نتایج پست ها برای عبارت :

شنیدم بهر هر دردی دوایی ست

چیزی بین غصه و درده که اونقدر خوب نباشی که به دردي بخوری که دوست داشتی می خوردی، ولی خب همینه دیگه.
برو درخشان شو. 
نه به خاطر به دردي خوردن، که این حاصل می شه. ولی به خاطر اینکه به خود ارزشمندت نزدیک و نزدیک تر شی.
 
یاری که دلم خستی، در بر رخ ما بستی
غمخواره یاران شد، تا باد چنین بادا.
 
زان خشم دروغینش، زان شیوه ی شیرینش.
عالم شکرستان شد، تا باد چنین بادا.
یکی از بچه های کلاس که از گیلان به دانشگاه ما آمده است در مورد حال و هوای شهرش میگفت. آنطور که شنيدم آنقدر برگ زرد روی زمین میریزد که آدم برای عبور و مرور باید یک تونل بسازد. در یک چشم به هم زدن حجم عظیمی از برگ های پاییزی روی زمین میریزند. با اولین باران پاییزی، قورباغه ها طلبکارانه گوشه مرداب می نشینند و غبغبشان را باد میکنند. اردک ها هم با فیس و شماتت از آب بیرون می آیند و با تبختر راه میروند و خودنمایی میکنند. نمیدانم، اما شنيدم که آنجا گاوها
+سلام. 
اگر مشکلات بندگان خدا اومد پیش شما پسش نزنید!  استقبال کنید ازش. تحویلش بگیرید. براش وقت بذارید. این گرفتاری هایی که خدا ارجاع میده به ما، همش نعمته. گره گشایی هنره. دلسوزی شرافته. غصه خوردن برا درد مردم نشان آدمیته. ربطی به پول داشتن و نداشتن نداره. گیرم که تو بضاعت نداری، خب زبون که داری، اعتبار و آبرو که داری. برا خودت نه اما برا دیگران که میتونی گدایی کنی. 
آه 
برای یکی دو تا گرفتار و زمین خورده ی شریف و باآبرو  تو این روزا شاید به 50
در یک مهمانی یک افسر مست که از کشته شدن دوستش که خلبان مسئول حمل اذوقه بود ،سخت متاثر بود فریاد میزند :"چرا باید یک مرد نجیب جان خود را بی جهت و بدون دلیل از دست بدهد ؟چارلی نباید میمرد .بیخود جان خود را از دست داد او حتی نیازی به این محل بو گندو نداشت (اشاره به مهمانی های مجلل در زمان فقر و جنگ) همه چیز بوی گند میدهد. حتی این دختر هایی که اینجا امده اند همه شان ارایش کرده و لباس شیک پوشیدندو لبخند میزنند ، به چه دردي میخورند ؟یعنی من نمیفهمم؟اون ه
دردهایی که بدتر از درد زایمان هستند
بسیاری از خانم ها اعتقاد دارند که درد زایمان ، شدید ترین دردي است که هر فردی می تواند در طول زندگی خود تجربه کند و درد بدتر از زایمان وجود ندارد . اما تحقیقات نشان داده است خانم هایی که درد زایمان را تجربه کرده اند و در سالهای آینده یکی از دردهای سخت که در ادامه این بخش از بهداشت و سلامت نمناک به آن اشاره می کنیم ، را متحمل شده اند معتقدند این دردها بسیار بدتر از درد زایمان است.
درد زایمان طبیعی و دردهای بد
ه نام انکه زیباست و زیبایی را دوست دارداو را خلق کردنه از اتش . نه از گل. بلکه از جنس لطیف زیباییاو را در قالبی مخمل گون خلق کرد.و سپس از روح توانمند خود در او دمید روحی بس والاروحی سرشار از ظرافت و زیبایی و پاکیروحی توانمند تر از ادمبر او نظری انداختچقدر دلکش.چنان زیبا بود که دل جن و انس به درد امددردي نه از سر رنج.نه دردي از حسادت. نه دردي از سر غبطهبلکهدردي از رنگ و بوی دلبری.خدای من. این مخلوق چه بی پروا در برابر خ
گریه نمی‎کنم اگراشکی نمونده تو چِشامحرفی نمی‎زنم اگرنایی نمونده تو صِدامدردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستدنیا برای عاشقاچیزی به جز قفس نبودآب و هواش ابری بوددلتنگیاش بس نبوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستعمرم به کسی گذشتخوشی برام یه خواب بودآخر این غصه کجاستپرسش بی جواب بوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستمعنی نداره فاصلهوقتی دلا پیش همنما هر دومون پیرو عشقاین دلا هم کیش همندردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری ن
گریه نمی‎کنم اگراشکی نمونده تو چِشامحرفی نمی‎زنم اگرنایی نمونده تو صِدامدردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستدنیا برای عاشقاچیزی به جز قفس نبودآب و هواش ابری بوددلتنگیاش بس نبوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستعمرم به بی کسی گذشتخوشی برام یه خواب بودآخر این غصه کجاستپرسش بی جواب بوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستمعنی نداره فاصلهوقتی دلا پیش همنما هر دومون پیرو عشقاین دلا هم کیش همندردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبور
درد
دردي دلم ز غصه ی بسیار می کشدخود را به زیر هجمه ی آوار می کشد
دردي شبیه محنتِ مردی درانزواجان را میانِ هرنخِ سیگار می کشد
می میرد ازخودش ولی، هربار زندگیاورا به هر بهانه ای، بردار می کشد
دردِ غم زنی که به گیسوی انتظارتنها نشسته شانه ی تکرار می کشد
دردي که رشد می کندو ریشه می زندزجری درعمقِ یک تنِ بیمار می کشد
درديست در وجود من و شعر می شودخود را به جانِ خسته ی خودکار می کشد
#رویا_میثاقی
خیلی وقت ها فراموشیِ دردي که با آن دست و پنجه نرم می کنی خیلی سخت است چون دردِ خود را بالاتر از هر دردي می بینی یا لااقل اگر علم این رو داشته باشی که کسانی هستند که دردشان از تو بیشتر است چون درکش را نداری تسکینی بر حالَت نیست !اما فکر کن درد جسمی ای که تو را فرا گرفته مثلا یک پایت شکسته ، تا قبل از ورود به بیمارستان بسیار به خود می پیچی و گاهی صحبت هایی با چاشنیِ غُر و یا ناشکری از دهانت در می آید اما به محض ورود به بیمارستان و مشاهده افرادی که د
سپاس گزاریم از صدا و سیما که خیلی ریز و مویرگی جهت منافع و خواسته های جناب پرزیدنت و دوستان و دوست دارانش اقدام و عمل می کند. یک نمونه اش کلاس های کنکور! از دیروز که نتایج کنکور اعلام شده تا همین لحظه ده ها مصاحبه با نفرات اول شده، مبنی بر این که از کتاب های کنکور استفاده کرده ایم از کلاس های کنکور نه. خوب! این به چه دردي می خورد؟! این دقیقا به همان دردي می خورد که جناب پرزیدنت می خواهد!
هر دو دردها را تسکین می‌دهند.
با این تفاوت که دوست».
نه قیمت دارد؛
نه نیاز به بیمهٔ حمایتی ؛
چون خودش حمایت است!
نه مقدار دارد ؛
نه تاریخ انقضا،،
بلکه هر چه قدیمی ‌تر باشد ، اثرش عمیق ‌تر و شفابخش ‌تر است!
هر دارو برای دردي مؤثر است ، و برای یک درد دیگر مُضِر.؛
اما دوست، بر هر دردي دواست!
سلامتی همه رفیقا❤️❤️
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
به نام انکه زیباست و زیبایی را دوست دارداو را خلق کردنه از اتش . نه از گل. بلکه از جنس لطیف زیباییاو را در قالبی مخمل گون خلق کرد.و سپس از روح توانمند خود در او دمید روحی بس والاروحی سرشار از ظرافت و زیبایی و پاکیروحی توانمند تر از ادمبر او نظری انداختچقدر دلکش.چنان زیبا بود که دل جن و انس به درد امددردي نه از سر رنج.نه دردي از حسادت. نه دردي از سر غبطهبلکهدردي از رنگ و بوی دلبری.خدای من. این مخلوق چه بی پروا در برابر
دانلود آهنگ شنيدم بی نقصی پروانه وار میرقصی
 متن آهنگ تقویم شمسی پدرام پالیز.  شنيدم بی نقصی! پروانه وار میرقصی…♯♫♪. به دور آتش دل و از پیمانه  دانلود آهنگ شنيدم بی نقصی پروانه وار میرقصی از پدرام پالیز اهنگ جدید و زیبای تقویم شمسی پدرام پالیز با کیفیت بالا 320 از سی روز موزیک متن
دانلود آهنگ شنيدم بی نقصی پروانه وار میرقصی به دور آتش دل با کیفیت اصلی لینک مستقیم
دانلود آهنگ پدرام پالیز تقویم شمسی | شنيدم بی نقصی پروانه وار . متن آهنگ تقویم
شاید باید خودم رو مجبور به نوشتن کنم که کمی سبک شوم.
 
اصلا نمی دونم باید از چی بنویسم! از سکوتی که خودم مدت ها درگیرش هستم! از حوادث اخیر ایران! از دردي که یه لحظه هم ساکت نمیشه! از چی؟
 
دلم می خواد فرار کنم! خیلی وقت بود که این حس رو نداشتم! ولی دوباره برگشته! به لطف اتفاقات اخیر همچین غریبی خورد تو صورتم که هنوز هم چشمانم خیس اشک هست! دلم می خواد فرار کنم ولی نه تنها! با همه مون! با همه هم وطنام! با همه آدمهایی که همه جوره با بقیه آدمهای دنیا فرق د
خب همیشه دردي رو با دردي بزرگتر تسکین دادم و مدتهاست در یک چرخه‌ی مزخرف دارم تار دور خودم می‌تنم. بسم از قبول عامی و صلاح و نیک‌نامی، و البته بسم از خواستن‌هایی پشت هم و تسلی دل به عشقی تازه. باید مغرور باشم و دست کسی به من نرسد لکن خودم آنکه می‌خواهد شکار کند یا شکار شود. حالا هرچی ولی دیگه بسمه چرخیدن در این چرخه‌ی باطل. خسته‌تر از اونم که بخوام این راه رو ادامه بدم س رفت و عادی شد م رفت و عادی شد استاد رفت و عادی شد، اینم می‌گذره طاقت بیار
درد کلمه ‌ایست که همیشه ناپسند به نظر می‌رسد و با شنیدنش حس ناخوشایندی به ذهن متبادر می شود. البته بحق هم باید چنین باشد اما دردها همیشه بد نیستند و گاهی نتایج خوبی می‌توانند داشته باشند. بعضی دردها آثاری از خود بر انسان برجا می‌گذارند که بعدها می‌فهمیم که آنقدر هم بد نبوده‌اند. به طوری که انسان درد کشیده در جامعه امروز بشر انسان متعالی‌تری به نظر می آید. انسانی که بی‌تفاوت از کنار درد‌های دیگران نمی‌گذرد، انسانی که سعی می‌کند بر دیگر
آغوش ام اس چگونه دردي است؟
شما ممکن است این درد را در زیر قفسه سینه خود و یا در هر نقطه بین گردن و کمر خود احساس کنید. آغوشMS می تواند کسل کننده و دردناک، تیز، یا سوزشی باشد و معمولا از چند ثانیه تا چند ساعت و در موارد نادر، چند روز طول می کشد.
آغوش در حالیکه می تواند منبع آرامش و امنیت باشد وقتهایی هم می تواند ناشی از رنج و درد باشد و آغوش ms” این منظور را بیان می کند.
اگر شما مبتلا به بیماری MS باشید ممکن است یک گروه از درد را در اطراف نیم تنه خود ا
گمان کردی نفهمیدم ؟ من همه چیز را می دانم . خونِ روی دیوار را دیدم . آخرین زوزه ی دردناکش را شنيدم و لرزیدم . تکان تکان خوردن مردمک های نمناکش را به خاطر سپردم ، من پنجه هایی که آخرین رمق را بر گلوگاه زمین ریختند و فشردند ، و فشردند ، و فشردند ؛ بر حنجره ی جهان حس کردم
و چشم های تو را ؛ ای محبوب ترین من !
و اشک هایت را . اشک هایت ؟ 
از آنها وام دار کدام ابر بودی ؟ کدام آسمان را بازیچه‌ی زنشِ آرام پلک هایت کردی که می باریدی و داشتی جهان را در بارانی غری
مدیر اداره دوستم مردی بسیار تیز بین، سخت کوش و سخت گیره. البته مرد خیلی خوبیه اما خیلی انقلابی و ولایتی و این حرفها نیست. حداقل همکارانش چنین چیزی نمی بینند. 
امروز می گفت: در اداره مدیر داشت با همکاران حرف میزد صمیمانه که شنيدم میگه: 
روز جمعه تا خبر شهادت سردار رو شنيدم بعد از مدتی متوجه شدم صورتم خیس از اشکه!
اصلا خودم هم نفهمیده بودم بی اختیار اشکم سرازیر شده بود. همون موقع از خودم پرسیدم:
          این مرد چه کرده که تو هم که هیچ ارتباطی با ا
حضرت امیر المومنین علیه السلام دروازه ایمان
ثقة الاسلام کلینی قدس الله روحه الشریف روایت کرده است:
الحسین بن محمد، عن معلى بن محمد، عن الوشاء، عن عبد الله بن سنان، عن أبی حمزة قال: سمعت أبا جعفر علیه السلام یقول: إن علیا علیه السلام باب فتحه الله، فمن دخله كان مؤمنا ومن خرج منه كان كافرا ومن لم یدخل فیه ولم یخرج منه كان فی الطبقة الذین قال الله تبارك وتعالى: لی فیهم المشیئة.
ابو حمزه گفت: شنيدم امام باقر علیه السلام می‌فرمود: همانا حضرت امیر
این روزها چیزی رو توی چهره خودم میبینم که چهار سال پیش توی چهره یک دختر دیدم دقیقا توی همون مکانی که من بودم و دقیقا کنار همون آدم ها همون یاس همون خستگی و همون سکوت احساس میکردی زیر این چهره زیبا حس تلخی از زندگی جاریه و من اون روز درک نمیکردم سگش رو میشست و من به حال زندگی خوبش غبطه میخوردم درحالی که خودم غرق تنهایی و غریبی تهران بودم و حالا میفهم که دردي رو تحمل میکرد از آدم هایی که بخش بزرگی از زندگیش بودن و نمی تونست دل بکند و برود دلخور بو
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ
 
ای کسانی که ایمان آورده اید (به خدا شرک نورزیده اید) از خدا پیروی کنید و از عقل و حواس پیرامونتان 
 
صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ
 
علت بدن درد چیست؟
 
مرد را دردي اگر باشد خوش است
درد بی‌دردي علاجش آتش است
 
 
چیزی حس نکردی ؟
 
غلامم !
 
راست باز و پاک باز و امیر باش .
 
قولوا لا اله الا الله تفلحوا
یادم باشد: *خدا همیشه هست و مرا می‌بیند.
*در روزهای‌ آرام و آفتابی، پای قول‌های وقت طوفان بمانم.
*مادر همیشه ماست فاطمه. 
*هر لحظه‌ای که بی رنج و درد و آزار ایستادم، نشستم، راه رفتم، خوابیدم، خوردم، خواندم، دیدم، شنيدم، گفتم و . چقدر خوشبختم.
*غصه کم و زیاد دنیا را نخورم. می‌گذرد.
*ساعتی که بی رنج می‌گذرد چقدر لذت بخش است و چقدر شکر دارد. حالا فکرش را بکن ۲۴ ساعت آرام و راحت. یک هفته بی درد. یک ماه در عافیت.چقدر از این ساعتها، روزها و هفته‌
با اینکه چندین سال از اون اتفاق می گذره، اما هنوز هم مو به مو چیزهایی رو که اون شب دیدم و شنيدم به یاد دارم. ما خونه‌مون رو تازه عوض کرده بودیم و تو کوچه جدیدمون یه خونه قدیمی و متروکه بود که بچه‌های محل بهش می گفتن خانه‌ی ارواح». من هیچ وقت حرفشون رو باور نمی کردم چون اصلا به روح اعتقاد نداشتم. اما بچه ها می گفتن یه سری شب های خاص پیر مردی لاغر با چشم‌های نافذ به اون خونه میره و احضار روح می کنه. حتا می‌گفتن ارواح یه خانواده اونجا زندگی می کن
این چند روزه همش خبرای بد میرسید ولی امشب انقدر خوشحالم که نمیتونم بخوابم.
البته یه حس ناراحتی و خوشحالی همزمان
از وقتی خبر رو شنيدم اشکام بند نمیاد؛ این چند روزه بغض داشتم و گریه‌م نمیگرفت ولی امشب حس میکنم سبک شدم خیلی سبک؛ انقدری که انگاری وجود ندارم
از دیروز عصر منتظر این خبر بودم ولی فکر نمیکردم همین امشب خبر رو بشنوم
البته من بازم دلم آروم نشده و بنظرم کافی نیست این انتقام و اگه کل نیروهاشونم نابود بشن ارزشش کمتر از یه تار موی سردار
عوارض دردناک جراحی دیسک کمر





درد در ناحیه پایین کمر، ران و
ماهیچه ساق پاها امانش را بریده است؛ دردي که هنگام عطسه، سرفه یا حرکت
بیشتر می شود. چنین دردي ناشی از دیسک کمر تلقی می شود که با احساس بی حسی و
سوزن سوزن شدن همراه است تا جایی که درمانی به جز جراحی دیسک کمر باقی نمی
ماند.
ادامه مطلب
من راه‌های خودم را برای مواجهه با دردهام دارم، همانطور که هر آدمی. اما وقتی هیچ کدام جواب نداد پناه می‌برم به حمام. حمام کمد کودکی‌های من است. گوشه‌اش چمباتمه می‌زنم در خودم و به صدای بغضم و آب‌ها فکر می‌کنم. گاهی دراز می‌کشم کفش. می‌گذارم سلولهام یخ بزنند. یا از گرما بسوزند. بعد فکر می‌کنم. سعی می‌کنم خودم را بریزم بیرون.به تو گفتم درد بزرگ‌تری را جای درد خودم می‌نشانم. آن طور آرام خواهم شد. ولی گاهی دیگر درد بزرگ‌تری وجود ندارد. برای م
بذار تویِ این درد غرق بشی. بذار این درد لِهِت کنه. قورتت بده. بذار با تمام وجود بهت مشت و لگد بزنه. گوشه‌یِ رینگ وایسا و ببین چجوری داره نابودت می‌کنه. که تا کِی می‌خواد مشت بزنه بهت؟ تا کِی می‌تونه ادامه بده به خورد کردنت؟ که یه جایی بلاخره خسته می‌شه و از رینگ خارج می‌شه. که اون‌موقع هرچقدرم زخمی و خسته و مجروح باشی، حداقل دیگه دردي نیست که بخواد باهات مبارزه کنه. که ما باز دستِ همو می‌گیریم و بلند می‌شیم. بلند می‌شیم و می‌خندیم به همه‌
 
دانلود آهنگ عبدالله محمد خانی به نام هرسین غریبم
Abdulah Mohamad Khani - Harsin Qaribem
هرسین غریبم قدرم بزانن قدرم بزانن قدرم بزانندردي غریبی بمرم دردي گرانه دردي گرانه دردي گرانهمنیش وه هرسین بکنین قه‌ورم بکنین قه‌ورم بکنین قه‌ورممن خو کس نیرم روله بکیشه جورم بکیشه جورم بکیشه جورم
ادامه مطلب
حسابی بی پول شدم من موندم و چندرغاز پس انداز که به هیچ دردي نمیخوره.
دندونم درد میکنه و با چیزی که از این و اون شنيدم هزینه دندون پزشکی خیلی بالاست.
لپ تاپم رو همچنان خراب ول کردمآخه مطمئنم هزینه تعمیرش بالاست.
یه کلاس جدید ثبت نام کردم و همین روزا باید برم سر کلاس جدا از هزینه های وسایلش همچنان باید شهریه بدم.
واسه کار جدیدی هم که میخوام انجام بدم حتما پول لازم میشم.
مدیرم چند ماه یکبار بهم حقوق میده و وقتی میده نمیدونم باید به کدوم زخمم بز
با تاخیر یلدات مبارک
به جون خودت ادم بیمرامی نیستم
دوست داشتم دیروز برای تبریک یلدا برات پست بزارم ولی از صبح درگیر کارهای دانشگاه بودم، ظهر رسیدم خونه هنوز نخوابیده بودم رفتم مطب استادم، شب هم مهمونی
امروز صبح اومدم مرکز پویا برای کارهای اداری پایان نامه، چون میخوام پایان نامه رو روی بچه های مرکز اجرا کنم
راستی اینقد خدارو شکر کردم یکشنبه صداتو شنيدم، نزدیک بود یکشنیه شب بمیرم
موقع برگشت از رفسنجون چراغهای جاده رو کلا خاموش کرده بودن از
اون شب اصلا خواب خوبی ندیده بودم و یکی از اون شبهای تکراری بود که داشتم به مرگ فکر میکردم احتمال میدادم که اتفاق بدی خواهد افتاد
 
صبح وقتی اولین خبرها رو شنيدم گفتم اینا شایعه هست و .
 
ولی بعدش دیگه حرف از شایعه نبود :(
 
خیلی شوکه شدم .
 
وقتی خبر اینطوری شهید شدن و کشته شدن رو(حتی اگه فیلم باشه مثل شبی که ماه کامل شد با اینکه ندیدم ولی وقتی داستان اون رو شنيدم که چجوری طرف رو جلو خانواده اعدام کردن . ) میشنوم کلا به مدت یک روز قفل میشم کلا ب
#پارت_20
#متغیر
ماقراره کل روزو باهم باشیم و آیا قراره که کل روز اینقدر کسل کننده باشه؟؟؟!
بی تفاوت،به کارش ادامه داد. عصبی چاقو رها کردم
 +ای بابا. 
ترسیده برگشت سمتم دلم میخواست خفش کنم انگار عقده کرده بودم و باکارهای این درحال فوران کردن بود
-هیسس اروم باش دختر من فوقش تا فردا اینجا باشم.
+چی!!؟
-قانون همینه 
آهی کشید و ادامه داد باآمدن خدمتکار جدید اون قبلی میره دیگه.
 +یعیعنی من داخل این خونه که اندازه یک شهر هست تنها میشم؟! 
با سر حرفمو تا
امشب دو جمله‌ی قابل تامل و دلنشین شنيدم و خوندم.
اول:
کار کردن عرضه می‌خواهد نه پول». این جمله را از کسی شنيدم که عملکردش گفتارش را تایید می کرد و حرفش را عملی کرده بود.
دوم:
پدر و مادر حرفه‌ای بچه را با عرضه بار می‌اورند نه شاگرد اول ». این هم قابل تامل است و شاید ریشه‌ی حل بسیاری از مسائل و کلید خلق بسیاری از آرزوها و خواسته ها در همین ایجاد و پرورش عرضه باشد.
ب
۴۱۹ – دعایی بکنیم ما بر آریم شبی دست و دعایی بکنیم   غم هحران تورا چاره زجایی بکنیم دل بیمارشدازدست رفیقان مددی   تا طبیبش به سر آریم و دوايي بکنیم خشک شدبیخ طرب راه خرابات کجاست     تا درآ» آب و هوا نشو و نمایی بکنیم آنکه بی جرم برنجید و به … دعایی بکنیم – ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم – غزل ۳۷۷ – ۴۱۹
منبع : فالگیر
داشتم فکر می‌کردم نصف و یا حتی بیشتر از نصف درگیری‌های ذهنی من، ناراحتی‌هام و ضدحال‌هایی که خوردم، به خاطر چیزهایی بوده که نباید می‌دیدم و دیدم. یا نباید می‌شنيدم و شنيدم یا نباید می‌دونستم و فهمیدم.
یکیش همین چهارشنبه‌ای که گذشت. به ظاهر روز خیلی خوبی بود. واقعا هم تا یه جایی روز خیلی خوبی بود. در واقع از حدود ۹ تا ۴ و نیم بعدازظهر روز خیلی خوبی بود، اما ۴و نیم بعدازظهر من چیزی رو دیدم که نباید می‌دیدم. چیزی که نمی‌تونم از ذهنم بیرونش کن
داشتم فکر می‌کردم نصف و یا حتی بیشتر از نصف درگیری‌های ذهنی من، ناراحتی‌هام و ضدحال‌هایی که خوردم، به خاطر چیزهایی بوده که نباید می‌دیدم و دیدم. یا نباید می‌شنيدم و شنيدم یا نباید می‌دونستم و فهمیدم.
یکیش همین چهارشنبه‌ای که گذشت. به ظاهر روز خیلی خوبی بود. واقعا هم تا یه جایی روز خیلی خوبی بود. در واقع از حدود ۹ تا ۴ و نیم بعدازظهر روز خیلی خوبی بود، اما ۴و نیم بعدازظهر من چیزی رو دیدم که نباید می‌دیدم. چیزی که نمی‌تونم از ذهنم بیرونش کن
دانلود آهنگ چه دردي داره دوری تو ازم عشقم از میثم ابراهیمی
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام میخوامت
Download New Song By Meysam Ebrahimi – Mikhamet
دانلود آهنگ چه دردي داره دوری تو ازم عشقم
چه دردي داره دوری تو ازم عشقم الهی هرچی عاشقه برسن به هم
هر جا هم رسیدیم گلی بهتر از تو ندیدیم هرجارم بگردیم عاشق تر از من کسی نیست
تو بارونی یه نمه هم آرومی دردي ولی درمونی بگو همیشه میمونی
آخ که کور بشه هرکی نبینه عشق ما دوتارو بزنیم به دریا و با هم بریم جاده شمالو
د
مواسات در لغت به معنای غمخواری ، همدردي و مددکاری به مال است و مواسات در عزاداری از نظر برخی عزاداران یعنی ما بیاییم مصائبی که بر اهل بیت (ع) فرود آمده بر سر خودمان بیاوریم تا بفهمیم اهل بیت (ع) چه رنج و دردي کشیدند و بدین صورت ما هم در غم آنان شریک شویم ! 
ممکن است مواسات در حد متعارف و معقول که خلاف شرع نباشد ، یافت شود که در آن عیبی نیست اما گاهی مواسات از حد شرعی و حلال خارج شده و مُواسی مرتکب محرّمات می شود مثلا عزادار اقدام به کودک آزاری می ک
راستی بچه ها
عوض کردن ادرس وبلاگتون و حتی ساختن وبلاگ جدید به هیچ دردي نمیخوره. ازین جهت که باز هم پیداتون میکنن.
با کی ووردها، با خود متن، و. پس بیخودی تلاش نکنین (من این کارو دو سه سال قبل انجام دادم که از دست دو سه نفر در امان باشم ولی متوجه شدم که عبث هست تلاشم).
امشب یه شب باشکوه و تکرار نشدنی بود برام!
داییم ضبط صوت قدیمی مادربزرگم رو برده بود تعمیر کرده بود و امشب همه دور هم نشستیم و به نوار کاست های قدیمی گوش دادیم.
وای که چه صداهایی!
انگار دیگه تو این دنیا نبودم و با یه ماشین زمان، به گذشته سفر کرده بودم. گذشته ای که درش من هنوز متولد نشده بودم!
در تمام طول زندگی، از پدربزرگم و دایی بزرگم هیچ سهمی جز چند تا عکس نداشتم. چون قبل از تولدم دنیا رو ترک کرده بودن.
اما امشب!
امشب برای اولین بار، از تو اون نوا
اینکه دل من دقیقا از کجا و چه وقت انقدر گرفت که با هیچ اشک و اهی باز نشد را خودم هم نمیدانم فقط میدانم  هرچه هست درد دارد.حال این روزهای کشورم برای منی که تنها یک تماشاگرم درد دارد.
وطن.
این سه حرفیه بی انتها  معنا دغدغه ی تمامیت ذهن این روز های من است.
درد دارد.دردي غیر قابل توصیف و تصور.
 
توجه نکردی به تنهائیام و
ندیدی چه ترسی نشست توو نگاهمو
مدارا نکردی با دلتنگیامو
فقط خواستی باشی به جای خدام و
به جای خدام و …
با هر ردِ پایی که اندازه ی کفشته راه میام و
جلو هر کی چشماش شبیهِ خودت میشه کوتاه میام و
نموندی باهام و …
خزونم که از زورِ تنهائیام
میخوام مثلِ پیچک بپیچی به پام
تو دردي من اینو میفهمم ولی
بگو جز تو درمونو از کی بخوام
تو بارونیِ کهنه ی کنجِ خونه
که خیلی چیزا از دلِ من میدونه
چه آغوشِ گرمی ، چه پاییزِ سردی
چقد فکر میکردم
دانشجوی ترم نهم رشته مهندسی تکنولوژی نرم افزار هستم !!!!!! و کارمند دون پایه در قسمت مثلا فنی در سمت سرور یه شرکت برنامه نویسی که اصلا کارهای که میکنه رو دوست ندارم چون دل ش میخواد برنامه نویسی کنه ولی خوب تنبلی و دردي که داره نمیذاره 
در این مخروبه ی پر از رنج، عیار آدم به نوع دردي ست که توی گنجه ی دلش پنهان کرده. برای من که غم بازم، برای من که چراغ به دست می گردم دنبال آدمی که دردش از شکم و زیر شکمش بالاتر رفته باشد، تحمل این روزها و آدم های اطرافم سخت شده، خیلی سخت. عصبی شده ام. گمان می کنم دارم می گندم. 
دیروز یکی از اقوام مامانم ازش پرسیده دخترتون درسشو تموم کرده؟
مامانم با حالت تعجب گفته نه من دختر هنوز سال سو
بعد گفته مگه دخترتون میولوژی نمیخونده؟
مامانم دیگه بیشتر تعجب کردهتوضیح داده نه دندونه
بعد بنده خدا گفته بود یکی بهش گفته دخترتون دوسال!!!!پشت کنکور بوده بعدم میولوژی قبول شده-_-
خداوکیلی تا چه حدحسادت دیگه؟
واقعا من تو زندگیم کاری به این ندارم که فلان قومم چیکار کرده یا نه مخصوصا اگه درسی باشه:/
اینم روی اون حرفایی شنی
ارتش َت را به خط کردی 
 
و من را مثل همیشه خط زدی.
 
ما نالایق ها هم روزی به کارت می آییم. 
 
از کودکی شنيدم که برادرتان کریم است
 
بخاطر برادرت ما را هم بخر. 
 
پ. ن:گرچه سه ماه پیش کربلا بودم ولی اربعین یه چیز دیگس. بخصوص که تابحال نرفته باشی
 
 
این روز ها لجباز شدم
با خودم ، با دنیا 
آخه چرا هنوز هم درد داره 
چرا این دنیا دردي رو توی دلم گذاشت 
که بعد از این سال ها هنوز میسوزم
پای درد های دلم 
راستش دلم به حال خودم هم میسوزه 
میخوام دنیام رو بسازم تا روزی که اومد 
دیگه منتظر من نمونه ، نگم دستام خالیه
نگم پای دست های خالیم بمون 
مسئله ای که امروز با آن دست و پنجه نرم میکنم ، مسئله ی عشق یا فراغ نیست ، نمیگویم هم ای کاش آن بود و این نبود . همه ی شان به قدری درد آور است ‌ ، اما دردي که حالا بلای جان من شده ، دردي ست که از آوارگی می آید ، از بی تعاملی و بی هم زبانی . آوارگی فیزیکی آن قدر درد دارد که گاهی ترجیح میدهند خودشان را از بین ببرند .
 وقتی که من از او با آوارگی روحی حرف میزنم ، از بلاتکلیفی دوگانه و همه جانبه و او برای بار هزارم میگوید که استادی چیره دست تر از من در دامن ز
 چون گرد حرم گشتی با خان خدا بنشین               چون می به قدح کردی بر چشمه زمزم زن
 گر تکیه دهی وقتی، برتخت سلیمان ده             ورپنجه زنی روزی، در پنجه رستم زن
 گر دردي از او بردی صد خنده به درمان کن         ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
 زاهد سخن تقوا بسیار مگو با ما                      دم در کش از این معنی، یعنی که نفس کم زن
                                         فروغی بسطامی
به غم شوریده چرخ آب و گلم را،
هوسها داده باد این حاصلم را.
غم و درد جهان بیعت نموده،
زدند آتش مکان و منزلم را.
 
جهانی را دل آرا می کنی، عشق،
گدایی را تو دارا می کنی، عشق.
توان دادن تاوان ندارم، مدارم کو،
مدارا می کنی، عشق.
 
دلا، خونی به جز غم حاصلت کو؟
تو ناصح، عاقل ناقابلت کو؟
ز درد و غم دلم آب و ادا شد،
نمی پرسد کسی باری، دلت کو؟
 
گذر کردم همه کوه و دمن را،
گذشتم من همه مرز چمن را.
ندانستم، فقط در سرحد مرگ
نمی پرسد کسی سرحدشکن را.
 
 به هر گامی دو
ماجرای واگذاری کانال تلگرامی مکتوبات را شنيدم و خواندم. یکی می‌گفت وحید اشتری دست‌پروده‌ی ‌نژاد است؛ توقعی بیش از این نباید داشت. من اما معتقدم اتفاقا او نتیجه‌ی کارهای است. طرف بحث مبتذل، آدم را به ابتذال می‌کشاند.
به مدد حضرت زهرا سلام الله علیها هیچ مشکلی در صفرا، کلیه ها و طحال وجود نداشت سه دکتر رفتم که هیچ کدام نگفتند چه کار کن تا دردت خوب شود! از آخر طب اسلامی به دادم رسید و با یک روش ساده الان هیچ دردي ندارم .
اگر درد داشتید حوله داغ کنید و روی درد بگذارید و با روغنهای طبع گرم مثل زیتون، کنجد ماساژ دهید.
طب مدرن چیزی جز دردسر ندارد.
 
ر
علامتی که نشان می دهد سردرد شما خطرناک است
۱٫ سردرد شدید و ی: سردرد تاندر کلپ Thunderclap
سردرد Thunderclap یا به اختصار TC سردردي شدید و ی با شروع ناگهانی است که در کمتر از یک دقیقه به حداکثر شدت می رسد. به گفته موروکو Morocco ، اگر سردردتان ناگهانی شروع می شود درست مثل این که یک نفر کلید برق را بزند یا با چکش به شما ضربه بزند باید آن را جدی بگیرید.
ممکن است نشان دهنده خونریزی سوباراوئید subarachnoid hemorrhage یا به اختصار SAH باشد که دلیلش خونریزی مغ
عمیقا متاسفم.
درکت می‌کنم.
همدردي صمیمانه‌ی من را بپذیرید.
خیلی ناراحت شدم.
هر از گاهی، وقتی با رویدادی ناگوار در زندگی به ناچار هم‌مسیر می‌شویم، این جملات را می‌شنویم. وقتی اتفاقی تلخ بر زندگی یکی از دوستانمان، نزدیکانمان یا آشنایانمان سایه می‌اندازد هم این جملات را از گنجینه‌های غنی احساسات خود برداشت می‌کنیم و سخنمان را به آن‌ها مزین می‌کنیم. جواهراتی البته پلاستیکی و بی‌درخشش.
 
همدردي عمیق که عزیز من گفته نمی‌شود، درک‌کردن و
عمبره گوید از حضرت صادق ع شنيدم که میفرمود مردم بشناسایی م و مراجعه بما و تسلیم شدن برای ما مامورند سپس فرمود و آگر روزه بگیرند ونماز گزارند وگواهی دهد که معبودی جز خدای یگانه نبست ولی پیش خود بناگذارند که بما مراجعه نکنند  بهمان سبب مشرک گردد 
خیلی وقت ها فراموشیِ دردي که با آن دست و پنجه نرم می کنی خیلی سخت است چون دردِ خود را بالاتر از هر دردي می بینی یا لااقل اگر علم این رو داشته باشی که کسانی هستند که دردشان از تو بیشتر است چون درکش را نداری تسکینی بر حالَت نیست !اما فکر کن درد جسمی ای که تو را فرا گرفته مثلا یک پایت شکسته ، تا قبل از ورود به بیمارستان بسیار به خود می پیچی و گاهی صحبت هایی با چاشنیِ غُر و یا ناشکری از دهانت در می آید اما به محض ورود به بیمارستان و مشاهده افرادی که د
اونقدر این مدت دروغ شنيدم 
ادما عوض شدن اطرافم 
اونقدر از اتفاقا مچاله شدم که حالم داره ازین جماعت و سروته همشون بهم میخوره 
واقعا حالم گرفته از دست همه 
حس میکنم باید برم یه جای دور خیلی خیلی دور انقدر دور که هیچ بشر دوپای بی مغزی نبینم 
اینجا می شود کمی آرام تر حرف زد.آرام حرف هایت را بزنی و کم تر برچسب بخوری که چرا سکوت میکنی؟.چرا نظری نمی دهی؟.اصلا تو مال کدام گروهی؟
من مال هیچ گروهی نیستم.من آتش گرفتم وقتی خبر شهادت سردار را شنيدممن آتش گرفتم وقتی خبر سقوط هواپیما را شنيدم.من آتش گرفتم وقتی گفتند علت سقوط نقص فنی نبود.من یک ایرانی هستممال همین آب و خاک.مال همین سرزمین با تمام نقص هایش
من هم سرزمینم را دوستدارم و هم مردمش را با هر تفاوت ظاهر و عقیده ایبا هر نظر و
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
پخش زیارت عاشورا از شبکه ولایت ممنوع شد
خواندن مصائب حضرت زهرا و امام حسن علیه الاف السلام بدیل بی احترامی به مقدسات اهل سقیفه ممنوع شده است 
مدتها می‌شنيدم ولی باور نمی‌کردم تا از یک شنيدم و او تایید کرد
اهمیت زیارت عاشورا بر تمام اهل سیر و سلوک واضح و مبرهن است تمام شاگردان حضرت آیت الله العظمی آقا سید علی آقای قاضی طباطبایی بر سفارش استادشان بر خواندن و مداومت بر زیارت
از دیشب هی نوشتم و هی پاک کردم.
جراتشو نداشتم که نوشته م جایی ثبت شه.
که: اگه صبح طلوع کرد و بازم از تو خبری نبود چی؟!.
اون وقت من چی کار کنم.
 
اما حالا میتونم بنویسم.
حالا که بالاخره گوشیت زنگ خورد.
حالا که صداتو شنيدم.
 
این یک روز، از سخت ترین روزهای زندگیم بود.
اونهایی که سالها از عزیزشون بی خبر بودن. اونا. اونا چی کشیدن؟!.
 
خدا رو شکر که هستی.
اینکه من با یکسال سابقه کار راه اندازی آژانس تبلیغاتی و بدون مدیر دیجیتال مارکتینگی که چند ماهی هست مارو ترک کرده ساعت ها میشینم و پروپوزال تبلیغاتی برای یه مجموعه ایی مینویسم که قراره بره و تو پیچ ( مزایده ) تبلیغاتی با شرکت بزرگترین آژانس های تبلیغاتی ایران و تایید بشه و در نهایت هم جامع ترین انتخاب میشه و پیروزمندانه به قرارداد منتهی میشه ، نشون میده که همیشه خواستن توانستن است !نمیخوام از خودم تعریف کنما ! اصلا ! منظورم کلا یه چیز دیگه س !
"محمد تو رسما یه دیوونه ای"
خب؛ این جمله بالا رو اینقدری تو زندگیم شنيدم که حد نداره
از طرف دوست، فامیل، خانواده، غریبه که غلط میکنه و .
یکی از دیوونگیامو بگم براتون :)
چند روز پیش بنده خدایِ من که خیلی دوسش داشتم گفت یا من یا "م"
منم خیلی قاطع گفتم "م" :)
من رفیقم رو چه همجنس چه غیر همجنس به عالم نمیدم :)
امروز میخوام دقت کنم تو کارهای روزمره ام؛
ببینم چقدر از کارهام لغو و بیهوده است.
 چقدرش هیج دردي رو ازم دوا نمیکنه.
چقدرش وقت کارهای مفید دیگه رو پر میکنه که من به اونا نمیرسم.
میخوام امروز یه خونه تی ذهنی داشته باشم.
نتیجه متعاقباً اعلام خواهد شد.
میخواستم وبلاگ رو پاک کنم، توو یه آدرس جدید بنویسم، دلم نمیخواد و هیچوقتم نخواسته که با کسی از مشکلاتم حرف بزنم، اونم مشکل به این شگفت انگیزی.
عجیبه لابد.‌.
میدونم گفتن مشکلاتت به دیگران هیچ دردي ازت دوا نمیکنه، نه میتونن کمکت کنن و نه براشون مهمه.
همه درگیر مسائل خودشونن، همه فقط میدوئن که مشکلات خودشون رو حل کنن.
اینو میدونم و بخاطر همینم هیچ چیز رو توو زندگیم به هیچکس نمیگم، مگر به کسی که میدونم کارش حل کردن مشکلاته
من با درد و دل کردن ار
یه بار یه جمله قشنگ شنيدم از یکی:
وقتی بارون میباره،
همه پرنده ها دنبال یه سرپناهن؛
ولی عقاب برای خیس نشدن بالا تر از ابر ها پرواز میکنه.
پس شاید،

این دیدگاه آدماس که تفاوت هارو خلق میکنه.
شاید برای موفق شدن باید دیدگاهتونو تغیر بدین*
۱. کتاب Harry potter and the order od the phoenix 1 ـو شروع کردم + یه قسمتایی از آهنگای سریال کره ای "مرد زیبا" رو شنيدم دوس داشتم 
۲. شیرینی تر کاکائو تلخ و زعفرونی بی نهایت نرم و خوشمزه و تازه که تا میذاشتی تو دهن آب میشد با نسکافه + مرغ دم کرده با سس زرشک
۳. پیاده روی تو بارون شلپ شلپی تو شب + تمیزکاری ماشین با شوهری [میبینم که کارام براش مهمه و قبولم داره]
رفیق جان معتقد است اگر من ده سال پیش با او آشنا شده بودم، شاید بعضی از اتفاقات در زندگی اش رخ نمی داد. او می گفت و من می شنيدم. من اما فکر می کنم حتما خدا صلاح دیده که من در پاییز سال نود و سه با آشنا بشوم. شاید اگر زودتر با هم آشنا می شدیم اینقدر برای هم مهم نبودیم و .
من فکرهایم را به رفیق جان نمی گویم ولی خدا را پررنگتر از همیشه حس میکنم در کنار جفتمان!
 
 
در دل دریا نگنجد این دل دریای من،
در همه دنیا نگنجد شادی دنیای من.
کس به مثل من نداند غصه و غمهای دل،
جز دلم کس می نداند غصه و غمهای من.
جز غمم دردي ندارد جان غم بیمار من،
جز ز دردم غم نباشد در دل شیدای من.
من اگر با دل ستیزم، سوزد این دنیای دل،
گر ستیزد دل به من، سوزد تن تنهای من.
من اگر از دل بنالم، وای دل، ای وای دل،
دل اگر از من بنالد، وای من، ای وای من.
با اینکه ساعت چهار باید می رفتم ساعت سه و ربع آماده بودم.صدای قلبم را می شنيدم استرس در چهره ام موج میزد تا آمدم برسم تنها ذکر صلوات جاری بود بر لبانم منتظر باز شدن در سالن بودم. گریه ام گرفته بود ردیف سوم نشستم.
ادامه مطلب
 صرف فعل گیلکی ایشتؤوسن/ فارسی شنیدن
 
¤ ماضی ساده (شنيدم، شنیدی، شنید، .)
 مثبت : بیشتؤوسم، بیشتؤوسی، بیشتؤوس، بیشتؤوسیم، بیشتؤوسین، بیشتؤوسن
 منفی : نیشتؤوسم، نیشتؤوسی، نیشتؤوس، نیشتؤوسیم، نیشتؤوسین، نیشتؤوسن
 ---------------------------------
 ¤ ماضی نقلی (شنیده‌ام، ) 
 مثبت : بیشتؤوسه‌ٰم، بیشتؤوسهٰ‌ی، بیشتؤوسه، بیشتؤوسهٰ‌یم، بیشتؤوسهٰ‌ین، بیشتؤوسهٰ‌ن
 منفی : نیشتؤوسهٰ‌م، نیشتؤوسهٰ‌ی، نیشتؤوسه، نیشتؤوسهٰ‌یم، نیشتؤوسهٰ‌ین، نیشتؤوسهٰ‌
عمر بن یزید از پدرش حدیث کند که گفت شنيدم حضرت صادق میفرمودهرکس برادر دینی خودرا تهمت زند احترامی میان اندوبجا نماندوهرکه با برادر دینی خود مانند سایر مردم معامله کند او ازانچه خودرا بدان بسته یعنی مذهب حقه بیزار وبر کنار شده است 
اینترنت چقدر می تواند خود واقعی ما را بشناسد؟ با مطالعه ی داده های گوگل چه چیزهایی می شود درباره رفتار آدمها یاد گرفت؟ این کتاب درباره این است که اینهمه اطلاعاتی که گوگل و شرکت های مشابهش از مردم جمع می کنند به چه دردي می خورد و چه چیزهای جالب و مهمی درباره عادات و رفتارها و روحیات انسان ها نشان می­دهند. حرف اصلی کتاب این است که ما به همه دروغ می گوییم به جز گوگل. مثلا اگر شما نیمه شب با درد و سوزش معده بیدار شوید ممکن است درباره درد چیزی به شری
سلام 
حالتون چطوره ؟!
کارت داشتم 
میخوام از max بپرسی ک ازمونای ریاضی و هندسرو واسه ورودی دانشگاه ترکیه داد ؟
من ی قضیه ای شنيدم ک اگه کنکور رتبت خوب باشه هر کشوری بخوای بورس میشی 
باید ب فلان کشوری ک میخوای بری ایمیل بزنی و این حرفا 
ب مکس دسترسی داری ک ازش یکم اطلاعات بجویی ؟ 
مچکر میشم اگه بهم خبر بدی !
امشبم یکی از اون شباس
از اون شب هایی که میگذره
ولی دردي که کشیدی تا عمر داری فراموش نمیکنی
همون زجری که چند سال بعد بهش نگاه میکنی میگی
اره همون شب بود که تغییر کردم
از درد زیادش بود
مثل درد فشار دادن یه زخم عمیق می مونه
 
 
بعد نوشت: نشستم دارم از سرما می لرزم
پلیور پشمی پوشیدم و جوراب پشمی
ولی دارم از سرما یخ میزنم فایده نداره
عصبی که میشم فشارم میاد پایین
نه جان دارم که بی ماشین بسازمنه پول باک بنزینم فراهمفقط باید بمانم کنج منزلشوم من میزبان کل عالمشب یلدا چو آید اهل فامیلببارد بر سرم شرشر نه نم نمشنيدم هندوانه توی یلدابه طب سنتی باشد چونان سمالهی تا شب یلدا شود کشفمضر باشد انار و پسته اش همنه تدبیری نه امیدی نه پولیخوشا آن دم که در قبرم دهم لمالهی درد من بر جان برجامکه از نحسی او شد پشت مان خمزهرا آراسته نیا
به خیالم سرزمینم ایران را آفت نفرت زده و یا نفرین شده استسرطان جهالت قلب مادری رنجور را به اسارت گرفته است
 
شنيدم دوش از پرنده ای که در نبرد انتقام و صلح انتقام دل پرواز به درد آورده به دو نیمه شکسته است
#نارین_یازان #قربانیان_پرواز
وشنبد، امام صادق ع میفرمود چون مومن از دنیا کنار کشد رفعت پیدا کند  و شیرینی محبت خدا را دریابد ونزد اهل دنیا دیوانه نماید در صورتیکه شیرینی محبت خدا بانهاامیخته شده که بچیز دیگر مشغول نشوند  و شنيدم میعرمود زمانیکه دل صفا پبدا کند زمین برایش تنگ شود تا انجا که پرواز کند 
حضرت صادق ع فرمود هر که از برادردينی حود م کند و از او رای خالص و بی قرضانه باو نده خدای عزوجل رای یعنی عقل و تدبیر اورا بگیرد اما حدیث 6 سماعه گوید شنيدم حضرت صادق ع میفرمود هر مومنی که با برادر مومنش دنبال حاجتی از او برود وبرای او!مصلحت اندیشب نکند بخدا ورسلش خیانت کرده
بسم الله النور
این سلاممم از جنس خوشحالی خبری است که به تازگی شنيدم و آن خبر داشتن فرزند از رفیقی که خیلی فرزند دوست دارد
که من را هم بینهایت خوشحال کرد
خب باید بگویم از این دو ماه و دوازده روزی که گذشت از خانه جدید و شهر جدید و زندگی جدید.
در پست های بعد از اول خدمتتان میگویم
هیشکی از من هیچی نمیدونه:)
نصفشم که پرسیدن که شاید هیچیشم حقیقت نداشته باشه
دیگه هیچی اهمیت نداره هیچی:)
هیچی:)
زندگی تلخ تر از دیروز و امروز.
باچیزی که شنيدم دیگه قلبم اروم و قرار نداره و زندگی من تمام خواهد شد.
یکم زجر کشیدن زوده
خدا هستی؟
کاش نفسم قطع شه.
هیشکی از من هیچی نمیدونه:)
نصفشم که پرسیدن که شاید هیچیشم حقیقت نداشته باشه
دیگه هیچی اهمیت نداره هیچی:)
هیچی:)
زندگی تلخ تر از دیروز و امروز.
باچیزی که شنيدم دیگه قلبم اروم و قرار نداره و زندگی من تمام خواهد شد.
یکم زجر کشیدن زوده
خدا هستی؟
کاش نفسم قطع شه.
#حدیث_مهدوی 
امام صادق(ع)
مفضل بن عمر می گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) شنيدم که فرمود:- هنگامی که خداوند به قائم (عجل الله فرجه الشریف) اذن ظهور دهد، بر فراز منبر قرار گرفته، مردم را به سوی خدای تبارک و تعالی فرا می خواند و آنها را از خدا بیم می دهد. و به سوی
ادامه مطلب
زلیلایی شنيدم یاعلی گفت
به مجنونی رسیدم یاعلی گفت
مگر این وادی دارالجنون است
که هر دیوانه دیدم یاعلی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می کرد
به گوش غنچه آن دم یاعلی گفت
خمیرخام آدم چون سرشته
چو برمی خواست آدم ، یاعلی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز می زد
زبس بیچاره مریم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمی شد
علی را ضربتی کاری نمی شد
گمانم ابن ملجم ، یاعلی گفت
یه اخلاق خوبی که نجمه جون داشت این بود که تو کارهای خیر همیشه پیش قدم بود.مثلا من جریان در قوطی پلاستیکی ها که جمع میکردن و باهاش ویلچر هدیه می‌دادند و از اون شنيدم. حتی توی سلف هر جا در قوطی میدید فوری جمع میکرد که بتونه به یه ناتوان کمک کنه.
یا مثلاً اصلا غذا رو حروم نمی‌کرد. می‌گفت نعمت خداست. حتی نمی‌خواست خودش بخوره با خودش می‌برد به حیوون ها بده.
  فکر کنم هفتم_هشتم بودم که اسم به گوش ام خورد. اون زمان تنها متوجه شدم که یه خواننده است که به یه امامی فحش داده و من اونقدر از نظر ام مسخره بود کار اش که حتی نرفتم یه آهنگ اش رو گوش بدم.
  کِی اولین آهنگ از اش رو شنيدم؟ 
ادامه مطلب
محمد معصوم - وزیر محترم فاوا در روز دوم داستان اینترنت گفته بود "از ناراحتی مردم از قطع بودن اینترنت و مشکلات آن اطلاع دارم و به خودم نیز در این چند روز اجازه استفاده از اینترنت را ندادم"؛ یاد آن جمله فلسفی کانت افتادم: می‌اندیشم پس هستم. آن عزیز، سنگ‌بنای وجود و موجودیت را اندیشیدن گذاشته بود و ایشان نیز در راستای از خودگذشتگی و هم‌دردي با مردم شریف این کلام را منعقد کرده است.
ادامه مطلب
سرود
( ماه روی نیزه ها )
هرچه دارم از تو دارم
نیست طاقت بی قرارم
بنگر ای فرزندِ زهرا
یک نظر بر حالِ زارم
نامِ زیبایِ تو باشد
آبرویم ، اعتبارم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روز جزا
ثارالله   ثارالله
عاشقِ زارِ تو هستم
من که بیمارِ تو هستم
بر همه دنیا ببالم
چون که زوارِ تو هستم
در دو عالم سر فرازم
که عزادارِ تو هستم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روزِ جزا
ثارالله  ثارالله 
شاهِ من ماهِ مُ
ابان بن تغلب شنيدم حضرت صادق ع میفرمود هیچ بندای نیست که گناهی کندواز ان پشیمان گردد چز اینکه پیش از انکه طلب امرزش کند خدا گناهش را بیامرزد و هیچ بنده ای نیست که خداوند بر او نعمتی ارزانی دارد وبداند که ان نعمت از طرف خدا است جز اینکه خداوند پیش از انکه او سپاسگزاری انرا کند اورا بیامرزد 
درد و رنج، آزارت میدهد؛ مگر اینکه بدو خو کرده باشی!
بدین‌گونه که اگر آن را از تو بگیرند؛ دردي افزون‌تر میان سینه‌ات می‌یابی!
سینه‌تان فراخ و پر‌درد باد!
 
پ.ن. درد عشقی کشیده‌ام که مپرس    زهر هجری چشیده ام که مپرس
.
همچون #حافظ غریب در ره عشق          به مقامی رسیده‌ام که مپرس
 
پ.ن.۲: این رو هم از #صائب_تبریزی بشنوید که گفت:
به دامان می‌دود اشکم، گریبان می‌درد هوشم      نمی‌دانم چه می‌گوید نسیم صبح در گوشم
.
ز چشمش مستی دنباله‌داری قسمت م
از این ور اون ور شنيدم
داری عروس میشی گلم
مبارکت باشه ولی
آتیش گرفته این دلم
خیال می کردم با منی
عشق منی مال منی
فکر نمی کردم یه روزی
راحت ازم دل بکنی
باور نمی کردم بخوای
راس راسی تنهام بذاری
آخه یه عمر همش بهم
گفته بودی دوسم داری
• پاییز ۹۲ تا به حال
به نام "او"
آمدم بنویسم از شنیده هایم.و سکوت چشمانش را شنيدم. آمدم بنویسم از شکست.و شکستم را سال ها پیش باور کرده بودم.آمدم بنویسم از بودن در حیات وحش.و هجوم وحشیانه خاطرات را چشیدم.آمدم بنویسم از کافه مارکوفو لطافت احساس مرا حیران کرد.آمدم بنویسم از "خودم".و چقدر این واژه نا آشناست.
"مسافر"
مطربا! استا! صدایم با نوایت جور نیست،
مست و مخموریم، ورنه، جرم در تنبور نیست.
تازه سازی زخم دلها زخمه بر تاری زنی،
نغمة ناجور تو درد دل رنجور نیست.
جرعه ای از بادة لبهای او نوشیده ام،
شور و عصیانش چرا در آب هیچ انگور نیست؟
من چه سان تاوان دهم، در تن توانی کو مرا؟
هیچ دردي خود ز درد ناتوانی زور نیست.
عالمی آباد هست و قلب ما آباد نیست،
نام ما مشهور هست و گور ما معمور نیست.
حاجیا، شعر ترت دارد نسیم بوی گل،
پس، چرا شعر ترت در چشم او منظور نیست؟
کشیک ها داره خیلی بد میگذره.انقدر از سال بالا حرف شنيدم که اگه یبار دیگه بشنوم حتما بالا سر مریض میزنم زیر گریه.وشرایط یه جوریه که هیچکس برات ناراحت نمیشه.توهین تحقیر و کار کشیدن از نیروی ارزونی مثل ما کاملا احمقانس.به جای اموزش فقط از ما کار میکشن.و ما در عوضش فقط میشیم سیبل هدف برای عقده های روحی و فشار های بقیه برای تخلیه شدن
شب که جدی شد .سرد به اندازه ای که جا داشت! ساکت و خواب گرفته تا حدی که ممکن بود و تاریک طوری که همه بارهای اضافه روز را خالی می کردی یک گوشه ای.تو ماندی و رها و دردي که تازه توی عمق شب کاملتر احساسش می کردی!درد گردی که هاله اش همه چیز را گرفته بوداگر هزارها میلیاردی که آتش گرفت،اگر جانهایی که از دست رفت اگر ترس سیاهی که سایه انداخت فراموش بشود بالاخره اما از دست رفتن ایمان مردم دردش آنقدر زیاد هست که چشمهای پابماهچشمهایی که افق را می
نمی توانم حالم را تبدیل به کلمه کنم. دلم خون است برای خون های ریخته شده برای به دست آوردن کمترین حقوق ممکن یک انسان. برای فریادهایی که تنها اسلحه ی مردم بود و در گلو خفه شد. نمی توانم از عمق دردي که دارم بنویسم فقط باید ثبت کنم این حرف ها را برای اینکه یادم بماند ما مردم ایران زمین، روزهای شانزدهم تا هیجدهم آبان 98 خشمگین ترین و امیدوارترین مردم دنیا بودیم.
کوفتگی یک شکل رایج است که در آن درد در پاها با ورزش به خاطر کاهش جریان روی می دهد. علتش سختی عروق است. علائم متداول، گرفتگی شبیه به دردي در ماهیچه ساق پا در زمان راه رفتن است. ران و عضلات نیز ممکن است در این کار دخیل باشند.
ادامه مطلب
سلام و وقت به خیر
میخواستم درباره زبان مادری و بچه های دو زبانه سوال بپرسم و ممنونم که کمک میکنید. 
من همیشه برام سوال بوده والدینی که زبان شون فارسی نیست، (فارسی بلدن ولی در خونه به زبان دیگه ای حرف میزنن و زبون مادری شون متفاوته)، چطور بچه هاشون رو بزرگ میکنن از لحاظ زبان؟
اول کدوم زبون رو یاد بچه شون میدن؟، زبون دوم رو چطوری بهش یاد میدن؟، بچه قاطی نمی کنه یا دچار مشکل نمیشه؟، آخه من زیاد از این افراد دیدم که زبون اول شون ترکی یا کردی یا بلوچ
 ابان بن تغلب گوید شنيدم حضرت صادق ع میفرمود هیچ بنده ای نیست که گناهی کند واز ان پشیمان گردد جز اینکه پیش از انکه طلب امرزش کند خدا گناهش را بیامرزد هیچ بنده ای نیست که خداوند بر او نعمتی ارزانی دارد وبداند که ان نعمت از طرف خدااست جز اینکه خداوند پیش از انکه او سپاسگزاری انرا کند اورا بیامرزد 
هشام بن سالم گوید شنيدم امام صادق ع میفرمود عمل پیوسته اندکبا یقین نزد خدا افضل است از عمل بسیار بدون یقین توصیح یقین موجب میشود که انسان هرکار نیکی را پیوسته آنجام دهد ولی اکر یقین نباشد انجا،م عمل از روی اغراضی است تغییر پذیراست وممکن است بک روز .هزار رکعت نماز بخواند و خسته وملول شود وروز دیگر هیچ نخواند 
ابو حمزه گوید  شنيدم امام باقر ع میفرمود همانا علی ع دریست که خدا انرا بروی بندگانش گشوده هرکه از ان در وارد شود مومن است و هرکه از ان خارج شود کافر است وهر کس  نه داخل شود و نه خارج شود بیطرف باشد با انحضرت را نشناید در زمره کسانی است که خدای تبارک و تعلی در باره ایشان فرموده است من د.ر باره انها بخواست خود رفتار کنم یا ببهشت وبابدوزخشان برم
بسم الله
این چه فرهنگ مسخره ای هست که سرتونو میکنین تو زندگی مردم؟ حقوق من به شما چه ربطی داره؟ چرا بچه میارم یا نمیارم به شما چه ربطی داره؟ اسم بچه م رو چی میخوام بذارم به شما چه ربطی داره؟ اونم با سماجت زیاد و از رو نرفتن.
به هر بهانه ای دنبال سر درآوردن از زندگی همدیگه ایم درحالیکه قرار نیس هیچ دردي از اون خونواده دوا کنیم و فقط قراره نمک رو زخم باشیم و دخالت کنیم بدون اینکه خودمونو بذاریم جای طرف
دست برداریم از این فرهنگهای مسخره
 
امروز سالگرد شهادت شهید حسن تهرانی مقدم است. آن سال وقتی صدای را شنيدم مطلب زیر را در فیس بوک نوشتم:
 
امروز وقتی شیشه ها از موج لرزید، حس کردم که گاز یا پمپ سی ان جی نیست.موج حجم داشت. جنسش برام آشنا بود. ناخودآگاه پرت شدم به سال شصت و پنج که فرودگاه شیراز در نزدیک مدرسه امون بمباران شد. شیشه ها خرد شد و ترکشهای بمب داخل حیاط افتاد.از جوانترها که پرسیدم متوجه شدم که هیچکدام یک چنین خاطره ای ندارند. توی دلم آرزو
یه وقتایی ادای ادمای دنیا دیده یا جسور و پر جرات رو در میاری که در واقع از خودت محافظت کنی.اما یه روزی یه جایی تو یه موقعیتی دستت برای خودت رو میشه که چه قدر معصوم و کوچولوییکه تهش هنرت اینه که دیگه سادگیت از چشمات نمیزنه بیرون اما اونقدری هست هنوز که تا میای راحت حرف بزنی انگار یه قلب شفاف رو گذاشتن وسط بحث.بی پرده بی غبار.
 
 
پ.ن. یادم باشه امروز یه حرف حال به هم زن شنيدم و دو تا حرف از سر غرور
 
 
 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب