نتایج پست ها برای عبارت :

مراحلی که رستم در هفت خان پشت سر گذاشت به ترتیب

BluRay,Download Animation Rostam va Sohrab,DVDRip,بلوری,داستان رستم و سهراب,دانلود انیمیشن رستم و سهراب,دانلود انیمیشن رستم و سهراب با کیفیت HD,دانلود انیمیشن رستم و سهراب با لینک مستقیم,دانلود انیمیشن سینمایی رستم و سهراب,دانلود رایگان فیلم رستم و سهراب,دانلود رستم و سهراب,دانلود فیلم رستم و سهراب,دانلود مستقیم انیمیشن رستم و سهراب,رستم و سهراب,
ادامه مطلب
دانلودpdf کتاب مهندسی صدا و ارتعاش گل محمدی
 
 
 
دانلودفایل
 
 
 
Search ResultsWeb resultsدانلود رایگان کتاب مهندسی صدا و ارتعاش دکتر رستم گلمحمدیdelbar125.blogfa.com › postTranslate this pageبرای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید بخش اول بخش دوم.کتاب مهندسی صدا و ارتعاش: در صنعت و محیط زیست ~رستم .https://www.adinehbook.com › productTranslate this pageمهندسی صدا و ارتعاش: در صنعت و محیط زیست ~رستم گلمحمدی - نشر دانشجو - بزرگترین فروشگاه اینترنتی کتاب در ایران - خرید و ارسال کتاب.کتاب مهندسی صدا و ار
دانلود کتاب مهندسی صدا و ارتعاش گل محمدی
 
 
 
دانلودفایل
 
 
 
Search ResultsWeb resultsدانلود رایگان کتاب مهندسی صدا و ارتعاش دکتر رستم گلمحمدیdelbar125.blogfa.com › postTranslate this pageبرای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید بخش اول بخش دوم.کتاب مهندسی صدا و ارتعاش: در صنعت و محیط زیست ~رستم .https://www.adinehbook.com › productTranslate this pageمهندسی صدا و ارتعاش: در صنعت و محیط زیست ~رستم گلمحمدی - نشر دانشجو - بزرگترین فروشگاه اینترنتی کتاب در ایران - خرید و ارسال کتاب.کتاب مهندسی صدا و ارتع
نامه ای به امام رضا علیه السّلام
رستم اموراتش را با دامداری می‌گذراند و تا زمانیکه زنش نازبانو مریض نشده بود، زندگی آرامی داشت. اما بعد از بیماری نازبانو گویی رستم دست راستش را ازدست‌داده و بی‌کس و تنها شده است.
نوشته رسولی عمارلویی
ادامه مطلب
 
رستمخانی اظهار داشت: در این شهرستان پسماندهای عفونی پس از جمع‌آوری از مراکز بهداشتی و درمانی با نظارت محیط‌زیست و دانشکده علوم‌پزشکی پس از بی‌خطرسازی به سایت پردازش شهرداری منتقل می‌شود و در ترانشه‌های حفر شده با  آهک دفع بهداشتی می‌شود.
 
هادی رستمخانی» روز پنجشنبه در گفت‌وگو با ایرنا،‌ گفت‌:‌ کارشناسان و ضابطین قضایی اداره محیط‌زیست در جریان پایش ادواری از واحدهای تولیدی و صنعتی اطراف ساوه، یک واحد صنعتی غیرمجاز که اقدا
سهراب 10 سالشه 
عاشق بره سفید و نازی که چند ماهی از هم بازی شدنشون باهم میگذره از بس حواسش پی سر و کله زدن با گوسفندا کنار رودخونه پرت میشه چن باری از بابا رستم سوقولمه خورده  که با اخم مهربونش بهش میگه:  پیرشده بلندشو برو یه کتری آب پر کن.  بعد ناشتایی تا حالاچایی نخوردم سرم درد گرفته.»
بابا سهراب یه بختیاری اصیل و نجیبه. عاشق کار، خونواده ،گل پسرش سهراب، چایی آتیشی، چرت دم ظهر و چوب دستیشه و البته شاهنامه.
اخم و سوقولمه هم از روی علاقه زیادیه
ما داغدار بوسه وصلیم.
گر عقل پشت حرف دل، اما نمی‌گذاشت
تردید پا به خلوت دنیا نمی‌گذاشت
از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست
می‌شد گذشت. وسوسه اما نمی‌گذاشت
این قدر اگر معطل پرسش نمی‌شدم
شاید قطار عشق مرا جا نمی‌گذاشت
دنیا مرا فروخت ولی کاش دست‌کم
چون بردگان مرا به تماشا نمی‌گذاشت
شاید اگر تو نیز به دریا نمی‌زدی
هرگز به این جزیره کسی پا نمی‌گذاشت
گر عقل در جدال جنون، مرد جنگ بود
ما را در این مبارزه تنها نمی‌گذاشت
ای دل بگو به عقل که دشمن
۱. متن زیر از کتاب بازنوشت شاهنامه نوشته میرجلال الدین کزازی رو بخونید لطفا تا بگم چه خبره.
"چون پاسی از شب گذشت، آوای سخنی که آهسته و به راز گفته میشد، به گوش رسید و درِ خوابگاه نرم و آرام گشوده آمد. کنیزکی، شمع در دست، به بالین مرد مست آمد و در پس او، ماهرویی که در رنگ و بوی به خورشید تابان می مانست:
دو ابرو کمان و دو گیسو کمند        به بالا ، به کردارِسروِبلند
روانش خرد بود و تن جانِ پاک       تو گفتی که بهره ندارد ز خاک
رستم، به دیدن آن دلارام،
 
 
 
 
 
عمارت اربابی رستم مهربان
مجموعه عمارت زیبا و تاریخی که به موزه آبگینه معروف است قدمت این مجموعه زیبا به دوره ی زندیه برمی گردد بنیان گذار این عمارت، رستم مهربان ایرانی بوده است.
 
Master building of Rostam Merciful
The beautiful and historic mansion complex known as the Abgineh Museum dates back to the Zandieh period.
شاهنامه فردوسی و معرفی تهمینه (همسر رستم):
چنین داد پاسخ که:تهمینه ام؛
تو گفتی که از غم به دو نیمه ام.
یکی دُختِ شاهِ سمنگان منم؛
پزشکِ هِزبَر و پلنگان منم.
به گیتی،ز شاهان، مرا جفت نیست؛
چو من، زیرِ چرخِ بلند، اندکی است.
کس از پرده بیرون ندیده مرا؛
 نه هرگز کس آوا شنیده مرا.
تلنگر:
تهمینه می‌گوید هرگز هیچ نامحرمی مرا از پرده بیرون ندیده و حتی کسی صدای مرا نیز نشنیده است.
منبع:شاهنامه/بر اساس نسخه چاپ مسکو-در فهرست: آمدن تهمینه دختر شاه سمنگان ب
شعر گفتن یا نگفتن مسأله این است؟
و این که شرط شعر خوب گفتن چیست؟
و این که چقدر باید گفت و چگونه؟
گفتن ها چند نوعند و نگفتن ها چند نوع؟
از آنها که لطیف میگویند و راستی شاعرند زیاد گفتم. آنها به نظر شما در مجموع چه خاصیتی داشتند؟
کمی هم از آنهایی بگویم که لطافت احساس نه به آرامش و تغزل بلکه به جنبش و شور  وامیداردشان: 
رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا
زنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا
رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل
مفتعلن مفتعلن مفت
آیت‌الله جوادی‌آملی در همایش فرهنگ دفاعی و امنیتی براساس آموزه‌های مهدوی» با تأکید بر اینکه تنها روی عدل و قسط باید ایستاد، گفت: کسی که قائم بالقسط است نه تنها اجازه ستم دیگران به خود و ستم خود به دیگری را نمی‌دهد، بلکه اجازه ستم ثالثی به رابعی را نخواهد داد.فردوسی می‌خواهیم که انقلاب را تبیین کنداستاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم مطرح کرد: ما در این مملکت گریه زیاد کرده و می‌کنیم و کار خوبی است، شعر‌های آیینی فراوان داشته و داریم که
 چون گرد حرم گشتی با خان خدا بنشین               چون می به قدح کردی بر چشمه زمزم زن
 گر تکیه دهی وقتی، برتخت سلیمان ده             ورپنجه زنی روزی، در پنجه رستم زن
 گر دردی از او بردی صد خنده به درمان کن         ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
 زاهد سخن تقوا بسیار مگو با ما                      دم در کش از این معنی، یعنی که نفس کم زن
                                         فروغی بسطامی
آیت‌الله جوادی‌آملی در همایش فرهنگ دفاعی و امنیتی براساس آموزه‌های مهدوی» با تأکید بر اینکه تنها روی عدل و قسط باید ایستاد، گفت: کسی که قائم بالقسط است نه تنها اجازه ستم دیگران به خود و ستم خود به دیگری را نمی‌دهد، بلکه اجازه ستم ثالثی به رابعی را نخواهد داد.فردوسی می‌خواهیم که انقلاب را تبیین کنداستاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم مطرح کرد: ما در این مملکت گریه زیاد کرده و می‌کنیم و کار خوبی است، شعر‌های آیینی فراوان داشته و داریم که
رستم زمین نهاد کله زیر پایتان
میهن گریست مداوم و بی امان
دادید جان و جهان را برای دین
شد بارور درخت وطن در قفایتان
بر خوان خالقتان میهمانی است
هستید عزیز به نزد خدایتان
خون شهید بیمه گر مرز و بوم ماست
دارد ضمانت یزدان بقایتان
دریا شود مرکّب و جنگل اگر قلم
کم باشد از برای نوشتن برایتان . 
.
بوسیله گزارش ایسنا، حمید جبلی که تو کارنامه هنری اش، نگاشتن نمایشنامه و فیلمنامه، فیلمسازی، عکاسی، نقاشی، بازیگری، صداپیشگی و تماشاخانه عروسکی و . را دارد، در اولین روزهای پاییزی، مبتلا برنامه ریزی بخاطر برگزاری تازه ترین نمایشگاه نقاشی خود است و درون عین حال فراغت است کتاب تازه اش مهمان کتابفروشی ها شود. نمایشگاه ابتکاری او یک نمایشگاه نقاشی است با معروفیت رستم و دیو و آشنایان» که درون شیراز برگزار می شود. نمایشگاه ابتکاری این ستاره
گفته بودم بهتون؟ من پنجاه روز پیش بیست و پنج ساله شدم
و درسته که بیست و پنج سالگی تا حالا گند پیش رفته، ولی انصافا شروع فوق العاده ای داشت، آخه میدونین، من بیست و پنج سالگیمو از دست یار تحویل گرفتم
من یه روز فوق‌العاده داشتم، مردی داشتم که حواسش بود گل قرمز دوست دارم، حواسش بود کادوی کاغذ پیش شده دوست دارم و گذاشت نیم ساعتی هدیه باز کنم، حواسش به چیزهای ریزی که دوست داشتم بود و گذاشت من دونه دونه کادو باز کنم و بغض کنم از ذوق، بهم ناهار ل
ایران مسئولیت منهدم کردن هواپیمای اکراینی را بر عهده گرفت.
 
 
اون دوستانی که فکر میکردن مردم هیچی حالیشون نیست و همش چرت و پرت میگن و توهم زدن و اصلا چطور ممکنه ایران یه هواپیمای مسافربری رو مهندم کرده باشه،دلم میخواد الان قیافه شونو ببینم.
 
از رستم پیروز همین بس که بپرسند
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟
 
دانلود کتاب مهندسی صدا و ارتعاش گل محمدی    
دانلود کتاب مهندسی صدا و ارتعاش گل محمدی
دانلود کتاب مهندسی صدا و ارتعاش گل محمدی نسخه پی دی اف329 صفحه .
دریافت فایل
دانلود رایگان کتاب مهندسی صدا و ارتعاش دکتر رستم گلمحمدی delbar125.blogfa.com › post برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید بخش اول بخش دوم. کتاب مهندسی صدا و ارتعاش: در صنعت و محیط زیست ~رستم . https://www.adinehbook.com › product مهندسی صدا و ارتعاش: در صنعت و محیط زیست ~رستم گلمحمدی - نشر دانشجو - بزرگترین فروشگ
.
نوشته بودم لعنت به اونی که اومد سمپل فلش تانک دیواری توکارُ گذاشت تو اتاق ما! حالا مینویسم لعنت به اونی که اومد سمپل خود توالت فرنگی رو گذاشت تو اتاق ما و کار رو به اونجایی رسوند که ملت بطری به دست میان تو و میگن خانم فلانی! دو دقیقه میری بیرون ما اینو تست کنیم! :))
وقتی عینک می گذاشت، درون افراد را می شنید! عینک را به روی چشم گذاشت:- معیارهای شما برای ازدواج چیه؟
+آیفون X، عینک دودی و 206! هر سه تا با هم!
به طرز عجیبی این دیالوگ در موردهایی که اقدام کرده بود تکرار می شد. چرا قدیم ها این جور نبود؟ عینک را برداشت. برای اطمینان:
-می شه مصداقی تر بفرمایید؟!
-بله. منظورم اینه که آرامش خونه رو با هیچ چیز دیگه ای عوض نکنه. همیشه صادق بودن مهمه، حتی اگه باعث دلخوری طرف بشه.
واژگونی پژو در 35 کیلومتری چناران 2 کشته بر جا گذاشت
بخش خبری سایت ن ایرانی - واژگونی یک دستگاه خودروی پژو ۴۰۵ در شهرستان چناران دو کشته و سه مصدوم بر جای گذاشت.- مسئول روابط عمومی مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد روز شنبه در گفت وگو با ایرنا گفت: این حادثه دیشب نرسیده به روستای "بقمچ" در ۳۵ کیلومتری شهرستان چناران رخ داد.آقای محمد علیشاهی افزود: برای امداد رسانی به این حادثه، چهار دستگاه آمبولانس اورژانس ۱۱۵ به مح
پیرمرد عاشق امام حسین ع و کربلا بود اواخر اگر پولی به دستش میرسید کنار می گذاشت و به اطرافیانش می گفت انشاالله می رویم کربلا. سه روز بعد از عاشورا از دنیا رفت بالای سرش که رفتند دستانش را به حالت اخترام روی سینه اش گذاشته بود. چندی بعد خواب دیدند که لحظه مرگش دو نفر زیر بغلهایش را گرفتند و بلندش کردند تا به احترام کسی که به دیدنش آمده بود ایستاده باشد او هم دستانش را روی سینه گذاشت تا به امام معصوم ع سلام کند. 
 
اینک که به یاری مزدا تاج شاهی بر سر گذاشته‌ام اعلام میکنم که تا روزی که من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد دین وآیین و رسوم ملت هایی که من پادشاه آنها هستم را محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من، رسوم ملت هایی که من پادشاه‌شان هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده‌ام تا روزی که زنده هستم هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر مل
 رفتن. نبودن. نباید زیاد طول بکشد. نباید عادت شود. نباید گذاشت دلتنگی به حد نهایت برسد. نباید گذاشت دل به دلتنگی خو کند. یادش بگیرد و با آن کنار بیاید آدم نباید آن‌قدر برود . و دور شود . که از مدار جاذبه‌ی کسانی که دوستش دارند . خارج شود بگذارید در گوش‌تان بگویم. آدمی که یک بار تا پای مرگ رفته باشد . و برگشته باشد، دیگر از مرگ نمی‌ترسد. آدمی که یک بار تا سر حد مرگ دلتنگ شده باشد و زنده مانده باشد، دیگر از فقدان نمی‌ترسد. ‌‌‌‎‌‌
ای نازنین، ای نازنین در آینه ما را ببین
از شرم این صدچهره‌ها در آینه افتاده چین
 
از تندباد حادثه گفتی که جان در برده‌ایم
اما چه   جان دربردنی دیریست که در خود مرده‌ایم
 
ای نازنین، ای نازنین در آینه ما را   ببین
از شرم این صدچهره‌ها در آینه افتاده چین
 
اینجا به جز درد و دروغ   هم­خانه‌ای با ما نبود
در غربت من مثل من هرگز کسی تنها نبود
عشق و شعور و   اعتقاد کالای بازار کساد
سوداگران در شکل دوست بر نارفیقان شرم باد
هجرت   سرابی بود و بس خوابی
پیرمرد یک نوار داشت که هروقت دلش پر میشد و تنهایی اش سر می‌رفت، به آن گوش می‌داد. یک شب که خسته بود، نوار را گذاشت توی دستگاه اما با دست لرزانش به جای دکمه ی پخش، دکمه ی ضبطش را زد و با این فکر که اول نوار خالی است، بی اعتنا رفت سراغ خودش. آخر شب هم نوار را فراموش کرد و از خستگی خوابش برد.
صبح که بیدار شد فهمید با دست خودش چه کرده. نوار را گذاشت. دید صدایی نیست جز راه رفتنش، تنهایی غذا خوردنش، مسواک زدنش. و سکوتش. پیرمرد  سکوت خودش را ضبط کرده بود.
پیرمرد یک نوار داشت که هروقت دلش پر میشد و تنهایی اش سر می‌رفت، به آن گوش می‌داد. یک شب که خسته بود، نوار را گذاشت توی دستگاه اما با دست لرزانش به جای کلید پخش، کلید ضبطش را زد و با این فکر که اول نوار خالی است، بی اعتنا رفت سراغ خودش. آخر شب هم نوار را فراموش کرد و از خستگی خوابش برد.
صبح که بیدار شد فهمید با دست خودش چه کرده. نوار را گذاشت. دید صدایی نیست جز راه رفتنش، تنهایی غذا خوردنش، مسواک زدنش. و سکوتش. پیرمرد  سکوت خودش را ضبط کرده بود. و ح
گفت : - خیلی باحالی بابا پاستوریزه! یعنی تو واقعا هیچ عشق و حالی نمی کنی؟ مشروب پشروب چی؟ وقتی با انگشتهای سفید و گوشتالویش سیگار را می گذاشت لب ماتیک زده اش و پک می زد، چشمهایش را می بست. وقتی دود را می داد بیرون لبهای چسبناکش لوله می شدند و پلکهای ریمل زده اش دوسه بارتوهم می رفت و از هم بازمی شد. گفتم:- نه. گفتم که .گذاشته مشون کنار.همشون یه پخن.- گفتی شغلت چیه؟ رمان نویسی؟- داستان. داستان کوتاه می نویسم.با ماشینم تو آژانس هم کارمی کنم.خاک س
گفت : - خیلی باحالی بابا پاستوریزه! یعنی تو واقعا هیچ عشق و حالی نمی کنی؟ مشروب پشروب چی؟ وقتی با انگشتهای سفید و گوشتالویش سیگار را می گذاشت لب ماتیک زده اش و پک می زد، چشمهایش را می بست. وقتی دود را می داد بیرون لبهای چسبناکش لوله می شدند و پلکهای ریمل زده اش دوسه بارتوهم می رفت و از هم بازمی شد. گفتم:- نه. گفتم که .گذاشته مشون کنار.همشون یه پخن.- گفتی شغلت چیه؟ رمان نویسی؟- داستان. داستان کوتاه می نویسم.با ماشینم تو آژانس هم کارمی کنم.خاک س
امروز یکی از صمیمی‌ترین دوستای دوران دبیرستانم اومده بود دانشگاه بهم سربزنه. کلی باهم حرف زدیم از گذشته از الان.
بعد چند دقیقه یه سیگار از جیبش بیرون آورد و گذاشت لای لباش روشنش کرد و دستاشو گذاشت تو جیبش 
خیلی صحنه بدی بود واسم. صمیمی‌ترین دوستم از سرما لباش میلرزید و سیگارو پک میزد، چشمای سرخش به زور باز بود و خیره بودیم به چشمای هم،چرا اون همه شادی و انرژی تو چشماش جاشو داده به بی‌تفاوتی و سردی؟
دلم واسه اون روزایی تنگ شده که باهم میرف
بسم الله
 
رفت توی بیابون
یه جایی که هیچکس نبینه
زانو زد
با دستاش خاکهارو کنار زد
اندازه یه قبر کوچیک
بچه اش رو گذاشت توی قبر
با دستاش آروم آروم خاک ریخت.
اشک ریخت.
خاک ریخت.
اشک ریخت.
 
زانوهاش توان نداشت
هر کاری کرد نتونست از جاش بلند بشه
صورت گذاشت روی قبر
فقط زیر لب گفت
حسین جان. فدای دل سوخته ات.
 
 
 
+
شش سال پیش
بچه ام رو که خاک کردم
فقط دلم خوش بود گلوش پاره پاره نبود.
با سلام خدمت تمام دوستان گرامی .بلاخص سیستانی های عزیز و بلاخص خزاعی های عزیز .اینجانب شهرام خزاعی از سیستان و بلوچستان دیار رستم دستان سرآغاز زندگی جدیدی را برای تیره خودم شروع کردم.بر خودم واجب می دونم که از اصل و نسب خودم محافظت کنم و صد البته بدانم از چه طایفه و تیره ایی هستم که به فرزندان آینده ام بخواهم بازگو کنم.
ایمیل من برای اشتراک گذاری
Shahram.khazaii61@gmail.com
هست .هر کدوم از دوستان که مایل به اشتراک گذاری و پیغامی داشت با این ایمییل با من در
تا که سر به روی پیکرم گذاشت، جز قلم، سری به دستِ من نبود
هیچ درد سر نداشتم، اگر: این زبانِ سرخ در دهن نبود
دستِ بی‌اجازه‌ی پدر، بلند. وای از زبانِ تلخِ مادرم
کاش در زبان مادریِّ من، زن بُنِ مضارعِ زدن نبود
مادرم وطن! بگو کدام دیو، بچه‌هات را به مرزها فروخت 
مادرم وطن! بگو پدر نبود، آن که هرگز اهلِ این وطن نبود
پای حجله‌های خون، برادرم، پاش را فروخت، یک عصا خرید 
او بدونِ پا به جشنِ مرگ رفت، بس که هیچ پای‌بندِ تن نبود
توی واژه‌نامه جای جنگ،
دانلودخلاصه کتاب روش تحقیق در جغرافیا
 
 
 
 
دانلودفایل
 
 
 
Search ResultsWeb resultsدانلود-خلاصه-کتاب-روش-تحقیق-در-جغرافیا | داده و اطلاعات | دانلودهاhttps://www.rostashahr.ir › داده-و-اطلاعات › دانلود-خلاصه-.Translate this pageدانلود خلاصه کتاب روش تحقیق در جغرافیا بر اساس کتاب روش تحقیق در جغرافیای دکتری مجید جاوری و دکتر رستم صابری فر ravesh.tahqiq.javari2. این خلاصه .دانلود کتاب خلاصه کتاب روش تحقیق در جغرافیا - کتاب سبزketabesabz.com › علوم › کتاب‌های علوم پایهTranslate this pageJul 3, 20
آبروی ایران، افتخار ایران، امید ایران، دلگرمی ایران، همانی که نامش مو به تن بیگانگان سیخ می کرد، همانی که برای سرش جایزه ها گذاشتند، همانی که مهربان بود و رحمدل اما در کنارش با ابهت و ترسناک، همانی که غرشش چونان شیران بود، همان بچه شیعه شیر پاک خورده، همان مرد میدان، همانی که دل مان به بودنش قرص بود، همانی که تا شب قبل بود، همانی که دیگر نیست، آه . آه . آه . سردار جان! چه زود ما را تنها گذاشتی! چه زود پشت مان را خم کردی! با جای خالی شما چه کنیم
به ما یاد داده‌اند که انسان ایده‌ال نمی‌ترسد، انسان شجاع یعنی کسی که در دهشتناک‌ترین شرایط هم ترس به دلش راهی نمی‌برد و رستم‌گون دل به خطر می‌سپارد و کارش را می‌کند. اما هیچ‌کدام به ما نگفته‌اند، ترس»، جزئی از ذات آدمی است. غریزه آدمی است. کسی که نمی‌ترسد مریض است، کسی که نمی‌ترسد ناقص است، کسی که نمی‌ترسد غیرعادی است. کسی که در حضور یک عامل بیرونی خطرناک احساس ترس می‌کند، یک انسان طبیعی است و همین ترس موجب تصمیمات درست و منطقیِ و
در پزشکی کهن،داروها از گیاهان بدست می آمدند.در تولد رستم موبد پزشک،به دستور سیمرغ مرهمی از کوبیدن گیاهی مخصوص و آمیختن آن با شیر و خشک کردن آن در سایه،ساخته و بر زخم عمل رودابه می گذارد.نکتهٔ ظریف این دستور،توصیه به خشک کردن مرهم در سایه است تا خواص آن در اثر نور آفتاب و گرما از بین نرود،توصیه‌ای که امروز هم در نگهداری داروها به قوت خود باقی است. شناخت مواد دارویی مورد استفادهٔ مصریان قدیم از روی پاپیروس‌های مقدسی که از آنان به جای مانده‌ا
pdfخلاصه کتاب روش تحقیق در جغرافیا
 
 
 
دانلودفایل
 
 
 
About 3,150,000 results (0.36 seconds)Search ResultsWeb resultsدانلود-خلاصه-کتاب-روش-تحقیق-در-جغرافیا | داده و اطلاعات | دانلودهاhttps://www.rostashahr.ir › داده-و-اطلاعات › دانلود-خلاصه-.Translate this pageدانلود خلاصه کتاب روش تحقیق در جغرافیا بر اساس کتاب روش تحقیق در جغرافیای دکتری مجید جاوری و دکتر رستم صابری فر ravesh.tahqiq.javari2. این خلاصه .دانلود کتاب خلاصه کتاب روش تحقیق در جغرافیا - کتاب سبزketabesabz.com › علوم › کتاب‌های علوم پایهTr
سلمان فارسی از صحابه ایرانی و مشهور پیامبر اکرم (ص) بود، او انسانی خردمند و طراح اصلی کندن خندق، در جنگ خندق بود که در اواخر عمر خود نیز استاندار مدائن شد. روزی مردی از اهل شام که بار کاه با خود حمل می‌کرد، به مدائن رسید، نگاه خسته‌اش را به این طرف و آن طرف چرخاند شاید کسی را بیابد و به او کمک کند، وقتی سلمان را دید، او را نشناخت و گفت: های! این بار را بردار! سلمان دسته کاه را بلند کرد، بر سر گذاشت و به سمت خانه آن مرد به راه افتاد. در بین راه، مردم
اسمم ایرانه خاکم بوسیدن داره شور شیرانم تو میدون دیدن داره
چی توی دنیا زیباتر از این تصویره وقتی تا ابرا این پرچم بالا میره
اسمم ایرانه آهنگم شور انگیزه رستم ها دارم چون خاکم غیرت خیزه
کی گفته ترس از میدون و سختی دارم من تو آغوشم میلیون ها تختی دارم
ایرانم کشور شیرانم ایرانم مهد دلیرانم ایرانم که به لطف یزدان جاودان میمانم
ایرانم کشور شیرانم ایرانم مرز دلیرانم ایرانم که به لطف یزدان جاودان میمانم
 
منبع:اهنگ جدید
ثبت جمعیت گونه های مهم در ایران
Records of population of important species in Iran
ثبت زیرآبروک در شهرستان رستم در شهریور 1398
Record of White-throated Dipper in Rostam county in September 2019
 
خلاصه اطلاعات این ثبت:
نوع اهمیت گونه: جمعیت
گونه: زیرآبروک Cinclus cinclus
تعداد پرنده: یک فرد
محل مشاهده: شهرستان رستم
استان: فارس
دوره مشاهدات: 15 شهریور 1398
مشاهده کننده: آقای پیمان خوبکار
Type of important species: Population
Species: White-throated Dipper Cinclus cinclus
No. of individuals: one individual
Place of observation: Rostam county
Province: Fars
Period of observations: 6 September 2019
Observ
سپهبد شهید قاسم سلیمانی، نام‌آوری برآمده از دیار رستم و سیاوش، که از علی، رسم جوانمردی، از حسین رسم آزادگی و از عباس، غیرت را آموخته بود.
انتشار: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس - ایسنا - پیام‌فارس - رومه نیم نگاه شماره 6311 مورخ 14 دی 1398 صفحه 3 - رومه شیرازنوین شماره 890 مورخ 14 دی 1398 صفحه 5 - رومه تماشا شماره 1999 مورخ 14 دی 1398 صفحه 3 - رومه عصرمردم شماره 6814 مورخ 14 دی 1398 صفحه 12 -
ادامه مطلب
228-  و من کلام له (علیه السلام)> یرید به بعض أصحابه <لِلَّهِ بَلَاءُ فُلَانٍ فَلَقَدْ قَوَّمَ الْأَوَدَ وَ دَاوَی الْعَمَدَ وَ أَقَامَ السُّنَّةَ وَ خَلَّفَ الْفِتْنَةَ ذَهَبَ نَقِیَّ الثَّوْبِ قَلِیلَ الْعَیْبِ أَصَابَ خَیْرَهَا وَ سَبَقَ شَرَّهَا أَدَّی إِلَی اللَّهِ طَاعَتَهُ وَ اتَّقَاهُ بِحَقِّهِ رَحَلَ وَ تَرَکَهُمْ فِی طُرُقٍ مُتَشَعِّبَةٍ لَا یَهْتَدِی بِهَا الضَّالُّ وَ لَا یَسْتَیْقِنُ الْمُهْتَدِی. 
 
 
خطبه 228-در
228-  و من کلام له (علیه السلام)> یرید به بعض أصحابه <لِلَّهِ بَلَاءُ فُلَانٍ فَلَقَدْ قَوَّمَ الْأَوَدَ وَ دَاوَی الْعَمَدَ وَ أَقَامَ السُّنَّةَ وَ خَلَّفَ الْفِتْنَةَ ذَهَبَ نَقِیَّ الثَّوْبِ قَلِیلَ الْعَیْبِ أَصَابَ خَیْرَهَا وَ سَبَقَ شَرَّهَا أَدَّی إِلَی اللَّهِ طَاعَتَهُ وَ اتَّقَاهُ بِحَقِّهِ رَحَلَ وَ تَرَکَهُمْ فِی طُرُقٍ مُتَشَعِّبَةٍ لَا یَهْتَدِی بِهَا الضَّالُّ وَ لَا یَسْتَیْقِنُ الْمُهْتَدِی. 
 
 
خطبه 228-در
داستان کوتاه قهوه حکایت زندگی ما در دنیای مدرن امروزی است. گاهی باعث میشود طاقت مان طاق شود. اما باید قهوه بود!

زن جوانی پیش مادر خود می‌رود و از مشکلات زندگی خود برای او می‌گوید و اینکه او از تلاش و جنگ مداوم برای حل مشکلاتش خسته شده است.

مادرش او را به آشپزخانه برد و بدون آنکه چیزی بگوید سه تا کتری را آب کرد و گذاشت که بجوشد. سپس توی اولی هویج ریخت در دومی تخم مرغ و در سومی دانه های قهوه. بعد از بیست دقیقه که آب کاملاً جوشیده بود گازها را خ
رستم ایران نژاد
رستم ایران نژاد نویسنده ، کارگردان ، طراح صحنه و لباس و بازیگر سینما ، تلویزیون و تاتر آمادگی خود را برای شرکت در انتخاب اعضای هیات موسس مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی اعلام کرد.
نمایش
او دوره بازیگری خود را در آموزشگاه تاتر مات زیر نظر استاد فرشاد فرشته حکمت فراگرفت و از سال 1367 تا سال 1373با کارگردانانی چون جواد خالصی ، امیر دژاکام ، حسین فرخی ، سیروس کهوری نژاد و سیمین امیریان کار کرد.
او دوره عمومی کارگردانی فیلم و دوره کارگردا
تیم کمبل پرومی قهرمان لیگ و جام حذفی دهستان کمبل در سال  ۹۷

◀توپ چی های لیگ
الیاس نامدار
کمال پاژخ
مازیار میرزهی
رستم نامدار
یحیی پاژخ
◀داوران
سعید حبیبی
ندیم شیخزاده
داود ازادیان
محمود هاشمزهی
ناصر ایاز
رشید ایاز
امید هاشمزهی
رسول هوت
ناصر بلوچ
امین ایاز
مسلم اشنود
نوید پیرایی
اشنا
ذاکر خلیلی فر
منصور پاداش
عمر میهن دوست

♻مسئول اجرایی
دلمراد هوت
◀اقای گل لیگ دهستان کمبل
رحیم بخش بلوچزاده
بهترین بازیکن
خلیل بلوچ
بهترین دروازبان لیگ
 
 
_  تجربه‌ی تاریخ ثابت کرده، صاحبخانه‌ی دنیا شیفته‌ی اسطوره سازی است. مدرکی برای اثبات حرفم ندارم اما معتقدم آن قسمتی که خداوند می‌گوید از روحش در انسان دمیده، دقیقاً نقطه‌ای است که می‌تواند تک تک انسانها را به سمت اسطوره شدن پیش ببرد. یعنی تمام آدمهای روی زمین؛ فارق از طبقه‌ای که در آن به دنیا آمده باشند یا زندگی می‌کنند. صرفاً وجود» انسان استعداد اسطوره شدن را دارد. منتها به شرطها و شروطها، هرکس در جایگاه خاص ِ خودش، مثل جریان عید
در تهران به روی مردم آتش گشوده‌اند و در سیستان و بلوچستان به زیر پای مردم آب. شاید گمان برده‌اند که آب قیام کرده است با خطای انسانی، در پایتخت، فرمان سرکوب داده‌اند. در حکومت قبل آزادی نبود و میدان آزادی ساختند، امروز گذشته بر آن زندگی هم نیست و برج میلاد ساخته‌اند. این برج‌ها هم بخشی از خطای انسانی بوده است. در عجبم با این همه اشک‌های ما ز چه رو گاز اشک‌آور می‌زنند‌؟ گفتند رستم دستانند و مرگ سهراب‌ها خطای انسانی بوده است، اما نگفتند به
تعمیرات آیفون تصویری کماکس ،تابا،تکنما،کوماکس،سیماران در پاسداران و نوبنیاد-اختیاریه شمالی و جنوبی تا دیباجی و محله رستم آباد تعمیر گوشی ایفون رفع خرابی سیم کشی.
 
تعمیرات ایفون تصویری در پاسداران 
تنها نمایندگی تعمبر آیفون کوماکس commax تابا taba و سیماران در منطقه دولت و خیابان کلاهدوز و میدان اختیاریه با بهترین تعمیرکار آی فون تصویری .
 
 
 
به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر
 
فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر
 
قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر
 
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر
 
سری که گفت: من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر
 
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر
 
همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
جمیل بود، جمیلا بد
انگار هیچ عاشقانه ای به سرانجام نمی رسد. لیلی و مجنون ، فرهاد و شیرین ، رستم و تهمینه. داستان بیژن و منیژه وخسرو و شیرین را کنار بگذار.
 
 
خودمان را هم ببین.
این خودمان های گم شده را میگویم.
تو کشوری دیگر و من.
اینجا ایران است. همسایه صدایم را می شنوی؟
راستی دیروز در کوچه مان دیدمت.
بگو که باز گشته ای تا بمانی.
بگو نمی روی به آن دیار فانی.
بگو پاییز را درکنار من به عاشقی سپری خواهی کرد.
بگو. بلند تر بگو. دلم را برای عطر چارقدت تنگ نکن.
جاهای دیدنی شیراز باعث شده است تا این شهر جزو یکی از بهترین شهر های ایران شده است. شیراز شهر فرهنگ و تاریخ ایران است. از سال های گذشته پایتخت بسیاری از پادشاهان بوده است. اگر قصد سفر به این شهر را دارید حتما به جاهای دیدنی شیراز به خصوص جاهای دیدنی تاریخی شیراز سر بزنید. از بهترین جاهای دیدنی شیراز تخت جمشید، سعدیه، حافظیه، نقش رستم و . است. همه این ها باعث تبدیل شدن شیراز به مهد تاریخ و تمدن ایران شده است. در ادامه قصد داریم تا این جاهای دیدنی
جاهای دیدنی شیراز باعث شده است تا این شهر جزو یکی از بهترین شهر های ایران شده است. شیراز شهر فرهنگ و تاریخ ایران است. از سال های گذشته پایتخت بسیاری از پادشاهان بوده است. اگر قصد سفر به این شهر را دارید حتما به جاهای دیدنی شیراز به خصوص جاهای دیدنی تاریخی شیراز سر بزنید. از بهترین جاهای دیدنی شیراز تخت جمشید، سعدیه، حافظیه، نقش رستم و . است. همه این ها باعث تبدیل شدن شیراز به مهد تاریخ و تمدن ایران شده است. در ادامه قصد داریم تا این جاهای دیدنی
 
سلام یوکای عزیز؛
اینجا سایه‌ی جنگ کمرنگ تر شده ولی هنوز می‌توان صدای قدم‌های نحسش را شنید. هیچ چیز مثل جنگ نمی‌تواند خشم جنون‌آمیز مرا بیدار کند.
فکر می‌کردم مفهوم وطن برایم از بین رفته اما وقتی جنگ را در دو دوقدمی این منطقه‌ی نحس حس کردم دلم گرفت از این که همزبان‌هایم؛ مقصر یا بدون تقصیر، ممکن است کشته،آواره یا عزادار شوند. یک وقت فکر نکنی بخاطر این که ممکن است بمیرم این حرف‌هارا می‌نویسم. نه، من از مرگ هیچ ابایی ندارم. اما دوست ندا
امشب یاد اون صحنه ای افتادم که اردلان با چشمای خونِ خیس ولو شده بود و چیز زیادی تنش نبود. سیگار میکشید و روی پای خودش خاموششون میکرد. چهره‌اش حس خاصی نداشت. نه، حتی درد اینم باعث نمیشد درد بزرگتر درونش برای یه لحظه ساکت بشه. والرین این وسط زنگ زده بود و اولش خوب بود. اردلان با محبت عمیقی که بهش داشت جوابشو میداد. مثل همیشه. بعد والرین یهو تلخ شد و حرفای تندی زد. اردلان به روی خودش نیاورد.‌ چیزی نگفت. گذاشت بگه. تموم که شد چشماش رو‌ بست. جایی نداش
کانال ترکیه یکی از پروژه هایی است که کشور ترکیه سالهاست در حال بررسی آن است و اخیرا احداث آن آغاز شده است
این کانال 45 کیلو متر طول دارد و به منظور اتصال دریای سیاه به دریای مرمره احداث شده است 
عرض این کانال بین 250 تا 1000 متر و عمق آن 25 خواهد بود 
پیش بینی می شود این پروژه در سال 2023 به پایان برسد
کانال جدید استانبول تاثیر بسیار زیادی در عبور و مرور کشتی ها در تنگه ی بسفر خواهد گذاشت. سالانه تعداد قابل توجهی کشتی از تنگه ی بسفر می گذرند
محل ساخت ای
و من افتادم زخمی بر خاک
دخترک رفت و پسر نیز مرا تنها بر خاک گذاشت
خنده و گریه یشان رفت به باد
سیب دندانزده ی خاک آلود
اینچنین می گوید :
ساعتی رفت و من آزرده شدم
همه در فکر شدم چه کسی من را  از زمین بر خواهد داشت
چه کسی باز مرا خواهد خواست
که صدایی آمد کولی غمزده ای دید مرا ا
اشک شادی در چشم
از زمینم بر داشت
و مرا با خود برد
او که در گوشه ی مخروبه اطراف دهات
پدر پیری داشت
شاد و خندان به پدر کرد سلام
پدر امروز خدا سیبم داد
تا که باهم بخوریم
جای دندا
پیش از این برخی معتقد بودند عدم پرداخت مالیات از سوی پزشکان را نمی‌توان فرار مالیاتی» تلقی کرد اما عدم تمکین ۶۰ درصد جامعه پزشکی به نصب کارتخوان نشان می دهد فرار مالیاتی این قشرواقعیت دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، برخلاف نظام مالیاتی مرسوم دنیا، در ایران به طور معمول اغنیا از قشرهای مختلف جامعه همچون پزشکان، وکلا، طلافروشان، آهن فروشان و . به راحتی از بار پرداخت مالیات شانه خالی کرده و با بهانه های مختلف، از تمکین به قانون فرار می کنند و ا
یمن 
یمن کشوری با وسعت ۵۲۸۰۰۰ کیلومترمربع است که تاریخی جالب دارد ، به گفته رومیان عربستان خوشبخت » یمنست. این کشور در تاریخ معاصر بحرانهای زیادی را پشت سر گذاشته است. یکی از این بحرانها استعمار بود و سپس بحران استقلال و تقسیم یمن به دو قسمت شمالی و جنوبی! سپس جنگ و اتحاد یمن! 
تاریخ یمن جالب توجه است. همیشه ایران یگانه حامی این ملت مظلوم بوده ، اکنون ایران فقط پشتوانه مشاوره ای و روحیه‌ای نسبت به یمن داره و انصارالله و مردم و ارتش این کشور
چه ساده بود این دل نادانم که به پای تویی که حتی لحظه‌ای ندانستی چه‌قدر مردانه،چه‌قدر صادقانه تو را می‌خواهد تکه تکه شد و دم نزد.
و چه مظلوم بود غرور این مرد که برای تو زیر پا گذاشتم، غافل از آن که تو هم بعد از من رویش پا خواهی گذاشت و بیش از پیش خردش خواهی کرد
 
هردو باختیم عمر من.
من تو را به دست تقدیر باختم
تو بگو عشق و وفای این مرد را به چه باختی؟
همه چیزمان شده دنیای مجازی ؟زندگیهایمان مجازی عشقهایمان مجازی که اگر بلاک شوی دیگر دستت ب جایی بند نیست و شکست سنگین ی ازعشق میخوری.اعتراض هایمان مجازی به همه کس و ناکس شخص  فحش میدهیم و مرگ میفرستیم.نه بر این و ان و گرانی.با هشتگ های رنگارنگقبلاً بود اعلامیه های دیوار چسبان با سوت های پاسبان و فرارهایماناکنون.هشتگ.و فیلتر از پاسبان و زدن اکانت دیگر.و تکرارسر شکستن هاهم همینطور .دعوا میکنیم همه کس هم را اباد میکنیم ولی جرات لوکیشن و ا
خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را گذاشت مرد .
ازاو پرسید آیا راضی هستی ؟؟؟!
مرد گفت : نه
خداوندپرسید چه میخواهی ؟
مرد گفت : آینه ای میخواهم که بزرگی خود را در آن ببینم
و اینجا بود که خداوند گفت این خیلی پررو شده یَک موجودی بسازم که اینو ادب کنه و اینگونه شدکه خداوند زن را آفرید 
مادرم وقتی سر نماز می‌ایستاد، تمام اطلسی‌های سجاده، طلاکوب می‌شدند. مادرم یک انگشتر عقیق داشت که خودش را در آن می‌دید. موهاش را در آن شانه می‌زد. او یک دوره هفت جلدی از لالایی‌ها» را به تازگی ترجمه کرده بود. مادرم به هفت زبان فراموش شده دنیا کاملا مسلط بود: زبان پری‌های دریایی، زبان خورشید خانم، زبان خروس قندی‌ها، زبان جغجغه‌ها، زبان عروسک‌های پارچه‌ای و زبان مدادهای دورنگ (همان‌هایی که نصفش آبی و نصفش قرمز بود.) اما او بیشتر به زبان
2588 - اسدالله علم» معتمد محمدرضا پهلوی» می‌نویسد: ". عرض کردم این خانم که حسب‌الامر شهبانو مشغول دکوراسیون کاخ‌های نیاوران و سعدآباد و نوشهر می‌باشد . بر اساس وظیفه باید خاطر مبارک را آگاه سازم که حداقل ۵۰ درصد گرانتر انجام می‌شود، به علاوه معلوم نیست این همه هواپیما که ما در اختیارش می‌گذاریم، از اروپا چه می‌آورد و به کجا می‌برند». خندیدند و فرمودند علیاحضرت هرکس به ایشان نزدیک باشد هر کاری بکنند عیبی ندارد، ولی اگر در مورد شخص د
عدم لایروبی رودخانه های بوئین زهرا، تهدید جدی در فصل بارش برای ابنیه و زراعت کشاورزان منطقه محسوب می شود که علیرغم تذکرات مکرر به مسئولان و دست اندرکاران دولتی متأسفانه پس از گذشت شش ماه کماکان مغفول مانده است
 
♦️فروردین ماه امسال بود که بخاطر شروع ترسالی و بارشهای سهمگین بهاری، اقصی نقاط شهرستان بوئین زهرا همچون بسیاری از مناطق کشور دچار آبگرفتگی و سیل های بعضاً ویرانگر شد
♦️این سیل علیرغم مشکلاتی که ایجاد کرد؛ ولی فواید بسیاری نیز د
 
 
مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است.
به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با اودر میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزانناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش ساده اى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو:ابتدا در فاصله ٤ مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو.اگر نشنید همی
متن ترانه پویا بیاتی به نام اسمم ایرانه

اسمم ایرانه خاکم بوسیدن دارهشور شیرانم تو میدون دیدن دارهچی توی دنیا زیباتر از این تصویرهوقتی تا ابرا این پرچم بالا میرهاسمم ایرانه آهنگم شور انگیزه رستم ها دارم چون خاکم غیرت خیزهکی گفته ترس از میدون و سختی دارم من تو آغوشم میلیون ها تختی دارمایرانم کشور شیرانم ایرانم مهد دلیرانم ایرانم که به لطف یزدان جاودان میمانمایرانم کشور شیرانم ایرانم مرز دلیرانم ایرانم که به لطف یزدان جاودان میمانم
 
منبع
به نظر من ادمها هیچوقت عوض نمیشن.
یعنی توی ده پانزده سال اول هرچی یاد گرفتی گرفتی،
هرچی از محیط گرفتی روت اثر ابدی خواهد گذاشت.
میتونی کمرنگش کنی ولی نمیتونی بی رنگش کنی.
من عوض نشدم،
شما هم عوض نخواهید شد.
یعنی به مرور چیزای جدید یاد میگیری ولی چارچوبت عوض نمیشه.
فایل ورد تحقیق شرح مختصری از شاهنامه فایل تحقیق شرح مختصری از شاهنامه




دسته بندی
تاریخ و ادبیات

فرمت فایل
doc

حجم فایل
31 کیلو بایت

تعداد صفحات فایل
33

توضیحات :
فایل تحقیق شرح مختصری از شاهنامه دارای 33 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.
بخشی از متن :
سالهای سال است که از مرگ خداوندگار خرد و آگاهی می گذرد، سالهای سال است که حکیم بزرگ توس رخ در نقاب خاک کشیده است و جان نورانیش را به عالم بالا پرواز داده است، اما همانگونه که خود می گوید نمیرم از این پ
این روز ها لجباز شدم
با خودم ، با دنیا 
آخه چرا هنوز هم درد داره 
چرا این دنیا دردی رو توی دلم گذاشت 
که بعد از این سال ها هنوز میسوزم
پای درد های دلم 
راستش دلم به حال خودم هم میسوزه 
میخوام دنیام رو بسازم تا روزی که اومد 
دیگه منتظر من نمونه ، نگم دستام خالیه
نگم پای دست های خالیم بمون 
کاش میشد جای فقط یک لیست کلوز فرندز، چند لیست داشت:
کسانی که مسائل عاطفی را میفهمند
کسانی که دوستم می‌دارند
کسانی که درد آشنایند
کسانی که محرم اند
کسانی که خوب حرف می‌زنند و آرامم می‌کنند.
 
و بعد جداگانه استوری گذاشت برای تک تک این لیست های خالی
تو نصف کن، تو انتخاب کن!
مردی یه ساندویچ برای دو تا پسر کوچیکش خرید، گذاشت روی میز، به اولی گفت: تو نصف کن!و به دومی گفت: و تو انتخاب کن!مات و مبهوت نحوه ی تربیت وعدالت این مرد شدم!یعنی اگه اولى یه وقت عمدا نامساوى نصف کنه، دومى حق داشته باشه که اول انتخاب کنه!
این جوری عدالت رو یاد بگیریم و اجرا کنیم، نه با شعار‌های مفت برابری و عدالتخواهی!
کلر ژوبرت که از خانواده‌ای مقید به مسیحیت کاتولیک است پس از تحقیق و مطالعه درباره اسلام مسلمان شد و نام خود را سمیه گذاشت. حالا چند سالی می‌شود که در ایران ست دارد و تلاش می‌کند تا به زبان ساده برای بچه‌ها زیبایی اسلام را به تصویر بکشد.
 


ادامه مطلب
مورچهکوچولو چِک و چیک اشک می ریخت و بدو بدو می رفت. کفشدوزک او را دید.پرسید: چی شده؟ چرا گریه می کنی؟مورچه کوچولو گفت: خواب مانده ام. مدرسه ام دیر شده. الان زنگمان می خورد.کفشدوزک گفت: غصه نخور. بشین پشتِ من تا زودِ زودِ زود برسانمت به مدرسه.مورچه  کوچولو نشست پشت کفشدوزک. کفشدوزک به هوا پرید و زودِ زودِ زود به مدرسه ی مورچه ها رسید.مورچه کوچولو پایین پرید. اشک هایش را پاک کرد و بُدو بُدو توی کلاس رفت.مدرسه که تعطیل شد، مورچه یواشکی چیزی را گذ
مردی یه ساندویچ برای دوتا پسر کوچیکش گرفت؛گذاشت روی میز، به اولی گفت: "تو نصف کن!"و به دومی گفت:  "و تو انتخاب کن!"
مات و مبهوت نحوه ی تربیت وعدالت این مرد شدم!!یعنی اگه اولى یه وقت عمدا نامساوى نصف کنه، دومى حق داشته باشه که اول انتخاب کنه!
این جوری عدالت رو یاد بچه هامون بدیم، نه با شعار عدالتخواهی!
زبان عمل بهترین روش تربیت بچه هاست.
پریسا محمدی پور بازیگر سینما و تلویزیون در بیست خرداد ماه سال 1363 در تهران متولد شد، 35 ساله هستند و دارای قد 167 و وزن 68 کیلوگرم و رنگ پوست گندمی می باشند.پریسا محمدی پور فارغ التحصیل رشته کاردانی نقاشی و گرافیک رایانه از دانشگاه آزاد اسلامشهر و از سال 84 در کلاسهای بازیگری اقای اصغر محبی در آموزشگاه روزنه و ورکشاپهای بازیگری آقای ایوب آقاخانی و کلاسهای فن بیان دکتر بهنود صدر در زمینه بازیگری شروع به فعالیت کرده است.پریسا محمدی پور از سال 78 ب
همین که پاشو گذاشت تو حیاط و از نظر ناپدید شد، برگشتم گفتم یعنی شبو می مونه؟! ای کاش نمونه. دیدم گلی اینا دارن هیس هیس می کنن. 
بعدش آروم بهم گفتن که چرا اینو گفتی تو اژ کجا می دونی برنامه ضبط صدای گوشیش رو روشن نکرده؟!
خداااااایا. ماجرا رو پلیسی معمایی می کنن! 
می خوام اهمیت ندما ولی هی فکرم درگیر می شه!
اضطراب های بی خود و بی جهت!
+ حافظ
همراه با کاپیتان نیل آرمسترانگ بودیم.فضاپیما بدجور تکان میخورد و ما داشتیم به سمت ماه می رفتیم.چند دقیقه بعد روی ماه فرود آمدیم.کاپیتان از فضاپیما پیاده شد و هنگامی که قدم بر کره ماه می گذاشت گفت:این گامی کوچک برای بشر و پیشرفتی بزرگ برای بشریت است.»
ادامه مطلب
 بسم الله قاصم الجبارین» . حاج قاسم کجایی؟ کجایی که ببینی امروز سردار حاجی‌زاده مقابل دوربین‌ها آرزوی مرگ کرد. کجایی که ببینی دست بر گردن گذاشت و گفت: گردن ما از مو باریک‌تره. سرداری که در حین عملیات پشت میز ننشسته بود، دستور بدهد بلکه در غرب کشور بین نیروهایش بود. ما که می‌دانیم او مقصر نیست اما با شجاعت تمام مسئولیت این اتفاق تلخ را برعهده گرفت. کجایی حاجی که ببینی امروز سردار حاجی زاده تنهاتر از همیشه است. . راستی اگر بودی چگونه او را دل
 
خدایا تو می دانی که در سراسر عمرم، هیچگاه تو را فراموش نکرده ام.
در سرزمین های دور دست فقط تو در کنارم بودی.
در شب های تار فقط تو انیس دردها و غم هایم بودی.
در صحنه های خطر فقط تو مرا محافظت می کردی.
اشک های ریزانم را فقط تو مشاهده می نمودی .
در قلب مجروحم فقط یاد تو و ذکر تو مرهم می گذاشت.
 
بخشی از نیایش های شهید چمران، کتاب زمزم عشق، ص 101
بابام:بالاخره چی قبول شدی؟
من:صنایع غذایی!
_چی هست؟
_خوبه.
به شدت به یکی نیاز دارم باهاش حرف بزنم,روز به روز بیام بگم چی شده,چیزی خریدم بیام بهش نشون بدم,نگید اینجا ,که نمیشه,نمیشه دم به دقیقه پست گذاشت,نمیشه همه چیز رو گفت.
به یکی نیاز دارم!شخص حاضر!آدم واقعی!
ا بسم الله الرحمن الرحیم
یا ابوالفضل ادرکنی
احمقانه است اگر فکر کنیم
مردم به اختیار خود
کسی را که برده جنسی بود و آرزوی مدفوع شدن داشت و در بی احترامی به پیامبر سنگ تمام گذاشت و تمام احادیث پیامبر را آتش زد را رهبر خود قرار دهند
 
 
بنده به یه مرضی مبتلام که هرچند وقت یکبار وبلاگام رو عوض میکنم :( 
امروز زد به سرم از اینجا هم برم 
رفتم نگاه کردم دیدم عه بالاخره بعد از سالها بلاگری یه جایی پیدا شد که من یکسال اونجا آرومم گرفت و نوشتم 
ولی چه نوشتنی آخه ؟ 
یه سری نوشته‌ی بی سر و ته . 
اسمشو روزانه نویسی هم نمیشه گذاشت
از بس هم از خوشی و عاشقانه نوشتن رو منع کردم که اینجا شده مصیبت نانه :))))
کتابی گریان به سمتِ خانه‌اش می‌دوید. پشتِ در رسید و با مشت‌های کاغذی‌اش به در کوبید. در تمامِ خیابان راه رفته بود اما مردم همه سرشان پایین بود و به او حتی اندک نگاهی هم نکرده بودند.
کاغذهای سفیدش زیرِ آفتاب تابستانی به رنگ زرد در آمده بودند و ورق‌هایش شل و خیس و لمبر برداشته از آب فاضلابی بودند که در کف خیابان جریان داشت.
مشت‌هایش را به درِ خانه می‌کوبید و جیغ می‌کشید. مادرش آمد و در را باز کرد، بعد هم بدون کمترین توجهی به فرزندش به وسطِ پ
امشب یکی گوش شنوا شد برای من
و بعد من شدم گوش شنوا برای یکی
آدما اگ حتا برای حرفای همم وقت نذارن دیگه ب چی افتخاد میکنن تو زندگیشون؟
گرچه ن من مشکل اصلیمو ب شخص اول گفتم و ن شخص دوم مشکل اصلیشو با من درمیون گذاشت، اما همین ک بتونی با بکی حرف بزنی ذهن آدمو آروم میکنه.
+ فردا کللللی کار واجب دارم. امیدوارم برسم ب همشون
امشب یکی گوش شنوا شد برای من
و بعد من شدم گوش شنوا برای یکی
آدما اگ حتا برای حرفای همم وقت نذارن دیگه ب چی افتخاد میکنن تو زندگیشون؟
گرچه ن من مشکل اصلیمو ب شخص اول گفتم و ن شخص دوم مشکل اصلیشو با من درمیون گذاشت، اما همین ک بتونی با بکی حرف بزنی ذهن آدمو آروم میکنه.
+ فردا کللللی کار واجب دارم. امیدوارم برسم ب همشون
هر زمان که به او می اندیشم، ناخودآگاه جریان عجیبی در رگهای انگشتانم پدیدار میشود که فرمان میدهد قلمی به دست بگیرم و درباره او شروع به نوشتن کنم؛ برای او که همه زندگی من است. او برای نخستین بار در قالب یک فرشته در زندگیِ تاریکِ من درخشید و تأثیر انکار ناپذیری بر ذرات جان و تنم گذاشت. تأثیری که تا پایانِ زمان ادامه دارد؛ او برای من اولین زن و آخرین زن بود.
هر زمان که به او می اندیشم، ناخودآگاه جریانی عجیب در رگهای انگشتانم پدیدار میشود که فرمان میدهد قلمی به دست بگیرم و درباره او شروع به نوشتن کنم؛ برای او که همه زندگی من است. او برای نخستین بار در قالب یک فرشته در زندگیِ تاریکِ من درخشید و تأثیر انکار ناپذیری بر ذرات جان و تنم گذاشت. تأثیری که تا پایانِ زمان ادامه دارد؛ او برای من اولین زن و آخرین زن بود.
مهم نیست تا کجا فرار کنیفاصله هیچ چیز را حل نمی‌کند.وقتی طوفان تمام شد، یادت نمی آید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتی در حقیقت مطمئن نیستی، که طوفان واقعاً تمام شده باشد.اما یک چیز مسلم است. وقتی از طوفان بیرون آمدی، دیگر آنی نیستی، که قدم به درون طوفان گذاشت …هاروکی موراکامی
 
مهدی ترابی بعد از اینکه در دقیقه 19 گل اول را به پیکان زد، شادی پس از گل جالبی انجام داد و یک شعار مکتبی و با بصیرت را روی پیراهن خود به نمایش گذاشت. این بازیکن به دو زبان انگلیسی و فارسی نوشته بود: "تنها راه نجات کشور= اطاعت از رهبری"
سلام
گوشی ای ک خیلی ازش تعرف میکردن بالاخره سوخت
انگار دیروز بود ک خریدمش
توی بدترین شرایط سوخت و دستمو توی پوست گردو گذاشت
ولی بهرحال
یه مدت نبودم چون روزهای خوبی نبود
الانم روزگارم خیلی بده
قشنگ بدو بدتر میشع هر روز
امروز روز عرفه بود
فردا هم عید قربان
کاش من هم بتونم خیلی چیزهارو قربانی کنم
دعام کن
 
لوریس چکناواریان متولد ٢١ مهر ۱۳۱۶ در بروجرد، موسیقیدان، آهنگساز، رهبر ارکستر، نویسنده و نقاش ایرانیِ ارمنی‌تبار، استاد افتخاری کنسرواتوار کومیتاس در ایروان، دارنده نشان طلایی دانشگاه ارمنستان و نشان درجه یک هنر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
بیست‌ودومین قسمت برنامه تلویزیونی شوکران با حضور استاد لوریس چکناواریان آهنگساز، موسیقیدان و هنرشناس  ۸۲ ساله و چهره پرآوازه موسیقی ایران و جهان، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۲۱، روی آنتن شب
این بار مناجات امیدواران از امام سجاد علیه السلام را خواند.همان مناجاتی که پر از حس امید هست و فریاد می زند که خدا
هست هنوز.
 تا رسید به این عبارت ( چگونه فراموشت کنم،که همیشه به یادم بودی) مفاتیح را بست و گفت:
 
دست هایش یخ کرده بود و دلشوره توی وجودش نشسته بود.هم باید به منبرش می رسید و هم به قرارش.برنامه روضه های 
خانگی شیخ یک منبر بیست دقیقه ای بود و چای آخر روضه.امروز باید از خیر خوردن چایی می گذشت تا به قرارش
برسد.روضه را خواند و با عجله سم
حدود ۸ سال پیش با دوستانم یک سفر دو روزه به یکی از شهرهای تاریخی داشتیم. راهنمای یکی از اماکن اطلاعات خوبی را در اختیارمان گذاشت. همان زمان آدرس وبش را گرفتیم و ایشان دوست مجازیمان شد. تا رسید به اینستاگرام. در پستهایم کامنتی نمیگذارد ولی تا دلتان بخواهد در دایرکت قلم فرسایی میکنند

ادامه مطلب
این قسمت: به پایان آمد این جنگ و نبرد  حکایت همچنان باقیست :)
و به پایان رسیدن پادشاهی کیخسرو.
در ابتدای این داستان، فردوسی شروع به ستایش سلطان محمود می کند و او را به فریدون تشبیه می کند. اواسط همین ابیات ما متوجه می شویم که فردوسی به شصت و پنج سالگی رسیده:
چنین سال بگذاشتم شصت و پنج/ بدرویشی و زندگانی به رنج
پی افگندم از نظم کاخی بلند/ که از باد و بارانش ناید گزند
بر این نامه بر سال ها بگذرد/ همی خواند آن کس که دارد خرد
کنون زین سپس نامه باستان/
روش کار در چاپ سنگی
ابتدا مطالب یا تصاویر مورد نظر با مرکب مخصوص روی کاغذهای مشمّع مخصوصی که زرد رنگ بود نوشته می‌شد. بعد به مدت ۲۴ ساعت در داخل آب نگه داشته می‌شد و سپس روی سنگ مخصوص که قبلاً ساییده شده و حرارت گرفته و داغ شده بود برگردانیده می‌شد تا خطوط به روی سنگ انتقال یابند. سپس بر روی سنگ اسید نیتریک ریخته می‌شد تا محل خالی سنگ (یعنی اطراف نوشته‌ها) به اندازه یک میلی‌متر حل شود و نوشته‌های روی سنگ به صورت برجسته نمایان گردد.
سپس با غل
بهم گفت عشق مثل بازی می مونه. تو هر بازی یکی می بره یکی می بازه. بازی عشق مساوی نداره. یا می بری یا می بازی. بگو ببینم تو عاشقی بردی یا باختی؟تو چشماش خودم رو نگاه کردم و گفتم می دونی اولین بار کِی دستش رو گرفتم؟ تو بازی نون بیار کباب ببر»!سال آخر دانشگاه همه بچه ها دور هم تو کافه جمع شده بودیم. بعضیا تخته بازی می کردن ، بعضیا شطرنج و بقیه هم دوز ! فقط من و اون بودیم که نشسته بودیم و بازی بقیه رو می دیدیم. بهش گفتم چرا بازی نمی کنی؟ گفت این بازی ها ر
ایمپلنت به عنوان استاندارد درمان بی دندانی در نظر گرفته می شود. تعدادی موارد قطعی عدم تجویز ایمپلنت وجود دارد ولی در عین حال بیماری هایی هم وجود دارد که ایمپلنت را می توان کار گذاشت ولی شانس شکست آن بالا تر می رود.
ادامه مطلب
 
گهی میسوزم از یاد گذشته
 
کنون روزم چو شام تار گشته
 
ز شادابی چو گل بودم به بستان
 
زدم طعنه به رستم های دستان
 
دلم شاد و لبم خندان و جان مست
 
چه باکم گر دلی در سینه بشکست
 
مرا بود آینه دمساز و همراز
 
که با مرغ طرب بودم هم آواز
 
کنون مبهوت و مات و سر گریبان
 
ز آئینه شدم چون جن گریزان
 
ز روی خویش گاهی می هراسم
 
گهی گم کرده ام هوش و حواسم
 
شنیدم مادرم میگفت گهگاه
 
خوشا آنکس که میمیرد به ناگاه
 
اجل اکنون نماید ناز بسیار
 
"رسا" روحا نه جسمأ ه
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران‌‌قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان
کم رفت و آمدی می‌گذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت
او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع
پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او
را به سختی تنبیه کند
 
 
 
 
ادامه مطلب
به نام خدا
 به عادت هر روزه اش قبل از بیرون رفتن از خانه، قرآن کوچک جیبی اش را باز کرد و دلش را سپرد به صفحات قرآن که به آرامی از لای انگشتانش عبور میکردند. انگشتش روی یک صفحه ثابت ماند. فهمید که هدیه ی امروز خدا قراراست از دل آن صفحه بیرون بیاد. صفحه را با یک نگاه سریع برانداز کرد.رو ی یک‌عبارت مکث کرد و نتوانست از روی آن چشم بردارد. لبخندی زد، قرآن را بوسید و دوباره توی جیب کتش گذاشت و راه افتاد.
ادامه مطلب
محبت ها و ارادت ها و تحویل گرفتنهایی که به خاطر امنیت شغلی و منافع شخصی هست حالم رو بهم میزنه.
چطور بعضی دخترها و پسرهایی که به خاطر زیبایی شون یا موقعیت اجتماعی شون یا موقعیت اقتصادیشون یا هر چیزی که باید توی این دنیا گذاشت و رفت بهشون محبت میکنن، اون محبت و توجه رو جدی میگیرن.
چطور بالا نمیارن؟!!!
حالم از بعضی از توجه ها بهم میخوره.
 
دوستان سلام
ما اومدیم دوباره با دست پر و خبرای تازه
امسال هم طبق روال سال گذشته تمام فعالیت های شورای دانش آموزی مدرسه خودمون را اینجا با شما به اشتراک خواهیم گذاشت امیدوارم ما را از نظرات ارزشمند خود بهره مند سازید.
شاد باشید و پیروز
 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب