نتایج پست ها برای عبارت :

فیلم بامن بخواب

لای لای لای لای عروسمای عروس ملوسمبخواب بخواب نازی جونچشم سیاتُ قربون.وقت خوابت رسیدهخورشید خانم خوابیدهبخواب بخواب نازی جونچشم سیاتُ قربون.ساکت بچه‌ها جونمنازی رو می‌خوابونمبخواب بخواب نازی جونچشم سیاتُ قربون.نازی جونم خوابیدهمهتاب به روش تابیدهبخواب بخواب نازی جونچشم سیاتُ قربون 
 
لای لای لای لای عروسم
گفت من خسته‌ام، فقط می‌خوام بخوابم. 
[ خسته‌ایم ما. مشت‌های گره‌شده مونو نبین. ]
گفتم بخواب. قد چهارتا پاییز بخواب
[ ولی پاییز سر نیومده هنوز
پاییز سر نیومده هنوز. ]
گفتم بخواب، ولی توی خواب‌ات هم یادت باشه که فردا صبح باید بیدار شی.
[ مشت‌های گره‌شده مونو نبین
خیالِ فرداست توی مشتامون
خیالِ فرداست توی مشتامون. ] 
شاهزاده از دیروز مریضه. 
شب یهو بیدار شد گفت: وااای سروییم. 
گفتم بخواب عزیزم. ۱۱ شبه تازه. با خیال راحت بخواب تب داری فردا نمی‌خواد بری مدرسه. 
میگه: پس‌فردا می‌خوام برما، کلاس کاردستی دارم!!
گفتم: حالا بخواب
حالا امروز رفتیم دکتر ۲ روز دیگه مرخصی داده.
میگه: نه من می‌خوام برم مدرسه. فردا کاردستی و ورزش داریم. چهارشنبه‌ام شنا داریم!!
یعنی این حجم از علاقه به درس و علم‌آموزی پسرم رو موندم چی کار کنم؟!!
متن آهنگ مهدی جهانی بخواب دنیا
Text  Music Mehdi Jahani Bekhab Donya 
 متن اهنگ بخواب دنیا مهدی جهانی
دست من نیست اگه انقد دلم هواتو
داره اگه نمیتونه تنهات بذاره
تو که خوب میدونی نداره چاره
دست من نیست اگه بارون میاد یادت میوفتم
به کسی از تو من چیزی نگفتم
اگه دستات بیاد باز میشه مشتم
بخواب دنیا کسی با من دیگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره .
بخواب دنیا کسی با من دیگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره
#شعر الایی 
یه لالایی قشنگ
بخواب ای گل، گل زیبالالا لالا، لالا لالا گل سوسن، گل کوکبگل مریم، گل مینا به روی مثل ماه توستاره می زنه سو سو
بخواب ای ماه تابانملالا لالا گل شب بو بگو آهسته زیر لبخدای مهربان من          به امید تو می خوابملالا لالا گل لادن
کوچولوهای قشنگ و نازمامیدوارم شب خوشی داشته باشین و راحت بخوابین
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی به نام بخواب دنیا
Mehdi Jahani - Bekhab Donya
ترانه و موزیک : مهدی جهانی ؛ تنظیم : عماد لاریجانی
+ متن ترانه بخواب دنیا از مهدی جهانی


دانلود آهنگ با کیفیت اصلی دانلود آهنگ با کیفیت 128
پخش آنلاین کیفیت های مختلف (قبل از دانلود می توانید آنلاین گوش کنید)

ادامه مطلب
لیلی بخواب ،آن یار مجنونت فنا شدشعله به دامن بود ودرآتش فدا شددست تهی بر سرنهاد و در نهادشآهی کشید وشرمناک از ماجرا شددرد غمی در خاطرات ذهن او ماندهرگز نمیگویم  چنین بود و چه ها شدرفتار تو بوی رفاقت داشت امادر ذهن من تشکیک آمد کودتا شدبا خاطر آزرده دروهم عجیبیسر کرد و افسوسش دلیل مدعا شدخندید از زخم عجیب بر تنش اواز درد داغی که دل او مبتلا شدآنکه دلش خوش بود پشتت بود هرجاپشتش شکست وقامتش خم از جفا شددرد عجیبی غربت بعد از وصال استهجران بعد از
عمری به آرامش خوابیدیم و تو شدی حافظ امنیتمان در حالیکه روی کوه ها و تپه ها به دنبال شهادت میدویدی.سرانجام وقتی که ما هنوز در خواب بودیم شهادت, تو را در آغوش کشید و زمان خواب آرام تو هم فرا رسیدسردار. آرام بخواب  که پیکر در خون طپیده ات نیز آرامش را از چشمان از حدقه بیرون زده ی دشمنانت ربوده و خواب را برایشان حرام کرده است. سردار آرام بخواب که علمت بر زمین نخواهد ماند. امشب مهمانی عرشیان است و اندوه فرشیان. یارانت به استقبال آمده اند و م
ادبیات و شعر
جدیدترین لالایی عاشقانه
 
لالایی عاشقانه برا شوهر
بخواب آرام ای عشقم که من بیدار بیدارم
فراقت تا سحر هر دم کند بیمار بیمارم
بخواب آرامِ جانِ من کنارت بودم و هستم
بخواب آرام من امشب چو هر شب سخت هوشیارم
تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم
بخواب آرام تا فردا که من مشتاق دیدارم
میان سینه ام بغضی دل من گریه می خواهد
ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش نیز بیزارم
دلم تنگ است می دانی که بی تو هیچ و تنهایم
نگر بر تلخی ام بی تو به این روز و شب تارم
عاشقانه هایم را سرود می کنم
انگاه که در میا نه شب ، باد
عطر گیسوانت را، سوغات می اورد
من با نی لبکی از جنس اشکهای پنهان
تاسحرگاه می نوازم ؛ آرام . . . آرام
واژه واژه شعرم از نم چشمت معطر است
واین سرخی هر سطر، خون دل سالهای انتظار
بامن بمان ای ستاره روشن شب تیره گی ام
بامن بمان ای حسرت فروع خورده عاشقی
بامن بما ن  تنها بهانه هستی ام
با. . من . . بمان
Free Download Movie,Stronger 2017,بیوگرافی جف بامن,جیکوب جیلنهال,دانلود دوبله فارسی فيلم قوی تر Stronger 2017,دانلود رایگان فيلم قوی تر Stronger 2017 با دوبله فارسی,دانلود زیرنویس فارسی فيلم Stronger 2017 720p x265 HEVC,دانلود فيلم جدید,دانلود فيلم قوی تر با دوبله فارسی Stronger 2017 BluRay,دانلود مستقیم فيلم Stronger 2017 1080p BluRay,فيلم استرانگر 2017 دوبله فارسی,
ادامه مطلب
باراک اوحال بازی شطرنج باهیلاری کلینتون نگاهی به ساعت کردوگفت بایدبرم.هیلاری گفت الان؟باراک گفت آره میشله منتظره واسش کیک تولدبخرم.هیلاری گفت کیک تولدمیشله ازشطرنج بامن واست مهمتره؟باراک گفت دلم نمیخوادخانم هارامنتظربگذارم.هیلاری گفت ازباخت توشطرنج بامن میترسی؟باراک گفت هرچقدردوست داری چانه بزن ولی من به میشله قول دادم وبعدرفت.
درراه یک دخترآمریکایی که گردن وکمرش حلقه بودوبردستش بارکدقیمت داشت رادیداوراازصاحبش خریدوب
عمه جانم دیگه راحت بخواب.۵ روز روی تخت بیمارستان دراز کشیدی و از درد اشک ریختی.الهی قربونت برم که نذاشتی منو بیارن و توی اون حال ببینمتالهی قربون محبتهات،خوبیات و بودن هات و مهربونیات برم
بخوابدیگه اروم بخواب
کی فکرشو میکرد کسی که اینهمه به همه خوبی میکرد،کسی که همیشه خودش رو همراه دیگران میکرد زمانیکه گوشه بیمارستان بودن،بعد خودش ۵ روز تمام از درد به خودش نالید.۵ روز مداوم اطرافیانش زجر کشیدن هاش رو دیدن و دلشون خون شد
خ
نفس اومدجواب بده من نذاشتم گفتم:-نفس جان بعداجواب بده الان ایشون بایدپول غذاهارو بدهسامیار:افرین نگاه کن این بااین مغزنخودیش فهمیدتونفهمیدییکهو اتردین گفت:اتردین:هوی سامیاربامیشادرست حرف بزن.همه باچشمای گردشده نگاهش کردیم که گفت:-باباچیه من سریک قضیه ای باید به این میشاحداقل یک تشکرمیکردم.حالاتشکرم اینجوری شد.سامیار:»چه قضیه ای شیطون.من:اقاسامیار چیز خاصی نیست شاخکاتو خسته نکناتردین زحمت کشیدشرمزاحممو کم کرد منم بهش اجازه دادم 2شب
 
 
 
من محتاج شنیدن حرف های تو هستم. با من از عشقت، از قلبت، از آرزوهایت حرف بزن. اگر مرا دوست می داری ، من نیازمند آنم که با زبان تو آن رابشنوم؛ هر روز، هرساعت، هردقیقه، و هرلحظه میخواهم که زبانِ تو، دهانِ تو وصدای تو آن را بامن مکرر کند.افسوس که سکوت تو ، مرا نیز اندک اندک از گفتن باز میدارد.درخت با بهار و ماهی با آب زنده است، و من با حرف های تو.
مثل خون در رگهای من#احمد_شاملو
دو کلمه که باهام حرف میزنن فکر میکنن منو شناختن نمیدونن فلانی سه سال بامن هم اتاقیه ولی منو نمیشناسه سه سال همه احساسم برا یکیه ولی بازم منو نمیشناسه
نمیدونم مشکل از منه که اینقدر سخت و دیر شناخته میشم یا مشکل از بقیه که فکر میکنن با نگاه اول و دو تا پست منو شناختن
الان دلتنگ خودم هستم خوب به من چه اون کسی رو که مورد پسندم هست رو تاب حال پیدا نکردم.من از اون تیپ ادم هایی نیستم که بخوام با یه موقشنگ دیزلی ونصفه ونیمه وداری پستی وبلندی مو وشلوار تنگ پوش واصلاح کرده با شمع ازدواج کنم من الان سر دوراهی ایستاده ام ایا کسی به تقدیر من دچار شده؟!!من دلم یک فنجان ارامش از جنس دوری از ادمهای دور ورم میخواهم .وهمین ها باعث
باروت و اشک و خون و خاکستر تقدیر این خاک مقدس شد
این اشتباه رو ما نمیبخشیم
تکلیف این بازی مشخص شد
این قطره ها دریا میشن وقتی
خونت شبیه چشمه میجوشه
با بغض خون رو لباس تو، ایران لباس رزم میپوشه
ما خواب بودیم و تورو کشتن، شرمندتم سردار شرمنده
امروز اما مادرم داره بند های پوتینم رو میبنده
ما خواب بودیم و تورو کشتن شرمندتم سردار شرمنده
امروز اما مادرم داره بندای پوتینم رو میبنده
مثل جهنم غرق آتیشه
رفته علمدار و علم برپاست
خونت گریبان گیرشون میشه
امروز سوم آذره.
پانزده سال گذشت 
پانزده ساله نمیدونی چه روزایی بر ما میگذره.یادمه همیشه مشکل خواب داشتی. راحت بخواب 
پ.ن:ما همیشه بچه های بدی برای مادرم بودیم شک ندارم الانم هستیم و ازمون راضی نیست . برای آرامش روحش دعا کنین.
بخواب هلیا،دیر است.دود دیدگانت را آزار می دهد.دیگر نگاه هیچ کس 
بخارپنجره ات را پاک نخواهد کرد.دیگرهیچ کس از خیابان خالی کنار
خانه ی تو نخواهد گذشت.چشمان تو چه دارد که به شب بگوید؟ سگ ها 
رویای عابری را که ازآن سوی باغ های نارنج می گذرد پاره می کنند.
شب از من خالی است هلیا.گل های سرخ میخک،مهمان رومیزی طلایی 
رنگ تو هستند،اما گل های اطلسی شیپورهای کوچک کودکان.عابر
در جست و جوی پاره های یک رویا ذهن فرسوده اش را می کاود.
آنها که تا سپید صبح بیدار م
ای تو چون شمعی ومن باشم ترا پروانه ایمن همه سرمست از عشق تو چون فرزانه ایدل به عشقت مبتلا،اما جفا کاری چرا؟ای که دربزم دل ما ساقی میخانه ایدر میان عاشقان ای دل غریبی می کنیای که در این انجمن با عشق ما همخانه ایگفتم از فرهاد پرسم راه ورسم عاشقیگفت شیرین بامن مجنون مگر دیوانه ایبی جهت از ساغر ومی گفتم ای آرام جانعذر خواهم زین سخن چون نور این کاشانه ایجان (ناظم)باش عاشق همچو لیلی و چو مجنونعاشقی کن روز و شب تا گویمت مستانه ای
بخواب هلیا،دیر است.دود دیدگانت را آزار می دهد.دیگر نگاه هیچ کس بخار
پنجره ات را پاک نخواهد کرد.دیگرهیچ کس از خیابان خالی کنار خانه ی تو
نخواهد گذشت.چشمان تو چه دارد که به شب بگوید؟ سگ ها رویای عابری
را که ازآن سوی باغ های نارنج می گذرد پاره می کنند.شب از من خالی ست
هلیا.گل های سرخ میخک،مهمان رومیزی طلایی رنگ توهستند،اما گل های
اطلسی شیپورهای کوچک کودکان.عابر در جستجوی پاره های یک رویا
ذهن فرسوده اش را می کاود.آنها که تا سپید صبح بیدارمی نشینند
ای همراه بی همراهان؟!
ای مونس بی همدمان؟
ای یار و دلسوز آنکس که دلسوزی ندارد
ای پناه هر طرد شده؟
ای راهنمایم در سرگردانیخدایا؟من جز تو چه کسی رادارم؟!
از تو میخواهم بامن مداراکنی و بمن رحم کنی و به آنچه روزی ام نموده ای 
خشنود و قانع بداری آمین یا رب العالمین
الله اکبر.!
الله اکبر!
صدای اذان را میشنوی؟‌خدا با تو سخن میگوید.
خدایا حافظ وطنم ، مردمانش ،سربازانش ،سردارانش باش :)
رهبرم. !
خدایا 
سردارم جایگاه ابدیت تو در قلبِ ماست‌‌حاج قاسم، سلیمانی های دیگری هستند که دارند انتقام خونت را میگیرند!! تو آرام بخواب سردار خیالت راااااااحت ❤️ #انتقام_سخت ✌️✌️✌️✌️✌️✌️✌️

 
 
انقدر دل تنگم
ببخش که نشد سر ارایه پرنت استنایت کمکت کنم
خیلی خیلی مراقب خودت باش
خوب غذا بخور خوب بخواب که خدایی نکرده این آخر ترمی اذیت نشی
میبوسمت کوچولوی ماه من❤❤❤❤❤
خیلی دوست دارم
امیدوارم زودتر حداقل ایمیل دانشگاه تهران وصل بشه
عجیبه که از دیروز اونم قطع شده
 
مراقب خودت باش
فعلا دردونه کوچولوی ماه من
نانسی پلوسی درراهروهای کاخ سفیدعادت به غیبت کردن داشت این اتفاقات دونالدراناراحت مینمود.همیشه زمانی که نانسی پلوسی سرش پایین بودبه دوستانش میگفت خانم هاجنبه معاشرت کردن بامن راندارن.نانسی پلوسی برایش گویی اهمیت خاصی داشت حتی سفرکردن نانسی پلوسی هم برایش مهم بود.
نانسی وقتی خبردارشدکه دونالدمیگویدخانم هاجنبه معاشرت کردن بامن ندارن نزداورفت درحالیکه دونالدداشت کتاب جنایی اقتصادی ی میخواندواصلاحواسش به اونبودازاوسوال کردبعدازیک
 
 
توی دهی اون دور دورا
یه جای خوب و با صفا
یه پسری بود اسمش حسن
بازی میکرد تو دشت و دمن
همش ولو تو کوچه ها
بازی میکرد با بچه ها
صبح می خوابید تا 10 صبح
چه بچه ای آه و آه و آه
تنبلی میکرد نمیرفت حموم
همه کارش بد و ناتموم
توی خونه یا کنار آب
از صبح تا شب بخور و بخواب
با بچه ها دعوا میکرد
سروصدا به پا میکرد
حسنی به مکتب نمی رفت                وقتی میرفت جمعه می رفت
 
توی دهی اون دور دورا
یه جای خوب و با صفا
یه پسری بود اسمش حسن
بازی میکرد تو دشت و دمن
ه
داشتم با همساده دم در حرف میزدم که جوجه شنید.بعد که درو بستم ازم پرسید: کتابخونه کجاست؟!همساده گفت که داره میره اونجا که تا شب درس بخونه.گفتم: ببین عمه، کتابخونه یه جایی ه پررر از کتاب.یه عالمه م میز و صندلی داره. آدما میرن اونجا، ساکت میشینن، کتاب میخونن. اصلنم نباید با هم حرف بزنن.با دقت داشت گوش میکرد.دو ثانیه بعد، کف دستاشو گرفت جلو صورتش و گفت: عمه مثلا ما الان تو کتابخونه ایم. من دارم کتاب میخونم. تو بامن حرف نزن.و اینجوری شد که تا دقایقی
آسوده بخواب کوروش، آسوده بخواب آتئیست، آسوده بمیر مسئولی که نمیتونی حتی FATF رو تلفظ کنی. بمیر که تروریست واقعی را زدند! کسی که قلب‌های ما را ترور کرده بود‌ زدند.
به من بگو پرچم آمریکا را آتش نزنم، به من بگو صلح طلب باشم، تو سینمای دفاع مقدس را تحلیل کن به سینمای خشونت و جنگ.
برایم از قبرستان بگو، از پول‌هایی که خانواده‌های شهید گرفته‌اند، اعتراض کن به شهید گمنامی که اندازه یک بالشت حجم دارد و قرار است مهمان دانشگاهت شود.
بگو باز هم بگو، از گ
یهو دیدم دیگه مهم نیست واسم. ینی ریخته واسم. مهم نیست بقیش. قبلش بعدش. ولی امشب شبی بود که بغلت خوابیده بودم‌. شبی بود که تیشرتتو تنم کردم و گردنمو بوسیدی. امشب، این موقع‌ها دلم از استرس درد گرفته بود و بغلم کرده بودی که برم برات چای نبات درست کنم؟ چشم بسته و میون درد لبخند زده بودم که چای نبات واسه چیز دیگه‌ایه مرد حسابی. که هی گفتمت صبح قراره زود بیدار شیم، من تو جاده هم می‌خوابم ولی قراره رانندگی کنی تو، بخواب. هی گفتم بخواب و نخوابیدی و هر
خب یه سری تغییرات دادم :
توضیح مختصر وب رو نوشتم : چس ناله ها و روزمرگی یک استوپید
و اینکه نظرات رو بستم . چرا ؟ چون وقتی که نمیتونم به نظراتتون پاسخ بدم یه حس بدی بهم دست میده . اینکه فکر میکنم یه جور بی احترامیه !
از این به بعد چرت و پرت زیاد پست میکنم . لطفا ببخشید و اگر دوست نداشتید قطع دنبال رو بدون معطلی بفشارید !
سپاس !
+تماس بامن +
پی نوشت : اگر پیغامی در قسمت تماس با من فرستادی معلوم نیست کی خوانده شود . شاید به زودی . فعلا انلاین نیستم ! 
چقدر خوب بهانه جور میکنی تا ردم کنی
خوب تر از آن که فکرش رابکنم!!!
ما چه میخواستیم و شما چه؟!
چقدر تفاوت!!!
چقدر دل های الکی خوش!!!!
خیلی وقت است که فقط انتظار میکشم
تا من هم به هر بهانه ای 
فایل های روضه ی حاج مهدی راتکرار کنم
همان ها که هربار جدیدتر میشوند
دل مرده ها را عیسا مسیح ها واجب!
چقدر دلم شبیهِ روزهایی شده
که تنها آرزویش کربلای شما بود
حتی در خواب!
هرچه می خواهی بامن کن
تنها همین اشک را نگاه دار برایم
من بی گریه بر شما دق می کنم حسین جان.
وقت هایی که میرم عروسی دلم میخواست من عروس بودم و اون داماد ولی اینبار از بس عروس دوماد فامیل نداشتن و همه سناشون زیاد بود تقریبا میشه گفت احتمالا من کوچکترین بودم وقتی تانگو میرقصیدن بقیه عالی بود یه عالمه آدم که سناشون زیاده و بلد نیستن تانگو اصولی برقصن کلاس نرفتن ولی دستشون میذارن دور گردن یار قدیمیه شاید بیست سی سالشون اون یار قدیمیم دستشو میذاره رو کمر اونا باهم ت میخورن که دلم خواست باهاش پیر بشم ولی خب متاسفانه اون حتی حال حاضر ر
از غم که بگذریم دیروز یه اتفاق خنده دار افتاد.
بین دانش آموزانم یک دخترکوچولو دارم که خیلی دوستم داره و دوستش دارم. اغلب کنارم هست و دیروز خیلی جدی داییش اومد ظاهرا درباره ی خواهرزاده ش با من حرف بزنه. بحث از وضعیت دانش آموز به سن و رشته تحصیلی من رسید. گویا دختر کوچولو در راستای اینکه میخواسته زمان بیشتری رو بامن بگذرونه تلاش کرده من در کسوت زن دایی ش کنارش باشم. داییش از من دو سال کوچیکتر بود. صحبت کردیم و به توافق رسیدیم زن دایی اون دخترکوچو
تجربه ی خواب تدریجی را بر خواب دفعی ، ترجیح می دهم. تجربه ی انتقال را دوست دارم. حس سبکی به خواب رفتن  و انتقال به دنیای خواب به تجربه ی مستی می ماند .مستی بدون می» . جسمت سبک می شود و کم کم .  .
چه حیف که بیشتر اوقات این حس را نمی یابم و این اتفاق به یک باره می افتد.
تدریج در بخواب رفتن را دوست دارم.
در تخت‌خواب همیشه دو قصه گفته می‌شود
قصه‌ی من
و قصه‌ی تو
هرگز مایی نبوده است
باور نکن
بخواب و تاریک شو.
افشار رئوف»
 
شب ولنتاین رو باید به بلاکی بگذرونیم. البته جناب یار بنده رو بلاک نکردن! که یک دوست گرام داریم این لطف رو در حقم کردن.
یه عده میگن آدم به آدم زنده‌ست. دولت آبادی میگه آدم به آدمه که زنده‌ست و این عشق آدماست که اونا رو سر پا نگه داشته. کاش میفهمید آدما همیشه دنبال طبیب جسم نیستن و بعضی وقتا کسی رو میخوان که روح بیمارشون رو درما
اشتباهی شماره ی خونه رو گرفتم. یادم اومد کسی خونه نیست.
از آخرین بار که با شماره خونه بامن تماس گرفتن 16 روز گذشته.
هنوزم دلم میخواد پشت خط خونه صدای مامان رو بشنوم؛ تماس که میره روی پیغامگیر بال بال بزنم بگم مامان کجایی بابا شما چرا گوشی رو برنمیداری
اما نمیدونم
شاید دلم این رو نخواد 
من واسه اینکه یاد بگیرم از دلتنگی نمیرم که رو شونه همه گریه نکنم پوست انداختم. فقط کسی که پوست انداخته میدونه چقدر درد داره. زنده زنده پوستم کنده شد و یه اخ بلن
اولا. لازم میبینم مجدد تاکید کنم: کاریز خوش دارد خیال کند رودها برای او به حرکت در می‌آیند(خب کاریزه دیگه اسکله)
ثانیا: دوستی توصیف فوق‌العاده‌ای داشت چندساعت پیش از شرایطش که خیلی قابل انطباقه، میگفت تو وضعیتیم که برم جلو باخته، وایسم سر جام هم باخته
ثالثا: از غریبه‌ای خوندم که میگفت آینده رو خیالبافی نکن، سورپرایز شی بهتر از اینه که ناامید شی
رابعا: هم کاریزم هم اسکلم هم هر حرکتی بزنم باخته، هم خیالبافم هم ناامید شدم
خامسا: که با این درد
اغا من برگشتم خخخ
کنکورم به لطف خدا قبول شدم (رتبه منم بسی خوبه)دعا کنید مشکلاتم از سر راه برن کنار
جاتونم حسابی خالی بود مشهد البته خیلیییییییی شلوغ بود
30 شهریور باید برم دانشگاه ثبت نام کنم ورودی بهمنم هستم ینی این چندماه فقط بخور بخواب دارم من استراحت تمام خخخ
 
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی مصمم
Download New Music Yousef Zamani – Mosamam
یوسف زمانی مصمم
 
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی مصمم با لینک مستقیم
 
متن آهنگ مصمم از یوسف زمانی
 
تو تا حالا عاشق نبودی که مثل منکه بفهمی دارم چی میگمدوری عذابه حاله خرابه نرو نرو جون منخونه رو گرد و غبار میکشهلااقل بهم بگو چی شدهکه انقدر مصمم شدیاز پیش من بری زود یه جای دورشب که بشه حال ما شه خراب خرابتو با خیال راحتت بگیر بخوابمن خیره به ستاره های آسمونتو ولی دلت خوشه با این و اونحیف
‍♂ نجاری بود که زن زیبایی داشت که پادشاه را مجذوب خود کرده بود
پادشاه بهانه ای از نجار گرفت و حکم اعدام او را صادر کرد و گفت نجار رافردا اعدام کنید 
نجار آن شب نتوانست بخوابد .
همسر نجار گفت :                             مانند هر شب بخواب .    پروردگارت یگانه است و درهای گشایش بسیار "
کلام همسرش آرامشی بر دلش ایجاد کرد و چشمانش سنگین شد و خوابید .
صبح صدای پای سربازان را شنید.چهره اش دگرگون شد و با نا امیدی، پشیمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که د
ضمن عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان عزیزی ک از طریق سایتم منو همراهی میکنن.
ب اطلاعتون برسونم حدود ۷ماهه من جایی اجرا قبول نکردم و فعلا هم تصمیمی ندارم نه برای کار هنری جدید و ن برای اجرا .
خیلی از عزیزان تماس میگیرن و بنده در واقع شرمنده روی مبارکشون میشم و دوست ندارم این شرمندگی باز اتفاق بیفته لذا واجب دونستم چون اکثر ادارات و ارگانها از طریق سایت بنده بامن اشنا یا در ارتباط قرار میگرفتن اطلاع رسانی کنم.
باشد ک انشالله به زودی خداوند مهربا

عاشقانه هامونو مثل یه قصه بنویس 
خوندنش با دل و جون سطر به سطرش بامن !
+قشنگه این تیتراژه !
.
میگن داستانت پیچیده است!
من پیچیده ننوشتم.
شما پیچیده خوووندییییین!
رها کنین خودتونو .
داستانم فقط از منطق محض پیروی نمیکرد .نیازی نبود ذهن خودتونو درگیر این کنین که حتما یه دلیل دووور منطقی برای اتفاقات پیدا کنین!
+حالم خوش نبود والا مییییکوووبیدم تو دهنشووون!ایراد پی رنگ و فلان و بیسار هم بره به جهنمممم!
‌‌
استاد میگه اگه بخوای با نقد اینط
معصوم و زیبایی با دل پاک داری امید
مث ماهی قشنگی تو آکواریومی
تو کاش بتونی که پاک بمونی
وجود خودتو ذره های خاک بدونی
چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک
به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری
توی دنیای پر درد و خشونتی
ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی
بخواب با صدای من تا بنویسم
از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دل بی صبر
از فرداهای دور دست زندگی.
♫♫
دانلود آهنگ یاس بنام به دنیا خوش اومدی
معصوم و زیبایی با دل پاک داری امید
مث ماهی قشنگی تو آکواریومی
تو کاش بتونی که پاک بمونی
وجود خودتو ذره های خاک بدونی
چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک
به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری
توی دنیای پر درد و خشونتی
ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی
بخواب با صدای من تا بنویسم
از فرداهای دور دست زندگی
بیا تا بخونه این دل بی صبر
از فرداهای دور دست زندگی.
♫♫
دانلود آهنگ یاس بنام به دنیا خوش اومدی
هوالحی.
مادربزرگم هرسال قبل از آمدن زمستان، جدیدترین مدل شال گردنی که درست به اندازه سن خودم قدیمی هست را می بافد و وقتی اولین برف زمستان می بارد، آن را به هر زحمتی که شده به دستم‌می رساند.
مادربزرگم هیییییچوقت با کسی جز من به امامزاده ای که تمام حاجتهایش را از آنجا می گیرد، نمی رود.میگوید: تو همیییییشه باید بامن بیایی، من هم که بال درمیاورم برای همراهی کردنش.
همیشه وقتی درخانه قرآن میخواند، با آن عینک ته استکانی و قرآن بزرگی که خودم برای ش
+خب اصلا من بلد نیستم چطور دوست پیدا کنم. 
-من بهت یاد می دم اصلا. چندا از رفیقای خودمو بهت پیشنهاد می کنم. از اون چشم رنگیا 
+من سنمم کمه ؛ اعصابم نمیکشه؛. نمی دونم به کی اعتماد کنم ، اصلا نمی دونم باید چیکار کنم. 
-تو کارت نباشه من هر چی گفتم انجام بده . فعلا از وجود من استفاده کن ؛ پاشو بریم پاشو 

وجدان:چی شد ؛ حداقل میزاشتی پسرای دیگه بهش نزدیک نشن !! آخه تو مردی! 
تو داداشی اون بودی بعد ؛ الان شدی لاشی اون 
چیه؟ طل
حس میکنم این همه غم واقعا حقم نمیباشد و این بیشترغمگینم میکند.ازصبح برق اتاقم را روشن نکرده ام اینستاگرام و واتساپ انلاین نشده ام فقط فکرمیکنم به اینکه چه راهی درست تراست؟اینکه چه باید کرد؟ خاله دیشب گفت بخواب الان کله ات داغه هیچ تصمیمی نگیر، راست میگفت حال صبح شده است هنوز کله ام داغ است؟نه الان عصبانیت همه چیزفروکش کرده است فقط غم درونم بالا پایین میشود.سیم کارتم را در اوردم دوست ندارم هیچ صدای زنگی را بشنوم اهنگ هیچ رضابهرام را صدبارگو
یه دوست جدید دارم
حدودا دو ماه حرف میزنیم
دقیقا نمی دونستم دوست هستیم یا نه
چون فقط روی یه کار مشترک کار میکردیم
و حرف میزدیم
ولی امروز فهمیدم دوستیم
از اونجایی که هرچقدر بهش غر میزنم هیچی نمیگه
بهش میگم زیاد سیگار میکشی هیچی نمیگه
میگم بیشتر بخواب
میگه مثل دکتر سلامتی می مونی!
کل شب میشین روی پروژه هاش کار میکن
صبح هم فقط چند ساعت میخوابه
خب ضرر داره دیگه
تازه فهمیدم هم سن هستیم
چند تا اهنگ براش فرستادم
چندتا از همون سبک فرستاد
بعد با تعجب م
سَخت دلگیرم ازین دوباره مُردَن!پس از آنکه چشمهایم تو را دید خواستم زنده بمانمزنده شدماما حال دوباره مرگی برایم قلمداد میشوددر درونِ رگهایمدر سینه ام که از هوا خالی میشوددر نفس تنگی ای درمان شده که دوباره برگشته استدلگیر تر از من مگر میشود؟چه کسی این مُردَن را دوام خواهد آورد؟که پس از بازکردن چشمهایمپس از دیدنتچشمانم را دوباره ببندم و بگویماین یک کابوسِ شیرین بود!
در این دلتنگیِ عجیب که به مُردن سرایت میکند!،
حال پرسیدنت کارِ دشواریس
کارتو دادم به خانومه .گفت رمز !گفتم فلان.و همون لحطه که صدای جیرینگ موفقیت عملیاتو شنیدم.میخواستم به خیار مجلس عقد بیع به موضوعیت لوازم ارایشی مسخره ای رو که به گمونم باعث حس بهتری در وجودم میشه یه جانبه فسخ کنم!
اما چون با دختر خاله محترم بودیم و فروشنده از بی عقلی و ناشی گری من تو این مقوله به ستوه اومده بود و میخواست چشمامو با عینکم ممزوج کنه به طوری که با فریم عینک شریک بشم در داشتن بخشی از چشمها!.نوعی اکراه درونی مانع این شد که فسخ کنم
آشنایی با مفهوم تور
اصطلاح تور که در مفاهیم گردشگری بسیار مورد استفاده قرار می‎گیرد؛ در اصل یک کلمه‎ی انگلیسی است و از نظر مفهومی، معادل سفر و سیاحت» در زبان فارسی است. تور که در زبان انگلیسی Tourنوشته می‎شود در صنعت گردشگری خدمات تور به سرویس‎هایی گفته می‎شود که به مسافران و گردشگران ارائه می‎شود. تور مسافرتی به عنوان مجموعه‎ای از عناصر سفر در نظر گرفته می‎شود. این عناصر، پایه‎های اصلی سفر هستند و شامل محل اقامت، حمل و نقل، گشت و گذار
شنیده‌ها حکایت از آن دارد که در آینده‌ای نزدیک، دیجی‌کالا دیگر تنها فروشگاه اینترنتی بزرگ ایران نخواهد بود و یک تیم با ترکیب سرمایه‌گذار ایرانی و خارجی که آخرین مراحل کار خود را پیش می‌برد، در حال آماده‌سازی خود برای ورود به بازار ایران است. این بازیگر جدید که بامن شاپ» نام دارد، احتمالاً قرار است مدلی شبیه به eBay» را در ایران ارائه دهد تا کاربران هم در کنار فروشندگان، به شکلی امن قابلیت خرید و فروش داشته باشند.ابتدای اسفند ۹۷، بامیلو
دانلود آهنگ رضا صادقی راحت رفت + متن و کیفیت عالی
ترانه زیبا و بسیار شنیدنی رضا صادقی بنام راحت رفت همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128 از جاز موزیک
Exclusive Song: Reza Sadeghi – Rahat Raft With Text And Direct Links In jazzMusic.blog.ir
متن آهنگ رضا صادقی راحت رفت
───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 
توو سادگی کسی نمیرسه بهت
دلش نخواست دلیلشو بگه بهت
یه روز یه جا نگاش میوفته باز به چشمت
بگیر بخواب دلِ دیوونه یِ خودم
ببین که آب گذشته از سرِ تو هم
بگیر بخواب ، نبینی سختی های عشقو
راحت رفت ، بدونِ دله
 
غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدیبامن به جمع مردم تنها خوش آمدی
بین جماعتی که مرا سنگ می زنندمی بینمت ، برای تماشا خوش آمدی
راه نجاتم از شب گیسوی دوست نیستای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی.
پایان ماجرای دل و عشق روشن استای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
با برف پیری ام سخنی بیش از این نبودمنت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمردیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی
[فاضل نظری]
 
+همیشه حسرت می خورم که چرا بلد نیستم شعر بگم و از اون طر
اما اونقدر هم ساده نیست ماجرا
و خیلی هم ساده هست ماجرا
وقتی از همه حرف هام اون چیزی رو می شنوی که خودت میخوای بشنوی، دیگه مهم نیست چیزی
تو یادت میره همه چیز
ولی من یادم نمیره. چه خوب ها رو چه بدهاشو 
نه اسم رفیق برام مهمه نه رفاقت
اگه یه طرف این ماجرا منم ، اون طرف ماجرا تویی
ولی تو بخواب خسته شدی
دیگه هیچی مهم نیست
 
× خیلی نرم و مجلسی ، اون با تکست و من با وویس حرف زدیم و گفتم که دیگه همدیگه رو نبینیم 
چه قدر هم خوب و عالی
با اینکه همیشه روزنه برا
مدرسه به دلیل بارون شدید(کلا یه کوچولو بود) تعطیله
خب امروزو خوش باشین که فردا درسا سنگینه پدرمون قراره در بیاد
 
بعد کلی تحقیق این خبرو گذاشتم یعنی یکیتون بره مدرسه کشتمش. مدیر میگه تعطیل ینی تعطیل»
اینم سخن مدیر گرام: بچه هاتونو نفرستین من داشتن میرفتم مدرسه جلومو نمیدیدم
 
+الان دیگه تقریبا بند اومده ولی خب حرفیه که زدن پس بخور بخواب (درستم بخون)
یکی نیست بگه که بشر، بگیر بخواب، مگه مجبوری پست می‌ذاری؟!
منم بهش میگم که مغزم اضافه بار داره، باید درستش کنم.
____
دلم یه کیسه بوکس می‌خواد! نه، حسش نیس. دلم اصلا چیزی نمی‌خواد، غلط کرده اصلا چیزی بخواد.
____
بزرگ‌ترین لذت این روزا که از پروژه‌های درسیم آزاد شدم، خوردن آب یخه. در این حد والا و متعالی.
____
شنبه همین هفته برای اولین بار توی چهار سال دانشگاه، به یکی از دخترهای دانشگاه سلام دادم‌. اعتراف می‌کنم که تو عمل انجام شده قرار گرفتم.
____
هم حس خوبی دارم هم حس بد. هم خوشحالم هم نیستم. خوشحالم چون شاغل شدم هدف دارم برای تایمم و خب این سرآغاز خیلی چیزاست برای.
ناراحتم چون بخور و بخواب تموم شده. دوست دارم هروقت دلم میخواد برم مسافرت بدون دغدغه. بدون مرخصی. مخصوصا تو پاییز و زمستون که همه جا خلوته و جون میده برای مسافرت.
تو تابستون هم ساعت کاریم از ۸:۳۰-۹ شروع میشه تا ۱ ظهر.
بابام میگن باید قرارداد کاری بنویسی ولی من مخالفم چون تا همین الانشم چند تا سمت دادن به منی که هنوز مدرک لیسانس
قدیما وقتی بچه ها واقعا سه ماه تعطیلی تابستان داشتند،روزهای آخر بهم میگفتند بیا بیشتر تا لنگ ظهر بخوابیم و عصرها توی
کوچه کلی بازی کنیم تا هنوز مدرسه ها باز نشده.میگم بچه های قدیم و سه ماه تعطیلات تابستان،چون الان تابستان با فصل
های دیگه برایشان فرقی نداره،از بس هر روز یک کلاس جدید می روند.
خلاصه این جمعه از ان جمعه هایی هست که بچه ها میگن: هفته دیگه فردا باید برویم مدرسه.
تازه وقتی ماها میگفتیم باز آمد بوی ماه مدرسه،واقعا بوی مدرسه می یومد.
اخر که میبوسم تو را در انتهای این کتاب♥️اخر بغل می گیرمت در چهار راه انقلاب
اخر که می فهمند همه محو نگاه تو منمیک شب تورا میبوسمت حتی اگر باشد به خواب♥️
هر بار اسمت امده شعری شدی در دفترمشب ها بغضم گریه شد وقتی نبودی وقت خواب♥️
یک بار خوابم امدی از گریه ها دورم کنیگفتی که تو مال منی حالا در اغوشم بخواب♥️
اغوش تو در خواب و چون دیوانه ها بوییدمت♥️ای کاش روزی هم نبود و خواب بودش افتاب
چون ماه دوری و دلم در ارزویت مانده استوقتی به فکرم نیستی
دخترک بیچاره، تنهاکه شدی، اخرشب که شد، هیس، یواشکی، هیچکس نفهمد، جلوی اینه بنشین، دستت را روی تصویرت بکش، روی گونه ات، ارام لپ خودت را بکش و ریز بخند. همان کوفتی ها را بردار و صورتت را نقاشی کن. شاد. خیلی خیلی شاد. مثل دلقکها. بعدلبخند بزن. زورکی. زیاد. ارام ارام بلندتر و بلندتر. قهقهه بزن. مثل دیوانه ها. بعد گریه کن.میان همان خنده ها یکهویی بزن زیر گریه. به چشمهای خیست در اینه نگاه کن! زیباترشده اند، تیرگی زیرچشمهایت هم شاعرانه بنظرمیرسد نه؟ بع
سرافرازم نمودی وزتو ممنونم ای یارمکه بامن همرهی وبا تو افتاده سر وکارمنه از دنیاشکایت دارم ونی شکوه از غمهاوخوشحالم که تو هستی ومن تنها ترا دارممدد کن باز هم باشم کنار تو  اگر دارملیاقت که تو باشی یاور ویار و مددکارمزغم ،مهجوری و دوری به دورم، ای عزیز جانبه دور تو بگردم من به گردت همچو پرگارمچو هستی سخت خوشنودم که هر لحظهبه هر لحظه، تویی آن نازنین دلبند دلدارمبه کویت جان سپارم من ،زعشقت بی قرارم منفقط این جمله را گویم، عزیزم دوستت دارمهمی
میفرستم به تو پیغام پس از هر پیغام!پاسخت مثل نجات پسری از اعدام !
مثل یک‌ طفل زمین خورده‌ء بازی بودم!قبل تو خسته و با عشق موازی بودم!
مثل سیگار خطرناک ترینت بودم!خودکشی بودم و هولناک ترینت بودم!
مثل حالِ بَده " ماه دل من بیداری؟"مثل زوری شدنِ "بنده وکیلم؟ آری!"
مثل مردی که شبی در تو وطن میگیرد!یک شب آخر منِ تو در تنِ من میمیرد!
نکند موی مرا دست کسی شانه کند؟خاطره جان مرا خسته و دیوانه کند؟
نکند جان مرا باد به یغما ببرد؟نکند بوی تو را باد به هر جا ب
 هروقت اتفاق بدی براتون پیش اومد هرگز نگین مگه از اینم بدتر میشه؟؟
اره میشه از اون تلخ تر وحشتناک تر.غیرقابل تصورتر.همه اینا میشه.
یه بار کوه رفته بودم خیلی غصه داشتم اون بالا انقدر داد زدم انقدر داد زدم تا صدام به اون 
بالایی برسه .
فقط ازش خواستم یذره بامن مهربون باشه.
ازش ممنونم که برای کوچکترین چیزی باید جون بکنم تا بهش برسم
ازش ممنونم که هر وقت چیزی باور کردم وامیدوار شدم با یک حقیقت تلخ از خواب خرگوشی بیدارم کرد.
همه اینا میگذره 
فرا
بهتره اول خودم رو معرفی کنم من علی چهره هستم یه پشت کنکوری توی رشته تجربی .
بریم سراغ اصل مطلب که چرا این وبلاگ رو باز کردم و کلا کی من رو به ذوق نوشتن وادار کرد برای این که این رو بدونید باید به هفت سال قبل برگردیم درست زمانی که من کلاس ششم بودم و یه همکلاسی داشتم به اسم بنیامین بیضایی اون همیشه مرتب و  درس خون بود و هیچ وقت از سر زبون معلممون اقای جعفری نمیفتاد تا تاین که بنیامین عزیز از تیز هوشان قبول شد و من  قبول نشدم 7سال گذشت و من دو باره بن
چرا نتوانیم تخت خواب خود را با کسی قسمت کنیم؟
مهربانه ترین کار اینست که تخت خود را در اختیار دیگری قرار دهید.میتوانید بگویید:اگر مایلی تخت من برای تو,روی آن بخواب.من روی زمین میخوابم.تخت مال تو.من همیشه تخت خواب را به مهمان ام میدهم.
منبع:emjey.com
بهتون گفتم امروز دانشگاه نرفتم؟
امروز دانشگاه نرفتم
خب؟چراااا؟
چون داداش امروز .بعد اذون صبحی با موهای اشفته و پریشون تو چارچوب در اشپزخونه ظاهر شد .گفت هاااا ؟چته بیداری ؟گفتم دیگه نمیخوام‌بخوابم میخوام‌برم دانشگاه .
یه ذره فک کرد گفت ترم‌چن بودی؟گفتم دااااداااش !۵ دیگه.تو نمیییدونی؟
گفت پرسیدم که بری خجالت بکشی خواهرمن.!ترم ۵ این موقع روز این موقع ماه میره دانشگاااااه؟؟؟میخوای بری در و دیوارو نگاه کنی؟؟؟
دیدم راس میگه .گفتم آخ
عزیزم مائده ، سلام ؛
میدونم که امروز چقدر روز سخت و لذت بخشی داشتی و درک میکنم که بیرون اومدن از پیله ی احساساتی بودن چقدر برات سخته. اما عزیزم ، تو از پسش براومدی!
داری عاشق کتاب های هامون میشی و از خوندن ادبیات غرق لذت میشی!آیا این قدمی رو به جلو نیست؟تست های سینماتیک رو میبلعی و از دنبال کردن فرآیند ترجمه و تنظیم بیان ژن حس دانشمند بودن بهت دست میده.تست های پی اچ رو عاشقی و از سرعت بالات تو زبان در پوست خودت نمیگنجی.
دنیای بیرون ، ماه رو ، خ
 
" یک جمعه شب معمولی بود و من داشتم تا دیروقت با دوستم بردلی تو چتروم مجازی ای که به تازگی پیدا کرده بودیم چت میکردم.اون به من و بقیه اعضای چتروم تو صفحه اصلی که تازه دیده بودیم گفت که میتونه تا هروقت که دلش میخواد بیدار بمونه چون پدر و مادرش تا آخر هفته رفتن مسافرت و خونه در اختیار خودشه. ما چند ساعتی اونجا موندیم و با این آدم های تصادفی چت کردیم و اوقات خوشی رو گذروندیم و من متوجه شدم که بردلی از یک دختری خوشش اومده، خیلی زود مادرم صدام کرد و
اسمتونو جمع کنید ببینید چه شعری ساخته میشه! 

الفای مهربان یارم
بباعشق تو میمانم 
پپای خسته ای دارم 
تتا هستی منم هستم
ثثابت میکنم هستم
ج.جان من فدای تو
چ.چند وقتی بمان بامن
ح.حال از من نمیپرسی
خ.خوابم با تو شیرینه 
د.در جانم زدی رخنه
ذ.ذره ذره آبم کن
ر.رسوای جهانم کن
ز.زلف خود پریشان کن
ژ.ژنده جامه ای پوشم
س.سر برشانه ام بگذار 
ش.شوق من دو چندا
مثل یک ببر بخواب
کتاب مثل یک ببر بخواب » کتابی است تصویری با داستانی آرامش‌بخش، درباره دختر کوچکی که نمی‌خواهد بخوابد.
دختر کوچولو حتی بعد از غروب آفتاب هم دلش نمی‌خواهد بخوابد. پدر و مادرش با آرامش و هوشمندانه می‌گویند لازم نیست بخوابد، اما لباس خوابش را بپوشد. دختر کوچولو لباس خوابش را می‌پوشد، اما باز هم خوابش نمی‌آید. پدر و مادرش باز هم می‌گویند لازم نیست بخوابد، اما حداقل صورتش را بشوید و مسواک بزند. خنکی آب و تمیزی حس خوبی برای د
رقتی شروع میکنم ی فيلمو میبینم خیلی میرم توش:/ :)) زبانشونو میریزم تو مخم:دی 
رفتاراشونو توجه میکنم نتیجه گیری میکنم و.(حتی دلم خواست و لاک سیاه زدم) 
میشه گفت اگه دیدن یه سریال هزار قسمتی (یا کمتر نمیدونم!)رو شروع کنم میتونم قسم بخورم که زبانشونو فول کردم
من ب زبان های مختلف خیییلی علاقه دارم منتها هر کدومو وسط راه ول میکنم
+گاهی میرم خارجی چت میکنم و برا خودم الکی کیف میکنم که واو من چه خفنم!اما خب در واقع هیچی نیستم هههه
 
دلم میخواد هررر چه ز
عزیزم مائده ، سلام ؛
میدونم که امروز چقدر روز سخت و لذت بخشی داشتی و درک میکنم که بیرون اومدن از پیله ی احساساتی بودن چقدر برات سخته. اما عزیزم ، تو از پسش براومدی!
داری عاشق کتاب های هامون میشی و از خوندن ادبیات غرق لذت میشی!آیا این قدمی رو به جلو نیست؟تست های سینماتیک رو میبلعی و از دنبال کردن فرآیند ترجمه و تنظیم بیان ژن حس دانشمند بودن بهت دست میده.تست های پی اچ رو عاشقی و از سرعت بالات تو زبان در پوست خودت نمیگنجی.
دنیای بیرون ، ماه رو ، خ
گفتی ازباران بسازم دفتری خواهم نوشتاینکه من راتاکجاهامی بری خواهم نوشتچشمهای توخدای حرفهای تازه اندکفرراباواژه های دلبری خواهم نوشت کنج لبهایت بهشتی گم شده رسوای منوقتی لبخندتورامثل پری خواهم نوشتبوسه بامن بوسه است ایینه باتصویرتوعشق دارددرمیانش داوری خواهم نوشتاینکه من مردابم اری خط به خط کهنگیتوبرایم دفترنیلوفری خواهم نوشتدرمیان دستهای کوچم جای تو نیستمن تمامت رابرای دیگری خواهم نوشتموج زیبای نگاهت ناگهان تردیدشدباتودارم حرفه
چند صباحی بمان، یا حسن عسکریبار مبند ای جوان، یا حسن عسکریلحظه ی دردسرت، آمده بالاسرتمهدیِ صاحب زمان، یا حسن عسکریشکرِ خدا در گذر، حضرت نرجس ندیددست تو در ریسمان، یا حسن عسکریتشنه لب سامرا، ماه ربیعت چراگشته شبیه خزان؟! یا حسن عسکریدر دل زهرایی ات، خاطره ی محسنشریخته داغی گران یا حسن عسکریداغِ دلت این شده، از غم محسن شده.فاطمه، قامت کمان، یا حسن عسکریرنگِ رخت را عجیب، زهر بهم ریختهتشنه لبی بی گمان، یا حسن عسکریخورد اگر ظرف آب، بر لب و دند
صبح با سرو صدای یکی از خواب بلند شدمکامران داشت لباس می پوشیدپتو رو از خودم کنار زدمولی تاجایی که من بادم بود دیشب پتو رو خودم ننداخته بود چون همش رو کامران بودحتما کار این بشر بودهاروم بلند شدم-چرا بیدار شدی ؟بگیر بخواب-نمیخوام خوابم نمیادبهش نگاه کردم که جلوی اینه داشت کرواتشو میبستاهکی میره این همه راه و اق چه شیک میرن سرکار-کجا میری؟-قبرستون-سرقبرت؟از تو اینه یه چپ چپی نگام کرد-هان چیه؟-سر صبحی باز شروع نکن بهارشونه هامو انداختم بالا و
دوست من سلام 
خیلی خوشحالم که دراین باشگاه مشتریان عضو شدید
من تصمیم دارم به صورت هفتگی چندین مطلب متنی وویدئویی وصوتی برای ارتقاءهوش سلامت شما دراین باشگاه قراردهم.
من میتوانم دراین راستا به شما(دانش، بینش، راهکار) های طب سنتی رادراختیارتان بگذارم که ازهرطبیب ودکتری بی نیاز شوید.
اما ازشما چنددرخواست کوچک دارم:
1.باماهمراه شوید ودربحث ها ونظرسنجی ها شرکت کنید. 
2.مارا به دوستان خودمعرفی کنید. 
3.هرجاسئوال داشتید حتماازما بپرسید.
آیامیدان
خیلی بی دلیل یا شایدم با دلیل تصمیم گرفتم بهت بگم دوست دارم .خیلی هم دوست دارم. از اینکه دیروز همش منتظر بودی بهت زنگ بزنم و من تو خواب غفلت بودم عذر میخوام . از اینکه تمام دیروز ناخوش بوم و بعدش دیدم یه تماس از طرف تو دارم و بهت زنگ زدم و گفتی حالت خوبه و دکتر گفته که خداروشکر  معاینه ت هم خوب بوده خیلی خوشحالم ؛ ولی امروز وقتی "ط" گفت که کلی منتظرم بودی که خودم ساعت یازده / دوازده بهت زنگ بزنم و مدام میپرسیدی که من زنگ زدم یا نه دلم شکست . صدای ترک
دختر جوانی رفت ،بی سرو صدا آنهم فقط برای دیدن یک بازی ، گویا هنوز درون ما انسانها خفته است . خفته از بوی انسانیت ، بوی عقلانیت ، سحر و سحرها برای ابتدایی ترین حقوق خود ، نه ،شاید گزاف گفته باشم حتی کوچکتر از بدیهی ترین حقوق خودسوختند .چرا ؟!به چه جرمی ؟!در کدام شرع و دین و قانون و مسلکی این همه تبعیض تبلور میکند ؟در چه قرنی زندگی میکنیم ؟ حتی در دوران زنده به گور کردن دختران ، زن ها حقوقشان بیش از این بود .چه میکنید با جوانان این وطن ؟با عزیزان و
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام):چه بسیاراست تفاوت میان دوکردار:کرداری که خوشی آن برودوپیامد آن برجا می ماندوکرداری که رنج آن برودومزدش بماند.
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام):ازسخن گفتن باکسی که گفتارت را نمی فهمدبپرهیزکه تورابه ستوه می آورد.
پیامبر(صلی الله علیه وآله):تامیتوانی بکوش که صبح وشب درقلبت قصدفریب ونیرنگ کسی نباشد, چراکه این ازسنتهای من است وکسی که سنتم رازنده کندمرا زنده کرده است وکسی که مرا زنده کند دربهشت بامن خواهدبود.
پیا
 مأموریت خاص
سید داشت برای فرستادن ما به منطقه توضیح می‌داد. اون روز به دلیل خستگی اصلاً به حرف‌های سید گوش نکرده بودم. آماده شدیم که بریم، دیدم اسمم تو لیست نیست. خیلی ترسیده بودم؛ فکر کردم از من ناراحت شده. رفتم بهش گفتم: سید منو نمی‌فرستی؟» گفت: واسه شما یه مأموریت خاص در نظر گرفتم.»  گفت: پس‌فردا یه مأموریت خاص بهتون میدم.» خیالم راحت شد. دو روز بعد به سید گفتم: سید جان، مأموریت خاص چی بود؟» گفت: خوب استراحت کردی؟» گفتم: آره.» گفت: م
زندگی مملو از فرصت‌هاست
چه به آن بنگری با عمقی
یا که سَرسُری رَوی تا فردا
غم مخور
آن‌چه که می‌گذرد ارزش نیست
وانچه می‌ماند همان پاینده‌ست
شوره دل بشوی
آهسته بخواب
تا خدا هست
نیک بدار
که نبوده‌ست سهمت
قصه پر غصه دل
پس چون می‌گذرد
گوی و گوی پرتکرار
"این" نیز می‌گذرد
ارادتمند
زهره مهدیان
#پارت_18
#متغیر
از دردی که توی قلبم پیچید فریاد کشیدم زمین به آسمان میرسوندم اگربلایی سرمریلا آمده باشد .چهره متعجب و پریشان مامان پایین پله ها دیدم
-چی شده رادین؟؟؟! 
+مریلا. مامان مریلا.
 دستش به نرده ها گرفت به آرومی داخل پله ها نشست
 +مامان مریلا نیستش. 
مامان از حال رفت و گرتورود آمد به حال مامان رسیدگی کردو من رفتم تا پلیس خبر کنم.
چندروزی هست همگی پریشان حالیم و هیچ خبری از مریلا نیست 
(مریلا)
چهارروزی میشود که از خانه رفته ام یه سری ق
متن اهنگ سردار مهراد جم
باروت و اشک و خون و خاکستر تقدیر این خاک مقدس شداین اشتباهو ما نمیبخشیم تکلیف این بازی مشخص شداین قطره ها دریا میشن وقتی خونت شبیه چشمه میجوشهبا بغض خون رو لباس تو ایران لباس رزم میپوشهما خواب بودیم و تورو کشتن شرمندتم سردار شرمندهامروز اما مادرم داره بندای پوتینم رو میبندهما خواب بودیم و تورو کشتن شرمندتم سردار شرمندهامروز اما مادرم داره بندای پوتینم رو میبندهمیبینم اون روزی رو که این بوم مثل جهنم غرق آتیشهرفته ع
سلام
خواب نمیرم
میخوام بازم برات بنویسم
از زندگی مجردی برات بگم.
هم خونم پسر بدی نیستاهل تسنن ولی اهل نماز و قران
هیچوقت فکر نمیکردم بتونم با یه نفر که حتی اعتقاداتش بامن فرق داشته باشه بتونم زندگی کنم.ولی زندگی از همونی که میترسی سرت میاره
آشپزیم خیلی خوب شده
لباس هامو با دست خودم میشورم
اتو میکشم
ظرف میشورم
ولی دوری از خانواده سخته
راستش تا ازشون دور نباشی نمیتونی بفهمی که چقدر دوسشون داری
الان زاهدان بودنت رو بیشتر درک میکنم
توی امامز
#آیت_الله_بهجت :
تکان میخوری بگو یا صاحب امان »
می نشینی بگو یا صاحب امان »
برمیخیزی بگو یا صاحب امان »
 
صبح که از خواب بیدار میشوی مؤدب بایست و صبحت را با سلام به امام زمانت شروع کن و بگو آقا جان دستم به دامانت خودت یاری ام کن
 
شب که میخواهی بخوابی اول دست به سینه بگذار و بگو"السلام علیک یا صاحب امان" بعد بخواب.
 
شب و روزت را به یاد محبوب سر کن که اگر اینطور شد، شیطان دیگر در زندگی تو جایگاهی ندارد، دیگر نمیتوانی گناه کنی، دیگر
سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان عزیز در وبلاگ پرورش اندام تیم فیتنس پرو fitnesspro :
 
مصرف مکمل برای رشد و افزایش حجم عضلات در صورتی که مواد غذایی کامل رو دریافت نمی کنید ضروری هست بیشتر دوستان بر اساس پروسه همیشگی از کراتین ، پروتئین وی و بعضا ال ارژنین مضرف می کند و برخی نیز از مکمل البومین ولی یاداوری کنم مکمل گلوتامین برای رشد عضلات به دلیل برخورداری از میزان زیادی پروتئین خالص کمتر استفاده می شود فردا مقاله کاملی درباره اینکه بابت این
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
 
 
اینو مینویسم که یادم نره (نخونید به شدت به درکتونه و کل ماجرا واقعن مبتذل و چرته و حتی خودمم اینو میدونم)
 
اقا من یه دوستی دارم اسمش پارساعه پارسا صابری این یه دوست دختر داره رهاست هالا این پارسا هی روی این نسبت به من غرتی میشه منم نه تنها یه کاری نمیکنم که دیگه نشه بلکه چون واقعن پارسا رو تو این موقعیت دوشت دارم شدیدن دلم میخاد باز این طوری بشه 
اولین بار که این طوری شد رها داشت بامن برا تولد پارسا چت میکرد میخاست ایزش کنه و اینا برا همین
Danlod Film Irani,Download Film Eshghe Pool,ارژنگ امیرفضلی,تله فيلم عشق پول,تماشای آنلاین فيلم,حدیثه تهرانی,دانلود رایگان فيلم عشق پول,دانلود عشق پول,دانلود فيلم ایرانی,دانلود فيلم جدید,دانلود فيلم عشق پول با حجم کم,دانلود فيلم عشق پول با کیفیت 1080p,دانلود فيلم کمدی,سیروس گرجستانی,عشق پول,فلور نظری,فيلم سینمایی عشق پول,فيلم عشق پول,فيلم کامل عشق پول,نسخه اصلی فيلم عشق پول,
ادامه مطلب
تا حالا با قلب خالی گریه کردی؟انقدر گریه میکنی که چشمات از کاسه بزنه بیرون
انقدر بی دلیل و انقدر زجر آور گریه میکنی که حتی خودتم دلت واسه خودت میسوزه
بعد از اونهمه تلاشی که واسه دوست نداشتنش کردم، دیدنِ عشقش و حال خوبش و اینکه ازم توقع داشت همه ی عاشقانه هاشو بشنوم کم کم کم کم همه ی توانم و گرفت
زنگ زدم بهش، فقط گریه کردم 
گفت برو بخواب گفتم نمیبره 
گفت انقد گریه کن تا خوابت ببره
گفت بیا باهم بخوابیم
گفتم نیستی که
گفت فقط گوشی رو قطع نکن
فقط
از مدرسه که برگشتم مستقیم رفتم بخوابم. مامان بیدارم کرد گفت ناهار بخور بعد بخواب‌. بعد از یه استراحت یکی دو ساعتی پاشدم و آماده شدم برای مراسم ولیمه شوهر خاله.از ظهر رفتیم اونجا و ساعت ده و خورده ای برگشتیم. هیچ درسی نخوندم و فرصت هم نداشتم که چیزی بخونم. الانم توی خسته ترین و له ترین و سردرد ترین حالت ممکنم. نه که بگم خیلیی کمک کردم اما خب باید به خاله و دختر خاله ها کمک میکردم.مامان آقای فاضل رو هم دیدم (همونی که اسمش یادم نبود و میگفتم آقاهه!)
+ بعد این همه سختی
بعد این همه چشم انتظاری
میرسه یه روزی که مچاله بشی تو دو وجب آغوشی که فقط واسه خودت باشه؟
که خستگیت با فشار دستاش رو استخونات در بره؟
که نخ سیگارو از لا انگشتات بکشه بیرون مهر بزنه رو جاش مبادا چیز دیگه‌ای مهر بزنه رو لبات؟
میشه بلاخره بیاد اون آذر»ی که برگ‌ریزون غروبش غم عالم رو نریزه رو سرت
که به جای این چرت و پرتا بگی گور بابای دنیا بیا بریم اندازه دو کلوم حرف ناحساب گز کنیم خیابونا رو؟
چی میشه بعد این همه خستگی یه روز بر
مریض شدم. یک ماه هست که از گلودرد و گوش درد و سردرد کارم شده درس خواندن نصفه نیمه، خوردن نیمه نصفه و خواب زیاد. هرچه انتی بیوتیک میخورم اثر نمیکند. همین دو هفته پیش هم فشارم وسط پاساژ شلوغ حافظ افتاد و درازم کردند توی نمازخانه با یک سرم ۱ساعت و نیمه.کل بدنم درد میکند. از دستهایم که دیگر توان حرکت برایش نمانده تا پاهایم که با هر بار تب کردن، سست میشود و مجبور میشوم بنشینم. زانویم هم دردش عود کرده، این کشکک بی صاحاب، دلم میخواهد بگیرمش به فحش. بعد
Danlod Film Raghse Paa,Download Footwork Full Movie,تماشای آنلاین فيلم,حمیدرضا پگاه,دانلود رایگان فيلم رقص پا,دانلود رقص پا,دانلود فيلم ایرانی,دانلود فيلم جدید,دانلود فيلم رقص پا با کیفیت 1080p,دانلود قانونی فيلم,دانلود نیم بها,رقص پا,سایت دوستی ها,فيلم رقص پا,فيلم رقص پا با کیفیت عالی,فيلم رقص پا مزدک میرعابدینی,فيلم سینمایی رقص پا,نسخه اصلی فيلم رقص پا,نگار عابدی,
ادامه مطلب
 
 
هشت ضرب‌ المثل‌ مدیریتی
 
1 - جاماییکا:قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو دهن گنده”.تفسیر: تا وقتی به کسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.
 
2 - هاییتی:اگر میخواهی جوجه‌هایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخم‌مرغ ها بخواب.تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.
 
3 - لاتین:یک خرگوش احمق، برای لانه‌ی خود سه ورودی تعبیه می‌کند.تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی، عقل
 
حدود یک سالی هست که کار هنری وگرافیکی انجام میدم
دلم میخواست تو این شرایط سخت  کمک حال MOباشم اما بیرون کارنکنم
اینجوری بالاسر دخترم هستم ودلم پیشش نمیمونه.
 گاهی در کارم پیش میاد که کلی وقت میذارم با کلی حوصله بدون هیچ بی ادبی جواب مشتری رو میدم ،نمونه کارهای زیادی رو  دسته بندی میکنم ،نمونه نداشته باشم سرچ میکنم و.تا به یک نتیجه کلی برسیم وقتی تصویب میشه ; میرن که بیعانه رو بریزن تا کارشون رو شروع کنم
گاهی به حرفشون اعتماد میکنم وبرای ا
من واقعا از اون بزرگواری که واسم دعا کرد (احتمالا کربلا بوده یا تو مسیر پیاده روی واسم دعا کرده یا نمیدونم یه بزرگواری که احتمالا قسمتش نشده و ان شاءالله زودتر یه نفر پیدا بشه یا یه اتفاقی بیافته که خونواده به خصوص پدر بزرگوارشون راضی بشن که بالاخره کربلا تشریف ببرند یا شایدم #اوشون تو مسیر کربلا بوده یا ) تشکر میکنم
امروز کاملا بدون مقدمه و اتفاقی، حس کردم حالم بهتر شد و احتمالا بعد از چند روز بهتر هم خواهم شد کلا انگار اوضاع نسبت به قبل ب
Danlod Film Irani,Danlod Film Zahre Maar,tdgl civ lhv,تماشای آنلاین فيلم,دانلو فيلم زهرمار,دانلود رایگان فيلم زهر مار,دانلود زهر مار,دانلود فيلم ایرانی,دانلود فيلم جدید,دانلود فيلم زهر مار با کیفیت عالی,دانلود فيلم کامل زهرمار,دانلود نسخه اصلی فيلم زهر مار,زهر مار,سایت دوستی ها,سیامک انصاری,شبنم مقدمی,فيلم زهر مار,فيلم زهر مار جواد رضویان,فيلم سینمایی زهر مار 1080p,فيلم کمدی زهرمار,
ادامه مطلب
Danlod Film Ghasam,Danlod Film Irani,تماشای آنلاین فيلم,حسن پورشیرازی,دانلود رایگان فيلم قسم,دانلود فيلم ایرانی,دانلود فيلم جدید,دانلود فيلم قسم با کیفیت عالی,دانلود فيلم کامل قسم,دانلود قانونی فيلم,دانلود قسم,دانلود نسخه اصلی فيلم قسم,دانلود نیم بها,سایت دوستی ها,سعید آقاخانی,فيلم جدید مهناز افشار,فيلم قسم,فيلم قسم با کیفیت 1080p,فيلم قسم محسن تنابنده,مهران ,
ادامه مطلب
دو روزه که برگشتم خونه,روزهای آخر خوابگاه احساس عجیبی داشتم ,احساس آوارگی! که مشخص نیست متعلق به کجا و چه آدم هایی هستم. خونه راحتی خاص خودش داره همراه با احساس امنیت و صمیمیت,اما توی خونه احساس راکد شدن داشتم ,اینکه هیچ کاری نمیکنم و فقط عمرم میگذره.دانشگاه خیلی دوست دارم,همکلاسی هام و محیط دانشگاه خیلی واسم جذابن اما واسه من که مدام پی رسیدن به آرامشم خوابگاه خیلی هم قشنگ نیست ,نیاز های عاطفیم اذیتم میکنه ,,,حالا می فهمم استقلال داشتن ,فقط
به خاطربی تجربه بودنم درزمینه وبلاگ نویسی ،واسه اولین پست خیلی فکرکردم.حتی مطالب زیادی سرچ کرده بودم که بیش ازحد کلیشه ای بود.
مثلایه جانوشته بود اولین پست  خودتومعرفی کن وازمهارتات بگو.
هم زمان این از ذهنم گذشت که خب من اگه خودمودقیق میشناختم که خیلی عالی بود!
حتما راحت خودموبه شما معرفی هم میکردم دراون صورت!
 
امیدوارم معرفی دراین حدکه من پرینازهستم کفایت کنه!بیشترازاین خودمم نمیدونم،شایداینجابعداباهم متوجه شدیم شایدحتی شماکمک کردی
بسم الله الرحمن الرحیم
اوایل صبح با الف رفتیم حرم امیرالمومنین.
به زور پشت یک ستون جا شدیم. یک جایی بین ضریح و صحن حضرت زهرا(س).
این زیارت، همه چیز در هاله ای از مه و ابر پیش میرفت.
الف خیلی جدی درگیر سوره تهلیل اش بود. ازش پرسیدم آدم باید چه دعایی کند؟ خیلی سریع و مطمئن گفت: یاری امام زمان(عج). جوابش را مزمزه ای کردم، دیدم نمی فهمم.
چند تا عکس از ستونها انداختم، اسمای خداوند گوشه گوشه شان جلوه نمایی میکرد. حرم امیرالمومنین خیلی متفاوت ا
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی که زندگیشو و گذاشت و رفت 
خیال کردم دوستم نداشت
بعضیا گفتن نکنه  نخواستت که اول زندگی انقدر راحت ازت برید
راستش توی علاقش شک کردم .
به خودم گفتم نکنه واقعا !!!!!!.
اما برام قابل قبول نبود
هیچ کس نمیدونست که همون اول بامن شرط کرد که مانعش نشم.
باتمام  این بی قراری ها با همه شک و شبهه ها میگم فدای سر امام حسین علیه السلام فدای سر حضرت زینب سلام الله.
امین به هرچی میخواد میرسه
هرحرفی بزنه یروز بهش میرسه .
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب