نتایج پست ها برای عبارت :

مرا ببخش عزیزم اگر گناهی کردوم

مرا ببخش. که بیزارم از خانه‌ای که تو در آن نیستی!از پنجره‌هایی که بسته اندو تو در آن پیدا نیستی!و دلخوش نمی‌کند مراعطر هیچ یاسی
 مرا ببخش.که هزار تکه‌ام،و هیچ اتفاقی بیدار نمی‌کندنیمه‌ی در خود فرو رفته‌ام را و هیچ دکتری با قرص‌های لعنتی اش،کاری از دستشان بر نمی‌آید.
 مرا ببخش.که با موسیقی لبخندتنمی‌رقصمو تنهاتکیه می‌دهم،به درخت خیالاتم و فکر می‌کنم به تمام روزهایی که فانوس» سهم ما از روشنی بود.
 #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی
منُ ببخش مامان، منُ ببخش بابا منُ ببخشید که وقتی دیدم ن. پشت سرتون بد می‌گه نزدم تو دهنش. منُ ببخشید که انقدر نمی‌دوستم که آدما ذات واقعیشون رو در گذر زمان نشون می‌دن و من اعتمادم بهش بی‌جا بوده منُ ببخشید که این روح زلال و لطیفتون رو نادیده گرفتم منُ ببخشید ممنونم که برام دعا می‌کنید ممنونم ازتون .
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهیدلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن . . .
 
 
 
بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
 آمدم , حالا تو با من آشتی ؟
 
 
اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش / توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش . . .
 
 
معذرت می خوام عزيزم.
زیادی روی کردم اول صبحی ناراحتت کرد
به تازگی آهنگ جدید سیاوش قمیشی به نام ببخش منتشر شده است که شما در ادامه می توانید این آهنگ را با کیفیت 128 و 320 دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ سیاوش قمیشی - ببخش با کیفیت 320
دانلود آهنگ سیاوش قمیشی - ببخش با کیفیت 128
 
منو ببخش که حرمت اون همه خاطره شکستمنو ببخش که قایق یه زندگی به گل نشستمنو ببخش که بودی و این همه سال ندیدمتتنهایی گریه کردی و حتی یه بار نشنیدمتزیبا ترین خاطره پاییز پشت پنجرهخواستم بدونی این روزا حال من از تو بترهصداقت ترانمه بغضی که
سلام
 
خیلی وقته نیومدم  اینجا وقتی که از همه جا خسته شدم  اتفاقات خوب اومد مهمون آقا شدم کلی باهم حرف زدیم
اگه نداشتمت چیکار میکردم  فدای آن همه مهربانی ات رفیق دوران کودکی ام تا به حال .
 
این روز ها دلم کربلاست احوالم مال خودم نیست فقط  بوی حرم  احوالم را خوش میکنه ارباب ببخش به سه ساله شبه مادرم ببخش 
ببخش اگه مثه قدیم نوکری نمیکنم ببخش اگه لاف گدایی میزنم      حسین جان فدات بشم 
 
حسین منو یادت میاد همون گدای خونتم     حسین دیوونه همون ن
 از روزهای رفته و نیامده چه می‌خواهی؟ 
فقط می‌خواهم خوش‌حال باشم و بدانی یا نه، خوش‌حالی من بسته‌ست به نگاه تو. می‌خواهم بدانی، در هر لحظه‌ای که گذشته تمام جان و توانم را گذاشته‌ام که تو از آن‌چه می‌کنم راضی باشی. باور کن که هرلحظه از زندگی‌ام تا به حالا بهترینی بوده‌ام که در توان داشته‌ام. باور کن که هیچ‌وقت تو را فراموش نکرده‌ام. زندگی کرده‌ام که تو در لحظه‌هایم جاری باشی. مرا ببخش که کافی نبوده‌ام. مرا ببخش که خوب نبوده‌ام. مرا
گاهی باید مراعات نکنیحتی گاهی باید مواظب اشک و دل بقیه نباشی. به درک که اشک ریخت. به درک که التماس کرد! 
 
+ اگه مراعات کنی هار میشن! بعد پاچه خودت رو میگیرن و دل خودت رو میشکنن و اشک خودت رو در میارن! 
 
+ خواهری کوچولوم. ببخش منو که اونجوری که باید، مراقبت نبودم. نتونستم. ببخش منو. من هستم تا همیشه. کنارتم.
شب جای دلتنگیهای ساده ولی زیاد من را ندارد نمیدانم یا دلتنگیهایم مثل من بزرگ شده یا شب گنجایش ندارد سخته اینجور زندگی کردن خدایا مرا به دعاهای کمیل پنج شنبه های مسجد دانشگاه ببخش یااصلابه خاطر روضه های جان سوز آذری ببخش یا اصلا به خاطر این جمله اگر خسته جانی بگو "یا حسین"دلتنگم برای این زندگی ساده 
 
پ ن:اینو چن وقت پیش نوشته بودم شاید اون موقع دلم بارانی بوده
دانلود آهنگ جدید ببخش اگر شدم دلیل گریه های تو ببخش از ایهام
دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای ایهام بنام سلطان قلب من از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ ببخش اگر شدم دلیل گریه های تو ببخش یکی از بهترین آهنگ های ایهام در مهرماه سال 1398 است . مدت زمان این آهنگ زیبا چهار دقیقه و چهارده ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ جذاب و شنیدنی را از سایت ترنج موزیک با بهترین کیفیت ممکن دانلود کنید .
toranj-music.ir » Download New Music Ehaam » Soltane Ghalbe Man
برای دانلود آه
Artist: Momoland | Music Name: Hug me | Genre: Pop | Released: 2018 | Album: Tempted OST | Momoland – Hug me (Music Video)

هنرمند: مومولند | نام موزیک: مرا ببخش | سبک: پاپ | تاریخ انتشار: 2018 | ملیت: کره جنوبی
دانلود موزیک ویدیو کره ای گروه (مومولند) Momoland با نام (مرا ببخش) Hug me
ادامه مطلب
سلام بابا 
خوبی دخترم. ببخش این مدت ننوشتم برات عزيزم. خیلی درگیر مسائل کاری بودم در حدی که حتی شما دو تا رو هم خیلی کم می‌دیدم، قول می‌دم بیشتر وقت بذارم و بیشتر بنویسم برات عزيزم.
 خواستم بگم از وقتی دیگه یاد گرفتی برنامه بچینی، سورپرایز ت تو موقعیت‌های مناسب با توه. و حقیقتا کار خیلی سختیم هست :)
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
فک نکن تورو توی این دلم کشتمو این دیوونه که صدبار بهت میگفت نروبیخیال شو فراموش کردنت کار من نیست تو که خوب میشناسی من بی عرضه روببخش منو اگه دیگه مال من نیستی ببخش اگه منو یاد تو میندازه هرچیزیمیدونی آروزم شده حتی تورو از دور دیدنت ببخش منو اگه هیچوقت نبخشیدمتهمیشه رفتیو به جات برگشتم هی منو نذار تو امید برگشتنتبعد تو دل بریدم از همه هی نرو بیا پیر شم از رفتنتهمیشه رفتیو به جات برگشتم هی منو
♫   ♫   ♫   ♫
♫   ♫  NITROMUSIC.IR  ♫   ♫
♫   ♫   ♫   ♫
فک نکن تورو توی این دلم کشتمو این دیوونه که صدبار بهت میگفت نروبیخیال شو فراموش کردنت کار من نیست تو که خوب میشناسی من بی عرضه روببخش منو اگه دیگه مال من نیستی ببخش اگه منو یاد تو میندازه هرچیزیمیدونی آروزم شده حتی تورو از دور دیدنت ببخش منو اگه هیچوقت نبخشیدمتهمیشه رفتیو به جات برگشتم هی منو نذار تو امید برگشتنتبعد تو دل بریدم از همه هی نرو بیا پیر شم از رفتنتهمیشه رفتیو به جات برگشتم هی منو
سلام عزيزم.
عرفان عزيزم. هزار بار فکر کردم که بگویم یا نه. خواستم که ساکت بمانم. اما طاقت نمی‌آورم که برای بار هزارم هم نگویم که دوستت دارم و تولدت چه قدر برایم مبارک است. تو جگر گوشه‌ی منی عرفان که من توی قلبم و مغزم تماما احساست می‌کنم و می‌بینمت و در آغوشت می‌گیرم و می‌بوسمت که بدانی من اگر برادری( هم استخوان و خاکی) داشتم و می‌ساختم در ذهنم شکل تو را باید می‌گرفت. دوستت دارم و جز این هیچ ندارم. 
دختربچه‌ی احمقی‌ام اخیراً یا شاید تماما ک
بگذر تو از خطای من وعفو  ما بکنرحمی زلطف خویش براین بی نوا بکنای آنکه مهر توست فزون از هزار باریک بار عفو بنده  برای خدا بکنسر در گریبانم  وبر دل ملال هاستگرد ملال پاک ز دامان ما بکنرنجیده خاطری قبول، ولی از سرکرمیک گوشه چشم، رحم به من از وفا بکنقصدم نبوده آنکه تو را رنجشی رسدحق داری، عذر خواهم و دفع بلا بکنباور کن که نیت من بد نبوده استغمگینی و ملول دلت را رضا بکنمن شرمسارم که دلت را شکسته امای دل شکسته رحم بر این آشنا بکناز من اگر که خسته شد
♪♬♬♪از وقتی نیست اینجا تاریکه روزاش یه مشت یادگاری ازش موند جاش♪♬♬♪
♪♬♬♪میرم تو فکرشو و میخندم بی دلیل یادش بخیر خنده هامو دوس داشت♪♬♬♪
♪♬♬♪یکی بگه اشتباه رفتم کجاشو خودشو خواستم همیشه از خداشو♪♬♬♪
♪♬♬♪کی گفته رد نمیشه دیگه از این ورا مگه میشه من که میشنوم صداشو♪♬♬♪
♪♬♬♪همیشه رفتیو به جات برگشتم هی منو نذار تو امید برگشتنت♪♬♬♪
♪♬♬♪بعد تو دل بریدم از همه هی نرو بیا پیر شم از رفتنت♪♬♬♪
♪♬♬♪همیشه رفتیو به جات بر
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یاصاحب امان ارواحنافداه♥️
یاصاحب امان عادت کرده ایم به نبودنت،به شکستن دلت.!!!
عادت کرده ایم که هرروز از شیطان پیروی کنیم و از شما غافل باشیم!!!
عین بچه های کوچک نمیفهمیم که اگر میدانستیم الان شما در کنار ما بودین!!!
نه حوصله صبح زنده داری داریم و نه حوصله درد و دل باشما!!!
یادمان رفته کی هستیم،ازکجاآمده ایم،درکجاییم و به کجا میرویم.
یادمون رفته شما کی هستین!!!
یادمون رفته داریم چیکارمیکنیم،بندگب شیطا
بر من ببخش این سکوتم را. اگرچه مرده باشی یا ک زنده اما جنازه وار، افتاده در کنجِ تاریکِ دست نیافتنی ـت و بی صدا بقا می کنی و بر جهان دورت هیچ از خود اثر نمی گذاری. بر من ببخش اگر این بار بی تفاوتم. ک دنبالت نمی گردم، نامت را توی صورت آدم ها فریاد نمی زنم. ببخش اگر فکر می کنی، آن چنان با هم غریبه ایم ک دیگر تحریک نمی شوم. باید بدانی ک من پیش تر، برای شنیدنِ کوچک ترین نجوا از جانبت، از تمامِ وجود و احساسم و هر آنچه ک می شود آن را کلمه کرد، پیش تر به تو گ
رمان به رنگ پاییز
دانلود رمان به رنگ پاییز اثر نگین عظیمی فشی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
درون زندگی هر آدمی رخدادی شکل میگیرد که پذیرشش خیلی دشوار است، زندگی رسم گردون و بگرده و دختر ماجرای ما به رسم قدیمی سرنوشت و روزگار میگردد ، دخترک داستان به رنگ پاییز ما باید خیلی سختی ها را تحمل کند تا پیروز شود …
خلاصه رمان به رنگ پاییز
من را ببخش تابستان . به این گرمای دلچسبت دل ندادمو به سرعت از روز های داغت گ
رمان به رنگ پاییز
دانلود رمان به رنگ پاییز اثر نگین عظیمی فشی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم
درون زندگی هر آدمی رخدادی شکل میگیرد که پذیرشش خیلی دشوار است، زندگی رسم گردون و بگرده و دختر ماجرای ما به رسم قدیمی سرنوشت و روزگار میگردد ، دخترک داستان به رنگ پاییز ما باید خیلی سختی ها را تحمل کند تا پیروز شود …
خلاصه رمان به رنگ پاییز
من را ببخش تابستان . به این گرمای دلچسبت دل ندادمو به سرعت از روز های داغت گ
سلام ایرانسل عزیز و قشنگم
این روزها که همه ی سختی ها و محدود بودن ها را باهم پشت سر گذاشتیم.وقت آن شده که دوباره به آغوش هم بازگردیم.!! خواهش میکنم برگرد.برگرد و با اینترنت پر سرعت و نامحدودت به زندگیم آرامش ببخش.برگرد که رقیبانت (شاتل و مخابراتو های وب و بقیه ی بی ادبان) از تو پیشی گرفته و اینترنت کم سرعتشان را دست یارانشان سپردند.برگرد و بگذار مودم تی دی ات دوباره مهم ترین اشیای خانه مان شود.برگرد عزيزم.ما منتظریم.خیلی خیلی منتظریم.
دیشب توی خستگی و علافی جمعه شب داشتم دست زیر چونه زده وبلاگمو میخوندم
اول عاشق خودم شدمالان یادم نیست دقیقا عاشق چی شدم.شاید عاشق این همه کوچولویی.
اما یه چیزی که برام جالب بود و قبلا هم بقیه بهم گفته بودم این بود که من واقعا چرا اینقدر فکر میکنم؟
اب میخورم فکر میکنم.سفر میرم فکر میکنم.میرم خونه فکر میکنم.روز که تو کوچه راه میرم فکر میکنم.همه جا همیشه فکر میکنم
چه خبره؟
اخه مگه این همه فکر ریز بینانه به چه کارت اومده تا حالا؟
یه کم
درماشین را بازمیکنم بی توجه به صدازدن مامان از ماشین خارج میشوم، تمام قدرتم درون پاهایم میریزم و میدوام .ذره ذره دلتنگی گوشه دلم را به پاهایم تزریق میکنم و میدوام وقتی میرسم با تعجب نگاهم میکند، نفس عمیق میکشم عمیق تر بغلش میکنم ذره ذره ی تنش را بومیکشم دستهایش بی حرکت افتاده اند محکم فشارش میدهم تا حلقه ی دستهایش را حس کنم.سپس در جلوی چشمان بهت زده پدرش رهایش میکنم و میروم که مادر در ماشین را بازمیکند و میگوید:ببخش عزيزم معطل شدی
در مقابل عزیزترین های زندگیم بدجور کم آوردم
بدجور 
بدجور 
حتی روم نمیشه اینجا بنویسم 
خدایا ببخش ولی بازم گله دارم 
این روزهای روزهای آسونی نیس.تلخه.خشکهتهاجمیه و بدون عشق و پر از خودخواهیو پر از تکرار حس تنهایی 
اینهمه راه منو اینور و اونور کشوندی که شب اخر بالاخره یه چیز مهم رو بفهمم!
از حماقت خودم متاسفم
از اینکه نیاز بود اینهمه ببریم و بیاریم ک دستگیرم بشه
خدایا
نیازی ب اون دنیا نیست
تو همین دنیا اعتراف میکنم که کاری نیست ک برای هدایتم انجام نداده باشی
و کاری نیست که برای سرپیچی و فرار از تو انجام نداده باشم
با اینهمه لطف که در حق من داشتی
از این که اینهمه پست و ناشکرم شرمندا ام
انقدر ک وقتی بهت فکر میکنم
حتی خجالت میکشم صدات کنم.
اما این تو بمیری ا
عزيزم مائده سلام ؛ خب میدونم که حالت خوبه!
من یک عذرخواهی بزرگ به تو بدهکارم!ببخش که عصری اونطور باهات حرف زدم ، من تورو مقایسه کردم سر یک سری مفاهیم نسبی و فاقد ماهیت فیزیکی!و این همه ی اون چیزیه که اتفاق افتاد! من فراموش کردم که همه ی آدمها منحصر به فردند و ویژگی خاص خودشون رو دارن ، عزيزم تو ویژگی های مثبت زیادی میتونی در خودت پیدا کنی یا حتی به وجود بیاری! بله ویژگی های خوب رو خودت باید زحمتشو بکشی و به وجود بیاری.وای عزيزم!معلومه که تو به د
 
مرا ببخش اگر روزگار یادم داد
میان عقل و دلم، عشق را فدا بکنم
مرا ببخش اگر زندگی مجابم کرد
فقط به خاطره ای از تو اکتفا بکنم
 
مرا ببخش اگر بیش از این نمی خواهم
تو را کنار خودم بی سبب نگه دارم
قبول هرچه بخواهی، فقط نخواه از من
تو را به دست خودم، بیش از این بیازارم
 
دوباره بغض نکن، در توان چشمت هست
به یک اشاره به زانو درآوری من را
از آهنم من و افسوس خوب می دانی
به مهلکانه ترین شیوه ذوب آهن را
 
در انتظار چه هستی باغبان کوچک من؟
درخت مرده و گ
محرم های پیش بیشتر حواسم بود، از روزها قبل از آمدنش، حواسم بود به دیدنی ها، شنیدنی ها، خواندنی ها، خوردنی ها. 
صبح که خبر رفتن مهدی شادمانی را شنیدم و رفتم متن هایش را خواندم نشستم و به حال خودم زار زدم، چقدر خدا دوستش داشت که انقدر طیب و طاهر شده بردش پیش خودش، چقدر نگاهش وسیع شده بود و چه خوب موقعی خودش را رساند به کاروان کسی که عاشقش بود.
به خودم آمدم و دیدم امسال یکدفعه چشم باز کرده ام و دیدم محرم شده، تا همین یک هفته قبلش اصلا از خودم راضی ن
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سوارانند.
 
همه یا رفتند یا دارند میرند.
فقط من موندم و چند نفر دیگه
حس جاموندن خیییلی حس بدیه.
حسرت خوردن.
حسرت و افسوس اون دنیا چندییییین برابره.
 
* الهی بحق حسین و آبروی حسین ما را ببخش و پای حرکت بهمون بده.
 
میدونی چیه خدا؟ من مطمعنم روزای قشنگی در انتظارمه،مطمعنم یه کاری برام میکنی، من به بزرگی و مهربونیت ایمان دارم و با تموم وجودم بهت اعتماد دارم :)الان آرومم، دلم قرصه، میخوام دوباره یه سری تغییرات کوچیک داشته باشم، میخوام شروع کنم و قدم اول رو بردارم، دیگه نگران نیستم، دیگه نمیترسم :) و به اندازه ی همون روزی که قراره آرزوهام اتفاق بیوفتند، خوشحالم و آروم!
تو بارها بهم ثابت کردی چه تکیه گاه خوب و امنی هستی، بارها نشون دادی چقدر هوامو داری، نمی
ازت می‌خوام بهم آرامش بدی خدایا. خشممو خنثی کن. عشقمو محو کن. خاطره‌ها رو از یادم ببر. خدایا امتحانت خیلی سخت بود. من بدجوری رد شدم. ببخش منو. خدای من یادم رفت که هدف باید چی باشه. که کدوم ایدئولوژی رو باید دنبال کنم. گم شدم. کمکم کن پیدا شم دوباره. پیدام کن.
فردا دومین سالگرد آشناییم با بوداست.
نمیدونم چرا انقدر حافظه ام خوبه
پریروز دانشگاه بودم دیدم خانومه روی دیوار نوشته ممنونم دوستت دارم منو ببخش .این سه تا جمله از یه کتاب بود اسم این سه تا جمله هم هواپونوپونو یه همچین چیزی بود.
ربطش رو به بودا و سالگرد گول خوردنم! نمیدونم همین جوری نوشتم.

 
 
انقدر دل تنگم
ببخش که نشد سر ارایه پرنت استنایت کمکت کنم
خیلی خیلی مراقب خودت باش
خوب غذا بخور خوب بخواب که خدایی نکرده این آخر ترمی اذیت نشی
میبوسمت کوچولوی ماه من❤❤❤❤❤
خیلی دوست دارم
امیدوارم زودتر حداقل ایمیل دانشگاه تهران وصل بشه
عجیبه که از دیروز اونم قطع شده
 
مراقب خودت باش
فعلا دردونه کوچولوی ماه من
بعضی وقتا فکر میکنم به اینکه میشه چند سال دیگه بشینم کنار یکی که فکر میکنه ته خطه و آخر دنیاست و دستاشو بگیرم بهش بگم:" عزیز جان گرفتاری من از این روز های تو بیشتر بود ولی غصه نخور همه چیز درست میشه فقط توکل کن و صبر داشته باش " یا قراره همه چیز همینجوری بمونه یا بدتر شه .این روزا پر از تلاطمه برام . ح دستش خالیه و کلی هزینه داره پیش روش .تو شغلش به مشکل برخورده و هر چی تلاش میکنه برای بهبود وضعیت تغییری حاصل نمیشه .
خودم سال سختی رو گذروندم . ر
+ ببین من دو سال از تو بزرگترم. علاوه بر این، بنا به زندگی خودم، یه ۴-۵ سالی هم از هم‌سن و سال‌های خودم با تجربه‌تر و دنیا دیده‌ترم. یعنی من حداقل ۶-۷ سال بیشتر از تو شلوار پاره کردم. پس باید به حرفایی که بهت می‌زنم خوب گوش کنی.- می‌دونی پرتکرارترین چیزی که تا حالا به من گفتی چی بوده؟+ چی بوده؟- گه نخور» + و تو همچنان می‌خوری؟- ا [sighs].+ منو ببخش که یه کم تند باهات حرف می‌زنم. این به خاطر اینه که دوستت دارم. من معمولاً چیزایی که دوست دارم رو می‌گا
‍#علی_محمد_آبادی اهل روستای محمدآباد پسکوه (قائن- خراسان) هستش و داره با بیماری #دوشن دست و پنجه نرم می کنه. این بیماری باعث می شه ماهیچه ها تحلیل برن و اگه خیلی پیشروی کنه باعث معلولیت و مشکلات تنفسی می شه#علی_محمد_آبادی یه #چاوشیستی عه و من شماره اش رو توی گوشیم سِیو کردم "#رفیق_روزهای_خوب" چون مثل تِرَکِ "#رفیق_روزهای_خوب" ِ محسن دوسِش دارمپریروز بهم زنگ زد و گفت حالم خوب نیست و می خوام کانال تلگرامم رو حذف کنم، گفتم اگه این کار رو بکنی محسن ن
شادم که با شکایت تلخی که داشتمدر باغ عشق، دانه نفرت نکاشتمبیگانگان اگرچه به من زخم میزننداما رفیق، از تو توقع نداشتم .نگذاشتی سری بگذارم به شانه‌اتای کاش میگذشتی و سر میگذاشتم .شکر خدا که موجب خوشنامی من استنامت که بر کتیبه قلبم نگاشتمای شعر تازه، اینهمه تکرار را ببخش !بی روی دوست، ذوق چنانی نداشتمسجاد سامانی
ولیعهد به سمت سوریا رفت و دستش را زیر سر او گذاشت و صدایش کرد اما سوریا از هوش رفته بود و چیزی را نمی شنید.ولیعهد خدمه را فراخواند و سوریا را به اتاقی بردند تا طبیب برای معاینه او بیاید. قبل از اینکه طبیب برای معاینه سوریا بیاید ولیعهد در اتاق از سوریا مراقبت می کردند و این توجه همه را جلب کرده بود؛طبیب وارد اتاق سوریا شد و ادای احترام به ولیعهد کرد و گفت:"سرورم اجازه میدهین . . .". _البته،بفرمایید. طبیب نبض سوریا را گرفت و پس از چندثانیه گفت:"چیز خ
دیگه حیا رو گذاشتم کنار.
مستقیم و غیر مستقیم اشاره می کنم که میخوام زن بگیرم.
دیگه داره دیر میشه. 
شاید این ها به خودشون بیان.
عزیز میگه بگرد از اون گوشیت یکیو پیدا کن.
چه جوری میشه از این تو کسی رو پیدا کرد؟!
___________________________________________
آره.
مادربزرگ نمیدونه ولی خدا که میدونه.
اقرار می کنم که این راه رو رفتم.
آخرش هرچی باشه به یک ازدواج خوب ومنطقی منجر نمی شه.
وچیزی به جز دل شکستن تهش نیست.
خدایا منو ببخش.
٨»رَبَّنا لا تُزِغْ‌ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ‌ لَنا مِنْ‌ لَدُنْکَ‌ رَحْمَةً‌ إِنَّکَ‌ أَنْتَ‌ الْوَهّابُ‌ (راسخان در علم مى‌گویند:)پروردگارا! پس ازآن‌که ما را هدایت کردى، دلهاى مارا به باطل مایل مگردان و از سوى خود مارا رحمتى ببخش.به راستى که تو خود بسیار بخشنده‌اى. پیام‌ها: ١-به علم و دانش خود مغرور نشویم و از خداوند
ادامه مطلب
دانلود آهنگ بی خبر از تو از حجت اشرف زاده
ترانه‌ی شیندنی با صدای خواننده حجت اشرف زاده بنام بی خبر از تو همراه با متن و لینک رایگان
مست و خراب عطر گیسوی توامآهنگسازی : محمد محتشمی / شاعر : امید صباغ نو و محمد محتشمی / تنظیم کننده : علی بیات
Exclusive Song: Hojjat AshrafZade – Bi Khabar Az To” With Text And Direct Links In jazzmusic
متن آهنگ بی خبر از تو حجت اشرف زاده
بی خبرم از تو و من تاب ندارم بعد تو خود را به که باید بسپارماز دل من کم نشده مهر تو ماهم دلبر من غیر تو دل یار نخواهدمست
حکایت کنند که مردی مهربان و نیکخواه پیوسته دعا می کرد خدایا هر که هر گناه می کند بار آن را بر دوش من گذار. او را گفتند: چگونه جرات این دعا را داری و اگر مستجاب شود با چنین بار سنگینی چه خواهی کرد؟ گفت: "اگر مستجاب شود روز قیامت خواهم گفت پروردگارا چون بار همه گناهان بر دوش من است هیچ بنده ای را گناهي نیست. همه را به بهشت بر. آنگاه من با تو سخنی دارم. وقتی خداوند همه بندگان را به بهشت برد و درِ بهشت بسته شد با او خواهم گفت ای خدای من، اینک بنگر من هست
بسم الله الرّحمن الرّحیم»
راستش این است که گمان می‌کنم ضربه‌ای که این پدافند و خطای انسانی و بیش از همه، عملکرد مسئولین مربوطه در پاسخگویی، وارد کرد، امریکا با شهادت سردار سلیمانی وارد نکرد. برای آن 176 نفر و برای اعتماد و صبوری و پایمردی میلیون‌ها آدم .
خطای انسانی، جان ارزشمند عزیزانی را گرفت. اما خطای دیگر، سخت‌تر و کاری‌تر نشست. خنجری از پشت بود گویا. جبهه‌ای را خلع سلاح کرد.
حتی نفس کشیدن سخت است.
خدایا ببخش .
 
ممنون
لطف داری
کار من از دعا گذشته انگار
میدونی، ادم خیلی راحت تره اگه یه سری چیزا رو ندونه. 
حالا بدترش اینه بدونی و مجبور باشی سکوت کنی 
خیلی خستم. 
حس میکنم هیچکس نمیفهمتم. 
هرکی تو دنیا یه ظرفیتی داره که تا پر نشه نمیره. 
ظرف من خیلی وقته لبریز شده. 
باز شروع کردم. 
ببخش
راستی
چی شد یادم افتاده بودی
 
 
انگارگم شدم توی فضا-زمان
گیج و گمم. 
کاش دستی پیدا میشد منو از این سرگشتگی بیرون میکشید. 
کسی که حرفها و حسمو درک میکرد 
 
ای دل عبث مخور غم دنیا را     فکرت مکن نیامده فردا را این دشت خوابگاه شهیدان است     فرصت شمار وقت تماشا را از عمر رفته نیز شماری مکن     مشمار جدی عقرب و جزا را آرامشی ببخش توانی گر     این دردمند خاطر شیدا را ای دوست تا که دسترسی داری    حاجت برآر اهل تمنا را زیرا […]
نوشته ای دل عبث مخور غم دنیا را اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
زیر این خورشید تاریک می سوزم
فاصله ام با ماه ، با تو ، یک ارزن نمی ارزد 
سزای خویش را نزدیک تر از قلب به خود می بینم
سزای انحراف من از آن رود بلند و سبز
سزای این صدای من که از فقر درون می نالد
از فقر تو می نالد
از فقر خدا می نالد
و از ترحم های عشق
از نسیم لحظه ای غمگین ، می نالد
لحظه های خوب در پی ویرانی
لحظه های درد در کنج سکوت ، می شوند معماری
اگر بوسه ای در خواب یک لحظه درون تو شود جاری 
بدان این را که آن لحظه
بی گناهي بی گناهي بی گناهي
زیباترین بهانه بخشش بنده استاین عفو شما چقدر زیبنده استتو خود کمال مهری ومهر از تو وام داراین نام چقدر بهر توبرازنده استکار خوب تو پاداش ها داردگرچه شیطان کمی فریبنده‌ استپس ببخش تا خدا شود راضیاز کسی که خودش پرستنده استتا نگویند آدمی زادگان باهمچه لجوج است وغد و یک دنده استدر آسمان فرشتگان خدا ذکر کننداو شریف ست چقدر بخشنده استلطفی که می کنی  کسر شأن تو نیستاین حس بخششت درخشنده استخیر خواهی تان اجر اخروی داردگرچه کوتاه ذهن بیننده استنز
خدای من در هر ثانیه ای که میگذردبی شمار نعمت بر من ارزانی میکنیتپش قلب ، دم و بازدمدیدن ،شنیدن ، لمس کردننبض زدن ها، پلک زدن ، فکر کردن و.نعمت های بیشماری که ازشمردن آن ناتوانمو من چقدر بی تفاوت میگذرمو مدام از نداشته هایم پیش تو گله و شکایت میکنمخدایا برای ناشکری ها و کم طاقتی هایمبرای فراموشکاری ها و بی توجهی هایممرا ببخش خداوندابه دل نگیر اگر گاهیزبانم از شکرت باز می ایستد کم می آورد در برابر بزرگی ات
ای مهربانترین مهربان هاﺑﻬﺘﺮﻦ ﻫ
خدایا؟
منو ببخش به خاطر سهل انگاری ام
منو ببخش که نذری رو که باید در عرض ششصد و چهار روز تموم می کردم، در عرض چندین سال تموم کردم
البته دست خودم نبود
یه مدت فکر و ذکرم فقط مرگ شده بود
هیچ هدفی جز مرگ نداشتم
دست و دلم به هیچکاری نمی رفت
همه چیز برام بی معنی شده بود
اولش فقط در حد یک حرف و فکر بود
تا اینکه پیمانم، نفسم، عشقم پر زد و از پیش ما رفت
اونموقع بود که دیگه دنیا برام غیرقابل تحمل شد
با اینکه با خدا قهر کرده بودم
ولی اون تنهام نذاشت
یه فرشته
بسم الله الرحمن الرحیمگاهی عجیب دلم می خواهد خانه داری و همسر بودن شغلی میشدند که می توانستم از آن ها مرخصی بگیرم. گاهی محبت هم آن قدر قوی نیست که تو را سر پا نگه دارد. محبت تو به این زندگی، به مخاطب خاصت. زندگی همیشه صحنه های رمانتیک به یادگار مانده از داستان ها و قصه های دلنشین نیست. گاهی زورت نمی رسد به خیلی چیزها. مرا ببخش که از همسر ایده آلت یک دنیا فاصله دارم .والی الله ترجع الامور .
چند بار آن خودنویس نو و زیبا را توی کیفش دیدم. ولی او فکر می کرد که من ندیدم و از من پنهانش کرد. تا این که وسوسه شدم خودنویس را از توی کیفش بردارم.
بالاخره زنگ تفریح این کار را کردم. زنگ بعد وقتی که اضطراب و نگرانی اش را موقع گشتن کیفش دیدم در دلم به زرنگی خودم خندیدم. هرچه بیشتر می گشت کمتر به نتیجه می رسید. تا این که خودش به سمت من آمد وگفت:مرا ببخش من آدم بی عرضه ای هستم برای تولدت یک خودنویس زیبا خریده بودم ولی مثل این که گمش کردم!»
 
برای دیدن ف
دوچیز انسان را نابود میکند 
 
مشغول بودن به گذشته و مشغول شدن به دیگران 
 
هرکس در گذشته بماند آینده را از دست می دهد 
 
هرکس نگهبان رفتار دیگران شود آسایش و راحتی خود را از دست میدهد
 
گذشته هایت را ببخش 
زیرا آنان همچون کفش های کودکی تو هستند 
نه تنها برایت کوچکند 
 
بلکه تو را از برداشتن گام های بزرگ باز می دارند 
 
چی میگن اینایی که ازین شعار روانشناسی ویترینی ها میدن: خودتو ببخش
آدم اصن میل عجیبی داره به فراموش کردن اشتباهاتش و ماله کشی!
شما نگی، اون زودتر خودشو بخشیده!
مهم اون سوراخیه که ازش گزیده شده و اگه یادش بره، بهش فکر نکنه، نره ببینه کجاها رو اشتباه رفته، و . هیچ بعید نیست دوباره همون اشتباهو بکنه.
اتفاقا آدم راحت خودشو می بخشه!
اما مرور اون مسیر اشتباهه که آدم رو به مرز دیوونگی میرسونه!
 
 
*یه راه میونبر محدود موقتی پیدا کردم برای سرچ. بعد
فول آلبوم امیر ای اچ (دیسلاو)
پخش پارس موزیک2
سایت موزیک دیسلاو
آهنگ های فایل
1-آخرین حرف2-خونه خراب3-منو ببخش بی بی4-2سال5-الان کجایی6-بغض7-عشق پولی8-عشقت تو حلقم9-وصیت نام10-بازیچه11-به سلامتی خودت12-بی کسی13-بیقرار14-خدمت15-دروغ اجباری16-رسوا17-عروس خانوم1  18-عروس خانوم2  19-غریبه شدی20-فراموشی21-قرص عصاب22-گریه کن23-بهاره قلبم


پخش برخی از موزیک ها
3-منو ببخش بی بی

::فول آلبوم امیر ای اچ
لینک دانلود:  
منبع مطلب: www.parsmusic2.ir
توضیحات: جهت ارسال یا پخش موزیک به
سرطان استخوان نوعی بدخیم از سرطان است که از کودک تا بزرگسال ممکن است به آن مبتلا شود. سرطان استخوان در هر استخوانی از بدن شروع به رشد می کند؛ اما شایع ترین استخوان ها مربوط به استخوان دست و پا است. سرطان می تواند به نواحی دیگر استخوان نیز سرایت کند که به آن سرطان استخوان ثانویه گفته می شود. آنچه باید بدانید این است که این سرطان واقعا استخوانی نیست زیرا منشاء بیماری خارج از استخوان است.
سرطان استخوان بسیار نادر است و تنها ۱ درصد از انواع سرطان
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای گروه ایهام به نام سلطان قلب من
ترانه سرا: هادی زینتی / ملودی و تنظیم: زانیار خسروی
میکس و مسترینگ: سیروان خسروی
دانلود موزیک سلطان قلب من با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 
نسخه اصلی موزیک سلطان قلب من , موزیک جدید مازیار لشنی و زانیار
[کیفیت 128 با حجم 3.9 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 9.7 مگابایت]
Danlod Music Jadid
 
Ehaam – Soltane Ghalbe Man

متن ترانه ی سلطان قلب من با صدای ایمان:
کولی عاشق من دل شده در به درت
جا گذاشتی تو مرا آخرش پشت سرت
سائلم، مستجیرِ نیمه شبمدلهره دارم و به تاب و تبمتوبه ام بارها عقب افتادبس که سرگرمِ شهوت و غضبمبی ادب بودنِ مرا تو ببخشآمدم تا خودت کنی ادبمخیرِ خود را خودم نمی فهر چه خیر است از تو می طلبمپیر راه من است ابوطالبتا ابد دشمن ابولهبمجز برای علی نمی میرممست از جام چشمه ی رجبمخواستم چون سگِ نجف بشومدیدم از هر جهت از او عقبمفاطمه می شود دعاگویمتا حسین است ذکر روی لبمسیّدی تشنه ی یک آغوشمفرض کن من بُریر یا وهبمسال ها بی قرار و گریه کنِ.روضه های
خدای من
در هرثانیه ای که می گذرد
بی شمار نعمت بر من ارزانی میکنی
تپش قلب،دم و بازدم
دیدن،شنیدن،لمس کردن
نبض زدن ها،پلک زدن،فکرکردن
و.
نعمت های بیشماری که از شمردن آن ناتوانم
و من چقدر بی تفاوت می گذرم
ومدام از نداشته هایم پیش تو گله وشکایت 
می کنم
خدایا برای ناشکری ها و کم طاقتی هایم
برای فراموش کاری ها و بی توجهی هایم
مرا ببخش
خداوندا
به دل نگیر اگر گاهی
زبانم از شکرت باز می ایستد
کم می آورد
در برابر بزرگی ات
ای مهربانترین مهربان ها
بهترین ه
میگویم نکند فکر کنی کله شق بازی هایم از ته قلبم نشئت می گیرند ها. نه. ته دلم می دانم که تو منزهی و  سبحانک. غر زدن ها و شکایت ها و بچه بازی هایم برای تو از سر خامی ست. می دانی که من بلوغ مومنینت را ندارم. می دانی که هیچ اگر سایه پذیرد، شاید من آن سایه ی هیچ باشم در مقابل تو. می دانی که بغض هایم از سر ناتوانی ست و اشک هایم وسیله ای برای اظهار نیاز به درگاه تو. بابت خیال هایم مرا ببخش. می دانی که من نه تنها این روز ها، بلکه "همیشه" سراسر عجزم نه؟ می دانی ک
مغزش زمین شده. یک دور دورِ خودش می‌چرخد، یک دور دورِ تمامِ جهانِ اطراف. می‌چرخد و هی سایه روشن می‌شود. می‌چرخد و هی گیج می‌خورد. می‌چرخد و می‌افتد زمین. نگاهش گیج و تاریک، می‌افتد به کاغذهای سیاه‌شده، به صفحه‌ی روشن لپ‌تاپ، به قصه‌های گم‌شده، به کلماتی که پشتِ سیل‌بندِ انگشتانش حبس شده‌اند. بی‌جان تکیه می‌دهد به دیوار. برمی‌گردد و به کتاب دعاش نگاه می‌کند. به روزیِ شبِ پنج‌شنبه‌ای که از توی دستش لیز خورده بیرون. به نوری که گم کرد
1-از حرفهای دیشبم پشیمون شدم :(.خدایا خودت ببخش 
2-از زمانی که یه مقداری با اطرافم درگیر نیستم وضعیت روحیم خیلی بهتر شده. هر چند تمام تلاش من برای بهتر شدنم هست می خوام خوب بشم خوب خوب  . اگه توی جوونی خوب نشم میخوام کی خوب بشم؟
3 -امروز گفت سنگین بری و بیای  حرمتت بیشتره. توی دلم گفتم من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم.نه اینکه کسی با من اینجوری رفتار کنه نه . از حرف زدن بقیه به این نتیجه رسیدم 
4- خیلی بهش غبطه می خورم. خوشبحالش :)
+همیشه خدا خواسته با
1-از حرفهای دیشبم پشیمون شدم :(.خدایا خودت ببخش 
2-از زمانی که یه مقداری با اطرافم درگیر نیستم وضعیت روحیم خیلی بهتر شده. هر چند تمام تلاش من برای بهتر شدنم هست می خوام خوب بشم خوب خوب  . اگه توی جوونی خوب نشم میخوام کی خوب بشم؟
3 -امروز گفت سنگین بری و بیای  حرمتت بیشتره. توی دلم گفتم من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم.نه اینکه کسی با من اینجوری رفتار کنه نه . از حرف زدن بقیه به این نتیجه رسیدم 
4- خیلی بهش غبطه می خورم. خوشبحالش :)
+همیشه خدا خواسته با
تصمیم دارم روی قضاوت نکردن زوم کنم.
تو چندروز گذشته چندتا قضاوت سطحی کردم که خیلی از خودم دلم گرفت. 
چرا اینقدر زود راجع به آدمها فکر میکنم؟ چرا اینقدر بی صبرانه در مورد کارهاشون نظر میدم، زبانی یا قلبی فرقی نمیکنه.خدایا منو ببخش
افسار ذهنم از دستم در رفته
 باید تسمه ی دهنه ی ذهنم رو محکم بگیرم، و قبل از هر ظن و گمانی به خودم نهیب بزنم شاید داری ندونسته قضاوت میکنی، شاید اینجورم نباشه، شاید داری از ظن و گمانت پیروی میکنی، شاید اگه تو هم تو او
به گزارش مهر، خبری که روز گذشته، ۱۵ تیر، روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت و استقلال را تحت نفوذ کردن قرار داد، طرد سه بازیکن این آویشن به برهان بی انضباطی درون جریان یک دیدار تدارکاتی بود. روح الله باقری، آرمین سهرابیان و رضا کریمی اولین قربانیان دیسیپلیناستراماچونیشدند تا دیگر بازیکنان این تیم احصائیه کار مشت موجودی بیاید. باوجود اینکه استراماچونی صراحتاً این سه بازیکن را بوسیله دلیل بی انضباطی داخل جوانمردی مجتمع صبر داد، اما مدیران م
-دیوونه شدی؟!
من:
-با خودت میخندی یهو گریه میکنی. چته؟!
من: خخخ
-چرا میخندی؟!
من: خوشالم لابد!
-(نگاه مشکوک)
 
میدونه خوشحال نیستم. ببخش ک نمیتونم حرف بزنم مامان.
 
چند روز پیش توو خیابون سما(آبجی کوچولوم ) واسه اسباب بازی گریه میکرد.
من: قشنگم. میدونی وقتی گریه میکنی زشت میشی؟تازه منم دلم میشکنه و گریه م میگیره. ولی وقتی بخندی همه خوشحالترن و ممکنه واست عروسک بخریم^_^ پس توعم مث من وقتی ناراحتی،بخند! باشه قشنگم؟!
 
اولش گیج بود. بعدش رفتیم
خیلی وقته که دیگه خونه امن اخرم وبلاگ نیس
این عادت از سرم افتاده تا همه چیو دی اکتیو کنم و خودمو پشت صفحه سرد "انتشار مطلب جدید"پنهون کنم و دنبال ارامش یا ی راه حل بگردم
نمیدونم از بزرگتر شدنمه یا از بی حوصله تر شدنمه
ولی هرچی هست بدک نیس چون دیگه دردای قدیمی اذیتم نمیکنم و حس خاصی از محیط اطرافم نمیگیرم هرچند برای بقیه عجیبه رفتارام ولی نمیدونم چی شد اینطوری شدم
مثه این میمونه که یقه لباسم خیلی بلند باشه و من سرم تو یقه م باشه نه چیزیو میبینم
عکس پروفایل پدر فوت شده
حسرتهایی هست که هیچ گاه از دل بیرون نمیروند
نبودنهایی هست که با هیچ بودنی جایشان پر نمیشود.
مثل حسرت نداشتن پدر
مثل جای خالی پدر
عکس نوشته فوت پدر برای پروفایل با متن غمگین
چه غم انگیز است گذراندن دقایق بدون حضور تو پدر
حرفهام رو میشنوی ؟
بغض نبودنت هیچ جا خالی نخواهد شد
حتی اگر از چشای ناقابلم خون بباره
عکس نوشته پدر فوت شده + متن های زیبا
چه سخت است در دل گریستن
و سخنی بر زبان نراندن
چه سخت است بدون او زیستن
و چهره پرمه
ساعت ۲۲ و ۳۳ دقیقه بود.همه ی ساعت ها عجیب جذاب می شوند چطور؟چه کسی دارد از این بازی با اعداد لذت می برد؟بگذریم
باز آمده ام کِ بگویم تقصیر آنها بود،تقصیر آنها بود ک گریه ام گرفت،تقصیر آنها بود کِ وا دادم،تمام این حرف های بی ربط را ب زور چپانده بودم داخل دهانم؛ سه ماه است ک چپانده ام.تقصیر آنها بود کِ نتوانستم تحمل کنم.من احمقم.من دوستِ احمق توعم کِ بلد نیست حرف بزند اخیرا.من دوستِ ترسیده ی تو عم کِ بِ عزای واقعه ی نیامده مشکی پوش شده است.من دو
 
دیده بگشا ک ز دوری شما خسته شدم آمدم ناله کنم یار بیا خسته شدم!
سربه زیر آمده ام تا که بگویم به شما از گناهان زیادم بخدا خسته شدم!
خواستم نوکر مخلص بشوم حیف نشد دیگر از نفسم و این عجب و ریا خسته شدم!
اشتباهی که زمن سر زده را باز ببخش یاری ام کن همه عمرم همه جا خسته شدم!
ای حبیبم تو فقط از دل من باخبری وا کن امشب گره ی کار مرا خسته شدم.!
شهرما رنگ خودش را به تو کم دیده و من دیگر از شهرم و این حال و هوا خسته شدم!
تا به کی رو بزنم پیش تو من گری
از بس که از فراق تو دل نوحه گر شده
روزم به شام غربت و غم تیره تر شده
آزرده گشت خاطرت از کرده های من
آقا ببخش نوکرتان دَردِسَر شده
تنها خودت برای ظهورت دعا کنی
وقتی دعای من ز گنه بی اثر شده
از شام هجر یار بسی توشه می برد
آنکس که اهل ذکر و دعای سحر شده
بودم مریض و روضه ی تو شد دوای من
حالم به لطفتان چقدر خوب تر شده
رفت از نظر محرّم و آقا نیامدی
حالا بیا که آخرِ ماه صفر شده
بعد از دو ماه گریه به غم های کربلا
حالا زمان ندبه به داغی دِگر شده
یَثرب برای فا
سلام عزيزم!بازم نیستی و بازم دلتنگی منو وادار به نوشتن کردهبهم گفته بودی: قلم تو معجزه‌س! به کمتر از عالی قانع نشو!ولی من، خودمو درگیر نوشتن چرت و پرت کردم و تو، واسه اینکه تو ذوقم نزده باشی هیچی بهم نگفتی.می‌دونم دلت می‌خواد حرفای خوبی از زبون قلمم بشنوی و به قول خودت دلت می‌خواد منو اون بالابالاها» ببینی، ولی‌ راستش وقتایی که اینجوری بد می‌نویسم انگار ته دلم یه لجی با خودم کرده‌م. انگار می‌خوام اینجوری به یه چیزی که تو دنیای واقعی هست
خب خب خب
امروز واسه من تا همینجا بود
به 00:00نرسیدم
دارم لباس میپوشم برم پیاده تا خونه ی م_ز اینا و بعید میدونم شب که برگردم دوباره مشغول شم
امروز تقریبا خوب بود از یک تا ده از خودم 4 تا رضایت دارم
حالا تازه خیلی اولشه خب، راه میوفتم به زودی
از کار بد امروزم براتون بگم؟ قاشق استیل کردم تو ماهیتابه ی تفلون
 
آیی راستی تا یادم نرفته:به خوراک لوبیاهاتون گلپر بزنید، تومنی یه میلیون میره رو نرخش
 
خودمون کم بدبختی داریم، این هوام روز به روز  دلبرتر می
خانه
تک آهنگ
دانلود آهنگ پدرام شاد به نام کار گذشته از کار
دانلود آهنگ پدرام شاد به نام کار گذشته از کار
دانلود آهنگ جدید کار گذشته از کار از پدرام شاد
 
ترانه و آهنگ جدید بسیار زیبا و شنیدنی کار گذشته از کار از پدرام شاد
 
download new song from Pedram Shad called Kaar Gozashteh Az Kaar
 
 
 
 
متن آهنگ کار گذشته از کار از پدرام شاد
 
 
واسم عزیزه خاطر تو میدونی چجوری بخاطر توبا یه دنیا در میوفتم یادده بهت چی گفتم
 
گفتم برات میمیرم اگه یه روزی پاش بیوفتهکاری نکن قلبم
دانلود صوت شعر با نوای حاج آقا منصور ارضی
سائلم، مستجیرِ نیمه شبمدلهره دارم و به تاب و تبمتوبه ام بارها عقب افتادبس که سرگرمِ شهوت و غضبمبی ادب بودنِ مرا تو ببخشآمدم تا خودت کنی ادبمخیرِ خود را خودم نمی فهر چه خیر است از تو می طلبمپیر راه من است ابوطالبتا ابد دشمن ابولهبمجز برای علی نمی میرممست از جام چشمه ی رجبمخواستم چون سگِ نجف بشومدیدم از هر جهت از او عقبمفاطمه می شود دعاگویمتا حسین است ذکر روی لبمسیّدی تشنه ی یک آغوشمفرض کن من بُریر
 
مادر، گناه زندگیم را بمن ببخش!
زیرا اگر گناه من این بود، از تو بود
هرگز نخواستم که ترا سرزنش کنم
اما ترا براستی از زادنم چه سود؟
 
در دل مگو که از تو و رنج تو آگهم
هرگز مرا چنانکه خودستی گمان مدار
هرگز فریب چهره آرام من نخور
هرگز سر از سکوت مدامم گران مدار
 
من آتشم که در دل خود سوزم ایدریغ!
من آتشم که در تو نگیرد شرار من
دردم یکی نبود که زودش دوا کنی
آن به که دل نبندی ازین پس بکار من
 
مادر! من آن امید از کف رفته توام
کز هر چه بگذری، نتوانی بدو رسی
دوست داشتم وقتی نور گنبدت صورتم را روشن می‌کند و چشمم به پرچمت می افتد، روبه رویت زانو بزنم. دست هایم را به کف حرمت متبرک کنم. چفیه ام را بیندازم روی صورتم و از دست خودم و زندگی که تباه کردم، هق هق گریه کنم و بگویم: ببخش. خوب نیستم که مرا ببینی و حظ کنی. خراب آمدم درستم کنی. شبیه حرف هایی که در خلوت هایم میزدم و تو از افلاک می آمدی پایین. کنارم می‌نشستی و گوش میدادی.
اما نشد. تقصیر کاروان بود یا قلب من قسی شده بود یا شما غصه ها را از قلبم برداشته بو
 
نمیدونم تا کی قراره این وضعیت ادامه پیدا کنه.
گفته بود که قرار نیست تو این مسیر خوش بگذره. گفته بود.
انتخاب با خودتونه که بمونید یا برید.
 
نکنه داریم از قطار پیاده میشیم دونه دونه؟
خسته نشو ازمون.
حتی وقتی ما کم میاریم، اشتباه میکنیم، داشته هامونو به باد میدیم، عقب میریم، جا میزنیم، نمی فهمیم، وقتی ما اصلا خوب نیستیم
چون تو خوبی. چون یه نفس این زندگی ارزش نداره بی تو.
ولی غالبا شعور ما نمیکشه اینو بفهمیم!
 
+تاوان سنگینیه. ببخش
 
+بی
حال پیرزن اصلا خوب نیست. سرطان بعد یکسال درمان و خوب شدن موقت دوباره با بهونه های مختلف خودنمایی کرد تا بالاخره همه ی بدنش رو گرفت. خودشم میدونه این روز ها روزهای اخرشه . ذکر مواقعش هوشیاریش اینه خدایا ببخش و ببر. گرچه این ذکر حال بقیه رو میگیره اما خب حقیقتش رو تقریبا همه قبول دارن.
رفتیم ملاقاتش . چیز قابل ذکری ازش باقی نمونده بود. مامان ته مونده هوشیاری پیرزن رو به چالش میکشید . 
اینو میشناسی؟ حالت بهتره ها! و منتظر پاسخی میموند ازش. و او
سلام دخترم
خوبی؟ من قرار نبود انقدر دیر به دیر برات بنویسم قرار بود از همه چی و همه‌ کاری برات بنویسم اما ببخش که بابات همیشه تو نوشتن لنگ می‌زد. این روزهای هفت ماهگیتم تموم شده و دلبریات تمومی نداره. هر کار جدیدی که می‌کنی من و مامانت از شدت ذوق فقط بغلت می‌کنیم و می‌چلونیمت :)
این روزها شدید درگیر کارم بابا. یادم بیاد یا نیاد این روزها شدیدترین و سخت‌ترین روزای کاری تا الانمو دارم می‌گذرونم نمی‌دونم بعدها که می‌خونی اینارو عمو شانجانی
سلام دخترم
خوبی؟ من قرار نبود انقدر دیر به دیر برات بنویسم قرار بود از همه چی و همه‌ کاری برات بنویسم اما ببخش که بابات همیشه تو نوشتن لنگ می‌زد. این روزهای هفت ماهگیتم تموم شده و دلبریات تمومی نداره. هر کار جدیدی که می‌کنی من و مامانت از شدت ذوق فقط بغلت می‌کنیم و می‌چلونیمت :)
این روزها شدید درگیر کارم بابا. یادم بیاد یا نیاد این روزها شدیدترین و سخت‌ترین روزای کاری تا الانمو دارم می‌گذرونم نمی‌دونم بعدها که می‌خونی اینارو عمو شانجانی
 
پس از ان غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به اخرتو بیا شروع من باششبو از قصه جدا کنچکه کن رو باور منخط بکش رو جای پای گریه های اخر من اسمتو ببخش به لبهامبیتو خالیه نفسهامخط بکش رو باور من زیر سایبون دستهامخواب سبز رازقی باشعاشق همیشگی باشخسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی بااشپس از ان غروب رفتناولین طلوع من باشمن رسیدم رو به اخر تو بیا شروع من باششبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور منخط بکش رو جای پای گریه های اخر من
من پر از حرف سکوتم خال
روزی شخص نانوایی مردی با لباس کهنه و فقیرانه ای  را دید که به طرف مغازش می‌آیدبا خودش گفت حتما این فقیری است که می خواهد نانی را گدایی کند.وقتی آن مرد رسید گفت نان تمام شده،مرد از آنجا دور شددوست نانوا که آن مرد را از سر کوچه دیده بود به نانوا رسید و گفت"او را شناختی.؟نانوا گفت نهحتما فقیری بود که نان مجانی می خاست و من به او گفتم نان تمام شدهدوست نانوا گفت وای بر توآن مرد استاد و زاهد بزرگ شهر استنانوا تا فهمید به سمت زاهد دوید و گفت مرا
و گاهی نمیدانی راه کجاست و به سرمنزل نمی رسی اینم حکایت ماست
بعضی وقتا داری میری ولی به خودت میای که ای دادی بیداد راه و اشتباه رفتی ولی قربون خدا برم که راهنماست دمی شما گرم آخدا اااااا
 
حال و هوام این روزا شبیه خودم نیس نمیدونم چرا شاید به خاطره اینه که هواسم به خودم نبوده شاید نمیدونم والا ولی باید فردا حالا یکم حواسم به خودم باشه به خودم برسم  ایشالا
 
خب دیروزم که سالگرد ازدواج حضرت مادر با حضرت مولا بود به به واقعا که دل شیعه به شادی ارب
واقعا شرمنده ام ای رخش سفید! 
نمیدونم اصلا شایسته بخشیده شدن هستم یا نه.
ولی ما آدمها هم بعضی وقتها بی معرفت و بی رحم میشیم!
تقصیرتو چیه که عودلار کشید بالا و پروژه خرید تویوتا اف جی کروزر من، به گِل نشست!!!
تو هیچ تقصیری نداری!
منِ بی معرفت اون روزها که هنوز بوی نویی و صفر بودنت به مشام میرسید و به صفر بودنت افتخار میکردم، به هر بهونه ای که بود دستی به سر و گوشت میکشیدم! ولی الان!
چه جاهایی رو که با هم چهار نعل میرفتیم! صدای شیهه تو چه دلنشین ب
ساعت از دو و نیم هم گذشته. فردا ساعت نه قرار دارم اما قرار ندارم. پلکم سنگین نمی‌شود. خوابم را فروخته‌ام به یک کوه فکر و خیال. مخاطبین گوشیم را زیر و رو می‌کنم بلکم یکی از این شماره‌ها پر رنگ‌تر از بقیه شود که یعنی بیا به من پیام بده اما نمی‌شود. می‌روم سراغ آدم‌های مجازی. تمام پیام‌رسان‌ها را بالا و پایین می‌کنم، چند تا پیام هم می‌نویسم و ارسال نمی‌کنم و سر آخر ناامید می‌شوم از آدم‌ها. حجم اتاق را انبوه تاریکی گرفته. سیاهی مثل خاک، مثل
من به اندازه ی تموم اتفاق های بدی که تو زندگیم افتاده به خودم مدیونم، به اندازه ی بدی هایی که در حقم شدو در مقابلش فقط سکوت کردم! به اندازه ی شبهایی که تا صبح بیدار موندمو خوابم نمیبرد، به اندازه ی کارایی که دوست داشتم و نکردم! به اندازه ی غرور بیجایی که  بعضی وقتها داشتم، به اندازه ی جرأت نداشتنم، به اندازه ی خوردن بعضی از حرفامو نگفتنشون، به اندازه ی کم کاری هام واسه موفق نشدنم، به اندازه ی همه ی این ها به خودم مدیونم! من ادم بدقولی بودم واسه
وقتی نباشی دنیا یه عالمه غم داره و دلگیرهیادگاریات و عکسات عزيزم بغضم رو می تره دست نزار رو زخم زبونی که زدی که خیلی بد جورهعادت تنهایی هام رو بشکن که دلم بی تو بد میمیرهدروغ بزرگی بود اگه گفتم که دوستت ندارمآهنگهای مورد علاقت رو من هر روز گوش میدمخیالت روبروم می رقصه و من اشک میریزم تو باز ناز میکنی و من باز دیوونه تر میشمبه نظر میاد سالهاس دوری از من عزيزم برگشتنت هم تقریبا غیر ممکن شده عزيزم آرزو دارم حداقل سری بهم بزنی موقع مرگمچه آسو
سلام  
این روز ها چشم دلم قفل حرم امام رضاست هر وقت تو خودم میرم دلم برای درد و دل باهاش میره تا گوشه گوهر شاد همون جا که گنبد اقا در زیبا ترین و با عظمت ترین حالت خودش حال دل آدم و خوب میکنه 
 
رفیقم از دستم شاکیه چن وقته نشستم درست و مردونه با هم حرف بزنیم همش در حد یه فاتحه بوده وبس   خودت ببخش رفیقم 
 
خدایا دل تنگمون و به  دست دلگشای بی مانند یعنی خودت میسبارم خودتون کنارم باشید یعنی کنارمون  باشید 
 
برم یکم دعا کنم  
 
خدایا کمک کن انقدر عا
سلام
گاهی اینقدر  زمان دیر میگذره که بایدالتماسش و کرد که نگذره ولی گاهی  لحظات شیرین خیلی زود میگذره   یوقتایی ممکنه به پشت سر نگاه کنم و ببینم که چقدر راه اومدم و چقدر دیگ دارم
خیلی وقته وبلاگ نیومدم چون تابستونم خیلی شلوغه ذهنم خیلی مشغول همیشه اصرار دارم تنهایی یکاری و انجام بدم تنهایی فکر کنم ویجورایی دوسندارم بارم رو دوش کسی باشه واسه همین خیلی دورم شلوغه
خداروشکر که داره مشکلاتمون حل میشه
دلم لک زده برای اون وقتایی که خودکارو 
عزيزم!
من که ندیدمت، ولی مطمئنم خیلی خوشگل می خندی، خیلی پر حرفی و یه ذره هم دیوونه !
خواستم بگم امروز داشتم بهت فکر می کردم، دو تا ایستگاه مترو رو اشتباهی رد کردم.
اگه داشته باشمت، فکر کنم کل زندگیم رو گُم کنم!
عزيزم!
من نمی تونم هم تو رو داشته باشم، هم نویسندگی رو، هم مهندسی رو.
می دونی چرا؟!
چون وقتی باشی توی زندگیم، فکر و خیالم فقط می شی خود خودت.
عزيزم!
بهت قول نمی دم بعد ازدواجمون شوهرت یه نویسنده ی خفن باشه یا یه مهندس خفن، اما قول می دم یه ع
خدای مهربونم
ادمای دور و برم ناامیدم میکنن بهم میگن ممکن نیس یا به جای راه چاه نشونم میدن 
خدای مهربونم
بنده هات به جای امید دادن میگن که نمیشه یا داره فلان اتفاق می افته یا دیره یا هر چی
اونا یادشون رفته که تو از بدترین مهلکه ها بنده هات رو نجات میدی یادشون رفته که وقتی دستشون رو میگیری که از همه جا ناامیدن وقتی به دادشون میرسی که فریادرسی جز تو برای خودشون نمیبینن وقتی که از شدت غم زار میزنن و تو زو صدا میزنن
خدای مهربونم 
دستم رو بگیر
راه سخ
با تردید راهش را به سمت خانه چوبی برنا کج کرد. قلبش مدام به او نهیب می زد که راه آمده را برگردد و بگذارد هر چه که پیش می آید، بدون حضور او باشد اما صدای فریاد های میلان جانش را می آزرد. از صداهای درون خانه بر می آمد که فرزند میلان به راحتی پا به این دنیا نمی گذارد و تیغ داغی که کاوه به داخل اتاق می برد، نشان از وضعی اضطراری داشت . لاوین از گوزنش پایین پرید و به خانه نزدیک شد. صدای گرفته ای مظلومانه التماس می کرد:
- بذارین بمیرم بذارین بمیرم . برن
دریافت
متن:
سلام مادر
می دانم که صدایم را می شنوی 
پس بگذار درد و دل کنم
مادر
ما ، شاگردان بی عرضه ای بودیم،
 هیچگاه برای او روضه نخوانده ایم
 اصلا ما حتی او را نشناختیم
بر خلاف شما
 که هم شناختین
 هم برایش جان عزیزتان را دادید.
و من از شاگرد اول ها آموختم
که نام و راه امامم  از پشت در شروع شد
مادر ما را ببخش که 1185سال شد.
کانال تحت فشاره و کمبود طراح داره.البته که یه‌جورایی قابل حدسه چون تعهدی از کسی گرفته نمیشه(همون بی‌مایه فطیره).منم که همیشه
آسیمه سَر _ محمد اصفهانی
 
 
 
زین گونه ام؛
زین گونه ام کِ در غمِ غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایتِ هجران غریب نیست
جانم بگیرُ
جانم بگیرُ صحبتِ جانانه ام ببخش یارا
کز جان شکیب هستُ زِ جانان شکیب نیست
 
گم گشته ی دیار محبت کجا رود؟
نامِ حبیب هستُ نشانِ حبیب نیست
عاشق منم کِ یار بِ حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست!
 
 
آسیمه سر رسیدی از غربت بیابان
دل خسته دیدمت از آوارِ خیسِ باران
وامانده در تبی گنگ ناگه بِ من رسیدی
من خود شکسته از خود
از تو خبر هست ولی خیلی کم. گاهی تو خواب میبینمت و خیلی هم شبیه خودمی اتفاقا. صداهایی که از تو حرف میزنن رو اگرچه دوست دارم ولی گوشمو میگیرم تا نشنوم. وقتی گوشمو میگیرم صداها رنگ میبازن. میدونی؟ فکر کردن به تو و عواقب بعد از تو، بهم استرس میده. واسه همین دارم جاخالی میدم. این روزا روزای خوبی نیست واسه ورود شکوهمندت. روزای من رنگش مدام بین نارنجی و سبز و بنفش در نوسانه. روزای هیجان و آرامش و ترس من قاطی شده و اصلا موقع خوبی برای پاشیدن یه رنگ جدید ن
عزيزم!
من پر حرف نیستم، اما تنهایی حرف میاره، همونطور که جلو کوه داد بزنی "سلام"، هزار بار می گه "سلام".
مظاهر.نوشت: عزيزم! من این‌ها رو برای تو می‌نویسم، برای تویی که هنوز وارد زندگیم نشدی، ولی یه روز میای و تنهایی‌هام تموم می‌شه.
یه قسمتی تو فیلمِ(انیمیشن) داستان اسباب بازی 4، هست، اون جایی که گبی گبی (که یه عروسکه) یه دختر بچه را تو شهربازی می بینه که یه گوشه وایساده و داره گریه می کنه (مامان باباشو گم کرده) و تصمیم می گیره که عروسکش باشه،  پس میره جایی میشینه که در دید بچه باشه و نقشه ش می گیره، بچه می بیندش و بغلش میکنه، و حالا همون بچه ای که تا لحظاتی پیش میترسید بره جلو و از کسی کمک بخواد، به گبی گبی (عروسک جدیدش) میگه: "کمکت می کنم" و این احساس مسئولیت بهش جرئت میده که
ببخش مرا مادر. رنجها و دردهای یکی دو سال اخیر و به خصوص هفت، هشت ماه گذشته، انقدر مرا درگیر جسم و روح خودم کرده است که آماده ی سخن گفتنِ با تو نبوده ام. حتمی از همین آغازِ نوشته ام معلومت شد که چگونه مادری برایت خواهم بود. من مادری هستم که مدام بابت کم کاریها خودم را مواخذه می کنم، ضمن اینکه هماره، ترسِ بزرگِ آسیب زدن به فرزندانم به جهت ناکاملی هایم با من است.
از دنیای پسرها چیز زیادی نمی دانم، همین ترسهایم را بزرگتر کرده است. هورمونهایم این ماه
می‌تونم بگم تنها نکته‌ی مثبت بهشتی اینه که #اوشون خانم اینستاگرام انجمن اسلامی بهشتی رو فالو داره
وگرنه نه استادهای ما
نه دانشجوهاش(به جز اونی که از امیرکبیر اومده)
​​​​نه مسیرش
نه دسترسی‌هاش
نه خیلی چیزای دیگه‌ش به پلی‌تکنیک نمیرسه:/
پلی‌تکنیک قشنگ کفران نعمت کردم ازت بد گفتم منو ببخش ولی این رشته رو تو نداشتی و اینکه اگه فضای دانشگاه‌های دیگه رو نمیدیدم نمیفهمیدم تو چی بودی و هستی
پ.ن:
از لحاظ لوکیشن رو صندلی جلوی کلاس نشستم و چون د
امروز به اندازه ی دیروز خوب نبودم. کمتر کار کردم اما تا ساعت ۱۲ بیدار میشینم به کار. امروز تا الان فقط کتاب خوندم از الان به بعد خورده کاریامو انجام میدم. عصرم رفتم بیرون خرید. یه مانتوی معمولی البته پاییره شد چهارصد تومن :/ خیلی معمولی بودا هرچند سادست و من دوسش دارم اما خب. بیخیال  فردام قراره با مهسا و ساجده بریم بیرون واسه همون رفتم لباس خریدم چون لباس گرمام همه شمالا و نیاوردم هیچی. هوام خب حسابی اینجا سرده. همین کم حرفی منو ببخش. نمیدونم چ
دیر برگشته بودم خونه؛ خیلی زیاد.
رسیدم خونه و مامان هیچی نگفت. بابا هم. آخر شب که چای قبل از خواب رو با مامان میخوردیم گفتم مامان مهم نبود براتون دیر اومدم؟ نه تذکری نه اعتراضی. گفت آدمی که خونه ش رو دوست داره آسمون رو به زمین میدوزه کارهای واجبش رو زودتر تموم کنه برسه خونه. به زور نمیشه بهت بگم دوستت داریم خونه ت رو دوست داشته باش. بچه که نیستی. گفتم مامان من خونمون رو دوست دارم. گفت دوست داشتن یعنی وقت گذاشتن. آدمی که دیر میاد وقت نداره که کسی و
خواهرم سراسیمه به سوی من دوید و با خنده گفت: -داخل اتاق نری ها!-چرا؟ -میخواهم غافلگیرت کنم!من هم با تعجب و خنده ای کوچک، چند قدمی برگشتم.-حالا بیا! رفتم داخل. یک کاغذ قرمز داد به من و خودش یواشکی در رفت. گل از گلم وا شد. داخل کاغذ نوشته بود:-برادر جان! به خاطر اتفاق هایی که می افتد مرا ببخش. دوستت دارم.
 
 
 
نام مانگا : انرا در جهنمژانر: عاشقانه ، مدرسه ،ماوراءالطبیعیوضعیت ترجمه: در حال انتشارخلاصه: کوماچی دختر 16 ساله ایه که توی خانواده قانونمند بزرگ شده و عدالت براش خیلی مهمه ولی یه روز سومین پسر پادشاه جهنم "یاما" به اسم انرا به خاطر گناهي که دختره قراره در آینده مرتکب شه به جهنم می برتش تا از گناهي که قراره انجام بده جلوگیری کنه و دلیل زندانی کردنش هم اینه که اسم های زیادی رو از لیست گناهکارای آینده حذف کنه تا یامای بعدی شه . کوماچی هم نمی تو
داستانک
نوشته ای: "من را ببخش". 
اول بگذار بگویم که پیامت ذوق زده ام کرد. تقریبا اولین پیامِ خودجوشِ عاطفی ای بود که در طولِ سالها، زندگی مشترکمان برایم فرستاده بودی. بعد اینکه، خُب چند بار جمله ات را خواندم ولی نفهمیدم دقیقا بابت چه چیز باید ببخشمت! بابت اینکه با آن زن خوشحال تری و توی عکسی که کنارش نشسته ای داری از ته دل می خندی؟ یا اینکه برخلاف عکسهایِ محدودِ دونفره ی خودمان، دستت را محکم دورش حلقه کرده ای؟ برق چشم هایت را باید ببخشم که آثار
جملات زیبا و خواندنی درباره پدر
 
مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 
 
جملات زیبا و خواندنی درباره پدر
با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه.اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الفیه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزيزم میشه بابابا اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباههگفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد . . تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی .اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف ن
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب