نتایج پست ها برای عبارت :

عمویم‌ نباش

خر وصیّت کرد : فرزندم ! بیا و ‌خر نباش !این همه خر بوده ای ، کافی ست ، پس دیگر نباش !
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر !یا فرار مغزها کن ! توی این کشور نباش !
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود !همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش !
سعی کن یا رانت خواری یا زمین خواری کنی !هر چه می خواهی بخور اما پی عرعر نباش !
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور !بیخودی دلسوز اسب و قاطر و اشتر نباش !
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن !لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش
 دانلود کتاب شرمنده نباش دختر از ریچل هالیس
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
شرمنده نباش دختر - نویسنده ریچل هالیس - معرفی کتاب | .https://ostad7.com › girl-stop-apologizing۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ - کتاب شرمنده نباش دختر ، کتابی جدید از نویسنده خانم ریچل هالیس هست و دومین کتابی که من از این نویسنده خوندم. اولین کتابی که از ریچل هالیس.دانلود کتاب شرمنده نباش دختر اثر ریچل هالیس PDF - نیک پروژهhttps://nikproject.ir › آموزش۲۷ مرداد ۱۳۹۸ - نوع فایل : PDF تعداد صفحات : 241 صفحه نویسنده : ریچل
دانلود اهنگ مازندرانی زمونه ناجور نباش زمونه نامرده دلبر با صدای رضا کرد
دانلود کامل اهنگ جدید رضا کرد به نام  زمونه ناجور نباش
متن اهنگ
زمونه های زمونه بیوفا چی رو دونه…♯♫♪
می دل غریب جا دره دلبر ته وسه خونه…♯♫♪
آهای دیوونه وومه می دل ره نزن پس…♯♫♪
می دل ره پس نزن یار غریب هستمو بیکس…♯♫♪
ادامه مطلب
حال و روزم رو به راه نیست.بغض سنگینی دارم که دارد خفه‌ام می‌کند، برای من نگرانی نیست که گاه به گاه تماس کوتاهی هست برای "نگران نباش، نگران نباش عزیزم، قطع کنیم پول تلفنت زیاد نشه".برای من قطع ارتباط است، رنج تنها بودن، که رنج تنهایی فیزیکی را کشیده بودم و غرق در بهشت ارتباطات راه دور نمی‌دانستم که کویر وحشت تنهایی اصیل چطور است. برای من اعتیاد نبود، نیاز بود، به ارتباط، به عشق، به اثرگذاری، مثل آب، مثل هوا، نیاز به سلام کردن، به دوست داش
ناشناخته(باکی نباشد) 
قال الصادق علیه السلام:
إنْ قَدَرْتُم أنْ لا تُعْرَفوا فافْعَلوا، وما علَیکَ إنْ لَم یُثْنِ علَیکَ النّاسُ ؟! وما علَیکَ أنْ تَ مَذْموما عِندَ النّاسُ؟! إذا کنتَ عِندَ اللّه ِ مَحْمودا .؟!
اگر توانستید ناشناخته بمانید، چنین کنید؛ 
وقتى نزد خدا ستوده باشى نگران نباش که مردم ستایشت نکنند و نگران نباش که در نظرشان نکوهیده باشی!
- بحار الأنوار: ۷۳/۱۲۱/۱۱۰
من ضعیفم، مطلقاً ضعیفم. بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی. تو می‌دونی که یکی از راه‌های فرارم از این پوچیِ بی‌مرز هستی، اما نه تنها خودت از من فرار می‌کنی بلکه مجابم می‌کنی که من هم از تو فرار کنم. از راه فرارم فرار کنم. این روح پناه‌جو به چی پناه ببره هان؟ چه معنایی باقی می‌مونه. قلاب نباش، صیاد نباش. یه بارم تو شکار شو. تا کی می‌خوای بِکِشی و بُکُشی. نکنه تو هم ضعیفی؟ آره تو هم ضعیفی. چه ومی داره این‌همه پس‌زدن و پس‌گرفتن. چرا همیشه داریم از
غمگین نباشید ،چرا که خوشبختی می توانداز درون تلخ ترین روزهای زندگی شما،زاده شود . باورکندر تقدیر هر انسانی معجزه ایازطرف خدا تعیین شده که قطعأ در زندگی، در زمان مناسب نمایان خواهد شد!یک شخص خاصیک اتفاق خاصیا یک موهبت خاصمنتظر اعجاز خدا در زندگیت باش ،بدون ذره ای تردید!زندگی درست مثل نقاشی کردن استخطوط را با امید بکشاشتباهات را با آرامش پاک کن قلم مو را در صبرغوطه ور کن.و با عشق رنگ بزن.بخشنده باش اما زیاده روی نکن حساب گر ب
Alireza Talischi
Sakhtgir
#AlirezaTalischi
رو تو گیرم رو کسی نیستم 
ولی هیچی تو دلم نی
تو دلم جز تو کسی نیست نه 
توو دلم نیستی بفهمی
رو هوا میبرنت بس که نمک داری
ولی من عاشقتم خب مگه شک داری
من سختگیرم ولی سخت میرم
تو نباش و ببین چجوری میمیرم
قلبم گیره خوبیم اینه 
که تو دنیا فقط رویِ تو گیرم
من سختگیرم ولی سخت میرم 
تو نباش و ببین چجوری میمیرم
قلبم گیره خوبیم اینه 
که تو دنیا فقط رویِ تو گیرم 
رویِ تو گیرم
نفسم بسته به چشمات و دلم وصله بهت
فکر میکردم احتیاجی نیست
نگران نباش سوزی اصلا نگران نباش مارگارت به فکرماهست همیشه به فکرماهست.این سخن جوزف که معلولیت بینایی شنوایی داشت به خواهرش سوزی بود.
هردومعلولیت روانی ناتوانی در نه گفتن داشتندوقادربه حرکت نبودند.هوابسیارسردبود.پدرآنهابه هیچ عنوان مسئولیت پذیرنبودوتمام خرج آنهارامارگارت بادرامدناشی از پس اندازخوددربانک وسودآن و همچنین نوشتن رمان های مرتبط بافقروسرمایه گذاری وت های کثیف اقتصادی وغیره میپرداخت.مارگارت اهل گدایی نبود.تنها به است
یادم میاد یه جایی در مورد قوانین زندگیم نوشته بودم 
قانون یک من باید زنده بمونم 
قانون دو من فقط خودمو انتخاب میکنم
قانون سه 
این قانون امروز تصویب شد بخاطر بررسی کمد لباسام که هرچیزی رو اجبارا تنم کردم اسم این قانون قانون" هر" هست 
هر چیزی رو نخر
هر چیزی رو مگو
هر چیزی رو قبول نکن
هرکاری رو نکن
وقتی هررررررر کاری داری میکنی این قانون میگه متوسط نباش هر چیزی رو الکی الکی تو پاچت نکن 
وقتی قبول میکنی هر چیزی رو تو تنت کنی یا هر چیزی رو قبول کنی
دانلود کتاب شرمنده نباش دختر اثر ریچل هالیس PDF
نوع فایل : PDF تعداد صفحات : 241 صفحه نویسنده : ریچل هالیس معرفی کتاب شرمنده نباش دختر اثر ریچل هالیس کتاب شرمنده نباش دختر، اثر ریچل هالیس است که اولین بار در سال 2019 وارد بازار شد. ریچل هالیس این اتفاق را بارها و بارها دیده است: نی که به طور کامل از زندگی خود .
دریافت فایل
اهنگ  hello از بانو Adele درحال پخشه ، به کاور اهنگ نگاه میکنم با یه فونت که چشمم رو گرفته نوشته " نگران باش ، حل نمیشه " اولش خوندم نگران نباش حل میشه ؛ بعدش خوندم نگران نباش حل نمیشه ؛ آخرین دفعه درست خوندم [نگران باش ، حل نمیشه ] حالا دارم فکر میکنم که چقدر خیلی وقت ها جای این جمله تو زندگیم خالی بوده ، چقدر باید این جمله رو با خودم تکرار میکردم و میگفتم نگران باش دختر ، نگران باش چون خیلی بده ، چون ممکنه حل نشه . خیلی خوبه تو بیست سالگی دارم درک میکن
حرفت را راحت بزنبی دلواپسی بپوشهر جا هم که خواستی قدم بذار هر وقت دلت خواست به آب بزنهر حیوانی را هم که خوشت آمد بغلش کن،مهم نیست گاو باشد یاگاو زاده یا پرنده ،فقط نگران چشم های دنبال کننده نباش.
ببین، تا بوده همین بوده،قضاوت ها نا تمام اند و پشیمانی ها بی پایان.توی پروفایلت، خودت باشتگ شلوارت را بعد ِ خرید بکنکفش نو را همانجا بپوش و بیا بیرونساندویچت را دو‌نونه با خیارشور اضافه دستت بگیر و توی خیابون در حالی که به گردنبندهای چشم نواز طلاف
برای هیچ موضوعی دنبال توضیح زیادی نباش، از لذت درکش محروم می کنی خودت رو، خدا حکمت اتفاقایی که افتاده، رو به دلت میندازه!!
 
خدایا، لذت زنده بودن رو توی این دنیا، قبل از مرگ به من نعمت بده
خدایا سکوت و رضایت و امنیت رو به قلبم بده
و نجاتم از همه وحشت ها و نگرانی ها  
 
فردا مجبورم کمی دروغ بهم ببافم .
امیدوارم اولین . آخرین دروغ های امسالم باشه :(
فردا رو مجبورم اگر نگم برای همیشه توبیخ میشم و یکی از نگران کننده ترین وضعیت رو دارم 
دلم به حال خودم میسوزه . 
درستش میکنم 
همه چیو درستش میکنم انقدر میزون که یه روز میام و میگم تونستم
اره منم تونستم همه چیو درست کنم . 
بالاخره تونستم .
همه چیو برمیگردونم سرجاش . همه چیو . 
به خودم همین الان و همینجا قول میدم .
خودمو میشم . اما نمیزارم خراب بشه .
درست
دانلود اهنگ مازندرانی زمونه ناجور نباش زمونه نامرده دلبر
زمونه های زمونه بیوفا چی رو دونه، می دل غریب جا دره دلبر ته وسه خونه ♫♫♪♪
آهای دیوونه وومه می دل ره نزن پس، می دل ره پس نزن یار غریب هستمو بیکس ♫♫♫
اسا بیمه تنها بیمه غریب جا، بره دلبر منی ور فراری بیمه رسوا ♫♫♪♪
منزل گوشه دیوار خراب بیه سیگار، ناله بزنم بووم خدا شی جان دلدار ♫♫♪♪
دستو پا کنی زنجیر ای خدا زود بیمه پیر، دست تو های روزگار دلبر بیمه اسیر ♫♫♪♪
اسا بیمه تنها بیمه تن
مهم نیست چقدر دوستش داری
مهم اینه که چقدر دوستت داره
 
مهم نیست می خوای کنارش باشی‍♀️
مهم اینه که اون بخواد کنارش باشی
 
اگه اون بیشتر دوست داره و می خواد کنارش باشی پس بهترین ادمیه که می تونی باهاش خوشبخت بشی
اما اگه تو اون رو می خوای و از نظر اون بهترین نیستی، پس خودت رو حراج نکن واسش
 
جایی نباش که نمی خوان باشی
جایی باش که از صمیم قلب بودنت رو بخوان
کسی که واسش مهم باشی حتی اگه بهش پشت کنی آزارت نمی ده فقط واست اشک می ریزه و از دور نگات می کن
دو هفته پیش بهم گفت "نگران نباش بیست تا تست بیشتر نداده زبان"
گفتم حللللله باباااا. بعد مشت کوبوندیم به مشت هم پفیلامونو خوردیم -_-
و الان فهمیدم 20 تا نیست 200 تا هم نیست بلکه 300 تاست :|||||| 
اینگونه شد که سی و یک شهریور ساعت 10 شب باید 300 تا تست زبان بزنم :)) زیبا نیست؟ 
مرد اهل یکی از روستاهای اطراف بود، سال ها قبل با دوستانش یک کار تولیدی شروع کرده بودند و حالا پس از پیشرفت ها و شکست های مختلف در حال صادرات محصولاتشان به خارج از کشور بودند. 
از او یک نصیحت به یادگار دارم، هر وقت به در بسته ای رسیدی اینقدر بکوب تا باز شود؛ مطمئن باش که بالاخره روزنه ای پیدا می شود.
نگران نباش.
بین همه چیزایی که روانپزشکم بهم گفته، این یکیشون نمیدونم چرا خیلی خوب تو ذهنم نشسته: اکت باش نه ری اکت. 
یعنی منتظر نباش یکی باشه که باش بری تاتر، یا موقعیتش پیش بیاد یا چشمت و بگیره. ری اکت به تبلیغات و درخواست بقیه نباش
تصمیم بگیر که یه کاری رو انجام بدی، بقیه اگه خواستن همراهت بشن یا نه، به تو مربوط نیست. 
امروز که عطیه و فاطمه رفتن تاتری که من هفته پیش بهشون توصیه کرده بودم، لش کرده بودم، سرم درد میکرد و حس خوبی نداشتم. 
شاید حتی با حسرت به
خب. دوستان سلام. :))) من دوباره تو اتوبوسم! یه اتفاق جالبی افتاد و اونم اینکه بنده دیروز یک کلاس داشتم از ۲ تا ۴، صبح دوبار برنامه ریزی کردم که به همه کارام برسم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که نمیشه اون همه کار رو انجام داد تو چهار پنج ساعت و بنابراین با خودم طی کردم که یک سری کارهارو انجام بدم و یک سریشونو بندازم برای بعد ! و خلاصه یازده و نیم رفتم و اینا، ببین، غذای سلفو که خوردم شل شدم یعنی خوابم گرفتا! وحشتناک! بعد رفتم کلاس که چقدر من ازین کل
ما چه‌ایم اندر جهان پیچ پیچ
چون الف از خود چه داریم؟ هیچ هیچ
همین دیگه آقا!
دنبال مطلع و مقدمه و میان و مؤخره نباش!
درسته که این‌ها نظم‌اند و طبع انسان ملائم با نظم ولی نه این‌که انسان خودش رو محدود قالب‌ها کنه و از محتوا جا بمونه!
لهذا گفته‌اند مجعول وجود است و ماهیت نفاد و حد وجود.
خط بالا رو هم جدی نگیرید!
خرید کتاب رابطه عبد و مولا استاد پناهیان با همکاری موسسه عصر بیان معنوی انجام می شود.
*آب را گِل نکنیم .*
” کمی آرام باش، شلوغ نکن، درگیر نباش، نگران دنیا نباش، حسرت دنیا نخور، به دیگران حسادت نکن. گذشته و آینده را رها کن، به عرض و طول خودت (یعنی اطرافت) کاری نداشته باش. حریصانه برخورد نکن، حرص و جوش نخور، آرام باش و خلاصه در یک کلام آب را گِل نکن تا در زلالی آب، عمق دریای وجود خودت را ببینی که از تو چه می‌خواهد؟ مدّتی معصیت نکن تا کم‌کم نیازش ر
گوشی با خودم نبردم. برگشتم دیدم روی واتس اپ از امید پیام دارم. هر دو پیام رو حذف کرده بود. پرسیدم چی بوده؟ گفت موضوعی رو مطرح کردم بعد ترسیدم برنجی پیام رو حذف کردم. گفتم نگران نباش؛ برنجم هم از دلم درمیاری. گفت رنجیدن تو لایه ای از تجربه ی مرگ منه.
❆ شب های نبودنت: در شب های نبودنتهیچ ماهیروشن نمی کندکوچه های تاریک خیالم را ❆ دختر حوا: از نسل حواییدر طلب سیب و گندم!فکر آدم کردنم، نباش! ❆ بغض شبانه: بدون توبغض هر شب در گلویمرقصی موزون دارد. #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)#شعر_پریسکه@ZanaKORDistani63@mikhanehkolop3https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametaghttp://mikhanehkolop3.blogfa.com
خرید کتاب رابطه عبد و مولا استاد پناهیان با همکاری موسسه عصر بیان معنوی انجام می شود.
*آب را گِل نکنیم .*
” کمی آرام باش، شلوغ نکن، درگیر نباش، نگران دنیا نباش، حسرت دنیا نخور، به دیگران حسادت نکن. گذشته و آینده را رها کن، به عرض و طول خودت (یعنی اطرافت) کاری نداشته باش. حریصانه برخورد نکن، حرص و جوش نخور، آرام باش و خلاصه در یک کلام آب را گِل نکن تا در زلالی آب، عمق دریای وجود خودت را ببینی که از تو چه می‌خواهد؟ مدّتی معصیت نکن تا کم‌کم نیازش ر
مث دومینو یهو کار رو سرم هوار میشه!منم که ماشالا کم نمیارم.
فقط امیدوارم عمقِ پارگی، به زودیِ زود ترمیم بشه. که اتفاقا در این زمینه تجربه نشون داده که میشه!
 
ولی انصافا بی انصاف نباش آقا یا خانم محترمی که داری باهام حرف میزنی.
هِی میگم نَرههِی میگه بدوش
 
لامصبا منم درک کنین یه ذره.
 
مرسی. عه.
فقط اومده بودم چُس‌ناله. والسلام.
یه ساله یه کاری رو دارم انجام میدم و تا حالا چند تا چیز مهم یاد گرفتم.اولیش رو دوستم بهم از تجربه ی خودش گفت:حریص نباش.دومی رو خودم یاد گرفتم:چهار چشمی کارمو بپام.سومی رو امروز قشنگ با جون و دل فهمیدم و اون اینکه وقتی خراب شد سعی نکن درستش کنی،چون بدتر گند میخوره بهش.جالبه که دلیل این گند خوردن همون حرص زدنه:)
یا مَن یُبَدِّلَ السَّیّئات بِالحَسَنات»،
      دقیق یعنی چی؟            یعنی خدا به ما میگه:                  - نگران کارنامه ت نباش.                          رو برگه پایانی ت خوب بگیر،مستمر هات با من.
 
شایدم یعنی:
      - بیخیال که همش منفی زدی،
            از همشون قدر مطلق² می گیرم برات :)
 
 
 
۱.ای کسی که گناهان مارا به ثواب تبدیل می کنی.
۲.قدر مطلق اعداد منفی، می شود مثبت همان عدد؛ مثلا: ۲ = |۲-|
حقیقتش
 
همه بهم میگفتن که سادگی چیز خوبی نیست (البته همه نه، مثلا محمد همیشه میگفت سادگی بهترین ته و تو اینطوری دل همه رو میبری) و ساده نباش.
 
من با همین سادگی به همه چی رسیدم.
 
ساده باشیم.
 
#خنگول_باشیم
 
:)
 
به نظر من دوست داشتن ادمها بهترین چیزی هست که میتونه کسی داشته باشه.
 
حضرت آقا این شیشه عطر رو هدیه داد به یمن ، فلسطین ، عراق ، افغانستان ، پاکستان. حالا این شیشه عطر درش باز شده. و عطرش همه جا رو پر کرده. حاج قاسم سلیمانی یکی از این شیشه عطرها بود. حضرت آقا بازم از این شیشه عطرها داره که عطرش همه جا رو برداره. حاج قاسم صبح_ جمعه شهید شدنش ، خیلی حرف توشه. + صحبت های حاج حسین یکتا + اللهم عجل لولیک الفرج خیلی خوشحال نباش اسرائیل خیلی خوشحال نباش آمریکا
  شهادت سردار سلیمانی مقدمه ی پیروزی بزرگ اسلام و مس
 
نشسته بود، زدم روی شونش گفتم تنهایی بدنگذره ؟!نباش تنها، یهو دیدی شصت سالت شده هنوز نشستی اینجاهاخیلی زود میگذره، نمی فهمی اصلا.زمانو میگم که عمرمون قاطیش شده.گفت: حرفای بزرگونه میزنی بچه،تنهایی دو مدل داره؛تنهایی قبل از بودنِ کسیتنهایی بعد از بودنِ کسی.گفتم: فرقشون چیه با هم آدمِ بزرگ ؟!گفت: اولی که باشی میتونی به آدمای دیگه فکر کنی اصلا میتونی به همه چیز فکر کنیولی دومی دیگه نمیتونی به کسی و چیزی فکر کنیمجبوری بشینی روی نیمکت پارکفق
دیروز صبح که قطعی حساب کرده بودم داستان رو به پایان هست به خودم گفتم فاطمه نترسی ها! هشت ماهی که گذشت رو ببین. تو برای تحمل دلتنگی خیلی جا داری؛ پس نگران نباش که دلتنگ بشی از رفتنش.
به خودم گفتم نترس و درست باش.
درست بودن همیشه انتخاب سخت تری هست و هر وقت میخوام درست باشم فکر میکنم تایید مامان رو دارم و این خوشحالم میکنه.
1) هیچوقت واسطه‌ی ازدواج نشید! این تنها درسی بود که تو این 5 روز تونستم بگیرم، توی پست قبلی گفتم بهتون که دو نفر رو با هم آشنا کردم و خدا رو شاکرم که از همون اول گفتم من هیچ شناختی از پسر ندارم و همه چی پای خودت! این رو به دوستم بارها گفتم، اما امروز بهم پیام داده که دیگه هیچوقت برای من دنیال شوهر نباش! که خودش هم میدونه نیت من فقط خیر بوده و خیر. کلا واسطه شدن دل شیر میخواد، سر نترس، اوضاع که گل و بلبل بود همه چی اوکی بود و من هم کاره‌ای نبودم! الا
پرنیان های عزیز گذشته، سلام.
الانی که دارم برایتان این نامه را مینویسم، پانزده سال و شش ماه و پنج روزمه.
تا جایی که میدانم شماها به من و به من های بعدی خیلی نامه نوشته اید. نامه هایتان را خوانده ام و جمله ی " برتری‌یی که من نسبت به تو دارم این است که میتوانم هرچه میخواهم بهت بگویم اما تو نمی توانی پاسخ من را بدهی چون راه برگشتی وجود ندارد"تان را دیده ام :) خب! میبینیم که دارد و من دارم بهتان مینویسم :)
پرنیان شش ساله: وقتی داری از حیاط به مهد کودکت م
 میگفتند تنهایی هم عالمی دارد اما من میگویم نه !من میگویم تنهایی خوب نیست تنهایی آدم را افسرده میکند حساس و زود رنج میکند می گویم به تو که تنها نباش هیچ وقت از زندگیت همیشه هم که آدم نباید سر سنگین و عاقلانه رفتار کندگاهی باید دیوانه باشی الکی سرِ موضوعی الکی بخندی بعد آه عمیقی از ته دلت بکشی و بگی همین ؟ زندگی همینِ که من انقدر سخت میگیرمش ؟همین امروزه که امتحانم را بد داده باشم بعد هی حرص و جوش بخورم که چرا اینجور و اونجور؟زندگی اما همه
فرقی نمی کند آغازِ هفته باشد یا پایانش ،
صبح باشد یا شب
بذرِ امید ؛ نه وقت می شناسد ، نه موقعیت .
هر وقت بکاری ؛ شبیهِ لوبیایِ سحر آمیز ، با اولین طلوعِ آفتابِ خواستن ؛
جوانه می زند ، و تا آسمانِ موفقیت و توانستن ، اوج می گیرد .
هرگز نا امید نباش !
نا امیدی ، تیشه ی بی رحمی ست ؛ به جانِ ریشه ی شعور و خوشبختی ات .
پس تا دیر نشده ، بذرِ جادوییِ امیدت را بکار ،
و معجزه هایت را درو کن .
 
#نرگس_صرافیان_طوفان‌
@sheerreno
اینجا جنگله. هر کس ب فکر خودشه و تو چرا یاد نمیگیری لازم نیست نگران همه باشی؟ لازم نیست هروقت کسی ناراحت بود حالشو خوب کنی. لازم نیست جور همه رو بکشی. لازم نیست هرکاری خواستی بکنی ب همه بگی ک اگه میخان اونام انجامش بدن
ببین کلا تو شرایطی ک تو یاد بقیه میفتی و میخای کمکشون کنی اگه اونا تو اون شرایط باشن اصلا یه لحظه اسم تو یادشون نمیاد
پس انقد نگران آدمایی نباش ک نگرانت نیستن
با نیمه عاشق ها ننشین. به نیمه رفقا اعتماد نکن. نصفه نیمه زندگی نکن. نصفه نیمه نمیر. نصفه نیمه امیدوار نباش. برای کسی که نصفه نیمه گوش می دهد نخوان. نصف جواب را انتخاب نکن. روی نیمه ای از حقیقت پافشاری نکن. رویای نصفه نیمه نخواه و نصفه نیمه امیدوار نباش. تا انتهای سکوتت ساکت باش و به حرف که آمدی تمام حرفت را بزن. سکوت نکن که حرف بزنی و حرف نزن که سکوت کنی. نصف، همان چیزی است که تو را میان آشنایانت غریب جلوه می دهد. اگر رضایت داری کاملا راضی باش و اگر
 
خب من اومدم با معرفی یه کتاب خفن که تصمیم دارم یه بار نه بلکه چند بار بخونمش. انقدر بخونمش که تک به تک جمله هاش ملکه ذهنم بشه.کتابی که هر زنی باید بخونه!کتابی که میتونه خیلی رو تصمیماتمون تاثیرگذار باشه.
بخشی از متن کتاب که دوست دارم با آب طلا بنویسم و بذارمش جلو چشم همه!
"جامعه به ما یاد داده باید پسرها را طوری بزرگ کنیم که دنبال خواسته هایشان بروند و دختران را طوری بزرگ کنیم که دنبال پسرها بروند. من اینجا هستم تا به شما بگویم مهم نیست جامعه
خفه شو !!" "اینقدر تنبل نباش !!" خیلی احمقی؟"  این نوع عبارات هر روز از دهان افراد بیرون میاد.حتی ما خودمان ممکن است در روز بارها از این کلمات استفاده کنیم و یا اگر این کلمات را به زبان نیاوریم حداقل در ذهنمان به آن فکر می‌کنیم. اما آیا این گفته‌ها یک نوع سواستفاده کلامی است؟
ادامه مطلب
 
 
رابطه با یارتون هیچ نقشه ای تو پس ذهنتون نباش و به بهانه اعتماد یا درست ترش حماقت همه چیز رو به اون بسپرید. یکهو تو یه شب یا تو یه روز ممکنه همه عمری که صرف کردید، یارتون، دنیا شخصیتون رو ببازید چون همون شب یا روزی که می فهمید ای دل غافل رو دست خوردید متوجه می شید هیچ جایگاهی در زندگی یارتون نداشتید.به همین سادگی همه چی تموم می شه.
 
 
 
دوست دو ساله من، دوست گرمابه و گلستان من.دوست پارک ملت و سینما چارسوی مندوست عدسی و پوره سیب زمینی مندوست من به خاطر اینکه بهش گفتم "شلغم نباش" دیگه با من گرمابه و گلستان نمیاد :(
هرگز باورم نمیشد "شلغم" تاثیری داشته باشه رو آدما.
 
 
 
نتیجه امروز: هیچ کدام از صیفی جات را به دوستتان نسبت ندهید.دیگر دوستتان نخواهد داشت حتی اگر عذرخواهی هم کرده باشید.
سست ترین کلمه " شانس" استبه امید آن نباش
محکم ترین کلمه " پشتکار " استآن را داشته باش
سالم ترین کلمه " سلامتی " استبه آن اهمیت بده
شایع ترین کلمه " شهرت " استدنبالش نرو
ضروری ترین کلمه " تفاهم " استآن را ایجاد کن
دوستانه ترین کلمه " رفاقت " استاز آن سوء استفاده نکن
اصلی ترین کلمه " اطمینان " استبه آن اعتماد کن
ضعیف ترین کلمه " حسرت " استآن را نخور
 
همیشه فکر می‌کردم به تنهایی می‌توانم از پس هرکاری که شروع می‌کنم بربیایم. می‌گفتم شخصا تجربه می‌کنم تا منت کسی هم بالای سرم نباشد. اگر زمین خوردم دستم را به زانوانم می‌گیرم و یاعلی گویان بلند می‌شوم. مدتی‌است اما متوجه شده‌ام، نه! از یک جایی به بعد فقط در حال درجا زدنم. امروز هم مطمئن شدم احتیاج به کسی دارم که مستقیم کمکم کند.
 
 
وقتی کسی که مثل یک پزشک، حنجره‌‌ی متنم را معاینه می‌کند تا چرک نداشته باشد و اگر داشت نسخه‌ی حکیمانه می‌پی
بالاخره که باید راه دلجویی کردن از تو رو پیدا کنم.هر چقدر هم که دلخوریت از من عمیق باشه و هرچقدر ادای بی خیالی رو دربیارم تو بخشی از منی. به من برگرد.سخت گیر نباش و راه رو برای آشتی باز بگذار. من رو برای خودت مرور کن؛ منی که برای سی سالگیت از غصه ی پیرشدنت ساعتها گریه کردم و برات نامه نوشتم. اصلا مهم نیست حق با کی هست. ببین قهر روش خوبی برای ادمی که خونواده ش تکه های جانش هستن نیست. من هنوز فاطمه ام؛ هنوز و همیشه اما عمر همیشگی نیست. چرا به دلتنگی
یه شب مهمون داشتیم، کفش ها توی حیاط جفت شده بود،همشون مرتب بودن به جز یک کفش که پاشنه هاش خوابونده شده بود !
هرکس میخواست بیاد تو حیاط اون کفش ها رو میپوشید ،میدونی چرا؟ چون پاشنه هاش خوابونده شده بود !
یه کم که فکر کردم دیدم بعضی از ما آدم ها مثل همین کفش های پاشنه خوابونده هستیم ،برامون مهم نیست کی سوارمون میشه ! 
یادت باشه که اگر سر خم کنی، اگر خودت به خودت احترام نذاری، اگر ضعیف باشی، همه میخوان ازت سواری بگیرن و کسی هم بهت احترام نمیذاره
انقدر فول استرس بودم که مجبور شدم به رئیس دانشکده!!!مون که ارتوپد جانم هستن پیام بدم و بگم حاجی کارمندات دهن مارو سرویس کردن و من هنوز ثبت نام نکردم.گفت برو بشین درستو بخون و من مُردم از خنده با این پیامش.براش توضیح دادم چکار کردن و گفت درست میشه نگران نباش.من واقعا دلم برای اینترنی ارتوپدی تنگ شده و شبهای آنکالی این دکتر.روزهایی که شاید آخرین خاطرات من از ارتوپدی باشن.
دارم سعی میکنم مدیریت استرس کنم و باید بگم که ر***.امیدوارم فردا به خ
متن در مورد دستانت
در این مطلب از سایت جسارت می خواهیم در مورد متن در مورد دستانت صحبت کنیم. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.اگر علاقه مند هستید که شعر در مورد دست را مطالعه نمایید با ما همراه باشید.
متن در مورد دستانت
سردار_سلیمانی: باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
مثل شهدا بودن سخت نیست
مثل شهدا ماندن سخته
راه ‌شهدا یعنی…
نگهداشتن آتش در دستانت
متن عاشقانه در مورد دستانت
عشق یعنی
دستانم را بگیری
نگاهم کنی
و بگویی
م
تو ادامه بحث هی قبلی در مورد چاله و
از شرایط استفاده کن 
اما متکی به شرایط نباش 
نمیدونه برداشتت چی میتونه باشه 
شاید planB
اما من میگم کارتو بکن 
چاله رو بکن 
حالا با plan A یا plan B یا C D E F G H I J K L M N O P Q T | R S T U V W X Y Z 
هدف همشون باید یکی باشه 
همونیه که تو میخواییش 
باید بخواییش
چون اینجوری وجودت معنا چیدا میکنه 
وگرنه فرق بین کارمند و مغازه دار توی پاساژ و دستفروش و دانشجو فقط تو چند تا پله هست !
همشون تو ارزوی یه زندگی خوب دارن سگدو میزنن 
یه زندگی
منتظرم یه اشتباه کنید !! همتونو بذارم کنار انقد خستم.
انصاف نیست یه بار به دنیا اومدن و این همه مردن.
مهربون نباش این جماعت اسمتو میذارن احمق!!!
دور دوره اوناس که همه رو دور میزنن !!!
بی منفعت بشی،بی معرفت میشن
حیف که حرفای قشنگ فقط زر مفتن *-*
زدم تو گوش مشکلات رفت با بزرگترش اومد
انان که بودنت را قدر نمیدانند رفتنت را نامردی میخوانند*-*
سلامتی اونی که سیگار نمیکشه چون یه عمره از زندگی میکشه*-*
تا چه اندازه کمر به شکستن بسته ای؟ همان ابتدا که آمدی خورده شکسته های گم و گور شده در اتاق را به دستان مصمم تو سپردم. حال چرا مصمم تر از همیشه مشت می زنی؟ نه دیواریست که تاب بیاورد نه پنجره ای که طعم خون را بچشد. تنها زمینی مانده خشک و بی باران. هرچه می خواهی فریاد بزن ,تکرار کن گذشته ی زشت و کثیف را. اینجا پژواکی هم به سویت روانه نیست , دل خوش به پاسخی هم نباش.نه جانی به جسمی نه آبی به کامی نه نوری به چشمی. پلی هم نمانده , تنها راهیست به تاریکی لهجه د
دیشب پست گذاشتم تو ورسکه امشب تولدمه و ناراحتم
خرآقا ندیدچطور دلم میاد بهش بگم خرم ب خودم مربوطه
ولی کلی آرمی اومدن اظهار محبت ک سوییتی ناراحت نباش کنار خانوادت خوشال باش 
آقا خیلی جالب بود از اونور جهان ب ادم تبریک بگن و دلداری بدن
ولیییی خرآقاااااا ندیدددددد و لجم گرفت 
وای خدااا باورم نمیشه انقد دیوانه ام ک میرم هی ادیت میکنم ک بیاد بالاترشاید خرآقا ببینش
ولی خدایی خر نیس خیلی نازتر از خره
بگذر تا در شرار من نسوزی 
بی پروا در کنار من نسوزی 
بگذر زین قصه ی غم افزا 
غمگین چو پاییزم از من بگذر 
شعری غم انگیزم از من بگذر . 
 
× سید علی صالحی میگفت ما مادر رویاهامون هستیم!
بیشتر از هر چیزی آدما دلشون برای رویاهاشون می سوزه، وقتی مجبور میشن خاک بریزن روش یا بدن دست آب که بره و دیگه برنگرده 
 
× ولی ناامید نباش آدم! هرکدام از ما مادری درونمان داریم که همیشه رویاهای جدیدی برایمان به دنیا می آورد
 
× تصمیمم اینه که نه کسی رو توی توهم نگه د
خیلی وقت‌ها کلی تلاش می‌کنم و کارای مختلف می‌کنم تا حالمو خوب کنم، گاهی هم اینجوری میشه که تو همین موقعی که فکرشو نمی‌کنم سرشار از لذت میشم. همین الان که از تراپی برگشتم، نشستم توی کلانا و خودمو به صبحونه مهمون کردم و هر بار که در باز میشه، یه نسیم خنک پاییزی میزنه توی صورتم و مجاری تنفسیم باز میشه و بوی لعنتی شکلات موکایی که 10دقیقه پیش خوردم، می‌پیچه توی دهنم.
وقتی این نسیم خنک و بوی شکلات هست، بقیه‌ی چیزا مثل تلفن جواب ندادن دکتر الف
نمی دونم چرا جدیدا هر کی بهم پیام می ده ناراحت می شه !
امشب برای دومین بار یه مکالمه نصفه رها شد و آخرین پیام از طرف من بود. امشب آقای عین و اون شب راضیه
(اصلاحیه : نه بابا مگه میشه آقای عین ناراحت بشه از من!! یکی از آرزوهامه ازم ناراحت شه:)) 
 
+ تو که مثل گل می مونی و اگه مهرمو ازت بردارم حالت خراب میشه چرا با من چون می کنی؟ چرا؟ نباش مثل بقیه 
ولی من بازم بهت فرصت می دم. زیادی ریشه کردی توی خاک
(برای گل مریم)
 
+ امسال یه حس متفاوتی داشتم به اعلام نتیج
نوشتمو هی پاک کردم . 
دل و دماغ نوشتن دیگه از من گذاشته راستش رو بخوای از روزی که فهمیدم دیگه نباید رو دیوار کسی بنویسیم دیگه حس هیچ چیزی رو ندارم تمام وقتم تو خودمم دارم یه مسیر رو میرم تو این مسیر فقط خودمم . دیگه سیگارم نمیکشم بیشتر به خودم فکر میکنم به کارم به آیندم به کار های که قرار انجام بدم . زیاد به حرف آدم ها اهمیت نمیدم ، زیاد حرف نمیزنم ولی عوض همه اینا زیاد راه میرم به خودم انگیزه میدم  به این که  4 سال صبر کنم 25 سالگی تو باید اروپا
برنامه و بازی رایگان
همایت کنید .دنبال بازی های دیتا دارمیگردی .یا پول بی نهایت هستی در این کانال پیدا میکنیدنبال برنامه های پولی هستی ؟؟ولی هزینه دارن دیگه نگران نباش .ما رایگان در اختیار شما قرارمیدهیم.برترین برنامه وبازی های گوگل و بازار با ما همراه باشید.
╭┅═ঊঈjoinঊঈ═┅╮                   @pulyapp_bazarvoogail              برنامه و بازی رایگان
بروی ورود به کانال کلیک کنید…
 
لغات درس چهارم PROSPECT 2
|▪️ Health • • • سلامتی|▫️ headache • • • سردرد|▪️ have • • • داشتن|▫️ sore eyes • • • چشم درد|▪️ rest • • • استراحت|▫️ home • • • خانه|▪️ Don’t worry • • • نگران نباش|▫️ office • • • اداره|▪️ parents • • • والدین|▫️ be quiet • • • ساکت باش|▪️ sore throat • • • گلو درد|▫️ backache • • • کمردرد|▪️ toothache • • • دندان درد|▫️ running nose • • • آبریزش بینی|▪️ flu • • • آنفولانزا|▫️ wrong • • • اشتباه|▪️ problem • • • مسئله|▫️ stomachache • • • دل درد|▪️
یکی از دوستام تو اینستا مدام پست خوانندگیشو میذاره.سنتی میخونه ولی اونقدر صداش بده که . جدی صدا بده.حتی یبار تو جشن دانشگاه جلوی همه خوند ، همه خیلی ریز میخندیدن و مسخرش میکردن . میدونینیه اعتماد به نفس فوق العاده ای داره . ای کاش منم جرات داشتم بهش میگفتم صدات خیلی بده دیگه اسباب مسخره شدن نباش . اینجاش جالبه که کسی هم بهش اینو نمیگه .
جدا از این صدا نخراشیده ، خیلی قشنگ تار میزنه
ای دل من،
چون که می گردی پی خوشی های بهاران
از پس وعده های قاصدک
چه خوش خبری بهتر از نزول عشق در باران؟
ای که می روی سوی باغ های ترشیز»
برسان پیام مرا به سرشاخه های سرو بلند کشمر»
که پیام من،
از روزنه های پر از نور 
در هوای تمیز صبحگاهان کوههای دامنه رو به آفتاب
می رود به جانب محبوبم:
هان ای روییده بر دامن سحر
خیال تو همیشه به سودا می برد ما را.»
 ای قاصدک بازی گوش
سر به هوای باد نباش!
تو را من به راه عشق پَر داده ام
به جانب گل محبوبه ام
به سمت ا
محبوب منبه یاد بیاور سوگواری‌هایم را برای چهارشنبه‌در پنجشنبه های خاکستریدر خیابان‌های سردِ بی تو بودن را که بارها از آن عبور کرده‌ام
 محبوب منبه یاد تو شعرهایم را در باغچهدر صحرادر دشت می‌کارمو نام مقدست را بر تن تمام سپیدارهاحک کرده امو با باد می‌رقصمبا رود می‌خوانمو با لک‌لک ها پر می‌گیرم
 محبوب منبی دلیل دلتنگ تو می‌شومبی‌دلیل گریه می‌کنمبی‌دلیل به کوچه می‌زنمقلب من به شکستن‌های بی‌دلیل عادت داردنگران نباش!تو مقصر نیستی
پای خود را از گلیم دیگران بیرون بکشدست خود از آستین این و آن بیرون بکشخود قلم در کف بگیر و نقش تازه خلق کنسر نوشتت را ز دست آسمان بیرون بکشبرتری از هرکه هست و بهتری از هر چه بودروح را از بردگی ناکسان بیرون بکشمن نمی گویم ننوش از آب انگور حیاتجام خود از محفل نعره کشان بیرون بکشغم نباش و مردمان را پای بند خود نکنمثل شادی رقص از پیر و جوان بیرون بکشدشنه داری دشمنان دوست را گردن بزنتیغ نامردی ز کتف دوستان بیرون بکشسخت می گیرد جهان بر مردمان اهل حق
ناخودآگاه و از شدت دندان درد، در جواب سوال دختر کوچکم که پرسید: مامان جون کجا میری؟با عصبانیت و فریاد جواب دادم: میرم دندون بکشم!رها، ناراحت و سرخورده، بدون اینکه حرفی بزند، به اتاقش رفت‌.من که از درد دندان کلافه بودم، توجه ای به او نکردم. مشغول بستن بند کفش‌هایم بودم که رها با کاغذی در دست پیش من برگشت و گفت: بیا مامان جون، ناراحت نباش من برات کشیدم!نگاهی به برگهٔ کاغذ انداختم، یک دندان را نقاشی کرده بود. با شرمندگی نگاهی کوتاه به دختر کوچکم
نمیدونم چمه دستم به کارام نمیره یه فکرم مثل چی تو ذهنم الارم میده و میگه همه کارات بیهودست زندگیتم بیهودست و هیچی اتفاق نمیفته. منتظر هیچی نباش. دلم میخواد بخوابم و دیگه هیچوقت بیدار نشم. شاید یه بخشی از ذهنم میگه مثل بقیه باش زمانو از دست بده پیر شو بی هیچ هدفی بی هیچ تلاشی و در اخرم بمیر :( شاید فیلم ببینم. شاید درست بشه شاید هنوز امیدی باشه شاید فقط نباید جا بزنم. شاید امروزو باید بیهوده بگذرونم. نمیدونم بیخیال. یه فیلم میبینم. هرچی بود.  فقط
مومن بودن جسارت میخواهد
اینکه وسط یه عده بی نماز،نماز بخونی !!اینکه وسط یه عده بی حجاب در گرمای تابستون حجاب داشته باشی !!اینکه حد و حدود محرم و نامحرم و رعایت کنی !!اینکه تو فاطمیه مشکى بپوشى و مردم عروسى بگیرن !!اینکه به جاى آهنگ و ترانه ،قرآن گوش کنى !!ناراحت نباش خواهر و برادرم ، دوره آخر امان است،به خودت افتخار کن .تو خاصی .تو شیعه على هستى .تو منتظر فرجى .تو گریه کن حسینى .نه اُمُّل .بگذار تمام دنیا بد وبیراهه بگویند!به خودت .به محاس
 
شهادتت را تبریک می گویم ای مرد خدا.حتما خودت هم میدانی که شهیدان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. اکنون نوبت راحتی تو فرا رسیده. آسوده باش و آرام بگیر. اکنون وقت آن است که از مزرعه ی دنیوی ات در آخرت ثمره ات را کشت کنی و آنچه که کاشته ای را درو کنی. نگران ایران و ایرانی نباش؛ آنها همان غیریتی را دارند که تو داشتی؛ همان مسیری را می پیمایند که تو رفتی و همان باوری را دارند که تو در مورد دشمن داشتی.
به عصبانیتم خندیدند .
داد زدم : خنده ندارد ، من میخواستم همه چیز جدید باشد .
باز هم خندیدند : حالا یک دست لباس است دیگر ، انقدر لوس نباش
حق داشتند بخندند ، آخر از کجا میخواستند بدانند چقدر سخت است بخواهی بخشی از خودت -که از قضا بسیار احمق و زود باور است-  را در گذشته جا بگذاری ؛ اما یک لباس قدیمی مانند مار دور پایت بپیچد و زهر خاطرات را در بدنت بریزد . نمیدانستند و هیچوقت هم نفهمیدند .
 
+ وقتی غمگین ترین متن های گذشته ت رو پیدا میکنی و میبینی مشک
سلام الهه!
خوبی؟ من خودتم. خودت که از ۱۰ سال آینده داره برات نامه می‌نویسه. اوضاع چطوره؟ از مدرسه‌ی جدید راضی هستی؟ می‌دونم که هستی. بذار از همین اول بهت بگم که این قدر نگران عوض شدن مدرسه‌ت نباش. قرار نیست جای دیگه‌ای بری. هر ۴ سال دبیرستان رو تو همین مدرسه موندگاری.
نگران کنکور و دانشگاه هم نباش. یه کم آرزوهات رو ارتقا بده و این‌قدر خودت رو با وحید مقایسه نکن. خانم س. راست میگه. رتبه‌ی کنکورت زیر ۵۰۰ میشه. پس از فکر رتبه‌ی ۶۰۰۰ وحید بیا بیر
هرچی دارى به پاىِ زندگى بریز  
زندگی الانه همین الان
 دلخوشی‌های ساده ی زندگی رو که رو هم جمع کنی ، میشه خوشبختی
 از کارای ساده شروع کن 
دلخوشی به یه موزیک ناب 
 کتاب دلچسب 
 قهوه ی خوش عطر  
نفس عمیق تو هوای باروونی
 خسته نباشین به رفتگر محله
 دونه ریختن برای گنجشکا و کبوترای باغی
 آب دادن باغچه و گلدونای پشت پنجره 
خوندن درس مورد علاقت
 انجام دادن کاری که عاشقشی 
همشون باهم میشن خوشبختی 
منتظر معجزه نباش 
معجزه همین ثانیه هایی ان که نشست
داستان کوتاه دندان
 
ناخودآگاه و از شدت دندان درد، در جواب سوال دختر کوچکم که پرسید: مامان جون کجا میری؟با عصبانیت و فریاد جواب دادم: میرم دندون بکشم!رها، ناراحت و سرخورده، بدون اینکه حرفی بزند، به اتاقش رفت‌.من که از درد دندان کلافه بودم، توجه ای به او نکردم. مشغول بستن بند کفش‌هایم بودم که رها با کاغذی در دست پیش من برگشت و گفت: بیا مامان جون، ناراحت نباش من برات کشیدم!نگاهی به برگهٔ کاغذ انداختم، یک دندان را نقاشی کرده بود. با شرمندگی نگاه
پای خود را از گلیم دیگران بیرون بکشدست خود از آستین این و آن بیرون بکشخود قلم در کف بگیر و نقش تازه خلق کنسر نوشتت را ز دست آسمان بیرون بکشبرتری از هرکه هست و بهتری از هر چه بودروح را از بردگی ناکسان بیرون بکشمن نمی گویم ننوش از آب انگور حیاتجام خود از محفل نعره کشان بیرون بکشغم نباش و مردمان را پای بند خود نکنمثل شادی رقص از پیر و جوان بیرون بکشدشنه داری دشمنان دوست را گردن بزنتیغ نامردی ز کتف دوستان بیرون بکشسخت می گیرد جهان بر مردمان اهل حق
روش جدید ۹۰۱۵
بهترین روش ترک خودیی در جهان
با نام خدا
سلام خدمت دوستان عزیز ، امیدوارم روز و روزگار به کامتون شیرین باشه !
حتما دوست دارید بدونید که روش ۹۰۱۵ چیه ؟
روش ۹۰۱۵ بهترین روش دنیا برای ترک اعتیاد به خودیی ، استمنا ، ، دیدن فیلم های مستهجن و مبتذل هستش .
این روش بصورت ۱۰۰ درصد تضمینی هست و امکان ندارد شکست بخورید.
حتی اگر ۱۰۰۰ بار تاحالا شکست خوردی ، نگران نباش چون این روش فرق داره و یه چیزه دیگه است !!
مهم نیست چند بار تلا
 
حالا دیگر فقط خودمان مانده ایم . نگاه کن ، هیچ کسی نیست ، هیچ صدایی نمی آید . طوفان زد ، استکانها افتادند ، پنجره ها از قاب خود پرواز کردند ، پرنده ها کوچ کردند و دیگر صدایی به جز سفیر باد سرد و سکوت نمی آید . نگران نباش ، نترس . ما با یکدیگر خواهیم بود . حتی اگر قرارمان با جهان همین تنهایی  بی دلیل باشد . ببین ، دستم را که بالا میبرم تو هم دستت بالا میرود ، وقتی میخندم تو هم میخندی ، وقتی گریه میکنم ، تو هم اشکهایت سرازیر این شیشه میشود . اما یادت ب
• یکشنبه که فارسی عمومی داشتیم با استاد پر پشت مویی که دوستان فقط به خاطر اینکه ساعت کلاسش یازده و نیم است و ساعت کلاس  خودمان هشت صبح است در کلاس او حاضر میشوند. استاد در مورد یک غزل درس میداد که نمی دانم بحث به کجا کشید که گفت : میدانید ؛ هر آدمی انسان نیست ، همه ی ما آدم هستیم ولی همه ی ما انسان نیستیم . حرفی که زد شاید به نظر ساده بیاید شاید هم نه ولی فکر من را مشغول کرد ، خیلی هم مشغول کرد . 
• بابا را دیدم و مامان را هم و البته برادر جان را هم ه
• یکشنبه که فارسی عمومی داشتیم با استاد پر پشت مویی که دوستان فقط به خاطر اینکه ساعت کلاسش یازده و نیم است و ساعت کلاس  خودمان هشت صبح است در کلاس او حاضر میشوند. استاد در مورد یک غزل درس میداد که نمی دانم بحث به کجا کشید که گفت : میدانید ؛ هر آدمی انسان نیست ، همه ی ما آدم هستیم ولی همه ی ما انسان نیستیم . حرفی که زد شاید به نظر ساده بیاید شاید هم نه ولی فکر من را مشغول کرد ، خیلی هم مشغول کرد . 
• بابا را دیدم و مامان را هم و البته برادر جان را هم ه
خیلی وقت‌ها کلی تلاش می‌کنم و کارای مختلف می‌کنم تا حالمو خوب کنم، گاهی هم اینجوری میشه که تو همین موقعی که فکرشو نمی‌کنم سرشار از لذت میشم. همین الان که از تراپی برگشتم، نشستم توی کلانا و خودمو به صبحونه مهمون کردم و هر بار که در باز میشه، یه نسیم خنک پاییزی میزنه توی صورتم و مجاری تنفسیم باز میشه و بوی لعنتی شکلات موکایی که 10دقیقه پیش خوردم، می‌پیچه توی دهنم.
وقتی این نسیم خنک و بوی شکلات هست، بقیه‌ی چیزا مثل تلفن جواب ندادن دکتر الف
یه وقتایی که حواسم نیست شروع میکنم تو ذهنم باهات حرف زدن که وقتی دیدمت دست و پامو مثل همیشه از عشقی که بهت دارم گم نکنم. بعد یادم میاد که نیستی دیگه و قرار نیست حرفی بزنیم.یه وقتایی تو سرم به صدای خودم که اسمتو آواز میخونه گوش میکنم. به چهره‌ی تو فکر میکنم. صورتی که مجذوب صدای من شده.اون اوایل راحت‌تر بهت فکر میکردم. کم کم جزئیات داره از ذهنم میره. مثلا یادم نیست چروک‌های دور چشمت چندتا بودن یا مثلاً لهجه‌ی غریب قشنگت رو دارم یواش یواش فراموش
رجینابرت ، مقاله نویس ۹۰ ساله ،۴۰ درسی را که آموخته استبه مناسبت 90 سالگی خود مینویسد:۱ـ زندگی مهربان نیستاما بازهم خوب است.۲ـ وقتی شک داریقدم بعدی را کوتاه تر بردار.۳ـ زندگی کوتاه تراز آن است کهبرای نفرت ازکسی وقت صرف کنی.۴ـ شغل تو وقتی بیمار باشیبه فکر تو نخواهد بود.اما دوستان و والدین ات چرابا آنها در تماس باش.۵ـ هرماه اقساط خود را به موقع پرداخت کن.۶ـ لازم نیست در هربحثی برنده باشی.۷ـ با دیگران همدردی کناین خیلی بهتر از آن است که تنهایی گر
رجینابرت ، مقاله نویس ۹۰ ساله ،۴۰ درسی را که آموخته استبه مناسبت 90 سالگی خود مینویسد:۱ـ زندگی مهربان نیستاما بازهم خوب است.۲ـ وقتی شک داریقدم بعدی را کوتاه تر بردار.۳ـ زندگی کوتاه تراز آن است کهبرای نفرت ازکسی وقت صرف کنی.۴ـ شغل تو وقتی بیمار باشیبه فکر تو نخواهد بود.اما دوستان و والدین ات چرابا آنها در تماس باش.۵ـ هرماه اقساط خود را به موقع پرداخت کن.۶ـ لازم نیست در هربحثی برنده باشی.۷ـ با دیگران همدردی کناین خیلی بهتر از آن است که تنهایی گر
میدونید چیه؟ حس بد من نسبت به شروع  مدرسه از این بابته که حس میکنم باز برگشتم سر خونه اول:/ خوب یعنی چی آخه؟؟؟ بعد از اینهمه دویدن برای اینکه امتحانا تموم بشه ، تاریخ تموم شه ، جغرافی تموم شع، خرداد تموم شه، دوباره همون آش و همون کاسه:/ با این تفاوت که هرسال معلم ها سخت گیری بیشتری میکنن:| آخه این انصافه؟؟
الانم که فقط 55 دقیقه از تابستون مونده:/ چی بگم آخه من؟؟! افسوس که افسوس من کاری رو از پیش نمیبره.
 
+پاییز عزیزم
می دانم که می خواهی مهرت را آغا
یا دلیل المتحیرین
(ای راهنمای متحیران)
 
 
دلم میخواد دهه اول محرم و فقط برم عزاداری.
و همش مجبور نباش به کارهایی که دارم فکر کنم!
 
 
فصل دوم اون پایان نامه که گفته بودم رو آورد. باید تا 24 ام تمومش کنم. کتابای کتابخونه تا 24 ام مهلت داره. و همون روز کلاس های ترم جدید شروع میشه:/
 
 
جای پشه خوردگی های آخر، اون حس خارشش که تموم شد، دوباره 10 تا خوردگی جدید :/ ینی دیگه حالم داره ازشون بهم میخوره :/
کم کم داریم به آخر بازی نزدیک میشیم و من خسته ام خسته تر از همیشه به اهدافی که میخواستم به این ترم برسم نرسیدم ولی راضیم جون تلاشمو کردم و الان خستم فکر میکنید خستگی چند ماهه با یه روز استراحت از بین میره؟
راضیم ولی یه چیزی درونم میگه خسته نباش ما مجبوریم زندگی کنیم، مجبوریم هر روز بجنگیم، دست خودمون نیست باید برای بقامون بجنگیم وگرنه نابودی در انتظارمونه. باید یه گزارش بنویسم ولی اصلا حوصلشو ندارم. تصمیم گرفتم حوزه کاریمو عوض کنم. میخوام بر
جمعه ۱۷ آبان من برای اولین بار تو محیطی خارج از دانشگاه اجرا رفتم و انقدر بابتش ذوق دارم که هوای اطرافم داره می‌لرزه.به نظر من که اجرای بدی نبود و راضی بودم. خدا رو شکر روی ریتم آهنگ موندم و جلو و عقب نشد و وقت اضافه نیوردم. دوستامو نشونده بودم دو ردیف اول که هر بار سرمو میارم بالا چهره‌های آشنا ببینم و فکر کنم خوبه خوبه اینجا همون تالار هشت دانشگاهه. نگران نباش. و نگران نشدم :)یه قسمت‌هایی از نمایشنامه که حس میکردم برای خوانش مشکل داره رو درس
مثل همیشه قتل به روش سکس  وجنسی رخ داده.این حرف بازرس رابرت بود.نگاهی به مقتول میانداخت و میگفت عموم خانم هاواقعادرحال حیات هم مرده هستند.
زیاددریخچال مهاجرین دنبال گوشت مرغوب نباش گوشت مرغوب وجود نداره مهاجرین وقتی دچارناامیدی پویا شوندهمدیگررامیخورندتازنده بمانند.واقعاوحشتناک هست این افراد ده دلار هم نمیتواننددرماه پس اندازکنند.ارنست هیچ چیزنمیگفت.
تمام حرفش این بود که ظلم کاخ سفیدنشینان دومینووارموجب بوجودآمدن نگرش آدم خوار
برنامه و بازی رایگان
همایت کنید .دنبال بازی های دیتا دارمیگردی .یا پول بی نهایت هستی در این کانال پیدا میکنیدنبال برنامه های پولی هستی ؟؟ولی هزینه دارن دیگه نگران نباش .ما رایگان در اختیار شما قرارمیدهیم.برترین برنامه وبازی های گوگل و بازار با ما همراه باشید.
╭┅═ঊঈjoinঊঈ═┅╮                   @pulyapp_bazarvoogail              برنامه و بازی رایگان
بروی ورود به کانال کلیک کنید…
میم اب میگف بیش از حد وقت گذاشتی براش.میگف هرکسی به مثل
برو سراغ قانون نیوتن هر عکسی ی عکس العملی
خیلی این روزا درگیر این فکرام
چجوری باشم؟
هربار مقابله به مثل برخورد کنم یا بازم نرم شم؟
میدونم فلسفه غرق اینه ک تو مثل بقیه نباش و اینا
اما واقعا ی جایی دیگ نمیشه
بخصوص وقتی واسه ی رفیقی ک یک ترم تموم سنگ تموم گذاشتی،
تا حدی ک اگ حالش بد بود از همه چیزت میزدی براش
بلیط برگشت جور میکردی براش و 
و همه اینا توی ی شب بره از یادش
تموم خوبیات خلاصه ش
#معرفی_کتاب کتاب شرمنده نباش دختر: یک برنامه بدون شرمساری برای رسیدن به اهداف جدیدترین اثر ریچل هالیس، نویسندۀ کتاب پرفروش خودت باش دختر، شما را در راه رسیدن به رویایتان و موفقیت‌هایی که قرار است در زندگی کسب کنید، یاری می‌کند.____________قیمت کنونی۳۰۰۰۰تبا ۵ درصد تخفیف اعضا و ارسال رایگان
_____________
سفارش ازطریق #سایتwww.amirabook.irسفارش به صورت تلفنی۰۷۱_۳۲۳۲۱۴۳۲۰۷۱_۳۲۳۲۰۸۸۱_۳سفارش ازطریق تلگرام
باامیراکتاب در پیام رسان #اینستاگرام و#تلگرام همراه
توی هیچ انتخاباتی، در هوای هیچ مراسم، عکس هیچ آدمی را پشت شیشه‌ی ماشین نمی‌زنم. حکایتش هم خود منم! از وقتی به فکر کردن عادت کردم به خودم گفتم هر حرفی را قبول می‌کنی بکن، هر کسی را قبول داری داشته باش، هر آدمی را دوست داری داشته باش، اما توی دنیایی که پر از آدم غیر معصوم است، مرید هیچ‌کس نباش. این شد که مرید هیچ‌کس نبودم و نشدم. عکس‌های پشت ماشین هم بوی مرید و مرادی می‌داد!
 
امروز اما رفتم عکس تازهْ شهیدمان را خریدم». نه که هدیه‌اش را نشود
اگر از اونهایی هستی که هیچکس نمی‌تونه روی کمکت حساب باز کنه، لطفاً از اونهایی هم نباش که ژست روشنفکرانه می‌گیرن و هی میگنجامعه‌ی ما». وقتی خودخواهانه پشتت رو به دیگران می‌کنی و این رو زرنگی و فهم و شعور بالای خودت می‌دونی، چرا وقتی یکی پشتش رو بهت می‌کنه یه دفعه جیغ بنفش سر می‌دی؟
جامعه می‌دونی یعنی چی؟
-------
 
Photo by Joshua Humphrey on Unsplash
خیلی حرف ها رو از ترس این که مبادا قضاوت بشی یا صرفا برای خودت ارزش داره نمی تونی توی وبلاگت بنویسی ، کلی موضوع داری امّا دستت به نوشتن روی صفحه کلید نمی ره ؛ تو این شرایط هم بنویس اما توی دفتر کاغذی !!
گاهی دلخور می شم که چرا خیلی از آدما با قلم و کاغذ غریبه شدن و ازش در حد تکمیل فرم بانکی یا اداری استفاده می کنن امّا شروع نمی کنن به نوشتن از چیزهایی که حال خودشون رو خوب می کنه !!
خیلی از موضوعات ممکنه هر از چند سال یهویی به سرت بزنه ، با خودت حساب
امروز با یزدان رفتیم بیرون
مامان قرار بود بیاد نیومد، کلی راجب اینکه اگه رشتتو دوست نداری نرو و اذیت میشی و زیاد مهم نیست چی میخونی گفت
گف اگه ۴ سال زجر بکشی و حسرت و غصه نمیتونی زندگی عادی روهم داشته باشی ، و دائم الحسرتی.
اینکه بیا بریم آزادِ حسابداری ثبت نام کن و خودتو راحت وبه فکر هزینشم نباش.
خودمم نمیدونم ، شنبه میرم انتخاب واحد 
تهش چی میشه رو اصلا نمیدونم 
فعلا قوت قلبی که بهم داده ارومم گرده ، اینکه هزینه های زندگی بر عهده تو نیست ک
حموم رفتم و نشستم سر کارم. نگران نباش قاطی کردنم تموم شد. و دارم سعی میکنم که کارامو انجام بدم. ادم بعضی وقتها واقعا قاطی میکنه و نمیدونم چی میشه اما اتفاق میفته. انگار باید منتظر بمونی تا خودش راست و ریست بشه. ساعت یک هست و من چهار ساعت وقت دارم تا کار کنم بعدش کلاس زبان که تا هشت هست بعدشم که دوباره کار میکنم. مهام میره تهران و من میمونمو من. فردا کلی کار دارم. باید تنها صبحونه بخورم. ناهارمو باید درست کنم بیرون برم حتی. احتمالا. و کارامم انجام ب
دم گودال چشممان افتاد
تکه سنگی به سر اصابت کرد
دست من را رها بکن عمه
به عمویم کسی جسارت کرد
قلب عمه پر از تلاطم شد
تیر دشمن دوباره آماده ست
دست من را رها بکن عمه
نذر کردم برای او یک دست
من به یاد مدینه افتادم
پدرم بود و مادرم زهرا
دست مردی چنان به زهرا خورد
پدرم مردو زنده شد آن جا
عمه من فکر رفتنم هستم
از عمو یک بغل طلب دام
دست من را رها بکن عمه
یا عمو یا عمو به لب دارم
دست من را بگیر ای آقا
سر و دستم فدای حنجر تو
دشمنانت چقدر بی رحمند
تکند بعد من به
متن در مورد دستانت
در این مطلب از سایت جسارت می خواهیم در مورد متن در مورد دستانت صحبت کنیم. امیدواریم این مطلب مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.اگر علاقه مند هستید که شعر در مورد دست را مطالعه نمایید با ما همراه باشید.
متن در مورد دستانت
سردار_سلیمانی: باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
مثل شهدا بودن سخت نیست
مثل شهدا ماندن سخته
راه ‌شهدا یعنی…
نگهداشتن آتش در دستانت
متن عاشقانه در مورد دستانت
عشق یعنی
دستانم را بگیری
نگاهم کنی
و بگویی
م
با سلام
تو خدمت زمانی که تازه منشی شده بودم وقت آزاد هم زیاد داشتم یه بار که کسی نبود به هم خدمتیها گفتم بیاین ورق بازی. رفتیم تو کانکس ورق بازی کردیم ولی یه بد شانسی که اوردیم این بود که ارشد ما رو دیدید و لو رفتیم و این شد که من از منشی به اشپزخونه منتقل شدم. تو اشپزخونه هم خیلی جام خوب بود اونجا مقسم بودم ولی غذا یا زیاد میومد یا کم و بهم گفتن تو دیگه مقسم نباش و منو انتقال دادن به شاطر نانوایی، من تو شاطری ماهر بودم چون تو شهرمون دوستم بهم یاد
من خیلی به جشن و روز و مناسبت خاص اعتقاد ندارم. چون نمیخوام اگه اتفاق ناخوشایندی توی اون روز افتاد تا ابد یادم بمونه. میخوام به اتفاقای بد اجازه بدم هرروزی دلشون خواست بیان و برن. فقط برن. مثل امشب که شب یلداست، نودت رفته، نعنا رفته، من موندم و امتحان فردا هشت صبح. 
یه ارائه داشتیم تو یه درس عمومی. بعد من کسی رو توی اون کلاس نمیشناختم، خیلی اتفاقی با دو نفر دیگه همگروهی شدم. بعد یکیشون گفت من ارائه میدم. منم خیلی گیر ندادم و قبول کردم. من خودم خ
امسال بر خلافِ همیشه شب یلدا سهم من شد خوابگاه
نه تجربه تلخی بود و نه شیرین
یه دلم دل دل میکرد که پر بزنه و بره تو اون کوچه قدیمی خونه باباجون و 
یه پلاستیک پر نون خامه ای بگیره دستشو و سفره یلدا رو بچینه
از اون آلو سهم دل شکموش بشه و خونشون هی دولا راست بشه، هی کار کنه، هی تو دلش غر بزنه به نوه های تنبل و هی غر بزنه و هی غر بزنه
تهشم ک برمیگرده خونه بشینه سفره غرشو جلو مامانش باز کنه و بگه خیلی تنبلن این فامیلات!: دی
چرا من و تو باید فقط کار کنی
کشف جسد زن جوان با سر بریده شده
اخبار حوادث-مجله زیبا- شوهر این زن جوان که به قتل رسیده بود به پلیس گفت:همسرم، دختر عمویم بود و هیچ اختلافی با هم نداشتیم و صبح برای کار نقاشی ساختمان به محل کارم رفتم که در تماس پلیس متوجه به قتل رسیدن همسرم شدم.
به ادامه بروید
ادامه مطلب
بابا همین الان گفت: آدرس وبلاگت چیه؟ بگو برم بخونمش.
گفتم: نه! وبلاگ یه چیز شخصیه! مثل یه دفتر خاطرات مجازی.
گفت: شخصیه و همه می تونن بخوننش؟ همه به جز بابات؟
گفتم: آشنا نیستن که این "همه". اگه بفهمم یه آشنا داره می خوندش، آدرسشو عوض می کنم، یا همچین چیزی.
گفت: می شه آدرسشو عوض کرد؟
گفتم: اوهوم، می شه.
مامان گفت: نگران نباش، یه بار که حواسش نبود بازش گذاشته بود، می ریم می خونیم ببینیم چیه. 
بابا گفت: نه، اگه سولویگ نخواد که من نمی خونمش.
ولی خدایا، اگ
امروز، داشتم می مُردم. اما تو نبودی. 
امروز، همون طور که صدای بوق ممتد از توی سرم قطع نمی شد و آدم ها، فقط سایه های سیال و سیاهی بودند که جلوی نور رو گرفته بودند، دنبال تو می گشتم؛ می خواستم بلند شم و پیدات کنم و بهت بگم که خوبم، که نگرانم نباش، اما یادم میومد که تو نیستی، که نمی دونی افتادم روی زمین و دست هام، پاهام، سرم، کمر و شکمم ورم کرده و تک به تک، دارن خاموش می شن. تو نبودی که بخوام به خاطر تو، بلند شم. نبودی و این نبودنت فقط، دلسرد ترم کرد.
همه‌ی ما یک هایزنبرگِ درون داریم که تا تقّی به توقّی می‌خورَد بروزش می‌دهیم. مشکل‌مان این است که تکلیف‌مان با خودمان مشخص نیست و روی مرز سفید بودن و مشکی بودن قدم می‌زنیم. ما نه جرئت مشکی بودن داریم جه جرئت سفید بودن، و برای همین است که همه‌مان شده‌ایم خاکستری. هروقت دل‌مان بخواهد مشکی می‌شویم و پلید بودن‌مان عیان می‌شود و هروقت بخواهیم سفید می‌شویم و بدی‌هایمان را نهان می‌کنیمشده‌ایم دکمه‌ی بالای پیراهن، که نمی‌دانیم باید باز
آموزش دادن و فرهنگ سازی خیلی کار طاقت فرسایی هست. دلم برای آدم‌هایی که رسالت و دغدغشون آگاهی دادن درباره اشتباهات فرهنگی و اعتقادی ماست می‌سوزه! تصور کن هزاران مقاله، ساعت‌ها بحث علمی، چند صد روانشناس و خبره‌ی فلان موضوع دارن میگن تمام مدت پدر و مادر و جامعه اشتباه به عرضمون رسوندن! بعد‌ یه عده آدم ِ عجیب، هنوز هم‌ معتقدن روشی که پدران و مادرانشون طی می‌کردن خیلی هم درست بوده! این حجم از نشنیدن و ندیدن و نخوندن از چی نشات می‌گیره؟ انگار
ای صاحب نامه، این نامه از یکی از آینده ها برای تو فرستاده شده است. آینده‌ای که بدون دانستنش به آن میرسی، اما نمی‌دانم بعد از خواندن این نامه، باز هم این آینده را انتخاب خواهی کرد یا نه.
تو دختر کنجکاوی هستی، و این کنجکاوی تو را به دردسر خواهد انداخت. از این دردسرها نترس، که هرچه از آن بگریزی، تو را پیدا می‌کند. پس به جای دفاع حمله کن؛ و به جای سکوت، حرفت را بزن. آنچیزی که از آن میترسی یک روز دیر یا زود اتفاق می‌افتد، به سکوت عادت نکن که گریه را
مردی در سفر بود. از قضا در صحرایی با خرسی بزرگ روبه‌رو شد. خرس با غذایی آماده روبه رو بود! خرس خواست که  عرض اندامی کند و زهرچشمی بگیرد. پس دو سنگ بزرگ برداشت و آن‌ها را به هم زد. سنگ‌ها خرد و خاکستر شدند. مرد با دیدن این صحنه دست در جیب کرد و دو تخم مرغی را که به همراه داشت بیرون آورد و آن‌ها را به هم زد. تخم مرغ‌ها شکسته شدند. خرس که نظاره‌گر بود با خود اندیشید که من خرس با این هیکل، سنگ‌ها را خرد کردم اما این موجود کوچک آن‌ها را آب می کند!  پس
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب