نتایج پست ها برای عبارت :

شدی پاییزِ من ، شدی بهارِ من

 متن تناسخ
تناسخ بینِ ما غوغاشو کرده روحِ من در تو و جونِ تو پُره از من(یه وقتایی هم همه چی هواست)(نمیبیننش اما یکی از چهار عنصر اصلیه)11228شدي پاييزِ من ، شدي بهارِ منبا تو نه شب بده ، نه دلم داره غمشدي خورشیدِ من ، تو شدي ماهِ منتو شدي راهِبم ، فانوسِ راهِ منشدي رفیقِ من ، تویی همه چیزِ منتو شدي صلحم و ، جنگ و ستیزِ منتناسخ بینِ ما غوغاشو کرده روحِ من در تو و جونِ تو پُره از منتنفس میکنه قلبم نگاهتو توو دلم تنها تری حتماًاز این سنگین تر
من سال 98 رو با نگاه منفی ویژه‌ای به همراه احساس افسردگی حاد شروع کردم؛ از خودم و کارم و زندگی و جمیع شرایطی که داشتم، ناراضی بودم. روزهای آغازین اردیبهشت، این احساس به اوج خودش رسید و من غمگین‌ترین جوان بیست و نه ساله‌ی این شهر بودم که با بغض وارد دهه چهارم زندگیش می‌شد.
خوشبختانه تغییر استراتژیک شغلی، قبل از پایانِ بهار، فضای زندگیم رو عوض کرد، حالم رو خوب کرد، انرژیم رو زیاد کرد؛ یه جورایی موتور محرکه‌ام شد برای رسیدن به اون چیزی که از ا
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتی امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
کسی با زبانش، شلاق بر افکارِ دیگری می‌زند؛ دیگری می‌شنود و هیچ نمی‌گوید، تنها درونِ سطوحِ جیوه‌ای، افکارهِ آغشته به خونش را نظاره می‌کند؛ نفرت درون خسته‌اش را می‌لرزاند، گویی که زله‌ای هزاران ریشتری درونِ شهرِ افکارش به تکاپو افتاده است، گویی که حمام خونی سرتاسر وجودش را فرا گرفته است، گویی که خواهانِ خون‌خواهی از تمام زبان‌هایی است که چنین قیامتی را به هیچ چشم‌داشتی به پا داشته‌ است. چرخ دنده‌های جوژه در حال حرکتند و عقربه‌ها
الکی هی پنل وبلاگمو باز میکردم و چیزی به ذهنم نمیرسید که بنویسم. و یادِ این افتادم که امروز اول پاییزه. گفتم بیام و از پاييزِ جدیدم بنویسم.
یادمه پاييزِ 1394 تهِ بعضی از یادداشتم مینوشتم "در این پاييزِ بی خود.". شکر میخوردم. پاییزهای 94 الی 97 همه‌شون پر بودن از امید و جوونی و شورِ زندگی. حتی پاییز 93 هم کم و بیش همینطور بود فقط عقل و شعورم بهش قد نمیداد اون زمان.
پاييزِ 98 با این احساس شروع شده که ریدم توش. به درد هیچی نمیخوره. تنها خاصیتش خلاص شدن از
هر روز از کنار درخت شاه‌توت گوشه‌ی حیاط عبور می‌کنم اما تا همین صبح امروز شاه‌توت‌‌های تازه متولد شده‌اش را ندیده بودم، برگ‌های سبز گلدان خشک‌شده‌ام را هم، حتی گل‌های زرد و گوجه‌های کوچک بوته‌های گوجه‌ی مادر که حالا بزرگ و زیباتر شده‌اند را هم ندیده بودم، اصلا انگار بوی بهارِ درختان حیاط به مشامم نرسیده بود! 
حالا اما یک گوشه نشسته‌ام و در وزش آرام بادی که خبر از آمدن بهار می‌دهد به جوانه‌های سبز شده‌ی باغچه‌ها نگاه می کنم و از
توجه نکردی به تنهائیام و
ندیدی چه ترسی نشست توو نگاهمو
مدارا نکردی با دلتنگیامو
فقط خواستی باشی به جای خدام و
به جای خدام و …
با هر ردِ پایی که اندازه ی کفشته راه میام و
جلو هر کی چشماش شبیهِ خودت میشه کوتاه میام و
نموندی باهام و …
خزونم که از زورِ تنهائیام
میخوام مثلِ پیچک بپیچی به پام
تو دردی من اینو میفهمم ولی
بگو جز تو درمونو از کی بخوام
تو بارونیِ کهنه ی کنجِ خونه
که خیلی چیزا از دلِ من میدونه
چه آغوشِ گرمی ، چه پاييزِ سردی
چقد فکر میکردم
+ اول اینکه این ده روزی که گذشت خیلی کسالت بار بود. همش هم هوا سرد و ابری! دل آدم می گیره خب. احتمالا به این علته که روزای آفتابی رو ترجیح می دم.
بعضی روزها هوا چنان سرد می شد که تمام درو پنجره ها رو می بستیم و هر چی لباس گرم هم داشتیم می پوشیدیم. بینی بینوا ولی همچنان یخ بسته بود. می گم تا حالا بشر چرا به فکر گرم نگه داشتن بینی تو هوای سرد نیفتاده! شال گردنو مثال نزنید که اون جدا از این بحثه! ؛)
+ خب جونم براتون بگه که ده روز پیش نزدیک بود تمام اطلاعات
+ اول اینکه این ده روزی که گذشت خیلی کسالت بار بود. همش هم هوا سرد و ابری! دل آدم می گیره خب. احتمالا به این علته که روزای آفتابی رو ترجیح می دم.
بعضی روزها هوا چنان سرد می شد که تمام درو پنجره ها رو می بستیم و هر چی لباس گرم هم داشتیم می پوشیدیم. بینی بینوا ولی همچنان یخ بسته بود. می گم تا حالا بشر چرا به فکر گرم نگه داشتن بینی تو هوای سرد نیفتاده! شال گردنو مثال نزنید که اون جدا از این بحثه! ؛)
+ خب جونم براتون بگه که ده روز پیش نزدیک بود تمام اطلاعات
سلام؛ سلامی گرم و صمیمی به یاری وفادار!اگر روزی بخواهم بقچهٔ دلم را بگشایم، با چشم خودت می‌بینی، نام عزیزت را و دیگر هیچ!انکار نمی‌شود کرد که هرچه دارم از لطف و مهربانی توست. این عشق، این زندگی، این شاعرانگی، وگرنه من کجا و دانستن دلدادگی کجا؟!. من کجا و فهمیدن راز پرواز پروانه‌ها کجا؟!. من کجا و لطف بی‌پایان شما؟!هر روز سرِ ساعت دلتنگی به تو و تمام مهربانی‌هایت فکر می‌کنم، به تو که کنارِ تو امن‌ترین نقطهٔ جهان است. به تو که مطمئن هستم، ب
بچه که بودم، گاهی می‌شد که یک صبح سرد، از اولین روزهای خزان، از انبوهِ باغ‌های اطراف خونه (که حالا هیچ از اون‌ها باقی نیست!)، صدای بلبلی به گوش می‌رسید که بی‌محابا و نگران، چنان با غمِ جان سوزی می‌خوند که نوایِ حُزن‌انگیزش، دلت رو به آتیش می‌کشید.
مادرم، اون روزها می‌گفت: این بلبلیه که از کوچِ آخرِ تابستون رفیقاش جا مونده. حیوونَکی داره از درد تنهایی میناله و یارانِ سفر کرده و جفتِ تنها مونده‌شو صدا می‌کنه! حالا هوا که سردتر بشه، حَتمَ
بچه که بودم، گاهی می‌شد که یک صبح سرد، از اولین روزهای خزان، از انبوهِ باغ‌های اطراف خونه (که حالا هیچ از اون‌ها باقی نیست!)، صدای بلبلی به گوش می‌رسید که بی‌محابا و نگران، چنان با غمِ جان سوزی می‌خوند که نوایِ حُزن‌انگیزش، دلت رو به آتیش می‌کشید.
مادرم، اون روزها می‌گفت: این بلبلیه که از کوچِ آخرِ تابستون رفیقاش جا مونده. حیوونَکی داره از درد تنهایی میناله و یارانِ سفر کرده و جفتِ تنها مونده‌شو صدا می‌کنه! حالا هوا که سردتر بشه، حَتمَ
روی پشتِ بام دراز کشیده بود و لبخند از کمانِ لب‌هایش کنده نمی‌شد، مدام لپ‌های گل انداخته و صورت پنهان شده پشتِ نقاب چادر مقابل چشمانش جان می‌گرفت؛ طنینِ صدای نازکش پشتِ سر هم در گوش‌هایش اِکو می‌شد، بله‌ای که داشت از عمق رویا به کالبدِ واقعیت می‌رسید! صدمین ستاره‌ی نورافشان آسمانِ تابستان را شمرد و با خش‌خشِ برگ‌های رقصانِ بید در باد به خواب رفت!
از سپیده‌ی خورشید فردا دیگر صبحِ ملایم روستا، ظهرِ گرمِ تابستان، باد خنک عصر، غروب نار
دانلود آهنگ تناسخ
ایز ویژه سایت آهنگ ها برای شما با دو کیفیت mp3 که جدیدترین و آخرین اهنگ پرطرفدار منتشر شده با صدای است. ابتدا با پخش آنلاین موزیک را کامل گوش کنید و چنانچه دوست داشتید خیلی آسان به صورت رایگان دانلود کنید و لذت ببرید. همچنین شعر و تکست آهنگ برای شما آماده شده است. برای دانلود بهترین و برترین آهنگ های ایرانی سال هر روز به سایت آهنگ ها سر بزنید.
متن موزیک
تناسخ بینِ ما غوغاشو کرده روحِ من در تو و جون
آهنگ بسیار زیبا از احمد نبی زاده
متن آهنگ واسه من گل نفرست احمدرضا نبی
زاده
 
───┤ ♩♬♫♪♭
├───
 
واسه من گل نفرست! دیگه دوسِت ندارم… نمی‌خوام؛
گذشته ها رو باز به خاطر بیارم…●♪♫
می‌دونی میونِ ما؛ هر چی بود گذشت وُ رفت؟
اون بهارِ آشنایی؛ خیلی زود گذشت وُ رفت…●♪♫
دیگه از دوسِت دارم؛ حرفی نزن! آخه عشقی
نیست؛ میونِ تو وُ من…●♪♫
من وُ تو؛ بنده ی این ما وُ منیم… امّا
عشق یعنی؛ با هم یکی شدن…●♪♫
از دلم می‌پرسم؛ آیا تو رو می‌بینم دوب
نیمه شب. نزدیک به نیمه‌ی آبان و نیمه‌ی پاييزِ تقلبیِ امسال. ادامه‌ی زندگی.
یه مدته هیچ خبری نیست، زندگی میره و میره و نشستم توی خونه، به انتظارِ پاییزی که نیومده. چه انتظاری؟ چه پاییزی؟ 
هنوزم دلتنگ میشم اگه بهش فک کنم. به چی؟ به اندک جایی برای زیستن. دلتنگِ چی؟ اندک جایی برای مُردن. و روزها میگذرن و میگذرن.
مشکلات زیاد شده، و هیچکدوم هم حل نمیشه، فقط گاهی یکی به قبلیا اضافه میشه. اوضاع چندان مساعد نیست و رمقی برای فکر نکردن باقی نمونده! 
 
شب
پس چه ننی؟
گانّه : دِر ناونه ، اِنی ،پس چه نِنی؟
مره دِر دِر جه پِنی، پس چه نِنی؟
می گویند دیر نمی شود می آیی پس چرا نمی آیی/مرا دورا دور می پایی پس چرا نمی آیی؟
مردمون گانّه تی کار پِهْ دَکته
 اَتّکِه دِر!  رِسِنی ،پس چه نِنی؟
مردم میگویند آمدنت عقب افتاده/کمی دیر تر ،البته می آیی ،پس چرا نمی آیی؟
دل ِ راه دارمه ،بهار باوّه اِنی
دله راه جِم، تَجِنی ، پس چه نِنی؟
چشم به راه هستم بهاربشود وقتی آمدی/از راه میان بر با تندی می آیی ،،پس چرا نمی آیی؟
م
پشت پنجره ایستادم و از لابه‌لای نم‌نم باران به نارنج کوچک حیاط، لیموی دوباره جان گرفته و آلئووراهای درون سبد چشم دوختم، خوب که نگاه‌شان کردم سر چرخاندم تا شاه‌توت‌های سرخ شده‌ی گوشه‌ی دیگر حیاط و گوجه‌های سبز مادر را هم ببینم، دلم می‌خواست سرسبزی بهارِ بارانی‌ام را در قرنیه‌هایم حبس کنم.
 هنوز مبهوت زیبایی شاه‌توت‌ها بودم که صدایم زدی "پشت پنجره وایستادی که چه بشه؟ بیو ای تماته‌هایه ببریم کنار درخت که اگه بارون و طیفون زد همشه خر
{منبرک و دلنوشته مهدوی - شماره 34}
 
بر مشامم میرسد هرلحظه بوی انتظار
 
سلام حضرت دلبر، سلام قرص قمر، سلام ای دردانه ی زهرا، زمین که لطفی ندارد، از آسمان چه خبر؟ از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان اینجا آلودگی دلهایمان از حد هشدار فراتر رفته، نفس هایمان به شماره افتاده، سالهاست زندگیمان تعطیل رسمی است، هوای باریدن نداری مولاجان؟
گِره ی کور ظهورت منم، قبول، اما خدا را چه دیدی شاید قرار است حُرّ تو باشم. گذر ثانیه های نیامدنت سخت است همچو حال ع
زود میگذره، برای تک تکِمون، چه در جریان باشیم و چه نباشیم. چه در جریانش باشیم و چه نباشیم.
مثلِ وزیدنِ یه باد و جارو شدنِ برگا، زمانْ عمرِ ما رو جارو میکنه، نه برگی میمونه و نه اثری از ما. برگا میپوسن و ما هم میپوسیم و چیزی نمیمونه جز موادِ آلی.
خاطرات این وسط حکم یه شکنجه‌ی تموم نشدنی رو دارن: دقیقاً همین وسطی که گرفتارش شديم، یا بهتره بگم همین وسطی که گرفتارمون شده. این وسط تا بوده همین بوده و ماهاییم که تو این چند میلیون سال مهمونش بودیم. چن
یا ملجا العاصین
 
 
از پاييزِ امروز که عدد دهگانِ سنش، یک» را گذرانده ، به تویی که خودِ منی در زمانِ دهگانی که یک» بود.
 
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
 
پاييزِ کوچکِ من که حالا، در راهرو مدرسه گریه میکنی ، بگذار برای تسلی ات بگویم که راست میگویند که این هم بگذرد.
که "حدیث" را، بعدها نخواهی دید جز در دقایقی کوتاه و اتفاقی. که دیگر خودت مایل به ادامه ی عمیقِ این دوستی نخواهی بود.
اما " بهار". حقیقتش توصی
دانلود آهنگ جدید علی سورنا | مهران با لینک مستقیم  +متن +پخش آنلاین
Danload Ahang Ali sorena -Mehran
♬♪♪♫♪♬Download new music From Ali Sorena | Mehran+Text+Best Quality

برای دانلود آهنگ مهران علی سورنا  لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید:
پخش آنلاین آهنگ مهران علی سورنا:
 
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کنددانلود آهنگ

 
:برای دانلود با کیفیت مطلوبتان روی لینک های زیر کلیک کنید
 
کیفیت متوسط :
کیفیت عالی :  
متن آهنگ مهران علی سورنا :
♬♪♪♫♪♬
من و تو مثل همیم خوف میکنن میبیننمون
واس
دانلود آهنگ جدیدعلی سورنا مهران + متن + پخش آنلاین
Danload Ahang Jadid Ali sorena - Mehran
♬♪♪♫♪♬Download new music BY Ali Sorena Called Mehran+Text

متن آهنگ جدید مهران از علی سورنا:
من و تو مثل همیم خوف می کنن می بیننمون  ♬♪♪♬   واسمون غلاف بلوف می کنن
رپ کنا منو خیلی دوست ندارن    ♬♪♪♬    مثلِ تو که خیابونا جلوت جفت می کنن
برای دانلود آهنگ مهران علی سورنا  لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید:
پخش آنلاین آهنگ مهران از علی سورنا:
مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند
دانلود آهنگ
بسم الله
 
به احترام امتحان روان پزشکی دو سه قسمت پادکست رواق گوش دادم و یه قسمت از رادیو مرز به اسمِ "بعد از خودکشی".تو این قسمت رفته بود سراغ نردیکان کسانی که خودکشیِ موفق داشتند و از دنیا رفته بودند.یه جایی یکیشون میگه کسی که افسردگی پیدا میکنه یه جایی پرخاش میکنه و دست خودش نیست و بقیه رو از خودش دور میکنه.خب بقیه هم اکثرا دور میشن میرن ولی اون آدم در واقع الان به بقیه نیاز داره فقط نمیتونه بگه و این رفتارش که دور کردن بقیه است در واقع نشون م
راستی از زندگی برایت بگویم.زندگی هم خوب است. با همین سختی و آسانی، و با همین بالا و پایینش ادامه دارد. امروز هم گنجشک ها می خواندند و ابرها به مهمانیشان باران هدیه می آوردند. خورشید باز هم مثل قبل یک بار طلوع و یک بار غروب کرد. از دیگر چیزها خیلی خبر ندارم. راستش نمی دانم چند نفر دارند رنج می کشند یا چند نفر گرسنه اند. از ادمهایی که با ناباوری و در کمال ناکامی امروز جان کندند، از کسانی که همین حالا دارند توی آشغال ها می گردند، از شیاطین در قالب ان
دانلود رایگان آهنگ غمگین جدید و فوق العاده زیبای شهاب مظفری به نام خزون
ترانه: مهرزاد امیرخانی / ملودی: عماد طغرایی / تنظیم: علی وانیار
ترانه پخش شده در سریال ستایش ۳
دانلود رایگان موزیک خزون با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 
موسیقی متن سریال ستایش 3 , نسخه اصلی آهنگ خزون
[کیفیت 128 با حجم 3.5 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 8.7 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Shahab Mozaffari – Khazoon

متن ترانه خزون با صدای شهاب مظفری:
توجه نکردی به تنهائیامو
ندیدی چه ترسی نشست توو نگاهمو
م
گاهی با خودم نامهربان می‌شوم و مدام از خودم می‌پرسم آخه امروز دیگه چیکار کردی که خسته‌ای؟!» گاهی یادم می‌رود که توی ذهنم آشوب است! از مادر و شوهرخاله‌ام گرفته تا به حنانه و آدم‌های ناشناس(!) توی ذهنم جواب پس می‌دهم! آن هم مکالمه‌هایی که هرگز وجود نداشته‌اند! توی ذهنم مدام تحقیر می‌شوم و مدام باید درباره‌ی خودم توضیح بدهم. عالیس چند کیلویی؟ نمی‌خوای چاق بشی؟ چرا گوشت نمی‌خوری؟ سر کار نمیری الان؟ مدرکت رو گرفتی؟ گوشت نمی‌خوری لاغری
معشوق پاییزی من، سلام!
حال که این نامه را می‌خوانی اولین پنج‌شنبه‌ی پاييزِ امسال از راه رسیده و نسیم ملایم و سرد پاییزی از لابه‌لای برگ‌های زرد صنوبر وزیدن گرفته است، نسیم ساقه‌های ترد و عریان علف‌های وحشی حاشیه‌ی دریاچه را به لرز وا می‌دارد و پرستوهای مهاجر را وادار به سفری دور و دراز می‌کند!
من اما اینجا، دلتنگ و بی‌قرار به سبزی بی‌جان برگ‌ها چشم دوخته و منتظر گام‌های محکم پاییزم، منتظر خیابان سراسر زرد و موسیقی آرام و حزن‌انگیز
دیر کردی نازنینم کم کم آذر می رسد
عمر آبان ماه هم، دارد به آخر می رسد
فرصت از کف می رود، امروز و فردا تا به کی؟
فصل عشق و عاشقی هم عاقبت سر می رسد
برگ های دفتر پاییز، سرخ و زرد شد
آخرین برگ سفیدِ کهنه دفتر می رسد
زودتر برگرد تا وقتی بجا مانده هنوز
می رود پاييزِ عاشق، فصل دیگر می رسد
مهر و آبان طی شدند و نوبت آذر رسید
نازنینم زودتر، سرما سراسر می رسد
این هوا با عاشقان چندی مدارا می کند
فصل سرما، زوزه ی باد ستمگر می رسد
یک نفر با یک خبر ای کاش امشب می
 
 تو نیز چند روزی صبر کنبگذارتا طلوع کند عشقبگذار این شبِ دراز بگذردبگذار پروانه ها سر از پیله درآرندبگذار جهان از خواب برخیزدتو نیز صبر کندندان به جگر داشته باش، بیشتر!آخر خیلی وقت است پروانه ها در پیله مانده اندروزی که خورشید دیگر نتابید،آن خسوفآن فراقعادتشان داد به تنیدن.پروانه ای را به شوقِ بال زدن در پیله طلوع کرددیگر تنید و تنید به دور خویشدیگر طلوع نکردقلبش دور ماند از دریچه ی نوربگذار بندها باید از سرش بیفتداما#به چه شوقی
چند هفته‌ای می‌شد که اینجا یه تیکه کاغذ افتاده بود. احتمالاً همراه بیمار می‌خواسته به منشی یا دکتر نشونش بده. نوشته‌ی روی کاغذ این بود؛ لطفا حرفی در مورد بیماری مادرم به خودشون نزنید. از نظر روحی نمی‌تونند با این موضوع کنار بیان.»و من به این فکر می‌کردم که چرا یک نفر نباید بتونه از نظر روحی با بیماری و مرگ خودش کنار بیاد؟ منظور اینکه اتفاق خارج از برنامه‌ای نیست. آخر داستان زندگی از همون اول با شفافیت تمام گفته شده؛ مرگ. و چرا باید مواجه
آغازِ
پاييزِ
یک هزار و
سیصد و
نود و هشت

ایلاهی  عاقبتتان  به خیر  بو  عِزیزان

عکس
از ابوالفضل صدر
 
جمعه باشه. پاییز
باشه. جوزِ خوروش باشه.



این دی خوشگُلیایِ
پاییز
عکس
از پَلاپَچ



عزیز جان، بیو
دستانته مُنه هادین
پاییز جاده‌ای نی
که یک تَنه بِشی
دو نفره راهه.!
آها عزیزجان، پاییزه دو نفره میشُن



این زَردِ قشنگِ وَلگانِ مِینی این روزان جیر میکُوئوُن؟
هامونانی اَندا تو رِ خوش دارُوم.!




عکس از: محمد آقابراری، روستای وشته طالقان
 
یک مرتبه راهی شدي تا من
سهمم از احساست همین باشد
پاییز غوغا می‌کند هرشب
تا دردهایم بیش از این باشد.
 
آذر تهِ احساس پاییز است
یلدا همیشه اوج دلتنگی
یعنی شبش یک لحظه بیش از پیش
با غصه های عشق می‌جنگی.
 
وای از غم پاييزِ بی مهرم
فصلی که اوجش آخرش باشد
یک فصل پر دردی که یلدایش
ته مانده های آذرش باشد.
 
بغضی درون سینه جا مانده
روزی سه نوبت درد می‌بارم
از حال و روز شعر می‌فهمی
یک عشق مزمن در سرم دارم.
 
از غصه های قصه می‌کاهم
شاید جهانم را بغل
 
دبیرستان شرافت پس از روزگاری باز هم دبیرستان شرافت خواهد بود، اگر لطف یا قهر روزگار شامل حالش نشود و نامش عوض نگردد.
دبیرستان شرافت پس از روزگاری، بیست سال، چهل سال، شصت سال، بیشتر و کمتر، تبدیل به ساختمانی قدیمی و فرسوده خواهد شد و آجرهایش، شعر سیاهی و تیرگی خواهند خواند.
درهای چوبی‌اش ریش ریش خواهند شد و پنجره‌های شیشه شکسته‌اش، اسباب بازی کودک باد.
دیوارهایش، دیوارهایی که دفترچه خاطرات هزار سرمه‌ای پوشِ1 اسیر رویاهاست، همان دیواره
١. کتابا، فیلما، آهنگا، حرفا، ایده‌ها هر چیزی که باعث شه تصوراتمون نسبت به جهان واقعی و جهان ایده آل گسترش پیدا کنن هر چیزی که باعث شه عمیق‌تر فکر کنیم، عمیق‌تر حس کنیم، عمیق‌تر نگاه کنیم، هرچیزی که باعث بشه پیچیده‌تر باشیم، پیچیده‌تر ببینیم و احساسات پیچیده‌تری داشته باشیم و بالطبع عقایدمون هم پیچیدگی‌های عجیب و غریب پیدا کنن، هر چیزی که باعث شه تعداد قدم‌های کمتری بین دوراهیای زندگی‌مون باشه، هر چیزی که انتخاب‌ها و شرایط‌های
La La Land 2016: داستان در مورد یه دختر و پسره که به شکلی اتفاقی با هم آشنا می شن؛ اون ها هر کدوم رویاهایی دارن که در تلاشند تا بهش برسن.
سکانس های مورد علاقم: سکانس آغازین فیلم؛ با اینکه نمونه  مشابهش رو تو یه موزیک ترکی دیده بودم، سکانسی که صدای پیانو زدنِ مرد داستان، دخترک فیلم رو در جا میخکوب می کنه و سکانسی که با هم توی خونه اگه اشتباه نکنم آهنگ "شهر ستاره ها" رو می خونن؛ بی نظیر بود و حالا شاید اون چند دقیقه پایانی با اغماض :(
ولی در کل می تونم بگ
La La Land 2016: داستان در مورد یه دختر و پسره که به شکلی اتفاقی با هم آشنا می شن؛ اون ها هر کدوم رویاهایی دارن که در تلاشند تا بهش برسن.
سکانس های مورد علاقم: سکانس آغازین فیلم؛ با اینکه نمونه مشابهش رو تو یه موزیک ترکی دیده بودم، سکانسی که صدای پیانو زدنِ مرد داستان، دخترک فیلم رو در جا میخکوب می کنه و بهترینش، سکانسی که با هم توی خونه اگه اشتباه نکنم آهنگ "شهر ستاره ها" رو می خونن؛ بی نظیر بود و حالا شاید اون چند دقیقه پایانی با اغماض :(
ولی در کل م
من اینجا را از آن زمان های بی زمان عاشق بوده ام .
جنگیدن به خاطر وطن ، اوج معنای زندگی ست .
بر جاده های آبی سرخ پنج کتاب در یک کتابه از نادر ابراهیمی .
بر اساس زندگی میرمهنای دُغابی .
میرمهنا ، نماد ریگ ، چراغی در اعماق دره های وطن!
کتاب من رو انتشارات روزبهان چاپ کرده ولی دیدم چاپ هایی با جلدهای مختلف و در جلدهای مجزا هم از این کتاب منتشر شده .
قصه ی میرمهنای دُغابی از دویدن روی ریگهای سوزان بندر ریگ و مناجاتش با خدا شروع میشه . 
انسان ، از میان یک
بیانات پس از بازدید از نمایشگاه حماسه گوهرشاد»
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روز سه‌شنبه 96/1/8 ضمن بازدید از نمایشگاه آثار هنری و اسناد تاریخی مرتبط با واقعه‌ی مسجد گوهرشاد که در حرم مطهر رضوی برگزار شده بود، در جمع برگزارکنندگان این نمایشگاه سخنرانی کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن بیانات رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار را در سالروز واقعه‌ی خونین کشتار مردم معترض به کشف حجاب رضاخانی در مسجد گوهرشاد مشهد که در تیرماه ۱۳۱۴ به وقوع پیوس
   
 
  . 
/√– در آنسوی محله‌ی ضرب ، درون باغ درختان هلو،  هاجر   پابرچین ، و با احتیاط ، از بین شاخه های شکسته و به زمین افتاده راه خود را باز میکند و چستو چابک به ابتدای ورودیِ باغ میرسد ، او قصد رفتن به صف نانوایی را دارد٬ اما در این چندصباح هرگز به هدفش از خرید نان نیاندیشیده. زیرا او در نهایت امر تنها میتواند عطر نان را استشمام کند. . اما چون هنوز در شوک و اضطراب حوادث شب گذشته سیر میکند ، یادش رفته تا کلیدها را با خودش ببرد. او چون تازه وارد
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب