نتایج پست ها برای عبارت :

منم یک حاج قا سم دیگر

اذعان غزالی به اجماع و اتفاق نظر همه مسلمانان بر متن خطبه غدیر
غزالی از علمای بزرگ اهل سنت عمری و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام می‌نویسد:
واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید غدیر خم باتفاق الجمیع .
تمامی مسلمانان بر متن حدیث خطبه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در روز عید غدیر خم اجماع و اتفاق نظر دارند.
مجموعة رسائل الغزالی، سر العالمین، صفحه ۴۸۳، چاپ المکتبة التوفیقیة

غزالی در ادامه نیز در باره تبريک و تهنیت عمر بن صحاک و پ
 

ناتوانی جنسی،باعث روی آوردن مردان به استفاده از داروهای جنسی می گردد‎
 
از عوارض قرص تاخیری میتوان به سردرد، معده درد، کمردرد، دردهای ماهیچه ای، قرمز شدن پوست، آبریزش بینی، بیماری اسهال و یا تورم در پا و قوزک پا اشاره نمود.
يکی از دغدغه های مهم در بین مردان رنج بردن از مشکلات جنسی است. يکی از این مشکلات شایع مردانه زود انزالی است که مردان زیادی را به سمت قرص های تاخیری می کشد.
 
اگر شما نیز از این مشکل رنج می برید و به تازگی به مصرف قرص های
 

ارگاسم در ن
 
هنگامی که حرف از ارگاسم ن میشود ، تنها لذت مطرح نیست بلکه يکی از جنبه های سلامت بانوان است زیرا آزادسازی هورمون ها طی ارگاسم، سبب ارامش، کاهش اضطراب، کمک به مبارزه با بیماری افسردگی و توسعه کامل روحی و ذهنی میشود .
ارگاسم چیست؟
ارگاسم بطور كلی در متون تخصصی به اینصورت تعریف میشود ، انقباض شدید ماهیچه ای در طی روابط جنسی كه بهمراه تغییر در بعضی علائم بدنی مثل تغییر در ضربان قلب، تغییر در فشار خون و تغییر در عمق و نرخ تنف
   JIKJIK,PISHI              انجمن ادبیات داستانی دریچه کليک کنید}{}{}{}{ 
 رشت تن پوش زرد خزان به تن دارد ، وباغ بزرگ هلو در خط خمیده ی گذر امین الضرب به خواب فرو رفته ، پسرکی در همسایگی بنام شین ، میگفت ؛ غروب های خزان خورده ی ایام در دلش بشکه های هجران عشق بهار را جابجا ميکنند ، اما نمیدانم کدام بهار را میگفت!?. بهار رفته بر باد تقویم چهار برگ دیواری را? یا بهار جفای مهربانی که نرفته از یادش را .? 
لباسهایم را پوشیدم، آنقدر لاغر شده بودم كه در تنم مى ر
وقت آن شد جان من، افکار را ديگر کنیم،
دفتر و اندیشه و اشعار را ديگر کنیم.
تا که بافی طعنه ها را با هزاران ساحری،
تار و پود شیوة گفتار را ديگر کنیم.
ارز پل شد در سما و قدر آدم در زمین،
کو توانی قیمت بازار را ديگر کنیم.
کلّه ای باشد تهی، این علّت دستار نه،
کلّه کل باشد اگر، دستار را ديگر کنیم.
تا اجل رهگم زند در کوچه های عمر ما
، خانه و دروازه و دیوار را ديگر کنیم.
تا به رنگ ديگری تابی به چشم ديگران،
جامه و هم کرته و ایزار را ديگر کنیم.
ای که از خود رفته
می‌بینی زمستان؟ديگر زور هیچ آفتابی به من نمی‌رسدديگر دستِ هیچ بهاری نمی‌تواند شاخه‌هایم را لمس کندديگر در قله‌ام. جایی که هیچ کس به آن‌جا نخواهد رسید.می‌بینی چه‌قدر بزرگ شده‌ام؟ديگر در هیچ تابوتی جا نمی‌گیرمديگر هیچ گوری مرا نمی‌پذیرد.می‌بینی؟می‌بینیچه باوقار، ديگر هرگز او نخواهم بودديگر هرگز نخواهد دانستديگر هرگز نخواهد فهمید.می‌بینيکه چگونه جنون بر عقل‌ام می‌خنددو نوازشِ دست‌هایش را از شانه‌هایم دریغ می‌کند؟می‌بین
فتاوا و احکام رؤیت هلال - بخش يکم: مبانی رؤیت هلال با چشم عادی یا مسلّح» و اشتراط اتّحاد افق یا عدم آن»
اختلاف مبانی فقهیِ مراجع عظام تقلید دربارۀ راه‌های ثابت‌شدن اوّل ماه»، در آغاز ماه‌های قمری تأثیرگذار است. در این بحث، آنچه تأثیر بیشتری دارد، دو مبنای رؤیت هلال با چشم عادی یا مسلّح» و اشتراط اتّحاد افق یا عدم آن» است که در این مطلب، فتاوای مراجع در این دو بخش، ذکر و جمع‌بندی می‌شود. (برخلاف برخی سایت‌ها، جدیدترین نظر مراجع لحاظ ش
ته مله سنگتراشون
ته گیسو افشون افشون
اگه بوه صد تا خون
ديگر نمبه ته مله کیجا نمبه ته مله
 
خداوندا مه دل هوایی شونه، ديگر نمبه ته مله
مه یار امشو انا صواحی شونه، ديگر نمبه ته مله
الهی من صواحی ره نوینم، ديگر نمبه ته مله
بال به گردن جدایی ره نبینم، ديگر نمبه ته مله
ادامه مطلب
.
کلافه‌ایم از این فصلِ ناخلف، ديگر
چرا بهار نمی‌آید این طرف، ديگر؟
چگونه با قلم و نان به خانه برگردد -
پدر که له شده در ازدحامِ صف، ديگر
کدام خانه؟ که اصلاً وطن نباید گفت -
به این مساحتِ ویران - مَع‌َالأسَف - ديگر
نه مریم آینه دارد، نه یاسمن شاد است
که خاک هیچ ندارد - مگر علف - ديگر
براهنی! چه کنم در سکوتِ این سرسام؟
نمی‌زنند ن دف دَدَف دَدَف، ديگر
زبانِ مادری‌ام در رسانه مُثله شده
چهار نقطه مگر مانده از شرف، ديگر؟ -
که شعرِ تازه به دنیا بیا
.
يک شب با خدای شان حرف زدم. گفتم سلام! چرا هیچ وقت نمی گویی اگر فقط يک بار ديگر انسانی يک انسان ديگر را عذاب دهد همه چیز را تمام می کنم؟ چرا هیچ وقت نمی گویی اگر يک نفر ديگر زاری کند چون انسان ديگری پایش را روی گلویش گذاشته، دو شاخه را از برق می کشم؟ امیدوارم این ها را بگویی، سر حرفت بایستی. قانون سه بار ارتکاب جرم مساوی است با مرگ، تنها چیزی است که باعث می شود آدمیان رفتارشان را اصلاح کنند. خداوندا، الان وقت سخت گیری است. ارفاق فایده ندارد. سیل ه
ديگر نمی آید
ديگر نباید منتظرش باشیم
ديگر او را نمی بینیم
و مهربانیش تا ابد در قلب ماست.
 
+تنها عمویم رفت.این چندروز آنقدر شوکه بودم و آنقدر سرمان شلوغ بود که بعضی وقتا یادم می رفت تو ديگر نیستی و در خیل عظیم جمعیت دنبالت می گشتم.
وقتی که داشتن جسم بی جانت را به خاک می سپردن نمی توانستم باور کنم ديگر صدایت را نخواهم شنید؛ صدایی که آنقدر گرم بود که همیشه با شوخی بهت میگفتم تو باید خواننده می شدی.
نمی توانستم باور کنم که ديگر نمی توانم بهت بگویم
انگار بعد از همه‌ی بایدها و صبرها، دوباره از سوی همه زخم‌ها احاطه شده ام. انگار همه دوره‌ام کرده‌اند و هر از گاهی همه‌ی آن روزهای سیاه را دوباره برایم زنده می کنند. اما این بار ديگر نه رمقی برای جنگیدن و ایستاده مردن هست و نه ديگر امیدی برای هر آنچه که ديگر در ذهن و روحِ خسته‌ام، معمولی و آرام نیست. این بار ديگر یا باید تسلیم محض شد و یا باید برای همیشه پرده‌ها را انداخت؛ شاید این آخرین تلاش برای نجات خودم باشد
نشاید که تو را دوست نداشت؛
همه ما يک روزی يک جایی چوب خط زندگی مان پر میشود، حالا نه اینکه سرمان را بگذاریم زمین و دراز به دراز  بیفتیم روی زمین و دور از جان، جان نداشته باشیم.  
نه، همینکه يک جایی احساس کردی که ديگر هیچ چیزی حالت را خوش نمی کند، که ديگر هیچ چیزی دلت را هری نمیریزد پایین، که ديگر دلت غنج نمیزند برای يک دوست داشتن، مرده ای، حتی اگر جان داشته باشی، حتی اگر نفس بکشی.
نمیدانم ، شاید عمر لونا ديگر تمام شده باشد و ديگر اینجا خانه نباشد . شاید هم وقفه ی کوچکی باشد برای آنکه لونا دوباره خانه را پیدا کند.
به هر حال چیزی که میدانم آن ست که ديگر اینجا نیستم . اگر سراغم را میگیرید اینجا هستم : تنبــور
محبوب ِ من . 
ديگر نه چشمی مانده که جای شکوه برایت ببارم .
نه قلبی ، که همه چیز در پستویش پنهان شود!
ديگر منم و خودم! 
بی هییییچ حجابی 
و تویی و لطفت . 
رو بر نگردان از من . 
که گم شده در طوفانم .
+
پ.ن: و من یتوکل علی الله فهو حسبهُ. 
زندگیست ديگر . همیشه که همه ی رنگ هایش جور نیست همه ی سازهایش کوک نیست حواست باشد به این روزهایی که ديگر بر نمی گردد . به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند به این سالها که به سرعتِ برق گذشتند. به جوانی که می رود، به میانسالی که می آید، حواست باشد به کوتاهی زندگی !
بسم الله
 
زمین و زمان را به هم ببافم
همه کلمات هم بیاورم فایده ندارد
به شما که می رسم گریه می کنم
و گریه عجیب ترین خلقت خداست
وقتی که کلام ديگر معنایی ندارد
چشم ها ديگر نمی خواهند که ببینند
پس تار شدن را ترجیح می دهند
بیهوده می گویم!
زبانم بند آمده.
دست هایم بیهوده می نویسد
چشم هایم ديگر نمی خواهند ببینند!
"شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد؟!"
 
پ.ن: روزای سخت و سنگینیه روزای آخر صفر
چند خط سکوت و چند صفحه‌ی سفید می‌گذارم بماند برای این شب‌ها که ديگر هیچ چیز از خدا نمی‌خواهم.
می‌گذارم بماند تا روز حسابش، نشانش بدهم و بگویم ببین! هیچ چیز از تو ديگر نخواستم. آخر مگر چندبار باید خواست؟ چند بار باید نشود تا ديگری امیدی به شدن نداشته باشی؟
کفر است؟
من در شب قدرت کفر می‌ورزم!
امیدم را از تو برداشته‌ام. ديگر هیچ شدنی نمی‌خواهم! ديگر نمی‌خواهم به خواسته‌هایم رسیدگی کنی. بگذار همه چیز همین‌گونه پیش برود. 
من ديگر امیدی ندارم
 اینترنت خانگی تهران و کلانشهرهای کشور تا دقایقی ديگر برقرار می‌شود 
يک منبع آگاه در وزارت ارتباطات تایید کرد، با دریافت مجوزهای لازم،  اینترنت خانگی تهران و تعداد زیادی از کلانشهرهای کشور تا دقایقی ديگر برقرار خواهد شد. /ایسنا
بدترین حس دنیا چیست؟ شاید بگویید تنهایی.  دلتنگی.
  و. اما بدترین حس دنیا "دل زدگی" ست.
دل زدگی، بعد از يک خواستن عمیق می آید. کاری را، چیزی را، کسی را با تمام وجود خواستن.دل زدگی یعنی کاری.  چیزی.  کسی که مدت ها حس خوب برایت داشت ديگر در ذهن و قلبت جایی نداشته باشد.
دل زدگی یعنی احساس خستگی شدید آدمی که دل زده می شود وسط يک جنگ است. يک جنگ نا برابريک طرف تمام خاطرات روزهای خواستن جلوی چشمش هست. 
طرف ديگر حقیقتی که زورش بیشتر از تمام خا
سه روز هست ندیدمش و ديگر مثل قبل دیوانه نشده ام یا نرفته ام داخل پی ویش و بگویم دلم برات تنگ شده بعد اون هم با خونسردی تمام بنویسد ای بابا.وقتی فقط مینوشت ای بابا اعصابم خورد میشد انگار تمام غرورم را له ميکرد بعد با خودم فکر ميکردم مگر میشود اون آدمی که وقتی بهش گفتم اصن دیگه نه من نه تو زد زیر گریه حال نبود من برایش اینقدر راحت باشد پس تکلیف این عشق چی میشه این وسط؟ نمیخواهم این پست را به موضوع عشق ربط دهم یه پست منحصرا برای عشق مینویسم. داشتم
يک عالمه دویده بود و جایی نرسیده بود. بالاخره بعد از این همه دویدن جایی ایستاده بود، بدون اشک ریختن يک عالمه حرف زده بود و بعد توانسته بود که نفس عمیقی بکشد. حالا ديگر فقط خسته بود. پتو را کشید روی سرش و خوابید. دلش می خواست وقتی چشمش را باز می کند ديگر خسته نباشد. دلش خیلی چیزها ی ديگر هم می خواست اما اول از همه باید می خوابید. چهار پاییز می خوابید.
به نظرم هر چه درباره اینترنت نوشتم کافی هست.
ديگر خیلی بی مزه شده.
می رویم سراغ موضوعات ديگر.
 
*پی نوشت: از این لحظه دیگه پیگیر موضوع قطعی و وصلی اینترنت نمی شم و به هیچ سایت خبری سر نمی زنم و چیزی رو چک نمی کنم. ایشاللا خبر مرگش خودش میاد.
لیتیوم با علامت اختصاری Li و عدد اتمی 3 سبک ترین ف قلیایی با ثقل 0.54 و در زمره ی فات قلیایی از همه سخت تر است . لیتیوم را در روغن های معدنی یا زیر گازهای بی اثر عرضه می کنند . کیفیت و خواص فات را بهبود می بخشد و به همین سبب در آلیاژ های مختلف به کار می رود ( مثلا آلیاژ های ضد اصطکاک ) . از طرف ديگر قابلیت ترکیب زیاد آن نسبت به عناصر ديگر ، استعمال آن را برای به دست آوردن فات به حالت خالص و مصرف کردن آن زا در صنایع مختلف ديگر مقدور میسازد .
هزار سال پیش 
شبی که ابر اختران دوردست 
می گذشت از فراز بام من 
صدام کرد
چه آشناست این صدا 
همان که از زمان گاهواره می شنیدمش
همان که از درون من صدام می کند 
هزار سال میان جنگل ستاره ها 
پی تو گشته ام .
ستاره ای نگفت کز این سرای بی کسی 
کسی صدات می کند!
هنوز دیر نیست 
هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست 
عزیز هم زبان 
تو در کدام کهکشان نشسته ای . 
 
× هوشنگ ابتهاج - همزاد 
× شعر جدید جناب سایه ، بخش هایی از این شعر باعث می شود نفس آدم بگیرد
× شبی ديگر
 
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه ديگر گفتند: که ديگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های ديگر مدام می گفتند: که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد.
 
 
 
ادام
و يک بار ديگر هاجری که کنار من نشسته و دست حمایتش را به دور شانه‌ام انداخته و سری به تاسف تکان می‌دهد و می‌گوید بهت گفته بودم. و يک بار ديگر هاجری که دلش بیخود و بی‌جهت برای تو، تو نمک‌نشناس مزدور، سوخت و سزای حماقتش را دید.این لگدی که خوردی یادت بمونه که الکی دلت واسه این نسوزه.»
نام درس
فعالیت های انجام شده (تدریس) 
فعالیت های خواسته شده (تکلیف) 

عربی
تدریس فصل 4
امتحان نوبت اول شفاهی هفته ديگر

علوم تکمیلی
پلوکوپی داده شده تا سوال 10 حل شد
تا سوال 20 پلوکوپی حل شود

هنر
آموزش گل شاه عباسی
برای هفته ديگر نقاشی گل آورده شود

فیزيک
تدریس فصل 6 کتاب وزارتی
برای هفته ديگر 20 تبدیل انرژی بنویسید

 
محبوب من ؛ خواستم تو را در بار گناه خویش شريک کنم اما جبارانه باری افزودی و بیش در غم فراغت ، شانه ها را کوفتی. این شانه ها ديگر اما شراکت پذیر نیست و در ورطه های بلا کوفته شدن را به جان می‌خرد تا به یاد آرد آن هوس زیبا و آن طمع به جان پر عصمت و پرشکوهت. ديگر اما روی سبکی نخواهد دید چرا که سبکبالی نمی‌یابد. 
 
گاهی فکر می‌کنم شاید مسلم بود که باعث شد هزاره‌ای بگذرد و هنوز زمین در اغما به سر ببرد
و اهل آن بگویند طبیب دوار بطبه سخن از گذشته‌هاست و در عصر ما جایی ندارد
وقتی کسی که همه قلبت عاشق اوست در آخرین نجوایش بخواند
اگر خودم به تو گفتم بیا، نیا برگرد
 و گمان کنی که ذره‌ای از حس شرمش کوه‌ها را آب می‌کند
شاید حق داشته باشی که نخواهی مسلمی ديگر، چنین زخمی بردارد
 
پ ن:
قول می دهم که همه چیز عوض می‌شود
يک‌بار ديگر بیا و بگو فلیرحل معناو قسم به خدا
اینترنت خانگی تهران و کلانشهرهای کشور تا دقایقی ديگر برقرار می‌شود.
يک منبع آگاه در وزارت ارتباطات در گفت‌وگو با ایسنا تایید کرد، با دریافت مجوزهای لازم،  اینترنت خانگی تهران و تعداد زیادی از کلانشهرهای کشور تا دقایقی ديگر برقرار خواهد شد.
چون راز باده نوشان ، دانند می فروشانديگر چه حاجتی به ، دکان دین فروشانيک جرعه از تعالی ، گر بر تو عرضه گرددديگر غبا نخواهی ، از جنس زهد پوشانان سان که ره ندارد ، مستی به بارگاهیزاهد خبر ندارد ، از درک راه و کوشانما مست بادگانیم ، ایمان ما به عشق استکی راز عشق گویند ، هر آینه خموشان
چون راز باده نوشان ، دانند می فروشانديگر چه حاجتی به ، دکان دین فروشانيک جرعه از تعالی ، گر بر تو عرضه گرددديگر غبا نخواهی ، از جنس زهد پوشانان سان که ره ندارد ، مستی به بارگاهیزاهد خبر ندارد ، از درک راه و کوشانما مست بادگانیم ، ایمان ما به عشق استکی راز عشق گویند ، هر آینه خموشان
جنگ اعصاب 
صبح به صبح بیدار 
تمام شب بی خواب
مغز بیمار 
خسته از جنگ، خسته از کار 
راه مرگ هر روز 
مسیر زندگیمان بود 
کارمان این است، مرگ تدریجی 
دود ماشین و، پیچ های پی در پی
خسته از تکرار، خسته از مردم 
حس تو این است، از همه عقب ماندی 
راه برگشتی نیست، پیر و بی هدف ماندی 
مرگ تلخ است اما 
راه ديگر چیست؟ 
جز به بیهودگی رفتن 
جز به روح خود را کشتن 
نه دگر قلب و، نه دگر احساس 
نه کمی عشق و، ذره ای اخلاص 
همه شان را کشتند، همه شان را بردند 
آنچه باق
 
مینویسم و پاک ميکنم.
یاد يکی از خاطره های ابوالفضل کاظمی افتادم توی کوچه نقاش ها. یاد يکی ديگر از خاطره های همدانی توی مهتاب خین شاید.
 
+جمع شده بودند بروند بگویند یا ما یا او، پروپاگاندا راه انداخته بود و مظلوم نمایی، مجبور شده بود بهشان بگوید: بروید هر چه گفت، گوش کنید. بینشان اختلاف افتاده بود، يک عده رفتند و پشت سرشان را هم نگاه نکردند. عده ای ديگر ماندند که رفیق نیمه راه نباشند و سوخته بودند. بعضی هایشان از خدا طلب مرگ کرده بودند و به
رسانایی الکتريکی به مفهوم قابلیت هدایت جریان الکتريکی در يک ماده، و يکای آن در سیستم استاندارد بین‌المللی واحد ها، زیمنس است. در بعضی از مواد، انتقال بار الکتريکی از نقطه ای از ماده به نقطه ديگر آن به آسانی صورت می‌گیرد و در بعضی چنین نیست. به عنوان مثال اگر سر يک سیم مسیرا به میلهٔ نایلونی باردار و سر ديگر آن را به يک گلوله چوب پنبه‌ای که در ابتدا بدون بار است، وصل کنیم، با نزديک کردن اجسام باردار ديگر، معلوم می‌شود که گلوله باردار شده‌
آسمان نفس های پایانی اش را می کشید و کهکشانها در حالی که فرزندانشان را در آغوش داشتند از این مصیبت ضجه می زدن. حتی خداوند هم قطع امید کرده بود. سوالی که می ماند این بود آیا جهانی خواهد بود یا خیر؟! خورشید در گوشه ای کز کرده بود و سعی می کرد کسی متوجه گریه کردنش نشود. ديگر آسمانی نبود که در آن پرواز پرستو ها را ببینیم. ديگر کسی نبود که در ناامیدی چشمهایمان را روبه رویش بگیریم. همه جا تاريک بود و ديگر امیدی برای روشنایی نبود. ما به پایان رسیده ایم،
قابل توجه همشهریان عزیز ملاردی
ديگر نیازی نیست به ديگر پیشخوان های خارج از شهر سر بزنید
کلیه خدمات بیمه های سلامت ، کارمندی ، سایر اقشار ، ایرانیان ، روستایی و همگانی داخل شهر ملارد
در همان روز انجام می شود
و ديگر خدمات پیشخوانها
ملارد نرسیده به مخابرات زیر زمین ساختمان صنعت و معدن دفتر پیشخوان دولت
021 6540 3386
021 6540 3368@Pishkhan_dolat_malard
[عکس 574×400]
مشاهده مطلب در کانال
رژیم غذایی مناسبی را رعایت می کنم
خواب مناسبی را در شب خواهم داشت
به خودم ارزش واحترام قائل خواهم شد
ديگر سخنانی که برایم سودی و فایده ندارد نخواهم گفت
ديگر به مسائل شخصی وخصوصی ديگران دخالت نخواهم نکرد
ديگر کسی را سرزنش نخواهم کرد
ديگر کسی را تحقیر نخواهم کرد
ديگر به کسی نخواهم گفت چرا اینگونه مسخره زندگی می کنی در واقع از او ایراد نخواهم گرفت
ديگر برنامه ریزی خواهم داشت
ديگر کارها را به صورت جدی پیگیر خواهم شد
گلدان ها میگویند: قارقار
و کلاغ ها بوی خوش میدهند. 
چیزی در این دنیا اشتباه است. تو ديگر با نوازش های من آرام نمیشوی، ديگر بهانه خنده هایم را نمیگیری. برای تو، برای چشمهایت، برای ما که اینهمه تنها شده ایم، چیزی اشتباه بوده است.
 
 
علی شمیرانی - چند روزی است که بحث‌ها بر سر مساله خدمات ارزش‌افزوده در گوشه و کنار فضای مجازی و برخی رسانه‌ها بالا گرفته است.شخصا در جریان يکی از این جدل‌ها در يک گروه قرار داشتم که يک طرف لینک‌ها و اخبار و نظرات مخالف علیه آن‌سو ارسال می‌کرد و طرف ديگر در حال دفاع و حمله به سوی ديگر بود.
ادامه مطلب
‏هیولا» دارد همه چیز را برای مردم عادی» می‌کند ؛ مردم دور هم می‌نشینند و بهفساد»می‌خندند ؛ با بی‌اخلاقیقهقهه»می‌زنند و از پدرسوختگیِ» شخصیت‌های اصلیلذت» می‌برند . این آغاز سقوط است که ديگر ‎فساد قبحش برای مردم بریزد و ديگر هیچ‌کس آن را جدی نگیرد .
تنها اگر آفتاب از غرب طلوع می‌کرداگر زندگی در سیاره ای ديگر ممکن بود وباران در بیابان میبارید، من بار ديگر در مردمک چشم هایت سبز میشدم.اگر "هیچ"، کسی را شامل می‌شدآن کس من بودمو اگر برای "همیشه" مرگی بودتا آن مرگ، من، همیشه میبودمو اگر زمین گرد بودمن آن دیدار هر باره بودمکه هر روز از سمت نصف النهاری نوبه تو میرسیدمو اگر "پایان" را آغازی بودمن این سطر هارا ادامه میدادم.
I miss you
Uoyssimi
دلم برایت تنگ شده است. ديگر چیزی برایم نمانده است. جز خواری. خوار گشته‌ام و گذشته زیبا ديگر تکرار نخواهد شد
ساعت ۱۲:۲۱ است
و دلتنگی.
 
متن بالا ترکیبی از دو متن است. بخش انگلیسی در روزی نوشته شد که سعی کردم به صورت رمز برایت پیام را بفرستم. و باقی آن هم مربوط به چندین روز پیش است. امیدوارم خدا کمکم کند که که چی؟
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی می کرد به لستر گفت آرزو کن تا برآورده کنم. لستر با زرندگی آرزو کرد دو آرزوی ديگر داشته باشد بعد با هر کدام از ان دو آرزو آرزو کرد  3 آرزوی ديگر داشته باشد آرزوهایش شد 6 آرزو . با هر کدام از ان شش ارزو  سه آرزوی ديگر خواست و از ان آرزویش برای داشتن آرزوی ديگر استفاده کرد تا وقتی که تعداد آرزوهایش به 5 میلیارد و 7 میلیون و 18 هزار و 34 آرزو ! بعد آرزوهایش را پهنکرد روی زمین و مشغول  شد . کف می زد ، می رقصید جست و خیز  می کر
جادوگری که روی درخت انجیر زندگی می کرد به لستر گفت آرزو کن تا برآورده کنم. لستر با زرندگی آرزو کرد دو آرزوی ديگر داشته باشد بعد با هر کدام از ان دو آرزو آرزو کرد  3 آرزوی ديگر داشته باشد آرزوهایش شد 6 آرزو . با هر کدام از ان شش ارزو  سه آرزوی ديگر خواست و از ان آرزویش برای داشتن آرزوی ديگر استفاده کرد تا وقتی که تعداد آرزوهایش به 5 میلیارد و 7 میلیون و 18 هزار و 34 آرزو ! بعد آرزوهایش را پهنکرد روی زمین و مشغول  شد . کف می زد ، می رقصید جست و خیز  می کر
اگر حالا نگاهی به کتاب های درسی جدید بیندازید، شاید با مطالبی مواجه شوید که با آنچه شما در دوران مدرسه خوانده بودید کمی متفاوت باشد. علم مجموعه ای از دانش است که پیوسته در حال رشد و تغییر است. اکتشافات یا تحقیقات جدید اغلب به ایجاد تغییراتی در نظریات قدیمی می انجامند و گاهی هم به کلی آن ها را باطل می کنند. این بدان معنی است که بعضی حقایق» علمی که در مدرسه یاد گرفتید ديگر وماً صحت ندارند. برای مثال، دایناسورها احتمالاً آن شکلی نبودند که در
بســــــــــــم اللّه الرحمن الرحیم
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
                         که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
روزی که عاشقش شدم ديگر خواب به چشمم حرام شده بود حال و هوایم ديگر دست خودم نبود داشت مرا همچون مرغ در قفس آزار میداد اصلا گویا با من کاری ندارد شاید هم همین گونه بود و من بودم که اشتباه فڪر میــــــــکردم که او هم مرا دوست دارد او اصلا توڄهی به من نداشته است و من دیوانه روی زیبای او شده بودم که هر کس می آمد ب
بعدِ چهارپنج روز تلگرامم چند دقیقه وصل شد. پیام‌ها را می‌خواندم. دوستی نوشته بود: رنج‌های ما برای تاریخ تکراری‌اند.
يکی این. ديگر این سخنِ یوحنا که کلماتش آن روز مثل سنگ که ببارد، ناگهان بر سرم ریختند.
در محبّت ترس نیست؛ بلکه محبّتِ کامل ترس را بیرون می‌راند. زیرا ترس از مکافات سرچشمه می‌گیرد. و کسی که می‌ترسد در محبّت به کمال نرسیده است.”
و ديگر این مصرعِ عجیب‌غریبِ عطار که
درد بر من ریز و درمانم مکن
من تو را با تمام اخم ها و لجاجت هایت مدفون می کنم تا ديگر نباشی. در فاصله ای دور می ایستم و مُشت مُشت خاک می ریزم روی مزاری که دلم را بلعیده.
ديگر نه چشم انتظار پیامی هستم نه هیچ زنگی که به صدا در آید.
ديگر از شنیدن اسم ات قند توی دلم آب نمی شود.
ديگر وسط هق هق های گاه و بیگاه صدایت نمی زنم.
حالا تلاش نمی کنم احساساتِ تلخم را معدوم کنم. اصلا نمی خواهم زایلِ این احساسِ اشتباه شوم.
ديگر چشمم به در نیست تا بیایی.
پشیمان نیستم. پشیمان نمی شوم.
تازه رها شد
بیایید همین اول کار با هم روراست باشیم. حقیقت تلخ این است که کیفیت زندگی‌هایمان پایین آمده. ديگر نمی‌توانیم فلان شامپوی خارجی را که موهایمان به آن عادت کرده بود بخریم؛ ديگر خریدن میوه از فلان مغازه‌ی خاص برایمان امکان‌پذیر نیست؛ ديگر موقع نگاه کردن به فروشگاه‌های اینترنتی به جای کليک روی پرفروش‌ترین اجناس» مجبوریم روی ارزان‌ترین» بزنیم؛ ديگر برای هر موفقیت کوچکی به دور و بری‌هایمان شیرینی نمی‌دهیم؛ ديگر قبل از قرار گذاشتن با دوس
شاید برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که آیا با ازدواج همه انحرافات جنسی برطرف می‌شود؟ آیا کسی که ازدواج کرده ديگر به دنبال انحرافات جنسی نمی‌رود؟ پاسخ: واقعیت این است که ازدواج افراد باتقوا را از خطر گناه نجات می‌دهد ولی اگر افراد متأهل حرمت‌ها را حفظ نکند، مراقبت چشم و گوش […]
نوشته آیا کسی که ازدواج کرده است ديگر به دنبال انحرافات جنسی نمی‌رود؟ اولین بار در گناه شناسی. پدیدار شد.
شرح وضعیت:
استر يک نفس تا آخر فصل يک خوانده و حالا برگشته از اول می‌خواند و اظهار فضل می‌کند.
پلوتو نشسته روی چمن‌ها و نامه‌ی باستان را ورق‌ورق به جان می‌نشاند.
خوشه‌ی پروین از گوشه‌ی آسمان سرزده و از کتاب‌خانه‌ای کنج ديگر کهکشان به ما پیوسته.
و آن دونفر ديگر که چمباتمه زده‌ند گوشه‌ی سفینه، هنوز نمی‌دانم اسمشان چیست.
 
⭐⭐⭐⭐⭐
ویژگی های محصول:
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
خرید با تخفیف ویژه کتاب راز قتل آقامیر و داستان های ديگر اثر داوود غفارزادگان
دسته بندی محصول :
#کتاب_لوازم_تحریر_و_هنر
برای خرید با تخفیف ویژه کتاب راز قتل آقامیر و داستان های ديگر اثر داوود غفارزادگان یا دیدن جزئیات بیشتر بر روی لینک زیر یا بر روی عنوان محصول کليک کنید.کتاب راز قتل آقامیر و داستان های ديگر اثر داوود غفارزادگان
[عکس 320×320]
دیدن توضیحات و خرید با تخفیف ویژهمشاهده مطلب در کان
کتاب خدا هرگز نمی میرد : علت و ریشه مرگ ديگر موجودات جهان و اثبات پایندگی خداوند
 
کتاب خدا هرگز نمی میردنویسنده: غلامرضا حیدری ابهرینشر جمال
معرفی:
قرآن کریم، انسان ها را از همانند دانستن خدا با آفریده های او منع کرده و برای همین، تولد و مرگ و جسم داشتن را از خدا نفی می کند.اگر خدا شبیه آفریده هایش باشد، ديگر آن خدایی نخواهد بود که شایسته ی پرستش باشدکتاب (خدا هرگز نمی میرد علت و ریشه مرگ را در ديگر موجودات جهان بررسی می کند و با تکیه بر ديگر ص
ای که برای تو می‌نویسم ، پیش از این تو را به نامی می‌خواندم که امروز زیاده به چشمم شِکوه‌آمیز می‌نماید : ناتانائیل ، و امروز تو را رفیق می‌نامم . ديگر هیچ چیز شِکوه‌آمیزی به دل راه مده .
بکوش تا از خویش چیزی بدست آوری که شِکوه را بی‌ثمر گرداند ، هرگز آنچه را خود می‌توانی بدست آوری از ديگری تمنا مکن .
خوشبختی خود را در افزودن به خوشبختی ديگران بدان .
کار کن و مبارزه کن و از چیزی که می‌توانی تغییرش دهی هیچ رنجی بر خود هموار مکن ، بکوش تا پیوسته
ین نامه ی آخر استپس از آن نامه یی وجود نخواهد داشتاین واپسین ابر پر باران خاکستری ستکه بر تو می باردپس از آن ديگر بارانی وجود نخواهد داشتاین جام آخر شراب است بانوو ديگر نه از مستی خبری خواهد بودنه از شرابآخرین نامه ی جنون است اینآخرین سیاه مشق کودکیديگر نه سادگی کودکی را به تماشا خواهی نشستنه شکوه جنون رادل به تو بستم گل یاس ِ دلپذیرچون کودکی که از مدرسه می گریزدو گنجشک ها و شعرهایش رادر جیب شلوارش پنهان می کندمن کودکی بودمگریزان و آزادبر ب
 
من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشستهمه رفتند و نشستند و دمی جان ننشست
 
هر که اِستاد به کاری بنشست آخر کارکار آن دارد آن کز طلب آن ننشست
 
هر که تشویش سر زلف پریشان تو دیدتا ابد از دل او فکر پریشان ننشست
 
 
#مولانا
 
شروعی ديگر در دنیایی ديگر
وبلاگ من تا مهاجرت به این جا                                                                                      www.mashghemodara.blogfa.com
می نویسم به نام تو آری
 
اینکه تو زندگیت دائم الدلتنگ باشی عجیبه نه؟ 
واسه کسی عجیب میشه که چیزایی که دوست داره رو کنارش داشته باشه و بازم این حس دل تنگی دست از سرش برنداره، ولی برای کسی که چیزایی که دور و برش داره اونایی نیست که آرزوشو داشت خیلی هم عجیب نیست واقعا.
امروز کلی کار خورده ریزه داشتم و خیلی ها هم یهویی پیش اومدن که انجام دادم. 
حس خوب؟ آره خب با يک عدد دوش و مختصری رسیدگی به خود و خوش بویی.
ديگر چه؟ ديگر اینکه فردا اول مهره و من نه مدرسه دارم نه دانشگاه نه ک
چرا ديگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا ديگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنیم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
چرا ديگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا ديگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنیم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
آیا جهان ما يکی از میلیاردها جهان ديگر است؟
دانشمندان دانشگاههای کارولینالی شمالی و کارنگی ملون موفق به شناسایی اولین گواه قطعی از وجود جهانهای ديگر شدند. کیهان‌شناسان با بررسی نقشه‌ای از جهان از داده‌های فضاپیمای پلانک نتیجه گرفته‌اند که این نقشه نشانگر ناهنجاری‌هایی است که تنها می‌توانند توسط کشش گرانشی جهانهای ديگر ایجاد شده باشند.این نقشه نشان‌دهنده تابش‌های بیگ بنگ در ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش موسوم به تابش زمینه کیهانی است که هن
اندوه که از حد بگذردجایش را می‌دهد به يک بی اعتنایی مزمن!ديگر مهم نیست بودن یا نبودن؛دوست داشتن یا نـداشتن …آنچه اهمیت داردکشداری رخوتناک از حسی است…که ديگر تـو را به واکنش نمی‌کشاند!در آن لحظه فقط در سکوت غـرق می شویو نگاه ميکنی و نگاه و نـگــــــــــاه….
دانشمندی آزمایشی بسیار جالب طراحی و اجرا کرد :
او آکواریومی را با دیواری شیشه ای به دو قسمت تقسیم کرد. در يک قسمت ماهی بزرگی انداخت و در قسمت ديگر ماهی کوچک تری که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگ تر بود. دانشمند به ماهی بزرگ تر هیچ غذایی نداد تا تنها غذایش همان ماهی ديگر درون آکواریم باشد. مطابق انتظار او برای خوردن ماهی کوچک تر بارها و بارها به طرفش حمله کرد، اما هر بار به دیواری نامرئی برخورد نمود. دیوار شیشه ای به راحتی او را از غذای محبوب و لذیذ
دعا نکردم. نه پای پنجره فولاد ، نه در روضه های اول محرم تا آخر صفر، نه پای ضریح ارباب؛ ديگر برای شفا گرفتنت دعا نکردم. دعا نکردم خوب بشوی. ديگر صبح های روز تعطیل را با صدای بهانه گیری هایت بلند نشویم. دعا نکردم مثل بچه های عادی باشی. بروی بنشینی سر کلاس های معمولی. دعا نکردم مثل بلبل صحبت کنی.
به جایش دعا کردم همینطور که هستی توانمد شوی. دعا کردم خدا کمک کند استعدادت را کشف کنیم و بفرستیمت همانجایی که باید شکوفایش کنی. دعا کردم تو هم هر چه زودتر ب
**صلی الله عليک یا اباعبدالله**
مسیر روضه باز به سمت گودال رفتحسین کنار آب تشنه لب از حال رفتبه سر ن زینب کنار مقتل گفتاز سر من ديگر سایه ی اقبال رفتخستگی از بدنت می ریزهداره نیزه ز تنت می ریزهمگی چی گفتی عدو سنگت زدداره خون از دهنت می ریزه
 
اگه می خواهی يک بار ديگر در محرم نفس بکشی،اگه از گریه سیری که در محرم نکردی خجلت زده ای،اگه دلت رو يک بار ديگر می خواهی به نخ علم امام حسین گره بزنی. این فیلم کوتاه رو از دست نده (فیلم)
کسی که به اندازه ی کافی انتظار کشیده استتا ابد انتظار می کشد. و ساعتی فرا می رسد کهديگر هیچ اتفاقی نمی تواند بیفتد و ديگر هیچ کسنمی تواند بیاید و همه چیز به آخر رسیده استبجز انتظار که بیهوده از خود آگاه است.شاید او به این حال رسیده بود.
+
ساموئل بکت
همه چیز ارام.ارامباورت می شودديگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با يک آرامبخش "تو نگرانم نشو !همه چیز را یاد گرفته ام !راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم بی صدا کنم !تو نگرانم نشو !!همه چیز را یاد گرفته ام !یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی !یاد گرفته ام نفس بکشم بدون توو بی یاد تو !یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن.و
 پس از شهادت مظلومانه سپهبد سلیمانی اتوبان رسالت را به نام آن شهید نام گذاری کردند اما به نظر می‌رسد این نام گذاری آنچنان اثری در تبیین مظلومیت این شهید عزیز و بزرگوار ندارد، لذا پیشنهاد می شود نخست برای پاسداشت مقام شامخ و برجسته این شهید بزرگوار فرودگاه مهرآباد» را به نام این شهید نام گذاری نمایند.
فرودگاه شهید قاسم سلیمانی»
يکی از اثرات این نام گذاری این است که من‌ بعد هر هیات دیپلماتيک که وارد تهران می‌شود متوجه خواهد شد که پا در چ
این گل در کل جهان به نام "ماها مه رو و آریا" شناخته می شود و فقط و فقط در منطقه هیمالیا رشد می کند! گفته می شود این گیاه هر ۴۰۰ فقط سال يک بار گل می دهد! اگر می خواهیم آن را بار ديگر ببینیم بایستی ۴۰۰ سال ديگر صبر کنیم! نسل ما خیلی خوش شانس است که این گل را می بیند!
يک بار برای همیشه باید با این افسردگی لعنتی خداحافظی کنم
این ديگر غیر قابل تحمل شده باید برود 
برود برای همیشه
میخواهم دست خودم را بگیرم
و از ته این باتلاق لعنتی بیرون بکشم
و این کار را از همین لحظه شروع ميکنم
ديگر غصه نمیخورم 
اظطراب بیخودی به دلم راه نمیدهم 
و مثبت و پر انرژی برای اهدافم تلاش ميکنم. 
شرکت فضایی اسپیس‌اکس به دنبال مجوز برای ارسال 30 هزار ماهواره اینترنتی ديگر است تا پروژه استارلینک» را وسعت دهد.به گزارش فارس به نقل از انگجت، شرکت فضایی اسپیس‌اکس به دنبال مجوز برای ارسال 30 هزار ماهواره اینترنتی ديگر است تا پروژه استارلینک» را وسعت دهد.
استارلینک قرار است سرویس ارتباطی پهنای باند بی‌سیم» با دسترسی اینترنت بی‌سیم پر سرعت» باشد که سرویس‌های ديگر نیز به آن افزوده می‌شود.
براساس اخبار موجود، شرکت خصوصی اسپیس‌اکس حد
ابزار=يک حلقه کش نازک کاملا نرم  _  يک کارت ویزیت  _  يک قیچی کند.
 
 
 
حلقه کش را دور کارت بیندازید. سپس کارت را با قیچی از يک طرف به طرف ديگر به گونه ای ببریدکه مسیر قیچی از يک طرف به طرف ديگر
به گونه ای ببرید که مسیر قیچی عمود بر حلقه کش باشد. کارت دو تکه میشود بدون آنکه آسیبی به کش برسد!
#حدیث_مهدوی 
امام حسن مجتبی(ع)
لا يکون الأمر الذی تنتظرون حتی یبرء بعضکم من بعض و یتفل بعضکم فی وجوه بعض و یشهد بعضکم علی بعض بالکفر و یلعن بعضکم بعضا».
این امر که فرا رسیدن موعدش را انتظار می کشید واقع نمی شود مگر بعد از آنکه برخی از شما از برخی ديگر بیزاری بجوید، و برخی در صورت برخی آب دهان بیندازد و بعضی از شما بعضی ديگر را کافر بداند و يکديگر را لعن کنند».عمیر می گوید عرض کردم: چنین زمانی چه ارزشی دارد؟ امام علیه‌السلام فرمود:الخیر کله ف
مام سفیداب پنبه رو حلما ، با کیفیت ترین محصول بهداشتی سفیداب پنبه رو خالص در ایران است . با مام سفیداب پنبه رو :
ديگر نگران بوی بد عرق خود نباشید
ديگر نگران تیرگی نواحی خاص بدن خود نباشید
ديگر نگران ریخته شدن ذرات سفیداب بر روی زمین نباشید
ديگر نگران استفاده مشکل سفیداب روی نباشید
خرید و فروش عمده مام سفیداب روی حلما می تواند به کسب و کار شما رونق بدهد و سود سرشاری را کسب نمایید ؛ چرا که مام سفیداب پنبه رو بسیار پرفروش است . شما م یتوانید با پر
ديگر عادت کرده ام خاطراتت را
به آستین روزگار وصله بزنم
و زندگی را
از میان ریخت و پاش نبودنت جمع و جور کنم!
 
زیر چشمی نگاه به دلتنگی ام نکن!
دفترم به وسعت جای خالیت
پُر از شعرهای بغض کرده است
تا با دستمال حوصله
اشکِ واژه ها را پاک کنم
و صبر را مشق.
 
 
-از مجموعه ی خاطرات شبنم گرفته
#شفیقه_طهماسبی
 
آخر چرا من؟منی که به همه لبخند میزدم؟!صمیمیتم زبانزد بود؟؟چرا من؟
حالا ديگر خودم را فراموش کردم.لبخند زدن را.غم وجودم را احاطه می کند؛تامغز استخوان.
خنده هایی که ديگر دلی نیست.من سنگ هم نیستم.ولی خودم را گم کرده ام!
 
دلم برای خودم های گذشته تنگ شده.مانند ماهی درون تنگی که دلش برای دریا لک زده.
دوست دارم به گذشته برگردم.دوباره کودک شوم و فقط از دنیا خنده های واقعی و گریه های گذرایش را بفهمم
 
دلتنگ خودم،بد شده ام.
 
+لطفا همه برام دعا ک
شما هم تاکنون باید فهمیده باشید که دختران را باید فهمید و به آنها احترام گذاشت.
این دختری که می گویم، اعم از همسر و دختر و مادر و. است.
 
اول باید فهمید که ن با مردان متفاوت اند.
شاید بپرسید این که اولین و بارزترین نشانه است،
اما بسیاری از این مشکلات و معضلات ما با ن و مادران و دخترانمان بر سر همین قضیه است.
اگر واقعا بدانیم ن با مردان متفاوت‌اند، ديگر دلسوزی‌های مادرانه را غرغر نمی دانیم
ديگر به درد و دل های همسرانمان گلایه نمی گویی
مثل ستاره‌هایی که در گنبد آسمان پخش‌اند و از هم دور، تنها شده‌ایم. اما انگار‌ کسی روی زمینی ديگر گفت: آن ستاره‌ها را می‌بینی؟ آنها که کنار هم‌اند» و بالایشان آن يکی ستاره‌ی کم‌نورتر هست اسمش نمیدانم فرقی ندارد چه اسمی رویمان گذاشت. مهم این است که خوشه‌خوشه به هم وصل شده‌ایم و از دید آن يکی زمینی‌ها، خیلی نزديکیم.
لابد نور ما اگر تا زمین می‌رسد تا ستاره‌های ديگر هم می‌تواند سفر کند. باید بسوزیم، بتابیم، آسمان نورمان را به حرکت وا د
استاد می گفت " مفهوم هم، حتی مفهوم هم، صورتی ست از معنا .‌‌ ديگر لفظ که جای خود. می گفت این طور نیست که فکر کنی لفظ پوسته ای ست و اگر آن پوسته را بشکافی یا اگر لفظ را بسابی، به معنا می رسی . می گفت معنا فرای ِ این حرف هاست؛ با شکافتن و سابیدنِ لفظ نمی شود به همه ی معنا رسید. حتی با دریافت مفهوم هم نمی شود به معنا رسید. با صوت هم نمی شود. گفتن نمی تواند همه ی معنا را منتقل نمی کند. هیچ چیز نمی تواند . "
ديگر چه سود در این گفتن و نوشتن؟ آتش عشق باید به
چرا ديگر همسرم را دوست ندارم ؟ ددگی شویی چیست ؟چرا ديگر همسرم را دوست ندارم ؟ علایم ددگی شویی چیست ؟ چرا ددگی شویی پیش می آید ؟ با ددگی شویی چکار کنیم ؟ راه درمان ددگی شویی چیست ؟ آیا می توان دوباره به همان شور و نشاط اول زندگی مشترک برگشت ؟ آیا طلاق راه چاره هست یا خیر ؟ 
ادامه مطلب
در این مطلب به کمک چند مجله معتبر پزشکی از سرتاسر دنیا، شما را با عوارض، طرز مصرف، کاربردها و نکات مهم راجب قرص مترونیدازول آشنا می کنیم.
مترونیدازول چیست؟
نام تجاری مترونیدازول Flagyl است که سازمان غذاداروی آمريکا اولین بار در سال ۱۹۶۳ آن را تایید کرد.
این دارو برای درمان عفونتهای باکتریایی پوست، واژن، معده، مفاصل یا دستگاه تنفسی استفاده میشود.
مترونیدازول ممکن است به همراه داروهای ديگر برای درمان زخم معده استفاده شود.
مترونیدازول يک آنتی
دختری در انتظار پایان یافتن ناآرامی رود بود تا بتواند خود را در آن ببیند. اما غروب طلوع کرد و رود از طلاتم دست بر نداشت. دخترک با ناامیدی پیش به سوی دهکده گرفت تا امیدوار از فردای باشد که بزرگان دهکده وعده داده اند. مدتی هست که خورشید تخت آسمان را از ماه پس گرفت و دختر منتظر ما به سوی مکان دیدار پیش می رود اما ديگر آن آنجا نیست. تمام برف ها آب شد و ديگر قطره ای نماند تا در شاهراه رود به سوی زندگی ‌‌‌‌‌پیش برود. دختر قصه ما بر روی تکه سنگ نشست و ش
سلام
چند روز ديگر 22 بهمن است
چند روز ديگر می خواهیم جشن کوشش و تلاش برای این مملکت بگیریم
صدای بابا به گوش می رسد:
افشین من رفتم راهپیمایی - اقای صفایی و اقای طالقانی هم می ایند. صدا دور شد . ای بابا این بابای ما هی به ادم يک چیزی می گوید ( قربانش کاش الان هم می گفت ) آمــــــدم . با صدای بلند گفتم
اره دوستان داریم جشنی را بر پا می کنیم که يک ادم از يک کشوری به اسم امريکا ما را تهدید به قحطی می کند.
هزینه این انقلاب که با خون شهدا به بانک هستی پرداخت ش
او ظالم بود 
ديگر شُده بود عادت ما
ديگر جایِ شکایتی انگار نبود
در بین مردم فقط به اندازه ی حرف و حدیثی جای داشت و نقل غیبتها 
 
کم کم، کم کم
زندگی که جریان داشت
بُرد با خودش به دنبال جریانِ .نبودن 
 
. و ديگر واقعا نبود
هیچ حسی هم انگار نبود و انگار مینمود به نبودن نیز
انگار
 
عِـــشق 
 
شده است طعمه ی حرف
حرفِ دوست داشتن 
و انگاری از هوس
 
 
.ادامه دارد
او ظالم بود
و عشق سکوت کرد به حُرمتش 
برای بقایی انفرادی 
اما
فقط بقاء
 
   او بهان
آمدم اما نمی‌دانم چه باید بگویم. اینجا خاطراتی دفن شده‌اند که ديگر سر بلند نمی‌کنند. این‌جا شبیه آن دوست قدیمی شده است که علایق و سلیقه‌مان عوض شده و هرچه تلاش کنیم برای کنار هم‌ديگر ماندن، نمی‌شود که نمی‌شود. روزهای زیادی بود که سر نزده بودم، حالا هم آمدم چیزکی بنویسم برای این که عریضه خالی نماند. دل‌تنگتان هستم، این را باید بدانید.
 
+اگر هم از دل‌نیا(وب‌لاگ علی‌آباد) خبری دارید به من بگویید.
يک منبع آگاه در وزارت ارتباطات در گفت و گو با ایسنا تایید کرده که با دریافت مجوزهای لازم، اینترنت خانگی تهران و تعداد زیادی از کلانشهرهای کشور تا دقایقی ديگر برقرار خواهد شد.
 
اینترنت تلفن همراه؛ احتمالا فردا صبح
 
همچنین در خبری ديگر از ایران آنلاین، يک منبع آگاه در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام کرد احتمالا تا فردا صبح اینترنت تلفن همراه در کشور وصل خواهد شد.
 
اینترنت خانگی چند استان برقرار شده
ادامه مطلب
دانلود آهنگ امیر عظیمی نیم ديگر + متن و کیفیت عالی
ترانه جدید و بسیار زیبای امیر عظیمی بنام نیم ديگر را از جاز موزيک دانلود کنید و گوش دهید
Exclusive Song: Amir Azimi – Nim Digar With Text And Direct Links In jazzMusics.blog.ir
متن آهنگ امیر عظیمی ماه بانو
ماه بانو جان این گوی و میدان دیوانه کردنم برای تو کاری نداره
ماه بانو جان از تو چه پنهان بهترین جای جهان شونه ی یاره
نگو از عشقی که سرانجامی نداره
آروم جونم عاشق دیوونه منم مگه میتونم از عشق تو من دل بکنم
عادت دارم که بگم دوست دا
راهنمای جامع ترجمه کتاب فارسی به زبان‌های ديگر
باید اعتراف کرد نگارش کتاب يکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست اما کتابی که با هزارويک زحمت نوشته‌اید و از هفت‌خوان چاپ و انتشار کتاب سربلند بیرون آمده است تنها مخاطبین داخلی دارد و ترجمه این کتاب به زبان‌های ديگر دری به فرهنگ‌های ديگر باز می‌کند. البته ترجمه کتاب به این سادگی‌ها هم نیست و قصد داریم در ادامه با هم مواردی اشاره کنیم که با در نظر داشتن آن‌ها فرآیند ترجمه کتابی که نوشته‌اید را
بینامتنیت یا "متنِ پنهان" (به انگلیسی: Intertextuality) شکل‌گیری معنای متن توسط متون ديگر است. این می‌تواند شامل استقراض و دگردیسی متنی ديگر توسط مؤلف یا ارجاع دادن خواننده به متنی ديگر باشد. اصطلاح بینامتنیت»، از زمان ابداعش توسط جولیا کریستوا در سال ۱۹۶۶ دفعات بسیاری تغییر یافته‌است و قرض گرفته شده‌است.
ادامه مطلب
تگ عدسی که معمولا در رنگ های مشکی و نوک مدادی در بازار ایران یافت می شود، جزو کوچک ترین و جمع و جور ترین تگ های گیت فروشگاهی و گیر لباس به حساب می آید. تگ am عدسی و تگ rf عدسی هردو در باز وجود دارد ولی نوع rf این تگ بیشتر رواج دارد.
قدرت و گیرایی تگ عدسی در مقایسه با تگ های بزرگتر کمتر ولی در قیاس با تگ های هم اندازه کمتر هست. 
قیمت تگ عدسی هم کمی بالاتر از تگ های ديگر می باشد که دلیل عمده آن این است که تگ عدسی موجود در بازار ایران عمدتا محصول کمپانی
باورم نمیشود روزگاری اینجا یادداشت مینوشتم. نوشته های قبلی ارشیو شده اند. من آن آدم نیستم. نمیدانم چرا دارم اینجا مینویسم. قصد خاصی ندارم. شاید بخاطر همین است که جلوی حرکت های انگشتانم روی دکمه های کیبورد را نمیگیرم. اسمم را عوض کرده ام. دریا صدایم ميکنند. معماری میخوانم، حالا ديگر کنکور تمام شده. دختر بچه ای که تکه ای از تصویر چشم هایش گوشه ی این صفحه است ديگر آن شکلی نیست. اینجا خالی به نظر میرد آنقدر که فکر نميکنم هنوز کسی مانده باشد که اینه
مه دل خوانه يکبار بهار بوینم آ شکارچی شکارچی تو لث هاده شه خود ره نفس هاده
ککی ره بالای اس دار بوینم آ شکارچی شکارچی تو لث هاده شه خود ره نفس هاده
سپیده بلبل ویشار بوینم آ شکارچی شکارچی تو لث هاده شه خود ره نفس هاده
گمکرده دلبر ره يکبار بوینم آ شکارچی شکارچی تو لث هاده شه خود ره نفس هاده
 
حوصله ندارم اسا ديگر بخونم آ شکارچی شکارچی تو لث هاده شه خود ره نفس هاده
نویمه یاری که وه ور بخونم آ شکارچی شکارچی تو لث هاده شه خود ره نفس هاده
یار بو که خن
يک دقیقه مطالعه
 
عمر عقاب ۷۰ سال است ولی به ۴۰ که رسید چنگال هایش بلند شده و انعطافِ گرفتن طعمه را ديگر ندارد
نوک تیزش کند و بلند و خمیده میشود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پَر به سینه میچسبد و ديگر پرواز برایش دشوار است.
 
آنگاه عقاب است و دوراهی:
  --> بمـیرد یـــــا دوباره متولد شود<--
 
ولی چگونه؟؟
 
عقاب به قله ای بلند میرود نوک خود را آنقدر بر صخره ها ميکوبد تا کنده شود و منتظر میماند تا نوکی جدید بروید. با نوک جدید تک تک چنگال هایش ر
چاره‌ای ندارم جز نوشتن وقتی نای حرف زدن برایم نمانده است. اینجا خلوت است می‌نویسم. و گرنه از گفتن غم پرهیز دارم ولی اگر ننویسم قالب تهی می‌کنم.
من همیشه از مواجهه با این روزها می‌ترسیدم،حالا درست وسط آن ایستاده‌ام.
کاش کابوس بود. 
کاش هیج کدام از این روزها نبود. 
قلبم ديگر در سینه‌ام بند نمی‌شود
هر چقدر تلاش می‌کنم خودم را مشغول نگه دارم، جز خیره ماندن به گوشه‌ای نتیجه ديگری عایدم نمی‌شود.
 من عمیق معتقدم گاهی باید در آغوش خدا ت
پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری (علیه السّلام) در سال 260 هجرى قمرى، حضرت امام زمان (عج الله تعالی فرجه و الشریف) به امامت رسیدند.
با تمام سفارشات و وصایای امام (علیه السلام) نسبت به امامت فرزندشان حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه و الشریف) جعفر کذاب ادعای امامت کرد.
در اینجا به دو مورد از ظاهر شدن حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه و الشریف) بر جعفر بن کذاب اشاره می شود: محمّد بن صالح می‌ گوید پس از شهادت امام حسن عسکری (علیه السّلام) هنگامى كه جعفر كذّاب د
در وبلاگم عمیقا احساس خلا و خطر و ناامنی ميکنم نمی توانم اینجوری بپذیرمشچیزی کم دارد و یا زیاد دارد! میدانم چه کم یا زیاد دارد اما نمی دانم باید چگونه قلب مشکل را هدف بگیرماین وبلاگ من نیست!ديگر احساس تعلق به ان ندارم! مدتی میشود ديگر در بیان راحت نیستم(درست از همان موقعی که ان کلاغ های مسخره پایشان به وبم باز شد!همان عکس ابی را میگویم هیچ وقت با رنگ ابی ابم در يک جوب نرفته هیچ وقت!) وبلاگ من باید بی روح باشد ديگر محیطش سرد و خسته کننده و
برای سیستم عامل اندروید می باشد که  می توانید عکس‌هایی را که دارای جلوه‌های جالبی هستند ایجاد کنید و آنها را با ديگر کاربران به اشتراک بگذارید و همچنین قادر خواهید بود ، هر روز عکس‌های زیادی را که ديگر کاربران می‌گیرند و این افکت‌ها را روی آنها ایجاد می‌کنند نگاه کنید و لذت ببرید ! به صورت خصوصی با دوستان خود پیام ارسال کنید … عکس های قرار داده شده در 
ادامه مطلب
از دست خرت و پرت ها دارم دیوانه می شوم. يک قانون نانوشته در این چهارسال خانه داری من بوده که می گوید خرت و پرت ها مرتب نمی شوند، فقط از خانه ای به خانه ديگر و از اتاقی به اتاق ديگر و از گوشه ای به گوشه ديگر منتقل می شوند. روز به روز هم به حجم آنها اضافه می شود.
 خرت و پرت يک مشت وسیله است که معلوم نیست جایش کجاست و بعضی هایشان هم معلوم نیست اصلا به چه دردی می خورد و چرا در خانه نگهشان داشته ایم.
ظرف ها مرتب شدند، لباس ها و کتاب ها هم همینطور. حالا فقط
اگر درونگرایی هستید که با يک برونگرا زندگی می‌کنید یا برعکس، باید بدانید که همزیستی شما دو نفر که دو ویژگی شخصیتی متفاوت دارید می‌تواند رابطه‌تان را تحت تاثیر قرار دهد. فرد درونگرا شاید ديگر نتواند هر زمانی که دلش خواست و نیاز داشت به اتاق خودش پناه ببرد تا شارژ و سرحال شود، و فرد برونگرا نیز احتمالا ديگر نمی‌تواند يک دفعه دلش بخواهد و تصمیم بگیرید دوستانش را به خانه دعوت کند.
ادامه مطلب
اپل از چیپ موقعیت یاب U1 رونمایی کرد
حرف U در U1 به عبارت الترا واید بند اشاره دارد که در واقع همان تکنولوژی مورد استفاده اپل برای ایجاد قابلیت های دنبال کننده موقعیت در تلفن های هوشمند تولیدی اش است و البته به زودی در ديگر لوازم جانبی این شرکت نیز شاهد حضور این قابلیت ها خواهیم بود.چیپ U1 به شکل موثری امکان تعیین موقعیت آیفون های جدید و برقراری ارتباط آنها با ديگر دستگاه های بهره مند از U1 را به شکلی دقیق تر و سریع تر فراهم می کند.
شبکه‌های اجتماعی آمدند تا ما را خوشحال کنند. ما ديگر اسیر فاصله‌ها نیستیم، بلکه ارباب آنیم. اسم اعظمی که سلیمان با آن طی‌الارض می‌کرد امروز ديگر يک راز نیست، بلکه‌ اشاره‌ای از انگشت ماست بر گوشی‌های موبایل‌مان. فرصت‌ دیده‌شدن کم‌تر در انحصار قدرت است، علم در دسترس است، دلتنگی چاره دارد و هزار مزیت ديگر. اما من چرخی که در توییتر میزنم سرتاپام رخوت می‌شود. رخوتی که در دوستانم نیز هویداست. رخوتی که به مزایای بیشمار آن می‌چربد. آن قدر که
امروز به این نتیجه رسیدم که سوگوارى براى از دست رفته ها بس است. زمان زیادیست که منتظرم. منتظر امدن راهى که به روشنایى ختم شود. گشتم نبود، نگرد نیست. هدف هایم را مشخص کردم و مطابق انها برنامه ریزى ميکنم. هرچند کوچک. هرچند بى ارزش. ديگر براى از دست دادن تو، تو یا تو غمگین نیستم. البته که من شیفته ى تویى بودم که در ذهنم از تو ساخته بودم. اه که چقدر ذهنم براى خلق تو زیبا و مهربان است. گردبادى که روى صورتت داشتى الهام بخش همه ى کارهایم هست. چرا که زیباتر
جمله‌ی "نباشی،نیستم"وما خبر از مرگ کسی در نبود شما را نمی‌دهداین یعنی نباشی ديگر آن ادم سابق نیستماین که آدم سابق نیستم، یعنی ديگر مثل قبل زندگی نمی‌کنممثل قبل نمی‌خندماز خودم عکس نمی‌گیرمسینما نمی‌رومهیچ چیز سرذوق نمیاوردماهنگ مورد علاقه.غذای مورد علاقه لباس مورد علاقه.هیچ علاقه ایی وجود نداردنه سردی بستنی توی چله تابستان رو حس ميکنمو نه گرمای هات چاکلت توی برف زمستانهیچ حسی وجود نداردتوی آینه به خودم لبخند نمی‌زنمشب‌ها
زندگی بعضی از آدمها دشت است. دشت‌هایی فراخ و سرسبز، با گل‌هایی رنگ رنگ که آسمان آبی دارد.زندگی بعضی‌های ديگر کوه است. دامنه و قله دارد. ازش بالا می‌روند و فتح‌اش می‌کنند . زندگی بعضی‌های ديگر بیابان است. بایر، بی آب و علف. زندگی بعضی‌های ديگر کویر است. ظاهری خشک دارد اما درونش پر از قنات است و نقب‌هایی که به آب می‌رسد. و شبها هزار هزار ستاره‌ی درشت می‌ریزد توی دامن‌شان. زندگی بعضی‌ها دریاست. پر از ناشناخته‌هایی که نو به نو کشف می‌شود
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب