نتایج پست ها برای عبارت :

شمسی جان تو رفتی من موندم بایک دنیا غم

دیگه تموم شد
افسردگیا
بی اعصابیا
سر مامان الکی دانا
بی مورد گریه کردنا
نصف شب از خواب پریدنا
شب کابوس دیدنا
توی سایت قلم چی تخمین رتبه زدنا
توی سایت سنجش خیمه زدنا
دست و پا لرزیدنا
همش تموم شد
الان من موندم و رتبه م
من موندم و بازم گریه ها
من موندم و پزشکی شیراز 
.
.
.
.
راستی
رتبه هم صرفا جهت اطلاع دوستان کنجکاو میگم
۲۰۰ شدم =)))
سلام  دوستان این اهنگ جدید سینا پارسیان هستش کهبه نظرم عالی میخونه
ممنون میشم نظرتونو رو در مورد این اهنگ اعلام کنید
باید نجات پیدا کنی از من باید بری دنبال آزادی
اما به من ای کاش مسیر دریارو نشون نمیدادی
گرفتي رد ماهو تا ساحل من موندم و دریای بی ماهی
دیروز پیدات شد امشب گمت کردم چه عشق کوتاهی .
طوفان شد و رفتي ترسیدی از مردن موجا منو سمت ساحل نیاوردن
طوفان شد و دیدم غیبت زد و رفتي خشکم زد و موندم سیل اومد و رفتي .
دانلود آهنگ جدید سینا پارسی
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوکیلی موندم تو این سیل و مصیبت مجری های سیما چطور روشون میشه بگن عید و سال نو مبارک!!!!
سیل غارتگر اومد
از تو رودخونه گذشت 
پلآ را شکست و برد 
زد و از خونه گذشت
دست غارتگر سیل
خونه رو ویرونه کرد
پدر پیرم و کشت
مادرو دیوونه کرد
حالا من موندم و این ویرانه ها
پر خشم و کینه دیوونه ها
من خسته
من زخمی 
من پاک
می‌نویسم آخرین حرف و رو خاک
کی میاد دست توی دستم بزاره
تا بسازیم خونمونو دوباره
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر
دست به قلم شدم که شروع کنم اما موندم که از کجا شروع کنم، موندم اول از چی بنویسم، از کجا بنویسم، که همه چیز برام شروع بود، هر لحظه شروع بود، هر مکان شروع بود و هر قدم شروعی بود.
شروع از اون جایی بود که فهمیدم چقدر کم طاقت و کم تحملم در برابر سختی هایی که شاید یک هزارم سختی های اهل بیت حسین(ع) نبود؛ شروع از اونجایی بود
ادامه مطلب
متن ترانه عبدالله زینلی به نام فرشته

قصر عشقمون رو دست به دست هم روی آب ساختیمتوی بازی دل رفتي و ما بازی نکرده بازی رو باختیمتوی تاریکی موندم ، همه عالم سیاههتوی دستم یه گیتار ، همدم بغض شبامهفرشته مال تو قلبم ، من اون پاییز تن زردمدرخت عشقمون مرده ، ریشه هاشو از دلم کندمفرشته فکر پروازی ، بال و پر داری و آزادیپر کشیدی رفتي و اینجا ، قفس شد بی تو تنهاییتو رفتي و هنوز اینجا هستی تو هر نت گیتارمتو رفتي و هنوز هر شب به عشق تو بیدارممن اون ققنوس ش
تحملم واقعا داره به سر میرسه
فشار زیادی روم هست
واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم
این دختره نامرد هم که همش فقط اذیتم می‌کنه. کاش می‌دونست تنها دلیل زنده موندم اونه
فکر نکنم خوب بشم. ترسناک و ترسناک‌تر میشم. به حدی که حتی منم از خودم می‌ترسم
تمایل زیادی به بعضی چیزا دارم
میگه چرا نمی‌رفتي نظامی نمی‌شدی. اگه می‌رفتم بیشتر تمایل به خشونت پیدا می‌کردم
دستمم بازتر میشد
واقعا برای من سالم نیست
از روزی که اومدم هیچگونه تفریح دلخواهی نداشتم بیرون رفتن با همکلاسیهام منو خوشحال نمیکنه ، خوشحال میکنه ها اما مقطعی و گذرا
شارژم نمیکنه
من تفریحات خاص خودم رو دارم که با انجام دادنشون شارژ میشم و انرژی میگیرم واسه ادامه ی تلاشهام توی راه
و اما از روزی که اومدم فرصت انجام  هیچکدومو نداشتم
الان حالم بدجوری گرفته ست . خیلی
مخزن انرژیم خالیه و خستم از اینکه همش خودمو گول زدم که اره اینم خوبه با فلان سرگرمی هم خوشحال باش و منتظر موندم و منتظ

اطلاعاتی جالب درباره سیارات منظومه شمسي
 
منظومه شمسي دارای هشت سیاره است
 
سیارات منظومه شمسيمنظومه شمسي از تمام سیاراتی که به دور خورشید گردش می کنند، تشکیل شده است. افزون بر سیارات، در این منظومه اقمار، ستاره های دنباله دار، سیارک ها، خرد سیارات و گرد و غبار و گاز نیز حضور دارند. در شریطی که منظومه شمسي دارای هشت سیاره است اما بیش از 100 دنيا دارد. در ادامه حقایقی جالب توجه درباره سیارات این منظومه ارائه می کنیم.
ادامه مطلب
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سوارانند.
 
همه یا رفتند یا دارند میرند.
فقط من موندم و چند نفر دیگه
حس جاموندن خیییلی حس بدیه.
حسرت خوردن.
حسرت و افسوس اون دنيا چندییییین برابره.
 
* الهی بحق حسین و آبروی حسین ما را ببخش و پای حرکت بهمون بده.
 
برای هیچکس مهم نیست من گوشی ندارم
یعنی اهمیتی نداره
واقعا برام تعجب برانگیزه که حتی خانوادمم از اینکه تو راه موندم چون گوشی نداشتم هیچ واکنشی نشون ندادن
فقط دعوام کردن چرا نگفتم دوستم منو میرسونه !!! من موندم دقیقا با چه وسیله ای بهشون اطلاع میدادم؟
حتی کسی که ادعا میکنه دوستم داره هم تلاشی نمیکنه 
براش مهم نیست
براش مهم نیست دارم با تلفن خونه بهش میزنگم
حتی نگفت بهم حتی شده پنجاه تومن کمک میکنه که گوشی بخرم
حتی نگفت گوشی قبلیتو بده تعمیر کن
اون یکی وبلاگ که همین چند روز پیش مرحوم شد اینجا هم بزودی درش، گِل گرفته می‌شه.
.
ابیات کاملا مربوطه از جناب مولوی:

ای یار غلط کردی با یار دگر رفتي

از کار خود افتادی در کار دگر رفتي


صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم

ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتي


صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم

گار ندانستی در خار دگر رفتي


گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهی

ای حال غلط کرده با مار دگر رفتي


مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه

صد تار بریدی تو در تار دگر رف
اون یکی وبلاگ که همین چند روز پیش مرحوم شد اینجا هم بزودی غزل خداحافظی رو می‌خونه.
.
ابیات کاملا مربوطه از جناب مولوی:

ای یار غلط کردی با یار دگر رفتي

از کار خود افتادی در کار دگر رفتي


صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم

ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتي


صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم

گار ندانستی در خار دگر رفتي


گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهی

ای حال غلط کرده با مار دگر رفتي


مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه

صد تار بریدی تو در تار دگر
فکر کن ! همه ببینن که مردی ولی تو زنده باشی
چه تصویر قشنگی!
فکر کن . میری میری میری بالا و پرت میشی از یه جایی و دیگه بعد از اون چشم ها تو رو نمی بینن. کسی نمی دونه کجایی! فکر می کنن تموم شدی
ولی تو توی اون سرزمینی که کسی نمی بینه به زندگیت ادامه میدی!
کسی نمی دونه تو به اونجا رسیدی 
و چه قدر برای این رسیدن رفتي رفتي رفتي رفتي رفتي . ! 
 
دانلود آهنگ جدید دومان شریفی تقویم
Download New Music Duman Sharifi Taghvim
آهنگ جدید دومان شریفی بنام تقویم
میگن پاییز رسید از راه میگن بازم زمستونه نمیدونن دل تنگم یه عمره غرق بارونه
نمیدونن تو که رفتي من از تقویم جا موندم به جای پرسه تو بارون تو فصل لونه ها موندم
 
ادامه مطلب
 
میگه من سرویس میشم تنهایی، نمیذارم بری ها! اینام الان میرن، من میمونم و کل امامزاده. 
منم رسما دارم از وسط نصف میشم، ولی راس میگه، دست تنهاس. موندم
حرص میخوره از دست دخترایی که اومدن کمک، میگه برو به اینا یه چیزی بگو، اومدن بازی انگار. میگم زوری که نیست! میگه باشه، ولی برو یه چیزی بگو سریع تر کار کنن. همش میمونه ها!
کلا حوصله قرتی بازی دخترا رو نداره. یه تابلو پاک میکنن یه عکس میگیرن. چایی براشون میبرن، اول عکس میگیرن، بعد چایی میخورن. کلا هم د
۱. گردنی خودمو با کاموای ست کلاه اینای شوهری شروع کردم 
۲. ته چین مرغ خوشمزه دست پخت خواهری + سیب زمینی سوخاری + نودل با ماست + هات چاکلت با شیرینی خامه ای + لبو لبو + آبنباتای خوشگل گوگولی
۳. کارای عقب موندم ـو انجام دادم و حس سبک شدن دارم
بچه ی این و اونو التماس میکرد بهش یه دیقه تبلتشونو بدن بازی کنه. گوشیم داشت میترکید قد یه مولکول جا نداشت. هرچی داشتم حذف کردم براش بازی دانلود کردم گوشیمو دادم دستش. یه جوری لپمو بوسید که هنوز گزگز میکنه :| یه جوری دم گوشم با شوق داد کشید "اسم تو چرا فرشته نیست؟" که گوشم هنوز داره سوت میکشه :| حاجی فرشته چیه؟ به نظرش هرکی بهش گوشی بده باهاش بازی کنه جزء ملائکه ست -_-
فهمید دارم میرم یه جوری بغض کرد بغض کردم. موندم. موندم ولی من فقط سالی نهایتا پنج س
دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده تو که رفتي
Download New Music Mohsen Ebrahimzadeh – To Ke Rafti
” پخش از رسانه سلطان موزیک دانلود از لینک زیر
 
دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده تو که رفتي با لینک مستقیم
 
متن آهنگ تو که رفتي از محسن ابراهیم زاده
 
توی تک تک لحظه هام به فکرتم عزیزمنذار همه دردامو من تو خودم بریزمپای همه رفتارات اون کارات آخه من موندمخوب گوش بکن این دفعه این آهنگو واسه تو خوندمتک و تنها توی این اتاق من حوصلم هی سر میرهدستام بی اختیار هی سمت ا
سلام
دخترم، این روزها شدید درگیرم با خودم، بین دو راهی موندم، ترم ۵ هستم، از دانشگاه خسته شدم دیگه نمیکشم، واقعا جونم به لبم رسیده، میخوام تمومش کنم بعد از امتحانات دی ترک تحصیل کنم.
از طرفی تو خونه هم کسی منتظر من نیست، (الان خوابگاه هستم)، حس میکنم اگه همین طور دانشگاه ادامه بدم افسردگی شدید میگیرم، بین دو راهی موندم نه میتونم ادامه بدم نه میتونم ولش کنم.
از شما دوستان عزیز خواهش میکنم راهنماییم کنید.
ادامه مطلب
با سلام
الان کارت عروسی برام آوردن و اوایل هفته بعد باید برم عروسی. موندم که چی بپوشم. نمیدونم این بار هم موقع شام برم یا نه. شلوغ هم هست و منم کمرو. چرا بعضی کم رو میشن؟ چه کنیم که این کم رویی بهتر شه؟
پایدار مجانبی از دیدگاه لیاپانوف باشید.
یاعلی
دانلود همه ی آهنگ های دنيادانلود آهنگ های دنيا دادرسان – دانلود فول آلبوم دنيا
دانلود فول آلبوم دنيا دادرسان
کاملترین مجموعه تمام آهنگهای خواننده ی خوش صدا دنيا به صورت یکجا و تکی با متن آهنگ ها و بهترین کیفیت ۳۲۰
 Download Full Album By Donya Dadrasan With Text And 320 
 
320
 
128
 
متن آهنگ دردسرفهمیدی دیوونتم پشتش در رفتي لعنتی منو بد بهم زدیتو بهم قول دادی که یه وقت برام دردسر نشی‌ منو بد بهم زدیفاصلمون نشد عادت برا من نپرس حالمو جواب سادس خرابمشکسته بدی خوردم ب
امروز دائم دنبال استادم بودم. حقیقتا استاد هم نیستند دانشجو سال آخر مقطع تحصیلی بالاتر من هستند. کارم چند مرحله ای بود. می‌اومد اُردر می‌داد و می‌رفت، سرم رو می‌چرخوندم نبود . حرصم می‌گرفت اما بازها پشت سرش خوندم باز منو کاشتی رفتي تنها گذاشتی رفتي دروغ نگم به جز من یکی دیگه داشتی رفتي. پشتت رو کردی بر من بگو مگو نداره رو کن به هر کسی خواستی گل پشت رو نداره :)))) عاشق یبسی‌اش شدم :))))
امروز و فردا صد تا کار داریم
تو این اوضاع، خواستگارا هم میخوان قرار بذارن
همینجوریش باید یه سری برنامه هامون رو کنسل کنیم که به یه سری برنامه های دیگه برسیم. موندم این وسط قرار رو واسه چه زمانی اوکی کنم.
تو گیجی و اعصاب خردی شدید به سر میبرم!
فعلا
باور میکنید شش ماه یه بار وارد یه بیماری جدید میشم؟!
اول سال کمر درد .قبلترش تومورهیپوفیز بعدش درمان میگرن و الان
بازم مسیرم خورد به مطب دکتر ن و یه حدس ترسناک!
نمیدونم به خاطر اینه که نمیدونم با پولام چیکار کنم؟ یا از بس موندم تو خونه فکر و خیال کردم پوسیده شدم
 
امروز با اینکه تعطیل بود ولی روز باحالی بود.
صبح که خانوم استاد مورد علاقه مو دیدم
بعدم رفتم حموم بعدم خابیدم.
به همین سادگی
بعدم رفتم مث خر فکر کردم و مث خر تو گل موندم.
بچه ها هیچوقت زیاد فکر نکنید که به روز من بیفتید.
هیچوقت
لعنت به
ای که رفته با خود دلی شکسته بردیاین چنین به توفان تن مرا سپردیای که مهر باطل زدی به دفتر منبعد تو نیامد چه ها که بر سر من!ای خدای عالم چگونه باورم بودآنکه روزگاری پناه و یاورم بودسایه اش نماند همیشه بر سر من زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من
رفتي و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته امرفتي و ندیدی که بی تو چگونه پرشکسته امرفتي و نهادی چه آسان دل مرا به زیر پارفتي و خیالم زمانی نمی کند مرا رهاای به دل آشنا، تا که هستم بیا، وایِ من اگر نیایی
بعضی از روزها عجیبن.
انگاری فقط میان که کاسه صبر تورو لبریز کنند.
به علت الودگی هوا و طرح زوج وفرد ، از ساعت 5 تا 6:30 صبح 
ترافیکی توی خیابونا برقراره که بیاوببین!
چون ساعت شروع طرح 6:30 صبحه .
صبح موندم توی ترافیک ودیررسیدم. 
غرولندهای سال بالایی رو نوش جان کردیم.
ادامه مطلب
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده مرور خاطراتت
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * مرور خاطراتت * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , محسن ابراهیم زاده باشید.
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mohsen Ebrahimzadeh called Moroor Khateratet With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه محسن ابراهیم زاده مرور خاطراتت
توی تک تک لحظه هام به فکرتم عزیزم نذار همه دردامو من تو خودم بریزمپای هم
تا وقتی تو دام اتفاقی نیفتادی، هر حدسی از واکنشت اشتباهه»هزار بار اینو بهم گفته بود و هزار بار باورش نکرده بودم. پیش‌بینی می‌کردم تصمیماتم رو و فکر می‌کردم تو اون موقعیت یادم می‌مونه انتخاب این لحظه رو. سالها با این باور و این سیستم گدروندم و موقعیت‌های کوچکی که تصمیم‌های متفاوتی از اونچه قبلش فکر کرده بودم گرفتم رو زیر سیبیلی رد می‌کردم. تا اینکه این حرفش چند وقت پیش تو یه تصمیم مهم بهم ثابت شد.قبل از نتایج کنکور، مطمئن بودم اون چیزی ک
یکی از دوستای صمیمیم رو که به زور بهم چسبید و دوستیمون ادامه پیدا کرد رو امروز حس کردم چقد لازمش داشتم. چقد دوست خوب داشتن لازمه و چقد خوب و لذت بخشه.
همیشه با خودم میگفتم این بدیاش از خوبیاش بیشتره و چرا من با این همچنان دوست موندم.
اما هر بار که میگذره و میبینمش حس میکنم لازمه باید باشه.
و چرا من تعداد دوستام کمه!!!!
انسان هایی که بیشتر عمر می کنند دیرتر می میرند
 
 
 
 
 
 
دانشمندا کار داشتن خودم کشف کردم
 
به حشمت فردوس گفتند: به نظـــــر تو ستایش زودتر بچه دار میشه یانازگل❓❓❓گفت: دکــــــی . خانـــم بـــــــزرگ.
 
انقد پشت کنکور موندم 
 
 
 
 
 
 
حالا امسال که کنکور ندادم سازمان سنجش برام sms فرستاده : کجایی دیوونه؟
 
اومدیم مشهد. شب اول تو کمپ غدیر و کلبه هاش بودیم . در اصل یه نوع کانکس. برای شبهای بعد خونه گرفتيم.
هنوز من زیارت نرفتم. دیشب که نماز رو حرم خوندیم، پسرم خیلی اذیت کرد ، من توی صحن موندم و به همتا گفتم تو برو زیارت. جمعه هم برای نماز من موندم خونه با پسر کوچیکم و دخترم. ناهار اماده کردم و . همتا و همسر  و پسرم رفتن نماز جمعه و زیارت. با وجود پسر کوچیکم زیارت رفتن سخته، کمر همسر هم گرفته و درد بدجوری داره، پاش هم دیروز نماز صبح بدجور پیچ خورده و ورم
یعنی من فقط موندم کی زدم فایل شرلوک رو به طور کامل پاک کردم؟؟؟؟؟ اصلا امکان نداره اخه!!!
بله می فرمایند پریروز افاضات میفرمودی میشل استروگف و کنت مونت کریستو چه کم از شرلوک دارد که هی زارت زارت شرلوک میسازن، حالا بفرما.

#وی شرلوک میدید فایل بررسی میکرد . الان چه گلی بر سر کند با این حجم فایل :/
تا حالا به این فکر کردید بدترین موقعیت های متضاد توی زندگیتون چیه که اعصابتون خرد میشه
برای من چایی خور چایی دوست بدترین تضاد اینه که همزمان دلم چایی تازه دم داغ و آب هندونه خنک باهم بخواد 
یعنی الان با یه دستم به دسته قوری گرفتم یه دستم به ظرف آب هندونه  موندم کدومش رو بخورم  هر دوتاشم رو به شدت میخوام  الان دارم فک میکنم اگه چایی بریزم تو آب هندونه و باهم بخورم چی میشه  
هم زمان که دارم به چایی آب هندونه باهم فکر میکنم دارم تحلیل میکنم چرا ظ
سارا:چقدر خوب بودید شمااااا،من سرگروه نوجوانان حلقه ی صالحینم دیگه به ته خط رسیده بودم و استعفامو نوشته بودم روزش دوستم زنگ زد میای بریم تئاترگفتم اره اومدم ،دیدمتون،اشک ریختم خندیدم اما بخاطر شهید جابر موندم ،تا اخرین نفس میمونم و مدیونتونم دعام کنید ان شاالله که شافعمون باشن.
ادامه مطلب
با سلام
دوران راهنمایی به بعد تصمیم گرفتم که محکم درس بخونم. یه روز خاله ام اومد خونه گفت چرا اینقدر زیاد درس میخونی گفتم که میخوام جواب زن و بچه در اینده بدم. بعد خاله ام این موضوع رو برای پسرش تعریف کرد ولی اون تغییری نکرد. الان اون ویزیتور شده و داره جواب زن وبچه رو میده. و من هنوز دارم جواب خودم رو میدم. تو این موندم که من تو اون سن چه جمله ای گفته بودما عجیبه.
امروزم مثه دیروز مثه هر روز ترسیدم ، از راهم از هدفم خیلی کار زیاده موندم صبرم طاقتم نباید تموم شده اما همین اول کاری  به اندازه ی یه سال خستم‌ خسته طاقتم بده صبرم بده که قوطیِ صبرم خالیه باید برم دنبال ِ وام دنبال ِ منابع ارشد ‌‌ با شیم حرف بزنم واسه عکس عکس بگیرم عکس ادیت کنم برای چهارشنبه خابم میاد انگشتهای پاک رو حس نمیکنم از شدت فشار ۱۴ ساعت بیرون باش و بدو بدو از این ور به اون ور ‌‌ 
بسم الله الرحمن الرحیم 
من اورژانس سرپایی شیفت بودم و سمیرا اورژانس بستری،شیفت من بیست دقه زودتز تموم میشدم،رفتم اورژانس بستری و منتظرش موندم تا با هم برگردیم خونه،اشتراک مسیرمون از جلو در بخش تا جلوی در بیمارستان بود بعدش اون سمت راست میرفت و من سمت چپ!
ادامه مطلب
همیشه یک نفر  باید باشد که  وقتی از زمین و زمان شاکی شدم بشود وکیل و حق را به من بدهد.حال میخواهد  حقوق خوانده باشد یا نه.حال  میخواهد حق با من باشد یا نهاصلا مهم نیست!!!!
فقط یک نفر باشد  که ترجیح مکررش ،اولویت اکیدش  به همه دنيا فقط من  باشد.
یک نفر  که  وقتی در غربت دنيا گم شدم.وقتی بغض و حجم عظیم درک و اتفاقات اطرافم سخت بود واسمبايک ."دیوانه غصه  چرا میخوری من هستم"  گفتن  ، ویران کند  همه ی دلتنگی ها ،درد ها، بغض ها را !
باید  یک نفر
الان که مینویسم غرق در آرامش و سکوت نیمه شب پاییزی هستماز این که اینجام خیلی خوشحالماحساس امنیت کامل دارممیدونی ارائه هام تموم شده و من الان دومین شبی هست که بیدار موندم تا بازم هر چه قدر شد درس بخونم برای امتحاناتمچیزی که آزارم میده حرف سمیراست یکی از همکلاسی های آنتیکم در رابطه با کلاس جبرانی بیوانفورماتیک که میگه تقصیر توئه رفتي گفتی بلیط دارینمیخواستی نمیومدی!بعد با یه لحن خیلی بدمن این همه بهش مهربونی کردم اینم شد جوابشحالا ن
دوشنبه هفته پیش ، پسر رو بردیم آزمایش خون تا تیروئید و آهن بدنش چک بشه ؛ بخاطر این که رگ دستش خیلی باریک بود مسئول خونگیری سوزنِ آمپول رو که برد داخل همینجور می چرخوند تا رگِ دست پیدا بشه ! نمی دونم شاید این کارش یکی دو دقیقه طول کشید ولی برای من و مادرش خیلی سخت بود چون حسین هم با حالت عجیبی گریه می کرد .
کار که تموم شد و از درِ آزمایشگاه که بیرون رفتيم ، گفتیم چون کلی گریه کرده و انرژی ازش رفته از مارکت بغل براش آبمیوه ای بگیریم مغازه دار
من موندم برخی چطور واقعا حوصله شون از زندگی سر می ره؟ که به فکر جذاب کردنش می افتن!
این همه جذابیت واقعی(روی این کلمه می شه گیر داد، بله:دی)، جدی چه کاریه؟ گرچه. من نمی دونم چرا آدما رو از زندگی جدا کردم. آدما هم جزوی از زندگین. ولی انگار یکم متفاوت. انگار ک آدم، هر چیزی می تونه باشه، ولی درخت همیشه درخته. سگ همیشه سگه، قورباغه هم همیشه قورباغه ست.
شاید آدمم همیشه آدمه. شایدم نه :دی
با عرض سلام
من حدود 5 ماهه باردارم و دو روزی هست سرماخوردم با پزشکم تماس گرفتم گفت دارو مصرف نکن و استراحت کن و بجاش میوه جات مثل لیمو شیرین مصرف کن تا خوب بشی ولی الان ابریزش شدید دارم عطسه هم زیاد می کنم راستش یکم می ترسم بچه بلایی سرش نیاد بخصوص بخاطر عطسه ها حالا موندم چیکار کنم اگه کسی راهکاری داره لطفا راهنمایی کنه
 
چه زود گذشتند شبهایی که برای خوابوندنت باید گاهی حتی تا یک ساعت کنارت می موندم و دذ آغوشم نگهت می داشتم، برای خسته نشدنم و بهره بردن بیشتر هردومون نذر سوره قدر و صلوات حضرت زهرا و. میذاشتم، چقدر دوست داشتم کل قرآن رو در گوشت بخونم.
فرصت ها مثل ابرها در گذر هستند
برای منی که عجیب و غریب های دردناک زیادی رو تجربه کردم از مادری، تو یک آیه ی مصوری، که فرستاده ی بی واسطه ی خدا می دانمت.
بعضی وقتها دوست داری خودت را خوش نشان بدی و کلی زور می زنی
سعی می کنی الکی لبخند بزنی. بیخودی لطیفه بگی. درد داخل خودت را پنهان کنی. ولی مگه این درد لعنتی مخفی می مونه؟ یه جوری خودش را میزنه بیرون و نشون می ده. 
موندم چطوری این درد به اشک تبدیل میشه؟
آدم مثل ظرف پری میشه که از هر قسمتش با یک تکان کوچک می زنه بیرون.
 
ای روزگار .
لطفا کمک کنید 
سلام به همه عزیزانبه خدای احد و واحد دروغ نمیگویم و قسط‌سرکیسه کردن کسی و ندارم برای،خرید جهیزیه دخترم به پول نیاز دارم البته نصفی،از،جهیزیه رو خردیم برای،باقیش موندم هر کس بتونه کمکم کنه یه دنيا ازش،ممنون میشم و دعا گوی او 
5058011227700850  بانک کوثر 
به نام حمید معصومی هر،مقدار که بتونی مالی کمکم کنید خواهش میکنم گلی،به جمال تون 
09101501940  شماره موبایل 
 
امشب فهمیدم اصلا قاضی خوبی نیستم و خیلی خوب شد که نرفتم سمت وکالت و قضاوت.
هم‌اتاقیم یه سطل ماست داد بهم گفت ببین این سالمه یا نه؟ ظاهرش خوب بود ولی بوی نه چندان خوبی می‌داد. بهش گفتم به نظر من سالمه!
گفت پس باشه مال خودت! بعد سطل ماست رو به زور داد بهم و گفت بزار توو یخچال و خودت مصرف کن.
الان من موندم و یه قضاوت ناصحیح و یه سطل ماست خراب!
اخرشم نتونسم دووم بیارم 
بلاگفای لعنتی قط شده . قبلا واسه روز مبادا توی بیانم یه وبلاگ درست کردم چون میدونسم بلاگفا گاهی وقتا گند میزنه 
الانم ازین تصمیمم خشنود و خوشحالم
هرچقد منتظر موندم ک نت وصل بشه و وبلاگم بالا بیاد دیدم زهی خیال باطل .
هرچند خیلی بلد نیستم با بیان کار کنم و بلاگفا فضای ساده تری داره 
ولی تصمیم گرفتم کلا از اونجا کوچ کنم و بار و بندیلمو بیارم همینجا:((
داشتم خفه میشدم قشنگ .
یاهو
 
چیزی حدود هفت ساله که زندگی برای من صحنه نبرد دائمه. نبرد بین بودن و نبودن. اولش نمیدونستم جنگی آغاز شده. اضطرابی به جانم چنبره زده بود و قرار رو ازم ربوده بود. هرچیز که من رو یک جا نگه میداشت متلاشی کرد. توان دوست داشتن یار و قرار گرفتن کنارش رو از دست داده بودم. اولین چیزی بود که از دست دادم. بعد ایمانم. بعد معنایی که از زندگی خودم می فهمیدم؛ تحصیل و به دست آوردن موقعیت اجتماعی و . . 
من موندم خالی خالی. 
 
کرم مرطوب کننده محبوبم را برمیدارم
صدای علی زند وکیلی سکوت خانه را در هم میشکند
"دلم را لرزاندی و رفتي،چو مرغ شب خواندی و رفتي،اخه تو اشک سرد زمستان را چو باران افشاندی و رفتي"
کرم رو میزارم سرجاش
خط چشم رو برمیدارم و خودم رو گم میکنم در خط چشمهای ناهماهنگ
علی زند وکیلی می خواند
"تو می آیی آی تو می آیی"
حرفهایی که میخواستم بزنم و کیلومتر وار اینجا ثبت شود،خیلی هم مهم نبود،پسبیخیال،این روزها،بیخیال خیلی چیزها.:)
دارم می‌میرم. این زندگی چقدر سخته. هر جاشو رد می‌کنیم تموم نمیشه بعدی میاد. این دو ماه کلی بلای اشک آور سرم اومد که بازشون نمی‌کنم. الان مامانم ازم متنفره و کسی که دوستش دارم باهام قهر کرده (وقتی یک چیزی که راست بود رو بهش گفتم). تو زندگیم موندم. نمیدونم اینکه اپلای نکنم بر خلاف تقریبا همه بیچاره‌م میکنه یا نه. امتحان زبانامو که عطا کردم. اوضاع سلامتیمم جالب نیست.
هوا بارونی شد و من دیگه تموم شدم. فقط دوست دارم ساعت‌ها گریه کنم
+تو فکری؟
-دارم به اون روز فکر میکنم، روزی که ناخواسته اومدی و وارد زندگی من شدی!
***
بی حواس جلوی در محضر ایستادم تا بیان، باورم نمیشد، اصلا امکان نداشت، مگه میشد
انگار درست نفهمیدم چی شده.
کسی کنارم ایستاد، عمو بود  و اون یک جایی دور تر از ما ایستاده بود ، پس فهمیده بود که حرف خصوصی دارم، یعنی ادم فهمیده ایه!؟ نمیدونم
من دارم در موردش نطر میدم، یعنی پذیرفته بودمش؟ نمیدونم.
عمو دستم رو گرفت و فشار داد، پیشونیم رو بوسید اما دل من خیال قر
به اندازه‌ی یک هفته حرف دارم و به اندازه‌ی دو هفته خستگی
تازه از خونه برگشتم و هنوز فرصت نکردم خستگی ناشی از بی‌خابی یک شب رانندگی رو در کنم. 
امروز مطابق معمول خاب موندم، یک ساعت!
انقدر خوابم میاد که دلم میخاد کل آخر هفته رو بخابم ولی از همین الان کلی برنامه چیدم برای اون دو روز!
خرید، آشپزی، درس، زبان.
بعله امتحان زبانم که به بیشعورانه‌ترین حالت ممکن پیچیدمش.
سرکارم و حین پست گذاشتن تو سایت‌های شرکت، دلم پست‌های خودم رو می‌خواد.
میام و م
اون شب هم نباید با داداشم گرم می‌گرفتم - نباید بیش‌تر از اون چیزی که تو دلم بود بهش می‌گفتم، بیش‌تر از میزانی که برام وقت می‌ذاره براش وقت می‌ذاشتم. 
وقتی مامان بهم گفت که داداش قبل از پرواز به سوئد، پنج دقیقه توی فرودگاه باهاش اسکایپ کرده مدت زیادی ساکت موندم، واقعا برای من مهم نیست که دیگه داداش توی کدوم فرودگاهه، توی کدوم شهر اروپاست. داداش رفته؛ و وقتی هم که بود داداش من نبود - اون برادر کارشه، نه برادر من.
ساعت ۸:۳۰ بیدار شدم، صبحونه خوردم و درس خوندم
شلغم هم خوردم.
از دیروز قرار گذاشته بودیم با میم، که امروز ناهار بریم بیرون. رفتيم یه کافه‌ای که بعدا من یادم اومد قبلا رفته بودم. وقتی ناهار» خوردیم که شب شده بود. کلی حرف زدیم راجع به الف و زرافه و ماه و اینا.
عکس گرفتيم. بعدش رفتيم نون خامه‌ای خریدم و الان توو خوردنش موندم واقعا. میوه هم خریدیم و برگشتیم.
حالا منتظرم چایی حاضر بشه بخورم، بعدش دوباره برم درس بخونم.
 
دیشب حوصله خونه رو نداشتم و تو پانسیون موندم واسه مامانم ی بهونه ای آوردم امروز صبحم به بیمارستان امام سر زدم و شبکه رفتم ولی هیچ جا جوابی نگرفتم اومدم بیمارستان اینجا که گفتن باید زنگ بزنم به آقای فلانی با ایشون در میون بزارم گفتن فردا خبر بگیرم اگر چ ب مرکز استان که زنگ زدم گفتن ی شهر دیگه نمیشه دیگه مثل قبل حرص نمیخورم نمیدونم چی میشه خدایا ریش و قیچی دست خودت من دیگه تمام تلاشمو کردم مطمئنم برام بهترینارو میخوای
پدیده ای هست به اسم مانگو آه چیزمانگا. آره. من موندم چیز دیگه ای تو دنيا بعدجز مواد مخدر مونده من معتادش نشده باشم؟ از انیمه گرفته تا کتاب و سریال
فقط بگم.به این قیافه در هم بر هم مظلوم و سیاه سفیدش نگاه نکنید. صدتا کمیک رو حریفه. مخصوصا اگه انیمش قرار باشه یه قرن دیگه بیاد و شخصیت مورد علاقه شما هم در طول مانگا قرار باشه زنده بشهاصن چه شود.
نمی دونم آخرین باری که اینجوری تو خونه دویدم آخر قسمت سوم فصل هشت گیم اف ترونز بود, یا قبل تر. ولی ب
امروز صبحْ زود بیدار شدم و بعدشم نخوابیدم و خوابم دیگه تنظیم شده. و با اینکه عصر خیلی خوابم میومد هر طور شده بود تا الان بیدار موندم.
احساس چی بگم از احساسم؟ چند دقیقه پیش آهنگِ "نوشین لبانِ" نامجو رو گوش دادم و احساس اذیتم کرد. احساسْ سنگینی می‌کنه.
یادِ روزای خردادِ بی نظیرِ امسال افتادم. تمامِ روزاش. چقد این آهنگو گوش میدادم، چقد اون آهنگا رو گوش میدادم
حس میکنم احساس بهم سیلی میزنه،
این موقع شب،
تو این خراب آباد
 صرف فعل گیلکی هیسأن به معنای ایستادن (ماندن) در زبان گیلکی:
این فعل در گویش‌های دیگر زبان گیلکی به صورت‌های ایسأن، هسأن و اشتن نیز واگویه می‌شود.
 
¤ ماضی ساده (ایستادم، ایستادی، .)
 مثبت : بئیسأم beysam، بئیسأی، بئیسأ، بئیسأیم، بئیسأین، بئیسأن
 منفی : نئیسأم neysam، نئیسأی، نئیسأ، نئیسأیم، نئیسأین، نئیسأن
 ---------------------------------
 ¤ ماضی نقلی (ایستاده [مونده]) » بئیسئه
 ---------------------------------
¤ ماضی بعید (ایستاده بودم [مانده بودم]، .)
 مثبت :  بئیسأ بؤم
هوالرئوف الرحیم
تا قبل اینکه مهمونا بیان داشتم به مامان می گفتم که نمی خوام به کسی نزدیک بشم.
همینکه زنگ زدن اومدن تو. انگار ذهنم شد لوح سفید. بدون هیچ مقرراتی.
اون زنک هم اومد رو مغزم و معادلات به هم ریخت.
نزدیک شدم، حرف زدم و زیاد هم حرف زدم. و باز همه چیز به هم ریخت.
اومدم پایین و تا وقت رفتنشون پایین موندم.
از خودم متنفر شده بودم.
خیلی بد گذشت.
 
 
 
 
توبه. توبه. توبه
از دوست شدن و حرف زدن با بنی آدم.
ساعت از 9 صبح گذشته بود که من متوجه تن گرمم روی تختم شدم. یک ساعت هم خواب و بیدار موندم. ولی تو همون حال هم فهمیدم امروز یه چیزی از من کمه! انگار قسمتی از روح من یه جا مونده. حس ناقصی ای دارم که نمیدونم ماهیتش رو. چند روز پیش احساس میکردم اون جایی از وجودم که روح و جسم با هم تلاقی میکنن، درد میکنه و ضعیف شده. به مامان اینا که میگفتم ازم میخندیدن و با چشم تنگ شده بهم میگفتن دردت،  درد بی دردیه. خوشی زده زیر دلت! به حرف شون گوش ندادم، عوضش کلی پرداختم ب
کاری به کار همدیگر نداشته باشیم.باور کنید تک تک آدم ها زخمی‌اندهرکس‌ درد خودش را دارد،دغدغه‌ی خودش را دارد
 
مشغله‌ی خودش داردباور کنید.ذهن‌ها خسته‌اند قلب‌هازخمی‌اند,زبان‌ها بسته‌اند
 
برای دیگران آرزو کنیم بهترین‌ها راراحتی را
 
همه گم شده‌ایم یاری کنیم همدیگر را
 
تا زندگی برایمان لذتبخش شود
 
آدم ها آرام آرام پیر نمیشوند
 
آدمها در یک لحظه با یک تلفن.با یک جمله .با یک نگاه .
 
 
 
با یک اتفاقبا یک نیامدنبايک دیر
+نمیدونم چرا همش فکر میکنم از امتحان جا موندم.این کابوس همه شب های امتحانه منه! چه تو بیداری و چه تو خواب. مرتب از همه میپرسم الان چه موقع اس؟ امتحان دقیقا کیه؟ مطمعنین؟ روانی میکنم ملت رو! :|
 
+ الان بامداد روز 31 شهریوره؟؟
 
+ یکی از خوبیای همون اتفاقات کوفتی و همون اتاق های تکی خلوت و حوصله سر بر اینه که تا هر وقت بخوای چراغ روشنه! نه مثه الان که این خانم بغلی با نور صفحه موبایلم هم نچ و نچ میکنه! خوبه بهش هم گفتم فردا امتحان دارم و پیشاپیش یه مر
دانلود آهنگ از اون روزی که رفتي غمت آتیش به جون زد علیرضا روزگار سریال باغ سرهنگ قسمت آخر
Download New Music Alireza Rozegar Az On Roozi
دانلود آهنگ علیرضا روزگار بنام از اون روزی که رفتي پخش شده در سکانس پایانی سریال باغ سرهنگ کامل کیفیت اصلی با لینک مستقیم 

ادامه مطلب
شاهزاده از دیروز مریضه. 
شب یهو بیدار شد گفت: وااای سروییم. 
گفتم بخواب عزیزم. ۱۱ شبه تازه. با خیال راحت بخواب تب داری فردا نمی‌خواد بری مدرسه. 
میگه: پس‌فردا می‌خوام برما، کلاس کاردستی دارم!!
گفتم: حالا بخواب
حالا امروز رفتيم دکتر ۲ روز دیگه مرخصی داده.
میگه: نه من می‌خوام برم مدرسه. فردا کاردستی و ورزش داریم. چهارشنبه‌ام شنا داریم!!
یعنی این حجم از علاقه به درس و علم‌آموزی پسرم رو موندم چی کار کنم؟!!
آلارم گذاشتم برای ساعت 5 صبح!
اما همین که صدای گوشی دراومد خفش کردم 
یهویی بیدار شدم دیدم ساعت7ونیمه!
تمام تنم درد میکرد.
اکولوژی نخونده بودم و10امتحان داشتم
امروز جلسه آخر آزمایشگاه بود
نتونستم ت بخورم.فکراینکه با چه مشقتی برگردم تو اون سرما دیوونم میکرد 
مغز استخونم درد میکرد
موندم خونه.آرزو دوبار زنگ زد پیام دادم نمیام حالم بده 
هنوزم حالم خوب نیست
خستمممممم.خییییییییلی زیاد.دلم نمیخواد دیگه خونه خالم بمونم.کاش حالم خوب بشه ودر
دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی رفتي
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * رفتي * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , علیرضا طلیسچی باشید.
دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Alireza Talischi called Rafrti With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه علیرضا طلیسچی به نام رفتي
رفتي و دروغ نگفت حسم دیدی رات نمیداختم میدونستم کی ایتو همیشه گفتی میفهمی منو آره اون موقع که از دستم میدیبیشتر ا
وقتی که بارون زدتگرگم همراش بودتو سردیه عشقتزمستون اومد زودآروم بودم با توبی من کجا رفتيسرد بودن اون دستاتتنها چرا رفتيحالا شده طوفانتو دریای قلبمموجان که میکوبنبه سینه ام هر دمبعد از تو پاییزاهوا خیلی سردهلطفی تو بارون نیسابرم پر از درده
وقتی که بارون زدتگرگم همراش بودتو سردیه عشقتزمستون اومد زودآروم بودم با توبی من کجا رفتيسرد بودن اون دستاتتنها چرا رفتيحالا شده طوفانتو دریای قلبمموجان که میکوبنبه سینه ام هر دمبعد از تو پاییزاهوا خیلی سردهلطفی تو بارون نیسابرم پر از درده
صدای بارون میاد
از پشت پنجره اتاق خوابگاهی که دیگه سوت وکور شده حالا من موندم فقط یه دوست دیگه که هیچ کاری برای انجام دادن نداریم شب ها تا دیر وقت از خاطرات میگیم بقیه روزهم میگذرونیم بره
نه دل درس خوندن 
نه دل بازی کردن نه دل خوش گذورنی
حتی توان جمع کردن یه چمدون کوچیک و راهی خونه شدن رو ندارم!!
بنظرم تنهایی خوابگاه ، نداشتن امتحان، نداشتن جایی برای رفتن، نبودن بچه ها و اینترنت بهترین فرصت برای اروم کردن این افکار افسارگسیخته هست!
 
+گواهینا
 
یه روزهایی آدم حوصله هیچ کاری هیچ کاری نداره  و حتی حوصله ی خودشم نداره 
 چه برسه به رفتن به خونه پسر ندیده ی دختر عموش :|
منی که این آقا رو نه دیدم نه باهاش برخورد داشتم چطور ملت انتظار دارن برم دیدن بچه اش که تازه به دنيا اومده ؟!:|
زنش منتهی همسایه قدیمی مون بود الان تو خیابون منو ببینه به زور یه سلام میده :/
اصلا اونبار خونه ی یکی از اقوام بودیم حتی یه دقیقه نیومد سلام کنه :/
 
من موندم چرا خواهرم سعی داره من عذاب وجدان بسراغم بیاد بلکه با خودش
بعد از یه مدتی تو سال تحصیلی بیدار می موندم تا یک و دوی شب.
بیشتر اوقات،دقیقا کاری نداشتم.
اما من اتاقی که یه دیوارش پنجره ست و زیرش کتابخونه،یه دیوارش کمدای قهوه ایه،سکوت سکوت سکوته رو ترجیح می دادم به خواب.
می رفتم زیر پتو و از سرما می لرزیدم،چاووشی گوش می دادم.
حتی گاهی وقتا روضه ی حسین.
دروغ میگن روانشناسا؛
فرداش تمرکز داشتم.
شاید از همه ی شما بیشتر.
شب های سرمه ای از همینجا شروع شد.
همون زمانی که از بین باریکه های کرکره موقع چاووشی گوش دادن
آهنگ نفس بریده
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روزکاری با دنيا ندارمبه تو گفتم خودم و می کشم و پر می زنم تو اسمون بگوگفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتمبه تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتنحالا من موندم و اشک و بغض و آه و عکس پاره تو ومن بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتممگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تارهحالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
دیگه جون نداره دستام اخر قصه رسیده
عطر تو مثل نفس بود وا
 
اخرسر هم این شایعات  ww3 به ضرر ما تموم میشه با تصور که امریکا یی ها از ایرانیا براشون ایجاد شد 
پ.ن اونجوری که من از نظرات امریکایی ها متوجه شدم اکثرا فک میکنند ما یه دولت تروریست داریم و توی تظاهرات ابان ماه تعداد زیادی افراد رو دولت کشته.  خودمم موندم و خسته شدم از بست توی اینستا با انگلیسی متوسطم نوشتم اینجور نبوده.  دیگه حوصله بحث کردن ندارمممم 
بااینکه خسته ام همین الان پست ترامپو دیدم و اعصابم خورده شده و میخوام بازم بنویسم ولی وقت
دانلود آهنگ پدرام پالیز ای آشنای من
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * ای آشنای من * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , پدرام پالیز باشید.
دانلود آهنگ پدرام پالیز به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Pedram Paliz called Ey Ashenaye Man With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه پدرام پالیز به نام ای آشنای من
هر بار خواستم باهات حرف بزنم هیچوقت حرف منو نفهمیدی همیشه دعواچشماتو باز نکردی ببینی چی میگم درد دل
خدای من زندگیم قشنگ تر بود.تصمیمات بهتری میتونستم بگیرم.مسیر بهتری میرفتم.کارای بهتری میکردم.کارای کوچکی که قبلا میکردم چقدر الان مد نظرم بزرگ و سخت میاد.ادم قبل نیستم.ازت دور شدم.دارم میشم همونی که نمیخوام و نمیخواستم!راه فرار کجاست؟؟؟غفلت و گناه دو دستمو بسته.پاهام هم خسته اند و جونی ندارند دیکه.قلبم؟نمیدونم.اونم داره به فاک میره.اگه با تو بودم از زندگیم و لحظاتم و طبیعت و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه بیشتر لذت میبرم.
اما حالا چی؟؟موندم تو
متن آهنگ مرتضی اشرفی به نام دارم واست
یه شبه شدم بد عالم واست اینجوری که نمیمونه دارم واست
یه شبه داری میری و تنها میشم تو که منو دوسم داشتی تا دیشب
عشق یکی دیگه شدی من دق کردم تو خیالم دیگه تورو عاشق کردم
ولی حالا رفتي و تنها موندم چی میکشم از این دل واموندم
دلت از هر کی پر بود سر من خالی کردی خبردار شدی باختم خوشحالی کردی
باهات بد نبودم دروغ بلد نبودم ببین مشکل من اینه که تو بر نمیگردی
دلت از هر کی پر بود سر من خالی کردی خبردار شدی باختم خوشحال
♪♬♬♪بازم خاطره هامون اومد یادم چه قشنگ بود اون روزا باهم♪♬♬♪
♪♬♬♪من تو یه گیتار و یه آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪اون شب باد میزد لای اون موهات کی تورو قد خودم میخواست♪♬♬♪
♪♬♬♪کی تورو قد خودم میخواست♪♬♬♪
♪♬♬♪از اون شبی که تو رفتي من چشام به دره چقدر ببینم عکساتو که خوابم ببره♪♬♬♪
♪♬♬♪از اون شبی که تو رفتي من چشام به دره آخه مگه چند تا دل تو سینه یه نفره♪♬♬♪
♪♬♬♪باز خوابم برد تو ساحل چشای روشنت تو فکر خودم ادامه میدمت♪♬♬♪
♪♬
* قرار گذاشته بودم صبح تا ظهرُ اصلا سمت گوشی نیام و درس بخونم!
فقط دو روز سر قرارم موندم:( دیروزُ که کلا خوابیدم و بعد از اون اصلا حس خوندن نبود
امروزم با زور و بیچارگی خودمو بیدار نگه داشتم و بازم حس خوندن نبود! فقط چند تا نمونه سوال وارد جزوم کردم؛/
* الان که اندازه صبح خوابم نمیاد، یه نتیجه‌ گرفتم که امیدوارم در روزهای آینده یادم باشه اونم اینکه: نخوابی نمی‌میری! ؛/
* و حال‌ بگیر تر از همه اینه ! که وقتی هم میپرسی ینی چی میگه همینجوری!
خیلی سخ
خدایا یه دو دقه ولم کن چیزی بهم نگو من خیال پردازی بکنمو.اره میدونم جفتمون میدونیم که فاک بر من.
اقا من در حال حاضر که نمیتونم خونه باشم حالا موندم وقتی میام اینجا در کنار درسا انگلیسی بخونم یا المانی؟
راستی هیچ وقت این روزا رو فراموش نکن.از خونه فرار کردنات.قایم شدنات.یواشکی غذا خوردنات.گریه هات کاسه چه کنم چه کنم دست گرفتنا.اره.
بازم مثله همیشه خاکِ فاااااعک بر یو. 
لعن دشمنان حضرت زهرا علیها السلام در قرآن
علی بن ابراهیم قمی قدس الله روحه الشریف عالم و مفسر بزرگ شیعه می‌نویسد:
وقوله ان الذین یؤذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنيا والآخرة واعد لهم عذابا مهینا» قال نزلت فیمن غصب امیر المؤمنین علیه السلام حقه واخذ حق فاطمة علیها السلام وآذاها وقد قال رسول الله صلى الله علیه وآله من آذاها فی حیاتی كمن آذاها بعد موتی ومن آذاها بعد موتى كمن آذاها فی حیاتی، ومن آذاها فقد آذانی ومن آذانی فقد آذى الله وهو قو
دیروز برای اینکه وقتم کمتر تلف بشه بلیط اتوبوس گرفتم و برگشتم ولی خب وقتم زیاد تلف شد.
امروز ظهر یکی از رفقا سوییچش رو داد بهم که برم دانشگاه. از این جهت که نمیخواستم پول تاکسی بدم خیلی خوشحال بودم ولی خب مساله به اینجا ختم نشد . چون تو بوفه دانشگاه مجبور شدم که ناهارش رو هم حساب کنم . تازه یکی دو هفته س برا کمتر شدن هزینه ، نوشابه رو از برنامه م حذف کردم ولی امروز نوشابه دوستم رو هم حساب کردم در عین حالی که خودم نوشابه نخوردم. 
غروب که داشتیم برم
مثل معجزه، توی یه لحظه ی محو پیدا شد.
انگار که ساااال ها می شناختمش.
یه حس خوب توی وجودم نقاشی کرد و رد شدیم.
چند ماه بعد فهمیدم که سر زده به اینجا. خیلی خوشحال بودم اما نمی دونستم دقیقا چرا.
از ناخودآگاه با تمام وجود خوشحال بودم.
دیدمش؛ و هر لحظه، بیشتر و بیشتر منو با خودم پیوند می داد. بدون اینکه بدونه!
رفتيم باز. اون رفت. من موندم و اون پیوندهای گسسته ای که توی وجودم پیوسته کرده بود.
انگار گمشده ی پازل آشفته ی زندگی بود که باید می اومد.
اون ر
چرا ازم فاصله میگیری پس بگو اون همه خاطره چیمنی که به پای تو موندم داری میری تو به خاطر کیمنی که هی پشت تو واستادم تنها نذاشتم اون .یه روزی فکر نمیکردم که از همون دستا یه چک بخورمد نامرد حداقل با من نه جلو این همه آدم نه با همه آره و با من نه مگه من آهنمدمت گرم کی تورو اینطور بد عادتت کرد کی توئه دیوونه رو درکت کرداز تموم غصه ها ردت کرد .دمت گرم کی تورو اینطور بد عادتت کرد کی توئه دیوونه رو درکت کرداز تموم غصه ها ردت کرد .یه کاری کردی یهو جا خور
مثل معجزه، توی یه لحظه ی محو پیدا شد.
انگار که ساااال ها می شناختمش.
یه حس خوب توی وجودم نقاشی کرد و رد شدیم از هم.
چند ماه بعد فهمیدم که باز سر زده به اینجا. خیلی خوشحال بودم اما نمی دونستم دقیقا چرا.
از ناخودآگاه با تمام وجود خوشحال بودم.
دیدمش؛ و هر لحظه، بیشتر و بیشتر منو با خودم پیوند می داد. بدون اینکه بدونه!
رفتيم باز. اون رفت. من موندم و اون پیوندهای گسسته ای که توی وجودم پیوسته کرده بود.
انگار گمشده ی پازل آشفته ی زندگی بود که باید می ا
مثل معجزه، توی یه لحظه ی محو پیدا شد.
انگار که ساااال ها می شناختمش.
یه حس خوب توی وجودم نقاشی کرد و رد شدیم.
چند ماه بعد فهمیدم که سر زده به اینجا. خیلی خوشحال بودم اما نمی دونستم دقیقا چرا.
از ناخودآگاه با تمام وجود خوشحال بودم.
دیدمش؛ و هر لحظه، بیشتر و بیشتر منو با خودم پیوند می داد. بدون اینکه بدونه!
رفتيم باز. اون رفت. من موندم و اون پیوندهای گسسته ای که توی وجودم پیوسته کرده بود.
انگار گمشده ی پازل آشفته ی زندگی بود که باید می اومد.
اون ر
دانلود آهنگ جدید یوحنا به‌نام برگرد به من
Download New Music Yuhanna – Bargard Be Man
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
دانلود آهنگ با کیفیت  128 
 
 
متن آهنگ برگرد به من از یوحنا
با همه بدیات ساختم با اینکه کلی حرف پشتت بودعاشقت شدم تو اولین نگاه بس که اون چشات خوشگل بودیادت میاد روزای اولو همیشه میگفتی واسه من بودیحالا چی شده میخوای بری مگه نمیگفتی عاشقم بودیمیخوای بری برو اکی ولی بدون میدم حتی جونم واستبدون که من همه بدیاتو میدونستم و پات موندم بازممیخوای بری بر
وقتی دلت می‌گیره چیکار می‌کنی؟ غذاهای جدید درست می‌کنم و یا کیک می‌پزم. 
وقتی دلت شادِ و خوشحالی چیکار می‌کنی؟ غذاهای جدید درست می‌کنم و یا کیک می‌پزم. 
موندم یارم چجوری تشخیص بده من کی حال‌ِ دلم خوبه و کی بد. کارش سخت شد :))
+از اتاق فرمان اشاره کردن جناب یار که بلف نزنم و خیلی هم خوب بلدن حال منو تشخیص بدن :دی
الان ۳ روزه یه سری پیامو می نویسم و ارسال میکنم دوباره یه یکساعتی گذشته بدو پشیمون میشم و لغو ارسالشو میزنم !!!
هعی میگم اگه ۱٪ من اشتب کرده باشم ( ۱۰۰٪ مطمنم ) اگه فلان بشه ، نکنه کارم اشتباه باشه ، میگم باو تو نیتت خیره دوباره میفرستم بازم پاک میکنم!!!
اقا نیاید بگید مسئله عاشقانه پاشقانه هستا !!! یه مدته درگیر داستانی شدم که عجیب آزارم میده ، کل وقت روزمو به خودش مشغول میکنه ، من مشاورمو به طرف دادم و جوابشو هم گرفتم ، اما خب اون احتمالا دروغ گفت
1_امروز مزخرفترین روز زندگیم بود 
خدایا هیچ وقت این برنامه از تلویزیون پخش نشهالهی امین 
دلیل این همه مسخره بازی رو نمیدونم. من اگه از همون ابتدا میدونستم یه همچنین جایی قراره برم هیچ وقت نمی رفتم. اون یه ساعت هم که موندم، توی رودربایستی بودم بعد متوجه شدم همه توی رودربایستی بودن 
کاش همون موقع زمین دهن باز میکرد و منو می بلعید .ای خداااااا
2- اگه جایی باشی و کسی هیچ وقت دلتنگ نباشه. باید از اونجا بری. اونجا جای تو نیست
منم رفتم برا همیشه. بد
مامان بزرگ تو خواب و بیداریش .چشمش به من که افتاد لبخند زد .
فقط منو میشناسه تو این حال .میگه فاطمه ام.تنها کلمه مفهومش اینه!
نتونستم بمونم.
اومدم خونه.دارم دق میکنم.
نمیدونم شاید الان من باید اونجا میبودم.
چون مامان با چشمای اشکیش هزار بار ازم خواست بمونم.
نتونستم.
دست من نبود.می موندم عین چی اشک میریختم و فین فین میکردم که چی بشه؟که هی با هر فاطمه گفتن بگم جان و جون بدم؟
نباید میومدم خونه .
خدایا بگو که خوب میشه حالش .
بگوووویه ا
 
این فیلم رو امروز دیدم. فیلم روایت یک زندگی بود و بسیار تاثیرگذار.
یه سوالی که در اخلاقی بودن بچه‌دار شدن همیشه برام مطرح‌ه اینه که آیا درسته یکی رو بدون اینکه خودش بخواد به این دنيا بیاریم؟
مایی که تو زندگی‌ِ خودمون موندیم (چه از لحاظ مادی چه از لحاظ معنایی)، چی میشه که تصمیم میگیریم یکی دیگه رو هم به این دنيا بیاریم؟ یه کسی که مسئولیتش با ماست!
بچه‌ها نسبت به پدر و مادر حقی ندارن اما پدر و مادر نسبت به بچه مسئولیت دارن و این از همینجا نشا
مثل معجزه، توی یه لحظه ی محو پیدا شد.
انگار که ساااال ها می شناختمش.
یه حس خوب توی وجودم نقاشی کرد و رد شدیم از هم.
فهمیدم که باز اومده اینجا! خیلی خوشحال بودم اما نمی دونستم دقیقا چرا.
از ناخودآگاه با تمام وجود خوشحال بودم.
دوباره دیدمش! و هر لحظه، بیشتر و بیشتر منو با خودم پیوند می داد. بدون اینکه بدونه!
رفتيم باز. اون رفت. من موندم و اون پیوندهای گسسته ای که توی وجودم پیوسته کرده بود.
انگار گمشده ی پازل آشفته ی زندگی بود که باید می اومد.
اون رف
خیلی دارم صبوری میکنم
خیلی دارم خودم رو کنترل میکنم
خیلی دارم سعی میکنم اوضاع رو از اینی که هست بدتر نکنم
نمیدونم بعد از سه روز چه اتفاقی قراره بیفته
لعنت به شیطون که باعث شد تو عصبانیت یه سری چرت و پرت بگم
الان موندم چجوری ثابت کنم که اون حرف ها فقط از روی عصبانیت بود ولاغیر
همیشه موقع عصبانیت سکوت کردم
اما این بار
لعنت به اونی که با یه شوخی بی جا باعث شد اینقدر عصبی و شوکه بشم
آخه شوخی هم حدی داره
دست گذاشت روی خط قرمز من
و فقط باع
مامانم گفتن آب ودون، قمری بی زبون دادی؟؟
اخ اخ اخ یادم رفته بودآمدم اتاق خواب دیدم پنجره بازِ و.مرغ از قفس پریده ببخشید قمری!
حالا همدم من رفته و باز من موندم و گلدون  های اشک(چرا اشک بماند!)
باید یک فکر به حال دل بی طاقتم بکنمحالا قمری امشب نیست که تا صبح باهاش حرف بزنم.خب مادره دیگه چه توقعی داری بشینه کنار شوفاژ گرم شه و اون بیرون با این هوا داخل لونه بی مادر چند تا جوجه دل نگران؟!!!
خب باز تنها شدم این چند شب قمری با بال زخمی مهمون اتاق
دوستای من برای درس روستا یک، یه روستای قشنگ اطراف شهر کرد رو برای برداشت انتخاب کردن، یه قسمت از برداشت‌شون رو قبل از عید انجام دادن و قسمت دیگه رو برای این سمت سال گذاشتن. قرار بود که دیروز برن و من هم می‌خواستم باهاشون برم که به دوستام برای برداشت خونه‌های روستایی کمک کنم. متاسفانه درس روستا از چارت درسی ورودی ما حذف شده و ما از این تجربه عالی
محروم شدیم - به این خاطر خیلی دوست داشتم که همراه‌شون برم. ولی یه خیلی از کارهای انجمن علمی معما
هی از گذاشتن پست خودداری کردم به این امید که نتم بالاخره وصل شه برم تو کانالم بنویسم، هی بازم وصل نشد و معلوم هم نیست کی قراره وصل بشه. دیشب دیگه انقدر اعصابم خرد شده بود که به پاکان گفتم مودم مغازه‌ت رو بیاره من فقط گروه دانشگاه رو چک کنم ببینم استادا چیزی گفتن یا نه. وقتی هم که مودم به دستم رسید اولین کاری که کردم این بود که صفحه‌ی گوگل رو باز کردم. خنده‌دار نیست؟ انقدر این هشت نُه روز، به طرزی وسواس‌گونه، هی صفحه‌ی گوگل رو زده بودم که ببی
دانلود آهنگ جدید مهیار فلاحی رفتي که رفتي
Download New Music Mahyar Fallahi rafti ke rafti
آهنگ جدید مهیار فلاحی بنام رفتي که رفتي
هرچی داشتمو گذاشتم پای تو با من بمونی چی فکر میکردم و چی شد
هرکاری کردی بتونی از چشم دلم بیفتی همه رو کنار گذاشتم تا کنار من بمونی
 
ادامه مطلب
امروز صبح کله پارچه خوشمزه خوردیم ، بعدش پروژه بانک رو کمی انجام دادم و رفتم سراغ یه تست محتوا. بعد الانم دارم بانک میخونم. یه موضوعی ذهنمو درگیر کرده؛ بین دو تا پالتو موندم کدوم رو بخرم! البته انتخابمو کردم یه پالتوی ستاره ای هست اما میترسم ستاره هاش کنده بشه. به خصوص اینکه ارزونم نیست که بگم طوری نیست اگه کنده شد. 
دیگه خیلی امتحانا پشت سر همه. باید بخونم و کارم دارم. پس برم فعلا.
ناهار هم جوجه خوشمزه بود و عصر‌ هم مامان سماور ذغالی رو اورد و
شب یلدا امسال بود.
اون شبا بچه ها استوری اینا می کردن میدونی از شب یلدا تا شب شهادت حضرت زهرا میشه 40 روز؟!
بیاین چله ترک گناه اینا بذاریم.
حیف که استفاده نکردم.
همش همینه.
همش جا می مونم.
اما .
حداقل خانوم جان یه نظر عنایتی به این حقیر ، به این جوون نوکر پسرتون بندازین.
بخدا دوس دارم بشم اونی که شما دوس دارین.
بشم اونی که عاقبت بخیر میشه.
بشم اونی که جونش رو فداتون میکنه.
خدا کنه این 20 روز، تا روز شهادت حضرت زهرا (به روایت 95 روز) بتونم رو اعمالم مراق
عزیز جانم سلام
میدونم هیچ وقت اینجا نمیای که اینها رو بخونی اما قبل از این نامه هم من بارها و بارها کلامی بهت گفته بودم که دوستت دارم خوشحالم از این بابت که گفتن این کلام شیرین رو دریغ نکردم. حتی اگر روزی ترجیح بدم که در زندگیم نباشی. 
پنجشنبه که سر برگردوندم و ندیدمت دنيا رو سرم خراب شد. حس بچه 3 ساله ای داشتم که پر چادر مادرش دیگه تو دستات نباشهحس اون بچه سر راهی که گذاشتندش و رفتند. حس اون سیاره ای که سالها است مرده و نورش توی فضای بین سیهچ
دانلود سریال ایرانی موچین قسمت های 1 تا آخر
سریال دیدنی و تاثیر گذار مویچن با کیفیت بالا
برای دانلود سریال موچین شما اول می توانید به وب سایت شب دی ال بروید. در این وبسات شما با لیستی از بهترین و به روزترین سریالهای دنيا آشنا می شوید.
توجه داشته باشید.
مجموعه ی کمدی موچین یک سریال ایرانی است که بازیگرانی چون علی صادقی، حمید لولایی، مهران رجبی در تهیه آن نقش داشته اند.
کارگردان نمایش خانگی موچین حسین تبریزی است.
البته نویسندگی این اثر را هم
نویسنده و محقق : اشکان ارشادی از کرمانشاه 
برای تبدیل تاریخ شمسي به میلادی دو راهکار داریم : 
۱. اگر سال از ابتدای فروردین شمسي تا سال جدید میلادی که اصولا ده دی به بعد است ( مگر سال کبیسه باشد که دهم به یازدهم و یازدهم به دوازدهم اغلب تغییر پذیر است. ) به اضافه ۶۲۱ ، حاصل سال میلادی هست. 
مثال : ۱۳۶۴ +۶۲۱ =۱۹۸۵ ، پس سال تولد من به میلادی ۱۹۸۵ است. 
۲. اگر بعداز ده ماه به دنيا می آمدم چه ؟ آنگاه سال تولدم +۶۲۲ می شد و عدد ۱۹۸۶ بدست می آمد. 
تبدیل میلادی
سلام
برای یک شب اومدم خوابگاه.هوای اینجا بر خلاف شهر خودم خیلی خوبه.لاقل شب های خنکی داره.اینجا کسی رو نمیشناسم دیگه و از کسایی که هم میشناسم دوری میکنم.
دیشب کم خوابیدم و از صبح زود بیدار شدم تو راه بودم و بعد هم کلی راه رفتن و راه رفتن.زینب رو بعد یک ماه دیدم و حرف زدیم از همه چیز و بیشتر از اینده.حرص خوردیم که امسال تنها میره تهران و من هم نیستم باهاش که با هم همه جا رو بگردیم.
صبح که میخواستم راه بیفتم دلم راضی نبود.پر از حس بد بودم بابت این
نمیدونم چرا معرفت زیادی پای هر آدمی میزارم
چرا آنقدر احساساتی ام؟ 
من همیشه از محبت بیش از حد ضربه خوردم
اصلا فاز تعریف و اینا نیست
و اغراق هم نمیکنم ؛
تو تک تک لحظه های افتضاح بقیه پیششون بودم 
ولی خیلی وقتا تنها موندم
هربار تصمیم میگیرم تو خوشیای بقیه باشم کنارشون ولی هربار اشتباه میکنم.
چرا بزرگ نمیشم من؟
امروز دو ساعت تو یه صفحه از کتاب قفل بودم و این یعنی شاید خ ر ی ت
پ.ن: خودم بدم میاد از اینکه اینجا غر بزنم:(
این هفته به افتضاح ترین حال
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب