نتایج پست ها برای عبارت :

قولت لمراتي تحط صباعها في طيزي

گاهی روزها و ساعتها رو با خودت کلنجار میری و به خدا قول میدی دیگه گرفتار اون خشم کذایی نشی اما بازم با یه اتفاق روزمره می‌ریزی بهم و چه حییییف که قولت یادت میره! امان از دست نفس سرکش.
 
خدایا فقط خودت زیر و بم دلمو میدونی همونطور ک باطن این کم صبری رو برام آشکار کردی خودت هم کمکم کن تا شکستش بدم و میدونم که باهامی
 
پ. ن. جالبه ها هر سال یه بار بروز میکنم اونم توو آبان! امسال یه کم با تاخیر آذر ماه اومدم :) 
بیا اینقدر بزرگش نکنم . تو مگر کی هستی که اینقدر خودت را تحویل میگیری ? تو دقیقا هیچ چیز نیستی . حتی اگر هرگز دل تو ز علم محروم نشده باشد و کم مانده باشد ز اسرار که مفهوم نباشد :/ ، باز هم هیچ چیز نیستی که بخواهی اینقدر بر سر رضایت خودت و توقعت از آدمهای دیگر جنگ داشته باشی :/ اینکه مثل میمونِ لجباز همه اش در فکر تلافی و خالی کردن حرصت باشی راه به شدت دمِ دستی و مسخره ایست . و بهتر است بروی خودت را در یک باغ‌وحش به جمع شامپانزه ها یا اورانگوتان ها ملح
جان دلم!
چشم هایت بسته است،  نمی دانم صدایم را می شنوی یا نه؟
قلبت نامنظم می تپد.
از روزهایی که بدون تو سپری می شود، می گوییم!
همه از برگشتند، نا امید شده اند، می گویند بر نمی گردی، ولی من هنوزهم به برگشتند، امید وارم، چون می دانم که تو هیچ وقت زیر قولت نمی زنی، خودت گفتی که هیچ وقت تنهایم نمی گذاری، تنهایم نذار صدایم را می شنوی؟
می گویند، دیگر نباید دوستت داشته باشم، چون قرار نیست برگردی، اما من هنوز هم عاشقت هستم، برگرد تا به دیگران ثابت کنم،
هیچ کس مثل تو، نتونست به من صبر و توکل رو بیاموزه
هیچکس چون تو، نتونست دست منو بگیره و با واژه ی شکیبایی آشنام کنه
تو خیلی چیزا به من یاد دادی.
من با توو یاد گرفتم که مثل ایوب صبور باشم.
بعد از تو فهمیدم که خوبرویان چقدر بی وفان.
فهمیدم که خیلی ساده لوح و احساساتی بودم که حرفاتو باور کردم و رو قولت حساب کردم. 
تو با لبخندت، با اون نگاه نافذت، با اون حرفای قشنگت منو خام کردی
الان دو ماه از وعده ای که کردی داره میگذره ولی هرروز داری امروز و فردا
کانال ما در سروش  
قرارمون ساعت ۵ بود اما ۵ونیم شده بود و تو هنوز نیومده بودی زیر سایبون یه کافه پناه گرفته بودمآخه بی هوا بارون شدیدی گرفته بود.داشتم نگران میشدم که دیدمت که داری از دور میای.وقتی بهم رسیدی انقدر خیس شده بودی که انگار همون موقع از زیر دوش اومده بودی بیرون!!میترسیدم سرما بخوری ؛گفتم بیا بریم تو این کافه گرم شی کهگفتی یه لحظه صبر کن بعد از زیر کتت یه چتر درآوردی ازون رنگی رنگیا که من خیلی دوست داشتم.با تعجب گفتم تو که چتر داشت
داغ دل-اگه یروزی نباشم چیکار میکنی؟-صد دفعه نگفتم از این حرفا نزن؟؟؟-بگو دیگه خانمی الکی شلوغش نکن.امین بس میکنی یا نه؟خانمی، اخه تو چرا انقدر سریع جوش میاری یه سوال ساده پرسیدما!!بهار چشماشو تو کاسه چرخوندو با حرص به امین نگاه کرد.-امین به نظرت این یه سوال سادس؟امین حالت بامزه و نمکینی برای جواب به حرص خوردن بهار به خودش گرفت.-خب اره یه سوال ساده پرسیدم جوابشم خیلی راحته.بهار دستشو گذاشت زیر چونشو ذل زد به چشمای پراز عشق امین.-خب اگه اینجوریه
داغ دل-اگه یروزی نباشم چیکار میکنی؟-صد دفعه نگفتم از این حرفا نزن؟؟؟-بگو دیگه خانمی الکی شلوغش نکن.امین بس میکنی یا نه؟خانمی، اخه تو چرا انقدر سریع جوش میاری یه سوال ساده پرسیدما!!بهار چشماشو تو کاسه چرخوندو با حرص به امین نگاه کرد.-امین به نظرت این یه سوال سادس؟امین حالت بامزه و نمکینی برای جواب به حرص خوردن بهار به خودش گرفت.-خب اره یه سوال ساده پرسیدم جوابشم خیلی راحته.بهار دستشو گذاشت زیر چونشو ذل زد به چشمای پراز عشق امین.-خب اگه اینجوریه
نشسته‌ام کنار شومینه. صدای چک چک سوختن چوب‌ها می‌آید و خاطرات گذشته. عمیق نفس می‌کشم. عطر آتش و هیزم‌های جان‌سوخته می‌آید، عطر نمناک پنجره‌های باران خورده، عطر کلبهٔ گرمی که سرشار است از خاطرات گذشته و انتظار آمدنت. دراز می‌کشم، توی خودم مچاله می‌شوم، توی خودم می‌میرم. چندروز شده؟ نه، چندروز نه! چندماه شده؟ نُه‌ماه! نُه‌ماه است که ندیدمت، نُه‌ماه است که چشم‌هایم به‌دنبال عقربه‌های ساعت دویده‌، نُه‌ماه است که تار و پود پیرهنم دل
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای رضا یزدانی به نام تنهام نذار رفیق
ترانه سرا: حسین سلیمانی / آهنگساز: رضا یزدانی
تنظیم کننده: بهروز پایگان
دانلود موزیک تنهام نذار رفیق با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 

[کیفیت 128 با حجم 4.4 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 10.7 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Reza Yazdani – Tanham Nazar Refigh

متن ترانه ی تنهام نذار رفیق با صدای رضا یزدانی:
دلگیرم از همه تنـهام نذار رفیق دنیام پر از غمه تنهام نذار رفیق
رو بغض من نمک بیشتر از این نپاش نفس بهم بده
این سنگر انفرادی برای چهار نفر، نوبره. بیشتر به لونه ی خرگوش می مونه تا سنگر. چمباتمه زدیم و سرا تو زانو. بیرون گلوله بارونه. عراقیا شخم میزنن و میان جلو. شایدم کلاً رد شدن از جلو ما و این آتیش خودیاست روی سرما. برای ما که هم باید از دست آتیش دشمن فرار کنیم، هم آتیش خودی جنگ یه جور دیگر است. ابوالفضل توی این اوضاع شوخی می کنه. تو نمی دونی خندیدن درحالی که سرت بین دو تا زانوت گیرکرده، چه قدر سخته. کلی خندیدیم و کلی گرد و غبار رفت توی سینه هامون. دیگه
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب