نتایج پست ها برای عبارت :

شاید ساده باشم اما کور که نیستم دیدم دستاتو گرفته بود من احمقو باش فکر میکردم فرشته بود

#داستان_کوتاه‌مادر نابینا کنار تخت پسرش در شفاخانه نشسته بود و میگریست .فرشته ی فرود آمد و رو به طرف مادر گفت: ای مادر من از جانب خدا آمده ام. رحمت خدا بر آن است که فقط یکی از آرزو های ترا برآورده سازد، بگو از خدا چه میخواهـی؟مادر رو به فرشته کرد و گفت: از خدا میخواهم تا پسرم را شِفا دهد. فرشته گفت: پشیمان نمیشوی؟ مادر پاسخ داد: نه!فرشته گفت: اینک پسرت شِفا
ادامه مطلب
دانلود اهنگ دستاتو میگیرم از تو چشات میبینم یاسین ترکی
گلچین یکی از بهترین اهنگ های یاسین ترکی به نام دستاتو میگیرم از تو چشات میبینم با بهترین کیفیت ممکن همرات با شعر کامل در وبلاگ یک موزیک 
برای دانلود کامل اهنگ یاسین ترکی به لینک پایین همین مقاله مراجعه فرمایید
ادامه مطلب
 
 
دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند.
این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند.فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند."شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند. بعد از خ
آخرین پست وحید آنلاین این بود: 150 نفر کشته، 1000 نفر دستگیر شده.
چند تا از فیلم ها رو باز کردم و ديدم و در حالی که تمام تنم رعشه گرفته بود اومدم از جام بلند شم که تلفن زنگ خورد. یادم اومد که اصلا چرا از خواب بیدار شده بودم، مامانجون از خونه ی عمه زنگ زده بود.
تلفن رو که برداشتم صداش که از شدت بغض دورگه شده بود پیچید توی گوشم: ننه دلم هواتو کرده!.
کاش همونجا می مردم. هیچ چیز توی دنیا نمی تونست این همه غمگینم کنه، گفتم همین الان اسنپ می گیرم میام اونجا.
فرشته‌ی دادگستری‌ها! چه سخت افتاده‌ای به زحمت!که هر دو بشقابِ این ترازو، شکست از شدّتِ عدالت
فرشته! در خواب‌گاهِ دیوان، چه کار کردند جز ؟فرشته! خم شو بگو پری‌ها چه بار دارند غیر حسرت؟
دعا دعا گریه‌های خود را گذاشتم پیش چشم خورشیدمنم که با قطره‌های باران دخیل بستم به آسمانت
فرشته گفت: آسمان ندارم، به تو چه مربوط کار و بارم!اگر غزالی، تغزّلت کو؟ چه کار داری به کار دولت!»
تغزّلم را سکوت خورده، به حرمتِ عاشقانِ مرده -تمام آوازهای خود ر
خواهر عروس سندرم دان بود. عروس دستشو گرفته بود و باهم میرقصیدن، هر دو با لباس سفید، مثل دو تا فرشته دور هم میچرخیدن. دلم میخواست منم دور این فرشته پاک و معصوم بچرخم. اون تو دنیای قشنگ خودش میچرخید و میخندید اما من تمام مدت به مادرش فکر ميکردم که به مادرم گفته بود غم این بچه منو پیر کرد. فکر ميکردم به مادری که همیشه نگران آینده این فرشته قشنگه. اینکه اگه یه روزی خودش نباشه کی ازش مراقبت میکنه. وقتی شما یه بچه معمولی دارید، میدونید که قراره بزرگ ب
من دوست داشتم آسمان باشم اما هر چه بالاتر می رفتم اون بالاتر بود! وقتی چند روز از سرم گذشت تصمیم گرفتم دریا باشم، رفتم کنار رودخونه و  خودمو انداختم توش وقتی اومدم بیرون فقط سردم بود و به وسعتم اضافه نشده بود! سرم رو ت دادم و گفتم: من مدتهاست راه رو اشتباه رفتم، من دوست دارم درخت باشم. رفتم بالای تپه رو به روی درخت کِنار ایستاده ام و دوتا دستم را به عرض شانه کشیدم. میشه گفت موفق آمیز بود ولی پرنده ای مرا برای ساختن لانه اش انتخاب نکرد! 
خنده
توی یکی از کتاب های مورد علاقه ام که بیشتر از چندین بار خواندمش، یکی از شخصیت های فرعی نویسنده بود. او معتقد بود فرشته ای وجود دارد به نام خلاقیت». معتقد بود فرشته ی خلاقیت، بال هایش را دور او و ماشین تحریرش پهن می کند و آن موقع، زمانی ست که او بهترین قسمت داستانش را می نویسد، ایده برای کتاب جدید به ذهنش می رسد و تا شب، انگشتانش -با کمک بال های فرشته ی خلاقیت- روی ماشین تحریرش پرواز می کنند.
خب. اگر واقعا اینطور باشد. گمان کنم فرشته ی خلاقیت دی
Angel's Egg 1985 1080p BluRay,انیمه تخم فرشته 1985 با دوبله فارسی,تخم‌ مرغ فرشته,دانلود انیمه ژاپنی Angel's Egg 1985,دانلود انیمیشن Angel's Egg 1985,دانلود انیمیشن تخم مرغ فرشته,دانلود انیمیشن جدید,دانلود دوبله فارسی انیمیشن Angel's Egg 1985,دانلود رایگان انیمیشن Angel's Egg 1985,دانلود زیرنویس فارسی Angel's Egg 1985,دانلود کارتون تخم‌ مرغ فرشته با دوبله فارسی,سایت دوستی ها,
ادامه مطلب
دستام تو دست عشقمه دنیارو من دارمقدر خدای آسمون من تورو دوست دارم
با تو خوشبخت ترین عاشق ِ رو زمینمقسم به تو که تا ابد تویی عزیزترینم
با تو خوشبخت ترین عاشق ِ رو زمینمامشب تو اوج ِ آسمون کنار ماه میشینم
نازنین چت ام به تنت چه قشنگه این لباسمن و تو مال همیم دنیا مال ما دوتاسبده دستاتو به من ماه نقره کوب منبا تو جاودانه میشه لحظه های خوب من
چشم حسودا کور بشه چه انتخابی کردمامشب یه تیکه ماه شدی دور چشات بگردمواژه به واژه خط به خط من به تو فکر میکر
اون روز من و سین رفتیم سرکلاس ، 
یه پسره همکلاسیمون بود همون روبه رو نشسته بود یهو چشممون خورد بهش تو دلم گفتم این از کدوم خمیر مایه استفاده کرده اینهمه پفیده؟ دوستم انگار ذهنمو خونده باشه گفت اینا همش قرص فرشته میخورن اینجوری میشنحالا خب به من ربطی نداشت و مهم هم نبود فقط خب یهو آدم تعجب میکنه دیگه. اونوخت من یه سه کیلو اضافه کردم کلی افتخار ميکردم:/
دانلود آهنگ جدید ساده بگم از کسری  با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
ساده بگم ساده بگم سادگیاتو دوست دارمساده نمیگذرم ازت تورو تو شعرام میارم
Download Ahang Jadid 98 Kasra Ahmadi Benam Sade Begam
دانلود آهنگ کسری  به نام ساده بگم با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ کسری – ساده بگم
عادت یا عشق نمیدونم نمیتونم نبینمتنمیتونم حتی یه شب به تنهایی‌ بسپارمتعادت یا عشق فقط بدون مثل نفس دوست دارمخودم اگه از یاد برم تورو به خاطر میارمهر اسمی که می‌خوای ب
دنیا اگه یه فرشته بود با دو بال احتمالا بال هاش برای پرواز نبود ، مثل پنگوئنی که پرواز نمیکنه رو زمین سر میخورد . پس کسی هم پرواز یاد نمیگرفت . همه بال داشتن اما تو دست و پاشون میبود و از هر فرصتی برای قیچی کردنش استفاده میکردن . دنیا واقعا که فرشته نمیشد چون نمیتونه باشه شايد اسمش میشد دنیا و فامیلش فرشته . مثل خیلی از آدما که فامیلشون شخصیتشون رو معرفی نمیکنه . مثلا فلان آقای صالحی حتما که صالح نیست ممکنه یه و عیاش باشه . دنیا فرشته ، دنیا م
بهرام با نفرت نگاشو ازم ن که رو زمین افتاده بودم و گریه ميکردم گرفته و ازخونه زد بیرونبابا اومد بغلم کرد سرمو گذاشتم رو سینه بابا و ازته دل زار زدم-گریه نکن دخترم دستش بشکنه که روت بلند شد ،گریه نکن عزیز دلماون شب گذشت بابا به سپهری رضایتش و اعلام کرده بود از اونروز تا حالا نه بهرام تحویلم میگرفت نه بهراد خیلی احساس بدی داشتم قرار بود امشب سپهری بیاد خونه تا بابا صحبتاشون و بکننتوی اتاقم نشسته بودم به بدبختیام فکر ميکردم-ابجیبه باران نگاه کر
امام صادق ع فرمود رسولخدا ص ان. که دوهگین بیرون فرشته ایکه کلید خزانه های زمین دستش بود نزد او امدوگفت ای محمد اینهاکلید های خزانه های زمین است پروردگارت بتو 
میگوید باز کن وهرچه خواهی از زمبن بر گیربدون انکه چیزی ار مفامت نزد من کاسته شود دیولخدا ص فرمود دنیا خانه کسی است که خانه ندارد وانکه عقل نداردبرای دنباجمع میکند  فرشته گفت سوگند بانکه ترا بحق مبعوث ساخته مناین  سخنرا از فرشته ایدر اسمان چهارم شنبدم زمانبکهکلید ها را بمن دادند
کاش باشم ناله ای، تا گل بدن گوشم کند.
کاش باشم پیرهن، از شوق آغوشم کند.
کاش گردم شمع و سوزم در سر بالین او،
بهر خواب ناز خود ناچار خاموشم کند.
کاش باشم حلق های در بند زلفان نگار،
هر زمان از زدف مشکینی سیه پوشم کند.
کاش باشم جوی آبی در زمین خاطرش،
بهر رفع تشنگی شادم، اگر نوشم کند.
کاش باشم ساقی بزم وصال آن نگار،
تا ز جام وصل خود یک عمر مدهوشم کند.
کاش باشم شعر تر، جوید مرا از دفتری
، هر گه از یاد و هشش یک دم فراموشم کند.
زیباترین انشاهای ادبی و ساده درباره مادران دوست داشتنیانشای زیبا و ساده درباره مادران مهربانزیباترین انشاهای ساده و ادبی کوتاه درباره مقام مادران مهربان و دوست داشتنی که لایق بهترین ها هستند.
انشا ساده و عادی در مورد مادر
کلمه مادر” فقط یک کلمه نیست، مادر که می گویی می توانی مزه عشق و مهربانی را روی زبانت احساس کنی، انگار خداوند دنیایی از دلسوزی و زیبایی و فداکاری را در یک کلمه خلاصه کرده و آن مادر است!
مادر یگانه همراه پس از خداوند ا
BluRay,The Littlest Angel 2011,x265 HEVC,دانلود The Littlest Angel 2011 720p,دانلود انیمیشن The Littlest Angel 2011,دانلود انیمیشن جدید,دانلود انیمیشن کوچک ترین فرشته The Littlest Angel 2011,دانلود انیمیشن کوچکترین فرشته 2011,دانلود رایگان,دانلود زیرنویس فارسی,دانلود فیلم با حجم کم,دانلود مستقیم انیمیشن The Littlest Angel 2011 1080p,دوبله فارسی,زبان اصلی,فرشته,کیفیت بلوری,
ادامه مطلب
من به فرشته‌ها باور دارم، چون زندگیم پر از فرشته است. همین امروز به یکیشون بعد یک آشنایی دو ماهه موقع خداحافظی گفتم تو نمی‌دونی در حق من چی کار کردی و تمام راه برگشت به این فکر کردم که به شکرانه‌ی حضور این آدم‌ها در زندگیم باید چی کار کنم. هفته‌ی بعد هم میرم دیدن یکی دیگه از این فرشته‌ها و خیلی نگران اینم که از خودم ناامیدش کنم. من هیچی ندارم که به نشانه‌ی لیاقت رو کنم و بگم این در عوض فلان بهم داده شده یا بخوام که بهم داده بشه. می‌خوام روزگ
نمیدانم چطور اینکار را میکنید. چطور احساستان را می شناسید؟ چطور می فهمید چه کاری درست است و چه کاری نه؟ چطور بزرگ شده اید؟ چرا من نمی شوم؟
من همیشه ادم دیوانه ای بودم. البته اول ادم نبودم، بعد از ادم شدنم هم دیوانه بودم. همیشه عجیب به دنبال عشق بودم. دلم فقط یک عشق میخواست. حاضر بودم هستم. همه کار کنم که یک عشق داشته باشم که مال خودم باشد و مال خودش باشم. فقط همین. اما همیشه شکست میخوردم.
فکر ميکردم عشقم را پیدا کرده ام. یک سالی می گذرد. بعد از تم
.
شايد داشتم سعی ميکردم با چیزایی که خیلی قبلا باشون تعریف میشدم خودمو معرفی کنم، چون از تعریف نشده بودن میترسیدم
الانم میترسم
از چیزی که هستم،
یعنی از این همه چیزی که نيستم
از اینکه چیزی نيستم!
احساس تهی شدن میکنم، حتا همون خورده چیزایی که اون موقع داشتم رو هم میشه گف ندارم دیگه به اون صورت انگار هیچی از این بیست سال با خودم نیوورده باشم!
این قدر بی وزن؟!
راستش وقتی به زندگیم نگاه میکنم انواع و اقسام اشتباهات را تجربه کرده ام. 
نماند شارع غلطی که نرفته باشم ، نماند فعلی که مرتکب نشده باشم اما هیچ پشیمان نيستم
سال هایی که جوان تر بودم به عصیان گذاشت و از این عصیان جز معده دردی عصبی برایم باقی نماند . 
زمانی می خواستم درس تقوا به مردم بدهم فهمیدم متقی بودن راحت نیست.
خواستم عارف شوم فهمیدم عرفان هم فقط از دور زیباست و ساده نیست.
خواستم دولتمرد شوم ديدم ت جای من نیست!
زندگی همه جاش یک پارادوک
دیشب خواب ديدم فکرامو نوشتم، یکی از بچه ها اینجا دیدتشون و خونده و به بقیه نشون داده.
خواب ديدم گریه کردم. وقتی می نوشتمشون.
خواب ديدم جرئت حرف زدن داشتم.
خواب ديدم برای یکی مهم بود.
خواب ديدم خسته شده بودم از اینکه همون چیزی باشم که ازم میخوان. خواب ديدم دلم میخواست یه بار مهم باشه من چی میخوام.
ولی خب. نيستم؟ اگه خسته شده بودم الان وضعم این نبود.
اگه خسته شده بودم هر روز به همه پیام نمیدادم که یک دقیقه بعدش حذفش کنم.
اگه خسته شده بودم، فرقی می کر
Alita: Battle Angel 2019 1080p BluRay,آلیتا بتل آنجل,آلیتا: فرشته نبرد,دانلود رایگان فیلم Alita: Battle Angel 2019,دانلود زیرنویس فارسی Alita: Battle Angel 2019,دانلود فیلم آلیتا 2019,دانلود فیلم آلیتا فرشته جنگ Alita Battle Angel 2019 دوبله فارسی,دانلود فیلم آلیتا: فرشته نبرد 2019 با دوبله فارسی,دانلود فیلم اکشن,دانلود فیلم جدید,سایت دوستی ها,فیلم سینمایی آلیتا: فرشته جنگ ۲۰۱۹ دوبله فارسی,
ادامه مطلب
اول که اه 
بازید کلو فک ميکردم بازیده یه روزمه  و فک ميکردم اوه شت عه عالمه ادم چرتامو میخونن
بعد داشتم در مورد یه تابع مقایسه بین ادما فک میردم یعنی اگه مثلا اگه یه روح باشم و قرار باشه بین ۲ تا بدن انتخاب کنم کدومو انتخاب ميکردم تا همین چن وقت پیش فک ميکردم اونی که جمع لذتش تو هر لحضه بیشتر باشه رو انتخاب ميکردم بعد فهمیدم جمع لذت رو باید یه جور دیگه کرد (نمیدونم چه جوری ولی یه جور دیگه) چون یه مدل لذت دیگه عادی میشه 
الان فهمیدم تاثیر گذاری ه
همه چیز ارام.ارامباورت می شوددیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یک آرامبخش "تو نگرانم نشو !همه چیز را یاد گرفته ام !راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم بی صدا کنم !تو نگرانم نشو !!همه چیز را یاد گرفته ام !یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی !یاد گرفته ام نفس بکشم بدون توو بی یاد تو !یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن.و
عشق خیلی چیز مسخریه یادم نمیاد هیچوقت صبح پاشده باشمو برای خودم اینکارو کرده باشم اما امروز صبح ساعت 6 پاشدمو براش صبحونه درست کردم !شايد خیلی ساده اس اما من واسه ی خودم هیچ وقت کاری نکردم 
الان توتخت دراز کشیدمو اگه خواب بذاره میخوام واسه خودم باشم
یعنی میشه روزی بیاد که من موسسه خودمو زده باشم؟
روزایی که همش در سفر باشم؟
کتابمو چاپ کرده باشم؟
ساز موردعلاقم رو یادگرفته باشم؟
رو پشت بوم خونم یه تلسکوپ خیلی گنده داشته باشم و تور ستاره گردی برگزار کنم؟
تو آزمایشگاه خودم رو کیسای مختلف تحقیق انجام بدم؟
روزایی که هدفام رو زندگی کنم؟
کودکی که آماده تولد بود، نزد خداوند رفت و از او پرسید:می‌گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می‌توانم برای زندگی به آنجا بروم؟»
خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته‌ام. او از تو نگهداری خواهد کرد.»اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه :اما اینجا در بهشت، من هیچ کار جز خندین و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.»
خداوند لبخند زد
دیروز از مهربانی های ساده ات ، ساده با تو حرف زدم، خواستم بدانی که عمیقا دوستت دارم و قدر این دوست داشتن را میدانم، باید ابتدار مفهوم قدر را بدانی تا بتوانی حالا طعم قدر مطلقش را بچشی. و من میخواهم حال قدر دان مهربانی های ساده ات باشم.
تنهام
دارم یه تنهایی وحشتناکو تجربه میکنم
میترسم
اونقدر میترسم که تو خودم دارم فرار میکنم
شايد پنج کیلومتری رو تو خودم دویده باشم از ترس و لرزیده باشم
من! من!
من! یادت باشه این روزا رو
اصن این یادداشت باشه به یادگار از این روزات
نه واسه رسم ثبت خاطراتو و این کول بازیا هآ
نه
این روزا بایدددد یادت بمونه
چون واست مثل اکسیژن لازمه
باس روزی که رسیدی، بدونی چقدر بها دادی پاش
که قدرشو بدونی و وآ ندی هیچ جوره و تا تهش بری
میدونی من! این روزا انتخابه خو
Angel Has Fallen 2019 1080p BluRay x264,آنجل سقوط کرده است,تماشای آنلاین فیلم,جرارد باتلر,دانلود رایگان فیلم Angel Has Fallen 2019,دانلود فیلم Angel Has Fallen 2019,دانلود فیلم اکشن,دوبله فارسی,زیرنویس فارسی فیلم Angel Has Fallen 2019,سایت دوستی ها,سقوط فرشته,فیلم آنجل سقوط کرده است دوبله فارسی,فیلم سقوط فرشته با دوبله فارسی,فیلم سینمایی سقوط فرشته ۲۰۱۹,مورگان فریمن,
ادامه مطلب
متن ترانه عبدالله زینلی به نام فرشته

قصر عشقمون رو دست به دست هم روی آب ساختیمتوی بازی دل رفتی و ما بازی نکرده بازی رو باختیمتوی تاریکی موندم ، همه عالم سیاههتوی دستم یه گیتار ، همدم بغض شبامهفرشته مال تو قلبم ، من اون پاییز تن زردمدرخت عشقمون مرده ، ریشه هاشو از دلم کندمفرشته فکر پروازی ، بال و پر داری و آزادیپر کشیدی رفتی و اینجا ، قفس شد بی تو تنهاییتو رفتی و هنوز اینجا هستی تو هر نت گیتارمتو رفتی و هنوز هر شب به عشق تو بیدارممن اون ققنوس ش
 
روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند.
مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگان را دید
من چلچراغ خانه‌ی پیراهنت باشمروزی کنارت همدمت عشقت زنت باشم
ای وای فکرش را بکن بین همه خوبانآخر ببینی من فقط وصل تنت باشم
شب‌های سرد زندگی حتی اگر آیدمن همدم دردت چراغ روشنت باشم
می‌خواهم اینجا باشی و هرشب کنار تودر حال عشق و مستی و بوسیدنت باشم
من آرزویم بود جای شانه‌ات بودمیا اینکه جای دکمه‌ی پیراهنت باشم
ای کاش من حس لطیف شعر تو بودمیا کاش می‌شد بوسه‌ای بر گردنت باشم 
چیز زیادی از حضور تو نمی‌خواهممن قانعم باشی و غرق دیدنت باشم
با ا
رمان شیطان یا فرشته یک رمان زیبا میباشد.هم اکنون میتوانید برای دانلود رمان با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان برای گوشی موبایل اندروید, ایفون, کامپیوتر و لپ تاپ از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.
خلاصه و دانلود رمان شیطان یا فرشته
این رمان در رابطه با نفرت یک شخص به فردی دیگر می پردازد و در ادامه زندگی اش این نفرت جای خود را عشق میدهد.
 
 
دانلود رمان شیطان یا فرشته
فرشته عذاب1886- حقیقت اینست که واژه عشق به محض جاری شدن بر زبان ادعاکننده اش قبل از طرف مقابلش، خود ادعا کننده اش را واژگون می سازد و دیوانه می کند و سپس طرف مقابلش را. و لذا پایان این تراژدی ، دو انسان از هم دریده شده می باشد.
1887- در اینجا و از این منظر، عشق همچون فرشته عذابی می ماند که بر خودپرست ترین آدمها فرود می آید که توان کمترین تعامل و گفتگو و تفاهم با غیر خود را ندارند تا چه رسد به گفتگوی با ضد خود. و این راز حاکمیت و غوغای واژه عشق در دورانی
 تو کل زندگیم هیچ چیزم دقیقا  برای خودم نیست .
هیچ چیز
حتی گاها احساس میکنم من خودمم برای خودم نيستم .
نمیدونم در آینده یعنی روزی میاد که ببینم تمام من برای خودمه!!
نمیدونم .
من تنها چیزی ک دلم میخواد اینه ک رها و ازاد باشم .
خودم برای خودم باشم . همین
رمان شیطان یا فرشته یک رمان زیبا میباشد.هم اکنون میتوانید برای دانلود رمان با فرمت PDF و لینک مستقیم رایگان برای گوشی موبایل اندروید, ایفون, کامپیوتر و لپ تاپ از مجله اینترنتی هیلتن اقدام کنید.
خلاصه و دانلود رمان شیطان یا فرشته
این رمان در رابطه با نفرت یک شخص به فردی دیگر می پردازد و در ادامه زندگی اش این نفرت جای خود را عشق میدهد.
 
 
دانلود رمان شیطان یا فرشته
یه جوریه که ترجیح میدم برم شرکت تا اینکه همش خوابگاه بمونم حیف که نمیشه. من واقعا آدمِ بیکار نشستن نيستم
بى حال و حوصله م.
کلا روزاى خوبى نیست
فکر زیاد میتونه هزار سال پیرت کنه حتى اگه همه فکر کنن ١٧،١٨ سالته. گاهى ترجیح میدم همون آدم کم سن و سالى باشم که بقیه فکر میکنن. شايد اینجورى کمتر بفهمم، حس کنم دغدغه هام ساده تر بشه. 
میخوام بیشتر توضیح بدم اما در توانم نیس
می‌گفت "اینجور نباش. همین تسنیم را ببین، هر کاری بگویی می‌کند، تمام کارها با اوست. آب بخواهم تسنیم، غذا بخواهم تسنیم، لباس بخواهم تسنیم، خسته باشم تسنیم، کار داشته باشم تسنیم، کانه فرشته. ولی، ولی، ولی، زبانش تند و تیز است، کانه نیش مار! حرفش را می‌زند، دست خودش هم نیست. باید حرفش را بزند، حالا اینکه حرفش قلبت را سوراخ می‌کند حرف دیگریست." با ملایمت حرف می‌زد و اثری از شماتت در حرف‌هایش نبود. گویی یک فرشته‌ی تندخو را پذیرفته باشد.
و من فکر
عیب ما ایرانیان این است که در اثر ۲۵۰۰ سال استبداد و سلب حیثیت و شخصیت،عادت کرده‌ایم بر سر سفره‌های چیده‌شده و فراهم‌آمده بنشینیم و مشکلات و مسائل را بلای آسمانی یا توطئه‌‌ی اجنبی گرفته از اتکای به خود و از اقدام و ابتکار فرار نماییم. ‌
مردم و حتی احزاب و گروه‌ها،انتظار و تصورشان این بود که با رفتن شاه و سقوط نظام استبدادی،چون مانع اصلی از بین می‌رود همه‌چیز درست و مطابق دلخواه خواهد شد؛ شعر معروف حافظ به صورت شعار درآمده همه می‌‌گفت
آرزوی من این است که دو روز طولانی در کنار تو باشم فارغ از پشیمانیآرزوی من این است یا شوی فراموشم یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشمآرزوی من اینست که تو مثل یک سایه سرپناه من باشی لحظه تر گریهآرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من این است هستی تو من باشم لحظه های هوشیاری مستی تو من باشمآرزوی من این است تو غزال من باشی تک ستاره روشن در خیال من باشیآرزوی من این است در شبی پر از رویا پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریاآ
دوست دارم در جمع باشم.دوست دارم در تمام این جمع ها باشم.دوست دارم که دوست هایی داشته باشم و تنها نباشم.
تلاش می کنم.تلاش می کنم و باز هم تلاش می کنم.
در نهایت روزی موفق می شم.روزی مثل این ها می شم و در اون روز من تنها کسیم که می دونم متفاوتم.
عیب ما ایرانیان این است که در اثر ۲۵۰۰ سال استبداد و سلب حیثیت و شخصیت،عادت کرده‌ایم بر سر سفره‌های چیده‌شده و فراهم‌آمده بنشینیم و مشکلات و مسائل را بلای آسمانی یا توطئه‌‌ی اجنبی گرفته از اتکای به خود و از اقدام و ابتکار فرار نماییم. ‌
مردم و حتی احزاب و گروه‌ها،انتظار و تصورشان این بود که با رفتن شاه و سقوط نظام استبدادی،چون مانع اصلی از بین می‌رود همه‌چیز درست و مطابق دلخواه خواهد شد؛ شعر معروف حافظ به صورت شعار درآمده همه می‌‌گفت
یادته گفتی بهت نگم فرشته؟معنی اسمتو میدونی؟اسم تو دوتا تلفظ داره.Mohaddese ,MohaddaseMohaddAse یه معنی خاص داره که یه پی دی اف واسه توضیحش برات فرستادم اما خلاصه میگم:یعنی کسی که فرشته ها رو می بینه و باهاشون صحبت میکنه!که اگه اینو با ساعتای خاص ربط بدیم میشه 11:11این کد ژنتیکی بطور خلاصه به DNA اشاره میکنه.DNA اسم جدیدتو قبول میکنی فرشتم؟
 
من تا امروز با این سنم نمیدونستم در مورد رنگ خواب هام در اقلیتم. :|
همیشه فک ميکردم اینکه خوابام سیاه و سفید و خاکستریه کاملا عادیه!! اما امروز فهمیدم خیلیا خیلیا خواباشون رنگیه . الان من باید شوکه باشم از فهمیدن این موضوع؟ یا خوشحال باشم از خاص و در اقلیت بودنم؟ یا ناراحت باشم از اینکه مثل بقیه خوابام رنگی نیست؟؟
 
+ هنوزم باورم نمیشه خوابای بعضی ها رنگی ان! :|
با نیلوفر رفته بودیم شهرکتاب. درباره همسر نادر ابراهیمی حرف زدیم، اینکه چقدر هر زنی حسودیش میشه بهش، علارغم فقر و سختی زندگیشون. یا حتا آیدای شاملو
پست یه بنده خدایی رو تو اکسپلور اینستاگرام ديدم، همسرش رو میشناختم و اگه نمیشناختمش فکر ميکردم چه فرشته‌ی خاصی ه. و این هنر یه مرده؛ یه دختر "هیچ" رو میتونه به عرش اعلا ببره و یا دختری متعالی رو خوار و خفیف کنه! و همون ضرب المثل خوب ترکی که میگه: زنِ یه مرد باشی نه دختر یه مرد! [کیشی آروادی اولاسا
اگر زمانی برسد که من بخواهم به شیئی تبدیل شوم، نمی دانم چه چیزی را انتخاب کنم. چیزی باشم که زیاد استفاده می شود یا برعکسش!!! اینکه زیاد استفاده شوی مستهلک می شوی و متعاقبش سر از زباله دان در خواهی آورد. و اگر استفاده نشوی احساس بی مصرف بودن دست از سرت نمی دارد. یک شیئی گران قیمت بودن شايد بهتر از وسیله ای ارزان و فراوان است. مثل انسان. 
نمی دانم چرا همه چیز این دنیا و زندگی نمونه ای کوچک از انسان است. لعنتی به هر چیز فکر می کنی، هر خیالی برای خودت
متن ترانه امتنا به نام تلخ

نمیخوام بگیرم من یه بار دیگه اون دستاتومیدونم اشتباه بود از اول بودن با تواما خب جور دیگه ای نمیشد این دلو راضی کردالان دیگه نمیخوام که بچشم طعم اون لب هاتومیگفتی دوستم داری اما دلت یه جا دیگه گیر بودهمش هعی دروغ میگفتی که مابهم میرسیم زوداما دیدی اونی که گذاشت رفت.توبودی نه منتو بودی که رد شدی از عشقمو زود سیر شدی ازممن همون ادمیم که گفتی تنها تکیه گاهتهعشق تو برا من بود تلخ ترین اتفاق دلتموم خوبیارو من فقط برای
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفتسر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
قمری جان صفتی در ره دل پیدا شددر ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کردکه نه اندازه توست این بگذر
دوست دارم در جمع باشم.دوست دارم در تمام این جمع‌ها باشم.دوست دارم که دوست‌هایی داشته باشم و تنها نباشم.
تلاش می کنم.تلاش می کنم و باز هم تلاش می کنم.
در نهایت روزی موفق خواهم شد.روزی مثل این‌ها می شوم و در آن روز من تنها کسی خواهم بود که می‌دانم رنگم اینجا ناشناخته‌ست.
من آدم ضعیف یا شايد بی خیالی بودم که در تمام وقت هایی که خسته می شدم یا کم می آوردم اولین اقدامم، دعا برای مردن بود! مردن ساده ترین و دم دست ترین راه حل ممکن بود برایم. ولی حالا که مادر شدم، دورترین چیز از من، باید مردن باشد. نمی شود من نباشم برای پسرم. باید باشم که وقت هایی که زمین خورد، یاعلی بگویم و دستش را بگیرم. باید باشم که وقت هایی که احساس غربت کرد، بغلش کنم. باید باشم تا بغضش، گریه نشود. باید باشم که اجازه ندهم کسی صرف شوخی و خنده، اوقاتش ر
امروز تولدمه :)
البته پریشب "اون" و میم و بقیه بچه‌ها تولد گرفتن برام. و تلاش بر این بود که سورپرایز بشم که خب با شکست مواجه شد  این دفعه. خیلی از بچه‌ها اومده بودن، فرشته جونم اومده بود :) خوشحال شدم. ولی خب به همون سرعتی که اومده بودن، رفتن. یعنی کیک خوردن رفتن :)) من موندم و اون و فرشته جون و مرتضی و الهام. ما هم بازی کردیم و حرف زدیم. شبش فرشته جون اینا رو رسوندیم، من رانندگی کردم. بعدشم برگشتیم. بعدش من یادم اومد عکس نگرفتیم :/ 
الف رید به حالمون
بسم الله 
دسته کلیدم یک یا علی بن ابی طالب سبز بود که از آن فروشگاه خروجی بین الحرمین روبروی حرم حضرت عباس خریده بودم . دسته کلیدهایی با نامه ائمه معصومین، چهار تا خریدم و خودم علی اش را برداشتم . 
بعدها از یک دستفروش یک فرشته مانند طلایی خریدم که روی بال هایش شیشه هایی شبیه یاقوت سرخ بود ، با حالتی شبیه رقاص های باله ایستاده بود و تمام بدنش انگار با الماس پوشیده شده بود ، وصلش کردم به یا علی ! 
تناقض عجیبی بود . دلم نمی آمد هیچ کدامشان را کنار ب
سلام. در ادامه پست قبلی خواستم بنویسم که من فرشته نيستم! اگر چند خط پایین رو بخونید میفهمید که من با دیدن تلاش های آووکادو فقط یه مقدار خودمو جمع و جور کردم! تقریبا توی اطرافیانم کسی رو مثل آووکادو سراغ ندارم. کسی که هم کار میکنه. هم دانشجوی دکتری ست، توی یه دانشگاه سخت گیر! هم قراره از اول مهر دوباره تدریس رو شروع کنه. با این همه مشغله هر موقع که بخوام برای من وقت داره. هیچ وقت برای من خسته نیست. تازه این چیزا اصلا مهم نیست. آووکادو تقریبا از 6 سا
قالیشویی در فرشته
قالیشویی در فرشته |فرشته نام یکی از محلات تهران است که جمعیت قابل توجه ای در آن ست دارند. یکی از نیازهای جمعیت محله فرشته، قالیشویی خوب و معتبر است. قالیشویی گل ابریشم در این محله دارای شعبه می باشد و ساکنین آنجا می توانند به راحتی درخواست شستشوی قالی یا فرش خود را به این قالیشویی بدهند و در کمترین زمان ممکن، سفارش آنها انجام شود و نیازشان تا مدت ها به شستن قالی هایشان دیگر برطرف شود. اگر بخواهیم یک قالیشویی در فرشته با و
بچه ی این و اونو التماس میکرد بهش یه دیقه تبلتشونو بدن بازی کنه. گوشیم داشت میترکید قد یه مولکول جا نداشت. هرچی داشتم حذف کردم براش بازی دانلود کردم گوشیمو دادم دستش. یه جوری لپمو بوسید که هنوز گزگز میکنه :| یه جوری دم گوشم با شوق داد کشید "اسم تو چرا فرشته نیست؟" که گوشم هنوز داره سوت میکشه :| حاجی فرشته چیه؟ به نظرش هرکی بهش گوشی بده باهاش بازی کنه جزء ملائکه ست -_-
فهمید دارم میرم یه جوری بغض کرد بغض کردم. موندم. موندم ولی من فقط سالی نهایتا پنج س
میخوام سعی کنم از این به بعد آرامش داشته باشم
و آروم آروم سعی کنم چیزایی که بلد نيستم رو یاد بگیرم و استرس الکی نداشته باشم
امشب کلی استرس داشتم و به جایی نرسیدم. همین الان اومدم بخوابم، یهو به خودم اومدم ديدم برای فردا و اینکه این همه درس رو کی بخونم دارم دچار استرس میشم و بعدش به این فکر میکنم که وای قراره دوشنبه برگردم تهران و فلان و بهمان. بعدش به این فکر کردم که چرا خب واقعا؟ استرس بکشم که مریض شم؟ نشد؟ نرسیدم؟ خسته بودم؟ اصلا عشقم کشید د
بسم الله 
دسته کلیدم یک علی بن ابی طالب سبز بود که از آن فروشگاه خروجی بین الحرمین روبروی حرم حضرت عباس خریده بودم . دسته کلیدهایی با نامه ائمه معصومین، چهار تا خریدم و خودم علی اش را برداشتم . 
بعدها از دستفروشی کنار خیابان یک فرشته مانند طلایی خریدم که روی بال هایش شیشه هایی شبیه یاقوت سرخ بود ، با حالتی شبیه رقاص های باله ایستاده بود و تمام بدنش انگار با الماس پوشیده شده بود ، وصلش کردم به یا علی ! 
تناقض عجیبی بود . دلم نمی آمد هیچ کدامشان ر
بین جعبه های عروسکهای نو کمد دیواری یک یادداشت پیدا کردم از مامان:این عروسکها و اسباب بازیها را برای بچه ی فاطمه خانوم خریدم.اگر من نبودم بغلش کنید ببوسیدش به دخترم بگید مادرت خیلی دوستت داشت فرشته ی من.
برگه چروک داشت؛ بی شک وقت نوشتن خیس شده بود از اشکهاش و باز خیس شد از اشکهای من. پیش بینی نمیکرد یابنده یادداشت من باشم. منم پیش بینی نميکردم روزی بخواهمخودم رو چنین تنگ در آغوش بگیرم و بغل کنم.
من جاه طلب نيستم. این که میخوام کاری کنم ولی نه هر کاری. من فقط دلم میخواد مثل آدمای بزرگ باشم شايد نتونم بهشون برسم اما فقط دوست دارم که باشم.  من با هر راهی نمیخوام به این چیزی که دوست دارم برسم شايد اصلا هیچوقت اتفاق نیفته. اما من گاهی بهش فکر میکنم. این که روزی میرسه منم کاری کرده باشم.این که راه گشای کسی باشم این که به عکاسی برگردم یا نویسنده ی فیلسوف بزرگی بشم. میبینی اینا اینجوری خنده داره. اما من دوست دارم گاهی فکر کنم. یجور شیطنت ذهنم ان
شايد مهم ترین ویژگی جمع های دوستانه رفاقت های صاف و ساده بینشون باشه. علاقه زیاد بین بچه ها و قرار های منظم از روی علاقه نه اجبار، یعنی خود بچه ها عطش دیدار مجدد را داشته باشند و موقع خداحافظی برای دیدار بعدی هماهنگ کنند. کافیه یکی از بچه ها مشکلی داشته باشه تا همه بچه ها اولویت های زندگیشون رو کنار بذارند تا اون مشکل دوستشون رو برطرف کنند.
اگر دیدید جمعتون کم کم دیر به دیر تشکیل میشه، دیدار های حقیقی جاشون رو به دیدار های مجازی میدند، حس برتر
دارم فک می کنم که من که این همه تلاش کردم خودم باشم دیگه چرا؟
گرچه که دنیای این شکلی رو دوست ندارم، که هر کسی توش زور خودشو بزنه تا خواسته ش اتفاق بیفته، ولی خوبه که یاد می گیرم از این بعد هم قوی تر باشم.
اینکه یاد بگیرم واقعا تعامل کنم توی شرایطی که خواسته ها با من همسو نیست در حالی که اونقدرا هم قدرتمند نيستم هنوز.
 
 
بسم الله 
دسته کلیدم یک علی بن ابی طالب سبز بود که از آن فروشگاه خروجی بین الحرمین روبروی حرم حضرت عباس علیه السلام خریده بودم . دسته کلیدهایی با نامه ائمه معصومین، چهار تا خریدم و خودم یا علی اش را برداشتم .
بعدها از دستفروشی کنار خیابان یک فرشته مانند طلایی خریدم که روی بال هایش شیشه هایی شبیه یاقوت سرخ بود ، با حالتی شبیه رقاص های باله ایستاده بود و تمام بدنش انگار با الماس پوشیده شده بود ، وصلش کردم به یا علی ! 
تناقض عجیبی بود . دلم نمی آمد
Artist: Basshunter | Music Name: Angel In The Night | Genre: Hardcore/Techno | Released: 2008 | Album: Now You're Gone | Basshunter – Angel In The Night (Music Video)
هنرمند: بیس‌هانتر | نام موزیک: فرشته در شب | سبک: تکنو و هاردکور | تاریخ انتشار: 2008 | ملیت: سوئد
دانلود موزیک ویدیو (بیس‌هانتر) Basshunter با نام (فرشته در شب) Angel In The Night
ادامه مطلب
عجیبه که وقتی حالم بده باز هم می‌تونم به آدم‌ها بگم که نباید حالشون بد باشه! هزار بار بهتر و واقعی‌تر از همیشه حتی!
یه جوری که انگار هر چند خودت نمی‌تونی برسی اما می‌تونی بقیه رو برسونی؛ که هر چقدر پا بلند می‌کنی، گردن می‌کشی ببینی بالای ابرای سیاه چه خبره قدت نمی‌رسه اما دستاتو قلاب می‌کنی و مدام از بقیه می‌خوای برن بالا و منتظر نگاه‌شون می‌کنی تا از اونورِ ابرا بهت خبر بدن!

- چقد منه این کپشن؛ از هانی‌ه :))
مثلا دیگه از هیچ کس ننویسم و احساساتم رو خاک کنم و بی توجه بهشون باشم.
شايد یه نوعی از مبارزه باشه.مبارزه با هر چیزی!
یا مثلا دیگه با زبونم از پشت به دندون هام فشار نیارم
یا بیخیال باشم نسبت به درد توی استخون هام
یا اینکه کالباس توی ساندویچ هامو درنیارم!
یا بیشتر درگیر زندگی خودم بشم.غرق بشم توی خودم.
بیشتر دنیای خودمو دوست داشته باشم و بیشتر برای خودم باشم.
یا بیشتر برای "خودم" وقت بذارم این دفعه.
خانوادم فکر میکنن من آدم کینه ای و بدجنسی هستم. خودمم اینطور فکر ميکردم ولی فهمیدم من یه آدم احمق و سست عنصر و خاک بر سرم که اگه یه آدم سالها حتی بهم بدی کرده باشه ولی بعدش ببینمش و باهام مهربون باشه، به یکباره تموم بدی هاش فراموشم میشه. 
اگه یکی بزنه دندونامو خورد کنه ولی فقط یه محبت کوچیک بهم کرده باشه، بخاطر اون محبت کوچیک وکم ارزشش، کل کارشو فراموش میکنم و یادم میره که دندونامو خورد کرده و بدون دندون شدم. 
از خودم به شدت متنفرم و حالم بهم م
فکر کنم اخر‌های کتاب دشمن عزیز که به اصطلاح دنباله‌ی بابا لنگ دراز است، سالی مک‌براید از این که نامزدی خود را بهم زده و خوشحال است، احساس عذاب وجدان میکند. تنها ناراحتی الان من هم این است که چرا پاتوق دوست داشتنیم را از دست داده‌ام و عذاب وجدان دارم. به دنبال منطق‌های خوساخته‌ای هستم که بتوانم همچنان انجا باشم و سخت است.
جملات قبل مال چند روز پیش هستند و دوستانم متفق القول که من به هیچ عنوان پاتوقم را از دست نداده‌ام و همچنان میتوانم انجا
عجیبه که وقتی حالم بده باز هم می‌تونم به آدم‌ها بگم که نباید حالشون بد باشه! هزار بار بهتر و واقعی‌تر از همیشه حتی!
یه جوری که انگار هر چند خودت نمی‌تونی برسی اما می‌تونی بقیه رو برسونی؛ که هر چقدر پا بلند می‌کنی، گردن می‌کشی ببینی بالای ابرای سیاه چه خبره قدت نمی‌رسه اما دستاتو قلاب می‌کنی و مدام از بقیه می‌خوای برن بالا و منتظر نگاه‌شون می‌کنی تا از اونورِ ابرا بهت خبر بدن!

- چقد منه این کپشن؛ از هانی‌ه :))
وقتی از راه میرسم
لذت میبرم جورابهایم به خاطر اینکه از صبح تا آخرشب توی کفش بوده اند بوی رقت انگیزی گرفته اند.
لذت میبرم وقتی نای راه رفتن ندارم.
راستش را بخواهید، من به کتاب و دنیای مربوط به آن معتاد شده ام. از صبح شروع میکنم و تا آخرشب با مشتری سر و کله میزنم. اما لذت میبرم.
امروز خانمی با خانواده آمده بودند. حدود یک ساعت در کتابفروشی ماندند و پسرک چهار پنج ساله شان، از من مشاوره میخواست. میگفت: مامانم میگه نباید به عکس روی جلد کتابا توجه کنم.
دلم میخواست یه خونه داشتم برای خودم بعد صبح تا ظهر میرفتم یه مطبی کار ميکردم بعد ظهر میومدم خونه غذا میپختم برای خودم بعد میخوابیدم و عصر پا میشدم دوخت و دوز ميکردم شماره دوزی ميکردم بافتنی ميکردم خلاصه کارهای ریزه ریزه هنری ميکردم 
پی نوشت:البته میدونم اینا همش حرف مفته من اگه بشینم تو خونه بیکار باشم افسرده میشم.دقیقا منظورم اینه که از خستگی درحال مرگ نباشم.البته ترجیحم ماهی 5یا6 تا کشیکه نه 13 تا
امشب طرفای بعد از شام خوابیدم تا نصف شب بیدار بشم و قلیون بکشم و تنباکو رو گذاشتم خیس شه بعد خوابیدم و قبل از خواب تو دلم تو رختخواب نماز نافله خوندم به نیت اینکه ثوابش به بابابزرگ پدریم برسه که از دنیا رفته و چه خواب خوبی بود حالا نکته اینه که ما موقع نماز خواندن عادی روزانه و شبانه حوریان و فرشتگان پیشمونند و ما در حال عبادتم و باید تحریک جنسی نشیم و برای خدا و یاد خدا نماز میخونیم ولی در دعا شما ممکنه حوری از خدا بخوای لذا باید تو رختخواب دع
دانلود آهنگ جدید حسین منتظری تاج سر
Download New Music Hossein Montazeri – Taje Sar
حسین منتظری تاج سر
 
دانلود آهنگ جدید حسین منتظری تاج سر با لینک مستقیم
 
متن آهنگ تاج سر از حسین منتظری
 
بده اوضاعم همش حوصلم سر میرهروی اون چشای ناز تو همش درگیره آره درگیرهروی تو غیرتی میشم هی به چشمات خیرهدروغه بگم از عشق تو قلبم سیرهجوره جوریم ما با هم شکر هستی دورو برمبه همه میگم فقط تو تویی تاج سرمزده به سرم که یه روزی دستاتو بگیرم از اینجا ببرموقتشه برم یه جای دوری که آدم
حس میکنم اندازه‌ی سه سال قبل از این ناراحتم
شايد حس میکنم کافی نيستم
حس میکنم بی‌مصرفم
راستش دوست نداشتم بگم، ولی اینجور حس میکنم
دوباره خودمو ديدم که سرمو کردم زیر آب و آب میخوره تو صورتم و چشمامو باز نگه داشتم و آب زیاده و سنگینه و میخوره تو صورتم
این یعنی اندازه‌ی سه سال قبل از این ناراحتم
معده‌م درد میگیره و فکم و سرم و گردنم
و با گریه دو شب میرم که آمپول مسکن بزنم
این یعنی فکر کنم ناراحتم 
چیزی تو من شکننده شده و ترمیم نشده
یا شايد شکنن
بعد از حداقل دو سال رفتم دوباره این تستو زدم و چون حافظه تصویریم قابل اعتماده، می تونم بگم که نتیجه همون قبلی بود چون اون موقع جواب به ایمیلم هم ارسال شده بود و نتیجه اینکه من یه isfj هستم ولی خب چون ماجرا اینه که من تا شور یه چیزی رو در نیارم، ول کن نيستم ، تو چند تا سایت مختلف این تستو زدم و هر بار متفاوت بود؛ بالاخره به این نتیجه رسیدم که من قطعا i و j  هستم اما اون دو تا وسطی رو نمی دونم. حتی رفتم ویژگی چهارتا شخصیتی که می شد باشم رو خوندم ولی حس م
متن ترانه بابک جهانبخش به نام از خوشی میمیرم

هر کسی عاشقهحال منو میدونهبذار کل دنیا بهم بگندیوونه بهم بگن دیوونهبذار همه بگن به جنون کشیده کارم تموم شه کار دنیا من با تو کار دارم با تو کار دارمبدجوری عاشق شدم و این روزا مرگم که منو نمیکشه کنارتتپش قلب من میگه حتی هزار سال دیگه دلم خوشه کنارتمن با تو صد نفرم دنبال دردسرم به تو که فکر میکنم از خودم بی خبرموقتی از دست میرم دستاتو میگیرم به من که فکر میکنی از خوشی میمیرمبه من که فکر میکنی از خوشی
 چند روزی بیشتر نمانده ست تا اتمام بیست و دو سالگی ام. من اما هنوز هم که هنوز است گیج و گنگ و مبهوت نشسته ام به تماشای دنیا. امروز داشتم فکر ميکردم این که آرام نيستم یعنی باید از نو شروع کنم. از نو درباره ی انسان فکر کنم. درباره ی انسانیت. خدا را  از نو بجویم. حق را. باطل را. درست را. غلط را. دین را. کفر را. ممات را. حیات را. حرام را. حلال را. راه را. بی راه را. دنیا را. آخرت را. نور را. ظلمت را. خودم را. دیگران را. همه چیز را. همه چیز را از نو بخوانم. همه چیز ر
یلدای امسال،غم انگیزترین یلدای طول عمرم بود.
به مادرها و پدرهای داغدیده ای که بچه های بی گناهشون رو برای همیشه از دست دادن فکر ميکردم و قلبم مچاله میشد و اشک از چشمام سرازیر.
یلدای امسال نتونستم خوشحال باشم.دلم خوش نبود.دلم گرفته بود،خیلی زیاد.
یه جایی خوندم شايد معشوقه ی حوا شیطان بود . مگه در این دنیا نیست ؟ مگه در این دنیا ممکن نیست ؟ مگر در همین زمین حوا هایی نیستند که دور از چشم آدم معشوقه ی شیطان هستند . فکرشو بکنید ، چه قشنگه اما دردناک ، که فرشته ی زمین عاشق پسره ارشد شیطان بشه ، قشنگ نیست ؟ قشنگه خیلیم قشنگه اما درد داره دردناکه ، فکرشو بکن یه دختر پاک پر از مهربونی قلب صاف دلی که جز خوبی چیزی توش نیست معشوق کسی باشه که لجنزارش براش بهشت باشه ، کسی که قلبش پر از کینه و نفرته ، ک
تنها جمله ی کلیشه ای که شايد من بهش ارادت داشته باشم اینه : چقدر زمان زود میگذره . میتونه برام ویران کننده هم باشه و ملال آور ‌.
باورم نمیشه از شبی که با بغض خوابیدم چون صلاح مصدوم شده بود و لیورپول مظلومانه (!) جام رو از دست داد .‌باورم نمیشه یکسال و چند روز از اون شب گذشته و حالا لیورپول یک مدال نقره یک طلا و یک جام داره ! 
باید بیشتر از چیزی که الان هستم خوشحال باشم ، فکر میکنم اصلا خوشحال نيستم
شايد چون یک ماه پیش وقتی تو لیگ قهرمان نشدیم بهم
می‌گن هیچ اتفاقی بی‌دلیل نیست. می‌گن حتی این که نصف شب از خواب بیدار شی، حکمت داره. می‌گن تو همون چند دقیقه‌ای که وسط شب از خواب می‌پری، تا دوباره خوابت ببره، با خدا حرف بزن. مثلا بگو دوستت دارم خدا جون» بعد پتو رو بکش رو سرت و ادامهٔ خوابت رو ببین.پریشب که شیفت بودم، وسط خواب و بیداری، ساعت سه صبح مریض اومد. بلند شدم پذیرشش کنم و کاراش رو انجام بدم و چون معمولا این زمانا خلوته تو شیفتای شب، با خودم فکر کردم لابد اومده که من بیدار شده باشم. ن
امروز با تمام بی حوصلگی کارامو انجام دادم فقط مونده درس جدید فرانسوی. اما کتابم خیلی کم خوندم :( دستم بش نمیرفت. تمام روزمو بیشتر تو تخت گذروندم و البته مقداریم خوابیدم. چیکار میتونم کنم بعضی روزا اینجوریه. دلم اینقدر برای یسری آدماتنگ شده که نگو. مثلا استادم کاش روم میشد قبلاز رفتنش میديدمش یعنی توی دانشگاه وقتی اونجا بود. دوستامو که ديدم یاد اون روزا افتادم. احساس میکنم خیلی عقبم. احساس میکنم اصلا خوب کار نکردم احساس میکنم باید شرمنده باشم.
Angels Wear White 2017 1080p BluRay,Jia nian hua 2017,تعرض جنسی,دانلود دوبله فارسی فیلم Angels Wear White 2017,دانلود رایگان فیلم,دانلود فیلم جدید,دانلود فیلم خارجی,درام,دوبله فارسی,زیرنویس فارسی فیلم Angels Wear White 2017,سایت دانلود فیلم,سایت دوستی ها,فرشته ها سفید می پوشند,فیلم سینمایی جدید,فیلم فرشته ها سفید می پوشند Angels Wear White دوبله فارسی,ویوین کو,
ادامه مطلب
اسمورودینکا
این دختره به خیال ناشناس بودن برای نامه‌ی قبلی نوشته که عبارت بالش من از گریه خیس می‌شود» خیلی فیک و غیرواقعیه. نوشته بعد از عبارت تو لبخند می‌زنی و .» باید بنویسیم دنیا به ته می‌رسه یا آسمون به زمین میاد یا طوفان و زله و قیامت می‌شه. ظاهراً خیس شدن بالش از گریه» فیک‌تر از به پایان‌ رسیدن دنیاست. اسمورودینکا اینا فکر نمی‌کنند تو واقعی باشی. فکر نمی‌کنند حرف‌های من واقعی باشه. شايد غیرواقعی بودنت به این دلیله که هیچوقت
سلام
 
دیروز اومدم ترمینالی که سر جاده هست تا بیام خونه.
هرچی فکر کردم ديدم اگر 4 شنبه و 5 شنبه و جمعه رو بمونم خوابگاه ، باید هر وعده رو فلافل بخورم و تازه منتظر باشم که هیچ خرج دیگه ای هم به من نخوره.
خلاصه تصمیم گرفتم بیام خونه.
تقریبا یه نیم ساعتی معطل اتوبوس شدم زیر بارون. یاد ایامی افتادم که ماشین زیر پام بود و تو این شرایط از کنار مسافرا رد شده بودم و شايد فقط  تو دلم گفته بودم بنده خداها را ببین و رفته بودم.
ولی خب هر جور بود به خیر گذشت.
آره
دوست دارم تو یه جزیره باشم. تک و تنها. هیشکی دور و برم نباشه. نهایتاً یک نفر. 
تا کیلومترها هم هیچ آدمیزادی یا هیچ خشکی نباشه. 
چهار فصل رو داشته باشه ولی زیاد سرد نباشه. 
هر روز فقط صدای امواج دریا و پرندگان رو بشنوم.
از همه کَس و همه چیز دور باشم.
من باشم و من.
یکی از عذاب های من تو دنیا اینه که بخوام با آقایون کار کنم
و جدیدا پی بردم بزرگترین عذاب میتونه این باشه که مسولیت یه گروهی و بهم بدن و زیر مجموعه هام همه اقا باشن و من کوچکترین فرد مجموعه باشم
و فردا یه جلسه توحیهی باید بذارم و اقایون و برای کاری توجیه کنم که خودم توجیه نيستم
کارهای فرهنگیمون همه ضربتی و جوگیرانست
بهش میگم من خودم توجیه نيستم میگه توکل کن به خدا. 
خدایا من و توجیه کن در رویای صادقه
 
صبح نوشت:تا صبح خواب جلسه ديدم و دو تا ایده
 
اشعار فرشته رضایی
هیچ چیز در دنیا…
بدتر از معمولی شدن برای کسی نیست …
تبدیل به روزمرگی شدن …
از اینکه حضورت برای یک نفر بشود
مثل مسواک زدن …
مثل شانه کردن …
که اگر حوصله داشت سراغت را بگیرد و …
اگر نداشت بگوید بماند برای بعد ،
دیر نمی شود!
به خودتان احترام بگذارید …
با کسی بمانید …
که اولویتش باشید
که برایش دغدغه بشوید
کسی که هر لحظه یادتان در خاطرش رژه برود
کسی که به کار ، به خواب و استراحتش بگوید :
بایستید …!
اول او” …
ادامه مطلب
تا حالا روی یک خط مستقیم راه رفتید؟ تا حالا شده پاتون رو روی سرامیکی بذارید بدون اینکه روی مرزش با سرامیک کناری بره؟ تاحالا به پاهاتون نگاه کردید که هر گام رو چطور برمی‌دارید؟ در این مواقع به چی فکر می‌کنید؟ این درست زمانیست که کلی افکار متفاوت از ذهنتون عبور می‌کنه و اگر یکی بپرسه به چی فکر می‌کردید حتی نمیتونید انتخاب کنید و یکی رو تعریف کنید!
درست همون شب‌هایی که رو دست پدرم خوابم می‌بره یا خودمو تو آغوش مادرم می‌اندازم و در دلِ تاریک
خیلی سخته اینه ک تو یه جمعی تو تنها باشی
کسایی ک همیشه کنارت بودن یواش یواش میرن
هیچکی نمیمونه
تو میمونیو غمایی ک همیشه پنهانش کردی
تنها چیزی ک از بقیه بشنوی اینه که تو چرا اینجوریی؟بقیه رو ببین فلانن و فلان و تو ب خاطر اینکه اینجوریی تنها موندی.
نمیدونم به چی نیاز دارم
شايد به یه مسافرت
به یه مسافرت طولانی به یه جای تاریک
خیلی تاریک 
بدون قدرت گرانش زمین
معلق
چشمامو ببندم دستامو باز کنم و به این فکر نکنم که دیگه باید چیکارکنم که بقیه ازم خو
تماس گرفت. دلم براش تنگ شده . سه هفته ست نديدمش. تا صدای ترکیدن بغضم رو شنید بچه ها رو سپرد به همسرش اومد خونه ما. باهم قدم زدیم.تصویر سایه ش رو روی زمین که می ديدم دلم میخواست سایه ش رو بغل کنم و ببوسم.
هانیه فرشته ی شونه ی راست من هست. تیکه ی خداگون و نورانی من.
دلم خیلی گرفته
دلم میخواد بنویسم.حس میکنم این تنها راه واسه تخلیه ی خودمه!منی ک کسی رو ندارم باهاش دردو دل کنم حتی
یه موقع هایی حس میکنم چقدر ظلم شده بهم تو این دنیابه خودم میگم ک لب ندارهمن حقمو میگیرم.ولی هیچی نشده دارم کم میارم 
این روزا بزرگ ترین دغدغه ام اینه ک خوابگاه بهم تعلق نگرفتهشايد به نظر خیلی مسخره بیاد ک تمام دغدغه ی یک دانشجو خوابگاه باشه.ولی این واقعیت داره.من اگه خوابگاه نداشته باشم عملا مجبورم از دانشگاه انصراف بدم
ا
دلم خیلی گرفته
دلم میخواد بنویسم.حس میکنم این تنها راه واسه تخلیه ی خودمه!منی ک کسی رو ندارم باهاش دردو دل کنم حتی
یه موقع هایی حس میکنم چقدر ظلم شده بهم تو این دنیابه خودم میگم ک لب ندارهمن حقمو میگیرم.ولی هیچی نشده دارم کم میارم 
این روزا بزرگ ترین دغدغه ام اینه ک خوابگاه بهم تعلق نگرفتهشايد به نظر خیلی مسخره بیاد ک تمام دغدغه ی یک دانشجو خوابگاه باشه.ولی این واقعیت داره.من اگه خوابگاه نداشته باشم عملا مجبورم از دانشگاه انصراف بدم
ا
دانلود آهنگ جدید دیگه دنبال تو نيستم خام چشمای تو نيستم از امیر تاجیک

دانلود آهنگ های جدید و فوق العاده زیبای امیر تاجیک بنام قولای تو ریسکن از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ دیگه دنبال تو نيستم خام چشمای تو نيستم با ترانه شاهین فراهانی یکی از بهترین آهنگ های امیر تاجیک در سال 1396 بوده است . مدت زمان این آهنگ زیبا سه دقیقه و سی و شش ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ شنیدنی و جذاب را از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
Download  Music Amir Tajik – Gholaye T
حکایت اول:
از کاسبی پرسیدند:
چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی می کنی؟ 
گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم، پیدا می کند!! چگونه فرشته روزیش مرا گم می کند!!!؟
حکایت دوم:
پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری رفت.
پدر دختر گفت:
تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دختر نمی دهم.!!
پسری پولدار، اما بدکردار به خواستگاری همان دختر رفت، پدر دختر با ازدواج موافقت کرد و در مورد اخلاق پسر گفت:
ان شاءالل
واق واق سگ های ولگرد توی محوطه واضح شنیده میشهاین سگ ها روزها کجا میرن که هیچ وقت نمی بینیمشون؟ روز خوبی رو گذروندم؟ کاملا به جز بعد از شام، وقتی چهارتا جمله وسط شوخی و خنده شد مایه ی اعصاب خوردیمخورد یا خرد؟فردا روز خوبیه.می دونم.باید بخوابم که امشب تموم بشه.دو تا کلاس، ناهار، چند ساعتی وقت آزاد که با خوندن هرس میگذرونمش، شايد سینما شايد فیلم تختی، احتمالا بازم بعدش بشه هرس خوند، بعد ساعت دوازده شب میشه و سوار اتوبوس میشیم.صبح بعدی که بر
می خوام یه غنچه باشم میون باغچه باشم
برگامو هی وابکنم،ببندم،وقتی که آفتاب می تابه بخندم
برم به مهمونی شاپرک ها،
قصه بگم برای کفشدوزک ها
(غنچه اسیر خاکه منتظرآفتابه وقتی که تشنه باشه،توآرزوی آبه)
 
می خوام یه ماهی باشم توآب آبی باشم
پیرهن سرخ پولکی بپوشم،ازآب پاک چشمه ها بنوشم
باله هامو،وابکنم ،ببندم شناکنم شادی کنم بخندم
(ماهی فقط توآبه،توحوض ورود ودریاست شايدکه ازصبح تاشب توفکردشت وصحراست)
 
می خوام یه بره باشم میون گلّه باشم
همیشه باشم
زهرای بابا سلام
 
سومین سالگرد تولدت مبارک. اگر اینجا پیش ما می بودی امروز صبح 3 ساله می شدی. سه سال می شد که شادی می بخشیدی به خانه ما ولی حیف.  یک سال بیشتر نتوانستیم با همه کوتاهی ما برایت جشن بگیریم و خدا همه برنامه های ما را نقش برآب کرد. دو سالگرد است که دلمان برایت می تپد اما  کنارمان نیستی.  اگر می بودی چه می شد؟! خانه مان پر نور می شد و "دادا" چه شادیها نمی کرد. چه جفت هم بودید و همه کمبودهای هم را جبران می کردید. چند شب پیش فیلم های تو و "دادا
برگا میریختن
نگاشون ميکردم برگا میریختن بهت گفتم برگا دارن میریزن گفتی اره دیگه وقت مرگشونه گفتن قشنگ دارن میمیرن گفتی اره نارنجیا همیشه قشنگ میمیرن برگا میریختن رو زمین بارون میزد گلی میشدن کثیف میشدن میمیردن برگا میریختن بهت گفتم برگا دارن میریزن گفتی آخراشه الان برگا هم تموم میشن میمونه فقط درخت تنهای تنها وسط حیاط تو سرما برگا میریختن گفتم چقد دلم میخواد درخت باشم گفتی باشی؟ خنديدم که نه دوست دارم تنها باشم وسط حیاط تو پا
اگه دیروز که بعضی پان‌ترکیست‌های تماشاگرنما یا تماشاگرهای پان‌ترکیست‌نما، به اسم طرفداری از تیم‌ محبوب‌شون شعار "خلیج عربی" سر دادن،یه چک زیر گوش هر کدوم خوابونده بودیم، امروز اینقدر وقیح نمی‌شدن که به ارتش ترکیه سلام نظامی بدن!
 
پ.ن: فوتبالی نيستم.ولی برای فهمیدن معنی این حرف‌ها و کارها نیازی به فوتبالی بودن نیست! فقط خطاب به بعضی میگم:
مرا بهل که همان داغدار خود باشم
به جای خود بنشین تا به کار خود باشم!
 
#دیدگاه_شخصی
هیچ وقت عادت نکردم که نوت های خوانایی بنویسم ، یعنی اگر‌ خلاصه برداری داشته باشم از سخنرانی ها که تقریبا امکان نداره کسی جز خودم بتونه بخونه!!به طرز عجیبی از گوش دادن سخنرانی فرار ميکردم ، یک دفتر پیدا کردم که برای سفر اخیرم به مشهد بود ، و مابین نقاشی های کاف کوچولو یهو ديدم دست خط کنم هست ، اولش تعجب کردم که این چیه و ديدم بعله خلاصه برداری  یک سخنرانیه ، یک بار دوبار سه بار میخونمش و باز مغزم رفته پی خودش ، هر چی تلاش کردم که از دیشب ساکت بشه
فرشته نگهبان» 
یکی بود یکی نبود یه دختر کوچولویی بود به نام صبا. صبا کیف مدرسه اش را برداشت و از مامان خداحافظی کرد تا به سمت مدرسه حرکت کنه.صبا بسم الله گفت و از خانه بیرون رفت.باد می آمد. باد در را محکم به هم زد صبا دستش را عقب کشید و گفت: وای نزدیک بود انگشتم لای  در بماند؟به خیابان رسید. موتورسواری با سرعت آمد، صبا خودش را عقب کشید.گفت: اگر موتور را نمی ديدم چه می شد؟به مدرسه  رسید. به آب خوری رفت. قمقمه اش را پر از آب کرد. دهانش را با زکرد و سر
از وقتی علی معلم چند روز قبل از منتشر شدن پیام تبریک سال نوش فوت شد ، من یه جورایی از پیش پیش فکر کردن به سالِ جدید می ترسم. راستش کلن از اسفند می ترسم. اسفند که می شه، انگار صدای نفسای مرگو دمِ گوشم می شنوم. از مردن می ترسم.اما یواشکی از این حسا ؛ چند روزه دارم به این فکر می کنم که واسه سال جدید چی دلم می خواد؟ دلم می خواد نمیرم.دلم می خواد نترسم. دلم قرص باشه. احساس امنیت کنم. خودم و هیچ کدوم از وسایلم مریض نشیم و اگر شدیم بیمه هزینه ی درمانمونو پر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب