی چیه.
 
دلت هم میسوزه ها.
 
من بیشتر دلم برای ایرا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب