نتایج پست ها برای عبارت :

علی درخشان حسرت

فروپاشی یک انسان چگونه است
از درون خورده میشوی و لبخند میزنی
همینطور با خودت میخندی با خاطراتی که هرگز رخ ندادند
میدانی حسرت ادمی را از پا در می اورد
آه میکشم و حسرت میخورم که ای کاااش ای کااااششش 
متنفرم از این حسرت ها 
از این اه کشیدن های مداوم
پس روز من کی میرسد؟ 
 
Bright 2017,Bright 2017 1080p BluRay,WEB-DL,Will Smith,x265 HEVC,دانلود دوبله فارسی فیلم درخشان Bright 2017,دانلود رایگان فیلم,دانلود زیرنویس فارسی فیلم Bright 2017,دانلود فیلم درخشان Bright 2017 با دوبله فارسی,دانلود مستقیم فیلم Bright 2017,درخشان,فیلم جدید Bright 2017,فیلم جدید ویل اسمیت,فیلم درخشان Bright 2017 دوبله فارسی,فیلم درخشان با دوبله فارسی Bright 2017,
ادامه مطلب
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سوارانند.
 
همه یا رفتند یا دارند میرند.
فقط من موندم و چند نفر دیگه
حس جاموندن خیییلی حس بدیه.
حسرت خوردن.
حسرت و افسوس اون دنیا چندییییین برابره.
 
* الهی بحق حسین و آبروی حسین ما را ببخش و پای حرکت بهمون بده.
 
حالا که سالهای پایانی دهه سوم زندگی‌ام را می‌گذرانم، باز می‌گردم و به گذشته می‌نگرم و از خود می‌پرسم در این سه دهه، حسرت چه چیزهایی را دارم؟ در واقع سؤال اصلی برعکس است. پرسش از این است که از چه چیز بیش از همه لذت برده‌ام؟ امّا این سؤال ممکن است گمراه‌کننده باشد از آن جهت که بسیاری از لذایذ دم‌دستی را متبادر می‌کند. امّا وقتی از خودم می‌پرسم چه کاری بود که می‌توانستم انجام دهم و ندادم و حسرت کدام یک بر دلم مانده است، دقیق و سر راست می‌ر
تو برام مثل بوسه اخرمادر رو پیشونی پسر سربازشی،تو برام مثل اخرین بادوم تلخ بین بادوم های شیرینی،تو برام مثل سرکوفت های گاه و بیگاه پدری،تو برام درست مثل چشم های دریده شکارچی رو سرخی خون آهو نگون بخت تلخی،حسرت نبودنت درست مثل حسرت پاک کردن جواب سوال درست تو امتحانه مهم اخرساله،تو برام مثل اون کفش قشنگ ته جا کفشی که هر بار بعد پوشیدنش پاهام تاول میزنه دردناکی،تو برام مثل عدالت،حقیقت تلخی،مثل قهوه تلخی که نمیارزه به کلاسش،مثل قهوه قاجار تلخ
سال پیش این موقع‌ها چه آرزوها که در سر می‌پروراندم و دریغ و حسرت که از تکاپو در مرزهای علم رسیده‌ام به دوره‌گردی و فروشندگی! از کار در پروژه‌های بزرگ نفتی رسیده‌ام به ویزیتوری آبکی!افق‌های روشن و آینده‌ی درخشان و از تو حرکت از من برکت و مزد تلاش و این حرفها هم یک مشت شایعه است.
این سال‌ها هرچه کردم خودم را اینطور توجیه کردم که این هم بالاخره یک‌جور تجربه است! یا اینکه مثلاً بالاخره باید از یک‌جایی شروع کرد! کاش می‌دانستم آخر تا کی.
یک پرستار استرالیایی بعد از 5 سال تحقیقاتش در خانه‌های سالمندان ، بزرگترین حسرت‌های آدم‌های در حال مرگ را جمع کرده و 5 حسرت را که بین بیشتر آدم‌ها مشترک بوده منتشر کرده است !
1 - کاش به خانواده‌ام بیشتر محبت می‌کردم مخصوصا پدر و مادرم2 - کاش این قدر سخت کار نمی‌کردم3 - کاش شجاعتش را داشتم احساساتم را با صدای بلند بیان کنم4 - کاش رابطه‌هایم را با دوستانم حفظ می‌کردم5 - کاش شادتر می‌بودم و لحظات بیشتری می‌خندیدم.* من احتمالا از شماره 2 پشیمون ب
خیلی دلم میخواد همه چیو بزنم کنا ودوباره کنکور بدم!
اما هم حال روحیم هنوز داغونه
هم هزینه کردم برا این 3ترم
هم پول ندارم کتاب بخرم ویه جورایی از خانوادم میترسم!
حسرت پزشکی به دلم موند.
گرچه ژنتیک پزشکی هم میشه خوند با رشتم !
نمیدونم شاید از سال بعد کنار دختر خالم که میره نهم بخونم هرسال کتاباشو!
دلم میخواد قایمکی بخونم بدون اینکه کسی بفهمه!
نمیدونم چی میشه!
 
پ ن :کاش دوستی بود بشه باهاش حرف زد.قدم زد ویه دل سیر از دلتنگیات گفت.
کنت فکرنی بهخوشیای دنیا دلمو زدهخوشیایی که حتی شاید تجربشونم نکردمخوشیایی که فقط نشستم نگاشون کردمخوشیایی که باهاشون زندگی کردمبزرگ شدمهراسمی میخوای روشون بزاراما زیاد از تهِ دل خوشحالم نمیکنننمیخندونمبهم حسِ خوشبختی نمیدنشاید بعضی موقع ها هم اشکمو دربیارن.اینروزا بیشتر از اینکه بخندم گریه میکنمچون گریه کردنم برای خودش نوعی خوشیهو این خوشیِ منهدِل خوشیِ منهو اگه اشکام ترکم کنن ناراحت میشمبعضی اوقات میبینم که مردم چطور با خوشیای
بچگیام آروم و گوشه گیر بودم، جایی میرفتم مهمونی ساکت یه گوشه می‌نشستم وبه بازی کردن بقیه نگاه میکردم و منتظر بودم یکی از بچه ها بگه که باهاشون بازی کنم یا اینکه مامانم اجازه بده تا برم و باهاشون بازی کنم ، اما بیشتر وقتا این اتفاق نمی افتاد و بچه و مامانم اینقد سرگرم صحبت و بازی بودن که من رو یادشون میرفت. این بود که همیشه تو حسرت اون لحظه بودم حتی اگه جایی دیگه هم بازی می‌کردم بازم فکرم تو موقعیت قبلی بود و حسرت میخوردم. الان که بزرگ شدم هم ه
خانه
تک آهنگ
آلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرت
آلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرت
دانلود آلبوم جدید کوردستان از آیت احمد نژاد
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی حسرت از آیت احمد نژاد
 
 download new song from Ayat Ahmad Nejad called Hasrat
ALBUM KURDESTAN
 
 
 
متن آهنگ حسرت از آیت احمد نژاد
آیت احمدنژاد تک آهنگ
134 views بار
۱۳ آبان ۱۳۹۸
4
دانلود آهنگ با کیفیت 128دانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود ویدیو با کیفیت 1080 
00:00 / 00:00
آهنگ های بیشتر از آیت احمد نژاد
آی
خانه
تک آهنگ
آلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرت
آلبوم کوردستان از آیت احمد نژاد آهنگ حسرت
دانلود آلبوم جدید کوردستان از آیت احمد نژاد
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی حسرت از آیت احمد نژاد
 
 download new song from Ayat Ahmad Nejad called Hasrat
ALBUM KURDESTAN
 
 
 
متن آهنگ حسرت از آیت احمد نژاد
آیت احمدنژاد تک آهنگ
38 views بار
۱۳ آبان ۱۳۹۸
4
دانلود آهنگ با کیفیت 128دانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود ویدیو با کیفیت 1080 
00:00 / 00:00
آهنگ های بیشتر از آیت احمد نژاد
آی
محبوبِ من
حقیقتش را اگر بخواهی من در تمام نقاط زندگی‌ام دیر بودم. چه آن زمانی که تو را دیدم، چه آن زمانی که پیدایت کردم، چه آن زمانی که فهمیدم باید عاشقت باشم. اصلا من همیشه دیر فهمیدم، همیشه‌ی خدا بی‌دقت بودم. دیرفهمِ بی‌دقت بدشانس می‌دانی یعنی چه؟ یعنی هیچ‌وقت فرصت به‌دست آوردنت را نداشتم که بخواهم روزی به ترس از دست دادنت فکر کنم. یک آدمِ دیرفهمِ بی‌دقتِ بدشانس با قلاب ح جیمی صید می‌شود، روی دندانه‌های سین کشته و بریده می‌شود، به‌آ
بیمه_عمر
✅ تعریف #بیمه_عمر به زبانی ساده:
طرح بیمه_زندگی یک بیمه دوبعدی هست یعنی: ⚜️هم تعهدات و پوشش های بیمه ای دارد⚜️هم تعهدات مالی و صندوق بازنشستگیو در پی این هست که سطح زندگی افراد رو ارتقاء دهد.
در واقع وقتی کسی که بیمه میخرد:ریسک رو میفروشهخطر رو میفروشهبخش اعظمی از غم های بعد حوادث رو میفروشهنگرانی رو میفروشهشرمندگی رو میفروشهمحتاج بودن رو میفروشهسرافکندگی و بدهکار بودن رو میفروشهبی سرپناهی رو میفروشهتو صف وام ایستادن رو میفر
 نرم و درخشان کننده مو
عسل هم خاصیت نرم کننده و هم مرطوب کننده دارد و می توان آن را یک نرم کننده عالی برای مو معرفی کرد. رقیق کننده ها با مولکول های آب پیوند می خورند، رطوبت را به رشته های خشک اضافه می کنند و این امر به نرم و درخشان کردن موهای شما کمک می کند.
 
آسمان و ستاره‌های درخشان؛ انسان ها را مبهوت خود کرده است کمتر کسی هست که میلی به دیدن این زیبایی طبیعی خداوند نداشته باشد و محو تماشای آن نشود. در همه جا به راحتی نمی توان به نظاره ی این پدیده ی زیبا نشست و لذت برد با این حال افراد زیادی ساعت ها یک مسیر را طی می کنند که  به جایی برسند تا بتوانند از این دیدن ستاره های درخشان لذت ببرند.ادامه مطلب
❣هیچ وقت حسرت زندگی آدمایی رو که از درونشون خبر نداری نخور!! حسادت نوعی اعتراف به حقیر بودن خویش است. هر قلبی دردی دارد ؛ فقط نحوه ابراز آن فرق دارد. بعضی ها آن را در چشمانشان پنهان می‌کنند ٬ بعضی ها در لبخندشان! خنده را معنی به سر مستی مکن آنکه میخندد غمش بی انتهاست نه سفیدی بیانگر زیبایی ست. و نه سیاهی نشانه زشتی. کفن سفید ٬ اما ترساننده است و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشتنی است. انسان به اخلاقش سنجیده می شود نه به مظهرش. قبل از اینکه سرت را ب
راستش رو بخوای من همیشه دلم تنگه. فکر میکنم نباید اسم دلتنگی رو بذارم روش. حسرت کلمه‌ی مناسب‌تریه. همیشه حسرت رابطه‌ی نداشته‌امونو می‌خورم. گاهی با منطق و مثل یک زن سی و چند ساله و با لبخند و گاهی مثل یک دختربچه‌ی پنج ساله‌ی لوس که تو شهربازی براش پشمک صورتی نخریدن. اومدی شهربازی دیگه! سوار ترن شدی. اشکالی نداره اگه تمام شهربازی برای تو نباشه دختر کوچولوی من.
می‌خوام یه داستان بگم از کسی که هر روز غرق می‌شد در عدم حضور کسی که دوستش داشت. ا
 
اتحادیه ابلهان
اتحادیه ابلهان یکی از بهترین و شیرین ترین کتاب های بود که تا کنون خوانده بودم و احتمالا خواهد بود.
طنز شیرینی داشت. طنزی که کمی باید با فرهنگ آمریکایی کتاب آشنا می بود. همیشه طنز را دغدغه کامل می کند. این کتاب پر از دغدغه بود.
عاشقانه‌کتاب را خواندم و شخصیت ایگنیشس مثل برادرم بود. مانند برادرم شده بود. گاهی با او همدردی می کردم.
با او گاهی هم اندیشه بودم. این‌کتاب به شدت پیشنهاد می شود. اولین بار با داستان عجیبش جذب این‌کتاب ش
 
اتحادیه ابلهان
اتحادیه ابلهان یکی از بهترین و شیرین ترین کتاب های بود که تا کنون خوانده بودم و احتمالا خواهد بود.
طنز شیرینی داشت. طنزی که کمی باید با فرهنگ آمریکایی کتاب آشنا می بود. همیشه طنز را دغدغه کامل می کند. این کتاب پر از دغدغه بود.
عاشقانه‌کتاب را خواندم و شخصیت ایگنیشس مثل برادرم بود. مانند برادرم شده بود. گاهی با او همدردی می کردم.
با او گاهی هم اندیشه بودم. این‌کتاب به شدت پیشنهاد می شود. اولین بار با داستان عجیبش جذب این‌کتاب ش
 
اتحادیه ابلهان
اتحادیه ابلهان یکی از بهترین و شیرین ترین کتاب های بود که تا کنون خوانده بودم و احتمالا خواهد بود.
طنز شیرینی داشت. طنزی که کمی باید با فرهنگ آمریکایی کتاب آشنا می بود. همیشه طنز را دغدغه کامل می کند. این کتاب پر از دغدغه بود.
عاشقانه‌کتاب را خواندم و شخصیت ایگنیشس مثل برادرم بود. مانند برادرم شده بود. گاهی با او همدردی می کردم.
با او گاهی هم اندیشه بودم. این‌کتاب به شدت پیشنهاد می شود. اولین بار با داستان عجیبش جذب این‌کتاب ش
بیمه عمر یک فرهنگ است.با فرهنگ،آرامش خود تضمین کنید
 تعریف بیمه عمر به زبانی ساده:
 
طرح بیمه زندگی یک بیمه دوبعدی می باشد، یعنی هم تعهدات و پوشش های بیمه ای دارد هم تعهدات مالی و صندوقِ حمایت از دوران ِ بازنشستگی، که سطح زندگی افراد رو ارتقاء می دهد.
در واقع وقتی کسی بیمه میخرد ،ریسک را میفروشد.
خطر را میفروشد.
بخش اعظمی از غم های بعد حوادث را میفروشد.
نگرانی را میفروشد.
شرمندگی را میفروشد.
محتاج بودن را میفروشد.
سرافکندگی و بدهکار بودن را
گاهی الکی الکی سر یه مشت تاراحتی و عصبانیت،آدما رو از خودمون می رونیم.این یک اشتباهه بزرگه،بدون شک.مگه ما چقدر زنده می مونیم؟مگه دنیا تا کجا ادامه داره؟مگه زندگی چقدر دووم میاره؟اصلا ارزشش رو نداره که بخاطر ناراحتی ها و عصبانیت ها بین خودمون و عزیزامون فاصله بندازیم.چون که بعدش،یه کم که بگذره،خودمون حسرت می خوریم.حیفه،خیلی حیف!من توی اینجور مواقع با خودم میگم:اگر امروز یا فردا،طرف(کسی که از دستش ناراحت یا عصبانیم)یه اتفاقی براش بیوفته،یه
البته که برای خودم می نویسم از حرف هایی که نباید به زبان بیاورم . هیچ وقت ‌ از حسرت ها حسرت نگاه ها. 
نگو که بازم میخوای بری نگو که دلم دیگه طاقت از دست دادان ندارم اونم تو ۹ هفته و ۴ روزه که دارم باهات حرف میزنم. نگو که این روزا روزای آخر با هم بودنه. تلخه اما هر لحظه و هر لحظه و هر لحظه حتی صدم ثانیه های این هفته تمام ترس دنیاتوی وجودمه که از دست بدم که از دست دادنت اتفاق بیفته‌. آخه چطوری میتونم شاهد از دست دادنت باشم؟؟ خدا داره با
بسم الله 
ما نسل محرومی هستیم. محروم از حیث تجربه های تاریخی سترگ و انسان ساز . ما نه انقلاب را دیده ایم و نه ایام دفاع مقدس را ، یعنی آنقدر بچه بوده ایم که بجز آن چسب های سفید روی شیشه ها و وضعیت قرمز و . چیزی از آن سالها را درک نکرده ایم . ما فقظ به پس لرزه های اجتماعی و اقتصادی پسا جنگ رسیده ایم و در نتیجه به خودمان گفته ایم نسل سوخته ! 
زیاد دلم برای ایامی که نگذرانده ام و تجربه نکرده ام تنگ می شود . شاید بهش بگویند حسرت . حسرت ندیدن انسان های بزر
بسم الله
از عزیز گفتم براتون همونکه قدش به زور میرسید به 150 و .
یه ارادت عجیبی داشت به بی بی جانم حضرت رقیه (سلام الله عليها) اصلا تا اسمش میومد صدای گریه اش به شیون بلند میشد و اونوقع بود که همه به دست و پا میافتادن که بد حال نشه .
اهل های و هوی تو گریه نبود ، ریز میسوخت و آب میشد و ابر چشماش مثل بارون بهار ریز و پیوسته میبارید
دوست داشتم کنارش نشستن تو روضه رو . یه جور خوبی کاری به کارت نداشت و یه جور خوبی میزاشت تو حال خودت باشی . از اون بزرگترا که
گاهی به مرگ فکر میکنم، به اینکه اگه من همین فردا بمیرم چی میشه؟ قطعا هیچی ، هیچ اتفاقی نمیفته و جهان هنوز ادامه خواهد داشت.
چند روز پیش خواب دیدم که مردم. حسرت بود کلی تودلم، میگفتم چرا هنوز داستانمو ننوشتم، چرا نشدم اون آدم مهمی که دنیا رو دگرگونه ساخت:/(زهی خیال باطل:/) وقتی به مرگ فکر میکنم قدر زندگیو بیشتر میدونم.(البته بماند که بعضی وقتها خیلی دوست دارم که بمیرم، که نباشم)
سنسی (مربی کاراته) میگه که اصلا چیزی به نام مرگ وجود نداره بلکه همه
وقف اشک است زندگانی منای که از کودکی شدی غم منآه در قبر من به من برگردای شب اول محرم من!چون نهالی که اشک پایش ریختدر عزایت شدم سترگ حسینالسلام ای حقیقت محزون!السلام ای غم بزرگ! حسین!این زبانی که برده نام تو راپاسخ (من امام؟) خواهد گفتصورتی که شده ست خیس از اشکعاقبت بین قبر خواهد خفتیاد کردم ز عاشقانی کهحسرت روضه هات را دارندپدرانی که این محرم رازیر سنگ لحد عزاداراندمادرانی که مانده از آنانچادری مشکی و گل لبخندقد نداد عمرشان که این دهه همقیمه
پرسه زدن در شهر گذشته
حوالی میدان خاطره ها
سرگردان دنبال یک آدرس خاص
طی کردن کوچه های غریب
خودم را بعد از ساعت ها زمزمه کردن شعرهای دبستان
جلوی همان در قدیمی پیدا میکنم ، لا به لای رنگ های رفته اش
روی کلید زنگی که پوسیده
سکوتی خاص
مثل گرد و غبار روی طاقچه های مادربزرگ
همه جا نشسته
اتاق های خالی
صدای خنده های شلوغ را میدهد
اشک های سرد و یخ زده ام روی آینه تکه تکه شده روی زمین مینشینند
صدایی می آید ، سرم را برمیگردانم
کبوتری میپرد
روی چوب های قدی
مغزم از حجمِ کار و زندگی برنمیاد، تابِ تحمل این همه سنگینی رو نداره ، حالا که باید ۵ الی ۶ درس سخت رو تو یک هفته بخونه چون فرصتی نداره برای امتحاناتش ، نمیدونه از کجا شروع کنه و داغونه ، اون دوتا هرروز یچیزایی رو بهم میگن که من میخندم ولی دلم فشرده میشه ، این روزا نمیدونم غصه کیو ، چیو دارم ولی همش موقعِ اذان مخصوصا برای سلامتی بقیه و خانواده خودم دعا میکنم ، گاهیم یچیزایی کوچولوبرای خودم میگم  ، به اون درجه از خستگی رسیدم که اگه نمیرم از تنم ن
به گفته رئیس دانشگاه فردوسی مشهد با افزایش ظرفیت پذیرش استعداد درخشان در مقطع کارشناسی ارشد ، کیفیت علمی نیز ارتقا می یابد . به نقل از سایت مشاوره تحصیلی هیوا کافی ضمن اشاره به حداکثر سهم کنونی ۲۰ درصدی دانشگاه ها از پذیرش استعدادهای درخشان و برتر برای دوره کارشناسی ارشد ، اظهار داشت : بنده بر این باور هستم که اگر امکانی فراهم شود که دانشگاه ها ؛ حداقل دانشگاه های بزرگ و با سابقه کشور ، وسعت عمل و سهم بیشتری برای جذب و پذیرش استعدادهای درخشا
    
        ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

    میکشم از هجر او صد جامِ خون دل به دوش
               میبرم در هر قدم وجدانِ آب و گل به دوش
     من غم هجران خورم غافل غم بود و نبود
               حسرت دنیا چرا باید کشد عاقل به دوش
  
   سوی میخانه روم هرشب پریشانتر ز پیش
              تا مگر پیدا کنم ساقیِ خونِ دل به دوش
  
   وصلِ او ممکن نباشد اندر این ماتمسرا
            کی تواند غمزه ی او را کشد جاهل به دوش
     در پی محمل دویدن، شرط مجنون بودنست
       
یا حق
گاهی انسان برای نداشتن چیزهای بزرگ حسرت می خورد
و گاهی کوچکها انسان را رها نمی کنند
صبح وقتی من سمپاشم هرچه بخواهی اذیت کرد تا بعد از یک روز معطل آن شدن بالاخره سمپاشی نصفه و نیمه کردم در برگشتن دیدم که همسایه مان خیابان را از مانده گوگرد های باقی مانده در سمپاش مسیر طولانی را آلوده کرده
برای یک کوچک بزرگ حسرتی خوردم که نگو!
. اصلاً می دانید چه میگویم
مثل این می ماند که شما محتاج نان شب باشید و همسایتان سطل زباله بیرون درب خانه گذاشته
سلام . . . تا حلا این ضرب المثل رو شنیدید که میگن "ماهی رو هروقت از آب بگیرید تازه است ."
این ضرب المثل تنها جایی بکار می ره که آدم فرصت داشته باشه . . .
از این رو اگر مردی که پیری که در دنیا خیری ندیده باشد که برایش این ضرب المثل رو تعریف کنیم با حسرت میگه "ما فرصت ماهی گرفتن داشتیم ولی حوصله شو نداشتیم ، الان حوصله شو داریم ولی ماهی دیگر نیست. . . "
پس تا زمانی که ماهی است بگیرید و گر نه ماهی ها تموم میشن . . . از همین لحظه برای کار هایی که حوصله شو نداری
آسمان و ستاره‌های درخشان؛ انسان ها را مبهوت خود کرده است کمتر کسی هست که میلی به دیدن این زیبایی طبیعی خداوند نداشته باشد و محو تماشای آن نشود. در همه جا به راحتی نمی توان به نظاره ی این پدیده ی زیبا نشست و لذت برد با این حال افراد زیادی ساعت ها یک مسیر را طی می کنند که  به جایی برسند تا بتوانند از این دیدن ستاره های درخشان لذت ببرند.ادامه مطلب
 
تورهای شاد و هیجان انگیز رفتینگ در رودخانه های زاینده رود و ارمند در استان چهار محال و بختیاری
 Artist: Ryo Nakamura | Music Name: Luminescent | Genre: Trance/House | Released: 2016 | Album: Lumine-scent | Ryo Nakamura - Luminescent (Original Mix and Remix)
هنرمند: ریو ناکامورا | نام موزیک: درخشان | سبک: ترنس و هاس | تاریخ انتشار: 2016 | ملیت: ژاپن
دانلود آهنگ بی کلام (ریو ناکامورا) Ryo Nakamura با نام (درخشان-شب تاب) Lumine scent (به همراه ریمیکس Remix)
ادامه مطلب
خب حسرت اول
1398/9/2
الان داشتم توی دیجیکالا قسمت فروش ویژه یه نگاهی میکردم همینطوری واسه اینکه نت فعلا قطعه و گوگل هم نداریم ;(
دیدیم یه کیس کامپیوتر با شرکت سازنده اچ پی گذاشته بودن من اولش به قیمتش نگاه نکردم و خوشم اومد رفتم یه نگاهی به مشخصاتش انداختم چون خیلی به سیستم کامپیوتری اینا علاقه دارم واسه همین بگذریم,واقعا م بود :) حافظه رم 16 گرافیک nvidia با آخرین و پیشرفته ترین گرافیک پردازنده اینتل با 3.7مگاهرز واقعا جالب بود هارد 4 ترابایتی :)) ه
سلام . . . تا حلا این ضرب المثل رو شنیدید که میگن "ماهی رو هروقت از آب بگیرید تازه است ."
این ضرب المثل تنها جایی بکار می ره که آدم فرصت داشته باشه . . .
از این رو اگر مردی که پیری که در دنیا خیری ندیده باشد که برایش این ضرب المثل رو تعریف کنیم با حسرت میگه "ما فرصت ماهی گرفتن داشتیم ولی حوصله شو نداشتیم ، الان حوصله شو داریم ولی ماهی دیگر نیست. . . "
پس تا زمانی که ماهی است بگیرید و گر نه ماهی ها تموم میشن . . . از همین لحظه برای کار هایی که حوصله شو نداری
یه غمی هست که حسادت نیست، غبطه نیست، حسرت، نه کاملا، نه، نیست؛ غمه. و بی نهایت سنگینه. چگاله و تا بیاد حل شه، ساعت ها و بلکه روزها رفته. غمِ دیدن یه زندگی استیبل، امن، آروم، پایدار، عاشقانه، منطقی، میوه دار، ریشه دار. که اگه یه آدم معمولی باشی و عاشق نباشی این غم میشه حسادت. اگه عاشقیت تلخ و پوچ باشه این غم میشه غبطه و حسرت. اما تو عاشقی، و این غمه که داره وجودتو میخوره، و هر آن بهت یادآور میشه که معشوق نیست، زندگی ای که می تونست در جریان باشه، عا
سلام
یعنی من تو را نمیشناسم و برای تو هم نمیخواهم بنویسم
اما تمام مشکل من از همین است که نمیخواهم تو را در زندگی ام راه دهم
و اصلا نمیدانم چرا شاید دلیلش را هم نمیخواهم بدانم
اما وقتی آدم آرامش میخواهد
وقتی تکیه گاه میخواهد
و دلش نمیخواهد هدفش آن دور ها در قصور حورالعین باشد یا در پایان زندگی و یا بعد از آن
وقتی آدم میخواهد خودش را به آرامش بچسباند و آن را ول نکند
وقتی میخواهد از سختی ها لذت ببرد
وقتی آدم نمیخواهد منتظر بماند تا دلهره نادان
دلم همسری میخواد که هر از گاهی قربون صدقه ام بره،زیباییم به چشمش بیاد.حتی برای یک بار هم که شده با عشق نگاهم کنه.وقتی میریم بیرون دستمو بگیره.هر از گاهی نوازشم کنه.
با این که قدم بلنده،اندامم خیلی خیلی متناسب و ورزشکاریه،و خیلی از قیافه م خوشم میاد و ظاهرمو دوست دارم اما ظاهرا اصلا به چشم همسرم نمیاد که هیچ،مدام هم از قیافه و تیپ و ظاهرم ایراد میگیره.
گاهی به گذشته فکر میکنم و یاد خواستگارهایی می افتم که علاوه بر اینکه خیلی شرایط و اوضاع خوبی
به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان و دانش پژوهان جوان، به اطلاع اولیاء دانش‌آموزان می رساند، بر اساس مصوبة جلسة ستاد برگزاری آزمون‌های مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان و دانش‌پژوهان جوان، به دلیل بروز حوادث غیر مترقبه و جاری شدن سیل در برخی از استان‌ها، آزمون‌های مرحلة دوم المپیادهای علمی در سال تحصیلی 98-97، با یک هفته تاخیر، از روز سه‌شنبه 10 تا جمعه 13 اردیبهشت ماه ادامه خواهد داشت.
همسرم ازم خواست که از انبار براش یه روسری ببرم ، من هم در ابتدا تصمیم گرفتم که یه طرح رو انتخاب کنم و براش ببرم امّا باز به خودم گفتم نه تو که چند روز دیگه بر می گردی یه بسته از روسری رو ببر که بر اساس سلیقه خودش انتخاب کنه و هر چی که اضاف اومد رو برگردون . به لطف خدا به نسبت اطرافیانی که دیدم خیلی قانع هست اصلا همین که من رو انتخاب کرده یعنی قناعت
لازم بود اسم قناعت رو بیارم چون برای درک مطلب خیلی کمک کنندس که در ادامه عرض می کنم .
کسی که مطمئن بو
چرا آدم عقده ای میشه؟
یا چرا حسرت زندگی‌بقیه رو میخوره؟
یا چرا رضایت مندی هیچ وقت نداره؟
یا چرا خیلی گله میکنه ؟
یا.
یه سری چیزها واقعا دست من نیست ، من انتخابش نکردم ، تقلید بوده ، تحمیل بوده ، حتی یه چیزایی باعث میشه من‌نتونم‌اون انتخابی که‌دارم‌رو بیان کنم.!
حتی‌باعث میشه اصلا نشه راجب اون‌انتخاب حرف زد.‌!
میدونید چی میگم؟ یه سری شرایط و سرنوشتی که خدا رقم‌زده ، خب قسمت من بوده یا. 
گند زده به‌آینده ای که قراره بیاد ، و من باید برم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صلی علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
رزق و روزی دست خداست!
کسی که به این صفت خدا باور و ایمان قلبی داشته باشد هیچ وقت حسرت چیزی را نمی خورد
هر اتفاقی هم که بیفتد و اموالش زیاد یا کم شود، می گوید رزقش نبوده
اما کسی که باور رزاق بودن خدا را در قلب خود جای نداده باشد؛ همواره با خود تکرار می کند.
که چرا فلانی این گوشی را دارد و من ندارم
چرا فلانی آن ماشین را دارد و من ندارم.
چرا فلانی آن شغل خوب را دارد و من ندارم
رونالدینیو که برای انجام دو بازی دوستانه در کشور کلمبیا حضور دارد، در یک نشست خبری شرکت کرد و به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. در این مصاحبه سوالاتی راجع به وینیسیوس ستاره 19 ساله برزیلی رئال مطرح شد و رونالدینیو سعی کرد به تمجید از او بپردازد و برایش آینده ای درخشان پیش بینی کرد. وینی دومین فصل حضورش در رئال را پشت سر می گذارد ولی هنوز نتوانسته پاسخ انتظارات را بدهد. او همچنان در صدد به دست آوردن اعتماد زیدان است.
 
 
 
 
رونالدینیو در مورد وینیس
 
چگونه بدون پشیمانی وحسرت زندگی کنیم
 
"زندگی امروز تو نتیجه تمام انتخاب ها و تصمیمات تو در گذشته است. وقتی اقدام به گرفتن تصمیمات جدیدی کنید آینده متفاوتی نیز خواهید ساخت."
 
همیشه در نظر داشتم که یک زندگی بدون حسرت ایده جالبی بنطر می رسد. میتونم بگویم تجربه سفر یا زندگی در بیش از ید و بیست کشور را دارم و تقریبا در هر شرائطی و وضعیتی قرار گرفته ام. وقتی 19 ساله بودم خانه را ترک کردم و برای 10 سال باز نگشتم. کارهای بسیاری در زندگی ام انجام دادم
هیچ وقتِ هیچ وقت تو زندگیم دلم نخواسته به گذشته برگردم تا یه کارهایی رو نکنم یا یه راه هایی رو نرم هیچوقت
چون همیشه سعی کردم بهترین کاری که میتونم رو انجام بدم که بعدش حسرت و پشیمونی ای در کار نباشه و موفق هم شدم
اما الان . وای از الان 
برای اولین باره که دلم میخواد برگردم به چندماه قبل و یکی از قشنگترین اتفاقهای زندگیم رو به تعویق و تاخیر بندازم ولی اون موقع تجربه اش نکنم
اخ که عمیقا دلم میخواست خواب بودم و بیدار میشدم میدیدم پنجشنبه ی چندما
صندلیِ چرخ دار من یک عذر خواهی به تو بدهکارم باید اعتراف کنم که از همان زمان که شناختمت از تو متنفر بوده ام ، درست از همان زمان که هیچ مهد کودک و پیش دبستانی مرا قبول نمی کرد، درست از همان زمان که گمان کردم دیگر نخواهم توانست به مدرسه بروم،من تو را مسبب همه ی این اتفاقات می دانستم .اکنون بعد از گذشت بیست سال تو تنها دوستِ همیشه همراهِ من بوده ای، تو تنها کسی بودیکه در تمام این سال ها حسرت هایم را با تمام وجود حس کردی و هیچ نگفتی البته شاید اگر ت
طبق اطلاعیه سازمان سنجش آموزش کشور، برگزیدگان مرحله نهایی (کشوری) جشنواره جوان خوارزمی واجد شرایط استفاده از آئین نامه پذیرش با آزمون استعدادهای درخشان به شماره 21/77897 مورخ 1393/05/05 مصوب شورای هدایت استعدادهای درخشان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری» درصورتی که در آزمون سراسری سال 1398 شرکت کرده باشند، باید از تاریخ 1398/06/27 لغایت 1398/6/30 نسبت به ثبت نام و انتخاب 20 کدرشته محل از دفترچه راهنمای انتخاب رشته آزمون سراسری سال 1398 (دفترچه شماره 2) اقدام کن
نام شیک و زیبا دخترانهاسم دخترانه باکلاس2
♦️آراگل     معنی: آراینده گلها، زیبا کننده گلها            ریشه: فارسی                    ♦️آرشیدا     معنی: بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان (آر به دومعنی به کار می‌رود: اول مخفف آریایی و دیگری مخفف آرا به معنای آراینده)   ریشه: فارسی           ♦️آرمانا      معنی: امیدوار، آرزومند           ریشه: فارسی           ♦️آرمیتا     معنی: الهه نعمت، آرامش یافته    ریشه: اوستایی - پهلوی           ♦️آر
خواص گلاب برای پوست بسیار زیاد است. قرن‌هاست که مردم این سرزمین برای مراقبت از پوست خود از گلاب استفاده می‌کنند. امروزه در تمام دنیا هم خواص گلاب برای پوست صورت مورد توجه پزشکان و متخصصان زیبایی و سلامت قرار گرفته است. گلاب به علت داشتن خاصیت نرم کنندگی، آرام‌بخشی و جوان‌سازی، در محصولات آرایشی و بهداشتی و همچنین به صورت مجزا مورد استفاده قرار می‌گیرد. گلاب برای انواع پوست مناسب است که شامل پوست‌های خیلی حساس هم می‌شود. از دیگر فواید گل
 
اوّل او‌ اوّل بی ابتداست.
رنج شروع نکردن، از آن رنج هایی ست که هر روز از صبح تا شب و احتمالا از شب تا صبح در حال کُشتی گرفتن با آن هستیم، غافل از اینکه می شود این جَنگِ تن به تن و مداوم را با یک حرکت فیتیله پیچ به نفع خودمان به پایان برسانیم. چطور؟! همین لحظه و‌درست همییییین لحظه کاری را که روزها و ماهها و سالهاست در انتظار شروعش بوده و هستیم، شروع کنیم.
 
هر چقدر دیرتر آغاز کنیم، وسواسِ شروع کار سخت‌تر می‌شود.باید شروع کرد: بدون امید و بدون
 
اوّل او‌ اوّل بی ابتداست.
رنج شروع نکردن، از آن رنج هایی ست که هر روز از صبح تا شب و احتمالا از شب تا صبح در حال کُشتی گرفتن با آن هستیم، غافل از اینکه می شود این جَنگِ تن به تن و مداوم را با یک حرکت فیتیله پیچ به نفع خودمان به پایان برسانیم. چطور؟! همین لحظه و‌درست همییییین لحظه کاری را که روزها و ماهها و سالهاست در انتظار شروعش بوده و هستیم، شروع کنیم.
هر چقدر دیرتر آغاز کنیم، وسواسِ شروع کار سخت‌تر می‌شود.باید شروع کرد: بدون امید و بدون ن
طبق اطلاعیه سازمان سنجش آموزش کشور، دارندگان مدال های نقره و برنز داخل المپیادهای دانش‌ آموزی واجد شرایط استفاده از آئین‌ نامه پذیرش با آزمون استعدادهای درخشان به شماره 21/77897 مورخ 1393/05/05 مصوب شورای هدایت استعدادهای درخشان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری» درصورتی‌ که در آزمون سراسری سال 1398 شرکت کرده باشند، باید از تاریخ 1398/06/26 لغایت 1398/6/28 نسبت به ثبت‌نام و انتخاب 5 کدرشته ‌محل از دفترچه راهنمای انتخاب رشته آزمون سراسری سال 1398 (دفترچه ش
چند وقته تو فکرم و ناشکری نباشه آرزو میکنم کاش لال بودم. 
یه چیزایی می بینم یه چیزایی می شنوم وتحملش رو ندارم. 
باید بگم سبک بشم اما تا زبون باز می کنم و میگم ازم گرفته می شه دیگه نمی بینم، نمی شنوم و من می مونم و حسرت.
واقعاراهی غیر از لال شدن نیست
ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﺤﻞ ﺎﺭﺷﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻣ‌ﺮﺩﻧﺪ.ﺍﻭﻟ: ﺩﺸﺐ، ﺷﺐ ﺧﻠ ﺧﻮﺑ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ. ﺗﻮ ﻪ ﻃﻮﺭ؟»ﺩﻭﻣ: ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻭﻗﺘ ﺭﺳﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻇﺮﻑ ﺳﻪ ﺩﻗﻘﻪ ﺷﺎﻡ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺩﻗﻘﻪ ﺭﻓﺖ و افتاد رو تخت ﻭ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ. ﺑﻪ ﺗﻮ ﻪ ﺟﻮﺭ ﺬﺷﺖ؟»ﺍﻭﻟ: ﺧﻠ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻭﻗﺘ ﺭﺳﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻔﺖ
ادامه مطلب
باسمه تعالىقرآن کریم نامهاى متعددى براى روز قیامت بیان کرده است تا بهتر با آن آشنا شویمیوم الآزفه > روز نزدیکیوم الدین > روز جزایوم الجمع > روز جمع شدن خلایقیوم الحسرة > روز حسرت و افسوسیوم التناد > روز همدیگر را خواندن و اجتماع کردن
وبلاگ چندتا از بچه های قدیمی و که میخوندم دلم تنگ شد بزای اون وقتای بلاگ که همه بودن و چقد احساس میکردم زندگی در جریان .الانی ک اکثریت رفتن یا دیگه مارو نمیشناسن بیان دیگه مثل قبل نیست.اما بازم نمیتونم دل بکنم و حتی شده چندماه یبارم یه سر میزنم و حسرت میخورم به اون روزامون.هعی
روزهای خوبی هم بود که پریشان‌نوشت‌هایم لبریز از بوی تو بود!
روزهایی که سرشار بود از خیال خوش تو را داشتن و این خیال حتی اگر رنگی از واقعیت هم نداشت؛ این‌قدر شیرین بود و هست که هنوز هم پرسه زدن بین ردپاهای جامانده‌اش، حال ناخوبم را تسکین کند!
تو اصلا انگار کن این حسّ خوبِ کسی را داشتن، همان حس گمشده‌ایست‌ که وقتی به تاریخ اخرین سیاه‌ام برای تو نگاه می‌کنم؛ باعث می‌شود هجوم بی‌امان هول و ترسی غریب، همه وجودم را تسخیر کند که آهای فلانی
نوشته بود میتونی سر ریز بشی ب سمت عرفان و الهی و 
و میتونی آنقدر غرقش بشی و توجیه کنی اشتباهاتش رو و در اخر حسرت بخوری
و انتخاب من؟
سکوت
حرف زدن شیرینه اما اونی ک نهایت میدی تحویل طبیعت اطرافت مهمه و من نمیدونم تهش چ خواهد شد
#ش یا شایدم #آدم جدید از نوع شهر دلبر
گفت: این دنیا بی ارج نیست اگر از آن به نیکویی بهره بریم. هر چه اینجا کشت کنیم، آنجا درو می کنیم.»
گفتم: من از نفاق و حرص و پلیدیش بیزارم.»
گفت: من نیز بیزارم. همه بیزاریم. اما همین دنیا با همه ی بدی هایش در آن دنیا مایه ی حسرت است اگر ما خود بد بوده باشیم.» 
 
+ موسای عیسی - علي مؤذنی
می خواستم اینجا را ترک کنم. قصه هایم برای تو را بگذارم و بروم جایی دیگر با اسمی جدید بنویسم اما نتوانستم. این وبلاگ را دوست دارم؛ نوشتن را دوست دارم و بیشتر از این دو ماندن را. خوشحالم که از هیجان تصمیم نگرفتم و اینجا را نبستم. هنوز هم خسته ام. دست کشیدن خستگی دارد؛ اما خشمگین نیستم. فقط غمیگنم و امیدوارم حالم بهتر شود. کمتر گوش داده ام؛ کمتر حرف زده ام و بیشتر نوشته ام و دیده ام. می خواهم که این روزها در وجودم حل شوند و عارفه ی بهتری از من بسازند.
 گاهی وقتها بر خلاف گذشته که از خانواده و طبقه اجتماعی و اقتصادی خود ناراضی بودم به این فکر می کنم که اگر من در یک خانواده فقیر به دنیا نیامده بودم حالا چطور می توانستم حال و روز قشر بزرگی از مردم را که از فقر رنج می برند بفهمم؟ 
اگر بهشت را با گوشت و پوست و استخوانم لمس نکرده بودم چطور می توانستم قدر کسانی را که از فقر و فحشا جان سالم به در برده اند بدانم؟
اگر پدر ناتوان و مادر بی تفاوت و خودخواهی نداشتم چطور می توانستم حال این همه کودک را که دچ
وقتی یکی پا میزاره تو زندگیت
چه دوست باشه
 چه دشمن باشه
 چه رفیق باشه‌چه نارفیق باشه
 همینکه‌اومده تو زندگیت
 دیگه هیچی مثل قبل نمیشه
 همه چیزت میریزه بهم
#دیالوگ
اونایی که فکر میکنن برنده شدن و از راهش برنده نشدن فکر میکنن بازنده نمیفهمه ، حسرت میخوره ، آه میکشه از حسودی ، اما بازنده میفهمه حسرت میخوره به برنده و میگه : تو یه کاری کردی من دلم برای تو بسوزه نه برای خودم ، تو با کلک بدست آوردی ولی من نه. ! تو چیزی که حقت نبودرو با زور گرفتی.!
ب
بی خواب و دلگیر در این شب ها 
در این تاریکی و شب های بی انتها 
بوی نم و صدای این باران زیبا 
اهنگ غمگین و فریاد رعد و برق سهمگین 
منم و کاغذ های چرکین 
قلم به دست و به دنبال کلمات و جورچین انها 
تا بنویسم من از این ادم ها 
از عقده ها و ناراحتی ها 
از طلبکاری ها
از درد 
از فقر 
از شرمندگی پدر جلوی بچه ها 
از نگاه حسرت امیز کنار شیشه ی مغازه ها 
از حسرت نخریده ها 
از جان کندن ادم ها 
از اضطراب پدر و مادر ها 
از دست های خالی 
تا قلم هست می نویسم از ای
بنظر من تاوان نکردن بعضی اشتباهات بیشتر از تاوان اشتباه کردنه.کاش گاهی اشتباهی عاشق بشیم اشتباهی زندگی کنیم.کاش میذاشتن با عشق اشتباهیمون اشتباهی هم اغوش بشیم تا باتموم وجودمو حس کنیم اشتباهمونو نه تا اخر عمر حسرت اون یه لحظه رو داشته باشیم
 
این رقص موج زلف خروشندهء‌ تو نیستاین سیب سرخ ساختگی، خندهء تو نیست
ای حُسنت از تکلّف آرایه بی نیازاغراق صنعتی است که زیبندهء تو نیست
در فکر دلبری ز من بی‌نوا مباشصیدی چنین حقیر، برازندهء‌ تو نیست
شب‌های مه گرفته‌ مرداب بخت منای ماه! جای رقص درخشنده‌ء تو نیست
گمراهی مرا به حساب تو می‌ نهنداین کسر شأن چشم فریبندهء تو نیست
ای عمر! چیستی که به هرحال عاقبتجز حسرت گذشته در آینده‌ء تو نیست
 
" بس که جفا ز خار و گل/ دید دلِ رمیده ام/ همچو نسیم ازین چمن/ پای برون کشیده ام/ شمع طرب ز بخت ما/ آتش خانه سوز شد/ گشت بلای جان من/ عشقِ به جان خریده ام!/ ./ تا تو مراد من دهی/ کشته مرا فراقِ تو/ تا تو به داد من رسی/ من به خدا رسیده ام!/ چون به بهار سر کند/ لاله ز خاک من برون/ ای گل تازه یاد کن/ از دل ِ داغ دیده ام/ یا ز ره وفا بیا/ یا ز دل رهی برو/ سوخت در انتظار تو/ جانِ به لب رسیده ام ."
.
.
پ.ن: رمضان رفت و دستم خالی و دل پر از اندوه و حسرت. چون طفل مادر مرده ای
آموزش تار های گیتار آتیک و الکتریک
شما باید با تارهای
سبکتر شروع کنید. تارهای سبکتر و نازکتر خستگی کمتری ایجاد می‌کنند، و به
این دلیل استفاده از آنها برای مبتدیان راحت‌تر است. ما استفاده از تارهایی
با ابعاد ۰۰٫۹ اینچ در ۰٫۴۶ ( که با نام ۹ یا ۱۰  شناخته می‌شوند) را برای
گیتار الکتریک پیشنهاد میکنیم.
اگر با گیتار آتیک یاد میگیرید به دنبال ابعاد ۰٫۱۱ اینچ در ۰٫۰۵۲ اینچ باشید(یازده).
جنس های مختلف تارمزایای خاصی دارند، که شامل تن صدای ت
کفش های چرم سیاه رنگ را از پای مرد بیرون کشید و شروع به واکس زدن کرد. مرد به سیگارِ برگ‌اش پک عمیقی زد و کفاش قطرات اشک گونه های از سرما یخ زده‌اش را گرم کرد؛ وقتی چشم‌اش به مارک کفش های مرد افتاد. کفش بلّا!تا پارسال مرد کفاش یکی از کارگران کارخانهٔ کفش بلّا بود. اما بخاطر واردات بی رویه، ورشکست و تعطیل شد. او هم از کارخانه اخراج.با حسرت کفش ها را جلوی پای مرد، جفت کرد و گفت: خدمت شما آقا!
 
 سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
یک پیج اینستاگرامی گفته یود که آرزوهای زمستانتان را بنویسید من هم نوشتم از همه آرزوهایم نوشتم بعد یک دفعه یادم افتاد به کتابی که از کتابخانه مدرسه گرفته بودم وقتی سوم یا دوم راهنمایی بودم اسم کتاب را یادم نیست اسم نویسنده اش را و اسم کاراکتر هایش را نیز به یاد نمی آورم فقط یادم هست که یک پرنده کوچکی بود و یک روز نشست روی شانه ی پسر جوانی بقیه هم با حسرت پسر را نگاه میکردند پسر هم از نگاه ها فرار کرد و رفت به خانه در خانه پرنده به حرف افتاد و گفت
خداوندا خداوندا
همین یک آرزو، یک خواست
همین یک بار
ببین غمگین دلم با حسرت و با درد می‌گرید
خداوندا به حق هرچه مردانند،
ببین یک مرد می‌گرید
 
کاش نوری بود. کاش خدا برای من هم نوری قرار میداد تا راه بپیمایم. کاش خودم هم ناشکری نمیکردم البته.
طبق اطلاعیه سازمان سنجش آموزش کشور، برگزیدگان مرحله نهایی (کشوری) جشنواره جوان خوارزمی واجد شرایط استفاده از آئین نامه پذیرش با آزمون استعدادهای درخشان به شماره 21/77897 مورخ 1393/05/05 مصوب شورای هدایت استعدادهای درخشان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری» درصورتی که در آزمون سراسری سال 1398 شرکت کرده باشند، باید از تاریخ 1398/06/27 لغایت 1398/6/30 نسبت به ثبت نام و انتخاب 20 کدرشته محل از دفترچه راهنمای انتخاب رشته آزمون سراسری سال 1398 (دفترچه شماره 2) اقدام کن
گاهی مثل حالا خودم را می‌برم به تقریبا سی سال پیش به سن الان مامانم و به حال و احوال آنها در ۳۵ سالگی فکر می‌کنم. به روز جمعه، دو فرزند خردسال، به یک روز  فراغت از مدرسه، آمادگی برای هفته‌ی تازه، به بابا که می‌رفت ده‌شان تا به آقاجون و مامانبزرگ سر بزند و ما خوشحال بودیم که نیست و احتمالا مامان هم احساس آرامش می‌کرد که از غر زدن‌های روز تعطیل بابا رهایی یافته یا روزهای جمعه‌ای که می‌ماند و به عالم و آدم گیر می‌داد و دعوا به‌پا می‌شد. به
به وقت پایان سال نود و هفت 
به رسم هر سال که این روزها برای خودم مینویسم از سالی که گذشت .
اما اینبار شاید غمگین تر از گذشته .
یک غزاله ام. پر از فکر و خیال و غم و اضطراب . به قول مه تاب :" دنیا خلاف آنچه که میخواستم گذشت "
دغدغه ی همه چیزم را دارم . درگیر آدم هایی شده ام که آرامش ام را از من ربوده اند . من هیچوقت حسود نبوده ام ، نیستم . ولی آسودگیشان برایم یک حسرت است .حالم را بهم ریخته اند . دغدغه هایم را زیاد کرده اند .
این روز ها فاصله ی اشک و
حضرت صادق ع فرمود رسولخدا ص فرمود هیچ مددمی نباشد که در انجمنی گردهم ایند ونام خدای عزوجل را نبرند وبر پیغمبر صلوتت ص نفرستند جز اینکه ان مجلس مایه حسرت و زیان بر انها باشد  6 حضرت صادق ع فرمود ذکر خدا در هنگامیکه بول میکنی عیب ندارد زیرا ذکر خدا در هر حالی نیکو است پس از ذکر خدا خسته مشو
متن پشیمانی از اشتباه
در این مطلب از سایت جسارت می خواهیم در مورد متن پشیمانی از اشتباه صحبت کنیم. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد.
متن پشیمانی از اشتباه
گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است
ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد
کمی با من حرف بزن…
 
 
 
 
من واسه اینکه
این انگشتا دیگه نلرزن
خیلی زحمت کشیدم .
دیگه برنگرد
 
 
 
 
خدا پرسید میخوری یا می بری
و من گرسنه
پاسخ دادم می خورم !!
چه میدانستم لذت ها را می برند
حسرت ها
نوبت به ما که رسید
سهم ها ، ترس معنی شدند
سهم ما شد ترس از آینده
ترس از روزگار
ترس از رفیق
ترس از همه چیز
نوبت به ما که رسید
معلم تا خودکارش را درآورد نمره بدهد
زنگ خورد و گفت برای جلسه بعد
زنگ خورد و همه تغذیه به دست
من حسرت به دست
من نگاه
من فکر و خیال
نوبت به ما که رسید
چیزی نداشت
جز معذرت خواهی ساده
جز یک باد ملایم
جز یک ردپا
از تمام چیزهایی که قبل من بود و
حالا نیست و
بعد من باز هم هست
آقای ربات.
سگ بدخو ز هر سو بو بگیرد،
ولی میرد، جهانی بو بگیرد.
خورد خون جگر با آه و حسرت،
کسی با خوی بد گر خو بگیرد.
کنار جو صفا جوید دل من،
کنار دلبر دلجو بگیرد.
نباشد سایه ور خورشیدرویی،
نشیمن در خم گیسو بگیرد.
دلم چاک و تنم چاک و ولی یار
به قصد جان ما چاقو بگیرد.
کبوتر می کند با باز بازی،
جهان را زوری بازو بگیرد.
سه شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۴۶ ق.ظ

احمد که از غرب بازگشت آنقدر کارنامه اش درخشان بود که فرمانده کل قوا حضرت آیت الله العظمی‌ ای در فرازی از حکم انتصاب او نوشتند:
\”فرماندهی نیروی هوایی جوان و پر نشاط سپاه پاسداران را به شما که از سرداران کار آمد و پر توان و شجاع و برخوردار از سوابق درخشان در دوران دفاع مقدس و پس از آن می‌باشید می‌سپارم\”
 
 
 
 
 
 
ادامه مطلب
 
سال اول جنگ بود، به همراه بچه های گروه اندرزگو به یکی از ارتفاعات در شمال منطقه گیلان غرب رفتیم. صبح زود بود. ما بر فراز یکی از تپه های مشرف به مرز قرار گرفتیم. پاسگاه مرزی در دست عراقی ها بود. خودروهای عراقی به راحتی در جاده های اطراف آن تردد می کردند. ابراهیم کتابچه دعا را باز کرد. به همراه بچه ها زیارت عاشورا خواندیم، بعد از آن در حالی که با حسرت به مناطق تحت نفوذ دشمن نگاه می کردم گفتم: ابرام جون، این جاده مرزی رو ببین عراقی ها راحت تردد می
مرگ کلا همیشه از اونایی انتظارشو میکشن دوری میکنه و میره سمت اونایی که ازش میترسن و عاشق  زندگیشونن
 
من کلا دختر حساسیم ، نمیدونم چرا خودمو جدی نگرفتم و حالا هی باید حسرت کارایی نکردم و حرفایی نزدمو بخورم
 
کلا مشکلم اینه بجا دل خودمو در نظر بگیرم، همیشه میترسم طرف مقابلمو ناراحت کنم 
 
این حساس بودنم ،منو به کشتن میده ،میدونم.
من تحمل ندارم، میمیرم
گرچه خلیل‌آباد با ۵۰ هزار نفر جمعیت در سال ۱۳۸۲ از لحاظ تقسیمات کشوری به شهرستان ارتقا یافت اما ظرف ۱۶ سال اخیر وضعیت زیرساخت، فضا و امکانات ورزشی این خطه رشد چندانی نداشته به طوری که خلیل‌آباد هنوز فاقد حتی یک سالن استاندارد ورزشی است.
 
 
 
همیشه عاشقای امام حسین رو توی پیاده روی اربعین در تلویزیون که میدیدم حسرت می خوردم.
همیشه وقتی تعریفایی که از حال و هوای بین الحرمین از دوستانی که توفیق زیارت پیدا می کردن می شنیدم حسرت می خوردم.
 
ولی امسال نمیدونم چرا یه دلتنگی دارم که داره بی قرارم می کنه.
 
به همکارام که قراره فردا حرکت کنن گفتم تورو خدا برای منم دعا کنید.
 
خوشبحالشون که روز عاشورا کربلا هستن.
 
الان چشمام دیگه نمیتونه تحمل کنه.
 
من امسال هم محروم شدم.
 
همه وجودم اشک
نزدیک چهل و دوسال از عمرم را در حسرت به دست آوردن آرامش به سر کردم. آرامش بزرگترین گم شده و یک چیز دست نیافتنی و رویایی شده بود برایم. همیشه انسانی مضطرب و اغلب بی قرار و بلاتکلیف بودم حتی زمان هایی که ظاهری شاد و راضی از خود بروز می دادم در درون خودم احساس خوبی نسبت به خودم، دیگران و زندگی نداشتم.
ادامه مطلب
مادر امشب میگفت کاش سنم کمتر بود.مثلا چهل سال یا پنجاه سال :(.یعنی چی تو ذهنش گذشت که اونو گفت؟؟؟چه حسرت هایی رو یدک کشیده؟؟
 دیدن پیر شدن پدر مادرا یکی از باگ های بزرگ زندگیه.
+تو هم عجله نکن.نوبت تو هم میشه.تو هم میشه که میگی ای کاش جوون تر بودم و فلان مهارتو یاد میگرفتم.کاش جوون تر بودم و نمازامو اول وقت میخوندم.الان دیگه اصن حسش نیستنوبت تو هم میشه
 
چشمانت در یاد مانده 
همان چشمانی که خنده هایت را معنا میبخشید 
همان چشمانی که سال ها من را بیتاب تو گردانده
همان چشمانی که آرامش من را گرفته است  
همان چشمانی که آرزوی دیدنش را دارم 
همان چشمانی که با آن ها حرف دارم 
چرا حسرت دیدن دوباره ات به دلم مانده است 
دلم برای نگاهت تنگ شده است 
دگر تا کِی باید با خودم درد و دل کنم 
یه جوری برنامه ام رو چیدیم که پنج شنبه و جمعه هام رو هم از ۸ صبح تا ۱۰ شب و اگه بازم بیخوابی زد به سرم تا ۱۲ و ۱ شب مشغول باشم .❤
فقط برای اینکه دوباره هوایی نشم و برنگردم به افکار مسخره قدیم.!
اینکه برگردم ویرونه های قدیمی و سیاه و خاک گرفته افکاری رو ببینم که یه روزی نوری ازش میتابید ک تموم زندگیمو به جنب و جوش مینداخت ‌.واقعا تباه کردن عمر پیش رومه
.ممکنه روزی اوایل جاده زندگیم یه خونه ساخته باشم .و فک کرده باشم قراره تا ابد دل خوش کنم
ﺷﺎﺮﺩﻱ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﺮﺳﻴﺪ : ﻫﻮﺱ ﺴﺖ ؟ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﻔﺖ : ﺑﻪ ﻨﺪﻡ ﺯﺍﺭ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺮ ﺧﻮﺷﻪ ﺗﺮﻳﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻫﻨﺎﻡ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﻨﺪﻡ ﺯﺍﺭ، ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﻛﻪ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﻲ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮﺮﺩﻱ ﺗﺎ ﺧﻮﺷﻪ ﺍﻱ ﺑﻴﻨﻲ . ﺷﺎﺮﺩ ﺑﻪ ﻨﺪﻡ ﺯﺍﺭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﻲ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺑﺮﺸﺖ. ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺮﺳﻴﺪ : ﻪ ﺁﻭﺭﺩﻱ ؟ ﺑﺎ ﺣﺴﺮﺕ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :ﻫﻴ ! ﻫﺮ ﻪ ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺮﻓﺘﻢ، ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﻱ ﺮ ﺸﺖ ﺗﺮ ﻣﻴﺪﻳﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﻴ
انتظارم سال و مه، تا کی تو آوایم کنی،
همچو گنج بی بها جویی و پیدایم کنی.
خاک راهم کرده ای، دارم تمنّایی ز تو،
گردبادی گردی و از خاک بالایم کنی.
 مو به مو می سوزم و حسنت تماشا میکنم،
من ز غم می سوزم و بی غم تماشایم کنی.
روز خود کردم سیه در عشقت، ای نامهربان،
تا مرا چون سرمه ای در چشم خود جایم کنی.
جان به لب آمد مرا در حسرت لبهای تو،
از ترحم کی کرم بر جان شیدایم کنی؟
نیست پروایی مرا از ترس رسوایی دگر،
با همه رسوایی ام مشهور دنیایم کنی
پیش از این هم اعلام شده بود که ناپولی برای حضور هر چه قوی‌تر در فصل آینده به دنبال اضافه کردن یک مهاجم به ترکیب خود است. مهاجم سابق ناپولی فابیو کوالیارلا امسال آقای گل لیگ ایتالیا شد تا هواداران ناپولی حسرت از دست دادن او را بخورند. اما دی‌لورنتیس، احتمال بازگشت کوالیارلای 36ساله به ناپولی را رد کرد ولی گفت امروز دوشنبه خبر خیلی خوبی برای باشگاه در پیش خواهد بود و اعلام خواهد شد.
اومدم با یه من غر و گلایه د بغض
من چه هیرمی تری به کسی فروختم آخه؟
تو که میدونی من چقدر شکنتده ام . تو که میدونی من حال و هوام بهم ریخته 
تو که میدونی بغض دارم تو که میدونی حسرت میخورم که میدونی عوض شدم که میدونی گم شدم که.
اشکهام امان نمیدن 
با تمام وجودم با تمام عجز و ناتوانی و بغض و گریه و نادمانه و هر چی که بخوای
زندگیمو بساز . حالمو خوب کن 
آخه من کیو جز تو دارم بیام پیشش زار بزنم و کمک بخوام 
تموم شدم رفیق 
من آدم این روزا نبودم
بیا کمکم رف
اومدم به روی خودم نیارم که چی شده،اومدم هیچی نگم و عادی برخورد کنم اما نشد؛
نمیشه ادم دلش تنگ نشه،نمیشه ادم خاطره هارو فاکتور بگیره،نمیشه.
میخوام بدونی دلم برات کلی تنگ شده.
کل زندگیم شده دلتنگی هرگوشه ش نگاه کنی میبینی یه نفر هست که از صمیم قلبت هوس کردی باهاش وقت بگذرونی اما نمیشه.
دیدین چیزای نشدنی چطور میچسبن به مغز ادم و هی حسرت شون میره به خوردمون؟.
گریه که کردم یادم افتاد یه سُرم زده بودم به صورتم که با اشکا رفت پایین.
میگه به حرف مادرت که گوش نمیدی ب منه دیوونه گوش بده! ( تجربه نشون داده بعضی آدما میخوان حرفشونو ب کرسی بشونن ، خودشونم تحقیر میکنن که آدم با خودش بگه چرا به حرفشون گوش نمیدم ) میگم دور از جون بفرمایید نصیحتتون رو! بیا دختر یه خواستگار خوب برات سراغ دارم شوهر کن راحت شو! من راحتم ممنون :) اینقدر خوبه که خدا میدونه میگم خوبه که خوبه خدا ب پدر و مادرش ببخشه میگه میبرتت مسافرت شمال دریا اینور اونور هر جا بخای میگم نه ممنون دریا ندیده نیستم میگ
 وانحضرت ع فرموده که رسول خدا ص فرمود رسولخداص فرمود هر که با تسلیت و دلجویی  خداوند تسلی نجوید در مفابل ناملایمات بردباری نکند و نفسش از حسرت های پی درپی بنداید و هر که چشم بدنبال انچه در دست مردمان دیگر است اندازد اندوهش فراوان گردد وسوز دلش درمان نپذیرد وهر که جز در خوردن و یا نوشیدن یاجامه پوشیدن برای خدای در نعمتی نبیند بطور تحقیق چنین کسی کردارشکم وکوتاه وعذابش نزدیک است
مرجع خبری رئال مادرید : رئال مادرید با درخشش و هت تریک رودریگو گوئس و دبل بنزما با نتیجه شش بر صفر در مقابل گالاتاسرای پیروز شد و توانست یک پیروزی درخشان چمپیونزلیگی را کسب کند.
رودریگو گوئس بی تردید چهره درخشان میدان بود که توانست سه گل به ثمر برساند. بازیکن برزیلی با هت تریک در این بازی به پنج گل رسید تا به دومین گن فصل رئال مادرید تبدیل شود و به روند خوبش ادامه بدهد. کریم بنزما دبل کرد و راموس از روی نقطه پنالتی دیگر گل رئال را به ثمر رساند
اما نمیدونم از کجا شروع کنم چی رو بگم چی رو نگم چطور بگم 
نمیدونم میشه هنوزم بگم من دیوانه وار عاشقتم
میشه بازم بگم من هنوزم خوابتو میبینم و مجنون شدم رفته
میشه من بازم فریاد بزنم بگم که چقدر از این دنیای نامرد دلگیرم که هیچی از تو قسمت من نشد جز حسرت عشقی عظیم
میشه بگم تمام عمرمو حاضرم بدم ولی یک لحظه نگاهم دریای نگاهتو بنورده
میشه من هنوزم از تو بنویسم
کیمیای زندگی من
دریچه ای به خیال من باز است 
می تابد از آن کسی در اوج
در این ساحل خشک و سرد و عجیب
احساس می کنم طراوت یک موج
سرم در آسمان پیدا است
دری روبروی چهره ام باز است 
پشت در چیست ؟ نمی دانم
میان شک و تردید گمراهم
می کشم بار فکر سنگینی عمیق
راه بس طولانی و بی پایان
شایدم نمی رسم هیچ گاه
به درهای قفل این زندان
مهر می تابد از دستانی 
که پر شد از دستان دگر
شب به شب در حسرت خورشید
ماه مرا می دهد تسکین
از آسمان سقوط کردم
بی آنکه آگاه از آن باشم
پشت حجم یک دریا
افت
کفسابی
کفسابی یعنی سنگ کف ساختمان را برای از بین بردن بالا و بلندی و کثیفی و کهنه بودن لایه برداری کنیم تا سطح سنگ براق و یکدست و درخشان و تمیز شود به این عمل که توسط دستگاه کفسابی انجام می شود کفسابی گویند 
کسی که خدمات کفسابی را انجام می دهد کفساب است اگر کفسابی دارای این ویژگی ها باشد می‌توان گفت که کفساب باوجدان هست
1-وقت شناس باشد
2کار خود را بادقت انجام دهد
3از لقمه سنگ های با کیفیت جهت انجام کف سابی سنگ استفاده نماید 
4در آخر کار کار با ک
یادم از عهد شباب و رُخِ یاران آید 
اشک حسرت به رُخم چون نَمِ باران آید
دل سودا زده از دوری و هجران خون شد
تا دوای دلِ بیمارِ خُماران آید 
عمر این مرغ فنا گشته، خدا را مددی
تا مگر یک خبر از باده گُساران آید 
هان تو این جامه ی حسرت بدر انداز و ببین
مر به خونخواهی دل، شاه سواران آید
در چمن سوسن و سنبل، سپر انداز شوند
گر که آن سرو چمن، همچو نگاران آید 
شد کماندار دلم، طُره ی عنبر شکنش
تا به دلداری دل، سوی هَزاران* آید 
مژده ای دل غم دوران بسر آید امشب
این ماجرای عشق پایانی نداردجز حسرت ورنج وپریشانی نداردهرکس که عاشق شد پذیرفته همین راپس انتخاب است وپشیمانی نداردحال خوش دلدادگی سوز و گداز استاین فصل هم پای  گریزانی نداردچون عاشق یاری یقیناً مرد ره باشجز تو کسی صیدی وقربانی نداردخانه خراب عشق شو گر عاشقی تواین عشق کاری جز ز ویرانی ندارددرد آشنای عاشقی  هستیم پس بازاین عشق هم اندوه چندانی نداردرسوای عشقیم ویقین داریم این عشقسرفصل دارد حد و پایانی ندارد
یادم از عهد شباب و رُخِ یاران آید 
اشک حسرت به رُخم چون نَمِ باران آید
دل سودا زده از دوری و هجران خون شد
تا دوای دلِ بیمارِ خُماران آید 
عمر این مرغ فنا گشته، خدا را مددی
تا مگر یک خبر از باده گُساران آید 
هان تو این جامه ی حسرت بدر انداز و ببین
مر به خونخواهی دل، شاه سواران آید
در چمن سوسن و سنبل، سپر انداز شوند
گر که آن سرو چمن، رَشکِ* نگاران آید 
شد کماندار دلم، طُره ی عنبر شکنش
تا به دلداری دل، سوی هَزاران* آید 
مژده ای دل غم دوران بسر آید ام
قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَبَیْنَا أَهْلُ الْجَنَّةِ فِی الْجَنَّةِ إِذْ رَأَوْا مِثْلَ الشَّمْسِ قَدْ أَشْرَقَتْ لَهَا [لَهُ] الْجِنَانُ فَیَقُولُ أَهْلُ الْجَنَّةِ: یَا رَبِّ إِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتَابِکَ‏: لا یَرَوْنَ فِیها شَمْساً [وَ لا زَمْهَرِیراً]( الإنسان:۱۳) فَیُرْسِلُ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ إِلَیْهِمْ جَبْرَئِیلَ فَیَقُولُ: لَیْسَ هَذِهِ شَمْساً [بِشَمْسٍ] وَ لَکِنَّ عَلِیّاً وَ فَاطِمَةَ [فَاطِمَةُ وَ عَلِیٌّ قَدْ] ضَحِکَا ف
شاید این فرق من و صبر و یه مشت زمزمه است
شاید این حسرت یک نگفتن درد دل است
شاید این آتش یک کوه پر از غم باشد
شاید این ترس نگاه از همه ی تن باشد
آتشی از نفسم میگذرد
بی دلیلم بی دلیلم پی خود
شاید این در پی خود بودن یک تن باشد
یا فراری ز تنی پژمرده
یا که احساس نفهمیدن این تن باشد 
شاید آن حس غریب نقطه ی امیدی بود
که زمین را به نگاهی وصل کرد
و سپهر را به دو دستم می داد
و مرا از همه ی این شاید ها دور کرد
سایه ام را همراهم کرد
بار ترس را از دوشم برداشت
 و ته
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب