نتایج پست ها برای عبارت :

شنیدم بهر هر دردی دوایی ست

یکی از بچه های کلاس که از گیلان به دانشگاه ما آمده است در مورد حال و هوای شهرش میگفت. آنطور که شنيدم آنقدر برگ زرد روی زمین میریزد که آدم برای عبور و مرور باید یک تونل بسازد. در یک چشم به هم زدن حجم عظیمی از برگ های پاییزی روی زمین میریزند. با اولین باران پاییزی، قورباغه ها طلبکارانه گوشه مرداب می نشینند و غبغبشان را باد میکنند. اردک ها هم با فیس و شماتت از آب بیرون می آیند و با تبختر راه میروند و خودنمایی میکنند. نمیدانم، اما شنيدم که آنجا گاوها
+سلام. 
اگر مشکلات بندگان خدا اومد پیش شما پسش نزنید!  استقبال کنید ازش. تحویلش بگیرید. براش وقت بذارید. این گرفتاری هایی که خدا ارجاع میده به ما، همش نعمته. گره گشایی هنره. دلسوزی شرافته. غصه خوردن برا درد مردم نشان آدمیته. ربطی به پول داشتن و نداشتن نداره. گیرم که تو بضاعت نداری، خب زبون که داری، اعتبار و آبرو که داری. برا خودت نه اما برا دیگران که میتونی گدایی کنی. 
آه 
برای یکی دو تا گرفتار و زمین خورده ی شریف و باآبرو  تو این روزا شاید به 50
در یک مهمانی یک افسر مست که از کشته شدن دوستش که خلبان مسئول حمل اذوقه بود ،سخت متاثر بود فریاد میزند :"چرا باید یک مرد نجیب جان خود را بی جهت و بدون دلیل از دست بدهد ؟چارلی نباید میمرد .بیخود جان خود را از دست داد او حتی نیازی به این محل بو گندو نداشت (اشاره به مهمانی های مجلل در زمان فقر و جنگ) همه چیز بوی گند میدهد. حتی این دختر هایی که اینجا امده اند همه شان ارایش کرده و لباس شیک پوشیدندو لبخند میزنند ، به چه دردي میخورند ؟یعنی من نمیفهمم؟اون ه
دردهایی که بدتر از درد زایمان هستند
بسیاری از خانم ها اعتقاد دارند که درد زایمان ، شدید ترین دردي است که هر فردی می تواند در طول زندگی خود تجربه کند و درد بدتر از زایمان وجود ندارد . اما تحقیقات نشان داده است خانم هایی که درد زایمان را تجربه کرده اند و در سالهای آینده یکی از دردهای سخت که در ادامه این بخش از بهداشت و سلامت نمناک به آن اشاره می کنیم ، را متحمل شده اند معتقدند این دردها بسیار بدتر از درد زایمان است.
درد زایمان طبیعی و دردهای بد
ه نام انکه زیباست و زیبایی را دوست دارداو را خلق کردنه از اتش . نه از گل. بلکه از جنس لطیف زیباییاو را در قالبی مخمل گون خلق کرد.و سپس از روح توانمند خود در او دمید روحی بس والاروحی سرشار از ظرافت و زیبایی و پاکیروحی توانمند تر از ادمبر او نظری انداختچقدر دلکش.چنان زیبا بود که دل جن و انس به درد امددردي نه از سر رنج.نه دردي از حسادت. نه دردي از سر غبطهبلکهدردي از رنگ و بوی دلبری.خدای من. این مخلوق چه بی پروا در برابر خ
گریه نمی‎کنم اگراشکی نمونده تو چِشامحرفی نمی‎زنم اگرنایی نمونده تو صِدامدردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستدنیا برای عاشقاچیزی به جز قفس نبودآب و هواش ابری بوددلتنگیاش بس نبوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستعمرم به بی کسی گذشتخوشی برام یه خواب بودآخر این غصه کجاستپرسش بی جواب بوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستمعنی نداره فاصلهوقتی دلا پیش همنما هر دومون پیرو عشقاین دلا هم کیش همندردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبور
گریه نمی‎کنم اگراشکی نمونده تو چِشامحرفی نمی‎زنم اگرنایی نمونده تو صِدامدردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستدنیا برای عاشقاچیزی به جز قفس نبودآب و هواش ابری بوددلتنگیاش بس نبوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستعمرم به کسی گذشتخوشی برام یه خواب بودآخر این غصه کجاستپرسش بی جواب بوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستمعنی نداره فاصلهوقتی دلا پیش همنما هر دومون پیرو عشقاین دلا هم کیش همندردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری ن
درد
دردي دلم ز غصه ی بسیار می کشدخود را به زیر هجمه ی آوار می کشد
دردي شبیه محنتِ مردی درانزواجان را میانِ هرنخِ سیگار می کشد
می میرد ازخودش ولی، هربار زندگیاورا به هر بهانه ای، بردار می کشد
دردِ غم زنی که به گیسوی انتظارتنها نشسته شانه ی تکرار می کشد
دردي که رشد می کندو ریشه می زندزجری درعمقِ یک تنِ بیمار می کشد
درديست در وجود من و شعر می شودخود را به جانِ خسته ی خودکار می کشد
#رویا_میثاقی
خیلی وقت ها فراموشیِ دردي که با آن دست و پنجه نرم می کنی خیلی سخت است چون دردِ خود را بالاتر از هر دردي می بینی یا لااقل اگر علم این رو داشته باشی که کسانی هستند که دردشان از تو بیشتر است چون درکش را نداری تسکینی بر حالَت نیست !اما فکر کن درد جسمی ای که تو را فرا گرفته مثلا یک پایت شکسته ، تا قبل از ورود به بیمارستان بسیار به خود می پیچی و گاهی صحبت هایی با چاشنیِ غُر و یا ناشکری از دهانت در می آید اما به محض ورود به بیمارستان و مشاهده افرادی که د
سپاس گزاریم از صدا و سیما که خیلی ریز و مویرگی جهت منافع و خواسته های جناب پرزیدنت و دوستان و دوست دارانش اقدام و عمل می کند. یک نمونه اش کلاس های کنکور! از دیروز که نتایج کنکور اعلام شده تا همین لحظه ده ها مصاحبه با نفرات اول شده، مبنی بر این که از کتاب های کنکور استفاده کرده ایم از کلاس های کنکور نه. خوب! این به چه دردي می خورد؟! این دقیقا به همان دردي می خورد که جناب پرزیدنت می خواهد!
هر دو دردها را تسکین می‌دهند.
با این تفاوت که دوست».
نه قیمت دارد؛
نه نیاز به بیمهٔ حمایتی ؛
چون خودش حمایت است!
نه مقدار دارد ؛
نه تاریخ انقضا،،
بلکه هر چه قدیمی ‌تر باشد ، اثرش عمیق ‌تر و شفابخش ‌تر است!
هر دارو برای دردي مؤثر است ، و برای یک درد دیگر مُضِر.؛
اما دوست، بر هر دردي دواست!
سلامتی همه رفیقا❤️❤️
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
به نام انکه زیباست و زیبایی را دوست دارداو را خلق کردنه از اتش . نه از گل. بلکه از جنس لطیف زیباییاو را در قالبی مخمل گون خلق کرد.و سپس از روح توانمند خود در او دمید روحی بس والاروحی سرشار از ظرافت و زیبایی و پاکیروحی توانمند تر از ادمبر او نظری انداختچقدر دلکش.چنان زیبا بود که دل جن و انس به درد امددردي نه از سر رنج.نه دردي از حسادت. نه دردي از سر غبطهبلکهدردي از رنگ و بوی دلبری.خدای من. این مخلوق چه بی پروا در برابر
دانلود آهنگ شنيدم بی نقصی پروانه وار میرقصی
 متن آهنگ تقویم شمسی پدرام پالیز.  شنيدم بی نقصی! پروانه وار میرقصی…♯♫♪. به دور آتش دل و از پیمانه  دانلود آهنگ شنيدم بی نقصی پروانه وار میرقصی از پدرام پالیز اهنگ جدید و زیبای تقویم شمسی پدرام پالیز با کیفیت بالا 320 از سی روز موزیک متن
دانلود آهنگ شنيدم بی نقصی پروانه وار میرقصی به دور آتش دل با کیفیت اصلی لینک مستقیم
دانلود آهنگ پدرام پالیز تقویم شمسی | شنيدم بی نقصی پروانه وار . متن آهنگ تقویم
شاید باید خودم رو مجبور به نوشتن کنم که کمی سبک شوم.
 
اصلا نمی دونم باید از چی بنویسم! از سکوتی که خودم مدت ها درگیرش هستم! از حوادث اخیر ایران! از دردي که یه لحظه هم ساکت نمیشه! از چی؟
 
دلم می خواد فرار کنم! خیلی وقت بود که این حس رو نداشتم! ولی دوباره برگشته! به لطف اتفاقات اخیر همچین غریبی خورد تو صورتم که هنوز هم چشمانم خیس اشک هست! دلم می خواد فرار کنم ولی نه تنها! با همه مون! با همه هم وطنام! با همه آدمهایی که همه جوره با بقیه آدمهای دنیا فرق د
خب همیشه دردي رو با دردي بزرگتر تسکین دادم و مدتهاست در یک چرخه‌ی مزخرف دارم تار دور خودم می‌تنم. بسم از قبول عامی و صلاح و نیک‌نامی، و البته بسم از خواستن‌هایی پشت هم و تسلی دل به عشقی تازه. باید مغرور باشم و دست کسی به من نرسد لکن خودم آنکه می‌خواهد شکار کند یا شکار شود. حالا هرچی ولی دیگه بسمه چرخیدن در این چرخه‌ی باطل. خسته‌تر از اونم که بخوام این راه رو ادامه بدم س رفت و عادی شد م رفت و عادی شد استاد رفت و عادی شد، اینم می‌گذره طاقت بیار
گمان کردی نفهمیدم ؟ من همه چیز را می دانم . خونِ روی دیوار را دیدم . آخرین زوزه ی دردناکش را شنيدم و لرزیدم . تکان تکان خوردن مردمک های نمناکش را به خاطر سپردم ، من پنجه هایی که آخرین رمق را بر گلوگاه زمین ریختند و فشردند ، و فشردند ، و فشردند ؛ بر حنجره ی جهان حس کردم
و چشم های تو را ؛ ای محبوب ترین من !
و اشک هایت را . اشک هایت ؟ 
از آنها وام دار کدام ابر بودی ؟ کدام آسمان را بازیچه‌ی زنشِ آرام پلک هایت کردی که می باریدی و داشتی جهان را در بارانی غری
این روزها چیزی رو توی چهره خودم میبینم که چهار سال پیش توی چهره یک دختر دیدم دقیقا توی همون مکانی که من بودم و دقیقا کنار همون آدم ها همون یاس همون خستگی و همون سکوت احساس میکردی زیر این چهره زیبا حس تلخی از زندگی جاریه و من اون روز درک نمیکردم سگش رو میشست و من به حال زندگی خوبش غبطه میخوردم درحالی که خودم غرق تنهایی و غریبی تهران بودم و حالا میفهم که دردي رو تحمل میکرد از آدم هایی که بخش بزرگی از زندگیش بودن و نمی تونست دل بکند و برود دلخور بو
حضرت امیر المومنین علیه السلام دروازه ایمان
ثقة الاسلام کلینی قدس الله روحه الشریف روایت کرده است:
الحسین بن محمد، عن معلى بن محمد، عن الوشاء، عن عبد الله بن سنان، عن أبی حمزة قال: سمعت أبا جعفر علیه السلام یقول: إن علیا علیه السلام باب فتحه الله، فمن دخله كان مؤمنا ومن خرج منه كان كافرا ومن لم یدخل فیه ولم یخرج منه كان فی الطبقة الذین قال الله تبارك وتعالى: لی فیهم المشیئة.
ابو حمزه گفت: شنيدم امام باقر علیه السلام می‌فرمود: همانا حضرت امیر
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ
 
ای کسانی که ایمان آورده اید (به خدا شرک نورزیده اید) از خدا پیروی کنید و از عقل و حواس پیرامونتان 
 
صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ
 
علت بدن درد چیست؟
 
مرد را دردي اگر باشد خوش است
درد بی‌دردي علاجش آتش است
 
 
چیزی حس نکردی ؟
 
غلامم !
 
راست باز و پاک باز و امیر باش .
 
قولوا لا اله الا الله تفلحوا
یادم باشد: *خدا همیشه هست و مرا می‌بیند.
*در روزهای‌ آرام و آفتابی، پای قول‌های وقت طوفان بمانم.
*مادر همیشه ماست فاطمه. 
*هر لحظه‌ای که بی رنج و درد و آزار ایستادم، نشستم، راه رفتم، خوابیدم، خوردم، خواندم، دیدم، شنيدم، گفتم و . چقدر خوشبختم.
*غصه کم و زیاد دنیا را نخورم. می‌گذرد.
*ساعتی که بی رنج می‌گذرد چقدر لذت بخش است و چقدر شکر دارد. حالا فکرش را بکن ۲۴ ساعت آرام و راحت. یک هفته بی درد. یک ماه در عافیت.چقدر از این ساعتها، روزها و هفته‌
عوارض دردناک جراحی دیسک کمر





درد در ناحیه پایین کمر، ران و
ماهیچه ساق پاها امانش را بریده است؛ دردي که هنگام عطسه، سرفه یا حرکت
بیشتر می شود. چنین دردي ناشی از دیسک کمر تلقی می شود که با احساس بی حسی و
سوزن سوزن شدن همراه است تا جایی که درمانی به جز جراحی دیسک کمر باقی نمی
ماند.
ادامه مطلب
من راه‌های خودم را برای مواجهه با دردهام دارم، همانطور که هر آدمی. اما وقتی هیچ کدام جواب نداد پناه می‌برم به حمام. حمام کمد کودکی‌های من است. گوشه‌اش چمباتمه می‌زنم در خودم و به صدای بغضم و آب‌ها فکر می‌کنم. گاهی دراز می‌کشم کفش. می‌گذارم سلولهام یخ بزنند. یا از گرما بسوزند. بعد فکر می‌کنم. سعی می‌کنم خودم را بریزم بیرون.به تو گفتم درد بزرگ‌تری را جای درد خودم می‌نشانم. آن طور آرام خواهم شد. ولی گاهی دیگر درد بزرگ‌تری وجود ندارد. برای م
بذار تویِ این درد غرق بشی. بذار این درد لِهِت کنه. قورتت بده. بذار با تمام وجود بهت مشت و لگد بزنه. گوشه‌یِ رینگ وایسا و ببین چجوری داره نابودت می‌کنه. که تا کِی می‌خواد مشت بزنه بهت؟ تا کِی می‌تونه ادامه بده به خورد کردنت؟ که یه جایی بلاخره خسته می‌شه و از رینگ خارج می‌شه. که اون‌موقع هرچقدرم زخمی و خسته و مجروح باشی، حداقل دیگه دردي نیست که بخواد باهات مبارزه کنه. که ما باز دستِ همو می‌گیریم و بلند می‌شیم. بلند می‌شیم و می‌خندیم به همه‌
 
دانلود آهنگ عبدالله محمد خانی به نام هرسین غریبم
Abdulah Mohamad Khani - Harsin Qaribem
هرسین غریبم قدرم بزانن قدرم بزانن قدرم بزانندردي غریبی بمرم دردي گرانه دردي گرانه دردي گرانهمنیش وه هرسین بکنین قه‌ورم بکنین قه‌ورم بکنین قه‌ورممن خو کس نیرم روله بکیشه جورم بکیشه جورم بکیشه جورم
ادامه مطلب
حسابی بی پول شدم من موندم و چندرغاز پس انداز که به هیچ دردي نمیخوره.
دندونم درد میکنه و با چیزی که از این و اون شنيدم هزینه دندون پزشکی خیلی بالاست.
لپ تاپم رو همچنان خراب ول کردمآخه مطمئنم هزینه تعمیرش بالاست.
یه کلاس جدید ثبت نام کردم و همین روزا باید برم سر کلاس جدا از هزینه های وسایلش همچنان باید شهریه بدم.
واسه کار جدیدی هم که میخوام انجام بدم حتما پول لازم میشم.
مدیرم چند ماه یکبار بهم حقوق میده و وقتی میده نمیدونم باید به کدوم زخمم بز
با تاخیر یلدات مبارک
به جون خودت ادم بیمرامی نیستم
دوست داشتم دیروز برای تبریک یلدا برات پست بزارم ولی از صبح درگیر کارهای دانشگاه بودم، ظهر رسیدم خونه هنوز نخوابیده بودم رفتم مطب استادم، شب هم مهمونی
امروز صبح اومدم مرکز پویا برای کارهای اداری پایان نامه، چون میخوام پایان نامه رو روی بچه های مرکز اجرا کنم
راستی اینقد خدارو شکر کردم یکشنبه صداتو شنيدم، نزدیک بود یکشنیه شب بمیرم
موقع برگشت از رفسنجون چراغهای جاده رو کلا خاموش کرده بودن از
#پارت_20
#متغیر
ماقراره کل روزو باهم باشیم و آیا قراره که کل روز اینقدر کسل کننده باشه؟؟؟!
بی تفاوت،به کارش ادامه داد. عصبی چاقو رها کردم
 +ای بابا. 
ترسیده برگشت سمتم دلم میخواست خفش کنم انگار عقده کرده بودم و باکارهای این درحال فوران کردن بود
-هیسس اروم باش دختر من فوقش تا فردا اینجا باشم.
+چی!!؟
-قانون همینه 
آهی کشید و ادامه داد باآمدن خدمتکار جدید اون قبلی میره دیگه.
 +یعیعنی من داخل این خونه که اندازه یک شهر هست تنها میشم؟! 
با سر حرفمو تا
امشب دو جمله‌ی قابل تامل و دلنشین شنيدم و خوندم.
اول:
کار کردن عرضه می‌خواهد نه پول». این جمله را از کسی شنيدم که عملکردش گفتارش را تایید می کرد و حرفش را عملی کرده بود.
دوم:
پدر و مادر حرفه‌ای بچه را با عرضه بار می‌اورند نه شاگرد اول ». این هم قابل تامل است و شاید ریشه‌ی حل بسیاری از مسائل و کلید خلق بسیاری از آرزوها و خواسته ها در همین ایجاد و پرورش عرضه باشد.
ب
داشتم فکر می‌کردم نصف و یا حتی بیشتر از نصف درگیری‌های ذهنی من، ناراحتی‌هام و ضدحال‌هایی که خوردم، به خاطر چیزهایی بوده که نباید می‌دیدم و دیدم. یا نباید می‌شنيدم و شنيدم یا نباید می‌دونستم و فهمیدم.
یکیش همین چهارشنبه‌ای که گذشت. به ظاهر روز خیلی خوبی بود. واقعا هم تا یه جایی روز خیلی خوبی بود. در واقع از حدود ۹ تا ۴ و نیم بعدازظهر روز خیلی خوبی بود، اما ۴و نیم بعدازظهر من چیزی رو دیدم که نباید می‌دیدم. چیزی که نمی‌تونم از ذهنم بیرونش کن
داشتم فکر می‌کردم نصف و یا حتی بیشتر از نصف درگیری‌های ذهنی من، ناراحتی‌هام و ضدحال‌هایی که خوردم، به خاطر چیزهایی بوده که نباید می‌دیدم و دیدم. یا نباید می‌شنيدم و شنيدم یا نباید می‌دونستم و فهمیدم.
یکیش همین چهارشنبه‌ای که گذشت. به ظاهر روز خیلی خوبی بود. واقعا هم تا یه جایی روز خیلی خوبی بود. در واقع از حدود ۹ تا ۴ و نیم بعدازظهر روز خیلی خوبی بود، اما ۴و نیم بعدازظهر من چیزی رو دیدم که نباید می‌دیدم. چیزی که نمی‌تونم از ذهنم بیرونش کن
امشب یه شب باشکوه و تکرار نشدنی بود برام!
داییم ضبط صوت قدیمی مادربزرگم رو برده بود تعمیر کرده بود و امشب همه دور هم نشستیم و به نوار کاست های قدیمی گوش دادیم.
وای که چه صداهایی!
انگار دیگه تو این دنیا نبودم و با یه ماشین زمان، به گذشته سفر کرده بودم. گذشته ای که درش من هنوز متولد نشده بودم!
در تمام طول زندگی، از پدربزرگم و دایی بزرگم هیچ سهمی جز چند تا عکس نداشتم. چون قبل از تولدم دنیا رو ترک کرده بودن.
اما امشب!
امشب برای اولین بار، از تو اون نوا
دانلود آهنگ چه دردي داره دوری تو ازم عشقم از میثم ابراهیمی
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام میخوامت
Download New Song By Meysam Ebrahimi – Mikhamet
دانلود آهنگ چه دردي داره دوری تو ازم عشقم
چه دردي داره دوری تو ازم عشقم الهی هرچی عاشقه برسن به هم
هر جا هم رسیدیم گلی بهتر از تو ندیدیم هرجارم بگردیم عاشق تر از من کسی نیست
تو بارونی یه نمه هم آرومی دردي ولی درمونی بگو همیشه میمونی
آخ که کور بشه هرکی نبینه عشق ما دوتارو بزنیم به دریا و با هم بریم جاده شمالو
د
مواسات در لغت به معنای غمخواری ، همدردي و مددکاری به مال است و مواسات در عزاداری از نظر برخی عزاداران یعنی ما بیاییم مصائبی که بر اهل بیت (ع) فرود آمده بر سر خودمان بیاوریم تا بفهمیم اهل بیت (ع) چه رنج و دردي کشیدند و بدین صورت ما هم در غم آنان شریک شویم ! 
ممکن است مواسات در حد متعارف و معقول که خلاف شرع نباشد ، یافت شود که در آن عیبی نیست اما گاهی مواسات از حد شرعی و حلال خارج شده و مُواسی مرتکب محرّمات می شود مثلا عزادار اقدام به کودک آزاری می ک
راستی بچه ها
عوض کردن ادرس وبلاگتون و حتی ساختن وبلاگ جدید به هیچ دردي نمیخوره. ازین جهت که باز هم پیداتون میکنن.
با کی ووردها، با خود متن، و. پس بیخودی تلاش نکنین (من این کارو دو سه سال قبل انجام دادم که از دست دو سه نفر در امان باشم ولی متوجه شدم که عبث هست تلاشم).
توجه نکردی به تنهائیام و
ندیدی چه ترسی نشست توو نگاهمو
مدارا نکردی با دلتنگیامو
فقط خواستی باشی به جای خدام و
به جای خدام و …
با هر ردِ پایی که اندازه ی کفشته راه میام و
جلو هر کی چشماش شبیهِ خودت میشه کوتاه میام و
نموندی باهام و …
خزونم که از زورِ تنهائیام
میخوام مثلِ پیچک بپیچی به پام
تو دردي من اینو میفهمم ولی
بگو جز تو درمونو از کی بخوام
تو بارونیِ کهنه ی کنجِ خونه
که خیلی چیزا از دلِ من میدونه
چه آغوشِ گرمی ، چه پاییزِ سردی
چقد فکر میکردم
دانشجوی ترم نهم رشته مهندسی تکنولوژی نرم افزار هستم !!!!!! و کارمند دون پایه در قسمت مثلا فنی در سمت سرور یه شرکت برنامه نویسی که اصلا کارهای که میکنه رو دوست ندارم چون دل ش میخواد برنامه نویسی کنه ولی خوب تنبلی و دردي که داره نمیذاره 
دیروز یکی از اقوام مامانم ازش پرسیده دخترتون درسشو تموم کرده؟
مامانم با حالت تعجب گفته نه من دختر هنوز سال سو
بعد گفته مگه دخترتون میولوژی نمیخونده؟
مامانم دیگه بیشتر تعجب کردهتوضیح داده نه دندونه
بعد بنده خدا گفته بود یکی بهش گفته دخترتون دوسال!!!!پشت کنکور بوده بعدم میولوژی قبول شده-_-
خداوکیلی تا چه حدحسادت دیگه؟
واقعا من تو زندگیم کاری به این ندارم که فلان قومم چیکار کرده یا نه مخصوصا اگه درسی باشه:/
اینم روی اون حرفایی شنی
در این مخروبه ی پر از رنج، عیار آدم به نوع دردي ست که توی گنجه ی دلش پنهان کرده. برای من که غم بازم، برای من که چراغ به دست می گردم دنبال آدمی که دردش از شکم و زیر شکمش بالاتر رفته باشد، تحمل این روزها و آدم های اطرافم سخت شده، خیلی سخت. عصبی شده ام. گمان می کنم دارم می گندم. 
ارتش َت را به خط کردی 
 
و من را مثل همیشه خط زدی.
 
ما نالایق ها هم روزی به کارت می آییم. 
 
از کودکی شنيدم که برادرتان کریم است
 
بخاطر برادرت ما را هم بخر. 
 
پ. ن:گرچه سه ماه پیش کربلا بودم ولی اربعین یه چیز دیگس. بخصوص که تابحال نرفته باشی
 
 
به غم شوریده چرخ آب و گلم را،
هوسها داده باد این حاصلم را.
غم و درد جهان بیعت نموده،
زدند آتش مکان و منزلم را.
 
جهانی را دل آرا می کنی، عشق،
گدایی را تو دارا می کنی، عشق.
توان دادن تاوان ندارم، مدارم کو،
مدارا می کنی، عشق.
 
دلا، خونی به جز غم حاصلت کو؟
تو ناصح، عاقل ناقابلت کو؟
ز درد و غم دلم آب و ادا شد،
نمی پرسد کسی باری، دلت کو؟
 
گذر کردم همه کوه و دمن را،
گذشتم من همه مرز چمن را.
ندانستم، فقط در سرحد مرگ
نمی پرسد کسی سرحدشکن را.
 
 به هر گامی دو
این روز ها لجباز شدم
با خودم ، با دنیا 
آخه چرا هنوز هم درد داره 
چرا این دنیا دردي رو توی دلم گذاشت 
که بعد از این سال ها هنوز میسوزم
پای درد های دلم 
راستش دلم به حال خودم هم میسوزه 
میخوام دنیام رو بسازم تا روزی که اومد 
دیگه منتظر من نمونه ، نگم دستام خالیه
نگم پای دست های خالیم بمون 
مسئله ای که امروز با آن دست و پنجه نرم میکنم ، مسئله ی عشق یا فراغ نیست ، نمیگویم هم ای کاش آن بود و این نبود . همه ی شان به قدری درد آور است ‌ ، اما دردي که حالا بلای جان من شده ، دردي ست که از آوارگی می آید ، از بی تعاملی و بی هم زبانی . آوارگی فیزیکی آن قدر درد دارد که گاهی ترجیح میدهند خودشان را از بین ببرند .
 وقتی که من از او با آوارگی روحی حرف میزنم ، از بلاتکلیفی دوگانه و همه جانبه و او برای بار هزارم میگوید که استادی چیره دست تر از من در دامن ز
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب