نتایج پست ها برای عبارت :

شه اب پاشو بیا

#خاطرات‌_شهدا  -محمد پاشو!پاشو چقدر می خوابی!؟ -چته نصفه شبی؟بذار بخوابم -پاشو،من دارم نماز شب میخونم کسی نیست نگام کنه!!! یا مثلا میگفت:پاشو جون من، اسم سه چهار نفر مومن رو بگو تو قنوت نماز شبم کم آوردم! شهید مسعود ان هرشب به ترفندی بیدارمان میکرد برای نماز شبعادت کرده بودیم! ∞❀❀∞• @SHAHID_MOEZEGHOLAMI •∞❀❀∞•
beverly Hills رو پلی کرده م و تو خونه راه میرم و هی میخونم: 
پاشو پاشو با من برقص
بابا انقده از من نترس
برو بابا دیگه بس کن 
دختر کوچولوی خوشگل لاغر
پاشو پاشو پاشو بیبی
بيا باهم باشیم ما خیلی ^-^ :دی
 
چقدر وقتی نتم محدود به وبلاگ و سایت کانونه درس خوندنم مفید تره :دی
ما در بی اطلاعی مطلق به سر میبریم!حتی تلویزیونمون هم قطع شده:|
موزیک پرمحتوای درحال پخش:)) :
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به ش
پاشو بيا دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام پاشو بيا از ایران پاپ Download New Music By Sina Derakhshande Called Pashoo Biya با متن + پخش آنلاین و دانلود مستقیم
نوشته دانلود آهنگ سینا درخشنده به نام پاشو بيا اولین بار در ایران پاپ:دانلود آهنگ جدید. پدیدار شد.
چگونه باور کنیم خبر رفتنت را سردار؟ پاشو مگر نمی بینی شامیان دور علی را گرفته اند؟ پاشو برادر دلم رفته بین الحرمین کنار علقمه بند بند وجودم دم گرفته" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد" پاشو دلمان برای لبخندت برای بصیرتت برای آرزوهای شهادتت تنگ‌ می شود پاشو امیر لشگر ایران پاشو هنوز فتوحات زیادی باقی مانده پاشو دلم برای خم ابرویت تنگ شده برای اخم های پرصلابت برای فرماندهی پر صلابتت چگونه باور کنم رفتنت را!؟ آنقدر در کوه ها و بیابان ها به دنبال شه
فکر میکنی امروز چجوری بیدار شدم؟؟ هیچی چشمو باز کردم دیدم ساعت دو خورده ای شده سریع مهارو بیدار کردمو گفتم پاشو مها خواب موندی پاشو پاشو بدبخت هنگ کرد بعد بیدار شد گفت دو خورده ای صبح نه ظهر :////  یعنی اصلا بع مغزمم نرسید هوا تاریکه :// بیچاررو بیدارش کردم. هرچند که گرفت خوابید دوباره تخت. خب امروزم اینجوری شروع شد بریم کار کنیم ببینیم چی میشه من که به کل خواب الودگی از سرم پرید. 
دانلود آهنگ سینا درخشنده پاشو بيا + متن اهنگ 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام پاشو بيا با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلود
Download New Mp3 Music Sina Derakhshande – Pashoo Biya
متن آهنگ پاشو بيا سینا درخشنده 
همه چی جوره و کنار همیم و جز عشق میخوایم چیو
نباشی زمستون یا تابستون فرقی نداره بی تو
جمعمون جمه یه چسزی کمه آخه
چرا نیومدی فقط تو بهم میومدی
 
پاشو بيا پاشو بيا از تنهایی در بيام
دل دل نکن هی ول نکن این عشقو بمون باهام
پاشو بيا پاشو بيا از تنهایی در بيا
یکی بياد منو بیدار کنه !
بياد و بگه همه چی خوابه !
تو خوابی نسیم 
بیدار شو !
چشماتو باز کن که همه چی شوخیه
چشماتو باز کن که وقت بیداریه !
باز کن و خودِ واقعیتو ببین؛نگاه کن خودتو :)
نگاه کن چقد قشنگی :)
نگاه کن که چقده همه چی قشنگه
باز کن چشماتو دختر !
دیگه همه چی تموم شده، دیگه این طوفان از سرت گذشته :)
پاشو این روحِ خاک گرفتتو بت و یه نفس راحت بکش :)
پاشو دختر جانم
پاشو که دیگه تنها نیستی نسیم
دیگه اون حسای تنهایی و بیهودگی تموم شده نسیم
دیگه میتو
یا صاحب امان عجل علی ظهورکچگونه باور کنم خبر رفتنت را سردار؟ پاشو مگر نمی بینی شامیان دور علی را گرفته اند؟پاشو برادردلم رفته بین الحرمینکنار علقمهبند بند وجودم دم گرفته" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"پاشو دلمان برای لبخندتبرای بصیرتتبرای آرزوهای شهادتت تنگ‌ می شودپاشو امیر لشگر ایرانپاشو هنوز فتوحات زیادی باقی ماندهپاشو دلم برای خم ابرویت تنگ شدهبرای اخم های پرصلابتبرای فرماندهی پر صلابتتچگونه باور کنم رفتنت را!؟آنقدر در کوه ها و ب
وَ رَفَعَ ذِکْرَکَ فِی عِلِّیِّینَ.ای که نامت پناهِ عِلّیینپاشو از جا سپاهِ عِلّیینپاشو ای ماه، جلوه ی شب باشپاشو از جا، کفیل زینب باشپاشو تا سایه ی سرم باشیتا نگهبانِ معجرم باشیخواهرت آمده نگاهش کنتکیه بر چادرِ سیاهش کنآه. ای کُشته ی امان نامهسر فرو بردی از چه در جامه؟!زانویت را چرا بغل کردی؟!تو که بر قول خود عمل کردیخاطرت جمع، مردِ با احساسهیچ کس باورش نشد، عباسپاشو دلگرمی دلِ همه باشقوّتِ قلب آل فاطمه باشماه من، بر رخت نقاب بزنحرز ان
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام پاشو بيا
دانلود آهنگ سینا درخشنده پاشو بيا با لینک مستقیم دو کیفیت عالی 320 و 128 به همراه متن ترانه از رسانه آپ آهنگ
Download New Music By : Sina Derakhshande – Pasho Bia
ترانه و ملودی: سینا درخشنده / تنظیم: حسن بابا محمودی
دانلود آهنگ سینا درخشنده پاشو بيا

ادامه مطلب
کلافه بود. رفت نشست رو مبل. با اخم و دست به سینه.خواستم سر به سرش بذارم. رفتم جلو و صداش کردم،یه یهو با یه فریاد پرید سمتم و منم یه جیغ کشیدم و پا گذاشتم به فرار.دوید دنبالم.هی میگفتم: خدایااااا آقا شیره دنبالم کردهههه. نجاتم بدیییین. خدایا.جوجه هم با خنده و ذوق دنبالم میکرد.بعد از دو سه دفعه دور خونه رو گشتن، دیگه کهولت سن بهم اجازه ی ادامه بازی رو نداد و خودمو پرت کردم رو مبل و جوجه هم منو گرفت!خیلی از بازیه خوشش اومد بود.ولی دوست داشت ادامه ب
پدربه دختر:پاشو دخترم یه لیوان آب واسه بابا بيار
دختر:ول کن بابا دارم تلویزیون میبینم. حال ندارم
دختر کوچیکتر:بابا ولش کن این خیلی بی تربیته پاشو برو خودت بخور
برای منم بيار

دقت کردید عروس دریایی داریم ولی دوماد دریایی نداریم !
.
.
.
.
یعنی بی شوهری تو عمق دریا هم موج میزنه
 
 
بدترین قسمت سرماخوردگی اینه که : 
 
آبریزش بینی داری بعد تو یه جمع یکی
 
 یه چیز باحال تعریف میکنه میزنی زیر خنده 
 
یه حباب اندازه توپ هفت سنگ از
 
 دماغت میزنه ب
سینا درخشنده پاشو بيا
 
 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام پاشو بيا
Sina Derakhshande - Pashoo Biya
+ متن ترانه پاشو بيا از سینا درخشنده
 
همه چی جوره و کنار همیم / و جز عشق میخوایم چیو
نباشی زمستون یا تابستون / فرقی نداره بی تو
دانلود آهنگ با کیفیت اصلی 
دانلود آهنگ با کیفیت 128
خواننده اهنگ وقتی یکی دوست داره محاله تنهات بزاره
کلیپ وقتی یکی دوست داره پاشو تو دنیات میزاره
اهنگ وقتی یکی دوستت داره پاشو تو دنیات بزاره
متن اهنگ وقتی یکی دوست داره محاله تنهات بزاره

خواننده آهنگ وقتی یکی دوست داره
دانلود آهنگ وقتی یکی دوست دارم محال تنهات بزارم

دانلود اهنگ ناکامان وقتی یکی دوست داره
دانلود آهنگ وقتی یکی دوستت داره پاشو تو دنیات بزاره
 
 
   چگونه باور کنم خبر رفتنت را سردار؟
 
 
 
چگونه باور کنم خبر رفتنت را سردار؟
پاشو مگر نمی بینی شامیان دور علی را گرفته اند؟پاشو برادردلم رفته بین الحرمینکنار علقمهبند بند وجودم  گرفته" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"پاشو دلمان برای لبخندتبرای بصیرتتبرای آرزوهای شهادتت تنگ‌ می شودپاشو امیر لشگر اسلامپاشو هنوز فتوحات زیادی باقی ماندهپاشو دلم برای خم ابرویت تنگ شدهبرای اخم های پرصلابتتبرای فرماندهی پر صلابتتچگونه باور کنم رفتنت را!؟
یکی به سردار بگه بسه دیگه
همه جا و همه‌ی اماکن متبرکه‌ رو زیارت کردی
دیگه پاشو حاجی
پاشو برو منطقه
پاشو برو سر کارت
بچه‌ها منتظرند
دیگه مردمم با هم آشتی دادی دیگه
عظمت ایران رو بیشتر و بهتر به دنیا نشون دادی
پاشو
بسه حاجی
پ.ن1:
اللهم إِنا لانعلم منه إِلا خیرا
پ.ن2:
نمیدونم فکر اینکه اگه این اتفاق نمیافتاد و من میتونستم چند ماه دیگه با حاج قاسم دیدار کنم و یه سری چیزهایی رو به ایشون بگم، و الان دیگه نمیشه، سخت تر هست یا سناریوهایی که ممکن هست من
یکی به سردار بگه بسه دیگه
همه جا و همه‌ی اماکن متبرکه‌ رو زیارت کردی
دیگه پاشو حاجی
پاشو برو منطقه
پاشو برو سر کارت
بچه‌ها منتظرند
دیگه مردمم با هم آشتی دادی دیگه
عظمت ایران رو بیشتر و بهتر به دنیا نشون دادی
پاشو
بسه حاجی
پ.ن1:
اللهم إِنا لانعلم منه إِلا خیرا
پ.ن2:
نمیدونم فکر اینکه اگه این اتفاق نمیافتاد و من میتونستم چند ماه دیگه با حاج قاسم دیدار کنم و یه سری چیزهایی رو به ایشون بگم، و الان دیگه نمیشه، سخت تر هست یا سناریوهایی که ممکن هست من
پرندۀ اول_ تو می‌دونی برای رسیدن به "دشت همیشه بهار" باید از کدوم طرف برم؟
پرندۀ دوم_ "دشت همیشه بهار"؟!
پرندۀ اول_ آره، همون جایی که هیچ کس کاری باهات نداره و اذیتت نمی کنه و همه چی خوبه.
پرندۀ دوم_ آها فهمیدم! منظورت "دشت ترسوها"ست؟!
 
پ.ن: تابستون با امیرعلی 4/5 ساله از اصفهان چند تا پویانمایی خوب دیدیم. یکیش همین بود: پرندۀ دوست داشتنی.
دلم برای امیرعلی تنگ شده. .
 
+ابوسعید ابوالخیر را گفتند فلان کس بر روی آب می‌رود. گفت سهل است، وزغی و صعوه‌ای ن
ورزش کردن برای بچه ها میتواند برای تندرستی و خوشحالی روحی آنها بسیار مؤثر باشد. دنبال کردن یک رشته ورزشی از زمان بچگی میتواند باعث ترقی فرزند هم شود.
انجام دادن فعالیت های ورزشی گوناگون در زمان کودکی تأثیر مثبتی دارد که به شرح زیر است:1- جلوگیری از آسیب دیدگی به دلیل استفاده بیش از حد از یک عضو بدن2- لذت بردن از ورزش3- ارتباط با کودکان مختلف4- پذیرش مسئولیت‌های مختلف5- کمک به دست آوردن و حفظ وزن سالم6- افزایش تمرکز کودکان7- سلامت قلبی عروقی را بهب
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده پاشو بيا
Download New Music Sina Derakhshandeh – Pasho Bia
” پخش از رسانه سلطان موزیک با کیفیت 320 از لینک زیر
 
سینا درخشنده پاشو بيا
 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده پاشو بيا با لینک مستقیم
 
متن آهنگ پاشو بيا از سینا درخشنده
 
من حواسم به همه جمعه ولی پرت توئهکه بدی قلبتو بم که بدی قلبتو بمهمه دنیارو بگردم میدونم شکل تو نیست به دلم شک نکنی به دلم شک نکنیجونمو میدم برات با لبخند اخمای خوشگل جذابت چندجون بگیر اما برام بخند باز چشمای
قلمم پیرمرد غرغرو ریش بلندِ کثیفِ ژنده پوشِ کمر خمیده ی سیگار به دستِ الکل در جیبی شده که جز اِهن و اوهون و نشخوار فحش ناموس به این و اون چیزی ازش در نمیاد.
ممکنه زیاد بياد اینطرفا حرف مفت بزنه کارشه . از بس که حرف مفت شنیده.
 
ناموس کلمه سکسیستیه شما بخون فحش بد. اون پیر مرد بهش میگه ناموسی.
شاید فکر کنید سگ سیاه افسردگی انرژی آدم رو کم میکنه ولی یک مدلش هم هست که انرژیت رو زیاد میکنه جوری که آخر سر از انرژی اضافه ای ک بعد از اون همه کار درونت م
به نام اوی من و تو .
یادش بخیر!روز عقد آبجی منیژه، مامان خیلی ذوق زده بود. راه و بیراه اسفند دود میکرد و آیت الکرسی میخواند.یادمه، خان عمو که جعبه های میوه را آورد و چید کنار حوض، مادر دوید توی اتاق و گفت: منیره جان! پاشو مادر، پاشو بيا توی حیاط میوه هارا باهم بشوریم، وقت نیست ها.
کنار حوض فیروزه نشستیم. مامان نمیتونست ذوق و شوقش را مخفی کند. مُدام حرف میزد و بی جهت لبخند میزد و دعامیکرد.بهم گفت: بعد از رفتن بابات این حوض هم انگاری دلش گر
 
هو الحی
.
#قسمت_نوزدهم
.
موقع نماز صبح پیرمرد بیدارم کرد
- پاشو بابا جان
پاشو نمازت رو بخون
بیدار شدم
تب کارن بهتر شده بود اما هنوز هذیون می گفت
پیر مرد تا صبح نخوابیده بود
- تاصبح طفل معصوم اسم تو رو می گفت
زینب خاتون، بابا جان، جانماز من و بيار کمک کن نمازم رو بخونم
بلد شدم
سه شنبه بود
ادامه مطلب
کوب پاهاتو محکم روی زمینو باز بکوب اینجا تازه اول مسیرو روی پات بمونانتهای این مبارزه برد با ماست بجنب وقت نیست پاشو بگو من ادامه میدممحکم روی زمین باز بکوب اوله مسیره روی پات بمونانتهای این مبارزه برد با ماست بجنب وقت نیست پاشو بگو من ادامه میدماونکه پای خونواده جنگید خاطرات مثل کوله بار سنگین رو دوشمههنوزم عذابم میده ولی به زندگی بازم جوابم اینه هیزندگی چیکار کردی با من تو اینو بهم بگو تو نامردی یا مناینم بدون این تویی که تهش باختی من اد
کوب پاهاتو محکم روی زمینو باز بکوب اینجا تازه اول مسیرو روی پات بمونانتهای این مبارزه برد با ماست بجنب وقت نیست پاشو بگو من ادامه میدممحکم روی زمین باز بکوب اوله مسیره روی پات بمونانتهای این مبارزه برد با ماست بجنب وقت نیست پاشو بگو من ادامه میدماونکه پای خونواده جنگید خاطرات مثل کوله بار سنگین رو دوشمههنوزم عذابم میده ولی به زندگی بازم جوابم اینه هیزندگی چیکار کردی با من تو اینو بهم بگو تو نامردی یا مناینم بدون این تویی که تهش باختی من اد
خب دیشب آقا پسر مامانشو از خواب بیدار میکنه که مامانی پاشو من دیگه دارم میام
مامانشو میارن بیمارستان و صبح ساعت 10:50 کوچولومون دنیا میاد
مامانم 8 صبح زنگ زد و گفتش که اومدن بیمارستان ولی پسره هنوز نیامده
هرچی گفتم مامانی ما راه بیفتیم گفت نه زوده :/
ساعت 9 بابام زنگ زد و مامانم گفت بيایید :/
دیگه تا بابام رفت ماشینو برد کارواش و من وسیله جمع کردم شد ی ربع 11
داشتیم از خونه میامدیم که مامانم زنگ زد پسرههههه اووووومد
دیگه با خوشحالی به سمت شهر خواهر
به تازگی موزیک ویدیو شاه کش از حمید صفت منتشر شده است که در ادامه می توانید این موزیک ویدیو را تماشا کنید.
 
دانلود موزیک ویدیو حمید صفت - شاه کش با کیفیت 1080
دانلود موزیک ویدیو حمید صفت - شاه کش با کیفیت 720
دانلود موزیک ویدیو حمید صفت - شاه کش با کیفیت 480
 
متن آهنگ حمید صفت به نام شاه کش (موزیک ویدیو)
بگو هیشکی پشت عشقم بد نگههرچند هرچی خاطره داریماز قبل پر پرهتوی مردادیم اما امشباز همه ی شبای زندگیم سردترهاگه تنت یخ زده اینبار به جا بالا کف پا
پنج‌شنبه‌ها وانت جمع‌آوری بازیافتی‌ها میاد. ما بازیافتی‌های درشت رو جدا می‌کنیم، کوچیک‌ها رو نه؛ و تو حیاط پشت اجاق تک شعله نگهشون می‌داریم. داشتم جمعشون می‌کردم که ببرم دم در، ناگهان سه متر پرت شدم عقب! (شاید هم سه سانتی‌متر ) یه گربه تو کارتن‌های رشته خوابیده بود. غافلگیر شدم، وگرنه گربه که ترس نداره. می‌خواستم کارتن‌ها رو هم ببرم، ولی هرچی بهش گفتم پاشو، پا نشد :| هلش دادم و گفتم پاشو بازم پا نشد :| (خجالتم خوب چیزیه والا!) دیگه منم دل
کسی که فقط پیش پاشو ببینه از دیدن دور عاجزه، اما دوراندیشی که جلوی پاشو نبینه ممکنه با سر بخوره زمین!
نمایشنامه چهار صندوق. بهرام بیضایی.
----------------
ماجرا از اونجا شروع شد که ماه رمضون سه سال پیش ما به صورت رایگان :) رفتیم نمایش مجلس ضربت زدن نوشته بهرام بیضایی و به کارگردانی محمد رحمانیان. خیلی روم اثر گذاشت و در نتیجه زنگ زدم به دفتر انتشارات روشنگران که کتابای بیضایی رو چاپ می‌کنه و از محل کارم رفتم یوسف‌آباد دفتر انتشارات. دو تا آقا توی یه
پای تو نشستم ببین که آخرش چی شد
آرزوهای قشنگم واسه تو سهم کی شد
دلمو شکستی و رفتی پی کار خودت
اینا تقصیر توئه و اون دل بیمار خودت
خیلی دلم ازت پره بدجوری از تو دلخوره
یه روز تلافی میکنه دل از دل تو میبره
قلبمو پس فرستادی خوب خودتو نشون دادی
من خودمم خسته شدم پاشو برو تو آزادی
میدونستم مزه عشقم دلتو میزنه
دل تو یه تیکه سنگ خب محال بشکنه
تورو دست کم گرفتم که این شد آخرش
هنوزم خاطرت اینجاس بيا بردار ببرش
خیلی دلم ازت پره بدجوری از تو دلخوره
یه روز
-پاشو آقا ماهان. پاشو دیگه. دیرت میشه اونوقت غر غر کردنت برای منه.با عجله لباس های دیروزی را می پوشم . هرچه حسین اصرار می کند که لقمه ای صبحانه بخورم مثل همیشه صبحانه نخورده از خانه بیرون می زنم. چند دقیقه ای طول می کشد تا به ایستگاه مترو برسم. صبح ها متروی تهران بیشتر به ویترین عروسک فروشی شبیه است. با وجود اینکه تا هتل با تمام توان دویدم اما بازهم چند دقیقه ای دیرتر از وقت مقرر می رسم . خداراشکر مدیر شیفت هنوز نرسیده . -بچه ها زود باشید سریع لباس
آهنگ حمید صفت 
دانلود آهنگ جدید حمید صفت به نام شاه کش

Hamid Sefat - Shah Kosh

دانلود آهنگ با کیفیت اصلی
دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
(متن ترانه صفت به نام شاه کش)
بگو هیشکی پشت عشقم بد نگه
هرچند هرچی خاطره داریماز قبل پر پرهتوی مردادیم اما امشباز همه ی شبای زندگیم سردترهاگه تنت یخ زده اینبار به جا بالا کف پایین شهرو برف زدهبابا منه تنهاخوشگلم شب یلدائه برو چرا شبه صبح نمیشهچرا هرچی بهت میگم تو دلت قرص نمیشهتهش اینه اینکه تو رفتیمن رسیدم به تهش ته ته ت
مادرش نقل می کند: سیدرضا حسینی که دایی محمد حسین بود، سال 1366 به شهادت رسید. ایشان را در امامزاده علی اکبر چیذر دفن کردیم. سال های بعد که پسرخاله ی محمد حسین فوت کرد، تابوت او را به امامزاده برده و اتفاقا کنار قبر دایی اش گذاشته بودند تا مزارش برای دفن آماده شود. محمد حسین آن روز دست روی تابوت پسرخاله اش گذاشته و گفته بود: آقا محسن، از جای من پاشو اینجا جای من است!
آن موقع همه این کلام را شنیدند اما کسی متوجه نشده بود که منظور پسرم از این حرف چیست.
همین که پاشو گذاشت تو حیاط و از نظر ناپدید شد، برگشتم گفتم یعنی شبو می مونه؟! ای کاش نمونه. دیدم گلی اینا دارن هیس هیس می کنن. 
بعدش آروم بهم گفتن که چرا اینو گفتی تو اژ کجا می دونی برنامه ضبط صدای گوشیش رو روشن نکرده؟!
خداااااایا. ماجرا رو پلیسی معمایی می کنن! 
می خوام اهمیت ندما ولی هی فکرم درگیر می شه!
اضطراب های بی خود و بی جهت!
+ حافظ
تا الان از صبح تا حالا که ساعت ۷ عه شبه و کلی امتحان و کار برای انجام دادن داری،این همه از وقتت رو کشتی،بهش فکر کردی فکر کردی خودت رو کلافه کردی بسه بسه!ببین بعد از رفتنش چقدر عوض شدی چقدر پیشرفت کردیببین دویدی دنبال کار ببین نترسیدی از آینده ببین قلدرانه جلوی اهدافت وایسادی و گفتی میخواهم بهشون برسم پس میرسم؟یادته دخترک تو اوج ناراحتی میرفتی سر کار؟یادته تلاشت رو سر کلاسا؟یادت رفته ترم ۳ مهندسی و کار کردنتو؟چرا متوقف شدی؟چرا داری میزاری ز
بچه جان! خب سیب زمینی سرخ کرده دلت میخواد، پاشو برو درست کن و .نوش جان کن. دیگه این گفتن داره؟  اطلاع رسانی عمومی نیاز داره؟ بوق و کَرنا لازمه؟ پُست وبلاگی نیاز داره؟
ببخشید از اتاق فرمان دارن یه چیزی اعلام میکنند، چند لحظه اجازه بدین.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا این آخرین کشیکا رو هم بخیر بگذرونه!
له شدیم تو این ادمیت
فکرشو نمیکردم کشیکای جراحی انقدر سنگین باشه
یه موقع هست ادم خودشو برای یه چیز سخت اماده میکنه و میدونه که جلو پاش یه کار سخته
یه موقع دیگه هم به فکر این که زمین صافه پاشو که میذاره و یهو زیر پاش خالی میشه میفهمه چاله بود! بی هوا !
درود خدا بر او فرمود "سخت قبر است و سخت تر دستِ خالیِ در قبر"
آه من قلت ااد و طول الطریق .
این زندگی خودته
درسته زندگی سختی داری و تحملش سخته
ولی این بهرحال زندگی خودته
میتونی پاشی و تغییرش بدی
میتونی بشینی صب تا شب ناله کنی و غصه بخوری
دوروبرتم ک ببینی از این نوع دومیا زیادن که همش در حال ناله ان
انتخاب با خودته
پاشو تغییرش بده تا زندگیی داشته باشی ک خیلیا ندارن✌
رمان قلب آهنی
دانلود رمان قلب آهنی اثر زینب رحیمی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا ویرایش شده با لینک مستقیم
داستان در مورد بخت و طالع سه دختر جوان می باشد که با ورود به دانشگاه و اجتماع زندگی آنها تغییر می کند ، دخترانی از جنس آرامش و شیطنت های کودکانه دخترانی که با تغییراتی در زندگیشان به زیبایی های زندگی پی می ببرند ، هر کدام در پی جستجو کردن و یافتن راهی برای خارج کردن زندگی خود از یکنواختی های تلخ و خسته کننده اند ، پس با هم ببینیم که
هر روز که از دانشگاه برمیگردم خوابگاه یه جون از جونام کم میشه
عین مبارزای مورتال کومبات(درسته؟)
مگه میشه ۱۹ واحد داشته باشی
از شنبه تا چهارشنبه
۸ صبح تا خود شب
؟؟
آیا انصافه؟
این حجم از فعالیت درسی برای دانشجویی که مدرکشو میخواد بزاره سر کوزه آبشو بخوره یکم زیاد نیست؟
خسته‌ام.مثل خرس قطبی که وسط خواب زمستونی پیدارش کردن میگن پاشو دستت زیر سرت مونده کبود شده.هعی
متن آهنگ اینجا تهرانه یعنی شهری که سروش هیچکس
اینجا تهرانه
ورس1: اینجا تهرانه یعنی شهری که
هرچی که توش میبینی باعث تحریکه
تحریک روحت تا تو آشغال دونی
می فهمی تو هم آدم نیستی یه آشغال بودی
اینجا همه گرگن می خوای باشی مثل بره
بذار چشم و گوشتو باز کنم من یه ذره
اینجا تهرانه لعنتی شوخی نیستش
خبری از گل و بستنیه چوبی نیستش
اینجا جنگله بخور تا خورده نشی
اینجا نصف عقده این نصف وحشی
اختلاف طبقاتی اینجا بیداد می کنه
روح مردمو زخمی و بیمار می کنه
همه کن
رمان فاز تنهایی
دانلود رمان فاز تنهایی اثر ریحانه صدری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان این رمان راجب دختر فرانسوی به اسم ماریا است که به سبب حرفه پدرش که پلیس هست مورد تهدید گروهی از مافیا قرار می گیرد ، او ناچار می شود با امیرعلی که یک پلیس متعصب ایرانی است ازدواج کند و با امیرعلی به ایران بياید ، اختلاف فرهنگی و عقیدتی این دو شخص پیشامدی به وجود می آورد که خواندنش خالی از لطف نیست …
خلاصه رمان فاز ت
رمان فاز تنهایی
دانلود رمان فاز تنهایی اثر ریحانه صدری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
داستان این رمان راجب دختر فرانسوی به اسم ماریا است که به سبب حرفه پدرش که پلیس هست مورد تهدید گروهی از مافیا قرار می گیرد ، او ناچار می شود با امیرعلی که یک پلیس متعصب ایرانی است ازدواج کند و با امیرعلی به ایران بياید ، اختلاف فرهنگی و عقیدتی این دو شخص پیشامدی به وجود می آورد که خواندنش خالی از لطف نیست …
خلاصه رمان فاز ت
فردا بلیط برگشتم هست ولی هیچ تضمینی برای برگشت نیست!
 
امروز صبح با خبر حمله موشکی و سقوط هواپیمای اوکراین که بیشتر مسافراش دانشجو بودن از خواب بیدار شدم.
 
غروب که شد دیگه نمی تونستم این همه استرس رو تحمل کنم به مامان گفتم پاشو بریم حافظیه یه هوایی به سرمون بخوره شاید کمی آروم بشیم.
 
جناب حافظ فرمودند:
ساقی بيا که از مدد بخت کارساز
کامی که خواستم زخدا شد میسرم
 
امیدوارم حق با حافظ باشه و واقعا شب آخر سفرم باشه
چیزی که ذهنمو بیش از هرچیزی درگیر کرده حتی بیشتر از کوییز شنبه و میانترم یکشنبمم
رفلکس گگ مریض وقت رادیوگرافی هست:/
توی اینترنت چیزای جالبی ندیدم ینی همونی که توی کتاب بود دیدم
مثلا
پاشو یا دستشو فشار بده یا بياره بالا،بی حسی استفاده کنن
نمک بخورن،پاشونو از صندلی اویزون کنن
تجربه شخصی چیزی ندارین؟؟
دانلود آهنگ جدید مرتضی پاشایی به نام  نفس بکش با بهترین کیفیت. دانلود موزیک جدید مرتضی پاشایی با نام  نفس بکش با بهترین کیفیت و با قابلیت پخش آنلاین، مرتضی پاشایی یکی از گروه های با استعداد و محبوب کشور به تازگی یکی از آثار خود را با نام  نفس بکش منتشر نموده است که شما می توانید این موزیک بسیار زیبا و دیدنی را از این خواننده موفق به صورت آنلاین گوش کنید، شما طرفداران و دوستداران موسیقی و کاربران عزیز می توانید برای دانلود موزیکهای بیشتر و هم
شب دیر رسیدیم خونه و بی توجه به آلارم گوشی صبح گرفتم خوابیدم. فسقل رو بهونه کردم که شب دیر خوابیده و الان نمی تونه بیدار شه. تو این حال خوشم واسه بیشتر خوابیدن آقا شازده اومد بالای سرم که صبحه و پاشو بریم مهد. یک ور وجودم خواست غر بزنه که اه آسایش نداری از دست این بچه ها و اون طرف وجودم گفت هزاران هزار بار این اتفاق برای تو افتاده مثلا پارسال فلان روز و اصلن جزییات اون روز یادت نیست که چقدر خسته بودی و چقدر دلت میخواست بخوابی و وقتی نخوابیدی چه ح
رمان حجاب مندانلود رمان حجاب من اثر zeinab z با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با لینک مستقیم + ویرایش شده
مرتبه و درجه اول رمان زینب یه دختر گیلانیه … یه دختر از یه خانواده ی دیندار که در ۱۱ سالگی به تقاضای پدرش بین چادر و مانتو حجاب برتر یعنی چادر رو انتخاب کرده ، دختر بزرگ میشه ناآگاه از اینکه از وقتی نه سالش بوده یه احساس و عاطفه ای نسبت به پسرعموش پیدا کرده و روز به روز حسش قوی تر میشه ، اما آگاه میشه که پسرعموش یکی دیگرو دوست داره و به دخت
دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت
زیر و رو شو، دنیا رو زیر و زبر کن با خودت
 
وقتی می‌بینی خودت داره کلافت می‌کنه
ازخودت پاشو، خودت باش و سفر کن باخودت
 
هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت
 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت
 
_محمد زارعی 
امروز بالاخره بعد از چندین روز متوالی مامان خانوم زنگ زدن بهم!
بعد کلی سوال و جواب و نصحیت و این چیزا بهم گفت که آخر هفته رو بيا خونه،اما حوصله نداشتم برم و الکی گفتم که درگیر درس و امتحانای میانترم هستم و وقت نمیکنم بيام! اما درس کجا بود؟! :))
کی حال داره این همه راهو بره تا خونه و یکی دو روز بعد دوباره برگرده تهران. من کلا این مدلیم که وقتی یه مدت یه جا بمونم عادت میکنم به اونجا و واسم عادی میشه مثلا وقتی میرم خونه بعد دوباره برمیگردم این خوا
نمیدونم الان کجایی!
اسمت چیه!
موهات چجوریه
نمیدونم به چی داری فکر میکنی و تو فکرت کدوم دختره
بارون میاد.
شدید.
جوری که دلم میخواد برم زیر بارون و خیس خیس بشم
بچرخمو گریه کنم و حالم خوب شه
میدونی.خیلی این روز بارونی دلم میخواست تو هم بودی
میومدی پیشم
باهم اینجا چایی میخوردیم
تو منو میخندوندی و من سرمو میذاشتم رو شونه هات
تویهم میگفتی چقدر دوستم داری
منم تو گوشت میگفتم که عاشقتم
بارون شدت گرفته!
باد میاد و یه ذره سرده
کاش بودی و خودمو تو
بسم الله الرحمن الرحیماگرلباست به میخی گیر کندبه عقب برمیگردی وآن را آزادمی‌کنی اکنون این میخ گناهان است که به قلبت نشسته چه می‌شود اگر دو قدمبه سوی پشیمانی برگردی وخود رارهاسازی.استغفرالله ربی و اتوب الیه.زندگی ریموت نداره،پاشو خودت کانال زندگیتو عوض کن.همین امروز ، همین حالا.ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !ﺩﻧﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﺮ !ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ !ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﺎﺭ، ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻨﺪﺶ !ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻓﻬﺎﺖ، ﺳ
بسم الله الرحمن الرحیماگرلباست به میخی گیر کندبه عقب برمیگردی وآن را آزادمی‌کنی اکنون این میخ گناهان است که به قلبت نشسته چه می‌شود اگر دو قدمبه سوی پشیمانی برگردی وخود رارهاسازی.استغفرالله ربی و اتوب الیه.زندگی ریموت نداره،پاشو خودت کانال زندگیتو عوض کن.همین امروز ، همین حالا.ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !ﺩﻧﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﺮ !ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ !ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﺎﺭ، ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻨﺪﺶ !ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻓﻬﺎﺖ، ﺳ
بسم الله الرحمن الرحیماگرلباست به میخی گیر کندبه عقب برمیگردی وآن را آزادمی‌کنی اکنون این میخ گناهان است که به قلبت نشسته چه می‌شود اگر دو قدمبه سوی پشیمانی برگردی وخود رارهاسازی.استغفرالله ربی و اتوب الیه.زندگی ریموت نداره،پاشو خودت کانال زندگیتو عوض کن.همین امروز ، همین حالا.ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !ﺩﻧﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﺮ !ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ !ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﺎﺭ، ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻨﺪﺶ !ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻓﻬﺎﺖ، ﺳ
یه سوالی ، چرا قالبای عرفان دیسلایک ندارن?:/ این که همه ش پسندیدم»وجود داشته باشه یه حس خودخواهانه ای به آدم میده .حالا بگذریم . امروز هیچی نخوندم،میتونم بگم بیشترشو خوابیده بودم . ولی در کل فقط هفت ساعت از شبانه روز رو خواب بودم :/ نمی‌دونم چرا آدم اینکارو با زندگی خودش می‌کنه . اینکه می‌دونه یه راهی اشتباهه ولی بازم پاشو میذاره توی همون راه ، یا اینکه حتی یه اشتباه رو بارها انجام داده و بازم با همه ی نیتی و جنگ با خودش دوباره کارش رو تکر
کلن تو که منتفی ای
ولی 
خیلی عشقی!
یه چیز دیگه ام احتمالا منتفی شه
ولی نمیتونم بی امید تااون موقه زندگی کنم
اما
خداجونم خودت کمک کن
مثه این لوسا هستن؟!
اصن همش خودمو برات لوس میکنم
اونقد لوس میکنم که ناموسا دعامو جواب بدی
خداجون تو رو خدا
یه نظری به منم داشته باش دیگه
میشه شماهام به خدا بگین ؟
بگین مونس گونا دارهایندفه رو دلشو شاد کن
بگینا❤
دقت کردی چن وخته پش سرهم میگم خاک توسرت؟!چون دلم تنگ شده برات؟!
هنوزم میگم!خب لنتی خاک تو سرت دیگه
پا
اینکه بياد مثل این بچه ها بخواد خیلی زیر پوستی نظرت رو درمورد یه موضوع مشکوک بپرسه و تو هم خیلی بدجنسانه به حرف کشیدن ادامه بدی و بدونی رو یه آدمی کراش داره :| بعد درحالی که خیلی ناباور به قیافه ی جدیدش خیره شدی و همه ش تو دلت میگی مگه میشه ؟!.نه مگه میشه ؟!:/ و یه لبخند متحیرانه و شوک زده رو لبته همه ش میگی :عه!, نه !!، خووب ؟!://. خیلی زیباست:| 
میخواستم بهش بگم پاشو جم کن این اسکل بازیارو :| اینا همه ش وقت تلف کردنه و آخرشم آدم میشینه چیز میشه :| بعد گ
بسم الله الرحمن الرحیم ./
 
محمدحسین یک سالشه ! تب ِ بیرون رفتن داره بچه . یه جا بند نمیشه ، هر وقت میخواد از خونه بزنه بیرون ، درو روش قفل میکنن ! مامانش میدونه که به محض اینکه پاشو بذاره بیرون سه طبقه پله رو میره بالا و میاد پایین . احتمال میده بخوره زمین . فقط احتمال ! اون یه مادره ، و عاشق بچه ش . ازش‌ مراقبت میکنه :) خدا هم یه وقتایی همه ی درا رو رومون قفل میکنه ! فرقش اینه که خدا احتمال نمیده بلایی سرمون بياد ، مطمئنه . خدایا برای همه ی بلاها
اینکه برادر آدم بياد مثل این بچه ها بخواد خیلی زیر پوستی نظرت رو درمورد یه موضوع مشکوک بپرسه و تو هم خیلی بدجنسانه به حرف کشیدن ادامه بدی و بدونی رو یه دختره ای کراش داره :| بعد درحالی که خیلی ناباور به قیافه ی جدید برادرت خیره شدی و همه ش تو دلت میگی مگه میشه ؟!.نه مگه میشه ؟!:/ و یه لبخند متحیرانه و شوک زده رو لبته همه ش میگی :عه!, نه !!، خووب ؟!://. خیلی زیباست:| 
میخواستم بهش بگم پاشو جم کن این اسکل بازیارو :| اینا همه ش وقت تلف کردنه و آخرشم آدم می
خبر کوتاه و سوزاننده بود، تنها پروگرمی که تو اون آزمایشگاه اسکولارشیپ نداره همونی بود که من واسه‌ش اپلای کردم و پذیرش گرفتم. کاش تا مطمئن نشده بودم به پدرم نگفته بودم، امید واهی دادم. یا کاش درست و حسابی توضیحات همه‌ی پروگرم‌ها رو خونده‌بودم. و بزرگترین کاش: کاش دوران کارشناسی مثل آدمیزاد درس خونده‌بودم.
به طور خلاصه الان مغزم در حال ه!
14:30 - می‌دونید چی بیشتر از همه ذهنم رو آزار می‌ده؟ تو ذهنم محاسبه می‌کنم الان 25 ساله هستم، اگه ا
دیروز یهمریض داشتیم که یه خانم 60 و خرده ای ساله بود که با کاهش سطح هوشیاری اومده بود ولی فردا صبحش که اومدم و دیدمش دیگه کاهش سطح هوشیاری نداشت و خانم جوونی که همراهش بود مسگفت که مادرش چند روزی دفع داشته که نمیتونسته دفع کنه چون درد داشته و شروع کرده بودن بهش ملین با مقدار زیاد دادن .حالا مریض افتاده بود روی اسهال شدید طوری که بی اختیار شده بود.صبح که من ساعت 6 رسیدم جیغ میزد و کسی همراهش نبود و میخواست کسی زیر پاشو عوض کنه و میگفت از 4 صبح خو
 
تازه از خواب بیدار شده­ام  و هنوز دارم خمیازه می­­کشم و چشم­­هایم را می­­مالم که مامانی می­گوید:
- دِ پاشو دیگه ورپریده! لنگ ظهر شد.
توی رختخواب غلتی می­زنم و با خمیازه می­گویم:
- سه ماه تعطیلی نیست مگه مامانی؟
- خب باشه.
- خودت گفتی سه ماه تعطیلی تا هروقت بخوام می­تونم بخوابم. مدرسه ها که تعطیله.
مامانی پیرهن مشکی­­ام را پرت می­کند رویم و می­گوید:
- پاشو زود باش. زن عموت دو قلو زاییده داریم می­ ریم مجلس عزا مگه حلوا دوست نداری؟
ادامه مطلب
♫♫
گاهی زین به پشت گاهی پشت به زین♫گاهی محکم وایستا گاهی سرجات بشین♫گاهی گرم ِ گرم گاهی سرد  سرد♫گاهی راه بيا گاهی برو برنگرد♫گاهی خیلی تند گاهیــم برعکس♫گاهی مهربون گاهی یکم مکث♫گاهی بترسون گاهیم بترس♫♫گاهی با هر سازی که زدن برقص♫همه دنبال اینن ازت یه آتو بگیرن♫اگه میدون بدی میان و جاتو می گیرن♫کسی فکرتو نیست و پاشو حقتو بگیر♫پای حرفت وایستا یا که مردونه بمیر♫
♫سر نه گفتن داد بزن همه بفهمن ♫اصلا بزار دلخورشن بزار بترسن♫تو که
استاد سر کلاس راهم نداد چون پنج دقیقه دیر رسیده بودم. خدایا! این ریاضی کوفتی با هشت صبح شنبه اش! گریه ام را تا رسیدن به خوابگاه غورت دادم. توی راه به محبوب پیام دادم که اگر کلاس بعدی را هم نیامدم خوابیده ام. تهوع شدید دارم و تمام تنم داغ کرده. انقدر داغ که به محض زدن عینک بخار میگرفت! لباس هایم را در اوردم و شلوارک پوشیدم. عطر زدم و امدم روی تخت. 
محبوب جواب داد:میشه بس کنی!!!    خودتو جم کن سژمان!  قبل ده پاشو راه بیوفت ساغرم میاد.
ادمها عجیب شده ان
1. امروز با کلی عشق و علاقه و محبت و گوگولانه و مگولانه رو داداشم پتو انداختم (لطف کردم ساعت 6 از رختخواب برخیزیدم). همچین یه دونه با پشت پا زد تمام سک و صورتمونو آورد به این دلیل که "وقتی پتو نمیندازم روم ینی گر پس کسی نباید روم پتو بندازه" منم یه "وخخخخشی" غلیظ نثارش کردم و همچین با پشت پا زدم سک و صورتشو پیاده کردم :))) بله :)))))))))
2. نصف شب شماعی زاده گوش ندهید. چون خوابتان می پرد و بدبخت می شوید و صبح با آلارم که هیچی، با کلنگ هم بر نمی خیزید.
3. فرد
سلام
نمیدونم از دست نارارومی ها و بد وبیراه گفتنام به همه چی و همه کس خسته شدین یانه؟!
تنها راه کدام راه است؟
تنها مسیر موفقیت کدام مسیر است؟
اصلا آدم با کدوم طناب میتونه از این همه چاه هایی که خودش برای خودش حفر کرده در بياد؟
جاوید دیگه چیزی برای از دست دادن داره؟
تا کی میخوتی ضعیف باشی؟
تا کی میخوای اینجا بيای از ناراحتی ها و سختی هات بنویسی؟
بس کن
به خودت بيا
دیگه وقتی برای از دست دادن نداری
هرقدر از این مسیر و از این طناب دور بودی کافیه
هرقد
چهارشنبه هفته پیش دندونپزشکی بودم رو یونیت دراز کشیده بودم و دکترم در حال دیدن عکس دندونام بود که یه دفعه بهم گفت آقای میم دندونای خطرناکی داریاتا اینو گفت از رو یونیت بلند شدم و رفتم سمت پنجره و سیگارم رو روشن کردمیه پک به سیگارم زدم و گفتم آقای دکتر فقط بهم بگو تا کی؟گفت چی تا کی پسرم؟گفتم طفره نرو دکتر فقط بهم بگو تا کیمن طاقتشو دارمگفت چی میگی پسر جانبا صدای بلند گفتم بهم بگو تا کی زنده ام لعنتیآقای دکتر هم گفتن پاشو گمشو دراز بکش رو یونی
 جوک خنده دار 
پدربه دختر:پاشو دخترم یه لیوان آب واسه بابا بياردختر:ول کن بابا دارم تلویزیون میبینم. حال ندارمدختر کوچیکتر:بابا ولش کن این خیلی بی تربیته پاشو برو خودت بخوربرای منم بيار
 جوک خنده دار 
دقت کردید عروس دریایی داریم ولی دوماد دریایی نداریم !.یعنی بی شوهری تو عمق دریا هم موج میزنه
 جوک خنده دار 
ادامه مطلب
 جوک خنده دار 
پدربه دختر:پاشو دخترم یه لیوان آب واسه بابا بياردختر:ول کن بابا دارم تلویزیون میبینم. حال ندارمدختر کوچیکتر:بابا ولش کن این خیلی بی تربیته پاشو برو خودت بخوربرای منم بيار
 جوک خنده دار 
دقت کردید عروس دریایی داریم ولی دوماد دریایی نداریم !.یعنی بی شوهری تو عمق دریا هم موج میزنه
 جوک خنده دار 
ادامه مطلب
 جوک خنده دار 
پدربه دختر:پاشو دخترم یه لیوان آب واسه بابا بياردختر:ول کن بابا دارم تلویزیون میبینم. حال ندارمدختر کوچیکتر:بابا ولش کن این خیلی بی تربیته پاشو برو خودت بخوربرای منم بيار
 جوک خنده دار 
دقت کردید عروس دریایی داریم ولی دوماد دریایی نداریم !.یعنی بی شوهری تو عمق دریا هم موج میزنه
 جوک خنده دار 
ادامه مطلب
چند روز پیش مدیر بیمارستان زنگ زد که کی میای؟ گفتم از اول اسفند . گفت نه دیگه پاشو بيا . گفتم چشم کارای مهد کودک درست کنم سعی میکنم یکی دو هفته زودتر بيام. گفت حتمااا این کارو بکن.‌
امروز صبح که بیدار شدم یه پیام از همکارم( کسی که واسه ۶ ماه باهاش قرار داد بستن بياد جای من) دیدم که واسه فلان موضوع میخوان حلسه بگیرن پاشو بيا‌ . هنوز پیام هضم ( املاش درسته؟)نکرده بودم از بیمارستان زنگ زدن که بيا . ماهم گفتیم چشم. حالا من تا الان زیاد رفتم بیمارستان
یه مدته کارای خونه رو کم و بیش انجام میدم
که تا وقتی هستم یه باری از رو دوش مامان بابا بردارم
دیگه رسما به چشم کُزِت نگام میکنن :/
مامان که صبحا میزنه بیرون میگه یه فکری برا ناهار بکن
آلو هاشم یکم خراب شده بود میگه تقصیر تو بود خوب بهشون نرسیدی :/
میگه بيا فلان کار رو بکن میگم باشه بعد مثلا یکم دیر میرم میگه یه باشه الکی میگی دیگه ولش میکنی
دیروزم بابا اومده میگه سی تومن بهت میدم برو انباری رو تمیز کن :////
نرفتم
امروز اومد گفت پنجاهش میکنم پاشو برو
هیچ دقت کردین، الان بچه های این دوره که گریه میکنن مامانشون براشون میخونه:گریه نکن جان دلم، ️بچه خوب و خوشگلم،️ گریه کنی چشمای تو پف میکنه میاد جلو، ️قرمز و بد نما میشه،️ نم نمی تا به تا میشه،️ به جای گریه خنده کن،️صورت خود تابنده کن
- اما زمان ما، وقتی که گریه میکردیم مامانمون میخوند:گریه نکن زار زار، میبرمت بازار(یا لاله زار) میفروشمت چهارهزار(قیمتها متفاوت بود)، چهار هزار قدیمی خاک بر سر رحیمی
یعنی اولا که میفرختنموندوما که فحش یادمون
میدونین من فکرمیکنم روز ۳۱ تیرِ۱۳۹۷ همه ی اون بامزگیمو آوردم بالا با همون خون هایی که از معدم خارج شد.یادم نیست ظهرِ ۳۰ تیر خونه ی خاله زیبا نهار چی خوردم اما یادمه مسیر بیمارستان تا محل کارم رو گریه کردم.میدونم دیگه خیلی دارم کشش میدم و باید بکشم بیرون،اما نیاز دارم به یک شلوار گرم کن و یک صندلی گرم و نرم که پلاس شم روش و ۵ تا رفیق درک کن که منو به زور از فاز یک در بيارن و باهم بریم کلاب و بار و مقدار زیادی مشروبات الکی مصرف کنیم و اخر شب هم بیوف
_چته؟
_سردمه. 
_فک کردی مچاله شی یه گوشه کارامون تموم میشه؟ هی فرار میکنی از زندگی! 
_ سردمه. 
_ با نوشتن چرا قهر کردی حالا؟
_قهر نکردم. قلمم خشک شد. هی تیشه زدن به ریشه مون. انقدر زدن که خشک شدیم. 
_اهل خشک شدن نبودی؟ چرا گریه ات گرفت یهو؟
_ نمیدونم. 
_ فک کردی مچاله شی یه گوشه کارامون پیش میره؟
_نه. 
_ پس پاشو
_سردمه. تا الان سردت بوده؟ خورشید داره میره! پاییز شده! من عصبانی ام! چرا مثلا بعد تابستون بهار نیست؟ چرا یه ذره یه ذره با پاییز مواجه مون نمیکن
+خب اصلا من بلد نیستم چطور دوست پیدا کنم. 
-من بهت یاد می دم اصلا. چندا از رفیقای خودمو بهت پیشنهاد می کنم. از اون چشم رنگیا 
+من سنمم کمه ؛ اعصابم نمیکشه؛. نمی دونم به کی اعتماد کنم ، اصلا نمی دونم باید چیکار کنم. 
-تو کارت نباشه من هر چی گفتم انجام بده . فعلا از وجود من استفاده کن ؛ پاشو بریم پاشو 

وجدان:چی شد ؛ حداقل میزاشتی پسرای دیگه بهش نزدیک نشن !! آخه تو مردی! 
تو داداشی اون بودی بعد ؛ الان شدی لاشی اون 
چیه؟ طل
پاشو برویم این اطراف دوری بزنیم. مهم نیست چه ساعت روز است و هوا چطور است و نمیدانم باد چه قدر تند و سرد است و فلان و بیسار. برویم و بگذاریم کمی از این حالت تکراری خارج شویم. کمی خلاف همیشه باشیم. و کمی از همه چیزهای مزاحم اطراف دور شویم تا بتوانیم روی فکرهای اصلی‎مان و هدف‎های اصلی‎مان متمرکز شویم. کمی خودمان باشیم و بگذاریم طبیعت ما را در آغوش خود محکم بفشارد.
این چند روز خوشحال بودم. یعنی اولش داشتم ناراحت میشدم و هورمون‌ها داشتند فوران میکردند که تو گفتی پاشو بيا برویم دور دور. رفتیم، با خوانواده تو. فی‌الواقع آنجا که ما بودیم، ما خانواده محسوب می‌شدیم برای دیگران! آن شب خیلی خوش گذشت، علی رغم تمام گرما و گرفتگی های هوا و غریبه‌گیِ من. 
فردا و پس فردایش هم خوب بود. کلا خوب بود، غیر از این هوای کثافت، این تهرانِ کثیف. منی که مجبورم فردا بروم، هم امتحان دارم هم آزمایشگاه. حالت جامد کتاب نخواندم، ه
همین الان از تماس با مهدی دارم میام :)
یک ساعت پیش دیدم تلگرام پیام داده: "سلام علیک، خوبی؟ . هیچی! انقد بارندگی زیاده، به گوشیم رطوبت خورده! وایساده گوشیم. رفتم تو شعب".
تا پیامش رو دیدم زنگ زدم و زدم و احوال پرسی و گله که کجایی نامرد؟
بیچاره گفت از روزی که اومدم اصلا نتونستم از خونه برم بیرون. میگفت هیچ وقت تو عمرم انقدر تلویزیون ندیده بودم :) 
 
-----
برادرم ساعت نه شب اون حادثه کذایی برگشت خونه! اولش یه دل سیر کتکش زدیم که دیگه از این غلطا نکنه :)))
دیدین ورزشکارا میخوان وارد میدان ورزشی مهمی بشن نام خدا و معبودشونو میبرنتو آزمونای مهمی مثل کنکور هم گاهی پدر و مادرا بچه هاشونو از زیر قرآن رد میکننروایت میگه میخوای پاتو از خونه بیرون بذاری بگو: بسم الله، آمنت بالله، توکلت علی الله، ماشاءالله، لاحول ولا قوه الا باللهیعنی همون از در خانه که پاتو بیرون میذاری، به میدان امتحان پا گذاشتی!!به عرصه کارزار پا گذاشتی!!افرادی که باهاشون برخورد میکنی حوادثی که باهاشون برخورد میکنی همه و همه اسبا
دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت
زیر و رو شو، دنیا رو زیر و زبر کن با خودت
 
وقتی می‌بینی خودت داره کلافت می‌کنه
ازخودت پاشو، خودت باش و سفر کن باخودت
 
هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت
 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت
 
_محمد زارعی 
دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت
زیر و رو شو، دنیا رو زیر و زبر کن با خودت
 
وقتی می‌بینی خودت داره کلافت می‌کنه
ازخودت پاشو، خودت باش و سفر کن باخودت
 
هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت
 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت
 
_محمد زارعی 
آقاجون که مرد، عزیز سینی شوید رو میذاشت رو ایوون جلوش و پاشو دراز میکرد و سرگرم تمیز کردنش میشد.
اخماش میرفت تو هم.چندبار صداش میزدی حواسش بهت نبود!با خودش حرف میزد، متوجه نمیشد اومدی! متوجه نمیشد رفتی.
وقتی میپرسیدی عزیز چی شده؟میگفت: هیچی .عزیز تو باغ هم که بود تو فکر بود،دست و دلش به کار نبود.دیگه ایوون رو جارو نمیکشید.دیگه موهاش رو رنگ نمیذاشت.دست و پاهاش حنایی نبود.تو غذا هاش مو پیدا میشد.امروز که عزیز مرده بود و کنار آقاجون خاکش
ایدا-نه واستا ببینم الان یادم اومد توکه خواهر نداشتی؟پس این خانوم کیه؟کامران به تته پته افتاده بود-کی گفته من خواهر ندارم؟یهویی دختره از جاش بلند شدو رفت سمت در-احمق خودتی اقا کامران-صبرکن ایداواستابا بسته شدن در به طرف من اومدهمش داد میزد-نمیتونستی جلوی دهنت و بگیری؟هاننننننننننننننننن ننن؟-به من چه میخواستی بهش درو غ نگی-که تو زن منی اره؟همون طور که میومد جلو من میرفت عقبیهو دوییدم سمت پله ها اونم شروع کرد پشت سرم بدوییدنبه غلط کردن ا
تا ساعت دو خوابم برد. باورت میشه؟؟ بعدش بیدارم کرد مها بزور نهار بخورم دیگه خوابم نبرد و یه ذره کتاب خوندم دوباره خوابم گرفتو به مها گفتم پاشو بریم بیرون راه بریم که الان شد رفتنمون بلکه یه هوایی به کله ام بخوره یه ذره اوکی شم بيام بشینم سر درسم که کلیش مونده. این کتاب انگار اصلا طلسم شده چیزیم ازش نمونده ها یعنی واقعا تردم من. کاش بتونم درست بشم وقتی برگشتم بشینم سر کارام. این قرص لعنتی هم هی میگم بخرین برام اخر خودم بایذ برم :( هیچکس نمیفهم
 
هرچقدر که آدم‌های جدیدتری میبینم، این عقیدم محکم تر میشه که من آدم موندن تو یه جمع شلوغ واسه یه مدت طولانی نیستم . من دلم میخواد آدم‌هایی مثل خودم دورم باشن,ولی من چطوریم اصلا؟ هربار که یه سری آدم تازه میبینم میفهمم که انگار اون گروهی که من دلم میخواد توش باشم واقعا وجود خارجی نداره و فقط توی ذهن من تشکیل شده، و ردی از تظاهر و ریا تو تمام دور هم جمع شدن‌ها هست!هیچ جمعی و حتی هیچ دونفره‌ای نیست که من واقعا توش احساس آرامش خیال کنم و واقعا خ
اولین باری که حمله میگرنم سه روز طول کشید تولد سی سالگیم بود و من عصبی و وحشت زده بودم .خواهرم دستمو گرفت که پاشو بریم دکتر اما من توان ایستادن نداشتم پس نرفتم دکتر .غروب روز سوم بود که حس کردم چقدر گرسنمه و چقدر دلم سیب زمینی سرخ کرده میخواد.اما نای ایستادن نداشتم.
خواهرم برام سیب زمینی سرخ کرد و خوب شدم.
الان چهار ساله سر دردام سه روز طول میکشه و هر بار هورمونها مقصرن .
دیشب داشتم فکر میکردم چقدر خوبه که برم عمل کنم و همه سیستم های مولد هورمو
نفس اومدجواب بده من نذاشتم گفتم:-نفس جان بعداجواب بده الان ایشون بایدپول غذاهارو بدهسامیار:افرین نگاه کن این بااین مغزنخودیش فهمیدتونفهمیدییکهو اتردین گفت:اتردین:هوی سامیاربامیشادرست حرف بزن.همه باچشمای گردشده نگاهش کردیم که گفت:-باباچیه من سریک قضیه ای باید به این میشاحداقل یک تشکرمیکردم.حالاتشکرم اینجوری شد.سامیار:»چه قضیه ای شیطون.من:اقاسامیار چیز خاصی نیست شاخکاتو خسته نکناتردین زحمت کشیدشرمزاحممو کم کرد منم بهش اجازه دادم 2شب
دلخور بودم ازش.همیشه سعی می کنم درکش کنم.واقعا از ته دلم میخوام که درکش کنم ولی دست خودم نیست.وقتایی که تقریبا کل روز و شب و بیرونه همه چی میره رو مخمازش دلگیر میشم.مخصوصا اگه آخر هفته باشهمخصوصاتر اگه آخرین روزای  تابستون باشه:(
وقتی اومد پکر بودمخیلی .خیلی زیاد.اونقد آروم جواب سلامشو دادم که خودمم به زور شنیدم:(
پرسید شام خوردی ؟ :/
یعنی واقعا نمی فهمیدم چرا می پرسید؟
گفتم بابا سااعت بیست دقیقه به یازده ها.چرا می پرسید الان؟ خسته ن
آخ دلم هیشکی کنارت نیست،سرکن با خودت
 
زیرو روشو دنیارو زیرو زبرکن با خودت
 
وقتی میبینی خودت داره کلافت می کنه
 
ازخودت پاشو ، خودت باشو ، سفرکن باخودت
 
.
 
.
 
هرزمستون پیش ازاین که ریشه پابندت کنه
 
شاختو بردار و تمرین تبرکن با خودت
 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین
 
یا بسوز و جنگلی رو شعله ورکن باخودت
 
سربچرخونی مسیر روبروتو باختی
 
از پل تردید با قلبت گذرکن باخودت
 
تنها موندی باخودت بادشمنت با دوستت
 
آخ دلم هیشکی کنارت نیست سرکن با
گفتم پاشو درس بخون. گفتم نمی‌خوام. شعر می‌خوام. شعر. آقای فاضل، کجایی؟ اخوان جان.؟ قیصر، قیصر!! گفتم شعر بسه، پاشو. گفتم نماز. گفتم سفره. گفتم برو دوش بگیر. گفتم باشه، باشه، باشه. گفتم موهاتو شونه کن. گفتم نمی‌خوام. بذار همین‌طوری خشک بشه. گفتم چرا داری راه می‌ری؟ گفتم چرا دارم راه می‌رم؟ به دستام نگاه کردم و ازشون بدم اومد. انگار هرچه‌قدر هم صبر کنم زخمای دور انگشتام خوب نمی‌شن. گفتم حق دارن، مگه تو می‌ذاری خوب شن؟ تا میان یه ذره خودشونو ت
دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
نوع رمان : رمان اربابی – قابل اجرا بر روی موبایل و کامپیوتر نویسنده رمان : مسیحه زاد خو
خلاصه ی از رمان اربابی در ایران قدیم :
لب تر کردم و گفتم : – باهات کاری کرده بی شرف بی ناموس ؟
گره ی طناب رو که باز کردم مچ پاشو که کبود هم شده بود ماساژ داد و با خشم گفت :
ادامه مطلب
چگونه باور کنم خبر رفتنت را سردار؟بلند شو مگر نمی‌بینی شامیان دور علی را گرفته‌اند؟بلند شو برادردلم رفته بین‌الحرمین، کنار علقمهبندبند وجودم دم گرفته ای اهل حرم میر و علمدار نیامد»بلند شو دلمان برای لبخندت، برای بصیرتت، برای آرزوهای شهادتت تنگ می‌شودپاشو امیر لشگر ایرانبلند شو هنوز فتوحات زیادی باقی ماندهبلند شو دلم برای خم ابرویت تنگ شدهبرای اخم‌های پرصلابتتچگونه باور کنم رفتنت را؟!آنقدر در کوه‌ها و بیابان‌ها به دنبال شهادت گش
"حتی اگه یه خشاب گلوله هم توی پای من خالی کنی، یه چیزی اون بالا توی ذهنم بهم می‌گه پاشو و بدو، من با همه‌ی قدرت پا می‌شم و با همه‌ی سرعت می‌دوئم؛ این رو هیچ‌وقت یادت نره. برای آدمی که چیزی واسه از دست دادن نداره، مرگ و زندگی خیلی فرق نمی‌کنه‌. من با ذهنم می‌دوئم نه پاهام." این متنی هست که روی تی‌شرت آبی آسمونیِ جدیدی که خریدم نوشته شده و یه گردنبند با پلاک *آیه‌الکرسی* هم انداختم دور گردنم. مطابق همیشه، همه‌ی صندلی‌های سرویس دانشگاه پر شد
کلاس اول ابتدایی که بودم، خب همه مون شر و شور بودیم.
 
تازه اومده بودیم خونه دوممون،
 
و ارتباطمون با محله قبلی قطع شده بود،
 
بچه بودم،
 
هنوز بقیه درست و حسابی به دنیا نیومده بودن.
 
برادر بزرگم از دنیا رفته بود.
 
از هیچ کدوم از هم محلی ها و همسایه های قبلی مون خبری نبود.
 
زندگی شیرین و سخت بود.
 
هنوز وضعمون خوب نشده بود. کارمون نگرفته بود. 
میتونم بگم به سختی زندگی میکردیم. ولی همیشه سعی میکردن برامون همه چیز رو تامین کنن،
و مهم تر، پدر و مادر
 
1دختر خاله سه سالم نشسته بودلب پله بالاخونه و پاشو گذاشته بود روشکم پسر خاله بزرگم که اون پایین خوابیده بود. پسرخالم گفته بود حاج خانم پات اینجا چیکار میکنه؟
یه مکث کرد گفت:این پا رومیبینی!؟دفعه بعد به من بگی حاج خانم میاد تو صورتت
 
2
وقتایی میخوام دم ظهر داداش برسونم یه چادر پوشیده دارم کلا پوشیده است ازین خیلی حجابیا میپوشمش  میگیرم جلو  که افتابم نسوزونه صورتمو. عینک آفتابیم میزنمو چون قدم کوتاهه صندلیم میکشم جلو
اونوقت داداش به مامان
صادق هدایت میگه:عاشقی…باید قسمته آدم بشه…وقتی شد یهو بخودت میایی میبینی یکی هست با همه فرق میکنه!صدای پاشو میشناسی!!وقتی میبینیش آنقدر قلبت تند تند میزنه فکر میکنی الان صداشو همه میشنونبهت محل نذاره کلافه ای؛وقتی هست خوبی وقتی نیست….مهم نیست که با هم قهرین یا آشتی ؛ مهم اینکه باشه ؛ پیشت باشه،فقط باشه…وقتی هم نیست جاشو هیچکس دیگه ای پر نمیکنه……و این یعنی بهترین و ناب ترین حس دنیااصلا”یعنی…خوده خوده زندگی….
 
دور تند که میگن اینه ها!اینگار همین دیروز بود که پست قبلی رو نوشتم و منتشر کردم.
خیلیییی سرعت بالاس :)))
اینطور که معلومه هنرستان تموم شد و پاشو از روی خرخره ما برداشت!
میدونین چیه اگر ازم بپرسن کدوم دوره از تحصیل بیشتر دوست داشتی حتما میگم دوره متوسطه اول(راهنمایی)اونقدر اون سال ها شیطون و رها بودیم که تکرار کردنش غیرممکن،بچه هایی که هیچ دغدغه ای نداشتن جز اینکه چطور کلاس و درس رو بپیچونن و به بهونه درس قرار مدار باهم بذارن و قایمکی برن خرید،ا
خبررسانی یکی از هنرهای مردم موفق است، آره شاید باور نکنید این قضیه را اما خیلی این اتفاق افتاده که شخصی با رساندن خبر به شخص موردنظر ایجاد بحرانی کند فراخ، آره مثلا خبر بارداری برادر منو طوری بهش گفتن که خودش هم اتفاقاتی در بدنش افتاد. تمام فکرتون این باشه که خبر را باید اصولی و به موقع بدین نه یهویی. خبر مرگ گفتن که به نظرم باید یک رشته دانشگاهی باشه مثلا عمو من به بابام زنگ زد و گفت پاشو بيا پول کم آوردم برای کفن و دفن؛ بابای من اینور دنیا گف
شنبه من کلاس نداشتم برنامه ی دانشگاه هم ارزش نداشت که به‌خاطرش روز تعطیلم برم دانشگاه.مامانم میخواست برای روز دانشجو ایزم کنه کیک خریده بود اما از شانش زیباش خودم در رو براش باز کردم با اینکه کیک رو گذاشته بود زمین اون گوشه دیدمش و گفتم این چیهه؟ مامانمم گفت تو روحت تو چرا در رو باز کردی میخواستم ایزت کنم -_- 
گذاشتیمش تو یخچال تا اینکه شب شد بابام اومد مامانم گفت پاشو لباستو عوض کن میخوایم عکس بگیریم !! منم که مریض بودم با هزاران بدب
داغ دل-اگه یروزی نباشم چیکار میکنی؟-صد دفعه نگفتم از این حرفا نزن؟؟؟-بگو دیگه خانمی الکی شلوغش نکن.امین بس میکنی یا نه؟خانمی، اخه تو چرا انقدر سریع جوش میاری یه سوال ساده پرسیدما!!بهار چشماشو تو کاسه چرخوندو با حرص به امین نگاه کرد.-امین به نظرت این یه سوال سادس؟امین حالت بامزه و نمکینی برای جواب به حرص خوردن بهار به خودش گرفت.-خب اره یه سوال ساده پرسیدم جوابشم خیلی راحته.بهار دستشو گذاشت زیر چونشو ذل زد به چشمای پراز عشق امین.-خب اگه اینجوریه
داغ دل-اگه یروزی نباشم چیکار میکنی؟-صد دفعه نگفتم از این حرفا نزن؟؟؟-بگو دیگه خانمی الکی شلوغش نکن.امین بس میکنی یا نه؟خانمی، اخه تو چرا انقدر سریع جوش میاری یه سوال ساده پرسیدما!!بهار چشماشو تو کاسه چرخوندو با حرص به امین نگاه کرد.-امین به نظرت این یه سوال سادس؟امین حالت بامزه و نمکینی برای جواب به حرص خوردن بهار به خودش گرفت.-خب اره یه سوال ساده پرسیدم جوابشم خیلی راحته.بهار دستشو گذاشت زیر چونشو ذل زد به چشمای پراز عشق امین.-خب اگه اینجوریه
روز پنجشنبه بود بعد از ظهر نوبت ارایشگاه داشتمکامران که من و رسوند خودشم رفت به کاراش برسهکارم خیلی طول کشید تمام موهای صورتمو برداشت؛موهام به صورت حلقه حلقه دورم انداخته بود و یه ارایش خوشگلم رو صورتم کرده بود-پاشو عزیزم که ماه شدی البته ماه بودیلبخندی زدم و ازش تشکر کردمگوشیمو و برداشتم و به کامران زنگ زدمبعد چند دقیه اس داد که پایین منتظرمه وقتی رفتم پایین میخواستم بپرم بغلش و بوسش کنمموهاش و رفته بود کوتاه کرده بود طوری که بغلاش کوتاه
یک نفری آمد و از فوبيای گم‌شده یا همان چالش در حال فرار و تاخیر با تلفن حرف زدن» نوشت. بعدتر همه آمدند و شبیه بازی قطار دو دو چی‌چی، پشت سرش ایستادند و اعتراف کردند که بله! ما هم با چنین چالشی درگیریم. ما هم از تلفنی حرف زدن بدم می‌آید. در مواجهه با چنین چیزی یا فرار می‌کنیم یا طفره می‌رویم یا اگر هم با آن روبرو شویم، تا پایان آن مکالمه تلفنی جانمان به لبمان می‌رسید. خواستم بگویم: من هم». همین‌قدر مختصر و مفید. اما یک پی‌نوشت اضافه می‌کنم
بالاخره کار پیدا کردم
دوره کارآموزیم رو تو یه استارت آپ بودم و در زمینه سئو کار میکردم
تو اون دوره مهندس(رئیسمون) خیلی من رو دوست داشت.
هفته هایی که نمیرفتم میگفت کم پیدایی
دیدم آگهی زدن و نیرو میخوان،رزومه ام رو براشون فرستادم و رفتم پیششون
تا من رو دید اولین جمله ای که گفت همین بود
کم پیدایی
باهاشون صحبت کردم و گفتم اگه اجازه بدید فکرامو بکنم
شب پیام دادم که از نظر من اوکیه ولی پیش خودم گفتم شاید میخوان نیروی دیگه ای رو جذب کنن پس صبر کردم بب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب