نتایج پست ها برای عبارت :

محمدم دنبال دختر خوب خوشگل با معرفت،با وفا،مهربون سبزه باشه شمارم ۰۹۱۰۲۷۱۶۶۳۲

دارم غریب و آشنا را می شمارماین خیل مشغول عزا را می شمارم هی خواب می بینم پیاده در طریقش درجاده دارم تیرها را می شمارم دل تنگ مشهد می شوم هرگاه در راه سربندهای یا رضا را می شمارم اما خدارا شکر با انگشت هایم جامانده های کربلا را می شمارم پس سعی خودرا می کنم موکب به موکب این مروه های با صفا را می شمارم باعقل نه، من با جنون بی شمارم این لشکر بی انتها را می شمارم تسبیح من این است در طیِّ طریقش هر صبح تاول های پا را می شمارم آن قدر نزدیکم به اوک
خب من سلیقه م عوض شده.
قبلنا دختر سفید و پسر سبزه مانند دوست داشتم.
 
الان هم دختر سبزه و هم پسر سبزه دوست دارم :)
خدایی دخترای سبزه خیلی ناز و خوشگلن. خیلی.
 
من اگه لپام قرمز نبود و چال نداشتم قطعا میرفتم برنزه میکردم. دخترای سبزه نازن. خوشگلن.
خب فکر کنم بازم اشتباه کردم.یه نفر بهم پیام ناشناس داد و با توجه به اینکه گفت حالم رو به راه نیست حدس زدم همون دوستی باشه که توی یکی دو پست قبل، از اتفاقی که بینمون پیش اومده بود نوشتم. و اصلا هم تعجب نکردم چون خیلی پیش میومد بهم پیام ناشناس بده. ولی یه موضوع عجیب این بود که دیر جوابش رو میدادم و شکایتی نمیکرد.بعد از یکم حرف و گفتن چیزای الکی (که خیلی تعجب کردم) گفت شمارم رو بهش بدم‌. اول یکم شک کردم و بعد فکر کردم شاید طی همون دعوا شمارم رو پاک ک
اصولا آدم نباید دختری باشه که حتی از خطرناک ترین وسایلِ شهربازی هم نترسه و با شوق بره سمتشون، حداقل اینکه نباید همش رو جدول راه بره. نباید دختری باشه که ساده ترین تیپ ها رو بزنه نباید دختری باشه که ندونه کانسیلر یا رژگونه رو چطور استفاده میکنن. نباید نسبت به همه بی تفاوت باشه. نباید ساده و مهربون باشه. نباید کلِ روز رو از خستگی خواب باشه. نباید به جای شوآف توی اینستا بیاد ساده توی وبلاگ بنویسه. اصولا دختر نباید یه چیزی تو مایه های من باشه. چن
سلام
من چند وقته توی این سایت چرخ میزنم خیلی بحث ها دیدم که پسرها دختر سفید میپسندن و میگن فقط دختر سفید، حالا برای من سواله که واقعا اگه سبزه ی خوشگل ببینن بازم سمتش نمیرن؟ یا این که ترجیح شون سفیده؟
خدا وکیلی چرا همچین حرف هایی میزنین خودتون چقدر ناراحت میشین وقتی دخترها میگن پسر فقط قد بلند چهارشونه؟ چرا همش میگید سفید سفید مگه سبزه چشه چون سفیدا شبیه خارجیان حس میگنید با کلاسه؟، یا دخترا میگن پسر فقط سبزه مگه سفیدا چشونه؟
اصلا چرا به رن
 
کریس.مھربون.فرشته باشه.چشمانش زیبا باشه.مراقب خوبی باشه
بکى.متشخص.زم.حرکت ظریف.سخت کوش.
شیومین.شخصیت‌هاش مھمھ .بغلش کنه.
لى.موى بلند.صورت کوچک.بانمک.
دى او.لبخند زیبا.خوش قلب.
کاى.نجیب .باتربیت.پاک.مھربان.خونگرم
چان.پوست سفید.جذاب.قد کوتاه
لوھان.خوشگل.پوست سفید.موبلند.قد160تا168
چن.کوتاه.ریز میزه.جذاب.گیرا
 
 
دختر چندماهه و مامانش روی صندلی کناریم نشستن. دختر کوچولو با کنجکاوی منو نگاه می‌کرد و تا یهو پنجره و بیرون رو دید، توجه‌اش جلب تصاویری که سریع رد می‌شدن، شد. دستم رو به صندلی جلو گرفته بودم تا از ترمزای ناگهانی در امان باشم. وقتی متوجه شدم داره بیرون رو نگاه می‌کنه، قید ترمز و اتفاقات بعدش رو زدم؛ دستم رو برداشتم تا بتونه یه تصویر کامل و بی‌مزاحم که احتمالاً به نظرش عحیب میاد رو ببینه. خواستم سالها بعد وقتی اولین خاطره زندگیش رو یادش میاد
آن سبزه‌ کز ضخامت سیمان گذشت‌
و قشر سنگی را
در کوچه‌ی شبانه‌ی بابُل‌
تا منتهای پرده‌ی بودن‌ شکافت‌
آن سبزه زندگانی بود.
#طاهره_صفارزاده

جهان پیوسته تا کی بر مدار ظلم می گردد
مگر در هم بریزد رادمردی این توالی را
#فاضل_نظری
سلام
آقا من یه سوال دارم شاید جالب باشه و شایدم مسخره اما واسه من مهمه سوالم. من یه پسرم با پوست سفید. خیلی شیر برنج نیستم ولی در حد دخترها سفیدم.!
بعد من تو دانشگاه یک سری دخترها رو میبینم یه روز سفیدن، یه روز سیاهن، آخر من نفهمیدم اینا رنگ پوست واقعی شون چیه؟، سفیدن و برنزه میکنن؟، یا سبزه هستن و سفید کننده میزنن؟، شاید بگید این چه موضوع مسخره ایه و نژاد پرستیه و اینا ولی به نظرم اگر یه دختر سفید بگیرم واسه آیندم بهتره. 
فقط میخواستم بپرسم که
خوش‌به‌حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش‌به‌حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش‌به‌حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش‌به‌حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش‌به‌حال جام لبریز از شراب
خوش‌به‌حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام
باده رنگین نمی‌نوشی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گ
دانلود آهنگ یارم کرله احمدرضا نبی زاده با لینک مستقیم 
Download Ahang Ahmadreza Nabizadeh – Kereleh
آهنگ شاد و زیبای خوشگلو بامزه یارم کرله با متن آهنگ و کیفیت بالا
دخترون سبزه یاروم کرله  خوشگل و بامزه یاروم کرله
یارم کرله دلدارم کرله  ز سفر میایه | کرله کرله هوهو کرله
دانلود آهنگ یارم کرله دلدارم کرله با کیفیت ۳۲۰ از جاز موزیک
Download Mp3
این آهنگ از آلبوم تب کویر می باشدسبک آهنگ تب کویر از احمدرضا نبی زاده پاپ می باشدمدت زمان آهنگ تب کویر از احمدرضا ن
,    ,    دانلود آهنگ تی ام بکس دختر بندر,    دانلود آهنگ تی ام بکس دختر بندر ریمیکس,    دانلود اهنگ دختر بندر تی ام بکس با لینک مستقیم,    دانلود موزیک ویدیو تی ام بکس دختر بندر,    دانلود آهنگ تی ام بکس ناز داره چه وای ریمیکس,    ریمیکس اهنگ دختر بندر تی ام بکس,    دانلود آهنگ تی ام بکس دختر خوشگل بندری,    متن آهنگ دختر بندر تی ام بکس,    دانلود آهنگ تی ام بکس بیخیال فردا,   
این اهنگ کوروس و اهنگ ناز نکنش رو خیلی دوست داشتم.
 
کلا وقتی بچه بودم، قیافه دور و بر سی تا چهل و پنج سالگی کوروسو دوست داشتم.
سبزه بود
ناز بود.
بانمک بود
لبخند داشت
به نظر ساده و مهربون میرسید
(هیچوقت عاشق اندی نشدم نمیدونم چرا، شادی چون اسمش خارجی بود! میگفتم این از خود بی خود و جو زده هست، نگو بیچاره ارمنیه و اونها ازین اسما میذارن).
 
بهار میشه با تو شکوفه بارون
 
یکی از اقوام دورمون، از من کلی اولا بزرگتر بود، دور و بر سیزده سال، ثانیا قیافه
سال گذشته مثل امشب زن عموی من به دنبال سرطان متاستاتیک فوت کرد
سارکوم که از عضله پای چپش شروع شده بود طی دو سال _حتی با درمان_ تا مغزش پیشروی کرد
و از پا درش آورد .
موندن عمو و دختر عموی 3 ساله ی بیچاره ی من .
این دو نفر رو که ببینم دلم آب میشه از غصه
هیچ کلمه ای نیست که بشه غم و تنهایی و دلتنگی عمو و دخترعموم رو باهاش توصیف کرد
دختر عموی بیچاره ی تنهای من ، بی پناه ترین دختر دنیاست
هرچی میخوام دعا کنم ، میگم خدا دلش شاد باشه، زندگیش قشنگ باشه .
 
ا
من + : بیا بدووییم
_ : دیوونه شدی دختر
+ : آره
+ : بدوییم ؟
_ : مسخره مون میکنن 
+ : نگاه اون سمت اون دو تا مرغ
عشقها هم دارن میدویین 
_ : عزیزدلم بچه نشو میخندن 
میگن نگاه پسره پا ب پا دختره داره
میدوییع
+ : بذا مسخره کنن 
بذا بخندن 
ولی ارزششو داره که
دل منو شاد کنی 
و با تو که بدوییم از تهـ
دل بخندم و یه خاطره
قشنگ بسازی واسه هر دو مون
_ : از دست تووو دختر باشه
دستمو بگیر 
+ : ۱ .۲.
_ : ۳ بدوووو
نفس نفس +: تو که از من بچه تری
_ : پا به پای تو بچه میشم
# خیال پرداز
مهربون باش آتنا. صبور باش آتنا. خشمت تا وقتی بلد نباشی که چطور ازش استفاده کنی، فقط نابودت می‌کنه. آدما مسئول اتفاقایی که واسه تو افتاده نیستن. آدما مسئول چیزهایی که تو می‌دونی نیستن. دیگه به نقطه‌ی امنی رسیدی که اگه سر دوراهیِ قوی‌بودن یا مهربون‌بودن قرار گرفتی؛ بهت می‌گم مهربون‌بودنو انتخاب کن. ساده‌ترین دلیلش اینه که همه‌چیز جز جنگیدن داره یادت می‌ره. داره یادت می‌ره چطوری می‌شه دوست داشت.
آتنا خودتو نجات بده. به سرمای هجده‌سالگی
چند روز پیش رفتم دفتر وایزر فکس بفرستم دیدم (خانم شهردار) خیلی کلافه و عصبانیه . من هیچی نگفتم خودش گفت موهام که هست ،شستمشون تمیزه، زیر مقنعه هی عقب و جلو میشه دارم دیوونه میشم(خانوما میدونن یعنی چی). گفتم چرا نبستی ؟ گفت کوتاهه. همون موقع یکی از خدمه ها اومد و من یهو یه فکری به ذهنم رسید وقتی رفت بهش گفتم میخوای موهاتو رو سرت ببافم دیگه ت نخوره؟ گفت کوتاهه ها. گفتم من میتونم . سریع درو بستیم و مقنعشو درآورد. منم از جلو سرش براش ب
کامی تو کارش پسر مهربون و پر درکیه.
دورش پره دختره. آخه چرا؟
خودش ازون پسرای شر و شیطونه و از قیافه اش معلومه شر بودن میباره ازش.
نمیتونم قضاوت کنم و به من هم ربطی نداره ولی انگار یجوریه که با ۷۰ مدل دختر گشته و سکس کرده.
وقتی فکرشو میکنم که مثلا فانتزیش این بوده که چند سال بعد روان شناس بشم برم رهبری دختر ها رو به عهده بگیرم. چندشم میشه.
امروز با یه رزیدنت مهربون اندو برخورد داشتم 
حیف که توی اتاق ظهور بودم و چهره شو درست ندیدم
ولی هرچییییی از خوبی این دختر بگم کم گفتم
+تنفرم نسبت به پسرای گروهمون امروز دوچندان شد
++یادم باشه از این به بعد زیربار کار دونفره نرم حتی اگه پسر بود:/
سلام
واقعیتش سوالی برام پیش اومده که پسر خوشگل از نظر دختر ها چیه؟، بعضی پسر ها که از نظر ما پسرها به اصطلاح بچه خوشگل هستن، وقتی نظر دخترها رو درباره شون میپرسیم میگن بابا این ها انگار دخترن و جذاب نیستن.
یا مثلا من یه دوست چشم آبی دارم عین هری پاتره!، به بعضی دخترها تو تلگرام نشونش میدم غرق میشن که چقد خوشگله و یه کم بزرگتر بشه چی میشه. بعضی ها هم میگن مرد باید جذاب باشه و این جذاب نیست. خب مگه خوشگلی همون جذابیت نیست؟، اگه خوشگله پس چرا جذاب
برای دیوار اتاق نوزاد دختر بیشتر باید از رنگ های شاد و لطیف استفاده کنیم .ترکیب رنگ های شاد مانند صورتی نارنجی سبز لیمویی و سفید بسیار برای اتاق نوزاد دختر مناسب خواهد بود .البته رنگ های اتاق نوزاد دختر فقط به این چند رنگ محدود نمیشود و میتوانید در این لینک به طور مفصل در مورد آن بخوانید.
برای چیدمان اتاق نوزاد دختر رو میشه به راحتی یک اتاق خوشگل و دلباز طراحی کرد.
یه  پرنده دوست دارهآسمون  آبی باشهروزای خوب خداصاف و آفتابی باشه
 یه  پرنده دوست دارهخوب و مهربون  باشهشب پیش ستاره هاروز تو آسمون  باشه
یه  پرنده دوست دارهتو دلا غم نباشهلبا پرخنده باشهدرد و ماتم نباشه
 یه  پرنده دوست دارهرو  زمین جنگ نباشههمه دل ها شاد باشنهیچ دلی تنگ نباشه
یه  پرنده دوست دارهقفسش باز بمونهاز قفس فرار کنهراحت آواز بخونه
بالا می‌روم، پایین می‌روم. از توی اتاق دفترچه‌‌ام را برمی‌دارم، از توی لیوان یک خودکار آبی. تکه آینه را در مشتم می‌فشارم. می‌نشینم کنار بخاری. یک دسته کاغذ توی کلاسور می‌گذارم. دفترچه‌ی آبی را می‌گذارم پهلویم باشد. سرچ می‌کنم، بالا و پایین می‌روم. بین مقاله‌ها می‌گردم دنبال ایهام‌های حافظ. تا صفحه‌ها باز بشود، می‌روم تلگرام، می‌آیم پشت پنجره، رفرش می‌کنم. بغض توی گلویم بالا می‌رود، پایین می‌رود. سطرهای مقاله را تندتند رد می‌کن
من خیلی یه جورایی حزب بادم احساس میکنم شخصیتم از درون تهی هست ثبات اخلاقیم ندارم حتی!!بخش عمده ایش به خاطرخاطر اینه که نظر بقیه برام مهمه و خیلی دلم میخواد همیشه ازم به خوبی یاد بشه و به شدت وحشت دارم از اینکه کسی باهام بد بشه یا نظرش از خوب به بد راجعم تغییر کنه (در حدی ک راضی بودم مثلا کسی توروم باهام خوب باشه اگه خواست حالا تو دلش بد باشه:|||)
یکی بهم بگه شخصیتت رو توصیف کن نمیتونم چون بعضی مواقع خیلی مهربون میشم بعضی مواقع واقعا برام مهم نیست
چشم هام بین رنگ ها دو دو میکرد. روی بعضی شون مکث می کردم و تصور می کردم طرح بافتم با این رنگ چجوری میشه؟ به خانم فروشنده گفتم چقدر رنگ. کار مارو سخت کردین حسابی. سرش شلوغ بود، ولی باحوصله و مهربون. خودشو انداخت وسط رویای من:
-چی میخوای ببافی؟
+پتو، پتوی نوزاد
لبخند نشست روی لبش و پرسید: دختره یا پسر؟
مکث کردم.به چشم های زیبای دختر فروشنده خیره شدم، دنیا در اون مغازه شلوغ و پر سر و صدا، لحظه ای ساکن شد، صداها محو شدن، نه چیزی می دیدم، نه چیزی می ش
رفته فیسبوک و اینستاگرم دراز رو (همون که ش کلفت بود) چک کرده.
 
میگه این پسره که سبزه هست، چرا میگفتی سفیده.
بهش میگم الان سبزه شده خر گاو. اون دوره ای که من باهاش اشنا شدم سفید بود.
بعدم موهاشو رنگ مییکرد که من دوست نداشتم.
بغدم خیلی زیاد سطحی و کودن بود. هم خیلی باهوش بود هم خیلی کودن بود. هوش اجتماعی داغون. دراز بی مصرف.
خیلی شبیه کوروس و انتونیو باندراس بود، ولی کودن بود کودن. کودنننننننن.
اره اگه سبزه میبود، و باهوش، و موهاو هم رنگ نمیکرد ص
روی صندلی چوبی به اتفاق یکی از دوستان نشسته بودم  و از طبیعت پارک ملت لذت می بردیم . نزدیک عصر بود  سرم را از قسمت بالای صندلی پایین انداختم تا خستگی بدن و شانهایم را دور بریزم . چشمم به تعدادی مورچه افتاد که به ستونی دنبال هم راه می رفتن  چند ثانیه خیره گشتم تا راهشان را بجویم 
در زیر سبزه های داخل پارک گم شدند وقتی خودمو راست کردم زیر صندلی را دیدم که با نرمه هایی از کیک و شیرینی ازدحام مورچه ها را جلب کرده بود و هر یک از مورچه ها به اندازه تو
روی صندلی چوبی به اتفاق یکی از دوستان نشسته بودیم  و از طبیعت پارک ملت لذت می بردیم . نزدیک عصر بود  سرم را از قسمت بالای صندلی پایین انداختم تا خستگی بدن و شانهایم را دور بریزم . چشمم به تعدادی مورچه افتاد که به ردیف ستونی دنبال هم راه می رفتن  چند ثانیه خیره گشتم تا راهشان را بجویم 
در زیر سبزه های داخل پارک گم شدند وقتی خودمو راست کردم زیر صندلی را دیدم که با نرمه هایی از کیک و شیرینی ازدحام مورچه ها را به خود جلب کرده بود و هر یک از مورچه ها
هر کسی در زندگی قطعا دچار اشتباه شده و یا خواهد شد که دعا می کنم اگر اشتباهی هم قراره در آینده رخ بده یک طرفش خدا باشه نه بنده خدا ( الهی آمین ) چون خدا خیلی مهربون هست و بدون هیچ چشم داشتی حتی با اهدای خیر و نیکی توی زندگیت مهر تاییدی بر بخشیده شدنت می زنه
این که آدمی مرام و معرفت داشته باشه که سر خم کنه و اشتباهش رو بپذیره و بخاطرش عذرخواهی هم کنه جای شکر داره که با تاکید مجدد امیدوارم سرتون همیشه جلو خدا کج باشه نه بنده خدا !!
اما بهرحال دست تق
جالبه این مملکت با این همه ثروت، هیچ برکتی نداره.
هر روز هم بیشتر از دیروز داره گسسته میشه.
 
یعنی این چند ماه بگذره و من ازینجا برم، دیگه پام رو اینجا نمیذارم.
 
تو فکر کن هرچی مرد و پسر دور و برت میبینی همه یا مجردن یا طلاق گرفتن.
 
دلیل اینقدر گسستگی، اینقدر تنهایی، اینقدر بی کسی رو تو مملکتی که توش به دنیا اومدی، فرهنگش رو میدونی، و توش بزرگ شدی رو درک نمیکنم.
 
فکر کن سفیدها اینقدر تنهان، پسر گنده چهل سالشه، زندگی ساخته، هر شب سرشو تنهایی می
ـ
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، رمان آن دختر یهودی» که نشر کتابستان معرفت آن را ترجمه و منتشر کرده به چاپ دوم رسید.
این کتاب، داستان زندگی انسان‌هایی با ادیان مختلف (اسلام، یهودیت، مسیحیت) است که در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.
جزئیات دینی و ی فراوان و بسیاری از ابعاد ذهنی صاحبان این دیانت‌ها به شیوه‌ای روان ضمن داستانی عاشقانه پیش روی خواننده قرار گرفته تا او با اشتیاق و امید و شوق شناخت بیشتری از جریان حوادث پیدا کند.
دیروز دوستم میگفت،
اونایی که لپاشون قرمزیه، اونا قیافه های معمولا معصوم و دوست داشتنی دارن و مهربون.
اونایی که لپاشون چالداره، خوشگل و دوست داشتنی و خیلی دختر هستن.
اونایی که هر دوشو دارن، خیلی خوشبختن.
میگفت تو هر دوشو داری و باید خیلی خوشحال باشی.
من از امروز خنگول خیلی خوشحالم :)))
 
من لپام صورتیه.
 
یادمه بابام دو سه بار توی راهنمایی و دبیرستان اومد جلو گفت، دخترم! اون چیه زدی صورتت؟!
گفتم هیچی!
گفت پس چرا لپات قرمزه؟! مامانم ازون ور گفت او
محمدم محمدهایش در طول ۳۹ سال و قریب چهل سال از زمان شهادت تنها پسرش از زبانش قطع نمی شد . شهید دوستان دست به دست هم دادند و برای اولین بار مراسم گرامی داشت با شکوه و کم نظیری را برای محمدش بر پا کردند .
او نیز به همراه سه دختر و عروس و اقوام و مردم در همایش روز پنج شنبه ۷ آذر ۱۳۹۸ در سالن شهداء شهر نراق شرکت کرد . روز بعد به اطرافیان گفت دیشب اولین شبی بود که یه خواب راحت کردم .
داشتیم برای زحمتکشانی که در کنگره گرامیداشت سردار شهید محمدعلی قجری کا
لیست نامهای زیبای دخترانه شیک و جدید
برای مشاهده اسم های زیبا و شیک دختر قسمت زیر را ببینید:
اسم دختر
قشنگ ترین نام های دختر برای فرزند دختر
اسم دختر شیک با ریشه های مختلف
اسم دختر ترکی شیک
اسم دختر کردی شیک
اسم دختر لری شیک
اسم دختر شیک فارسی
خاطره راز خط کش ژله ای
خاطره راز خط کش ژله ای
 
خاطره راز خط کش ژله ایاز جمله ی”دختر خوبی باش” خسته شدم!!!خیلی وقت ها بقیه فکر می کنند که ما دخترای پرانرژی که البته کمی هم شیطنت داریم، دوست نداریم دختر خوبی باشیم!اما حواسشون نیست که خوب بودن برامون تعریف نشده!همیشه دوست داشتم کسی رو داشته باشم که راه و چاه رو یادم بده و مثل یک دوست همراه و همرازم باشه.………………………………بابام میگه مثل دخترخاله ات باشه !!!مامانم میگه از دختر همسایه یاد بگیر !!!!ام
امام صادق ع میفرمود هر که بدون بصیرت عمل کند مانندکسی که بیراهیه میرود هر چند شتاب کند از هدف دورتر گردد 2 میفرمود خدا عملی را جز با معرفت  نپذیردومعرفتی نباشد مگر با عمل پس کسیکه معرفت دارد همان معرفت اورا بر عمل دلالت کنند وکسی که عمل نکند معرفت ندارد همانا برخی از ایمان واز برخ دیگرش بوجود اید شرح بعداز این کتاب ایمان  کفر انشا الله بیان میشود ابمان سه جز دارد1 اعتقاد قلبی 2 اقرار زبانی 3 عمل جوارحی و این سه جز ایمان در یکدیگر تاثبر و تاثر د
چهره ی آدمارو نگاه میکنم.همشون حیرون و سرگردون دنبال تروفی های این بازی لعنتی هستن.دخترا همشون دنبال اون پسری که قوی تر و قدرتمند تره و پسرا دنبال دختری که کول تره و خوشگل تر.دیگه هیچکس از همسن و سالای من دنبال ساختن نیستن.شاید چون ما تربیت شده ی پدرومادر هایی هستیم که همیشه ناکام بودن و تمام به دست نیاوردن هارو گره زدن فرو کردن تو مغزما!
خسته ام از این بازی.نمیخوام جزیی ازش باشم.
خلاصه که رفتیم تولد دستمون
خیلی خوش گذشت از وقتی راه افتادم حس خوبی بود و وقتی برگشتم همچنان انرژی مثبت همراهم بود.
از قشنگی و حس خوبش هر چی بگم کم گفتم.
چند ساله دارم شرکت میکنم و  این بار حس فوق العاده ای داشتم.
یه اتفاق خوبیم افتاد که بماند چی بود امیدوارم ادامه دار باشه.
افراد جدید که باهاشون آشنا شدم مهربون بودن و در عین تفاوت ۳۶۰ درجه ایمون از معاشرت باهاشون لذت بردم 
باشه براتون از این مهمونیا الهی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بینیها
دو نفر با هم حرف می زدند یکی خدا و دیگری بنده. بنده در سبزه زار با وسعتی بود که ارتفاع و پر پشتی علف ها اجازه نمی داد به ذهنش خشک شدن و برهوت را تصور کند.اما در یک آن، همه چیز خشک شد و دیگر از علفزار خبری نبود. دلش گرفت و در حیرت فرو رفت.
نیکوترین کار را همکلام شدن با خدا دید.هر کلامی، بر سرسبزی و خرمی اضافه میکرداینبار همه جا پر از گل و سبزه بود اما عمر گلها ابدی .مدتی بعد خوا
لبم ۵ تا تبخال ردیفی کنار هم‌ زده 
دو روزه تو حالت تزریق ژل لب ، سوزن سوزن میشه .‌.‌
یه داستان غمگین تو اینستا خوندم بچهه مرد .اشکم دم مشکمه
از شما چ پنهون تازگی ها به بچه دار شدن در آینده هم فکر می کنم 
به این که یه سفید معمولی میشه مث من یا یه بور بلند بالا مث بنی 
حتی به اسمش 
به اینکه چقدر حرف دارم براش.
دوست دارم دختر باشه از جنس خودم 
نمی خوام پزشک مهندس بشه تا دیپلم بخونه دوسش دارم فقط یاد بگیره شاد شاد زندگی کنه.البته میدونم به من و بنی
سلام دوستان
خواستم بپرسم شما چند درصد حرف دوست و فامیل رو توی انتخاب همسرتون ناخوداگاه در نظر میگیرید؟، مثلا اینکه شاید از دختر یا پسری خوش تون بیاد ولی بگید مثلا این قدش خیلی بلند یا کوتاهه. فردا عمه و خاله و پسر خاله ممکنه پشت سرم مسخره کنن یا بخندن، یا اصلا برام افت داشته باشه که مثلا زن من از زن پسر عموم خوشگل تر نیست. یا شوهر دختر خاله ام خیلی خوشتیپه ولی پسری که من دوسش دارم هم قد منه و . .
میخوام یه لحظه صادقانه فکر کنید ببینید واقعا چقدر
نویسنده: دکتر محمود شفیعی
ناشر: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام
سال نشر: 1389
بخش اول: مباحث نظری
1: نظریه کنش ارتباطی
مبانی معرفت‌شناختی
نظریه کنش ارتباطی هابرماس در زمره نظریه‌های انتقادی است و از این نظر بر معرفت‌شناسی انتقادی متکی است. معرفت‌شناسی انتقادی از طریق نقد دیدگاه‌های رقیب و بازسازی آن‌ها سعی در رهایی انسان‌ها و کاستن از سلطه‌های تاریخی-اجتماعی دارد. معرفت‌شناسی انتقادی هابرماس ناظر بر افول آگاهی و سوژه است و سعی د
  دختر یعنی چی؟!؟!؟!؟
میگن دختر یعنی ظرافت
یعنی زیبایی در عین سادگی
یعنی درست حرف بزن صاف وایسا درست راه برو
دختر یعنی نجابت یعنی سرت پایین باشه
یعنی تو خیابون به هرکسی نگاه نکنی
یعنی انقدر برا خودت ارزش قائل باشی که نزاری طرف مقابلت که
حتما عشقته یه بار گوشی رو روت قطع کنه
دختر یعنی بابا بابا گفتناش
شبا تنها تو اتاق بودنو ترسیدناش
دختر یعنی خانوم بودن  یه دختر مثه خواهر یلدا
دختر یعنی بزرگ بودن تو بچه گیاش
دختر یعنی تجربه تو بازیای بچه گونه
د
میگن فرار نکن از ادما
مگه میشه؟
باید عین سگ بشم. عین سگگگگ. که دیگه هیچ کدومتون جرعت نکنین نزدیکم شین. که غرورم نشه فرشتون.که با احساسم بازی نکنین. باید سنگ شی دختر:(دنیا جای ادم ساده و احمقی مث تو نیس. حرفای هیشکیو باورنکن. دنیا اصلا جای قشنگی نیست:(
سلام 
میخواستم بدونم ارتباطاتی که در دوران دبیرستان بین یک دختر و پسر اتفاق میافته تا چه اندازه درسته و تا چه اندازه غلط؟
اگه پسر یه کم سنش بالاتر باشه مثلا ۲۰-۲۱-۲۲ و دختر هم ۱۷-۱۸ سالش باشه و پسره هم قصدش ازدواج باشه چطور میشه به اون دختر اعتماد کرد؟، در واقع چطور میشه به حرف یک دختر دبیرستانی اعتماد کرد؟
آخه یه دوستی داشتم تو سال آخر دبیرستان با یک دختر همسن خودش رابطه داشت، اما وقتی دختر دانشگاه دلخواهش قبول شد خیلی راحت پسر رو کنار گذاشت
بسم الله الرحمن الرحیم
بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در مورد معرفت نفس
معرفت نفس» امری درونی در شخص سالک است که تجرد از علایق را می‌طلبد. چون خود نفس قدسیّه، نفس مجردی است که یک تجردی را می‌طلبد؛ هرچه سالک از حجاب‌ها و تعلقاتش کم کند و مراتب فنا را در خود قوی و قوی‌تر کند به آن جوهرِ مجرد بیشتر نزدیک می‌شود و آن برایش جا می‌افتد.
ادامه مطلب
پسر من این شکلیه:
عکسشو با گردن پر از مو میذاره،
یا با هیکلی که نصف شده (و شبیه معتادای الکلی شده) میذاره، با یه لباس مارک دار،
بعد مثلا 5 تا پسر و 3 تا دختر میان میگن وای چه خوشگل شدی!
بعد ذوق میکنه اون عکسو نگه میداره.
واقعا اون پسرای دور و برت هیچ
اونا به هیچیشون نیست
نمیدونم چرا این دخترای دور و برت اینقدر سفیه هستن؟!
 اس ام اس بی معرفت
 
معرفت به ذاتِ آدماست.
نه پیشینه،
 نه جایگاه و نه نسبت!
معرفت،
یه چیزی شبیهِ یه مهره‌ی 
یاقوتی رنگه
که دور قلب بعضی‌هامون هست 
پیوسته به یه نخِ نامرئی!
دورِ قلب ِ بعضی‌هامون نه!
بیخودی تو آدما دنبالِ توجیه نگردین!
معرفت به ذاتِ آدماست.
 

جملات زیبا معرفت 
 
در جریان معرفت قرار گیرید 
و جریان معرفت را در خود جاری سازید. 
ندانستگی را به سوی دانستگی 
و دانستگی را به‌سوی یافتن حقیقت بپیمایید. 
 
اس ام اس بی معرفت
 
فرقی نمیک
من داکوتا جانسون رو خیلی دوست دارم.
قیلنا هم عکسشو گذاشتم اینجا،
 
دختر خوشگل، ناز، دوست داشتنی، و خوش هیکلیه.
 
فقط یه مشکل که من میبینم اینه که بعید میدونم این در زندگی شوییش به جایی برسه.
 
این باید بره زن دوم این پسره توی فیفتی شیدز آو گری بشه.
یعنی عمرا این رو مردی تحمل کنه.
منتظرم یه اشتباه کنید !! همتونو بذارم کنار انقد خستم.
انصاف نیست یه بار به دنیا اومدن و این همه مردن.
مهربون نباش این جماعت اسمتو میذارن احمق!!!
دور دوره اوناس که همه رو دور میزنن !!!
بی منفعت بشی،بی معرفت میشن
حیف که حرفای قشنگ فقط زر مفتن *-*
زدم تو گوش مشکلات رفت با بزرگترش اومد
انان که بودنت را قدر نمیدانند رفتنت را نامردی میخوانند*-*
سلامتی اونی که سیگار نمیکشه چون یه عمره از زندگی میکشه*-*
ساعت خواب و بیداری‌ات از عالی به افتضاح تغییر کرده جانکم.  تا چهار صبح لگد میزنی به شکم مادرت و چهار صبح به بعد می‌خوابی تا دم‌دمای ظهر. خوابیدنت هم عجیب و غریب است . خودت را ول می‌کنی جلوی شکم مادرت و یکهو شکمش دوبرابر میشود. میفهمیم که ارغوان خوابیده است.
جواب سلام خاله را نمی‌دهی. جواب احوالپرسی خاله را هم نمی‌دهی. اما وقتی وحشی خطابت می‌کنم، تکان می‌خوری و سرت را می‌چرخانی . این را مادرت می‌فهمد و برای ما تعریف می‌کند.
جان دل خاله روز
سلام هادیم نمیدونم میخونی یانه یا اصلا اینجارو یادتهامابدون بابغض مینویسم براخودم وبراتوعه بی معرفت
باورم نمیشه تواین وضعیتم اینکه رفتی اینکه بدون منی،خیلی راحت کناراومدی ومهم نبودم
فقط ازت ممنونم بهم حسیودادی که حاضرم برا تکراردوبارش باجونم ریسکش کنم ودوباره تکراربشه،یادته میگفتم دوستت دارم میگفتی من بیشترهادی اون بیشتر یعنی چی؟؟برام سواله؟؟اینکه بزاری بری فکر کردی اینجوری درست میشه به خیال خودت الان همه چی درسته؟؟؟؟؟
منوبا ک
سلام
چند وقت هست وارد دوره دکترا در دانشگاه شدم و در پژوهشکده ی اون جا هم کار میکنم. اون جا آزمایشگاه های مختلفی برای رشته های مختلف هست و جای بزرگی هست و افراد زیادی هم مشغول به کار روی پروژه های مختلف هستن. توی این مدت چند ماهه 2 تا دختر نظرم رو خیلی جلب کردن. از نظر ظاهر و خانواده (اینو به سختی تحقیق کردم) در یک سطح هستن. و شاید اساسی ترین فرق اون ها اخلاق شون هست. یکی از دخترها رو هر وقت که میبینم تنهاست و خیلی شیک و با وقار و (به چشم برادری واقعا
خب امروز ۴۰ مادر بزرگ بود .
و من و دختر خاله ها نشسته بودیم‌ یه گوشه و زارمون رو میزدیم.
که یه حاج خانومه اومد نشست کنار من.!و اینطوری زل زد بهم
از اول قصه اخرشو بخون.که حاج خانومه بهم گفت دختر جان شما چن سالته؟
گفتم جان؟؟؟
گفت جانت بی بلا.تو دختر کی ای؟
گفتم واسه چی؟
گفت ببین ؟داری از زیر سوالام در میری .
گفتم ببخشید.!
۲۱ سالمه.دختر فلانیم.!
گفت پسرم ۳۰ سالشه درس درست حسابی نخونده.ولی!
منببخشید حاج خانوم منو مادرم صدا میزنه.
و رفتم نشست
متن ترانه هومن رجبی به نام بی معرفت

دل تو دلم نیستدوریت که کم نیستبی طاقتم چشمام یه دم خیسفکر نمیکردم یادت بیفتمیه روز بری خالی شه پشتمچرا شد عادی واست بی معرفتخوبیامو دیدی شد رفتارت بدچی دلتو زد کی عاشقت کردنگفتی بی تو میمیرم از دردچرا شد عادی واست بی معرفتخوبیامو دیدی شد رفتارت بدچی دلتو زد کی عاشقت کردنگفتی بی تو میمیرم از دردخسته از این فاصلهمگه میشه دلش برام تنگ نشهدنیام تموم شد داشتنش شد خاطرههمه میگن دیوونمتو تنهاییم میخونمبرو ولی
صبح که رفتم واسه ورزش تو پارک مشغول دویدن بودم که خانم و اقای مسنی رو دیدم
که پیرمرده با حرص داشت حرف میزد با خانومش .
خانومش هم از این پیری گوگولی دوست داشتنی بود که غش غش همش میخندید 
ازکنارشون ردشدم پیرمرده صدام کرد : خانوم  خانوووووم   هاااای دختر بیا اینجا 
رفتم گفتم بامنید؟ شرمنده صدای اهنگ توگوشم نزاشت متوجه شم 
با حرص گفت بله از این بی صاحاب شده ها نوه های ماهم دارن :) 
گفتم خب بفرمایید چیکارم داشتین ؟
گفت تو اینجا وایسا ببین من دمب
قصه ی خرگوشی که تو اتاق خودش نمی خوابید.
یکی بود یکی نبودتو یه جنگل سرسبز و قشنگ تویه لونه بزرگ با اتاقای خوشگلمامان خرگوشه و بابا خرگوشه با دم پنبه ای خرگوشک ناز و بلا زندگی میکردند.مامان خرگوشه وبابا خرگوشه خیلی دم پنبه ای رو دوسش داشتن و همیشه واسش هویج خوشمزه و آبدار  از مزرعه ی هویج میکندن و اونم هویجا رو با اشتها میخورد و از مامان خرگوشه و باباخرگوشه تشکر میکرد. اونا خیلی از دم پنبه ای راضی بودن و دوسش داشتن اما دم پنبه ای کوچولو یه اشکا
دیشب نمیدونم چی شد که یهو به خودم اومدم و دیدم تو ویکی پدیا دارم با دقت راجع به "استالین" میخونم ! حتی به واژه هایی برمیخوردم که معنیشونو نمیدونستم ولی همچنان با ذوق زیاد ادامه میدادم . از استالین ، رسیدم به دخترش ، سوِتلانا !در حین خوندن زندگینامه ی سوتلانا که از قضا بهترین آدمِ زندگی استالین هم بوده ، یه سوال تو ذهنم مرور میشد : دختر استالین بودن چجوریه ؟تصور کردم ، لباسای رنگارنگ ، انواع دفترها و دفترچه های خوشگل ، ماشین های گرون قیمت و پول
من یه پسر 27 ساله ام، که عاشق دختر دایی 33 ساله م شدم، البته این عشق از روی هوس و هورمون و اینها نیست، از ته قلب عاشقش شدم، واقعا دختر مودب، با اخلاق، فهمیده، مهربون، با حیا ، مومن، و در یک کلام خانوم و همه چی تمامه،  از لحاظ ظاهر هم خوش قیافه و لاغر و بی بی فیسه ، عین دخترای 26 ، 25 ساله هست (اینو گفتم که نگین زنها زود شکسته میشن و از این حرف ها .).
در ضمن دکترای یه رشته خوب از شریف دارن و مدرس حق التدریسی یکی از دانشگاه های روزانه است، در مورد خودم
گره نگشا تا از گره هایم
زندگی ام به تو گره خورده
من فدای آن دل پر مهر
دل من را همین دلت برده
زندگی من فدای شما
عون من فدای اصغر تو
جان به کف برایتان هستیم
این محمد فدای اکبر تو
فکر و ذکر محمدم هستی
اشک چشمش برات می ریزد
اذن میدان بده به این طفلان
عون من بی شما که می میرد
من سپرده ام به این طفلان
که حسینم چه مادر هست و
اذن میدان اگر ندادی تو
اسم زهار چه می هست و
درد من را کسی نمی داند
خواهرت بعد کربلا هردم
زیر لب به گوش خود می گفت
بچه ها را چرا کفن
دیروز کلینیک دامشگاه بودم ، کلی خندیدیم با استادا ، احساس میکنم سال آخریم مهربون تر شدن ، زهرا چک لیستو همینطوری امضا وتیک زده بود ، گفت اگه تشتباه باشه باید شیرینی بخری ، از خودش گفت که سرگروه تعیین کرده ، بعدش روش تحقیق داشتیم زودتر کلید گرفتم بعد رفتم پیش استاد برای پایان نامم ، گفت وقت نکرده هنوز بخونش  
مگه میشه آدم , خدا رو دوست داشته باشه 
ولی کارایی کنه که خدا دوست نداره؟!

آره میشه 
چرا نشه؟!
من یکیو میشناسم که خیلی رفیقشو دوست داره 
اما همش کارایی میکنه که رفیقش دلخور میشه 
بعدش ازش معذرت خواهی میکنه 
و به شدت هم همدیگه رو دوست دارن!
قبول دارم که 
اگه عالم و عاقل برخورد کنه 
عزیزتره 
اما مییییشه 
باور کنید.

اونم خدایی که ستارالعیوبه 
خدایی که از مادر مهربون تره
خدایی که درِ توبه رو برا همین باز گذاشته
خدایی که سرزنش خطاهارو به سر بنده اش
دریافت آهنگ
تاریکی فقط به معنای نبودن نور نیست . تارکی یعنی دلی که غمگینه. یعنی چشمی که اشک آلوده و هیچ چیزو نمیبینه. یعنی اتاقی که درش بستس یعنی تنهایی تاریکی یعنی تنهایی. یعنی هیچ کس نباشه که باهاش حرف بزنی دیگه دلم نیمخواد از این اتاق تاریک بیرون برم دیگه تنها همدم تنهایی هام، غم و تنهاییه دلم گرفته از این شهر دلم گرفته از آسمون این شهر دلم گرفته از بارون، از خیس شدن از اون احساس خوبی که یه روز بهم میداد آره رفیق دلم گرفته از آ
خدایاااا هستی؟؟ میبینی منو؟؟ میبینی کم آوردم؟؟ دستمو بگیر خداااا. خدایا دیدی تا کی اونجا بودم؟؟ دیدی پسر خالمو مامان بابامو چی؟؟ فامیلامونو؟؟ دوستاشو؟؟ نمیتونم خدا خودت میبینی که نمیتونم
خدایا خواستم امسال نباشم ولی نشد
خدایا میبینی 5 بخوام برم بیرون چقدر باید جواب پس بدم. آره مقصر خودمم ولی نمیتونم خدا دیگه بریدم
بیا بزن تو گوشم و راحتم کن.
آره میدونم میگذره. دلم کسی رو میخواد که آرومم کنه. یکی که مثه دلی باشه نه اصن خود دلی باشه.
 
بلیطمون برای هجده مهر بود. هفده مهر مدرسه کلاس داشتم. روزهای قبلش نه برنامه من خالی بود و نه اون که هم رو ببینیم و خداحافظی کنیم. صبح هفدهم، قبل از مدرسه رفتیم کافه برای صبحونه. روزهای قبلش تا از یک نفر عصبانی میشدم، بداخلاق میشدم، غر میزدم به‌م می‌گفت: می‌خوای بری پیش کسایی که مهربونی ویژگی بارزشونه. حواست بیشتر به خودت و رفتارت با آدم‌ها باشه این روزها». هیچی دیگه! حرفی نمی‌موند. میشدم یک دختر مهربون که از بعضی چیزها راحت می‌گذره.  
خ
سلام به همه ی خانواده برتری ها یه سوالی که خیلی ذهنمو مشغول کرده اینکه اصرار در خواستگاری اونم اگه مستقیم به دختر خانوم گفته بشه تا چه حد باید باشه !!من دانشجوی دکترا هستم  ولی سربازی نرفتم اما یه کار پاره وقت دارم ولی کار ایندم تضمین شدس و تو خدمت هم کار میکنم ، به یه دختر خانومی علاقه مند شدم تمام شرایطمم توضیح دادم که قصدم ازدواجه و به محض اینکه حداقل شرایط رو فراهم کنم به خواستگاریتون میام ، 1 سال هم هست در ارتباطیم به واسطه ی کار مشترک دکت
فکر کنم که (این جدیده و حاصل تجربیات دو سه ماه اخیرم)،
یک مرد
وقتی که واقعا یه دختر رو دوست داره
همه زندگی و عمرش و وقتش و همه چیزش رو صرف میکنه که اون دختر رو خوشحال کنه و اون دختر کلا خوشحال باشه.
 
ممکنه سعی هم حتی بکنه که یکمی بهش زور هم بگه،
به دو دلیل:
1. کاری که دختره میکنه ممکنه اون لحظه به نفعش نباشه و پسره نمیخواد اسیبی به دختره وارد بشه
2. مردها معمولا دوست دارن یکمی قدرت و کنترل هم روی دختری که دوسش دارن داشته باشن.
 
دارم فکر میکنم این سبک نوشتم موضوعات و مطالبم چی رو در خواننده در مورد من القا میکنه؟ نمیدانم. مهم هم نیست چون دیس ایز وات ای ترولی ام!
یس آی کر ابوت دیز سینگز!
۷ و ۱۵ صبح: نرمال استراکچر و فانکشن و تموم کردم‌.
9 و 50 صبح: اومدم دانشکده بلکه خانوم دکتر خوشگل فقط خوشگل رو ببینم ولی خب نبودن! نشستم خودم اینقد با این اپه ور رفتم که فهمیدم جریان چیه و چه اشتباهی میکردم! میخاستم پیش ایزاک هم برم و چسناله کنم که دانشجوهات تنبل اند ولی منشی اش گفت سرش خیلی
امروز فصل اول انیمه توکیو غولو دیدم و میتونم بگم مررر بود.
بعد دیدن قسمت آخر فصل یک قشنگ گفتم به خودم که آخر سر بیماری روحیی چیزی میگیرم :دی اما جو بود!!
بکش بکش حسابی داره اگه عاشق خشونتین به دردتون میخوره.
خلاصه ای که از خودم میگم : داستان راجع جامعه ایه که انسان ها و موجوداتی به نام غول ها مه خوراکشون انسانه با هم زندگی میکنن. یه پسر به نام  کانکی با یه دختر آشنا میشه که روزی که باهم میرن بیرون میفهمه غوله و سر یه اتفاقاتی کانکی تبدیل به یه
بسم الله الرحمن الرحیم
 
کی باورش میشه یه دخترِ مجرد که توی خونه دست به سیاه سفید نزده یه کدبانوی نمونه بشه که خونه اش مثل دسته گل میمونه؟ 
همه چی با هم هماهنگ، رنگ ها شبیه هم، میز و صندلی در بهترین چینش و .
کی باورش میشه همون کدبانو برای راحتی بچش از همه چیزایی که قبلا بهشون میگفت قشنگ و لازمه زندگی و غیره بگذره؟
نه این که از قشنگی ها بگذره ها، کلا تعریفش عوض میشه انگار
یه قشنگی خیلی بزرگ توی بچش میبینه که دیگه بقیه چیزا براش بی اهمیت میشه
دیگ
نماز؛ پدیدآور: محمدصادق (محی‌الدین) حائری شیرازی؛ ناشر: دفتر نشر معارف؛ تعداد صفحات: 140
چون نماز به انسان معرفت و قُرب می‌دهد، این قُرب باعث می‌شود تا معرفت فرد به قُبح اعمال بد و معرفت او به جلوۀ اعمالِ صالح زیادتر شود و چشم دلش بر باطن اعمال گشوده شود. وقتی معرفت انسان به قُبح سیئه و گناه شدید شد و باطن آن را مشاهده کرد، خود این معرفت انسان را از سیئات باز می‌دارد و انسان می‌رسد به این معنا که چقدر قول خدای تعالی رسا است:. ان الصلاه تنهی ع
امروز از مامان یه عکس خوشگل گرفتم خیلی خوب شد شاید گذاشتمش بک گراند گوشیم. 
تو فکرم بود از مامان بیشتر بنویسم.
آرامشش از پختگیشه و دلم میخواد درس بگیرم ازش.
من کپی مامانم هستم از نظر قیافه.
دلم میخواد اخلاقمم شبیهش باشه.
مامان از بچگی میگفت که من دین و ایمانشم کاش بتونم ثابت کنم اونم دین و ایمان منه. 
گفت توی نظر من تو یه دختر با حیا و محجوب.صادق و معصومی.تو خیلی عالی هستی
اما اگه با من زندگی کنی باید همه برنامه هات رو عوض کنی.
منم گفتم من نمیتونم برنامه هامو عوض کنم و خداحافظ
و سلامی نو به تنهایی بی انتهای الهام بانو
 
 
پی نوشت: جناب دشمن دیروز.مهربون امروز.دیگه هرگز هرگز هرگز برای من کامنتی نذارید و پیامی ندیدتو رو به خدا بذارید تو حال خودم باشم
عجیبه که وقتی حالم بده باز هم می‌تونم به آدم‌ها بگم که نباید حالشون بد باشه! هزار بار بهتر و واقعی‌تر از همیشه حتی!
یه جوری که انگار هر چند خودت نمی‌تونی برسی اما می‌تونی بقیه رو برسونی؛ که هر چقدر پا بلند می‌کنی، گردن می‌کشی ببینی بالای ابرای سیاه چه خبره قدت نمی‌رسه اما دستاتو قلاب می‌کنی و مدام از بقیه می‌خوای برن بالا و منتظر نگاه‌شون می‌کنی تا از اونورِ ابرا بهت خبر بدن!

- چقد منه این کپشن؛ از هانی‌ه :))
شنیدید که میگن پول، پول میاره؟ مگه کسی هم هست که نشنیده باشه؟!
حتماً این رو هم شنیدید که میگن شنیدن کِی بُوَد مانندِ دیدن»
ولی من این شنیده ها رو دیدم. دیدم که پول، پول میاره! دیدم که فقر به دنبال فقر میره و ثروت به دنبال ثروت! پسر فقیر عاشق دختر فقیر میشه و پسر ثروتمند، عاشق دختر ثروتمند؛ و اینجوریه که فقرا تا ابد فقیر میمونن و ثروتمندا روز به روز به ثروتشون اضافه میشه. هیچ دختر فقیری نمیتونه نداشته های خانه پدریشو تو خونه شوهرش بدست بیاره.
آ
همچنان کارآموزی _نه ببخشید کارورزی _  ن هستیم (خودمم باور ندارم که کارآموزیهام تموم شدن
و این ساعت هایی که تو بیمارستان پر میکنیم کارورزی هستن و من در حال تموم کردن درسمم! )
امروز رفتم لیبر ، یا همون اتاق زایمان و شاهد متولد شدن دختر کوچولویی با خال کوچولوتری رو لپش
بودم :) خب من دخلی در زایمان نداشتم و صرفا تماشاگر بودم فقط وقتی نوزاد به دنیا اومد من و
دوستم میبایست نمره آپگار تعیین کنیم که خب کار سختی هم نیس ! (امتیاز/نمره ای که بر حسب
ظاهر و
عجیبه که وقتی حالم بده باز هم می‌تونم به آدم‌ها بگم که نباید حالشون بد باشه! هزار بار بهتر و واقعی‌تر از همیشه حتی!
یه جوری که انگار هر چند خودت نمی‌تونی برسی اما می‌تونی بقیه رو برسونی؛ که هر چقدر پا بلند می‌کنی، گردن می‌کشی ببینی بالای ابرای سیاه چه خبره قدت نمی‌رسه اما دستاتو قلاب می‌کنی و مدام از بقیه می‌خوای برن بالا و منتظر نگاه‌شون می‌کنی تا از اونورِ ابرا بهت خبر بدن!

- چقد منه این کپشن؛ از هانی‌ه :))
انجام کارهای پسندیده علاوه بر آن که باعث طراوت روح می شود جسم را نیز شاداب می کند.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از کتاب مفاتیح الحیاه آمده است: در احادیث به راه های ساده و گوناگونی برای شادابی و شکوفا شدن اشاره شده است. کارهایی که اغلبشان را روزانه انجام می دهیم اما با کمی دقت می توانیم لذتی مضاعف از آن ها ببریم.
به فرموده رسول خدا(ص) : استفاده از بوی خوش و عطر، دل را قوت می بخشد.امیر مومنان (ع) می فرماید: استعمال بوی خوش، شست و شو کردن، نگاه به سبزه
نام رمان: یه نفس راحتنام نویسنده: saba_aژانر: عاشقانه، طنزخلاصه: دختری با ظاهر شاد و شیطون و فوق العاده مهربون و پولدار ولی باطن شکسته و ترک خورده، دختری که تو زندگیش خوشی نمیبینه، همیشه منتظر یه آشوبه، یه طوفان. همیشه به این آشوبا پوزخند میزنه ولی یه جاهاییم کم میاره.زندگیش به سردیه برف و تاریکیه شبه اما اون وسط مسطا خورشیدی میدرخشه و نور و گرماش رو روی زندگیه این دختر پهن میکنه. خورشیدی که تمام برفارو با گرماش آب میکنه و این برای دختر این داست
.
باید برم یه وَری، نه یه وری که وما خیلی دور باشه، یه وَری که فقط حال خوب کن باشه، یه فیلم خوب باشه، یه تئاتر خوب باشه، یه بازدید از خونه ی قدیمی قشنگ باشه، یه خیابون گردی توی کوچه پس کوچه های تهرون باشه، یه تاب بازی باشه. باید برم یه وَری که بشوره ببره، که توی این حال بد، حال خوب کن باشه.+ یکی منو ورداره ببره یه وَری.
اذان داده و نداده ، افطار کرده و نکرده عادتش بود باید میرفت مسجد .هر سال ماه مبارک حداقل دو بار قرآن رو ختم می کرد . شب قدر امکان نداشت خونه بمونه . اما امسال اصلا متوجه نبود ماه رمضان رسیده . شب قدری گفت قرآنم رو بدید بخونم . دادیمش. خوند . اما بی صدا . دیگه نتونست با اون صوت قشنگ قرآن بخونه .
می نشست روی صندلی رو به قبله تا نماز بخونه . اما بمیرم الهی. فقط چشمای قشنگش رو می بست و بی صدا و بی حرکت می موند . 
۷ خرداد بود . شب قدر . شب بیست و سوم رمضان
احسان یه پسر لاغر و سبزه بود که نمی‌دونست با زندگیش چیکار کنه. وضعیت مالی خانواده‌ش اصلاً خوب نبود. تازه توی مصاحبه‌ی دکترا رد شده بود و وضعیت جامعه‌ش هم اصلاً طوری نبود که بتونه دلش رو به چیزی خوش کنه. با چشمای خودش می‌دید کسایی که اصلاً استحقاق ندارند از پله‌های موفقیت بالا می‌رن و توی جامعه‌ش روابط بیش از ضوابط تعیین‌کننده‌ست و به طور خلاصه، آینده‌ی روشنی پیش روی خودش نمی‌دید. دکتری که توی آزمایشگاهش احسان رو پذیرفته بود، بهش پیشن
دارم فکر میکنم بزرگترین هنر یک زن چی میتونه باشه و بنظرم جوابش :عاشق بودن!
یک زن باید بلد باشه اونقدر عاشق باشه که بتونه طرفش عاشق خودش کنه عاشق باشه و این عشق توی زندگی و وجودش بچه هاش پرورش بده.
این یک هنر بزرگه. هنری که من ندارم و هیچ بویی ازش نبردم!
به خودم که نگاه میکنم میبینم شبیه یک زن ۴۰ و خرده ای ساله ام که مفهوم زندگی براش شده پخت و پز ،نطافت خونه، رسیدگی به امور بچه ها و. و چیزی از عشق و محبت نمیددونه.هیجی از جذابیت نمیدونه.
شاید بش
عصبانی هستم، از خودم.
از سر به زیر بودنم.
از سکوت کردنم.
از قانع بودنم.
از بخشیدنهای پشت سر هم.
از دادن، بدون گرفتن.
آدم وقتی فقط می‌بخشد، فقط دوست می‌دارد، و در زمانی که احتیاج دارد حمایت نمی‌شود، دوست داشته نمی‌شود، تعادلش را از دست می‌دهد.
از این به بعد دوست داشتن‌هایم را هم می‌شمارم.
گلاب : دوستم اینقدر دختر خوبیه :)))من: خبگلاب : میگه من دوست معمولی هم دارممن به حالت غش کردن نمادینگلاب : عه گوش کن لوس نشومن :الان دوست معمولی داره دختر خوبیه ؟؟گلاب : نه کلی گفتم ، اسمش کمیله، کمیل قاسمیمن : عهههههه ، میشناسم ،کشتی گیرررررهگلاب : نه اصلا فکر کنم فامیلیش یک چیز دیگه باشهو گلاب همچنان در حال حرف زدن  گفتم گلاااااااب من اصلا با کمیل عکس دارم بزار بهت نشون بدم ، بعد سلفی خودم با سر در مسجد کمیل ابن زیاد رو بهش نشون دادم گلاب من : گلا
.مسیر مدرسه تا خونه رو طی کرده بودم پشت در ایستادم هرچی زنگ میزدم کسی نبود که در رو باز کنه از شانس خوبم اون روز کلید هم نبرده بودم نمیدونستم باید چی کار یه گوشه برا خودم نشستم تا فرجی بشه یهو یکی از همسایه های جدیدمون رسید بعد از کلی سلام و احوال پرسی ماجرا رو براش تعریف کردم اونم دستم و گرفت و گفت که باید بیای خونم و اصن راه نداره منم هی گفتم نه و فلان و زشته و این صوبتا اما خلاصه کار خودش رو کرد ما چند سالی بود که تو این خونه زندگی میکردیم اما
چتر پایه بغل | چتر رستورانی
چتر پایه بغل یا همان چتر رستورانیاین نوع چتر بیشتر به عنوان محصول وارداتی در بازار ایران بوده که با تلاش همکاران تولید این چتر در کشور انجام میشودابعاد این چتر 2*2 و 2.5*2.5* و بزرگترین حالت آن 4*4 میباشدنمونه های مختلفی از این نوع چتر وجود دارد1- چتر پایه بغل هندلی2- چتر پایه بغل معمولی3- چتر پایه بغلتنوع رنگ بسیار زیبای این محصول یکی از نکات بارز این محصول میباشدجهت اطلاعات بیشتر با کارشناسان اترس گروپ تماس بگیرید09120634885
برای آدمی به سن و سال من لابد خوب نیست که بگویم. ولی می‌گویم . تیتراژ خونه‌ی مادربزرگه را دانلود کرده ام و دارم گوشش می‌دهم. چندین بار پشت هم . " کنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره . دشتاش پر از بوی گل. اینجا همش بهاره . دل وقتی مهربونه شادی میاد می‌مونه . خوشبختی از رو دیوار سر می‌کشه تو خونه . " 
چه می‌دانم. لابد دل ما مهربون نبود . 
حالایش را نمی‌دانم. ولی آن قدیم ها بود. مطمئنم بود. من هنوز یادم است که چه طوری برای محمد الدره زار می‌زدم.
بیاین همه باهم ارزو کنیمسال ۹۸ سال آرومی واسمون باشه
یه سال پر برکت
یه جوری خوب باشه که خیلی وقته همچین سالی نداشتیم
دو نفر هستن که دوس دارم اختصاصی بهشون تبریک بگم
نمیدونم هنوز این طرفا میان یا نه
ولی بالاخره همشهری هستیم و باید پارتی بازی کرد
دختر خوب و وجوج عزیز
عیدتون مبارک
نوروز مبارک
بسم الله 
اینجانب . یه دختر مهرماهیم که از قضا همین امروز که تولد وبلاگمه تولد خودم هم هست (فی الواقع گل و گل و گل گلگلکه چه خوشگل و با نمکه تولدم مبارکه)
حالا چرا این وبلاگ رو ساختم؟ راست و حسینی دقیق نمی‌دونم فقط وبلاگ نویسی یکی از  موارد اون  لیست بلند بالای برنامه هایی بود که دوست داشتم با شروع نوزده سالگیم انجامش بدم  . تلاشی برای نوشتن و آسودن . و آسوده نوشتن(سرراست ترش ناشناس نوشتن میشه:))
چرا اسمشو گذاشتم فانوس دریایی؟( حواستون باشه
هوالرئوف الرحیم
خونه مامان جون مهربون که رفته بودیم، من که از صبح سر کوک بودم، با رضوان اوکی بودم و هی بغلش می کردم و نوازش می گرفت ازم. بنابراین حرف گوش کن تر شده بود.
امروز هم همینطور. برای کارهاش هی قربون و صدقه ش رفتم و دیدم نه، انگار اثر داره.بعدشم دیر رسیدیم به کلاسش ولی مهم این بود که قبل از کلاسش، کل خونه جمع آوری شده بود.
بعد از کلاسشم رفتیم پارک. قرار بود نریم ولی به پهنای صورت اشک ریخت و منم دلم سوخت بردمش.
برگشتنا گفتم: "ببین، امروز دخ
بلاخره تونستم خاله عیال رو دعوت کنم
خاله عیال خیلی خیلی مهربونه و یک دوستی عمیق بین ما جاریست .
خاله دو تا دختر داره که یکیشون همسن من هست نرگس با دختر کوچولوش یاس و نسترن که چند سالی کوچکتر است و چندسالی مزدوج.
البته خاله دوتا پسر هم داره که از من بزرگترن و مجرددد که مسافرت بودند.
این دفعه برعکس قبل غذاهام فوق العاده شد
کیک هویجسالاد اندونزیایی.‌‌مرغ زعفرانی.شوید پلوزرشک پلو .سوپ جو
بی اغراق از هر غذایی که تناول می کردند کلی تعریف هم م
آرام بخش خوردم و تمام زمان پرواز رو خوابیدم. وقتی رسیدم، توی فرودگاه، احساس سردرد و گیجی شدیدی داشتم. با وجود این که یکسال به طور فشرده کلاس زبان آلمانی رفته بودم حس میکردم هیچی بلد نیستم. نمیتونستم تابلوهای راهنما رو بخونم. بغضم شدید بود. نمیتونستیم چمدون ها رو دنبال خودم بکشم. بی هدف روی صندلی سالن انتظار نشستم و زل زدم به مسافرا که گاهی با عجله از جلوم رد میشدن. آووکادو قرار بود اینجا باهام باشه. ما قرار بود باهم اینجا باشیم. کلی صبر و تلا
دوست پدر سالهای پیش یک جفت کتانی آدیداس اصل از سوئد برای امیرعباس پست کرده بود. به پای امیرعباس کوچک شد و این کتانی سفید خوشگل ماند برای بهاری که آن زمان دنیا نیامده بود. دیروز بهار برای اولین بار این کتانی را پوشید. بسیار خوشگل شده بود. از قضا دیروز اردوی سرزمین عجایب هم داشتند. ظهر که رفتم بهار را از مهد بگیرم مربی اش میگفت بهار موقع برگشت از اردو بندهای کتانی اش رو به هم گره زده بود، آن هم گره ی کور و تا مدتها مشغول بازکردن گره ها بودیم
از وقتی خبر ازدواج اون دختر 10 ساله با پسر 22 ساله رو شنیدم و اخبار رو دنبال کردم ، در نهایت این خبر اعلام شد که اون عقد باطل شد ، قوه قضائیه اون عقد رو باطل اعلام کرده ، دوستانی که در جریان هستن میتونن بهم بگن که مگه همچین چیزی ممکنه ؟؟؟
 
من کاری ندارم که اون کودک همسری هست و هزار داستان پشتشه ، اینا نه ، مگه میشه عقدی صورت بگیره بعد قوه قضائیه بگه باطله؟ اگه اینطوری باشه پس اگه  مثلا دوست دختر یه پسره ، در غیاب پسره میره با یکی دیگه ازدواج میکنه
مثلا اینستا دی اکتیو کردم که درس بخونم. وسعی کردم کار جدید نگیرم. اما راستش حوصله ندارم درس بخونم .دلم می خواهد این ترم بیخیال شم.کار کنم و فکر کنم.و تصمیم بگیرم .و راستش این قدر تاریخ ازمون جامع را نزدیک اعلام کردند که امیدی هم به خوندن ندارم.
پاییز خوشگل و بارونی پشت پنجره ایستاده  و من می تونم لباس خوشگل پاییزی بپوشم و حال کنم اما پتو گرفتم دور خودم و درس می خونم.
چقدر امروز جمعه بود.
سه شنبه یه راز بزرگ بود باید از خدا تشکر کنم واسه سه شنبه .
بسم الله مهربون :)
 
استاد اومده، هنوز شروع نکرده صداشو انداخته تو سرش و داد میزنه! 
طفلک بچه ها هرچی جواب میدن، حتی اگه درست هم باشه دعواشون میکنه، تحقیرشون میکنه و فحش میده حتی! جلوی خود مریض و بقیه ی پرسنل و بچه ها! اصن یه جوری رفتار میکنه حتی بلد باشی هم سکته میکنی.
دو گروه دیگه نوبت گروه ما میشه. کاش استاد "خ" برای امتحان میومد ‌.
خدایا پناه بر تو
اهنگ کجا بودی جیدال میگه کجا بودی کل شهرک دنبالم بود تو بغلت دختره نسخ شمارم بود و خلاصه که داره وضع قبل خودشو توصیف میکنه  
این اهنگو پارسال موقع دویدن گوش میدادم و بهم انکگیزه میداد امسال بتونم دانشگاه خوب قبول شم و . 
اما الان میخوام طی پستی شرایط الانم رو بیان کنم !
بدبختیامو که بعدا فراموشش نکنم :(
میخواستم از پسرا بپرسم که تو ازدواج چقدر سن دختر براتون مهمه؟
چرا تو ازدواج پسرا با هر سنی همیشه میرن دنبال دخترای کم و سن و سال؟چرا برای ازدواج دخترا تاریخ انقضا وجود داره ولی برای پسرا وجود نداره ؟مگه از زندگی در کنار همسر ارامش نمیخواین به نظرتون دختر کم سن و سال که ممکنه با شما از نظر دیدگاهی و فرهنگی یه نسل تفاوت داشته باشه میتونه همراه و ارامشگر زندگی شما باشه یا شما بتونین ارامشگر اون باشین؟
 
سلام به تکه ای از وجودم
 
دختر عزیزم در این دوماهی که مهمون خونه ی من و بابا احسان شدی زندگی ما رنگ و بوی دگری پیدا کرده.الان همه ی فکرمون تو شدی که چیکار کنیم خوشبخت ترین دختر دنیا باشی
دختر عزیزم تو زیبا ترین و ناز ترین دختر دنیایی
دوستت دارم 
 
 
۴دی ماه ۱۳۹۸
علی عبدالمالکی بی معرفت
دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی به نام بی معرفت همراه با متن آهنگ و پخش آنلاین
ترانه و آهنگ : علی عبدالمالکی | تنظیم : آرش نوایی | میکس و مسترینگ : محمد فلاحی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه نمایید
متن آهنگ جدید علی عبدالمالکی به نام بی معرفت :
♫♫♫
دانلود آهنگ بی معرفت علی عبدالمالکی
♫♫♫
Download New Music By Ali Abdolmaleki Called Bi Marefat With Lyric Music
دانلود آهنگ با لینک مستقیم
باید این موضوع باور کنم که بی معرفت شدم و خوب میدونم هرچقدر دلیل
 و بهونه بیارم که وقت نشد یا کار داشتم باز از اسمش معلومه که بهانه بوده
ولی بدون همیشه به فکرت هستم و هر بار که قدمی بر میدارم یا بهتر میشم برات ارزوی سلامتی میکنم ان شاالله همیشه سالم، موفق و شاد باشی
من همیشه برای سلامتیم و شرایطم مدیون تو هستم و همیشه با هر فدمی که برمیدارم به یادتم
 طبقه چهارم بلوک آخری مجتمع روبرویی
ساختمون روبرویی طبقه ی سوم و چهارم
دوتا ساختمون به سمت راست طبقه چهارم
اون ساختمون بغلیش طبقه دوم
دست چپ سه تا ساختمون چپ تر طبقه سوم
ته کوچه اون ساختمون بزرگه طبقه ی سوم
اون ساختمونا دورتر هم هست اما دیگه معلوم نیست طبقه ی چند هست و توی کدوم کوچه؟
اصلا توی همین کوچه ی خودمون این سمتی که خونه ی ما هست یعنی کدوم پنجره ها نور داره؟
یعنی کسی هم از پشت اون پنجره ها دنبال ردّ نور توی پنجره های این طرف میگرده؟
یعن
۱. خسته ام!اینستاگرامم رو باز میکنم تا ببینم چه خبره!یه ویدیوی چند دقیقه ای با کپشن پرنسس کوچولوی زیبای من» از یکی از نزدیکان نظرمو به خودش جلب میکنه! ویدیو رو باز میکنم و در کمال تعجب دختربچه پنج شش ساله ی پیراهن پوشِ تاج گل به سری رو میبینم که بردنش آتلیه و دارن ازش فیلم و عکس میگیرن!اولین بار نیست که میبینم پدر و مادری چنین کاری میکنن،اولین بار نیست که میبینم والدین صرفا روی زیبایی های بچه اشون تاکید دارن،اولین باری هم نیست که لفظ پرنسس»
سلاملکم!
صبح یا شایدم ظهرتون بخیر ‌.
امروز مامان و مامان بزرگ به پاس اینکه دیروز دختر خوبی بودمو لبخند نایس و کول به گروه ضربت!!!! تحویل دادم و هی لطف کردین و مرحمت عالی متعالی و خدا پسرتونو حفظ کنه به نافشون بستم و کل برنامه گذشته و آیندم رو واسه هر ۵ نفرشون بدون اخم و مسخره بازی و با یه لبخند ژد بی معنی توضیح دادم و سرفرازشون کردم.اجازه دادن تا الان بخوابم .!!!
خلاصه مهربون شدن!
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب