نتایج پست ها برای عبارت :

طرف کور فلج باشه پول که داره عزیز میشه

یه  پرنده دوست دارهآسمون  آبی باشهروزای خوب خداصاف و آفتابی باشه
 یه  پرنده دوست دارهخوب و مهربون  باشهشب پیش ستاره هاروز تو آسمون  باشه
یه  پرنده دوست دارهتو دلا غم نباشهلبا پرخنده باشهدرد و ماتم نباشه
 یه  پرنده دوست دارهرو  زمین جنگ نباشههمه دل ها شاد باشنهیچ دلی تنگ نباشه
یه  پرنده دوست دارهقفسش باز بمونهاز قفس فرار کنهراحت آواز بخونه
لبم ۵ تا تبخال ردیفی کنار هم‌ زده 
دو روزه تو حالت تزریق ژل لب ، سوزن سوزن ميشه .‌.‌
یه داستان غمگین تو اینستا خوندم بچهه مرد .اشکم دم مشکمه
از شما چ پنهون تازگی ها به بچه دار شدن در آینده هم فکر می کنم 
به این که یه سفید معمولی ميشه مث من یا یه بور بلند بالا مث بنی 
حتی به اسمش 
به اینکه چقدر حرف دارم براش.
دوست دارم دختر باشه از جنس خودم 
نمی خوام پزشک مهندس بشه تا دیپلم بخونه دوسش دارم فقط یاد بگیره شاد شاد زندگی کنه.البته میدونم به من و بنی
یه غمی هست که حسادت نیست، غبطه نیست، حسرت، نه کاملا، نه، نیست؛ غمه. و بی نهایت سنگینه. چگاله و تا بیاد حل شه، ساعت ها و بلکه روزها رفته. غمِ دیدن یه زندگی استیبل، امن، آروم، پایدار، عاشقانه، منطقی، میوه دار، ریشه دار. که اگه یه آدم معمولی باشی و عاشق نباشی این غم ميشه حسادت. اگه عاشقیت تلخ و پوچ باشه این غم ميشه غبطه و حسرت. اما تو عاشقی، و این غمه که داره وجودتو میخوره، و هر آن بهت یادآور ميشه که معشوق نیست، زندگی ای که می تونست در جریان باشه، عا
ميشه آدم یکیو دوست داشته باشه بعد یهو دوسش نداشته باشه؟؟
ميشه ندونی دوسش داری اصلا یا نه؟؟؟
ميشه گاهی یه نفرو دوست داشت و گاهی حوصله شو نداشت؟؟
ميشه یکیو دوست داشته باشی اما صبح تا شب یا حتی یکی دو روز پشت سر هم هیچ خبری ازش نگیری؟؟
ميشه یکیو دوست داشته باشی اما با یه اشتباهش کلا ازش بدت بیاد؟؟؟
به نظرم نه!
اگه اینجوری باشه فقط یه معنی داره
اونم اینه که از اولم اون آدمو دوسش نداشتی!
 
دانشگاه علوم و تحقیقات شاید چند نفر رو به کشتن داده باشه اما خداروشکر حراستی جلو ورودی خیلی جدی به امور بازدید کارت دانشجویی میپردازه! شاید کلی آرزو رو برده باشه زیر خاک اما در عوض برای فارغ التحصیلی انقدر ریز ریز اشتباه داره که هی افتخار داری روی ماه کارمندهاش رو ببینی و چون ژنِ قشنگه "خندیدن به اشتباهات خود" در کارمندهاش وجود داره فان روزمون حتا ماهمون تکمیل ميشه چون ما هم باهاشون به اشتباهاتشون میخندیم! شاید همسر و دختر یه زن رو ازش گرفته
دوش حمام ببین!آب از بالا میاد؛ اما از پایین تنظیم ميشه.اینکه اصلا آب بیاد یا نه؛کم باشه یا زیاد؛سرد باشه یا گرم؛به تو مربوط ميشه؛تا کدوم شیر بچرخونی؛تا کدوم طرف بچرخونی؛کم بچرخونی یا زیاد؛اصلا بچرخونی یا نه؛همه به خودت ربط داره.
میخوام بگم ماجرای "رزق و روزی" یک چنین ماجرایی است.
رزق ما تو آسمونه؛به همین خاطر قرآن میگه :"فی السماء رزقکم"ولی اینکه فرو بباره یا نه؛ویا کم بباره ویا زیاد؛ به سعی و تلاش مابستگی داره
" لیس للانسان الا ما سعی"
دروس ترم جدید رو گذاشتن رو سایت از این بی برنامه تر نميشه ، کلاسا پخش و پلا دارم فک میکنم به کلاس عکاسیم که حالا حالا تموم نميشه به کلاس زبانم فکر میکنم به انجمن که داره جدی ميشه و یک عالمه کار گذاشتن جلو راهمون به تایمی که لازم دارم برای عکاسی خداوندا یادم باشه از استادم سوالام رو بکنم ، یادم باشه ازش مدیریت زمان رو بپرسم بدو بدو ها شروع ميشه از اول ترم هنوز یه گوشه ی مغزم میگه ارزشش رو داره ! قلبم میگه باور داشته باش و سعی ات ر
کار خوب و بد دارهکارخوب و بد رو هم ميشه خوب انجام داد هم ميشه بد انجام داداگه خوب باشه و خوبم انجامش بدی نور علی نوراگه بد باشه و بدم انجامش بدی قوز بالای قوزکار خوب حیفه بد انجامش بدیم ولی بعضا انجام میدیمکار بد بده اماخوبه لااقل سعی کنیم خوب انجامش بدیمجشن یا عزای اهل بیت خوب، همراه با سر و صدا و آزار  بدارتکاب گناه و معصیت بد، در خلوت و دور از چشم مردم خوبخوب خوب باشین 
هميشه بدترین زخم ها و بدترین درد هارو از کسی میخوری که دوسش داری! نقطه ضعفت رو میدونن و گاهی اوقات تو نقش یه دشمن فرو میرن و بهت ضربه میزنن. شاید اگه اون حرف  رو از دشمنت میشنیدی برات ذره ای مهم نبود. ولی شنیدن اون حرف از عزيزت، تو رو زمین میزنه! اونم به بدترین صورت. 
تو نه میتونی حرفش رو بی جواب بزاری! و نه دلت میاد که جوابش رو بدی! برای همین تو خودت میشکنی. دلت میگیره از زمین و زمان. با خودت بد میشی. دق دلیت رو سر خودت در میاری و از خودت متنفر میشی!
حواستون به کسایی که دوسشون دارین باشه، حواستون باشه چقدر براشون مهمین، حقیقتا براشون مهمین اصلا یا نه؟
یهو به خودتون می‌آید و می‌بینید دارید تمام تلاشتون رو می‌کنید که نگهشون دارین ولی همه چیز داره محو می‌شه، چون اونا هیچ کاری نمی‌کنن، هیچ کاری.
آدم سالم، آدمی است که با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستیز نیست،نتیجتاً حضورش به آدم انرژى میدهبیشتر از اینکه انتقادگر باشه، مشوقه!بیشتر از اینکه منفى باشه، مثبته!بیشتر از اینکه متکبر باشه، متواضعه!بیشتر از اینکه بخواد خودنمایى کنه، دوست داره در یک فضاى اشتراکى، دیگرانو ببینه و همینطور خودش دیده بشه!با آدم سالم، شما بهترین بخش وجودتون بیرون میاد،آدم سالم زیباییهارو میبینه و به زبون میاره!آدم سالم خوش خلق هستش، مزاح و طنز خوبى دا
خوش به حال اونایی که سخت نمیگیرن و هرکی به پستشون بخوره که بنظرشون یه ذره معیارهای همه پسند جامعه رو داره عاشقش میشن و باهمون ادامه میدن
دوس دارم از یه نفر خوشم بیاد
خسته ام از اینکه هرکی دور و برمه اونی نیست که من عاشقش باشم. دوس دارم دوسش داشته باشم فقط اون نباشه که دوسم داره. پس دل خودم چی؟ 
نمیخوام فقط ازدواج کنم واسه رفع تکلیف. شاداب تو همچون ازدواجی ميشه یه دیکتاتور  جالب اینجاس هرچی bossy تر هم رفتار میکنه،  بیشتر دوسش دارن انگار جذ
دیگه حیا رو گذاشتم کنار.
مستقیم و غیر مستقیم اشاره می کنم که میخوام زن بگیرم.
دیگه داره دیر ميشه
شاید این ها به خودشون بیان.
عزيز میگه بگرد از اون گوشیت یکیو پیدا کن.
چه جوری ميشه از این تو کسی رو پیدا کرد؟!
___________________________________________
آره.
مادربزرگ نمیدونه ولی خدا که میدونه.
اقرار می کنم که این راه رو رفتم.
آخرش هرچی باشه به یک ازدواج خوب ومنطقی منجر نمی شه.
وچیزی به جز دل شکستن تهش نیست.
خدایا منو ببخش.
یه روزایی هست که به شدت دلت میخواد یکی باشه تا براش حرف بزنی و اونم برات حرف بزنه اصلا یه روزایی ادم حس میکنه به یکی نیاز داره که باشه گرچه این همه ادم دورمو گرفته اما به وقتش خیلی تنها میشم انقد دورم خالی ميشه که ترس ورم میداره!
چه به درد میخوره این همه شلوغی وقتی هیچکی نیست به حرفات گوش کنه ؟!
امشب ازون شباست که کلی حرف دارم و هیچکی نیست یعنی هستن، ولی نیستن برای من نیستن!
امیدوارم زندگیمون خالی باشه ازین نبودنااااا
مرگ عزيز خیلی سخته،حالا ناگهانی باشه،هنوز سخت تر.
این روزا روحیم حسابی پایینه.
بخاطر همین نااروممخواب خوبی ندارم.همش سر درد
خداروشکر خونه رو دارم میگیرم  و یکی از دغدغه هام کم ميشه.
اتاقم بمب زده ترین حالت ممکنه رو داره چون دارم وسیله جمع میکنم.
یه ذره دیگه زید داره میاد خونه ما و من از سمینار اومدم و یه جورایی بهترین حالتی بود که میشد واسه این روزا تصور کرد ولی عدم حضور در لحظه من رو داره میکشه. یعنی چی؟
یعنی هیچکدوم از این اتفاقا برای من نمیفته و انگار که من خواب باشم یا تو رویا که این یه اسم چسان فسان داره تو علم روانشناسی.
خیلی مزمن شده این داستان. داره مغزم خرده ميشه. فکر میکردم موقته ولی میدونی چند وقته همین حالم؟
فکر میکنم یکی از علتهایی که هست اینه که یه مدت هست زندگی داره روی خو
با معاون پژوهشی دانشگاه جلسه داشتیم؛ شاکی بود که اساتید شدن مثل معلم مدرسه و تمام کارشون شده سر کلاس رفتن و . باید کار پژوهشی باشه. باید هر استاد حداقل سالانه 50 تومن آورده پژوهشی از طرح های برون دانشگاهی داشته باشه و گفتم: آقای دکتر شما درست می فرمایید ولی من نمیدونم چقدر بین معاونتا تعامل هست. الان معاونت آموزشی هم به شدت تأکید داره که ما 4 روز در هفته کلاس داشته باشیم یک روز هم لازمه برای آماده شدن برای انن کلاسها. دیگه زمان و انرژی میمون
باید ها و نبایدهای دستورات زندگی در برنامه ای به نام دین برای ما فرستاده شدهحجاب مقوله ای هست که باید های زیادی به همراه داره
اما متاسفانه سلیقه ای با این امرمهم برخورد شده
متوجه نمیشم وقتی خوردن مشروب و و . حرام هست، چطور ميشه که کشف حجاب و بی حجابی آزادی بحساب بیاد! 
فرق حیا در مسعله حجاب و حیا در بقیه مساعل چی هست؟
چطور ميشه که لواط و و انواع فسق و فجور در نظر عام، زشت و کریه جلوه کنه؛ اما بی حجابی یک امر پیش پا افتاده باشه
واقعا مه
امروز بعد از کلی سر درد و حال بد و خواب طولانی الان خوبم. ميشه گفت خیلی خوبم، از اون حال‌ها که کمتر بهم پا میده. ح هم داره فراموشم می‌کنه، قشنگ از لایک ها و توییتاش پیداست و مشغول دختر جدید تو زندگیشه. منم در حال لاس‌هایی با این و اون و وقت گذرونی. 
دلم می‌خواد هميشه اینجور خوب باشم. هميشه ذهنم از چالش رها باشه. خسته‌ام از بس جنگیدم و هیچی نشد. دلم می‌خواد زندگیم آروم و بدون جنگ باشه.
یکی پیشنهاد داد کتاب ظلمت آشکار رو بخونم. برم دانلود کنم و ب
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
بدجوری بی تابی داره تا خود صبح بی خوابی داره ای وای از عشقکی میتونه مث تو پا به پای دلم باشه یه جوری دل میتونه با عشق تو بی پروا شهکه اگه هرچی فاصله اس به من و تو اصرار کنه نمیتونه ما دوتارو به دوری وادار کنهعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بی قراری دارهدوست داره هر کاری میکنی دل از کارات سر درآرهبدجوری بی تابی داره تا خود صبح بی خوابی داره ای وای از عشقعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بی قراری داره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
بدجوری بی تابی داره تا خود صبح بی خوابی داره ای وای از عشقکی میتونه مث تو پا به پای دلم باشه یه جوری دل میتونه با عشق تو بی پروا شهکه اگه هرچی فاصله اس به من و تو اصرار کنه نمیتونه ما دوتارو به دوری وادار کنهعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بی قراری دارهدوست داره هر کاری میکنی دل از کارات سر درآرهبدجوری بی تابی داره تا خود صبح بی خوابی داره ای وای از عشقعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بی قراری داره
دلبر خوبی؟
بیخیال، بیخیال چیزاییکه باب میلت نیستن،این روزاهم میگذره و تموم ميشه میره،
چندماه مونده؟ فقط7ماه. فقط 7ماه مونده دلبر. پس 7ماه تحمل کن باشه؟
این 7ماه که تموم شه همه چی درست ميشه.
دراز2 شده بهترین دوستت؟ ایول بهش. دوسش دارم. خیلی مهربونه.
پدر؟ پدر نه تعادل داره و نه کسی قبولش داره. پس بیخیالش. بیخیالش شو و به هیشکدوم از کاراش توجه نکن.
دایی؟ اگه تو قبول شی همه چیو فراموش میکنه و میبخشتت.
تقریبا یه سال دیگه همه چی تموم ميشه پس فقط 7ماه تلا
سلام دوستان خوبم.
اگه یه نفر (مدیونید اگه فکر کنید اون یه نفر خودمم) دو تا پیج داشته باشه که یکی خصوصیه و یکی عمومی و حدود یک سال از ایجادشون گذشته باشه و هر دو رو با یه شماره تلفن و اسم و فامیل واقعیش ایجاد کرده باشه، بعد همین چند روزه یه پیج عمومی دیگه با همون شماره ولی با یه اسم ساختگی زده باشه و جز اون اسم و یه جمله ادبی و یه پروفایل که یه عکس از طبیعته چیزی نذاشته باشه و کسی رو فالو نکنه و به هیچ کس آدرس نده و الان اولین بار باشه که داره از وجود
 
مهربان اربابمون سلامسلام قدیما وقتی محرم میشد خوشحال میشدم الآن نه چند ساله نه از ظلمی که به شما شد با ظلمی که ب ما شد زمین تا آسمون فاصله است امام حسین علیه السلام اما اما ظلم ، ظلم_ درد داره هر چقدر که باشه درد داره درد داره هر جور که باشه درد داره کسی حرف ما رو میفهمه که بهش ظلم و ستم شده باشه و به شما بیشترین ظلم تاریخ شده ب شما ب پدرتون ب مادرتون زهراء سلام الله علیها   12 هزار نفر شایدم بیشتر ، نامه نوشتن بری کربلا گفتن اگه نیای گن
آدم باید خوشحال باشه؟ آدم باید تو زندگیش لذت ببره؟ آدم باید چه‌جوری باشه دقیقا؟ چی درسته؟
من الان لذت یک غمی رو می‌خوام که بشینه تو دلم و درام کنه تو خیال و زندگی رو رنگ بزنه. من الان دلم لذت عشق می‌خواد، آره همون که جز هورمون نیست. من الان دلم نوشتن می‌خواد از این زندگی از منی که دلم حواسش داره پرت ميشه. اما کجا؟ من که کسی رو نمی‌بینم بشه باهاش عاشقی کرد. کاش س کمی وا میداد. اما همون بهتر که عاقله. من دلم می‌خواد کسی به عشق و دوست داشتن من احت
میگه مورد دارم پورسانتش ميشه اینقدر، میدی که بگم بیاد؟!میگم پول زوره!در ثانی با این کارا دارین حس خدمت و همکاری و گره گشایی رو از جامعه ریشه کن میکنین و این مورد پسند نیستدوسه هفته اما گذشته لنگ ضامنم هنوزیعنی واقعا تو جامعه اسلامی برا ضمانت باید پورسان گرفت؟!این چه بدعت زشت و چه کسب درآمد ننگینیه!!بله یه وقت طرف بد بده هست کاری بهش ندارماما اونی که حلال وحروم سرش ميشه ضمانت باشه یا نه سفته و چک باشه یا نه تشر بانک بالاسرش باشه یا نه خودش رو مل
هرچی بیشتر از روزهای عمرم میگذره بیشتر به این میرسم که باید کمتر حرف بزنم.
حالا این حرف زدن شامل زوایای مختلفی ميشه که از حرف!برمیاد اما اینجا بیشتر منظورم وظیفه ی!!قضاوت کردن هست.
چه بسا امروزِ من ابعاد شخصیتی را داره بروز میده که دیروزِ من ازشون ناخرسند میشد و اصلا نفهمیدم چی شد و چه مسیری طی شد که من کاملا ناخواسته ویژگی هایی را پیدا کردم که قبلا با دیدنش در فرد دیگه تعجب می کردم،تعجب ازین که مگه ميشه اینجوری بود یا می گفتم وای من که اصلا
مگه ميشه آدم , خدا رو دوست داشته باشه 
ولی کارایی کنه که خدا دوست نداره؟!

آره ميشه 
چرا نشه؟!
من یکیو میشناسم که خیلی رفیقشو دوست داره 
اما همش کارایی میکنه که رفیقش دلخور ميشه 
بعدش ازش معذرت خواهی میکنه 
و به شدت هم همدیگه رو دوست دارن!
قبول دارم که 
اگه عالم و عاقل برخورد کنه 
عزيزتره 
اما مییییشه 
باور کنید.

اونم خدایی که ستارالعیوبه 
خدایی که از مادر مهربون تره
خدایی که درِ توبه رو برا همین باز گذاشته
خدایی که سرزنش خطاهارو به سر بنده اش
بزرگتر داشتن لازمه این زندگی پرپیچ و خمه.
هر آدمی ، به یه بزرگتر احتیاج داره که تو لحظه‌های حساس و بحرانی، تو اون نقطه باریکی که گاه بین درست و غلط هست کمکش کنه‌‌.
هر جمعی یه بزرگتر میخواهد. خانواده بزرگتر میخواد. گروه، تشکل هر چیز این شکلی بزرگتر میخواد. مدیر نه‌ها. بزرگتر
بزرگتری که بزرگتری کردن بلد باشه. حواسش به همه باشه. بتونه به موقع به داد بقیه برسه. جمع کنه آدم‌ها رو کنار هم. نگه داره رابطه‌ها رو . کارو جمع کنه.
من کم ندید
سلام دوستان خوبم.
اگه یه نفر (مدیونید اگه فکر کنید اون یه نفر خودمم) دو تا پیج داشته باشه که یکی خصوصیه و یکی عمومی و حدود یک سال از ایجادشون گذشته باشه و هر دو رو با یه شماره تلفن و اسم و فامیل واقعیش ایجاد کرده باشه، بعد همین چند روزه یه پیج عمومی دیگه با همون شماره ولی با یه اسم ساختگی زده باشه و جز اون اسم و یه جمله ادبی و یه پروفایل که یه عکس از طبیعته چیزی نذاشته باشه و کسی رو فالو نکنه و به هیچ کس آدرس نده و الان اولین بار باشه که داره از وجو
سلام دوستان خوبم.
اگه یه نفر (مدیونید اگه فکر کنید اون یه نفر خودمم) دو تا پیج داشته باشه که یکی خصوصیه و یکی عمومی و حدود یک سال از ایجادشون گذشته باشه و هر دو رو با یه شماره تلفن و اسم و فامیل واقعیش ایجاد کرده باشه، بعد همین چند روزه یه پیج عمومی دیگه با همون شماره ولی با یه اسم ساختگی زده باشه و جز اون اسم و یه جمله ادبی و یه پروفایل که یه عکس از طبیعته چیزی نذاشته باشه و کسی رو فالو نکنه و به هیچ کس آدرس نده و الان اولین بار باشه که داره از وجود
2
هوا خنک شده اونقدری که لازم نیست کولر روشن باشه ، پتوم رو میارم از تو کمد و دورم میپیچم ، این خنکی لذت بخشِ ، بعد پشت سر گذاشتن تیر و مرداد داغ این خنکی بدجوری حال همه رو خوب کرده ، امیدوارم پاییز پرباری باشه و کیف کنیم ، همش سرما نباشه یکم بارون باشه بچه های اون کد ترم پیش می‌خوان کد یک بردارن ماهم همینطور ، خب اصلا اب مون تو یه جوب نمیره ، گروهی می‌ره کد یک که زودتر انتخاب واحد کنه امیدوارم اون کد ما باشیم اگه ارزشش رو داره !
.
خب چون از صفحه‌های کوچیک خوشمون نمیومد. من یکی مث اون دختره میخوام تو مدرسه که یه روز یهو اومد همه کتابای مصطفی مستورو بم داد گف اینارو اوردم تو بخونی. شما میفهمید ما چمونه؟ مام نمیفهمیم. بارونم که زد. هنوزم داره میگه باید همه چی خوب باشه. خب باشه
گلاب : دوستم اینقدر دختر خوبیه :)))من: خبگلاب : میگه من دوست معمولی هم دارممن به حالت غش کردن نمادینگلاب : عه گوش کن لوس نشومن :الان دوست معمولی داره دختر خوبیه ؟؟گلاب : نه کلی گفتم ، اسمش کمیله، کمیل قاسمیمن : عهههههه ، میشناسم ،کشتی گیرررررهگلاب : نه اصلا فکر کنم فامیلیش یک چیز دیگه باشهو گلاب همچنان در حال حرف زدن  گفتم گلاااااااب من اصلا با کمیل عکس دارم بزار بهت نشون بدم ، بعد سلفی خودم با سر در مسجد کمیل ابن زیاد رو بهش نشون دادم گلاب من : گلا
وقتی فکر میکردم وبلاگ بنویسم یا نه ، به فکرم رسید شاید حتی یک نفر هم باشه که بتونه از مطالب من استفاده کنه .حتی احتمال یک دهم درصد هم به من این انگیزه رو میداد تا با تمام قدرت و اراده ریسکش رو قبول کنم . همچنین خیال اینکه شاید چند تا از ما تبعیدی ها بتونیم همدیگه رو به وسیله این بلاگ پیدا کنیممنو با بالاترین شور و اشتیاق وادار میکرد که این بلاگ رو بنویسم و شروع کردم .گفتم تبعیدی شاید سوال پیش بیاد چه معنا داره استفاده از کلمه تبعیدی ؟ اصلا تبعید
به نام خداهمونطور که مشخصه بعد از انتخاب موضوع تحقیق، نوبت به تحدید موضوع میرسه، یعنی محدود کردن موضوع. برای این کار چند روش وجود داره، که من روش خورشیدی رو ترجیح میدم، مثل تصویر بالا، اول موضوع اصلی رو در وسط می‌نویسیم و بعد هرچیزی که از به ذهنمون میاد از زیر مجموعه های این موضوع هست رو در اطرافش قید می کنیم و آخر سر یکی از این زیر مجموعه ها رو برای موضوع تحقیق انتخاب میکنیم. چیزی که به ذهن من رسید اهمیت و ضرورت داره، بررسی این مسئله است که
الان حسم اینه : هیچکی تو این دنیا دوسم نداره:( هیییییییچکیییییی ، هییییییچکی، هیییییچکیییییییی.
 
گفتم نگفتم؟ یکی از تبریکایی که خیلی بهم چسبید مال دوا بود، گفت شخصیتمو دوس داره:))))) 
 
ولی هییییییچکی تو این دنیانداره هیییییچکییی:((( 
 
من برم تو یاد هییییییچکیییی نمیمونم:(( هیییچ کی. هیچکی. 
 
 
اه بدجور از حرف ش ناراحتم، ولی کوثر بزار ادما بات صادق باشند، 
ولی از اینکه اون زمان حسم درست بود، دیگه اونجوری دوسم نداره داره حالموبه هم میزنههههه
دخالت 
اصلا قشنگ‌نیس نه تو زندگی بقیه بلکه میبینی چیزی برای دیگری خطر داره یا حقش داره پایمال ميشه عصبی میشی و سر همین عصبانیت تو چیزی که بهت مربوط نیس دخالت میکنی حالا میخواد دوستت باشه یا اعضای خانوادت
این خصلت بده منه اذیت ببینم یا یکی که به دیگری زور میگه آتیش میگیرم و ميشه عصبانیت آنی و بعدش دخالت
خیلی جاها پشیمون شدم چون فرد مظلوم آخرش برگشته سمت ظالمش به هر حال انگار تلاشم برای زود از کوره در نرفتن و بی اهمیت شدن به اتفاقات کم بوده 
ب
سرم رو شونشه سرش رو سرم ‌‌.داره رانندگی میکنه ‌‌‌‌.‌‌چشام بستس .‌ضبط ماشین داره میخونه : دوستت دارم دلم به دوست داشتنت خوشه
ما خیلی بهم نزدیکیم
بگو چرا باهام عروسی کردی چرا منو دوس داری؟ 
نمیگم و دلیل نباید داشته باشه 
ما چقدر دوریم
باید بگم.دوباره و چندباره،که از آینده می‌ترسم. از این که چه بلاهایی ممکنه به سرم بیاد.کیو جز خدا دارم که بهش پناه ببرم؟آیا، خدا، دوستم داره؟ چقدر؟اگه نماز نخونم هم، همچنان دوستم داره؟اگه دوستم نداشته باشه، تلافی می‌کنه؟
.
باید برم یه وَری، نه یه وری که وما خیلی دور باشه، یه وَری که فقط حال خوب کن باشه، یه فیلم خوب باشه، یه تئاتر خوب باشه، یه بازدید از خونه ی قدیمی قشنگ باشه، یه خیابون گردی توی کوچه پس کوچه های تهرون باشه، یه تاب بازی باشه. باید برم یه وَری که بشوره ببره، که توی این حال بد، حال خوب کن باشه.+ یکی منو ورداره ببره یه وَری.
 
اینکه کارش درست بوده یا غلط بستگی به این داره که از چه زاویه ای نگاه کنیم و درست و غلط مون چه طعم و بویی داشته باشه .
هر کسی آزاده راه پیشرفتش را خودش انتخاب کنه و مادامی که به کسی یا چیزی صدمه نزده این آزادی از حقوق انسانی هست . البته فارغ از جنبه ی قانونی که هر سرزمینی قوانین اجتماعی و حقوقی و قضایی خودش را داره .
لما وقتی سلبریتی شدی دیگه مال خودت نیستی . مال فن هات هستی . حتی زندگی خصوصیت هم شیشه ای ميشه و این اجتناب ناپذیره و از ویژگی های این
⭕️ این مطلب به شدت آشفته و بی سر و ته است ⭕️ ولی دوستش دارم.   
به نظر شما حل مسائل ریاضی طور جذاب تره یا مسائل ی اجتماعی ؟ دوست دارین جواب مسئله صفر و یک باشه یا طیف عظیمی از جواب ها که هرکدوم طرف دارهای خاص خودش رو داره ؟ دوست دارید سرمسئله ای چونه بزنید که مطمئنین که یا شما جواب درست رو میگید، یا طرف مقابل و یا حتی طرف سوم، ولی ااما یکی درست میگه، یا مسئله ای که شاید جواب هر دوتون درست باشه با فرسنگ ها فاصله از هم و یا که جواب هردو تون ا
12/6/98
شب تا خود صبح گریه کردی و ناله،نمیدونستیم چته،بمیرم برات الهی،تا صبح تو بغلم بودی و میچرخوندمت تو خونه تا آروم میشدی،گفتم شاید دل درد داری بهت قطره دادیم اما کمی بهتر شدی،دیگه نزدیکای صبح خوابت برد،صبح وقتی لباست رو عوض میکردم دیدم بدنت و مخصوصا پاهات شدن پر از دونه های ریز و قرمز،گفتم شاید دیشب پشه خورده باشه،یه عزيز خاتون زنگ زدم گفت شاید ابله مرغون باشه ببر دکتر،عصر با بابا رفتیم دکتر،گفت پشه نخورده شاید کک باشه یا ساس،ما هم شک کرد
- حالت چطوره؟
* حالم؟ راستش. اگه غصه ی اطرافیانم رو نخورم. تنها چیزی که میتونه حالم رو از این بهتر کنه اینه که یه بلیت سفر به دور دنیا بهم بدن بگن یه کنسرت گوگوش هم روش اشانتیون داره. بگیر برو حالشو ببر!
میخوام بگم، تا وقتی ميشه آدم عاشق باشه و شاد باشه و دنیا رو رنگی ببینه. چرا عاشق نباشه؟ با عشق انگار درختا آواز میخونن! پرنده ها صداشون قشنگ تر ميشه! ستاره ها نورانی ترن! ماه لبخند میرنه! عشق خلاصه ی همه ی خوبی هاس به خدا! کو کسی که قدر بدونه؟ :)))))
بچه ها شاید مشاورم رو عوض کنم.
این کامی دیگه داره یه جوری ميشه 
دو روزه رفتم تو فکرش
مث کسخول ها دارم همه جا تصورش میکنم.
دارم خل میشم. 
میخوام برم یه مشاور خانوم بگیرم.
کامی خیلی بچه خوبیه.
ولی حس میکنم دارم وابسته میشم.
خودشم به بهانه درس و اینا و پیشرفتی که داشتیم جلسات مون رو کرده دیر به دیر.
آقا دوست دارم به عنوان بهترین دوست با هم باشیم ولی نمیخوام دوستش داشته باشم.
چون همه پسرها یه لاشی درون دارن که اصلا قابل اعتماد نیس مخصوصا اگه سن شون با
نمیدونم شاید احمقانه باشه شاید هم از سر درموندگی ولی تصمیم گرفتم کنار بیام 
کنار بیام ک ادم دومه منم ک اونی ک تو حاشیس منم 
کنار بیام ک اگ روزی قرار باشه کسی خط بخوره اون منم بدون اینکه ذره ای نیاز ب فکر باشه 
چون ادم اشتباهه منم :) 
من میدونم ک الان کسی ک همه زندگیمه رو فرستادم جایی ک . 
نه کافیه دیگ . از دید خودت ننویس . رفته جایی ک باید باشه . رفته با  کسی ک باید کنارش باشه خب؟  
چقد تلخه! چقد زهر داره ! انگار ی ماری خابیده رو قلبمو مدام نیشش میز
توی محدود زمانهــای خاص اشتباه زیاد کــردم که این اشتباهات از خیلــی به خیلی خیلی تر هم رسیـده ! امـا باید بگـم اینکه گاهی متوجه اشتباهت میشی این خیلی جای شکر داره .
امروز متوجه شدم من دارم الکی به یکسری آدمـهای محدود فکر میکنم و این فکر کردنهــام میدونم یه زمان کوتاه داره خب تا طی شدنـش هم باید یکم صبور بود !
و امـروز شاکـرم از خدا برای تمام داشته هـــام !
شاید یک روزی من اینجایی که نشستم یه سقف بالا تر یا یک سقف پایین تر باشـم .
میخوام توی ه
راجع به سرباز بودنش چیزی نگفتم هنوز.
ساعت 3ونیم شبه؛ هم خستم، هم خوابم میاد، هم داره گشنم ميشه، هم فردا صبح زود باید برم نوبت دکتر بگیرم.
یادم باشه به وقتش مفصل راجع بش حرف بزنم.
یسری چیزاهم هست راجع به خودمه. امیدوارم یادم بمونه.
آخه خدا. این چه رسمیه؟ 
حتّی نمی‌دونم از چی بیشتر ناراحتم. حتّی نمی‌دونم ناراحت باشم یا نه. کاش مطمئن بودم ازین که اونایی که باید براشون غصه خورد ماییم نه اونا. امّا الآن فقط امیدوارم. یعنی. نمی‌دونم. به خودم باشه، بارها دلم خواسته که بمیرم و بعد مرگم هیچی مطلق باشه. ولی می‌دونم که این خیلی مسخره‌ست. ناراحت‌کننده‌ست. پوچه.
آه. آخه این جوری که نمی‌شه. نمی‌شه این قد الکی باشه که. آه. چقد درد داره. چقد عزيزاشون دارن درد می‌کشن. آخه. آخه این
خسته ام.
دارم یه محیط جدید رو تجربه می کنم.
حالم سینوسیه، یه روز عالی، یه روز ناامید.
زمان هم داره همینطوری میگذره.
زندگیه دیگه. امرپز
مامانم اومده می گه زن گرفتن تو چی ميشه؟!
گفتم چرا مگه؟
میگه به خونه همون دختره زنگ زدم، گفت همچنان می خواد درس بخونه.
گفتم بذار بخونه. آنقدر بخونه که خسته بشه.
حالا انگار چی داره می خونه.
عزيز میگه امان از قسمت، و من به قسمت ایمان دارم.
یه دونه از این دختر مذهبی ها، با چادر کامل و هد بندی که یه دونه از موهاش هم بیرون
رئیس دانشکده پزشکی که دکتر روانپزشکیِ تو چشم دانشجو ها نگاه میکنه و دروغ میگه !!! 
بی برنامگی تو حرفاش موج میزنه . رئیس دفتر و معاون فرهنگیش ارتباط با دانشمو رو قطع کردن .
با یه عبارت مزخرف "مطالعه آزاد"  هر هر به ریش دانشموها میخنده و منت هم میذاره . 
همه  کرکر میخندیم و به روی خودمون نمیاریم که چی داره میگذره . 
چقدر همه چیز خوبه آقای دکتر 
ولی یه روزی دوره شما تموم ميشه و اون روز اگر وجدانی برات مونده باشه امیدوارم در آرامش باشه :-/
 
دلتنگی داره خاطره هامو یادم میاره 
خاطره هایی که توی این سال ها هر روز داره مرور ميشه 
خاطره هایی که فقط برام مثل مسکنه 
مسکنی که دلم و فکرم رو کمی آروم میکنه 
فکری که سرکشه و هر دقیقه یه نگرانی برات میسازه
فکری که میخواد برای چند دقیقه دلت آروم باشه 
دلی که درونش یه دنیا درده
 حالا منم با این درد ها دوست شدم و دارم با اون ها زندگی میکنم 
انگار بعد این سال ها زندگی بدون این خاطره ها برام معنی نداره 
 
سلام
خبر خاصی نیست جز دلتنگی های گاه به گاه
همه چیز خوبه خدا رو شکر
دل آدم که قرص باشه،همین خودش یه دنیاس
ميشه احساساتو از فرسنگ ها راه حس کرد
هر چیزی راهی داره و ما آدم روزای سختیم، دلتنگی هست ولی دلگیر بودن جایی نداره این وسط، دوست داشتن با همه مشتقاتش قشنگه، دوری هم یکیشه.
راستش دستم به نوشتن نمیره،گاهی فکر میکنم این همه شعر و سخن از عشق جز لاف چیزی نیست.مگه ميشه عشق و فریاد زد؟مگه ميشه حرفی از این حس عمیق ناب دوست داشتنی زد؟
دلم گرمه،همین م
باز کردن سفره‌ی دل که هنر نیست وقتی قراره آخر و عاقبتش شرمندگی باشه، وقتی که به خیال سبک‌تر شدن داری جرعه‌جرعه مستی گفتن‌رو سر میکشی و روحتم خبر نداره که چه خماری سنگینی تو راه داری، گرد و خاکت که بخوابه اولین سکوت سرد پشت‌بند حرفات بهت نشون میده که چقدر هیچی عوض نشده، و با اولین کلامی که شنونده‌ت به زبون بیاره با چشمای خودت میبینی مشت بازه شده‌ و دستای خالیت‌رو، وقتی طرف داره درباره‌ی ماجراهای نه وما با ارزش، اما دست‌نخورده‌ی باطن
به طور میانگین من حداقل روزی یک ساعت تو خونه رژه میرم و غر میزنم و حرص میخورم.همشم تقصیر خودمه,منی که خیلی زیادتر از جایگاهم مسئولیت قبول کردم چون یکی به جای اینکه مسئولیت پذیرترین باشه,بی‌خیال‌ترین و بی مسئولیت ترینه و فقط از علائم حیات خوردن و نفس کشیدن و سیگار کشیدن رو داره و اون یکی هم حق داره کم کم داره مستقل ميشه چرا باید فکرش رو به اینجا مشغول کنه.
اگر سه سال گذشته من n تا مشکل داشتم قطع به یقین امسال بیشتر از 2n مشکل دارم,ولی ولی هر چی بش
دوباره حالم داره خوب ميشه. میفتم رو غلطک و کار میکنم. میدونم تهران برم کار میکنم ولی هفته ی دیگه که بر میگردیمو دیگه نمیدونم چی بشه یعنی کار که میکنم اما اولش شاید زیاد خوب نباشه چون دوباره استرس کلاس زبانو این جور داستاناست. وااای هوا خیلی سرده همه دستو پام یخن. 
طبق معمول این مدت چند خط بالا رو نوشتمو ول کردم. نمیدونم چم ميشه یهو. بیخیال. ساعت پنج حرکت اتوبوسمون بود پنجو نیم حرکت کرد الانم یه ساعت یه جا وایساده. :/ دو ساعت دیگه فکر کنم حدودا را
شنیده‌ها حاکی از آمدن برف در تهران داره . دیده‌ها هم حاکی از آمدن برف در تهران داره . چقدر مردم با آمدن یه برف خوشحال میشن . کاش می‌شد تابستون‌ها هم برف بیاد . همینیه که زمستون رو دوست داشتنی تر می‌کنه .
نشستم پشت لپ تاپم و دارم کلی وبسایت می‌خونم که شاید ازشون قسمت بعد ۱۰۲۴ رو بسازم . ولی خب نامردین دیگه نمی‌آین توی هزار و بیست و چهار همکاری کنین (شوخی) . مخصوصا بعضیها که اسم وبلاگشون غاره . حالا اسم نمی‌برم. خارج از شوخی این مدت حسابی سر خودم
یکی از قانون های انتروپی میگه جهان به سوی بی نظمی میره!
این بی نظمی شاید هم مدرنیته شدن باشه 
البته بی نظمی با آشفتگی فرق داره 
آشفتگی با حال نابه سامان همراهه ولی بی نظمی نه !
حالا زندگی منم داره به سمت بی نظمی میل میکنه !

ادامه مطلب
در ارسال برودکست دو هدف وجود داره از طریق برودکست مقصد را پیدا کنیم، یا هدف ارسال همگانی باشه در شکل زیر مثالی از نوع اول را مشاهده می‌کنید که عموما در شبکه‌های بی‌سیم و خصوصا در الگوریتم مسیریابی AODV کاربرد داره.
 اگر سوالی دارید خوشحال می‌شم کمک کنم.
 
سلام
امیدوارم حال همگی خوب باشه. یه سوال داشتم:
خودتون رو توی شرایط زیر تصور کنید و بگید کدوم شخص رو انتخاب می‌کنید؟ چرا؟
الف) کسی که بهتون علاقه داره و توجه میکنه
ب)  کسی که خودتون بهش علاقه دارید (و ممکنه حتی به شما علاقه‌ای هم نداشته باشه)
هیچ‌وقت نمی‌تونم بپذیرم که روزی باید اونو فراموشش کنم. این ایرادِ خواسته‌های بزرگ و آرزوهای آدمه. فرقی نمی‌کنه بهشون برسی یا نه، به هرحال مثل یک خواب شیرین و باور نکردنی باقی میمونن. می‌تونه ایراد زیادی قدردان بودن هم باشه. شکرگزاری زندگی رو سورئال و دقتت به جزئیاتت رو عمیق‌‌تر میکنه. باعث ميشه مدام تو ذهنت تکرار کنی که می‌تونست نباشه، اما هست، ولی یادت باشه که نخواهد مانداگر قوانین بازی‌ رو بلد نباشی، اگر نتونی‌ بین شوقِ داشتن» و
چند روزی هست که اینستاگرام پر شده از سخنرانی های فلانی و فلانی و فلانیسخنرانی یکیشون رو میخواستم نگاه کنم که به این جمله رسید
که مشکل مالی هست فلان و طرف غصه پول برانکو رو میخوره 
و من دیگه ادامشو نگاه نکردم
تو کشوری که کلی دغدغه هست کلی مشکل حالا چه اشکال داره که طرف یه دلخوشی داشته باشه چرا میخواین ادم این دلخوشی هاشم نداشته باشه
ادم مشکل مالی داره بشینه گریه کنهنماز بخونه یا بیاد بیرون اعتراض که.
اره من مشکل مالی دارم مشکل درسی دارم
یک ماه دووم آوردم. آفرین به من.
فضای خالی دلتنگی داره؟ انگار داره.
خوشحالم و زندگی با وجود تمام به‌گایی‌ها روی خوشش رو داره نشون میده. امتحان و کوییز و تکلیف داره از روم رد ميشه ولی خوبم. خوبم. واقعا. درکم از زندگی تغییر کرده یه ذره. رنگا رو سردتر می‌بینم. بوهای خوش به جای لذت‌بخش بودن بینی‌ام رو میسوزونن. در کل حس میکنم که همه دارن ادا درمیارن و کسی خود واقعیش نیست.
من رسیدم. یعنی خشک شدم تو اتوبوس :/ دلم نمیخواد دیگه سوار بشم هی به مها میگم بیا بیخیالل بشیم میگه نه بریممم. راضی نميشه :/ فکر کن چند ساعت باید صاف بشینی چه کسل کننده است.نه که شعور نداشته باشما میدونم سفر این چیزاشو داره اما پشت سر هم خب دوست ندارم. ولی این بارم میرم دیگه حرف من ميشه قول میدم :دی لابد میگی چه بی ذوقه دختره. اصلا چه ربطی به ذوق داره. اها بفرما خبر بد این که یخچالو باز کردیم فریزرش اب شده :/ کی حوصله تمیز کردن داره :( تازه از سوسکم میت
من همون بیچاره ایم که با 86 درصد زیست و با73 درصد شیمی قراره پشت کنکور بمونم
خدایا خیلی درد داره خیلی 
خیلی درد داره 
هیشکیو ندارم کنارم باشه 
همش باید درد بکشم و درد بکشم 
انقد درس خوندم نیمه نابینا شدم 
خداا چرا انقد نفس کشیدن درد داره؟ 
چرا انقد زندگی کردن درد داره؟ 
دو سال  بدترین دردارو به جون خریدم دو سال تا مغز استخون درد کشیدم 
هنوزم ادامه داره 
همش به خودم میگم محکم باش دختر محکم باشه دیگه چیزی نمونده 
ولی حقیقتش اینه که این دردا هیچ
خدمتتون عارضم ک ی سه روز رفتم دریا ن ک مسافرت خ خوبی بوده باشه ها همسفرم همچین خوب نبود اندوخته های مالیم الکی الکی خ جاها تموم شد ولی همین دور بودنه دیدنه دریا رها بودنه خیلی چسبید 
میتونس بهتر باشه خیلی ام بهتر باشه ولی خوب من ب همینم راضی ام
هوا عالی دریا تنهایی بی دغدغه 
 
+ آقا از خوبیآی تو ی رابطه نبودن همین بس ک الان اون دو سه نفر در مورد دوست پسرای فعلی و قبلی و خیانتاشون میگن منم نشستم سریال The witcher و میبینم.
ولی بخدا ک س
یادم رفته بود که افتاب ساعت 11 و 12 که خودشو از پنجره تا وسط های فرش میکشونه، چه ارامشی داره. یادم رفته بود که صدای دمپایی های مخصوص مامان تو اشپرخونه، چه ارامشی داره. اره، خونه همین شکلیه. خونه باید همین شکلی باشه. از تموم اون سرعت دیوانه وار همه چیز، فرار کردم و اومدم تو نقطه امنم. همون مبل همیشگی، همون ن همیشگی و اره همون بهترین ادم های دنیا. 
دلم گرفته، اینجا رو کردم دفترچه خاطرات‌. قرار بود وبلاگ باشه ولی نوشتن اینجا چنان آرامش‌بخشه که هربار یطوری ميشه اول یاد وبلاگ میفتم.آدم دوست داره بعضی ناراحتی‌هاش رو بگه و با گفتن آروم ميشه. اما دلگیری امروز من طوریه که قلبم رو سنگین کرده و گفتن ازش رو سخت.شاید نوشتن خوب باشه. امتحانش میکنم‌. میدونین؟ آدم وقتی حرف میزنه منتظر جوابه، یا چشم در چشم یکی هست که حین صحبت‌هات گرد و خیره و دقیق میشن. ولی اینجا، من میگم و میرم و هروقت قلبم سبک‌‌ت
می‎تونم وقتی که داره با کلماتش هرچیزی رو که توانایی ناراحت کردنمو داره بیرون می‎ریزه وجه دیگه شخصیتش رو ببینم که تا حدی کوچیک شده که متوسل به این جملاته. و این واسم جواب میده که ذره‎ای ناراحت نشم. ولی من به این ترفند راضی نیستم. من چیزی بیشتر از این می‎خوام. چیزی که نه به اون وابسته باشه نه به من.
این ها دو قسمت داره ip و port که با دو نقطه ( : ) از هم جدا شدن 
ها برای گوشی نیست و مخصوص کنسوله شاید از ۱۰ تاش یدونش ip عمومی داشته باشه که گوشی هم ساپورت کنه 
در کل این ها مثل dns هست ولی سرعت بیشتر و قطعی کمتر داره 
همچنین این ها مثل dns ها شاید برای بعضی اینترنت ها جواب نده و یا حتی برا بعضی اینترنت ها سایت مثل یوتیوب تو کنسول رو باز کنه ولی رد دد رو نیاره یا برعکس 
اینم کادوی سال نو میلادی کانال ما به همراهان عزيز کلی پروک
تو همون حس قشنگی هستی که قدرت درخشیدن رو به رنگین کمون میده
همونی که میتونه آسمونو صبحا به بهترین رنگ صورتی ممکن تبدیل کنه
همونی که میتونه یه غروب دوست داشتنی رو بسازه
همون حس قشنگی که توی زیباترین رنگ ها وجود داره
همونی که میتونه حتی یه قطره اشک رو بخندونه
همونیی که میتونه آرزوی صد ها قاصدک رو برآورده کنه
نو به قشنگی همون حسی که میتونه به رویایی بودن یه بوسه باشه
همونی که میتونه بهترین خاطراتی باشه که خیلی از آدما می خوانش
همونی که
جمعه باشه
هوا آفتابی باشه
روزای آخر پاییز باشه
تنها باشی
موسیقی باشه
پنجره باز باشه
رو به دریا   
تو قاب پنجره بایستی و نور آفتاب 13:24 دقیقه به صورت و دستهات بتابه
تازه میفهمی اصلا اونجایی که وایسادی نیستی!
پس کجایی بغیر ازونجا ؟
سلام
آقایون چه چیزی باعث ميشه بعضی هاتون تنوع طلب بشن؟، چی باعث ميشه در برابر خانم ها مقاومت نداشته باشین؟، چه چیزی باعث ميشه چشم تون دنبال خانم های دیگه باشه؟، کسی هست فقط از روی کنجکاوی نگاه کنه و قصد بدی نداشته باشه؟ همسرتون کم و کاستی داره؟، یا واسه تون جذاب نیست؟، یا دوسش ندارین؟، یا ممکنه همسرتون رو دوست داشته باشین ولی بازم سر و گوش تون بجنبه؟ یه زن چطوری میتونه این حالت رو از شوهرش دور کنه؟، چطور میتونه کاری کنه که شوهرش فقط اونو ببی
صبح باشه، شنبه باشه، اولای ماه باشه، مِه باشه، تاریک باشه، سرد باشه، بیدار شدن سخت باشه، بخوای بری سرکار، مادرت منعت کنه ماشین ببری. ولی ببری. جاده لغزنده باشه، سُر باشه، ترمز کنی، نگیره. پشت چراغ قرمز باشی. بزنی به ماشینِ سمندِ جلویی. اون طوریش نشه. ماشینِ مادرت، جلوپنجره‌ش کنده بشه، رادیاتورش سوراخ بشه. ازش دود بلند شه. بترسی. بوی بد راه بیوفته. برسی سرکار. از اونجایی که هميشه خبرای بد رو، به بدترین شیوه‌ی ممکن میگی، امیدوار باشی مادرت این
 
 
 
این روزها چقدر این گفتار مختارثقفی ملموس شده و مصداق داره
 ریس قوه قضاییه فعلی دستور رسیدگی به فساد مسئولین رو داده . و این روزا چقدر خبر فساد اطرافیان لاری جانی رییس قوه قضاییه سابق به گوش میرسه !! 
حلقه فساد یکی یکی داره برملا ميشه و به هسته مرکزیش میرسه !!
اگر هسته رییس قوه قضای سابق باشه در این مملکت چخبر بوده . ؟؟؟
چه گندی به نمک زده شده !!!
عجیبه که تا حالا از فیزیوپات و شروعش چیزی ننوشتم:)
بچه ها از ۳۰‌ شهریور رسما فیزیوپات شدم و دو بارم رفتم بیمارستان شرح حال گرفتم^__^
مریض ها تا حالا که همکاری خوبی داشتند. با یکیشونم که یه خانوم ۳۶ ساله مبتلا به لوپوس بود دوست شدم . خیلی حالش بد بود! و جالبه ۴ تا بچه هم داشت و نوه هم داره. از روستاهای اطراف بود بنده خدا:( . اصلا ۳۶ بهش نمیومد. فکر میکردم ۴۵-۵۰ باشه
کورس سمیولوژی نظری هم امروز تموم شد و چند روز دیگه امتحانشو داریم:) بعدشم قلب شروع م
من فکر می‌کنم دوس‌داشتن یعنی اینکه باید روزبه‌روز وضع‌ام از دیروز بدتر بشه و هروقت با همه‌ی این بدی‌ها کنار اومدم، یعنی خودمو دوست دارم. سال‌ها تلاش می‌کنم تا به یه دستاوردی نزدیک بشم و وقتی که به اندازه‌ی کافی، تایید و تصدیق اطرافیانم رو جلب کردم، رهاش می‌کنم. می‌خوام بگم که، من بدون اون دستاورد هم خوبم، من رو ببینید لطفا. از تلاش کردن‌ها فراری‌م، از خوب شدن‌ها فراری‌م، می‌خوام به بدترین شکل ممکن خودمو دوست داشته باشم. فرض که امر
متاسفانه کسی یه حرفی رو دوبار تکرار کنه عصبی میشم
کسی الان چیزی رو داره میگه که دیشبم گفته باشه اعصابم خورد ميشه
کسی حرفی رو بهم تحویل بده که در واقع خودم دیشبش بهش گفتم عصبی میشم(و سعی کنه اون مطلبو اورجینال نشون بده که یعنی خودم از اول میدونستم)
کسی کند باشه دیر جواب بده
پشت تلفن مِن مِن کنه
جواب تلفنو دیر بده
یه سوال واضح بپرسم هی کش بده کش بده کش بده
کسی ازم بپرسه چرا عصبی هستی چرا دپرسی خونش پای خودشه
 
این روزا یه گلوله ی آتیشم که ترجیح می
 
سلام
 
امروز موقع برگشتن از باشگاه، هوا تاریک شده بود و داشت برف هم میومد.
داشتم فکر میکردم این دونه های برف دارن به هم چی میگن؟
 
شاید یکیشون نگرانه که وقتی برسه زمین چی ميشه. شاید دونه هایی که آخر کارن و به زمین دارن میرسن، بیشتر به این فکر میکنن و یه داستان هایی برای خودشون سر هم کردن و یه فرضیه هایی دارن ازین که بعد این چی ميشه. بعد اون داستان ها گوش به گوش منتقل شده به دونه هایی که بالاترن. این دونه کوچیکه هم که تازه از ابر جدا شده و شکل کری
الان یه حسی تو ته دلم داره میگه این ادم ادم خوبی نیست این ادم قراره دهنتو سرویس کنه ولی هر چی نگا میکنی میبینی اصلا بد به نظر نمیاد و حتی به نظر نمیاد اگه بدونه ادم بدیه بتونه تهمل کنه .ولی اصن  بد ها میدونن  که بد هستند ؟ ممکنه ناخداگاهش ادم بدی باشه . ممکنه خودش ندونه و بزنه نابودم کنه . چون اگه خداگاه باشه حداقل احتمال میدم لحظهی اخر  نکنه ولی اگه ناخداباشه چی؟ممکنه دوباره مثل سریای پیش یه هو خل بشه و خودش نفمه اخه وقتی خل ميشه بعدش اصلا حس
دعا کنید اگر خیر و صلاحه هر چه زووووووود تر بریم سر خونه زندگی خودمون و مستقل بشیم! 
موندن توی این تعلیق و اوامر و نواهی و دلسوزی و نصیحت های والدینم داره برام غیر قابل تحمل و اذیت کننده ميشه، و هی طبق قانون " و لا تقل لهما اف" هیچی نمیگم و می‌ریزم تو خودم و احساس میکنم دارم افسرده میشم.
دعا کنید زودتر مستقل بشیم و اگه قراره با کسی چالش و اختلاف نظر داشته باشم کسی باشه که واقعا شریک زندگیمه و باید در جریان تصمیم ها و برنامه هام باشه 
ولی خب گفتن
امروز روز خوبی بود میتونست خیلی پیشرونده باشه اما با دیدن موفقیت روز افزون مهدی حالم دگرگون شد و پشت کردم به دفتر کتابمو گریه کردم
به خاطر تماماتفاقایی که میتونست یه انتخاب باشه اما الان آرزوهه
به خودم گفتم ینستامو بزنم حذف کنم امت واقعا چه فایده داره اگه نبینمو حرص نخورم باچیزای دور و برم چه کنم باید هوشمندی رو به خودم برگردونم 
وقتی که یه هفته پیش ios رو به 13 اپدیت کردم گفتم ایول چه قدر تغییر کرده . دمش گرم و این چیزا !
الان که بعد یه هفته کار کردن باهاش باگ هاش داره اذیت میکنه اعصابم بیشتر ميشه !
مثلا یه جاهایی که کلا کیبوردش اصلا بالا نمیاد !
بعد من اینقدر جای دکمه ها و حرف هارو حفظم که حفظی بعضی هارو مییزنم و اکی ميشه !
ولی گاها باید یه بار اون برنامه رو ببندم و دوباره برم توش !
امیدوارم هرچی زودتر یه اپدیتشو بزارن که باگ هاش برطرف شده باشه !
:)
حکم کارگزینی فرشته زیر دستمه. نمی‌دونستم شامل همه‌ی این اطلاعات ميشه و وقتی ازم پرسید "باید برای شما بفرستم؟" من چه گستاخانه با اطمینان گفته بودم بله، شما بفرستید، خودم انتقال میدم! حالا که برام فرستاده می‌بینم این الان نباید دست من باشه! در جواب ایمیلش تشکر کردم و نوشتم که بدون کنجکاوی و مستقیم انتقال میدم به اهلش. اما راستش الان دارم حکمش را شخم می‌زنم! با حقوقش کاری ندارم. سن و تاریخ تولد (فکر می کردم کم سن و سال تر باشه اما دقیقا همسن مرش
این روزا دارم بیشتر پی میبرم که ایمانم به خدا ضعیفه.
الان مطمئنم که بعضی کارها فقط دست خداست.
خدایا خودت درستش کن.
 امروز رفتیم باغ، هوای اونجا داره پاییزی ميشه و سرد.
رنگ میوه های خرمالو هم داره کم کم به نارنجی متمایل ميشه.
خواب عصرگاهی خیلی چسبید.
یا علیم
 
توی تشخیص های پزشکی یه چیزی داریم به اسم هم زمانی علائم؛ مثلا ممکنه فردی به یه علتی دچار درد گوش شده باشه و به علت دیگه ای تب کرده باشه؛ اما هم زمانی این دو علامت ممکنه پزشک رو به اشتباه مشکوک کنه به یه بیماری که این علائم رو باهم داره.فکر میکنم توی رفتار ها و برخورد های ما آدم ها با همدیگه هم این حالت وجود داره؛ یه وقتایی ارتباط سازی ها و تخیل و تحیلیل های ذهنی ما به سمت تشخیص اشتباه شرایط و تصمیم ها و نتیجه گیری های نادرست منحرفمون می
به دنبال این پستم. 
http://breathe.blog.ir/1397/10/27/%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%84
 
 
خب از رفتارم باهاش واقعا ناراحتم و پشیمون از اینکه چرا دلش رو شکستم، گاهی ولم براش تنگ ميشه و یاد اون روزها و حرفها و دعواها و 
هیچوقت نخواست و نتونست ناراحتم کنه، هميشه دوستم داشته و با نهایت احترام باهام رفتار کرده، اما من دلش رو بدجور شکستم. 
 
میترسم نکنه منم حسم شبیه اونه و نمیخوام قبول کنم. میترسم یه حس زودگذر مسخره باشه اما خب بعد یک
نوشته فلانی هنرمند دوزایه و تصویرسازیاش مفت نمی ارزه چون شبیهش توی پینترست ریخته!!! فقط چون به خودش گفته بود هنرمند!
اولا که دوزاری باشه یا نباشه حق توهین نداری چون داره برای کارش زحمت میکشه.درس میخونه تمرین میکنه و تو خودت یه خط کجم نمیتونی بکشی
دوما اینکه شبیهش توی پینترست( خدای من ) ریخته باشه باز هم به این معنی نیست که کارش ارزش نداره و یا کپیه.الان مردم ارتیست های مورد علاقشونو دنبال میکنن.ازشون الهام میگیرن و مشخصه که کار خیلیا شبیه هم م
حواسم باشه به آدمای اطرافم زیاد دل نبندم.آدم ها هميشه فقط اولش خوبن.حواسم باشه معمولا آدم هایی که اولویتشون تو زندگی "خودشون" هستن و حرف کسی براشون اهمیت نداره موفق ترن.حواسم باشه همه برنامه هام و حرفام رو به هر کسی نگم.حواسم باشه به ظاهر کسی اعتماد نکنم،حواسم باشه اون چیزی که آدما جلوم نشون میدن با اون چیزی که پشت سرم هستن خیلی فرق میکنه.حواسم باشه حرف ها و اخلاق های گند یه عده روم هیچ تاثیری نذاره و راه خودم رو برم.حواسم باشه از یه ج
حواسم باشه به آدمای اطرافم زیاد دل نبندم.آدم ها هميشه فقط اولش خوبن.حواسم باشه معمولا آدم هایی که اولویتشون تو زندگی "خودشون" هستن و حرف کسی براشون اهمیت نداره موفق ترن.حواسم باشه همه برنامه هام و حرفام رو به هر کسی نگم.حواسم باشه به ظاهر کسی اعتماد نکنم،حواسم باشه اون چیزی که آدما جلوم نشون میدن با اون چیزی که پشت سرم هستن خیلی فرق میکنه.حواسم باشه حرف ها و اخلاق های گند یه عده روم هیچ تاثیری نذاره و راه خودم رو برم.حواسم باشه از یه ج
دلیل اینکه گیربکس اتومات با وجود قرار دادن لور دنده در حالتهای مختلف D, R , S و . دنده رو عوض نمیکنه و ماشین حرکت نمیکنه اینه که :ابتدا فرامین ارسالی توسط راننده با حرکت دسته دنده پس از پردازش توسط کامپیوتر خودرو جهت تعویض دنده گیربکس به شیر های برقی داخل گیربکس ارسال ميشه و این شیرهای برقی مربوط به هر دنده فعال، یعنی باز یا بسته میشن .اما مکانیزم تعویض دنده ها کاملا وابسته به فشار روغن پشت شیربرقی های داخل گیربکسه که پمپ روغن گیربکس با روشن شد
الان حسم اینه : هیچکی تو این دنیا دوسم نداره:( هیییییییچکیییییی ، هییییییچکی، هیییییچکیییییییی.
گفتم نگفتم؟ یکی از تبریکایی که خیلی بهم چسبید مال دوا بود، گفت شخصیتمو دوس داره:))))) 
ولی هییییییچکی تو این دنیانداره هیییییچکییی:((( 
من برم تو یاد هییییییچکیییی نمیمونم:(( هیییچ کی. هیچکی. 
از حرفش دلخور شدم، ولی کوثر بزار ادما بات صادق باشند، 
ولی از اینکه اون زمان حسم درست بود، دیگه اونجوری دوسم نداره داره حالموبه هم میزنههههه
داااره حالمو بهه
درک نمیکنم چرا از فایل صوتی گوش کردن بدم میاد ،خیلی بدم میاد! و یک استرسی هم بهم وارد ميشه خصوصا اگه از طرف اون هایی باشه که چندان راحت نیستم باهاشون. ترجیح میدم متن باشه تا فوری چشم بگردونم و ببینم چی گفته ولی وقتی ویس باشه انگار که از مواجه شدن میترسم.
شاید چون اعتماد به نفس ندارم و یا از تحقیر شدن گریزانم و تو ویس حس و بیان حرفهای طرف مقابل عمیق تر منتقل ميشه، نمیدونم بهرحال که خیلی لفت میدم گوش کردن به ویس هایی که برام رسیده رو. 
 
بسم الله
 
به یاد نوجوونی هام محمد نوری گذاشتم و نشستم توی اتاق خونمون تو تهران.جایی که هميشه برام خونه میمونه و جای دیگه ای جاشو نمیگیره.تولد امسال هم گذشت.با کادوهای بامزه و خوش گذرونی ها و آدم های شاید کمتر از سال های پیش ولی درست و حسابی تر.هرچند که آدم هميشه دوست داره چیزی که داره رو باور کنه و باور داشته باشه این بهترین چیزی که میتونه داشته باشه و بهش کلی خوش میگذره.این روزها پر هیجان میگذرند و انگار من بعد این چند سال براش خوب آماده نیست
هی تعریف انه رو میکردن جلوم هی میگم نه بابا حالا به این قشنگی هم که نیست راستش خودمو گول میزدم چون حوصله خوندن کتاب نداشتم وگرنه این همه ادمو دروغ(نمی‌دونم ایموجی های خود گوشی برای شما میاد یا نه)
یه روز ابجیم گفت:زلال تو آنشرلی رو دیدی؟خیلی قشنگه اصلا خیلی مهربونه ،من هر وقت میبینم یاد تو میوفتم برو سریالشو ببین :)
گفتم باشه ولی بازم فکر نمیکردم قرار باشه سریالش منو جذب کنه ‍♀️
فرداش که با مامان جان داشتیم توی فیلیمو جانِ عزيز دل میگشتیم
حضرت آقا گوشی رو برداشت، زنگ زد به آبجیش
طبق معمول صحبتاش با این آبجی ساعتها به درازا میکشه!
بهش گیر داده بود که شوهرت که اربعین میره کربلا، تو هم همراهش برو. هی ازون طرف انکار و بهونه و از این طرف اصرار و رد تک تک بهونه هاش. 
اون میگفت بچه کوچیک دارم، شلوغه، نميشه.
و حضرت آقا میگفت میتونی، درسته شلوغه ولی خود امام حسین کمکت میکنه.
میخواستم بهش بگم انقدر اصرارش نکن! بابا اربعین به درد کسی مثل خواهرت نمیخوره! اذیت ميشه، خواهر تو بچه کوچیک داره
هر کسی در زندگی قطعا دچار اشتباه شده و یا خواهد شد که دعا می کنم اگر اشتباهی هم قراره در آینده رخ بده یک طرفش خدا باشه نه بنده خدا ( الهی آمین ) چون خدا خیلی مهربون هست و بدون هیچ چشم داشتی حتی با اهدای خیر و نیکی توی زندگیت مهر تاییدی بر بخشیده شدنت می زنه
این که آدمی مرام و معرفت داشته باشه که سر خم کنه و اشتباهش رو بپذیره و بخاطرش عذرخواهی هم کنه جای شکر داره که با تاکید مجدد امیدوارم سرتون هميشه جلو خدا کج باشه نه بنده خدا !!
اما بهرحال دست تق
من + : بیا بدووییم
_ : دیوونه شدی دختر
+ : آره
+ : بدوییم ؟
_ : مسخره مون میکنن 
+ : نگاه اون سمت اون دو تا مرغ
عشقها هم دارن میدویین 
_ : عزيزدلم بچه نشو میخندن 
میگن نگاه پسره پا ب پا دختره داره
میدوییع
+ : بذا مسخره کنن 
بذا بخندن 
ولی ارزششو داره که
دل منو شاد کنی 
و با تو که بدوییم از تهـ
دل بخندم و یه خاطره
قشنگ بسازی واسه هر دو مون
_ : از دست تووو دختر باشه
دستمو بگیر 
+ : ۱ .۲.
_ : ۳ بدوووو
نفس نفس +: تو که از من بچه تری
_ : پا به پای تو بچه میشم
# خیال پرداز
نمیدونم آینده بالاخره چجوری ميشه. به نظرت من ده سال دیگه کجام؟ اصلا ده سال دیگه نه. همین سال دیگه. مگه پار سال روحم خبر داشت که این همه اتفاقای جور واجور برام میفته و تجربه های جدید دارم. شاید این مهم تر باشه به نظرت فردا چجوری ميشه؟ فردا من زنده ام یا مرده. کار میکنم یا نمیکنم؟ با کیا معاشرت دارم. نمیدونم. کاش رویاهام محقق بشه. رویاهایی که اینقدر بزرگن که هنوز نتونستم به طور کامل تو کلمه ها و جمله ها جاشون بدم. اما من بهشون فکر میکنم. تصویرشونو ت
میخاستم بگم به هر حال مجبوریم زندگی کنیم. چجوریش رو تا حد زیادیش خودمون مشخص میکنیم. بعضی جاها خیلی جای مبارزه داره جای صبر داره ولی توی همینا تویی که اتنخاب میکنی طرز نگاهت رو یا همون مایندست خودت رو.
این طرز نگاه یه مهارته یعنی اینکه ميشه یادش گرفت.
امروز اولین روز ماه محرم بود. یکی یه جا نوشته بود: صبحت بخیر ای غمی که ما رو بزرگ میکنی»
به دلم نشست. خواستم تغییر کنم. دلم بزرگ شدن میخاد. خسته شدم از این سر چیزای مسخره غمگین و بعضن افسرده بودن.
خوب حالا که به حول و قوه الهی ما امن ترین و قدرتمندترین کشور خاورمیانه هستیم و دهه محرم هم داره شروع ميشه و دیگه شور حسینی مملکت رو گرفته و غمی از بابت این دنیا نیس چطوره سری هم بزنیم به اون دنیا؟
یادمه ی زمانی بحث ما این بود که آقا این همه حوری و پری به آقایون وعده داده شده پس ما خانوما چرا داریم این همه برای بهشت تلاش می کنیم؟ 
حتی یادمه ی رفیق فاب داشتم می گفت داداشم به مامانم میگه: زن این همه عبادت نکن تهش میشی حوری بهشتی نمیتونی شلوارتو بال
آدمی تا وقتی به یه روزنه‌ی نور -حتی باریک- اعتقاد داشته چرخِ زندگیش میچرخه. تا وقتی که به آینده امید داشته باشه زنده میمونه، حتی اگه یه امیدش کوتاه و گذرا باشه. به یه زندانی حبسِ ابد بگو که قبل از مرگش یک ماه آزاد ميشه، کیفیت حبسش بالاتر میره.
البته به آدمش هم بستگی داره. آدما خیلی متفاوتن. خیلیا به هیچی قانع نیستن، کسایی که تو زندگیشون چیزی رو از دست ندادن. البته خیلی کلی گویی هست این حرفم. ولی خب حوصله‌ی صحبت کردن از جزئیاتش رو ندارم. این مس
فکر میکنم کمتر کسی باشه که در دنیای واقعی و مجازی شخصیت یکسان و ثابتی داشته باشه، کمتر کسی باشه که توی دنیای مجازی خوب باشه و به دنبالش توی دنیای واقعی هم عالی باشه. مگر آدم هایی که روح پاک و بی آلایش دارن و تظاهر به خوب بودن براشون معنایی نداره
من که جزء این دسته نیستم بدبختانه اما حسودیم نمیکنم چون این افراد اونقد دوست داشتنی هستن که حسادت رنگ میبازهاما غبطه میخورم به چنین افرادی افرای که مریض فکری نیستن و ظاهرشون با اون چیزی که توی ذ
سلام
 من اعتقاد دارم معنی واقعی عشق اینه که شما کسی رو به خاطر خودش دوست داشته باشی، این یعنی عاشق خودش هستی و عشق واقعی رو عشق به خدا میدونم.
چون شما که خدا رو دوست داری خدا هم خود شما رو دوست داره و اگر خیلی خدا رو دوست داشته باشیم خدا عاشق مون ميشه و ما رو میبره مثل شهید حججی و در عشق های زمینی هم عشق مادر به فرزندش عشق حقیقیه و یک مرد رو میتونه فقط مادرش به خاطر خودش دوست داشته باشه.
مادر کاری نداره فرزندش زشته یا زیبا، چاقه یا لاغر، کوتاهه یا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب