نتایج پست ها برای عبارت :

فدای سر یارکم بکشیم دار

دل من بند همین خنده زیبای توئه/من فداي تو بشمفکر من از همه سو دست به دامان توئه/من فداي تو بشموقتی می آیی دلم غنج میره،شاد میشه/من فداي تو بشمیه کمی پیش تر آ،ناز مکن/من فداي تو بشمغضبم چو میکنی،بند دلم پاره میشه/نکشم،اسیرتم/من فداي تو بشمپشمکی و شعر گفتن؟ای عجب/زاغ هم از شوق تو مینا شود/من فداي تو بشم
D:
گره نگشا تا از گره هایم
زندگی ام به تو گره خورده
من فداي آن دل پر مهر
دل من را همین دلت برده
زندگی من فداي شما
عون من فداي اصغر تو
جان به کف برایتان هستیم
این محمد فداي اکبر تو
فکر و ذکر محمدم هستی
اشک چشمش برات می ریزد
اذن میدان بده به این طفلان
عون من بی شما که می میرد
من سپرده ام به این طفلان
که حسینم چه مادر هست و
اذن میدان اگر ندادی تو
اسم زهار چه می هست و
درد من را کسی نمی داند
خواهرت بعد کربلا هردم
زیر لب به گوش خود می گفت
بچه ها را چرا کفن
آسفالت حیاط مدرسه ای که توش هیئت داریم بشدت خرابه و پسرک ماهم بشدت پرتحرک و مدام در حال دویدن
خیلی مواظبش بودم که زمین نخوره، آخرش یه لحظه که ازش غافل شدم، دوید، رو آسفالتا خورد زمین و بینی و لبش خون شد. 
انقدر ازین اتفاق به هم ریختم که هرکس منو میدید میفهمید یه چیزیمه
بعد هیئت یکی ازم پرسید چی شده؟ علی چش شده؟ 
نتونستم خودمو نگه دارم، بغضم ترکید و زدم زیر گریه
 
من طاقت زمین خوردن بچمو ندارم.
فداي بچه هات اباعبدالله. فداي رقیه ی سه سالت که ه
بچه هام اگه دختر شدند، مادرشون اسمشو انتخاب میکنه، اما اگر پسر شد اسمش علیه.بچه بعدیم هم اگه پسر بود، باز هم علی، هزار تا پسر هم بیارم اسم همه شون علیه. اصن میخوام اسم زندگیمو بزارم علی. فقط علی، فقط علی.شمع شب های دژم ماه غریبستان علی، جان عالم به فداي تو علی*
حلول ماه ربیع الاول بر عاشقان رسول الله تهنیت باد.
آمده فصل ِ،بهار ِ ناب ِ خوش عهدی
ربیعُ الاوّل و عالَم،همه به ذکر یا مهدی
شور و شعف از عطای حضرت حق بر همه دلها مبارک
شکفتن ِلاله های فخر و عزّت در دل ِ صحرا مبارک
امامت ِ مهدی ِ آل پیمبر یوسف زهرا مبارک
دارم ای آقا به سر هوای تو،حضرت مهدی جانم فداي تو
حضرت مهدی جانم فداي تو.
دانلود آهنگ مازیار فلاحی نازنین
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * نازنین * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , مازیار فلاحی باشید.
 
دانلود آهنگ مازیار فلاحی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Mazyar Fallahi called Nazanin With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه مازیار فلاحی به نام نازنین
ای جان من جانان منتو جان جانیمن سرخوشم من دلخوشمچون تو بمانیمن بی تو اینجام خسته جانم بی قرارممن مانده ام با
بسم الله الرحمن الرحیم
قصدجانم کرده ای؟
جانم فداي قصدتو
.
.
بعضی وقتا هست که یه شخص ثروتمند خوشتیپ خوشگل سعی میکنه دل مارو بدست بیاره☺️حالا بماند ماها چیکار میکنیم دربرابر این اتفاق.اما اگه فرد مقابل امام زمان ارواحنافداه باشن که دل مارو خریداری کنند چه میکنیم؟!کسیکه به اندازه ایشون ثروتمند نیست،پس چرا دل ندیم به ایشان؟!که هم دنیارو میخریم هم اخرت و در اخر اونقدر پیش میریم که دنیا و اخرت و بهشتمون میشه خود خود خودشون و ما جز خودشون هیچی ن
یک موقع من به ذهنم می آمد که چرا دائما
می گوییم بِأَبِی أَنْتَ‏ وَ أُمِّی‏»؟ این چه حرفی است؟! خب از کیسه
خودت خرج کن! چرا میگویی پدرم و مادرم به فداي تو؟! اهل و عیالم به فداي
تو؟! بعد یک آقایی، یک داستانی را نقل کرد و متوجه شدم اصلا مسئله چی است.
نقل میکرد که شخصی هر روز زیارت عاشورا میخواند و در زیارتش عرضه می داشت:
بِأَبِی أَنْتَ‏ وَ أُمِّی». یک روز این زیارت را نخواند؛ پدر و مادرش در
خواب آمدند و از او گلایه کردند که چرا برای ما دعا نکر
جانُ دلم فداي یاران مصطفی بادآن عاشقان پاکُ راستینُ با خدا بادبودند عاشق رب دلباختگان احمدقربان خاک پای اصحاب جان ما بادداده بشارت از جنت به دست یارانچهار کلیدُ قلعه زبیرُ عبدالرحمانسعدُ سعیدُ دیگر باشد ابو عبیده راضی زِ کل صحابه باشد خدای مناندر هر نبردُ جنگی بودند شجاع میدانخشنود بود خداوند از فاتحان ایراندر خُلق و در قداست بودند نمونه اصحابجهان بشد منور از نور جانّصارانگر کفر عالم امروز بر ما قالب گشته امروززیرا که ما نداریم مثل صحا
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسافرم برگشت.
با کوله باری از تجربه با کوله باری از خاطره
پلاکش رو که از گردنش درمی اورد گفت:بعد از 81روز این از  من جدا میشه
ولی من که میدونم پلاک جدا شد ولی هیچ کس نمیتونه هوایی که به سرش افتاده رو ازش جدا کنه
خداروشکر 
که فدايیه زینب سلام الله شدی 
جانم  همه وجودم فداي فدايیه زینب سلام الله.
خاطره فداي سرت
خاطره فداي سرت
 
خاطره فداي سرتدر لابلای صدای های پیاپی، صدای شکستنِ ظرفی مرا به خود آورد…عمار و کریمه را می‌دیدم که حسابی به تکاپو افتاده بودند‌…معلوم نیست که پشتِ مبل چه خبر شده که بچه‌ها اینطور فاصله مبل‌ها تا ظرفشویی آشپزخانه را حروله می‌کنند…!ینی این حمله، چندنفر کشته و زخمی داشته؟! سرنوشت امل” چه می‌شود؟!
صدای شُرشُرِ آب، دوباره مرا به خانه‌مان آورد…نمیفهمم چرا بچه‌ها اینطور رفتار می‌کنند…انگار می‌
پرشورگشته دنیابهرعزای زهرا/مزدی دراین مصیبت دارد خدای زهرا/او دختر پیمبرحامی دین وقرآن/بوی بهشت دارد هرجا ردای زهرا/ در بوستان حیدرگشته فداي مولا/خواهم زجام آقاهردم ولای زهرا/درکوثر ولایت اوقهرمان اسلام/بهر حمایت حق باشدوفای زهرا/او گلشن حسینی برمجتباست مادر/زینب دراین حوادث گشته فداي زهرا/الگوی اهل بیت وعشق امام ورهبر/دلداده شهیدان گشته صفای زهرا/امسال فاطمیه شوردگربپاشد/حاج قاسم دلاور دارد ندای زهرا/این اشک دیدگانم شدمتصل به دریا/دا
به روی نیزه ها سر تو بی بدنفداي غربتت غریب بی کفننفس نفس زدی به یاد مادرتکسی پیشت نبود دمای آخرت
به روی نیزه ها سر تو بی بدنفداي غربتت غریب بی کفننفس نفس زدی به یاد مادرتکسی پیشت نبود دمای آخرتبرگرفته شده از arrahimi.blog.ir
به روی نیزه ها سر تو بی بدنفداي غربتت غریب بی کفننفس نفس زدی به یاد مادرتکسی پیشت نبود دمای آخرتبرگرفته شده از arrahimi.blog.ir
.رهبرم سلام
نمازت قبول.
چه کردند بادلت که اینگونه اشک هایت میریزد
چه کردند که مابین نمازت مکث میکنی و بغض هایت را میخوری
چه کردند با مولایمان که اینگونه بالای سر علمدارش اشک میریزد
 اینها شعار نیست.ماهمه جانمان رابرایت خواهیم داد
سردارم بلند شو بلند شو که رهبرم تنهاشد
سردارم بلندشو بااقتدار جلوی اقایمان بایست .بگذار هنوز هم دلش گرم نگاهت باشد
چه کرده ای سردار !
ملتی را داغدار کرده ای
برخیر و بادستهایت اشک های رهبرم راپاک کن
برخیز که
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی_ فاطمیه اول ۹۸
قبول کن تو مرا تا که مستجاب شومدوباره گریه کنِ مادرت حساب شوممرا خرابِ خودت کن، خرابِ غیر نکنز محضرت بروم هر کجا، خراب شومبه هر دری که زدم قبل تو جواب شدمبه هر دری بزنم بعد تو جواب شومخودت کشیدی ام از چاه معصیت بیروننخواستی که زمینگیرِ منجلاب شومبیا که سوختم از درد دوری ات عمریبگو چقدر، بگو تا به کی عذاب شوم؟به برکت نظرت، در عزای فاطمیه.دوباره نوکر این خانه انتخاب شومزمان روضه ی سخت ب
من فداي تو میشم که با شنیدن صدای اون پیام بازرگانی که همه مامانشون رو صدا میزنن، از خواب بیدار میشی و میگی بله، و به دور و برت نگاه میکنی ببینی کدوم یکی از بچه هات صدات زدن! مامان عزیزم ^_^
 
ادامه عنوان: که تلویزیون رو خاموش نمیکنیم تا تو راحت استراحت کنی.
دانلود ریمیکس لبخند فرزاد فرخ
Download remix Farzad Farokh >> ♬ Labkhand ♬ >> Music streaming from wikimusic
 
لبخند تورا به دنیا ندهم با عطر هوایت به رویا بروم
وقتی که تو باشی دلارام شوم
جانم تو بخند که آرام شوم
من عاشق چشمان سیاهت شوم دلبسته ی آن طرز نگاهت شوم
آنقدر که رخسار تو زیباست مرا دیوانه ی
خود کرد هر بار که دیدم تورا
تو شدی جسم و جان من گل مهربان من تو شدی بهار من
من به تو دل دهم که چون برسم به قلب تو بشوم فداي تو
تو شدی جسم و جان من گل مهربان من تو شدی بهار من
من
شبیه زله در سینه ام چه غوغایی ستدوباره حرف قلم والهی و شیدایی ستشبیه غنچه عشقی که در شکوفایی ستهوای این دل بی خود شده تماشایی ستتمام قلب من امشب شده پر از احساسفضای سینه معطر شده از عطر یاسدلی نمانده برایم ، چه دلبری آمد!رقیب دُرٌ و گرانمایه گوهری آمدبرای ارض و سما ماه انوری آمدصدای پای قدم های دختری آمدبرای ختم رسل از خدا چه اعطایی ست!که نازدانه و بی حد و حصر ، بابایی ستسرور سینه و تاج نگین خاتم اوستبلند مرتبه بانوی هر دو عالم اوستتمام معن
بعضی از ما آدمها عادت کرده ایم که مدام سوزن به خودمان بزنیم، هر بار جیغی بکشيم و با خودمان این طور تصور کنیم که لابد جایی که نشسته ایم بد است. غافل از اینکه تا عادتمان را کنار نگذاریم هر جای دیگری هم که بنشینیم چیزی نگذشته صدای آخمان بلند می شود.
جمعه هایی که روز قبل امتحانه رو دوست ندارم. جمعه های خوابگاه به اندازه کافی غمگین هست. دلم میخواست فرصت بود آهنگ جدید یاد میگرفتم بزنم که برای مردمانی که دوستشان دارم ویدیو بفرستم ولی الان که نمیشود. دو تا مبحث تشخیص آزمایشگاهی جیش و پرفشاری خون را باید برای بار اول بخوانم. امیدوارم فرصت بشه نمونه سوال ها رو بخونم چون همیشه ازشون سوال میاد.
فردا میرم باشگاه و قول میدم اینقد به خودم فشار بیارم که تحلیل عضلانی بشم:))) ناموسا خسته شدم از پشت میز ن
                        خوشا آنان که با حق آشنایند                 مطیع محض فرمان خدایند                چو ابراهیم اسماعیل خود را                    فداي امر الله می نمایندعید سعید قربان»، جشن تقرب» عاشقان حق مبارک
چرا باید ساعت‌هایمان را یک ساعت به جلو بکشيم؟
کشور ایران در عرض‌های جغرافیایی میانی واقع شده و تغییرات طول شبانه‌روز در طول سال قابل توجه است. به همین دلیل و برای استفاده بیشتر از روشنایی روز، در فصل‌های بهار و تابستان ساعت رسمی را 1 ساعت به جلو می‌کشند.
ذوالفقار دانشی: طبق قانون، هر سال در نیمه‌شب اول فروردین ساعت رسمی کشور یک ساعت به جلو کشیده می‌شود و در نیمه‌شب آخر تابستان دوباره به وضعیت قبل برمی‌گردد. اگر به کامپیوتر، لپ‌تاپ، موب
واو واو واو
 
امروز یه اتفاق خنگولی خوب برای من افتاد راستی :)))
 
این اتفاق خنگولی قبلنا با ادم دیگه ای افتاده بود ولی این اتفاق خنگولی ازون اتفاقات نیست و همه چیز مسلم و جدیه.
 
مغروری و من فداي اون غرورت
 
آبی ترین آبی عشق رنگ احساس منه
 
اوه اوه اوههههههههههههههههههههههههههههه
 
(همزمان با نوشتن این دارم میرقصم میدونم باور نمکنین)
 
شب تو شب منه
شب شب عاشق شدنه :))))))))
 
 
اینو مینویسم که یادم نره (نخونید به شدت به درکتونه و کل ماجرا واقعن مبتذل و چرته و حتی خودمم اینو میدونم)
 
اقا من یه دوستی دارم اسمش پارساعه پارسا صابری این یه دوست دختر داره رهاست هالا این پارسا هی روی این نسبت به من غرتی میشه منم نه تنها یه کاری نمیکنم که دیگه نشه بلکه چون واقعن پارسا رو تو این موقعیت دوشت دارم شدیدن دلم میخاد باز این طوری بشه 
اولین بار که این طوری شد رها داشت بامن برا تولد پارسا چت میکرد میخاست ایزش کنه و اینا برا همین
آخر آروغ‌های آکادمیسین‌ها و شعبون بی‌مخ‌هاشون اینه که این کارتن خواب‌ها و فقیر و فقرا رو له کنیم و عقیم کنیم و بکشيم تا نهال توسعه به بار بشینه!
فرقی بین صحبت‌های بزرگمهر حسین‌پور و حسین مرعشی و سعید لیلاز و اکبر هاشمی نیست فقط بسته به اوباش بودن طرف، بشین تبدیل به بتمرگ شده!
آقای حکیمی در مقدمه یکی از کتاب‌هاشون این‌طور نوشتند:
تقدیم به:
محرومان
محروم‌تر شدگان
هنوز محرومان
دم گودال چشممان افتاد
تکه سنگی به سر اصابت کرد
دست من را رها بکن عمه
به عمویم کسی جسارت کرد
قلب عمه پر از تلاطم شد
تیر دشمن دوباره آماده ست
دست من را رها بکن عمه
نذر کردم برای او یک دست
من به یاد مدینه افتادم
پدرم بود و مادرم زهرا
دست مردی چنان به زهرا خورد
پدرم مردو زنده شد آن جا
عمه من فکر رفتنم هستم
از عمو یک بغل طلب دام
دست من را رها بکن عمه
یا عمو یا عمو به لب دارم
دست من را بگیر ای آقا
سر و دستم فداي حنجر تو
دشمنانت چقدر بی رحمند
تکند بعد من به
اگه میگید از لحاظ علمی غیر ممکنه، اگه میگید کلی هواپیمای دیگه هم همون زمان توی اون منطقه بودن، اگه چندین دلیل دیگه هم میارید، پس چرا از اون ور برمیدارید کل منطقه ی سقوطو پاکسازی میکنید؟ چرا خودتون هم دوست دارید هم ما هم همه ی کشورا فکر کنن دروغ میگید؟ چرا با آبروی یه ملت بازی میکنید؟ فقط کاش همینی که میگید درست باشه و بعد از اعلام نتیجه، یه نفس راحت بکشيم که فقط باید غصه ی جان باختن اون تعداد آدمو بخوریم نه چگونگی جان‌ باختنشونو!
شعر سلام✋دوست خوبم سلام سلامدوست دارم در یک کلاممیخوام همیشه از خدادوستی ما نشه تمامسلام من مثل گلههدیه ی من برای تومثل صدای بلبلهمیگم منم فداي توسلام دلو شاد میکنهانگاری که بادبادکهخبرهای خوب میارهسلام من قاصدکهمیگم با مهربونی سلام با خوشزبونیسلام یعنی محبتاینو خودت میدونی
سال پیش مهر موبایلم رو برد. لب خیابون گریه میکردم و نعره میزدم مامان گفت فداي سرت.یه گوشی بهتر میخری، نو مدل جدید. گفتم مامان چی داری میگی، همه چی که پول نیست. خاطره هام چی.
آدم هرچی کمتر با دیگران دنبال ثبت خاطره باشه بعدها راحت تر خواهد بود. به لحظه هامون عمق ندیم. خاطره ساختن مثل خالکوبی کردن هست. 
 
کفراور» نزدیک بود. خانه یکی از فامیل هامان به اسم نوخاص پرورش آنجا بود. او از اقوام پدرم بود. خانه اش بزرگ بود . صاحب خانه بسیار مهمان نواز بود. وقتی خسته و نالان به آنجا رسیدیم، نوخاص و اهل و عیالش با شادی به استقبال آمدند. کمی که خستگی درکردیم، نوخاص گوسفندی سر برید. با صدای بلند گفت: جانم فداي مهمانان عزیزم. مگر من مرده باشم و به شما سخت بگذرد» 
 
. نوخاص اتاقی به ما داد که خیلی هم بزرگ بود. خودشان هم هشت نفر بودند. مردم روستا یکی یکی م
 
علی ربیعی امروز در مصاحبه با خبرنگاران در موضوع آزاد سازی قیمت بنزین گفت: رئیس جمهور خود را فداي مردم کرد!
حضرات وقتی از سوی افکار عمومی زیر سوال می روند می گویند افزایش قیمت بنزین تصمیم سران قوا بود. وقتی می خواهند از خودشان قهرمان بسازند می گویند رییس جمهور خودش را فداي مردم کرد!
دقیقاً به خاطر همین چاخان گفتن های بی پایان امثال ربیعی و نوبخت و جهانگیری و است که مردم نمی توانند به تصمیمات دولت خوشبین باشند و گرانی ها را برخلاف ادعا
     احوال پرسی این چند روز خانواده از من و نگرانی شون از اینکه اصلا چطور میرم سر کار و چطور میام ثابت کرد که نگرانی ها و مشکلات فک و فامیل به طور کل [به قول شاخدار] پهنای باند دغدغه های پدر و مادر عزیز رو پر کرده و اصلا کسی این وسط حواسش به ما نیست و اصلا چه جای شکایت؟  زندگی و اعصاب و وقت و همه چیزمون فداي سرور و سالار ما، خاندان مامانم اینا.
یه روزایی انفدر اتفاقای مختلف میفته که شب وفتی میخوای چشماتو بذاری رو هم فکر میکنی چند روز گذشته یه روزایی انقدر شلوغه که هر لحظه ش یه اتفاق جدید میفته و هی کش میاد مثل ادامس دارچینی که زبونتو میزنه. اون روزا من فقط دوست دارم شب شه برات دونه دونه اتفاقا رو تعریف کنم و توهم اخر همش بگی مهم نباشه برات بگی فداي سرت بگی گور باباشون و انقدر چرت و پرت بگی که اول عصبانی شم و بعدش کم کم خنده م بگیره
و آغوش است درمانِ دلی که گاه میگیرد!♥️پناه اخرِ قلبم تویی هرگاه میگیرد!♥️
 
به سمت تو کجا کی باز راهی شد دلِ تنگم؟!که از بغضِ دلم گاهی دلِ این راه میگیرد!
 
تو زیبایی و دلبر هم، تو را من ماه میگویم!برای این منِ بی کس، دل آن ماه می‌گیرد؟!(گفت: میگیرد!)
 
ولی هرجا که میگیرد دلت ای ماهِ قلب من!الهی من فداي تو که دل بیگاه میگیرد!♥️
 
کجا باید بگردم من به سمت بویی از مویت!♥️که باران عطر مویت را به خود دلخواه میگیرد!♥️
 
بغل کن چون جهان دیگر برایم جا
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فداي او شد و جان نیز هم
این که می‌گویند آن خوشتر ز حسن
یار ما این دارد و آن نیز هم
یاد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم
دوستان در پرده می‌گویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سر آمد دولت شب‌های وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
اعتمادی نیست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم
عاشق از قاضی نترسد می بیار
بلکه از یرغوی دیوان نیز هم
محتسب داند
مراسم شب دوم فاطمیه اول 1398 با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی در هیئت فدائیان حسین علیه السلام برگزار شد.
 
صوت:
بخش اول روضه |  آن که تابید رُخش در شب یلدای علی
بخش دوم روضه |  هنوزم یه گوشه کارم گریه میشه
بخش سوم زمینه | حیرونم گریونم خدا میدونه سر گردونم
بخش چهارم تک |  شرمنده روی کبودِ تو ام یاسِ خمیده
بخش پنجم واحد |  تیره و تارِ روزم از غم تو میسوزم
بخش ششم واحد | به فداي گَرِد هوایت به فداي نورِ دعایت
بخش هفتم تک |  قسم به خونِ قاسم سلیمانی
بخش ه
بسم رب الرفیقکاش که کودکی لحظه ای کوتاه لبخند بر لبش آمده باشد، و لبی به ذکر شما باز شده باشد؛ همین.عیدی ما بود که در هوای شما نفس بکشيم و چه خوب میزبانی و چه خوب مولاییالحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام.+غدیر 1440.
پیرو پست قبل باید بگم که عمیقا خوشحالم، میدونم شاید جنگ بشه یا هر چیزی اما همین منی که رجز میخونم میدونم اگر یکی دو روز دیگه شرایط ادامه پیدا کنه احتمال زیاد اماده باش مهمون خونه ما میشه، اما تا آخرین قطره خونم تا اخرین قطره اش ایستاده ام، از چی ترسیدین؟؟ بحث خونه، بحث انتقامه، بحث غیرته
جانم فداي راه حق، جانم فداي حرف حق، جانم فداي انتقام خون حق.
آقای قاآنی حقا که جانشین برحقین
*یا حضرت مادر، موج دوم حمله شروع شده
*پایگاه اربیل رو هم ز
یه روزایی هم توی بهشت هست شبیه امروز. بی صدا پای سکوت دل هم نفس بکشيمنفس.نفس و نفس
یه روزایی سکوت صداش بلندتره بی صدا بگم دارمت تا ابد.بی صدا بگی تموم
بی صدا بگم خوشترینیمبگی شک نکن
ای تموم من فداي صدات
 
 
 
ساعت 10:48 شب و تو مال منی
وقتی چند قدم با هم رفتیم سمت مهمان پذیر، بازویم را فشرد. گفت: چرا تک می پری؟ چرا نمی آیی توی جمع؟ زائر کربلا که غریبی نمی کند!»
نمی دانم این جمله از کجا آمد نشست روی زبانم: آخر میهمان کسی هستم که خودش غریبی کشیده!»
چانه اش شروع کرد به لرزیدن و چشم هاش پر از اشک شد. سر تکان داد که راست می گویی! گفت: فداي غریبی ات، زینب جان!»
و اشکش جاری شد. جا خوردم. به این سرعت؟ این قدر آماده؟ هنوز جملۀ من تمام نشده، هنوز نقطه اش گذاشته نشده، او شروع کرد به گریه.
آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن.
بی نهایت لبخند میزنن.
این لبخند شاید تو نگاه اول حس گذشت بده
((اینکه هر زخمی زدی.هرچیزی که گفتی فداي سرت.من فراموش میکنم)).
ولی آدم های صبورهیچوقت چیزی رو فراموش نمیکنن.
زخمارو می شمارن.حرفارو مرورمیکنن وهمچنان لبخند میزنن.
یه روزی که صبوری دیگه جواب نداد , با همون لبخند تویه چشم به هم زدن برای همیشه فراموشت میکنن.
انگار که هیچوقت تو زندگیشون نبودی.
آدمای صبورهم تا یه جایی میگن فداي سرت.
 
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است. ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشيم».نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه می‌تواند تغییر کند.نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده آنان می کند. برده نظراتشان و بدتر، برده ‌آنچه وانمود می‌ کنند به نظرشان می‌ رسد. درمان شوپنهاور#اروین_د_یالوم
به نوشتن رو می آوریم. دست از تکه تکه نوشتن های پیامکی برداشته ایم، چون مجبورمان کرده اند. و بعد از سال ها به وبلاگ هایمان پناه آورده ایم. اینجا که انگار هر بار بیشتر می نوشتیم ، فکر میکردیم کسی هست که حوصله ی تک تک کلماتمان را دارد و میخواندمان. اما مخاطب هر روز نوشته های تکراری مسخره مان، از ده تا، نه تا خودمان بودیم، و یکی یک عابری که از این ور میگذشت و کلمه ها به تقطیع مثل رادیو به گوشش میخورد و میگذشت.
حالا باز آمده ایم تا توهم بزنیم. آمده ایم
به نوشتن رو می آوریم. دست از تکه تکه نوشتن های پیامکی برداشته ایم، چون مجبورمان کرده اند. و بعد از سال ها به وبلاگ هایمان پناه آورده ایم. اینجا که انگار هر بار بیشتر می نوشتیم ، فکر میکردیم کسی هست که حوصله ی تک تک کلماتمان را دارد و میخواندمان. اما مخاطب هر روز نوشته های تکراری مسخره مان، از ده تا، نه تا خودمان بودیم، و یکی یک عابری که از این ور میگذشت و کلمه ها به تقطیع مثل رادیو به گوشش میخورد و میگذشت.
حالا باز آمده ایم تا توهم بزنیم. آمده ایم
نشستم تو ماشین 
از صبح سه بار بالا آوردم و کلن یه رانی خوردم
شب سه ساعت خوابیدم
سرم داره بعد شیش ساعت کلاس منفجر میشه
بابا میگه فداي سرم چون من مثل یه فوتبالیستی ام که تازه فوتبال یاد گرفته بعد می خواد با مسی رقابت کنه:/
ولی من روزی بالای نه ساعت درس خوندم ،کتاب رو جوییدم،داداشمو مجبور کردم هر شب تا ساعت دو مشکلامو باهام کار کنه
بعد از اینا من باید از دوازده تا سوال دو یا سه تا درست جواب بدم؟
سوالایی که بارها و بار ها حل کردمشون
لعنت به این اضطر
تخلف از تبعات خطای هشت جهتهزار راه موجه فداي قبح رهت
خطوط هیچ موازی به چانه جاویدمشاهدات عجیبی، خیال را پایید
قسم به شیمی بیمار ابژه اندودمکه هرجهت که جهت بود، من جهت بودم
هولوگرام تصاویر ذهنی مبهمبرای بازنمودت تلاش میکردم
به سان قبر به هذا فراغ فقدانتبه بینی و غم بینک به جرم عرفانت
به پیکر متفاوت ترین شعور زمانکوزت به شکل رکیکی نوشت ژان والژانبه دیگری بزرگی که در مثلث بودسه ضلع مسخ گسسته ز محور موعود
میان راه به فقدان هیچ منجر شدحضور دائم
من ز هر پهنا به آغوشت پناه آورده ام،
یک دل شوریده پردرد و آه آورده ام.
با دل و جان جان و دل سازم فداي عشق تو،
جان به لب دل را به کف همچون گواه آورده ام.
صد گوا جستم برای بخشش عفو گناه،
صد گواه از بهر یک عفو گناه آورد ه ام.
از خود و غمهای خود ناچار می سازم فرار،
من به سوی کعبة مهر تو راه آورد ه ام.
از فریب دیدة این عالم پرشور و شر،
من به چشم دل به سوی تو نگاه آورد ه ام.
شعر آوردم به وصفت از سر صدق و وفا،
ای خدا، بخشا مرا، گر اشتباه آورده ام.
احساس تنهایی میکنم
قلبم یخ زده
چرا دیگه نمیتونم عاشق بشم؟ شایدم آش دهنسوزی نباشه.
یکی میخواد بیاد این تنهایی رو پر کنه،دست بردار نیست، منطق حالیش نمیشه، ما دنیامون فرق داره، ازش هم خوشم میاد و هم بدم میاد.ولی اون مثل اینکه بدجور عاشقم شده. احساس میکنم میخواد بیاد منو محدود کنه.
منطق میگه ولش کن
احساس میگه so, so
پس بی خیالش میشم
نمیخوام خودمو فداي عشقی که تو قلب یه نفر دیگست، بکنم. اصلا بره بمیره. واسم مهم نیست
آقا جان تمام این سالها که درس خواندیم:دبیر ریاضی به ما نگفت که حد غربت تو وقتی شیعیانت به گناه نزدیک می شوند بی نهایت است!دبیر شیمی نگفت که اگر عشق و ایمان و معرفت با هم ترکیب شوند ،شرایط ظهور تو مهیا می شود.!دبیر زیست نگفت که این صدای تپش قلب نیست.صدای بی قراری دل برای مهدیست!دبیر فیزیک نگفت که جاذبه زمین اشک های غریبانه ی توستنگفت که جاذبه ی زمین به همان سمتی است که تو هستی.!دبیر ادبیات از عشق مجنون به لیلی,از غیرت فرهاد گفت ، اما از عشق ش
چند روزه تا تصمیم به نوشتن میگیرم پشیمون میشم یا اگر هم بنویسم، میذارم‌ش تو لیست انتشار در آینده، ولی دقیقاً قبل از اینکه منتشر بشه سریع میرم پاکش میکنم. یا چند روزه(فکر کنید چند هفته) تا می‌خوام تو کانتکت‌هام دنبال primadonna girl بگردم از ترس گفتن درماندگی و بیچارگی یا حتا رد تماسام خودم رو به کدای پروژه و فیلم و آهنگ و اینستاگرام مشغول میکنم. شاید بخاطر همینه که بعضی حرفا رو نه میشه نوشت نه میشه گفت، گفتنش راحت نیست و نوشتنش بعدها نبش قبر. در عی
چنانچه پارگی فرش پوسیدگی چندانی نداشته باشد میتوانیم برای ترمیم‌کردن فرش لبه‌های پارگی آن را به هم بدوزیم . برای انجام این فعالیت می‌بایست پارگی فرشمان را از نصیب تحت با به بهترین قالیشویی در مشهد  کار گیری از سوزن رفوگری بزرگ و نخ فرش‌بافی به صورت پس‌و‌پیش بدوزیم . باید توجه داشته باشیم که راز آزاد نخ آن گاه از تمام‌شدن دوخت، در قسمت پشت فرشمان باقی بماند و در انتها کار رمز نخمان را به بلندی ۱ .۵ سانتیمتر ببریم . آن‌گاه می‌بایست دستمان
¤ مادرم مرد بود.
 له باوکم پرسی- پیاو به چکه‌سیک الین؟وتی: روله‌که‌م؛ پیاو او که‌سه‌یه‌که خوی له ریگه‌ی ئاسایشو هیوری بنه‌ماله خوی فیدا بکات.له لای خوم بیرم که‌رده‌وه؛خوزگه منیش وه‌کو دایکمپیاو بوایه‌م!. ₪ برگردان فارسی: از پدرم پرسیدم:- مرد به چه کسی میگویند؟گفت: دلبندممرد کسی است کهخود رافداي آسایش و راحتیخانواده میکندمنم اندیشیدمکاش منممانند مادرممرد بودم!. سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
هوالجابرسلام شهیدجابرداداشم.سلام روضه ی مجسم.چه قدردوروبرت روآدم گرفته بود.همه مشکی پوشیدنچقدرآروم خوابیده بودی.سرت رو شکستنبه پهلوت چاقوزدنتشنه کشتنتیاصاحب امان.شبِ شهادتی چه دلی سوزوندی داداشاین اجرارومتوسل شده بودم به حضرت قاسمبعید نیس چراکنارتابوتت همه روضه ایشون رو خوندن.آه فداي غیرت توقاسماذن شهادت ازمن گرفتی جان عموروموقع رفتن گرفتی،افتادی ازاسب باگونه برخاک.توروهم باصورت زدن زمین داداش جابرمچکارکردی اینطورخر
گفته های دین من برتر زِ دُر و گوهر استاصحاب پیغمبرم بهترین خلق عالم استمهر صحابه از دل کی توانم برون کنمبر گو بی مهر صحابه چون کنمتا گردش جهان و دور آسمان به پاستآن چراغ جاودان اسلام ماستای اسلام ای دین جاودان ، ای راهت پُر زِ جود و تواندور از تو اندیشه ی بدان ، پاینده هستی و جاودانای دشمن از تو سنگ خار ، جان من فداي حرف پیغمبرماسلام ما دین برتر است ، پیغمبرش بهترین عالم استدر را تو کی ارزشی دارد این جان ما ، پاینده هستی اسلام ماگر آتش بارد به
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی که زندگیشو و گذاشت و رفت 
خیال کردم دوستم نداشت
بعضیا گفتن نکنه  نخواستت که اول زندگی انقدر راحت ازت برید
راستش توی علاقش شک کردم .
به خودم گفتم نکنه واقعا !!!!!!.
اما برام قابل قبول نبود
هیچ کس نمیدونست که همون اول بامن شرط کرد که مانعش نشم.
باتمام  این بی قراری ها با همه شک و شبهه ها میگم فداي سر امام حسین علیه السلام فداي سر حضرت زینب سلام الله.
امین به هرچی میخواد میرسه
هرحرفی بزنه یروز بهش میرسه .
چقدر زود گذشت.
پارسال چنین شبی، داشتم یه بنده خدا رو دلداری می دادم.
موبایلش رو گم کرده بود و من می گفتم فداي سرت.
در همین هنگام، بابای خانوم.م رو دیدم. بعد خودش رو با همسرش. 
امسال هم دوباره بابای خانوم.م رو دیدم.
سرنوشت این طوریه دیگه، هم اون بنده خدا و هم خانوم.م الان ازدواج کردن و من همچنان تنهای تنهام.
نمیدونم دست سرنوشت تا کجا میخواد بکشونتم.
امیدوارم آدم بشم.
 
علائم وجود انرژی منفی در بدن چیست ؟در این بخش مواردی را معرفی می کنیم که به شما نشان می دهد انرژی های منفی درون بدن تان وجود دارند :_سردرد مداوم_خستگی_ بی قراری_بی خوابی_ شکم درد_ تحت فشار بودن_ نفس تنگی-  تیرگی ذهن
_ در چنین زمان هایی باید چه اقداماتی انجام داد ؟راه های زیادی برای آزاد کردن انرژی منفی وجود دارد اما یکی از تاثیرگزارترین روش ها این است که یک نفس عمیق بکشيم و آگاهی و تفکر خود را ارتقا دهیم . مدیتیشن می تواند برای از بین بردن این انر
گاهی دلم پر می کشد ، تا بام مادر عائشه(رض)تا بشنود از قدسیان ، پیغام مادر عائشه(رض)محبوبه ای خیرالوراء ، تسکین درد مصطفی(ص)آرامش پیغمبر(ص) از ، آرامش مادر عائشه(رض)تدوین بشد از مادرم ، فقهی که از احمد شنیدصدها روایت نقل و شد ، از کام مادر عائشه(رض)هرکس که دارد در دلش ایمان به الله و رسول ، حرمت کند باید که او مقام مادر عائشه(رض)طعنه به پاکان می زند خفاش تاریکی شب ، تا کور و می گردد ز نور تام مادر عائشه(رض)طبق گواهی خدا ، ایشان بری از توهمت استاز آنچ
سلام
خالق مهربانم بی صبرانه منتظرم برا نماز صبح بیدارم کنی.
خالقم عزیزم خیلی دوست عین استاد شجاعی قربان  و صدقه
پیامبرمهربان برم
لطفا اون هم بهم عنایت .کن
یه مورد خالق مهربان مواظب خوابم باش
فداي پیامبر مهربانم و شجاع بشم.
فعلا تا نماز صبح
کسی غم از دل شاعر ندارد،
ادب تاج است، یک تاجر ندارد.
ره من هم رسد بر آخر خط،
غم و درد جهان آخر ندارد.
 
دل من شکوه از جانان ندارد،
گله از بخت بی سامان ندارد.
غمی که خورده است، آسان نباشد،
توان دادن تاوان ندارد.
 
فداي عشوه و ناز و ادایت،
دل و جانم، دل و جانم فدايت.
ز جان سیرم، ز جان سیرم،
و لیکن ندارم سیریی از بوسه هایت.
 
دل و جانم، دل و جانم فدايت،
فداي عشوه و ناز و ادایت.
وضوی چشم زآب دیده بشکست،
تیمم می کنم با خاک پایت.
 
  چو رازی در دلم بنهفته ای ت
الان با کلی غر غر کردن خوابیدی فداي تو بشمدو هفته پیش به اتفاق همکار بابا رفتیم آتان یکی از روستاهای قزوین خیلی خوش گذشت ولی تنها مشکل گرمای بودنت بود وقتی گرمت میشد دیگه نه با می می اروم میشدی نه بابا نه هیچ کس دیگه تنها آب و باد خنک چاره ساز بود و هر جا بودبم باید پیاده میشدیم آب میریختیم رو پاهات تا آروم میشدی فدات بشم الهی.
شب که میشد من و بابا زیر پتو بودیم و تو بیزار از پتو و اون رو همش کنار میزدی اگرم مینداختم روت سریع بیدار میشدی وگرر
بسم الله
 
رفت توی بیابون
یه جایی که هیچکس نبینه
زانو زد
با دستاش خاکهارو کنار زد
اندازه یه قبر کوچیک
بچه اش رو گذاشت توی قبر
با دستاش آروم آروم خاک ریخت.
اشک ریخت.
خاک ریخت.
اشک ریخت.
 
زانوهاش توان نداشت
هر کاری کرد نتونست از جاش بلند بشه
صورت گذاشت روی قبر
فقط زیر لب گفت
حسین جان. فداي دل سوخته ات.
 
 
 
+
شش سال پیش
بچه ام رو که خاک کردم
فقط دلم خوش بود گلوش پاره پاره نبود.
ازدواج و تشکیل خانواده و بخش مهمی از زندگی آدمی است و گریزی از سختی ها و آسانی های آن نیست. اما بحث اینجاست ما باید این سختی‌ها را تحمل کنیم تا شاید روزهای خوش بیاید؟
هرگز ما به این جهان نیامده ایم تا خود را بکشيم، تا به خود رنج دهیم. کافیست شما به مشاوره ازدواج بروید تا مسائل خودتان به ویژه مواردی که گمان می کنید به رابطه تان آسیب می زنند حل شود و علاوه بر آن یاد بگیرید اصول زندگی مشترک بر اساس نظر مشاور ازدواج خوب در تهران و با این فرهنگ چگونه
از طرف میپرسن میشه با کفش نماز خوند؟ میگه ما که خوندیم شد!
نمیدونم این از نظر شما بی معنیه یا بی مزه س یا چی. ولی راستش برای من خیلی الهام بخش و تلنگرطور بوده همیشه! خیلی وقتا آدما میگن نمیشه فلان کار رو کرد. وقتی میپرسی چرا؟ جواب میدن کیو دیدی اینکارو کنه؟ یا تا بوده همین بوده و از این حرفا. ولی فکرشو که میکنی میبینی خیلی وقتا یه سری قانون های خودساخته دارن محدودت میکنن که انقدر بهشون بها دادی که راستی راستی باورت شده از ازل توی طبیعت وجود داشت
بیا بخوابیم.
هرکاری گفتی کردم دیگه گفتی گریه کنیم عر زدیم گفتی بزنیم چند تا دکوری رو بشکنیم زدیم شکستیم گفتی بریم زیر بارون خیس شیم رفتیمگفتی دمنوش بخوریم خوردیم گفتی آهنگ گوش بدیم خودمونو کر کنیم، کردیم گفتی بیا نقاشی بکشيم، کشیدیم
بیا بخوابیم دیگه. 
بیا اینجا. 
بیا آروم باش. 
بیا بخوابیم. 
فرزندم سلام 
میدانم نوشتن این نامه کمی احمقانه به نظر میرسد چرا که هنوز نه تو زاده شده‌ای و نه من مقدمات زاده شدنت را فراهم کرده‌ام.حتی ممکن هست اصلا زاده نشوی.به هر حال این نامه برای توست فرزندم:
در ابتدا فرزندم باید بگویم که فرقی نداره پسر باشی یا دختر چرا که گونه بشر سر تا پا یک کر اما بدان اگر دختر باشی بهتر است و اگر پسر باشی راحتتر خواهی زیست کمی.(ولی تو گوش نده سعی کن دختر بشی!)
فرزندم،مادرت(که هنوز هویت ش مشخص نیست)را هر روز صبح،ظهر
آهای بارون .
تو خودت شاهدی من چه حالیم با اون؟
.
غلط نکن.
.
بارون واسه ما معمولیا نه یه قرار عاشقانه اس .نه یه خاطره سازی .نه گرمای دستای به هم چفت شده .نه شلپ شلپ کردن تو گودالای آب .و عکس و چتر دو نفره و .دیوونه بازی .
بارون واسه ما سینوسای متورم و چشمای سرخ و فین فین و معذرت میخوام بینی قرمز و آب دماغ جاری و دیر رسیدن به کلاس تجارت وعینک بخار کرده و چادر خیس و مقنعه چسبیده به پیشونیه!
ته تهش .بگیم هعی .
ته تهش خلاف سنگینمون این باشه ک ت
سخنگوی دولت با بیان اینکه من فکر می‌کنم رئیس جمهور خود را فداي مصالح مردم و کشور کرد، تصریح کرد: دولت تصمیمی که با تایید سران قوا و کارشناسان اتخاذ شد را عملی کرد.
به گزارش ایسنا ربیعی در ارتباط با قطع شدن اینترنت گفت: وقتی اعتراض ها ایجاد شد اینترنت بود اما  وقتی سنگ در خیابان ها خالی می شد و از طریق اینترنت اطلاع رسانی می‌کردند  شورای امنیت کشور تصمیم به قطع اینترنت گرفت. بانک ها و امثال آن از طریق فعال شدن اینترنت ملی  مشکلی ندارند.
وی ادع
مشکل از جایی شروع میشه که بنا رو میذاریم به قضاوت در حالی که میتونیم این کارو نکنیم! اگر در مورد یک شخص فکر اشتباهی داریم میتونیم بهش بگیم که توجیهمون کنه نه اینکه اون فکر اشتباه رو اونقدر توی ذهنمون تکرار و بزرگ کنیم که دیگه نشه جمعش کرد.
وقتی با یکی سر یه موضوعی دعوا داریم بهش بگیم فلانی من سر فلان موضوع باهات دعوا دارم. قانعمون کرد چه بهتر نکرد خدا همراهش باشه. هیچوقت نباید حاضر باشیم با فکر اشتباه خودمون یهو رابطه رو خاتمه بدیم و کینه اند
داشتیم باهم روی نشریه بسیج کار میکردیم. گوشیش زنگ خورد و رفت بیرون.
بعد که آمد خیییلی حالش گرفته بود. بهش گفتم اگه حالت بده برو استراحت کن، نشریه رو بعدا تموم میکنیم.گفت نه و ادامه دادیم و کارو به موقع رسوندیم. 
اما چند روز بعدش هم همینطور حالش بد بود. بهش اصرار کردم تا اینکه گفت اون شب چه خبر بدی بهش رسیده. یه خبر واقعا بد گفتم، خب عزیزم میگفتی همون شب! و کار نشریه رو بعدا انجام می‌دادیم. یه جواب دندون شکن داد. گفت: مگه نمیگیم پدرو مادرم فدا
سلام
امروز هم طبق برنامه پیش رفتم.
به کارهام رسیدم.
مطالعه کردم. 
پیاده روی رفتم.
یه هدیه برای خودم خریدم.
غذای خوب خوردم.
چای و میوه خوردم.
ظاهرا همه چی عالیه.
ولی یه دفعه دوباره دلم گرفت. این بار یاد پدرم افتادم.
هیچکس نمیتونه برای یه دختر جای پدرش را پر کنه. هیچکس.
همیشه فکر میکنم اگه پدرم بود زندگی من الان چجوری بود؟
اگه پدرم بود همیشه مواظبم بود، هوامو داشت.
اگه پدرم بود من انقدر ترسو نبودم، اضطراب جدایی نداشتم.
اگه پدرم بود کسی جرات نداشت اذ
  امام صادق ع فرمود در ضمن سفارش امیرالمو منین ع باصحابش اینست بدانید که قران هدایت شب و روز است یعنی در همه احوال و اوقات و نور شب تاریکست  برای هر سختی ونیازی راه نجات را در گرفتاری و بلا نشان دهد پس چون بلایی فرارسد اموال خود را سپر جانتان و چون حادثه یی پش امد که مربوط بامر دینست وجز با دادن جان مرتفع نشود ان خودرا فداي دینتان کنید بدانید که هلاک شده کسی است که دینش تباه شود و غارت زده کسی است که دینش را برباید همانا پس از رسیدن به بهشت نیاز
لعنتی اصلا دوستت ندارم. اصلا. ولی نمی تونم فراموشت کنم. با من خاطره های عمیقی ساختی و ول کردی رفتی. مگه نگفتی دخترا فلانن احساساتی ن باید از مردشون اجازه بگیرن؟ درسته زر زدی و منم بخاطر همین کارات گذاشتمت کنار ولی تو که احساساتی نبودی چرا رفتی آخه؟ مثلا تو باید مث یه مرد میموندی. اما نموندی. حالا که بیشتر فکر میکنم میبینم تو نمی خواستی بمونی. میخواستی بری و میخواستی منم زندگی مو زمین بذارم و باهات بیام. ولی من زندگی مو فداي تو نکردم. شاید چون تو
پر قدیسه عالم بین  شعله های آتشگر گرفت از آن زبانه فامطه تمام آهشبیت اول که بسوزد همه واژه ها بسوزندقافیه آب شد از غم،غزلم فداي مادررنگ پر چرا پریده،رنگ در چرا چنین استشاعری محو علی شد،مات قهرمان خیبرقهرمان کشیده می شد،روی خاک کوچه ی تنگفاطمه به گریه پرسید فضه کو حضرت حیدربین کوچه ها دوید و خبر از علی نبود وزیر گنبد کبود و مادری در پی شوهرمادر نبی تو بودی،مادر علی تو هستیدر پی ولی که رفتی بر زمین ریخت گل و پربیت حق بیت علی بود،بین این بیت پر
دیگری را مسخره نکنیم،
تا عیب های خودمان پنهان بماند.
غرور دیگران را نشکنیم،
تا غرور خود را به رخ بکشيم.
حق کسی را ضایع نکنیم،
تا به حق خودمان برسیم.
مال دیگران را نخوریم،
تا خود ثروتمند شویم.
اعتبار کسی را خراب نکنیم،
تا خود بین مردم معتبر شویم.
 
این میانبرهای اعتباری و مسیرهای تسکینِ موقتیِ عیوبِ همیشگی، حتی کفاف چند صباح این دنیا را هم نمی دهد!
 
واقعا چرا آخه؟!!
الان خیلی بی پولم و درسته که این حس بی پولی رو بارها در زمان های گذشته تجربه کردم
اما
الان در این سن، این همه بی پولی سخته واقعا
چی کار کنم که دوست دارم یه سری چیزا داشته باشم. چی کنم؟ الان این زیاده خواهیه ؟ یا چیز مهمی نیست، واجب نیست و چیزای مهمتری وجود داره یا انسان در درخواستاش سیری نداره یا اینا زیاده خواهیه یا خیلی های دیگه بودن که همینایی رو که الان دارم رو نداشتن یا این شرایطی که الان دارم آرزوی کس دیگه است؟ یا چی؟!!!
واق
1.
یه شب اومد خونه. گفت: تاحالا عاشق شدی؟
گفتم: نه
گفت: من عاشق شدم.
گفتم: کی؟
گفت: خیلی خوشگله CG باک مشکی.
2.
یه بار یه مورچه رفت پیش دوستش. گفت: من عاشق شده ام بیا بریم برای من پا در میونی کن.
دوستش گفت: کی؟ به این زودی؟ صبرکن.
بالاخره با اصرار دوستش را راضی کرد. 
دوستش گفت: باشه بیا بریم نشونم بده کیه؟
رفتند و دوست این مورچه عاشق ما نگاه کرد
بعد رفت جلو دست زد و گفت: این که تفاله چایی عه!!
3.
حاجی برای تفریح سیگار می‌کشید.
یه شب سیگار می‌خواست دید تمو
جانم فداي نام زیبایت، ابوالفضل قربان زخم چشم بینایت، ابولفضلگر من به چای القمه بودم، زِ حسرت هر آن بخشکیدم برآن روزت ابولفضلتاسوعا روز قمر بنی هاشم تسلیت باد
 
 
 
 
 
 
 دو دســت بــــریده اش کــــافیست . . .بــــرای گــــــرفتن دســـت تمــــام عـــــالمیــــــان . . .ألسَــــلاَمُ عَلَیکَــــــــ یَــــــا أبـــوُالفَضل ِ اَلعَبّــــــاس 
 
 
 
 
منبع :باشگاه خبرنگاران جوان
اگر یک نفر من را در کتابفروشی زیر نظر میگرفت نمیدانم دقیقا چه فکری میکرد اما از کسی که عنوان‌های فلسفه تنهایی، چگونه رنج بکشيم و هنر خوب زندگی کردن را انتخاب کرده چه انتظاری میتوان داشت. 
از کتاب فروشی بیرون زدم. بسته دستمال کاغذیم را از شب قبل در کیفم نگهداشتم که اگر دوباره یکی از ان جبهه‌های سیل‌اسای اشک بهم حمله‌ور شد بی‌پناه نباشم و مانند بچه دوساله‌ای کل خیابان را فین فین نکنم. و بالاخره وقتی اخر‌های شب یک نفر را برای صحبت کردن پیدا
آیا باید دندان عقل را بکشيم؟ دندان عقل و هرآنچه که باید درباره آن بدانید








۰


اشتراک‌گذاری




دندان عقل، سومین و آخرین دسته از دندان‌های آسیاب است که در اواخر
نوجوانی یا اوایل بیست‌سالگی پدیدار می‌شود. اگر این دندان‌ها بدون‌انحراف و
سالم باشند، همانند دیگر دندان‌ها ارزشمند خواهند بود، اما در بیشتر مواقع
این طور نیست و باید به فکر کشیدن‌شان بود. با این تفاسیر این سؤال پیش
می‌آید
#حدیث_مهدوی
 
امام محمد باقر(ع)
ابو حمزه ی ثمالی می گوید: در خدمت امام باقر علیه‌السلام بودم، چون مردم رفتند و مجلس خلوت شد فرمود (سخنی در جمع خواص):-یا ابا حمزه! من المحتوم الذی حتمه الله قیام قائمنا، فمن شک فیما اقول، لفی الله و هو به کافر».-ای ابا حمزه! از امور حتمی ای که خداوند حتمی ساخته است قیام قائم ماست، هر کس در این گفتار تردید کند خدا را در حال کفر ملاقات می کند».سپس فرمود: پدر و مادرم به فداي کسی که هم‌نام و هم‌کنیه ی من است او هفتمین
 
من همیشه از داشتن زن عزیزم ماری لوئیز سرافراز بوده‌ام و تا آخرین لحظهٔ حیات با بهترین احساسات صمیمانه یادبود او را حفظ خواهم کرد. از همسرم خواهش می‌کنم که پسر مرا حراست نماید و از خطراتی که در زمان طفولیت اورا تهدید می‌نماید حفظ کند . به پسرم توصیه می‌کنم همواره بخاطر داشته باشد که او یک شاهزادهٔ فرانسوی است و هرگز آلت دست کسانی که فرانسه را تحقیر می‌نمایند نشود و پسرم هرگز نباید به هیچ عذر و بهانه و دستاویز با فرانسه بجنگد ویا آن را از پ
ده دقیقه زمان گرم کردنم رو چون دستگاه ها پر بود انجام ندادم، ده دقیقه جلوی سلف منتظر شدم و برگ هایم از این دیسیپلین:)))
----
هرگز تعلقی به این خراب شده نخواهم داشت. هیچ حقی برای انسان ها قائل نیستند هیج حقی! انگار ما همین که گرسنه نمانیم و نفس بکشيم کافی است! در جای خودش انتظار پیشرفت و تولید داخلی و حمایت و صد جور انتظارات تخیلی هم دارند! 
از احساسات مذهبی و غیرمذهبی مردم به هر بهانه ای سواستفاده میکنند و مردم را یک مشت احمق نفهم میدانند که به هر
مهرداد بذرپاش» در مراسم بزرگداشت سپهبد شهید قاسم سلیمانی:
انتقام، یک واکنش احساسی برای تسکین قلوب نیست، بلکه یک کار حکیمانه، دقیق و بازدارنده است.
در موجودات آمریکایی، کسی را همسان حاج قاسم نمی‌توان پیدا کرد که از او انتقام گرفت.
انتقام اصلی، پاک کردن منطقه از لوث وجود آمریکا و تفکر داعش‌پرور است.
کسانی که به حاج قاسم طعنه می‌زدند که لبنان و غزه و سوریه چه ربطی به ما دارد(؟!) امروز دیدند همان فرد چگونه جانش را فداي ایران کرد.
حاج قاسم سلیم
امام صادق ع فرمود در ظمن،سفارش امبرالمومنین ع باصحابش اینست و بدانید که قران هدایت شب وروز است یعنی در همه احوال واوقات ونور شب تاریکست برای هر سختی و نیازی  راه نجات را در گرفتاری و بلا نشان دهد پس چون  بلایی  فرارسد اموال خود را سپر جانتان سازید وچون حادهه یی پش امدکه بامر دینست وجز با دادن جان مرتفع نشود جان خود را فداي دینتان کنید وبدانیدکه هلاک شده کسی است که دینش تباه شود و غارت زده کسی  است که دینش را بربابند همانا پس از رسیدن به ببهشت
سلام دوستان خوبم
فرا رسیدن ماه رحمت و برکت خدا ، مهمانی بزرگ و باشکوه خدا رو به همه دوستان گلم تبریک میگم. انشاالله توی این ماه رحمت خدا شامل حالمون بشه و حالمون رو خوش بکنه. شاید خبرای خوشی در راه باشه که باهاتون حتما به اشتراک میذارم فط برام دعا کنید که امیرالمومنین می فرماید در حال مومنین دعا کنید تا به اجابت برسد، منم پیشاپیش به حال همتون دعا می کنم و میگم خدا زندگیتون رو پر از روزی و روزهای خوش قرار بده و عاقبتتون به خیر بشه.

+ از مهمونی بز
طفل شش ماهه به عالم بازغوغا کرده است/اشک چشم شیعیان راوصل دریاکرده است/اوعلی اصغر است وباب حاجت درجهان/خویش رااصغرفدايی بهرمولاکرده است/منتشرمظلومیت راکرده او اندر زمین/بندگی کربلایی بهریکتاکرده است/برحسین بن علی داردزگریه یک پیام/هستی خودرا فداي راه بابا کرده است/حرمله تیرسه شعبه میزندبر حنجرش/جانفشانی روی دست پاک آقاکرده است/درحریم حضرت حق کربلاشد جاودان/طفل شش ماهه ولایت راچه زیباکرده است/باشهادت پرکشیده تاسپهر آسمان/شیعه اندراین
بسم الله الرحمن الرحیم
بلیط های سفر اربعین رو گرفتند. همونطور که آرزو داشتم! سهل، طولانی، زود!
و همراه همسر!
همیشه وقتی اشتیاقشون به زیارت رو می دیدم با همه وجودم از خدای مهربون می خواستم به ما توفیق بده ما ایشون رو به این آرزوشون برسونیم و به همسر میگفتم وظیفه شماست که ببریشون، حتی شده تنها، حتی قبل از اینکه ما رو ببری. 
حالا قراره همسفر بشیم؛ ایشون همراه و کمک ما باشند؛ ما هم در خدمتشون.
ایشون هم مثل پارسال من سفر اولشونه. خدایا! میش
یک آیه از سوره بلد با صدای استاد عبدالباسط که بخشی از تلاوت بلد-شمس-ضحی-شرح-تین-علق هست که در منزلش اوایل دهه شصت اجرا کرده. اگر این دنیا، دنیای خوبی هست چرا ما باید در اون سختی بکشيم؟ در این صورت باید تعریفشو بشنویم یا ببینیم. که نه شنیدیم نه دیدیم.
 
لَا أُقْسِمُ بِهَٰذَا الْبَلَدِ(1) وَأَنتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ(2) وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ(3) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ(4) أَیَحْسَبُ أَن لَّن یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ(5)
نه،
سلام، زیارتم قبول
و همچنین زیارت همه دوستانی که رفتند پابوسی آقا، قبول
فرصت نشد بیام و حلالیت بطلبم و بگم داریم میریم.
ولی فرصت شد که بریم
و برخلاف بعضیا که میگفتن نرو. سخته.پسرت شیطونه.اذیت میشی. مریض میشه. و هزاران انقلت دیگه، ولی ما رفتیم و خودمونو سپردیم به خدای حسین علیه السلام
نمیگم اذیت نشدیم، گرم بود، خستگی بود، شلوغی بود، ولی فداي امام حسین بشم. همه کارا رو خودش راست و ریست کرد. همه جا کارمون پیش رفت، جایی در نموندیم.
علی ای حال
دوچشمان اشک میریزدبرای حضرت باقر/جهان طوفانی غم در رثای حضرت باقر/امام پنجم شیعه نشان مصطفی دارد/به ماالطاف حق داده خدای حضرت باقر/شکافدعلم و دانشها برای عزت قرآن/ولایت برکتش باشدعطای حضرت باقر/ز نسل حیدروزهرا امام پنجمین باشد/پیام کربلا گشته ندای حضرت باقر/به زهرکین یک دشمن شده مسموم جان او/عنایات خداوندی رضای حضرت باقر/بقیع حضرت ایشان چقدرمظلوم گردیده/بدون زائری اینک فداي حضرت باقر/شده از افتخارات ومدال شیعیان مولا/تمام عاشقان اوگدای
 
 
دندان عقل چه زمانی بیرون می زند؟
معمولا چهار دندان عقل رشد می کند که هر یک در انتهای یه سمت قوس دندانی بیرون میزند. معمولا بین هفده تا بیست و
یک سالگی دندان های عقل شروع به بیرون زدن می کنند. گاهی اوقات دندان های عقل بیرون نمی زنند و در زیر لثه می مانند
و یا تنها بخشی از آنها بیرون می زند. به این حالت نهفتگی دندان گفته می شود.
نمی‌توان جلوی نهفته شدن دندان را گرفت اما می‌توان با چکاب های منظم دندانپزشکی و تمیز کردن موثر دندان‌ها و نظارت بر
 
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران » است ، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشيم !نظر دیگران ، تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه می‌تواند تغییر کند . نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند ؛ برده ی نظراتشان و بدتر ، برده ‌ی آنچه وانمود می‌ کنند به نظرشان می‌ رسد !
#اروین_د_یالوم
ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی
اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی
 
چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی
باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی
 
این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را
در کار رنگ و بوی نگاری نمی‌کنی
 
مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا
بر خاک کوی دوست گذاری نمی‌کنی
 
ترسم کز این چمن نبری آستین گل
کز گلشنش تحمل خاری نمی‌کنی
 
در آستین جان تو صد نافه مدرج است
وان را فداي طره یاری نمی‌کنی
 
ساغر لطیف و دلکش و می افکنی به خاک
و اندیشه از بلای خماری نم
من متوجه زیبایی‌های جهان نمی‌شوم. احتمالا دلیل اصلی‌اش آن باشد که زیادی تا کنه واقعیت‌های وجودی زندگی پیش می‌روم. من از این دست دوستداران فلسفه هم نیستم که در باب چگونگی حرکت جهان فلسفه ببافم و یا پیرو نظریات قدما شوم. مساله‌ی من، جهان، و زندگی بسیار بنیادی‌تر از آن است که بتوانم روی قله‌های زمثبت‌اندیشی و زیبا نگریستن به جهان و وقایع بایستم. مساله‌ی من مواجهه و کنار آمدن با انسان فانی و تنها است. مرگ و تنهایی دو مساله‌ی مهم و همیشگی م
X:اون دختره رضایی هم مثل توئه ،تو بیو اینستاش نوشته لشکر سلیمانی:/جانم فداي رهبر
من: لشکر سلیمانی؟ سردار سلیمانیو میگی؟
X:آره همون !
من: خب چه ربطی داشت الان؟!  من که تو بیو چیزی ننوشتم ، راجب رهبرو سردارم حرفی نزدم:/
X:لاله تو که اینجوری نبودی؟!
من:چجوری؟
X:همینجوری که الان هستی ،سخت گیر
من: xمگه تو قبلا منو میشناختی که اینجوری میگی؟ تو فقط اسم منو از زبون بقیه شنیدی :/
X:شل کن بابا ! تهش این ترم اینطوری :/ ترم بعدتم میبینیم چه فتراتی میکنی:/
من:
 
+هوم
سلام
 
خیلی وقته نیومدم  اینجا وقتی که از همه جا خسته شدم  اتفاقات خوب اومد مهمون آقا شدم کلی باهم حرف زدیم
اگه نداشتمت چیکار میکردم  فداي آن همه مهربانی ات رفیق دوران کودکی ام تا به حال .
 
این روز ها دلم کربلاست احوالم مال خودم نیست فقط  بوی حرم  احوالم را خوش میکنه ارباب ببخش به سه ساله شبه مادرم ببخش 
ببخش اگه مثه قدیم نوکری نمیکنم ببخش اگه لاف گدایی میزنم      حسین جان فدات بشم 
 
حسین منو یادت میاد همون گدای خونتم     حسین دیوونه همون ن
بنزین گرون میشه، یه عده تظاهرات میکنن. اینترنت رو قطع می‌کنن که اون عده، اغتشاش نکنن. اون عده با همکاری کشورهای بیگانه(همه بگین مرگ بر امریکا) میزنن همه چیو داغون میکنن. پلیس امنیت و گارد ملی، میریزن تو خیابونا. هر ده قدم، گارد محافظتی و بسیج و سپاه و سربازای بیچاره رو میذارن. بعد یه عده‌ای میرن راهپیمایی میکنن در جهت دفاع از آرمان‌های انقلاب!!ما چمونه واقعا؟ چند چندیم با خودمون؟ الان همه خوشحالیم که اینترنت وصل شده؟ میگیم آذری‌جان تشکر تش
همه یکی یکی دارن میرن
اون از ادی که البته هنوز هست
اون از آقاب»
اون از اسی جونم که همه چیزم فداي یه تار موش:( بی خبرم رفت بابا نمیگی نگران میشم
اون از مبینا جون
اون از ویستا و آقا رامتین
اون از .
اون از اری جون
اون از چند نفر دیگه که اسم نمیبرم
 
بابا نرین دیگه
میدونم فشار روتونه ولی نرین
کم کاری کنین ولی نرین
کم بیاین ولی نرین
دلم میگیره خب
می‌دونید چی‌ئه؟ این تابستون اصلن و ابدن اون‌طور که می‌خواستم نبود. حدودن فقط 50درصد کارهام رو تونستم انجام بدم. شاید هم کم‌تر. اگه هر زمان دیگه‌ای بود، حسابی حال‌م گرفته‌بود از این موضوع. طبق داده‌هایی که از خودم دارم، اصولن تنها چیزی که می‌تونه اون‌قدر حال‌م رو بد کنه که مثلن یک روز کامل نتونم کاری بکنم، این‌ه که برنامه‌ای که برای یه بازۀ زمانی زندگی‌م ریختم رو -به هر دلیلی- درست‌وحسابی انجام نداده‌باشم. اما با همۀ این‌ها، الآن ح
حبیب! حواست به آقامان باشد . گرد و غبارِ نبرد که فرونشست، امام به بالینش آمدند. پروردگارت تو را رحمت کند، ای مسلم بن عوسجه » این جمله امام را که شنید، چشمانش را باز کرد.حبیب بن مظاهر نزدیکش بود. با دست به امام حسین (علیه السلام) اشاره کرد و گفت : ای حبیب، تو را وصیت می کنم به این آقا، باید خود را فداي او کنی.- حبیب بن مظاهر : به خدای کعبه سوگند، همین کار را می کنم.ساعتی نگذشت که به وصیت دوستش عمل کرد.نفس المهموم، شیخ عباس قمی، ص333. خدایا، دوستان
در اینجا به صورت خلاصه تحت عنوان ویژگی‌های اوقات فراغت راجع به این موضوع نوشته‌ام اما خب حس کردم نیاز است به شکل کاملتری راجع به این مطلب بنویسم به خصوص زمانی که راجع به این موضوع سرچی انجام دادم متوجه شدم این موضوع را بسیاری از سایت‌ها اشتباه توضیح داده‌اند مثلا سایتی آمده بود کارکردهای اوقات فراغت را به عنوان ویژگی‌های آن توضیح داده بود.
واژه فراغت در زبان محاوره و ادبیات عامه دارای چند معنی متفاوت است مثلا یک معنی آن فارغ بودن، فراغت
در صفحه باشگاه خبرنگاران جوان در پیام رسان بله خبری خواندم که البته در خود سایت نتوانستم پیدایش کنم. چون سیستم جستجوی سایتشان بر مبنای گوگل بود!  خبر این بود:
ماموران پلیس فتا مازندران موفق به شناسایی مدیر یک کانال تلگرامی شدند که با راه اندازی کمپین "بنزین نزنیم"، مردم را به اغتشاش و اخلال در نظم عمومی دعوت می کرد. »
نمی‌دانم آن مدیر نگون بخت گروه تلگرامی توی صفحه‌اش دقیقا چه حرف‌هایی زده است. اما طبق متن خبر، این جماعت معنای جدیدی به واژ
در صفحه باشگاه خبرنگاران جوان در پیام رسان بله خبری خواندم که البته در خود سایت نتوانستم پیدایش کنم. چون سیستم جستجوی سایتشان بر مبنای گوگل بود!  خبر این بود:
ماموران پلیس فتا مازندران موفق به شناسایی مدیر یک کانال تلگرامی شدند که با راه اندازی کمپین "بنزین نزنیم"، مردم را به اغتشاش و اخلال در نظم عمومی دعوت می کرد. »
نمی‌دانم آن مدیر نگون بخت گروه تلگرامی توی صفحه‌اش دقیقا چه حرف‌هایی زده است. اما طبق متن خبر، بعضی از این جماعت معنای جدید
پنج شنبه 18/5/1398امروز دو روزه که سه تایی اومدیم حرم امام رضا و این اولین زیارت توستجدیدا خیلی بابایی شدی و بغل من نمییای وقتی میری بغل بابا میگم گردن بابا رو سفت میگیری و امتناع میکنی از اومدن گاهی حسودیم میشه میگم شاید منو دوست نداری البته میدونم دوستم داری چون من عااااااااشقتم تک ستاره ی زندگیم.عصر با هم رفتیم پارک ملت و از اونجا برات یه لباس خوشکل ولی ساده گرفتیم برای آتلیه عکاسی برای عکس زیارتی و هم عکس ده ماهگیت،خیلی گشتیم اصلا لباس بچه
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب