نتایج پست ها برای عبارت :

عسق قدم میزند

شیعه باعشق ولایت درجهان پر ميزند/بادو بال علم وتقوا هر زمان پرميزند/گشته است قرآن وعترت رهگشای کاراو/باهمین شورولایی در امان پرميزند/زمزم عشق وتوسل شیعه رااحسان دهد/بابصیرت تا سپهرآسمان پرميزند/دشمنان خویش را هرجاشکستی داده است/همره خیل بسیج شیعیان پرميزند/شیعه درآماده باش ودلسپار رهبر است/درنبردحق وباطل جانفشان پر ميزند/گریه واشک ووصالش باامید کامل است/باهمه یاران مخلص هر مکان پرميزند/آرزوی شیعه باشد مهدی وروز ظهور/دررکاب نائبش با عا
شیعه باعشق ولایت درجهان پر ميزند/بادو بال علم وتقوا هر زمان پرميزند/گشته است قرآن وعترت رهگشای کاراو/باهمین شورولایی در امان پرميزند/زمزم عشق وتوسل شیعه رااحسان دهد/بابصیرت تا سپهرآسمان پرميزند/دشمنان خویش را هرجاشکستی داده است/همره خیل بسیج شیعیان پرميزند/شیعه درآماده باش ودلسپار رهبر است/درنبردحق وباطل جانفشان پر ميزند/گریه واشک ووصالش باامید کامل است/باهمه یاران مخلص هر مکان پرميزند/آرزوی شیعه باشد مهدی وروز ظهور/دررکاب نائبش با عا
دلهاخراسانی شده سوی رضاپر ميزند/اندرحریم مشهد آن آشنا پر ميزند/شدآخرماه صفراوج عزا و ماتمش/ایران اسلامی مابهرعزا پرميزند/دارالشفای زائران گشته امام هشتمین/سوی حرم با معرفت شاه وگداپرميزند/باشدمصیبت نامه اش ماتم سرای شیعیان/زائر دراین غمنامه اش سوی خداپرميزند/در مرقد مول رحمت فراوان میشود/دلهای عشاق خداتاکبریا پرميزند/اندرشهادتنامه اش هر دیده ای گریان شود/درمضجع نورانیش موج دعاپرميزند/ذکرشب وروز حرم باشد سراسری/دلهای شیعه از
دلهاخراسانی شده سوی رضاپر ميزند/اندرحریم مشهد آن آشنا پر ميزند/شدآخرماه صفراوج عزا و ماتمش/ایران اسلامی مابهرعزا پرميزند/دارالشفای زائران گشته امام هشتمین/سوی حرم با معرفت شاه وگداپرميزند/باشدمصیبت نامه اش ماتم سرای شیعیان/زائر دراین غمنامه اش سوی خداپرميزند/در مرقد مول رحمت فراوان میشود/دلهای عشاق خداتاکبریا پرميزند/اندرشهادتنامه اش هر دیده ای گریان شود/درمضجع نورانیش موج دعاپرميزند/ذکرشب وروز حرم باشد سراسری/دلهای شیعه از
خوش به حالش؛ حتما شب فراق دوست را ندیده است که می گوید یلدا» درازترین شب سال است! آن که از رحیل یار به سوگ ننشسته باشد، شام فراق» چه داند؟! حتما در حوالی کوچه ی تشویش در انتهای بن بست فراق، یک نیستان ناله از نایش نچکید و روبرویش راه دشوار تا محراب دوست را ندید که از بلندی یلدا حرف ميزند.حتما در خلوت شب های سرد و‌ طولانی فراق، بی قرار، دیوان خوان قصیده و غزل های آرمیده در نگاه آخر دوست نبود؛ که حرف خزان و شب آخر طولانی اش را ميزند! راستی ما حتی
میترسم جوری که قلبم به یک باره تمام خون را به رگ هایم میپاشد و کمی می ایستد و دوباره_سنگین ميزند_
اضطراب جانم را به لب رسانده 
دستم به کار و چشمم به خواب نمیرود
کابوس میبینم در بیداری و خواب
اینکه "ما هیچیم. هیچیم و چیزی کم" جدید نیست اما به مرحله جدیدی از نیستی رسیده ام
قلبم . قلبم ضعیف و سنگین ميزند از ترس 
توی خودش مچاله میشود از ترس 
و چشم هایم هر بار که به خود می ایم پر شده اند از ترس
این نه ترس از تاریکی و ارتفاع است 
شبیه ترس نبود مامان است
در سال 2001 شرکت ویووتک توسط جیمی براون در کشور کره تاسیس شد، شاید در آن زمان کمتر کسی میتوانست سرعت ترقی و پیشرفت vivotek را پیش بینی کند
 
آن هم زمانی که کمپانی های بزرگ همچون هایک ویژن غول صنعت دوبین های مدار بسته به شمار میرفت، چه کسی فکر میکرد که ویوتک با این سرعت بتواند گوی سبقت را از دیگر کارخانه های تولید دوربین برباید و خودش بر مسند قدرت بنشیند
 
چشم بچرخانیم مدل های مختلفی از دوربین های تحت شبکه خواهیم دید، ولی کیفیت همیشه حرف اول را میزن
اگر کولر گازی شما باد گرم ميزند یا به خوبی خنک نمیکند احتمالا گاز آن یا کم شده است یا گاز آن تخلیه شده است  . در این صورت نیاز به شارژ مجدد یا تکمیل شارژ دارد. برای شارژ کولر گازی در مازندران کافی است با ما در تماس باشید
 
نقش مبردها و یا همان گاز کولر گازی در عملکرد کولر و اسپلیت بسیار مهم می باشد به نحوی که کمبود یا نبود آن در این کولر های گازی ها تمامی سیستم سرمایشی را مختل میکند و شما را با مشکل جدی مواجه می‌کند .
برای شارژ کولر گازی در مازندر
آنکه به پای عشق میماندهمدم سوزِ اشک میشودکور میشودآری تباه میشوداما فقط دنیایش را تباه کردهدر عوض به هیچ مکانی تعلق نداردکه عشق همه استودر عین هیچ کجا نیستمنزل عشق عالم استاما عالم همچنان از عشق خالیوآنکه عشق را منکر گرددو سر بی آن به بالین نهدسری بی سوداسری بی عذاب وجدانهر کجا رودهرچقدر به روی دِلش نیاورداز عذاب عدالت ِ یکتایِ عشق رها نگرددو سوختن کشندگان ِ عشق ،سوختن خود استقتلی که امتداد میابدتا جایی که عشق هنوز درد استتا جایی که
بسم الله
 
پاییز که آمد
مهر پرچم های مشکی را بوسید و گفت
تا محرم است من چرا باشم؟!
 محرم می شوم!
برای همین این روز ها
اینجا باد گرم ميزند
مهر هوای کربلا کرده.❤❤
 
پ.ن: پاییزتون پر از عطر چایی عراقی
ببست و هشتمین روز ماه مهر محرم
قرارمان
هرجا که او باشد❤
زندگی فرصت پرواز در آگاهی توبا غم عشق نشستنسر آواز تو بودتوی تنهایی کوچههمه ی فکر و خیالم پی توتا ته کوچه دلممحو تماشای تو بودميزند باز در این باغقناری به هوایت چه چهمرغ تنها به خیالشهمه سودای تو بودچون که با عشق توپرواز کشیدمسر هر کوی رسیدمجلوه ای از هنرخلقت بی تای تو بود
انقدر دلم پُر شده که کاملا سرریز شدنش را احساس میکنم .دلم تو را میخواهد‌.سنگینی حضورت را میخواهم .سنگینی نگاهتنگاه ِ سبزت  .اما امشب فقط آه میکشم آه ِ از ته ِ دل و دیگر هیچ نمیگویم . . . نمیگویم که دلم له له ميزند برای نفس کشیدن در حریمت ‌. . .نمیگویم.نمیگویم . .‌ .
بسم الله الرحمن الرحیم
یاابافاضل ادرکنی
با یک شبکه ماهواره‌ای تماس میگیرد و میگوید شیعه هستم
از اومیخواهند تشهد نماز شیعیان را بگوید،میگوید اشهد آن علی ولی الله
 
دیگری زنگ ميزند میگوید شیعه هستم
قرائت قرآن را بلد نیست و هیچ آشنایی با آیات نازل شده در شأن اهل  بیت ندارد
شخص دیگری زنگ ميزند میگوید هستم و شیعه و مداح،برای دفاع از ولایت مولایم امیرالمومنین علی علیه السلام و آقا امام زمان یک آیه قرآن بلد نیست
دراولین  جمله بحث
 
یک شعری داشت حافظ که میگفت، پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت/آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد، یک تفسیری بود از این شعر که حافظ دارد به پیر ما طعنه ميزند که کور است و خطای صنع را نمیبیند و خب اشکالی هم ندارد برای زنده ماندن، زندگی کردن، لذت بردن، خندیدن و. گاهی عادم باید خطا پو‌ش تر باشد، گاهی کمی خطا پو‌ش تر باشد، نه اینکه کور و احمق باشد ها. فقط کمی خطا پوش. 
ریویو کتاب ماجرای فکر آوینی»
وحید یامین پور بعد از چند سال تدریس و برگزاری کلاسهایی درباره اندیشه شهید آوینی، حالا حرفهایش را در قالب کتابی و به کمک نشر معارف منتشر کرده است. "ماجرای فکر آوینی" از هفت درس تشکیل شده و خواندن آن هم به مخاطبان شهید آوینی تلنگر ميزند و هم
ادامه مطلب
                  با 
                        نام 
                                خدا❤
گاهی جوری راه برای پیشرفت باز میشود که برمیگردی و به عقب نگاه میکنی و اصلا دلم نمی خواهد گذشته را رها کند پایش را به زمین میکنید و اشک میریزد  و می ترسد از روبه رو
          وقتی قدیم و عادت هایت رنگی اند و موقعیت های جدید 
و موقعیت پیش رو که آغوش برایت باز کرده و مهربانم لبخند ميزند سیاه و سفید
          باید دست بکشی از عادت هایت و عادتپکمی به آنچه عادت نداری!
 
از خود ضعیف ام بدم میاد از خودم که رفتم و نتونستم از خودم که برگه ها گرفتم و از ساختمان زدم بیرون از خودم متنفرم .چرا من قوی نمیشم .
چرا یاد نمیگیرم رها کنم من داد میزنم میگم میرم اما پایم لنگ ميزند .
من امروز تا کجا رفتم .من امروز چی ها دیدم خدایا این قلب من قاعدتادباید از کار بیافتد بیا و تو تمامش
سه روز است که نشستم تو خانه گریه می کنم و امروز بازهم نتونستم
خدایا نزار تو را هم از دست بدهم 
 امام صادق ع فرمود علم با عمل  همدوش است نجات ورستگاری انسان بهر دو مربوط است هر که بداند باید عمل  کندوهر که عمل کند باید بداند علم عمل را صدا زند اگر پاسخش گوبد بماند و گرنه کوچ کند مثلا کسیکه میدانداطاعت حدا خوبست و لازم گویا همان دانستن اورا بزبان حال صدا ميزند. و میگویدتو میدانی اطاعت خدا. خوبست اطاعت کن اگر فرمان برد علمش ثابت و بر جاماند وگرنه با شک و شبهه و فراموشی از میان برود
در این چند روز سعی کرده ام از اخبار و بحث ها دوری کنم.شاید در این زمستان باید مثل کپک سرمان را زیر لحافمان کنیم و سرگرم دنیای خود شویم!شاید هم خود را به یک خوابِ زمستانی دعوت کنیم،عواطف و منطقمان را خواب کنیم تا راحت تر زندگی کنیم!
سعی میکنم به آمدنِ خواهرم فکر کنم و به برنامه ها و دروهمی هایمان اما نگرانی مانند ماری موذی نیش خود را ميزند که اگر پروازش به مشکل بخورد چه؟
جوابی ندارم و پناه میبرم به زیر و بالا کردنِ این مجازیِ بی در و پیکر،به یک و
درخت های پاریس کم کم دارد برگ می کند، اما عجب در این است که هیچ طراوت و صفای بهاری ندارد. چمن ها در خیابان ها و باغات زیاد است و از دور سبزی ميزند، اما آنها هم طراوت ندارد. خوشا طهران و همان وضع صمیمی فقیرانه خودمان. نمیدانم بی دماغی و بیشوری ما این حال را به من می دهد یا حقیقةً ایران بهتر است.
یادداشتهای روزانۀ محمدعلی فروغی /  صفحه 90/ نشر سخن
در یک مهمانی یک افسر مست که از کشته شدن دوستش که خلبان مسئول حمل اذوقه بود ،سخت متاثر بود فریاد ميزند :"چرا باید یک مرد نجیب جان خود را بی جهت و بدون دلیل از دست بدهد ؟چارلی نباید میمرد .بیخود جان خود را از دست داد او حتی نیازی به این محل بو گندو نداشت (اشاره به مهمانی های مجلل در زمان فقر و جنگ) همه چیز بوی گند میدهد. حتی این دختر هایی که اینجا امده اند همه شان ارایش کرده و لباس شیک پوشیدندو لبخند میزنند ، به چه دردی میخورند ؟یعنی من نمیفهمم؟اون ه
و در درون من مادری به سوگ فرزندش نشسته است و دائما بر قلبم چنگ ميزند تا داغ خویش را تسلی دهد و نمی داند چه بر سر قلبم می آورد و هنگامی که به خود باز می گردد و آرام  میابد برای جبران مافات اندکی زیادی دیری است.
یا رب سقطنا ‌‌‌‌‌‌‌کثیراً کثیراً  جداً اکثر مما أمته الجاذبیة»
بسم الله
امام صادق (ع) میفرمایند :قلب انسان بین سینۀ انسان و حنجرۀ او بال بال ميزند، (یعنی دل در این سینه قرار ندارد )تا وقتی که به ایمان معتقد شود ، وقتی با ایمان گره خورد ، قرار پیدا میکند ، و این سخن پروردگار است که میفرمایند : هر کس ایمان پیدا کند ، قلبش هدایت میشود ، این یعنی قرار یافتنِ قلب .
( محاسن ، جلد 1، ص294)
ادامه مطلب
گاهی دلم پر میشود از خستگی؛
و وجودم خالی از هرگونه وابستگی.
خسته از هیاهوی زمانه ای که مرا در آن جا داده ای،
و مرا به دنبال خود کشانده ای تا درس عشق و امید بیاموزی؛
و وجودم خالی میشود از همه چیز غیر از تو،
آری گاهی سختم میشود کندن از همه چیز!
 
دلم با تمام خستگی اش تو را صدا ميزند؛
و وجودم با تمام وابستگی اش تو را میخواند.
خدای من شکر تو را که به من خستگی و وابستگی دادی
روزهای اخر این هفته را درس نخواندم .دیگر حوصله ی انیمه دیدن را ندارم .فقط سه تا از سریال های شوکو موراسه را دیدم و اخری هم نیمه تمام است .میدانید این گزارش نوشتن تیتروار حالم را به هم ميزند . دوستداشتم کمی بیشتر وقت برای خوب نوشتن میگذاشتم . منظورم این است که کتاب میخواندم تا بهتر بتوانم جمله سازی کنم ولی خب من فعلا فقط تست میزنم و مسئله حل میکنم و تازه حس میکنم ذهنم هم مختل شده و همه چیز به جز چیز های کنکوری را پس ميزند://خلاصه که فکر کنم قرار ا
روزهای اخر این هفته را درس نخواندم .دیگر حوصله ی انیمه دیدن را ندارم .فقط سه تا از سریال های شوکو موراسه را دیدم و اخری هم نیمه تمام است .میدانید این گزارش نوشتن تیتروار حالم را به هم ميزند . دوستداشتم کمی بیشتر وقت برای خوب نوشتن میگذاشتم . منظورم این است که کتاب میخواندم تا بهتر بتوانم جمله بندی کنم ولی خب من فعلا فقط تست میزنم و مسئله حل میکنم و تازه حس میکنم ذهنم هم مختل شده و همه چیز به جز چیز های کنکوری را پس ميزند://خلاصه که فکر کنم قرار ا
#آنی
مرگِ دل باور شد آنگاه که دید پایت را جدادید دستت را جدابا نگینی که عقیقعاشقی میکرد در آنمرگِ دل باور شد آنگاه کهقلب تو سوخت در آن آتشِ عشقبازیِ توکه سفید پوشیدند جان به کَفانِ  رَهِ عشقکه تو اما کردی دوده به تنمرگِ دل باور شد آنگاه کهتو سیه پوش شدی ما سیه پوش شدیماما لاله ای می‌زند جوانه ،از میان خاکستر قلب توکه بیان میدارد؛ انتقامت را خواهیم گرفت.#دلساخته_های_آنی
بعد از پخش سریال فوق لیسانسه ها که یک سریال طنز بود سریالی جدید با نام وارش از تلویزیون در حال پخش است. این سریال را به شما معرفی می کنیم.
با ما همراه باشید.
یار محمد برای فرار از گرسنگی و خشکسالی به شمال کشور می رود تا شغل ماهیگیری را انجام دهد. او که نمیداند ماهیگیری آن منطقه در سلطه گردنکشی به نام تراب است به دریا ميزند و مقابل تراب می ایستد.
وارش  بیوه جواد که سالها تراب در خیال ازدواج با او است با دیدن دلاوری یارمحمد به او دل می بندد و به ترا
یه مدت برام خیلی مهم بود که آروم باشم ، ولی الان برام مهم نیست . من دچار خشونت مزمنِ کشنده ای هستم که ریشه هایش هر لحظه بیشتر در مغزم میپیچد و محبتِ درون قلبم را می‌مکد .خارهایش که رشد میکند ، راه گلویم را میگیرد.از فکرم خون می‌چکد و دچار جیغ ممتدی هستم که سکوت را فریاد ميزند . دوست دارم تنها به صداها گوش کنم . به صدای داد ، جیغ ، اعتراض، ضجه ،التماس .دوس دارم صدای جهان واقعی را بشنوم .این صدای واقعیت است. صدای ضجه ی ناشی از شکنجه ی ارواح سرگردان.
*آیا میدانید قدمت انرژی تاریک در فضا به ۹ میلیارد سال میرسد.
 
*آیا میدانید تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی بلدند،بیشتر است.
 
*آیا میدانید کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد.
 
*آیا میدانید یک نوع پشه وجود دارد که در ثانیه ۱۰۰۰ بار بال ميزند.
 
*آیا میدانید مورچه در مایکروویو زنده میماند.
 
*آیا میدانید وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ۲ میلیارد تن است.
 
 
 
 
ادامه مطلب
ترس از یک اتفاق مثبت یا منفی، حتی اگر بهترین و زیباترین اتفاق زندگیت هم باشد، گاه تمام وجودت را تسخیر میکند. اگر ندانی چطور با ترس و دلهره هایت روبرو شوی، و اگر کسانی را نداشته باشی که آرام به تو گوشزد کنند که چقدر از پتانسیل ها و قدرت خودت غافل مانده ای، ترس چون موریانه ای میشود که به زندگیت ميزند و نابود میکند تمام لحظاتت را. باید قوی بود، باید با ترس ها روبرو شد و باید آنقدر صبور بود تا زمان بگذرد و بگذرد و خیلی چیزها را در ظرف خود حل کند.
خستگی بهانه ی جدیدی است
دلم کمی دوری می خواهد ،کمی رهایی
احساساتم کور  شدند ، عقلم کر
صم و بکم به تغییرات دنیا می نگرم بدون آن که هیچ گونه تغییری در حالت نشستن تفکرم ایجاد شود
زندگی مانند رودی روان می رود و من همچنان کنارش نشسته و پا در آب منتظر
تغییرات همت می خواهد ولی بهانه ی جدید نمی گذارد
کمی طغیان نوجوانی می خواهمتا همچون نوجوانی شوم که برای چیدن پازل هویت خود به هر ریسمانی چنگ ميزند
خستگی بهانه ی خوبی است ،زندگی را ما
مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان در مورد برجام فرمودند: در صحبتها بود که تصویب برجام را به رهبری نسبت داده‌اند؛ خب شما چشم و گوش دارید و همه‌چیز را می‌بینید. نامه‌ای که درباره‌ی برجام نوشته شد و شرایطی که ذکر شده که در این صورت تصویب می‌شود را ببینید. منتها اگر این شرایط اجرا نشده، وظیفه‌ی رهبری این نیست که وارد بشود.
ایشان تصریح کردند:‌ نظر ما این است که رهبری وارد کار اجرایی نشود، مگر جایی که به حرکت کل انقلاب ضربه ميزند. اما آن‌طور ک
اول از همه محیط مدرسه بسیار مهم است!محیطی که هر روز دانش آموز با آن روبه رو میشود، محیط مدرسه از جمله دیوار های آن باید از رنگ های روشن و سرد، طرح های شاد،و متن های هدفمند آراسته شده باشد.علاوه بر آن درختان و گل و گیاهان نیز تاثیر اندکی بر روی محیط ندارند بلکه هر‌بار در دانش آموز با دیدن آنها حسی سرشار از امید درونشان جوانه ميزند.
#آنی
مرگِ دل باور شد آنگاه کهدید پایت را جدادید دستت را جدابا نگینی که عقیقعاشقی میکرد در آنمرگِ دل باور شد آنگاه کهقلب تو سوخت در آن آتشِ عشقبازیِ توتو سیاه پوش شدیما سیاه پوش شدیممرگ دل باور شد آنگاه کهشهیدان سفید پوش میشوندکه تو خاکستر را بر تن کردیاما لاله ای می‌زند جوانه ،از میان خاکستر قلب توکه بیان میدارد؛ انتقامت را خواهیم گرفت.#دلساخته_های_آنی
بسم الله الرحمن الرحیم
یا فارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
در سوره مبارکه حجرات خداوند می فرماید آنانکه صدای خود را در محضر پیامبر ص پایین می آورد قلبش به ایمان امتحان شده است
و آنکه فریاد ميزند اعمالشان پوچ و باطل شده 
و لا یعقلون هستند؟
حال وقتی عمر در محضر پیامبر فریاد ميزند و در جایی اورا به هزیان گفتن متهم می کند آیا جزء افرادی نیست که لایعقلون هستند و اعمالشان پوچ و باطل شده است؟
یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوٓا أَصْوَ
تحمل ندارم
 از خانه که بیرون میروی یا باید کور باشی یا رنج بکشی! فرقی نمیکند کجا زندگی کنی سر هر چارراهی یک نفر ایستاده در سرما با چشمان غمگین که خنجر در قلبت فرو کند اگر ازشان گل بخری کمی از غمش کم میشود دیشب یک زن را دیدم در سرمایی که خیابان را خلوت تر ازهمیشه کرده بود قلبم افتاد و شکست از ماشین پیاده شدم جمعش کردم از زن گل خریدم هر دو خوشحال شدیم و امیدوار دوباره سوار ماشین شدم قلبم را سر هم کردم گذاشتم سر جایش یک چارراه بعد تر یک کودک بود و چ
هر صبحبا چشمهای بسته درون زمین میخزمشبیه کرم های خاکیبی آنکه ریشه ای را خوشحال کرده باشم.هرصبحبیدار میشومبا صدای بچه ی فروشندهکه از محاسن دعاهایش میگوید:گرهتان باز میشودپولدار میشویدخوشبخت میشوید»دعاهایی که انگار،خودش را نجات نمیدهند.دوباره دستگیره را میگیرم،سرم را به دستم تکیه میدهم و تلاش میکنم بخوابمچشم هایم را که میبندمتصویر تو شادم میکند.پیره مردی وارد واگن میشودامروز براتون حافظ میخونم»شجریان روی تخت بیمارستان کف ميزند.
 
از وقتى که اینترنت هارا قطع کرده اند بیشتر میخوابم. نگران چیزى نیستم و ذهنم ارام است. دیگر برایم مهم نیست که چه کسى از چه چیزى استورى گذاشته و یا میخواهد چه عنى بخورد و انرا فریاد ميزند. البته هنوز کلرهایم را به تعویق میندازم و هنوز دویدن را شروع نکرده ام اما حس بهترى دارم و اصلا از این شرایط ناراضى نیستم. درواقع از اینکه مدتى است صورت نحس یک عده از ادم هاى گوه خور و همیشه حق به جانب را ندیده ام خوشحالم.
+اگر میخواهید بگویید که چرا این ادم ها را ا
یکی ازارکان مهم سایت و وبلاگ قالب اون سایت یا وبلاگ میباشد .قالب وبلاگ ، به سایت یا وبلاگ شما جلا میده و باعث زیبایی و افزایش وروی به سایت شما میشود.از این نکته هم نباید بگذریم که کاربران دو چیز به یادشون خواهد ماند :اولی محتوا و کیفیت مطالب سایت یا وبلاگدومی هم زیبایی سایتکیفیت و مطلب حرف اول را ميزند اما کافی نیست چون کاربر دوست دارد که مطلبی رو از سایتی یا وبلاگی بخونه
ادامه مطلب
روی زمین ِسرد ِ باغ نگارستان نشسته ، بساطش را کنارش پهن کرده ، سعی میکند صدای حرف های خاله زنکی ِ زن هایی که در چند قدمی اش جا خشک کرده اند را نشنود و به صدای دلنشین ِ امید نعمتی  ِ در گوشش توجه کند.همراهش زمزمه میکند:"چراغ ِ شب ِ تار ، یادت بخیر/تو ای نازنین یار، یادت بخیر".با خط ها سر و کله ميزند تا به آنچه میخواهد برسند.پهلوهاش از سرما تیر میکشد اما حالش بد نیست.و فارغ است،ز غوغای جهان؛ جهانَ"ش"، قلبش ، عقلش، دنیایش. فارغ ِ فارغ ِ فارغ.
و به
از چشم که افتاده ای 
خیس و خسته چنان کهچتر اینگونه بیتابی میکندشومینه از پس سرما بر نمی آید تا دل آتش جلو رفته  با جراتی تمام خودسوزی میکند  اشک از من روی می تابد واز نگاهم خودداری میکند 
به پای که مانده ای سرد و بیدار چنان کهشب احساس بیهودگی میکند یلدا پی در پی پرستار خماری های پنجرهبا انتحار مضمونش تب را خوب تاب میکند بر گی اندام افکارم رخوتی سخت باز فرود می آیدغم جوانه ميزندزخم می زایدشعر عفونت میکند
ادامه مطلب
از چشم که افتاده ای 
خیس و خسته چنان کهچتر اینگونه بیتابی میکندشومینه از پس سرما بر نمی آید تا دل آتش جلو رفته  با جراتی تمام خودسوزی میکند  اشک از من روی می تابد واز نگاهم خودداری میکند. 
به پای که مانده ای سرد و بیدار چنان کهشب احساس بیهودگی میکند یلدا پی در پی پرستار خماری های پنجرهبا انتحار مضمونش تب را خوب تاب میکند بر گی اندام افکارم رخوتی سخت باز فرود می آیدغم جوانه ميزندزخم می زایدشعر عفونت میکند.
ادامه مطلب
من به این حیرانیِ مَحض دچارمدر میان پُلی که نامش دنیاستو لق ميزندهنوز من لنگان لنگانحیرانبه عبور مردمی مینگرمکه سریعمیگذرندهیچکس ولیاثر انگشتشهم عین تو نیستباقی هیچآه آری هیچمن میان پُلِ هیچمیروم به دنبال جایی که بلد نیستممیروم ولیتو را نمیابمتو گمان میکنی من هم رد شده اممثل همه ی مردمکه سریعمیروند و می آیندولی من هنوز روی همان یک تکه ی پُل لنگان لنگان میایمو در میان اینهمه تو کجایی نمیدانممن حیرانم
نه از سر لجاجت با بقیه نه اما دلم نیست وقتی چیزی را همه تعریف میکنند یا میبینند من هم سراغش بروم. 
البته که این وسط در دین این فیلم کارگردان هم موثر است مثلا من هیج وقت فیلم های اصغر فرهادی رو نمیبینم.
ولی امشب دیدم
فروشنده را.
در بهتم.
فارغ از موضوع
فرم کار، متن. نقش‌هاقاب‌بندی‌ها. تک تک جملات‌ مه چی درست و در حای خود بود از هر نشانه ای به موقع کمک گرفته میشد هر صحنه که تمام میشد چالشش در ذهن تازه شروع میشد. 
کسی مثل اصغر فرهادی، ب
یا خبیر
 
بعضی وقتها جهان به نحو عجیبی ساکت میشود، هیچکس آنلاین نیست جواب پیام هایم را بدهد یا ری اکشنی به مطالبم نشان دهد، هیچ گ نميزند، آنتن که برای خودش آن بالا، مدت هاست هی میچرخد و هی قرمز ميزند، هیچکس خانه نیست، اینجا که همیشه مطالبی که مینوشتم چند کامنتی داشت، حالا هیچی ندارد از آن طرف، به خاطر خواب بعد از ظهر -بدترین زمانِ خوابیدن، خوابِ حمقاء- سرم یک جورهایی گیج و منگ است هنوز، فکر درس های فردا را هم دارم (حوصله اش را؟ خی
بعضی وقتا که بی خوابی به سرم ميزند مثل الان، پا میشم و نماز شب می خونم.
اما الان . .
غروبی که داره میاد، شام شهادت پدر بزرگوار امام زمان(عج) است.
محمد جان این روزا رو به حرمت عزای امامزمانت در عزای پدرشون لطفاً با گناهان و کارات ناراحتشون نکن.
حواست هست؟
پوستر مراسم جمکران رو دیدم. ساعت ۸شب امروز. حاج آقا پناهیان و حاج سعید حدادیان .
ان شاالله عصر بعد کلاس ساعت۴میرم طرف ترمینال جنوب. اتوبوس قم و از اونجا مستقیم جمکران. بعد مراسم هم میایم محضر حض
دانلود کتاب صوتی مرگ درميزند اثر وودی آلن
دانلود کتاب صوتی مرگ درميزند اثر وودی آلن
فرمت فایل ها: mp3 تعداد فایل ها: 3 حجم کل فایل ها: 53 مگابایت مدت زمان پخش: 1 ساعت و 56 دقیقه نویسنده: وودی آلن مترجم: حسین یعقوبی زبان ترجمه: فارسی درباره کتاب: آنچه پیش روی شماست طنزی است که شنیدن آن را به شما پیشنهاد می zwnj;کنیم. از شما دعوت می zwnj;کنم گوشه zwnj;ای از این .
دریافت فایل
دانلود کتاب مرگ در می‌زند اثر وودی آلن - فیدیبو https://fidibo.com › book › 5149-کتاب-مرگ-می-زند رت
بسم‌الله الرحمن الرحیم 
یافارس الحجاز ادرکنی الساعه العجل
کمترین آرزوی افرادی که اجدادشان تمدن ساسانیان و اشکانیان را تشکیل داده بودن باید باز گشت به خویشتن و آن تمدن بزرگ باشد.
فرهنگ پر باری که حرف اول را در انسانیت ميزند و تفاوتی برایشان نمیکند
یهودی و مسیحی و زرتشتی و مسلمان و بودایی مگر در میزان انسانیت و خدمت رسانی
همانطور که مولایمان امام امیرالمومنین علی علیه الاف السلام فرمودند
ارزش هر فرد به میزان خدمت رسانی اش به مردم می‌ب
یکی از بزرگترین دردهای دنیا وقتیه که همه دست به دست هم میدن تا بهت بفهمونن از پس هیچی بر نمیای!حتی از پس نگه داشتن عزیزات.همیشه با خودم فکر میکردم آدمی که با حرفای بقیه تصمیم به موندن میگیرهبهتره نمونهولی الان به درجه ای رسیدم که از همون نموندنه هم بترسمخسته شدم از بس سیلی خوردمخسته شدم از بس بهم فهموندید هیچ کاری بلد نیستم.خسته از اینهمه بدبختیاز این همه درداز اینهمه اشکخسته شدم از خودم.من از رد پامم خسته شدم.اینجا شبیه سلولی شد
دستم رو روی چوب خام روشن نارنج میکشم. بویش مستم میکند. مداد را بر میدارم و طرحی مبهم را رویش نقاشی میکنم. مثل اینکه کلافه باشم بر میگردم جاهایی که مبهم است دوباره پر رنگ میکنم. ار موئی را بر میدارم. کالبدی مبهم از انسان را برش میدهم. سپس نوبت مقار هست سطحش را تراش میدهم. پستی و بلندی های ظاهرش و تمام جذابیت جسمیش را به ظرافت طرح میزنم. بعد سطحش را با سنباده کاملا صاف و یکدست میکنم. تمام سر تا پاش رو پولیش میزنم جوری که برق ميزند. با خوشحالی و ذوق ب
یک پالتوی کهنه تنش کرده. موهایش که تا روی گردنش میرسند باز است و چند طره از آن امواج پریشان روی پیشانی رنگ پریده و گونه هایش که از سرما آتش گرفته اند ریخته. چشمان خسته اش کمی گود افتاده و احتمالا دیگر هیچ زیبایی در اطرافش نمیبیند.
تنها، در خیابان هایی که بوی تعفن غم پُرشان کره و حال برف آمده تا سیاهی را اندکی سفید کند قدم ميزند. البته نه ؛ خیابان ها خیلی شلوغ اند. ارواح‌از کنارش میگذرند و به او سلام میکنند. او هم پاسخ میدهد. احوال پرسی میکند. ب
اوایل بهم می گفت آجی
بعد شد مامان
بعد تر آله
فکر می کنین چند وقته چی صدام می زنه؟ نامه!
 
+تو خونه ما، آدم بزرگا هم مثل بچه ها حرف میزنن.حالا گفت و گوی  این چند وقت  اخیر این طوری صورت می گیره:نامه یه چای میریزی برامون؟ نامه میای بریم بیرون؟ گوشی رو بده به نامه.نامه کجایی؟نامه کجا میری؟!
*نامه صورت دیگری از فاطمه است که خواهرزاده ی دو ساله ام مرا صدا ميزند :)
++اون یکی خواهر زاده ام که بزرگتره بهم میگه: خاله فاطمهاما وقتی خیلی دوستم داره و میخواد
پنجره را باز گذاشته ام، بوی خاک باران خورده با عطر چای بِه مرا به پرواز در آورده است، خوشحالم و نسبت به امروز و روز های پیش رویم، امیدوار! :)
نشسته ام و از فریدون میخوانم و همزمان لبریز از عشق میشوم، چه احساس خوبی. چه روز قشنگی :)
من نباتم.کنار پنجره، رو به آسمان آبی دلبرم نشسته ام و با خیالِ خوش و آرامی، فکر می بافم.
از زندگی که در دستانم موج ميزند، هیجان زده ام، گاه با فکرِ خوش رها شدن، همگام با برگ ها میرقصم،گاه با فکر لذتِ زندگی کردن، غرق می
مهم این است که تا کجای این زندگی را میخواهی برای خودت باشی. من یکی وقتی میفهمم فلانی میلیاردر است چنگی به دلم نميزند. اما وقتی میفهمم استاد همایی فقط بیست هزار نسخه کتاب خطی به کتابخانه بعد از فوتشان اهدا کردند چشم هایم برق ميزند، قند در دلم آب میشود. 
مهم این است که بخواهیم چگونه به دنیا نگاه کنیم.
 
من خیلی دلم برای این آدمهای بیچاره دور و برم میسوزد. وقتی به پیرمرد محلمان نگاه کردم و فهمیدم به یک جا خیره شده است و هیچ نمیگوید، همانطور خیره
+ غصه دارم دیشب احساس خفگی میکردم. کاش همون یه ذره هم حس امید وجود نداشت . یک "برای همیشه "کم داشت تا اخرین مردن. ادم توی برزخ چیکار کنه؟
+"به ظاهر شاید هیچ چیزش نشده بود.اما  در باطن چرا .در باطن چلانده شده بود . چلانده میشد. یک حس گنگ و ناپیدا ، یک گره قدیمی در روح، پرتوی از ان حس کهنه ازارش میداد."
+ همینطور دارم چلانده میشم بی طاقت شدم . شاید دلم شکسته و خودم نمیفهمم.
+" خسته ام ، این دست ها خسته اند و چرا اینقدر خسته اند؟ دقیق میشوم . دقیق و متمرک
بسم الله الرحمن الرحیم.
درواقع دنیا یکجوری هست که یکهو چشم باز میکنی و به خودت میایی و میبینی  یک برگه ی ازمایش در دست همسرت جاخوش میکند و باخوشحاالی فراوان لبخند ميزند و می گوید؛چطوری مامان دوقلو ها((البته این دوقلوها ارزوی همسراست والا خبرخوشحالی برای یک قل است))
هنوز باورم نشده
خیلی وقت ها اتفاق های جالب زندگی وقتی می افتد که انتظارش را نداری
هنوز خودم از خودم خجالت میکشم بگویم مامان شدم
زبان گفتگو ندارم
من لال مادر زادم
نوشتم و عاشقش شدم
به لطف دنیای مجازیم
 
میخواهد مرا ببیند
بهانه پشت بهانه میارم
همین روز ها قید مرا ميزند
جرئت گفتن حقیقت را ندارم
 
کاش مثل من بود
مرا میفهمید
میترسم مثل قبلی نماند
میترسم تنها بمانم
تازگی شدیدا احساس بیچارگی و درماندگی دارم‌. دوست دارم از رختخوابم جدا نشوم و تا شب و شب تا صبح زار بزنم. اصلا انگار تمام وجودم گریه میکند و زار ميزند. نه اینکه فکر کنید هی بشینم گریه کنم نه اصلا از همه حرکاتم و رفتار و اعمال و گفتارم گریه سرشار است. با کوچک ترین چیزی احساساتی یا عصبی میشوم. بعد تا سر حد دیوانگی غمگین و ناراحت. 
بهش میگویم فکر کنم پی ام اس گرفته ام بعد فکر میکنم پی ام اس که گرفتنی نیست. ثمین میگوید این جیزهای عجیب و غریب را از کجا
هوا بد استچه ابرتیره ای گرفته سینه تو راکه با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمی شودتو از هزاره های دور آمدی
_______
جهان چو ابگینه شکسته ایستکه سرو راست هم در اوشکسته مینمایدچنان نشسته کوهدر کمین این غروب تنگ که راهبسته مینمایدتزمان بیکرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنجبه پای او دمی است این درنگ درد و رنجبسان رود که در نشیب دره سر به سنگ ميزندرونده باشامید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش
هوشنگ ابتهاج 
 
 
_محل دفنم را انتخاب کردم.
_کجا؟
_از این جا خیلی دور نیست. روی یک تپه، زیر یک درخت و مشرف به دریاچه. مکانی آرام. جایی خوب برای فکر کردن.
_قصد دارید آنجا فکر کنید؟
_ قصد دارم آنجا مرده باشم به دیدارم میایی؟
_دیدار؟
_فقط بیا و با من حرف بزن. سه شنبه ها بیا. تو همیشه سه شنبه میایی.
_ما مردمان سه شنبه هستیم
_خیلی خب .مردمان سه شنبه. پس برای گفتگو میایی؟.به من نکاه کن.سر خاکم میایی؟ به من از مشکلاتت میگویی؟
_مشکلاتم؟
_بله
_و شما جوابم را میدهید؟
هر آنچه
نشانه های بروز بیماری در حیوانات خانگی
  14 علامت شاخص
1-بروز تغییراتی در دفع
2-حیوانتان بیش از حد آب می خورد
3-بیش از یک بار در طول 12 ساعت استفراغ داشته باشد
4-کمتر از حد معمول می خورند
5-غیر معمول نفس نفس میزنند
6-حیوان شما هوا را لیس ميزند
7-بروز برجستگی و برآمدگی روی بدن حیوان
8-هرگونه تغییری در چشم
9-بیش از حد فعال شود
10-بر روی بدن حیوان طاسی و یا دسته های ریزش مو ببینید
11-حیوان بیش از حد خسته و بیحوصله به نظر میرسد
12-حیوان شما نشانه های آشکاری از
 
 
زادروز:  5 فوریه 1985
زادگاه : مادیرا -پرتغال 
قد: 1.87
 
کریستیانو رونالدو فوتبالیست مطرح پرتغالی است که در حال حاضر در تیم یوونتوس ایتالیا توپ ميزند.
خیلی ها وی را به خاطر عملکرد فوق العاده اش یکی از بهترین فوتبالیست های تاریخ میدانند
او فوتبالش را در اندورینها شروع کرد سپس به ناسیونال رفت و بعد از ان به اسپورتینگ لیسبون پیوست
وی توانست در سال 2003 نظر الکس فرگوسن سرمربی محبوب منچستر یونایتد را جلب کند و به تیمش ملحق شود.
در سال 2004 اولین جام خو
ما در جامعه‌ای سلسله مراتبی زندگی میکنیم و در چنین جامعه‌ای افراد در موقعیت برابر نیستند یعنی یکی در موقعیت بالاتر است و حرف ميزند و دیگران گوش میکنند ودر نتیجه گفت‌وگویی صورت نمیگیرد. البته در همه جا پرسش و پاسخ هست، اما این پرسش و پاسخ نه برای به چالش کشیدن و طرح بحث جدید بلکه برای تصریح بحث و روشن شدن نقاط ابهام است.
 
ما نخبگان اعم از روشنفکران و دانشگاهیان و عالمان دینی چنان درگیر بحث‌های خودمان میشویم که جامعه را فراموش میکنیم. برای
 
رولان بارت نوشتهٔ رولان بارت، ترجمهٔ پیام یزدانجو ، نشر مرکز
 
من یادکرد را کنشی ـ آمیزشی از سرخوشی و کوشش ـ میدانم که سوژه برای بازیابی به آن دست ميزند ، بدون اغراق یا احساساتی گری ، و این از ظرائف خاطرات است : این همان هایکو است. زیست نویسه ( ساد ، فوریه ، لویولا ) چیزی جز یک یادکرد ساختگی نیست: یادکردی که به آن دیگری که دوست اش میدارم وام میدهم. 
این ها یادکردی کمابیش مات اند ( بی دلالت : معاف از معنا ) پس هرچه بهتر آنها را مات کنیم ، بهتر از خیا
فلانی،برو ‌ببین چی شدکه تو ان دیگری نشدی.؟
برو‌ مرور کن ببین چی به سر دلت گذشته که داره به هر
بهونه ای برای نگهداشتن خودش چنگ میزنه. دلی که یکروز سفت نشسته بود سرجاش اقایی  میکرد ،دلبری میکرد ،برا دل دلبر جا خوش کرده بود
 حالا نشسته روبروی اویش ،هوایش ابری و‌ گرفته میشود
،بارانی ازاشک نم یاید چون غرورش اجازه نمی دهد 
بگوید حالا دوست دارد حتی جای ان دیگری باشد،بارانی نمیابرد اما بغضی سنگین
درگلویش دارد داد ميزند که من میخواهم برگردم اقا
نام فیلم: رحمان 1400  ژانر: اجتماعی ، خانوادگی  کارگردان: منوچهر هادی
سال تولید: 1397 سال انتشار(نسخه لو رفته): 1398
بازیگران: مهران مدیری در نقشحاج آقاجالوسی»، محمدرضا گار در نقشاشکان جالوسی»، سعید آقاخانی درنقشرحمان»، بهرام افشاری در نقش انوش»، یکتا ناصر در نقششراره»، ساره بیات در نقشنازی»
خلاصه داستان: رحمان آبدارچی یک شرکت است و پزشک به او اعلام کرده که بزودی از دنیا میرود.از این جهت رحمان یک فکری به ذهنش ميزند که از مردن خود برای خ
دانلود فیلم ایرانی سامورایی در برلین با لینک مستقیم و بهترین کیفیت
 
 
خلاصه فیلم سامورایی در برلین : سه نفر مزدور و شرور که کارشان پاس کردن چک های برگشتی و . است ، شخصی به آنها میگوید که به برلین رفته و سندی را برایش بیاورند و آنها هم راهی برلین میشوند اما متوجه میشوند که کارشان اشتباه است و همین حوادث زیادی را برایشان رقم ميزند.
ادامه مطلب
تصمیم گرفتم مثل یک انسان عاقل جزوه را بخوانم. فارما را شروع نکرده ام و دلم شور ميزند، پاتو رو از اول دارم میخوانم و امیدوارم بشود همه را تمام کنم!
توی اتاق درس میخوانم، زینب هم درس میخواند. از صبح است که هیچ حرفی نزدیم. فقط وقتی صدای جارو کشیدن اتاق روبرویی آمد گفتم: این ها هم که هر روز جارو میزنند. و دیگر هیچ حرفی رد و بدل نشد.
هوا هوای بعد از باران است و کاش میشد در خوابگاه نبود! اما نهایت وقتی که بتوانم برای خودم صرف کنم این است که اینجا بنویسم
رویای با تو بودن را نمیتوان نوشت، نمیتوان گفت و حتی نمیتوان سرود. با تو بودن قصه ی شیرینیست به وسعت تلخی نداشتن و.و من همچون غربت زده ای در دامان بیکران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت مینشینم و میمانم تا ابد و تا وقتی شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشویند و چه احمقانه و چه مشتاقانه در انتظار آن روزم یاد تو پرچم صلحیست میان هجوم بی امان این همه فکر ولی در هیاهوی بی نغمه ی وجودم کسی فریاد ميزند. یک روز میاید که من دیگر دچارت نیستم، از ص
مشک آبی بهرشیعه بین روایت میکند/محض عباس دلاور او حکایت میکند/تشنگی کودکان و زینب ومولاحسین/حضرت سجاد را آنجا حمایت میکند/روی دوش یک علمداراست مشک عاشقی/علقمه دعوت عموراتا نهایت میکند/بهر فرمان امامش اوبه دریا ميزند/با شهادت اودفاعی از ولایت میکند/چون رشادت کرده است بهرحسین ولشکرش/این شجاعت تاقیامت هم سرایت میکند/هردودست پاک مولا گشته تقدیم خدا/فاطمه از دشمن ایشان شکایت میکند/گریه کرده بهر اوآنجاحسین تشنه لب/تاقیامت بهر شیعه اوعنایت میک
مجسمه روی یک بلندی در ورودی پارک نشسته.خدا می داند روزی چند نفر را می بیند و حرفهای چند نفر را میشنود و با خودش چه فکرها که نمیکند. حرف نمی زند. فقط نشسته و فکر می کند به چیزهایی که شاید ما ساده از کنارش بگذریم.چیزهایی که تا سالها آتش به قلب او ميزند.
گاهی چیزهایی میبیند که کلافه میشود و لابد گمان میکند ارزش او از خیلی آدم ها بیش تر است.
ادامه مطلب
احمد شاملو
زیبا ترین حرفت را بگوشکنجه پنهان سکوتت را آشکار کنو هراس مدار از آن که بگویندترانه بیهودگی نیستچرا که عشقحرفی بیهوده نیستحتی بگذارآفتاب نیز برنیایدبه خاطر فردای ما اگربر ماش منتی است؛چرا که عشق،خود فرداستخود همیشه استبیشترین عشق جهان را به سوی تو میاورماز معبر فریادها و حماسه هاچراکه هیچ چیز در کنارمناز تو عظیم تر نبوده استکه قلبتچون پروانه ییظریف و کوچک وعاشق استای معشوقی که سرشار از نگی هستیو به جنسیت خود غره ایبه خاطر
ببین مرا که مثل همه در خیابان‌ها راه میروم، پشت ویترین مغازه‌ها به تماشا می‌ایستم، که کیسه‌های انگور و هلو روی ترازوی میوه‌فروشی میگذارم، از طعم غذای لذیذ کیف میکنم، که برای طرح روی این کاسه بشقاب ها ذوق میکنم، که معماری مسجدهای قدیمی زیر و رویم میکند، که کتاب‌های تازه به دست میگیرم، کوک‌های جدید گلدوزی یاد میگیرم، موهای بلند مشکیِ رها در بادِ دخترک را رنگ میزنم، که پر از بیت‌های ناب شعر کرده‌ام آن دفترچه سوغاتی را، که هنوز با دیدن ا
حضرت
آیت‌الله ‌ای: یک روزی هواپیمای دشمن می‌آمد و شهرهای ما را بمباران
میکرد، ما هم وسیله‌ی دفاعی نداشتیم. امروز دشمنان میدانند که جمهوری
اسلامی با موشکهای نقطه‌زن و دقیق خود میتواند مقابله کند و او را بکوبد.
دشمنانی که گاهی هوس تهاجم نظامی به سرشان ميزند، بفهمند که جمهوری اسلامی،
مشت محکم و دست قوی‌ای دارد درمقابل؛ این بازدارندگی است.» ۱/۱ /۱۳۹۸
جوانی وارد مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستی وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت: خانم این روزگاراست و سنت حیات، یکی میره یکی میاد شما هم خودتو ناراحت نکن.
 زنه در حال رفتن بود که از جوان درخواست کرد دوباره وی را مادر صدا کند. جوان صدا زد ما
گاهی باید بگی ،گاهی هم نباید بگی .
باید بگی چون گفته های قبلیت فقط سوتفاهم بوده .باید بگی تا بشویی از زندگی خودت و دیگری گرد و غبارِ بدبختی را .باید بگویی تا زیبا تر شود دنیا .تا خطر کنی .باید حرف هایی را زد .
 
گاهی نباید بگویی .گاهی همان موقعی است که حرف هایت هیچ نتیجه ای در شنونده اش ندارد یا از آن بدتر وقتی دیگر نمی خواهد حرف هایت را بشنود .حتی اگر جملاتت با زیباترین مفاهیم ِ انسانی آغشته شده باشد .
 
 
برزخ زندگی آن جاست که نمی دانی که حرفی که د
درخلوت دل گریه کردم کربلارا/آگاه کردم درمصیبت مبتلارا/اشکم شده جاری برای حضرت دوست/یکدم تکاپوکرده ام وصل خدارا/براهل بیت پاک احمد اشک ریزان/حاضر شدم بادیده ودل نینوارا/این تیر گریه ميزند هردشمن دین/کردم رفاقت شیعیان باولارا/باچشم دل دیدم یکایک آن شهیدان/تقدیم کرده جان شیرین آشنارا/درعلقمه غوغای دیگر بود برپا/عباس داده درس زیبای وفارا/برروی تل زینبیه خواهرش بود/دارد روایت میکند شورعزارا/آتش گرفته خیمه ها سجاد تنهاست/یارب دگرگون کن درآن ص
شب عجیبی بود .سرم داد نزد اما با ولومی بلندتر از حالت عادی حرف زد .ترسیدم !توی خودم رفتم .بعد ساعتی بغض کردم .هر چه حرف می زد نمی توانستم راحت جوابش را بدهم‌.برای او همه چیز عادی بود و من تلنگر خورده ای گیج بودم که نمی دانستم چرا انقدر ترسیدم‌.ترسیدمترسیدم از این که روزی بخواهد محبتش را از من دریغ کند .ترسیدم از وابستگی خودم .ترسیدم از این حجم نیازی که به او دارم .ترسیدم از زندگی ای که بی او ،به آنی فرو میپاشد .مگر چقدر میتوان یک نفر
دانلود سریال وارش با لینک مستقیم
دانلود رایگان سریال ایرانی وارش با کیفیت عالی
نام سریال : وارشژانر : عاشقانه | درام | تاریخیکارگردان : احمد کاوریسال تولید : ۱۳۹۸کیفیت : عالیکانال پخش کننده : شبکه سه سیما
بازیگران : علیرضا کمالی ، بهنام تشکر ، علیرضا جلالی تبار ، هدایت هاشمی ، برزو ارجمند ، امیررضا دلاوری ، داریوش کاردان ، شهرام قائدی ، رحیم نوروزی ، رامین راستاد، مهدی امینی خواه ، سهیلا رضوی ، حدیثه تهرانی ، نیلوفر شهیدی ، الهام طهموری ، علی س
درخت اوکالیپتوس یک گونه گیاهی بومی استرالیا است که با انواع شرایط آب و هوایی سازگاری پیدا کرده و به خصوص با آب و هوای گرم کاملا راحت است. اما طراحی فضای سبز اطراف درخت اوکالیپتوس برای باغبانان و طراحان فضای سبز چالش برانگیز است. 
اطراف درخت اوکالیپتوس را خالی بگذارند یا با سنگ و صخره تزئین کنند یا میتوانند گیاهانی در زیر آن بکارند؟
اگر میخواهید چیزی زیر درخت اوکالیپتوس بکارید باید انتخاب درستی در مورد نوع گیاه داشته باشید تا به خوبی در آن م
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است- براساس گفته کانال تمدن ا فغانستان امریکا موشکهائی  به داعش ده است که درنزدیک هیچده کیلومتری شهری به  بلندی میرونند وگرا ی  درب پلیس یا هرنقطه دیگرا به موشک میدهد واین موشک نقطه زن عمل میکند – وچند جای  دیگر راهم بدین  ترتیب ميزند دردنیا فقط امریکا و –روسیه دارند که قاربود جناب شهید سرافراز حضرت اندرز گو یکی از انها را از سوریه به تهران بیاورد وکاخ نیاوران زمانی که شاه در بالک ظاهر میشودوبر ای ساواک
با توجه به اینکه واقعا متوجه فشار وارده به زیدم بابت زندگی و سختیهاش هستم و با توجه به اینکه میدونه که امور بنده بصورت مستقیم و غیر مستقیم منوط به ایشون شده و با توجه به اینکه میتونه حداقل یکی از سوالات پیش روش رو جواب بده تا هردومون کمی و فقط کمی کمتر از بلاتکلیفی در بیایم و با توجه به اینکه میدونه روی من از سمت پدر و مادرم فشاراتی هست و با توجه به اینکه میدونم مامان و بابای اون هم فشاراتی رو روش میارن ولی اون مقاومت میکنه و میگه نه، ما به این
امروز عسکری به جهان دیده بسته است قلب جهان و قطب زمان دل شکسته است 
سامرا چند سالی بغض کرده بود، اینک این بغض ترکید، بغض سامرا از همان وقتی آغاز شد که خانه ی تحت محاصره امام در محله عسکر اسیر اختناق بود، کسی وارد خانه امام نمی‌شد مگر اینکه بیگانگان او را تحت نظر می گرفتند. از امروز شاید این چنگالهای اختناق شر خود را از اطراف این خانه مهجور بردارند اما چه برداشتنی؟ که همراه است با رفتن آقا و مولای خانه، اهل خانه دیگر جمال زیبای حسن بن علی را ن
بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی
چقدر خیانت و ظلم و اسراف است
شخصی را رهبر و مولا و آقا و صاحب اختیار خود بدانی که شهادتش را نهایت رستگاری می بیند و تمام تلاشش این است که ما تجسم دعای جوشن کبیر شویم 
یا اینکه مولا و رهبر و آقای خود را کسی بدانی که دانستن را حرام و بر سوال کننده حد ميزند و آرزو میکند که کاش به مدفوعی تبدیل می‌شد
یا علی یا مولای هر کس پیامبر را مولای خود میداند! به جان خودم سوگند میخورم ,حقیقت محض است که به تعداد ریگ بی
آماده میشم بخوابم، عینکم رو از روی چشمام برمیدارم، با دوتا دست چشمامو نوازش میکنم. نگاه میکنم به عینکی که میزارم داخل قاب، لبخند میزنم، بعضی وقتها همین عینک وجه تمایز من با بقیه بوده؛ آهان همون دختر عینکی رو میگی؟! همیشه یه نشونه هایی هست برا تفکیک آدما از هم. قد، رنگ چشم، رشته تحصیلی، شغل و موقعیت اجتماعی و هزارتا مشخصه دیگه. از یه جایی به بعد همه چیز تغییر میکنه، اینکه همون دختر عینکی، اون دختر چشم رنگی، بابا اون دختر قدبلنده یا دختری که ک
باعث از بعث به معنی فرستادن ، تهییج کردن، بیدار کردن، برانگیختن، تحریک کردن، تشویق کردن، به هیجان امدن، بی اراده بیدار شدن و وادار به انجام یک کار، علت ، سبب، 
اینکه خالق هستی باعث هر انچیزی که در هستی در حرکت است شکی نیست.
هر اتفاقی که خارج از سیر معمول زند‌ی هر ذره هست باعث و علت اصلی آن کسی نیست جز خالق.
شاید درختی که به یکباره خشک میشود و یا دانه ای که از دل یک سنگ جو$نه ميزند
شاید تغییرات غیر قابل پیش بینی جوی و یا اتفاقات خارق العاده ای که
درس بزرگ کربلااینک ولایت محوری/تابع همیشه میشود شیعه به عشق رهبری/بردشمن دین ميزند هردم ولایت ضربه ها/او برکت قرآن حق باجلوه پیغمبری/پیروزی اسلام و دین بااو میسرمیشود/درس سعادت میدهد مولازشور حیدری/یادحسین وزینبش زمزم به چشمان میدهد/سیراب عاشورائیان از چشمه های کوثری/گشته نمازکربلا گلواژه ای بربندگی/بهرمسلمانان دهد تندیس عشق وبرتری/درمکتب اسلام شد گنج ولایت چون ستون/باشدپیام نینوابارهبری کن سروری/زینب اسارات میرود باحضرت سجاد خود/اوا
من برده هستم : دفتر خاطرات کلوتی، برده ای متفاوت از سایر برده ها.
 
من برده هستم : پاتریشیاسی. مک کسیاک، محراب قلم
خلاصه:
کلوتی دختر سیاه پوست ۱۰ـ۱۲ ساله ای که برده است ولی در حین باد زدن خانم ارباب که به پسرش درس می داد خواندن و نوشتن یاد گرفته و خاطراتش را می نویسد.او تمام ذهنیات و اتفاقات روزمره اش را می نویسد. اگر بفهمند او را به جنوب منتقل می کنند که هیچکس نمی تواند از آنجا فرار کند و همانجا خواهد مرد و یا او را می کشند!او به هیچکس چیزی نمی گوی
دانلود سریال وارش با کیفیت مناسب
دانلود سریال وارش با لینک مستقیم
طراحی کاور: اختصاصی از ایرانیان سریال
ژانر: تاریخی، درام، عاشقانه
پخش: شبکه سه | تاریخ انتشار: 1398
تعداد قسمت ها: 34 قسمت | مدت زمان هر قسمت: 45 دقیقه
کیفیت: 480p | حجم: 150 مگابایت
کارگردان: احمد کاوری | تهیه کننده: محمودرضا تخشید
خلاصه داستان:
یارمحمد برای فرار از گرسنگی و خشکسالی به شمال کشور میرود تا شغل ماهیگیری را پیشه کند. او که نمیداند ماهیگیرىِ آن منطقه
در سلطه گردنکشی به نام ترا
.ب انتهای داستانها فکر میکنم و سوپ روی گاز را هم میزنم.ب سفیدی مطلقی ک روی در و دیوار خانه ی او نشسته فکر میکنم و سوپ روی گاز را هم میزنم.ب اینکه نتیجه ها از کجا آمده اند فکر میکنم و سوپ روی گاز را هم میزنم.کدام انتخاب احمد ختم شد ب مرگ ستاره,کدام انتخاب ستاره ختم شد ب خانه ی ایوب ,کدام انتخاب ایوب ختم شد ب نگه داشتن ستاره و کدام انتخاب من ختم شد ب ایستادن توی خانه ی مردی ک میخاهد عمیقا باورم کنم ک بسیار دوستم دارد.ب نتیجه ها فکر میکنم و انتهای د
گاهی فکر میکنم اینجا که من ایستاده ام، بدترین جای کره زمین است.
اول بهار 95، این را نوشته بودم. الان، وضع من متفاوت و جای ایستادم هم متفاوت است اما احساس من، دقیقا همان حس.
میل به نابودی روزبه روز بیشتر در من جان میگیرد.میل به محو شدن و نیستی را به آغوش کشیدن. دقیقا مثل میل به خاطره ساختن، لبخند زدن، بیشتر غذا خوردن و رفاقت کردن.
زندگی م رو به پایان خود دارد و حس جداشدگی و همبستگی توامان، حالم را به هم ميزند.
یک هفته است برای فرستادن مدارک لازم بر
سومین باریست که برای فرار از شلوغی و به خواسته مشاورم سوار مترو شده ام توی چند جلسه اخیر به این نتیجه رسیدیم که باید دست از فرار کردن بردارم.بهش قول داده بودم کسی توی این سفرها همراهیم کند اما مثل همیشه کسی را پیدا نکردم.کف دستم عرق کرده گرما آزارم میدهد. بچه ایی توی بغل مادرش وول میخورد و نق ميزند شاید او هم مثل من کلافه شده برایش شکلک درمیاورم امیدوارم عکس العملی نشان دهد اما انگار توجهی نمیکند او هم مثل من کلافه شده .کیف مسافر کناری محکم
 
 
دندان عقل چه زمانی بیرون می زند؟
معمولا چهار دندان عقل رشد می کند که هر یک در انتهای یه سمت قوس دندانی بیرون ميزند. معمولا بین هفده تا بیست و
یک سالگی دندان های عقل شروع به بیرون زدن می کنند. گاهی اوقات دندان های عقل بیرون نمی زنند و در زیر لثه می مانند
و یا تنها بخشی از آنها بیرون می زند. به این حالت نهفتگی دندان گفته می شود.
نمی‌توان جلوی نهفته شدن دندان را گرفت اما می‌توان با چکاب های منظم دندانپزشکی و تمیز کردن موثر دندان‌ها و نظارت بر
بسم الله الرحمن الرحیم
تو که باشی،من به تمام خواسته هایم رسیده ام!!!
‌در صحنت مینشینم.مرور میکنم زندگیم را.باشد قبول آقا٬نه من ،نه او.یادمان یکدیگر را فراموش.‌اما اجازه آقا؟چه شود مگر اگر او باشد و من ؟!در صحن توسرمای زمستان باشد وگرمای دستان اوباب الرضا.نگاه به گنبد.زمزمه السلام علی الرضا و.اذن دخول.کمی جلوتر صحن انقلاب.جرعه ای آب از سقاخانه.روبروی گنبد.گوشه ی دنج حرم.‌روضه ای برایم آغاز کند.او بخواندمن ب اندازه ی تمام روزها
دل‌تنگی یعنی به ستوه درآمدن یک دانه دل. نه اینکه دل کوچک شده و چیزهایی که جایی در آن داشته‌اند حالا آواره مانده‌اند. نه. دلِ تنگ‌ دارد فریاد ميزند که حتی چیزی هم کم دارد. روی طاقچه باید چیزی باشد که نیست و بعد آدم شروع میکند دائم آنجا را با چیزهای مختلف پر میکند تا بالاخره یا دل به وصالش برسد یا با یک خانه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌تکانی کوچک، حال و هوایش و دکوراسیونش عوض شود.
امروز دختر ایرانی جدی‌ای که شبیه خارجی‌ها لباس می‌پوشید و قبل از ما در اتوبو
{تمثیلات و مثال های مهدوی - شماره 37}
 
ملکه زنبور عسل
 
او، مادر همه زنبورهای کندوست و عمرش از همه زنبورها بیشتر است(حدود ۵ الی ۶ سال عمر میکند). در کندو، تنها ملکه است که سایر زنبورها عاشقانه دورش جمع میشوند و مطیع او هستند. در تمام فراز و فرودها محور وحدت» است. در سراسر کندو نظم و قانون حاکم است ولی او همه جا پَر ميزند و نظارت دارد.
در حکومت حضرت نیز اینگونه است.
یکی از عباراتی که برای امام زمان در نهج البلاغه آمده، یَعسوبُ الدّین» است، که کلم
خلاصه داستان
در شب عروسی رُزا، یک پیامک همه چیز را بهم ميزند و حالا دوستانی که
سالهاست به یکدیگر اعتماد دارند، باید برای زنده ماندن، با چشم تردید به
یکدیگر نگاه کنند…

بازیگران نیکی مظفری، خاطره حاتمی، روزبه حصاری، فرانک تمنا، حامد احمدجو، ایلیا کیوان، مونا صوفی، حمید فروغی و سامان صفاری

دانلود قسمت 1
اولین بار بین شیارهای انگشت اشاره ی دست چپم پیداش کردم و چون یک لباس سفید بلند تنش بود خیلی طول کشید تا متوجه شوم کسی که دارد داد ميزند "آهای، من اینجام" دقیقا کجای این سرزمین پهناور انگشتی نشسته.
انگشت هایم را کرده بودم توی گوشم که صدای بوق ماشین ها را نشنوم. همین طور که محکم فشار می دادم صداش همه ی گوشم را پر کرد.
نرم بود صداش.
انگشتم را گرفتم جلوی چشمم. پیداش نکردم. با ذره بین نگاهش کردم. داشتم دنبالش می گشتم که دیدم یک گوشه نشسته و دارد ریز ریز
دلم آشنایی داشت و به دنبال یکی شدن ، خودمو وقف دلم کردم و بی وقفه به فکر دل شدم  گاهی سرگردان ، مدتی براه و چند وقتی هم حیران تا لحظاتی را خوش باشد و چشم و زبان من به نیابت از دلم دوست داشتن را با تمام وجود نشان دهند در این بین از این و آن حرفها شنیدم و برخوردها دیدم ،و این حکمی بود که در مورد من بدون تفهیم اتهام اجرا میشد بی هیچ پُرسشی ؟!میشد قلبی را که در آتشی از قفس قرار داشت دید رنجور از درد و رنج عشق ، شکسته از زخم زبان هایی که ندانسته و نفهم
خلاصه داستان
در شب عروسی رُزا، یک پیامک همه چیز را بهم ميزند و حالا دوستانی که
سالهاست به یکدیگر اعتماد دارند، باید برای زنده ماندن، با چشم تردید به
یکدیگر نگاه کنند…

بازیگران نیکی مظفری، خاطره حاتمی، روزبه حصاری، فرانک تمنا، حامد احمدجو، ایلیا کیوان، مونا صوفی، حمید فروغی و سامان صفاری

دانلود قسمت 5
 
 
معرفی برنامه پرکاربرد کی زنگ .؟
 
 
همه ما برایمان صد در صد بارها پیش آمده که شماره ای ناشناس به گوشیمان زنگ ميزند و یا مزاحمت ایجاد می کند و ما در صدد آن برمی آییم که شماره چه کسی است و تا زمانی که موفق به فهمیدن این موضوع نشویم کنجکاویمان برطرف نمی شود اما آیا راهی هست که به راحتی بتوانیم تشخیص دهیم این موضوع را؟جواب ما به شما مثبت است و باید بگوییم بهترین گزینه پیش روی شما برای رسیدن بهحواب اپلیکیشن کی زنگ است که در ادامه به معرفی بیشتر
فردا امتحان شیمی ازمایشگاه دارم. حوصله احدالناسی را ندارم. پرداخت هزینه خوابگاه را انقدری پشت گوش انداخته ام که احتمالا جریمه بخورد و حالا هم که گویا رمز دوم و اینها فلان شده! باید دوش بگیرم، کمدم را مرتب کنم، و بعد بروم در اتاق جدید ببینم انجا میشود درس خواند یا چه! 
اگر فکر کرده اید توان روانی اش را دارم که فقط تماس بگیرم و ببینم جواب mri چه شده و وقت بعدی دکتر کی است سخت در اشتباهید. از بس مرغ خورده ام که حالم دارد از همه چیز بهم میخورد! سم میگف
هو العشق
. تمامیت عشق به درد و سوز هست .ملائکه عشق دارند ولی درد ندارند ، چرا عشق دارند ؟ چون در حوزه جاذبه هستند ، حیوانیت ندارند و به منطقه ظلمانیت نزول نکرده اند .آن ها در منطقه جذب نورانیت خدا هستند .لذا عشق دارند اما درد ندارند .درد مال آدم است ، سوز مال آدم است ، چون درد در اثر فراق است .این که انسان در اول کار وقتی جذب او را میگیرد وارد همان منطقه نورانیت میشود در اوائل که آن منطقه جذب را احساس میکند . انسان است دیگر ( ملائکه در همان مرتبه ای
دلم آشنایی داشت و به دنبال یکی شدن ، خودمو وقف دلم کردم و بی وقفه به فکر دل شدم  گاهی سرگردان ، مدتی براه و چند وقتی هم حیران تا لحظاتی را خوش باشد و چشم و زبان من به نیابت از دلم دوست داشتن را با تمام وجود نشان دهند در این بین از این و آن حرفها شنیدم و برخوردها دیدم ،و این حکمی بود که در مورد من بدون تفهیم اتهام اجرا میشد بی هیچ پُرسشی ؟!میشد قلبی را که در آتشی از قفس قرار داشت دید رنجور از درد و رنج عشق ، شکسته از زخم زبان هایی که ندانسته و نفهم
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب