نتایج پست ها برای عبارت :

متن مداحی داداش اصغرم بی تابی چرا

اون شب هم نباید با داداشم گرم می‌گرفتم - نباید بيش‌تر از اون چیزی که تو دلم بود بهش می‌گفتم، بيش‌تر از میزانی که برام وقت می‌ذاره براش وقت می‌ذاشتم. 
وقتی مامان بهم گفت که داداش قبل از پرواز به سوئد، پنج دقیقه توی فرودگاه باهاش اسکایپ کرده مدت زیادی ساکت موندم، واقعا برای من مهم نیست که دیگه داداش توی کدوم فرودگاهه، توی کدوم شهر اروپاست. داداش رفته؛ و وقتی هم که بود داداش من نبود - اون برادر کارشه، نه برادر من.
 
تلفن خونه زنگ خورد !
همون لحظه حس کردم کی پشت خطه ! میدونستم داداش دومیم پشت خطه !
داداش کوچکه گوشی رو برداشت تا هنوز حرف نزده بود که کی پشت خط بوده و بهش چی گفته؟!
رو به داداش کوچکه  گفتم :
داداش دومی بود ؟!
گفت : آره!
گفتم زنگ زد که بگه امروز لوبيا پلو داشتین ؟ ازش مونده که بيام ازش بخورم ؟!
داداش کوچکه لبخندی زد و گفت : نکنه تو گوشی تلفن میکروفن  گذاشتی ما خبر نداریم ؟!:)))) همه چی رو خودت میشنوی ؟!:)))
گفتم نه حسم همه چی رو بهم الان خیلی یهویی  گفت :))) 
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی محرم ۹۸ روز هفتم
از کربلا رنگ خوشی دیدم؟! ندیدمبي شیر ماندم، بين هر خیمه دویدمدیشب فقط تا صبح طفلم داد می زدخیلی خجالت از بنی هاشم کشیدم***ای کاش این داغی که دیدم خواب باشدطفلم سلامت، محضر ارباب باشدگفتم: حسینم، حاضرم در بين این دشت.تشنه بمیرم، اصغرم سیراب باشد***مولای من حیران و سرافکنده آمدرو زد سوی دشمن ولی شرمنده آمدوقتی که بر می گشت با چشم پر از آباز لشگر دشمن صدای خنده آمد***تیری در این لشگر نبود
امروز خوب بود خودش آخر شب من راضی بودم ولی تماس تصویری خانوادگی با داداش و دیدنش بعد بيست روز بهترش کردولی آخرشب که بعد خیلی وقت مامان رو مثل قدیما بغل کردم و به نفساش گوش دادم خیلی بهتر شد.+بابا هم اومد داداش رو دید و باهاش احوال پرسی کرد و رفت اونطرف وایساد.چشاش دلتنگیشو داد میزد++امروز مث مزه آلبالو خوب و دوسداشتنی بود
نمیدونم ما سه تا به کی رفتیم ، چند روز پیش زنگ زدم به داداش بزرگه گفتم تو باید میومدی به من سر میزدیا، گفت من ماشین ندارم که ، گفتم مرد که هستی شب زنگ زدن گفتن ما داریم میایم حقیقتا خوش گذشت . تند تند الویه درست کردم ، نصف کارا رم دادم داداش بزرگه انجام داد . دو تا دونه انار داشتیم کلا که همونا رو دون کردم دور هم خوردیم . کیک سالگرد رو هم آوردم دور هم خوردیم . یه کیک پیتزا هم پخته بودم دادم بردن
گاهی لازم نیس نفهمیتو به رخ بقیه بکشی
فقط کافیه فهمیدگیتو به همه ثابت کنی .!

میگم این جمله چقدر عجیبه .
نیس؟
دست از اثبات خودت به بقیه بردار و یه چیزایی رو به خودت ثابت کن !
با خودمم.

تا قبل از شنیدن این جمله 
یه جمله دیگه برام در صدر جملات ثقیل قرار داشت:
انتظار شعور داشتن از همه.
خود بيشعوری است.
اینو داداش نگفته .ولی خوبه!
از کل خاطرات بچگیم ، یک لالایی عجیب تو ذهنم مونده ، لالایی که در اینده هم یقییا خط اول مادرانه های من خواهد بود:مدینه بود و غوغا بود            اسیرِ دیوِ سرما بودمحمد سر زد از مکه               که او خورشیدِ دلها بودخدیجه همسرِ او بود              زنی خندان و خوش خو بودبرای شادی و غم ها               خدیجه یارِ نیکو بودخدا یک دخترِ زیبا                 به آنها داد لا لا لابه اسمِ فاطمه زهرا               امیدِ مادر و باباعلی دامادِ پیغ
امسال پنج سال شده .داداش بزرگه الان پنج ساله  شهر نجف ،حرم آقا امام علی(ع) خادمه
از این پنج سال ، چهار سال بعنوان مدیر کاروان بچه هایی بوده که با خلوص نیت تو این روزا ،روزی هشت ساعت سرپا می مونن تا امانت دار خوبي برای زائرایی باشن که از حرم حضرت علی (ع)رهسپار حرم پسرای ایشون میشن
امسال سه ساله که ریش قرمز هم داداش بزرگه رو همراهی میکنه ، هرسال بعد اینکه از کربلا حرکت میکردن و در محل اقامتشون مستقر میشدن تماس تصویری برقرار میشد برای خاطر ج
وایسید وایسید وایسید.
امروز برای اولین باااااااااااااااار در تاریخ تحصیلم.سر امتحان آیین دادرسی مدنی که همه به آدم میشناسنش،یه جوووری بلد نبودم سوالا رو که گریه ام گرفته بود.از جلسه اومدم بيرون دیدم یکی میگه حکم حضوری بود یکی میگفت غیابي بود .یکی میگفت تجدید نطر نمیشد .یکی میگفت میشد.یکی گفت کدوم سوااال؟؟؟خلاصه بل بشوووویییییییی بود.
از قضیه کتابم بگم اینکه چون ۴ بار به پسر عمه و عمه محترم گفته بودم ندارم کتابو .دست به دامن که نه.
مراسم دهه سوم محرم 1441 - 1398 با نوای کربلایی حمید علیمی در بيت ااهرا سلام الله علیها تهران برگزار شد.
 
صوت:
سنگین | من علی اصغرم
شور | معنای واقعی اصول کرم
شور | غمت در نهانخان
روضه حضرت علی اصغر علیه السلام
روضه حضرت رقیه سلام‌الله علیها 
تک | ترک رو لبام
شور | تو خیلی وقته زندگیمی
سنگین | یه مدینه
 
 
تصویری:
روضه امام حسین (علیه السلام)
سنگین | من علی اصغرم
شور | معنای واقعی اصول کرم
شور | تو خیلی وقته زندگیمی
زمینه | جای طناب نبود
شور | مادر می گفت
سال ۸۲یا شایدم ۸۳ بود.
من چن ساله؟
۴ ساله یا ۵ ساله.
چی شده بود؟
وبا اومده بود.
من چم شده بود؟
دچار مسمویت غذایی شده بودم.
نصفه شب بود.
من یهو حس کردم دارم بالا میارم.
بدو بدو . و گلاب به روتون.
حالا مامان دنبال من.بابا و داداش خوابالود پریده بودن تو دستشویی که فاطمه چش شد؟
من ساعت ۳ نصفه شب دااااااد میزدم:.یکی نیییییس به داد من برررسه؟من داااارم میمیرم و شماااااهاااا عین خیالتووون نییییی؟من وباااا گرفتم .من میمیرم و شما می مونیااااا
اوایل وبلاگنویسیم یه بنده خدایی بهم یه کانال تلگرام معرفی کرد با عنوان عزت نفسنویسنده کانال یه نفر بود به اسم داداش رضا که هم سن و سال خودم بوداونموقع من بيست و دو سالم بود،تو کانالش به مسائل مختلف میپرداخت یه مدت باهاش همراه شدم و بعدش گفتم اینم چرت میگه هاهرچند وقت یه بار به سایتش سر میزدم  و میگفتم این،این همه داره خودسازی میکنه،کارش چیه؟اصلا چرا ازدواج نمیکنه؟فقط صبح تا شب داره خودسازی میکنه؟تا اینکه چند وقت پیش فهمیدم ازدواج کردههم س
أَلسَّلامُ عَلَى الْقَتیلِ الْمَظْلُومِ، أَلسَّلامُ عَلى أَخیهِ الْمَسْمُومِ ، أَلسَّلامُ عَلى عَلِىّ الْکَبيرِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرَّضیـعِ الصَّغیرِ، أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّلیبَةِ،
متاسفانه مرورگر شما، قابيلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فر
گاهی وقتا به خودم میگم خجالت نمیکشی بعد از رفتنش میخندی؟ شرمت نمیاد داری خوش میگذرونی؟»
نمیدونم. هیچی نمیدونم. 
من خجالت میکشم خوشحال باشم وقتی هنوز میبينم در خانواده م کسی از یاد داداش منفک نشده. 
من دلم میخواد خوشحال باشم که خانواده م بجای نبودن داداش دلشون به خنده های من خوش شه.
اما؛ نمیتونم. 
من نهایت 6 ساعت میتونم ممتد بگم و بخندم و در جمع باشم. امتحان کردم ک میگم. 
واقعا احساس می کنم بند بند وجودم از کش دادن این زندگی خسته س. 
خسته تر از
چقد برام عجیبه ک از اشتباهات بقیه ب راحتی میگذرم بعد همون بقیه ب خاطر ی چیز مسخره خودشونو واسه من میگیرن و کلاس میذارنخدایا چرا دنیا برعکسه؟
تازگی ها نمیدونم چرا قلبم اینقد بد میزنههی تاپ تاپ میکنه محکمالان دقیقا فهمیدین قلبم چش شده یا بيشتر توضییح بدم؟؟؟ داداش محمد حسین رفت دیروز ساعت دوازدهالبته بردادر شوهرمه اما مثل داداش نداشتم دوسش دارم براش شیرینی کشمشی هم پختم خوبه وقتی بمیرم همه یاد شیرینی هام میفتن آخه هنر دیگه ای ک ندارمب
خداوند این زوج رو رحمت کنه بنده چندین بار بيشتر اقا احسان رو ندیدم
من همکار سابق پدر ایشون بودم هر از گاهی اقا احسان هم شرکت تشریف می اوردند.
نمیدونم پدر اقا احسان، مهندس نوبخت، چطور این داغ رو تحمل میکنن همیشه یادمه هر وقت اقا احسان می اومد شرکت، پدرشون با لفظ داداش ایشونو خطاب میکردند. میگفتن: احسان فقط پسرم نیست، رفیق و داداش منه (اخه پدرشون تک فرزند پسر بودن و علاقه شدیدی به ایشون داشتن) بارها با پدرشون در مورد اقا احسان صحبت کردیم واین
هنوز گیج خواب بودم که
گوشی رو چک کردم ببينم
چند شنبه س گفتم
وای چرا دوشنبه نمیااد ( روز اعلام نتایج )
که صدای داداش اومد که به بابا
میگفت مژدگاانی بده 
ماماان بلند گفت بيیی نااام قبول شده؟؟؟
گفت نه اونو هنوز اعلام نکردن که
مربوط به باباعه
بابا گفت چی میخوای 
گفت بابا صدبده پول باشگاه رو هنوز ندادم
بعد بابا گفت باشه
داداش گفت بي ناااام قبول شدددد
منو میگین چنان از رو تخت پریدم پایین
و دویدم گفتم چییییشددد
زدم زیر گریه اما این بار گریه و اشک شوق
+ به رفیقم میگم داداش مسیج منو خوندے دیشب بهت دادم ؟
- ڪه گفته بودے 100 تومن پول میخوای؟
+ آره آره
- نه نخوندم !!!!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
- نمیدونم قدیم ( زمان پیامبر ) چجوری وقتی هنوز کامل سیر نشده بودن از سر سفره بلند میشدن ، من تا کف سفره رو دستمال نکشم خورده نون هاشو نریزم توی شکمم از سر سفره بلند نمیشم !- وصل شدن اینترنت هم شده مثل قضیه ظهور کردن امام زمان ، هی دعا میکنیم و میگیم انشالله فردا دیگه درست میشه و فردا همچنان روز از نو روزی از نو - چارتا دونه خرید کردم از خرازی ، دو تا تیکه نمد ، ۴ متر تور ، یه کلاف کاموا شد ۳۱ تومن !!!!!- تلگرام ندارم کانال نویسی نمیکنم حس میکنم یه چیزی
کرم_ worm_زرد و پلاستیکی رو کوک میکنم‌.
و میذارم رومیز .جیر جیر کنان میره صاف میشه و جمع میشه تا میرسه به رومیزی و بعدش درجا میچرخه .
داداش میگه گمونم تا دو سال دیگه بيشتر ایران نباشم.ینی نباشیم!
میگم پس تصمیمتونو گرفتین !میگه آره .
میگم منم واسه بچه ات از این اسباب بازیا پست میکنم!
تموم تصورش از عمه !میشه یه کرم زرد که روی زمین میلوله .!
بغض ‌‌‌.
میگه مگه تو نمیخواستی بری؟
میگم ایران!تمدن اسلامی؟ .بازگشت به دوران اوج ؟علوم انسانی بومی؟
ف
ای کـــاش منم یه داداش بزرگتر از خــودم داشتم
خوشبحال اونای که دارن 
مثلا همیــشه اذیتش میکردم 
حرصشو در میاوردم 
خودمو واسش ل_وس میکردم 
برام پاستیل و الوچه میخرید 
گیسو گیس کشی را مینداختیــم
موقع سختیا دلداریم میداد و بلعکس 
یادمــه وقتی که 7_8 سالم  بــود 
همش به مامانم میگفتم چرا مرضیه 
(دختر عمم که همسن خودمه)
داداش بزرگتر از خودش داره و من ندارم؟؟
مامانم کـ هیچی هاج و واج نگام میکرد 
اونقدر حسودیم میشد بــه مرضیه که نگــو 
کــاش منم
پنج شنبه ها در مسجد می مانیم و چون مخاطبمان نوجوانان هستند تا صبح از شلوغ کاریهایشان خواب نداریم. بعد نماز صبح چشمانم دیگر تحمل نداشت و خواستم برای لحظه ای هم شده چشمانم را ببندم. 
هر چند خسته باشم تماسم برادرم را رد نمی کنم چون خواب شیرین در مقابل صدای دلنشینش تلخ است و زهر مار. تماس گرفت و بغض در صدایش به شدت حس می شد. داداش ! داداش ! نگران شدم و سوال پرسیدم . جواب، ستون های زندگی ام را بهم ریخت. 
سردار سلیمانی شهید شد. 
ایا سی اس اس  رو به طور کامل میدونی داداش من ؟ خیر منم نمیدونم ! من ادعا میکنم که سی اس اس از جاوااسکریپت هم قوی تره توی این وبسایت فقط از html , css کمک گرفته شده و هیچ گونی برنامه نویسی وجود ندارد ! جالبه نه ؟ من خودم هنوزم دارم سی اس اس رو یاد میگیرم چون روز به روز آپدیت میشه
 
1دختر خاله سه سالم نشسته بودلب پله بالاخونه و پاشو گذاشته بود روشکم پسر خاله بزرگم که اون پایین خوابيده بود. پسرخالم گفته بود حاج خانم پات اینجا چیکار میکنه؟
یه مکث کرد گفت:این پا رومیبينی!؟دفعه بعد به من بگی حاج خانم میاد تو صورتت
 
2
وقتایی میخوام دم ظهر داداش برسونم یه چادر پوشیده دارم کلا پوشیده است ازین خیلی حجابيا میپوشمش  میگیرم جلو  که افتابم نسوزونه صورتمو. عینک آفتابيم میزنمو چون قدم کوتاهه صندلیم میکشم جلو
اونوقت داداش به مامان
کی تنهاس الانخیلی ها دورمن اما همیشه ی چیزی کمه
خدا جون نکنه تو ازم دلگیری ک قلبم تند میزنه گاهی اوقات
بنظرتون کی میریم سر خونه زندگیمون
هر دفعه میاد پیشم و خودمو و ذهنمو میسازم ک دوسش دارم باز میره تنها میشم
مال اونم ولی تنهام
بخاطر من داره تلاش میکنه میدونمآره همش بخاطر منه میدونمخیلی دوسم داره میدونم
بنظرتون کی دوباره میاد
دعا کنین کنکور قبول شم
دلم برا داداشم تنگ شدهداداش واقعیم نیس ولی دوسش دارم
آزمونم افتضاح شد داداش گفت درصداتو
مریم زن داداش به مریم ابجی با گریه تو ختم میگفت ختم باباته چرا مامان مامان میکنی بعد بغلش کرد گفت جانم عزیزم بدبخت شدی نمیفهمی چی بگی.
راستش اون روز هوشیار نبودم متوجه بشم اما وجه دیگه ی سوکی این گفتگو؛ طنازی ش بود. غمها هم میتونن خنده دار باشن.
_روز جمعه ای برنامه ای نداری؟
+برنامه؟
_اره.با رفیقات جایی نمیری؟رستورانی .کافه ای!
+تو تازه از پشت کوه اومدی اینور؟من رفیق دارم؟
_آها.هیچ وقت رفیق نداشتی؟یا .؟
+:|
_میخوای من رفیقت باشم خب!
+:/
:مکالمه منو داداش امروز بعد از ظهر
 
با آغاز سال تحصیلی جدید پسرمون علی کوچولو هم از دیشب رفت خونشون !
هنوز ۲۴ ساعته نگذشته دل همه مون برای این نیم وجبي تنگ شده .
انگار یه طرف خونه  خالی شده باشه:| 
بقول داداش کوچکه ؛ خونه مثل زمان های قدیم می مونه که  داداش و خواهرم اینا هر کدومشون
میرفتن دانشگاه و خونه رو خلوت میکردند و آدم برای اون همه شلوغی و شور و هیجان ، دلش تنگ میشد!  
فکر نمیکردیم با رفتن این بچه ، دلمون اینقدر تنگش بشه !! 
خودشم مطمئنا بيشتر دلش تنگ میشه هر چند خودش دوست
علی» دفعه آخری که آمده بود ماه صفر بود مجروح شده بود و از ناحیه آرنج دست چپ تیر خورده بود ما بهش اصرار میکردیم که دیگه برنگرده سوریه؛ ولی اصلا گوش نمیداد،همیشه بيمارستان پیش دوستانی که بااوبرگشته و بيمارستان بستری بودند میرفت وکمکشون میکرد حتی مرخصی مجروحیتش رو نموند،انگار زمین زیر پاش داغ شده بود و همیشه میگفت:میرم و اسرا بازگشت به سوریه رو داشت و آخرشم رفت. از پادگان بهم زنگ زد گفت: دارم میرم خیلی اصرار کردم داداش نرو بمون همین قدر هم ک
داداش از قبل یه سالگی‌اش دندون درآورد، آبجی قبل از چهار دست و پا راه رفتن رو یاد گرفت؛ و من؟ از نه ماهگی به حرف اومدم. می‌گن که خیلی شیرین زبون بودم و پر حرف، تا این که یه روز ترس از گربه زبونم رو بند آورد و لکنت زبون گرفتم. بالا و پایین داشته در تمام این سال‌ها، و من؟ نه. بالا پایین نداشتم.
الان توی تایم رست هستم توی کشیکم ولی انقدر فکر کردم به این موضوع که دیگه حتما باید بنویسمش جای اینکه بخوابم
بعد از چند سال یکی از دوستامو چند وقت پیش دیدم .شوهر کرده بود به برادر دوست سوممون.من و دوستم م و خواهرشوهر دوستم که دوست سوممون بشه الف
م یه دختر تپلی شده با کلی ناز و عشوه که هنر خونده و جویای وهر بوده
الف معلم شده
برادر الف که شوهر م باشه که دوست داداشمم هست شغلی داره که من خیلی دوست دارم و خیلی پولداره
چند سال پیشا اتفاقی ماهمو پیدا
میم ساعت شیش ونیم خبرداد که کجابيام؟ گفتم بيافلان جا 
اقا اماده شدم ورفتم ،داداشمم رفت نون بخره ! بعد من پیاده رفتم تا
محل قرار! دیدمش دست دادیم با ی دوستش بود! میم ریش گذاشته بود و
این قیافشو بيشتر نشون میداد بااینکه۱۹ سالشه ! پیاده میرفتیم وحرف میزدیم
که گوشیم زنگ خورد داداشم بود،گف این دوتاعنتر کین باهات ،میخواستم بيام 
​​​​​وفلان ،گفتم زر زر نکن مامان درجریانه گوشیو قطع کردم بدم میاد با
۱۶ سال سنش واسه من شاخ میشه 
با میم و دوستش رفتی
داداش #جابرم میگه: 
#انقلاب به اندازه‌ی عظمتش #جابر داره؛مادرهایی که جابر و بهتر از جابر تربيت میکنن.
پ.ن: جابر ، خود به خود جابر نشد، آغوش مادرش اونو جابر کرد. دامن پاک مادرهای ایرانی لایق جابر پروریه!!!
#تربيت_سالم#مادران_جابر_پرور#جهاد_ادامه_دارد .
ادامه مطلب
”ع یه آدمِ فوق العاده وسواسیه :/‌ یعنی دوتا لیوان داره و هیچوقت اگر توی یه لیوان آب خورد دوباره توی اون آب نمیخوره اون حتی به اون دوتا لیوان خودشم پایبند نمیمونه و اگر از هردوتا لیواناش آب خورد سراغ لیوانای دیگه میره :| داشتم سفره رو جمع میکردم و چشمم به لیوانش خورد از اونجایی که دستام پر بود رو بهش گفتم لیوانشو بياره که دیدم ”ع داره آب میخوره اونم با اون یکی لیوانش گفتم چرا توی همین لیوانت آب نخوردی (با لحن عصبانی) گفت چون لیوانم د
عزیز میگفت دلم برای اون روزا تنگ شده، برای آقاجون خدابيامرز، که وسط چله تابستون با یه هندونه گنده زیر بغلش عصری میومد خونه، مینداخت گل حوض و خاک تنش رو میتد، امیرعباس رو صدا میکرد که بره از سر کوچه دو تا نون سنگک و یه قالب پنیر بگیره، که عصرونه نون و پنیر و هندونه داریم. چشامو بستم و اون روزها رو به خاطر آوردم، اون وقتا که من و محمود و آبجی فهیمه تو حیاط بازی میکردیم و داداش عباس تو اتاق گوشه حیاط واسه امتحان نهایی درس میخوند. بعد از عباس ع
عزیز میگفت دلم برای اون روزا تنگ شده، برای آقاجون خدابيامرز، که وسط چله تابستون با یه هندونه گنده زیر بغلش عصری میومد خونه، مینداخت گل حوض و خاک تنش رو میتد، امیرعباس رو صدا میکرد که بره از سر کوچه دو تا نون سنگک و یه قالب پنیر بگیره، که عصرونه نون و پنیر و هندونه داریم. چشامو بستم و اون روزها رو به خاطر آوردم، اون وقتا که من و محمود و آبجی فهیمه تو حیاط بازی میکردیم و داداش عباس تو اتاق گوشه حیاط واسه امتحان نهایی درس میخوند. بعد از عباس ع
یه بار توی وبلاگ محمدرضا شعبانعلی خوندم که گفته بود در مدت زمانی که یک درونگرا به این فکر میکنه که آیا به کسی درخواست دوستی بده یا نه یا چطور اینکار رو انجام بده یه برونگرا یک یا چند رابطه رو تموم کرده ! حالا جمله دقیقش رو نتونستم پیدا کنم ولی مضمون حرفش همین بود و از این دست و اون دست کردن درونگراها برای انجام کارها میگفت و اینکه شاید بهتره گاهی موشکی عمل شه در کارها و زیاد وسواس به خرج ندیم  درمورد عاقبت کار و سخت نگیریم. گاهی به بهانه های مخت
سلام
من یک پسر هستم. من پسری بصری هستم و اول از قیافه و هیکل طرف خوشم میاد (معمولا) و بعد جذبش میشم و درباره باطنش و سایر مشخصاتش بررسی میکنم. 
حالا اگر بر اساس همین ظاهر رفتم جلو و بعدش همون اوایل فهمیدم که به درد هم نمیخوریم، و البته دلیل خیلی منطقی هم نداشتیم، مثلا از صدای طرف خوش مون نیومد! یا از لحن حرف زدنش! یا فهمیدیم 5 تا داداش داره!! و خلاصه یه دلیلی که خیلی نمیشه بهش استناد کرد. مثلا نمیشه خیلی راحت گفت خانوم شما فرضا نماز نمیخونی و من میخ
دانلود داره میریزه مداحي ریمیکس : دانلود ریمیکس مداحي داره میریزه جواد مقدم : دانلود ریمیکس مداحي داره میریزه جواد مقدم,دانلود آهنگ ریمیکس مداحي داره میریزه جواد مقدم با لینک مستقیم و کیفیت 128 و 320,dare mirize remix.
دانلود داره میریزه مداحي ریمیکس
ادامه مطلب
و برای تو راهی نیست مگر مبارزه و جنگ با هواهای سیری ناپذیر نفسانی.همان ها که هر چ بيشتر بهشان برسی،بيشتر از پیش نابودی تو را تمنا میکنند.جهتم با تعجب میگوید هل من یزید؟؟ایا باز هم هست؟؟
+داداش حالا من نمیگم همه رو از دم کلین شیت کن،اصن بباز،ولی این وسط دو تا گل هم بزن.ی دونه اصن.اصن گل هم نزن.خلق موقعیت کن ابرومند ببازی.بالاخره گل زده تو خونه حریف امتیاز داره دیگه.میگیری چی میگم؟؟
خدایا کمم رو ب زیادت قبول کن
به نام خداسلامامروز وقتی از بروجن برگشتیم من زیباترین کادوی امسالم را دریافت کردم.خواهرم که ۸ سال دارد برای من یعنی برادر خود یک کاردستی زیبا درست کرده و هدیه داد.خواهرم برای ساخت این کاردستی از چوب بستنی و کاغذ و مداد رنگی و چسب استفاده کرده بود.من این پست را برای خواهرم می نویسم.من او را خیلی زیاد دوست دارم.خواهرم روی کار دستی اش با خط خود نوشته بود: داداش جان دوست دارم.من هم او را دوست دارم.ما در خانه همیشه باهم دیگر بازی می کنیم.بازی مورد ع
راستی یه چیزیو نگفتم .
دیروز زن داداش سابق رو دیدم 
خیلی خوشحال بود و تیپ چادری خوشگلی زده بود و خلاصه خیلی به خودش رسیده بود و با یکی از زن های همسایه میرفت خرید ، منم از داخل مغازه دیدمش 
خب دروغ چرا از خوشحال شدنش خوشحال شدم ،همین که روحیه ش خوبه بهتر میتونه به برادرزاده هام برسه و اون هم حق داره عاشقانه ازدواج کنه حتی اگه عمر اون ازدواج کوتاه باشه بازم براش خوشحال شدم و فکر کنم دیگه تو دلم کینه ای نسبت بهش ندارم
 
* کله‌ هایشان ریتمیک‌وار به اینور و آنور می‌رفت
و مویِ وِی ها در‌هوا پخش و پلا می‌بود!
* نمی‌دونم مامان تو چایی‌هاش چیزی ریخته یا آهنگای داداش زیادی باحاله:)) خلاصه که جاتون خالی:))
+ ممنونم که اونجاهایی که حالم بده انرژی می‌دین⁦❤️⁩
* کله‌ هایشان ریتمیک‌وار به اینور و آنور می‌رفت
و مویِ وِی ها در‌هوا پخش و پلا می‌بود!
* نمی‌دونم مامان تو چایی‌هاش چیزی ریخته یا آهنگای داداش زیادی باحاله:)) خلاصه که جاتون خالی:))
+ ممنونم که اونجاهایی که حالم بده انرژی می‌دین⁦❤️⁩
مداحي شب ششم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب ششم محرم 1398
دانلود مداحي شب ششم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب ششم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب ششم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب ششم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب ششم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب ششم محرم الحرام 1437 در هیئت رایت ا
به نام او
تقدیم به همه ی پدران ساکنِ بهشت.
پدر به عادت همیشگی اش کنار حوض فیروزه نشسته بود و همانطور که با لبخند به ماهی کوچولوهایش غذا می‌داد زیرلب چیزهایی میگفت، از همان ذکرهای آرامش بخش خاص خودش.یٰا‌رَحْمٰنُ یٰا‌رَحیٖمْ.داداش آمد توی حیاط و با تَشر گفت: "آقاجون بسسسسه دیگه این کارها.همه‌ ی مردم خونه هاشونو کوبيدن و ۱۰ طبقه ساختن، اونوقت پدر ما هنوز میشینه لب حوض و وِرد می‌خونه.
ادامه مطلب
سلام و خدا قوت ویژه فرمانده مهربون، داداش جابر گل، اقا سید نازنین، و علی اقای مظلووووم.❤️❤️من با اینکه دو بار تاتر رو دیدم ولی هنوز از دیدنش سیر نشدم و خیلی دوست دارم مهمون اقا جابر بشم.اگه کلاسی داشتید ما رو هم در جریان بذارید و لایق بدونید، خیلی خوشحال میشم به شما بپیوندم.❤️شما الگوی خیلی خوبي برای ما در رابطه با کارهای فرهنگی، جهادی، فداکاری و شجاعت هستید.
ادامه مطلب
سلام عشقا
نزدیک یه ساعت رسیدم خونه، امروز اضاف کار موندم به اجبار چون پرونده ها نامرتب بودن و مهر امضا نداشتن هیچ کدوم، ظهرم نیم ساعت رفتم کلید تحویل گرفتم با داداش رفتیم خونه رو دیدیم کامل موکت کرده اونم قهوه ای اصلا دوستنداشتم گفتم جمعش کنید من موکت نمیخوام، گفت مشکلی نیست باشه صاحبخونه خیلی احتراممو داشت. باید قفلها عوض کنم داداش گفتم کلید بدم تریون و دوستاش بيان تمیز کاری؟ گفت اره مشکلی نیست بعدش قفل عوض میکنم. دیگه برگشتم شرکت هرچند ت
مداحي شب سوم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب سوم محرم 1398
دانلود مداحي شب سوم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب سوم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب سوم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب سوم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب سوم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب چهارم محرم الحرام 1437 در هیئت رای
مداحي شب اول محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب اول محرم 1398
دانلود مداحي شب اول محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب اول محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب اول محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب اول
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب اول محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب چهارم محرم الحرام 1437 در هیئت رای
مداحي شب ششم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب ششم محرم 1398
دانلود مداحي شب ششم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب ششم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب ششم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب ششم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب ششم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب ششم محرم الحرام 1437 در هیئت رایت ا
مداحي شب هفتم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب هفتم محرم 1398
دانلود مداحي شب هفتم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب هفتم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب هفتم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب هفتم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب هفتم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب هفتم محرم الحرام 1437 در هی
مداحي شب پنجم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب پنجم محرم 1398
دانلود مداحي شب پنجم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب پنجم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب پنجم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب پنجم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب پنجم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب پنجم محرم الحرام 1437 در هی
مداحي شب هشتم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب هشتم محرم 1398
دانلود مداحي شب هشتم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب هشتم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب هشتم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب هشتم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب هشتم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب هشتم محرم الحرام 1437 در هی
مداحي شب چهارم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب چهارم محرم 1398
دانلود مداحي شب چهارم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب چهارم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب چهارم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب چهارم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب چهارم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب چهارم محرم الحرا
تا شما هزارتا صلوات برای به خیر گذشتن امشب کنین،من میرم بعد هزارسال که پسرک برگشته ایران ببينمش بالاخره.
میترسم ازینکه تنهایی بریم و حرفی بزنه و نفهمم جوابش رو چی بدم، گفتم بذار یار جمع کنم.زنگ زدم به کمیل میگم داداش بردار اکیپت رو بریم بيرون دو ساعت بچرخیم.میگه نه من حوصله بيرون اومدن ندارم!!!میبينین?اینطوری یار جمع کرده برا خودش!!!دیر جنبيدم.
 
*با سبيل های دسته دوچرخه ای و موهای طویل و شکم قلمبه میریم که تمام تصاویر ذهنیش رو نابود کنیم:))))
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
غیر از خدای مهربون
هیچکی نبود.
توی یه جنگل سبز.
پشت یک کوه بلند.
توی یک مزرعه سبز و قشنگ.
که یک رودخونه زلال و پر آب، خیلی آروم از کنارش رد میشد
 
 
فرزندم :
این شروع تمام قصه هایی بود که هر شب برایت میگفتم. تا تصویری از بهشت را در دلت بيندازم و تو را نسبت به آن متمایل کنم.
و در بيش از نود درصد قصه هایم اگر برادری محور قصه بود اسم شخصیت ها حسن و حسین بود. یا حسین و عباس بود.
مثلا میگفتم:
"حسین همینطور که بازی می
مداحي شب چهارم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب چهارم محرم 1398
دانلود مداحي شب چهارم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب چهارم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب چهارم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب چهارم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب چهارم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب چهارم محرم الحرا
توی ایران
یه خواستگار داشتم
که قیافه ش دقیقا شبيه قاتل های زنجیره ای بود
 
استخدام دولت بود
 
مثلا مدیر بخش بازرگانی کوفت و زهرمار فلان شرکت ملی.
 
جدا شبيه قاتلا بود.
 
جشماش خیلی ورقلمبيده بود و خونی
 
واقعا میترسیدی ازش.
 
داداش پای خانمش رو از اون قسمت ساق شکسته بود یه بار از بس کتکش زده بود.
 
تهرانی بودن.
 
خانمش شهرستانی بود.
 
برای همین بابای من مخالف صد در صد دادن دختر به یه تهرانی بود.
 
همیشه میگفت بری دیگه برای همیشه رفتی. ساده ای، هر ب
مداحي شب پنجم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب پنجم محرم 1398
دانلود مداحي شب پنجم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب پنجم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب پنجم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب پنجم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب پنجم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب پنجم محرم الحرام 1437 در هی
مداحي شب هشتم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب هشتم محرم 1398
دانلود مداحي شب هشتم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب هشتم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب هشتم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب هشتم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب هشتم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب هشتم محرم الحرام 1437 در هی
مداحي شب هفتم محرم 1398 با نوای حاج محمود کریمی + دانلود
مداحي حاج محمود کریمی شب هفتم محرم 1398
دانلود مداحي شب هفتم محرم 98 حاج محمود کریمی
دانلود مداحي جدید حاج محمود کریمی در شب هفتم محرم 1398
دانلود مداحي محمود کریمی شب هفتم محرم 98
دانلود مداحي کریمی محرم 98 شب هفتم
 
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی شب هفتم محرم 98 با نوای حاج محمود کریمی» و حاج عبدالرضا هلالی» آماده دریافت است.
فایل‌های صوتی مداحي و روضه‌خوانی  شب هفتم محرم الحرام 1437 در هی
بعد از داداش بزرگم حالا نوبت این یکی داداشمه 
مامان هر دختری رو میبينه شب در موردش حرف میزنه 
منم اینشکلیم :|
به نظر من سخت ترین کار دنیا برای پسرا خواستگاری رفتنه
اونقد دوست دارم داداشم دست یه دختر رو بگیره بياد خونه و بگه این خانمِ منه 
منم یه نفس راحتی بکشم :)) 
بعد  بگم حالا من چی بپوشم
+شهادت امام حسن عسکری(ع) تسلیت باد 
آخر کلاس جبر خطی بود
استاد واث(۱) پشت میز رو صندلی گوشی بدست نشسته بود که حضور غیاب کنه. تا صفحه حضور غیاب لود بشه گفت: در ضمن اونایی که میان ترمشون پایین تر از 10 گرفتن حواسشون باشه نیفتن.
بعد با مکث کمی گفت: (با لحن حضور غیاب گونه استادای دانشگاه بخونید): خب آقای آقاجا.(۲)؟
بنده خدا رفیقم حواسش نبود یه دفعه جاخورد و گفت: ما استاد؟! ما بالاتر از 10 گرفتیم!
همه زدیم زیرخنده.
تازه بنده خدا فهمید قضیه حضور غیابه الان و‌ اون بحث نمره 10 میان ترم اینا تم
صب دکتر برا داداش چند تا آمپول و سرم زد تاظهر درمونگاه بودن ، بابا رفت بانک با ح اینا ، گفتن قسط بندیش میکنن ، ح قول داده بریزش ، اما به بابا گفت تو اول بریز ، به بابا گفتم ، تو آخر بریز ، شاید دروغ بگن ، اوتا ن ، مثه همیشه بابا قبول نکرد ، رفتیم بانک ، موقعی که کارت کشید ورسید مینوشت ،اشک پر چشام جمع شد ، خدایا ۲۰ میلیون از پاداش پایان خدمتو به همین راحتی دادیم ، بعد این همه سختی و ناراحتی و رنج ، گفتیم با این پول یکم سروسامون بگیریم ،
پسردایی ۱۳ سالم کلی پشت سر داداش دانشجوی مسافرش گریه کرده و ما کلی بهش خندیدیم. تصور گریه کردنش البته خنده دار بود وگرنه که به نظرم خیلی عکس العمل نرمالی داشته، نسبت به دخترخاله ی ۱۹ ساله ام که عمدا شهر دور انتخاب رشته کرده و تابستون کلا ۳ هفته خونه بود توی همین ۳ هفته خودشو به آب و آتیش میزد که برگرده تهران. چرا؟ چون حوصله اش سر رفته.
بله فرزندم مهر و محبت نیست شده. حالا شاید پودر و اسانسش توی ردیف طعم دهنده های مصنوعی هایپراستار گیرت بياد.
من ترس خیلی زیادی از حیوانات داشتم، از همه حیوانات از هرنوعی. گربه در کوچه می آمد سمتم جیغ می زدم، کسی در تهران با سگش از کنارم رد می شد وحشت می کردم، از پرنده ها می ترسیدم، حتی اتی مثل مورچه یا مگس هم اگر روی دستم راه می رفتند وحشت زده می شدم.
داداش کوچک دوسه هفته ای ست دوتا همستر خریده، از انداختن غذا برایشان شروع شد تا غذا گذاشتن توی دهانشان و امشب بالاخره توانستم نوازششان کنم:) سرشار از حس خوبم:)) مدتها بود دوست داشتم به ترسم از حیوانات غل
دیشب با حالت گداخته از خونه زدم بيرون و رفتم پیش سینا.چی شد و چیکار کردم و چطوری و کجا و کی که بماند.همینقدر که الان هنگآورم.صبح بابا حالش بد میشه مامان میشینه پشت ماشین تصادف میکنه و زنگ زدن گفتن داداش امیرحسین همونی که مراقب کنکورش بودم و چقدر خوشحال شد وقتی بهش رسوندم دفترچه عمومی رو فوت کرده.همین دیشب
اینکه با سینا دیشب کجا بودیم و چی و چطوری فقط تهش اینکه زندگی خیلی کدر و کثیف تر از اونه که من همیشه اداشو در میاوردم.
فقط دیگه میخوام قبولش
دیروز از تهران برگشتیم ، تو اتوبوس عمه چندین بار حالش بد شد و لرز داشت ، بابا جلسه داشت برا خونه ، اسنپ گرفتیم ، اومدیم خونه ، تو راه هیئتای عزادهری زده بود بيرون عمه حالش خوب نبود ، من و مامان بردیمش بيمارستان شبانه روزی ، بيمارستانش به شدت کثیف بود ، شلوغ بود ، بعضیا گریه میکردن ، چشای یه دختر کوچیک پر از غم بود ، دکتر سر م نوشت ،صدای هیئتا تا داخل بيمارستان میومد
صبح بابا رفت بانک دنبال کار خونه ، یه صلوات انشالله حل بشه ‌
داداش صبح حال
هوالجابرسلام شهیدجابرداداشم.سلام روضه ی مجسم.چه قدردوروبرت روآدم گرفته بود.همه مشکی پوشیدنچقدرآروم خوابيده بودی.سرت رو شکستنبه پهلوت چاقوزدنتشنه کشتنتیاصاحب امان.شبِ شهادتی چه دلی سوزوندی داداشاین اجرارومتوسل شده بودم به حضرت قاسمبعید نیس چراکنارتابوتت همه روضه ایشون رو خوندن.آه فدای غیرت توقاسماذن شهادت ازمن گرفتی جان عموروموقع رفتن گرفتی،افتادی ازاسب باگونه برخاک.توروهم باصورت زدن زمین داداش جابرمچکارکردی اینطورخر
+سلام داش علی_سلام مهدی+داش یه سوال دارم اینهمه ممبر و فالوعر از کجا میاری؟https://t.me/ParseCreate_از این کانال+ممنون یه سوال دیگه+جایزه هایی که میزاری کانالت!!!!+شارز+»ممبر+سکه رباتاپنل ممبرپنل فالوعر لایک اینستا و+از کجا میاری داداش جون؟_از همین کاناله دیگه+برنامه ها وپست های نابي رو که میزاری کانالت چی!؟_بازم از این کانالhttps://t.me/ParseCreate+واییییــــــــــــ چه کانال خفنی زود برم عضو شم  عالیـــــــــهhttps://t.me/ParseCreate
دخترک، شاد و پرانرژی بود، چشمه‌هاش برق می‌زد و نگاهش پر از مهر بود. اومد جلو، می شناختمش و خودم رو به نشناختن زدم، گفت من دریام دوست فاطمه. بعد اون همیشه تو کتابخونه ملی میدیدمش، عین که برگشته بود تو کتابخونه ما رو دید و خندید و گفت داداشت :) بغلش کردی تو اینستا دیدم . به عین گفتم داداش خودش هم ایران نیست و خیلی دوسش داره. ۱۳ دی سالروز بله برون ما و تو این شلوغی های ایران دریا عروسی کرد. شاد و قشنگ، و نصف عکسهاشم داداشش بود. نوشته بود شوق حضور بر
‏طبق پژوهشی که در دانشگاه آکسفورد انجام شده است:
 مردان برای حفظ سلامت روانی بيشتر، احتیاج دارند حداقل دو شب در هفته را به تفریح با دوستان خود خارج از خانه بگذرانند
 
** البته از نظر ما خانم ها غلط کردن آکسفورد اصلا دانشگاه معتبری نیست
 

 
چرا دم مستراح عمومی از آدم پول میگیرند؟ مگر اندیشیدن رایگان نبود؟
 
»
 
‏پیرمرد سر کوچمون ۱۱۲سالش بوده مرده
تو اعلامیه اش نوشتن "به دیدار حق شتافت"
داداش این دیگه واقعا نشتافته، با سیم بکسل بردنش
 
》 @labkha
مادر از طبقه‌ی پایین صدامون کرد.
ما هم به رسم کمی فراموش شده‌ای، روی پله‌ها شروع کردیم دویدن. که انگشت شست پامون همراهی نکرد و زیر تنمون پیچید و، شد آنچه شد :)
داداش هم که پشت سر ما بود گفت، این حرکتا از سن شما گذشته دیگه.
و راستش شدید به فکر فرو بردم.
27 سال.
یعنی نیمی از فرصتم رو از دست دادم، تازه اگه عمرم طبيعی باشه و .
و حالا که فکر می‌کنم هنوز دست‌آورد مهمی کسب نکردم.
آدم خوبي نیستم
و وقتی هم باقی نمونده
چه حس بدیه.
سیستم گرمایشی و موتور خونه ی ساختمون دیوونه شده امروز .
خونه یخ بسته .به این سرما و برف!
تعمیرکار روز جمعه ای اومد و گفت باید فردا رو هم کار کنه تا درست شه
منم که اتاقم تو حیاطه و بخاری دارم.
قراره امشب اتاقمو اجاره بدم به داداش سرما خورده .۲۰۰ دلار!
والا.
البته
میگه اگه ۲۰۰ دلار داشتم منت تو و اتاق نم کشیده ات رو نمیکشیدم .میرفتم هتل!!!خخخخ
میگم نامرد حداقل ۲۰۰ هزار‌ تومن بده.اتاقمو دارم میدم بهت خودم آواره میشم.میگه تو بگو ۲۰۰ تا ت
اصلا آدم، به‌خاطر آدم بودنش یک موجود دو ساحتیه.
یک وجه آدم دلشه و تصمیمات احساسیش
و یک وجه دیگه عقلشه و تصمیمات منطقیش
اما تو یه سری مسائل خیلی مهم انگار نمی‌تونیم همزمان هر دو تا بُعد رو استفاده کنیم. دوتا مثال می‌زنی داداش؟ بله!
تو وقت گذاشتن برای بقیه، یهو بعد احساسیمون مطلقا خاموش می‌شه و می‌شیم سراسر منطق! و خب دودوتا چهارتا اجازه نمی‌ده تفقدی کنیم درویش بي‌نوا را.
مثال بعدی؟
وقتی که کسی چشممون رو می‌گیره. اونجاست که عقل خاموش میشه
اطلاع‌نگاشت | آداب مداحي اهل‌بيت علیهم‌السلام
حضرت آیت‌الله ‌ای مداحي اهل‌بيت (علیهم‌السلام)» را یکی از ابزارهای ویژه در برابر جنگ نرم دشمن» می‌دانند.پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و ایام عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) مجموعه توصیه‌های رهبر انقلاب درباره مداحي و هیئت‌داری را در اطلاع‌نگاشت آداب مداحي اهل‌بيت (علیهم‌السلام)» منتشر می‌کند.
سلام
بعد از مدت ها خودم رو مجبور کردم بنویسم.هرچقدر که تونستم و از هر چیزی که به ذهنم اومد.
از همین حالا هم خسته شدم! اونقد حرف ننوشته و نگفته دارم که کلا قر وقاطی شده ذهنم ولی خب میشه نوشت کم کم.و از همین الانم هم بنویسم باز خوبه موضوع جدید دیگه اضافه نمیشه به نگفته ها
ده روزی میشه که داداش رفته تهران برای کارش و خب کار پیدا کرد و موندگار شد. دو سه روز پیش هم چمدون وسایلشو فرستادیم براش و این روزا هممون دلتنگشیم. این هم یه مرحله زندگی ما سه تا بو
چقدر خوبه که ادم توی زندگیش کسی رو داشته باشه که بتونه همه جوره روش حساب باز کنه. 
توی رابطه باهاش احساس امنیت موج بزنه. 
دلت همیشه به وجودش , به منطقی حرف زدنهاش , به در نظر گرفتن احساسات تو , گرم باشه. 
مرسی که هستی (ای همون قلب صورتی با پاپیون زرد)
#داداش
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
بدجوری بي تابي داره تا خود صبح بي خوابي داره ای وای از عشقکی میتونه مث تو پا به پای دلم باشه یه جوری دل میتونه با عشق تو بي پروا شهکه اگه هرچی فاصله اس به من و تو اصرار کنه نمیتونه ما دوتارو به دوری وادار کنهعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بي قراری دارهدوست داره هر کاری میکنی دل از کارات سر درآرهبدجوری بي تابي داره تا خود صبح بي خوابي داره ای وای از عشقعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بي قراری داره
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
بدجوری بي تابي داره تا خود صبح بي خوابي داره ای وای از عشقکی میتونه مث تو پا به پای دلم باشه یه جوری دل میتونه با عشق تو بي پروا شهکه اگه هرچی فاصله اس به من و تو اصرار کنه نمیتونه ما دوتارو به دوری وادار کنهعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بي قراری دارهدوست داره هر کاری میکنی دل از کارات سر درآرهبدجوری بي تابي داره تا خود صبح بي خوابي داره ای وای از عشقعاشق شدن راه با صفایی داره غم و بي قراری داره
بسم الله الرحمن الرحیم
دور زندگی می کنیم، از همه ی خانواده
دیشب وقتی پدربزرگ و مامان جون و خاله هات داشتن با دخترک خداحافظی می کردن.
می گفت منم میخوام بيام گچساران
بهش می گفتن مامان نمیاد ها!
می گفت چرا میاد
شب که توی گهواره تش می ئادم باهام اتمام حجت می کرد که من فردا می خوام با پدر بزرگ و مامان جون و مامان ع برم گچساران
صبح بعد از نماز صبح راه افتادن همه و رفتن
دخترک توی گهواره خواااب.
چقدر ئل مامان جون و پدربزرگ نرفته براش تنگ شده بود
چقد
چرا گریم میاد ولی گریه م نمیاد؟
اقا اصا چرا بمن روح دادن؟
کسی پرسید روح میخای یا نه؟
من گفتم زندگی میخام؟
من گفتم ای ای روح میخام؟
مثلا خیلی مشتاق بودم ک بيام تو این هاله ی مشکی و تاریک سیاه و چرکو؟
ک چی بشع
اونایی ک اومدن و رفتن چ کردن؟
چرا همه چی انقد پوچ اع؟
چرا زندگی درد داره؟
چرا کسی نیست ب سوالای من ج بدع؟
چرا من انقد بدم میاد از همه چی؟
چرا همه چی تکراری شده؟
چرا دلم برا خودم میسوزه؟
چرا تنها چیزی ک ازش بدم نمیاد سیگار اع؟
چرا انقد همه چی گو
​​​​​​فک کنم گفت از وسط منا داشت زنگ میزد،کلی صدا قطع و وصل میشد ولی اونقدر دل تو دلش نبود که تو اون بحبوحه دلش شور نوه ی تو راهیش رو میزد و بلند بلند می‌گفت: اومد ؟بچه ی محمدم اومد؟.نرگس هم که نامردی نکرد و با چه آب و تابي بچه رو توصیف کرد،قشنگ حس کردم داره اشک شوق می‌ریزه
راستی تو کی هستی مادر که همیشه و همه جا باید دلت شور ماهارو بزنه،حاجیه شدن تو و حاجی شدن بابا مبارک:)
پدر شدنه داداش کوچیکه هم مبارک:)
عید شما ها هم مبارک:)
 
 
+دو تکه پا
چند روزی ست قصد کرده م کفش بخرم. کفش حمید را پا می کنم که اگر مناسب بود برای خودم هم مثلش را بخرم. به همه می گویم اندازه ست. فقط خودم می دانم که کفش های حمید، یک شماره از من بزرگ تر است؛ مثل پهنی شانه هایش، مثل قدش، مثل زورش، مثل قبلا که توی جیغ و داد می نوشت و من نمی توانستم بنویسم .
دیشب خواب دیدم برادر کوچک ترم حمید شهید شده. از بنیاد شهید آمده بودند خانه ی ما. یک سرود ناهماهنگ و مسخره اجرا کردند و رفتند. چقدر لجمان گرفت . همه آمده بودند. شلوغ بو
از حموم عمومی در اومدیم و نم نم بارون میزد ،خانومی جوان و محجبه بساط لیف و جوراب و . جلوش پهن بود ،دوستم رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بيشتره لیف و جوراباشو خرید !تعجب کردم و پرسیدم: داداش واسه کی میخری ؟ما که تازه از حموم در اومدیم ،اونم اینهمه !
گفت: تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره ،وگرنه میتونست الآن تو یه بغل نرم و یه جا  گرم تن فروشی و فاحشگی کنه !پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه ،برگشت تو حموم و صدا زد: نصر
دانلود مداحي سلام ای هلال مه نو رسیده
به مناسبت ماه محرم مداحي بسیار زیبا از میثم مطیعی به نام سلام ای هلال مه نو رسیده که غرق غباری و رنگت پریده به صورت صوتی با کیفیت بالا برای دانلود قرار داده می شود
نحوه دانلود مداحي میثم مطیعی
برای دانلود این مداحي زیبا به مناسبت ماه محرم به لینک پایین این مطلب مراجعه فرمایید و با کیفیت بالا به صورت mp3 مداحي سلام ای هلال مه نو رسیده را دانلود کنید
ادامه مطلب
 
سلام عزیزکم
سلام خواهر کوچیکه ی گُلَم
سلام آبجیِ خوشگِلَم
سلام مریم خانمم
 
یهو دلم یِجوری برات تنگ شد که انگار 
هیچی ولش کن
 
یادته اَزِت پرسیدم:
 
"به نظرت اگه سه میلیارد داشتم چِکار می کردم؟"
 
بهت گفتم بعداً اگر پرسیدی بهت می گم باهاش چکار می کردم
 
ولی تو تا الان که نپرسیدی
 
می دونی فرق من و تو چیه؟
 
تو مریمی
من داداشِ مریمم
تو خودتی
من تو ام
نه که فکر کنی دلم برای خودم تنگ شده 
نه
دوست دارم همینجوری "تو" بمونم
داداشِ تو
تو
 
 
 
اگر یه روز
رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری
 
دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت!
مامانم تو گوشم گفت: خوبه والا نه شرمی، نه حیایی، نه …
 
همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد سلام کرد!
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بود
  خانه سرد است . اتاق سرد است . چند روزی است سر کوچه منتظر نعمت نفتی ام . نعمت همیشه به موقع می آمد، باید اتفاقی برایش افتاده باشد . هیچکس از او خبری ندارد. دکان نعمت انتهای بن بست حصیرفروشان است .نعمت با اینکه کمی شیرین می زند اما مادر همیشه احترامش را دارد. و صدایش می کند: آقا نعمت » .و انعامش را فراموش نمی کند. پیت های بيست لیتری خالی اند. مادر از درد زانو می نالد. دوست دارم زانوهایش را کمی بمالم اما او شرم دارد و اجازه نمی دهد.
دوباره برمی گردم س
بسم
الله الرّحمن الرّحیم»
خوب، راستش این است که در مورد بازگشت کتاب‌هایی که امانت می‌دهم چندان صبور
نیستم. نه این‌که خواندن کتاب‌هایم را به کسی پیشنهاد نکنم یا آن‌ها را امانت
ندهم، اما مثلاً چند هفته که از قرض دادن کتاب می‌گذرد، هی چشمم به جای خالی آن
کتاب در کتابخانه می‌افتد و با خودم می‌گویم: ای بابا! داداش بردار بيار دیگه
کتابو. چی‌کار می‌کنی؟» بدیهی است ‌که کسی که کتاب را امانت می‌گیرد، خوب است که
آن را در زمان معقولی بخواند و ب
دسترسی مناسب به محتوای مذهبي از قبيل مداحي، مولودی،کتاب ها و مراجع، عکس و فیلم امروزه بيش از پیش مورد نیاز می باشد. به تازگی یک نرم افزار خیلی خوب که پاسخگوی نیاز های مذهبي مردم مسلمان کشورمان باشد منتشر شده به عنوان شیوش یا sheyvash تا مردم بتوانند به جدید ترین مداحي ها و نوحه ها به سرعت دسترسی یابند.
ادامه مطلب
سلام :)
آیه عروس می شود
دست و جیغ و هوراا !!
 29 /9/ 1397 یه جشن عقد کوچولو محضری گرفتیم 
دو ماه قبلشم که با جریانات عجیب و غریب خواستگاری گذشت
خواستم دلیل غیبت این چند وقتمو بدونید
و به بزرگواری خودتون ببخشید :)
این چند وقت، هم بهترین روز های زندگیم بود و هم سخت ترین روز ها
خیلییی اتفاقات افتاد
شاید روزی سر فرصت براتون تعریف کردم
الان خداروشکر خوبه
من نشستم تو بغل کولر و فنجون چایی بغل دستم
و صدای مامانم که داره قربون صدقه ی زن داداش و نی نی تو شکم
این‌طور نیست که بگوییم به خاطر کلیشه شدن یک سری عبارت‌ها در زبان و از دست دادن معنای اصیلشان دیگر ناچاریم احساسات واقعی را با اموجی‌ها و شکلک‌ها نشان بدهیم. کافی است قدری تأمل کنیم. مثلاً ممکن است شما بگویید که وقتی از کسی احوال‌پرسی کنیم و بگوید که خوبم»، حدس می‌زنید که این عبارت را از سر عادت گفته، و وماً دلالت بر خوب بودن حال او ندارد، و به این نتیجه می‌رسید که اگر حالتان خوب باشد، گفتن خوبم» مقصود را به درستی منتقل نمی‌کند، و لاز
‍  Tanita Tikaram - Twist In My Sobriety
https://www.aparat.com/v/X89rJ
تمام فرزندان خدا به کفشهای سفر نیاز دارندمشکلاتت را از اینجا بران همه‌ی مردمان خوب کتابهای خوب می‌خوانندحالا وجدانت پاک استمن صدایت را می شنوم دختر حالا وجدانت پاک است
صبح‌ها من صورتم را می‌شویمفاصله‌های  دور را می شویمدوست دارم فکر کنم که می‌توانم قادر باشمکه هرگز به حرف تو گوش نخواهم دادهرگز تو را نخواهم شنیدو چنان نخواهم کرد که تو می‌گویی
نگاه کن که چشمانم همچون هولوگرام‌اندنگاه کن که خو
قدمت فیروزه کوبي
قدمت این هنر به حدود شصت-هفتاد سال پیش باز می‌گردد که در آن زمان شخصی به نام یوسف حکمیان ساکن مشهد روی دستبند، گوشواره و . فیروزه کوبي کار می‌کرده است و بعد ها به فیروزه کوبي روی ظروف روی آورده‌اند. بيست سال بعد این هنر از مشهد به اصفهان آورده شد و شخصی به نام حاج داداش به فیروزه کوبي  مشغول شد.
ادامه مطلب
دعا نکردم. نه پای پنجره فولاد ، نه در روضه های اول محرم تا آخر صفر، نه پای ضریح ارباب؛ دیگر برای شفا گرفتنت دعا نکردم. دعا نکردم خوب بشوی. دیگر صبح های روز تعطیل را با صدای بهانه گیری هایت بلند نشویم. دعا نکردم مثل بچه های عادی باشی. بروی بنشینی سر کلاس های معمولی. دعا نکردم مثل بلبل صحبت کنی.
به جایش دعا کردم همینطور که هستی توانمد شوی. دعا کردم خدا کمک کند استعدادت را کشف کنیم و بفرستیمت همانجایی که باید شکوفایش کنی. دعا کردم تو هم هر چه زودتر ب
×چن وقتِ با داداش کل کل نکرده بودم ، دیشب کلی کل کل کردیم 
اونقد خوش گذشت :))))
زنداداشم اولین بار بود ما رو  اینجوری  میدید 
علامت تعجب و خنده بود (خودتون تصور کنید )
××ترشی که درست کردم خیلی خوشمزه شده (پیشنهادم اینه از سبزی معطر استفاده کنید.خوش عطر و طعم میشه )
×××اونقد رفتم ی محل رمز کارتمون رو حفظه :|
××××امروز ظهر رفتم مسجد،  فاطمه کوچولو تحویلم نگرفت
هر بار میپرید بغلم امروز حتی یه نگاه هم نکرد 
شب با چند تا شکلات آشتی می کنیم :)) 
(  بي
به داداش گفتم هیئت که رفت بنرو از تو حیاط و رو دیوار‌ در نیار .بذار دو تا عکس بگیرم.
و الان که رفتم تو حیاط میبينم نیس .میگم چیکارش کردی؟میگه هیئت واسه فردا شب بردش .!خب.
البته این یکی راه پله ایه رو وقتی میخواستم سوار اسانسور شم دو تا عکس گرفتم انقدرا خوب نشد .چون گوشی سیب گاز زده ندارم.و دوربين این گوشیه ضعیفه!
فقط اینکه نگاش که میکنم بند دلم پاره میشه.عاشقشم.
شمام نگا کنین!:(
 
نشد اون باند و اینا رو از توش بردارم.

نه برای ریا نه برا
دانلود گلچین مداحي های محرم 98
دانلود بهترین مداحي های منتشر شده در ماه محرم سال 1398
[ اختصاصی از شهر موزیک + آپدیت روزانه پست ]
گلچین شب دوم اضافه شد
 
 
( کاملترین آرشیو بهترین مداحي های امسال در سطح وب )
 
 
ایز ویژه پایگاه شهر موزیک برای شما عزیزان
منتخب و گلچین بهترین و پربازدیدترین مداحي های محرم 1398
در این پست سعی میشه بهترین مداحي هایی که در محرم امسال پخش و منتشر میشهدر قالب یک فایل و همین پست برای شما عزیزان اضافه بشه .
تمامی مداحي ها د
حسن آقای رئیس جمهور : در این دولت یک ریال هم گم نمیشود !
.
جالبه که ایشون بدون اینکه خنده شون بگیره این حرف رو زدن!
 
البته با وجود افرادی مثل داداش ایشون و دختر وزیر مظلوم یا دختر مظلوم وزیر 
معلومه که ریالی گم نمیشه
بلکه همه اش میره تو جیب اینا
شهریورماه 1394 من و همسرم عقد کردیم . بعد از گذشت 5 ماه در بهمن ماه 1394 موقع تولد همسرم رسیده بود . یه جش تولد برای همسرم در خانه پدرش گرفتم و شام ( چلومرغ ) دادم . مهمونای تولد همسرم ، داداش ها و آبجی های دو طرف به همراه پدر و مادرهامون بودند . کادوی من برای همسرم یه گوشی موبایل سامسونگ مدل G5 بود که 530 هزار تومان خریدم .
 
***
 
 
سلام
 
دیروز اومدم ترمینالی که سر جاده هست تا بيام خونه.
هرچی فکر کردم دیدم اگر 4 شنبه و 5 شنبه و جمعه رو بمونم خوابگاه ، باید هر وعده رو فلافل بخورم و تازه منتظر باشم که هیچ خرج دیگه ای هم به من نخوره.
خلاصه تصمیم گرفتم بيام خونه.
تقریبا یه نیم ساعتی معطل اتوبوس شدم زیر بارون. یاد ایامی افتادم که ماشین زیر پام بود و تو این شرایط از کنار مسافرا رد شده بودم و شاید فقط  تو دلم گفته بودم بنده خداها را ببين و رفته بودم.
ولی خب هر جور بود به خیر گذشت.
آره
میپرسه که "خانوم قد مهمه یا سن؟" متوجه سوالش نمیشم و مکث ‌می‌کنم. یکی از ته کلاس میگه "معلومه که سن". بغل دستیش میزنه تو سرش و میگه "قد مهمه داداش". همهمه میفته و هر کدوم نظر متفاوت میدن.‌ آخرش برای ختم داستان مجبور میشم برای این دو گزینه‌ی بي‌ربط به هم، دو سه بند توضیح بدم و تشویقشون کنم به تغذیه سالم و ورزش! چیزی که برام جالبه نظرات عجیب‌ و فانتزی و ذهن بدون چارچوبشونه. آدم بزرگا ذهن باز و روشن و بدون منطق و محدودیت بچه‌هارو به مرور شبيه به خو
آسمونم دلش غصه داره.
حق داره هر چی امشب بباره.!

امشب با داداش کوچیکه که ۶ سال ازم بزرگتره!!!.بحثم شد!
بحث ی .و باورم نمیشه که داشتم بلند بلند داد میزدم که مغلطه نکن برادر من.!!!!!
و کی باورش میشه فاطمه ساکت و صبور که سرش یا تو رمانه یا تو گوشی .اینطوری صداشو بندازه رو سرش و بعد خودش با پررویی بگه :کسی که تو بحث و استدلالاش ،منطق کم میاره ،تن صداش رو بيشتر میکنه.!!!
و بابا همینطوری نگام میکرد
شاید به نظر بحث خوبي میومد.ولی من بار اول و آخر
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب