نتایج پست ها برای عبارت :

شایدم فکر میکنی حرفهام بهونه

♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
♫♫
جا زد به عشقمون که پشت پا زد خودش رو به هر راه زد زمونه حرف دلو تا زدباشه میرم تا راهت وا شه دلم علاقه گناشه خدا کنه بهتر از من باشههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پرههی میگی دلم پره نمیگی واسه چی از چی دلخوره واسه کسی که نخواد بمونه بهونه پره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
میدونستی ولم کنی تو این دل چه غوغایی میشه دلت چه وقت نشناسی شده الان چه وقت بازیشهیه دیوونمو و خراباتی مونده ر
♫♫متن آهنگ فکر تو از محسن یگانه♫♫
فکر تو تنها کرد من و از همه دورم کرد چشام و بستم رو همه عشق تو کورم کرد
یخ زده بودم تو خودم عشق تو آبم کرد قبل تو آروم بود دلم عشق خرابم کرد
فکر تو پیرم کرد بهونه گیرم کرد از همه سیرم کرد فکرت اسیرم کرد
فکر تو پیرم کرد بهونه گیرم کرد از همه سیرم کرد فکرت اسیرم کرد
دیدی که عشقت کم نشد از دل دیوونم رفتم فراموشت کنم دیدم نمی تونم
عادت هر لحظه ام شده فکر کنم این جایی سهمم از عشقت این نبود این همه تنهایی
فکر تو پیرم ک
من برای رسیدن به مقصد هر روزم سه تا تاکسی سوار میشم.امروز اما عجیب شروع شد. تاکسی اولی بیشتر ازم گرفت به بهونه ی گرونی بنزین.تاکسی دوم هزینه ی روتینش رو به بهونه ی خورد نداشتن بیشتر از یه خانم مسن گرفت. تاکسی سوم، دو برابر ازم پول گرفت و وقتی پرسیدم که گروه شده؟ چنان بله ی محکمی گفت که ترجیح دادم بحث نکنم. نمیدونم چند درصد ماها تو سختیا پشت همیم.اما همینکه هر روز داریم حق هم رو ضایع ميکنيم، از هم سوء استفاده ميکنيم به بهونه های مختلف، انگار پشتم
دانلود آهنگ جدید فرشاد سلطانی بهونه
Download New Music Farshad Soltani bahooneh
آهنگ جدید فرشاد سلطانی بنام بهونه
با یه بهونه اومدی شدی دلیل بودنم از وقتی اومدی شدی تنها دلیل خوندنم
زندگی بی تو مبهمه من جونمو میدم برات منی که عاشقت شدم پرته حواسم به چشات
 
ادامه مطلب
ناخوشی
حالم ناخوش بود. 
پیش #طبیب رفتم  
#سهمیه_پذیرش_کنکورش رو با خطی خوش بر تابلو مطب درج کرده بود#سامانه_صندوق_فروشگاهی رو هم خیلی شیک در دفترش نصب کرده بود. 
دقیق به حرفهام گوش کردو نیم ساعتی با هم اختلاط کردیم
بعد بهم گفت: ناخوشی تو رو خیلی های دیگه هم دارند.سال هاست بین دست و دلت جدایی افتادهدستت به کاریه و دلت به کار دیگریا باید #دل به #کار_دستت بدی» یا  #کار به #دست_دلت» .
بر سهمیه پذیرشش درود فرستادم و رفتم تا کار دست دلم بدم
@dasanak
متن آهنگ پریشب [ورس یک]من از پریشب ، فهمیدم که تنهاتر از همیشه امپریشب ، آره دوریت باعث میشه که بدتر عصبی شمبزن سنگو بزن سنگ ، که دلم شده باز تنگدلم تنگ شده واست تو بزن زنگو بزن زنگعوضی که دیگه مُردم از اینتنهایی منو ول نکن خب بعد از اینبزن رنگ و بزن رنگ ، سیاهیا رو لَک کنهمه آسمونو پُر بادکنک و بادبادک کنبزن زیرِ سکوتت منو از معجزه پُر کنمن و خار و خسِ قلبمو باز پُر گل کن[کورس]پریشب دوباره ، این دیوونه شبو با عکسِ تو سَر کردپریشب دوبار
شب تلخ برای من بللخره صبح شد ،شبی که برای اولین بار دمنوش واسه  بی قراری هام مرهم  نبود ،و نصف قرص آرام  بخش  شد بهونه خوابم .
شب تلخی که گریه های زیادش ،منو به دکتر کشوند .
شب تلخی که کاش مثل کابوس بود.
شب تلخی که شاید بشه نقطه شروع جدید واسه من ولی در حال حاضر دوست دارم دیروز پاک بشه  از ذهنم.
خواستم وبلاگم حذف کنم ،شاید اینکارا انجام بدم ،ولی نخواستم بی خبر برم .‌‌
شايدم ناراحتیم ته نشین بشه و روزای  آتی باعث بشه  حذف نکنم.
ولی اگه اومدین و
نظر سنجی دانلود آهنگ از رسانه مدیاکدانلود اهنگ های جدید خوانندگان معروف از رسانه مدیاک
1. دانلود آهنگ یوسف زمانی شیک
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * شیک * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , یوسف زمانی باشید.
 
دانلود آهنگ یوسف زمانی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Yousef Zamani called Shik With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه یوسف زمانی به نام شیک
آهای همه ی قرارمکیو جز تو دارمتو اومدی ت
تمام دوران بچگیم از ضعفام استفاده کردم پشت ضعفام قایم شدم و خب میدونی خصلت ضعف چیه؟ شیرینیش که زیر زبون بیاد ، یه تیکه اش که زیر دندونت مزه مزه کنه، دیگه بهش عادت ميکني  خو میگیری،  معتادش میشی!
ولع ضعیف بودن گرفته بودم! همه جاهای خالی رو با ضعف پر میکردم با بهونه ضعف!
همه چی خوب بود کسی ازم توقعی نداشت چون من ضعیف بودم! چون یه سری چیزا بود که دست من نبود ! چون من نبودم که مقصر بودم
ولی اینم یه اعتیاده مثل اعتیادای دیگه مثل گل که از یه جایی به بعد
 
دانلود آهنگ جدید محسن یگانه فکر تو
و پس از مدت ها سکوت ایز بزرگ محسن یگانه با آهنگ فکر تو همینک از موزیک 17 با دو کیفیت 320 و 128 دانلود کنید
شعر و آهنگسازی : محسن یگانه
 
متن موزیک فکر تو با صدای محسن یگانه:
───┤ ♩♬_music17_♫♪♭ ├───
فکر تو تنها کرد منو از همه دورم کرد ♬♫♪ چشامو بستم رو همه عشق تو کورم کردیخ زده بودم تو خودم عشق تو آبم کرد قبل تو آروم بود دلم عشق خرابم کرد !!!فکر تو پیرم کرد بهونه گیرم کرد از ♬♫♪ همه سیرم کرد فکرت اسیرم کردف
ستای گرمتو بذار تو دستام بذار حس کنم تویی که میمونی همرامکنار من باش نبضت رو میخوام هوای من باش عطرت تو میخوام به هر بهونهآرامشم باش بی تابتم من رویای من باش بی خوابت من هر روز عمرم بمون تا همیشه
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
نمی خوام یه لحظه دوری تو به تو عادت کردم از بس خوبی تومی دونی دنیامی دنیام باش کسی که با تو بده نیست تو این دنیا جاشیه تار موتو به دنیا نمیدم کنارم بمون با تو روزای خوبی دیدم
دستای گرمتو بذار تو دستام ب
ستای گرمتو بذار تو دستام بذار حس کنم تویی که میمونی همرامکنار من باش نبضت رو میخوام هوای من باش عطرت تو میخوام به هر بهونهآرامشم باش بی تابتم من رویای من باش بی خوابت من هر روز عمرم بمون تا همیشه
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
نمی خوام یه لحظه دوری تو به تو عادت کردم از بس خوبی تومی دونی دنیامی دنیام باش کسی که با تو بده نیست تو این دنیا جاشیه تار موتو به دنیا نمیدم کنارم بمون با تو روزای خوبی دیدم
دستای گرمتو بذار تو دستام ب
 
شده براتون پیش بیاد یه وقتایی سر ناسازگاریتون بد بگیره؟!
میدونید اینجوری به خودت بیشتر سخت میگذره ولی نمیخوای ازش کنده شی
میدونی بهونه است باید قوی باشی و نمیخوای.
وهزار تا چیز دیگه که میدونی!ولی نمیخوای!
انگار خودتو یه بچه فرض کردی که میخوای گولش بزنی!
میدونی کدوم وقتارو میگم؟اونوقتا که هیچی با دلت سازگار نیست!
اونوقتا که انقدر همه چی ناسازگاره که خودتم میزنی به ناسازگاری، به خودزنی، به خود آزاری
اون وقتا که که تنها باشی درد بیکسی خفتت
دانلود آهنگ جدید به نام پریشب
 
دانلود آهنگ جدید به نام پریشب 320
دانلود آهنگ جدید به نام پریشب 128
 
متن آهنگ به نام پریشب
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میشودمن از پریشب فهمیدم که تنهاتر از همیشمپریشب آره دوریت باعث میشه که بدتر عصبی شمبزنگ سنگو بزن سنگ که دلم شده باز تنگدلم تنگ شده واست تو بزن زنگو بزن زنگعوضی که دیگه مردم از از این تنهایی منو ول نکن خب بعد از اینبزن رنگو بزن رنگ سیاهیارو لک کن همه آسمونو پ
دانلود آهنگ صدایم کن از داریوش نابود میکنه. هزاران سوال توی ذهنم بود و پاسخی پیدا نمیکردم. وقتی دیدم حصار دستهای آریا کمی آزادتر شد، وقتی دیدم آریا به جابجا شدنم توجهی نکرد، از کنارش بلند شدم، شک داشتم آریا بعد از اون همه خوردن نوشیدنی، یادش بمونه چی گذشته، شک داشتم بشه همون آریای مهربون که منو بدون هیچ چشم داشتی به خواب دعوت میکرد. به آرومی از تخت پایین اومدم، به اتاقم رفتم و بعد از خوندن نماز صبحم خوابیدم. آریا غلتی زدم، می خواستم مریمو مح
کوچیک بودم، جمعه بود. 
شايدم نبود، یادم نیست.
بابام خونه نبود، یا مسافرت بود، یا سرکار. اینم یادم نیست.
مامانم خواست مارو ببره حرم، سر یک چیزی بهونه گرفتم و با لجبازی گفتم نمیاام.
مامانمم دست X رو گرفت و دوتایی خونه رو ترک کردن، پشیمون بودم از رفتارم، دلم بیرون رفتن رو میخواست، حرم رو میخواست. 
رفتم پنجره که رو به خیابون باز میشد رو به سختی باز کردم و داد زدم 
مامااااان! برگردین، منم میخوام بیاااااام.
و زدم زیر گریه.
ولی مامانم نبود.
بعد دقایقی
یکی از ترسهام اینه که یک روز از خواب بیدار شم و ببینم حرفهام تمام شده.
 
*ظهرها که از چُرت کوتاهم بیدار میشم و میرم سمت توالت،پدر و مادرم رو میبینم که هر کدوم یک گوشه اطراف بخاری ولو شدن و لای پتو خزیدن.چند لحظه می ایستم،به این قاب نگاه میکنم،بغض میکنم و یادم نمیاد آخرین بار توی زندگیم کی انقدر راحت و بی دغدغه خواب بودم،با حال بد ناشی از حسادت و درماندگی میرم که آبی به صورتم بزنم و کارم رو ادامه بدم.من دو سال میشه که هر روز اضطراب داشتم و خوشی
علی میگه چقد تو بی معرفتی چرا به من زنگ نمیزنی 
بعد از مدتها بدون اوردن بهونه میگم افسردگی بهم اجازه نمیده علی جان
و علی خوب منو درک میکنه و دیگه ازم ناراحت نیست 
کمی حرف میزنه از پایتخت و بدی هاش میگه از سیگار و مشروب و اعتیادشون میگه از تفریحای به درد نخور میگه از شلوغی و کثیفی میگه و من ته صدای بهونه گیرش دلتنگی این پسر کوچولوی گنده رو حس میکنم
بر خلاف حال و روزم میگم و میخندم و سعی میکنم حداقل اون کمی حالش عوض شه
آخه جگر گوشه ی منه 
ازش نارا
چرا روز ب روز دارم شیفته مسائلی میشم ک از قضا بعدا میفهمم مرتبط به توا؟
چرا همه چیز جلوی چشمم تغییر کرده
چرا متفاوت میبینم دنیارو؟
چرا تفکرم داره همرنگ تو میشه؟
و حتی علایقم
فکر میکردم با این بهونه و فکر جدید همه چی تموم میشه
چرا سد افکارم هر روز و هرروز با هجوم سیل تو میشکنه؟
زمان نا مناسب
چیزی بود ک باعث این بحران شد
یا بیا یا بیرون بیا
حضرت آقا گوشی رو برداشت، زنگ زد به آبجیش
طبق معمول صحبتاش با این آبجی ساعتها به درازا میکشه!
بهش گیر داده بود که شوهرت که اربعین میره کربلا، تو هم همراهش برو. هی ازون طرف انکار و بهونه و از این طرف اصرار و رد تک تک بهونه هاش. 
اون میگفت بچه کوچیک دارم، شلوغه، نمیشه.
و حضرت آقا میگفت میتونی، درسته شلوغه ولی خود امام حسین کمکت میکنه.
میخواستم بهش بگم انقدر اصرارش نکن! بابا اربعین به درد کسی مثل خواهرت نمیخوره! اذیت میشه، خواهر تو بچه کوچیک داره
دانلود اهنگ چجوری از تو دست بکشم بدون تو نفس بکشم
دانلود آهنگ امام رضا از حامد زمانی - رسانه نوا چجوری از تو دست بکشم بدون تو نفس بکشم تویی که تنها آقا دل سوز منی آرزومه دوباره بیام تو حرمت بدم یه سلام بهونه ی اشکای هر روز منی بی تو می میرم آقام یه فقیرم .
دانلود آهنگ کبوترم هوایی شد + متن + MP3 - آپ موزیک ♬♫پنجره فولاد تو دوای هر چی درده♬♫ کسی ندیدم اینجا که نا امید برگرده ♬♫چجوری از تو دست بکشم بدون تو نفس بکشم♬♫ تویی که تنها آقا دل سوز منی آ
عشقم امشب دلم گرفته کاش بودی بغلم میکردی هادیموقتی دلم میگیره گریم میگیره الانم دقیقا همون حالم دوست دارم همش گریه کنمامروز باهم بودیم انگار اطرافمون هیچی وجونداشت فقط منو تو بودیم .بودن با تو منو کلا تغییرمیده من اون تغییرو اون حس وحالی که پیشت دارمو خیلی دوسش دارم حاضرم هرچی دارمو بدم اون حسو تجربه کنم هادی!!
دلم تنگه باورکن تنگته شاید بگی اره امروز پیشت بودم اما برامن فرقی نداره من همیشه دلتنگ توام عزیزدلم،زندگی من جون من،از خدامیخ
به تازگی آهنگ جدید به نام پریشب منتشر شده است که شما می توانید این آهنگ را با بهترین کیفیت دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ  - پریشب با کیفیت 320
دانلود آهنگ  - پریشب با کیفیت 128
 
متن آهنگ پریشب
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میشودمن از پریشب فهمیدم که تنهاتر از همیشمپریشب آره دوریت باعث میشه که بدتر عصبی شمبزنگ سنگو بزن سنگ که دلم شده باز تنگدلم تنگ شده واست تو بزن زنگو بزن زنگعوضی که دیگه مردم از از اینتنهایی من
دانلود آهنگ جدید ایرانی آنیتا بزار برو
 آهنگ بزار برو را با کیفیت128 و 320 برای کاربران همیشگی رسانه تاپ موزیک آماده دانلود کرده ایم + متن آهنگ
بزار برو موزیک جدید آنیتا با کیفیت بالا
Anita – Bezar Boro From Resaneh Top Music
 
تو خوب بودی هیچ شکی نیستمیخوای بری خب حرفی نیست دیگه بهونه نیارخاطرات زود از بین میرن حرفاتم که بی تاثیرن پس معطل چی ای
حالم از وقتی‌ رفتی‌ مثل آسمون گرفته داغونه داغونههوا هم که با ما قهره انگار پره باد و تگرگ و بارونه بارونه
دل من هو
دانلود آهنگ جدید ناراحتم از سینا شعبانخانی با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
ناراحتم آخه قهر نبودیم حتی یه ساعتم امکان نداشت بی خبر بذارتماون بی تقصیره من بد عادتم …
Download Ahang Jadid 98 Sina Shabankhani Benam Narahatam
دانلود آهنگ سینا شعبانخانی به نام ناراحتم با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ سینا شعبانخانی – ناراحتم
چند روزه بیخودی سرده باهام خیلی بی انصافی کرده باهاممیدونه عاشقشم …چند روزه که به روش نمیاره میخوام ببینمش نمیذارهمیدونه دلتنگشم …بهونه
کوروش یغمایی داره تو گوشم میخونه.و قلبم پر میشه از عشق.خوشحالم که روز آخر شهریور هوس کردم برم سراغ آهنگاش.بنظرم میشه یه پاییزو ساخت با آهنگاش و کیف کرد از غم ِ خوب آهنگاش.
چند وقتیه حس میکنم دارم بزرگ میشم.انگار از دوز بچگیم کم شده و این تو بعدی که من مدنظرمه اصلا اتفاق بدی نیست.
امروز یه تجربه بزرگ به دست آوردم.اینکه نترسم از زدن حرفم و اینکه ارزش خودمو کارمو بدونم.راستش من از اواخر تیر میرفتم یه کلینیک خصوصی رادیولوژی فک و صورت تا طر
آذر قشنگ و دلبر هم داره رخت میبنده که بره .
رفتنش شبیه مهمونی های خداحافظی میمونه .برای خیلی ها دلگیر و خیلی های دیگه خوشاینده .
از اونجایی که خودم عاشق پاییز و زمستونم دلم نمیخواد به سرعت بگذره
فلسفه این یک دقیقه بیشتر اصلا پیچیده نیست این ماییم که از معما خوشمون میاد .
ساعت های دیگه عمرمون مثل برق و باد میگذره و برای خیلی هامون اهمیت چندانی نداره .رد شدن ساعتای زندگی مون مثل عدد انداختن روی کنتور میمونه همونقدر سریع وپر هزینه
اما
تنها عشقی که تاریخ انقضا نداره مادر است
مادر یعنی تمام دلخوشی یک انسان
مادر یعنی بهونه زندگی کردن
مادر یعنی تمام امید و آرزوی یک انسان
کاش در این قطار زندگی که بلیط برگشتی هم نداریم مادرمان همیشه در کنارمان باشد تا برای دردهایمان آرامشی باشد
دوستام میخوان برن بیرون ولی جدا حوصلشونو ندارم
خدایی هیچ جذابیتی برام ندارن.همیشه که میبینمشون.اون چیزاییم اونا دوست دارن من خوشم نمیاد
میخوام بپیچونم ولی نمیدونم چجوری(اخه چند هفته پیشم رفتن ولی باز پیچوندم من)
دلم میخواد تو اتاق خودم باشم حتی اگه هیچکاری نکنم
١.آبو رها کردی تو جوباما هرچه منتظر میشی میبینی به زمینت نمیرسه!!وارسی ميکني میبینی یه آدم بی فکر یه کیسه بزرگ آشغال انداخته وسط جوب و مسیر آبو بکلی بسته!چکار ميکني ؟!بی معطلی برش میداری؟ یا میگی بذار اول ببینم کار کدوم فلان فلان شده آشغالی بوده تا بعد؟!قطعا پیش از هرکار و هر سوالی میری برش میداری. آبت داره هدر میره.٢.عبدالله بن سنان به امام صادق (ع ) عرض کرد: پسر عمویی دارم، من نسبت به او رعایت صله ارحام می کنم ولی او رعایت مرا نمی کند! و این موض
باید این موضوع باور کنم که بی معرفت شدم و خوب میدونم هرچقدر دلیل
 و بهونه بیارم که وقت نشد یا کار داشتم باز از اسمش معلومه که بهانه بوده
ولی بدون همیشه به فکرت هستم و هر بار که قدمی بر میدارم یا بهتر میشم برات ارزوی سلامتی میکنم ان شاالله همیشه سالم، موفق و شاد باشی
من همیشه برای سلامتیم و شرایطم مدیون تو هستم و همیشه با هر فدمی که برمیدارم به یادتم
هی میخواستم بیام و اونچه این مدت به حالم گذشته رو بنویسم دست و دلم نمیرفت.دلتنگی کجاس؟پیش من.
میخوام کوتاه بنویسم کوتاه و مختصر،اما همونم نمیتونم.
 م.آ و ا.م،"متری شیش و نیم" و "چهار انگشت".
تعطیلات تموم شد و تباه.
دروغ اول اپریل چیه؟چی میشد به بهونه ی همون میومدی بگی دوسم داری و مسخرم کنی.
بعد از پنج روز جلسه و هم اندیشی و فکر بالاخره یه بهونه توپ پیدا کردم که در جواب گند زدن امتحان به استاد بگم*_____*
با هاجر کلی ام بالا پایینش کردیم که مو لای درزش نره

یه سه هفته است به همه آدمای زندگیم روزی دوازده بار میگم:اینقده دور شدی و مغرور شدی که دیگه کور شدی،اوناعم ضمن ابراز اینکه حالشون دیگه بهم خورده بهم اشاره میکنن اگه خفه شم خیلی امنیتم بالاتره:///
.
نمیدونم چند روزه با داداشم قهرم فقط دیروز برای پنج دقیقه فکر میکردم تک بچه ام و اصلا یا
من واقعا یه بچم یه بچه که همش درحال بهونه گیری و ناز اوردنه.گاهی اوقات قولایی که به خودم دادم فراموش میکنم و میزنم زیر همه چی.بعد که نرمال میشم با خودم میگم چرا گریه کردی چرا به خاطر چیزایی که قبل تر ها سرشون با خودت توافق کرده بودی دوباره داری میجنگی؟!
جمله ی پیش پا افتاده ای ست؛دوستم ندارد :)
تبدیل به آدم کمتر در مسیر رشد شخصی تلاش کنی شده ام. بعد از کار بی حوصله ام و نمی تونم اونجور که می خواستم جلو برم. فکر میکنم از یه لحاظ هایی خسته ام، دیرم، پیرم!! خانواده خوبه، دوستا خوبن، کار و حقوق و محیط کار خوبه، وضعیت جسمی هم شکر. ولی دلم بهونه میگیره، دوست داره عاشق بشه، دوست داره مورد عشق واقع بشه .ولی نیست، آدمش نیست، آدمش بودن مسئله هست، مسئله ش نیست !!  
دیشب بالاخره راضی شدم مامان واکسن آنفولانزامو بزنه.بماند که چقدر سرش مسخره بازی در آوردم‍♀️
 
 
مامان پریروز آزمایشمو برد به دکتر نشون داد.وقتی اومد خونه ی مشت دارو اینا گذاشت کف دستم و گفت:دکتر گفت دیگه شکلات نخور.فقط شکلات تلخبا اینکه مطمن نیستم این قلم آخر رو خودش اضافه کرده یا که.هعییی ولی با لبخند فقط بهش گفتم که خوب میدونی که معدم درد میگیره از چیزای تلخ.
 
 
کلی کار نکردهاصلا دلم نمیخواد امروز برم مدرسه:'(کاش بهونه ای برای نرف
دیشب حوصله خونه رو نداشتم و تو پانسیون موندم واسه مامانم ی بهونه ای آوردم امروز صبحم به بیمارستان امام سر زدم و شبکه رفتم ولی هیچ جا جوابی نگرفتم اومدم بیمارستان اینجا که گفتن باید زنگ بزنم به آقای فلانی با ایشون در میون بزارم گفتن فردا خبر بگیرم اگر چ ب مرکز استان که زنگ زدم گفتن ی شهر دیگه نمیشه دیگه مثل قبل حرص نمیخورم نمیدونم چی میشه خدایا ریش و قیچی دست خودت من دیگه تمام تلاشمو کردم مطمئنم برام بهترینارو میخوای
شب دیر رسیدیم خونه و بی توجه به آلارم گوشی صبح گرفتم خوابیدم. فسقل رو بهونه کردم که شب دیر خوابیده و الان نمی تونه بیدار شه. تو این حال خوشم واسه بیشتر خوابیدن آقا شازده اومد بالای سرم که صبحه و پاشو بریم مهد. یک ور وجودم خواست غر بزنه که اه آسایش نداری از دست این بچه ها و اون طرف وجودم گفت هزاران هزار بار این اتفاق برای تو افتاده مثلا پارسال فلان روز و اصلن جزییات اون روز یادت نیست که چقدر خسته بودی و چقدر دلت میخواست بخوابی و وقتی نخوابیدی چه ح
ساقیا! باز خماریم به جامی بنواز / خاطر خسته ما را به سلامی بنواز
گر میسر نشود بگذری از کوچه ما / گاه گاهی دل ما را به پیامی بنواز
* * * *  پیامک مخصوص سلام کردن * * *
 
سلامت میکنم ای غنچه ی راز / تو بودی از برای عشقم آغاز
تویی تنها دلیل زنده بودن / ندارم طاقتت با چشم در ناز
 
 
* * * *  پیامک مخصوص سلام کردن * * *
 
 
سلام من به غنچه ای که صبحدم به خنده باز می شود
 
* * * *  پیامک مخصوص سلام کردن * * *
 
سلام  بهونه قشنگ من برای زندگی آره بازم منم همون بهونه همیشگیفد
سلام :) 
دیشب بعد از ۹ روز دوری از خونه برگشتیم به خونمون، چقدر من دلم تنگ شده بود برای خونمون 
همسر میگه من این دلتنگیتو درک نمیکنم، دقیقا برای چی دلت تنگ میشه :/ 
توی این ۹ روز فرصت نشد بیام بنویسم ازین اتفاق قشنگ :))
پنجم مرداد شب بود که متوجه شدم اولین دندون پسر به ما افتخار دادن و از لثه مبارک اومدن بیرون 
فکرشو نمیکردم اینقدر ذوق کنم و خوشحال بشم
پسر از ذوق کردن من خوشحال بود بدون این که دلیلشو بدونه :)) 
دندون دراوردن بچه ها هم مشکلات خودشو
چقدر ازش متنفر شدم
آدم دروغگویی که بهونه های بنی اسرائیلی گرفت و کلی اذیتم کرد. هرچند همون 7-8 ماه پیش میدونستم بهونه الکی میگیره و میخواد از حسودی کرمش رو یه جایی بریزه. ولی الان دیگه بهم ثابت شد!
حالا واقعا به خودم حق میدم به خاطر قسمتی از درد زانوم که تقریبا یک ساله که خوب نشده و احتمالا تا آخر عمرم باهام میمونه، به خاطر ورزش هایی که دوست دارم و نمیتونم بکنم، به خاطر بیرون هایی که نمیتونم برم، به خاطر درد هایی که کشیدم، هیچ وقت نبخشمش. 
 
 
غی
با یه تحلیل ساده میشه فهمید : تو ماجرای گرونی بنزین و اغتشاشات، و لاریجانی تصمیم رای به گران ماندن بنزین دادن.
میخواستن کاری کنن که رهبر بگه بنزین رو گرون نکنید
اما مشکل این کار کجاست ؟
اگر رهبری گفته بود که بنزین نباید گرون بشه ، بهونه ای می افتاد دست که بگه : ما هر کاری که میخواستیم بکنیم ، رهبر اجازه نداد.
بصیرت رهبر رو ببینید که تا چه حد زیاده؟ حیله های دشمن ها (چه داخلی چه خارجی ) رو در لحظه خنثی میکنه
ولی ما : هر چیزی که پش
چقدر خوبن بعضی آدماآنتی هیستامین و سفالکسین و ویتامینD رو می زنی کنار، به جاش یه شکلات با طعم پرتقال می خوری. توی اتاق کسی نیست و تنهایی، پس با صدای بلند سه بار می گی "چقدر خوبن بعضی آدما"‌. حتی به‌لیمو و بهارنارنج و کاپوچینو هم وسوسه ات نمی کنه تا آبجوش بزاری و خوابت بپره. می خوای به خوبی های اون دو نفر فکر کنی که امروزت رو متفاوت کردن. اگه بری آبجوش بزاری به اندازه ی چند دقیقه وقت واسه فکر کردن به امروز و نوشتن اتفاق خوبش، کم میاریآره بعضیا
عشق تو وجود تک تکمون جریحه داره حتی وقتی در منفورترین حالتِ حسی وجودی قرار میگیریم
اون لحظه هم یه چیزی قلقکمون میده سمت یه چیز و شاید هم یه شخص
و میگردیم دنبال امید تازه واسه زندگی
حالا این  بهونه امید میتونه صرفا مجازی و معنوی باشه یا زمینی و ملموس
و من این روزا دارم امیخته این دو تا رو تجربه میکنم!
دارم یاد میگیرم از بی رحمی هام کم کنمقلبمو صاف کنم از همه چیز و همه کس
ادا در نیارم و حساس نباشم
تصور همچین دنیایی هم جذابه واسم
پذیرفتن
یعنی این عمره ها که میگذره!!! همین چند سال پیش تازه داشت سال ۹۴ میشد، من مث اسکولا سولومون خوندم لحظه سال تحویل که المپیاد قبول شم تو اون سال:))))) الان ۹۸ داره تموم میشه:))
دیروز شدم و امروز کمردرد داشتم، کلاس صبحمو نرفتم، کلاس وسطی رو به نصفش رسیدم و آخری رو هم نرفتم. فقط رفتم دانشکده انگشت زدم و اومدم. یکم بی حالم. کف پاهام میسوخت که الان بهتر شده و دارم درس میخونم. امشب این قسمت روشای تشخیصی مریضای قلبی رو اگه بتونم تموم کنم زود میخوابم. تو
جدیدا اونقدرا حسش نیست ، یعنی حس هیچی نیست 
این روزا بهم خوش گذشته و کلی چیز میز خوب واسه نوشتن دارم ولی باشن واسه بعد 
از نظر جسمی کلا حس میکنم خوب نیستم اونقدرا و قراره یه چکاپ کلی بشم 
یه مدته کلا حس اینو دارم که بازیچه شدم بازیچه دست خیلیا ، نمیدونم درسته یا نه شايدم اشتباه میکنم 
اصلا هیچی نمیدونم هیچییییی فقط مطمنم که خدا هوامو داره و بهش اعتماد دارم 
از صبح که بیدار شدم کلا پر بغض بودم دم لبریز شدن بودم ، نشستم با مامانم به صحبت بحث کشی
آمار این ماه رو نگاه می کردم
چقدر کمرنگ بودم مهر ماه
کلا تعداد پست هایی که نوشتم نصف ماهای قبله
معلومه حسابی درگیر بودم این چند وقت
با خودم قرار گذاشته بودم وسط این حجم کارم ی هفته رو به خودم استراحت بدم
و برنامم رو سبک تر مشخص کنم
این شد که این هفته برنامم ی مقدار سبک تره
ادامه مطلب
سنگینم. بارِ حضورِ آدماییو تو زندگیم تحمل میکنم که میانگین لبخندامو ۶۲ درصد کم کردن. فکرمو ۸-۷ ساعت در روز درگیر این سوالا کردن که من دوست داشتنی نیستم؟ باهوش نیستم؟ جذاب نیستم؟ حتی مهربون هم نیستم؟! این افکار واقعی ان؟ نه واقعا. اینارو تعاملات غلط با آدمهای غلط میسازن.حالا باید تعاملات غلطمو حذف کنم، بعد ماه ها خودمو ریکاوری کنم و بعد، دعا کنم خدا بهم علم غیب» عطا کنه که بتونم قبل از این ماجراها بفهمم اونی که دارم بهش بی دلیل و بهونه هدیه م
چند عکس عاشقانه میبینی
یهو یاد بوی عطرش میوفتی به طوریکه انگار کنارت نشسته
دستاشو تصور ميکني
صداشو
و بوم! تو وارد وادی نابودی شدی
بهش زنگ میزنی صدای بعد از خوابش رو که خیلی دوست داری میشنوی یه مکالمه معمولی رو پیش میبری
و خداحافظی ميکني
و گریه ميکني به اندازه یک ربع یا بیشتر بعد اشکتو پاک ميکني با سردرد مبارزه ميکني میشینی پشت میز کتابخونه و  درس میخونی و حواستو جمع ميکني که حواست جمع باشه :) 
بله تموم شدن در ثانیه نیست 
بله من اینو میدونستم 
تو اتاق خوابیده. سرماخوردگی رو بهونه کرده و تخت گرفنه خوابیده. صدای خرو پفش تا اینجا میاد.
من کجام؟ تو هال، رو مبل نشستم. جلوی تلویزیون خاموش، صدای موتور یخچال رو اعصابمه. یه کوه کار دارم برای انچام دادن. جنع کردن اسباب بازی ها از وسط هال، اتو، شستن ظرف ها، بستن ساک *ه*، تمیز کردن اشپزحونه، مرتب کردن حموم و .
خسته ام. کسی باور نمیکنه که من هم ممکنه خسته بشم، من هم کم بیارم. *م* به خاطر سرماخوردگی چند روزه که در حال استراحته اما من. .
نمیدونم با چه
حالا بدتر از این
دوست سمجم گیرداده بیام خونتون! میگم شرایط خونمون واقعا خوب نیست مهمون بیاد اما واقعا نفهمهامروز نه به خاطر مهمون شدن و اینا حتی قبل اینکه بگه میاد خونمونبهونه پیدا کردم قهر کنم حالا مگ ول کن بود! توی دانشگاه جلوی اونهمه مرد غریبه گیرداده بود آشتی، بوسِت کنماصلن من گروه خونیم به همچین آدمای چندشی نمیخورهیهو میبینی جیغ میکشه با جیغ و بلند حرف میزنه.وای خدا منو بکش واقعا
گفت : اگه یه ماشین زمان داشتیباهاش میرفتی گذشته یا آینده ؟دستامو دور لیوان چایسفت حلقه کرده بودم، نگاش کردم،گفتم : هیچکدومگفت : د بگو دیگه؟ یکیشو انتخاب کن!گفتم : اگه ماشین زمان داشتم ،نه میرفتم گذشته نه میرفتم آینده.گفت : پس چیکار میکردی دیوونه ؟گفتم : زمان رو همینجا متوقف میکردم وُتا ابد به بهونه ی سرد شدن این فنجون چایهمینجا پیش تو میموندم .[ بابک زمانی ]
وقتی من پشت کنکوری بودم خبری از مشاوره و آزمون و کلاس رفتن نبود، ته ته اش چهارتا کتاب تست گرفته بودم اونها میزدم.اینا رو گفتم که به بچه های الان برسم.سال دیگه فاطی ما کنکور داره و دنبال انتخاب مشاور و این قرطی بازی هاست.من اگه مادر بودم هیچوقت به بچه هام نمی گفتم درس خوندن تنها راه زنگی کردن ، نمی گفتم اگه درس نخونی به هیچ جایی نمی رسی، نمی گفتم زندگی تو با درس خوندن جهت می گیره.شاید اگه من مادر یه بچه بودم اصلا دلم نمی خواست حتی کنکور شرکت کنه و
 
امروز روز تولدت بود
و من عین پارسال و شاید عینِ همه ی سالهای بعد نتونستم .
نتونستم تولدت رو بهت تبریک بگم
پارسال به یه بهونه
امسال به یه بهونه ی دیگه
و مطمئناً سالهای بعد هم دلیلِ خودش رو خواهد داشت
 
 
خدایا من راضی ام
هرچه که تو تقدیرم کنی
هرچه که تو بخواهی
اگر تو اراده کردی که امروز 
و فردا
و فرداها
با عشقش
اصلا ولش کن

 
حالا چرا باید اینو به من بگه
نمی تونست بگه : "امروز فلانی خونه س"
چرا باید عشقش رو به رُخِ من بکشه
یعنی می خواد به من بفه
سر به بالینت گذارم، شکو ه را سر می کنی،
می پذیرم شکوه هایت، شکوه از سر می کنی.
گر امیدم ناامید از راه باور می رود،
می کنم باور، مرا یک روز باور ميکني.
دیگران در فکر جا و ما و تو در فکر جان،
چارة دیگر نداری، کار دیگر ميکني.
از الم قلبم قلم کردی، کرم کردی ولی
 از الم نیش قلم در خون من تر ميکني.
شور این شرمندگی نزد بشر افتاده است،
هر زمان از شور دل سودای م ميکني،
صد بلا و صد جفا را دیده از جور فلک،
من چه سازم، از فلک هم جور بدتر ميکني
دانلود آهنگ جدید شیک از یوسف زمانی با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
عاشقونه عاشقونه خیلی شیک و بی بهونه
Yousef Zamani – Shik
دانلود آهنگ یوسف زمانی به نام شیک با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ یوسف زمانی – شیک
آهای همه قرارم کیو جز تو دارمتو اومدی تو زندگیم شدی دارو ندارمغمم نیست دیگه با تو نه هیشکی دیگه جا تونه نمیگیره تو قلبم دردونه قلبمبا تو با تو من غرق حال خوبم دوست دارم آهای عزیزتر از جونممیلرزه دلم تو تا اینکه میام بگم من همونم که یه دل نه
کتاب‌هایی که شخصیت اولشون یه نوجوان باشه اکثرا بران جذابن. امشب کتابفروشی خیلی شلوغ شد. بدم میاد از خودم که هی اینجا هرشب یه کتاب می‌خونم و نمیخرمشون. حس می‌کنم احوالات پسا خوندن کتابام روی برگه‌هاش میشینه و شاید یکی خوشش نیاد. زندگی فقط اونجاش جذابه که مشتری چندشب پیش برگرده شمارتو به یه بهونه بگیره و دعوتت کنه سینما. یا اونجا که بزنی پس گردن یه بچه ظرف غذاش که تا لبه انار دون شده هست رو بگیری و بری یه گوشه بخوری. چقدر دلم واسه اینجا نوشتن
میخواهم هفته‌ی آینده در جواب سوال‌هاشان که چرا سه جلسه گم و گور شده بودم بدون خبری حتی، به جای بهونه‌های بیخود همیشگی که مریض بودم،چون هوا آلوده بود یا امتحان داشتم بهشان بگویم چونکه من آدم سینوسی‌ای هستم
امروز لرزان لرزان آمده‌ام و فردادوباره حس خواهم کرد که دنیا توی مشت‌هایم است‌ اما باز هم از این اتفاق‌ها میافتد،باز روزی میرسد که من تسلیم میشوم و میخزم توی‌لاک خودم.
میگویم من از آن ادم‌هایی هستم که بعضی وقت‌ها تمام روز توی تختشا
تو می خواستی بهترین باشی! بعله قبول دارم که واقعا خواستی اونی باشی که می خوای ولی نتونستی.تو به خودت سخت گرفتی. هرشب قبل از خواب به خودت قول دادی، کلی برنامه ریزی کردی و امیدوار بودی، ولی هرروز همین آش و همین کاسه بود و تو بابت شکستت از خودت متنفر شدی، به خودت توهین کردی و ناراحت شدی و حسرت خوردی.تو روزهای زیادی مثل آدم های افسرده زندگی کردی چون زندگیت اونطور که توی فیلم ها نشون میده و مثل زندگی بقیه آدمهای موفق تو دنیای واقعی میبینی، نبوده. تو
سالگرد مهسا رو نمیذاره برم فردا. میگه یه ماه تموم نشده.
بعد از این همه بدبختی که کشیدم.بعد این همه خونه نشینی.این حرفِ آخه؟!! 
بهونه نیست؟!!! 
حقمه تو یکی از مراسماش شرکت کنم.به خدا این یکی حقمه :,((((
دلم میخواد سرمو بکوبم به دیوار هزار تیکه شه.به جاش ماگ قشنگمو هزار تیکه کردم: (( أه :`((
دو سه روز پیش به موطلایی درس بابا رو داده بودن و به مناسبت اولین خواندن و نوشتن این کلمه یه کار جالب انجام دادن، به این صورت که با کاغذ رنگی یه حالت کارت پستال مانندی درست کرده بودن که روش کلاه و چشم و ابرو و سیبیل بود و داخلش یه متن بامزه چاپ کرده بودن، که بابا خیلی دوستت دارم و قدر محبت ها و تلاشت رو میدونم و بهت افتخار میکنم و . بعد "بابا" های تو متن رو بچه ها خودشون نوشته بودن و بالاش هم عکس باباشون رو چسبونده بودن.ظهر که رسید پرید تو بغل بابا
با اینکه میدونه اصلا از این کار خوشم نمیاد اما وقتی به یه بهونه ای وارد اتاقم میشه و من رو در حال نوشتن می بینه برای لحظه ای کوتاه هم که شده نگاهش رو می لغزونه روی نوشته های کاغذ زیر دستم. کاملا می تونم حس کنجکاویش رو درک کنم.
بد چیزیه که از موعد پایان خودت بی خبری، که قبلش حتی یه ندا هم بهت نمیدن، که باید حواست باشه شاید این آخرین باره.
نه برای به دنیا آوردنت اجازه گرفته می شه نه برای خلاص شدن از شرّت!
به روزی فکر کردم که دیگه نیستم تا دفتر زیر د
هوالرئوف الرحیم
ااگر بخوام بگم چقدر اتفاقای جورواجور افتاده این چند وقت، انگشتم از کار می افته. ولی اتفاق امشب دیگه مصمم کرد بیام بنویسم.
خانه ی ما برام این پیام رو داشت که :
"اگر دخل و خرج با هم نمی خونه، دخل رو باید بزرگتر کنی."
ایده ای که مدتها بود باهاش عشق بازی کرده بودم رو یک شب تا صبح چکش کاری کردم و صبح به عنوان سرمایه گذار به سمع و نظر رضا رسوندم و بدون تشویق بهم گفت:
"باشه؛ شروع کن ببینیم چه کاره ای."
این قصه از روز چهارشنبه 13 آذر شروع شد
برای خیلیا یلدا قشنگهپر از افسانه‌های رنگ‌رنگه
برای بعضیا پرشور و پرحالسراسر خوشگلی مثل لُپِ‌چال
برای انجمن‌ها جشن و کارهولی اینم اصن غصه نداره
آخه دارم خبرهای فراوونمیگم حالا برای خوشگلاتون
دو هفته بعد یلدا امتحانهکی خونده؟ هان؟ پریسا یا سمانه؟
تقی یا که نقی؟ شاید سیاوشنخونده هیچ کسی؟ حتی پریوش؟
نشستین جشن گرفتین واسه‌ی چی؟دارین حافظ میخونین واسه‌ی کی؟
بابا فردا اگه درسو نخونیمث یارو یه جاهایی می‌مونی
ولی خب بی‌خیال امشب قشنگهب
یکی از خصلتهای ما ادمها همینه.همینه که گاهی دلت تنگ میشه برای همون جمع ها و دورهمی های ساده و بی فایده با همون ادمهای تکراریه همیشگی باهمون حرفا
بی فایده یعنی خیلی چیز خاصی بهت اضافه نمیشه نه اینکه بخوام توهینی بکنم.
همه چیز خوبهخداروشکر منم خوبم خداروشکر فقط الان دلم تنگه و بی حوصلگی شدیدی بهم دست داده.
هیچ هم از سرم نمیره که نمیره.رفتم نشستم درس خوندم.با دوستام حرف زدمم یه کوچولو چت کردم ولی فایده ندارهانگار دلم میخ
دیدی می گن معذرت می خوام خوب باشه من بخشیدم ولی نمی تونم واقعا ببخشم یه روز که تو افتاده بودی به سرفه من هم می گفتم به درک ولی هنوز یه کوچولو دوستت داشتم انگشت هامو بهم قفل کرده بودم تو به ضمیر نا خود آگاه اعتقاد داری شاید خودم نمی فهمیدم ولی دعا می کردم یکی بهت کمک کنه چون چشم هات قرمز هم شده بود اگه حتی می مردی یکی دیگه تو رو از روی زمین بلند می کرد صدات می زد زنده یی  
به مرور زمان می فهمی چرا تا این حد کینه ام قدر شتر بزرگه خوب خودم نمی دونم چ
سلام
امروز سردردم بهتر شده
چند ساعتی با دوستم بیرون بودم
راستشو بخواید لذتی نمی برم منتهی چون حواسم رو پرت میکنه دوس دارم
نمیدونم شايدم اشتباهه
در درون و تفکر خودم دارم تغییرات و تفکراتی حس میکنم 
چیزهایی که باعث پیشرفتم میشه
به دعای تک تک شماهایی که شابد این مطالبم رو میخونی نیاز دارم
زندگیم عجیب به یک اتفاق خوب نیاز دارد
کاش میشد برم مشهد
بیخیال
میخوابم
خدا نگاهم ميکني؟؟
شب بخیر
حال پیرزن اصلا خوب نیست. سرطان بعد یکسال درمان و خوب شدن موقت دوباره با بهونه های مختلف خودنمایی کرد تا بالاخره همه ی بدنش رو گرفت. خودشم میدونه این روز ها روزهای اخرشه . ذکر مواقعش هوشیاریش اینه خدایا ببخش و ببر. گرچه این ذکر حال بقیه رو میگیره اما خب حقیقتش رو تقریبا همه قبول دارن.
رفتیم ملاقاتش . چیز قابل ذکری ازش باقی نمونده بود. مامان ته مونده هوشیاری پیرزن رو به چالش میکشید . 
اینو میشناسی؟ حالت بهتره ها! و منتظر پاسخی میموند ازش. و او
دیدی می گن معذرت می خوام خوب باشه من بخشیدم ولی نمی تونم واقعا ببخشم یه روز که تو افتاده بودی به سرفه من هم می گفتم به درک ولی هنوز یه کوچولو دوستت داشتم انگشت هامو بهم قفل کرده بودم تو به ضمیر نا خود آگاه اعتقاد داری شاید خودم نمی فهمیدم ولی دعا می کردم یکی بهت کمک کنه چون چشم هات قرمز هم شده بود اگه حتی می مردی یکی دیگه تو رو از روی زمین بلند می کرد صدات می زد زنده یی  
به مرور زمان می فهمی چرا تا این حد کینه ام قدر شتر بزرگه خوب خودم نمی دونم چ
آرزو می کنم هرچه زودتر بمیری ترامپ لعنتی که گند زدی به زندگیم://
بعد از ترور سردار زندگی نذاشته برام،بهونه اومده دستش که دیگه اونجا جای موندن نیست ،جم کن بیا پیش خودم.
آخه اون عوضی که خودش به غلط کردن افتاده دارن جم میکنن برن گم شن خراب شده ی خودشون ،این وسط این چی میگه من نمی فهمم به خدا‌.
امروزم دیگه زنگ زده بود به بابا:/ آخرم دعواشون شد:/ خدایا چرا تموم نمیشه ؟! چرا تموم نمیشی، رفتی تموم شد دیگه ، تموم شو دیگه بابا تموم شو. تو رو هرکی دوست دار
بعضی چیزها هیچوقت از دل آدمی در نمیرود
هیچ وقت.
روزها که بگذرد،هفته ها،ماه ها،و شايدم سالیان سال هم بگذرد
بازم یادت نمیرود حرف ها و کارهایی که باعث شد همیشه بهش فکرکنی
حالا چه خوب و یا چه بد.
شاید کوچک باشد،شايدم بزرگ،شاید حرف خوب و شايدم حرف بد
توهین،تهمت،یا خوبی و یا نیکی و یا بزرگی
بعضی چیزها واقعا از دل من در نمیرود
موقع خواب به یادشم،موقع غذا به یادش،موقع استراحت،موقع کار،
موقعی ای که تو چهره همون افرادی که این حرف را به من زدند یادش م
+سپیدارها یه جا گل میدن بعد برگاشون می‌ریزه یه گل متفاوت درمیاد. همینجوری که ثابته بودنشو به وجود میاره.
- از پایانش شروع میشه.
+آره. کملا نو میشه. با زیاد شدن.
-انسان هم اینجوری نیست؟ هردفعه واسه خودمون یه بهونه پیدا می‌کنیم و زنده می‌شیم.
+چون که می‌خوایم باور کنیم. به خوشحال شدنمون به شاخه دادنمون. حتی می‌خوایم بیشتر هم وجود داشته باشیم با زیاد شدن و گذاشتن یه دری.
-شرایط زندگی هم عوض میشه. اول تنهاییم. بعدش اگه خوش شانس باشیم جفتمونو پیدا م
چند وقت پیش ایمیل ناشناسی اومد مبنی بر اینکه چرا اینجا نمینویسین و. چرا مث قدیم نیست و.خب. بهونه های رایج : نمیرسم ، کار دارم (آره واقعا سرم شلوغه) ، حوصله ندارم، .و از این حرفابعدش جواب اومد : .ولش کردم، جواب هم ندادم. ولی درموردش فکر کردم. و بعدا باز همینطور. یکی هم هُلم داد که یالا بنویس.آره، نوشتن اینجا خوبه. بخاطر خوندن بعضیا. بخاطر فهمیدن نظرات، بخاطر شاید همون چند نفر که میگن ما خیلی خوشحال میشیم با نوشتنت! (الله اکبر) ! و شاید پیش رفتن آ
اومدم خونه خالم.سر ناهار با پسرخالم از علوم پایه میگفتیم که گفتم میوفتم بدبخت میشم.گفت نه بابا پاسی منم همین فکرو میکردم.بعد گفت چیزی ام حذف کردی؟شروع کردم به گفتن دیدم قیافش داره شبیه برگ ریخته ها میشه دیگه ادامه ندادم به گفتن حذفیاتمبعد شروع کرد به گفتن اینکه بشین فلان شکلی شانسی بزنقشنگ نا امید شد
حالا دخترخالم هی میگه تو از فلانیا که با سهمیه اومدن کمتری؟بیوفتی کشتمت
خالم میگه چرا نخوندی میگم اخه فلان شد و درسا دانشگاهمون فلان بود و ای
چند وقتی هست که همسر جان یه دو سه باری بحثای جدی در مورد آوردن نی نی با من کرده و من با شیطنتای مخصوص خودم هی بهونه آوردم .بهوووونه از هر دری که بابا بذار جوونی کنیم یه مسافرت دو نفره منو قول دادی اونور ببری نمیدونم بذار هزار و چهارصدی باشه  و و و
ولی از شما چه پنهون گفته بودم از مسئولیتش میترسم؟ اصن کلا از بچه داشتن میترسم؟
سعید گیر داده که دیگه ما باید بچه دار شیم نهایتا چند ماه دیگه وقت داری بازی کنی :))))
میگه ای بابا خو من توله میخوام هزا
یکی دیگه از اون آهنگ های پاییزی که واقعا به حال و هوای این فصل می خوره آهنگ نه نرو از سیروان خسروی هست که به شدت رومنس و یه جورایی ناراحت کننده ست ولی از اون غم های دوست داشتنی. از اون آهنگ هایی که می دونی وقتی گوشش می دی روح و دلت پر می کشه به جایی که نباید. از اون آهنگ هایی که حتی اگه از لحاظ احساسی توی شرایط خوبی باشی باز هم ذهنت رو درگیر می کنه و واقعا دیوونه ی این آهنگم. از اون آهنگ هایی که می دونی وقتی گوشش بدی دلتنگی دیوونت می کنه ولی باز هم
الان چند ساعته دارم عکسامو میبینم. انتخابشون میکنم کلی رو هم تلمبار شدن همشونو خورد خورد میبرم چاپ پولامم جمع کردم. باید اونجوری دیگه نگاهشون کنم تو لپ تاپ نمیشه انتخاب کرد. باید اینارو سروسامونی بدم تا بعد که میرم عکاسی بیشتر از اینی که تلمبار شده نشه. یه خورده هیجان زدم. باید برای چاپم امادشون کنم به خصوص مجموعه عیدمو بعضیاش میترسم تو چاپ دیگه خیلی تاریک بشه هرچند که تو لپ تاپ اوکی ولی خب یه ذره هم بعضیاش تاریک. همین الان چند تا مجموعه است ک
در همین زمان که چند سال پیش جنگ شروع شد،
جنگ ایران و عراق،
جنگ ایران با یه کشور عربی،
یا شايدم جنگ ایران با کل دنیا،
دوباره،
شاید،
فقط شاید، قراره که جنگ بشه،
با یه کشور عربی دیگه،
و با کل دنیا .
اگر جنگ بشه، 
مثل همون بار قبل،
میلیون ها آرزو پرپر میشه،
میلیون ها تن قربانی میشه .
البته این دفعه شاید فرق داشته باشه،
شاید اینبار،
 برعکس دفعه قبل،
شناسنامه هارو طوری دستکاری کنن که نشون بده زیر سن قانون اند تا به جبهه فرستاده نشن،
اینبار هیچ کس خ
البته و صد البته که خیلیا هم هستن از اوضاع و شرایط کنونی به شیوه های مختلف سود می برن ! دقیقا مصداق همون جریان معروف ماهی گیری توی آب گل آلوده . مثل شرکت و بانک طرف حساب ما که اختلال اینترنت رو بهونه کرده و حقوقی که قرار بوده یه هفته پیش واریز کنه رو فعلا هاپولی کردن 
چه میشه کرد ؟
میدونی فهمیدم که هیچ آدمی کامل نیست اونجوری که ما دلمون میخواد. پس برای این که دوسشون داشته باشیم باید همونجوری که هستن بپذیریمشون. این که تو ادمارو همونجوری که هستن دوست داشته باشی خیلی بزرگی میخواد. چون کار سختی. خیلی سخت. چون تو باید سعی کنی یه چیزایی رو یا نادیده بگیری یا سعی کنی نکات مثبت اون آدمو بیشتر ببینی تا نکات منفیشو. شايدم اینا همش چرت باشه. احتمالاهکه چی به دوست داشتن برگرده این که اگه آدمیو واقعا دوست داشته باشی کمتر به خاطر مع
گاه دنیا به طرز غریب و فزاینده ای تنگه
مرددی بین خودت بودن یا دیگرانو کنارت داشتن،
از دست میری
از دست میری و فرصتی برای سوگواری انچه از دست دادی نیست
اون چیزی ک خودت بودی.
و شکستنت اونقدر اشکار و روشنه
ک به سادگی فروریختنت رو حس ميکني
و همچنان باید ادامه بدی:)
اینجاس ک اروم
خرده های خودتو پشت گلدونای اتاق مخفی ميکني
و عبور ميکني
بی سوگواری
بی تعلل.
اولش که درخواست فالو داده بود چهره اش برام خیلی جذاب بود، دیدم توی پروفایلش ماه و روز تولدش با من دقیقا یکی هست؛ بیشتر خوشم اومد ازش و کنجکاو شدم که بشناسمش.
سر موضوعی بهونه ای پیدا کردم و کمی صحبت کردیم درباره اش که هیچ ربطی هم نداشت به خودمون.
صبر کردم تا ببینم چی پیش میاد. چند شب پیش اتفاقی سر مساله ای سر صحبت باز شد و صحبت کردیم، بازم درباره خودمون نبود اما دیشب وقتی به یکی از استوری هاش جواب دادم که باز هم ربطی به خودمون نداشت یک ساعتی حرف
زاد روزت شیرین ، پر عشق و نورآفرین باد فاطمم
                     
                http://o.gl/vvFpme
حس بودنت قشنگترین حس دنیاست تو که باشی هر روز رو نــــــه !
هر ثانیه رو عشقه
تولد تو ، شروعی برای عاشق موندن؛
بی تو اما تو دلم ، با تو بودن رو جشن میگیرم
و ساده میگم : عزیز من حس دوباره بودنت مبارک 
روز تولدت بهونه ای شد تا بهترین شاد باشهام رو تقدیم حضورت کنم
دلت شاد و روزگارت بهاری باد
گل زیبای زندگیم
اگر برای دنیا یکی باشی برای من تموم دنیائی
عزیزم تولدت
تا به حال نگفتم از کسی و یا چیزی از مخلوقات خدا متنفرم .
نگفتم.یا اگه گفتم منظورم از تنفر .واقعا تنفر نبوده !
اما امشب میخوام.بگم از آدمای بهونه گیر و ایراد تراش و بددل متنفرم!
از آدمای شکاک متنفرم.
از آدمایی که از هیچی جنگ درست میکنن.متنفرم!
از آدمای مریض خود عاقل پندار متنفرم .
از آدمایی که فک میکنن آدمای دیگه براشون مثل یه کاغذ رومه قابل خوندنن و یه درصد به اشتباه خودشون و احتمال اشتباه خودشون فک نمیکنن متنفرم!
از آدمایی که قاضی نیس
در مورد آدمایی که بهشون نه گفتم فقط یه مورد بوده که خودم رو مجبور کردم نه بگم و خودم هم کلی بابتش ناراحت شدم. یعنی اگه میخواستم دلی برم جلو قطعا جوابم بلههههه بود ولی عقلا و منطقا جواب نه درست میبود .فک کنم پنج ماه پیش بود. با یه سری بهونه های واهی گفتم نمیتونم آدمی رو توی زندگیم بپذیرم. دیشب مجددا مجبور شدم به همون آدم جواب منفی بدم و خب خیلی بیشتر هم خودم هم اون ناراحت شدیم.یعنی تا صبح کاملا بابت این قضیه کابوس دیدم و حسرت خوردم که چرا هم
گفتگوی های ذهنی آدمها گاهی معطوف میشه به یه نفر گاهی یا چند نفر . یه زمانی میرسه و اون آدمها نیستن تا به حرفهات گوش بدن و تو یه خلا بزرگ تو وجودت حس می کنی.
این کشف جدید من بوده در مورد خودم. من یادم رفته بود اونی که باید باهاش حرف بزنم کسی نیست جز خودم.من عادت کردم توی ذهنم با صبا و مریم و مریم حرف بزنم و اون حرفها هم سعی کردم به صورت مستقیم به خودشون هم بگم(الان فهمیدم دلیل اینکار من این بوده که همه حرفهای ذهنی من با اونها و برای اونها بوده پس به
زنگ زده میگه بچه م نمراتش اونی نمیشه که "من" میخوام . و من رو با تحکم بیشتری میگه . براش توضیح میدم که قرار نیست همه بچه ها همه ی نمراتشون بالا باشه.  ممکنه کسی واقعا استعداد یه درس خاصی رو نداشته باشه. بهش میگم پسرِ توی سن بلوغت رو مراعات کن. به بهونه درس کاریش نکن از خونه فراری بشه. 
یاد نوجوونی خودم میفتم، یاد دیوارای پر شده از پوستر، یاد گرررریه هام برای باختن تیم مورد علاقه م، یاد اینکه چقد سر هر بازی نذر و نیاز میکردم. و یادمه که مراعاتمو میک
افسردگی اینطوریه که ممکنه سر گم شدن یه گوشواره یک ساعت هق هق کنی.‌ ممکنه روزی هیجده ساعت بخوابی. خودتو قایم ميکني، از خودت خجالت میکشی. یه اتفاق بد کوچیک برات میشه نماد خرابی دنیا. خوبی ها رو نمیبینی، درک نميکني. هیچی خوشحالت نمیکنه، همه‌اش گرفته ای. گاهی وقتی لبت به لبخند کش میاد، احساس ميکني ماهیچه های صورتت کش اومدن. وقتی گریه ميکني دلت نمیخواد تمومش کنی، احساس ميکني میخوای تا جون تو بدنته زار بزنی. بعدش دلت میخواد درد تحمل کنی. چون احساس
وارد سی آبان شدیم و به لطف سیستم بسیار منظم و بابرنامه اداری من هنوز ابلاغیه مو نگرفتم و رفت تااااا شنبه که آیا کارشناس عزیز بعد یه هفته رفتن اومدن من اون برگه رو بده بهم و بعدش فقططط بذارین برررررررررم من
دیگه الحمدلله از تمام مکان های مجازی موجود برای حرف زدن فقط همین جا مونده و خب بهونه بدی نیست برای بیشتر نوشتن و ثبت این روزا.روزایی که یجورایی برای من شروع یه مرحله جدید زندگیه.که کلی هم شوق دارم بابتش هم نگرانی.
امیدوارم روزای خوبی ج
یه زمانی (گمونم دبیرستانی بودم) یه جایی (گمونم زیارتگاه بود، شايدم یه مراسم مذهبی) یکی بهم گفت اینجا حاجتت رو از خدا بخواه (شايدم گفت نماز حاجت بخون). گفتم حاجت؟ من که حاجتی ندارم! گفت مگه میشه هیچ حاجتی نداشته باشی؟! با خودم فکر کردم و دیدم واقعا هیچی از خدا نمیخوام.
تو اون برهه از زندگیم هیچ خواسته ای نداشتم.
ولی حالا به نقطه ای از زندگی رسیدم که نمیدونم واسه کدوم یکی از حاجتام دست به دعا بشم!
الهی خدا حاجت دل همه (مخصوصا شما) رو بده.
آمین
یک وقتایی واقعا کم میارمم.ازهمه طرفف برام میباره همه چیییززز
دیگه به معنای واقعی دارم جرمیرم.
ازهمه طرف داره برام میباااارههنمیدونمواقعااا نمیدونمم تاااکی قراره این وضع زندگی ادامه 
پیداکنههه.اون ازرفتارهای خانوادم.اون از نبودنم و دلخوری های نرگس
ازون طرفم بهونه گیری های همه وووووووووو
همشون ب سادگی حل میشه اما ادماش،نمیدونم نمیخوان یا نمیشه یا نمیتونن
چجوری هست رو واققععاا نیمدونم اما هرچی که هست نمیشهههرچی تلاش میکنم تا 
تا حالا شده
 یه ادمی رو در نظر بگیری که یسری ویژگی های اخلاقی مزخرف داره که تو رو متنفر میکنه . و تو مجبوری باهاش بسازی به هر جهت . 
یه مدت میگذره هم تو سعی ميکني باهاش کنار بیای
و هم حس ميکني این ادم انگار داره تغییر میکنه و انگار داره ادم میشه! 
دوباره یه مدت میگذره
حس مثبت پیدا ميکني نسبت به این ادم که نه انگاری این ادم داره اخلاقای گندشو عوض میکنه و تو هم سعی ميکني خوب باشی باهاش.
.
.
.
 اما دقیقااا 
یجایی که باهاش اوکی میشی و میری بزرگترین ل
یک روز می ایی که من دیگر دچارت نیستم 
از صبر لبریزم ولی چشم انتظارت نیستم 
یک روز می ایی که من نه عقل دارم نه جنون 
نه شک به چیزی نه یقین مستو خمارت نیستم 
شب زنده داری ميکني تا صبح زاری ميکني 
تو بی قراری ميکني من بی قرارت نیستم 
پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد 
گل میدهی نو میشوی من در بهارت نیستم 
زنگار هارا شسته ام دور از کدورت های دور 
ایینه ای روبه توام اما کنارت نیستم 
دور دلم دیوار نیست انکار من دشؤار نیست 
اصلا منی در کار نیست امنم
دور تند زندگی برای من از ساعت پنج و نیم صبح شروع میشه، دو ساعتی که میشه به دل راحت قهوه دم کرد، طرحی زد، رنگی ریخت، کتابی خواند، به گلها رسید و دوش را بدون خستگی گرفت، بعد ریتم کند کسل زندگی شروع میشه، از صبحانه شرکت تا عصرش که هرچند از کارت متنفر نیستی ولی دوستش هم نداری، نه که دوست نداریها، در راستای هدفت نیست، حس ميکني که نُه ساعت تموم تورو از زندگی میندازه و یه کوله بار خستگی میزاره رو دوشت و غروب با لبخند پیروزمندانه راهی خونه ات میکنه ک
دیگه باید قبول کرد که زندگی بشر بدون اینترنت شدنی و قابل تصور نیست ، مگر در  آخرزمان !! اینروزا منو یاد اوایل و اواسط دهه هفتاد میندازه که اونوقتا شهر سرابله و البته شايدم کل کشور دو یا سه شبکه تلویزونی بیشتر نداشت ، خلاصه اینکه اونزمان بدلایل مختلفی مثل قطع شدن برق یا مشکلات فنی دکلهای قدیمی در طول هر ماه و یا شايدم هر ده روز یکی دوبار همون دو یا سه شبکه تلویزیونی هم قابل استفاده نبود، بهر حال اونزمانها تلویزیون ندیدن مسئله ای نبود که باعث م
به گمونم باید یه دفترچه یادداشت برای خودم تهیه کنم تا همیشه همراهم باشه و چیزی که در لحظه تجربه‌اش می‌کنم یا به ذهنم میرسه رو به صورت کلیدواژه ثبت کنم. اصلا نمی‌دونم اون انرژی اولیه رو از کجا آوردم که اینقدر مفصل شروع کردم. شاید به خاطر این بود که قبلش هیچی نگفته بودم و یه سری حرف‌ها تلمبار شده بود. شايدم چون این روزها اتفاق معمولی خاصی برام نمی‌افته تا یادم بمونه که بخوام ثبتش کنم، در صورتی که مطمئنم می‌افته و اون لحظه برام حس خاصی داره. ش
اول: این‌روزا به بهونه‌ی رفیقم که میاد و از مامان قلاب‌بافی یاد می‌گیره، منم دوباره شروع کردم یادگیری‌ش رو. قبلاً امتحانش کرده‌بودم ولی دل‌به‌کار نداده‌بودم خیلی. وسطش رهاش کردم. اما مدتیه دارم فکر می‌کنم بلدبودن چندتا هنر ینی داشتن چندتا راه توخونه‌ای برای کسب درآمد و شاغل‌بودن. خلاصه که قضیه‌ی قلاب و کاموای کنار گوشی‌م اینه. 
و برای گرفتن این عکس -چون می‌خواستم تو مسابقه‌ی طاقچه شرکت کنم- داشتم فکر می‌کردم اگه گل‌خشک‌هام بودن
داشتم یه فیلم می دیدم ، توی فیلم دختری بود که علاقه ای به ازدواج نداشت و عاشق پسری شده بود که دوست داشت ازدواج کنه و خانواده تشکیل بده.با اینکه هردوشون می دونستن با هم تفاوت دارن با هم بودن اما این قضیه آزارشون می داد.یه جایی دختره که خیلی ناراحت بود حرف خیلی جالبی زد: به پسره گفت تو آدم عادی هستی چون می خوای ازدواج کنی اما فکر می کنی من عجیبیم و مدام باید برای اینکه نمیخوام ازدواج کنم برات توجیه و بهونه بیارم اما تو ومی نمبینی بخوای اینکار ب
من اگر بخوام اتفاقات ناگوار و حوادث شوم و حماقت های خودمو از زندگیم حذف کنم باید از سه سالگی به بعد کل خاطراتمو پاک کنم ،آخ ، آخ که ای کاش میشد ، کاش میشد این مریمو حذف کرد کاش آایمر بگیرم یادم بره کی بودم و کی هستم و چه بلا هایی به سرم آوردن و به سرم آوردم .
من کسیم که حتی مهم ترین آدم زندگیمم تحت هر شرایطی پسم میزنه دیگه به چه بهونه ای باید زندگی کنم ؟ کسی که همه چیزمو روش قمار کردم و بد باختم .
میدونید بدبختی چیه ؟ اینه که حتی لحظات خوش زندگیت
دراز کشیدی رو به آسمونِ بدون ماه.رادیو چهرازی میگه هومیوپاتی میدونی چیه؟اخم ميکني-در تعریفی دیگر هر دارویی بتواند در انسان سالم ایجاد علامت کند، می‌تواند همان علامت را در فرد بیمار درمان کند.-سرتو کج ميکني که یعنی چی؟بیشتر میخونی.یعنی اگر دردو رقیق کنی توی آب و بخوریش میشه درمون.-جمشید میگه خوردمش.-فکر ميکني که آخ یادش رفت دلبرو رقیق کنه.بعد فکر ميکني که دلبرو میشه رقیق کرد؟توی کدوم دریا؟.انگاری دلبرها هر جا که برن، ردّشون روی هر چی که
* امروز طی یک عملیات سه ساعته، اتاقم رو بازسازی کردم:)
البته بعد ازون، یه نیمچه عملیات دیگه هم براش رفتمم:/ چون چند دقیقه بعدش مواجه ی شدم که با کلی اسباب‌بازی داره تو اتاقم بازی می‌کنه! و کو جرعت اخم به ابرو آوردن برای ته‌تغاری!:)
* پریروز داشتم فیلم آموزش ریاضی می‌گرفتم از نت که یهو قط شد و بهونه داد دست من:/ باید یه تصمیم سفت و محکم برای درس‌خوندن بگیرم
* خواهری حالش ناخوش بود و عازمِ درمانگاه شده‌بودیم. اونجا دکتر نبود؛ عازم بیمار
می‌ترسیدیم بهش بگیم عاشقتیم. هشت‌مون گروی نه‌مون که چه عرض کنم، هفت‌مون گروی هشت‌مون بود و شیش‌مون گروی هفت‌مون و پنج‌مون گروی . . شده بودیم دنباله‌ی اعداد حسابی، انتگرال نامعیّن، قضیه‌ی فیثاغورث و اصلا یه جورهایی حس می‌کردیم شدیم غیاث‌الدین جمشید کاشانی!شب رو از ترس از دست دادنش تا دو سه بیدار بودیم و صبح با دلشوره‌ی از دست دادنش ۵ و ۲۰ دقیقه بیدار می‌شدیم. آدم منتظر خلق شده، ما هم منتظرش بودیم. واسه همین شدیم صابر اَبَرِ زندگی‌م
 
*** من ا شما دلخور نیستم. اون خط اول اشتباه بود** *
دوست داشتم همین الان الان هوای مطبوع و خنک تو حیاط که پره از رایحه باغچه خودمون و همسایه ها رو باهاتون به اشتراک میذاشتم  :)ولی حیف که این امکان وجود نداره و هر فضای مجازی و اینترنتی ای ازش عاجزه. 
هزاران بار فک کردم به این ک کاش میشد بوها و طعم ها و حس ها و حتی دما ها رو انتقال میداد. مثل یه ویس و یه فایل مثلا. شايدم اونجوری دلتنگی ها بیشتر بود. شايدم نه. مثلا یه دانشجو میتونست بوی لباس مادرش رو
دانلود آهنگ اینو گفتم و میگم بدون تو میمیرم + متن وکیفیت
رسانه جاز موزیک امشب برای شما کاربران ترانه نشونی با صدای امین رستمی را آماده کرده
Exclusive Song: Amin Rostami – Neshooni With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ اینو گفتم و میگم بدون تو میمیرم
دوست داشتم و دارم
تویی عمر دوبارم .بخوای یا نخوای دلو واست میارم
اینو گفنم و میگم بدونه تو میمیرم تو که نیستی من ار کی سراغتو بگیرم
دلم چه بی قراره نشونیتو نداره اگه بی تو بمپونه میمیره بی ستاره
نگیر ازم بهونه صدام
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب