نتایج پست ها برای عبارت :

مریم خوشگله

سلام
واقعیتش سوالی برام پیش اومده که پسر خوشگل از نظر دختر ها چیه؟، بعضی پسر ها که از نظر ما پسرها به اصطلاح بچه خوشگل هستن، وقتی نظر دخترها رو درباره شون میپرسیم میگن بابا این ها انگار دخترن و جذاب نیستن.
یا مثلا من یه دوست چشم آبی دارم عین هری پاتره!، به بعضی دخترها تو تلگرام نشونش میدم غرق میشن که چقد خوشگله و یه کم بزرگتر بشه چی میشه. بعضی ها هم میگن مرد باید جذاب باشه و این جذاب نیست. خب مگه خوشگلی همون جذابیت نیست؟، اگه خوشگله پس چرا جذاب
خب اول از همه توضیح بدم چرا اسم این پست خوشگله یا ody odyه. واس خاطر اینکه عبارت گودی‌گودی رو بارها شنیدم اشو توی سخنرانی‌هاش تکرار می‌کنه و خود کلمه یه آهنگ خاصی داره که هم خوش‌بیانه هم نمک‌ توشه هم شیطنت داره هم خودم از گفتنش خیلی حال می‌کنم. یک سری چیزا مثل گودی‌گودی هست که جایی شنیدم یا خوندم که ملکه ذهنم شده و ناخودآگاه می‌بینم دارم تکرارشون می‌کنم. یه مدت سعی می‌کردم جلوشونو بگیرم که از مهملات خوشم نیاد یا اگه میاد دیگه تکرارشون نک
بچه ها من له یه نکته ای رسیدم تو زندگی.
ادم ممکنه خیلی چیز ها داشته باشه ولی تا نمایش نده کسی نمیفهمه که اونها ر  داره.
فرقی نمیکنه هوش یا زیبایی یا یه تفکر.
مثلا یکی ای کیوش خیلی بالاس وقتی درس نخونه که چیزی نمیشه.
یکی خیلی خوشگله ولی چون عکاس خوب نداره کسی بنظرش خ شگل نمیاد.
تو احساسات هم همینه تو همه چی همینه باید بجا و درست نمایش داده بشه.
 
عکس دوتاییتون. صورتاتون کنار همه. تکیه داده بهت
لبخند زده. لبخندش خوشگله
 
حرفاش تو گوشم زنگ میزنه 
-ازش بدم میاد
-با یکی دیگه بوده این دختره رو میببنه اونو ول میکنه، ریختن روهم
-بیچاره دختره
بیچاره دختره
بیچاره دختره. 
+ :)
 
عکستون از جلو ذهنم پاک نمیشه لعنتیا
دستاتون. 
صندلی ای که من نشسته بودم
بوی عطر نارگیلی. بوی عطر نارگیلی. عطر لعنتیت که اخرم پرید از لباسم. عطری که از بوش متنفر بودی
مريم چت
چت روم مريم از چتروم جدید ایران است که تقریبا از 2 سال پیش شروع به فعالیت کرد .
چت مريم مکانی مناسب جهت چت و گفتگو است ، چرا که امکانات یک چت روم حرفه ای را دارد .
به صورت یقین میتوان گفت که یکی از کاملترین و بهترین چت روم فارسی مريم چت میباشد
شما کاربران عزیز مجله فان میتوانید با کلیک بر روی تصویر زیر وارد مريم چت فارسی شوید
 
سایت مريم چت , مريم گپ , روم مريم , چتروم مريم , وبلاگ مريم چت
برای چت با هزاران کاربر صمیمی ایران وارد مريم چت اصلی
هزّی جِذْعَ هذه اللحظةِ
تُساقِطُ علیكِ
موتاً سخیّا
مريم عراقیّة»۱
تنۀ این لحظه را تکان بده
مرگی بخشنده
بر تو فرود خواهد آمد
مريم عراقی»
سنان انطون توی کتاب یا مريم از مسیحیت و مشکلات مسیحیان در عراق نوشته. مخاطب این شعر هم حضرت مريم هستش؛ اگر حضرت مريم عراقی بود.
یا مريم، سنان أنطون، منشورات الجمل، ص ۱۰۴.
بسم الله الرحمن الرحیم
 قسمت اول را از اینجا بخوانید 
پروانه به همه ی همراهای بیمارهای دیگه توجه نشون میداد!
به شال و مانتوی همراه یکی از بیمارا گیر داده بود و مدام دست می کشید و می‌گفت وای چه خوشگله! از کجا خریدی؟! 
و همراه بیمار با صورتی که ترس ازش می بارید تنها لبخند می زد و سعی می‌کرد با بی محلی پروانه رو از خودش دور کنه! ولی پروانه کوتاه بیا نبود و حتی محکم بغلش کرد! 
ادامه مطلب
حقیقت اینه که تمام استرس امروز به خاطر این نبود که بدونم کی معلممون میشه، بیشترش به خاطر دیدنِ نگاه تو بود وقتی که رنگ تازه ی موهام رو میبینی! دونستنِ عکس العملت دقیقه های آخر داشت منو میکشت. این چیزیه که قبلا تجربه اش نکردم چون همیشه اعتقاد داشتم "موی من مال منه و اهمیتی نداره دیگران خوششون بیاد یا نه. و من هر کاری خودم دلم بخواد باهاشون میکنم." از صبح خیلیا بهم گفتن که خیلی رنگش خوبه و بهم میاد اما. اون لحظه که تو گفتی خیلی خوشگله بهت میاد او
فکر کنم چهارمین روزه که گلودرد دارم ! چشام میسوزه گوشام کیپه و بیحالی هم میاد و میره. عجیبه که انقدر ریلکسم و کل درمانم یه کلداکس و یه بار آب نمک بود! 
آه ای روزگار چقدر خوبه که تونستم با پشمای صورتم زندگی کنم! کاش یاد بگیرم با پشمای دستمم میتونم زندگی کنم! کلا فقط مساله ما پاهاست! آقا نه حوصله شو دارم نه تو این آشفته بازار این روزا برام اولویته که به پشم چینی بپردازم! ولی چیکار کنم که برای پوشیدن اون مانتو خوشگله که آستین 3 ربع هست باید دستام شیو
به ابتدای خیابان که رسید مثل همیشه لبخند روی صورتش نشست، سنگفرش‌های پیاده‌رو را شمرد و مقابل ویترین مغازه ایستاد؛ چشم‌هایش به تابلوی مغازه دوخته و بعد برای چند ثانیه بسته شد!
《سوز سرمایی از پارگی کاپشنش وارد می‌شود و تنِ نحیفش را در آغوش می‌کشد؛ روی نیمکت چوبی پارک، کنار درخت نارونی تنومند، دخترکی با موهای خرگوشی و پالتویی لاجوردی نشسته ، با ذوق به بسته‌ی زیبایی در دستانش نگاه می‌کند؛ برق چشمان دخترک از کیلومترها دورتر هم پیداست! 
کن
1.
یه شب اومد خونه. گفت: تاحالا عاشق شدی؟
گفتم: نه
گفت: من عاشق شدم.
گفتم: کی؟
گفت: خیلی خوشگله CG باک مشکی.
2.
یه بار یه مورچه رفت پیش دوستش. گفت: من عاشق شده ام بیا بریم برای من پا در میونی کن.
دوستش گفت: کی؟ به این زودی؟ صبرکن.
بالاخره با اصرار دوستش را راضی کرد. 
دوستش گفت: باشه بیا بریم نشونم بده کیه؟
رفتند و دوست این مورچه عاشق ما نگاه کرد
بعد رفت جلو دست زد و گفت: این که تفاله چایی عه!!
3.
حاجی برای تفریح سیگار می‌کشید.
یه شب سیگار می‌خواست دید تمو
میخوام اگه امشب یا کلا هروقت خانم ز بهم چیزی گف بهش بگم اینقدر توقع های بی جا از کسی نداشته باشهجنبه داشته باشه
بهش بگم20سالته ولی اندازه یه دختر15ساله رفتار میکنی چه رفتار اجتماعی چه رفتار احساسی دقیقااااا مثه یه دختر 16سالس که یکی توی کوچشون بهش تیکه میندازه "خانم خوشگله" اما نمیدونه اون چرا این حرف رو زده و قلبش از شور و اشتیاق تاپ تاپ میزنه:/
میدونید بدیش چیه؟؟خانم ز تا تقی به توقی میخوره گریه میکنه و حس ترحم میخره!باورتون میشه بهش گفتم تو ح
یعنی الان تو کاخ سفید چه خبره؟
مثلا نشستن دور یک میز.
ترامپ میگه: فکر نمی کنین الان باید یه کِرمی بریزیم، شاید ایرانیا فکر کنن دست از سرشون برداشتیم؟
مشاورش در امور ایران میگه: کِرمی مونده که نریخته باشیم؟
وزیر امور خارجه اش میگه: خود حکومتی هاشون یه کِرمی ریخته اند که هزارتا بچه کرده، بهتره به خودمون استراحت بدیم.
منشی ترامپ میگه: میشه انقد کِرم کِرم نکنید؟ مورمورم شد.
ترامپ میگه: پس چی بگیم خوشگله؟ اینترنتشون قعطه، وگرنه واثه حسن چندتا شکل
t these pics today
 
شهرمون خوشگله :)))
 
یادمه
روزی، حدود 4 سال قبل، همین وقتها بود،
از اینترنت عکس برداشتم، یعنی دانلود کردم،
 
و گذاشتم اینجا
و گفتم این عکسا رو دوست دارم
و امیدوارم روزی بشه که برم ونکوور رو از نزدیک ببینم.
 
و امروز این عکسها رو خودم گرفتم.
 
 
 
 
 
صبح ساعت 4 و نیم به خاطر سر و صدای هم خونه ایم از خواب بیدار شدم.
یه هم خونه ای سفید دارم که پسره ولی قدش از من حدود ده سانتی کوتاه تره. خیلی غیرعادیه قد و هیکلش ازین جهت که سفیدها دیدین درشتن؟ این برعکسه.
بگذریم.
خلاصه این ادم با اون هیکل ریز وقتی راه میره، اندازه چهل نفر سر و صدا میکنه انگار داره انتقام جویی میکنه.
 
همون موقع بلند شدم جواب پیامهای واتس اپ و تلگرم رو بدم.
 
به یه نفر جواب دادم: تو چشمای جذاب و دوست داشتنی ای داری (ِیا داشتی) 
اونم د
می دونست امروز قراره با فرزانه برم خرید لوازم التحریر.وقتی اومد گفت چیا گرفتی؟ برو بیار ببینم:)
کیفمو که دید تعجب کرد گفت تو که همیشه کیف تک رنگ دوست داشتی چی شده  گل گلی خریدی؟:) راستشو بگو کی تونسته رو تو اعمال سلیقه کنه ها؟ ولی خوشگله، تنوع شد.
تقصیر فرزانه شدهمش تقصیر اون بود.اگه اون حرفارو نمیزد ، اگه مجبورم نمی کرد اون حرفارو بهش بزنم اگه اونطوری ولم نمی کرد بره اگه حالمو خراب نمی کرد شاید می تونستم امشب. 
اصلا چرا باید این همه در
تاریخ‌ها برای من خیلی مهمند. مثلا میشمارم که یه هفته گذشته از آن‌روز. یا سال پیش، امروز کجا بوده‌ام و این چیزها!
حتی لازم نیست اتفاق خیلی خاصی هم آن‌روزها افتاده باشد مثلا آن شبی که باهم راه می‌رفتیم و وسط صحبت‌هایش گفتم عههههه ماه رو ببین چقدر خوشگله و با ماه سلفی گرفتیم هم جزو خاطرات خوب زندگیم شد که هنوز هم هروقت ماه را می‌بینم که به خوشگلیِ همان شب است، یادش میفتم.
یا مثلا همین چندروز پیش که محمد آمد و بلوار کشاورز را باهم قدم زدیم
دیروز یه شماره‌ی ثابت ناشناس بهم زنگ زد. برداشتم گفت "من خانم دکتر فلانی هستم" شناختمش. منظورش این بود که همسر دکتر فلانیه. دکتر فلانی، صاحب همون درمانگاهیه که اولین بار من اونجا مشغول به کار شدم. خیلی سخت‌کوش بود بنده خدا. با چنگ و دندون خودشو به اونجا رسونده بود. اول پرستاری خونده بود و یه مدت هم کار کرده بود، بعد رفته بود پزشکی رو ادامه داده بود. خانمش هم ماما بود و یه جورایی مدیر داخلی درمانگاه به حساب می‌اومد. راستش من به این دو نفر خیلی م
۱۰ ماهه شدی و با چشمات همیشه دنبال منی، از جلو چشمت که دور بشم گریه میکنی. با دستای کوچولوت هرچی که داری میخوری میاری طرف دهنمو به منم میدی، عاشق زیر تلویزیونی و همیشه چسبیدی بهش و با آهنگای تلویزیون میرقصی. تو هر حالتی تا صدای آهنگ میشنوی دست میزنی.موقع تعویض پوشک میخندی و فرار میکنی، ت  آینه خودتو میبینی با ذوق میگی ددا یعنی مثلا دلسا.بابا که میاد از ذوق جیغ میزنی. تو صندلی غذات لم میدی و دونه دونه پفیلا برمیداری و میخوری و خیلی حواست هست چی
یه شب مريم ازم دلخور بود.
به مامان گفتم چای بریزم باهم بخوریم؟ 
گفت چای از دست کسی بگیرم که مريم ناراحت کرده؟
بعد از مامان بابا و حتی وقتی بودن ضربان قلبم مريم بود و هست.
هانیه امروز پرسید فاطمه کی رو تو دنیا اندازه مريمتون دوست داری؟
خیلی فکر کردم.خیلی ها. کسی یادم نیومد. 
شما رشته های اتصال من و شیرینی های جهان هستید. ممنون که با وجودتون 
جهان رو به محل قابل اسکانی تبدیل میکنید.
روزهایِ پایانی اردیبهشت من دیگه حوصله یِ نوشتن هایِ طولانی رو ندارم . مثل سال هایِ گذشته اردیبهشت تموم شد اما من کلی برنامه برایش داشتم . مسجد صورتی، خیابون گردی، طبیعت، پرسه در خیابون هایِ شیراز، تابیدنِ خورشیدِ بهاری اما زیاد کارِ خاصی نکردم. بی حوصله تر از این حرف هآم 11 اردیبهشت تولدم بود . یک کیک خریدم . فشفشه خریدم خودم خریدم آوردم ، تنهایی فشفشه روشن کردم و فقط با مامانم کیک خوردیم. اما خب برای همه گذاشتم به همه یِ اعضایِ خان
داستان عشق مريم وعلی را روایت می کند 
 
خلاصه کوچکی از داستان:
 مريم وعلی دو جوان از قشر مالی ضعیف جامعه
 مريم دختری که تازه دبیرستان را تمام کرده ودر آستانه کنکور میباشد، تک فرزند است.
 علی جوانی بیست و شش ساله که در پیک موتوری بیرون بری مشغول است و تک فرزند که پدرش در پنج سالگی او ومادرش را به قصد ثروتمند شدن ترک کرده و تا کنون خبری از او نیست،ومادرش هم بیمار است.
که هر دو به صورت نسبتا تصادفی عاشق یک دیگر میشوند 
وزندگی مريم تا مدتها در فراز
خرید و فروش آپارتمان در شهر اندیشه فاز ۱ و شهرک مريم 
خرید آپارتمان از متراژ ۳۰ الی ۲۰۰ متر 
با ۸۰ میلیون وام
با سند شش دانگ
پارکینگ اختصاصی
رو به نما
۸ واحدی
فروش آپارتمان ۵۵ متر شهرک مريم اندیشه
بین ۸ و ۹ غربی
طبقه دوم
موقعیت اداری
آسانسور
کل مبلغ ۲۸۰ میلیون
۱۰۰ میلیون وام
۴۰ رهن
۱۴۰ میلیون نقد
۰۹۱۲۲۱۱۲۴۱۳ خزایی
 
 
۱. حیف اون همه پول که دادم برای موزه مادام تسو که کلش چار تا مجسمه بود.خاندان سلطنتی انگلیسرییس جمهورای امریکا.چند تا از بازیگرای هالیوود.چند تا از ورزشکارای امریکا.چند تا از مبارزای جهان.
۲. خانومی که بلیت میداد گفت میشه ناخونات رو ببینم؟ گفتم بیا ببینگفت واااای خدای من چه طوری تونستی اینجوری بلند بذاری؟
حالا من دو هفته است ناخونامو نچیدم بدون هیچ مراقبتی.
من اگه یه روز ببینم اونی که پدیکور و مانیکور رو این طور مثل نون شب برای مردم
مريم زن داداش به مريم ابجی با گریه تو ختم میگفت ختم باباته چرا مامان مامان میکنی بعد بغلش کرد گفت جانم عزیزم بدبخت شدی نمیفهمی چی بگی.
راستش اون روز هوشیار نبودم متوجه بشم اما وجه دیگه ی سوکی این گفتگو؛ طنازی ش بود. غمها هم میتونن خنده دار باشن.
حس میکنم خیلی دارم عاشقت میشم.
نمیدونم شاید بعد از خوندن پست های دندون پزشکه شایدم نه. ولی واقعا دلم میخوادت خیلی زیاد. دوست نداشتم از رابطه دندون پزشک و ام اچ بخونم. انقدر دلبری کنن مثلا
من از ام اچ خوشم میاد بخاطر آدم جالب بودنش، و خب خوشگلم هست:)) دندون پزشک ام خوشگله، نیس؟
من خیلی ذوق کردم گفتی ما سه تا رفیقیم،
خیلی ذوق کردم گفتی منم با تو.
دیشب باز هم منو جلو خودت لال کردی. من میترسم. از آینده م خیلی میترسم. از الطیبون لطیبات. من طیب نیستم
درسوره مريم /۲۵(وهزّی الیکِ بجِذع النخله تُساقط علیکِرُطباًجَنیّاً).خدا به حضرت مريم میفرماید:شاخه خرما رابه سمت خود تکان بده تا رطب تازه بر تو بریزد،ولذا طبق اینآیه شریفه برای زنی که زایمان کرده یکی از بهترین غذاهارطب تازه است.
تو خوابگا یه سری اتفاقای جالب میافته.
از اون روزی که کوی اومدم. میبینم ادمایی رو که پا ندارن.چشم ندارن
ولی عجیبه ولی تونستن!
میدونی همیشه از این کلیپا و اینا زیاد دیدما.ولی الان یه دختره هست تو کوریدرمون که من هررر روز میبینمش!
دوست دارم باش حرف بزنم ولی نمیدونم چجوری برخورد کردنم باعث میشه که ترحم نباشه که بدش نیاد!که بد نشه!
انگار وقتی ادما یه چیزیو از دست میدن یه چیز دیگه ای به دست میارن
گاهی خودمونم همینیم شاید اون چیزی که از دست میدی
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
خرید با تخفیف ویژه کتاب ما کودکان مسلمان 8 اثر مريم اسلامی
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
برای خرید با تخفیف ویژه کتاب ما کودکان مسلمان 8 اثر مريم اسلامی یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کلیک کنید.کتاب ما کودکان مسلمان 8 اثر مريم اسلامی
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و خرید با تخفیف ویژهمشاهده مطلب در کانال
این پاورپوینت در  21 اسلاید به شکل منحصر به فرد و زیبا طراحی شده است در این پاورپوینت مطالبی از دوران کودکی و نوجوانی،فعالیت های پژوهشی،دریافت جایزه،آغاز تحصیل،درگذشت،واکنش به درگذشت مريم میرزاخانی و سایر مطالب مفید و ارزنده در مورد مريم میرزا خانی در این پاورپوینت درج شده است که امید واریم رضایت شما عزیزان را جلب نماید
 
 
 
جهت دانلود فایل کلیک کنید
عذری نعمتی را شوهرش دیشب بعد از مستی کتک زده بود، صورتش سیاه و کبود بود و حال و حوصله حرف زدن هم نداشت . هی مینوشت و کاغذ ها را مچاله میکرد. کاغذ های مچاله را آرام باز کرده بودم، پیچیده بودم دور مريم ها و از دفتر زده بودم بیرون. بوی مريم ها توی آسانسور پیچیده بود و صدای عذری توی سرم.
امروز روز خوبی بود ,روز دانشجو . دیشب با چشم های اشک آلود به خواب رفتم ,صبح که بیدار شدم ساعت ۸ بود و کلاسم ۸:30 شروع میشد, شکم درد و سردرد داشتم اما خمیردندان روی مسواک و یه چپ و یه راست تمام,لباس پوشیدم و با ده دقیقه تاخیر رسیدم:/ و رفتم آزمایشگاه ,آخرای کلاس آزمایشگاه وقتی استاد حواسش نبود پیچوندم و خوابگاه دراز کشیدم و یه قسمت از گیم اف ترونز دیدم.آقای ط اسمس تبریک روز دانشجو رو که داد خیلی خوشحال شدم از اینکه حواسش بوده.عکاس دانشگاه هم عکس
دانلود اهنگ محسن لرستانی دل بیچاره بمیر نازت خریدار نداره (لیلای جان) کیفیت 320 لینک مستقیم
دانلود محسن لرستانی دل بیچاره بمیر نازت خریدار نداره
دانلود اهنگ دل بیچاره بمیر نازت خریدار نداره
دانلود آهنگ قدیمی محسن لرستانی لیلا جان مادرت ♫ آهنگ شنیدنی و جذاب لیلا جان مادرت با صدای محسن لرستانی . دلِ بیچاره، بمیر! نازت، خریدار نداره… دانلود آهنگ کردی با موضوع : محسن لرستانی با نام شاهزاده و گدا با دو کیفیت mp3 128 و mp3 320 برای . حاجتم روا بشه درد د
دوستان محترمی که محض تعقیب روزانه ها و افکار نویسنده این وبلاگ بخشی از وقت عزیزتون را صرف خواندن نوشته های من می کنید توجه کنید: "راقم سطور فوق"  راه حل خواندن نوشته هاش را به شازده خانمی حواله داده که محض رسیدن به قدرت هر غلطی دلش می خواست کرد و بهایش را هم با سپردن Her Little Neck به دم شمشیر بی نظیری که سفارشی براش از فرانسه آورده بودند، داد. البته تاریخ دانان اشاره می کنند که پراندن سر بانوی فوق همچین ها هم بدون محکمه و قانون نبوده. ایشون اتهام ها
دوباره هم دکتر رفتم، آمپول هم خوردم، داروهامم منظم می‌خورم، ولی فک کنم جواب سؤال قبلیم این باشه که تو اخبار اعلام کردن: "نوزده نفر از آنفلوآنزا مرده‌اند."! علائمم خیلی شبیه آنفلوآنزاست، ولی مشخص نیست که هست یا نیست.
درد بدی رو تحمل کردم تو این مدت، دارم فکر می‌کنم به اونایی که دردهای طولانی و بی‌وقفه‌ای رو دارن تحمل می‌کنن.
آبریزش بینی دارم در حد باران‌های استوایی! برای خیلی خیلی کمتر از این مقدار هم حتی شده که اطراف دماغم قرمز و ملتهب و ح
جلوی آینه تند تند موهامو با یه دست کردم تو و با اون دستم سعی کردم کلاسورم رو زیر بغلم نگه دارم . از زور هیجان داشتم خفه می شدم . موهای بلوطی رنگم مدام از زیر دستم فرار می کردن و باز می افتادن بیرون . با حرص گفتم:- مثل موی گربه! آخرم همین روز اولی اخطار می گیرم .داشت دیرم می شد . زدم از خونه بیرون . خدا رو شکر که مامی رفته بود با دوستاش باغ پاپا هم نبود . تکلیف وارنا هم که مشخص بود دیگه . همیشه خونه خودش بود . ما رو آدم هم حساب نمی کرد . مانتوی ب
1_ یادمه که خیلی دیر تلویزیون رنگی خریدیم. یکی از اون سیاه و سفیدایی که قابش زرد بود داشتیم :) من همیشه منتظر این بودم که بابام با یه تلویزیون رنگی از در بیاد تو  :). مامانم همیشه می گفت یه روزی میرسه که چند تا تلویزیون میگیریم ولی هیچ کدومتون نگاهشم نمی کنید؛ راست می گفت بعد گرفتن رنگیش، سیاه و سفیده شد مخصوص بازی با میکرو، البته طبق معمول برادران گرامی کلک میزدن بهم، که بده ما قارچ خور رو بازی کنیم به ماریا برسیم تو نگاه کن، ماریا خوشگله :)
الان
دیشب تنها بودم تو اتاق؛ چون زینب رفته بود همکف پیش دوستاش بخوابه. منم گفتم آره فردا هر چی دلم بخواد آلارم میزام،‌صبح زود بیدار میشم درس حتی شاید بخونم و اینا ها:)))‌ولی خب آلارمای تا ساعت 6 و 50 رو که اصلن روحمم خبردار نشد:)))‌و دیرتر از موقع عادی هم بیدار شدم. یعنی ۷ و نیم پا شدم تازه:)))
من که رفتم سرویس صورتمو بشورم اینا برنا کاملا آماده شده بود:))
از شب قبلش میدونستم قراره چی بپوشم و بخاطر همین سریع اماده شدم. فقط وقت نشد ضدآفتاب بزنم و صبحونه بخو
بسم الله الرحمن الرحیم
 
هرکه  این سوره را بخواند نمیرد تا از آن به او رسد چیزی که او را در جان و مال وفرزندش بی نیاز کند ودر آخرت از اصحاب عیسی بن مريم باشد ودر آخرت به او مثل سلیمان بن داود در دنیا داده شود هرکه بخواند به عدد تکذیب کنند و تصدیق کننده زکریا ده حسنه به وی رسد هرکه این سوره را در شیشه پاک در منزل نگه دارد اصلا بدی به اهل آن خانه نرسد وخیر آن بسیار گردد و اگر آن را در آب شسته آب را بنوشد هر ترسی که دارد از بین رود
بچه ها سه تا از بچه ها واقعا دخترای خوبین.
ودر واقع فقط یکی شون هست که یکم مشکل روحی روانی داره. و همش تو فکر انتقام گرفتنه.
ینی شما فک کن به این از بستنی خودت ندی تا اخر عمرش داره فکر میکنه که جطوری انتقام بگیره.
دوتای دیگه واقعا باحال و خوش قلبن. یکی شون جنوبیه. یکی شون همون که گفتم تو روستا زندگی میکنه و محصولات ارگانیک میخوره. درسته یکم بی احساسه. فقط یکم شایدم من زیادی حس دارم. ولی بشدت دختر خوشگل و نازیه. و خوش ذات.
الان که بهتر داریم همدیگرو
بسم الله

































تولد حضرت عیسی (علیه السّلام) حضرت عیسی (علیه
السّلام) تولدی منحصر به فرد و شگفت انگیز داشته‌اند. مادرشان حضرت مريم
(سلام الله علیها) دختر حنا و عمران بود. حنا، مريم (سلام الله علیها) را
از همان ابتدا به معبد سپرد و او نیز تحت اشراف حضرت زکریا (ع
 
 دوازده ساعت مُک کار کردیم. یعنی اول از همه رفتیم، آخر از همه اومدیم. درها رو هم خودمون بستیم اومدیم بیرون. از تمام وجودم خاک داره بیرون میزنه. پوست دستمون رفته. دم چند تا گروهی که اومدن کمک و کارو تموم کردن گرم!
به زووور تا خونه خودمونو کشوندیم. اننننقد خسته ایم که جون نداشتیم درو بزنیم بیاد تو! بهش میگه مزه نمیداد دوتایی غر بزنیم، منتظر بودیم بیای سر تو غر بزنیم با اینکه تو هم دوازده ساعت کار کردی، ولی قطعا اندازه ما خسته نیستی. پس شام با تو!
دانلود آهنگ کهن دیارا از داریوش صدای گرفتش به گوشم رسید: نمیدونی چقدر سخته، یه عمر مواظب خودت باشی، یه عمر با احتیاط رفتار کنی، یه عمر مراقب باشی که پاتو کج نذاری، بعدش همون مردمی که همیشه ازت تعریف میکردن، همون مردمی که قبلا به اسمت قسم میخوردن، بهت تهمت بزنن. خوب بود که منو محرم دلش میدونست؟ لب زدم: مگه تو بخاطر مردم زندگی میکنی؟ مگه بخاطر مردم، پاتو از خط قرمزا فراتر نذاشتی؟ با بغض جواب داد: نه بخاطر مردم زندگی نکردم، اصلا درد من حرفای مرد
 
حضرت عیسی بن مريم بنا به قول مسیحیان در روز ۲۵ دسامبر سال اول میلادی یعنی ۶۲۲ سال قبل از هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در بیت لحم واقع در سرزمین فلسطین به دنیا آمد. اما با این حال، تاریخ دقیق میلاد ایشان مشخص نبوده و در این باره اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد. در چنین روزهایی مسیحیان جهان به دلیل میلاد حضرت مسیح علیه‌السلام و آغاز سال نوی میلادی به جشن و شادی می‌پردازند. این ایام فرصت بسیار خوبی است که از دریچه اسلام، زندگی حضرت مسیح
دانلود آهنگ بی مريم وای 
نام اثر : وای مريم
خواننده : کوروش اسدپور
آهنگ ساز : با بهترین کیفیت های 320 و 128 و متن آهنگ
 
 ۰۴ شهریور ۱۳۹۸
موضوع : دانلود تک آهنگ
دانلود آهنگ با کیفیت 320دانلود آهنگ با کیفیت 128
 
در دانلود آهنگ بی مريم وای شما همراهان همیشگی دش موزیک می توانید آهنگ جدید کوروش اسد پور به نام مريم وای های را دانلود کنید این آهنگ در دو کیفیت 320 و 128 همراه متن آهنگ و لینک مستقیم قابل دانلود می باشد امیدوارم از دانلود این آهنگ نهایت لذت رو
دانلود آهنگ روله از داریوش منتظر موندم منشی بیرون بره.شهاب روبروی امیر نشست، از پشت میز بلند شدمو کنار شهاب جاگیر شدم: شهاب نتیجه چی شد؟ پروژه ها رو بررسی کردی؟ بقیه ی روزو با حرف درمورد شرکت گذروندیم اما بازهم امیر نگاههای زیرچشمی بهم مینداخت. ***** پشت میز نشسته بودیمو شام میخوردیم. تموم مدت فکرم درگیر چیزهایی بود که تو گوشی مريم دیدم. فیلمها، عکسها، پیامها، چرا یه دختر باید اینقدر ذهنمو درگیر خودش میکرد؟ از کی شناخت مريم برام مهم شده بود؟
تو بنفش می پوشیدی و من سبز. می گفتی به آرزوهامون می رسیم #مظاهر . می گفتی اپلای می کنیم، اگه نشد لاتاری ثبت نام می کنیم. گفتم من رای سفید می ندازم، به سلامتیِ سفیدیِ چشم هات. حکم بازی می کردیم، گفتم حکم پیک باشه به سلامتیِ سیاهیِ مردمک چشم هات. دکتر بودی و کلاس کاریت بالا بود. من مهندس بودم و پاره وقت توی اسنپ کار می کردم و کلاس کنکور حسابان و عربی می ذاشتم. رژ لب کالباسی و فرموژه و بوت مشکیِ برّاق و ‌. (اجازه بده نگم!) . بچه ها می گفتن این هوسه نه عش
بازگشتِ تو خوب است، امّا، دیگر اسمی از آن زن نیاور!
هر زنی بود فرقی ندارد، بعد از این اسمی اصلاّ نیاور!
گرچه خورشیدِ بی‌آسمانم، می‌توانم درخشان بمانم
هی نگو اسم معشوقه‌ات را! ماه در روزِ روشن نیاور!
من فقط دوستت دارم و بس؛ خواهشی هم ندارم جز این که:
ماجراهای بی‌قیدی‌ات را، گوشه‌ی حُرمتِ من نیاور!
این‌همه گل که دیدی و چیدی، شک ندارم که حتماً شنیدی:
عطرِ مريم فقط ماندگار است؛ بی‌خودی لاله سوسن نیاور
یوسفِ بی‌ملاقاتیِ من! - گرچه با دست‌های
دوشنبه ی دوست داشتنی باشد
روبروی کافه نادری روی نیمکت نشسته باشی
ساعت نزدیک ۴ عصر باشد
منتظر شروع کلاس استاد عیسی باشی
و مريم همکلاسی هنرمندت اینگونه غافلگیرت کند!
وه که چه لحظات زیبایی بود
مريم جان ممنونم از لطفت و تشکر بابت هدیه ی ارزشمندت❤

+ برای خواندن پستهایتان میایم. به زودی
سلام
آقا من یه سوال دارم شاید جالب باشه و شایدم مسخره اما واسه من مهمه سوالم. من یه پسرم با پوست سفید. خیلی شیر برنج نیستم ولی در حد دخترها سفیدم.!
بعد من تو دانشگاه یک سری دخترها رو میبینم یه روز سفیدن، یه روز سیاهن، آخر من نفهمیدم اینا رنگ پوست واقعی شون چیه؟، سفیدن و برنزه میکنن؟، یا سبزه هستن و سفید کننده میزنن؟، شاید بگید این چه موضوع مسخره ایه و نژاد پرستیه و اینا ولی به نظرم اگر یه دختر سفید بگیرم واسه آیندم بهتره. 
فقط میخواستم بپرسم که
نمی دونم چرا جدیدا هر کی بهم پیام می ده ناراحت می شه !
امشب برای دومین بار یه مکالمه نصفه رها شد و آخرین پیام از طرف من بود. امشب آقای عین و اون شب راضیه
(اصلاحیه : نه بابا مگه میشه آقای عین ناراحت بشه از من!! یکی از آرزوهامه ازم ناراحت شه:)) 
 
+ تو که مثل گل می مونی و اگه مهرمو ازت بردارم حالت خراب میشه چرا با من چون می کنی؟ چرا؟ نباش مثل بقیه 
ولی من بازم بهت فرصت می دم. زیادی ریشه کردی توی خاک
(برای گل مريم)
 
+ امسال یه حس متفاوتی داشتم به اعلام نتیج
دانلود آهنگ علی کنکوری از داریوش به خرج دادن این همه شیطنتو داره،استاد برگشته بودو به سمت دوربین نگاه میکرد، اما صدای مخاطبش منو متعجب کرد " استاد چرا اینجوری نگاه میکنید؟" کسی که مشتاق بودم بشناسمش مريم بود، کسی که سرشار از شیطنت بود . به یاد روزهای اول اومدنش افتادم، روزهایی که مدام سربه سر دیگران میذاشت و خونه پر میشد از صدای خنده هاش. چند وقت میشد که دیگه دست از شیطونیهاش برداشته بود؟ خسته شده بود یا دل و دماغ این کارها رو نداشت؟ من مانع
1. دیشب (درواقع 11 آذر) طبق معمول خواب دیدم دارم پرواز میکنم خیلی خوبه  الان چندین ساله خواب پرواز میبینم  و یجوری هم شروع میکنم به پرواز که یکم باید تمرکز کنم بعد بپرم خیلی واقعیه حسش، درحدی که تلاشمو برا از زمین جدا شدن حس میکنم حتی 
2. برام شلوار تو خونگی 450 هزار تومنی خریده :))) چی بگم بهت؟ اسپیچلس ام
3. اون روز صبح عین هاپو بودم ولی راننده تاکسی آهنگای حبیب رو گذاشته بود و چقد حالم خوب شد فکرکنم دوباره باید آهنگاشو دانلود کنم
4. اونا
عمود ۶۰۰ جایی برای استراحت پیدا نمی کردیم. از زانو تا نوک انگشتهای پاهام درد می کرد. انگشتهام  تاول زده بود.فقط یه جا برای استراحت بودیم.موکب ها همه پر شده بود.یه آقای اومد سمت ما 
گفت :مکان ؟
حسین اقا سرشو ت داد
با دست اشاره کرد دنبال ایشون حرکت کنیم
به مريم گفتم بپرس موکب داره. مريم پرسید و آقای عراقی سرشو ت داد 
داخل یه کوچه تاریک رسیدیم 
همه پشت سرش راه می رفتیم 
گیر ماشینشو زد 
۵ نفری یه قدم به عقب برگشتیم 
من گفتم نمیام. مريم تشک
دانلود رمان دسیسه بهشت نودهشتیا
دانلود رمان دسیسه بهشت نودهشتیا
دانلود رمان دسیسه بهشت داستان راجبع به دختری به نام مريم هست که سخت تو مشکلات زندگیش غرق شده. مريم داستان ما به دنبال کار وارد خونه ای میشه که پنج پسر داخلش زندگی میکنند؛ پنج پسر با شخصیت های متفاوت. مريم با هر تصمیم مسیر زندگیش رو تغییر میده و در این بین صاحب خونه که زن  هست گذشتش رو برای مريم روایت میکنه
ادامه مطلب
دانلود اهنگ جدید تتلو به نام نوازش
♫♫
رو به راه نیست احوالم ، شبا بد روزا درگیرِ کارم
حالم خوش نی ، تو منو کشتیــ
پشتِ پنجره میشینم و خنده این پشت نی
اخما توو هم ، غُصه ها کوهن
انگار مجبورم که ازت دورم
بی تو این شب ها چقده شومن
چقده رفتارت تاثیر داره رو من
نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
نه میتونم با غمِ تنهایی سازش کنم
نه غرور اجازه میده که به تو خواهش کنم
ولی من دلم پَر میزنه موهاتو نوازش کنم
نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
نه میتونم ب
ازم پرسید: امروز چطور بود واستون؟ روز خوبی داشتین؟
گفتم: شکر خدا، البته می دونین که کار ما کارگریه. کارگری دندون های مردم. 
خندید.
-جدی میگم. اصلا من دقت کردم معمولا هر کس به یه نوعی کارگره. ما هم همین طور فقط اسمش شیک و پیکه! 
سر ت داد: خب اسمش روشه، کارگر! از کار میاد. طبیعیه نه؟
من هم لبخند زدم و تایید کردم.




+ اینو از دوست جانِ هنرمندم هدیه گرفتم و از بس خوشگله می خوام توی پستو قایم کنم واسه خونه خودم. :-)
"درد است که آدمی را راهبر است. در هر کاری که هست، تا او را دردِ آن کار و هوس و عشقِ آن کار در درون نخیزد، او قصدِ آن کار نکند و آن کار بی درد در او را میسر نشود – خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره.تا مريم را دردِ زِه پیدا نشد، قصد آن درختِ بخت نکرد که:
 او را آن درد به درخت آورد، و درختِ خشک میوه‌دار شد.
 تن همچون مريم است، و هر یک عیسی داریم: اگر ما را درد پیدا شود، عیسای ما بزاید، 
و اگر درد نباشد، عیس
امروز تولد مريم است. در واقع امشب. همین لحظه که دارم تایپ می‌کنم تولد مريم است. مريم که به جان من بسته است. خواهرم. همین حالا که من دارم صدای یک رپ آلمانی را از واحد آن‌طرف‌تر می‌شنوم و رخت بیچارگی بر تنم نشسته است خانواده‌ام شب تولد مريم دارند دور هم جشن می‌گیرند و من خاک بر سر اینجا دارم فکر می‌کنم حتما خیلی آدم موفقی می‌شوم اگر چند هزارکیلومتر این‌طرف‌تر دکترا بخوانم. خواهرم را نبینم. بزرگتر شدن دخترش را نبینم. توی نوجوانی بغلش نکنم. و
رمان قلب سوخته
دانلود رمان قلب سوخته اثر س.شب با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
داستان رمان درباره دختری به اسم سپیده است که یک زندگی عادی دارد ولی در یک شب بارانی سانحه ای برایش پیش می آید که سرنوشتش تغییر میدهد ، عشق ممنوعی را تجربه میکند که راه فراری از آن ندارد …
خلاصه رمان قلب سوخته
ماجرا از اینجا شروع شد که با صدای مادرم از خواب بیدار شدم . پاشو دختر چقدر میخوابی مگه تو ساعت ۸ کلاس نداری!
بازم کلاس
گفته بودم شبها میرم تو یه فست‌فود کار میکنم؟
یکی از این چراغهای سقف، پِرپِر میکرد. واقعا رو اعصابم بود . هم من و هم مشتریانِ گرامی. 
این گوشه، یه آقایی با کلاه کامواییِ قرمز با خط های راه‌راهِ آبی و یه نخِ بلند که یه منگوله بهش وصل بود و تا نزدیکای گردنش اومده بود، فلافل و اون گوشه، یه بابای دیگه با ریشهای اتو کشیده، همبرگر نوش جان میکردند.
ساعت نزدیکای 2 شب بود و مطمئن بودم دیگه مشتری نمیاد. پیچ‌گوشتی برداشتم و رفتم رو پنجه هام و تا جایی که ات
گفته بودم شبها میرم تو یه فست‌فود کار میکنم؟
یکی از این چراغهای سقف، پِرپِر میکرد. واقعا رو اعصابم بود . هم من و هم مشتریانِ گرامی. 
این گوشه، یه آقایی با کلاه کامواییِ قرمز با خط های راه‌راهِ آبی و یه نخِ بلند که یه منگوله بهش وصل بود و تا نزدیکای گردنش اومده بود، فلافل و اون گوشه، یه بابای دیگه با ریشهای اتو کشیده، همبرگر نوش جان میکردند.
ساعت نزدیکای 2 شب بود و مطمئن بودم دیگه مشتری نمیاد. پیچ‌گوشتی برداشتم و رفتم رو پنجه هام و تا جایی که ات
رمان قلب سوخته
دانلود رمان قلب سوخته اثر س.شب با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
داستان رمان درباره دختری به اسم سپیده است که یک زندگی عادی دارد ولی در یک شب بارانی سانحه ای برایش پیش می آید که سرنوشتش تغییر میدهد ، عشق ممنوعی را تجربه میکند که راه فراری از آن ندارد …
خلاصه رمان قلب سوخته
ماجرا از اینجا شروع شد که با صدای مادرم از خواب بیدار شدم . پاشو دختر چقدر میخوابی مگه تو ساعت ۸ کلاس نداری!
بازم کلاس
با صدایِ بابا از خواب بیدار شدم. مريم هم بیدار شد. پاشدم و رفتم داخلِ حیاط. هوا هنوز تاریکِ تاریک بود و ستاره‌ها در آسمان پهن بودند. شیرِ آبِ حیاط را باز کردم و آبِ نیمه سردی به صورتم زدم و وضو گرفتم. برگشتم به اتاق. مريم سجاده را در گوشۀ اتاق برایم پهن کرده بود. وجودم را به وجودش پیوند زد با گوشه‌ای از سجاده. از پیشش رفتن برایم سخت تر شد. دیشب موقع خواب، قطره‌هایِ اشکِ مريمم از گوشه چشمش قِل خورد و بر روی بالشت ریخت. دلِ کوچکش طاقت دوری نداشت. در
بیست و پنجم دسامبر سالروز تولد پیامبر صلح و دوستی، مهربانی و مودّت عیسی مسیح(ع) است. پیامبری که به تصریح قرآن، بی پدر و از مادری باکره چون مريم که تمام عمر خویش را به عبادت و بندگی خداوند صرف کرد و سرانجام با زادن فرزندی پاک و مبشّر روح القدس اجر و مزد عبادات خویش را در دنیا و آخرت گرفت.
 
                      مريم مادری پاک  
اضطرابی عجیب درونش را فرا گرفته بود؛ امّا گامهایش را محکم و استوار برمی داشت، کودکی را که در آغوش داشت به نزد قومش آورد.
بسم الله  الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است حضرت مريم سلام الله علیها-اولا چر گلوی حضرت مريم سلام الله علیها باز است-؟؟ چگونه است اسمای مادر ایشان وپدرایشان دراسناد مشکو ک است؟؟ وچگونه میتواند به امطالب دیگر به راحتی پی برد- بعضی ها معتقد هستند که اسم پدر یحویا قیم- مادر -ان مقدس بوده است-که در انجیل  جمیس امده  است- ولی درفیلم سریال  حضرت مريم صلواته الله علیها   فیلم بسیاراموزنده وسازنده مادر حضرت حنان وپدر حضرت عمران امده است  ولی در انجیل م
جمعه تالار خون بود. خاک باران خورده. دوش بعد کسالت. زل زدن وقت می گرفت. خون شره می کرد. از رگ به دست. از دست به میخ. از میخ به زمین. جلجتا. سرود بلند هستی در کف باد. دست گشوده بود و سر به زیر انداخته بود عیسا. زخم می خراشید. فریاد مقدور بلندا. قدم های آرام مريم. تصلیب تند عیسا. شبیه زبان الکن موسا. سلاخی گوشت از پوست. آه کوتاه عیسا. شیهه کشدار آسمان. حسرت نگاه زمان. بو کردن سنگ بود. خواستم بنویسم مرثیه. قلم گریست. گرفتن شرح جنازه از ملکوت. چوب و صلی
      طاهره میراخرایی. _ مريم باباجانی. _ شمیم رهایی راهی_ سعید میرزایی __شیدا ترابی زاد __ میربلوک شایاندوست __سید رضا اردبیلی __ رامون فدایی بیابانی __سید فاطمه مسلمی __ مريم تقدیری نوری __ کمیل فلاح _میلاد تیرگانی __شهاب مظفرزادگان __تهمینه سودمند _ علی میلانی پور _ زهرا درخشنده هادین __ادموند ترابیان __انیس خواجطوریان__راموند آراراتی _سمانه نیازی __لادن مازدی بیرانوند__سید ربابه سبز پیشخانی _کامران پوردادگر__احمد لهراسبی انارکی__قاسم کتخدامن
سلام :)شاید این صدمین باری باشه که وبلاگ میسازم . آره هیچ جا مثل وبلاگ نمیشه ، اولین باری که وبلاگ میساختم اصلا نمیدونستم اسمش چی هست. تازه وارد دنیای اینترنت شده بودم و دلم میخواست منم از این صفحه ها که خوشگله و توش شعر مینویسن داشته باشم . بلخره بعد از اینکه تقریبا صد تا کارت اینترنت تموم کردم فهمیدم اسم این صفحه های خوشگل وبلاگ یا وبسایته . اولین وبلاگی که ساختم تو پرشن بلاگ بود . که خب خیلی فضاش نچسب و غیر قابل قرتی بازی بود . برای همین گشتم و
صدای مظهر خالق، پیرو و پدرم، استاد فرزانهٔ خوشنوای کُرد، حالم را جوری می کند، طوری می کند که عالی می شود. از لالایی هایش تا مريم سابلاغی. خدا حفظ کند ماموستا مظهر خالقی
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
 
سلام به دوستای گل پاتوقی
دوستان وبلاگ مريم جونم به دلایلی که خودشون تو وبلاگ توضیح دادن میتونید برید بخونیداینجا 
ادرسش عوض شده دوستانی که پیج خوشگلشو دنبال میکردن برند ادرس جدیدشو دنبال کنند وکسایی هم که ایشونو نمیشناختند پیشنهاد میکنم حتما به وبلاگش سر بزنید وبلاگش عالیه
دوستای گل ادرس جدیدشم تو پیوندهام هست میتونید از اونجا وارد وبلاگ خوشگلش بشید
 
مريم عزیزم من میدونم که وبلاگ جدیدت بهتروخوشگلتر از وبلاگ قبلیت میشه من به تواناییات
اولا بگم سیمایی 100 روزگیت بسیییی مبارکککک ایشالله 94837366438سالگیت
دوما اینجا گذاشتم ک عشقم بره مالا منو ببینهعررررررر عشقمممممممم
دلم تنگه
پستش از طرف منو همسری عشقم نتونست خودم نهادیدم.
خب
کوکی واس اون خوشمله کیه❤
جیسوگ:چشاتو درویش کن.اون خوشگله عشق منه
 
الهییییی کوکی
گلاااااااشششش
جیگر کی بودی بوگو اخه کی بودی
_سیما بودم
_جیگر جیسوگ
این خوشمل بالایی کیه هان؟
سیما خوشمله
اونی جیسوگ خدایی قدر این عشق خوشملتو بدون.
عررررررررر عین من
دانلود آهنگ چی میشه از پازل بند با خشم به طرف امیر برگشتم و گفتم :خفه شو امیر. اینقدر حرف نزن. قسم میخورم اگه یه بار فقط یه بار دیگه ببینمش بدجوری ازش انتقام میگیرم. برای امروز بسه برمیگردیم هتل. اعتراض کرد: اما . بین حرفش پریدم: اما و اگر نداره من میرم تو اگه دلت میخواد همینجا بمون و هر غلطی میخوای بکن. پشتمو به امیر کردم و به سمت تاکسی ها حرکت کردم. امیربا کمی مکث به دنبالم حرکت کرد: حالا فهمیدم که اصلا اعصاب نداری . با هم میریم، میترسم با این حا
یاداور اینستاگرام میگه ۳۶۵روز گذشته از اون یکشنبه ی تباه و سیاه
ازون لحظه ی نکبت باری که گفتی "تموم شد"
وویس دادم،پی ام دادم و پشت هم گفتم چی تموم شد
باورم نمیشد
ما خیلی امید داشتیم که بهمون برش گردونی،من رو همین حساب کل اون یک ماه قبل و به محیا دلداری میدادم.
خوب یادمه
شام مرغ داشتیم،خونه ساکت بود،سه تایی سکوت کرده بودیم،غذا ماسید،تحملم تموم شد وقتی که داشتی دیس برنج و خالی میکردی تو قابلمه با بغض گفتی "امشب بدون درد میخوابه"
بدنم یخ کر
امروز که اولین بارون درست حسابی پاییز ۹۸ بارید . ! 
جالبه آب و هوا شبیه هرسال شده و خاطرات همه سال ها رو یادآوری می کنه. 
و جالب تر که من سال به سال دارم سرمایی تر می شم. دیگه مريم که همیشه مسخره ش می کردم چرا تا یه نسیم میاد سوییشرت می پوشه، امروز مريم داشت به من می خندید و واقعا خیلی سردم بود. 
مريم دستمو گرفت و مشت کرد دور لیوان چایی نذری که گرفته بود. گفت فاطمه تنها نیستی ما هستیم خوب شو.
خیلی ناشکرم که خوب نمیشم؟ 
امیدوارم این گلو درد هم مثل ق
دانلود آهنگ خاموش نمیرید از داریوش فقط اجازه ی تماس با خونوادشو بهش میدادم. با صدای بیرون کشیده شدن صندلی، به منبع صدا نگاه کردم. مريم از جا بلند شد، درحالی که هنوز نیمی از محتویات بشقابش، باقی مونده بود. با کمی اتلاف وقت، منم بلند شدم، صدای زیبا بلند شد: آریا جان شما که هنوز چیزی نخوردی. با گفتن اشتها ندارم، مانع سوالهای بیشترش شدم، اما چرا کم اشتهایی مريم روی منم تاثیر گذاشته بود؟ پری بلند شد: عزیزم، انگار کسلی، امشب بیام پیشت؟ نه محکمی گفت
کارت حافظه گوشی به عنوان یکی از زنجیره های بدبیاری دوره ای دهه اول آبان سوخت. صداهای ضبط شده خودم، مامانم، دوستانم به علاوه حدود ۵۶۰ تا عکس و فیلم که اکثرا همون یه دونه رو ازشون داشتم با حدود ۶۰۰ تا فایل شنیداری حاوی درسگفتار و آلبوم های موسیقی که در طول سه سال جمع شده بودن همه پرید. چاره ای نداشتم جز فرمت کردن و شروع دوباره. یک هفته ده روزی گذاشتم به حال خودش شاید برگرده ولی برنگشتنهایتا گفتم فدا سرم و فرمت کردم گفتم دوباره ضبط میکنم دوبار
نمی دونم چی میشه که گاهی دلم نمی خواد توی این وبلاگ بنویسم و مدتها بی خیالش میشم . ولی بعد یه موقعی هم هوس می کنم بیام اینجا بنویسم . 
مشغله های زندگیم خیلی زیاد شده . خیلی خسته میشم . توانم کم شده . دیگه انگار حوصله و توان روحی هم ندارم برای خیلی از مسائل . 
چند روزه که اصلا توی یه حال عجیبی هستم . از روز اخر خرداد ریختم به هم . هی سعی می کنم بی خیال باشم و غرق بشم توی همین روزمره های زندگی . ولی گاهی به خودم میام میبینم یه اندوه عمیق و عجیبی
صفحات تاریخ گواهی میدهد که:زندگانی رهبر عالیقدر مسلمانان،از اغاز کودکی تا روزی که برای پیامبری برگزیده شد؛متضمن یک سلسله حوادث شگفت انگیز استو تمام این حوادث شگفت انگیز ، جنبه کرامت داشته و همگی گواهی می دهند که حیات و سرگذشت رسول گرامی یک زندگانی عادی نبوده است .
۱-تاریخ نویسان،از قول 《حلیمه》چنین نقل می کنند که او میگوید:انگاه که من پرورش نوزاد 《آمنه》را متکفل شدم؛در حضور مادر خود،خواستم او را شیر دهم. چپ خود را که دارای شیر بود در
‼️‼️تور کیش‼️‼️
تور 3 شب و 4 روز
✈️با بلیط رفت و برگشت هواپیماویژه تاریخ 7 دیاستقبال فرودگاهی‍♂️تخفیفات گردشگریگشت جزیره رایگانورودی شهربازیورودی سافاریسینما ۷ بعدی⏰با بهترین ساعت پروازی
پانیذ.840تعطیلات.990پارس نیک.1050گاردنیا1370ارامیس1350سورینت مريم.1420هلیا.1430 اریان.1450فلمینکو ویلایی1470فلامینگو هتلی.1630سورینات مريم.1670پار
در جدید‌ترین شماره‌ی نشریه‌ی Notices از سلسله نشریات انجمن ریاضی آمریکا، مقاله‌ای ویژه به منظور یادبود ریاضی‌دان فقید ایرانی خانم مريم میرزاخانی به چاپ رسیده است. این مقاله به زبان انگلیسی است و البته مطابق تمام مقالات ویژه‌ی این نشریه کمی طولانی. 

در هر شماره از این نشریه مقاله‌ای ویژه به زندگی و کارهای یک ریاضی‌دان شهیر می‌پردازد که معمولاً هر کدام از این مقاله‌ها مجموعه‌ای نقل قول از همکاران و دانش‌جویان وی می‌باشد. از طریق لینک
دانلود آهنگ شام مهتاب از داریوش نگاه تیزبین آرتا روی مريم میرفت و برمیگشت، تموم حرکات مريمو زیر نظر داشت. با دقت گوش میداد حرفایی که بین مريمو بچه ها ردوبدل میشد. وقتی که خوب مريمو آنالیز کرد، وقتی خوب مريمو سبک سنگین کرد چشمای پرسشگرشو به سمت من برگردوند: خب؟ مثل گناهکارا به تقلا افتادم برای رهایی از بازجویی: اسمش مريمه، چندماهی میشه که باهاش ازدواج کردم. ابرویی بالا انداختو دوباره نگاه برگردوند به سمت مريمی که با لبخند گشادش به مهبد نگاه
به گزارش همشهری به نقل از رکنا، رسیدگی بوسیله این پرونده از اواخر پاییز ۹۷ با رجوع بکر جوانی به نام مريم به کلانتری در مغرب تهران شروع شد. وی به صاحب منصب پرونده گفت: مدتی پیش در سلمانی با زوجه جوانی آشنا شدم. پس ازآن از مدتی قرار شد دوست شوهرش را برای شویی به من معرفی درنگ. یک روز با بی آرامی به محل قرار رفتیم اما در بین اسلوب سرزده همسر فریبا با یک تیغ موکت بری مرا تهدید کرد و حتی با همان بلور ضربه ای بوسیله پایم زد و از غلام انتظار گوشی تلفن
یک آهنگ از بلک‌کتز و لس‌آنجلس» جلال همّتی را برای برادرم فرستادم که حالا رسیده آن سر دنیا و بی‌که حواسش باشد دیگر دوازده ساعتی اختلاف زمان داریم شش عصر پیام می‌دهد: چرا بیداری کفتار؟». تخته وایت‌بوردش را بلند کردم و لیست کارهای به تعویق‌افتاده را نوشتم، کتاب‌های قرضی پس‌داده نشده،  کارت غیرفعّال، پی‌گیری کارت ملّی و دندان‌پزشکی و امثالهم. بعد چهارزانو نشستم روی تخت و زل زدم به روبه‌رو. راستی‌راستی ذهنم خالی شده. خرفت شده‌ام.
از م
دانلود آهنگ گلایه از داریوش بخاطرسوتی وحشتناکی که دادم، محکم به پیشونیم کوبیدم . صدای دست زدنهای مرتب امیر روی مخم بود، نگاهمو بالا گرفتم با چشمای خندان و شیطون امیر روبرو شدم: پس مريم خانومم بیکار نبوده و یه هنرنمایی هایی داشته، کم کم داشتم ازش نا امید میشدم. راهی برای انکار نداشتم، امیر با شیطنت نگاهم میکردو منتظر پاسخ من بود اما هیچ جمله ای به ذهنم نمیرسید. امیر لبخندی زد: نمیخواد اینقدر به خودت فشار بیاری تا جواب پیدا کنی. حالا راستشو بگ
فرقه رجوی که عادت به ناهنجار نمودن هر نوع ایدئولوژی، فرهنگ و هرآنچه موجب بقاء تعادل و انسانیت است، دارد. پس از حذف مسعود رجوی توسط مريم و همدستانش، حتی به تفکرات فمنیسم هم هجوم بردند و آن را نیز به ناهنجاری، باورنکردنی تبدیل کردند.اصولاً فمنیست ها بدنبال توازن و تعادل قوانین و حقوق اجتماعی برای زن ها و مردها هستند. اما مريم رجوی با خویی درنده نسبت به جنسیت مذکر، چنان مردها در فرقه رجوی را سرکوب کرده و اصطلاحاً نطقشان را کشیده که حتی هیچ یک ا
دانلود آهنگ پسرم از داریوش آرتا هم شد. میدونی روز طلاق بهم چی میگفت؟ میگفت فکر میکردم باهوشتر از اینها باشی، اما تو خیلی دیر فهمیدی. میگفت غرورت، توهم زرنگیت، تو رو به اینجا کشوند. نفرتم نسبت به شیوا بسط پیدا کرد، هر روز و هر روز بیشتر شد، کم کم به جایی رسید، که از تموم دخترهای محجبه متنفر شدم. خروج دست مريم از دستم، بهم ثابت کرد منظورمو فهمیده. خواست بلند بشه اما نذاشتم، اونو کشیدم توی بغلم، مقاومت کرد: ولم کن آریا، تو بخاطر یه نفر دیگه منو مج
هفته قبل یه فیلم دیدم
 
به اسم official secrets
 
فیلم واقعیه
یعنی از یه ماجرای واقعی گرفته شده.
 
و درباره زندگی کترین گان هست که به عنوان کسی که شنود میکنه یه سری از تماس های مرتبط با زبان هایی که بلد هست رو وارد یه ماجرا میشه.
 
در واقع متوجه میشه که بریتانیا و امریکا دست به دست هم دادن که به عراق حمله کنن و تمام دلایلشون که عراق سلاح کشتار جمعی داره هم دروغه. خودشون هم میدونن ولی عمدا دارن اینکارو میکنن که به منابع طبیعی عراق دست پیدا کنن.
 
میره و ای
.
کلافه‌ایم از این فصلِ ناخلف، دیگر
چرا بهار نمی‌آید این طرف، دیگر؟
چگونه با قلم و نان به خانه برگردد -
پدر که له شده در ازدحامِ صف، دیگر
کدام خانه؟ که اصلاً وطن نباید گفت -
به این مساحتِ ویران - مَع‌َالأسَف - دیگر
نه مريم آینه دارد، نه یاسمن شاد است
که خاک هیچ ندارد - مگر علف - دیگر
براهنی! چه کنم در سکوتِ این سرسام؟
نمی‌زنند ن دف دَدَف دَدَف، دیگر
زبانِ مادری‌ام در رسانه مُثله شده
چهار نقطه مگر مانده از شرف، دیگر؟ -
که شعرِ تازه به دنیا بیا
دانلود آهنگ صدایم کن از داریوش نابود میکنه. هزاران سوال توی ذهنم بود و پاسخی پیدا نمیکردم. وقتی دیدم حصار دستهای آریا کمی آزادتر شد، وقتی دیدم آریا به جابجا شدنم توجهی نکرد، از کنارش بلند شدم، شک داشتم آریا بعد از اون همه خوردن نوشیدنی، یادش بمونه چی گذشته، شک داشتم بشه همون آریای مهربون که منو بدون هیچ چشم داشتی به خواب دعوت میکرد. به آرومی از تخت پایین اومدم، به اتاقم رفتم و بعد از خوندن نماز صبحم خوابیدم. آریا غلتی زدم، می خواستم مريمو مح
پسرم سرما خورد و همه کارهاش با منه. شبها سرفه میکنه از خواب بیدار میشه دیگه نمیخوابه و لج میکنه و در تمام این مراحل منم که باید پا به پاش بیدار باشم و بهش شیر بدم و به زور بخوابونمش.
امروز نوبت دکتر دارم بعد از اداره میرم پسری رو از خونه مادرشوهرم میگیرم و میبرمش دکتر.
این دکتره همیشه مطبش شلوغه واقعا حوصله نشستن و منتظر شدن تو مطب روندارم ولی از منشی میپرسم اگه قراره طول بکشه با پسرم میرم پاساژ نزدیک اونجا یه کیف اداره برای خودم بخرم.
هفته قبل
یک دختری توی توییتر هست که بهش حسودی میکنم چون نقاط ضعفی که من دارم رو نداره و خیلی بهتر از من عمل میکنه. امروز تصمیم گرفتم گزارش مورد اپتیک نوریتیس رو بدون وسواس فکری و عملی بنویسم و نگران نباشم. بعدش هم ایمیل بدم به استاد.
--
تا ظهر کار کردم ولی دستاورد خاصی نداشت. درس میخونم الان. 
دارم فکر میکنم چققدررر راسته که از روی ظاهر زندگی بقیه نباید قضاوت کرد و اینا. مثلا خود ما ظاهر زندگیمون شاید خییلییی خوب بنظر برسه از نظر خیلیا و شاید بگن اینا دیگ
دانلود آهنگ سال دو هزار از داریوش لبخندش پررنگتر شد: یعنی الانم میتونم زنگ بزنم بهشون؟ فقط سرمو به نشونه ی تایید ت دادم، یه لحظه حس کردم لبهای نرم مريمو که روی گونم نشست و جدا شد : عاشقتم آریا، ممنون. شوک بزرگی بهم وارد شد، نمیتونستم حتی ت بخورم، گرماشو هنوز میتونستم احساس کنم. و جمله ای که گفت، کاش یه تعارف ساده نبود، جمله ای که به تعدد از زبان مريم شنیده بودم به مناسبت های مختلف به زیبا، پری و حتی زینب خانوم. کاش یه جمله ی ساده ی دم دستی
دانلود آهنگ هم صدا از داریوش کمی مکث کرد: بعد از رفتن تو یه حرفایی تو محل پیچید، از ماجرای محمد که باهام سنگین شده بودن، بعد از تو که دیگه جواب سلاممو نمیدادن. بینیمو بالا کشیدم: مگه پشت سرم چی میگفتن؟ آه بابا قلبمو به درد آورد: چی بگم بابا جون؟ میگفتن دخترشونو فروختن، بعضیهام میگفتن، دخترشون تا چشم بابا و مامانشو دور دیده، خودشو به یه پسر پولدار آویزون کرده و رفته. روتختی رو چنگ زدم تا صدای هق هقم بلند نشه، اشکام تموم صورتمو پر کرده بود، آریا
 
همون شبی که حس کردم دارم باهات صمیمی میشم و این چقدر حس خوبیه !
تو جرئت حقیقت تو تلگرام تو گروه چهارنفره موقتیمون گفتی رو فلانی که تو کلاسمونه کراش دارم :(
من در اون لحظه خیال پردازی های فانتزیم سکته کردند:)
گفتم نه نه این خط قرمزه !
برات خوشحال شدم !
کلی کلی استیکر و گیف پر هیجان و خنده دار فرستادم.
گفتی دختره ازم دوسال بزرگتر و خودم امشب که فهمیدم دپرس شدم
من اولین نفر گفتم : مگه سن مهمه؟! :|
اون یکی دوستم گفت : مهم اینه خوشگله
و اون شب کذایی بعد
دانلود آهنگ بی تاب از پازل بند نازنین چیزی نمیگفت و حالت تفکربه خودش گرفته بود. شکوه با یه سقلمه آوردش توی این دنیا و گفت: چته ؟ چرا تو چیزی نمیگی ؟ کجا سیر میکنی؟ نازنین با دستش، محل مورد هجوم واقع شده رومالش داد: خاک به سرت مريم. آخه دختر عاقل اینکارا میکنه؟ واقعا که خری. با دهن باز به نازنین نگاه میکردم و حرفاشومی سنجیدم. نازنین چرا اینجوری میکرد؟ نازنین با دست دهن وامونده منو بست: مگه دروغ میگم. تو اصلا چه طور دلت اومد به همچین پسر خوشگلی و ج
من: خب اینم از این. بچه‌ها فهمیدید؟ کسی سوالی نداره؟ همه: بع. لللللللله. نـَ خییییییییییییر. من: چرا هیچ وقت شما سؤالی ندارید؟ واقعا برام سؤاله :| اولی: خانوم گفتید سوال من از اول سال میخوام یه سوال ازتون بپرسم؟ من: ( در حالی که با ذوق و شعف نیشم‌ باز می‌شود) چه عجب! بپرس. اولی: خانوم شما دوست پسر دارید؟ دومی: خاک بر سرت با این ذهن منحرفت. سومی: این چه سوالیه مگه کسی هم پیدا میشه که دوست پسر نداشته باشه. من:  :| دومی: دهن هر دوتاتون سرویس. چهارم
سلام دلبرا
خوب دارم بهتر میشم کم کم ولی همچنان حس تنهاییه همراهم هست حتی بلا به دور گاهی به ازدواج فکر میکنم. امروزم روز کاری سنگین و سختی بود، صبح که میرم دفتر شلوغه تا خود ساعت ۴. تریونم کمک میکنه همچنان و هوامو داره این وسطم گاهی کرم می ریزه که من اذیتش کنم. اقا من یه اعتراف کنم؟ من بسیار ادم هیزی هستم کار پسرهای خوشگلو زودتر راه میندازمبعد امروز یه مشتری داشتیم دانشجو دکترا ماه عینهو حضرت یوسف طور اصن حیف متاهل بود جیگری بود محجوب اصن بهش
فکر می کنم وقتی ۷ ماهش بود و اولین بار بود که می دیدیمش این عکسو گرفتم، یه دختر کوچولو قد نخود؛
این عکسو امشب گرفتم:
حالا تقریبا ۳ سالشه. مامانش فردا دفاع پایان نامه ارشدشو داره. التماس کرده اگه نریم دفاعش، پس فردا ما رو می بره بیرون اینقد استرس داره. 
داشتم فکر می کردم تو سه چهار سال اخیر چه اتفاقای متفاوتی تو زندگیش افتاد. حداقل اینکه فرصت دو سه سال بزرگتر شدن با دخترشو تجربه کرده تا حالا دلش واسه شیرین زبونی هاش ضعف بره
+ امروز قرار بود بریم
یا من هو صانع کل شیء
 
 
امروز داشتیم با بچه ها حرف میزدیم، الهه میگه : پاشیم بریم چهارسو.»
منم با ذوق از تجربه دفعه قبل که رفتم چهارسو گفتم. الهه گفت که اونها که رفتن، رستوران هم رفتن یه چیز خوردن.
بعد میگفت سفارش که میدادی بهت یه چیز میدادن حالتِ بن مانند. میتونستی بری تو پاساژ بگردی تا سفارشت آماده شه. سفارشت آماده میشد اون بُن عه ویبره میکرد متوجه میشدی میرفتی سفارشو دریافت میکردی :)))
با شوخی قرار گذاشتیم در هزینه ها صرفه جویی کنیم پاشیم ب
در اعتراضات اخیر ایران بعضی ها خواستند که این مسائل را به نفع خود ضبط کرده ومثلا وجهه ی برای خود درست کنند.یکی از این گروه ها باند رجوی بود که هر روز یک بیانیه یا پیام داده وحسابی جنجال براه انداخته بود.طوری شده بود که مرحوم مسعود هم نخواست که از قافله عقب بماند وپیام شماره 16 خود را منتشر کرد.مريم هم درکمپ آلبانی طی مراسمی به جوانان شورشگر پیام داد که ما اقلا درآذربایجان ذره حضوری ازاین شورشیان او ندیدیم!درایران وبخصوص در دیار ما نه خواه
سکانسی از فیلم کنعان هست که وقتی  برای اولین بار دیدم یه حس آشناپنداری خاصی رو در من زنده کرد. برای مدتها تصویری در ذهنم از جایی که دوست دارم در اون زندگی کنم داشتم اما نمیتونستم اون رو درست نقاشی کنم. انگار اون تصویر با یه طلق خاکستری پوشیده شده بود ولی مانی حقیقی با این سکانس اون طلق رو برداشت. علی ( بهرام رادان ) برای چند روز به مسافرت رفته و کلید خونه اش رو برای اولین بار به مینا ( ترانه علیدوستی ) داده تا وقتی نیست به گل هاش سر بزنه و به اونا
خرید آپارتمان، تهران منطقه 1، الهیه، مريم غربی
مساحت: 315 متر
 
تعداد اتاق: 3
 
وضعیت بنا: 11 سال ساخت
 
طبقه: 2
پارکینگ  دارد انباری  دارد آسانسور  دارد وام  ندارد
توضیحات
- سرویس بهداشتی: فرنگی - کفپوش: سنگ - کابینت آشپزخانه: MDFامکانات: آیفون تصویری، کولر، برق، آسانسور، گاز، جکوزی، استخر، شوفاژ، درب ریموت، سونا، پارکینگ
 
املاک دلتا
دانلود فیلم ایرانی پاسیو Patio 2018 با کیفیت عالی 1080p Full HD
فیلم سینمایی پاسیو ۱۳۹۶ به کارگردانی مريم بحرالعلومی
کارگردان: مريم بحرالعلومی | ژانر: اجتماعی، درام | سال تولید: 1396 | تاریخ انتشار: 1398
مدت زمان: 87 دقیقه | نوع: سینمایی | مخاطب: خانواده | کیفیت: WEB-DL
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت | تهیه کننده: سید امیر سیدزاده
ادامه مطلب
*بسم الله الرحمن الرحیم *
 
خدای سبحان پیامبران خود را تنها از میان مردان برگزیده استمقام ولایت چنین نیست؛ ازاین‌رو همان‌گونه که حضرت عیسی و امیرمؤمنان (علیهماالسلام) ولی‌الله هستند، حضرت مريم عَذْراء و صدیقه کبرا فاطمه زهرا(سلام‌الله علیهما) نیز از اولیاء الله‌ند؛ چنان‌که خدای سبحان با توجه به مقام ولایت حضرت مريم او را صفوه معرفی کرده است؛ (یا مريم إنّ الله اصطفاک وطهّرک واصطفاک علی نساء العالمین)که اصطفای نخست، نفسی و نشان
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب