نتایج پست ها برای عبارت :

قشنگِ عشقِ من چِشماش ، پُرِ از پاکی نوره

 
امروز به عشقِ خودم از خواب بیدار شدم به عشقِ خودم ورزش کردم با نهایت عشق خودم برای خودم چای ریختم خودم با خودم چای نوشیدم به عشقِ خودم نشستم سرکار به عشقِ خودم ساعت‌ها کار کردم و نوشتم به عشقِ خودم خرید رفتم به عشقِ خودم برای خودم لباس خریدم و .
ادامه مطلب
عشقِ انسان آگاه و بیدار به تو آزادی میدهد عشقِ انسان نا آگاه، عشق نیست، گدایی است. او میخواهد که دوستش بداری. میخواهد که بیشتر و بیشتر عشق بگیرد. عشق او چیزی جز شهوت نیست.
شهوتی که لباس عشق بر تن کرده است اما عشقِ یک انسان بیدار درست عکس این است. عشق یک امپراطور است. در کنارش،ملکه میشوی، نه اسباب شهوترانی او بسیار دارد و از غنای خویش میبخشد عشق او بخشش بی قید و شرط است. سهیم کردن است.
بدون هیچ مطالبه و توقعی. بدون هیچ انتظاری برای جبران و باز پ
فواید پودر موبر چیست؟
فواید پودر موبر نوره و پودر واجبی خاصیت تمیز کنندگی و ضد عفونی کنندگی است و باعث می شود موهای کل اعضای بدن با آن رفع شود. فواید پودر موبر و نوره به علت وجود آرسنیک در آن است که متأسفانه امروزه این ماده در کارخانجات از آن جدا شده و به خارج از کشور صادر میشود. همین ماده در خارج کشور به صورت شیمیایی جهت تهیه داروی ضد سرطان با نام آرسنیک تری اکـساید استفاده شده و دوباره ما آنرا به کشور با هزینه زیادی وارد می کنیم.
یکی از فواید
سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۳۴ ب.ظ

رهبر انقلاب فرمودند: آن روزى که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته شهادت بود؛ وقتى این جمله را گفتم، چشم‌هاى شهید کاظمى پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند.
رهبر معظم انقلاب فرمودند: دو هفته پیش شهید کاظمى پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم:
 
یکى این‌که دعا کنید من روسفید بشوم، دوم این‌که دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهاى
فواید پودر موبر چیست؟فواید پودر موبر نوره و پودر واجبی خاصیت تمیز کنندگی و ضد عفونی کنندگی است و باعث می شود موهای کل اعضای بدن با آن رفع شود. فواید پودر موبر و نوره به علت وجود آرسنیک در آن است که متأسفانه امروزه این ماده در کارخانجات از آن جدا شده و به خارج از کشور صادر میشود. همین ماده در خارج کشور به صورت شیمیایی جهت تهیه داروی ضد سرطان با نام آرسنیک تری اکـساید استفاده شده و دوباره ما آنرا به کشور با هزینه زیادی وارد می کنیم.
یکی از فواید پ
میدونستی من ذوق میکنم با برف؟میدونستی برف برام پُرِ حالِ خوبه؟تو خیابونِ پر از درختای زرد و نیمه افتاده، دونه های سفیدِ رو سرم آروم آروم آب میشن.قدمامو کندتر میکنم.
چشمامو میبندم. صدای خندتو میشنوم و ردِ لبخندی روی صورتم میمونه.پارسال، بعد کریسمس برف اومد،
بعدِ ذوق کردنم برای‌ اولین برف، خندیدی،
انقدر شیرین، انقدر آروم که من برای اولین بار میخواستم برای خنده ی کسی بمیرم.
ینی میشه باز صدای خندتو بشنوم ؟
دانلود آهنگ فرزاد فرخ حس بیخیالی | کیفیت عالی
امروز می توانید ترانه حس بیخیالی با صدای فرزاد فرخ را از جاز موزیک دانلود کنید
Exclusive Song: Farzad Farokh | Hese Bikhiali With Text And Direct Links In jazzmusic

متن آهنگ فرزاد فرخ حس بیخیالی
از اتاقم قابِ عکست خیره میشم
که باز صبح شد گیجِ گیجم
نیستی پیشم
یه دوش آبِ سرد یه قهوه نیمه تلخ
به فکر این که چی بپوشم
لباسِ زردمو اون کتِ چرممو
آخه تو بگو من چی بپوشم
موزیک روشن هوا عالی
یه حسِ بیخیالی
یه تصویر از این عشقِ خیالی
موزیک روشن هو
" بس که جفا ز خار و گل/ دید دلِ رمیده ام/ همچو نسیم ازین چمن/ پای برون کشیده ام/ شمع طرب ز بخت ما/ آتش خانه سوز شد/ گشت بلای جان من/ عشقِ به جان خریده ام!/ ./ تا تو مراد من دهی/ کشته مرا فراقِ تو/ تا تو به داد من رسی/ من به خدا رسیده ام!/ چون به بهار سر کند/ لاله ز خاک من برون/ ای گل تازه یاد کن/ از دل ِ داغ دیده ام/ یا ز ره وفا بیا/ یا ز دل رهی برو/ سوخت در انتظار تو/ جانِ به لب رسیده ام ."
.
.
پ.ن: رمضان رفت و دستم خالی و دل پر از اندوه و حسرت. چون طفل مادر مرده ای
مراسم ظهر روز اربعین با نوای کربلایی مهدی رعنایی در هیئت حیدریون اصفهان برگزار شد .
 
صوت:
سنگین | اربعین اومد
سنگین | این دعای زائرای اربعینِ
شور | سلام آقا
زمینه | سلامُ علی زوارک فی یوم الاربعین
شور | ستون به ستون
شور | سوره ی کوثر امام حسین
شور | دل زدن به جاده ها
شور | ای شهزاده دختر دریا
شور | عرض سلام
شور | لشکر ارباب
سنگین | فی القرآن
شور | مسیری آخرش قشنگِ
 
تصویری:
شور | سلام آقا
زمینه | سلامُ علی زوارک فی یوم الاربعین
شور | ستون به ستون
شور | سور
 
و پرسشی‌ست قدیمی که همچنان باقی‌ستکه چند فاجعه تا مرگِ این جهان باقی‌ست
 
نبودن» از همه جا مثل سنگ می‌باردبه بودنی که فقط تکّه‌ای از آن باقی‌ست
 
چقدر عاشق و معشوق مرده‌اند، امّاهنوز هم که هنوز است عشقِ‌شان باقی‌ست
 
چه حرمتی‌ست در انسان که بعدِ این‌همه قرنخطوطِ خاطره‌اش روی استخوان باقی‌ست
 
اگر چه روح و تنم می‌رود، خوشم با اینکه ذوقِ شاعری‌ام هست، تا زمان باقی‌ست
 
مریم جعفری آذرمانی کتاب نواحی چاپ ۹۶نشر فصل پنجم
 
مراسم ظهر روز اربعین با نوای کربلایی مهدی رعنایی در هیئت حیدریون اصفهان برگزار شد .
 
صوت:
سنگین | اربعین اومد
سنگین | این دعای زائرای اربعینِ
شور | سلام آقا
زمینه | سلامُ علی زوارک فی یوم الاربعین
شور | ستون به ستون
شور | سوره ی کوثر امام حسین
شور | دل زدن به جاده ها
شور | ای شهزاده دختر دریا
شور | عرض سلام
شور | لشکر ارباب
سنگین | فی القرآن
شور | مسیری آخرش قشنگِ
 
تصویری:
شور | سلام آقا
زمینه | سلامُ علی زوارک فی یوم الاربعین
شور | ستون به ستون
شور | سور
دیدمت از دور
خسته بود پاهات
گفتی از دست این آدما خسته ام
زخماتو شستم، بالتو بستم
.
.
گفت شنبه میاد تهران. یکی دو روز کار داره.
گفت سعیدم اینجاست باهم میاییم
من ولی نمیدونم چرا فقط گریه ام گرفت
میدونم نمیبینمش.
.
.
نذار بمونه غمت رو دلم عشقِ دردسرساز
چرا انقد گرفتار توعم؟
میگی باید برم اما
نمیتونی
نمیتونم
.
.
متنفرم از اینکه حتی اینجاهم مجبورم خودمو سانسور کنم
.
.
سعید پست گذاشته بود تو یه تیکه اش این آیه رو نوشته بود "و ان لیس للانسان الا ما سعی"
چند روزی هست که همسری شبا بچه ها رو میبرن استخر و اونا واقعا واقعا خوش بحالشون میشه بسکه عاشق آبن. تا الان که چند جلسه رفتن تو نبودنشون من اصلا نمی دونستم اول کدوم کار رو انجام بدم و همشم مشغول دلگرمی های خودم میشدم. دیشب چند مین مونده به اومدنشون میز پذیرایی رو چیدم که یه کم دور هم بشینیم. فسقلی گفت مهمون داریم؟ گفتم نه برای ما اماده کردم.جواب داد: مامان شما چقدر مهربونی که اینا رو برای ما آماده کردی.
شبم کتابای جدیدی که از کتابخونه مهدشون گرف
شرّ و بدی که در دنیا وجود دارد پیوسته از نادانی می‌زاید و حُسن‌نیت نیز اگر از روی آگاهی نباشد ممکن است به اندازه‌ی شرارت تولید خسارت کند . مردم بیشتر خوبند تا بد ، و در حقیقت مسأله این نیست ؛ بلکه آنها کم یا زیاد نادانند و همین است که فضیلت یا ننگ شمرده می‌شود . نومید کننده‌ترین ننگ‌ها ، ننگ آن نادانی است که گمان می‌کند همه‌چیز را می‌داند درنتیجه به خودش اجازه‌ی آدم‌کُشی می‌‌دهد . روح قاتل کور است و هرگز نیکیِ حقیقی یا عشقِ زیبا بدون رو
بذا نگات کنم. بذا نگات کنم که یادم بمونه که هرچیَم بشه، من دارمت. که شاید مثل الآن نداشته باشمت، شاید نتونم دستامو دور گرنت حلقه کنمو زل بزنم تو چشمات ولی دارمت. یه جایی وسطِ وسطِ قلبم دارمت. یه جایی که فقط مال تو عه. [به من گفتی پای بیدِ کهن، تا همیشه من با تو خواهد بود؛نشستم من پایِ بیدِ کهن، بی تو زیر این آسمانِ کبود.به من گفتی همچو عشقِ ما، کِی شود پیدا در همه عالم؟کنون بی تو مانده‌ام تنها، سوزم و سوزم در آتشِ این غم.]
من می‌توانم تمامِ مردم شهر را دوست داشته باشم، چون معتقدم که آدم ها هیچ‌کدامشان بد نیستند؛ فقط با هم فرق دارند.می‌توانم صمیمانه و از تهِ دلم برای همه‌شان، فارغ از هر جنسیت و سن و نژادی، خوب بخواهم.گاهی حتی به سرم می‌زند کار و زندگی‌ام را گوشه‌ای رها کنم، دلم را به خیابان بزنم و فکری برای دل‌های گرفته از روزگار و بغض‌های فروخورده‌شان کنم. هرچند می‌دانم که شاید زورِ مشکلات و دردهایشان بیشتر از من باشد، یا اینکه تنهایی کاری از پیش نخواهم
شد قسمتم از عشقِ تو غم، دربدری همرفتی، نگرفتی دگر از من خبری هماز غربت چشمان تو پیداست، که از من.نه نام و نشان مانده، نه حتی اثری همقبل از تو کمی غصه اگر داشت جهانم.بعد از تو نصیبم شده چشمانِ تری همرسوایی و دیوانگی و فاصله کم بود.در فالِ من افتاده کمی بی ثمری همجز هجمه ی بی رحم خزان بر تنِ این دل.جامانده کمی خط و نشان از تبری همگفتم غزلی از تو بسازم، نشد اما.عاجز شده از وصف تو "فاضل نظری" هم#طاهره_اباذری_هریس
شاید لازمه به جای عقب گرد کردن یکم برم جلو
پیش برم اصن تو دل ماجرا
همونایی ک دائم میگریزم ازشون!
و اولیش قراره بشه روز اول98 ای دیدنشون حسِ جالبی به آدم میده گرچه میترسم و میترسم و میترسم
ولی نباید کنار بکشم
من ادم عقب گرد کردن نبودم و دو ساله ک شدم و دیگ نمیخوام این جور بمونم
درسته ممکنِ زخمی و خسته باشم ولی خب این راه من نیست.
به آرام ترین صورت ممکن باید بشم
#شخصیت طوری
پ.ن: عید غدیر مبارکخود سید ها به روی خودتون بیارید و عیدی ها رو قطار ک
إنهُ فکَّرَ و قَدَّر
فَقُتِل کیف قدَّر
ثمّ قُتل کیف قدَّر
او (نشست) فکر کرد و نقشه کشید!
مرگ براو باد! (خاک تو سرش) چطور هی نشست و نقشه کشید!
باز هم مرگ بر او باد! (حیف نونی که بخوره) چطور نشست و مدام نقشه کشید!
این روزها که میبینم چطور ضدانقلاب از چپ و راست داره شایعه پراکنی میکنه و تمام تلاش و همّ خودش رو برای اثبات باطل و کوبوندن و پوشوندن حق به کار میبره، یاد این آیات سوره مبارکه مدثر میفتم. یعنی به هرگونه چرت و پرت باورکردنی و باور نکردنی متوسل
دانلود رپ حصین به نام چپه ۳ با کیفیت بسیار عالی
Download Ahang Ho3ein eblis CHAP 3 +Best quality+Text
این آهنگ بسیار فووق العادست و پیشنهاد میشه دانلود کنید و لذت ببرید
 
برای دانلود آهنگ جدید حصین به نام چپه ۳ به ادامه مطالب مراجعه فرمایید:

 
 
  ♬♪♪♫♪♬
تکست  چپ3 حصین:
شهر شده پُرِ از لاشیباهاشون منم معاملم پاشیدابدا نخواه شبیه من باشیتو مُس راهتو برو انقد نگو فردا چیشهر دیگه پُرِ از لاشیباهاشون منم معاملم پاشیدابداً نخواه شبیه من باشیتو مُس راهتو برو نکن من
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتی امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
خسته از پیدا نکردنِ آستر مورد نظر در آخرین مغازه پا به پا کردم و پرسیدم"جناب آستر خز دار دارید؟از اون هایی که شکلِ ببعی هستن میخوام!"فروشنده لبخندی زد که سی و دوتا دندونش پیدا شد و گفت"خانوم به اون مدل میگن آسترِ تدی،خیر نداریم"
با لبخندی در افق محو شدم و درآخر استر مذکور را یافتم اما چون قیمتش متری هشتادتومن بود!نخریدم و به یک آستر زپرتی قانع شدم :| و اینگونه رویای داشتنِ کاپشنی با آستر ببعی طور به فنا رفت.
+پارچه خیلی خیلی خیلی گرون شده.شانس آو
اون وقتایی که ناگهان یه عشق خیلی زیاد توی وجودت رها می شه، باید خیلی خفن باشی که بتونی به وصال تبدیلش کنی. 
باید دوست داشتنو بغل کنی، خودتو کامل فهمیده باشی، بعد یکم یکم رهاش کنی. جوری که انگار کم کم دوست داشتنی به وجود اومده و همه چیز عادیه :دی
ولی نیست! معجزه شده! البته نه همیشه. گاهی یه نداشتن بزرگه شاید. یا داشتن بزرگ. یا شاید هر دو تاش.
اینه که این همه خواستن به وجود میاد. نمی دونم. سخته. و باحال :دی
هعی. هعی بدشانسی وقتیه که عشقِ جان، خو
دیروز تو کلاس، تیچر پرسید به نظرتون عشقِ قبل از ازدواج بهتره یا عشقِ بعد از ازدواج؟ من کلا حوصله ندارم تو بحث‌های کلاس شرکت کنم، مگر مستقیم ازم بپرسه. بچه‌ها یکی یکی حرف می‌زدن و می‌گفتن .After marriage because. بعد من دیدم همه دارن میگن بعد ازدواج، یه‌کم جو فوق سنتی شده بود! دیگه منم نظرمو اظهار کردم. گفتم عشق نه، ولی آشنایی قبل از ازدواج باشه بهتره و ریسکش کمتر. حالا ییهو نطق همه باز شده بود! از دم می‌گفتن قبل از ازدواج بهتره لابد گفتن اییییییین ب
۱۵۹-طریق عشق چو دست درسر زلفش زنم به تاب رود   ورآشتی طلبم با سر عتااب رود چو ماه نوره نظارگان بیچاره     زند به گوشه ابرو و درنقاب رود شب شراب خرابم کندبه بیداری     وگر به روز شکایت کنم بهخواب رود طریق عشق پرآشوب و آفتاست ای دل     بیفتد … طریق عشق – چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود – غزل ۲۲۱ – ۱۵۹
منبع : فالگیر
۱۵۹-طریق عشق چو دست درسر زلفش زنم به تاب رود   ورآشتی طلبم با سر عتااب رود چو ماه نوره نظارگان بیچاره     زند به گوشه ابرو و درنقاب رود شب شراب خرابم کندبه بیداری     وگر به روز شکایت کنم بهخواب رود طریق عشق پرآشوب و آفتاست ای دل     بیفتد … طریق عشق – چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود – غزل ۲۲۱ – ۱۵۹
منبع : فالگیر
"درد است که آدمی را راهبر است. در هر کاری که هست، تا او را دردِ آن کار و هوس و عشقِ آن کار در درون نخیزد، او قصدِ آن کار نکند و آن کار بی درد در او را میسر نشود – خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره.تا مریم را دردِ زِه پیدا نشد، قصد آن درختِ بخت نکرد که:
 او را آن درد به درخت آورد، و درختِ خشک میوه‌دار شد.
 تن همچون مریم است، و هر یک عیسی داریم: اگر ما را درد پیدا شود، عیسای ما بزاید، 
و اگر درد نباشد، عیس
_تو چرا ازدواج نمیکنی؟هم سن و سال های تو بچه دارم شدن.+شرایطشو ندارم!_چه شرایطی؟+بنظرِ من وقتی میخوای ازدواج کنی یا باید عاشق باشی،اونم یه عشقِ دو طرفه که هر دو برای رسیدن لحظه شماری کنید.یا دلت خالی و سالم باشه.که من هیچکدومشو ندارم!_دلِ خالی و سالم چیه دیگه؟!+سالم ینی دلت شکسته نباشه،دست نخورده و سالم.خالی ام ینی یه گوشه ی دلت هنوز گیرِ یه بیعرفت نباشه.که اگه غیر ازین بودی و ازدواج کردی،خیانتِ محضِحالا فکر کن،یه بیمعرفت دلِ منو شکسته
L O V E
عشق تو صدا و سیمای ج.1 *صدای سرفه* فقط برای ائمه و پیامبران استفاده میشه؟ حتی شاید گاهی اوقات عشقِ به حسین بیشتر از عشق به آفریدگارِ حسین باشه!! چه عشقی؟! چه کَشکی؟! چه عشق حقیقی بین دو انسان میتونه رخ بده که یک تن از اونها در دولتی دیگر در سالیانِ پیشین زندگی میکرده؟ مگر یک خرافه! یک دروغ! یک کذب! یک پرستشِ بی اساس!
پ.ن: With all respect!!
توجه نکردی به تنهائیام و
ندیدی چه ترسی نشست توو نگاهمو
مدارا نکردی با دلتنگیامو
فقط خواستی باشی به جای خدام و
به جای خدام و …
با هر ردِ پایی که اندازه ی کفشته راه میام و
جلو هر کی چشماش شبیهِ خودت میشه کوتاه میام و
نموندی باهام و …
خزونم که از زورِ تنهائیام
میخوام مثلِ پیچک بپیچی به پام
تو دردی من اینو میفهمم ولی
بگو جز تو درمونو از کی بخوام
تو بارونیِ کهنه ی کنجِ خونه
که خیلی چیزا از دلِ من میدونه
چه آغوشِ گرمی ، چه پاییزِ سردی
چقد فکر میکردم
اول از همه:
ماعیِ گل گلی♥ تولدت مبارک خانوم دکتر روزهایِ آینده♥ امیدوارم این پست رو وسط استرس آزمون فردا بخونی و امسال آخرین سالی باشه که روز تولدت روز آزمون باشه و فردا و همه فردا ها رو مثل قبل بتری و سال دیگه جایی که لایقشی با تمام وجودت بخندی و شاد باشی♥ آنانانِ منی :* 
تولدت خیلی مبارک دختر مهربون پر انرژی *______* 
گیلیلیلیلیلی بزنید کف قشنگه رووو، عقبیاااااااااا شلههه شلههه  ^~^
 
 
دوم از همه: فک کن شب خوابت نبره، صبح با کلنگ از خواب بی
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
با نور عشق، دل غمِ ظلمت نمی کشدبا اهل بیت، خواری و خفت نمی کشدآزادگی است سیره ی مردان روزگارعبدِ نگارِ فاطمه، ذلت نمی کشددر فتنه ها، مریدِ حقیقیِ فاطمهدست از حمایتش ز ولایت نمی کشدهر کس که بار عشقِ امام زمان کشیدصحرای ، بار ندامت نمی کشدبا یک سلام، روزیِ ما می رسد رفیقکارِ زبان، به گفتنِ حاجت نمی کشدبی منت است لطفِ امام کریم مااین جا گدا ز شاه خجالت نمی کشدعبدی گناهکار که محتاج بخشش استصورت به جز
 
به نظرم داشتن هیچ چیزى، هیچ چیزى در زندگى به اندازه یک انسان که عاشقش باشیم و عشق رو در چشمهاش ببینیم ضرورى نیست.
تمام چیزها زندگى رو خیلى بهتر میکنن، دوست، سفر، ورزش، آشپزى و کار مورد علاقه و معنویت و فیلم دیدن و موزیک موزیک موزیک و خیلى چیزها
 
اما تا به حال ندیدم چیزى به این حد زندگى رو زیبا کنه.
نگه داشتن عشقِ که داستان رو خیلى خیلى سخت مى کنه و آدمش نیستیم عموماً.  نیستم حداقل.
"روزی که میاد"، همه‌ی اینا گذشتن. 
روزی که "میاد"، همه‌ی اینا گذشتن. 
"روزی" که میاد، همه‌ی اینا گذشتن. 
 
پ ن: چند روزه خیلی کم کتاب میخونم. کلاً 20 صفحه از دنیای قشنگِ نو رو خوندم تو این مدت. بیشترِ وقتمو پای فیلمایِ آموزشیِ VBA اِکسل میگذرونم. خوب و مفید پیش میره. تقریباً همه چیشو یاد میگیرم و ذهنم به چیزایی که درس نمیده هم سرک میکشه. مهم نیست. 
اوایل تابستون بود فک کنم، که به این نتیجه رسیدم "روزی که میاد"، همه‌ی اینا گذشتن. و اگه بر مبنای همین ا
برخی به کجاها رسیدند؛و ما در ظلماتِ عالم کثرات فرو رفته‌ایم.گر خبر از مُلک جان داری بیاریا نشان از بی نشان داری بیاراز بیان و لفظ بگذر یک زمانعشقِ بی لفظ و بیان داری بیارظنّ و علم و قطع را یک‌سو فکنرؤیت و حسّ و عیان داری بیارگفتگو از جام و مِی دیگر بس استحالتی از مِی کشان داری بیارعلم و حکمت را به اهلش واگذارهای و هوی عاشقان داری بیاربوسه شیطان بُوَد داغِ جبینداغِ جانسوزِ نهان داری بیاربزم وحدت جای هر بیگانه نیسترنگ و روی مَحرمان داری بیا
( رفیق بی کَلک )
مادرِ من  مادرِ من
ای همه یِ باورِ من
یادم میاد اون قدیما
زمستونا ، تابستونا
وقتی شب از راه میرسید
تاریکی از پنجره ها
سَر میکشید به خونه ها
بغض تو گلوم پیله میکرد
غم تو دلم گولّه میشد
اونوقت تو بودی از پسِ
غصه ها در میومدی
زمستونایِ سرد سرد
پشت در خونه یِ گرم
برف تو کوچه قُلّه میشد
آتشِ غصه هایِ من 
خاموش میشد با خنده هات
گرمی و آرامشِ آن
اطاقِ سردم تو بودی
شادابی و سرخیِ این
چهره یِ زردم تو بودی
رو راست بگم مادرِ من
دوایِ دردم تو
   بر عُمقِ دلم ، غَمَت عیان است هنوز
   غم ، آفتِ عشقِ عاشقان است هنوز
   گرچه همه مویِ من سفید است چو برف
   اما  ،  دل نازُکم  ،  جوان است  هنوز
 
                                           شاعر معاصر : داوود جمشیدیان ، متخلّص به سِتین
 
آبجیِ قشنگِ خودم سلام
 
یه چیزی رو باید بگم؛
 
دو نفر که قصد دارند با هم ازدواج کنند،
باید ویژگی های جسمی و روحیِ طرف مقابل رو بررسی کنند
ببینند از نظر روحی و جسمی چقدر با هم وجه اشتراک دارند
روحی، جسمی، فکری، اعتقادی، .
 
قاعدتاً اگر وجه اشتراک زیاد باشه به ازدواج ختم میشه
 
بعد از ازدواج هر اختلافی کشف شد؛
باید دو طرف سعی کند اون اختلاف رو به سازگاری تبدیل کنند:
هم زیستی، سازگاری، فداکاری، گذشت، تحمل (از روی عشق)، هماهنگی، .
 
تا اینجای کا
ده بار زمین میخوری یازده بار بلند شو!
تلاش کن!تلاش کن!تلاش کن!
سه بار روی برگه ای که جلوته و داری درس میخونی بنویس:نتیجه میده!نتیجه میده!نتیجه میده!
چقد دوست دارم این قسمت resilience تو اون ویدیویی که گفتم رو بنویسم تک تک جمله هاشو!
اینکه وقتی تو حرکت میکنی بری سمت هدفت چقد همه چیزای عجیب غریبی اتفاق میافته!
یه کاری نکن که زندگی فکر کنه زمینت زده.
وقتی یه هدف مشخص کردی . براش بجنگ!حتی اگه قلبت باهات راه نیاد!
حتی اگه سخت باشه.
باید بدویی.راه بری.بخز
دانلود آهنگ جدید زیبای هنرمندم دل به تو میبندم با تو پر از عشقم بی تو نمیخندم از کیوان

دانلود آهنگ جدید و زیبای کیوان بنام جاده چالوس از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ زیبای هنرمندم دل به تو میبندم با تو پر از عشقم بی تو نمیخندم با تنظیم نوید بهبودی و گیتار سجاد علیزاده یکی از بهترین آهنگ های کیوان در مهر ماه سال 1398 است . مدت زمان این آهنگ زیبا سه دقیقه و نه ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ زیبا و شنیدنی را از سایت ترن
دانلود آهنگ تناسخ
ایز ویژه سایت آهنگ ها برای شما با دو کیفیت mp3 که جدیدترین و آخرین اهنگ پرطرفدار منتشر شده با صدای است. ابتدا با پخش آنلاین موزیک را کامل گوش کنید و چنانچه دوست داشتید خیلی آسان به صورت رایگان دانلود کنید و لذت ببرید. همچنین شعر و تکست آهنگ برای شما آماده شده است. برای دانلود بهترین و برترین آهنگ های ایرانی سال هر روز به سایت آهنگ ها سر بزنید.
متن موزیک
تناسخ بینِ ما غوغاشو کرده روحِ من در تو و جون
عشق حیوانی.؟
"اولئِکَ کَالاَنعامِ بَل هُم اَذَلُّ"
شاید باید ابتدا به سرچشمه ی عشق رجوع کنیم. عشقِ انسان به هرچیزی/کسی از کدام اندام یا عضو، از چه جوارح و جوانحی نشات میگیرد که قدرتی نامحدود و غیر قابل باور به عاشقِ مجنون میدهد، که تا سرحد کُشتن و کشته شدن برود؟
انسان چه ویژگی متمایزی دارد که میتواند عاشق شود و هیچ موجود زنده ایی اینگونه متمایز نیست! چه شگفت خاصیتی در ما نهاده شده و چه عظیم ظرفیتی برای این عشق!
آیا حیوانات یا گیاهان هم عاشق م
مفهوم زیبایی
از امام زین العابدین علیه السلام سؤال شد: ما بال المتهجدین باللیل من أحسن النّاس وجها؟» چرا شب زنده داران از همه مردم خوش سیماترند؟ فرمود: لأنّهم خلو باللّه فکساهم اللّه من نوره» چون با خداوند خلوت می کنند، خدا نیز جامه ای از نور خویش بر آنان می پوشاند
در قرآن کریم و احادیث، از مفهوم زیبا و زیبایی»، به حُسن» و جمال و جمیل» تعبیر شده است؛ و حُسن»، یعنی، زیبائى و نیکوئى و یا هر چیزی که شادی آور و خوش آیند باشد.[داور پناه، ابو
بسم الله الرحمن الرحیمروزهای نرم و نارنجی پاییز و گره خوردن شان با ایام شادی و شعف اهل بیتانه بر همه مان مبارک باشد. الحمدلله که خداوند برای ریزش رحمت بی کرانه اش بر قلب و جان شهر و روح مان، بی بضاعت دستان کوچکمان نگاه نمی کند و هوای مان را با دست و دلبازی های مخصوص خودش دارد.گذر این چند روز در خانه کوچکمان از تمام لحظه های این چند ماه سرسبزتر و سریع تر بود. مانند خاطره ی مزه کردن نوشیدنی داغی در میان سوز زمستان کنار محبوب جان و دل. همین قدر دلچس
#حدیث_مهدوی 
امام حسن عسگری(ع)
قد وضع بنو امیة و بنو العباس سیوفهم لعلتین: احدهما انهم کانوا یعلمون لیس لهم فی الخلافة حق، فیخافون من ادعائنا ایاها و تستقر فی مرکزها، و ثانیهما انهم قد وقفوا من الأخبار المتواترة علی ان زوال ملک الجبابرة و الظلمة علی ید القائم منا، و کانوا لا یش انهم من الجبارة و الظلمة، فسعوا فی قتل اهل بیت رسول الله و ابادة نسله طمعا منهم فی الوصول الی منع تولد القائم او قتله، فابی الله ان یکشف امره لواحد منهم الا ان یتم
پیک پاکي ها نویسنده: مرتضی دانشمند انتشارات: به نشر
پیک پاکي ها : بیان احکام مهم اسلام در قالب داستان هایی جذاب و روان
 
پیک پاکي هانویسنده: مرتضی دانشمندانتشارات: به نشر
معرفی:
همه ما برای خوب و درست  زندگی کردن به احکام الهی نیازمندیم.این کتاب احکام را از صورت کلیشه ای و خسته کننده در آورده است  و در قالب داستانی با تصویرگری جذاب و زیبا به کودک ارائه می‌کند.
بریده کتاب:
آقای علوی به کلاس آمد، مثل همیشه با بچه ها سلام و احوالپرسی کرد و به سمت ت
درونم میگه جاشو غصب کردی. جای خالیش رو برای خودت پر کردی،  فقط برای این که احساس نکنی ، که فراموش کنی قراره بره. قراره بره و تو مدام درونت میگی اتفاقی قرار نیست بیفته. سعی میکنی فرار کنی.فرار ، فرار از حقیقت. میزشو برداشتی حتی قبل این که بره. نمیخوای باور کنی که دلت تنگ میشه. باور نمیکنی. باور نمیکنی و خودتو خوشحال نشون میدی. خوشحال که یعنی از رفتنت دلتنگ نمیشم. یا دلتنگی قرار نیست مانع رفتن تو بشه. تشویقشم میکنیو میگی یه زندگی جدید در انتظارت
می گن ۱۵ دقیقه ی اول مطالعه رو اگه خوب اوکی کنی و حواست جایی پرت نشه، دیگه تا ته تهش می ری. یعنی بعد از اون ۱۵ دقیقه ممکنه هفت هشت ساعت بخونی و اصلا حواست جایی پرت نشهبه این ۱۵ دقیقه می گن floating time (زمان شناورسازی). یعنی شما یه شمشیر برمیداری و مقابل سپاه افکارت می جنگی و ۱۵ دقیقه باهاشون درگیر می شی. حتی می تونی الکی بکوبی روی سپر تا ته دل سپاه افکارت رو خالی کنی (این کار رو توی جنگ هم می کنن. الکی با شمشیر می زنن روی سپر تا سربازهای سپاه مقابل فکر
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی شب عاشورا محرم ۹۸
هرکجا ت دستِ دعا بالا بُرد
مادرت با عجله دستِ عطا بالا برد
 
بارها بوسه زد و پیش همه جسم تو را
بر سرِ دوش، رسولِ دو سرا بالا برد
 
ما کجا ظرفیتِ عشقِ تو را داشته ایم؟!
نظر فاطمه، ظرفیتِ ما بالا بُرد
 
از روی خاک جدا کرد و حسینیه رساند
" ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد "
 
پشت در ماند رخت تا که خجالت نکشیم
دست لطفت همه جا شأن گدا بالا برد
 
رو به کعبه نزدم جز به تمنای خودت
نرخِ توحید
درود بر آبجی کوچیکه ی گُلَم و خواهرِ نازنینم
می دانی خواهرم
به نتیجه ای رسیده ام
نتیجه ای هم تلخ و هم شیرین
یعنی زندگی و سرنوشت من را به این نتیجه رهنما ساخته است
و آن نتیجه این است:
"هرچه بیشتر خودت و وجودت را عاشقانه نثارِ کسی کنی شکننده تر می شوی و آسیب پذیر تر
آنگاه به راحتی دلت می شکند، عقده می کنی، توقع می کنی، منتظر می مانی، بی انگیزه می شوی و .
ولی اگر وجودت را خرجِ خودت کنی، قوی و محکم می شوی،
به راحتی نمی شکنی، کم توقع می شوی، انگیزه ات
میمِ اسمم می گرفت و سینِ فامیلی ام می زد توی ذوق. برگشته بود، هم لکنت زبانم هم معلمم از مرخصی. هنر داشتیم. من با عشقِ تمام، گل و گلدان کشیده بودم. معلمم با حواس پرتیِ تمام، زنگ هنر را کرد زنگ انشا. من در مورد نان نوشته بودم و تمام نانوایی های اطراف خانه مان را توصیف کرده بودم، بربری و سنگک و ماشینی و عراقی‌. نوبت من بود، "سبزی" نه اول لیست بود نه آخر لیست، من به میانه ترین حالت ممکن مضطرب بودم و تمام حروف در دریای لکنتم غرق شده بود. گل و گلدانی که ب
وقتایی که می‌خوام باهات حرف بزنم چراغا رو خاموش میکنم پرده‌ها رو میکشم درا رو می‌بندم و ملافه رو میکشم رو سرم و چشمامو می‌بندم. بعد های های گریه میکنم. زار میزنم. سرم سنگین میشه. چشمام از زور اشک می‌خوان بیفتن جلوی پام. همینجوری هی سنگین میشم. هی فرو میرم تو زمین. سنگین‌تر. انقدر پایین میرم که ملافه هم‌سطح فرش میشه. بعد یهو گرمای تنت رو دورم حس میکنم. واست فاتحه میخونم. به خدا التماس میکنم که گناهاتو ببخشه. تو که دیگه نمیتونی چیزی رو جبران ک
عشق یعنى؛
من تورو میخوام و برام مهم نیست که تو چقدرى.
تــُـو براى من کامِـلى
عشق یعنى تورو میخوام و اهمیتى نمیدم که دیگران روى تـُو چه فکر و نظرى دارن، مهم نیست که به من میگن تو کـَـمى یا زیاد
تو واسه ى من به اندازه ى خودت خوبى
عشق یعنى دیوونه بودن، یعنى هرقدر منو پس میزنى من بازهم 'جدایى' حالیم نمیشه، بازم عینِ بچه ها آغوشِ تورو طلب دارم
عشق یعنى.
یعنى تــُو. یعنى همین تویى که یه روز بى سر و صدا وارد زندگیم شدى و دنیامو مالِ خودت کردى
نمیدونم چ
 
یادمه یه بار با هم بحث کردیم که اینکه یه نفر با ادعای عشق و عاشقی می گه:
 
من عاشقتم، اون قدر که نمی تونم یه لحظه هم دوری تو رو تحمل کنم
یه روز هم بدون تو نمی تونم سر کنم
تو نباشی من می میرم
 
این عشق نیست، نیازه
گرسنگی با عاشقی فرق داره
طرف محتاجه نا عاشق
البته ممکنه عاشق هم باشه ولی این حرف ها از سرِ نیازه نه عشق
 
عاشق بی نیاز از معشوقشه
مثلِ خدا که عاشقِ بنده هاشه ولی محتاجِ شون نیست
 
خوب حالا:
 
رابطه ی عشق و نیاز چیه؟
 
هیچی
 
هیچ ارتباطی ندا
https://www.instagram.com/cnhamid.ir
www.CnHamid.ir
آدم جنگیدن نباشید!به خصوص برای آنهایی که ثابت کرده اند ارزش این جنگ، ارزش وقت و نیرو و ارزش زخمی شدنِ شما را ندارند.آدم آرامش باشید!
بگذارید کسانی‌ که از صمیمِ قلب و با تمام وجود دوستتان دارند و شما را به حقیقت همانطور که هستید و فقط به خاطر خودِ شما میخواهند، یا برای رسیدن به شما بجنگند یا به عشقِ شما به آرامشی دست یابند که در کنارِ شما، برای همیشه، دوست باقی‌ بمانند.
اگر همه ما درکِ بهتری از دوست داشتن و دوست داش
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
رزق حلالِ فاطمی از آسمان نخوردهر کس که غصه ی غمِ صاحب زمان نخوردبا بدترین گناه، تفاوت نمی کندآن طاعتی که مُهر ولی پایِ آن نخوردباید که شک کند به مسیرِ تقربشعاشق اگر که طعنه و زخم زبان نخوردسگ شهره شد به خوی وفا، چون تمام عمراز دستِ غیرِ صاحب خود، استخوان نخوردخوشبختِ واقعی است گدایی که لحظه ایاز پشت خانه ی گلِ نرجس تکان نخوردزاهد به زُهد محض به جایی نمی رسددودِ چراغ اگر درِ این آستان نخوردشیعه نخوان
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
رزق حلالِ فاطمی از آسمان نخوردهر کس که غصه ی غمِ صاحب زمان نخوردبا بدترین گناه، تفاوت نمی کندآن طاعتی که مُهر ولی پایِ آن نخوردباید که شک کند به مسیرِ تقربشعاشق اگر که طعنه و زخم زبان نخوردسگ شهره شد به خوی وفا، چون تمام عمراز دستِ غیرِ صاحب خود، استخوان نخوردخوشبختِ واقعی است گدایی که لحظه ایاز پشت خانه ی گلِ نرجس تکان نخوردزاهد به زُهد محض به جایی نمی رسددودِ چراغ اگر درِ این آستان نخوردشیعه نخوان
مجموعه چرخ وفلک : بیان و بررسی نعمت های الهی به زبان شیرین شعر
مجموعه چرخ وفلک : ثریا کریمی، نشر کمال اندیشه
 
معرفی:
این ده کتاب ساده و خوشمزه، به بیان و بررسی نعمت های الهی به زبان شیرین شعر می پردازد و در آخر به این اشاره دارد که این نعمت ها از خداوند است، خداوندی که همه ما انسان ها را دوست دارد و به دقت و نظم برای ما جهان زیبایی آفریده است.این شعرهای ساده که مناسب کودکان زیر ۵ سال است می تواند به راحتی در مهد کودک ها نیز به جای شعر های کم محتوا
مو به مو قدم قدم
به زلفِ تو قسم قسم
رسیده عشقِ تو به جانِ من
به یاده تو نفس نفس
بریده ام از این قفس
زندان است جهانِ من
عشقت چرا تاوانِ من شد
رفتی غمت پایانِ من شد
از هر گناهی توبه کردم
چشمان تو ایمانِ من شد
تو را چون جانِ خود میدانمت
تو را چون سایه میپندارمت
هر چه تو دوری من صبورم
مرا از غم جدا نمیکنی
مرا یک دم صدا نمیکنی
من که گذشتم از غرورم
قبلِ از تو من عاشق نبودم
تو آمدی با هر نگاه
مرا گرفتارم کنی
این قرارمان نبود
از عشق بیزارم کنی
به یاده تو من
نورِ پاکي را بر زمین تابانده بودی و من در آن روشنایی خیال می‌بافتم. فراموش میکردم کجایی، چه هستی، در چه حال هستی. حالا در تاریکیِ بی تو سرم هنوز وقتی چشم به عکست می‌دوزم، تاب می‌خورد. تاب می‌خورد تا بازتاب نگاهت را از هزار گوشه‌ی تاریک دنیا بر پرده‌ی فکرم ببینم.
پاکي را تو» مثل یک تکه نور بر زمین تابانده‌ بودی. و من دیگر از هیچکس نخواهم پرسید که خدا چیست، خاله‌پری.
اگر روزگار نامردی نکند و موافق بچرخد سهم من در اینده های نه چندان دور و نزدیک یه دختر است از او
یک دختر که او را ببرم شهر بازی؛کمکش کنم برود بالای سرسره و هربار که نزدیک بود بیوفتد جیغ هایمان در هم بیامیزد
برای موهای مواجش پاپیون های رنگی بخرم و ناخن های زیبایش را رنگین کمانی کنم تا ذوق کند و لاک هایش را به همه جای خانه بمالد منم با حرص و قهقهه نگاهش کنم
سهمم دختریست که کافه هارا با او متر کنم و وقتی دارد بستنی میخورد دور دهانش را پاک کنم
انقدر
سردار ! با خود بُرده ای بر دوش هر جا دارِ خوددر قلّه ی خوف و رَجا سرگرم کار و بار خود
 
تا پای تکلیف آمدی هر جا که دیدی در میانپای عمل هرگز نشد سُست و تو کردی کار خود
 
خوش عشق بازی کرده ای با جلوه ی سَر در بدنبا عشقِ عاشوراییان در رونق بازار خود
 
ای یکّه تاز، ای رادمرد، ای شیر میدان نبردهر جای گشتی خط شکن در عرصه ی پیکار خود
 
 
با گام های استوار ای سرفراز روزگارخود را به موج انداختی با دیده ی بیدار خود
 
از ابتدا خوش دیده ای مرد مبارز انتها !سنجید
سلام سلام به دوستای گلم
با تاخیر سال نو مبارک باشه، امیدوارم سال ۹۸ بترین و بهترین اتفاقات زندگیتون توی این سال بیوفته، همیشه لبتون خندون و سربلند باشید.
امروز در مورد آینه گریم میخوام باهاتون صحبت کنم، و تفاوتش با آینه های معمولی چی هست؟!
آینه گریم از اسمش مشخصه مربوط به میکاپ کارهای حرفه ای و حتی آماتوره، ظاهر این آینه ها متفاوته که به اشکال مختلف و یه چیزی که در همه موارد رعایت میشه نوره
نور برای یه آرایش زیبا نقش بسیار مهمی داره، باعث
عشق را اینگونه شناختم که تا فاصله ای میان من و معشوق باشد عشق هم هست . فاصله که رفت عشق هم می رود و جایش را آرامش می گیرد . اما در میان این آرامش هم می توان عشق هایی را تصور کرد . دیشب قبل از رسیدن مهمان ها فهمیدم که بعضی لبخند های روشنا خیلی برایم خاص جلوه می کند . رنگ محبتش متفاوت است . یک محبتی که با اعتماد ترکیب شده و شیرینیش دوچندان است . می توانم بگویم " عاشق " این لبخند هایش هستم .
+ همیشه با خودم می گویم این کار را بکنی خدا به تو لبخند می زند . هم
 
بهار نارنج ها " عاشق " که می شوند عطرشان همه جا را بر میدارد! و تو بین بهارنارنج ها هم ، سرآآمدی :) داشتم خواص بهار نارنج را میخواندم مطمئن شدم تو با بهار نارنج ها نسبت رگ و ریشه ای داری! عاشقمی مهربونمی آرامش بخشمی قوت قلب و روحم البته نه ! در این مورد فراتر از بهارنارنج ها رفته ای!  تو خود قلب منی و تو خود روح و جانمی :) از تو هر چه بگویم کم گفته ام
فقط بدان که بهار نارنج ها هم پیش تو برگ می ریزند عزیزم  :)
 
احتمالا در مورد عشقِ الهی چیزی می دونید. امروز می خوام از عشقِ اداری براتون بنویسم!
همونجوری که از اسمش مشخصه در عشقِ اداری، عاشق شمایید و معشوق همکار میز کناری یا نهایتا اتاق بغلی شما. اداره هم، محیط زیست این عشقه. روش عاشق شدن خیلی ساده ست و نیازی به توضیح اضافی نداره. یا با کَل کَل شروع میشه یا با جُک گفتن و شوخی های عموما خیلی لوس. توجیه این نوع عشق هم اینه که از بیست و چهار ساعتِ شبانه روز کلا دو ساعت زن خودتون رو می بینید و ده ساعت همکارتون
خوشا عشقِ خوش آغازِ خوش انجام
همه ناکامی اما اصل هر کام
خوشا عشق و خوشا عهد خوش عشق
خوشا آغاز سوز آتش عشق
اگر چه آتش است و آتش افروز
مبادا کم که خوش سوزیست این سوز
چه خوش عهدیست عهد عشقبازی
خصوصا اول این جان گدازی
هر آن شادی که بود اندر زمانه
نهادند از کرانه در میانه
چو یکجا جمع شد آن شادی عام
شدش آغاز عشق و عاشقی نام
بتان کاردان خوبان پرکار
در آغاز وفا یارند وخوش یار
ولیکن از دمی فریاد فریاد
که عشق تازه گردد دیر بنیاد
نوای عشقبازان خوش نواییست
تو هنوز فکر می‌کنی که من زندگی می‌کنم در این تبعیدگاه محزون؟ هنوز اسیر همان گمانِ باطلی که می‌خندم و نفس می‌کشم و لذت می‌برم؟ در تمام راه‌های تاریکی که قدم برمی‌دارم، نامِ هر کوچه‌ای توست. تو چیزی از حسرت می‌دانی؟ تو چیزی از شب و شعر و شراب ‌می‌دانی؟ همدم سیاهی آسمان شده‌ای در استخوانسوزترینِ زمان‌ها و سیاه‌ترین مکان‌ها؟ بادِ سردِ زمستان، هر شب، چند بار نامه‌هایم را به سویِ تو آورد، می‌دانی؟ تو چیزی از تنهایی نمی‌دانی. رفیق چند
همیشه از این می‌گفتم که برخلاف برخی از افراد عشقِ خاصی به رشته و شغلی ندارم. هنوزم شاید درمورد کلمه عشق، نظرم همون باشه! ولی خب الآن  بیشتر از هر وقتی می‌دونم که دلم چی می‌خواد بخونم کل عمرم:  فلسفه.
FINALLY FOUND IT
البته در واقعیت روان‌شناسی می‌خونم! چون علاقه‌مندیِ شماره‌ی دوم منه و البته آینده‌ی شغلی بهتری داره نسبت به فلسفه.
معشوق پاییزی من، سلام!
حال که این نامه را می‌خوانی تازه کار آب دادن به گل‌های شمعدانی ضلع شرقی باغچه‌ را تمام کرده‌ و با کتابی از نویسنده‌ی جوان فرانسوی رو به منظره‌ی دل‌انگیز غروب پنج‌شنبه نشسته‌ام؛ شربت آلبالو را در لیوان ریخته و به روزهای گرمِ ژوئیه‌ی ۲۰۱۹ فکر می‌کنم ؛ آه که چه روزهای ملال‌انگیز، گیج کننده‌ و طاقت‌فرسایی بود . بگذریم، نمی‌خواهم با یادآوری آن روزها خاطرت را مکدر کنم.
از خودت بگو! حال تو چطور است؟ روزهای تابستانت
خُجیر نُگاه کُن عزیزجان
این قشنگِ راه دی دَرِه تُومام میبو!
پاییزَک دی دَرِه میشو خانُ‌شان!
باز ما می‌مانیم و یه فصلِ تازه.
اَمبا چی یِی غُصُه رِ داری؟
فصلِ تازه دی خودشی قشنگیانِه داره
 
عکس از: عباس وزیری


طالقانی درجی
‍   وطن ، ای سروِ سبزِ بستان تو
          ای گلستانِ در گلستان ، تو
             مهدِ کوروش و داریوشِ بزرگ
                  مثلِ کوهی به جات استاده
 
اوّلین نقطه ی حضورِ بشر
    مهدِ خیرو همیشه بد با شر
        ای موحّد وَ مهد پاکي ها
          هرچه خوبیست ازتو شد زاده
 
ای قدمگاهِ پاکِ معصومان
    حافظت معجز جهان قرآن
           خاکِ پاکِ امامِ هشتمِ ما
                 شاهِ والاتبارو شاهزاده
 
نقطه ی اوجِ روزگارم ، تو
   قلبِ من ، عشقِ م
 
زندگانی نخی کلافِ میمانه
دستت که دَر شو، میبو کلاف سَر در گُم
دمیپیچه لِنگ و بالتی میان، گره میکوئه میانُش، زیاد دی که چِنگ داکُنی کور میبو
آن وقته که باید صبوری کنی ببه جان
و سر حوصله، یکی یکی گره‌آنُشه وا کنی
شاید دی لازم گرده که یه جاهایی ر بِربینی و یه کیشکه گُره بزنی که معلوم نگرده
یادُت باشه که هامون طور که هیچ کلافی بی گره نی، هیچ زندگانی دی بی مشکل و دلخوری و غصه نی
اما صبر که بیا وسط، از هِمین گره دارِ کلاف، میتانی یه قشنگه چی ببافی
بعضی آدم‌ها برای من همیشه عجیب میمونن.همون‌هایی که بعد از اومدنِ یک آدمِ دیگه توی زندگی‌شون،خودِ واقعی‌شون رو میذارن کنار و شروع به تولید داخلی میکنن و یک آدمِ جدید،با یک کیفیتِ دیگه و یک رنگ و‌ بویِ دیگه از خودشون میسازن تا به دلِ اون یک آدمِ جدیدِ‌ زندگی‌شون خوش و‌ پُررنگ و لعاب بنظر برسن و متاسفانه شیطونی‌ها،ذوق‌ کردن‌هاشون و از همه مهمتر خودِ قشنگِ زندگیِ خودشون بودن رو میذارن توی گونی و پرت میکنن تهِ انبارِ ذهن‌شون و یک وقت‌ه
1
الإمامُ علیٌّ علیه السلام :الهِجرانُ عُقوبَةُ العِشقِ . امام على علیه السلام : هجران، کیفر عشق است
2
رسول اللّه صلى الله علیه و آله :العِشقُ مِن غَیرِ ریبَةٍ کَفّارَةٌ لِلذُّنوبِ . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : عشقِ پاک ، کفّاره گناهان است .
3
عنه علیه السلام :کَم مِن صَبابَةٍ اُکتُسِبَت مِن لَحظَةٍ . امام على علیه السلام : چه عشق هایى که از یک نگاه ، حاصل شد!
4
الإمام علی علیه السلام :رُبَّ صَبابَةٍ غُرِسَت مِن لَحظَةٍ . امام على علیه السلام :
سرود
( ماه روی نیزه ها )
هرچه دارم از تو دارم
نیست طاقت بی قرارم
بنگر ای فرزندِ زهرا
یک نظر بر حالِ زارم
نامِ زیبایِ تو باشد
آبرویم ، اعتبارم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روز جزا
ثارالله   ثارالله
عاشقِ زارِ تو هستم
من که بیمارِ تو هستم
بر همه دنیا ببالم
چون که زوارِ تو هستم
در دو عالم سر فرازم
که عزادارِ تو هستم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روزِ جزا
ثارالله  ثارالله 
شاهِ من ماهِ مُ
دفتر نقاشیِ خدا، هَمیشک قشنگه
اَمبا پَییزه خودتی دلی واستان،
یَواشتَرَک وَرق بَزن
همه رِنگانِشه خاطرتی میان بسپار
که عشق و دوستی، لابه لای همین قشنگِ
برگهایه
مهرتان پُر مهر
 
ارسالی از بانو شهناز فلاحی، از
اهالی حسنجون طالقان


قِدیمانی پاییز.



آخرین روزایی که مالان میتانُن صحرا
دَباشُن. دی کم کم وقتِ آخورنشینیِ اوشان و شُونشینیِ مردمانِ روستا شُروع میبو.
آها عزیزجان، پاییزَک بیومی
دانلود آهنگ جدید محمد فتحی رنگ انار
Download New Music Mohamad Fathi range anar
آهنگ جدید محمد فتحی بنام رنگ انار
آخ که میخوام خراب بشم ویرونه شم توو عشق تو
سر به بیابون بذارم‌ دیوونه شم توو عشقِ تو بهار بهاره عشق تو رنگ اناره عشق تو
 
ادامه مطلب
زالو درمانی و خواص شگفت انگیز آن
خاصیت درمانی زالو در بزاق دهان او است که ماده ضد انعقاد خون به نام هیرودین است و موجب رقیق شدن خون و باز شدن گرفتگی رگها و در نتیجه افزایش خون‌رسانی به مغز و بدن می‌شود. به عقیده بعضی کارشناسان ۱۰۰ نوع ماده ویژه با اثرات درمانی گوناگون توسط زالو در خون ترشح می‌شود و مورد توجه پزشکان و جراحان قرار گرفته است و در اروپا و آمریکا در موارد گرفتگی رگهای قلب، گرافتهای پوستی و زیبایی پوست و جراحی قلب و پیوند اعضا و ت
Don’t ever tell anybody anything. If you do, you start missing everybody.”
 
و اما بعد؛ این جمله‌ی بلدشده‌ی ایتالیک از کتابِ معروف سلینجر ناتور دشت»ئه. جمله‌ای که از اولین‌باری که خوندم‌ش [بیشتر از شش سال پیش] تا همین اواخر درکی ازش نداشتم.  هیچ وقت به هیشکی چیزی نگو. اگه بگی دلت برا همه تنگ میشه. »یک روز که توی کافه با ف. نشسته‌بودیم و اون آخرین وقایع عشقِ نافرجام‌ش ُ برام تعریف می‌کرد و ازم می‌خواست چندتا پندواندرز درست‌درمون به‌ش بدم، یاد این جمله افتادم. من ه
مردها رو مخصوصا مردهای مهاجر رو، تقریبا اینجا روانی کردن.
من اینجا وقتهایی که تنها میرم بیرون یا با دوستای دخترم میرم بیرون، میبینم که مردها چه مهاجر چه کانادایی میریزن سر ما، توی هر سنی. تا میبینن تو سخت نمیگیری دنیا رو و راحت میتونی بخندی و میتونی تعامل کنی و اثری از روانی بازیای دخترای سفید در تو نیست، فوری میان جلو و فوری میخوان باهات دوست بشن.
من خاطر خواه اولم یه پسر خاورمیانه ای بود (روز دوم ورودم باهاش اشنا شدم) و دومی یه پسر ایرانی بو
1
الإمامُ علیٌّ علیه السلام :الهِجرانُ عُقوبَةُ العِشقِ .
امام على علیه السلام : هجران، کیفر عشق است
2
رسول اللّه صلى الله علیه و آله :العِشقُ مِن غَیرِ ریبَةٍ کَفّارَةٌ لِلذُّنوبِ .
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : عشقِ پاک ، کفّاره گناهان است .
3
عنه علیه السلام :کَم مِن صَبابَةٍ اُکتُسِبَت مِن لَحظَةٍ .
امام على علیه السلام : چه عشق هایى که از یک نگاه ، حاصل شد!
4
الإمام علی علیه السلام :رُبَّ صَبابَةٍ غُرِسَت مِن لَحظَةٍ .
امام على علیه السلام :
À une Raison
Un coup de ton doigt sur le tambour décharge tous les sons et commence la nouvelle harmonie.
Un pas de toi, c'est la levée des nouveaux hommes et leur en-marche.
Ta tête se détourne : le nouvel amour !Ta tête se retourne, - le nouvel amour !
"Change nos lots, crible les fléaux, à commencer par le temps" te chantent ces enfants. "Elève n'importe où la subtance de nos fortunes et de nos voeux" on t'en prie.
Arrivée de toujours, qui t'en iras partout.
 
این شعر توسط آقای الهی ترجمه شده و در هردو نسخه‌ی موجود یعنی چاپ فاریاب و چاپ بیدگل به‌مانند هم هستند، عنوان کتاب‌ هم اشراق‌ها / اوراق مصور آرتور رمبو می‌باشد. چندی پیش که هنو
À une Raison
Un coup de ton doigt sur le tambour décharge tous les sons et commence la nouvelle harmonie.
Un pas de toi, c'est la levée des nouveaux hommes et leur en-marche.
Ta tête se détourne : le nouvel amour !Ta tête se retourne, - le nouvel amour !
"Change nos lots, crible les fléaux, à commencer par le temps" te chantent ces enfants. "Elève n'importe où la subtance de nos fortunes et de nos voeux" on t'en prie.
Arrivée de toujours, qui t'en iras partout.
 
این شعر توسط آقای الهی ترجمه شده و در هردو نسخه‌ی موجود یعنی چاپ فاریاب و چاپ بیدگل به‌مانند هم هستند، عنوان کتاب‌ هم اشراق‌ها / اوراق مصور آرتور رمبو می‌باشد. چندی پیش که هنو
 
تو ای یار گرمابه و گلستان
تو ای نازنین دوست ای همزبان
 
تو ای مهربان یار بهتر ز جان
تو ای بی نشان از کژّی جهان
 
تو ای همصدای همه راستان
تو ای گرمی محفل دوستان
 
تو ای همدم ویار زحمت کشان
تو ای بی نیاز از زمین و زمان
 
هر آنچه بگویم ز رفتار تو
ز مردانگی ها و پندار تو
 
کلامم نباشد رساتر از آن
که هستی تو سرکرده ی بهتران
 
توئی یادگار زمان قدیم
کریم و الیم و سلیم و رحیم
 
بود حسرتم روز بهبودیت
چو ایام بگذشته بهروزیت
 
تحمل بود کار ما ای رفیق
اگر چه ج
خواهرم سلام

سلامم را همچون پروانه ی پر سوخته ای
که از آتشفشانِ جوشان قلبم می پرد تا به تو برسد، پذیرا باش

خواهرِ آسمانی ام

هیچ می دانی که گاهی
"دلِتنگی" آنقدر عرصه را بر برادرت تنگ می کند که تمام زندگی اش سرد و
سیاه می شود؟

نمی دانی

شاید هم بدانی

ولی شاید از درکِ حقیقتِ این دلتنگی
عاجز باشی

نمی دانم 

من هم نمی دانم

مانند تو

نمی دانم که حال و روز تو چیست

دلتنگیِ من ریشه در جبری دارد که
شرایطِ زمین و زمان برایم محیّا ساخته و من را از خواهرِ ع
دوست دارم تنها باشم و نباشم. دوست دارم دوستانی داشته باشم و دوست ندارم. دوست ندارم تنها باشم یا در واقع ازش میترسم اما دوستش هم دارم، ازش لذت هم میبرم. آدم های جدید رو دوست دارم، ازشون بدم هم میاد و گارد میگیرم. عاشقی رو دوست دارم و دوست هم ندارم. با نقص هام کنار میام و نمیام. دلم میسوزه برا آدم ها و نمیسوزه، حقشونه. دلم میگیره از غروب و تاریکی و صدای باد و نبودن یار و ضعف ها و اتوبوس های زشت و شلوغ و بوهای بد تو مترو و پیری و گذر عمر و غم و عدمِ شاد
"هیچ انسانی زندگی بی لکه نمی تواند داشته باشد ؛  حتی اگر زندگیش مانند برف روی اورست هم باشد"
✍️ مصطفی ملکیان
یک حقیقت این است که تو، پاک مطلق نمی توانی زندگی بکنی. این همه ی ما را رنج می دهد. هیچ کسی نیست که جویای پاکي مطلق نباشد، اما این پاکي مطلق در وسع هیچ انسانی نیست. هیچ انسانی زندگی بی لکه نمی تواند داشته باشد. هر انسانی، حتی اگر زندگیش مانند برف روی اورست هم باشد، اگر دقت بکند و با چشم تیز تر به آن بنگرد، می بیند که لکه های ریز سیاهی مانند
اولین باری که وبلاگ رو باز کردم و اولین پستی که اونجا خوندم، پست دست ها بود. درسته که اون پست من رو خشمگین و عصبانی کرد ولی درش پاکي و صداقت دیدم. میخواستم با چشمانی چرخان و دستانی مشت کرده از صفحه بیام بیرون که تصمیم گرفتم کامنت ها رو هم بخونم. توی کامنت ها افراد عصبانی مثل من زیاد بودن اما توی کامنت هاشون به یک چیز مشترک اشاره کردن بودن. اینکه اونقدر این پست های این وبلاگ رو دوست دارن که حاضرن این پست رو نادیده بگیرن.
پس صبر کردم.
پست های دیگه
الف.
ماه‌ها پیش نوشته‌بودم:
《 حالا که دارم فراموش می‌کنم چه به سرم آوردی، چیزی از درون به من می‌گوید که عشقِ وحشی تو بیش‌ از این می‌طلبد. بیش از این می‌ارزد. می‌پرسد که یادم هست یک‌شب‌هایی راحت خوابیده ام؟ حالا وقت تاوان دادن است. چون عشق تمامیت‌خواه تو نه تمام خوشی ها را، که تمام نفسم را هم می‌خواهد. آه، چه باک و چه چاره. 》
 
ب.
امشب که با ریتمِ آمریکای جنوبی خودم را تکان می‌دادم و تلاش می‌کردم زندگی کنم و التماس‌ می‌کردم‌ زندگی کنم و
صدای زنگ آیفون و خبر از اومدنش،نفهمیدم چطور خودمُ به در رسوندم ،صداش میاد با گیتار کوچیک تو دستش،بغلش میکنم همش هشت روز ندیدمش اما واسم یه عمرِ. دستش دور گردنم حلقه میکنه صورتم میبوسه،منم می بوسمش به تلافی تموم چند روزی که ندیدمش.
دونه دونه خریداش نشون میده، با ذوق راجع هر کدومش توضیح میده.بعد بهم میگه چشمات ببند، چشمام بستم ،بهم گفت دستت باز کن ،منم دستم باز میکنم ،یه عالمه صدف که تومشت کوچیکش جا داده میزاره تو دستم ، با هیجان خاصی میگه: خا
دخترم
که به سن بلوغ رسید و ارتباطش با پسرها شروع شد، بهش میگم:


 

دخترم
این حق توعه که تصمیم بگیری بدنت رو چطوری و تا چه حد و به چه کسانی نشون بدی.
بدنِ تو حریمِ توعه. نه من به عنوان پدرت و نه هرکس دیگه‌ای حق نداره برای تو تعیین
کنه چطوری لباس بپوشی. آرایش کنی. و چه کسی بدن تو رو ببینه. ولی بابا جون بدون که
آدما خیلی ظاهربین هستند. حالا خودت با یکم تجربه و معاشرت میفهمی. بدون که خیلی
وقتا تو از پوشیدن یه لباس قصدی داری و دیگران هرگز حتی به نیت تو فک
 
امروز روز تولدت بود
و من عین پارسال و شاید عینِ همه ی سالهای بعد نتونستم .
نتونستم تولدت رو بهت تبریک بگم
پارسال به یه بهونه
امسال به یه بهونه ی دیگه
و مطمئناً سالهای بعد هم دلیلِ خودش رو خواهد داشت
 
 
خدایا من راضی ام
هرچه که تو تقدیرم کنی
هرچه که تو بخواهی
اگر تو اراده کردی که امروز 
و فردا
و فرداها
با عشقش
اصلا ولش کن

 
حالا چرا باید اینو به من بگه
نمی تونست بگه : "امروز فلانی خونه س"
چرا باید عشقش رو به رُخِ من بکشه
یعنی می خواد به من بفه
آغازِ
پاییزِ
یک هزار و
سیصد و
نود و هشت

ایلاهی  عاقبتتان  به خیر  بو  عِزیزان

عکس
از ابوالفضل صدر
 
جمعه باشه. پاییز
باشه. جوزِ خوروش باشه.



این دی خوشگُلیایِ
پاییز
عکس
از پَلاپَچ



عزیز جان، بیو
دستانته مُنه هادین
پاییز جاده‌ای نی
که یک تَنه بِشی
دو نفره راهه.!
آها عزیزجان، پاییزه دو نفره میشُن



این زَردِ قشنگِ وَلگانِ مِینی این روزان جیر میکُوئوُن؟
هامونانی اَندا تو رِ خوش دارُوم.!




عکس از: محمد آقابراری، روستای وشته طالقان
به نام خدایی که دار و ندارِ دلتنگ‌هاست.
۱-خوشبحال آن‌هایی که شوق وصال‌شان، منجر به عمل می‌شود.
۲-همه‌ی کارهای خدا همین است. 
می‌فرماد:" دیوانه کنی هردو جهانش بخشی
دیوانه‌ی تو هر دو جهان را چه کند؟!!!" 
۳- در دفتر دلنوشته‌هایی که سپاه برای تشیع سردار و شهدا ترتیب داده بود، با خط بدم نوشتم: 
"ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست"
۴-هرچه می‌گوییم، هرچه می‌شنویم، هرچه می‌نویسیم و میبینیم، از عطش نمی‌کاهد. زمانه‌ی ما آوی
برایش نوشتم "خوبی؟"جواب داد "نه آنقَدرها که باید باشم" فهمیدم باز همسرش را فرستاده أند مأموریَت ، نوشتم"فکر نمیکردم عشق آدم را تا این حد بی طاقت کند ، فردا برمیگردد دیگر ، دوستِ بیقرارِ من" گفت"نشسته أم پیراهن هایش را اتو میکنم که عطرَش تویِ خانه بپیچد و دل گرفتگی از سَرَم بِپَرَد "جمله أش را که خواندم دلم لرزید ، یادِ شب ها و روزهایِ دلگرفتگی أم افتادم که نمیدانستم برایِ رها شدن از حالِ نامعلومِ پر از غٌصه أم چه کار باید بٌکنم فقط کاغذی برداش
برایش نوشتم "خوبی؟"جواب داد "نه آنقَدرها که باید باشم" فهمیدم باز همسرش را فرستاده أند مأموریَت ، نوشتم"فکر نمیکردم عشق آدم را تا این حد بی طاقت کند ، فردا برمیگردد دیگر ، دوستِ بیقرارِ من" گفت"نشسته أم پیراهن هایش را اتو میکنم که عطرَش تویِ خانه بپیچد و دل گرفتگی از سَرَم بِپَرَد "جمله أش را که خواندم دلم لرزید ، یادِ شب ها و روزهایِ دلگرفتگی أم افتادم که نمیدانستم برایِ رها شدن از حالِ نامعلومِ پر از غٌصه أم چه کار باید بٌکنم فقط کاغذی برداش
دانلود آهنگ رضا بهرام گل عشق
با نیکی دیلی همراه باشید با یک ترانه ی شنیدنی از ♫ رضا بهرام بنام گل عشق به همراه متن آهنگ و پخش آنلاین با بالاترین کیفیت ♫
Legal
download : Artist: Reza Bahram – Track: Gole Eshgh With Text And Direct
Links And Play Online Song Quality 320 & 128 In Nikidaily
متن آهنگ گل عشق رضا بهرام
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
در پی چشمت… ●♪♫ شهر به شهر؛ خانه به خانه شدم روانه! ●♪♫ گلِ عشقم را چیدی دانه به دانه؛ چه عاشقانه! ●♪♫ آرام آرام؛ آتش به دلم زدی ●♪♫ بنشین که خوش آمدی؛ رؤیای م
شنبه یِ بارونیِ زمستآن 98 . احساس میکنم از زمستون متنفرم، حتی از تابستون هَم متنفرم .نسکافه و بیسکوییت خوردم. اگه تویِ این خونه یِ لامصب نبودم میرفتم بیرون و شهر رو میگشتم. شاید. اگه بخواهم از حال و روزم بگم چیز جدیدی رخ نداده، من همون آدمِ عصبی و بی حوصله یِ چند ماهِ اخیرم . یک روز بَدم و یک روز بدتر ! مثلا دیروز بدتر بودم ! روزها خوابم میاید و شب ها که قصد دارم بخوابم دوست ندارم بخوابم ! گریه ام می آید اما نمی آید. باران اون حسِ قشنگِ قدیم رو بهم نم
یا مجیب
 
 
کلاسا امروز شروع شد.
بعد کلاسا هم خسته رفتم خونه، دوباره خسته رفتم باشگاه! چون حدود نیم ساعت بینش وقت داشتم فقط که اونم به ناهار خوردن گذشت!
دوباره تابستون تموم شد و دوران بدو بدو ناهار بخور باشگاهمون دیر شد رسید!
این مکالمه ی بدو بدویی، چیزیه که هربار باشگاه داریم پرتو می ایسته بالاسرم و به لحن و شکل های مختلف میگه
 
ورزش هم سنگین بود. بعد هم شروع کردم یه تایپ جدید.
این یکی انقدر نامنظم نوشته و بدخط، که این فصلش تموم شد دوست دارم به
من از صبری شکایت کرده بودم که از ابتدا شروع شده بوداما تومیگفتی صبر کنمن نه از صبرکه از شروعی دوباره هراسانمکه هر بار میخواهد مرا به آخر برساندبه اسمِ صبر،و صبور بودن را چگونه آغاز میکردم دوبارهکه با آن متولِّد شدمصبر چیز بدی نیستسخت اش هم خیلی دشوار نیست!،اماگاهی که هر بار از من میخواهی دوباره شروع کنمبه صبوری،چگونه صبر کنم بر این که تو آن همه صبر راصبوری نمیدانستی،باشدحرفی نیستباز هم شروع میکنم به صبوریاماچه کسی میتواند غم انگیز تر از ح
چهار روز از سفرمون به کوچیک ترین روستای استانِ قشنگم میگذشت :)یه روستای کوچولو و بی نهایت زیبا، من متعلق به این روستام، پدرم، مادرم، مادربزرگ و پدربزرگم :)خیلی دوسش دارم! درسته تابستون هوا به شدت گرمه! درسته گرما رو دوست ندارم، درسته تیرماه بود و نمیشد از خونه رفت بیرون، ولی بودن کنار زری و شب بیداری و تمام و تمام اتفاق های قشنگش باعث میشد همچنان عاشقش باشم و عاشقش بمونم :) 
پارسال بخاطر هجوم وحشیانه ی! شپش، مبتلا به شپش شدم :/ فکر تکرار اون فاج
من از صبری شکایت کرده بودم که از ابتدا شروع شده بوداما تومیگفتی صبر کنمن نه از صبرکه از شروعی دوباره هراسانمکه هر بار میخواهد مرا به آخر برساندبه اسمِ صبر،و صبور بودن را چگونه آغاز میکردم دوبارهکه با آن متولِّد شدمصبر چیز بدی نیستسختی اش هم خیلی دشوار نیست!،اماگاهی که هر بار از من میخواهی دوباره شروع کنمبه صبوری،چگونه صبر کنم بر این که تو آن همه صبر راصبوری نمیدانستی،باشدحرفی نیستباز هم شروع میکنم به صبوریاماچه کسی میتواند غم انگیز تر از
 
ارزش‌ها و بینش‌ها در فرهنگ اسلامی حاکی از آن است که منتظر باید تأثیر عملی و عینی انتظار را در رفتار خود بروز دهد. به دیگر سخن در عین پایبندی به باورهای اسلام رویکردی منتظرانه در رفتار وی به نمایش درآید و حرکت وی در جهت تحقق ظهور منجی باشد. بنابراین نمی‌توان انتظار را تفکری صرف دانست؛ چراکه انتظار عملی است توأم با تلاش و جهاد و چشم‌به‌راهی تنها کاری از پیش نخواهد برد. بشر علاوه بر پیکار روزانه حق و باطل باید خود را نیز برای ظهور آماده کند.
دلش را ندارم، آنقدرها بی‌پروا نیستم که بگویم دوست‌داشته‌شدن و مهر ورزیدن، یک‌بار پر و خالی شدن است. اما انگار دارم میگویم. آدم مثل ظرفی است که از عشق پر میشود و وقتی که لبریز شد دیگر خالی بودن را از یاد می‌برد و پر شدن را هم. عشق به پایش ریخته می‌شود و او لبریز و سرخوش، به تمام گنجایش روحش آشنا می‌شود. 
این عشق از کجا آمده؟ دل من! این عشق آخر از کجا آمده؟ اینهمه آدمهای پرشده از عشقِ دیگری به‌کجا می‌روند؟ با این عشق چه می‌کنند؟ لابد یک‌روز
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب