نتایج پست ها برای عبارت :

عاقل نكند به ديوار شكسته

استاد قائدی یک پستی گذاشته بود با عنوان "شهروند عاقل". دلم گرفته بود. زیر نوشته اش در بخش نظرات نوشتم: "بعضی وقتها دلم میخواهد عاقل نباشم. نه شهروند عاقل، نه همسر عاقل، نه مادر عاقل. نه فرزند عاقل و نه هیچ چیز عاقل دیگری. دلم می خواهد بی خیالِ همه ی مسئولیتهایم بروم دیوانه وار دیوانگی کنم". 
پاسخم داده است: این خودش عین عقل است .
موضوع انشا عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته
مقدمه: متمایز بودن بارز ما از حیوانات، داشتن عقل و اراده و تصمیم گیری ما است برخلاف حیوانات که براساس غریزه ی خود عمل می کنند، انسان با عقل و هوش خود، تمام مشکلات را از پس راه خود کنار می زند و از کوچک تا بزرگ ترین تصمیمات را با تکیه به عقل خود می گیرد.
تنه انشا: آدم عاقل تمام جوانب را در نظر گرفته و در مسیر پر پیچ و خم زندگی تمام موانع را یکی پس از دیگری پشت سر خواهد گذاشت. اما در این مسیر با افراد زیادی بر
موضوع انشا عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته
مقدمه: متمایز بودن بارز ما از حیوانات، داشتن عقل و اراده و تصمیم گیری ما است برخلاف حیوانات که براساس غریزه ی خود عمل می کنند، انسان با عقل و هوش خود، تمام مشکلات را از پس راه خود کنار می زند و از کوچک تا بزرگ ترین تصمیمات را با تکیه به عقل خود می گیرد.
تنه انشا: آدم عاقل تمام جوانب را در نظر گرفته و در مسیر پر پیچ و خم زندگی تمام موانع را یکی پس از دیگری پشت سر خواهد گذاشت. اما در این مسیر با افراد زیادی بر
ح آزارم میده و راستش من بیمار این آزارم. چرا؟ چون دلم هیجان می‌خواهد، دلم وادادگی می‌خواهد. لعنتی این را خوب فهمیده، خوب بازی می‌دهد. اما تا کجا؟ مگر قرار نبود من عاقل باشم؟پس بسم است از قبول علمی و صلاح و نیکنامی. هرچه دل افشار کشد دیگر نمی‌روم. آری خواست دل را می‌شناسم اما من نه آنم. بسم است.
گسترش مثل نویسی عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته پایه دوازدهم صفحه۹۳
آدم معتدل، پیش از هر کار، و پیش از همه، می خواهد که خود» را بشناسد، قدر خود» را بداند، انتظار از خود» را، به قاعده و به اندازه کند، تا توقع اضافی، نداشته باشد و نیز خود را مهمل نگذارد، و به تسامح بی جا، هم، اجازه ندهد.آدم معتدل، خواستار سلامت خود، قبل از هر امر دیگر است؛ و سپس، خواستار خوبی خود، در بینش زندگی» است.و آنگاه خوب تر شدن» و خوب تری» را اشتیاق دارد.آدم معتدل، خو
در خبر داریم که:قَدِمَ الْمَدِینَةَ رَجُلٌ نَصْرَانِیٌّ مِنْ أَهْلِ نَجْرَانَ وَ کَانَ فِیهِ بَیَانٌ وَ لَهُ وَقَارٌ وَ هَیْبَةٌ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَعْقَلَ هَذَا النَّصْرَانِیَّ فَزَجَرَ الْقَائِلَ وَ قَالَ مَهْ إِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ وَحَّدَ اللَّهَ وَ عَمِلَ بِطَاعَتِهِ.»ترسایى از مردم نجران به مدینه آمد و او را زبانى گویا و ظاهری جذاب و با هیبت بود. پس گفته شد: اى پیامبر خدا، این ترسا چه اندازه عاقل است! حضرت گوینده ر
حکمت 40
راه شناخت عاقل و احمق‏
(اخلاقى) و درود خدا بر او، فرمود: زبان عاقل در پشت قلب اوست، و قلب احمق در پشت زبانش قرار دارد.[10]
(این از سخنان ارزشمند و شگفتى آور است، که عاقل زبانش را بدون م و فکر و سنجش رها نمى‏سازد، امّا احمق هر چه بر زبانش آید مى‏گوید بدون فکر و دقّت، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى‏گیرد).
(حکمت 40 به گونه دیگرى نیز نقل شده)
انشا درمورد چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی
 
مقدمه: هر کسی در زندگی تصمیمات زیادی را می گیرد و به دنبال آن تصمیم ها مسیر زندگی خود را برمی گزیند اما گاهی دچار اشتباه می شوند و ناگزیر به جبران آن می شود اما بعضی اوقات این اشتباهات آنقدر پیش و پا افتاده است که تنها حسرت و پشیمانی را برایت به جا خواهد گذاشت.
تنه انشاء: آدم عاقل قبل از هر تصمیمی درست فکر می کند. تمام راه ها و جوانب رسیدن به هدف را بالا و پایین می کند تا در نهایت مسیر درست و نزدیک
انشا درمورد چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی
 
مقدمه: هر کسی در زندگی تصمیمات زیادی را می گیرد و به دنبال آن تصمیم ها مسیر زندگی خود را برمی گزیند اما گاهی دچار اشتباه می شوند و ناگزیر به جبران آن می شود اما بعضی اوقات این اشتباهات آنقدر پیش و پا افتاده است که تنها حسرت و پشیمانی را برایت به جا خواهد گذاشت.
تنه انشاء: آدم عاقل قبل از هر تصمیمی درست فکر می کند. تمام راه ها و جوانب رسیدن به هدف را بالا و پایین می کند تا در نهایت مسیر درست و نزدیک
بنیامین بهادری–راحت
راحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدم
من نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت
چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف
من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرف
این روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش به تو
نمیدونی چقد آسونه مردن براتو
نمیدونی چقد آرومه حسم باهاتو
تو اومدی همه قانون دنیام عوض شد تو اومدی یهو دیوونه دیوونه تر شد
دیوونه تر شد
چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف
من باشم و تو باشیو ت
بعضی ها خوشحالند و خوشحالیشان حتی توی کامنت گذاشتنشان هم مشخص است . بعضی ها الکی خوشند و الکی خوشیشان را فقط می شود از چشمهایشان فهمید . بعضی ها درد دارند و دردشان را همه جا جار می زنند . بعضی ها درد دارند و دردشان را فقط از چشمهایشان می شود فهمید . بعضی ها گریه می کنند اما اشکهایشان، اشک تمساح است . بعضی ها گریه نمی کنند اما از چشمهایشان معلوم است  که اشکی به بزرگی یک سکوت گوشه ی چشمشان به کمین نشسته . بعضی ها نیتشان خوب است اما بد عمل می کنند .
نه که عاقل بودم ، عشق تو مجنونم کردمن همه چشم شدم مهر تو حیرونم کرد❤این و هر دم و هر ثانیه در فکر تو امعاشق و واله و دیوانه و مجنون ، منمدم به دم یاد در خاطرات ما شیرین استقصه ی عشق من و دلبری ات استیاد تو مرهم جان و دل افگار من استچهره ات حافظه ی پرده ی افکار من استای دلم بردی و هوش از سر و جان از جسمممن فراموش کنم نزد تو حتی اسمم 
مقدمه:
چه انسان هایی که بر حسب نادانی و جاهلیت سر و زندگی و مقام خود را از دست داده اند و تنها چیزی که برایشان باقی مانده حسرت است و پشیمانی که تنها دلیل بی فکری و زبان تند و تیز و سرخ خوداست.
تنه ی انشا‌:
انسان عاقل همیشه قبل از سخن گفتن یا تصمیم گیری درست فکر می کند و سخن خود را در ترازویی می گذارد و سبک و سنگین می کند و بعداز ارزیابی آن،آن را بیان می کند و یا تصمیم خود را عملی می کند.اما در مقابل انسان جاهل و نادان هر سخنی را که به ذهنش می رسد را ب
بچه بودیم و جاهل، حساب کتاب نمیکردیم داریم به احساسات هم ضربه میزنیم.الان یه کم بزرگ شدیم و یه کم عاقل، بیشتر حواسمون به خودمون هست که هرکی نیاد سرشو بندازه پایین، همه چی را بهم بریزه و بره.
بعدا که شاید یه کم بزرگ تر بشیم، آسون تر بگیریم و بخندیم به همه این احوال! 
بسم الله الرحمن الرحیم
تلاش نکن که خوب بودنت رو ثابت کنی
تلاش نکن که حرف صحیح ات رو به کسی ثابت کنی
کسی که عاقل باشد،بفهمد باور میکند و میفهمد.در غیر اینصورت تو فقط خودت را زجر میدهی برای اثبات خودت و حرفت.سکوت بهترین جواب برای خیلی چیزهاست
نویسنده : اشکان ارشادی 
 
بارها نشنیده ایم که : جواب ابلهان خاموشیست. 
از گلستان سعدی این حکایت انتخاب کرده‌ام تا با هم بخوانیم. 
جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همی‌کرد گفت اگر این نادان نبودی کار وی با نادانان بدین جا نرسیدی.
دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانایی ستیزد با سبکسار
ادامه مطلب
الان، بعد این همه روزایی ک گذشت، ب این نتیجه رسیدم که ارزششو داشت، ارزششو داشت ک ازون ارزوها دست بکشم و چیزی ک میتونستم بدست بیارم رو بزارم کنار تا بیشتر کنارتون باشم
نمیگم اون راه دیگه اشتباه بود، نه، اونجا هم مثل الان به سازگاری میرسیدم و چیزای زیادی یاد میگرفتم اما اینجا هم یادگرفتم، بزرگ شدم و عاقل به روش دیگری:)
بابابزرگم همیشه می‌گفت باید مواظب تخم‌مرغ‌ها و کلمات باشیم که هیچ کدام‌شان قابل برگشت و درست شدنی نیستند. هر چی سنم بالاتر می‌رود، بیشتر می‌فهمم بابابزرگم چقدر عاقل بوده.
ماهی بالای درخت/ لیندا مالالی هانت/ ترجمه پریناز نیری
یکی از شاگردها به اسم "ایلیا" پسر فوق العاده‌ای هست! به طرز قشنگی هم خوش قد و بالاست، هم خوش قیافه، هم‌ مودب، هم باهوش، هم عاقل، هم کلمات رو درست ادا می‌کنه هم به وقتش بلدِ شیطنت و بازی کنه! بین بیست تا دانش‌آموز اون کلاس این تنها پسریِ که هر بار از دیدنش خستگیم در میره. وقتایی که لازمه کمکم می‌کنه‌. بهش میگم ایلیا تو خیلی پسر عاقلی هستی! نگام میکنه انگار که خودش هم بدونه، میگه "تشکر"!
پادشاه عربستان درظاهربه خدااعتقادداشت امادرباطن به خدااعتقادنداشت.اوجماعت خودسرزن هارادرکنارجماعت خودسرمردهاتنهامیگذاشت وسیرک بزرگی راه میانداخت که ملت مکه درآن زمان ندیده بودند.جماعتی ازنسل انسان که براثرنوشیدنی حرام وخواب آورواعتیادآورخداراباورنمیکردندوحتی کعبه که درزمان طوفان نوح گزندی ازبلاندیده بودرانیزباورنداشتند.بعبارت ساده برای آنهاحکومت مطلق مفهوم نداشت.
عده ای که مغزشان راکرم خورده بود.سمت برده شدن میرفتند.هرچه تعدا
آدم بعضی وقتا یه گوهی میخوره
که فقط یه گوهی میخوره
یه عکس یه نمه دردسر دار داشتم
فقط هم دست خودم بود
یادم نمیاد چطور افتاده دست بچه ها‍♀️
ورداشتن استوریش کردن‍♀️‍♀️‍♀️
اول دیدمش یکم حرص خوردم بعد گفتم ولش کن بابا اهمیت نده
الان خجالت رو کنار گذاشتم رفتم به یارو گفتم پاکش کن
حالا هر گوهیم که بخواد بخوره و بگه بی جنبه بود و فلان و بهمان
ندیده هنوز
خدا کنه زود ببینه پاک کنه این مسخره رو
شششششتتتت
تجربه همیشه بهم نشون داده که زمان ک بگذره خیلی چیزا حل میشه. خیلی چیزا اهمیتشونو از دست میدن و دیگه یه ذره هم ذهنت رو مشغول نمیکنن. الانم همینه. بجای اینکه بخاطر یه موضوعی بال و پر بزنم و نگران باشم و  عصبانی بشم و فکر کنم و سعی کنم هی ب خودم بگم آدم باش، عاقل باش بجای اینا بزارم وقت بگذره و آدما چهره ی واقعیشونو بهم نشون بدن. بزارم دوره ی درمانش تموم بشه و به طبقه ی خاطرات منتقل بشه و خلاص:)
یهو به خودم اومدم دیدم من ۲۱ سالمه و. خدایا! من چقدر کارای احمقانه میکنم.
قبلا تصورم از آدم بیست ساله و بالاتر، یه آدم کاملا عاقل و بالغ بود و حالا.
_ سر یه کارگروهی مثل بچه ها دعوا میکنم!
_ سر همون کار انقدرگریه میکنم که کل شبو با سردرد میگذرونم!
_ مثل قبل بقیه رو نمیبخشم و لجبازی میکنم همش و اخلاق بد آدم بزرگارو واسه خودم انتخاب کردم!
_ نمیتونم تصمیم درست بگیرم و زود نظرم عوض میشه!
_ از نبودن آدمها میترسم! از بودنشون هم.
.
.
.
قرار نبود من توی این س
امروز مثل یه احمق به تمام معنا برگشتم به جفتشون گفتم معذرت می خوام
چه کنم؟ دلم تنگ بود
یادم رفت چقدر موقعی که از خودِ واقعیم فرار می کردم که به اونها صدمه نزنم، ازم فاصله گرفتن و سکوت کردن
یادم رفت حتی یکی شون دستش و نذاشت روی شونه م بگه عیبی نداره بمون باش
یادم رفت آدمها از خداشونه از شر روانی ها خلاص بشن
حتی اگر اون روانی دلشون رو با مهربونی هاش برده باشه
شاید اگر تو بودی انقدر با هم دیوانگی می کردیم
که هیچ احتیاجی به برگشتن سمتِ این عاقل
امروز مثل یه احمق به تمام معنا برگشتم به جفتشون گفتم معذرت می خوام
چه کنم؟ دلم تنگ بود
یادم رفت چقدر موقعی که از خودِ واقعیم فرار می کردم که به اونها صدمه نزنم، ازم فاصله گرفتن و سکوت کردن
یادم رفت حتی یکی شون دستش و نذاشت روی شونه م بگه عیبی نداره بمون باش
یادم رفت آدمها از خداشونه از شر روانی ها خلاص بشن
حتی اگر اون روانی دلشون رو با مهربونی هاش برده باشه
شاید اگر تو بودی انقدر با هم دیوانگی می کردیم
که هیچ احتیاجی به برگشتن سمتِ این عاقل
دوستیمو با آرزو بهم زدم
از نظر من آرزو آدمیه که رفتارای زشت خودشو نمیبینه اما رفتای بد منو با لحن بد ب روم میاره
اما من درمورد رفتارا وحرفایی ک خیلی وقتا ناراحتم کرده حرفی نمیزنم چون جز عصاب خوردی چیزی برام نداره
فکر میکنه خیلی عاقل وفهمیدست وبقیه نفهمن وفاز نصیحت برمیداره :/
 
خیلی خوشحالم از اتمام این دوستی.
 
اما آشفتم از این جهت که هرچی درس میخونم یادم میره وامتحانامو خراب میکنم
میترسم از مشروط شدن
تنها امیدم خداست
خدایا حال دل منو همه آ
 
از دست من میری ، از دست تو میمیرمتو زنده میمونی ، منم که میمیرمتو رفتی از پیشم ، دنیامو غم برداشتبرداشت ما از عشق ، با هم تفاوت داشتاین آخرین باره من ازت میخوامبرگردی به خونهاین آخرین باره من ازت میخوامعاقل شی دیوونهاین آخرین باره من ازت میخوامبرگردی به خونهاین آخرین باره من ازت میخوامعاقل شی دیوونهانقدر بزرگه تنهایی این مرد ، که حتی تو دریا نمیشه غرقش کردمن عاشقت هستم اینو نمیفهمی ، یه چیزو میدونم که خیلی بی رحمیهمیشه میگفتی شاهی گدایی
می‌خوام بنویسم مادر
که صبرم بهتر شده
عاقل تر شدم
و البته.
ترس هام کمتر.
 
به خودم حق میدم که اونقدر ناراحتی کرده باشم
یعنی.
طبیعی می دونمش.
 
و از خودم و خدا تشکر می کنم که این بار، خیلی خوش رفتارتر بودم.
 
دومین فراق ما دقیقا 24 روز طول کشید.
ولی من نهایتا دو سه بار بی تابی شدید کردم.
 
و خداروشکر.
که این فراق ها
خیلی چیزها یادم میده.
 
امیدوارم تا قبل از عروسی رشد خیلی خوبی داشته باشم.
که هر مرحله از زندگی، شرایط و امتحانات جدید خاص خودش
امروز مثل یه احمقِ به تمام معنا برگشتم به جفتشون گفتم معذرت می خوام
چه کار کنم؟ دلم تنگ بود
یادم رفت چقدر موقعی که از خودِ واقعیم فرار می کردم که به اونها صدمه نزنم، ازم فاصله گرفتن و سکوت کردن
یادم رفت حتی یکی شون دستش و نذاشت روی شونه م بگه عیبی نداره بمون باش
یادم رفت آدمها از خداشونه از شرِّ روانی ها خلاص بشن
حتی اگر اون روانی دلشون رو با مهربونی هاش برده باشه
شاید اگر تو بودی انقدر با هم دیوانگی می کردیم که هیچ احتیاجی به برگشتن سمتِ ا
هنگام مباحثه و مجادله بخدا سوگند یا نکنید زیرا ممکن است از ترس عذاب وعقاب خدا از انچه سوگند خورده اید  برایدیگر منتقل شوید ورسواگردید  حدیث 4 امام صادق ع فرمود با شخص حلیم و سفبه مجادله مکن زیرا حلیم دشمنت دارد وسفیه ازارت رساند  توضیح  حلیم دو معنی دارد 1 خردمندو عاقل 2 خویشتن داری که در کارهاشتاب نکند و هردو ور اینجا مناسب است  وسفیه بیخرد و نادانست 
حال دلم همونجوره که می‌خواستم. تپش، آشفته حالی، نازک خیالی. ولی بسه. نه ح و نه هیچ کس دیگه ای و هیچ چیز دیگه ای نمی‌تونه چیزی که می‌خوام رو بهم بده. راستش حتی میم. میم هم برام یک عادته، یک مفر، یک جایی برای نفس کشیدن و موندن و زندگی کردن. من چی می‌خوام؟ عقل. بله عقل. عقلانیت رو ترجیح می‌دهم به زیبایی و هیجان خیال. باید که پایم بند شود به عقل، باید افسار بدهم دست عقلانیت. تا این دل افشار گیرد آشفته حالی اگرچه نیکو اما درد بی درمان خواهد بود. و مگر
یک روز یه آقا خرگوشه
یک روز یه آقا خرگوشهرسید به یه بچه موشهموشه دوید تو سوراخ خرگوشه گفت : آخ
وایسا، وایسا، کارت دارممن خرگوش بی آزارمبیا از سوراخت بیروننمی خوای مهمون
یواش موشه اومد بیرون یه نگاهی کرد به خرگوشدید که گوشاش درازهدهنش بازه
شاید می خواد بخوردم یا با خودش ببردمپس می رم پیش مامانمآنجا می مانم
مادر موشه عاقل بودزنی با هوش و کامل بودیه نگاهی کرد به خرگوشگفت ای بچه جون!
نترس مامان این مهمونه خیلی خوب و مهربونهپس برو پیشش سلام کن ب
دل به هم دادیم ما تا ما و تو همدل شویم،
کام دل را بشکنیم و عاشق کامل شویم.
از میان ساحل ما میرود دریای عشق،
از محبت شهپلی در بین دو ساحل شویم.
عشق بازی بهر ما یک بازی طفلانه نیست،
ورنه ما بازیچه ای در دست هر جاهل شویم.
بی خطا زستن خطا بودست در این عمر کم،
خط به خط خوانده خطا را عاقبت عاقل شویم.
می کُشد ما را هوس خوشتر ز تیغ قاتلی،
گر هوس را می کُشیم، ما هم یقین قاتل شویم.
گل بروید از گلی، تا گلبین و گلچین شویم،
عشق را کردند عطا، که خوشدل و خوشگل شویم.
زله ، مست غروری تو و بی درمانی
خوره ی روح و روانی ،گُسل تهرانی
غدّه ای دائمی هستی وَ حکایت داری
زخمِ بدخیم و تکاننده ی جرّاحانی
مایه ی رنجش و رنجاندن پیرامونی
وقتِ آرامش خودهم سبب طوفانی
مثل چنگیزی و ویرانی عالم کارت
اوج رسوائی و بدنام و بلای جانی
بسته ای دست نرون هم نفس ضحّاکی
گریه ی عاقل و خندیدن نادانانی
بارِ کج هستی و هرگز نرسی تا مقصد
جاده ای صعبی و مثل شب گورستانی
آتشی در خودِ خویشت که بسوزی دائم
لرزشت کرده هویدا که چه بی بنیانی.
#احمد_
بنیامین بهادری راحت
دانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام راحت
Download New Music Benyamin Bahadori - Rahat
متن آهنگ راحت بنیامین بهادریراحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدممن نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت .چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرفاین روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش به تونمیدونی چقد آسونه مردن براتو نمیدونی چقد آرومه حسم باهاتوتو اومدی همه قانون دنیام عوض شد ت
 یه بنده خدایی از روستا گوسفندی برای فروش به شهر می برد به گردن قوچ زنگوله ای آویزان کرد و با تنابی گردن قوچ را به دم خرش بست و حرکت کردبین راه ان زنگوله را باز کردند و به دم خر بستند و قوچ را بردندخر هم با چرخاندن دمش و صدای زنگوله خرکیف شده بود بعد از چند متر یکی از ان جلوی مرد روستایی را گرفت و گفت : چرا زنگوله به دم خر بستی کدام عاقل این کار را میکندروستایی ساده پیاده شد دید ان مرد درست می گوید گفت : من زنگوله را به گردن قوچ بسته بودمدز
بنیامین بهادری راحت
دانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام راحت
Download New Music Benyamin Bahadori - Rahat
 
متن آهنگ راحت بنیامین بهادریراحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدممن نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت .چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرفاین روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش به تونمیدونی چقد آسونه مردن براتو نمیدونی چقد آرومه حسم باهاتوتو اومدی همه قانون دنیام عوض شد
بنیامین بهادری راحت
دانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام راحت
Download New Music Benyamin Bahadori - Rahat
 
متن آهنگ راحت بنیامین بهادریراحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدممن نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت .چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرفاین روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش به تونمیدونی چقد آسونه مردن براتو نمیدونی چقد آرومه حسم باهاتوتو اومدی همه قانون دنیام عوض شد
بنیامین بهادری راحت
دانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام راحت
Download New Music Benyamin Bahadori - Rahat
 
متن آهنگ راحت بنیامین بهادریراحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدممن نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت .چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرفاین روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش به تونمیدونی چقد آسونه مردن براتو نمیدونی چقد آرومه حسم باهاتوتو اومدی همه قانون دنیام عوض شد
پارسال همین موقع ها بود، داشتیم با موتور، میدون معلم رو دور میزدیم، که یهو چشمم افتاد به نرگسای گل فروشی دور میدون، ناگهان عنان از کف دادم و جیغ زدم: نرگس اومده! نرگس اومده!»
حضرت آقا ترسید! فرمون موتور تو دستش لغزید، نزدیک بود موتور منحرف بشه! فرمون رو کنترل کرد و با چشمانی گردشده نگاه کرد به اینور اونور. گفت کی؟ چی؟ کو؟ نرگس کیه؟! 
من که تازه فهمیده بودم چطور بی مقدمه احساساتی شدم، زدم زیر خنده، گفتم گل نرگس رو میگم، گل فروشی گل نرگس آورده!
دانلود آهنگ بنیامین بهادری راحت + متن اهنگ 
Download New Mp3 Music Benyamin Bahadori – Rahat
دانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام راحت با لینک مستقیم و کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلود
متن آهنگ راحت بنیامین بهادری 
راحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدممن نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت …چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرف
این روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش به تونمیدونی چق
♦️عقل چیست ؟؟؟!♦️
✅یکی از اصحاب امام صادق علیه السّلام می گوید از آن حضرت پرسیده شد :
مَا الْعَقْلُ ؟؟؟! قَالَ : مَا عُبِدَ بِهِ الرّحْمَنُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ : قُلْتُ : فَالّذِی کَانَ فِی مُعَاوِیَةَ ؟! فَقَالَ : تِلْکَ النّکْرَاءُ تِلْکَ الشّیْطَنَةُ وَ هِیَ شَبِیهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَیْسَتْ بِالْعَقْلِ.
عقل چیست ؟؟؟!فرمود : چیزی است که به وسیله ی آن خداوند پرستش می شود و بهشت بدست می آیدآن شخص می گوید : گفتم :پس آن چه که م
شهیدی پاک گفته دل مطهر
نباشد شمر را حاصل مطهر
نباشد در عبث کاری الهی
که باشد سایه از هر شمر کاهی
به آن بد طبع سایه را خدا داد
خدا در سایه اش طبعی جدا داد
چنان طبعی به کاهی در تباهی 
و ظلمت!چون به چاهی در سیاهی
اگر کم لوح خوش در سایه ماند
بدان از نورها بی مایه ماند
به تفسیری که حر آموخت دل ده
نرو از بهر هر سایه که ظل ده
که امروزی شده آن شمر کژ دل
و داعش را سپر از سحر کژ دل
به حیلت کاه را بر دیده آورد
همان برجام نافرجام دل سرد
نشد شهدی صمیمانه ز برجام
چه سان گویی سفیدی را سیاهی
، چه سان خوانی صوابی را گناهی.
ز گمراهی چرا رهبر بجویی،
چو او رهگم زنی در نیمه راهی.
ز ابله عاقل و دانا تراشی،
چرا دیوانه خوانی عاقلی را.
به روز سختی از دلسنگی خویش
کنی خون جگر صاحب دلی را.
همه عیب زمان باشد بگویی،
به هر یک عیب خود یابی بهانه.
چو فرزند زمان باشی همیشه،
گناه تو همه عیب زمانه.
ز تو دور و زمان راضی نباشد،
که باشی لحظ های از خویش راضی.
نسازی بهر خود زیبا زمانی،
اگر کار خودت سامان نسازی.
از نتایجی که بهش رسیدم ، اینه معمولا همه تو یه بخشی از زندگی‌شون ریدن ! فرقی نمی کنه طرف چقدر فهمیده ، عاقل ، با سواد و خوشحال به نظر بیاد یا اینکه تو اینستاگرامش چقدر تصویر خفنی از خودش به نمایش می ذاره . فرقی تمی کنه از دیدگاه ما طرف چقدر پرفکت باشه ، در نهایت همه ی ما تو یه بخش از زندگی مون ریدیم ! با این تفاوت که یکی فقط خاک می ریزه روش بوش بلند نشه ، یه نفر نمی دونه چی کار کنه و میاد با دست تمیزش کنه که بدتر می‌شه ، یه نفر ریده ولی هنوز بوش بلند
چیزی به او گفتم؛ خندید و بین خنده‌هایش گفت: دیوونه!» و باز خندید. می‌خواستم بگویم خب مگر می‌شود فرد عاقل صدای خنده‌های تو را بشنود و از سر ذوق دیوانه نشود؟ ولی سکوت کردم، دیوانگی را ترجیح دادم به قطع کردن ریتم خنده‌های شیرینش؛ و من دیوانه شدم، دیوانه‌ی او.
#امیررضا_لطفی_پناه
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
عجیبه. می‌گن محبت از شناخت میاد، ولی می‌تونم قسم بخورم این محبت، این اشکی که سه روزه تموم نمی‌شه، این غمی که هر لحظه تازه‌تر می‌شه، این که امروز صبح فهمیدم نمی‌شه، باید پاشم برم تهران تو اون اقیانوس آدما یا غرق شم یا حداقل بتونم به جای گریه‌های بی‌صدای توی اتاق، با صدای بلند زار بزنم، اینا فقط از شناخت نمیاد. مگه من کلا چقدر از تو می‌دونستم یا همین الان می‌دونم سردار؟ اشکم بند نمیاد ولی. غصه‌م تموم نمی‌شه انگار.همهٔ روضه‌ها انگار ا
امروز درسای زیادی داشت واسم. امروز فهمیدم روی هیچکس نباید حساب باز کرد. آدما، منفورترین، دروغگوترین و دوروترین‌ها هستن. آدما اونقدر بهت نزدیک میشن و اونقدر اعتمادت رو جلب میکنن که تو به عنوان خواهر و برادرت ازشون یاد میکنی. بعد با یک حرکت، بهت میفهمونن که هفت پشت غریبه‌ن. بعد اون‌وقت حرصت می‌گیره. از کی؟ از خودت. که چرا همیشه چنین آدمی بودم؟ که چرا ذره‌ای تغییر نکردم و نمیتونم تغییر کنم! که چرا عاقل کند کاری آخه؟
عصبانیم. ولی یه عصبانیِ خو
حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: إِنَّ أَصْلَ الْعَقْلِ الْعَفَافُ وَ ثَمَرَتَهُ الْبَرَاءَهُ مِنَ الْآثَامِ وَ أَصْلَ الْعَفَافِ الْقَنَاعَهُ وَ ثَمَرَتَهَا قِلَّهُ الْأَحْزَانِ؛ ریشه عقل، عفت است و میوه‌اش خودداری از گناه و ریشه عفت قناعت است و میوه‌اش کم شدن اندوه‌ها»[1] و نیز می‌فرمایند: مَنْ عَقَلَ عَفَ؛ کسی که عاقل باشد، پاک‌دامن می‌شود.»[2] و درجایی دیگر […]
نوشته ارتباط بین عقل، عفت و قناعت اولین بار در گناه ش
بسم الله
 
هرچند وقتی عنان کار به دست حضرت آقا باشد و مجریان امر، سربازان کفن‌پوش‌ش در سپاه و ارتش، جای نگرانی نیست و ما تنها زمان و مکان انتقام سخت را نمی‌دانیم - نه اصل تحقق آن را - اما عمق و شدت ذلت‌کشی برخی واقعا نوبَر است!بزدل‌های عاقل‌نما! باید تا کجای‌تان حراج شود که بفهمید در برخورد با سگ‌گرگ‌های تاریخ وادادگی راه به جایی نمی‌برد؟ می‌خواهی از خون قاسم سلیمانی بگذری تا چه چیزی برایت بماند؟ اصلاً چیزی می‌ماند که برایت بماند؟ فرد
به گزارش سایت تفریحی چفچفک به نقل از ویجیاتو: در این یکی دو سال اخیر کمتر پیش آمده که با ذوق و شوق فراوان برای یکی از دوستانم از جذابیت رانندگی با کامیون و پیمودن مسافت‌های طولانی بگویم و طرف مقابلم نگاهی عاقل اندر سفیه نکند. برخی از آن‌ها هنوز هم در دورهمی‌ها به شوخی برای هم تعریف می‌کنند که پدرام نصفه‌شب‌ها بیدار می‌مونه و بار می‌بره» و یک سری دیگر حتی نمی‌توانند چنین چیزی را باور کنند.
ادامه مطلب
معین یک کتاب ازم گرفت
یه گوشش نوشته بودم "کاش معین از زندگیم میرفت بیرون"
نتیجه:
۱.مویز بخورید،برای تقویت حافظه خوبه.حافظه ی خوب که داشته باشید ،متوجه اید چه کتابی رو به امانت میدهید!
۲‌.هر فکری که به ذهنتون‌خطور کرد،سریع یه گوشه کناری پیادش نکنید!
۳.وقتی دوستتون ازتون سوال میکنه" چرا میخواستی از زندگیت‌ برم بیرون" بلند نزنید زیر خنده!
۴.یک آدم‌عاقل هیچوقت نمیخواد تنها دوست‌ماشین دارش از زندگیش‌بره بیرون!
آخرین باری که به این‌شدت خندی
می خواستم توصیه کنم که حتما بخونینش ولی الان که تموم شده سرم درد گرفته، شدیدا و عمیقا به خاطر احوالات بلقیس ناراحت هستم! گوربابای محمود و هدایتعلی و بقیه ی شخصیت های داستانبه نظرم یکی از بدترین کارهایی که یه نویسنده می تونه انجام بده اینه که آخر داستان رو باز بذاره، یه جوری تمومش کنه که اون خواننده تا آخر عمرش به اون شخصیت فکر کنه□
به طور کلی حال و هوای دارالمجانین رو دوس داشتم، خیلی از واژه ها و اصطلاحاتی که ما در طول روز استفاده می کنیم رو
دو بار دستم رفته به پیام دادن اما چیزی ننوشتم، دلم همش منتظر یک پیام است که بیا آشتی کنیم، که تو مهمترینی برایم. که نیستم، هیچ کجا نبودم پیش ح که جای خود. بیخود دل بسته‌ام به آدمی که هزاران رابطه دارد و دلش خوش است او که من برایش جز س ک س نیستم. ولش کن باید دل بکنم شاید صلاح این است که پای هرچی عشق و عاشقی‌ست از زندگیم کنده شود و برود. باید تنها شوم و به زندگی در تنهایی با درس و مشق خو کنم. امسال آی‌پی‌ام پذیرش داره و من باید تلاش کنم تین وضع مناس
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انت کما احب واجعلنی کما تحب
الهی هب لی کمال انقطاع الیک
سلام و درود خداوند بر ارواح پاک حضرت محمد (ص) و آل محمد و درود و سلام ما و خدا به مولا و آقای عالم حضرت بقیه‌الله(عج)؛ شهادت می‌دهم که خداوند یگانه است و محمد(ص) خاتم رسولان و برترین بنده خداست و امیر المومنین علی مرتضی(ع) برادر و وصی او بود و فرزندان معصوم مولا، امامان پس از او هستند و تا قیامت امامت در خاندان پاک محمد (ص) قرار دارد و لاغیر "و رضیت بذلک".
خداوندا د
پیرو یه خاطره که یکی از بچه ها از یکی دیگه از بچه ها نقل کرد منم به هوس افتادم که یه شعر از حافظ حفظ کنم. گفتم که چه یهتر که تفال بزنم هرچی خود حافظ نظرش بود همونو حفظش کنم. حاصل تفال دیشب من شد این شعر:
می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
بر در میکده می کن گذری بهتر از این
در حق من لبت این لطف که می‌فرماید
سخت خوب است ولیکن قدری بهتر از این
آن که فکرش گره از کار جهان بگشاید
گو در این کار بفرما نظری بهتر از این
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو
مگه میشه آدم , خدا رو دوست داشته باشه 
ولی کارایی کنه که خدا دوست نداره؟!

آره میشه 
چرا نشه؟!
من یکیو میشناسم که خیلی رفیقشو دوست داره 
اما همش کارایی میکنه که رفیقش دلخور میشه 
بعدش ازش معذرت خواهی میکنه 
و به شدت هم همدیگه رو دوست دارن!
قبول دارم که 
اگه عالم و عاقل برخورد کنه 
عزیزتره 
اما مییییشه 
باور کنید.

اونم خدایی که ستارالعیوبه 
خدایی که از مادر مهربون تره
خدایی که درِ توبه رو برا همین باز گذاشته
خدایی که سرزنش خطاهارو به سر بنده اش
شهیدی پاک گفته دل مطهر
نباشد شمر را حاصل مطهر
نباشد در عبث کاری الهی
که باشد سایه از هر شمر کاهی
به آن بد طبع سایه را خدا داد
خدا در سایه اش طبعی جدا داد
چنان طبعی به کاهی در تباهی 
و ظلمت!چون به چاهی در سیاهی
اگر کم لوح خوش در سایه ماند
بدان از نورها بی مایه ماند
به تفسیری که حر آموخت دل ده
نرو از بهر هر سایه که ظل ده
که امروزی شده آن شمر کژ دل
و داعش را سپر از سحر کژ دل
به حیلت کاه را بر دیده آورد
همان برجام نافرجام دل سرد
نشد شهدی صمیمانه ز برجام
چون حجر سفیه محدود به امور مالی است و طلاق را نمی توان از این امور محسوب داشت طلاق سفیه بی اشکال است و او می تواند با رعایت مقررات و تشریفات قانونی زنش را طلاق دهد.
◀️ ق.م در بیان شرایط طلاق دهنده رشد را ذکر نکرده و فقط گفته است که طلاق دهنده باید بالغ عاقل قاصد و مختار باشد ماده ۱۱۳۶ ق.م در فقه امامیه هم که منبع ق.م است رشد از شروط طلاق دهنده به شمار نیامده و طلاق سفیه معتبر شناخته شده است.
جالبه
 
هر چی بیشترم سنم میگذره
بیشتر متوجه میشم، 
 
که ادمای درست و حسابی
ادمای سالم
ادمای قوی
بزرگ و با ذهن باز
خیلی گذشت دارن
و خیلی دست هم رو میگیرن
و خیلی دست بقیه رو میگیرن
و از خیلی چیزا میگذرن
 
ادمای کوچیک جلوی ادمای بزرگ حقیر میشن
احساس کوچیک بودن میکنن
احساس حقیر بودن
 
ولی اون ادم بزرگه اون حس بهش دست نمیده
دوست نداره کسی رو خرد و کوچیک کنه.
 
از کسی نباید انتظار داشت
ولی واقعا یه ادم درست و حسابی و سالم و باگذشت و عاقل با بقیه با بزر
مهمترین مسئله در زندگی
مهمترین مسئله در زندگی شناخت و آگاهی و سپس برنامه ریزی و نظم داشتن است.
پیامبر اکرم(ص): بر عاقل حقیقی شایسته است(علاوه بر فعالیت هایی مانند کسب کار) چهار برنامه در شبانه روز داشته باشد.
1-تعیین وقت برای مناجات با خدا
2-تعیین وقت برای محاسبه نفس
3-تعیین وقتی برای مراجعه به اهل علم
4-تعیین وقتی برای بهره وری از لذت های حلال
 دل  خروشان   اندرین   دریای غم ساحل کجاست
              ای شکسته کشتی ی ما می روی منزل کجاست
 در گلستان  چون   گلی  تنها  نشسته  در سکوت
              باغ  و  راغ  ماتم  گرفته  خوش غزل بلبل کجاست
 یک  دمی   از خوش   الحانی   داغ  مارا   تازه کن
              آنکه  داغ   ما   کند   تازه   همان   شاتُل کجاست
 همچو  پروانه  در شب   هجران با شمع  سوختیم
              از جدایی  چه   حکایت   میکنی  حاصل  کجاست
 غم تو  ساغر   غرق  کردیم 
در این 5 سالی که از دبیرستان میگذرد، سالی یک یا دوبار را مدرسه میروم. نه برای اینکه مدل مادربزرگ ها بگویم کدام راه را بروید یا نروید که بهشت و جهنم کدام است یا شبیه دوستانم برایشان روضه بخوانم و از دانشگاه ( کعبه آمالشان) بد بگویم. رفتنم بیشتر برای خودم است تا آنها. هر لحظه در مدرسه پر است از امید و شوق و ماجراجویی و هیجان. امروز را با دهمی ها کلاس داشتم و چقدر از بودن در جمع شان لذت بردم. چقدر عاقل تر و باهوش تر از آن موقع های من هستند. چقدر خوب
روز ها پشت سر هم می آیند و میروند ، بدون اینکه حتی توجهی به من داشته یا حتی فحشی یا تکه ای نثارم کنند . فقط میروند . قبلا از این گذشتن ها خوشم می آمد ، مثل یک بلایی بود که می آمد و میرفت . مثل سردرد میگرن مادرم که همیشه شکایت میکند که میگیرد و ول میکند . روز های من هم همینطور بودند میگرفتند و ولم میکردند .
بعد ها ، یعنی کمی که گذشت و عاقل تر شدم ، عذاب هایم هم بیشتر شد ، مشکل پشت مشکل و تلاش های بیهوده ی من که مثل علفی خشک روی تلنبار میشد و کافی بود کب
بسم الله مهربون :)
 
یه مرحله ای از زندگی هست که البته خیلی هم بی رحمه و اون نقطه ایه که تو میدونی دیگه از این به بعد قرار نیست هیچ اتفاقِ دیگه ای بیفته و انقدر منطقی و عاقلانه فکر میکنی که هیچ چیزی رو به جز واقعیت های تلخ و زجرآورِ رو به روت نمیبینی.
دلم رویا میخواد، خیال بافی میخواد. این حجم از واقعیت های تلخ و عذاب آور داره بهم آسیب میزنه. دلم میخواد دوباره فکر و خیالم پرواز کنه به آینده، اصلا به آینده هم نه، به اتفاق های قشنگ، به حس های خوب،
متن تصنیف غزلی از مولانا جلال الدین رومی
ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگوای شه و سلطان ما ای طربستان مادر حرم جان ما بر چه رسیدی بگونرگس خَمار او ای که خدا یار اودوش ز گار او، هر چه بچیدی بگوای شده از دست من چون دل سرمست منای همه را دیده تو آنچ گزیدی بگوعید بیاید رود عید تو ماند ابدکز فلک بی‌مدد چون برهیدی بگودر شکرستان جان غرقه شدم ای شکرزین شکرستان اگر هیچ چشیدی بگومی‌کشدم می به چپ می‌کشدم دل به راسترو که کشاکش خوش است تو چه کشیدی بگومی به ق
می شود که بهار من باشی؟
یا که پایان خزان من باشی؟
تو که سرشار از شور و شعفی
می شود که امید من باشی؟
چشمان تو همه چیز من است
می شود که صبح نوید من باشی؟
خسته شده ام از عاقل بودن
می شود که جنون من باشی؟
گرفته ام از زمین و زمان
می شود پر پریدنم باشی؟
این شعرها برای تو کم است
می شود که زبان من باشی؟
تشنه ی رسیدنم، تو خوب میدانی
می شود که در تن من باشی؟
و من هر روز. دنیا را بیشتر می‌شناسم
عاقل‌تر می‌شوم. دیگر کمتر رویا می‌بافم
و دیرتر آدمها را باور می‌کنم.
بیشتر احساساتم را نادیده می‌گیرم
روزها می‌گذرند و من هر روز بیشتر از دنیای 
سادگی‌ام فاصله می‌گیرم.
 
(یگانه حق پرست)
من همیشه با جمله ی خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو مخالف بودم تا این که جمله ی خودم رو پیدا کردم.
همیشه مخفی شدن در پوشش جمع مفید نیست. اگر عقایدمان را مطرح نکنیم و از رسوایی ها بترسیم دیگر زنده نخواهیم بود! یعنی زنده بودن یا نبودن فرقی ندارد. ما در این جهان هستیم تا چیزی را در جایی تغییر دهیم. نه این که با هم رنگ شدن با محیط اطراف، استتار شویم، تا مبادا آب از آبی تکان نخورد!
دیوانه ای به عاقلی می گفت: اگر ما دیوانگان از شما عاقلان بیشتر بودیم، آنگ
این مطلب صرفا جهت خالی کردن غرغرهای دخترانه است وهیچ جنبه بدرد بخور دیگری ندارد!
من تقریبا چهار یاپنج ماه یکبار ضدآفتاب و کرم مرطوب کننده  وعطر میخرم 
دوسالی هم میشه که از برند های با کیفیت خارجی انتخابشون میکنم.
اول مهر که رفتیم واسه برادر کوچیکمون خرید پیش خودم گفتم بزار منم  به همون مغازه  ای که همیشه
  ازش خرید میکنم سفارش بدم  اینارو برام  بیاره
وقتی قیمت های جدیدشون گفت منصرف شدم.
عزای عمومی اعلام کردم برای خداحافظی با ضدآفتاب خوبم ,م
رویاچیزیه ک دلمون میخواد ولی نمیشهیعنی امید ب اینده در چیزهای ناممکنرویا یعنی تو ک از حافظه ی من بیرون نمیرویرویا یعنی من تو و سه فرزندمان .یادت است ما ب رویایمان روح بخشیدیم ب اینده ای نامعلوم زمان و مکان دادیم.رفتیم تا ابدیت.بدون حد و مرز.من هنوز هم با فرزندمان سخن میگویم ک دختر نازم رویا ساداتم مواظب رها و رهام باش.از کجای داستانمان کنار ایستادی و نظاره گر شدیک به تنهایی کاخ های عزلت را بنا کنم.از روزی ک تنهایت گذاشتم تا خودم را پیدا کنم؟و
خطاب به آنهایی که دم از نیاز کشور به FATF می زنند می گویم "دیدید که تعریف آمریکا و اروپا از تروریست، چه کسانی هستند. خودتان را گول نزنید که ما FATF را تصویب می کنیم ولی هرکسی که خواستیم به عنوان تروریست در این لایحه مدنظر قرار می دهیم. ارائه کنندگان این طرح، پشتیبان های FATF همگی وابسته به آمریکایی هستند که یکدفعه و بدون هیچ ادله جهان پسند، نیروهای مسلح یک کشور را به طور رسمی به عنوان تروریست اعلام می کند!
انسان عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.
رویاچیزیه ک دلمون میخواد ولی نمیشهیعنی امید ب اینده در چیزهای ناممکنرویا یعنی تو ک از حافظه ی من بیرون نمیرویرویا یعنی من تو و سه فرزندمان .یادت است ما ب رویایمان روح بخشیدیم ب اینده ای نامعلوم زمان و مکان دادیم.رفتیم تا ابدیت.بدون حد و مرز.من هنوز هم با فرزندمان سخن میگویم ک دختر نازم رویا ساداتم مواظب رها و رهام باش.از کجای داستانمان کنار ایستادی و نظاره گر شدیک به تنهایی کاخ های عزلت را بنا کنم.از روزی ک تنهایت گذاشتم تا خودم را پیدا کنم؟و
تا حالا به این فکر کردین که مثلا بدونین عاقل ترین آدم ها در سن هشتاد سالگی چطور فکر میکنن و نظرشون راجع به مسائل مختلف چیه؟!
ژوزه ساراماگو رو که میشناسین؟! 
نویسنده رمان معروف "کوری" که جایزه نوبل ادبیات رو هم برد . ایشون اواخر عمرش یه وبلاگی راه انداخت و نظرشو مثل کلنگ و مریم و بقیه درباره مسائل مختلف می نوشت. 
خوبیش اینه که این نظریاتش در قالب یک کتاب و با ترجمه خوب چاپ شد!
توصیه میکنم یه نگاهی بهش بندازید، دید خوبی نسبت به مسائل بهتون میده . 
وقتی با فشار دو دست رو شونه م خوردم به دیوار بغضم ترکید . بخاطر سال ها دیوار بودن برای رویاها . بخاطر تلاش هایی که کرده بودم تا دیوارهای زندگی چیده شن بیان بالا . بخاطر رنج و تلاشی که خودم رو به داشتنشون مجبور کرده بودم تا آینده جای بهتر و قشنگ تری بشه . بخاطر نداشتن ِ هیچ کس به جز همون دیوار برای تکیه کردن بهش . بخاطر ِ خودم . خودم که فقط خدا میدونه چقدر صادقانه تلاش میکنم تا هیچکس بخاطر من سختی نکشه . فکر نمیکنم اون دیوار رو هیچوقت فراموش کنم . دیو
و من هر روز. دنیا را بیشتر می‌شناسم
عاقل‌تر می‌شوم. دیگر کمتر رویا می‌بافم
و دیرتر آدمها را باور می‌کنم.
بیشتر احساساتم را نادیده می‌گیرم
روزها می‌گذرند و من هر روز بیشتر از دنیای 
سادگی‌ام فاصله می‌گیرم.
 
(یگانه حق پرست)
دیوار یکى دیگر از آیتم هاى مهم در دکوراسیون داخلى است که به وسیله دیوار کاذب تغییرات مختلفى را در دکوراسیون داخلى ساختمان به عمل مى آید. طراحى دکوراسیون داخلى ، دیوار کاذب و دیوار دکوراتیو به دلیل مزیت ها و استاندارد های دیوار کاذب می توان در مکان های گوناگون ؛ ساختمان های تجاری، اداری و مسی، اجرای دیوار کاذب اتاق خواب, اجرای دیوار کاذب پذیرایی , اجرای دیوار کاذب سالن ها ، دیوار کاذب کافى شاپ ، اجرای دیوار کاذب رستوران ، اجرای دیوار کاذب
تصمیم گرفتم مثل یک انسان عاقل جزوه را بخوانم. فارما را شروع نکرده ام و دلم شور میزند، پاتو رو از اول دارم میخوانم و امیدوارم بشود همه را تمام کنم!
توی اتاق درس میخوانم، زینب هم درس میخواند. از صبح است که هیچ حرفی نزدیم. فقط وقتی صدای جارو کشیدن اتاق روبرویی آمد گفتم: این ها هم که هر روز جارو میزنند. و دیگر هیچ حرفی رد و بدل نشد.
هوا هوای بعد از باران است و کاش میشد در خوابگاه نبود! اما نهایت وقتی که بتوانم برای خودم صرف کنم این است که اینجا بنویسم
این معلم جدیده یهو وسط درس بهم میگه یعنی تو واقعا هیجده سالته؟
میگم هیفده سالمه
میگه ولی خیلی عاقل تر از سنتی!!خیلی آروم و متینی:|||
نیم ساعت بعد میپرسه یعنی تو لباسم میتونی بدوزی
میگم بله
تعریف میکنه خیلی خوبه مهارت بلدی و کنار طراحی لباس خیاطی ام پیش میبری:(
نیم ساعت بعد میگه یعنی تو که میخوای مستقل شی آشپزی بلدی
میگم بله
میگه پس کلکسیونت تکمیله
نتیجه اخلاقی:با این فرمول پیش بریم جلسه بعدی منو واسه پسرش خاستگاری میکنه:////////
پی نوشت:شما مورد او
❆ #دیوار:
 
دیوار سکوت کردوقتی که قاب کردمنبودن هایت رابر دیوار دلم #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_سپکو@ZanaKORDistani63سپرای میخانهکانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعید فلاحی(زانا کوردستانی)https://t.me/sepkomikhanehhttps://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
تمہارے عشق سے خالی ہے جو دل موسی کاظم
 وہ کیسے ہوگا عشق رب کے قابل موسی کاظم

اگر کوئ مسلماں ہے ترے رتبے سے ناواقف
وہ عالم بھی اگر ہو تو ہے جاہل موسی کاظم
 
شجاعت میں سخاوت میں عبادت میں طہارت میں
نظر آتے ہیں ہر اک رخ سے کامل موسی کاظم

خمینی کوئ بنتا ہے کوئ بنتا ہے نصراللہ
ترا تھوڑا سا عرفاں ہو جو حاصل موسی کاظم

تجھے زندان میں رکھکر بھی یہ زہر دغا دینا
بتاتا ہے ترے دشمن ہیں بزدل موسی کاظم
جو تجھکو اپنا رہبر مان کر طے کرتے ہیں رستہ
وہی پاتے ہیں بس
 
 
 
 
فکر می کنم اگر از هر انسان عاقل و بالغی روی کره زمین بپرسید که آیا دوست دارید پول بیشتری داشته باشید ؟ درآمد بیشتری داشته باشید ؟ پاسخی که به این سوال میدن (بله) هست.پول درآوردن و کسب درآمد کوه کندن نیست، مخصوصا برای نسل ما که چیزی به نام اینترنت در اختیار مون هست .اگر مطالبی که در این کتاب به شما میگم رو به اجرا بگذارید میتونید به درآمد ماهیانه ۱ تا ۱۰ میلیون تومان و حتی درآمد های بسیار بالاتر برسید.اینترنت یکی از ابزارهای بسیار عالی هس
اینطوری راحت ترن کسی نیست به کاراشون گیر بده خیلی راحت هر کاری میکنن خبر هم از طریق خبرگزاری داخلی که همش دروغه رو بهمون میگن دیگه کسی نیست ببرتشون تو حاشیه مخصوصا الان که حجم عظیمی از خبر ها منتظر این هست که اینترنت وصل بشه واقعا چرا باید اینترنت وصل بشه؟؟؟؟
والا مردم که مهم نیستن که اون بنده خدای که میخواد دفاع دانشگاه انجام بده مهم نیست اون بنده خدای که با شرکت های خارجی کار میکنه مهم نیست اون بنده خدای که با ایمیلش کار داره مهم نیست انگار
یکی از کتاب فروشی های شهرمان (که البته زیاد هم نیستند)  روی قفسه هایش کنار کتاب های عادی و بزرگ مجموعه ای از کتاب های کوچک گردآوری کرده. چند تا از این کتاب های جیبی که اتفاقا مفید و دلنشین هم هستند مثل گزیده های شاملو و تکنیک های مدیریت زمان خریده ام و در کیف های مختلف ام یکی از این کتاب ها گذاشته ام که هر وقت کیف دستی ای برمیدارم یک کتاب در آن باشد و در ماشین مطالعه کنم. تجربه به من ثابت کرده که در ماشین اگر نور کافی باشد میتوانم با تمرکز خوب و ق
حالم خوب نشده ولی اینو تعریف میکنم
امروز عین یه شخصیت متظاهر علمی رفتم کتابخونه که خیر سرم درس بخونم حالا اینکه نتونستم تمرکز کنم و بدتر گند خورد به اعصابم هیچی داشتم برمی گشتم یهو خانومه که داشت اونجا میچرخید نمی دونم منو که با سرعت جت از پله ها پایین میرفتم چجوری دید یه طوری یهو گفت وایسا که انگار با طلاهاش طرفه 
و میدونید چی شد
برگشت با خشن ترین و تهدید آمیز ترین لحن ممکن گفت:دفعه بعدی با شال نمیبینمت!!!
آخه روانیا اگه یه جا یه قانون جدی
تو مثل من کجا همدل بیابی،
انیس و همدم خوشگل بیابی؟
کُشایی صد گره از مشکل دل،
چو من بکشاده دل مشکل بیابی.
 
به چشمان سیاهت نم نبینی،
در این عالم غم عالم نبینی.
همه دم می کنم زاری بسیار،
دل من را به چشم کم نبینی
 
سر دانا همیشه در بلا است،
مکافات قضا تنها جزا است.
چو در پاداش و در انعام تقدیر،
ا گر تقصیر نه، قسمت خطا است.
 
تو که غافل نه ای از عالم من،
چرا شادی کنی در ماتم من؟
اگرچه کم شود سالی ز عمرم،
نگردد ذره ای کم یک غم من.
 
دل ناپاک تو غرق گنه باد،
    
        ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

    میکشم از هجر او صد جامِ خون دل به دوش
               میبرم در هر قدم وجدانِ آب و گل به دوش
     من غم هجران خورم غافل غم بود و نبود
               حسرت دنیا چرا باید کشد عاقل به دوش
  
   سوی میخانه روم هرشب پریشانتر ز پیش
              تا مگر پیدا کنم ساقیِ خونِ دل به دوش
  
   وصلِ او ممکن نباشد اندر این ماتمسرا
            کی تواند غمزه ی او را کشد جاهل به دوش
     در پی محمل دویدن، شرط مجنون بودنست
       
شبیه شیشه بود؛ اما شکستن را نمی‌فهمید
تمام درد اینجا بود، او من را نمی‌فهمید
خودش با خنده‌هایی؛ تلخ بند کفش من را بست
وگرنه پای من؛ تردید ماندن را نمی‌فهمید
اگر تنها رفیقم هر کسی، غیر از صداقت بود
دلم اینقدر ارزشهای؛ دشمن را نمی‌فهمید
وجود شعر در دنیای؛ ماشینی غنیمت بود
وگرنه هیچ مردی؛ در جهان زن را نمی‌فهمید
سکوتم کوهی؛ از حرف و نگاهم خیس ماندن بود
ولی او فرق؛ شب با روز روشن؛ را نمی‌فهمید
من او را خوب فهمیدم، کمی عاقل‌تر از
نمایندگی پیامک صوتی
 
******

آدم باید یه " تو " داشته باشه
که هر وقت
از همه چی خسته و ناامید بود بهش بگه :
مهم اینه که تو هستی
بیخیالِ دنیا.

پیامک صوتی
 
 
 
******

برای تسخیر چشمان مرد
زیبا بودنتان کافیست
اما از پس قلب و دستانش
تنها یک زن عاقل و مهربان برمی آید
اگر مردتان را تمام و کمال میخواهید
تلاش کنید تا همیشه
آراسته و زیبا و عاقل و مهربان باشید
تبلیغات صوتی
 
******

انتظار
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتی حاصل تصویرش
تو باشی
ارسال پیامک صوتی
 
 
******

ف
نمایندگی پیامک صوتی
 
******

آدم باید یه " تو " داشته باشه
که هر وقت
از همه چی خسته و ناامید بود بهش بگه :
مهم اینه که تو هستی
بیخیالِ دنیا.

پیامک صوتی
 
 
 
******

برای تسخیر چشمان مرد
زیبا بودنتان کافیست
اما از پس قلب و دستانش
تنها یک زن عاقل و مهربان برمی آید
اگر مردتان را تمام و کمال میخواهید
تلاش کنید تا همیشه
آراسته و زیبا و عاقل و مهربان باشید
تبلیغات صوتی
 
******

انتظار
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتی حاصل تصویرش
تو باشی
ارسال پیامک صوتی
 
 
******

ف
 
امید صباغ نو میگه : آدم باید دیوونه باشه تا به یه جایی برسه ! آدم عاقل هرچقدرم بگه من فلانقدر کتاب خوندم و.
کاری نمیتونه بکنه.
خوش به حال دیوونه ها !
 
*
 
و من و من و من !
یه آدم بوقم که میخوام هی عاقل باشم . و هی به تمام دنیا میخوام اثبات کنم منطقی تر از من وجود نداره .آینده نگر تر از من ،
آدم پر خطوط قرمز تر از من ، بی احساس تر از من ، و هر چی تر از من وجود نداره !
 
:)
 
مثلا چیزی که واقعا دوست دارم رو میگم ندارم .
هم به خودم هم بقیه.
مثلا اون چیزی که دوس
تا به حال نگفتم از کسی و یا چیزی از مخلوقات خدا متنفرم .
نگفتم.یا اگه گفتم منظورم از تنفر .واقعا تنفر نبوده !
اما امشب میخوام.بگم از آدمای بهونه گیر و ایراد تراش و بددل متنفرم!
از آدمای شکاک متنفرم.
از آدمایی که از هیچی جنگ درست میکنن.متنفرم!
از آدمای مریض خود عاقل پندار متنفرم .
از آدمایی که فک میکنن آدمای دیگه براشون مثل یه کاغذ رومه قابل خوندنن و یه درصد به اشتباه خودشون و احتمال اشتباه خودشون فک نمیکنن متنفرم!
از آدمایی که قاضی نیس
 
خیلی دوست داشتم من هم از این تنهایی به در می اومدم. درسته من سنم کمه ولی واقعا احتیاج دارم که ازدواج کنم ولی هیچ جوری جور نمیشه.برام یه سوالی پیش اومده که چرا اگه از یکی خوشمون میاد اما چون دختریم نباید بگیم؟
 
---------------------------------------------------------------
۱- نیاز به ازدواج و رفع نیازهای عاطفی و جنسی از راه حلال و طبیعی آن از ابتدایی ترین نیازهای هر جوان مکلف است که برای دخترها وپسرها از سنین راهنمایی آغاز شده و در سنین دبیرستان به صورت جدی اوج میگیرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
دلم در خون شناور شد
صدا در سینه ام گم شد
گلو از سرب لبریز  و
سرم بر دار واعظ شد
#
چه در زندان 
چه در ساحل
چه در بزم و
چه در مهمانی واعظ
.
چه در محراب یک مسجد
چه در کرسی درس فیلسوف عاقل بالغ
اگر دیدی 
که دختی،
کودکی معصوم و بازیگوش
زفقر علم و دانش،
.
اگر یک دختری باشد 
عروس هجله یک نره پیر ظالم فرتوت
تو می مانی و وجدانی
که
از روح جوانمردی و انسانی
تهی گشته
(مرتضی متقیان)
تیری در بغل
به که پیری در بغل
(نقل مفهوم از سعدی)
 
دانلود آهنگ امین حیایی دیوونه میسازی | کیفیت خوب و عالی
هم اکنون رسانه جاز موزیک برای شما کاربران ترانه دیوونه میسازی با صدای امین حیایی را آماده کرده است
Download New Song BY : Amin Hayayi | Divoone Misazi With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ امین حیایی دیوونه میسازی
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
آرومه کنار تو دلم آرومه نباشی پیش دل آشوبه دیوونه ی تو بودنم خوبه ♫♪خوشحالم از اینکه دارمت خوشحالم اگه بگذره هر چند سالم عشق تو توی قلبم دارمدیوونه میسازی از من عاقل وقتی که
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است-عشق رنگ وبوی الهی دارد- هم به های است و- هم به هوی- های وهوی توئی- هم دراین جا ئی وهم درانجا ئی-هم به در جامی وهم درسبوحی-به هم مرادی وهم به تو مریداند-هم به در پیام ای وهم درکلام-هم درسفید هستی هم درسیاه سیاه -من همان   که توگویی تو همانی که خودگویی- نه چنین ام که توخواهی –توچنانی که –من خواهم-هم سماواتییم هم زمینی ام-به زنجیر توبسته  وبرده دینم- برای دل تنهایم توجام شرابی من اب سرابم گرفتاررتوام انچنان حق
یه بنده خدایی از روستا گوسفندی برای فروش به شهر می برد
به گردن قوچ زنگوله ای آویزان کرد و با طنابی گردن قوچ را به دُم خرش بست و حرکت کرد
بین راه ان زنگوله را باز کردند و به دُم خر بستند و قوچ را بردند.
خر هم با چرخاندن دمش و صدای زنگوله خرکیف شده بود
بعد از چند متر یکی از ان جلوی مرد روستایی را گرفت و گفت : چرا زنگوله را به دُم خر بستی؟ کدام عاقل این کار را میکند
روستایی ساده پیاده شد دید آن مرد درست می گوید
گفت : من زنگوله را به گردن قوچ بسته
 
+تغییر باید چی باشم که بشه اسمش رو گذاشت تغییر ؟
+مثلا همین احساس پختگی آخرای دهه بیست زندگی که این روزا احساسش میکنم و خوندن پست های سال پیش و پیش ترش ثابت کرد یه الهام متفاوت بودم تا الهام امروز . دغدغه ها، احساسات،درگیری های ذهنی یه روز یه چیز دیگه بوده و حالا یه چیز دیگه 
+ یه روز با ذوق از حرف زدن تک کلمه ای آنا اینجا مینوشتم اما حالا اونقدر خانم شده که میره به مهد و با افتخار از دستاوردهای جدیدش تو زندگیش تعریف میکنه :)) و من هرروز برای ب
دانلود آهنگ شهاب مظفری اتفاقا عشق
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * اتفاقا عشق * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , شهاب مظفری باشید.
دانلود آهنگ شهاب مظفری به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Shahab Mozaffari called Etefaghan Eshgh With online playback , text and the best quality in mediac
متن اهنگ شهاب مظفری به نام اتفاقا عشق
اتفاقا عشق یعنی راه را گم کرده باشیاشتباهی را برای بار چندم کرده باشیاتفاقا بهتر است از چشم عاقل ها بیوف
بعضی وقتا که ادمای خوب تو زندگیم پیدا میشن و یا کسی بهم یه خوبی میکنه یا احوالم رو میپرسه در حالی که میتونه براش اصلا مهم نباشه.گریه ام میگیره.
امروز ازون روزاست که یه چیزی شبیه قند توی دلم بود و چشمام داغ شد.
وقتی اون دو تا استاده اینقدر مهربون بودن.
وقتی این پسر چینی امریکاییه به سبک اینجاییا ازم پرسید اخر هفته رو خوب گذروندی یا نه؟
وقتی هر طرف رو که نگاه میکردم میدیدم همه دارن رو وایت بوردایی که جا به جا روی دیوارای طبقه نصب شده با هم بح
 
چطور لکه های مختلف را از روی دیوار پاک کنیم؟
کمتر کودکی است که به روشهای مختلف از مداد رنگی گرفته تا مداد شمعی و دستان کوچک خود یادگاریهایی روی دیوار منازل بر جا نگذارد. با ما همراه شوید تا با روش تمیز کردن لکه های مختلف از روی دیوار آشنا شوید…
 
لکه های مداد رنگی روی دیوار را به وسیله یک مسواک کهنه و کمی خمیر دندان پاک کنید. شما همچنین می توانید برای پاک کردن خطوط مداد رنگی روی دیوار گچی، مقداری جوش شیرین را درون آب حل کنید و با پنبه روی خطوط
برای من که مرزهای سفت، محکم، خشک، و ثابتی دارم از آنچه هستم و می‌توانم باشم، این در حد یک اکتشاف است. چون کلاس ورزش نرفته‌ام، نمی‌توانم آن را به دیگران هم توصیه کنم. چون اهل سریال نگاه کردن نیستم، نمی‌توانم سر دیگری را هم با سریالی که فکر میکنم خوب است برایش گرم کنم. چون آرایشگاه نمی‌روم، نمی‌توانم به کسی هم توصیه کنم کجا بهتر است. در حالیکه شاید این شرایط در عین سادگی برای خود آدم کافی باشد اما باز به خاطر لذتی که در ارتباط و کمک‌کردن و در
دانلود آهنگ بی تاب از پازل بند نازنین چیزی نمیگفت و حالت تفکربه خودش گرفته بود. شکوه با یه سقلمه آوردش توی این دنیا و گفت: چته ؟ چرا تو چیزی نمیگی ؟ کجا سیر میکنی؟ نازنین با دستش، محل مورد هجوم واقع شده رومالش داد: خاک به سرت مریم. آخه دختر عاقل اینکارا میکنه؟ واقعا که خری. با دهن باز به نازنین نگاه میکردم و حرفاشومی سنجیدم. نازنین چرا اینجوری میکرد؟ نازنین با دست دهن وامونده منو بست: مگه دروغ میگم. تو اصلا چه طور دلت اومد به همچین پسر خوشگلی و ج
با ن خردمند را به سمت کافه پیاده می‎رفتیم و از نوشتن حرف می‎زدیم. از این می‎گفتیم که غم چه دست آدم را به نوشتن گرم می‎کند. که آدم به مرحله‎ای می‎رسد که باید بین گریستن مدام و نوشتن انتخاب کند و ما اولی را انتخاب می‎کنیم. توی همین حرف‎ها بودیم که ن یک‎مرتبه پرسید: دلت تنگ نشده؟ من دلم هنوز پیش نوشتن بود. جواب دادم که زیاد. که دلم دیگر آن همه غم را نمی‎خواهد اما آن میل شدید به روی کاغذ آوردن احوالم را زیاد می‎خواهد. ن گفت: منظورم آدم سابق بود،
مراسم هفتگی مورخ 2 آبان 1398 هیئت فدائیان حسین (ع) با مداحی کربلایی سیدرضا نریمانی برگزار شد.
 
صوت:
بخش دوم روضه | دیده بگشا و ببین زینبت آمد مادر
بخش چهارم شور | به لطف زهرا رسیدم به خیمگات
بخش اول مناجات | کوله بار معصیت دارم ببین دلواپسم
بخش سوم زمینه | اگه دلبر تویی عاقل باید عاشق بشه
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب