نتایج پست ها برای عبارت :

شعر گل سرخم چرا رنگت شده زرد

اون یکی وبلاگ که همین چند روز پیش مرحوم شد اینجا هم بزودی درش، گِل گرفته می‌شه.
.
ابیات کاملا مربوطه از جناب مولوی:

ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی

از کار خود افتادی در کار دگر رفتی


صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم

ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتی


صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم

گلزار ندانستی در خار دگر رفتی


گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهی

ای حال غلط کرده با مار دگر رفتی


مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه

صد تار بریدی تو در تار دگر رف
اون یکی وبلاگ که همین چند روز پیش مرحوم شد اینجا هم بزودی غزل خداحافظی رو می‌خونه.
.
ابیات کاملا مربوطه از جناب مولوی:

ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی

از کار خود افتادی در کار دگر رفتی


صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم

ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتی


صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم

گلزار ندانستی در خار دگر رفتی


گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهی

ای حال غلط کرده با مار دگر رفتی


مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه

صد تار بریدی تو در تار دگر
نقّاش شعر باشم، با خامه خیالم،
سیمای دلکش تو در لوح جان کشیدم.
با آب و رنگ تازه چشمان آبیت را
در چشمه های صاف شعر روان کشیدم.
از مژّه های چشمم یک موقلم بسازم،
با صد خیال رنگین سازم رخت منقّش.
در عقل من نگنجد سیمای دلکش تو،
با خون دل کشیدم عکس ترا چه دلکش.
رخسار صبح سایت همرنگ صبح صادق،
در برگ گل کشیدم لبهای لاله رنگت.
رنگین کمان خورشید همرنگ کرتة تو،
نازکتر از نهال است این قامت قشنگت.
عکس رخت بجویم از چشم اختر شام،
م ترا ز چشم هر سفله رو و بدنام
گاهی کار به این جا میرسه که
دلم می خواد ننویسم
فقط مدل خودم باشم
هر چی هم این "خودم" شعاری باشه
خب معلومه که خودم بودن سخته
اصلا همین که میام واقعی باشم . همین که میام چشم باز کنم رو به خودم تا کشفش کنم . تا بفهمم رنگ و بوی دنیام رو
چشمم میافته به صفحه رنگی رو به روم  که پر شده از کادوهای تولد،ولنتاین ، show off طوری های جذاب خلاصه .
اون وقت تو از راه می رسی. رنگت پریده .یه قلمو دستت گرفتی. می فهمم که چه بی حوصله ای . اصلا مثل یه سیاه چاله شدی از بس که
امشب به زحمت خودم را قبل از ساعت ۱۰ به بیمارستان رساندم تا ننه را بعد از دو سه روز بستری بودن ملاقات کنم. در بخش ن اجازه ورود نمیدادند، با مسئول و رئیس بخش صحبت کردم اما با احترام گفتند که بخش ن است و غیرقانونی، و من هم تابع قانون!
ننه با پا دردی که داشت، خودش را تا دم در رساند، عمه با صندلی چرخدار او را تا دم در مشایعت کرد. همانطور که قربان صدقه میرفت، گفت:چرا انقدر لاغر شدی؟ چرا انقدر رنگت زرد شده دردت به جونم؟
من هم قربانش رفتم، قلبم را ک
می‌دونی، من خودم می‌تونم یه‌جوری حال خودمو خوب کنم، یا حتی به خودم تلقین کنم که خوبم؛ این‌طوری واقعا خوب می‌شم اما وقتی شماها هر روز میاید میگید چرا رنگت پریده‌ست، چرا اضطراب داری، چرا چند وقته سرحال نیستی، چه‌قدر لاغر شدی، وای استخون فلان‌جات میاد زیر دست! چرا زیر چشمات گود افتاده؟ مریضی؟ چرا چرا چرا. چرا از من نمی‌کشید بیرون؟ چرا راحتم نمی‌ذارید؟ هیچ می‌فهمید این‌طوری داغون تر می‌شم؟ می‌فهمید وقتی مدام تو فکر حرفاتونم نمی‌تون
خودت را در من جا بگذار
حدس می‌ زنم
که خواهی گریخت
التماس نمی‌کنم
از پی‌ات نمی‌دوم
اما صدایت را در من جا بگذار.
 
می‌دانم که از من دل می‌کنی
               راهت را نمی‌بندم
اما عطر موهایت را در من جا بگذار.
 
می‌دانم که از من جدا خواهی شد
               خیلی ویران نمی‌شوم
                              از پا نمی‌افتم
اما رنگت را در من جا بگذار.
 
احساس می‌کنم
تباه خواهی شد
             و من خیلی غمگین می‌شوم
             اما گرمایت را در من جا بگذار.
 
فر
یه رسمی هست که بعضی بهش معتقدن و اون اینکه وقتی کسی ناخوش احوال باشه یه تخم مرغ میذارن لای یه پارچه و هی اسم آشنا و فامیل و هرکسی اخیرا اون فرد رو دیده میبرن و روی هر اسم که تخم مرغ بشکنه میگن که اون شخص این فرد ناخوش رو چشم کرده و با شکستن تخم مرغ دیگه برطرف میشه و حال فرد خوب میشه.
امروز سر چیز بیخودی حالم به شدت گرفته بود و به شدت عصبانی بودم. رفته بودم توی اتاق و در رو از روی خودم بسته بودم. چندساعت زیر پتو مونده بودم و هی به دلگرفته بودنم ادام
ماخاک نشین وسرفرازیم
ازمنت خلق بی نیازیم
هرچند که درد کم نداریم
سرخم نکنیم و غم نداریم
شادیم که خداهمیشه باماست
بااو همه چیزخوب وزیباست
دردی چودهد کلید گنج است
گه شاهکلید،درد و رنج است
دردست خدانهی چو دستت
دیگر ندهد کسی شکستت
شاهی که خدا بود پناهت
ایمان به خدا بود سلاحت
انسان چوشناخت خالقش را
ازدست ندهد دقائقش را
بی معجزه روز شب نگردد
دل طالب غیر رب نگردد
محتاج به جز خدانگردد
یک لحظه ازاو جدا نگردد
هرلحظه خداست پیش چشمش
با اوست بقدردرک و فه
دانلود مداحی سلام ای هلال مه نو رسیده
به مناسبت ماه محرم مداحی بسیار زیبا از میثم مطیعی به نام سلام ای هلال مه نو رسیده که غرق غباری و رنگت پریده به صورت صوتی با کیفیت بالا برای دانلود قرار داده می شود
نحوه دانلود مداحی میثم مطیعی
برای دانلود این مداحی زیبا به مناسبت ماه محرم به لینک پایین این مطلب مراجعه فرمایید و با کیفیت بالا به صورت mp3 مداحی سلام ای هلال مه نو رسیده را دانلود کنید
ادامه مطلب
حالت های ممکن برای شبانگاه خُنکِ کم ستاره ام چی میتونه باشه؟!
بشینی تو بالکن و فرتافرت سیگار دود کنی و تاثیر یه اپسیلونیت تو آلوده کردن هوا رو به رخ خودت بکشی و هرازگاهی یه قلوپ از چایی ات که داغی قلوپ اولش با سردی قلوپ آخرش پارادوکس جذابی میسازد رو هورت بکشی یا نه دفترچه یادداشت زواردررفته نارنجی رنگت که سررسید یکی از سالهای دهه هشتاد است رو باز کنی و عُقده تمام ننوشتن های چند وقته ات رو روی برگ های سفیدش خالی کنی و آروم قهوه شیرینت رو سر ب
قال الرضا علیه السلام:  إِنَّ یَوْمَ قَتْلِ اَلْحُسَیْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا أَرْضُ کَرْبَلاَءَ أَوْرَثَتْنَا اَلْکَرْبَ وَ اَلْبَلاَءَ إِلَى یَوْمِ اَلاِنْقِضَاءِ فَعَلَى مِثْلِ اَلْحُسَیْنِ فَلْیَبْکِ اَلْبَاکُونَ فَإِنَّ اَلْبُکَاءَ عَلَیْهِ یَحُطُّ اَلذُّنُوبَ اَلْعِظَامَ
 
بر روی خاک بال و پرت می کشی چرا؟!با اشک، سرمه بر نظرت می کشی چرا؟!با تو چه کرده زهر که رنگت پریده استاین
قال الرضا علیه السلام:  إِنَّ یَوْمَ قَتْلِ اَلْحُسَیْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا أَرْضُ کَرْبَلاَءَ أَوْرَثَتْنَا اَلْکَرْبَ وَ اَلْبَلاَءَ إِلَى یَوْمِ اَلاِنْقِضَاءِ فَعَلَى مِثْلِ اَلْحُسَیْنِ فَلْیَبْکِ اَلْبَاکُونَ فَإِنَّ اَلْبُکَاءَ عَلَیْهِ یَحُطُّ اَلذُّنُوبَ اَلْعِظَامَ
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی_ ۳۰ صفر ۹۸
 
بر روی خاک بال و پرت می کشی چرا؟!با اشک، سرمه بر نظر
استعمار نوین یعنی اینکه جناب والامقام، شاهنشاه، بلانسبت به سان فراعنه، به انضمام خوراکی هاشون بشینن تو ارابه، و دستور صادرکنند که بران ای اسب ما! 
و تو، مثال اسب که نه، شبیه اون کارگرای بدبخت و گمنامی که برای فرعون اهرام ثلاثه میساختند و وقتی زیر فشار سنگها له میشدند و میمردند، همونجا تو دیوار اهرام دفنشون میکردن، به هیچی فک نکنی، فقط طناب زرد رو بکشی و دستات تاول بزنه! و خود جناب فرعون درحالیکه بر پشتی های زربفت تکیه زدند، انار تناول بفرم
 
متن آهنگ اشوان بنام مغرور
دیوونه ی من معلومه کجاییقرار نبود آخه این همه جداییقرار نبود آخه تنهاییابیا بیا بیا بیابلد نبودی این آدم مغرورونبودی جاش یهو بندازتت دوروواسه هر اشتباهی بشی مجبوروبیا بیا بیا بیادلم تنگه واسه چشمای خوش رنگتکجایی که دلم بد جور شده تنگتمیرقصیدم برات میزدی هر سازیحواست نیستواسه یه شهر خاطره میسازیتو که خودت میدونیتو قلب من میمونیلااقل بمون یه کاری کنبه ظاهر بی قراری کنآبرو داری کن نروتو که خودت میدونیتو قلب من
چهاردهم ماهی در پانزده سالگی ام بود. گل های چادری که سرم بود یادم است. قرمز ریز بودند با کاسبرگ زرد. مثل باقی چهاردهم ها وقت خواندن سید چادر را آورده بودم روی صورتم پایین و خیره به گل های ریز، خاطرات امروز مدرسه را مرور می کردم. دیدم صدای سید دارد در ذهنم صورت می سازد:
"گر چشم روزگار بر او زار می گریست. مردی تنها سوار شد. زن ها دورِ اسبش بودند. دور شد. زنی صدایش کرد. برگشت. سپاه نداشت. پیش چشم زن ها راه رفت. دور شد. جان جهانیان همه از تن برون شدی."
غاف
سجاد!
دیروز یکی را دیدم درست عین خودت، یعنی اگر مطمئن نبودم که الان در شهر دیگری نشسته‌ای زیر کولر و سر به سر حوریا می‌گذاری فکر می‌کردم که تویی و شاید می‌پریدم جلویت و می‌گفتم تو کجا اینجا کجا خان؟ اما تو نبودی و من این را می‌دانستم و خودش نمی‌دانست که تا چه حد به تو شباهت دارد. پیراهن قرمزی‌ تنش‌ بود، درست عین همان پیراهنی که وقتی رفتی سربازی از کمد تو به کمد من تغییر مکان داد و آن‌قدر پوشیدمش که رنگش پرید.هندوانه‌‌ای را که مثل توپ فوت
از پنجرهٔ ماشین به بیرون نگاه می‌کردم. شهر خلوت بود و تک و توک ماشین‌هایی می‌آمدند و می‌رفتند. کرکرهٔ اکثر مغازه‌ها پایین بود و برگ‌های زرد درختان افرا گه‌گاهی در هوا می رقصیدند و سرانجام می‌افتادند روی سنگفرش‌ها و مقابل کرکره‌های بستهٔ مغازه‌ها. این فضا برایم عجیب نبود. ساعت هفت صبح شهر من معمولا همینقدر آرام و کم‌صداست. 
مشغول دیدن این رامش صبحگاهی بودم که ماشین ایستاد. پیاده شدیم و به‌همراه مادر به‌سمت آزمایشگاه رفتیم. معدهٔ خا

سلام ریحانه! دیروز رفته بودم عزاداری. عزای همان‌ها که در هواپیما بودند. البته بعضی‌ها می‌گفتند ما داریم شلوغ می‌کنیم و این نامش تجمع و تظاهرات است؛ نه عزاداری. ولی باور کن ما هیچ چیز را نشکستیم و هیچ جایی را آتش نزدیم. حاضرم قسم بخورم. ولی از بیسیمِ یکی که کلاه حفاظتی روی سرش بود و هیکل بزرگی داشت شنیدم که می‌گفتند اونجا رو پاکسازی کنید.» ریحانه مگر ما لجنیم که پاکسازی‌مان کنند؟! مگر کثافتیم؟ اصلن پاکسازی از چه؟ با چه؟ باتوم؟ نمی‌دانم
 
 
 
 

بنیاد شهیدفرض بنیاد شهید فرض حیات انقلاب است و با همین ایده هم باید به بنیاد شهید نگاه کنند.***بنیاد شهید یکی از برکات و نشانه های حقانیت انقلاب و امام رضوان الله تعالی علیه است.***حقا باید گفت که بنیاد شهید جزو حسنات جاریه و صدقات جاریه امام بزرگوار است.***دستگاه بنیاد شهید باید دستگاه عصمت و طهارت شناخته شود.***تلاش شما به عنوان بنیاد شهید، تلاشی است که هرگز کهنه نخواهد شد.***باید همه وسایل و عواملی که شهادت را در چشمها شیرین می سازد بکا
دانلود با کیفیت (320)
 
#تکست آهنگ جدید #ساقی به نام " #لیتری_چند ؟؟ "
حرفامو گوش بده به خودت نگیر این اشعارو گوش بده به خودت نگیراین دردارو ببینو به خودت نگیر تو به خودت نگیر تو به خودت نگیر
زخمامو ببینو به خودت نگیر این جنگارو ببینو به خودت نگیرمن تیکمو میندازم به خودت ولیتو به خودت نگیر تو به خودت نگیر
(ورس 1)
بهتره حقیقتو بپذیریم وسط ازادی وایسادیم ولی یه اسیریم
واسه ی از دست دادن دگ چیزی نداریم الان وقتشه از تو غلاف تیزی دراریم 
اینجا قانون
 

 
 فرازهایی از سخنان مقام معظم رهبری پیرامون شهادت و شهید و …
شهادت،شهید،نقش شهیدان،تکریم شهیدان،جایگاه خانواده شهدا، بنیاد شهید
 
شهادت
از خدا می خواهم مبادا بعد از یک عمر زحمت مرگ ما در بستر بیماری باشد و در میدان شهادت نباشد، شهادت. مرگ در راه ارزشهاست …
***
شهادتها انقلاب ما را پابرجا و تضمین کرده است و به همین دلیل ملت ما را آسیب ناپذیر ساخت.
***
 شهید
همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری  کردند ، وقت
دگر در دل غم مردن نماندست،
شرر در دل، توان در تن نماندست.
چه فرقی، مرگ یا که مکر دشمن،
دگر از من اثر در من نماندست.
 
بسا سنگین و سختی روزگارم،
به سنگی می زنی از هر کنارم. ن
شد قانع دل سنگت به مرگم،
که سنگی می نهی روی مزارم.
 
الها، هیچ نام از بد نماند،
سر راهی دگر یک سد نماند.
میان دو جهان تا سرحدی هست،
میان ما و تو سرحد نماند.
 
دگر پروا ز پیمانی نداری،
چو در دل لطف و احسانی نداری.
بخوانم کافر عشقت، نرنجی،
به عشقم بسکه ایمانی نداری.
 
  تو بی عهدی، ا
یادم نمیاد ثانیه ها چه ساعتی⏰ رو نشون میدادن فقط میدونم همه چیز از اون خندهکده شروع شد.از روزی که تو پاتو گذاشتی تو خنده کده و شدی یاور.ثانیه به ثانیه زمان میگذشت و همین ثانیه ها من رو بیشتر بهت نزدیک کردن.همین ثانیه ها باعث شدن دلیل نایستادن قلبم بشه وجود تو⁦‍❤️‍⁩.همین ثانیه هایی که گاهی وقتا ترس از دست دادنتو میندازه تو دلم.همین ثانیه هایی که باعث شدن تو بشی اولین دوست صمیمیم و اسمت تو خونمون بیشتر از اسم دوست های مدرسم به زبون بیاد.
قلب
راستش دلم نمیخواست بگم ولی بهونه ای شد برا گفتن!
میدونید من توی زمینه های مختلفی فعالیت دارم و با آدمای مختلفیم سرو کار دارم
 همه میدونن من بنظر خیلیا ادم آروم و کم حرفیم به حدی آروم بنظر میرسم
که آموزشگاه وقتی منو کلاسم شلوغیم و صدای تکرارمون آموزشگاه برمیداره هیچ کدوم از استادا باور نمیکنن من بوده باشمدیدگاهی مخالف دیدگاهم بشنوم درگیر نمیشم با کسی چه بسا احترامم میزارم.مثل مسائلی چون حجاب که خیلی از دوستای صمیمیم اعتقادیم به حجاب ندا
زیارت اربعین، نماد شیعیان معرفی شده است
زهرا ابراهیمی» در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در اصفهان در تشریح زیارت اربعین اظهار داشت: در روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام به نشانه های مؤمن اشاره شده و زیارت اربعین نیز یکی از نشانه های مومن شمرده شده است.
این محقق حوزوی با بیان اینکه امام حسن عسکری(ع) فرمودند نشانه های مؤمن، پنج چیز است؛ اقامه نمازِ پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین حسینی، انگشتر در دست راست کردن، سجده بر خاک و بلند
دانلود آهنگ احساسی  محمد علیزاده | " برگردی اِی کاش"
 ♬♪♪♫♪♬

 با صدای محمد علیزاده به همراه متن آهنگ با بالاترین کیفیت 
"Downlod ahange Mohammad Alizade"bargardi Ey Kash 
 
برای دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده  لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
متن آهنگ:
  ♬♪♪♫♪♬
چشام بارونیه دست خودم نیست که 
تو در میری ازم شونموُ می گیره غمم
آخ چقد بد عاشقم

 
 

 ♬♪♪♫♪♬
گره خوردم به عطر مووی خوش رنگت 
مث زنجیره عشق
تا میام وایسم رو پاام
جونمو میگیره عشق
 ♬♪♪♫♪
دانلود آهنگ احساسی  محمد علیزاده | " برگردی اِی کاش"
 ♬♪♪♫♪♬

 با صدای محمد علیزاده به همراه متن آهنگ با بالاترین کیفیت 
"Downlod ahange Mohammad Alizade"bargardi Ey Kash 
 
برای دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده  لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
 
متن آهنگ:
  ♬♪♪♫♪♬
چشام بارونیه دست خودم نیست که 
تو در میری ازم شونموُ می گیره غمم
آخ چقد بد عاشقم
 
 

 ♬♪♪♫♪♬
گره خوردم به عطر مووی خوش رنگت 
مث زنجیره عشق
تا میام وایسم رو پاام
جونمو میگیره عشق
 ♬♪♪♫♪♬
 
اینکه بخشی از مردم منطق مقاومت را حتی بعد از این همه خساراتی که از وادادگی برابر غرب نصیب کشور شده و این همه تحقیری که این ملت عزتمند بخاطر آن به جان خریده، متوجه نشده و کماکان دم از سازش با دیوانه ای چون ترامپ میزنند، برای عده ای از نخبگان حامی نظام تعجب برانگیز است.
این نوشتار به دنبال آن نیست که تحلیل جامعی از علل این مسئله ارائه دهد، بلکه صرفا درپی آن است که وجهی از ماجرا را که به نظر میرسد مغفول مانده توضیح دهد.
یکی از مهمترین ویژگی های ا
یک:
پیروز میدان جنگ من و تو . هیچ کس است .
آن کس که برای من و تو ." هیچ" نبود!
دو:
قرص اگر داشت . می خوردیم و از عشق هم .
صدهزاران متر آن ور تر . نمی مردیم .(نازنین!)
سه:
این کلاس های بی خود که می روی .
برای پر کردن تنهائی هات .
مرا دیوانه کرد .
می نشینم توی خانه و تو .
با هزار سئوال بی جواب . بر می گردی .!!!
 
چهار:
تفاوت فرهنگی بین ما . زبانمان نبود؟
من فارسی می نوشتم و تو . الگوریتم می خواندی؟!!!
پنج:
پول دیدن فیلم ات را دادم . خوردند .
بدبخت!
هنرپ
حتما کلیک کنید رمانکده آغداشلو  
             
 جملات و پاراگراف ها ی بهتر           
شهربانو واثق پنسیلوانیا . 
 
.
زیادی خوب بودن، خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز
کسی شیشه تمیز را نمی‌بیند
و همه به جای شیشه، منظره بیرون را نگاه میکنند
(سیمین بهبهانی)
._____ _ __________________________________________________
. عیب زندگی اینه که هرچی بیشتر می‌گذره
دایره کسانی که میشه بهشون اعتماد کرد کوچیکتر میشه . 
سمیرا پایبندی اصل  
_____________________________________
توی این دو سال،
نامزدم بهم یه چیزی یاد داده،
اینکه: نگاهت رو به جلو باشه در زندگی.
این رو خیلی دوست دارم و خیلی کمکم کرده که پیشرفت کنم.
 
توی این مدت، یه سری کارای نصفه نیمه م رو سعی کردم تموم کنم،
یکی اینکه همیشه دوست داشتم ببینم ترکی استانبولی چقدر فرق داره یا اذری، که تونستم کورس ها رو بگذرونم و متوجه شدم که 90 درصدش یکیه. در واقع زبان استانبولی انگار همون اذربایجانیه، فقط توش کلی کلمه عربی و فارسی و یونانی و رومانیایی هم ریختن. ولی خب بلاخره
مردی که اثبات کرد می‌توان علی‌وار زندگی کرد/ ویژگی‌های مرحوم علامه جعفری در بیان رهبرانقلاب/ قولی که علامه در لحظه مرگ دخترش هم فراموش نکرد +تصاویر 
 
برای سخنرانی به دانشگاه دعوتش کرده بودند. از راه رسید و با صلوات جمعیت پشت تریبون رفت و بعد از بسم الله با لحنی خسته و آرام گفت: من ساعتی پیش دخترم را از دست داده‌ام ولی چون به شما قول داده بودم هر طور بود خودم را به این جلسه رساندم!
محمدتقی جعفری در مرداد ماه سال ۱۳۰۴ در محله جمشید آباد شهر تب
 
 
 
 
سردارشهید کاوه معجزه انقلاب اسلامی
 
 
(مقام معظم رهبری) درسفراستانی شان دراجتماع مردم  انقلابی شهرستان  قاینات:
 
 
 ((شهیدکاوه یکی ازبرجستگان این شهر(قاین) ومنطقه شماست  ویک ستاره درخشانی است که اوراهم ازدوران کودکی می شناختم)).
 
 
مقام معظم رهبری درزمان شهادت کاوه: محمود روزی شاگرد ما بود وحالا استاد ماشد.
 
 
قسمتی از وصیت نامه شهیدکاوه:دشمن بایدبداند واین تجربه راکسب کرده باشد،هرتوطئه ای راکه علیه انقلاب طرح ریزی کند،امت بیدار
 رمان پرستار ۲. 
 
_ممنونم . سکوت بینمون و شکستم و گفتم: میخواستم بگم که من یه کار تمام وقت پیدا کردم دیگه از امشب خونه نمیام وسایلمم عصر میام میبرم _ به سلامتی باشه میسپارم زن عموت خونه بمونه . کاری نداری ؟ _نه خداحافظ. بی خداحافظی گوشی رو روم قطع کرد . بغض گلومو فشار میداد . حتی نخواست بدونه کجا کار میکنم ؟ یا چه شغلیه؟ با صدای دختری پشت سرم به خودم اومدم. _اقا زودتر ما هم میخوایم تلفن بزنیم . در حالی که به زور جلوی اشکموگرفته بودم سوار ماشین شدم و
حفاظ شاخ گوزنی - لیلیوم - بوته ای سیم خاردار
 
نرده حفاظ روی دیوار آهن سازه شامل حفاظ شاخ گوزنی ، حفاظ بوته ای خار ، حفاظ لیلیوم و حفاظ سر نیزه ای سربازانی فولادین و نیزه به دست که سر دیوار ایستاده‌اند تا کسی مزاحم آسایش ساکنان ساختمان نشود .
 
حفاظ شاخ گوزنی

حفاظ شاخ گوزنی آهن سازه به خودی خود هم شکیل و چشم نواز است. ترکیب این نرده با دیوارهای سنگی، آجری، بتنی و نماهای رومی ظاهر یک کاخ غیر قابل نفوذ را به ذهن بیننده متبادر می کند .
مزایای ح
۴۸.txt
۴۸
، برای شکستن ِ سکوت ِدو نفره ای که در اتاق حاکم شده ، بریده بریـــده میگویـــد؛ ب‌ب‌ بانو به رسَم  خــ٬َــزان ، هـَرروز چـه زود شب میشود! پدر تون ، ن نیاد یهو !؟.   –®بانو با عشوه ای دخترانه ، پاسخ میدهد ؛ نگران نباش ، امشب من از قصـــد دو برابــر تجؤیز پزشکــ به پدر ، قرص آرام بــخش و قرص خوآب داده ام.، تــا که تخت بخوابد .» ٫_در میان بُهت و حیرت پسرکـ ، بانو برمیخیزد و درب چوبی اتاق را میبندد ، ناگاه ، پنجره ای در ذهن پسرکـ باز میشود !.
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب