نتایج پست ها برای عبارت :

مجسم کن گلیمه خانوم در خونع پهنه روضه

با عجله بهم زنگ زد ،وسط مراسم آغاز مدرسه ی پسرش بود
تو اون شلوغی می‌گفت امشب بیا خونمون مراسم و روضه خوانی داریم
گفتم چقدر یهویی و بی مقدمه.
گفت نمی‌دونم چرا یهو به دلم افتاد روضه بگیرم .
*******
شب هفت امام بود و من وسط یه روضه ی یهویی
دلم می‌لرزید همه ش ،حتی وقتی چای می ریختم توی استکانها
یهو اشک هجوم می آورد به چشمام
من امسال سر این که سرگرم اومدن بابا مامان بودیم هیچی از محرم نفهمیدم
به زنداداشم می گفتم من همیشه محرم که میشد آپدی
یک خانوم با کلاس صد کیلو ارایش نداره ولی همیشه سعی داره ابروها و صورتش اصلاح شده و مرتب باشه
خانوم با کلاس مرتب و تمیز  لباس می پوشه و بند مد روزهای عجیب و غریب نیست!
خانوم با کلاس لبخند به لب داره و خوش برخورده ولی جلف و دلقک نه!
خانوم با کلاس اهل مطالعه هست و عضو کتابخانه
خانوم با کلاس تا لنگ ظهر نمی خوابه
خانوم با کلاس یادگیری هنرها رو عار نمی دونه 
خانوم با کلاس کم حرف و گزیده گویی هست
خانم با کلاس اهل مجادله و جر و بحث نیست
خانم با کلاس اهل غ
هوالجابرسلام شهیدجابرداداشم.سلام روضه ی مجسم.چه قدردوروبرت روآدم گرفته بود.همه مشکی پوشیدنچقدرآروم خوابیده بودی.سرت رو شکستنبه پهلوت چاقوزدنتشنه کشتنتیاصاحب امان.شبِ شهادتی چه دلی سوزوندی داداشاین اجرارومتوسل شده بودم به حضرت قاسمبعید نیس چراکنارتابوتت همه روضه ایشون رو خوندن.آه فدای غیرت توقاسماذن شهادت ازمن گرفتی جان عموروموقع رفتن گرفتی،افتادی ازاسب باگونه برخاک.توروهم باصورت زدن زمین داداش جابرمچکارکردی اینطورخر
عجیبه. می‌گن محبت از شناخت میاد، ولی می‌تونم قسم بخورم این محبت، این اشکی که سه روزه تموم نمی‌شه، این غمی که هر لحظه تازه‌تر می‌شه، این که امروز صبح فهمیدم نمی‌شه، باید پاشم برم تهران تو اون اقیانوس آدما یا غرق شم یا حداقل بتونم به جای گریه‌های بی‌صدای توی اتاق، با صدای بلند زار بزنم، اینا فقط از شناخت نمیاد. مگه من کلا چقدر از تو می‌دونستم یا همین الان می‌دونم سردار؟ اشکم بند نمیاد ولی. غصه‌م تموم نمی‌شه انگار.همهٔ روضه‌ها انگار ا
امروز روز عاشوراست
اما اینجا نه خبری از روضه هست نه غیر از او و من و یه آقای دیگه شیعه ای موجود هست که عزاداری برگزار بشه
البته الحمدالله تی وی هست و هیئت ها داخل اینستا لایو می گذارن و.
با اینا محرم می گیریم
با بچه ها تو ایران حرف میزنم بهشون میگم بچه ها روضه ها را برید حیفه .واسه ما هم دعا کنید
حالا شمایی که اینجا را می خونی هم اگه قصد نداشتی روضه بری بیا و بزرگی کن و به نیت غربت نشیینایی که دلشون واسه روضه امام حسین و ظهر عاشورا پر میکشه امرو
شب قدر مداح به مردم می گفت مسجد هزینه دارد مسجد خرج دارد خادم مسجد خرج دارد آب و برق و گاز مسجد هزینه دارد خواهشمندم فطریه روزه خود رابه این مسجد کمک کنید .
دراین حال خادم مسجد که خیلی از این حرف مداح ناراحت شده بود از انتهای مجلس داد زد ؛لامصب فقط خادم و خرج دارند چرا مداح رو نمی گی یعنی خودت خرج نداری؟همه مردم خندیدند ومداح که حسابی ضایع شده بود گفت یک صلوات بفرستید وشروع کرد به خواندن روضه .مجلس حسابی گرم شده بود یک خانوم به شدت
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
از بس گفتن "خانوم"، "خانوم اجازه"، "خانوم"، "خانوم اجازه" و از بس حرفمو قطع کردن و رشته‌ی کلام از دستم در رفته، تو خونه هم که هستم و دارم فکر می‌کنم، تو فضای ذهنم، مدام یکی جفت‌پا میاد وسط افکارم و میگه "خانووووووووم! میشه من برم دستشویی؟؟؟؟"
روضه اصحاب چیست؟ نویسنده: سیدعلی اصغر علوی انتشارات: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق
روضه اصحاب چیست؟ : روضه اصحاب روضه غربت امام بود. امامت را غریب نگذاری…
 
روضه اصحاب چیست؟نویسنده: سیدعلی اصغر علویانتشارات: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق
معرفی:
هر کسی که بر زمین می افتاد حسین فاطمه شتابان خودش را بالای سر او می رساند. روضه اصحاب روضه غربت امام بود. امامت را غریب نگذاری…
بریده کتاب:
درروز عاشورا عده ای ازقبل صحنه ها را تخمین نزده بودند و
امروز توی ایستگام منتظر بودیم مترو بیاد.یهو یه علی آقایی اومد سمت قسمت خانوما.یه خانومی میشناختش و گفت با لیلا خانوم کار داری؟ اونم گفت اره.
خانومه داد زد لیلا خانوم. علی آقا هم که شرمش میومد بره پیش لیلا خانوم وسط اون همه ادم.همون اول جایگاه بانوان منتظر موند
لیلا خانوم تسبیح به دست داد زد" خوب اومده برو خیالت راحت." والله منم اگ میدیدم کسی با این همه امید اومده سمت جایگاه بانوان چیزی جز "خوب اومده" بهش نمیگفتم
 
#ذوقش رو باید میدیدین
سلام 
امروز بعد مدت ها رفتم چهار شنبه بازار . و بعد مدت ها غذا درست کردم ولی آخرش یادم اومد تو عدش پلو روغن نکرده بودم . مهمون هم داشتم :)
امروز مهمونمون خونه رو دسته گل کرد که از فردا سه روز روضه داریم . (همچین مهمون دار هایی هستیم ما ) 
اربعین امسال شنبه است و روضه ما پنج شنبه جمعه شنبه . فکر کنم همه برن روستاهاشون . به روضه خون گفتم یه وقت اومدی دیدی منم و خودت بهت برنخوره . برا تبرک شدن خونه جدید روضه گرفتیم و آروم شدن دل خودمون از نبودن در کربلا ر
یا حـ سـ یـ ـن
 
ای فرس با تو چه رخ داده که خود باخته ای؟
مگر اینگونه که ماتی تو شه انداخته ای.؟
 
نیر تبریزی
 
 
این بیت روضه همیشگی ایت الله حاج آقا فاطمی نیا ست در روز عاشورا. همین تک بیت با مقدمه و توضیحات مختصری از آرزوی شهریار که ای کاش همه اشعارش را نمی داشت و به جای آن همین تک بیت برای او می بود. آدم که لطیف می شود دیگر نیازی به توصیفات و روضه های سهمگین نیست. گاهی همین تک بیت تکراری مردم را دیوانه می کند.
خدا ان شا الله سلامتش بدارد. می گو
معاون علمی و فناوری رییس‌جمهوری در آیین افتتاح کارخانه نوآوری آزادی» که با حضور رئیس‌جمهوری کشورمان برگزار شد گفت: پهنه‌های شهری فرسوده بستری مناسب برای تبدیل ایده‌های خلاقانه به نوآوری هستند و زایشگاه‌ ایده‌های نوآورانه به‌شمار می‌روند. با تسهیل‌گری و حمایت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، این پهنه‌های شهری در نقاط مختلف کشور میزبان کارخانه‌های نوآوری می‌شود.
ادامه مطلب
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد.
امروز معنی این روضه رو فهمیدم، داغ دل رقیه خانوم و بقیه بچه های خیمه ها.
من میدونم امام ای، مثل حضرت اباعبدا. در روز عاشورا تنها نیست، ولی یک بغض تلخی گلوم رو گرفته که دلم می خواد مثل طفل امام حسن بدوم وسط میدون جنگ و به داد اربابم برسم.
از فکر درباره اینکه اون بنده خدا گفت شما خیلی عجیب و غریبید چون گفتم خواب ابوعلی جبائی و ابولحسن اشعری دیدم پرت شدم به این قسمت روضه که: مگه یادم میره من بودم و یه دل مضطر.
قبلاً فلسفه و عرفان رو خیلی دوست داشتم به مثال علاقه طفل به مادر ولی انسان که بخواد رشد باید علایقش هم رشد کنه که شاید چون رشد می‌کنه، علایقش رشد می‌کنه و یا بالعکس که حرفی در این نداریم.
الان می‌خوام روضه‌خوان بشم و اینکه تو روضه کارم تموم بشه، همین.
بگذریم آقا‌‌
 برج های سروستان شهرک چیتگر
برج های G و B و Dدر پهنه B یا سروستان شهرک چیتگر منطقه 22، در انتهای بزرگراه خرازی به سمت غرب، بعد از مجموعه ایران مال قرار دارد. این برج ها توسط شرکت عمران هادی بتاجا در حال ساخت می باشد. این برج ها دارای پیشرفت خوبی به لحاظ اجرایی می باشند اما از کل مجموعه تنها 6 برج کاملا تعیین واحد و طبقه شده اند و قابل خرید و فروش اند.برج هایG2،G4  و B3 و D2 همان سهام 33 و 63 متری هستند که پس از تجمیع توسط اعضای بتاجا تعیین واحد شده اند. اما
بعد از دوازده سال مامانم رو مدرسه خواستن:| این موفقیت بزرگ رو به خودم و خودش و خودتون تبریک میگم!حالم از فضای مدرسه، کادر مدرسه(جز خانوم اسلامی)، معلم ها(جز خانوم لطفی و خانوم کاظمی و خانوم شرفی!) و های مدرسه به هم میخوره.توی پست قبلی یادم رفته بود استثنا های معلما رو بگم!فقط دارم سعی میکنم این ماه های باقی مونده رو تحمل کنم تا بالاخره تموم بشه این سالِ آخر که شده مزخرف ترین ۸ ماهه تموم سال های تحصیلیم.+چه حس خوبیه که دوستت حامله باشه و تو در آستا
روضه منزل حضرت آیت‌الله سیدعلی شفیعی، نویسنده کتاب‌های علوم دینی، سالهاست که در دهه پایانی ماه محرم برپا می‌شود؛ روضه‌ای که با نیت گرامیداشت شهادت امام سجاد (علیه السلام) ابتدا در ۵ روز شروع شد و اکنون در ۱۰ شب به صورت عمومی برپا می‌شود.
ادامه مطلب
حاج حسن ،گوشه آبدار خانه هیئت دست بر پیشانی بلند و پینه بسته اش می کوبد و با خودش  زمزمه میکند:
(توی هیئت پیر شدم آقااز روضه ت سیر نشدم آقا)
 
چندسالی هست که تو اینستا منتظرم تا یک متن بگذارد و ساعت ها بخوانمش و هر بار زیر یک جمله اش خط بکشم.من بهش
میگم دکی طلبه.یک آدم ساده و اونقدر خودمانی که نه شبیه دکترها هست با اون رورپوش سفید و من میدانم هایش،نه شبیه
طلبه هاست با کلی کتاب زیر بغل و سری پایین که هر لحظه با خودت میگویی الان مستقیم میرود توی دی
امشب بعد مدت ها با عموی خانوم.م هم صحبت شدیم.
گفته بودم که یک فامیل مشترک با هاشون داریم.
اون فامیله رفته بود کربلا و ولیمه داده بود امشب.
به محض این که اومد داخل و نشست و من رو دید، برگشت از داداشم پرسید که محمدرضا چی شد؟ سربازیش تموم شد؟
داداشم گفت آره، بعدشم سریع رفت سرکار.
عموی خانوم.م یک آهی کشید.
چند دقیقه بعد من رفتم دوباره باهاش هم صحبت شدم. اصلا انگار نه انگار که خانوم.م  هم وجود داشته.
من به قسمت اعتقاد دارم، شما چی؟!
معرفی واحد های پامچال و ارکیده
برج های پامچال و ارکیده در پهنه A، شهرک چیتگر در  منطقه 22 شهرداری تهران واقع شده و در ضلع جنوبی مجتمع تجاری اداری ایران مال قرار گرفته اند. شهرک مسی چیتگر توسط بنیاد تعاون ارتش ( بتاجا ) اجرا و ساخته شده است و دارای 5 پهنه می باشد.
پهنه A دارای ۲۱ برج به نام های پامچال ۱ الی ۱۰ و ارکیده ۱ الی ۱۱ می باشد. برج های پامچال ۷ و پامچال ۸ پهنه A مربوط به نیروی هوایی ارتش بوده و برج های پامچال ۱۰ و پامچال ۹پهنه A مربوط به
یع دقدرچع دارم ذهنیاتم رو توش مینویسم .چن روز پیش بابام برگشتع میگع ذهنیاتت خوبع وعز فلان حرفت خوشم اومد.فک میکردم تو خونع امنیت و ازادی داریم من چ میدونستم بابام میرع طبقع پایین میشینع پشت میزم و دفدچع مو عز اول تا عاخر میخووونع.
شاااید باورتون نشع ولی وقتی فهمیدم مستقیم رفدم سروق دفدرچع چی نوشتمم و ننوشتم.شکر خدا  هنورز زندم
 
#یع فکر کاری دارم ک فقد باید عز پس این کنکور بربیام  باید عملیش کنم.فقد نیاز ب کمک چن تا بچع ها دارم ک تو ذهنمن
چند سال پیش همسایه‌ای داشتیم به اسم "جواهر" اما "ایران خانوم" صداش میزدن. آرایشگر فرح بود. بعضی وقت‌ها برام خاطراتش رو تعریف می‌کرد. شبیه بقیه پیرزن‌ها نبود. می‌تونستی بفهمی توی جوانی با کی نشست و برخاست داشته و چقدر برو بیا. از لباس‌هایی که انتخاب می‌کرد خوشم می‌اومد. انگار که یه پشت پا زده بود به رسم دنیا. فارغ بود از هیاهو. بچه‌هاش مثل خودش نبودن. می‌تونستی تفاوت نسل‌ها و تربیت رو حس کنی. یه روز حالش بد شد. بیمارستان خوبی نرسوندنش. در نه
شهرک چیتگر یا شهرک امام رضا
شرکت بنیان توسعه و عمران هادی چند سالی می‌شود که پروژه‌ای بزرگ را به عهده گرفته است. ساخت شهرک چیتگر؛ بزرگ‌ترین و لاکچری‌ترین شهرک منطقه 22 به لحاظ کیفیت ساخت برج‌ها و آپارتمان‌های این شهرک وضعیت فوق ایده‌آلی دارند. در چشم‌انداز شهرک چیتگر، حدود ۵ پهنه دیده می‌شود که سه پهنه آن یعنی A،B و C در حال حاضر در دست احداث هستند. آنطور که به نظر می‌رسد، صاحب خانه شدن در این شهرک، می‌تواند فرصت بسیار خوبی برای سرمایه‌
شهرک چیتگر یا شهرک امام رضا
شرکت بنیان توسعه و عمران هادی چند سالی می‌شود که پروژه‌ای بزرگ را به عهده گرفته است. ساخت شهرک چیتگر؛ بزرگ‌ترین و لاکچری‌ترین شهرک منطقه 22 به لحاظ کیفیت ساخت برج‌ها و آپارتمان‌های این شهرک وضعیت فوق ایده‌آلی دارند.
دسترسی های شهرک امام رضا
شهرک چیتگر در جنوب بزرگراه شهید خرازی (همت غرب) و در نزدیکی دامنه رشته کوه البرز واقع شده است.همجواری با بزرگراه های حکیم و همت به عنوان دو شریان اصلی تهران، دسترسی آسان و
 
کاش مداح های روضه ها یاد بگیرند که برای پر شور نشون دادن روضه هاشون الکی اسم مادر یا پدر رو وسط نکشن !!
مثلا میاد میگه :
اونایی که مامانشون پیش شون نیست ! اونایی که نازتون دیگه خریدار نداره ! یه مادر بود نازتون رو میخرید / یه پدر بود میخرید 
الان میفهمین بی مادر و  بی پدر بودن چه دردیه و بهمان و بیسانه :|
یا درد بی مادری و بی پدری رو حس نکردی !! یا خیلی بی رحمی هر بار اشک یه جماعت عزادار
حسین رو به خاطر این مورد نه عزاداری حسینی در میاری !! ( بماند من
واحد های پامچال و ارکیده
موقعیت مکانی و مشخصات واحد ها
شهرک مسی چیتگر که توسط بنیاد تعاون ارتش ( بتاجا ) اجرا و ساخته شده است در منطقه 22 شهرداری تهران واقع شده و دارای 5 پهنه می باشد. برج های پامچال و ارکیده در پهنه A، شهرک چیتگر قرار داشته و در ضلع جنوبی مجتمع تجاری اداری ایران مال قرار گرفته اند. 
پهنه A دارای ۲۱ برج به نام های پامچال ۱ الی ۱۰ و ارکیده ۱ الی ۱۱ می باشد. این برج ها توسط تعاونی های مختلف انجام شده بطوری که برج های پامچال ۷ و
هزار سال دیگر هم که بگذرد
هزار ضریح مطلا هم که برایت بسازند
ما باز هم برای کهنه پیراهنی که از تو دریغ شد، گریه می‌کنیم.
+مردهای خانه عازم تواند و باز من جاماندم.
+از ما جامانده‌ها چه بر می‌آید جز اینکه دور هم بنشینیم به روضه خوانی و اشک.
+الحمدلله علی کل نعمه
+المستغاث بک یا صاحب امان
 
 
هنوز دردها یادم نرفته است.
هنوز روضه‌ی حضرت زهرا که می‌شنوم،
یادم می‌آید به تلخی، که برایم روضه خواندی و
چند روز بعد سیلی تو بر صورتم.
هنوز یادم نرفته است قدرت دست‌هایت را روزها پس از دیگری.
 
 
#نه_به_خشونت_علیه_ن
شهید محمدرضا آل‌مبارک در سال ۱۳۴۵ در دزفول به دنیا آمد و در سال ۱۳۶۱ در عملیات محرم واقع در منطقه شرهانی به شهادت رسید. 
از کودکی در روضه امام حسین(علیه السلام) بزرگ شد‎؛ نوحه می‌خواند و از عزاداران پذیرایی می‌کرد. از همان زمان که روضه خانه‌ پدری‌اش در یک اتاق در پشت بام خانه‌شان بود تا بعدها که حسینیه‌ای ساختند و شد به نام شهیدش.
ادامه مطلب
چقدر زود گذشت.
پارسال چنین شبی، داشتم یه بنده خدا رو دلداری می دادم.
موبایلش رو گم کرده بود و من می گفتم فدای سرت.
در همین هنگام، بابای خانوم.م رو دیدم. بعد خودش رو با همسرش. 
امسال هم دوباره بابای خانوم.م رو دیدم.
سرنوشت این طوریه دیگه، هم اون بنده خدا و هم خانوم.م الان ازدواج کردن و من همچنان تنهای تنهام.
نمیدونم دست سرنوشت تا کجا میخواد بکشونتم.
امیدوارم آدم بشم.
 
امروز دانش آموزهای مدرسه رو بردیم اردو. یکی از بچه های کلاس پنجم مسیر برگشت کلی تلاش کرد ظرائف رقص ترکی رو بهم یاد بده ؛ از پشت پا هم شروع کرد. گفت خانوم سخته ولی به زحمتش می ارزه.
آخرش پرسید خانوم شما اصلا رقص بلدی؟ لبخند زدم. گفت نمیشه رقص بلد نباشه؛ حتما شاید چون ناظممون هستید نمیتونید با ما برقصید. کل اتوبوس خندیدن.
بعضی موقع ها به یک جاهایی کشیده میشی که خودتم خبر نداری.
دیشب بعد کلاس خط داشتم میرفتم بازار تخمه بخرم و کیف مامانمودرست کنم.
نمیدونم چی شد سر از مجلس شیخ درآوردم.
یک مجلس موعظه عالی.
و یک روضه سنگین عالی تر.
آنقدر عمیق روضه خواند شیخ که دیگه آخرش کم آورده بودم.
معنویت و نورانیت از چهره ملکوتی حاج آقا می باره.
برج H2 نیروی هوایی در پهنه C شهرک چیتگر
برج نیروی هوایی H2 یک برج دو قلو است که در پهنه C شهرک چیتگر در منطقه 22 و در ضلع جنوبی برج مرجان واقع شده است و به لحاظ ویو و دید موقعیتی بهتر از برج مرجان دارد. برج نیروی هوایی H2 که در پهنه C واقع شده است به همراه برج B6 خلبانان واقع در پهنه A شهرک چیتگر متعلق به تعاونی مسکن مرکزی نیروی هوایی ارتش (نهاجا) می باشند که اطلاعات کامل برج B6 خلبانان را پیش از این ذکر کردیم
مشخص بودن طبقه و جهت واحدهای اعضا، موجود بودن
شنیون مو نیز همانند میکاپ تاثیر بسزایی روی سن افراد داردو اینکه دختر خانوم های جوان و نوجوان طوری موهایشان شنیون شود که سن جوانی و نوجوانی آنها حفظ شود و سنشان بالاتر نشان ندهد، در این زمینه نیز توصیه میکنیم خودتان را به کادر حرفه ای سالن هانا بسپارید، تخصص و هنر ما در این است که شما دختر خانوم های عزیز را با میکاپ و شنیون دخترانه توی همان سنی که هستید زیبا کنیم و خانوم های عزیز را نیز جوانتر نشان دهیم.
هو
 
روضه‌ی عاشورای امسال جان‌‌کاه‌تر از تصورم بود. آن‌قدر که نیمی از روضه را از خود بی خود شده بودم و فقط فریاد بود و شیون. آن هم نه فقط من، تمام آن‌هایی که از ابتدای روضه دل داده بودند به سرایش غمبار نوحه‌خوان. امسال همه چیز خیلی روضه‌تر از هر سال بود، همه‌ی روضه‌ها، زمینه‌‌ها، حتی شورها. از همان شب اول که بیش‌تر صلابت است و دلتنگی عزای حسین. امسال که عجیب‌تر از هر سال دل‌ سنگ ما در روضه زیر و رو می‌شد. امسال عصر عاشورا از همیشه جان‌
سلام علیکم
امروز م به نیت همراهی با پیاده رو های اربعین از خونشون تا شهدای گمنام نزدیک خونشون پیاده رفتیم و زیارت عاشورا خوندیم و تو راه مداحی گذاشتیم و اومدیم .چند وقتی هست که براشون یادمان درست کردن. فکر کردم به تازگی اومدن . اونجا فهمیدم پنج ساله که اینجان و من بارها از کنارشون رد شدم . شرمنده شدم . انگار باید حتما اون یادمان با سقف طلایی می بود که بیام چون تو مرور ذهنیم میدونستم انگار اینجا هستن
امروز زنگ زدم روضه خون دعوت کنم . هنوز
تو ذهن من و شاید تو ذهن خیلیای دیگه، اسم آقاجون با چایی روضه گره خورده. انگار این دو تا اسم یه معیت و همراهی خاصی با هم دارن. 
از وقتی یادم میاد - فرقی نمی‌کرد کجای تهران و چه ساعتی از روز و شب - بساط چایی روضه با آقاجون بود. از روضه عارف‌نظر و علامه‌ی مداح تو خیابون ایران و خونه‌ی غنی‌پور تو بهارستان، تا قلهک و نیاوران و کلی جای دیگه، همیشه بساط چای روضه رو آقاجون اداره می‌کرد. 
صبح زود از خونه می‌زد بیرون تا وقتی گریه کنای حضرت میان برای جلس
 
 
﷽.مداح بود.تمام روضه‌ها را از بَر بود.انگار قسمت بود که همه روضه را از بر باشد؛ روزی به کارش می‌آمد!مخصوصا روضه علی اکبر(ع)مخصوصا اربا اربامخصوصا کمر خمیدهمخصوصا عبا و تن چاک چاک__________.ماشین که منفجر شد، همه مات و مبهوت مانده بودند.همین دو دقیقه‌ی قبل #روح‌الله به رویشان لبخند زده و گفته بود:اگر خدا بخواد همینجا، همین جلوی مقر شهادت رو روزیم می‌کنه»حالا چطور می‌توانستند باور کنند ماشینی که جلوی چشمانشان می‌سوزد، قتلگاه رفقایشان اس
 
 
برقا رو خاموش کردن، همه‌جا تاریک شدروضه‌خون شروع کرد، ضجه‌ها و ناله‌ها شروع شد، وسطای روضه رسید و کوچولویی که دو ردیف جلوتر از ما نشسته بود شروع به بی‌‌تابی کردمامانش بغلش کرد، نوازشش کرد، باهاش حرف زد، گفت چی می‌خوای؟ بچه مدام گریه می‌کرد، وسط گریه‌هاش گفت:《آبا آبا‌‌》 آبجیش سریع از وسط جمعیت بلند شد و رفت براش آب بیاره، کل این ماجرای آب آوردن سر جمع دو سه دقیقه بیشتر طول نکشید اما این بچه هر لحظه بی‌تابیش بیشتر می‌شداز این
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی _ فاطمیه اول ۹۸
فاطمه، سر منشأ اذکارِ اهل بیتی استروضه هایش رحمت سرشارِ اهل بیتی استآن قدر نامش بها دارد میان شاعراننام زهرا، زینتِ اشعار اهل بیتی استهر که می خواهد چنان "سلمان" شود، "مِنّا" شودحب زهرا، برترین کردار اهل بیتی استمهر زهرا را علی در سینه ی ما ریختهدل نگو این سینه ها، بازار اهل بیتی استاین که بر همسایه می بخشید نان خانه راگوشه ای از رحمتِ رفتار اهل بیتی استحاج قاسم را که دیدی سوخت پای رهب
الی بانو تا لنگ ظهر خوابید.
با چشمای نیمه باز گوشیش رو نگاه کرد و باز خوابید.
الی خانوم قورمه سبزی رو بار گذاشت و تمام در  و پنجره ها رو باز کرد تا بوی قورمه سبزی کسی رو اذیت نکنه
گل گاوزبون و گل سرخ رو ریخت توی قوری و دم کرده درست کرد.
الی خانوم زیر قورمه سبزی رو خاموش کرد و اماده شد و رفت بیرون.
توی هوای دلنشین پاییز قدم زد و بین جمعیتی که رژه خیابونی رو نگاه میکردن واستاد
بعد رفت چند تا فروشگاه جدید رو نگاه کرد و محو طرف و رنگ لباسای کیت
 
به سر سربند یازهرا به دستم بیرق سقا به لب ذکر دعا دارمبه خون دل رفیقانم رهاگشتند وحیرانم هوای کربلا دارمگریه کن عزای تو دل گشته مبتلای توآقای غیرت وادب دلها همه فدای توارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین (2)دل سردم به خون خفته غم عشق ترا گفته ببین از دیده خون بارمشکسته بال و پر ماندم غم عشق ترا خواندم هوای کربلا دارمدلتنگ روضه هات منم عمریه مبتلات منمکاشکی بگن که اربعین راهی کربلا منمارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین ارباب حسین (2)دل
یکی بود یکی نبود ،  قصه کلاغ مهربان از این قراره که یه روز خانوم کلاغه از لونه اش اومد بیرون تا برای بچه هاش غذا پیدا کنه.همینجوری که داشت پرواز میکرد یه کرمو دید که روی علفا راه میرفت.خیلی خوشحال شد که یه غذای خوب برای جوجه کلاغاش پیدا کرده. رفتو کرم رو با نوکش از روی زمین بلند کرد.کرم کوچولو با ناراحتی به خانوم کلاغه گفت: خانوم کلاغه، مادر من مریضه. اومدم براش غذا پیدا کنم. اگه براش غذا نبرم اون از گرسنگی از بین میره ”سنجابه هم که داشت از اون
حسین بر کل بشریت در پهنه ی تاریخ امامت می کند. او اسوه ، راهبر و امامی بین المللی در پهنه آخرامانیِ زمین است. حسین در یک آیین و شریعت نمی‌گنجد. او فریاد فطرت و تجسم انسانیت است. داستان حسین و کربلا تنها قصه ای است که تاریخ فراموش نخواهد کرد. تنها قصه ای که هر چه زمان بر آن می‌گذرد شفاف تر و تابنده تر می شود و بر هیجان و شور آن می افزاید. حسین هرگز نمی میرد. و چگونه بمیرد او که قلب های آدمیان و عالمیان را در لا زمان و لا مکان تسخیر کرده است. او فرم
. از پشت کوه دوبارهخورشید خانوم در اومد
با کفشای طلا وپیرهنی از زر اومد
آهسته تو آسمونچرخی زد و هی خندید
ستاره ها رو آروم⭐️از توی آسمون چید
با دستای قشنگش☀️ابرا رو جابه جا کرد
از اون بالا با شادیبه آدما نیگا کرد
دامنشو ت دادرو خونه ها نور پاشید
آدمها خوشحال شدنخورشید بااونها خندید
شهرک چیتگر(امام رضا)
شهرک چیتگر که از آن به عنوان یکی از زیباترین و مدرن ترین شهرک های مسی کشور یاد می شود، جزو بزرگترین پروژه های در حال احداث در منطقه 22 تهران می باشد که در ضلع غربی دریاچه چیتگر واقع شده و توسط شرکت بنیان توسعه و عمران هادی(وابسته به بنیاد تعاون ارتش جمهوری اسلامی) در حال اجرا می باشد. در چشم‌انداز شهرک چیتگر، حدود ۵ پهنه دیده می‌شود که سه پهنه آن یعنی پهنهA و پهنه B و پهنه C  با 20 هزار واحد مسی در حال حاضر در دست احداث ه
آقا یادتونه ما شهریور وضع مالی خوبی نداشتیم بعد هانیه خانوم گفت برام شام درست میکنه میاره بعد دید خونه تخم مرغ نداره بعد به من گفت برو تخم مرغ بخر من گفتمش من پول ندارم ؟:| 
اقا هانیه خانوم منو واس خاطر تخم مرغ ول کرد من وقتی اوضاع مالیم خوب شد گفتم چه کنم قلب هانیه خانوم بدست بیارم چه نکنم ؟ که گفتم آها :)
تصمیم گرفتم برم کشور دوست و همسایه.  برترین کشور تخم مرغی جهان ، چین :)
اقا ما رفتیم چین اونجا همه چی اکی بود ماشالله عمو چنگیزتونم یه سر و گر
مراسم شب دهم محرم 1441 - 1398 در هیئت مکتب الحسین اصفهان با نوای کربلایی حمید علیمی برگزار شد.
 
صوت:
سنگین | امشب شهادت نامه عشاق اما می شود
سنگین | ببینید شب است و همه خوابن
دمام زنی | امشب اگر فردا شود
روضه - امشبی را شه دین
روضه - شب وداع عاشق و دلبره
روضه - نفرین به هر چی کوفیه
روضه شب عاشورا
مناجات و روضه | سر بر زمین افکند
سلام
شاید خنده دار باشه تو قم باشی و این رو بگی, 
اما دلم یه روضه ی خونگی می خواد!
یه چای روضه.
یه غذای نذری.
دلم برای خونمون و محلمون و مجلس های کوچیک خونگی اش تنگ شده! اون موقع که داشتمشون قدر نمی دونستم!
+ چند شب پیش خواهرم از مسجدشون غذا آورده بود، یه بشقاب برامون داد، اما شب بعد  که غذا آورد، من  نادون، دیدم بچه ها عدس پلو نمی خورن پسش دادم، که حروم نشه. با اینکه خودم دلم می خواست! :((((
+ یه مدت کامنت ها رو بستم، دلخور نشین لطفا! شاید خلوت حالم
سکوت بعد از روضه از چایی اش شیرین تر است. چند لحظه بین تمام شدن روضه و شروع دعای بعد از آن. زن ها هنوز زیر چادر گریه می کردند. مردها آن طرف هنوز روی پایشان می زدند و یا حسین های خفه ای می گفتند.
 
+ رست خیز (کآشوب 2) - دبیر مجموعه: نفیسه مرشدزاده
ولی حاظر بودم شهر توی کثافط غرق شه و نت ها رو قطع کنن و تنها راه ارتباطیمون دود باشه اما فردا نرم مدرسه تا ۸ فاکینگ ساعت با خانوم آ بگذرونم
کاراهام تا صبح طول می کشه و و توی این شبای بی خوابی تنها چیزی که بهش فکر میکنم اینه که عجیب خراب کردم با این انتخاب رشتم و مدرسه انتخاب کردنم.
به هر حال شعار من اینه که فردا آزادیم،یعنی اگه خانوم آ نکشتمون بعدش دیگه آزادیم:||
واقعا این بود زندگی؟:')
 
بنال ای دل نوا دارد رقیه/به هر دردی دوا دارد رقیهمرض او را ز پا انداخت ،امّا/مریضان را شفا دارد رقیهالسلام علیک یا رقیه
مراسم روضه اباعبدالله
با نوای کربلاییانبهنام زارععلیرضا دهقانیهرشب از ساعت 19:30مجمع عاشقان ثامن الائمهمبلغ مجلس اهلبیت باشیم
حکایتی بسیارزیبا وتکان دهنده که خودش یک روضه است اگه دلتون شکست من حقیرروهم دعا کنید
ازسیدعلی اکبرکوثری(ازروضه خوان های قدیم قم وازپیرغلام های مخلص اباعبدالله الحسین علیه السلام )
درظهرعاشورای یک سالی برای روضه خوانی به یکی ازمساجدقم رفتم بچه های آن محله به رسم کودکانه خودبازی میکردند وبه جهت تقلیدازبزرگترهاباچادرهای مشکی ومقنعه های مشکی مادرانشان حسینیه وتکیه ی کودکانه وکوچکی درعالم کودکی درگوشه ای ازمحله برای خودشان درست کرده بودن
پسر  این زنه خانوم آ جدا از یک عالمه کارایی که دیشب داده بود امروزم کلی مشق خارج از کتاب اضافه کرده و بچه ها بهش گفتن که خانوم ما که مسافرتیم وسیله نداریم چی و میدونید چه جواب داده دقیقا اینو گفته
''مشکل خودتان است لابد برایتان مهم نبوده''
واقعا اینقدر نفهمه؟
اوف اوف اوف ببین من معتقدم آدم به هیچ وجه نباید آرزوی مرگ حتی برای دشمنش کنه ولی با تک تک سلولای بدنم می خوام براش یه مرگ دردناک آرزو کنم و خودم در حالی که شاهد زجر کشیدنشم بهش لبخند بزنم ل
وقتی که می خرد دل ما را امام عشقپاسخ دهد ز خون گلویش سلام عشقنامش تبرکی است به جان های مبتلابا خون نوشته بر سر دلها کلام عشقجان و سر و وجود عزیز و پسر دهدتا ثبت و جاودانه شود این پیام عشقاین بیرقی که بر سر عالم نهاده استاین مکتب حسین علی با قیام عشقبرخیز تا به روضه ی او گریه ها کنیمیم در غم او با مرام عشقسرباختن به راه خدا از مرام اوستدر خون نوشته حرف ورا اختتام عشقدر روضه اش ز عالم امکان فرا رویموقتی که می خرد دل ما را امام عشق
پهنه اکتشافی شماره 2 آباده-جازموریان با مساحتی بالغ بر 574 کیلومتر مربع در نزدیکی مرز میان دو استان فارس و کرمان و در بخش باختری استان کرمان واقع شده است. پهنه مورد مطالعه در مجاورت کفه‌ نمکی خیرآباد (سیرجان) قرار گرفته است.
پهنه اکتشافی شماره 2 آباده-جازموریان در چهارگوش زمین‌شناسی 1:250،000 نی‌ریز و ورقه‌ی 1:100،000 گل‌گهر واقع شده است.
موقعیت پهنه‌ی اکتشافی بر روی تصویر ماهواره‌ای گوگل ارث نمایش داده شده است. در این تصویر موقعیت محدوده نسبت ب
بسم الله الرحمن الرحیم .
من ناامید نشدم از در خونتون آقا ، به ۲۴ ساعت نکشید مجوز جور شد . چیکار میکنید با دلمون آقا ؟
کسی که دوس داره بچه داشته باشه ، کسی که عاشق بچه ست ، روضه ی علی اصغر چه میکنه باهاش؟ این روضه منو میکشه آخر. آخ فقط برسم به کربلات. اینو گوش بدم تو کربلات آقا .
دریافتحجم: 3.34 مگابایت 
 
شهادتی که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را تجسم بخشید/ جمله‌ای از امام ‌ای که مرهم دل پدر شهید حدادیان شد
فرهاد حدادیان» پدر شهید امنیت، محمدحسین حدادیان» با بیان نحوه شهادت فرزندش توسط دراویش شورشی، گویی که روضه شهادت امام حسین (ع) را خوانده باشد، به حدیث معروف کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» عینیت بخشید.
کد خبر: ۳۷۳۳۹۳
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - ۰۴:۲۱ - 09December 2019
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، این‌روز‌ها حرف از شهیدی اس
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
قسمتی از متن نوحه »
میگن روضه دلمردگیه میگن گریه افسردگیه …نمیدونن خبر ندارن حسین آغاز زندگیه  ♬♫♪اتفاقا روضه نور میده دلارو اتفاقا گریه میبره بلا رو …اتفاقا حسین زنده کرده ما رو ما پای همین پرچم  ♬♫♪دلخوش به تولاییم با گریه به ثارالله فاتح دنیاییم …
این سوز و آه و بکا لا تبرد ابدا میگن بسه غصه بسه غم  ♬♫♪میگن بازی شال و علم نمیدونن با روضه شدیم رها از زیر بار ستم …اتفاقا این غم باعث نشاطه اتفاقا این شال پرچم ح
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
قسمتی از متن نوحه »
میگن روضه دلمردگیه میگن گریه افسردگیه …نمیدونن خبر ندارن حسین آغاز زندگیه  ♬♫♪اتفاقا روضه نور میده دلارو اتفاقا گریه میبره بلا رو …اتفاقا حسین زنده کرده ما رو ما پای همین پرچم  ♬♫♪دلخوش به تولاییم با گریه به ثارالله فاتح دنیاییم …
این سوز و آه و بکا لا تبرد ابدا میگن بسه غصه بسه غم  ♬♫♪میگن بازی شال و علم نمیدونن با روضه شدیم رها از زیر بار ستم …اتفاقا این غم باعث نشاطه اتفاقا این شال پرچم ح
یک دیوار مهربانی کاش راه اندازی میشد که هرکسی احوالش  بهتره بزاره روی دیوار .
اونوقت اگه دل گرفته ای از کنار دیوار مهربانی رد میشد میتونست یکم از اون حال خوب رو برداره .
اینجوری اسراف هم نمیشد .
حال دل همه به یک اندازه خوب بود.
- من حالم خوبه 
اضافه ی خوبی حالمو گذاشتم رو دیوار مهربانی 
هرکی پیداش کرد برداره :))
- این مدت نبودم ولی به یادتون بودم ممنون از پیام هایی که برام گذاشته بودین 
ممنون اشنا خانوم ممنون گلشید خانوم.
چراغها را که خاموش می‌کنند، زنها راحت‌ترند. می‌توانند چادر توی صورتشان بکشند و از گره‌های کور زندگی بلند بلند گریه کنند. می‌توانند غم‌هایشان را یکی یکی بهانه اشک کنند. می‌توانند بی مراعات بغل دستی زار بزنند و غصه‌های ریز و درشتشان را بچینند روبرویشان. این مال اول ماجراست. هر چه می‌گذرد صدای زنها بلندتر می‌شود و گریه‌هایشان جانسوزتر. لابلای صدای هق هق‌، حسین جان» می‌گویند و پررها بمیرم برات». مداح که برای  اموات صاحب ا
به نام خالق زیبایی ها
همه مدارس رو تجربه کردم ابتدایی دخترانه و پسرانه شو دبیرستان دخترانه و پسرانشو (از راهنمایی فاکتور میگیرم)
اگه بخوام یه دسته بندی داشته باشم از نظر انرژی که میگیره و میزان شیطون بودن بچه ها:
1)مدرسه ابتدایی دخترانه=مدرسه دبیرستان پسرانه
2)مدرسه ابتدایی پسرانه=مدرسه دبیرستان دخترانه
بعد از مورد دو من یک عدد جنازه بودم یعنی نابود شدم یعنی من پر انرژی کم آوردم
دبیرستان پسرانه که کلا یه بار بیشتر نرفتم اون هم باالاجبار ولی
یکی بیاد منو دلداری بده.
خونه قشنگم رفت.
این دو سال سربازی یه طرف، کل دوران دانشجویی یه طرف.
از ماه رمضون بگم، تنها میامدم خونه، می خوابیدم تا افطار، بعضا تا سحر.
چقدر غذاهای خوشمزه درست کردم.
حال و هوای خانوم.م کشوندتم سمت کلاس خط.
کلا یه مهمون ثابت داشتم، رفیق فابم، حاجی محسن.
دیگه راه خونمو خوب یاد گرفته بود، هر دو هفته یه بار میومد پیشم، یه ماکارانی مشتی، یا الویه میزدیم به بدن. با کلی نسکافه و تخمه و چایی و تنقلات.
آخرشم چند تا نخ سیگار( لایت
ببخشیدا ولی باز یذره گله میکنم خب.
این دبیرمون دیگه پدرمو در آورده بهم میگه خانوم مهندس تازه اسمم بلد نیست همون به خانوم مهندس میشناسه:((( این چیز بدی نیستا ولی خب با لحن بدی میگه من اعصابم میریزه بهم
حالا اینکه چرا میگه قضیش مفصله
این هم دبیر دینیمونه هم سواد رسانه(چقدرم که با هم جورن)
روز اول سواد رسانه شغل پدر و مهارتهایی که هر کدوم داریمو پرسید ازمون
من رفتم جلو بعد ازینکه شغل بابامو گفتم گفت: خب مهارتهات?
گفتم: هیچی خانوم
گفت: مگه میشه یعن
به نام خالق زیبایی ها
همه مدارس رو تجربه کردم ابتدایی دخترانه و پسرانه شو دبیرستان دخترانه و پسرانشو (از راهنمایی فاکتور میگیرم)
اگه بخوام یه دسته بندی داشته باشم از نظر انرژی که میگیره و میزان شیطون بودن بچه ها:
1)مدرسه ابتدایی دخترانه=مدرسه دبیرستان پسرانه
2)مدرسه ابتدایی پسرانه=مدرسه دبیرستان دخترانه
بعد از مورد دو من یک عدد جنازه بودم یعنی نابود شدم یعنی من پر انرژی کم آوردم
دبیرستان پسرانه که کلا یه بار بیشتر نرفتم اون هم باالاجبار ولی
بسم الله الرحمن الرحیم
 
جلسه دفاع از پایان نامه ام برگزار شد.دفاع بود یا روضه نمیدونم.شاید هم دفاع از روضه بود!
نیت روضه کرده بودم. سخنرانش که خودم بودم و مقاله ام رو ارائه دادم. مداحش هم خودم بودم. پاکت هم نگرفتم :)
اولِ جلسه رو با بسم الله و سلام به امام حسین شروع کردیم. پذیرایی هایی رو هم که خریده بودم به نیت روضه ی امام حسین گرفتم و یه نذری مختصر و مفید هم دادیم.
بابا که با ماشین پیچیدن توی بیمارستان و سوار شدم تا بریم سمت ساختمان محل برگزاری
اسم مهدی شادمانی رو نشنید بودم تا روزی که توی پیجم دیدم دوستانش نوشتن در ابتدای محرم شادمانی‌مان تمام شد پیج مادرلی‌دیز، پیج نفیسه مرشدزاده و دوستانش همگی از این مینوشتند که ارادتمندیش به حضرت حسین (علیه السلام) زبانزد بود و الان هم پیش از آغاز محرم پر کشید و رفت پیش اربابش امشب شب هشتم محرم ه؛ شبِ حضرت علی‌اکبر. در مراسم مهدقرآن هم روضه، روضه‌ی علی‌اکبر بود و داستانی از مهدی شادمانی که امشب خوندم در کتاب کآشوب و ارادتش به حضرت علی
اسم مهدی شادمانی رو نشنید بودم تا روزی که توی پیجم دیدم دوستانش نوشتن در ابتدای محرم شادمانی‌مان تمام شد پیج مادرلی‌دیز، پیج نفیسه مرشدزاده و دوستانش همگی از این مینوشتند که ارادتمندیش به حضرت حسین (علیه السلام) زبانزد بود و الان هم پیش از آغاز محرم پر کشید و رفت پیش اربابش امشب شب هشتم محرم ه؛ شبِ حضرت علی‌اکبر. در مراسم مهدقرآن هم روضه، روضه‌ی علی‌اکبر بود و داستانی از مهدی شادمانی که امشب خوندم در کتاب کآشوب و ارادتش به حضرت علی
معرفی برج های سروستان
برج های G و B و Dدر پهنه B یا سروستان شهرک چیتگر منطقه 22، در انتهای بزرگراه خرازی به سمت غرب، بعد از مجموعه ایران مال قرار دارد. این برج ها توسط شرکت عمران هادی بتاجا در حال ساخت می باشد.
مشخصات برج های G و B و D شهرک چیتگر
این برج ها دارای پیشرفت خوبی به لحاظ اجرایی می باشند اما از کل مجموعه تنها 6 برج کاملا تعیین واحد و طبقه شده اند و قابل خرید و فروش اند. برج هایG2،G4  و B3 و D2 همان سهام 33 و 63 متری هستند که پس از تجمیع توسط اعضای بت
بسم الله الرحمن الرحیم
تا وقتی این نفس میاد و میره .
تا وقتی ریه ها پر از اکسیژن میشه و قلب خون پمپاژ میکنه
باید زندگی کرد.حالا حال و روزمون داغوون باشه مرده و زنده مون فرقی نکنه.نه نشد
باید فرق کنه به زورم که شده باید زندگی رو به جریان بندازی
طی ده روز 5 کیلو وزن کم کردم زیر چشام گود افتاده
حوصله هیچکارم ندارم.دوست دارم همه چیو مخصوصا این وبلاگو بترم(در جریانید که اولین جایی که برای تردن و خالی کردن دق و دلی به ذهنم میرسه وبلاگ مادر م
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
مراسم شب اول محرم 1441 - 1398 در هیئت مکتب الحسین اصفهان با نوای کربلایی حمید علیمی برگزار شد.
 
صوت:
شور | الحمدالله که رسیدم به محرم دوباره
زمینه | باورش سخته
شور | میگن روضه دل موردگیه
تک| باوفا تر از هر مرده
روضه حضرت مسلم (ع)
روضه حضرت مسلم (ع) بخش دوم
روضه حضرت مسلم (ع) بخش سوم
سنگین | نقش بیرق تو
شور | یه رفیق دارم که
از پله های آجری پایین می رویم. نگاهی به قاب آجری روی دیوار خانه می اندازم. دلم نمی خواهد داخلش بنشینم. دلم نمی خواهد دیگر به این روضه ی بابا بیایم. شاید دیگر دلم نمی خواهد دنبالش روضه بروم. با خودم می گویم خدا کند عمو رضا از فردا بیاید و بابا را ببرد روضه. از پله ها که پایین می آییم بابا می فهمد شُل شُل راه می روم. نمی دانم چطوری به او بگویم اما بالاخره حرفم را می زنم. دیگه این جا نیا روضه
مکث می کند. ابروهاش را درهم می کشد و پلک هاش می افتند روی د
روضه خوان قدیمی هیئت
واژه ها را چه خوب می داند
فاطمیه
برای هر روضه
با کنایه
همیشه می خواند
وسط روضه یک نفر آورد
سینی چای قند پهلو
را
دم گرفت و به سینه
اش می زد
توی دستش گرفت بازو
را
روی شمعی که پای منبر
بود
اندکی خیره چشم خود را دوخت
چند گلبرگ یاس
رویش ریخت
چقدر یاس زود می سوخت
توی مجلس
برای خانم ها
روضه را مادرانه
تر می خواند
و گریزی به کوچه
ها می زد
از گل سینه بیشتر می خواند
او همیشه به واژه ایمان
داشت
روضه را تا کنار در
می برد
آتشی توی دل به
بسم الله الرحمن الرحیم
حس می کنم تو یه قفس گیر افتادم؛ و دارم بال بال میزنم که خودم رو نجات بدم؛ و چنان خودم رو می کوبم به در و دیوار که پرهام ریخته؛ ولی هنوز توی قفسم.
دخترکوچولوی خونه چند روزه حال نداره و همش بغل می خواد و خواب درستی نداره و من به کارای خونه نمیرسم و خونه به نقطه ای که همش با هم مرتب باشه نمی رسه و اون سه تا بزرگتر خونه خیلی ریخت و پاش می کنن و
و من. دلم روضه می خواد. دلم می خواد بی محاسبه هیچ چیز و ملاحظه هیچ چیز صبح تا شب برم
باید توبه کرد، توبه به معنای واقعی‌اش که همان بازگشت است. یعنی مسیر غلط‌آمده را به عقب برگشتن و راه درست را طی‌کردن.
عمری است جلسه‌ی روضه‌ای می‌روم، پای روضه‌ی مداحی می‌نشینم، وعظ واعظ و عالمی را می‌شنوم و استادی را استاد و استادم می‌دانم که امام حسینی که من دوست دارم را برایم به تصویر می‌کشد، امام حسینی که بر عقاید من منطبق است؛ در حالی که باید امام حسین را آن چنان که هست می‌شناختم، آن چنان که هست نه آنچنان که من می‌پسندم.
حسین جان! ه
روزهای اول محرم روضه اش جگر سوز تر هست. 
همه هستند.عموعلی اکبررقیهدل سکینه گرم بودن عمو و مشک های پر از آب هست.ارباب توی خیمه هنوز یک طفل دارد.
نگاه همه به عمه سادات هست تا نکند کسی،جسارتی،نگاه بدی،دل همه قرص بودن حسین بن علی هست. حرف های توی
خیمه به وقت نامردی کوفیان هست.روضه خوان از قصه یتیمی فرزندان مسلم می خواند. بچه ها دورشان مینشینند و با زبانه
کودکانه میگویند: تنها نیستیدعمو هستبابا هست
.پشتم و پیش رویم هیچ چیز نیست.نه نوستالژی دارم نه اینده!شاید مردم شاید ماندممن چرا اینجا هستم؟؟
جایی دعوایی شد.گفتم فردین وار "مردک حرف دهنت را بفهم! اینجا خانوم واستاده" جرو بجث تمام شد.خانوم از اداره شلوغ  خارج شد.من هم رفتم به سمت در.در پیاده رو ناگهان سر صحبت را باز کردم:ببخشید شما بودید کنار من،ببخشید صدامو بلند کردم"وگفت اره من بودم ودوشادوش هم میرفتیم.تهران است دیگر مردم راحتند!.خلاصه کار به شماره رسیدخودش شماره داد! من هم
بسم الله
از عزیز گفتم براتون همونکه قدش به زور میرسید به 150 و .
یه ارادت عجیبی داشت به بی بی جانم حضرت رقیه (سلام الله علیها) اصلا تا اسمش میومد صدای گریه اش به شیون بلند میشد و اونوقع بود که همه به دست و پا میافتادن که بد حال نشه .
اهل های و هوی تو گریه نبود ، ریز میسوخت و آب میشد و ابر چشماش مثل بارون بهار ریز و پیوسته میبارید
دوست داشتم کنارش نشستن تو روضه رو . یه جور خوبی کاری به کارت نداشت و یه جور خوبی میزاشت تو حال خودت باشی . از اون بزرگترا که
 
 
ساعت هشت،آلبوم ، یک عکس دیدم از روزگاری نه چندان دوردور تا دور خانه با لبخند عطر نان می رسد ز پای تنورمادرم ظهر اربعین ها راروضه ای خانگی به پا می کردآش نذریِ روضه اش هرسالهمه ی کوچه را صدا می کردروضه خوان اهل دل، ولی خستهشعر دعبل برایمان می خواندتوی این مجلس بدون ریا همه ی خاطرات من جا ماندمادرم توی چای روضه ی خودخاک تربت همیشه دم می کرد چایی اش بوی کربلا می دادچایی اش کار محتشم می کردپای آن دیگی نذری اش با اشکهمه حاجات خود رقم می زدمثل هر
امسال از بیچارگی من بود که نتونستم برم هیئت درست حسابی.امشب، شب تاسوعا، شب سو.رفتیم هیئت نزدیک خونهو من دارم دیوانه میشم از فضاشدوست دارم پاشم برم بیرون.روضه خون روضه ی سنگیییینی می خونه که بنظرم انقدر باز درست نیست.بار محتوایی هم نداره کلا. یعنی انگار ما یه عده داغدار بیچاره ایم که بهترین هامون رو به بدترین وضع کشتن، همین. نه هدفی داشتیم، نه پایان خوبی داشته، نه .یعنی به سطحی ترین وضع میخواد اشک مردم رو دربیاره!بعد آدم هایی که دورم ن
مراسم روضه خوانی      حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام
به یاد شهید حاج سید محمدعلی علوی
و به یاد پدر و مادرش حاج سید ابراهیم علوی و حاجیه زهرا فیاضی
همزمان با فرا رسیدن ایام فاطمیه
زمان: سه شنبه۱۳۹۸/۱۰/۱۷ به مدت سه شب بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان: مسجد جامع شهیدیه
مراسم شب هفتم محرم 1441 - 1398 در هیئت مکتب الحسین اصفهان با نوای کربلایی حمید علیمی برگزار شد.
 
صوت:
شور | ذکر دل بی تابمی
روضه حضرت رباب
روضه حضرت علی اصغر
شور روضه | پریده رنگ روت مادر
شور | حب الحسین
سنگین | قهری مگر تقصیر دارم
شور | مادرم میگفت برات گریه کنم میبینی
مناجات و روضه | شده آب آب به حرم
شور | نمیاد خواب به چشمام علی بالام
واحد | من غرق غم شاه کربلام
زمینه | چه غنچه ی زیبایی
 
 
حالم بدون تو تماشایی ندارد-روضه                حجم: 12.8 مگابایتاومدم راهی افلاکم کنی- پیش زمینه             حجم: 3.19 مگابایتکجایی دوای دردای رقیه- زمینه                      حجم: 4.7 مگابایتمن فقط تو روضه ها حالم خوبه -شور             حجم: 2.26 مگابایتهزار سال گذشت از حکایت لیلی-روضه پایانی  حجم: 3.12 مگابایت 
مراسم شب دوم محرم 1441 - 1398 در هیئت مکتب الحسین اصفهان با نوای کربلایی حمید علیمی برگزار شد.
 
صوت:
زمینه | باشه بابا ، یادت باشه
شور | توی روضه ها دلمو صاف میکنم
 تک | دل نکند از ولای تو ، گدای تو
شور | دل من دوباره باز کرده بهونه ی حسین
روضه ورودیه 
لطمه زنی | صدای زنگ قافله پیچیده توی بیابونا
مناجات و روضه | خراب کرده ام آقا
 شور | میگن روضه دل مردگیه
زمینه | نوحه ی ارض و سماء ، حسین رسیده کربلا
واحد | تو مگو خواهر من منزل آخر اینجاست
 
مراسم روضه خوانی      حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام
به یاد سردار رشید اسلام                     شهید حاج قاسم سلیمانی 
و به یاد شهید والامقام مهدی سیفی
زمان: جمعه ۱۳۹۸/۱۰/۲۰ بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان: مسجد جامع شهیدیه
 
 گردان کمیل خط شکن محور جنوبی و پاسگاه بود، یکی از فرماندهان لشکر آمد و برای بچه های گردان شروع به صحبت کرد صحبت هایش که تمام شد. بلافاصله ابراهیم شروع به مداحی کرد، اما نه مثل همیشه! خیلی غریبانه روضه می خواند و خودش اشک می ریخت. روضه حضرت زینب علیها السلام را شروع کرد.  
 
بعد هم شروع به ی کرد. در پایان هم گفت: بچه ها امشب یا به دیدار یار می رسید یا باید مانند عمه سادات، اسارت را تحمل کنید و قهرمانانه مقاومت کنید.
عجیب بود که تقریبا
با سلام به همه عزیزان
احتمالا شما هم شنیدید بعضی از جملات را:
1- بهتر نیست به جای اینکه این همه خرج کنید برای مجالس عزاداری و روضه امام حسین صلوات الله علیه، پولش را بدید به فقرا؟، به فقرا غذا بدید به فقرا جهیزیه بدید، به فقرا سرمایه بدید؟ اصلا چرا برای امام حسین این همه خرج میکنید؟
2- گریه برا امام حسین افسردگی میاره؟ مجلس روضه و عزاداری میرید بچه هاتون را نبرید افسرده میشن فقط خودتون برید؟
سعی میکنیم پشت پرده این پیشنهادات و انتقادات را بررس
نمی‌دونم ریختن اشک از سر ذوق، چقدر می‌تونه شیرین باشه! ولی دیدنِ کسی که از خوشحالی، نمی‌دونه بخنده یا گریه کنه، خیلی به نظرم شیرینه.امروز، یه زوج رو در درمانگاه دیدم. دمِ در، خانوم داشت می‌خندید. بعد رفت توی بغلِ همسرش و همینطور داشتن با هم می‌خندیدن. اول فکر کردم موضوع خنده‌داری برای هم تعریف کردن و مثل من، که اینطور مواقع میرم توی بغل طرف، دارن از خنده، غش می‌کنن. اما یهو صدای خنده‌ی خانوم به گریه تبدیل شد. تعجب کردم. آخه آقا هم داشت ا
امشب وسط روضه هواشو کردم بدجور.یک جنس دلتنگی خاص.گرچه همین یک ساعت پیش تلفنی باهاش صحبت کرده بودم ولی دلم هواشو کرده.نمی دونم حکمتش چیه که وسط روضه حضرت علی اکبر(ع)، آدم هوای باباشو کنه.کاش تهران بود.کاش من اونجا بودم.قطعا لحظه ای در دیدارش تعلل نمی کردم.وسط واحد خوندن حاجی، اینستا رو چک کردم.حسینیه اعظم فیلم دسته فردا رو آپلود کرده.جایی از فیلم با بابا مصاحبه کرده.غربت بده.خوب غربت هم بده.الحمدلله علی کل حال 
1. یه روز تو زندگیم گوشی بردم مدرسه تحویل دادم. کلید کمد گوشیا گم شد و تا الان مث اسکلا وایساده بودیمو قرانو ختم کردیم یه کلید به گوشیا بخوره :| آخرشم پیدا شد و کلی دست و جیغ و هورا و گیلیلیلی کردم براشون :)
2. هرچیز خنده داری که اتفاق میفته بچه ها برمیگردن و به من و ری ری نگاه میکنن. حس میکنم ما دوتا اراذل کلاسیم :| نه؟ :|
3. امروز با ری ری چهارتا غذا خوردیم :| 
4. رفتم به خانوم بوفه ایه میگم خانوم یه چیز میخوام بگم شوکه نشیدا. من امروز هیچی نیاوردم با خود
سلام
آقا من یه مشکلی دارم و اونم این هست که نمیتونم چند ثانیه بیشتر به چشمان کسی نگاه کنم. و مسئله عدم اعتماد به نفس و کم رویی و اینها نیست اصلا. انگار حس میکنم وقتی به چشمان کسی خیره میشم انگار یه اتفاقات پشت پرده ی روحی شروع میکنه به رخ دادن که سریع نگاهم رو برمیگردونم.
این مسئله در ارتباطم با آقایون اصلا به چشم نمیاد، چون مردها خیلی خیره نمیشن به همدیگه موقع حرف زدن. ولی وقتی با یه خانوم صحبت میکنم خانوم ها گویا براشون عادیه که توی کل تایم حر
ایشون خانوم جان ریچاردز، عضو کمیته دائمی کتابخانه های عمومی ایفلا
هستند که ازشون دعوت شده بود برای افتتاح کتابخانه مرکزی مشهد حضور یابند.اینکه ایفلا کیه و چیه مهم نیست." استاد گوگل کامل در اینباره توضیح میده."اما
اینکه ندونی کجا با کفش بری و کجا بدون کفش خیلی مهمه. خانوم ریچاردز در
سفرشون به ایران سری هم به کتاخانه های عمومی شیراز زدند. تصویری که ملاحظه
میکنید مربوط به حضور ایشون در کتابخانه دستغیب شیراز است. اینکه
خانوم "جون" (احتمالا عام
خلاصه روز سیزدهمقرنهاست که تعداد زیادی از بومیان هر فرهنگی به طور سنتی با برگزاری مراسمی مفصل و حتی الامکان با صرف انرژی زیاد برای شکرگزاری، قبل از اینکه چیزی دریافت کنند، از بابت آن خدا را شکر میکنند.قانون جذب که میگوید هر چیزی مشابه خود را جذب میکند، به این معناست که تو باید همانند یا تصویری از آنچه میخواهی در ذهنت مجسم کنی. سپس برای جذب خواسته ات باید حال و هوای داشتن آن را از قبل احساس کنی، به طوری که چگونگی احساس تو مانند زمانی باشد که ب
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
با نور عشق، دل غمِ ظلمت نمی کشدبا اهل بیت، خواری و خفت نمی کشدآزادگی است سیره ی مردان روزگارعبدِ نگارِ فاطمه، ذلت نمی کشددر فتنه ها، مریدِ حقیقیِ فاطمهدست از حمایتش ز ولایت نمی کشدهر کس که بار عشقِ امام زمان کشیدصحرای ، بار ندامت نمی کشدبا یک سلام، روزیِ ما می رسد رفیقکارِ زبان، به گفتنِ حاجت نمی کشدبی منت است لطفِ امام کریم مااین جا گدا ز شاه خجالت نمی کشدعبدی گناهکار که محتاج بخشش استصورت به جز
امشب دلم گرفته بود و بدجور برای حرم حضرت معصومه (س) تنگ شده بود. من از وقتی که خودم را شناختم در قم بودم و نمکگیر سفره خانم حضرت معصومه (س). اما الآن یک ماه است که به سوریه آمده ام و همسایه حضرت زینب (س). خدا را صد هزار مرتبه شکر. زیارت حضرت زینب(س) آن هم بعد از این سالهای غربت که حرامزاده های داعشی به صد متری حرم رسیده بودند و مناره های حرم را نشانه گرفته بودند، آرزوی خیلی هاست. چی از این بهتر که حضرت زینب (س) دعوتت کرده باشد و یکی دو ماه همسایه و زائر
زن عمو امروز روضه داشت این بعد از ظهری .
منم در کسوت ظرف شوری برای روضه امام حسن ع داشتم یه کارایی میکردم.
خلاصه آخرین ظرفا رو داشتم میچیدم رو صافی ک ظرف از زیر صافی بالای ظرف شویی در رفت و ششششرررررررررققققققق .شد انچه نمیباید .
حال اینکه سکته کردم و خودمم تو حال و هوای یه جیغ خفیف کشیدم بماااند .
گروه ضربت که تو روضه نشسته بودن بماااااند.
از همه بد تر مامان بود ک گفت .چیکار میکنین.پس چرا ظرفای جاریمو میشکنین؟و همه با انگشت دختر
در دلها جز غم تو بی تاثیره 
عشق تو مال همس عالمگیره
عشق تو هدیه ایه از طرف خدا به بنده
انسان ذاتا به حسین ابن علی علاقه منده
هرکی سر خم کنه پای علم تو سربلنده
ذکر تو ذکر خداست محبتت ستون دینه
آدم عشق تو رو تو تموم ذره ها میبینه
این عالم هرچی داره از برکات اربعینه
(بِاَبی انت و اهلی و مالی
ندارم غیر تو فکر و خیالی)
.
رنگ سرخ علمت یا ثارالله 
این عالم رو میگیره انشاالله
تو قلب شرقی و غربی غم تو زده جوونه
هرکی بشناسی شما رو تا ابد مریدتونه
قدرت ه
جدیدا به این رسیدم که آدم هایی واسم دلچسب تر هستند که به اخلاقیات پایبندند و بعد از اون درک بالا دارند
این خانوم ایرانیه اوایل خیلی بد برخورد می کرد بعد از یه مدت که تصمیم گرفتن اینجا بمونن و دید تنها ایرانی اینجا منم باهام برخوردهاش بهتر شد اما بازم گاهی میرفت تو قیافه که من به خودم دلداری میدادم که حتما مشکل شخصی داره
دیروز من حالم خوب نبود حوصله حرف زدن با خودمم نداشتم اونم اولش شاد برخورد کرد بعد دید من اینجوریم رفت تو قیافه :/
آخه خانوم گ
دانلود آهنگ علی عباسی غزل خانوم به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های علی عباسی بازدید کنید.
Download Song Ali Abbasi–Ghazal Khanoom + Lyrics
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو

متن آهنگ غزل خانوم از علی عباسی
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو
نمیخواد بگی من میدونم غزل خانومِ مهربونم 
تو هیچی نگو ته قلبتو د
یادتان هست؟ یکی از بازی های بچگی ما همین بازی از سر نو غزل خانوم بود. الآن که غرق در عوالم مدرنیته و تکنولوژی و عصر جدید شده ایم یادم نیست روال کار دقیقا چگونه بود و مراحل بازی چطور انجام می شدند. ولی یادم هست که هر بازی ما قواعد و اصول خودش را داشت. آخ! عاشق بازی خر-پلیس بودم! بعضی وقتها چنین با غیظ روی هم می پریدیم که آخر شب که به خانه برمیگشتیم و از توی کوچه ها جمع می شدیم کت و کول برامان نمی ماند، ولی مثل کسانی که دنیا را فتح کرده اند خوشحال بود
هزار بهانه برای غمگین بودن می شود جور کرد،یکی از یکی غیر منطقی تر،یکی امشب نصیب من شده،دلتنگ کربلا شده ام،از فردا باز هم باید یکسال منتظر باشم برای این هیئت ها و نوحه ها و مداحی ها،دهه ای بود که کمتر در فکر خودم و این دنیا و هزار هزار نیرنگ بازی اش بودم،دلم جایی دیگر بود،گیر بود پیش کسی،کم کم این دل بی صاحبم داشت صاحب دار می شد که چشم باز کردم دیدم شام غریبان است،از فردا برای جستجوی یک مجلس و یک روضه باید در به در کوچه پس کوچه های شهر بشوم که آی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب