نتایج پست ها برای عبارت :

منو ببینی میفهمی غم توی چهرمو

در این بخش از سایت جونا دانلود اهنگ چه زیبا شده فاصلمون برای دریافت و شنیدن انلاین قرار داده می شود
دانلود اهنگ چه زیبا شده فاصلمون (زیبا رحیمی) با کیفیت عالی و لینک مستقیم
چه زیاد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمون
یعنی هنوز عاشقمی یا عوض شدی میخوام بپرسم نمیچرخه زبون
چه روزایی که خوب بودی باهام حرفای قشنگی میگفتی برام
هنوز همون دوست دارم روی قولشه ، هستی رو حرفی که گفتی برام
دانلود آهنگ چه زیاد شده فاصلمون غرورمون عشقو گرفت ازمون
منو ببی
از این به بعد تصورات و خیالپردازی هام و رویاهامو بر اساس عملکردم و داشته هام پایه ریزی کنم نه بر استس انچه که ندارم و حتی برای داشتنش عمل و تلاشی نمیکنم !!
ميفهمي که چی میگم  
وقتی روزی ۳ ساعت ناخالص تلاش میکنی نمیتونی شب خواب دانشگاه تهرانو ببيني تهش باید تو دانشگاه شهرستان و یه رشته درپیت باید قبول شی که بعد چند سال کلی سرکوفت هم بشنوی و همچنین با عملکرد پایین حق گوش دادن به اهنگ های مورد علاقت و کارهای موردعلاقت رو نداری !! افهیم شد ؟؟
+امش
باید در نهایت تاسف و تاثر اعلام کنم همسایه ی محبوبم رفت.تعطیلات که من نبودم اونا رفتن!
از حاضر نبودن جاکفشی دم در فهمیدم
نمیدونم کجای این شهر باید دنبالش بگردم دیگه!
فقط کاش وسیله هاشونو از آسانسور نمیبردن که الان دهن ما سرویس شه!
لامصب تو خودت مدیر ساختمون بودی که!
توچرا!
یاخدا!
جمعه شب برگشتم خونه
حال گلِ تو گلدونا خیلی خوب بود
باقرمیگه چون ۱۷ روز نبودم که بخوام‌هر شب یه لیتر آب خالی کنم پاشون!
غربت خونه نگرفتتم چونکه مامانمو با خودم‌اورده
البته برای امثال من صدق نمیکنه  مگر معجزه ای رخ بده
Your browser does not support the audio element.
 
حس ِ خوبیه ببيني یه نفر همه رو بخاطر تو پس زدهواسه ی رسوندن ِ خودش به تو همه ی راهو نفس نفس زدهحس ِ خوبیهحس ِ خوبیه ببيني یه نفر واسه انتخاب تو مصدستتو بگیره و بهت بگه موندنش کنار تو مسلمهحس ِ خوبیهتو همین لحظه که دلگیرم ازت از همیشه به تو وابسته ترماگه حس ِ خوب تو به من نبود فکر عاشقی نمیزد به سرمبه سرمبه من انگیزه ی زندگی بده تا دوباره حس کنم کنارمیبه دروغم ش
تقریبا همه چی!!
یه جورایی برام گنگ و نامفهوم به نظر میرسن واژه هایی مث دلبستگی، دوستی ، اعتماد ، عشق ، احتیاج.
مثل این میمونه که از پشت شیشه ی بخار گرفته نگاه کنی به داخل کافه ای که دکور قهوه ای رنگ و گرمی داره ظاهرا، ولی چیزی رو نتونی ببيني.
هر هاله ی ماتی که میبینی رو یه چیزی تصور میکنی و مدتها باهاش زندگی میکنی و یهو.
بخار شیشه از بین میره و ميفهمي اونهمه رنگ گرم و قهوه ای، تنه ی درختای جنگلی بوده که تووش زندگی میکردی.
همینقدر دور از ذهن و
فرجه هام داره میگذره و اونطوری که باید درس نمیخونمدلم خیلی غم داره.به هزاران دلیل
احساس میکنم  ذهنم کیلومترها گرد و غبار گرفته
انرژیم باهام لج کرده و شارژ نمیشه
حتی شکایتی هم ندارم از این وضع
خیلی بده عادت کنی به کم بودن ، نبودن 
عادت کنی به چیزهایی که حقت نیست
ببيني حقتو ازت گرفتن و فقط ببيني
کاش یه جا بودم که هیشکی کنارم نبود
دانلود آهنگ امیر عظیمی روبرومی
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * روبرومی * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , امیر عظیمی باشید.
دانلود آهنگ امیر عظیمی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Amir Azimi called Roo Be Roomi With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه امیر عظیمی به نام روبرومی
روبرومى آخه انقدر خوبى که نمیتونم خوبى هاتو بشمرمانقد خوبه حال یکم نگرانم خودم خودمو خودت چشم کنماگه نباشی بد میشه گ
واقعااااا بعضیا چه فکری میکنن تو مراسم ختم مامان بزرگ آدم .یکی رو میارن آدمو ببینه و به فکر_خیر سرشون _امر خیرن؟؟؟
من هیچ موقع فحش نمیدم ولی در این حالت فقط میتونم بگم تف!
اه.
من با صورت پف کرده و چشمای کاسه خون دارم زاااار میزنم.تو اومدی چیو ببيني لعنتی؟
فک کردی چی؟
شعور نداری .فرهنگ نداری.آدم باش.
تیپ سیاه زدی اومدی بدبختیامونو ببيني؟مسخره .
بسم الله الرحمن الرحیم
 
بعضی موقع ها بعضی دعاها عجیب میچسبن.
مثل زیارت جامعه کبیره ی حرم امام رضا.
 
بشینی و ببيني امامِ هادی عجب گوهر گرانبهایی رو برامون امانت گذاشتن.
بخونی و ببيني که قرآن و عترت چطور توي فرازهای این دعا چفتِ هم شدن، اونجاهایی که میگه
و ایاب الخلق الیکم .
و اشرقت الارض بنورکم .
 
توي قرآن مگه اینا منتسب به خدا نبود؟
الله اکبر!
 
بخونی و ببيني فرازهاش توي قران چطوری اومدن و اهل بیت عجب مخلوقاتی ان. تفاوتشون هم با خدا عجیبه.
من فکر میکنم حتی اندوه هم باید هم شأنِ دلت باشد!به عمق ِ چشم هایت و زیبایی لبخندت! من فکر میکنم اندوه ها هم نقاب دارندو گاهی باید غمت را بی نقاب ببيني.ببيني این غم،اندازه ی بزرگی دلت هست؟ به زلالی ِ اشک هایی که برایش ریختی هست؟گاهیدلت را ببر پشتِ پنجره ی رو به خیابان و بتکانش.
 بسم الله قاصم الجبارین» . حاج قاسم کجایی؟ کجایی که ببيني امروز سردار حاجی‌زاده مقابل دوربین‌ها آرزوی مرگ کرد. کجایی که ببيني دست بر گردن گذاشت و گفت: گردن ما از مو باریک‌تره. سرداری که در حین عملیات پشت میز ننشسته بود، دستور بدهد بلکه در غرب کشور بین نیروهایش بود. ما که می‌دانیم او مقصر نیست اما با شجاعت تمام مسئولیت این اتفاق تلخ را برعهده گرفت. کجایی حاجی که ببيني امروز سردار حاجی زاده تنهاتر از همیشه است. . راستی اگر بودی چگونه او را دل
ای پرنده مهاجرسفرت سلامت امابه کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوریوقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری
میگذره روزای عمرت توي جاده های خلوتتا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیمدلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببينيم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبهتازه اون لحظه ميفهمي همه آسمون غروبهآخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبهتازه اون لحظه ميفهمي همه آسمون غروبه
میگذره رو
می‌گم این هم دانشکده‌مون!می‌گه این‌ها چیه؟می‌گم‌ دوتا از بچه‌های دانشکده بهمنِ دو سال پیش توو هواپیمای تهران-یاسوج سقوط کردن و فوت کردن. به یادشون درخت کاشن توو دانشکده‌مونمی‌گه کاش هرکی فوت می‌کنه به یادش درخت بکارنمی‌گم ولی خب اینطوری هم بد می‌شه، درخت می‌بینی یاد آدم‌هایی که از دست دادی میفتی. همین خوبه که تک و توک باشه و همه‌گیر نشه. کلا هرچیزی تووش دست زیاد بشه خوب نیستمی‌ره سمت حوضمی‌گم فرض کن سیگار ببيني یاد طلاق بیفتی، خو
_چته؟
_سردمه. 
_فک کردی مچاله شی یه گوشه کارامون تموم میشه؟ هی فرار میکنی از زندگی! 
_ سردمه. 
_ با نوشتن چرا قهر کردی حالا؟
_قهر نکردم. قلمم خشک شد. هی تیشه زدن به ریشه مون. انقدر زدن که خشک شدیم. 
_اهل خشک شدن نبودی؟ چرا گریه ات گرفت یهو؟
_ نمیدونم. 
_ فک کردی مچاله شی یه گوشه کارامون پیش میره؟
_نه. 
_ پس پاشو. 
_سردمه. تا الان سردت بوده؟ خورشید داره میره! پاییز شده! من عصبانی ام! چرا مثلا بعد تابستون بهار نیست؟ چرا یه ذره یه ذره با پاییز مواجه مون نمیکن
وقتی شاد و خرم هستی به ژرفای قلبت نظر کن تا ببيني که این قلب همان است که تو را غمگین کرده بود. و هنگامی که غم بر تو چیره شده است باز در قلب خود نگاه کن تا ببيني که به راستی در فراق آنچه قلبت را از شادی پر کرده بود گریه می‌کنی. بعضی گویند شادی از غم عظیم‌تر است. بعضی گویند چنین نیست، بلکه غم بر شادی چیرگی دارد. اما من با تو می‌گویم که غم و شادی از هم جدایی‌ناپذیرند. آنها با هم نزد تو می‌آیند و هنگامی که یکی از آن دو در کنارت نشسته است، بیاد آر که آن
 
آخرش به یک جائی میرسی ميفهمي که تنها آدم مورد اعتماد زندگی خودت هستی .خودت تنها کسی هستی که زیر پایت را خالی نخواهد کرد .خودت تنها کسی هستی که خودت را دوست دارد .تنها کسی که حرفت پیش او میماند خودت هستی .گاه سخت این را ميفهمي ، گاه در هاله ای از رنج و سوءتفاهمات .اعتماد سخت بدست می آید و راحت از دست میرود .
میدونید یکی از دوست داشتنی ترین لوازم آرایشی برای من چیه؟ محصولی که بتونه تیرگی ها و عیب و ایرادای چهرمو بپوشونه و جلوه جذابی به چهره م بده. با کمک کانسیلر میتونم تیرگی ها و همینطور چین و چروک های پوستم رو بپوشونم و چند سالی جوون تر به نظر برسم. یکی از کانسیلرای مورد علاقه من کانسیلر فول کاوریج رولوشن هست. گفته می شه که این کانسیلر مشابه کانسیلر تارت هست و برند رولوشن این محصول رو به بازار عرضه کرده تا همه بتونن محصولی با کیفیت بالا و با قیمت م
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
غم ها و شادی ها و بدبختی ها و خوشبختی ها محاصره ات میکنند
و تجلی ایه ان الله مع العسر یسرا میشوند
زمانی گرد غفلت از رویت برداشته میشود
تازه ميفهمي که فقط در محاقی بی انتها به هبوط رفتی
جایی که هرگز امیدی برای رهایی نیست
و وقتی نوری از انوار عالم وجودت را بیرون می آورد
و نجاتت میدهد
تو ميفهمي که یسر زندگی همین نجات هست 
همین عشق هست که نور هدایت شده
تا بفهمی حالا سفینة النجاح حسین چه سفینه ای ست
هنگام خداحافظی با محاق  
خوشحالی یعنی وقتی من تشخیص و درمانم درسته و دو اشتباه میگه و از حرص اینکه منه سال پایینی درست گفتم برام کشیک اضافه میزنه.
الان با وجودی که بیشتر 24 ساعته چیزی نخوردم جز قهوه و بیسکوییت ولی خیلی خیلی خوشحالم.اینکه جون مریضو نجات دادم خیلی خوشحالم میکنه.اینکه پرسنل حرف منو قبول میکنن ولی حرف دو رو نه منو برده تو ابرا.خوشحالی اینکه پرسنل اصرار میکنه مریض منو میخوام خودت ببيني نه هیچ سال یک یا حتی سال دو دیگه منو برده تو هوا.
خدایا عاشقتم خیل
یکی از سخت ترین چیزها تو دنیا اینه که همیشه خیال می کردی فلانی باهات مهربونه و دوستت داره اما وقت سختی زندگیت رنج بذاره رو رنجت و به نعمت هات حسودی کنه
اون وقته که ميفهمي فقط باید به خدا تکیه کنی
 
 
بازم تجربه کرده بودما اما واسم عبرت نشده بود
متن آهنگ دروغه از مازیار فلاحی(آهنگ دروغه از آلبوم قلبی یخی مازیار فلاحی)همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستیهمه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی، دروغهچجوری دلت می اومد منو اینجوری ببينيبا ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببينيهمه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که دروغه

ادامه مطلب
میخوام سرمو بکوبم تو دیوار
میخوام‌ طرفو پیدا کنم، خرد و خمیرش کنم
مرتیکه بی شرف
گوه تو روح آدم طرح بی ناموس
آخه دیوث، تو این همه خوردی، بس نبود
نتونستی ببيني یه جوون داره یه کار نو میکنه
رفتی ازش کپی کردی، ریدی تو بازارش
خاک تو سر بیشعورت کنن، کثافت
حیف من که به تو گفتم همکار
خاک بر سر من که گذاشتم تو بیای اینجا ببيني من چیکار میکنم
چقدر ادم حریص
چقدر ادم پست
یه روزی، یه جایی که فکرشو نمیکنی، دهنتو سرویس میکنم
کینه‌های من شتریه، تا تلافی
کسی که در وقت ناراحتی و نیاز و افسردگی در عین محبّت دیدن از تو تنهایت میگذارد، چقدر میتوان بر وفای او و مرام او امید داشت؟ آدمی بی‌ارزش است چون هیچ ارزش و قیمت ثابتی بر اعمال ما نیست مگر پس از وفات که دیگر آنوقت برای فهمیدن خیلی دیر است. اصلا انسان چرا به کسی توجه کند که بی‌اعتناست و دوای این درد چیست؟ هیچ، قطع تعلق است ولی قطع تعلق هم ممکن نیست. کار به جایی میرسد که اصلا نمیدانی قصه چیست، کجا هستی، با چه کسانی زندگی میکنی و دمخوری، دیگران
بچه که بودم کوچیک ترین کاری هم برای مادر بزرگم انجام میدادم همیشه میگفت خیر ببيني مادر
حالا بعد گذشت چند سال فکر میکنم دعا هاش بر آورده شده
چون سمت هر کاری میرم تا بتونم تو اون کار موفق بشم
خیر میبینم.
#میلاد_میرشکار
دست من نیست شرایطم تاثیر دارن 
ID:instagram
@Milad_Mirshekar20
 
⭕️ جوابای من :
چه کتابی دوست داری بخونی و تا الان نخوندی؟فیه ما فیه مولانا
چه فیلمی دوست داری ببيني که تا حالا ندیدی؟پدرخوانده
چه موزیکی دوست داری گوش کنی که تاحالا نکردی؟
صدای بچه ام
کجا دوست داری بری که تا حالا نرفتی؟
کرمانشاه
کیو دوست داری ببيني که تاحالا ندیدی؟
نازنین
چی دوست داری بخوری ک تاحالا نخوردی؟
شیشلیک
چه لباس و چه رنگی دوست داری بپوشی که تاحالا نپوشیدی؟
حریر سبز رنگ. از اون سبز خوشکلا
چه شی ای دوست داری داشته باشی که تاحالا ندا
کسی که در وقت ناراحتی و نیاز و افسردگی در عین محبّت دیدن از تو به تو بی‌محلی و قدرناشناسی میکند و تنهایت میگذارد، چقدر میتوان بر وفای او و مرام او امید داشت؟ آدمی بی‌ارزش است چون هیچ ارزش و قیمت ثابتی بر اعمال ما نیست مگر پس از وفات که دیگر آنوقت برای فهمیدن خیلی دیر است. اصلا انسان چرا به کسی توجه کند که بی‌اعتناست و دوای این درد چیست؟ هیچ، قطع تعلق است ولی قطع تعلق هم ممکن نیست. کار به جایی میرسد که اصلا نمیدانی قصه چیست، کجا هستی، با چه
بچه که بودم کوچیک ترین کاری هم برای مادر بزرگم انجام میدادم همیشه میگفت خیر ببيني مادر
حالا بعد گذشت چند سال فکر میکنم دعا هاش بر آورده شده
چون هر کاری میکنم به اون چیزی که میخوام برسم
خیر میبینم.
#میلاد_میرشکار
دست من نیست شرایطم تاثیر دارن 
ID:instagram
@Milad_Mirshekar20
 
دانلود آهنگ جدید دیر کردی از حمید هیراد با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
دیر کردی ببین از زندگی جا ماندم دیر کردی زمین خوردم و تنها ماندمدیر کردی حسرتت هر لحظه بر بادم داد دیر آمد در برم تا گفتم ای داد ای دادمن میرم امشب تازه ميفهمي دلت گیره من میرم امشب خنده هام از خاطرت میرهمن میرم امشب تازه ميفهمي دلت گیره من میرم امشب فکر تو آروم نمیگیره
Hamid Hiraad – Dir Kardi
دانلود آهنگ حمید هیراد به نام دیر کردی با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ دیر کردی –
تا حالا شده خودت رو تو آیینه ببيني و نشناسی؟
تا حالا شده خودت رو تو یه برهه زمانی جا بگذاری؟
شده یه نگاه به پشت سرت بیندازی و ببيني هیچ جای پای محکمی تو زندگیت نداشتی؟
یه زمانی یه عالمه هدف و آرزو و امید داشتی .
الآن کجای زندگیت هستی
به کدوم اون رویاها رسیدی؟
کدومشون برات هنوز ارزش دارند و دوست داری بهشون برسی؟
یا اینکه هیچ جوابی برای هیچ سوالی نداری
یه منِ خالی
تُهی از همه چیز
فقط داری میگذرونی از سرعادت
از سر ناچاری
یه روز یه امید یه هدف ی
جمعه باشه
هوا آفتابی باشه
روزای آخر پاییز باشه
تنها باشی
موسیقی باشه
پنجره باز باشه
رو به دریا   
تو قاب پنجره بایستی و نور آفتاب 13:24 دقیقه به صورت و دستهات بتابه
تازه ميفهمي اصلا اونجایی که وایسادی نیستی!
پس کجایی بغیر ازونجا ؟
توي عکس یه آخر هفته ی دو نفره دیده میشد، دوتا خرمالو، دوتا موز، دوتا خوشه انگور، دوتا کروسان، چهارتا بیسکوییت، سس تا شکلات، دوتا لیوان چای و چند شاخه گل رز که زینت داده بود به آخر هفته شون. 
دلم خواست، این حال خوشِ دو نفره رو دلم خواست.
یارم کجایی؟ قراره با یه اتفاق جالب همدیگه رو ببينيم و منو یه دختر عاقل ببيني یا اینکه قراره منو با کله شقی هام ببيني و عاشق همینی که هستم بشی؟ 
کسی قراره بهت معرفیم کنه؟ با دیدن کدوم عکسم دلتو بهم میبازی؟ 
نمید
بعضی‌ها چنان مَلک عذابند و از دور و نزدیک نیش می‌زنند که سر نمازها دعا میکنم خدایا مرا از اینها بگیر. دیگر چیزی از تو نمی‌خواهم. 
بعد از کربلا انگار آدم زودرنج تر میشود. آن همه نشاط و حس خوب ببيني و لمس کنی، بعد دوباره پرتت کنند توي لجن زار زندگی و این بار لجن ها را واضح تر ببيني، فاز دپرشن دست می‌دهد.
فکر می‌کنم خیلی بیشتر از اینها باید خون به جگر آدم شود تا کار ما و عالم درست شود.
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در ق
دخترکوچولوی من امشب تماس گرفت اعتراف کنه.
گفت خانوم اگر عشق نیست چی هست که هروقت به یادشم یا کنارشم دوست دارم سیگار بکشم. 
یه صدای بلند از درون فاطمه به دانش آموز 17 ساله ش میخواست بگه آخه کوچولو؛ تو از زندگی چی میدونی؛ کی از عشق برای شما امامزاده ساخته؟ 
دخترکم، بزرگ میشی و ميفهمي عشق چندان هم اتفاق مهمی نیست.
 
بدترین جاش اونجاست که ميفهمي هیچ چیز قرار نیست حالتو خوب کنه، انگار واقعیت مثه یه سیلی محکم و ظالمانه خورده توي گوشت زندگی سخته ، بی‌رحمه ، و تو توي این بی رحمی تنها هستی . مثل سه صبح امروز ، که توي حیاط بارونی و سرد بیمارستان بلند بلند گریه میکردی ، و میخواستی که همه چیز تموم شه و برات مهم نبود که فرار کار آدم‌های ضعیفه ، میخواستی که آدم ضعیفی باشی، اما خوش‌حالتر ، اما خوشبخت‌تر .
 
بعضی چیزها هیچ وقت دوباره تکرار نمیشوند .بعضی اتفاقا ، بعضی مزه ها ، بعضی بوها ، بعضی حس ها ، بعضی آدمها و . .اصلا شاید شیرینیشان به همین تکرار نشدن باشد .  بعضی ها را فقط باید از کنارشان به آرامی رد شد ، بعضی ها را به راحتی  میتوان به بهای ناچیزی خرید ، بعضی ها را باید فراموش کرد ، بعضی ها را باید کلا ندید ، بعضی ها را باید فقط اندکی شناخت و هر چه کمتر بهتر و فقط از دور زیبا هستند، بعضی ها را صد بار ببيني در ذهن نمی مانند ولی بعضی ها را یک بار بب
از خاطرم میروی. آزاده میشوم. آزاده‌تر از الانی که بی‌شرم به چشم بقیه نگاه میکنم و حرف میزنم. آزاده‌تر از همیشه. دنیا است دیگر. همه چیز بند ِاحتمالات است. صدایت به گوش من نمیرسد. تو اصلا دنبال شنیدن صدایم نیستی. حماقت همین حالتی است که من دارم. زندگی است دیگر. همه چیز بند ِ احتمالات است. هوا که تغییر میکند گلودرد میشوم. کانادای سرد و تگزاس گرم، همه جا را با همین حال گشته‌ام. چرا مردم فکر میکنند قرار نیست پاریس را هیچوقت اینطور بگردند؟ زندگی هم
امروز روز خوبی نبود. کلا این چند روز خوب نبود. من نمیرسم کتابمو قبل از تهران رفتن تموم کنم حالا فقط فردارو وقت دارم . دستم به نوشتن اینجا هم نمیره. حالم خوب نیست. بلیط پیدا نکردیمو همون سواری اوکی شد برای برگشتن به خونه. با این حال از این که میام تهران خوشحالم دلم برای شهرم تنگ شده. فکر نمیکنم کلا روحیه ی مهاجرت کردن داشته باشم با این حال تجربه ی بدی نیست. فقط میدونم که مطمئنن دلم برای خیلی چیزای این روزا تنگ میشه. مثل خوردن یه بستنی یک کیلویی با
من فدای تو میشم که با شنیدن صدای اون پیام بازرگانی که همه مامانشون رو صدا میزنن، از خواب بیدار میشی و میگی بله، و به دور و برت نگاه میکنی ببيني کدوم یکی از بچه هات صدات زدن! مامان عزیزم ^_^
 
ادامه عنوان: که تلویزیون رو خاموش نمیکنیم تا تو راحت استراحت کنی.
انگلیسی‌ها ضرب المثلی دارند با این مضمون:
"کسی که فقط لندن را دیده باشد، لندن را هم نمیشناسد"
باید پاریس و رم و برلین را هم ببيني تا بتوانی بگویی لندن شهر خوبیست یا نه .
تک منبعی بودن انسان را متعصب و خشک بار می ‌آورد و عمق فهم را به طرز عجیبی کاهش مى دهد .
بهم گفت برو قدم بزن، گفتم، آخه الان؟!
وجودم از هر حسی تهی شده، ميفهمي اگه بگم در این لحظه خالی ام‌؟ خالی ام از هر چی.
قدم میزنم، آروم و پیوسته. هر لحظه سبک تر میشم، گونه هام یخ زدن، نوک دماغم رو میتونم تصور کنم که قرمز شده، سعی میکنم خوب باشم، این تنها چیزی هست که یاد گرفتم، فقط خودم میتونم به خودم کمک کنم، فقط خودم میتونم یه کاری برای حالم کنم، خیلی سخته هیچ کس نباشه بهش زنگ بزنی بگی فقط میخوام حرف بزنم :( حالا که همچین کسی نیست خودم یه کاری می
خسته ام مثل درختی که همین نزدیکیتبری بی احساسپای پرواز دلش را به خدا قطع نکردخواست فریاد کند هستم منچشم وحشی تبردار چرا درک نکرد؟خسته ام مثل همان مادر پیرکه همان عاشق دلداده رهایش کرده!کنج نسیانکده ی شهر که امیدی نیست.خسته ام خسته تر از دولت تکرار دروغ!خسته تر از نفس کوه دماوندم منخسته کردی تو مرا بی احساسهیچ ميفهمي تو؟هیچ میخوانی تو؟دل من ملعبه ی اوج غرور تو نبود.عشق را معنی کنو همان فاصله اش با نفرتکاش ميفهميدی.کاش ميفهميدی.
یو نو میفهمم اگه میخوای تنها باشی یا میخوای همه روابطو قطع کنی یا هر چی
فقط اینکه خواهشا بلایی سر خودت نیار.کار غیر منطقی نکن.همین که بدونم حالت خوبه کافیه( البته میدونم خوب نیست ولی خب ميفهمي منظورمو دیگه)
اگه یه روزی خواستی برگردی یا هر چی نمیدونم حتی ده سال بعد خیالت راحت که جات همینجا اماده ست اگه هم نه که خواهشا فقط سالم بمون
بوس
 
+احتمالا چند وقت پست نزارم.اگه خواستید در ارتباط باشید تگلرام و اینستا هستن.اگه ندارید و دوست دارید داشته ب
سلام دوستای گلـــم و خواننده های گرامی :))
خیلی وقته ننوشتــم قریب به ۲۰ روز شایدم بیشتر یا کمتــر !!درگــیر بودم درگیر یســـری کارا که هنوز خستگی و بی خوابیاش توي تنمـــه ! واقعا هنوز نمیدونم کار درست رو من کردم یا نه دو هیچ از زندگی باختم .
این روزا فقط بدو بدو بــودم !
اینکه آرومم اینه که دیگه با هیچ کسی هیچ حرفی نـدارم .
خدایا یکم خودت از اون بالا حواست به مـا بنده هات باشه ممنونت میشیم
او به زودی از زندگی من بیرون می رود و من از همین لحظه دلتنگم. احتمالا به محض اولین دیدار ما بعد از بازگشت از سفرش. عکسش را نگاه می کنم و تازه درک میکنم حس و حال شاعرانه عاشقانه ای را که مدت ها بود اینجا و آنجا می خواندم و درک واضحی از آن نداشتم؛
خب به نوعی حس شکست است. اینکه فکر کنی قرار است یک عمر یک چهره را پیش رویت ببيني و احتمالا به زودی تمام خط و خطوطش را از بری. بعد ناگهان ببيني تمام شد. حتی اگر خودت تمامش کنی. آدم دلش برای تصوراتش هم حتی تن
امروز اصلا خوب نبودم چون خوب کار نکردم فقط زبان خوندمو چند صفحه ی خیلی کم کتاب. اصلا نتونستم بشینم پشت میزم. این رو با نهایت شرمندگی میگم.شاید حتی شرمندگی از خودم که این بود قول و قرارت دختر جان؟ این چه کاریه که تو میکنی همینجوری زمانو با عذااااب میگذرونی. نه لذتی هست توي کار نکردن برای من و نه موفقیتی چه بسا که از خودمم متنفر میشم. دلم میخواد دوباره کار کنم مثل همون روزای خوبم. روزایی که با خستگی و شادی سرمو رو بالش میذاشتم نه با عذاب :( میدونم
امشب من از شدت نفرت زیاد برای یک نفر آرزوی مرگ کردم و به زبون آوردم!
برای یک نفر که با من نسبت خونی نزدیک داره!
انقدر سنگین بود و هست این جمله برام که الان هم که دارم مینویسم دستام داره میلرزه و اشکام میریزه.
امروز شنبه ۱۸ آبان ۹۸ روز بدی بود برامون.جریان شین به جاهای خیلی بدی رسیده.
دلم میخواد فقط میم زودتر بیاد و امشب تموم بشه و صبح بشه.
وقتی یه مشکل بزرگ پیش میاد تازه ميفهمي دغدغه هات تو پستای قبلی چقدر مسخره و بی معنی بودند.
برای من و خانو
به گورستان گذر کن تا ببيني                   چه خوردند وچه پوشیدند وبردند
دو روزی زندگی کردند وآخر                   به هرحالی که بودندجان سپردند
طمع بسیار کردند مال دنیا                    ز روزی بیشتر هرگز نخوردند
همانانی که بودند نورچشمی                   تنش را در لحد محکم فشردند
اگر شاه وگدا،نادار و دارا                    اجل آمد نفس بگرفت ، مُردند!!
فقط یک گناه وجود دارد، فقط یکی، آنهم ی‌ست. هرگناه دیگری صورت دیگر ی‌ست.وقتی مردی را بکشی زندگی را از او یده ای. حق زنش را برای داشتن شوهرش یده ای، همینطور حق بچه هایش را به داشتن پدر. وقتی دروغ میگویی حق طرف را برای دانستن راست یده ای، وقتی کسی را فریب دهی، حق انصاف و عدالت را یده ای. ميفهمي؟».بادبادک باز _خالدحسینی  فقط یک گناه وجود دارد
هوروش باند–چه حالی میشی
شده شمع بشی نبینی پروانتو
شده حتی بترسی از سایتو
تو چشماش ببيني هرشب آیندتو
یه شب ترکش کنی این عادتو
شده تک بیوفته تو دلت یه گوشه
شده خاطره هات آرزوت شه
شبا حرف بزنی با در و دیوارا نتونی پا بذاری حتی توي کوچه
من الان این حالو دارم یه بی قرارم تورو ندارم
کجای شهرو پا بذارم اسمتو نیارم
من الان این حالو دارم یه بی قرارم تورو ندارم
کجای شهرو پا بذارم اسمتو نیارم
اگه یه نفرو خیلی دلت بخواد واسش آب بشی نشه ماهی برات
دیگه اسمت
 
_بهش گفتم خیره!
+گفت تا تعریف مون از خیر چی باشه!
_گفتم همین که زمان درستش میکنه خیره!
+گفت چی بگم!
_گفتم شکر
+نگام کرد
_گفتم خدا ما رو به میزان صبرمون آزمایش میکنه!
+ گفت من که طاقتم سر اومده!
_ گفتم امام صادق فرمودند: صبر که تمام شود فرج می آید!
+گفت یعنی صبرم تموم شه همه چی تموم میشه و خلاص!؟
_ گفتم تازه اون روزیه که ميفهمي چرا قبل از اون نشده!
+ گفت گیجم کردی!
_ گفتم خدا هیچ وقت دیر نمیکنه، اگر دیر شده بدون هنوز موعدش نشده! پس صبر میکنی و به وعده اش ا
فک کنم بیشتر باید روی جنبه ای ک گفتم امتحانش کردم و وصل نشدم کار کنم
حقیقتا اعتقادم بهش کمتر شده مثه ی نورنامرئی میمونه ک اگه بگیریش هرجا ک میره میتونی بری و این نامرئی میتونه حتی ی وقتایی کمکت کنه چیزایی ک بقیه نمیبیننو ببيني بدون چشم حتی
ولی اگه گمش کنی

من گمش کردم
دنبالش میگردم
سخت شده کارام
تو ک میبینی کمکم کن؛)
اگه بخوام به یکی از شاهکار هایی که گوش دادم اشاره کنم واقعا می تونم مانکن رو معرفی کنم. یه جوری این موزیک به دل می شینه که اگر هزار بار هم گوشش بدی باز هم حرفی برای زدن داره. اصلا نمی تونم وسعت علاقه ام به این آهنگ رو توي کلمات بگنجونم. مانکن صد رد صد توي این روز ها یه شاهکار واقعیه. ترانه، ملودی، تنظیم. همه چیزش خوب و به جاست و صدا هم که جای خود داره. فرزاد فرزین یکی از بهترین خواننده های ایران هست و واقعا توي این روز ها که موزیک ها به درد نخور و ب
چه حال باحالیه که بیایی پنل بلاگ رو باز کنی و ببيني که 30 تا ستاره روشن داری. البته یه حال بی حال هم داره که میگه خیلی وقته که به بلاگ سر نزدی و پست های زیادی رو روی هم تل انبار کردینمی دونم چرا وقتی شروع می کنم به پست نویسی آخرش به جای پست وبلاگ یه پست توئیتر یا در بهترین حالت یه پست تلگرامی دارم. باید این نقیصه کوتاه نویسی رو از خودم دور کنم.
+ دور خودم میچرخم ، دوران بی فایده برای گذران روز هاست . ادم هی می دوه ولی هیچی تغییر نمیکنه ، فقط توي بدبختی عمیق تر فرو میره .
+ وقتی همه ی کار ها توي هم میپیچه و غصه ها رو سرت اوار میشن بابا غمگینه به خاطر کارش، داداشت یه جای دوره و معلوم نیست چی بهش میگذره ، مامانت غصه داره و تنها شده ،از دستت خون میچکه ، لباسات توي لحظه ی مهم میسوزه ، استادت عوضیه ، دنیا زشته ، و فردا قراره شمع 22 رو فوت کنی . وقتی ميفهمي قید خیلی چیزا رو برای خودت زدی که دیگه نه
دانلود آهنگ امیر عظیمی به نام روبرومی
دانلود آهنگ امیر عظیمی روبرومی با کیفیت 320 و 128
همراه با پخش آنلاین و لینک مستقیم از رسانه جاز موزیک
روبرومی نام جدیدترین اثر امیر عظیمی می باشد که  به صورت رایگان میتوانید از جاز موزیک دانلود کنید
Download New Music Amir Azimi – Roo Be Roomi
دانلود آهنگ با کیفیت 320 دانلود آهنگ با کیفیت 128
متن آهنگ روبرومی امیر عظیمی
روبرومى آخه انقدر خوبى که نمیتونم خوبى هاتو بشمرم
انقد خوبه حال یکم نگرانم خودم خودمو خودت چشم کنم
اگه
برایت اتّفاق افتاده جسمت درون چاه بابِل مانده باشد؟
دلت یک دفعه پروازش بگیرد ؛ ولی پای تو در گِل مانده باشد؟
ببيني ازخودِ دیروزی ات هم هزاران سال نوری دور ماندی
میان آنچه بودی، آنچه هستی، جهانی حدّ فاصل مانده باشد؟
شده آیا رفیق کهنه ات را ببيني بعدِ یک مدّت جدایی
تو از دیوانگی هایت بگویی؛ ولی او پاک، عاقل مانده باشد؟
تصوّر کن کسی یک عمر گشته، که شاید لحظه ای آسوده باشد
ولی از آن همه سگ دو زدن ها، فقط درد مفاصل مانده باشد
شده هرگز کسی تا دسته خ
اولین اپیزود از Anne with an E جایزه افزایش ساعت مطالعه م بود و یک ساعت و نیم گریه کردم و فکر نمی کنم کسی با این سریال اینقدر گریه ش بگیره.گریه کردن های شبانه که توضیحش 'فشار کنکور' نیست! و به هیچکس در این جهان نمیشه درد 'تعلق نداشتن' رو توضیح داد.اونجا که ان نشست رو زمین و گفت: why you did'nt tell me that you don't want me? .من برونگرای پرحرف خیال باف شب ها انگار پوسته بیرونم رو میکنم و از فلسفه های نصفه و نیمه به گریه و بعد ، آغوش خواب پناه میبرم.صبح مثل ان به خودم یاد
بیخواب و سرمازده م. آرزو میکردم که دنیا در سکوت فرو بره. آرزو میکردم فقط چشم ها حرف بزنن. شاید اونوقت سایه سیاه ابهام گورش رو گم میکرد. من سخت و تلخم عزیزم. از من فرار کن.
 
میگفت: <<اگه تصمیم گرفتی حساسیتت رو نگه داری و چیزایی رو ببيني که بقیه نمی بینن، این اشک‌ها و فالش‌زدن‌ها و گاهی الکی‌خوش‌بودن‌ها و زیادی عاشق‌بودن‌ها هم جزئی ازشه.>>
عجیبه که وقتی حالم بده باز هم می‌تونم به آدم‌ها بگم که نباید حالشون بد باشه! هزار بار بهتر و واقعی‌تر از همیشه حتی!
یه جوری که انگار هر چند خودت نمی‌تونی برسی اما می‌تونی بقیه رو برسونی؛ که هر چقدر پا بلند می‌کنی، گردن می‌کشی ببيني بالای ابرای سیاه چه خبره قدت نمی‌رسه اما دستاتو قلاب می‌کنی و مدام از بقیه می‌خوای برن بالا و منتظر نگاه‌شون می‌کنی تا از اونورِ ابرا بهت خبر بدن!

- چقد منه این کپشن؛ از هانی‌ه :))
همه چیز از اونجا شروع میشه که از صبح دقیقه به دقیقه نگاهت به گوشیته، اما وقتی پیامی از سمت کسی میاد که دلت میخواسته؛ دیگه تمومه! حتی اگه یه احوالپرسی ساده باشه، همین که میدونی دیگه مکالمه تمومه راحت میتونی با گوشی خداحافظی کنی! و همینجاس که ميفهمي دوباره ''دچار'' شدی!
 
پ.ن: سهراب سپهری میگفت: دچار یعنی عاشق (.) دچار باید بود وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف، حرام خواهد شد.
سلام !! حال شما؟!
اونطوری ک گفتی 
اگه نخونده باشی و نفر 13 عم شده باشی 
معنیش اینکه یا خیلی خوب دادی الا رغم نخوندنت 
یا سوالا اسون بوده 
یا اینکه بچه های دیگه هم نخوندن
یا اینکه بچه های دیگه هم شبیه من و توعن و اونقدراهم شاخ نیستن 
منم 15 عم امتحان دارم :)
پسر حواست ب عمومیا هم باشه ها 
یوخ ب خودت نیای ببيني فارسی و عربیت جا مونده ها
سلام عزیزای دل
از سالی که این بلاگ تاسیس شد ۴سال میگذره من الان یه دانش اموز کنکوریم
فقط خواستم بهتون بگم التماس دعا
ممنون از همه کسایی که حمایت کردن دوستتون دارم 
وقتی نتیجه تلاشتو ببيني به پیروز شدن معتاد میشی :)
یادت نره رفیق زمان مثله سرعت نور میگذره درست بگذرون لحظه هاتو 
ایندتو بساز
عجیبه که وقتی حالم بده باز هم می‌تونم به آدم‌ها بگم که نباید حالشون بد باشه! هزار بار بهتر و واقعی‌تر از همیشه حتی!
یه جوری که انگار هر چند خودت نمی‌تونی برسی اما می‌تونی بقیه رو برسونی؛ که هر چقدر پا بلند می‌کنی، گردن می‌کشی ببيني بالای ابرای سیاه چه خبره قدت نمی‌رسه اما دستاتو قلاب می‌کنی و مدام از بقیه می‌خوای برن بالا و منتظر نگاه‌شون می‌کنی تا از اونورِ ابرا بهت خبر بدن!

- چقد منه این کپشن؛ از هانی‌ه :))
گاهی اوقات یه توصیه هایی میشنویم
سر بزنگاه ها
 اما با عقل کل بودن و پرستیژ همه دانی گارد میگیریم
یه شرایطی میشه که الا و لابد باید اون کارو انجام بدی تا ته خط بری
شکست بخوری
بعد اسلو موشن بری و به اون توصیه یکبار گوش کنی و ببيني وووو چه دقیق بود!
دعا میکنم هیچ وقت از این توصیه ها به آسونی رد نشید و اون لحظه ها خدا بادِ پرستیژتونو یه جوری خالی کنه که ناگزیر شش دانگ گوش بدید!
#افسرمولا
#پیچ
#ساده_رد_نشو
این زندگی خودته
درسته زندگی سختی داری و تحملش سخته
ولی این بهرحال زندگی خودته
میتونی پاشی و تغییرش بدی
میتونی بشینی صب تا شب ناله کنی و غصه بخوری
دوروبرتم ک ببيني از این نوع دومیا زیادن که همش در حال ناله ان
انتخاب با خودته
پاشو تغییرش بده تا زندگیی داشته باشی ک خیلیا ندارن✌
آقا من دیروز اومدم طبق عادت هر روزم آمار بازدیدم رو چک کردم یه لحظه برگام ریخت!
معمولا وقتی آپ میکنم نهایتا ۱۰۰ تا ۱۲۰ تا بازدید دارم بعد دیروز ۱۹۱
خب بالاخره خیلی وقت بود آپ نکرده بودم توقع نداشتم دیگه.:|
روزای معمولی در حد ۲۰ تا ۵۰ تا میره مثل امروز که تا الان ۴۸ تاست ولی خب دست اون ۳ نفر درد نکنه که دیروز ۱۹۱ نمایش برام ثبت کردن
خدا عوضت بده ننه ، خیر از جوونیت ببيني مادر!
بهم گفت تو نمیبینی خودتو ولی ما هر روز داریم میبینیم که روز به روز بیشتر داری میپوسی
گریه نمیکنم
باور نمیکنم
دارم نابود میشم
دارم پودر میشم
چرا نوبت روانشناس لامصب نمیرسه
بغل میخوام
گریه میخوام
حتی دستای تورو میخوام، حتی لب گرفتنامون، حتی آرامش پیش هم بودنمون
عزیز از دست دادم و نمیفهمن حالم دیگه حال نیست
دوست ها هرچقدم یه زمانی دوست باشن بعدش دیگه نیستن. بعد ميفهمي برا پرکردن تنهاییشون باهات بودن و الان که تنها نیستن تو فراموش میشی
همینه د
امروز که اون پسره توي گروه اندروید و جاوا گفت بیا پی وی و جوابمو داد و آخرش گفت الآن سرکارم و شب برات سرچ میکنم، خیلی دلم گرفت.
یاد گذشته افتادم. اون زمان پیامای من، همه ذوق و احساسم، همه عکسایی که میگشتم و گلچین میکردم برات، همه مطالبی که خاص بودن و حرفای دلم بودن رو برات میفرستادم ولی میگفتی سرکاری و وقت نداری ببيني.!
منی بودم که با همه احساستم میخوردم توي در و دیوار . و باز هم ادامه میدادم!
میبینی؟ حماقت ِ اظهر من الشمس منو؟!
 
 
 
چرا زندگی رو سخت میکنی؟!
دلتنگ کسی شدی؟ —— زنگ بزنمیخوای کسی رو ببيني؟ —— دعوت کنمیخوای بقیه درکت کنن؟ —— توضیح بدهسوالی داری؟ —— بپرسچیزی میخوای؟ —— برو دنبالشاز چیزی خوشت میاد؟ —— حفظش کناز کسی خوشت نمیاد؟ —— ترکش کنعاشق کسی هستی؟ —— بهش بگو
 
ما فقط یکبار زندگی می‌کنیم سخت نگیر و ساده باش و زندگی کن.!
وقتی برای صبحانه از یخچال نان برمیداری و میبینی نان نیست که، یخ است! و میگذاری اش روی بخاری. اما اگر صبر کنی نان گرم شود، چایت سرد میشود. به اجبار از همان روی بخاری یک تکه نان جدا میکنی و با خود میگویی: ببین با چه مشقتی دارم صبحانه میخورم.
درست در همان لحظه زنگ در به صدا درآید و بروی جلوی در و ببيني خانم همسایه برایتان نان تازه آورده!
خب در این لحظه باید بگوییم کور از خدا چه میخواهد؟ یک نان بربری کنجد و سیاه دانه ای داغ!
جمعه یه تونله تا چشم باز میکنی ذهنت شروع میکنه به تصویرسازی پیش خودت حساب میکنی الان چه سالی هست من چندسالمه امروز چندمه چه ماهی هست از در اتاق که بیرون میری قرار هست کیو ببيني چه صدایی بشنوی کی سفره صبحونه رو پهن کرده عطر چایی و صدای سماور قرار تو رو به چه زمانی ببره کی قراره بغلت کنه . جمعه یه تونل بدون چراغه که حسابی قراره کش بیاد
حال و هوای دیواری که برلین را به دو قسمت تبدیل کرد از برلین دور نمی شود.
تاریخ شهر هیچ وقت از فضایش نمی گریزد. جایی همان حوالی پرسه می زند تا پیدایش کنی.
من این حس را خیلی اوقات تجربه کرده ام. وقتی از کنار شهر مرند رد می شوم می توانم بوی غمگین روزهایی رو که با هم قطرانم در آن شهر داشتم، را حس کنم. روزهایی که در آنجا همگیمان شکسته شدیم .
یا وقتی اتوبان همت در تهران را به سمت بالا می روم و از کنار تمام آن خاطرات تلخی که در سال 92 داشتم میگذرم. روزهایی ک
بعد از چند روز معطل کردن، بالاخره دیروز خواندن اولین رمان را شروع کردم.
ناطور دشت
the cather in the rye
ناطور یعنی نگهبان، نگهدارنده، حافظ.
۱۵۰ صفحه از کتاب را دیروز تمام کردم. انگار از آن رمان‌هایی است که تا به آخرهای داستان نرسیدی، همه‌اش به خودت میگویی "این چیه که انقدر معروفه آخه؟!" و ناگهان در صفحات پایانی نویسنده تو را غافل‌گیر میکند.
و آن موقع ميفهمي که ارزش معروفیت هم دارد.
ولی متاسفانه باید بگویم که درست دقایقی پیش در یک وبسایت مزخرف که داشت
می‌نویسم اینارو تا یادم بمونه روزای سختمو
الان یه وقتا همینطوری بعضی ازپستهای قبلی رو باز میکنم میخونم.
میببنم چقد مشکلات داشتم.
یا به فرض با خودم میگم چقد الکی ناراحت بودم.
به نظرم لازمه اینارو ببيني و با خودت بگی اونم گذشت. بقیه هم میگذره
یه جا خوندم که آدمای پخته تو اوج ناراحتی خوشحال میشن. چرا که میدونن ناراحتی میگذره و برعکسش هم.
به امید روزی که به این مرحله برسم.
 توي عکس یه آخر هفته ی دو نفره دیده میشد، دوتا خرمالو، دوتا موز، دوتا خوشه انگور ، دوتا کروسان، شش تا شکلات، چهار تا بیسکوییت، دوتا لیوان چای، یه کاسه تخمه و چندشاخه گل رز که زینت داده بود به این آخرهفته.
دلم خواست، این حال خوش دو نفره بودن رو دلم خواست. 
یارم کجایی؟ کجا قراره ببینمت؟ با یه اتفاقِ جالب باهات روبرو میشم و منو یه دختر عاقل میبینی که عاشقش میشی یا قراره با کله شقی هام منو ببيني و عاشق همینی که هستم بشی؟ کسی قراره بهت معرفیم کنه؟ ب
این فیلم که فقط دیدن اسمش تمام دوران حماقت مو اورد جلو چشمم و اشکمو دراورد.
بچه ها دنیا دوست داشتن و عشق به نظر من همینه.
چی؟
 
لالالند با یه جریان خیلی عاشقانه و باور پذیر نه چرت و الکی شروع میشه و به نظر ادم خیلی منطقی میاد که این دو ادم به هم میرسن و مشکلی نیستش.
ولی چیزی که ادم رو ناراحت میکنه اینه که در واقع مییسنه اصلا اصلا اینطور نیست. و تمام تصوراتش کسشر و هپروت بوده.
فیلم خیلی واقعیه‌. ایده ش کاملا واقعیه.
تو فکر میکنی یه نفر حاضره جونشو ب
ته قَوِر سَر دِکاشْمه چَن رَقِم گِل سِرخ و زرد و اِسپه، خاطِرِ ته دِلشمع سو هاکِردِمه، گِل بَوینی خار ته گِلِ رو نَدیمه، لینگ بَیّه شِلترجمه فارسی بر سرمزارت چند رقم گل کاشتم برای خاطر دلت گلهایی به رنگ سرخ، زرد و سفید کاشتم  شمع را کنار گلها روشن کردم تا گلها را خوب ببينيامّا صورت نازنینت را ندیدم و از پا افتادم دوستعلی علیخانی / تیر نود و هشت
نمیدانی برای این لحظه که بپذیری روزی ببینمت چقدر انتظار کشیده ام و چه اشک شوقی در چشمانم حلقه شده ضربان تند قلبم را نمیتوانم آرام کنم واقعا این تو هستی که اینطور بازخوردی ازت دارم میبینم باورم نمیشه
خدایا خیلی خوبی
مرسی بهم برگردوندیش
کی کجا بیایم عمرم عشق نازنینم
کاش در یکی از همین روزها که بی تابت میشوم و سر از ایستگاه بی آر تی که برگشتنی به منزل سوار میشوی ببینمت، نمیدانم مرا ببيني میشناسی ام، نمی دانم ببینمت میشناسمت، مهم نیست، مهم این
آمریکا رو در نظر بگیرچشم باز بکنی ببيني همه مسلمانند و صدای اذان در سراسر کشور طنین اندازاروپا رو در نظر بگیرببيني انگلیس و فرانسه و آلمانش صف بستند برا نماز جماعتاز طرفی عربستان سنی رو در نظر بگیرچشم باز کنی ببيني همه شیعه اند و زیر علم اهل بیت(ع)مصر و مای و بقیه کشورها هم بهکذاتصورشم شیرینهولی این نیست که ناممکن باشهیا مربوط به زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه و تشکیل حکومت واحد جهانی باشهآیه ای تو قرآن هست که اگه همین امروز بدرس
امروز دندون پزشکی بودم و جناب دکتر بعد نیم ساعت وزوزوز وجیییز جیییز . و خش خش
بالاخره یکی از دندون هام رو عصب کشی کرد!!
 
بعدش کلی تاکید که( بچه جون!!!):///
نه آخه بچه جون؟؟بی تربیت تو ریش های من رو نمیبینی؟؟بچه؟؟نه ناموسا بچه؟؟ استغفرالله آدم یاد جواب های دندان شکن و 100در 100 بی ادبانه ی دوران دبیرستان میفته هااااا!!!
 
خلاصه گفت تا دو ساعت به باد هم اجازه نمیدی دندونت رو لمس کنه تا 24ساعت هم باهاش غذا نمیخوری!!
 
حالا نکته ی بامزه ماجرا کجاست؟
بعد د
بعضی از مراحل زندگی نیاز به توقف دارن ،یعنی اینکه باید وایستاد و دور و بر رو ، موقعیت رو نگاه کردباید بری و تو آیینه خودت رو نگاه کنیو جدای از اون و بررسی ظاهری ، باید ببيني آیا مجموعه ی ویژگی هایی که الان داری متعلق به خودتن یا که صرفا یک ری اکشن درمقابل شرایطنو ایا تو برای خودت هیچ چارچوب و خط قرمزی میتونی پیدا بکنی یا که نه .
ادامه مطلب
جملات زیبا و خواندنی درباره پدر
 
مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 
 
جملات زیبا و خواندنی درباره پدر
با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه.اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الفیه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابابا اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباههگفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد . . تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی .اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف ن
جملات زیبا و خواندنی درباره پدر
 
مجموعه: خواندنیهای دیدنی

 
 
جملات زیبا و خواندنی درباره پدر
با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه.اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الفیه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابابا اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباههگفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد . . تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی .اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف ن
خسته‌ی راه باشی و تا لنگ ظهر (بخونید ۱۰ صبح!) خوابیده‌باشی و بیدار بشی و منظره‌ی جلوی پنجره‌ی اتاقت رو سفید‌پوش ببيني! *_*
+ ببينيد چقدر خوش قدمم! :) نه تنها از آلودگی هوا دیگه خبری نیست، بلکه برف هم داره می‌باره… برف! *_* ما هم برف ندیده… :))))))
.
نمی‌دانم آبی به زبان تو چه کلمه‌ای است اما احساس می‌کنم که اسم من در زندگی قبلی‌ام همین کلمه بوده.
زمان زیادی از هیچ اتفاقی نگذشته. مدت‌هاست که زمان میلی به گذشتن ندارد. ماه‌ها و سال‌ها عبور می‌کنند بی این که زمانی بگذرد. حالا بی‌دلیل دلم دریاچه‌ای از نیلوفر آبی می‌خواهد. شبیه همان طرحی که با سختی زیاد روی شیشه کشیدم، تو که می‌دانی دست من همیشه مقداری می‌لرزد، اما بعد حس کردم که این خود من هست که از سر انگشتانم روی شیشه نقش بسته. بدون ه
شبا خواب مکابیز رو میبینم.
 
شبهایی که خوابش رو میبینم خیلی به روایت شخصی توي خواب لبخند میزنم و میخندم و مامان بزرگم رو صدا میزنم.
 
مکابیز منو یاد بچگیام میندازه
یاد روزای خوبی که داشتیم
 
بهم برگشته میگه بگه بریم لس انجلس زندگی کنیم میتونی مکابیز رو ببيني :)
الهی من قربون اون دل مهربونت برم که دوست داری منو خوشحال کنی :)
 
مکابیز رو دوست دارم.
مکابیز خوش لباس،
تر و تمیز،
مودب، 
سنگین و متین
باشخصیت
پرانرژی و پرهیاهو بود.
 
 
خاطرات سفیر، نیلوفر شادمهری
سلام :)
برشی از کتاب ؛
استاد پرسید: سخنرانی هروه رو گوش کردی؟
گفتم: بله.
- بیست سال قبل توي یه کنفرانس یه سخنرانی داشتم. اون روز، بعد از تموم شدن حرفهای من همینقدر با شور و حرارت برای من دست زدن و تشوسقم کردن
-خیلی خوبه.
- اما اون روز من دقیقا بر عکس حرفایی رو که امروز هروه زد، ثابت کرده بودم
- .
- بیست سال با تئوری هام کنفرانس دادم و برام دست زدن و امروز هروه خلاف اون حرفارو ثابت میکنه و براش همونقدر دست می زنن
-
- ح
نقد رمان طوفان دیگری در راه است
نقد رمان طوفان دیگری در راه است : همیشه یک روزنه­ ایی هست که باز است، باید ببيني!
 
طوفان دیگری در راه است نوشته ی سید مهدی شجاعی
داستان تحول انسان­هاست، جوانی با استعداد که در اجتماعی فاسد تمام استعدادها و دارایی­ های درونیش بر باد می­ رود، این جوان ­مرد و زنش فرقی ندارد اما تنها خواستن است که هر دوی آن­ها را به خوش­بختی می­ رساند. پسری خوش استعداد که به خاطر خانواده و جامعه توسری­ خور است، تشنگی محبت، او را به
که مثلا وقتی که خورشید همچنان زیر باد پنکه، خوابیده،
بعد از یک دیده بوسیِ شتابناک با خدا، همراه مامان و عمه مسیر گورستان، در پیش گیری.
یک ملس حالتی وجودت را بگیرد، هر قدم، سوزنی باشد و نگاهت را به دل آسمان تکه دوزی
کند و امان از لبخندهایی که نمیشود جمعشان کرد . تو در یک بغل‎سکوت، پشت آن‌ها
راه بروی و آسمانی و لبخندی که هر لحظه بیشتر ریشه می‌دهد.

که مثلا به مادربزرگت سلام بدهی و سنگش را با آب
خنک بشویی و به وزوزهای بی‌ربطی که همیشه مانع انجا
قلم شهید چمران به حقیقت عالم وصل است.
احساس می‌کنی ميفهمي که نگاشته‌های یک عارف را می خوانی که طعم حرفهایش را چشیده است.
مخصوصا که بعضی از نوشته ها موقعیت‌های خاص داشته است و این را میتوان از توضیحات کوتاه ابتدا متن‌ها فهمید که توسط گردآورنده یعنی مهدی چمران آورده شده است.این توضیح‌ها راهگشا است برای درک متن.
وقتی شهید چمران را مینگرم با خود میگویم اینها افسانه نیست، بوده اند، در همین خاک و در همین زمین زیسته‌اند. و چقدر آدمی دلش می خواهد
دیدن آدمای محتلف و زندگی هاشون همیشه برام جالب بوده، و تا حدی بهم انگیزه داده. باعث میشه جنبه های جدیدی از زندگی خودم رو ببينيم
ممکنه یه نفر با یه کار ساده منو به فکر فرو ببره و بهم ایده ی جدید بده و خودش روحشم خبر نداشته باشه.
زندگی با ادما با افکار و عقاید متفاوت ممکنه سخت باشه، خیلی راحت تره اگه توي اتاقت بشینی و نخوای کسی رو ببيني و چیزی رو بشنوی، اما باور کن خیلی چیزها رو هم از دست میدی.
این جنبه از "تو اجتماع" بودن رو دوست دارم.
صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را به جام باده ی گلگون خراب کن
شب بیست و سوم و شب قدر
فقط اونجاش که ساعت دو و نیم چراغای مسجد روشن باشه ببيني چند تا فسقلی(بخونین مهندسای آینده)نشستن و دارن جز سی قرآن رو میخونن
تو هم چند صفحه ی آخرش همراهیشون کنی و افتخار کنی همچین شاگردایی خدا بهت داده.
امشب همشون افطار دعوتن اگه خدا قبول کنه و البته ان شالله .
سوال : یعنی میشه وقتی عزراییل بیاد بتونی بگی
بسم الله
 
امروز بعد از چهار روز جسد فرناز دولتخواه کوهنوردی که در جبهه ی شمال شرقی دماوند گم شده بود پیدا شد.صفحه اینستاگرامش را بالا پایین میکنم و شوقِ زندگی را از عکس هایش میبینم.شوقی که خودم هم خوب میفهمم و درکش میکنم.این مرگ برایم لذت بخش ترین مرگ دنیاست.مردن در راهی که برایم معنی بزرگی در این روزگارِ بی معنی دارد.در صفحه اش این جمله تحت تاثیرم قرار داد:
✨محبوب همه باش،معشوق یکی.مهرت را به همه هدیه کن،عشقت را به یکی.
 
شب به خیر خانم دول
 
چشم هات رو ببند، این شاید فراتر از یه بازی باشه، من اسمش رو گذاشتم مخمصه بزرگ! این بازی هیچ قانونی نداره، فقط باید چشم هات رو ببندی و جایی رو ببيني که دوست داری الان باشی. هیچ لازم نیست اون جا رو پیدا کنی، چون اون جا تو رو پیدا می کنه! میتونی هر کجا باشی، جایی توي گذشته ی لعنتی، جایی توي آینده ی رویایی و یا شایدم هیچ کجا! اما شک نداشته باش همونجایی داری زندگی می کنی که وقتی چشم هات رو می بندی می آد سراغت. از همه نفس گیرتر هم، گذشته ی لعنتیه!
 
قهو
کلید لامپو بزن تا روشن شه 
عه چرا روشن نشد؟
حتما لامپ سوخته .لامپو عوض کن 
حالا کلیدو بزن
بازم نشد!!!
شاید کلید خرابه 
کلید عوض شد بازم خرابه
حتما سیم خرابه 
سیم پیچی کلهم عوض کن
بازم روشن نمیشه 
چرا؟
شاید نمیخوای روشن بودن این لامپو ببيني
خخخ!!!!!
خودمو سپردم به باد یعنی بدون چرخش خاسی جهت صاف رو انتخاب کردم مث بقیهی زندگیم نمیدونم شهامت چرخش ندارم یا به باده زندگی اعتماد دارم نمیدونم ولی میدونم دارم میرینمم به یه چیزی میدونم نمیتونم به حس ششمم اعتماد کنم از ترفی اگه به اون اعتمتد نکنم اینکه توي مردم چی میگزره رو با چی باید در بیارم؟؟خلاصه که حس ششمم رفته عقب نشسته و میگه ریدی مشتیییییی یکم صب کن تا ببيني هیج جامو نمیتونی بخوری وقتی یه چی میگم گوش کن
تا حالا شده یه اتفاقاتی براتون بیوفته و شما موفق بشید که اژدهای خفته درونتون رو ببينيد؟
مثلا یه حسد اون گوشه دلتون زیر فرش باشه
یا مثلا یه کوچولو تکبر 
یا حرص و ولع و.؟
واااای مثل فیلمهای تخیلی و ترسناک مخصوصا بری سینما اونو 3 بعدی ببيني !
وااای اصلا باورت نمیشه خودتی!
بعدش که ناگزیر باورت شد
میری تو سکوت با دنیا 
بعدش خدا اون وسط مسطا یه نور میفرسته 
دوباره دستتو میگیره 
اما حواستو جمع کن 
زشته هعی اژدها راه بدی تو دلت 
بابا مگه طو.ست؟

زیر
تا حالا شده
 یه ادمی رو در نظر بگیری که یسری ویژگی های اخلاقی مزخرف داره که تو رو متنفر میکنه . و تو مجبوری باهاش بسازی به هر جهت . 
یه مدت میگذره هم تو سعی میکنی باهاش کنار بیای
و هم حس میکنی این ادم انگار داره تغییر میکنه و انگار داره ادم میشه! 
دوباره یه مدت میگذره
حس مثبت پیدا میکنی نسبت به این ادم که نه انگاری این ادم داره اخلاقای گندشو عوض میکنه و تو هم سعی میکنی خوب باشی باهاش.
.
.
.
 اما دقیقااا 
یجایی که باهاش اوکی میشی و میری بزرگترین ل
من ترسیدم.
من اولین بار تو زندگیمه که خیلی ترسیدم.از فرداها.
از روزای ناگواری که‌ممکنه تو راه باشه.
من میترسم بچه ها.
امشب با یکی از دوستام که اینترن پزشکیه رفتم بیرون بلکه حال و هوام یه کم عوض بشه.‌اونم تا ۸ شیفت بود و وقتی زنگ زدم با کله قبول کرد.
میدونین حال اونم اصلا خوب نبود‌.تو هم بود.گفتم چته تو؟تو رو خدا بخند بلکه بفهمم زندگی هنوز خنده به خودش میبینه!
گفت چی؟
امروز تو اتاق عمل .همه با چشمای خودمون دیدیم‌ دکتر شاه رگ مریضو زد
بلاخره باید از یه جایی شروع کرد
هربار خواستم شروع کنم و بنویسم وثبتش کنم تا حافظم پاکش نکنه،مثل همیشه یه کار دیگه پر رنگ تر میشد و اولویت پیدا میکرد
تا میومدم سراغ خودم،باز قهر کرده بود و همه چیزو پاک کرده بود و مثل همیشه،پشتمو کرده بودم به خودم و دهن کجی میکردم 
ولی خب باید از یجایی شروع کنی
بجای قهر کردن ببيني چته
الان نمیدونم چطوریم
ساعت ۵.۲۳ فقط میدونم یه چیزی توي دلم میلوله و نیمچه ارامشمو گرفته و مثل همیشه اروم و قرار واسم نذاشته
 
داشتم درباره قواعد مع شدن جملات پیرو در زبان هلندی غر می‌زدم، این که وقتی جمله پیرو باشد فعل در انتها می‌آید و چون در دولینگو انگلیسی زبان واسط است، این نکته گاهی خیلی به چشم می‌آید و همیشه برای من اینطور بود که باید تا آخر جمله صبر کنی تا ببيني فعل چیه :-|حالا داشتم برای صابر از فارسی یه مثال می‌زدم که نگاه کن . که وسط مثال پی بردم که خودمون هم فعل رو آخر جمله می‌آوریم و دست از غر زدن برداشتم و با کسانی که می‌خواهند فارسی یاد بگیرند هم
                                            
اومدم منتشرش کنم ولی دست دلم نرفت!مال خیلی وقت پیشه! مال همون شبی که قرار بود دیگه شبم صبح نشه!
یه جایی از متنش نوشته بودم " یه روزی میرسه که میبینی صمیمی ترین دوستاتم تاریخ تولدتو فراموش کردن، نه که انتظاری داشته باشی، ميفهمي که انقدرا که برات مهمن، براشون مهم نیستی ".
به قول شازده کوچولو، آدمی که اجازه داد اهلیش کنن بفهمی نفهمی خودش رو به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه!
و چه چیزی با
خب عنوان ارامش قبل طوفانه دلیلشم اینه هنوز از شدت و سختی ازمون آگاه نیستیم و فعلا شاید سرسری بگیریم اما خب میدونیم ازمون سختی هستش و تلاش زیادی میخواد
میدونی همیشه تا نزدیک طوفان نشه و اون استرس اماده بودنه سراغت نیاد نمیتونی به عمق اون حادثه پی ببری و اون لحاظ وقوع حادثه تو ميفهمي که کجاهای کارو کم گذاشتی و کجاهارو الکی براس وقت گذاشتی
تو این راه خب من کم کم دارم درس خوندم رو روال میکنم اما ١٠٠ درصد از خودم راضی نیستم چون از یک درصد انرژی خ
علمی: 
۱. اگر میزان وجود ادمهای خفن و پیش رو بودن در زمینه های علمی را در ایران (شریفی که من ۵ سال پیش دیدم) ۳۰ در نظر بگیریم.در سایر نقاط خفن جهان ۷۰ در نظر بگیریم.در دانشگاهای خفن امریکا یا شهرهایی که حالت جذب کننده برای افراد خفن دارند میتوان ۹۰ در نظر گرفتیعنی اینقدر ادم خفن از شرکت های مهم ببيني و اینقدر خود شرکت های مهم را ببيني و اینقدر در سخنرانی های تعیین کننده مسیر علم شرکت کنی که fresh ترین حالت علم را ببيني
منظور این حرف نیست که م
خیلیا میخوان تمرین کردنو شروع کنن ولی اصلا نمیدونن از.کجا شروع کنن واسه همین به حرف هر کسی ک ورزش میکنه گوش میدونو باعث اسیب رسوندن به خودشون میشن
1.هدف:اولین کاری ک باید بکنیم عقب نکشیم.
همچی اولش سخته اولش امکان داره خسته شی کم بیاری ولی وقتی بعد یه مدت نتیجه کارتو ببيني انگیزت بیشتر پس ادامه بده پس باید تایین هدف کنیم یعنی بگیم خب این هفته باید این مقدار وزن کم کنم یا این تمرینارو انجام بدم.
2.تغذیه: تغذیه برایه هر ورزشیو تمرینی 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب