نتایج پست ها برای عبارت :

عزیزم عزیزم چی دیگه ب پات بریزن

وقتی نباشی دنیا یه عالمه غم داره و دلگیرهیادگاریات و عکسات عزيزم بغضم رو می تره دست نزار رو زخم زبونی که زدی که خیلی بد جورهعادت تنهایی هام رو بشکن که دلم بی تو بد میمیرهدروغ بزرگی بود اگه گفتم که دوستت ندارمآهنگهای مورد علاقت رو من هر روز گوش میدمخیالت روبروم می رقصه و من اشک میریزم تو باز ناز میکنی و من باز دیوونه تر میشمبه نظر میاد سالهاس دوری از من عزيزم برگشتنت هم تقریبا غیر ممکن شده عزيزم آرزو دارم حداقل سری بهم بزنی موقع مرگمچه آسو
عزيزم!
من پر حرف نیستم، اما تنهایی حرف میاره، همونطور که جلو کوه داد بزنی "سلام"، هزار بار می گه "سلام".
مظاهر.نوشت: عزيزم! من این‌ها رو برای تو می‌نویسم، برای تویی که هنوز وارد زندگیم نشدی، ولی یه روز میای و تنهایی‌هام تموم می‌شه.
سلام، عزيزم
چقدر شروع سخته.
میدونی، میخوام برات از روشنی قصه بگم. از امید. عشق. مهربانی. دیوانگی و جنون. میخوام برات از پریدن تو چاله های آب ، از رقصیدن و چرخیدن ، از بوی انار و سیب، از چراغ های چشمک زن دلامون بگم.
عزيزم ؛ بیا گوشامونو بگیریم ، بیا کور شیم و از همه ی سیاهی ها و غم های دورمون فقط صدای خنده کرکننده و دنیای رنگی خودمونو بشنویم و ببینیم. بیا بزرگ نشیم. بیا ساده ترین پیچيدگی های جهان باشیم.
عزيزم؛ بیا یادمون نره زنده بودنمون رو. بیا
سلام بابا 
خوبی دخترم. ببخش این مدت ننوشتم برات عزيزم. خیلی درگیر مسائل کاری بودم در حدی که حتی شما دو تا رو هم خیلی کم می‌دیدم، قول می‌دم بیشتر وقت بذارم و بیشتر بنویسم برات عزيزم.
 خواستم بگم از وقتی ديگه یاد گرفتی برنامه بچينی، سورپرایز ت تو موقعیت‌های مناسب با توه. و حقیقتا کار خیلی سختیم هست :)
عزيزم!
من که ندیدمت، ولی مطمئنم خیلی خوشگل می خندی، خیلی پر حرفی و یه ذره هم دیوونه !
خواستم بگم امروز داشتم بهت فکر می کردم، دو تا ایستگاه مترو رو اشتباهی رد کردم.
اگه داشته باشمت، فکر کنم کل زندگیم رو گُم کنم!
عزيزم!
من نمی تونم هم تو رو داشته باشم، هم نویسندگی رو، هم مهندسی رو.
می دونی چرا؟!
چون وقتی باشی توی زندگیم، فکر و خیالم فقط می شی خود خودت.
عزيزم!
بهت قول نمی دم بعد ازدواجمون شوهرت یه نویسنده ی خفن باشه یا یه مهندس خفن، اما قول می دم یه ع
1. امروز صبح با کلی نشاط و شور و شادابی رفتم به مدیرمون برا اوللللین بار سلام کردم (اونم چون زل زده بود بهم) . بعد یه نگاه عمیقی به ابروهام کرد و گفت سلام عزیززززممممم. 
این عزيزم خیلی معنا ها داشت. یکیش اینکه مثلا عزيزم ديگه از این گوجه ها نخور :))) یا مثلا منظورش این بوده که خیلی ایکبیری ای عزيزم. به هرحال من ديگه به کسی سلام نمی کنم -____- 
2. فردا با نیلی اینا میریم بیرون و در "چي بپوشم" ترین حالت ممکنم :| چي بپوشم؟ 
3. خوش ب حال این دخترا که با موهای کو
دانلود آهنگ جدید دنیا به نام عزيزم 
Download New Song By Donya Called Azizam
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
متن آهنگ دنیا به نام عزيزم
من ديگه باهات نیستم هرجا میخوای باش باشتصمیم رو بگیر ولی فکر فرداش باشوقتی دوس داری مال خودت باشیپس خودت باید دلواپس حال خودت باشیبه تو خوبی انگار نیومده عزيزمدل تو درست بار نیومده عزيزمبا خودت میگی تنها بشم عالی میشهاگه من نباشم پشتت خالی میشهچشمت انتظارم که یک روز برگردی یکی از تو انتظار داره برگردی
دا
سلام به تکه ای از وجودم
 
دختر عزيزم در این دوماهی که مهمون خونه ی من و بابا احسان شدی زندگی ما رنگ و بوی دگری پیدا کرده.الان همه ی فکرمون تو شدی که چيکار کنیم خوشبخت ترین دختر دنیا باشی
دختر عزيزم تو زیبا ترین و ناز ترین دختر دنیایی
دوستت دارم 
 
 
۴دی ماه ۱۳۹۸
دیروز نوشت:
هی پیام میداد ک بیا خونمون امروزبهش گفتم که میرم کلاس و نیستم و ایناباز زنگ زد. باز گفتم نمیتونم ماشین ندارمرفتم کلاس گوشیمو سایلنت کردم. سرکلاس بودم زنگ زده بود و پیام بازهم که امروزو بیا لطفن اسنپ بگیر بیاآدمیه که اصلا از این حرفای عزيزم و این تیپی نمیزنه. امروز تو همه پیام هاش بهم گفت عزيزمآخر اینو نوشت : بیا ديگه دلم خیلی گرفته. الان من حوصله مریم دارم فقطهیچي ديگه وقتی بی دفاع میشی درمقابل صدا کردن اسمت بدو بدو آماده میشی میری
ژوزیِ عزيزم
هر آدمی تحمل و ظرفیتی دارد.
برای من هر دوی این‌ها به پایان رسیده‌‌اند و همه چيز خارج از تحمل و ظرفیتم است.
ژوزیِ عزيزم
این روزها بیشتر از همیشه خسته و شکسته و بی‌رمق هستم. احساس درد تا مغز استخوانم نفوذ کرده و تحقیر کل وجود را تسخیر کرده است.
اما به تو اطمینان می‌دهم که از پس این روزهای سخت، دختری قدرتمندتر و مصمم‌تر برای تو از خودم بسازم.
داره بارون میاد، اون وقتا هروقت بارون میومد بهم میگفتی حتی اگه ته کویر بودم و دلم میسوخت. بهم زنگ میزدی و میگفتی یادم افتادی، عزيزم از پنجره جای قدمامون معلومه جای قدمامون درد میکنه عزيزم کاش نبودی کاش هیچوقت پیدات نمیشد کاش برمیگشتی عقب اونوقت من از فرصتم واسه برگردوندن خواهرت استفاده می‌کردم و تو برای جلوگیری از این دوستی، باور کن به نفع هردومون میشد
از شما چه پنهان،دوستانی دارم(!)که هر وقت جزوه میخواهند طبق معمولِ همیشه میشوم "عزیزشان"؛معمولا هم پیام هایشان، با "سلام عزيزم،خوبی؟؟" شروع میشود.نمیدانم این "خوبی؟" این "عزيزم ها" را برای این مینویسند که واقعا حالم را بپرسند یا صرفا فقط عادت لفظی اشان است،به هر حال از اینکه صدسالی یکبار هم که شده به همین بهانه ها جویای احوالاتم میشوند خوشحال میشوم و با یک "ممنونم" از محبتشان تشکر میکنم اما جدیدا هروقت از این پیام ها دریافت میکنم همان اول که چش
از شما چه پنهان،دوستانی دارم(!)که هر وقت جزوه میخواهند طبق معمولِ همیشه میشوم "عزیزشان"؛معمولا هم پیام هایشان، با "سلام عزيزم،خوبی؟؟" شروع میشود.نمیدانم این "خوبی؟" این "عزيزم ها" را برای این مینویسند که واقعا حالم را بپرسند یا صرفا فقط عادت لفظی اشان است،به هر حال از اینکه صدسالی یکبار هم که شده به همین بهانه ها جویای احوالاتم میشوند خوشحال میشوم و با یک "ممنونم" از محبتشان تشکر میکنم اما جدیدا هروقت از این پیام ها دریافت میکنم همان اول که چش
از شما چه پنهان،دوستانی دارم(!)که هر وقت جزوه میخواهند طبق معمولِ همیشه میشوم "عزیزشان"؛معمولا هم پیام هایشان، با "سلام عزيزم،خوبی؟؟" شروع میشود.نمیدانم این "خوبی؟" این "عزيزم ها" را برای این مینویسند که واقعا حالم را بپرسند یا صرفا فقط عادت لفظی اشان است،به هر حال از اینکه صدسالی یکبار هم که شده به همین بهانه ها جویای احوالاتم میشوند خوشحال میشوم و با یک "ممنونم" از محبتشان تشکر میکنم اما جدیدا هروقت از این پیام ها دریافت میکنم همان اول که چش
مسیر من و تو دوتا خط متقاطع بود که وسطش یه گره کور داشت به بزرگی پنج سال. اما کم کم شد دوتا خط موازی نزدیک به هم، انقدر نزدیک که میتونستیم دستای همو بگیریم اما تو مسیر هم نبودیم ديگه، دستامو دراز کردمو دستاتو گرفتم زمین خوردی باهات زمین خوردم، دویدی باهات دویدم، خندیدی انقدر خندیدم که گوش شیطون کر شه ولی یهو نمیدونم چي شد؟ زمین دهن وا کردو فاصله گرفتن خطامون،دوره دور شدیم عزيزم، داد زدیم تا صدای همو بشنویم ولی به جاش ناراحت شدیم از هم، قلبا
میدونی من همیشه ادمارو تو دعوا شناختم مثل الان که ش میگه من یه عروسک دارم که روشنش میکنی سرش میچرخه با حالتای مختلف توهم همینجوری ای چند رو داری :) مثل اونروز که بهم گفتی من اگه برگردم عقب. ولش کن، خودت خوبی؟ حالا که من از اونجا رفتم و برگشتم به خوابگاه، تو چيکار میکنی؟ تو در چه حالی عزيزم؟ دوستای توهم خنجرو نه از پشت که از جلو فرو میکنن تو قلبت؟ منکه ناراحت نمیشم عزيزم دور میشم فقط دورتر دورتر
نینا گفت "از من می‌شنوی جفتشان مزخرف می‌گویند، ولی من همیشه به گارنیک می‌گویم عزيزم حق باتوست. تو هم باید به آرتوش بگویی عزيزم البته که حق با توست". غش غش خندید، جرعه‌ای قهوه خورد و تکیه داد به پشتی صندلی. "مردها فکر می‌کنند اگر از ت حرف نزنند مرد ِ مرد نیستند". 
|چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم_ زویا پیرزاد|
تو زندگی به یه جایی میرسی که مجبوری با یه و چند تا پر و بال دهنده بهش زندگی کنی.
خانوم.
قیافه ش شبیه این پرستارای س و این یی که مردا رو از را بدر میکنن.
خودش هم که فقط چيزایی که از در و دیوار شنیه اجرا میکنه.
ده هزار بار موهاش رو رنگ کرده. 
موهاش عین چوب شده.
دماغ شو عمل کنه.
لباشو تزریق 
گونه رو تزریق
شو گنده کنه
کسشو لیزر و عمل کنه.
که گوشتای وسطشو بریزن دور و به قول خودش خوشگل بشه.
بعد بیاد تعریف کنه :اره بوی کس جزغاله شده پیچي
عزيزم!
اسم من "مظاهر" نیست!
بهم نگو مظاهر، چون عادت می‌کنم فقط اسمم رو از زبون تو بشنوم، بعد بیا و درستش کن!
مظاهر.نوشت: عزيزم! من این‌ها رو برای تو می‌نویسم، برای تویی که هنوز وارد زندگیم نشدی، ولی یه روز میای و تنهایی‌هام تموم می‌شه.
 
عزيزم مائده سلام ؛ این هم آزمون 17آبان و این دوهفته هم گذشت.
امروز سایت کانون بازیش گرفته بود و پاسخ تشریحی را دقایقی پیش توانستم دانلود کنم ، میخواستم بروم و مهسا را ببینم اما به بهانه تحلیل نرفتم و تحلیل هم که نشد انجام دهم ، بهرحال.چهارشنبه میروم و شاید به خاطر اینکه اینقدر خوب است در آغوش بکشمش.
صبح مریم مریض بود و نیامد و راستش را بخواهید یکمی خوشحال شدمدلم تنهایی میخواست! پدرش آمد دنبالم و باهم تا حوزه شکیلا گوش دادیم:))
آخر آزمون مهسا
عزيزم!
خوبه که نیستی!
من هنوز قوی نیستم، نه فقط از لحاظ مالی و کاری. من اونقدر قوی نیستم که بتونم گیرایی چشم‌هات رو تحمل کنم، اگه این روزها پیدات بشه و توو چشم‌هام زل بزنی ممکنه قلبم از جاش کنده بشه!
مظاهر.نوشت: عزيزم! من این‌ها رو برای تو می‌نویسم، برای تویی که هنوز وارد زندگیم نشدی، ولی یه روز میای و تنهایی‌هام تموم می‌شه.
 
شبت بخیر قشنگترین بهانه ، شبت بخیر رویای عاشقانه 
شبت بخیر دلیل دلبستگی تنها امید من توی زندگی 
شب بخیر عزيزم
امشبم مثه هر شب نبودی پیشم.
می دونم کار داری ^^ ولی اگه قبل رفتنت خبر بدی ممنونت می شم.
پیشول عاشقتههههههه
ديگه باید برم.
بوس رو پیشونیت.
سلام عزيزم.
عرفان عزيزم. هزار بار فکر کردم که بگویم یا نه. خواستم که ساکت بمانم. اما طاقت نمی‌آورم که برای بار هزارم هم نگویم که دوستت دارم و تولدت چه قدر برایم مبارک است. تو جگر گوشه‌ی منی عرفان که من توی قلبم و مغزم تماما احساست می‌کنم و می‌بینمت و در آغوشت می‌گیرم و می‌بوسمت که بدانی من اگر برادری( هم استخوان و خاکی) داشتم و می‌ساختم در ذهنم شکل تو را باید می‌گرفت. دوستت دارم و جز این هیچ ندارم. 
دختربچه‌ی احمقی‌ام اخیراً یا شاید تماما ک
مهربان ارباب.
برگرد ب گذشته ها
اون صفحه رو بخون 
این درد خیلی سنگین شده
میشه بپرسم چرا ب عزيزم ضد حال زدی مهربان اربابم؟
شما که میدونی من فقط یه دلخوشی دارم
و یه دنیا مخالف!
و یه حجم بزرگ ناامیدی
میشه اینبار ضد حال نزنی به عزيزم؟
هر چند که شما مهربان اربابی ضد حال نمیزنی اما.
مراقب روح و قلب عزيزم باش مهربان ارباب.
میدونی که یه دنیا با ما مخالفن
میدونی که ما هیچکسو نداریم
امید عزيزمو ناامید نکن
میل شدیدی به سرزنش خودم دارم. دوست دارم خودم رو "هی، فلانی!" صداکنم.
ولی نه!
مائده، عزيزم!
زندگی مجموعه ای از تجربه هاست. تو باید اشتباه کنی تا یادبگیری. تو باید آسیب ببینی تا از خودت مراقبت کنی. تو انسانی و اشتباه کردن بخشی از توست. پس نیازی به سرزنش نیست. اما یک چيز خیلی اهمیت داره، درسی که میگیری.! و باید بدونی که محکم تر شدی. آره عزيزم. من تموم غم ها و رنج هات رو از برم. من از شکستگی هات باخبرم. من از بی کرخت و بی حس شدنت. از قلب مردگیت. از احساس ته
دانلود آهنگ جدید از دنیا دادرسان به نام عزيزمدانلود آهنگ عزيزم از دنیا با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
همراه با متن آهنگ و پخش آنلاینDownload New MusicDonya – Azizam
 
320
 
128
من ديگه بات نیستم هرجا می خوای باش باش
تصمیمت رو بگیر ولی فکر فرداش باش
وقتی دوست داری مال خودت باشی
پس خودت باید دلواپس حال خودت باشی
به تو خوبی انگار نیومده عزيزم
دله تو درست بار نیومده عزيزم
با خودت میگی تنها بشم عالی میشه
اگه من نباشم پشتت خالی میشه
چشم انتظارم که یه روز دوباره برگردی
بگی از تو
بچه ها حس میکنم خل دارم میشم؟؟!
دارم تغییر میکنم.
هر سری با این کامیار حرف میزنم ۳ روز تو فکرشم.
ولی کامیار مشاور باحالیه.
کلا ادم خوش صحبتیه.
تو پیج اینستاش ۹۰ درصد دخترن:/
مشخصه خدای مخ زدنه آیا؟
اینا در درجه اول به من ربطی نداره.
کلا جلسات مشاوره اینجوریه که وقتی میری دو سه روز اول کیفت کوکه.
بعدش فقط عر میزنی ديگه.
البته در کل اینجوری نیست و تغییرات اروم اروم انجام میشن.
برا همین جلسات رو دیر به دیر برگزار میکنیم.
بچه ها امروز امتحان داشتیم.
من
آه سلام عزيزم مائده.
چقدر واژه ها همچون ماهی سر میخورند .از ذهنت و از قلمت. و سکوت گاهی زیباترین صدای این روزهای توست.آسمان بنفش و درخت اناری که یرقان گرفته.همه و همه از صلح می گویند. بله ؛ صلح درونی.
می دانم که چندوقتی است که دائم حواست به خودت بوده و کنترل افکارت! کنترل همه چيز! و می دانستی که این تمرین خودآگاه بالاخره بک روز جواب می دهد.عزيزم!میفهمم که به این روند عادت کردی ؛ به هل دادن خودت در مسیر ، انگار وقتی دریایت آرام است و تلاطم ندار
عزيزم!
بیا این لیست رو بگیر و هرچي ناراحتت می کنه بنویس.
حوصله ی عذاب وجدان بعد از ناراحت کردنت رو ندارم.
مظاهر.نوشت: عزيزم! من این‌ها رو برای تو می‌نویسم، برای تویی که هنوز وارد زندگیم نشدی، ولی یه روز میای و تنهایی‌هام تموم می‌شه.
 
عزيزم مائده ، سلام ؛
میدونم که امروز چقدر روز سخت و لذت بخشی داشتی و درک میکنم که بیرون اومدن از پیله ی احساساتی بودن چقدر برات سخته. اما عزيزم ، تو از پسش براومدی!
داری عاشق کتاب های هامون میشی و از خوندن ادبیات غرق لذت میشی!آیا این قدمی رو به جلو نیست؟تست های سینماتیک رو میبلعی و از دنبال کردن فرآیند ترجمه و تنظیم بیان ژن حس دانشمند بودن بهت دست میده.تست های پی اچ رو عاشقی و از سرعت بالات تو زبان در پوست خودت نمیگنجی.
دنیای بیرون ، ماه رو ، خ
عزيزم مائده ، سلام ؛
میدونم که امروز چقدر روز سخت و لذت بخشی داشتی و درک میکنم که بیرون اومدن از پیله ی احساساتی بودن چقدر برات سخته. اما عزيزم ، تو از پسش براومدی!
داری عاشق کتاب های هامون میشی و از خوندن ادبیات غرق لذت میشی!آیا این قدمی رو به جلو نیست؟تست های سینماتیک رو میبلعی و از دنبال کردن فرآیند ترجمه و تنظیم بیان ژن حس دانشمند بودن بهت دست میده.تست های پی اچ رو عاشقی و از سرعت بالات تو زبان در پوست خودت نمیگنجی.
دنیای بیرون ، ماه رو ، خ
خب ، عزيزم مائده ؛ سخته که با وجود وقت تلف کردن های امروزت بازهم باهات مهربون باشم ولی من توام و بیشتر از هر آدم ديگه ای روی زمین درکت میکنم! البته این دلیل نمیشه که اهمال کاریت رو فراموش کنم ولی بهت یه فرصت دوباره میدم.
عزيزم ، یادت باشه ديگه هیچوقت احساساتت رو برای کسی عریان نکنی!یادته؟ آی لار هم گفت که اول باید خودت رو بشناسی تا بتونی تشخیص بدی کی حست رو بیان کنی و کی نه! اما مائده! فراموشش کن و به چشم تجربه بهش نگاه کن.میدونم که زدن بعضی حرف
اطرافم صدایی نیست، نمی‌شنوَم اگه باشه هم؛ منم و خودم و آسمون، که خیلی روشن نیست، ولی هنوز خیلی جذاب‌تر از زمینه.
دارم می‌پرَم. با بالهایی که درد می‌کنن، که پرواز نَفَسشونُ بند میاره، بهشون فشار میارم چون خیلی عزيزم برای خودم. خیلی زیاد، خیلی زیاد، نمیشه به خودم بی‌وفا باشم، نمیشه قلبَمو بشَم و بزنم زیر قولی که بهم دادم. قول میدم عزيزم. قول.
 
مریم زن داداش به مریم ابجی با گریه تو ختم میگفت ختم باباته چرا مامان مامان میکنی بعد بغلش کرد گفت جانم عزيزم بدبخت شدی نمیفهمی چي بگی.
راستش اون روز هوشیار نبودم متوجه بشم اما وجه ديگه ی سوکی این گفتگو؛ طنازی ش بود. غمها هم میتونن خنده دار باشن.
یورگ عزيزم سلام
 
روزها و هفته ها و البته ماهها پشت سر هم گذشت و من نوشتن برای تو را هر روز به فردا موکول کردم.امروز تصمیم گرفتم حتی اگر حرفی برای گفتن نداشتم هم بنویسم.
حرفی برای گفتن ندارم ، بی نهایت دوستت دارم و امیدوارم همچنان دوستم داشته باشی.
 
منتظر نامه هایم بمان.من از امروز شروع میکنم به زندگی کردن.
 
ارادتمند تو
ماه پری
 
عزيزم واقعا نمی دانی چقدر احمقی یا اهمیتی نمی دهی؟عزيزم میشود دهانت را ببندی بوی گندش نوعی سلاح کشتار جمعی است!این همه  ریده ای که بگویی شاش داری عق نمی زنی؟عزيزم هزار بار دستت را در سوراخ مار غاشیه چرخاندی یکبار نمی خواهی پونه بکاری؟نمی خواهی بفهمی بابا این راهش نیست؟ میدانی تو نمی خواهی اوضاع را تغییر دهی فقط میخواهی خشم خودت را کنی.تظاهرات میکنی می ایند اتش میکشند و میکشند و میبرند و میزنند بعد هم پرونده ی قضایی را با گل سرخ تقدی
_نه! تو در آن لباس چاق به نظر نمی آییحتما برای شما هم پیش آمده که نظر همسرتان را در مورد لباسی که به تن کرده اید، بپرسید: عزيزم، آیا این لباس چاقم کرده است؟» این سوالی است که اگر حقیقت را بگویید، موجب ناراحت همسرتان می شود، از این رو آقایان ترجیح می دهند که حتی اگر همسرشان در لباسی که به تن کرده است چاق شده، واقعیت را به زبان نیاورند: نه عزيزم، تو خیلی هم در آن زیبا و خوش اندامی!» آنوقت است که آقایان می توانند یک نفس راحت، از این که توانستند یک
_نه! تو در آن لباس چاق به نظر نمی آییحتما برای شما هم پیش آمده که نظر همسرتان را در مورد لباسی که به تن کرده اید، بپرسید: عزيزم، آیا این لباس چاقم کرده است؟» این سوالی است که اگر حقیقت را بگویید، موجب ناراحت همسرتان می شود، از این رو آقایان ترجیح می دهند که حتی اگر همسرشان در لباسی که به تن کرده است چاق شده، واقعیت را به زبان نیاورند: نه عزيزم، تو خیلی هم در آن زیبا و خوش اندامی!» آنوقت است که آقایان می توانند یک نفس راحت، از این که توانستند یک
وقتی با دیدن یک اکیپ دانشجوی فشن و شلوغ و سر به هوا، توی هم می‌رود که چقدر بی‌مغزند؛ این منم که باید نرمَش کنم که عزيزم جوانی زیباست. لبخند بزنم و کیف کنم از تماشای اینکه با همین یک جملهٔ کوتاه، نگاه سرزنشگرانه‌اش را به عطوفت تغییر داده‌ام. 
وقتی از معاشرت با یک بچهٔ تخسِ حرف ناشنو به تنگ آمده و غر می‌زند که اصلا نمی‌شود تحمل کرد. این منم که باید غیظش را فرو بنشانم که عزيزم این فقط یک بچه است. و لذت ببرم که به سادگی حرفم را پذیرفته و با بچه حو
یک ترانه، چند صدا
مینو جوان

مهرانا و فریبرز (شی با هی)  : یک چهارم پایانی
کوروش یغمائی
رشید بهبودف : پیدا نکردم! ولی خیلی دوس دارم بشنومش.

عبدالوهاب شهیدی : از دقیقه ی 5:25 (عزيزم سوزه)

پری زنگنه (عزيزم سوزه)

محمد نوری (عزيزم سوزه)

بشینیم کارهایمان را انجام دهیم ، گریه کنیم و آی شیرین جونم آی شیرین عمرم را زمزمه کنیم .
کشف امروزمان هم باشد پری زنگنه و مینو جوان . 
صدای مینو جوان من را یاد فیلم "cold war" می اندازد و موسیقی غمبارش . 
اینجا بشنوید
پیش از این ها عزيزم و قربانت و فدات لقلقه ی زبانم نبودند. همیشه نهایت دقت را برای استفاده از این لغات می‌کردم. برای همین بود که وقتی فاطمه را خطاب کردم " عزیز دل " جا خورد. او می‌دانست من این ترکیبات را قربانی هر کسی نمی‌کنم. می‌دانست عزيزم را به عابران و مسافران و هم کلاسی و . نمی‌گویم. می‌دانست به کسی می‌گویم عزیز، که برایم عزیز باشد . برای همین بود که وقتی یک بار با هم بحث مان شد یادآوری کرد که دارم با کسی با عصبانیت حرف میزنم که خطابش کرد
اولین کسی که نبود اون بود.خیلی وقت بود اینجوری صداش نکرده بودم، ولی امروز.پارسال برای اولین بار و آخرین بار زنگ زد که برم پیشش تا اول مهر با اون باشم، ولی نشد، همون یه بارم نشد، امسالم مثل پارسال مثل سال قبلترش.اصلامثل همیشه.نبودولی امروز، یه جور ديگه نبود، حتی در حد یه پیامچي میگم من؟!! اونجا که امروز اول مهر نبود، چطور یادش میومد؟:/
بعدی بابا بود که نبود : / این همه وقت بودادقیقا این اول مهری نبود.نبود صبح بیدارم کنه بگه:  روز اول بید
امروز یک سالگی وبلاگمه یک سالگی وبلاگی که به هر زحمتی شده ساختمشو توش فعالیت کردم وبا خیلیا آشنا شدم که یک سالگی رفاقتم با اونا هم هس که بهترینشون خواهری نیلوفر عزيزم هست که واقعا دوسش دارم و ممنونم که هستی نیلوفرجون
یک سالگی رفاقتم با رهای مهربون که خیلی وقته آفلاینه و دلم واسش تنگ شده و یک سالگی رفاقتم با سنا بانوی مهربون
و خوشحالم که درکنار این دوستان هستم 
داشتن این وبلاگ رو مدیون دوست عزيزم نیلوفرجون بابت راهنماییاش هستم که قبول کرد ن
 
مرا چون با سرنوشتم آشنا کردی، با همه پستی ها و بلندی هایش آشتی کردم، دیگر فرود و فراز آن برای من معنی ندارد. اگر عزيزم، تو می خواهی. اگر ذلیلم تو می خواهی، اگر هر مشکلی برایم پیش بیاید تو می خواهی.
 
 بخشی از نیایش های شهید چمران، کتاب زمزم عشق، ص 139
وقتی که توی رابطه نیستم، آدم قوی‌تریَم. دلیلش هم احتمالاً اینه که راهم برای قوی‌بودن، 《 می‌دونم که ترسیده‌ای، اما باید باهاش کنار بیای》 و 《 می‌دونم که حالت بده، اما باید انجامش بدی》 نیست. راهم 《 غلط کردی که ترسیدی》 و 《 اصلاً حال بد یعنی چي؟ 》 ه.  و یکی از مهم‌ترین ویژگیای یه رابطه‌ی عمیق، اینه که احساسات و ضعف‌ها و نیازهای تو به رسمیت شناخته می‌شن. 《 عزيزم، ترسیدی؟ 》 ، 《 خجالت می‌کشی؟ 》 و حتی 《 بلد نیستی چطوری مسیر مصلی تا سهروردی
تولدت مبارک خواهرعزيزم زهرا جون و آرزو میکنم هزارسال عمر کنی و خودم تولد هزارسالگیت و تبریک بگم عزيزم و هزارسال عمر باعزت و شادی و سلامتی داشته باشی خواهرعزيزم زهرای مهربون!
عکسا تکراریه شرمنده
+به دلیل ماه محرم حالا گزاشتم وگرنه تولدت 16شهریور بود و منم 16مهر گزاشتم
+تولد عشق من خواهری فاطمم هست کسی که زندگیم بسته بهش خواهری فاطمه ی مهربونمfateme
بهترین دوست و همدمم تو واقعیت که بیشتر از همه ی دنیا دوسش دارم و تولدت مبارک عشق من فاطمه ی عزيزم
د
سلام عشق جانمممممممممممممممممخوبی هاوژینم؟الهی من فدات بشم که دلم برات یه ذله شده بود❤️ماچ بالون فراوان یه عالمه باهات حرف دارم عزيزم درموردخودموندرموردبانوعایشه (رضی الله عنه) خیلی ازت سوال دارم نفس جانم،هم بابت تهمت های فراوان وزشتی که به همسرپیامبرزدن،هم بابت فضایل وبرتری های بانوبایدصحبت کنیم درموردهمه چيزمفصلامااینجانمیشه،تلگرام خیلی خوبه راحتیم غریبه نیست .بنابراین عزيزم لطفایه پی ام به آیدی من بده اون صفحه بالانمیادواسه م
معرفی کتاب رمان گلشیفته
کتاب گلشیفته داستان رقابت کاری بین دو مرد است که باعث می‌شود تقاصش را یک دختر پس بدهد. یک دختر تنها و بی‌پناه. و نتیجه‌ی اش می‌شود 7 سال دوری.
در بخشی از کتاب رمان گلشیفته می‌خوانیم:
هانیه_ البالو. شفتالو. کجایی؟ شفتالو تو که اینجایی. چرا صدات در نمیاد؟_ شفتالو و زهر مار. اسم به این قشنگی درست بگو ديگه.هانیه_ خب حالا. همچين میگه اسم به این قشنگی انگار میخواد بگه هانیه. برو بابا تو هم با این اسمت. اخه اینم اسمه تو داری
معرفی کتاب رمان گلشیفته
کتاب گلشیفته داستان رقابت کاری بین دو مرد است که باعث می‌شود تقاصش را یک دختر پس بدهد. یک دختر تنها و بی‌پناه. و نتیجه‌ی اش می‌شود 7 سال دوری.
در بخشی از کتاب رمان گلشیفته می‌خوانیم:
هانیه_ البالو. شفتالو. کجایی؟ شفتالو تو که اینجایی. چرا صدات در نمیاد؟_ شفتالو و زهر مار. اسم به این قشنگی درست بگو ديگه.هانیه_ خب حالا. همچين میگه اسم به این قشنگی انگار میخواد بگه هانیه. برو بابا تو هم با این اسمت. اخه اینم اسمه تو داری
                  http://o.gl/tQfxSS
او گون کی سن دونیایا گلدون یاغیش یاغیردی آمما هاوادا بولود یوخیدی !!!
اولار فریشته لرییدی لر کی آغلییردیلار چون اولاردان بیری آزالمیشدی !
عزیزیم دوغما گونون موبارک
معنی واسه مهمونای عزیز فارسی زبون :
روزی که تو به دنیا اومدی داشت باروون میومد اما اون روز هوا اصلا ابری نبود.
اونا فرشته ها بودن که داشتن گریه می کردن چون یکی ازشون کم شده بود…
عزيزم زاد روزت مبارک
پرینازم ،عزیزدلم آرزومه آرزوهات خاطره بشن برات عزيزم
 
یورگ عزيزم سلام
 
روزها و هفته ها و البته ماهها پشت سر هم گذشت و من نوشتن برای تو را هر روز به فردا موکول کردم.امروز تصمیم گرفتم حتی اگر حرفی برای گفتن نداشتم هم بنویسم.
حرفی برای گفتن ندارم ، بی نهایت دوستت دارم و امیدوارم همچنان دوستم داشته باشی.
 
منتظر نامه هایم بمان.من از امروز شروع میکنم به زندگی کردن.
 
ارادتمند تو
ماه پری
 
یورگ عزيزم سلام
 
روزها و هفته ها و البته ماهها پشت سر هم گذشت و من نوشتن برای تو را هر روز به فردا موکول کردم.امروز تصمیم گرفتم حتی اگر حرفی برای گفتن نداشتم هم بنویسم.
حرفی برای گفتن ندارم ، بی نهایت دوستت دارم و امیدوارم همچنان دوستم داشته باشی.
 
منتظر نامه هایم بمان.من از امروز شروع میکنم به زندگی کردن.
 
ارادتمند تو
ماه پری
 
شمع ما یک شبکی را به تو پروانه بگفت
                                                    همره من تو نباشی بگسل از بر جفت
کار من سوختن و ساختنی از بر نور
                                             شمس و تابان شدنی از در کور
گر تو باشی به جوارم  دو سه روز
                                     یا بمانی به کنارم دو سه روز
تو بسوزی ز در غفلت خویش
                                      دور گردی ز ره رفطرت خویش
عمر تو یک صلتی از بر یار 
                                       تو بسان موش با
چشمام بزور بازه.دارم از خواب کور میشم،صبح کله سحر هم کلاس دارم
امروز از خود صبح تا بعرازظهر من همش کار داشتم
خداروشکر بالاخره این قرارداد جدیده پست شد و امیدوارم واقعا به دستشون برسه و تو هوا فنا نشه(از این مجاریا هیچي بعید نیست و بهشون هیچ اعتمادی نیست)
انقدر خسته امبازم سر درد دارم،میدونم نباید از لپتاب استفاده کنم تا که سردردم قطع شه ولی بخاطر دسهام چاره ای نیست.
اخ اخ امان از دست اناتومی عزيزم که پدرمنو دراورده هرمبحثش قشنگ
آدرس گزاری:زهرا بلوم
از زهرا جون دوست گل نماشاییم بابت آدرس گزاری تصاویر تشکر میکنم و میدونم خیلی برات سخت بود ولی انجامش دادی ممنون عزيزم
وارد کردن به پیکوفایل روهم هانیه جون انجام داد دوست بیانی و نماشایی/ممنون عزيزم
+این سریال عشق بود عشق
+مونده بودم تصاویر گاریکاتوریه یا نقاشی؟؟؟؟؟حالا اگه اشتباه گفتم ببخشید ديگه
میدونید چيه؟ حس بد من نسبت به شروع  مدرسه از این بابته که حس میکنم باز برگشتم سر خونه اول:/ خوب یعنی چي آخه؟؟؟ بعد از اینهمه دویدن برای اینکه امتحانا تموم بشه ، تاریخ تموم شه ، جغرافی تموم شع، خرداد تموم شه، دوباره همون آش و همون کاسه:/ با این تفاوت که هرسال معلم ها سخت گیری بیشتری میکنن:| آخه این انصافه؟؟
الانم که فقط 55 دقیقه از تابستون مونده:/ چي بگم آخه من؟؟! افسوس که افسوس من کاری رو از پیش نمیبره.
 
+پاییز عزيزم
می دانم که می خواهی مهرت را آغا
 
 
 
دیدار با دختر 37 ساله .
 
امشب با تعدادی از دوستان خیر، دیداری با دختر 37 ساله ای داشتیم که مشکل بسیار شدید جسمی دارد و همراه با مادرش در خانه ای بسیار  ابتدایی زندگی می کندکلمات نمی توانند نشان دهنده حالت روحی دوستان عزيزم در دیدار با این همشهری معلول باشند.کاش می شد احساس دوستان عزيزم را که به شدت منقلب شده بودند را بیان کنم. والسلام
دانلود اهنگ عزيزم میمیرم غمو تو چشمات ببینم سرتو رو شونم
Exclusive Song: Shayan Ghasemi | Omran With Text And Direct Links In javna
واسه تومیزنه قلبم اومدی تو دلم کم کم
نمی تونم آروم بگیرم بی تو اصلا واقعا 
حالا که اومدی لطفا بمون و بسازیم با هم
 خاطره هامونو چشماتو بگیری ازمن عشقم
ادامه مطلب
 سلام خودمِ عزيزم میدونم که امروز چقد غصه خوردی ولی خیلی خوبه که گریه نکردی. خودمِ عزيزم تو یه عالمه دوست داری که کمکت میکنن. یه وقتایی یکی معجزه ی روزت میشه که حتی ممکنه ازش گاهی وقتا بدت بیاد! ولی اون تو رو به بهترین شکل ممکن آروم می کنه. خیلی اتفاقی بهش گفتم و اونم ازم خواست که باهاش تلفنی صحبت کنم و منم از کتابخونه بیرون اومدم تا باهاش حرف بزنم. بعد که باهم حرف زدیم و یه چيزایی گفت گفت که ویدیو کال کنیم و اصلاااا دلم نمیخواست که با لباس مدرسه
 سلام خودمِ عزيزم میدونم که امروز چقد غصه خوردی ولی خیلی خوبه که گریه نکردی. خودمِ عزيزم تو یه عالمه دوست داری که کمکت میکنن. یه وقتایی یکی معجزه ی روزت میشه که حتی ممکنه ازش گاهی وقتا بدت بیاد! ولی اون تو رو به بهترین شکل ممکن آروم می کنه. خیلی اتفاقی بهش گفتم و اونم ازم خواست که باهاش تلفنی صحبت کنم و منم از کتابخونه بیرون اومدم تا باهاش حرف بزنم. بعد که باهم حرف زدیم و یه چيزایی گفت گفت که ویدیو کال کنیم و اصلاااا دلم نمیخواست که با لباس مدرسه
عزيزم! ایزد بانوی آب، پیش روی دیدگانم تو سپیده دم یک صبح قشنگی، خنکای جوی آب روانی در دشتی زیبا یا حتی اسبی سفیدی که دره ها و تپه ها را می تازد و من دلم می خواهد رقص یالش را در باد به تماشا بنشینم و نوازندگی نعل هایش روی گرده زمین گوش جانم را سرمست کند؛ شاید هم لبخند خورشیدی که هرم نفس های آتشینت دلی فسرده و یخ زده را گرم می کند. نمی دانم! هرچه که هستی رفاقتت همه حس های ناب و دوست داشتنی را برایم به ارمغان آورده.
تقدیم به ناهید عزيزم!
زاد روزت مبار
عزيزم مائده سلام ؛ خب میدونم که حالت خوبه!
من یک عذرخواهی بزرگ به تو بدهکارم!ببخش که عصری اونطور باهات حرف زدم ، من تورو مقایسه کردم سر یک سری مفاهیم نسبی و فاقد ماهیت فیزیکی!و این همه ی اون چيزیه که اتفاق افتاد! من فراموش کردم که همه ی آدمها منحصر به فردند و ویژگی خاص خودشون رو دارن ، عزيزم تو ویژگی های مثبت زیادی میتونی در خودت پیدا کنی یا حتی به وجود بیاری! بله ویژگی های خوب رو خودت باید زحمتشو بکشی و به وجود بیاری.وای عزيزم!معلومه که تو به د
یار با ما بی​وفایی می​کند/   بی​گناه از من جدایی می​کند
شمع جانم را بکشت آن بی​وفا /جای دیگر روشنایی می​کند
شاید خداحافظی با صمیمی ترین دوستت که مثل دو تا خواهر با هم بودی سخت باشه. دوستی که از همه چيز زندگیت خبر داره و تو اونو مثل خواهرت دوست داری. 
ولی بدتر از اون خداحافظی اینه که ببینی بعد دوری زیاد از هم، بعد اون همه مهر و محبتی که بینتون بوده، اون تو رو کنار میذاره و ديگه سراغی ازت نمیگیره و تو رو بلاک میکنه و به همین راحتی  تو رو فراموش
به نام اوی من و تو 
داشتم نگاهت می‌کردم.‌ همونموقع که اومدی توی دفتر و حس کردی اوضاع عادی نیست و  پرسیدی چه خبره و اون همکارت که اتفاقا زیاد بهش نزدیک نمیشی، گفت که فردا تعطیله، بعد هم از سر شوق و ذوق زد زیر خنده. اما تو انگار یکدفعه غمی سنگین روی دلت افتاد. انگار یکدفعه ذهنت بهم ریخت، درسته؟ نگو که نه. ديگه خوب میشناسمت عزيزم.
ادامه مطلب
- عمه لطفا قندونو بده من خودم انتخاب کنم!- عزيزم! قنده ديگه! چيو انتخاب کنی؟!- نه عمه! خودم میخوام انتخاب کنم.
قندونو بهش تعارف کردم.
یه کم قندها رو زیر و رو کرد و گفت: پس قند خودم کو؟ پیداش نمیکنم!
من با چشمای گرد نگاش میکردم!
بعد از چند لحظه یهو با خوشحالی گفت: آخ جون! پیداش کردم!
و دستشو مشت کرد و از تو قندون در آورد.
خواستم بگم این چند تاست! نه یکی!. که گفت: عمه همین پنج تا برای چاییم کافیه! ممنونم!
سری چهارم تصاویر سریال افسانه دریای آبی
پست دوست عزيزم و نویسنده غیرحضوری عزيزم واسه کامل کردن پستاش
به گفته خودش تو هر سری 10عکس بیشتر نزاشت تا صفحه سنگین نشه آخه حجم تصاویربالاست
وبلاگش:moonchild.blog.ir
و اینکه این پستشم مال شهریوره من الان گزاشتم
مائده ، عزيزم! میدونم که امروز بعدازظهر وسط کتابخونه بغض کردی و داشت اشکات می ریخت که آب خوردی ، بغض رو قورت دادی ، چندتا نفس عمیق کشیدی و سعی کردی چيزایی که از مدیتیشن یاد گرفتی رو اجرا کنی.از خداوند خواستی کمکت کنه ديگه این مسئله تو فکرت نیاد و کرد! و کمک کرد! 
اومدی خونه ؛ دوباره اون مسئله! دوباره بغض! اینبار سریع تر خودت رو جمع و جور میکنیخودت رو بغل میگیری و دلداری میدی. 
عزيزم اما به این فکر کن که چقدر تجربه ست پشت هر اتفاق. به این فکر کن
دانلود آهنگ بابک مافی نفسم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * نفسم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , بابک مافی باشید.
دانلود آهنگ بابک مافی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Babak Mafi called Nafasam With online playback , text and the best quality in mediac
متن اهنگ بابک مافی به نام نفسم
ساده میگی عشق منی بهم زل میزنی خود عاشقیه عزيزممیره قلبم با صدای تو خودمو میبینم تو چشمای تونفسم میره ديگه برای تو نفسمقلبم مال خود خود
بالاخره پی کارم رو گرفتم و تامام. 
بعد از حدودا یه سال، رفتم آزمایشگاه دانشکده، خیلی ها اپلای کردن و نیستن، اونا که موندن هم رفتنین.
همچين که پام رو گذاشتم اونجا و دیدم چقد خالیه. ناراحت شدم واقعا. واقعا گلبم گرفت.
چي شد که اینجوری شد. هر کی رو میبینی داره اپلای میکنه. خستم کردین ديگه.
اه، مرسی.
سفرت سلامت اما، به کجا میری عزيزم قفس تموم دنیا .
همیشه مراقب چيزی که به زبون میارین، باشین.
به قول مودی چشم باباقورقوری ( همین بود اسمش ديگه، نه؟) مراقبت مداوم! ( یا یه چيزی توی همین مایه ها!) 
چون ممکنه همون موقعی که دارین حرف میزنین و با دوستتون درد دل می کنین و براش وویس می فرستین، مرغ آمین از بالای سرتون رد بشه و با خودش بگه: خیل خب عزيزم، امروز نوبت توئه که آرزوت رو برآورده کنم و چرخِ فلک رو برای برآورده کردنش بچرخونم. 
سلام عزيزم، مائده
نمیدونم چطور واژه هارو کنار هم بچينم ولی باید یه چيز مهم بهت بگم. متوجه شدی داری تغییر میکنی؟متوجه شدی مائده یک سال پیش نیستی؟ یا حتی مائده پنج ماه پیش؟ یا حتی تر مائده دوماه پیش؟ عزيزم باید بگم که چقدر ورژن جدیدت رو دوست تر دارم. باید بگم که چقدر روان بودنت درطی زمان رو دوست دارم. دخترکم از این که قوی هستی بهت افتخار میکنم. میدونی که هیچکس در این جهان به اندازه من نخواهد فهمید چه روزهای سیاهی رو گذروندی تا بتونی دوباره به با
ب اصلا من بلد نیستم چطور دوست پیدا کنم. 
-من بهت یاد می دم اصلا. چندا از رفیقای خودمو بهت پیشنهاد می کنم. از اون چشم رنگیا 
+من سنمم کمه ؛ اعصابم نمیکشه؛. نمی دونم به کی اعتماد کنم ، اصلا نمی دونم باید چيکار کنم. 
-تو کارت نباشه من هر چي گفتم انجام بده . فعلا از وجود من استفاده کن ؛ پاشو بریم پاشو 

وجدان:چي شد ؛ حداقل میزاشتی پسرای ديگه بهش نزدیک نشن !! آخه تو مردی! 
تو داداشی اون بودی بعد ؛ الان شدی لاشی اون 
چيه؟ طل
 
آهنگ زیبای شیدا از اشوان
 
 
خودت بگو کیه که تو هر شرایطیفرق نکنه با حرفاشعزيزم راحت باش اگه بودعوض بشه با من جاشخودت بگو مگه ممکنه به غیر من یه آدمی باشهدرست عین خودت باشه درست عین خودت عاشقآره تورو پیدا میکنم یه شهرو شیدا میکنمآره غوغا میکنم تو فقط باشاین حس عشقه نه هوس تا وقتی که باشه نفسديگه از هیچ چيزی نترس تو فقط باشآره تورو پیدا میکنم یه شهرو شیدا میکنمآره غوغا میکنم تو فقط باشاین حس عشقه نه هوس تا وقتی که باشه نفسديگه از هیچ چيزی نتر
 
حالا دیگر فقط خودمان مانده ایم . نگاه کن ، هیچ کسی نیست ، هیچ صدایی نمی آید . طوفان زد ، استکانها افتادند ، پنجره ها از قاب خود پرواز کردند ، پرنده ها کوچ کردند و دیگر صدایی به جز سفیر باد سرد و سکوت نمی آید . نگران نباش ، نترس . ما با یکدیگر خواهیم بود . حتی اگر قرارمان با جهان همین تنهایی  بی دلیل باشد . ببین ، دستم را که بالا میبرم تو هم دستت بالا میرود ، وقتی میخندم تو هم میخندی ، وقتی گریه میکنم ، تو هم اشکهایت سرازیر این شیشه میشود . اما یادت ب
به استادم پیام دادم که استاد مرسی منو عضو اصلی انجمن کردی‌
سزیع نوشته موفق باشی
عزيزم
کلا رو این و خانومشو دوس دارم.
کامی
طی یک اقدام نمیدونم بگم دخترانه یا علمی با دوستاش و همکاراش منو مطرح کرده؛ اونا هم  بلند شدن استوری گذاشتن که بله چرا این مراجع ها میان و به ما دروغ میگن. فک میکنن ما جنبه صداقت نداریم و
دلم میخواس اولا همشونو جر بدم.
دوما ديگه نوبت نگیرم ازش.
سوما واسه گرون گرفتن ازشون شکایت کنم.
مردک .
بی ادب
چهارما بذارم سه هفته ديگه وق
.
دیدی چي شد؟
دیدی چي شد؟
گفته بودم تو وانمود کردن خوبم. 
وانمود کردم چشام سیاهی نمی‌رن.
وانمود کردم سرم گیج‌ نمی‌ره و می‌تونم بدون خوردن به در و دیوار برم جوراب بردارم و وانمود کردم دست و پام یخ نکردن که به جوراب احتیاج داشته باشم. 
بلند قهقهه زدم که اشکای گوشه چشممو توجیح کنم. خنده‌م شدید بود، اشکم اومد. 
دستای لرزونمو گرفتم تو بغلم و حرف زدم، زور زدم، تلاش کردم. هه.
دیدی چي شد؟
حالم خوب نیست. 
ببخشید. 
دیدی چي شد؟
دیدی عزيزم؟
دیدی همونی شد ک
هیچ کس خانه نیست. تنها، روی مبل در اتاقم نشسته ام. موسیقی های عربی ام را پخش کرده ام و تلاش می کنم به پایان نامه فکر نکنم. به خودم می گویم جهان چه جای مسخره ای است؛ دقیقاً لحظاتی که به ناجی احتیاج داری این را به تو می فهماند که هیچ ناجی ای در کار نیست. هیچ معجزه و خوابی وجود ندارد که راه درست را به تو نشان دهد. تو مانده ای بین هزاران تصمیمی که باید بگیری. باید انتخاب کنی و هر انتخابی آینده ات را عوض می کند. هر انتخابی به چيزی نزدیک ترت می کند و از چيز
 
به دختران خود یاد دهیدقبل از ازدواج به آرزوهایشان برسند،‍‍مردان غول چراغ جادویی علاءالدین نیستند برتراند راسل

**
آقا به خانمش میگه: من خیلی بهت لطف کردم که بدون اینکه چهرتو ببینم باهات ازدواج کردم! خانمه میگه: ببین من چقدر بهت لطف کردم که چهرتو دیدمو باهات ازدواج کردم!! خب برادر من نکن این کارو !!! با زبون این خانما نمیشه درافتاد
 ** مرده زنگ میزنه خونه، میگه عزيزم من بعداز ظهر با دوستم میام خونه… زنش میگه خونه ریختو پاشه مرده:میدونم ز
عزيزم!
دوتا خبر بد دارم و یه خبر خوب.
خبر بد اول اینه که پایان‌نامه ام اصلا پیش نمی‌ره و حسابی خسته‌ام کرده لعنتی.
خبر بد دوم اینه که امروز رفتم قیمت دوربین‌ها رو دیدم، باورت می‌شه دوربین 33 میلیونی هم داریم؟ حتی گرون‌تر از این هم هست! با این شرایط فعلا نمی‌تونم دوربین بخرم.
اما خبر خوب اینه که شوهرت انقدر به خودش و توانایی‌هاش ایمان داره که مطمئنه یه پایان‌نامه خیلی خفن می‌بنده و یه دوربین خیلی خفن هم می‌خره. بعد یه روز که با هم رفتیم سفر
دانلود اهنگ ساقیا ساسی با کیفیت بالا
ساقیا می هی هی هی هی بریز بنویس گرکه نرقصم گله مندی بنویسساقیا پیک پیک پیک پیک پیک بریز بنویس هرکه نرقصد گله مندی بنویسکس نداند چيست امشب امشب ماجرا پس بدون معطلی نوش کن بادراوای منوتو خال لبات باد صبا عیشو نوش تو این هوامنو محتاج طبیبیست امشباتو حبیبیم شو عزيزم طبیبم شوتو حبیبیم شو عزيزم طبیبم شو
وای ساقیا می هی هی هی هی بریز بنویس گرکه نرقصم گله مندی بنویسحال خراب است گر حرام است من به می لب نزنم تو لبا
دانلود آهنگ جدید ما که عشقمون مثل زله تو دنیا صدا کرد از حامد محضرنیا

دانلود آهنگ جدید و زیبای حامد محضرنیا بنام گریه نکن از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ ما که عشقمون مثل زله تو دنیا صدا کرد با تنظیم فرزاد سرور یکی از بهترین آهنگ های حامد محضرنیا در سال 1396 بوده است . مدت زمان این آهنگ زیبا دو دقیقه و پنجاه و پنج ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ فوق العاده زیبا را از سایت ترنج موزیک با بهترین کیفیت ممکن دانلود کنید .
Download  Music Hamed Ma
دانلود آهنگ بابک مافی قلبم مال خود خودته عشقم میزارمت رو دوتا چشمم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * قلبم مال خود خودته عشقم میزارمت رو دوتا چشمم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , شهاب مظفری باشید.
دانلود آهنگ بابک مافی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Shahab Mozaffari called Ghalbam Male Khode With online playback , text and the best quality in mediac
متن اهنگ بابک مافی به نام نفسم
ساده میگی عشق منی بهم زل میزنی خود عاشقیه عز
روز عرفه، بعد از اذان صبح پدرت زنگ زد، لحن صداش حکایت از پدر شدنش داشت، سامی عزيزم تو به دنیا اومدی.بر خلقتت خداروشکر می کنم. و شاکرم که عمه شدم، واژه ی عمه برای من مقدسه و نمادش زنیه که برای فرزندان برادرش حاضره جانش رو فدا کنه، با شنیدن کلمه ی عمه اول به یاد حضرت زینب(س) می افتم و بعد عمه های خودم که همیشه از ته قلب دوستشون داشتم . سامی عزيزم همیشه میتونی روی عمه ات حساب کنی، دیگران خیلی برای عمه حق زیادی قایل نیستن یعنی اونقدر که خاله تو فر
آهای شمایی که میگی اینا مردمن، مطالبه ی به حق دارند، ناراضی اند، باید بریزن تو خیابونا! 
گناه اون بدبختی که یه عمر جون کَنده، تا خرخره تو وام و قسط بوده، با هزار مکافات یه مغازه زده یا پمپ بنزین راه انداخته و داره نون حلال در میاره، چيه که باید سرمایه ی یه عمر تلاشش جلو چشماش آتیش بگیره؟؟ 
مگه اون بنزین رو گرون کرده؟
مگه اون تصویبش کرده؟ 
مگه اون قاچاق کرده؟
اصلا اون بیچاره خودش یکی از همین اقشار آسیب پذیره! 
یعنی باور کنیم کسی که با کلت و نار
به غیر از عشق، دوستی و زیبایی‌های هنر، چيز قابل توجه دیگری نمی‌بینم که بتواند به زندگی معنا بدهد .
         ظرافت جوجه تیغی
             موریل باربری
+چيز قابل توجه ديگه ای میبینی؟
_ نه،هیچ چيزی نیست. یه سوال.به نظرت بعد مرگ هم تنهایی انقدر آزار دهنده است؟
+ به نظرت بعد از مرگ کلا چيزی آزار دهنده است؟ :(
_ اگه روحمون نمیره‌آره
+ خب پس اگه اینجوریه لابد تنهایی ام آزار دهنده است ديگه‍♀️
_ اوهوم، تنها دلیل خودکشی نکردنم همینه:(
 حداقل الان کتاب و
سلام مائده عزيزم ؛
راستش انقدر خسته ام که حتی نمیتونم درست تایپ کنم اما دلم میخواد چيزی از بیست و ششمین روز آذر نود و هشت بنویسم که بمونه و بچسبه به تنه ی تاریخ.
عزيزم، میخوام برات از داستان "تو" بگم، از داستان خود خود خود "تو" ! باید بدونی که نباید خودت رو مقایسه کنی! به هیچ وجه! و با هیچ کس! باید و باید معطوف کار خودت باشی، میتونی بشنوی، میتونی بپذیری یا رد کنی، اما اما اما به هیچ کس اجازه نده مضطربت کنه، افراد زیادی هستن که دائماااا درحال قضاوت
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهیدلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن . . .
 
 
 
بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
 آمدم , حالا تو با من آشتی ؟
 
 
اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش / توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش . . .
 
 
معذرت می خوام عزيزم.
زیادی روی کردم اول صبحی ناراحتت کرد
حس میکنم خیلی دارم عاشقت میشم.
نمیدونم شاید بعد از خوندن پست های دندون پزشکه شایدم نه. ولی واقعا دلم میخوادت خیلی زیاد. دوست نداشتم از رابطه دندون پزشک و ام اچ بخونم. انقدر دلبری کنن مثلا
من از ام اچ خوشم میاد بخاطر آدم جالب بودنش، و خب خوشگلم هست:)) دندون پزشک ام خوشگله، نیس؟
من خیلی ذوق کردم گفتی ما سه تا رفیقیم،
خیلی ذوق کردم گفتی منم با تو.
دیشب باز هم منو جلو خودت لال کردی. من میترسم. از آینده م خیلی میترسم. از الطیبون لطیبات. من طیب نیستم
5 سالشه اسمش دلسا ست.
خیلی خوشگل نقاشی هاشو رنگ میکنه و خیلی هم شیرین زبونه لهجه ترکی داره با چشمای سبز آبی
یه روز واسش نقاشی کشیدم که رنگ کنه یه کم بیسکوییت گذاشتم وسط که بخورن. 
یه نفس عمیق کشیدم دلسا یه نگاه به من کرد و با لهجه ترکیش گفت: خسته شدی؟ یه کم استراحت کن!
- مرسی عزيزم که اینقدر مهربونی!
چند دقیقه بعد یدونه بیسکوییت برداشت و گاز زد. ولی نمیدونست اون تیکه ديگه ش رو کجا بذاره.
ادامه مطلب
من فدای تو میشم که با شنیدن صدای اون پیام بازرگانی که همه مامانشون رو صدا میزنن، از خواب بیدار میشی و میگی بله، و به دور و برت نگاه میکنی ببینی کدوم یکی از بچه هات صدات زدن! مامان عزيزم ^_^
 
ادامه عنوان: که تلویزیون رو خاموش نمیکنیم تا تو راحت استراحت کنی.
بگذر تا در شرار من نسوزی 
بی پروا در کنار من نسوزی 
بگذر زین قصه ی غم افزا 
غمگین چو پاییزم از من بگذر 
شعری غم انگیزم از من بگذر . 
 
× سید علی صالحی میگفت ما مادر رویاهامون هستیم!
بیشتر از هر چيزی آدما دلشون برای رویاهاشون می سوزه، وقتی مجبور میشن خاک بریزن روش یا بدن دست آب که بره و ديگه برنگرده 
 
× ولی ناامید نباش آدم! هرکدام از ما مادری درونمان داریم که همیشه رویاهای جدیدی برایمان به دنیا می آورد
 
× تصمیمم اینه که نه کسی رو توی توهم نگه د
یعنی واقعا این جمعه من بازی استقلال عزيزم رو میبینم؟
دیشب به سیامک میگفتم که همه میدونیم که این وزرات ورزش و دیگر دوستان شاخص در حق استقلال اجحاف میکنن، با ناداوری، با همه ی اتفاقاتی که همه میدونیم ديگه که چه خبر بوده و گفتنش تکرار مکرراته
بهش گفتم امیدوارم تیم استراماچونی جوری بازی کنه این فصل که با هزارتا ناداوری و به نفع تیم رقیب گرفتن هم کسی کاری از پیش نبره
امیدوارم ديگه امسال وزرات بذاره که استقلال هم روی خوشی رو ببینه. البته تا اونجا
یه اشتباه بزرگ کردم!
دنبالش گشتم و پیداش کردم!!
حالا دوباره همه خاطرات مضخرف دارن تو ذهنم ردیف میشن
حس میکنم مغزم داره منفجر میشه
لعنت ب حافظه
لعنت ب حافظه
من فقط نیاز ب ی موضوع جدید دارم تا ديگه این ذهن مغرور مسخرم تو رو یادآوری نکنه!
حافظه عزيزم لطفا خفه شو و بذار بخوابم
اون و هرچي درباره اون هست بدرک!!
همه چي از اون پیشنهاد مسخره شروع شد! 
چي باعث شد وقتی میخوای کسی رو بندازی تو زباله دون ذهنت کاری کنی ک یکی ديگه بهم ربطتون بده؟
اگ قبل هرکاری ف
خب دیروز رفتم کارگاه شعر ، مانتوی آبی که تازه دادم خیاط واسم بدوزه رو پوشیده بودم با شلوار جین
و روسری آبی سورمه ای و کیف سورمه ای ، مثل همیشه یه آرایش یواش هم داشتم ، تو کارگاه دختر
هم رشته و مستر کاف و خواهر ع و سرگروه و آقای "سنت و مدرنیته " بودن ، یه خانوم جدید هم بود
یه آقای ديگه ای هم که لهجه ی بسیار قشنگی داشت و من فقط جلسه اول و دوم کارگاه  (همون
پاییز 96) که تازه میرفتم دیده بودمش و کل این تقریبا دو سال نبودش ! و چقدر هم که آدم باسوادی بود
مط
هممون چون عشق به نوشتن داریم اومدیم اینجا و باید یه مکان خوب بی نقص در اختیار داشته باشیم:)
بیان کلی خدمات قشنگ و مفید داره اما من خودم دو تا مشکل دارم :)
اول اینکه پیدا کردن قالب کار سختیه و تنوع قالب های خود بیان کمه. 
و دوم، کاش میشد وبلاگ هایی که توی  سامانه های ديگه فعالیت میکنن رو هم دنبال کنیم:)
ممنون از دعوت پرتو عزيزم❤️
دعوت میکنم از همه کسایی که توی بیان فعالیت دارن و این مطلب رو میخونن^~^
برگا میریختن
نگاشون میکردم برگا میریختن بهت گفتم برگا دارن میریزن گفتی اره ديگه وقت مرگشونه گفتن قشنگ دارن میمیرن گفتی اره نارنجیا همیشه قشنگ میمیرن برگا میریختن رو زمین بارون میزد گلی میشدن کثیف میشدن میمیردن برگا میریختن بهت گفتم برگا دارن میریزن گفتی آخراشه الان برگا هم تموم میشن میمونه فقط درخت تنهای تنها وسط حیاط تو سرما برگا میریختن گفتم چقد دلم میخواد درخت باشم گفتی باشی؟ خندیدم که نه دوست دارم تنها باشم وسط حیاط تو پا
فردا مجبورم کمی دروغ بهم ببافم .
امیدوارم اولین . آخرین دروغ های امسالم باشه :(
فردا رو مجبورم اگر نگم برای همیشه توبیخ میشم و یکی از نگران کننده ترین وضعیت رو دارم 
دلم به حال خودم میسوزه . 
درستش میکنم 
همه چيو درستش میکنم انقدر میزون که یه روز میام و میگم تونستم
اره منم تونستم همه چيو درست کنم . 
بالاخره تونستم .
همه چيو برمیگردونم سرجاش . همه چيو . 
به خودم همین الان و همینجا قول میدم .
خودمو میشم . اما نمیزارم خراب بشه .
درست
می گویند گذشته ديگه گذشته ولی آیا می شود بدون نگاه به تو ای گذشته عزيزم به سوی آینده رفت ؟
من کلا تو رو خیلی دوست دارم و آرزویم این هست که برگردم پیش تو و خیلی کارهایی که باید می کردیم و نکردیم را از نو باهم انجام دهیم اما وقتی به تو فکر می کنم می بینم از تو متنفر هم هستم ! حکایت تو و من حکایت عجیبی است.
ادامه مطلب
مهمونی دعوت بودیم و در محفل گرم خانواده همسر، گرمِ صحبت.
صحبت از کربلا شد، خواهر شوهرم گفت انقد من اربعین دلم میخواد، ولی همسرم میگه اربعین جای خانم ها نیست.
(چقدر من از این جمله حرصم می‌گیره. ولی خویشتن داری کردم اونجا) 
شروع کردم نگرانی هاش رو یکی یکی رد کردن، از تجربه هام گفتم، از فضا گفتم از وظیفه گفتم از ارجح بودن حضورمون نسبت به زیارت و
تهش هم گفتم که تردید نکنه و حتما با همسرش حرف بزنه که ان شاالله روزیش بشه امسال.
بنده خدا دو هفته هم ن
بچه ها میخوام بعضی چيزای خنده دار 
که واسمون اتفاق میفته رو براتون اینجا بنویسم.
آقا یروز یکی از بچه های خوب و باحال مذهبی اومره بود اتاق مون. البته این که میخوام بگم زیاد ربطی به مذهبی بودن اون نداره.
حالا این دختر .دوربین حرفه ای یکی از بچه های ما رو داشت نگاه میکرد و دوستم بهش گفت که ببین نباید هی با این دوربین زرت و زرت دکمه شات رو بزنی چون هر بار میزنی از عمرش کم میشه.
چرا مگه این دوربین واسه همین کار ساخته نشده. این چرا اونجاش خراب میشه؟
یهو
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است…به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان گذارد. به این خاطر نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیق تر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو.ابتدا در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید،
شاهزاده از دیروز مریضه. 
شب یهو بیدار شد گفت: وااای سروییم. 
گفتم بخواب عزيزم. ۱۱ شبه تازه. با خیال راحت بخواب تب داری فردا نمی‌خواد بری مدرسه. 
میگه: پس‌فردا می‌خوام برما، کلاس کاردستی دارم!!
گفتم: حالا بخواب
حالا امروز رفتیم دکتر ۲ روز ديگه مرخصی داده.
میگه: نه من می‌خوام برم مدرسه. فردا کاردستی و ورزش داریم. چهارشنبه‌ام شنا داریم!!
یعنی این حجم از علاقه به درس و علم‌آموزی پسرم رو موندم چي کار کنم؟!!
جانم الان واقعا دارم اشک می‌ریزم. چون امتحان تجزیه داریم و من با احتمال خیلی زیادی میفتمش! جانم من واقعا فکر نمی‌کردم کارم به اینجا بکشه ولی خب کشید. الان همه تئوری هاش رو بلدم و می‌دونم دقیقا Ksp می‌خواد چي بهم نشون بده ولی با دیدن سوال‌هاش هنگ می‌کنم و اصلا متوجه نمیشم کدوم اطلاعات برای کجاست. عزيزم من واقعا کلاسامون رو دوست دارم ولی اصلا محتواش من رو به وجد نمیاره ترجیح میدم بخوابم سر کلاسا ولی یهو میبینم رسیدم به امتحان و هیچي از شیمی ه
میدونی تو این بارون باید میبودی ولی نیستی حالا که نیستی کاش دوستای خوبی داشتم کاش میشد چرتو پرت بگم از تو حرف بزنم و کسی نصیحت نکنه( میدونی الان دوازده و نیم شبه و اس ام اس اومد یه لحظه فکر کردم تویی، احمقانه ست نه؟)، دلم برای خودت نه برای حسایی که باهات تجربه کردم تنگه، حس یه دوست خوب یه شنونده یکی که قبولت داره یکی که از تنهایی درت میاره. میدونی هیچوقت دوست خوب نداشتم تا اینکه توی لعنتی سرو کله ت پیدا شد اما تو نباید میموندی نباید دوستم میشد
سلام :)
از اونجایی که منم دعوت شدم به چالش  پس :
《 سلام ریحانه‌ی عزيزم 
این نامه از آینده بدست تو رسیده، آینده‌ای که تو با انتخاب‌هات ساختیش
ازت میخوام خیلی جدی و زودتر به کار هنری مشغول شی.
 
بهت نمیگم سالهای آخر تحصیلتم مثل قبل درس بخون چون همون نخوندنه بهتره :)) ولی به جاش یه کار درست و هدفمند رو پیش ببر که چندسال ديگه نتیجه اش رو ببینی
 
و اخرین حرفم اینکه این ازدواج راه خیلی دشواری داره، فکر نکن همه چي با رسیدن درست میشه
 
عاقبتت بخیر❤》
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب