نتایج پست ها برای عبارت :

من اصلا محاله روی تو فازم عوض بشه محاله رابطم با تو روی قصد غرض بشه

اقا بگو چی شد. من دوتا از منابع کنکورمو که پیدا نمیکردم تو قفسه دیدم ذوق مرگ شدم ازشون خواستم برام نگه دارن تا فردا براشون واریز کنم. اینقدر خوشحالم که باورت نمیشه. فلسفه ی نقادی کانت دیگه عمرا پیدا میشد. خلاصه که منو اینهمه خوشبختی محاله محاله محاله :))))) دستشون درد نکنه برام نگه میدارن خدایی. از قفسه کتابایی که نیستو میشه خرید. رو اینجا بزنین پیجش باز میشه. 
خواننده اهنگ وقتی یکی دوست داره محاله تنهات بزاره
کلیپ وقتی یکی دوست داره پاشو تو دنیات میزاره
اهنگ وقتی یکی دوستت داره پاشو تو دنیات بزاره
متن اهنگ وقتی یکی دوست داره محاله تنهات بزاره

خواننده آهنگ وقتی یکی دوست داره
دانلود آهنگ وقتی یکی دوست دارم محال تنهات بزارم

دانلود اهنگ ناکامان وقتی یکی دوست داره
دانلود آهنگ وقتی یکی دوستت داره پاشو تو دنیات بزاره
"هیچ انسانی زندگی بی لکه نمی تواند داشته باشد ؛  حتی اگر زندگیش مانند برف روي اورست هم باشد"
✍️ مصطفی ملکیان
یک حقیقت این است که تو، پاک مطلق نمی توانی زندگی بکنی. این همه ی ما را رنج می دهد. هیچ کسی نیست که جویای پاکی مطلق نباشد، اما این پاکی مطلق در وسع هیچ انسانی نیست. هیچ انسانی زندگی بی لکه نمی تواند داشته باشد. هر انسانی، حتی اگر زندگیش مانند برف روي اورست هم باشد، اگر دقت بکند و با چشم تیز تر به آن بنگرد، می بیند که لکه های ریز سیاهی مانند
دانلود آهنگ فرزاد فرزین شمال
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * شمال * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , فرزاد فرزین باشید.
دانلود آهنگ فرزاد فرزین به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Farzad Farzin called Shomal With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه فرزاد فرزین به نام شمال
بازم بارونه و این وقت سال هواشو کردم بازم یه عالمه فکر و خیال هواشو کردمدلم یه جوری تنگشه نمیتونی بفهمی باید همین روزا برم ش
 
وسط هال خونه اى دراز کشیدم که واسه منه. با همه ى کم و کاستى هاش، با همه ى عیب و ایراداش، با همون دوتا پنجره اى که دلبرى کرد، دیگه خونه ى من شده و قرار روزهامو توش سپرى کنم. الان از خستگى چشمام داره میره و اومدم فقط بنویسم که امروز یادم نره که خب البته بعیده این بود یکى دیگه از آرزوهام که محقق شد.
آدمایى که این مدت کنارم بودن رو محاله فراموش کنم
خدایا شکرت
 
رفتی نشستی به این و اون گفتی که رضاصاد چند روزه توی اینترنت خبری ازش نیست
رفتی گفتی همین روزاست که حذف بشه
پس خبر نداری بنده ی خدا ! خبر نداری داشتم چیکار میکردم توی این چند روز !
حالا خودتو آماده کن
به زودی کاری میکنم هر کسی که توی این کشور خواهد عکاسی یاد بگیره ، محاله اسم منو نشنوه
 
مهربون منزیبای منهر شب زل میزنم به عکست و میبینم که هستی و من تموم کلماتم رو میخورم و به خودم وعده میدم که این نیز بگذرد و مطمئنا میگذرد و زیباترین ها انتظارمون رو میکشه.هیچ چیز نمیتونه لحظه ای منو از یاد تو غافل کنه.ملکه من محاله بتونم لحظه ای بدون تو زندگی کنم و چه چیزی بهتر از این.قربون دل مهربونت بشم من، نبینم غمگین باشی، شاد باش که این چنین در بند همیم.
مقدار یار هم نفس،چون من نداند هیچ کس/ماهی که بر خشک اوفتد،قیمت بداند آب را
دانلود آهنگ جدید علی خدابنده حال خوب
Download New Music Ali Khodabande – Hale Khoob
پخش از رسانه سلطان موزیک با کیفیت 320
 
علی خدابنده حال خوب
 
دانلود آهنگ جدید علی خدابنده حال خوب با لینک مستقیم
 
متن آهنگ حال خوب از علی خدابنده
 
آخه بدجوری برق نگات زد و منو کورم کردنمیبینم کسی رو غیره تو از همه دورم کرددیگه حالا که اومدم توی دلت محاله پامو پس بکشمتو که راحت نیومدی توی دلم محاله ازت دست بکشماصلا همه چیم باشه تو باشی انگار چیزی کمهیه تنه شدی تو همه کس منو نباشی
ی ایمیل برام اومده از طرف دبیرخانه یک همایش ملی درباره کارآفرینی
و ازم دعوت شده برای حضور در کنفرانس یا پرزنت یکی از مقالاتم
همایش تو اصفهون برگزار میشه حدود 10 روز دیگه
من و این همه خوشبختی محاله
 
 
+البته به شرطی که دعوتشون مدل اصفهونی نباشه و برام بلیت هواپیما و محل ست در خور شأن در نظر گرفته باشند اِهِم اِهِم :دی
++ شلوغ نکنید یکی یکی بیایید جلو برای عکس و امضا :)))
کجـا باید بــــرم… یه دنیا خاطره ات، تورو یادم نیــــاره؟!
کجــا باید بـــرم… که یک شب فکرِ تو، منوُ راحت بـــذاره؟!
چه کردم با خـــودم، که مرگ و زندگی برام فرقی نـداره؟!
محاله مثلِ من، توی این حالِ بد، کسی طاقت بیـــاره…
کجــا باید برم… که توو هر ثانیه ام، تو رو اونجا نبینـــم؟.!
آرزوی #شهادت فقط کافی نیست
به جنگ نفسمون بریم شهید می شیمسخته ولی وقتی بدونی رضای خدا تواین کاره همه سختی ها برا معشوق شیرینه
✅قدم اول به خدا امید داشته باش و نیت کن برای رضای خدا قراره بجنگی ✅قدم دوم عهد ببند با رفیق شهیدت حامی بزرگی برات میشه  ✅قدم بعدی یکی از کارای که خدا دوست نداره و انجام میدی بنویس مثلا دروغ حتی به شوخی هر شب قبل از خواب یه مرور کن ببین چقدر کنترل کردی☺️ نتونستی دوباره فردا از نو شروع کن خدا به تلاشت نگاه میکنه محاله ب
الان تلوزیون داره یه محصول برای کنکوری ها تبلیغ میکنه به اسم "۵ روز با حرف آخر"،
توش از چند نفر میپرسیدن که زیست رو تو کنکور چند زدن ( کسانیکه از این محصول ۵ روز با حرف آخر استفاده کردن). توی تبلیغ یه نفر اومد گفت که پارسال زیست رو ۶۸ زده ولی امسال که از بسته" ۵ روز با حرف آخر"  استفاده کردم تونستم زیست رو ۹۹ درصد بزنم!
اما موضوع اینه که تو کنکور تجربی ۵۰ تا سوال زیست میاد، بنابراین یا شما زیست رو ۱۰۰ میزنید و یا کمتر مساوی ۹۸ ( اگر یک تست نزده باشید)
نا امیدی عین یک جزیره است وسط اقیانوس، وقتی کشتی ات میان گرداب حوادث عین یه پر کاه این طرف و آن طرف غوطه می خورد باز باید بجنگی، نباید به این جزیره شوم پناه آورد، رهایی ازش ممکن نیست یا اگر باشه خیلی سخته، نه این که کسی نباشه که بخواد باز سوار کشتی ات کنه و از اون جا درت بیاره نه، وقتی اسیر این جزیره شدی دیگه دوست نداری ترکش کنی، دوست نداری امیدوار باشی دوست نداری با امواجی که تو رو به ساحل روشنایی می بره مواجه بشی، به زندگی تو تاریکی اون جزیره
باورم نمیشه. یعنی اصلن امکان نداره این انتظار شیرین به همین زودی بخواد به پایان برسه. من گریه میکنم. به پهنای صورت اشک می ریزم از شدت بغض گلو درد می گیرم اما نمیتونم به رفتنت فکر کنم . ازم نخواه نا امید بشم. ازم نخواه که از التماسم دست بکشم. من با خود خدا معامله کردم. تو همون دکتری هستی که به من گفتی محاله حتی با دارو و درمان های پیشرفته اما من این هدیه رو از خدایی گرفتم که منو سور پرایزم کرد. تنها کسی که باورش دارم خداستخدایااااا
مهر که میاد نمیدونم چرا همه تو اینستاگرام اصرار دارن از خاطرات مدرسه شون بگن. معلوم میشه حتی برای اونایی هم که ازش خاطرات تلخی تعریف میکنن روزای موندگاری بوده! من که اساسا نه روزای خوبشو یادمه نه روزای نحسشو. نه تنها مدرسه که از دانشگاه هم خاطره خاصی رو برای خودم هی مرور نکردم تا چنان تو مغزم تثبیت شه که انگار همین دیروز اتفاق افتاده. وقتی بزرگ شدم و فهمیدم نظام آموزش و پرورش مملکتم تا چه حد قاتل استعداد و انسانیت و اخلاق آدماس، تا چه حد آلوده
من الان کانال معلوم الحالو دیدم که عکس کتابای اول راهنمایی رو گذاشته بود
اقا این اتفاق برای من خیلی طبیعی بود چون دقیقا تا چهارم دبیرستان کتابام همین شکلی بود باید برای یهfriend ده تا مترادف و متضاد مینوشتیم و همرو باید حفظ میکردیم(عدد فقط یه مثاله)
معلم دوم یا سوم راهنماییمون spelling افتضاحی داشت
مثلا vegetableاینجوری میخوند
Veg/e/table
بعد حالا این معلممون خدای ادا بود.همه ازش بدشون میومد.یه body language خاص داشت
شیوه تدریسش مسخره مسخرررره بود درحدی که ما
متن آهنگ میلاد باران تنها بذارم
یجا هیچ چیز اینجوری که میخوایی نیست نمیشه کاریش بکنیمحاله با حرفات یه ذره آروم شم آخه دست تو نیستتو که صد دفعه قلب و شکستی دیووونم واست اما خب بس نیستدرا بازه چون عشقه قفس نی بروزیر و رو بکش بازی کن بازم جنگ تموم شده من نمیبازم به همه بگو موندمو جا زدانقدر دور زدیم سرگیچه دارم دلت باهام نبود حتی یبارم دیگه حوصله دعوا ندارم برو تنها بذارم♫♫♫
ادامه مطلب
متن آهنگ میلاد باران تنها بذارم
یجا هیچ چیز اینجوری که میخوایی نیست نمیشه کاریش بکنیمحاله با حرفات یه ذره آروم شم آخه دست تو نیستتو که صد دفعه قلب و شکستی دیووونم واست اما خب بس نیستدرا بازه چون عشقه قفس نی بروزیر و رو بکش بازی کن بازم جنگ تموم شده من نمیبازم به همه بگو موندمو جا زدانقدر دور زدیم سرگیچه دارم دلت باهام نبود حتی یبارم دیگه حوصله دعوا ندارم برو تنها بذارم♫♫♫
ادامه مطلب
زن در حال قدم زدن در جنگل بود که ناگهان پایش به چیزی برخورد کرد.وقتی که دقیق نگاه کرد، چراغ روغنی قدیمی ای را دید که خاک و خاشاک زیادی هم روش نشسته بود.زن با دست به تمیز کردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشی که بر چراغ داد یک غول بزرگ پدیدار شد.زن پرسید: حالا می تونم سه آرزو بکنم؟ غول جواب داد: نخیر! زمانه عوض شده است و بیشتر از یک آرزو اصلا راه نداره، حالا بگو آرزوت چیه؟
.
.
زن گفت: در این صورت من مایلم در خاورمیانه صلح برقرار شود و از جیبش یک نقشه جهان
اومدیم مشهد. شب اول تو کمپ غدیر و کلبه هاش بودیم . در اصل یه نوع کانکس. برای شبهای بعد خونه گرفتیم.
هنوز من زیارت نرفتم. دیشب که نماز رو حرم خوندیم، پسرم خیلی اذیت کرد ، من توی صحن موندم و به همتا گفتم تو برو زیارت. جمعه هم برای نماز من موندم خونه با پسر کوچیکم و دخترم. ناهار اماده کردم و . همتا و همسر  و پسرم رفتن نماز جمعه و زیارت. با وجود پسر کوچیکم زیارت رفتن سخته، کمر همسر هم گرفته و درد بدجوری داره، پاش هم دیروز نماز صبح بدجور پیچ خورده و ورم
1. صبحی که با چایی دارچینی که بابای آدم به آدم بدهد آغاز شود صبحی ست از صبح های بهشت.
2. میدونید از صبح تا حالا چه اهنگی افتاده سر زبونم؟ دختر مردم پکرم کرده شماعی زاده :))) بعد هی "پکر" رو میگم "کپر" کلی می خندم خودم به خودم :)) بعد تازه بیشتر اون قسمتش افتاده تو دهنم که میگه "میدونه، اره میدونه، خود شیطون بلاش میدونه" :))) بعد بابام در سکوت نگاهم میکنه :))) میگه حداقل یه چی بخون من بلد باشم. میگم تو چی بلدی؟ میگه بیا معین بخونیم :))) 
3. اون روز تو مدرسه قیاف
سلام! مائده عزیزم امروز چقدر آفتابی بود و خونه روشن بود.خونه ی همیشه روشن و سبز ما.
صدای خنده مامان میاد که با بابا دارن حرف میزنن و آرزو میکنی خداوند همیشه سالم و سرحال نگهشون داره برات (هرچند میدونی این امری محاله و آدم ها سیر طبیعیشون رو طی میکنن.)
وایچقدر میخوام حرف بزنم اما نمیتونم.یعنی واژه ها یاری نمی کنن.
آم! دیروز دلم برای مشاور پارسالم آقای شفیعی تنگ شده بود چون یکی رد شد و بوی ادکلن ایشون رو می داد و شما نمیدونید چقدر بوها برای م
پشت تلفن؛ بره‌ی ناقلا: خاله جون، یه روسری و
جلوی تلفن!؛ افکار خاله جون: خب، یه روسری
بره‌ی ناقلا: یه مانتو و
افکار خاله جون: واااو! یه مانتو هم!!!
بره‌ی ناقلا: یه شلوار و
افکار خاله جون: خدای من، من و این همه خوشبختی محاله
بره‌ی ناقلا: یه گیره‌ی روسری
افکار خاله جون: حتی گیره هم *_*
بره‌ی ناقلا: برات در نظر گرفتم!
افکار خاله جون: ؟ (سر افکار خاله جون یه دو سه دور گیج میره و سعی می‌کنه تعادلشو به دست بیاره و بفهمه چی به چی شد؟)
بره‌ی ناقلا: فقط باید ی
 هروقت اتفاق بدی براتون پیش اومد هرگز نگین مگه از اینم بدتر میشه؟؟
اره میشه از اون تلخ تر وحشتناک تر.غیرقابل تصورتر.همه اینا میشه.
یه بار کوه رفته بودم خیلی غصه داشتم اون بالا انقدر داد زدم انقدر داد زدم تا صدام به اون 
بالایی برسه .
فقط ازش خواستم یذره بامن مهربون باشه.
ازش ممنونم که برای کوچکترین چیزی باید جون بکنم تا بهش برسم
ازش ممنونم که هر وقت چیزی باور کردم وامیدوار شدم با یک حقیقت تلخ از خواب خرگوشی بیدارم کرد.
همه اینا میگذره 
فرا
یاد گذشته هااااااا که میافتم البته افتادم الان 
تو این آینده ای که الان هستم
با خودم میگم خیلیا خیلی الکی مثلن عاشق شدن .
عاشق تو .
عاشق بغل دستیمون.
عاشق خانواده و فامیل و که و که
و حتی همین اطرافیانمون پیش اومده که دیدیم الکی مثلن عاشق شدن
 
خیلی از این الکیا الان واسه همین بعضیا خنده داره
من عاشق اون دلیلای خنده دار مثلن عاشقیشونم
 
عاشقی به به زیباترین وصف دنیا .
حسی که ،وجودی که با هیییییییییچ حس مبتذلی محاله که
توی یک بعد از ظهر معمولی که همه چی طبق روال پیش میره، تصمیم میگیری که یه حمام حسابی بری. شامپوهای روي سرت رو کامل نشستی که احساس میکنی آب یخ کرده، شیر رو میبندی و منتظر میمونی ولی فایده ای نداره! تنها راه حلی که به نظرت میرسه اینه که زنگ بزنی به شوهرت، خوشبختانه موبایلت جلوی پاگرد حمامه؛ ماجرا رو براش تعریف میکنی ولی اون اصرار داره که منتظر بمونی تا خودش بیاد! در حالیکه ماموریته و محاله قبل از ساعت 12 شب به خونه برسه. (بذارید افعال رو اول شخص ک
 
متن آهنگ علی لهراسبی بنام تو رو دارم
از قبل تو برخورد هات فهمیدم آینده دارم باهات
تو اومدی که با تو ثابت شه هیچکی بعد تو نمیتونه دیگه بیاد جات
انقدر حرف دارم که براش تو قلبم حتی جا ندارم
خیلیه یه آدم اینجوری بتونه بگه تو انتخابم اشتباه ندارم
من خیلی خوشبختم که تو رو دارم سر کن با عشقم تنها نزارم
خوشبختی یعنی که تو آرزومی هر وقت بخوامت همیشه پیشمونی
من ترس از دست دادن ندارم خیال دل پس دادن ندارم
محاله وقتی از خدا یه چیزی میخوام نگفته باشم اسم
آنا میگه: خیلی خوبه که گذشتی از مرحله‌ی مقصر دونستن خودت و برگردوندن همه مشکلات عالم به خودت و داری می‌بینی که مشکلات از تو سرچشمه نمی‌گیرن. مسئولیت‌پذیری اینجوری نیست که اشتباهات بقیه رو بندازی گردن خودت و فکر کنی هر اتفاقی بیفته ناشی از اشتباهات توئه. گاهی بقیه اشتباه می‌کنن. اشتباه می‌بینن. اشتباه می‌فهمن. تو مسئول اون اشتباهات نیستی و حق داری عصبانی باشی واسشون. حق داری عصبانی باشی که حقت رو نادیده گرفتن.
فکر می‌کنم گم کردم اون خط ب
نمیدونم چی بگم و چی بنویسم.
با هم اتاقی های جدید الان رابطم بد نیست. 
جز شلوغی ک پر میکنه فضای اتاقو ولی خب فعلا ک درسا سنگین نیست بعد ها هم میرم کتابخونه نهایت
این مشکلی نیست 
اما قضیه فردا؛ صحبت ؛ ریسک ؛ و اون قانونی ک امشب فهمیدم که
امیدوارم خوب بگذره
آرزو میکنید ک خوب پیش بره؟ =) 
1. امروز مدرسه پیچونده شد و فردا نیز. من و این همه خوشبختی محاله :)
2. بابام تو ایستگاهی که حقیقتا سگ پر نمیزنه وایمیسه که برگشتنی راه کتابخونه نترسم :) زیبا نیست بابام؟ بعد تازه سه چهار تا اتوبوس پشت سر هم رسیدن به ایستگاه و من نبودم داخلش. نشسته کلی غصه خورده که لابد من تا رسیدم دم اون ایستگاه ها اتوبوسا رفتن :) عاشقشم :)
3. پسر همسایمون این دفعه عربده نکشید بابت تعطیلی فردا. نگرانشم حقیقتا :) برم بگم عمویی چرا امشب برامون تکنوازی نکردی؟ خوش صدای لن
دیشب شیفت بودم. چون روز تعطیل بود سرويس نداشتیم. مرکز هم چند کیلومتر خارج شهره. فلذا از اون مواقع نادری بود که باید تاکسی می‌گرفتم. گرفتم و رفتم سر کوچه‌ش پیاده شدم. همون ورودی کوچه دیدم یه سگ پرسه می‌زنه. با تمام بیخیالی گفتم سگ به من چکار داره؟ در حالی‌که من اپسیلونی با سگ در ارتباط نبودم و اصلا اخلاقیاتش! رو نمی‌دونم. فقط شنیدم که اگه بترسی و فرار کنی حتما دنبالت می‌کنه. خلاصه تو اون برهوت که فقط کارخونه می بینی دور و برت و هیچ آدمی نه تنه
:)نگین بانو می بینی؟عشقا همه کشک شدن.ینی تو هم وقتی میرفتی همین احساسو داشتی نفسم؟همین چیزا رو به بقیه میگفتی؟اصلا مگه ممکنه؟دارن یه کاری میکنن باورم شه اون حرفا رو از ته دلت میزدی.به لیسا گفتی منو نمیخوای.خدای من:)))چجوری همچین خیانتی ممکنه.آره من بهش میگم خیانت.و تو یه خیانتکاری.که بهت ابراز علاقه کرد.وقتی هنوز با هم بودیم این کارو کرد!و تو بهم نگفتی!!!چرا؟!من میگم چرا.چون اون برات مهم تر بود.اون.نانای عوضی که از پشت بهم خنجر زد!!!!هه.
خب، من سال‌های سال گیمر بودم، درست و حسابی.خیلی بازی می‌کرد، خیلی خیلی نه، ولی خیلی.تا کی؟ تا همین پارسال هم گاهی با بچه‌ها می‌رفتم کلوپ، اصلا یه دنیای دیگه داره، یه حس عجیب.درهرصورت الان دیگه اصلا بازی نمی‌کنم.بحث کنکور باعث می‌شه دلم نخواد برگردم سمتش ولی دلیل ترکش هیچوقت درس و کنکور نبود.یه روز، حتا یادم نیست کی بود، رفته بودیم کلوپ. فیفا بازی می‌کردیم (-اینو ولی یادته :|) تو پی ای اس(چرا همه می‌گن پی اس؟!) بدک نیستم، ولی تو فیفا هیچکی حر
دانلود آهنگ جدید افتاده از سرم هوات برو به سلامت بدون من از علی افشار

دانلود جدیدترین آهنگ ها » دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای علی افشار بنام تمومه همه چی از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ افتاده از سرم هوات برو به سلامت بدون من یکی از بهترین آهنگ های علی افشار در مهرماه 1398 است . مدت زمان این آهنگ زیبا دو دقیقه و پنجاه و پنج ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ جذاب و شنیدنی را از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
toranj-music.ir » Download New Music Ali Afsh
مراسم شب سوم محرم 1398 - 1441 با نوای کربلایی امیر برومند در هیئت غلامان ابوالفضل علیه السلام کرمان برگزار شد.
 
صوت:
تک و رجز . عالم به فدای لب اتشان
روضه شب سوم
زمینه . تو مپندار که من غیر تو دلبر
شور . با نامه رقیه آرامش میگیرم
شور . شرین سخن رقیه
شور . مدافعان زینبیم ان هر شبیم
شور .امشب حاجت نگیرم محاله
شور . از کوچیکی خادم این در شدم
شور لطمه زنی . داد میزنم فریاد میزنم
واحد . خوابیده تو خرابه
واحد . دلبرا دلنشین یا رقیه
 
 
بعد از سه سال تلاش واسه جدایی
حالا که طلاق گرفتم پشیمونم و می خوام برگردم . هنوز مهلت رجوع دارم
 
خدا میدونه که چه کارایی واسه رسیدن به طلاق انجام دادم و چه پل هایی رو پشت سرم خراب کردم .
حالا پشیمونم و می خوام هرطور شده برگردم . همسر سابقم ازدواج کرده
و تمام حق و حقوقم رو هم داده ، حتی بیشتر . بااین وجود محاله که دوباره منو بپذیره .
ولی من می خوام به هر ریسمانی چنگ بندازم تا دوباره منو بپذیره و برگردم .
حاضرم هرکاری که لازمه انجام بدم هرکاری هر
احساس میکنم خیلی زودتر از چیزی که باید برگشتم:/خیلی زودتر
خودم انتظار داشتم یه یک ماهی تو تحریم بمونم
ولی یه مشکل بود که با مذاکره با خانواده حل شد
میام ولی کمتر:/
ینی کلا اینجا ول نیستم دیگه:)
دیگه همین که کامنت گذاشتین جوابشو نمیگیرین:(
یکم از دستم راحت میشینولی محاله کلا از دستم راحت بشید:/
دیگه اینکه.همین:)
طرز تهیه املت گوجه فرنگی
مواد لازم:
گوجه فرنگی نیم کیلو پیاز 1 عدد تخم مرغ 3 عدد فلفل دلمه ای 1 عدد روغن مایع به مقدار لازم نمک و زردچوبه به مقدار لازم فلفل سیاه به مقدار لازم
املت گوجه فرنگی یکی از دوست داشتنی ترین و ساده ترین غذاهاییه که بین ما ایرانی ها محبوبیت خاصی داره. املت هم میتونه یه صبحونه دلچسب باشه، هم عصرونه و حتی یه شام سبک. محاله هر کدوم از ما یک عالمه خاطره ی خوش با این غذا نداشته باشیم. مطمئن هستم اگه همین الان یکم فکر کنین کلی خاط
من متولد اصفهانم، به غیر از یکبار آن هم در سالهای دور، به شهرهای جنوبی ایران سفر نکرده ام، ولی باور عمیقی از درون به من این احساس را میدهد که ریشه ام در جنوب ایران است. مادرم روزهای کودکی و نوجوانی اش را در آبادان گذرانده است و خود را خوزستانی میداند، و از کودکی، مدام به ما گوشزد کرده است که شما اصفهانی نیستید! برای همین من کمتر خودم را اصفهانی میدانم و دلم برای مردم جنوب، شهرهای جنوب و شهرهای جنگ زده خوزستان میتپد و دلم بدجوری آنجاست!
من عاشق
هر چقدر قبل از ازدواج باید مراقب باشیم که دل هامون دلبسته و عاشق و بیچاره ی کسی نشن، بعد از ازدواج چندیدن و چند برابر باید مراقب این قضیه باشیم.
قبول کنیم یا نه، بالاخره ما همون آدم هاییم. همون آدم هایی که کم کم از یکی خوششون میاد و یدفه میشه تمام فکر و ذکرشون ما همون هاییم و خدایی نکرده اگه زندگی مون ذره ای سرد شه یا بعد از چند سال دیگه جذابیت دوران عقد رو نداشته باشه و اتفاقات زندگی به سمت معمولی شدن بره برامون قلبمون میفته دنبال پر کردن این
دانلود آهنگ جدید آرون افشار به نام دلشوره آهنگساز: آرون افشار ، تنظیم کننده: معین راهبر ، ترانه سرا: علیرضا مرتضی قلی ، نوازنده گیتار: فرشید ادهمی Download New Music Aron Afshar Called DelShoore آهنگ جدید و شنیدنی آرون افشار به نام دلشوره را با بهترین کیفیت و لینک مستقیم از سایت یک موزیک دانلود کنید.   متن آهنگ دلشوره آرون افشار »───♫♫●|●|●♫♫─── شاید برای تو کمی سخت است بفهمی حال من را … ! باید شبیه من کمی دیوانه باشی بفهمی ، حال من را … ! »──|♫●|── من
"هوالنور" 
 
یادمه همیشه رو دیوار اتاقم یه وایت برد داشتم و دارم 
وقتی ابتدایی بودم خیلی کوچیک بود و الان تقریبا بزرگترین وایت برد بازار ^_^ 
وقتی میخواستم یه چیزی رو خیلی خوب یاد بگیرم روش می نوشتم؛ مثلا یادمه تو یک روز کل حرکت شناسی فیزیکو روش(روي آن!) به خودم یاد دادم . 
اما همیشه سعی کردم یه جمله انگیزشی یا یک درسی که از زندگی گرفتم رو روش نوشته باشم. 
سال کنکور که خیلی رقابتمون زیاد شده بود، یه جمله ای از یه رپ رو نوشته بودم که میگفت : "حسادت
"هوالنور" 
 
یادمه همیشه رو دیوار اتاقم یه وایت برد داشتم و دارم 
وقتی ابتدایی بودم خیلی کوچیک بود و الان تقریبا بزرگترین وایت برد بازار ^_^ 
وقتی میخواستم یه چیزی رو خیلی خوب یاد بگیرم روش می نوشتم؛ مثلا یادمه تو یک روز کل حرکت شناسی فیزیکو روش(روي آن!) به خودم یاد دادم . 
اما همیشه سعی کردم یه جمله انگیزشی یا یک درسی که از زندگی گرفتم رو روش نوشته باشم. 
سال کنکور که خیلی رقابتمون زیاد شده بود، یه جمله ای از یه رپ رو نوشته بودم که میگفت : "حسادت
امروز برام پیش اومد که یسری پستای قدیممو ببینم. یادم افتاد کی بودم. تازه راه افتاده بودم و امتحانی رفته بودم آتلیه کار کنم که یکی دو هفته هم نشد توش دووم نیاوردم. در واقع دنبال بهانه بودم که نرم که بهانه اش هم پیش اومد. حتی الانم از این اتفاقی که افتاد پشیمون نیستمو دیگه پامو هیچ آتلیه ای نذاشتم. من وقتی کاریو دوست نداشته باشم نمیتونم انجامش بدم من حتی قبل این که دانشگاه هم قبول بشم از عکاسی آتلیه ای متنفر بودم.بگذریم از اینا.
مهمترش این که تو
 
سلام 
به صورت کاملا عجیب و بی سابقه روزای هچل هفت ( به معنی روزهای درهم ورهم :/) رو دارم میگذرونم
فرجه ها شروع شده , حجم عظیمی از منابع , جزوات و متون انگلیسی جمع شده رو هم من باید کمتر از دو هفته همه رو هندل کنم .دانشگاه جهنمی که میگفتن اینجا بودا استاداشم جهنمی ان :| این روزا ازین بابت سخت تر هم میشه که دانشجو وسواسی باشی و سبک درس خوندن چندش آوری داشته باشی :(
از طرف دیگه حجم عظیمی از تغییرات اسباب و اساسیه منزل هم به صورت کاملا مشکوکی افتاده در
فیلم چهل سالگی رو دیدم ، اینکه رفتم دیدمش فقط بخواطر یه دیالوگش بود که خیلی وقت پیش شنیده بودمش و امروز با سرچ پیداش کردم 《 عشق ، ایمان ، مرگ ، همون سه کلمه ای که هر کس باید تنهای تنها تجربه کنه ، تنها عاشق میشی ، تنها ایمان میاری و تنهاییم می میری 》.
جز فیلمایییی بود که خیلی دوستش داشتم و خیلی باش حال کردم  و بازم دوست دارم ببینمش .
نمیدونم چرا اینقده با این فیلم عاشقانه این مدلیا رابطم خوبه .
یه اعتراف بکنم به عنوان یه پسر میشه که توی یه سری سک
چی چی رو آخه من عاقلم؟ من اتفاقا خیلی هم احمقم. خیلی هم نادونم. خیلی هم جاهلم. والا. تعارف ندارم که باهات. باور نمی کنی؟ به هیچیم اصلا. اون روز داشتم بهش همینا رو میگفتم سر خاک. چیزی نمی گفت. فقط سرش رو مثل بر اخفش ت می داد. هر چی باشه این که بدونی احمقی بهتر از اینه که خودت رو عاقل بدونی وقتی که نیستی؟ ها؟ نه؟ چرا؟ ولش کن اصلا. دستت رو بده بریم یکم اون ورتر. آهان همینجا. آره. همینا رو می گفتم بهش. گفت چرا اینجوری هستی آخه تو؟ گفتم چه جوری؟ گفت این
یک عدد دوست پیدا کردم. (ساختم . تشکیل دادم . هرچی) 
آن هم کجا ؟ بله در مارکت. فروشنده بود. یه دختر خیلی ساده که میشد حدس زد از اون نگاه های ناامید کننده تحویلم نمیده. از آدم هایی که با خنده جوابتو میدن و اعتماد بنفست رو خراب نمیکنن و خیلی راحت میتونی باشون درباره ی همه چی حرف بزنی. 
منم همینکارو کردم. باهاش درباره ی همه چی حرف زدم :)) البته بعد از اینکه شمارشو گرفتم و قرار گذاشتیم توی کتابخونه. 
نمیدونم چرا الکی انقدر ذوق دارم. ولی فکر میکنم خیل
بازاریابی اینترنتی 
 وقتی صحبت از بازاریابی اینترنتی میشه روش ها و راهکارهای بسیاری پیش روي شما و کسب و کارتون قرار میگیره. در این مقاله میخوام کمی از ابزارهای مختلف صحبت کنم. در دوره ی آموزش بازاریابی اینترنتی مواردی تحت عنوان ابزارهای بازاریابی اینترنتی بیان میشه که در موردشون میخوام باهاتون صحبت کنم.
موتورهای جستجو
وقتی کاربرها موضوعی رو در اینترنت جستجو میکنن، لیستی از سایت ها در جلوی چشمشون قرار میگیره. ممکنه در این بین وبسایت هایی
کی تنهاس الانخیلی ها دورمن اما همیشه ی چیزی کمه
خدا جون نکنه تو ازم دلگیری ک قلبم تند میزنه گاهی اوقات
بنظرتون کی میریم سر خونه زندگیمون
هر دفعه میاد پیشم و خودمو و ذهنمو میسازم ک دوسش دارم باز میره تنها میشم
مال اونم ولی تنهام
بخاطر من داره تلاش میکنه میدونمآره همش بخاطر منه میدونمخیلی دوسم داره میدونم
بنظرتون کی دوباره میاد
دعا کنین کنکور قبول شم
دلم برا داداشم تنگ شدهداداش واقعیم نیس ولی دوسش دارم
آزمونم افتضاح شد داداش گفت درصداتو
نهالای موزی که خریدیم
از اولش .دوتا بود.
دوتا نهال در هم تنیده .که اوایل که کوچیک بودن و جثه شون در برابر گلدون سفارشی و بزرگی که از لالجین خریدیم حکایت فیل و فنجون بود؛ پیش خودم میگفتم اینا میشن مثل اون درخت دوستی .توی هم پیچ میخورن و میرن بالا
نمیدونم شما میدونید یا نه.اما این نهالا برای اینکه نمیدونم چی بهشون برسه و چی و چی که .باید ماهی یه بار یه پاکت شیر با خاکشون قاطی کنی .
این ماه سر یه سری قضایا و مریضیا و فلان و فلان.به زور ح
خلاصه که نگم که دیشب چه شب مزخرفی بود و چقدر من ازین حالت متنفرم -.- چقدررر متنفرم. چقدر! اصلا هم نمیخوام راجبش بنویسم. چون نمیخوام بدونین :( چون نمیخوام بمونه. چون میخام ازش فرار کنم! 
من هنوز ثبت نام نکردم. امروز وقتی بیدار شدم اینقدر استرس داشتم. مهتاب هی میگه نگران نباشم ولی نمیشه. حتی امروز بهم گفت پرتاب سه امتیازیه روزای اول نری! ولی خب. تقصیر دانشگاهه دیگه! اصلا فرمای لازم برای ثبت نامو بعد از همه دانشگاها داد! :| بعد حالا پدرگرام نرفته عکسو
پیش نوشت: اول این پست رو بخونید.
درست یادم نیست از کجا شروع شد، حس می‌کردم اصلا داشتم با ولایت باطنی بحث می‌کردم و فرمونِ دستِ من نبود.
اول بهش گفتم خب داش علی، این أخباری گری که میگن شما اصلا چی چی هست؟
گفت من مثل اصولی‌ها لقمه رو دورِ سرم نمی‌چرخونم، ما معتقدیم هر چی معصوم بگه درسته و برای الآنِ ما کافیه.
گفتم خُب نظرِ امام صادق دربارۀ اینستاگرام و بورس چیه؟ حرامه حلاله یا چی؟
گفت که چیزِ خاصی نداره، توش معصیت بشه حرامه و نشه هم حرام نیست.
راستش اصلا نمیتونم دیگه به هیچ پسری اعتماد کنم اصلا وقتی میگه دوست دارم خندم میگره 
ببخشید ولی بران غیر قابل باور شدن
مهر پارسال یادتونه مریض شدم ۲۰ روز من همش بیمارستان بودم
امسال هم همینجوری شدم
اصلا من هر موقع میخوام درس بخونم اینشکلی میشم
چ خبرا دوستان؟؟
دهه هشتاد دوران طلایی وبلاگنویسی بود. آن وقت‌ها هنوز شبکه‌های اجتماعی خیلی باب نبود. بعدها که فیسبوک داغ شد، خیلی از وبلاگنویسهای خوب را با خود برد. بعدترها هم که اینستاگرام و کانال تلگرام و. وبلاگنویسی را به کما برد.
امروز هم وبلاگستان، وبلاگنویسهای خوب زیادی دارد. حتی خیلی از آنهایی که حالا در اینستاگرام می‌نویسند -و به جای گزینه ادامه مطلب.» از ادامه در کامنت اول.!» استفاده می‌کنند- دلشان برای وبلاگ قدیمی‌شان تنگ شده، وبلاگی که د
دهه هشتاد دوران طلایی وبلاگنویسی بود. آن وقت‌ها هنوز شبکه‌های اجتماعی خیلی باب نبود. بعدها که فیسبوک داغ شد، خیلی از وبلاگنویسهای خوب را با خود برد. بعدترها هم که اینستاگرام و کانال تلگرام و. وبلاگنویسی را به کما برد.
امروز هم وبلاگستان، وبلاگنویسهای خوب زیادی دارد. حتی خیلی از آنهایی که حالا در اینستاگرام می‌نویسند -و به جای گزینه ادامه مطلب.» از ادامه در کامنت اول.!» استفاده می‌کنند- دلشان برای وبلاگ قدیمی‌شان تنگ شده، وبلاگی که د
انجام کارهای اداری و واریز فلان مبلغ به وجه فلان تا حدی جذاب بود برام و البته اندکی خسته کننده شاید
اما خب راضیم از خودم
تفاوتِ اخلاقی الانم با ترم یک رو دوست دارم
و اگه الان شاید ترم یک بودم الکی خودمو اذیت نمیکردم
حقیقت ترم یک با همه شیرینی تجربه و لمس دنیای جدید سخت گذشت
واسه منی ک قرار بود بشه تقطه عروجم حتی نزولم شد:|
گذشت و شد تجربه
حقیقتا من و همه هم کلاسیام چن سال دیگ تموم میشیم از کنار هم و این یعنی زیادم حرص و جوش نخوری سر فلان رفت
اورژانس یک موقعیتیه که بشینیم دور هم و حرف بزنیم . قبلا گفتم که همگروهی هایی که باهاشون هستم ، یک ترم از من بالاترن و در اصل بجز دو نفرشون بقیشونو دفعه اولم بود که دیدم . یبار مریضی نداشتیم و نشستیم دور هم ، من هم غریبه اون جمع نشستم بینشون . داشتن از این صحبت میکردن که اگه اگه پزشکی نمی اومدن به چه شغلی علاقه داشتن . یکی گفت خب من کار فنی و باغبونیم خوبه، یکی از دخترام میگفت من آرایشگری خیلی علاقه دارم ، یکی هم گفت میرفتم ریاضی تدریس میکردم و خیل
شلوار جین های ترند ۲۰۱۹ برای خانم ها: برای خانم ها خرید کردن یکی از بهترین تفریحات و حتی مسکن هاست !!!  حالا اگه یه وقتی هم بخوان از خریدن چیزی صرف نظر کنن اون محاله که یه شلوار جین باشه!  این روزام که دیگه جین فقط توی دسته بندی تیپ اسپرت نیست.  ترکیب جین و کت میتونه یه گزینه ایده آل  برای یک مهمونی دوستانه یا رسمی باشه . سرکار ،وقت گذرونی بیرون از خانه با دوستان، خرید رفتن ،دانشگاه و کلاس رفتن همیشه و همیشه شلوارجین، یار همیشگی شماست. صنعت مد شل
سلام خوبین؟
موضوع امروز لیموشو بدم هلوشو بدم
خوب بریم سر اصل مطلب
اصلا چرا باید توعروسی ماء الشعیر بخوریم
اصلا چرا اسم هلو اورد نمیگی یکی منحرف باشه  تو خونه
اصلا چرا گفت لیموشو بدم هلوشو بدم اون هیچی نگف بش لیمو داد خودش هلوـ
چرا باید ذهن مارو خراب کنه
 
دیروز چهارشنبه فقط چهار نفر بودیم و فقط ضربات پا کار کردیم رسما خصوصی بود نه نیمه خصوصی!
دیروزم که مدرسه نداشتیم!
امروز هم رفتم دیلمان باید از روي شش نفر بپرم! میتونم 5 تاشو میتونم ترسیده بودم ولی شش تاشم میتونم دفه ی بعدی میرم
حدیث اومد رفت دندونش شکست!!
 
میترسم! خیلی زیاد هم میترسم! حتما الان دور برمیدارید میگید چنگ! نه! از. از پسرا میترسم:/// منظورم bts ://
کلا میترسم :((
اولش چقدر ناراحت بودم که مریم اومد ولی الان خوشحالم شاید یک پلی یک شروعی بشه
همین اول کاری بگم که امروز تولدمه و بعد برم سر بقیه ی مطلب! 
مقدمه ی مطلب: تقریبا پنج سال پیش که تازه میرفتم سرکار، همکارایی داشتم که باهم بیشتر رفیق بودیم تا همکار، پنهان کاری نداشتیم و هر اتفاق خیر و شری که برامون می افتاد برا هم تعریف میکردیم و دلخوری و تلافی کردنو از این صحبتا نبود، اونا که رفتن و همکارای جدیدی اومدن عادت های خاصی داشتن! مثلا تو زمان مجردیشون میومدن از دوست پسراشون می گفتن و هیچ اتفاقی رو از قلم نمینداختن، بعد اتفاق مبارک
زمینه روضه ای حضرت عبدالله ابن الحسن (ع)
شب پنجم محرم 96
مهدیه امام حسن مجتبی (ع) تهران
محمد حسین حدادیان
ثانیه ها صبر کنید تا برسم به قتلگاه
 
 
(متن و سبک این شور زیبا رو در ادامه مطلب ببینید . کربلا نصیبتون)
 
 
متن مداحی:
 
ثانیه ها صبر کنید تا برسم به قتلگاه
عموی من یک نفره میون سی هزار سپاه
اگه تو رو تو قتلگاه رها کنم روم نمیشه رقیه رو نگاه کنم
دلم میخواد تو رو بابا صدا کنم
دارم از نفس میفتم مثه عمه زینب گفتم
او می دوید و من میدویدم
او سوی مقتل
این ترم حالم داغون داغونه
اون از دعوای کلاسی
جمعه هفته پیش هم که حراست بابت سازم گرفتم و اسمم رو یادداشت کرد و اینا
منم سرم شلوغ
هفته ای 4 جلسه و اون هفته 5 جلسه کلاس خارج از دانشگاه داشتم
حراستم رفت رو مخم
جزوه ای که پنجشنبه باید تحویل می دادم رو هم هنوز تحویل نداده بودم
قلی هم بابت جزوه رفت رو مخم
بهم حرف بد زد
باهاش تقریبا قهر کردم
خلاصه که کلا از وقتی اومدم روزای شخمی رو میگذرونم
تا چندروز پیش
که تولد ف بود
رفتم تو پیج گلگلی که ایده واسه تبری
     احوال پرسی این چند روز خانواده از من و نگرانی شون از اینکه اصلا چطور میرم سر کار و چطور میام ثابت کرد که نگرانی ها و مشکلات فک و فامیل به طور کل [به قول شاخدار] پهنای باند دغدغه های پدر و مادر عزیز رو پر کرده و اصلا کسی این وسط حواسش به ما نیست و اصلا چه جای شکایت؟  زندگی و اعصاب و وقت و همه چیزمون فدای سرور و سالار ما، خاندان مامانم اینا.
شاهین بنان (Shahin Banan) خواننده ای نوظهور در عرصه موسیقی کشور که با سبک و صدایی جدید شهرت بسیاری در میان اهل موسیقی پیدا کرده است.
بیوگرافی و زندگینامه شاهین بنان 
وی که با سه قطعه اخیر خود به نام ای صداش کنی ، عاشق نشدی و صدایی کن گاهی به شهرت رسیده است تحت نظارت ایران گام آثار خود را منتشر می کند و کنسرت هایش نیز در تحت نظر این شرکت برگزار می گردد .
شاهین بنان در شبکه های اجتماعی
آدرس صفحه اینستاگرام این خواننده @shahinbanan می باشد و آیدی کانال
ببین؟؟ ینی میشه واقعا ؟؟ ببین من اینقدر خوشحالم میترسم واقعا:/ ی جور احمقانه ای خوشحالم 
مثل ی پرنده ای که اولین باره داره پرواز میکنه 
من همچین پروازم نکردم اکچلی:))) ولی خووو این برا من زیاد بود-__- ولی واقعیته!! 
امروز بعد از کلاس صب برگشتیم خوابگا و ماکارونی اذین پزی خوردیم و دور هم گفتیم و خندیدیم
وقت حاضر شدن برخلاف همیشه دوس داشتم ارایش کنم:/ ارایش ملیحی هم کردیم و خلاصه:')))
یدونه کلاس بعد از ظهرمونم تشکیل نشد 
نیم ساعتی موندیم هوا خنک تر
قبلا یه بار سوتی هایی که توی پانسیون اتفاق افتاده بود رو گفته بودم براتون،دیروز روي یه نوت نوشتم بقیه اشو که بیام و باز بنویسمشون. 
۱. بعضی از بچه‌ها خیلی محکم کتاب و دفترشونو ورق میزنن و صداش روي اعصاب من رژه میره همیشه،چند روز پیش صبر کردم که وقت استراحت شه بعد بلند گفتم بچه‌ها یکم یواش تر ورق بزنید هی تق تق تق،دوستام جلوم وایساده بودن،یه دقیقه کامل سکوت شد بعد همه زدیم زیر خنده، آخه صفحه صدای تق تق میده؟ خش خش کجا و تق تق کجا =) از اون روز ب
آدم هارو بیخیال ببین خدا چندتا دوسِت داره 
یادمه تو 17_18سالگی این نوشته تصویر زمینه گوشیم بود
الان هم لازم دارم روزی ده بار به خودم یاداوری کنم 
آدم هارو بیخیال. 
کار خوبه خدا درست کنه. 
دلم برای 17_18سالگیم تنگه
اون روزا اوج دلشکستگی هام بود، اما چقدر فاصلم کمتر بود تا آسمون
الان هم دلم میشکنه نه به شدت اون روزها ولی رابطم باهات خرابه!!! 
ویران بشوم آباد کردن بلدی؟؟؟ 
دلم میخواد بکوبم از نو بسازم! بزنم خودم و بپوم، پایه هام تو 18سالگی ر
دانلود آهنگ جدید ایوان باند شبیه تو با متن و بهترین کیفیت
همین حالا دانلود کنید آهنگ جدید ایوان بند بنام شبیه تو با متن و دو کیفیت 320 و 128
شعر : حدیث دهقان / تنظیم کننده : پیام شفاهی
Exclusive Song: Evan Band – Shabihe To” With Text And Direct Links In jazzmusic.blog.ir
متن آهنگ ایوان باند شبیه تو
هر نیمه شب یه گوشه تنهام با فکر تومیرم تو رويا تنهام چقدر چون که تو نیستی تنهام چقدرتو رابطم اما عاشق نه خوبم باهاش اما صادق نهاون هست ولی اون که تو نیستی تنهام چقدر تنهام چقدرموهاشو میب
به من بگو زهر کردن زندگی برای بقیه چه لذتی داره ؟ اینقدر از همه چی حالم به هم میخوره که حد نداره ! دلم میخواد فرار کنم ، برم بمیرم اصلا ولی از این وضعیت خلاص شم . بگو پسفردا چجوری میخوای جواب پس بدی ؟ تو اصلا روت میشه توی چشمای من نگاه کنی ؟؟
یادمه ترم هفت بودم و بایکی از سال پایینی هام منتظر بودیم تو ایستگاه اتوبوس و در حال گفتگوبا اینکه سال پایینی بود ولی از نظر سنی از من بزرگتر بود. داشتیم درباره ی اینکه من تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل بجای ادبیات انگلیسی روانشناسی بخونم صحبت می کردیم و یهو گفت من خیلی خوب میتونم شخصیت آدمهارو ببینم.
منم با خنده گفتم خب میشه شخصیت من رو هم تعریف کنی؟!
یه لحظه جدی شد و تو فکر فرو رفت
بعد گفت میدونی شخصیت تو رو بخوام تو ساده ترین حالت ممکن توصیف کن
دانلود آهنگ جدید آی فرشته ی زمینی همیشه دنیا همینه از حامد هاکان

دانلود آهنگ غمگین جدید و زیبای حامد هاکان بنام فرشته زمینی از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ آی فرشته ی زمینی همیشه دنیا همینه با ترانه حامد هاکان و تنظیم مجتبی اسد پور یکی از بهترین آهنگ های حامد هاکان در سال 1396 بوده است . مدت زمان این آهنگ فوق العاده زیبا پنج دقیقه و چهار ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ فوق العاده زیبا را از سایت ترنج موزیک با بهترین کیفیت ممکن دانلو
نمیدونم چرا از ته دلم میخوام این دختر و تا جایی که میتونم حمایت کنم.
برای کم شدن حساسیت های من و کوه بودن واقعی لازمه که تو این برهه از امتحانات حواسم هم به خودم و در عین حال به لیلا باشه ، می خوام احساس کنه که من پشتش ایستادم و میتونم ادامه بدم و اینجوری هم حال اون و هم حال خودم و بهتر کنم
سخت گیریایه خیلی کمتری از لحاظ بعد اجتماعی باید تو جریان باشه و بیشتر به بعد فردیت بپردازه و موفقیت های اساسی تو این زمینه بپردازه هر روز هر روز باید حواسم به
اصلا
اصلنه اصلاملوم نیس چی گفتن پش سر طفلی که اینجوری دارن میکنن ولی خیلی ظلمه!خیلی ناراحت کننده اس تاسف آوره.میدونین؟!آخه خیلی دارن بهش بد میکنن!ولی این داره خوبی میکنه!چرا خب؟!چرا چرا نمیدونن؟آخه اونا چرا اینجورین؟!دلم نمیخاد ببینم دارن در حقش اینکارا رو میکنن!خیلی نامردیه بخدا.من چیکار کنم؟!فقد میشه از خودت بخام چرا نمیتونم؟اصلا روشم ندارم بخام !چیو بخام اصن!هووووفچقد بد عذاب آوره!چه تجربه ی تلخیه////٪ 
:|
 
دیشب :
 
لازمه بگم که تصمیم به ادامه درمان گرفتم؟ همین امروز به تنهایی کافی بود برا در کردن خستگیم. اگه تلقین هم باشه مهم نیس. مهمه تصمیم درستمه! از فکر خودم درست باشه کافیه! 
فردا ظهر میرم پیش دکتر. ساعت 2 وقت دارم. میخوام شروع کنم که بدنم آداپته بشه و توانم میزون بشه با دارو ها و پرتو و برای امتحانات دی کمتر اذیت شم. به قولی میخوام تمرین کنم برا پوست کلفتی :))
 
+ خدایا. دیگه باهات حرفی ندارم  :|  هی منت کشی نکن !
 
*********
آخر شب :
 
+ چه ریزش ممبری را
.هیچی. چحوری به این همه پوچی و سطحی بودن رسیدم. ب ی جایی که کاش همونقدری ک همه میگن باهوش و خوب بودم. نیستم. هیچکس هیچی‌ نمیدونه از من. اینکه چقدر از خودم بدم  میاد. چقد از کلاسمون بدم میاد. هرروز میرم اونجا ولی اتفاقایی ک میوفته اصلا برام مهم نیستن و اصلا یادم هم نمیمونن. همه چی خیلی پیش پا افتادس و من هیچوقت نمیتونم خودم باشم.نمیدونم. چرا امسال زودتر تموم نمیشه؟ اصلا مهم نیس چی قبول شم. فقط میخوام تموم شه. نمیدونم شایدم ی روزی دلم تنگ شه واسه
مطابق معمول هر سال، امسال هم سیر ترشی انداختم. سالهاست  که هر سال یک دبه سیر ترشی میندازم. وقتی که حدودا هفت ساله می شوند شروع می کنم به باز کردن و استفاده از انها.
این سیر ترشی خانگی به طور کل با آنچه از بیرون تهیه می کنید متفاوت است. نه یک تفاوت کوچک بلکه اصلا قابل مقایسه نیست. 
اگر از خواص درمانی آن بگذریم که من اصلا اطلاع درستی از اونها ندارم ولی طعم و مزه ای داره که غذا را به شدت دلپسب می کنه.
متاسفانه برخی از دوستان برای درست کردن سیر ترشی،
سلام
باز نفهمیدم اصلا چطوری آذر تا 20 ام رسید .
خدایا این عمر منه داره میگذره و من هیچی ازش نمیفهمم
انقد خودمو با کار و پروژه خفه کردم درک نمیکنم چطوری میگذره عمرم
اصلا این کارا به خاط خداست؟
خدا راضیه؟ نکنه خسرالدنیا و الاخره بشم؟؟
الهی
ارحم لنا
راستش فردا تولدمه
ولی.
اصلا حس خاصی ندارم
نه هیجانی 
نه شوقی
نه ذوقی
ولی ی چیز دارم
بغض
تا حالا چندبار شب تولدتون یا روز تولدتون گریه کردید؟؟ینی اصلا شده گریه کنین روز تولدتون؟؟
من نمیدونم این چندمین باره
ولی انگار ناخودآگاه از تولدم ناراحتم.
 
تو پست قبلی بنابر درخواست خیلی ها بعضی از موارد مشکلات تعدد رو نوشته بودم، مشکلاتی که دوستان تعددی برام باز گو کرده بودند و راه حلها و . 
مثلا اینکه بین دو زن تعامل باشه و زن اول تجربیاتش رو در مورد همسر به دومی بگه و دومی بچه ها رو تو شب زن اول نگه داره . اگر چه من خودم تجربیاتم رو در اختیار همتا قرار می دم ولی هرگز نمی تونم بخوام بچه ها رو نگه داره. یادمه یبار که بچه  رو که نمی خوابید،برد پایین باهاش بازی کنه تا من که حالم خوش نبود بخوابم،
این سربازی هم که شده قوز بالا قوز قدرت تصمیم‌گیری و تمرکز رو ازم گرفته مغشوش‌ه مغزم داغونم مثل یه انبار پر از جنس که منفجر شده. برم، نرم؟ بالاخره که باید برم، زودتر برم یا دیرتر با این وضع مردد چه فرقی میکنه اصلا اصلا قراره به کجا برسم؟ چیکار بکنم؟ چیکاره بشم؟ وای به من وای، این حرفها حرفهای یه پسر ۱۵ساله است نه من. هنوز سوالهای بچگی‌م هم حل نشده انگار؛ پس چرا فکر میکردم حل شده بعضیاش؟ چیکاره بشم، این آخه سوالیه که الان بخوای بپرسی؟ خب
جدن گند زدین به شعور و فرهنگ و انسانیت.
جدنا!!!
گند زدین به همه چی با این صله رحم کردنتون.
اصلا به کسی چه که طرف چی میخوره چی میپوشه چی میگه چی کار میکنهکجا میرهبا کی میره با کی میاد
عرضه ندارین دو دیقه پیش هم باشین خب بابا نباشین
دَرَکِ هر چی دلتنگیه اصلا!
حالم از همه لحظه هاییکه آدم حسابتون کردم و توی قلبم جایی داشتین بهم میخوره!!!
اصلا حالم بهم میخوره که تو زندگیم هستین
تو زندگیش هستین!
 
 
------
تو اگه هیچ کاریم نکرده باشی به هم زدن آرامششو
وقتی نگاه میکنم به نبض این روزهای گرم تابستان و کولر گازی و ظرف انگور حس میکنم خوشبخت ترین ادم دنیا هستم.انگار کل دنیا را چپانده اند در یک وجب جای من که از عرض پتوی زیرم نمیکند.انقدر خوب که میشود با یارانه40 هزارو پونصد جهزیه خرید و تا انتالیا رفت و این چی چی است اکستیشن تهرانی را روي کله عروس راه انداخت.فکرش را بکنید اهل چیپس سرکه ایی باشید،ماست خنک در یخچال موجود باشد بریزید در هم و بزنید بر بدن.خانواده دورتان باشند.دوستان خودشان بیای
این شبا یجورین مثل همون شبان که خونه مادربزرگم جمع می شدیم اصلا شبای پاییز یه چیز دیگس اصلا یه جور خاصین اصلا هم ربطی به این نداره که فصل تولدمه اصلا .دیروز خواهرم گفت از آبان بدم میاد نحسه عصبانی شدم قشنگ ترین ماه سال آبانه فقط باید اهل معرفت باشی تا بفهمی.
امسال شباش از جمله شبایی که با ترس اضطراب نمی خوابم امسال سال خوبیه.
دلتنگم دلتنگ گوشه ای از قلبم که جا گذاشته ام بین چهاردیواری یک خانه و آمده ام دیروز حس مسافری را داشتم گه خانه اش اینجا
اولا یه سلام و عرض ادب خدمت مدیر خوشحال بیان داشته باشم. دیروز وقت نشد بهشون سلام کنم.
چرا که الان خوشحال ترین فرد ایرانی شما بیانی ها هستید. بالگفای خبیث که نمی تونه فعالیت کنه. ایسنتاگرام هم با حدود 33 میلیون کاربر ایرانی در کما به سر می بره بیقه هم که ول هستن. خوش به حال خودت تک تاز میدونی.  اما دنیا به هیشکی وفا نداره. فعلا از ضعف ملت استفاده بفرمایید. اما فکر نکن ما نمی فهمیم بسی تنبل هستید که یه جستجوگر ساده(سلام که مال شماست  ) رو هنوز درست ن
من هیچ وقت درست و حسابی به آینده ام فکر نکردم 
ازین شاخه پریدم اون شاخه 
تمام رشته های دبیرستان رو امتحان کردم
آخرش هم تو یه رشته ای که اصلا تصورش رو هم نمی کردم مدرک گرفتم 
و الان که مثلا تو آینده ام هستم بازم نمی دونم میخوام چی کار کنم 
شاید اصلا بهتره که هیچ کاری نکنم 
هیچی !
امروز ی سرويس رو دیدم اسمش گوگل سایت هس
واسه طراحی سایته ولی امکانات به شدت کمی داره و اصلا به درد نمیخوره به خوای توش چیز بزاری (مثل فایل ورد یا اکسل) باید تو گوگل درایو باشه یا اینکه با نرم افزار های خود گوگل ساخته باشی (مثل گوگل فرم یا داکز ) که اصلا حال نمیده چون ی سرويس آنلاینه ببینیم چجوریه
من دیگه نمیتونم با همه چی بجنگم 
خسته شدم دیگه تحمل ندارم 
دیگه بدنم طاقت نداره
اگه همین جوری پیش بره فک کنم سکته رو زدم
اصلا چرا من باید اینقدر با همه بجنگم
اصلا دیگه نمیخوام
وقتی دکتر میگه قلبت یه جوریه انگار همش تو در حال ورزشی همش رو ۱۲۰ شده
من ۴ روزه از دست درد دارم میمیرم
#دوست_دارم_غرر_بزنم 
+برای بابا زنگ زدم از فاصله هزار و صد و چهل و دو کیلومتری یلدا رو تبریک گفتم. 
+تبریک بعضی آدما گاهی عجیبه و می‌ترسونتت که نباید اینطور باشه البته. بدون تلگرام. بدون اینستاگرام. تو واتساپی که با دو نفر بیشتر ارتباط نداری اونم چند وقت یک بار. یه دفعه یه پیام تبریک می‌آد بالا. کسی که تو اصلا تو این هیر و ویر یادت نمیاد که وجود داشته اصلا.
 
‏دخترا-کتی جون بیا اینم اون  پونصد هزار تومنی که بهم قرض دادی خیلی خیلی ممنونم عزیزم
 
 
پسرا-ممد این بیست هزار تومن ما رو نمیدی؟ باید حتما مامور بیارم دمه خونتون؟+ برو الدنگ باز چی زدی هزیون میگی؟ کدوم بیست تومن اصلا؟ اصلا تو کی هستی؟
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
تازگی شدیدا احساس بیچارگی و درماندگی دارم‌. دوست دارم از رختخوابم جدا نشوم و تا شب و شب تا صبح زار بزنم. اصلا انگار تمام وجودم گریه میکند و زار میزند. نه اینکه فکر کنید هی بشینم گریه کنم نه اصلا از همه حرکاتم و رفتار و اعمال و گفتارم گریه سرشار است. با کوچک ترین چیزی احساساتی یا عصبی میشوم. بعد تا سر حد دیوانگی غمگین و ناراحت. 
بهش میگویم فکر کنم پی ام اس گرفته ام بعد فکر میکنم پی ام اس که گرفتنی نیست. ثمین میگوید این جیزهای عجیب و غریب را از کجا
شللللام خوبین ؟چخبرا؟
ووویى این ھفتھ عالی بوووووود ى مدرسھ بزرگ ،بزررررررررررگا اصلا باغ بود ولى تختھ گچی:///تو این ھفتھ5ساعت درس خوندم واین اصلا خوب نیست .واى شیمیمون جلدش خیلى قشششنگھھھ
 
زیسستم که آسون!~!ریاضی ولى اشکمو دراورد/بوفشونم بدرد عمشون مىیخورھ ھمین
 
هزار چیز در مورد این عنوان در ذهنم هست  که طوری ام نیست بگم یا اصلا چه نیاز به گفتن! هیچ اتفاقی نمیفته  چون طوری نیست. 
ما هیچ طور.  هیچطوریمون نیست!     بذار شبها خودشون صبح میشند  روزها هم بدون اراده ی ما شب!    اصلا طوری ام نیست که این تکرار ادامه داره تا به زمان مرگ!    مثلا بعد 120 سال عمر هیچ طوری ام نیست که بدون عشق زندگی کنی؟   عمر طولانی برای چه! 
داشتم فکر میکردم مادامی که جوری عمل میکنیم که گویی "ظلم بد نیست و ظلمی که دارد به ما میشود بد است" این حرکت لاک پشتی ادامه خواهد داشت. بعد، یادم افتاد داریم جایی زندگی میکنیم که یک عده فکر میکنند "اصلا ظلمی که دارد به ما میشود هم بد نیست. خوب هم هست. به صلاح ماست".
عاقا یکسری از نوشته های من رو از من ندونین ، اصلا نمیدونم چی میشه که واژه ها به ذهنم هجوم میارن و چی میشه که یک پست طولانی مینویسم ، چند روز پیش میخواستم یک فایلی رو آپلود کنم اشتباها رفتم قسمت مالکیت معنوی ، بعد دیدم یک بنده خدایی این جمله رو کپی کرده :((کربلا چون الماسی‌ست بر انگشتر شهرهای مجاورش و تنها کسی ارزش الماس را شناخت که الماس شناس باشد ورنه ما بیچارگان مسخ درخشش میشوییم)) من داشتم فکر میکردم چه کسی همچین جمله ای رو برای من نوشته ، ا
میگفت: من اصلا تا حالا توی عمرم وضو نگرفتم. بلد هم نیستم!
گفتم: پس بفرمایید اینهمه ما دیده ایم که به نماز می ایستید، بدون وضو بوده است؟
گفت: نه جوان. من نماز هر سه وقت را با غسل جنابت میخوانم. تا حالا هم نماز قضا نداشته ام.
 
+ما از اسلام، هیچ نمیدانم. هیچ! با این کارها خودمان را مسخره کرده ایم. بیخود خودمان را در معرض تلف قرار داده ایم. 
اصلا دچار پوچی شده ام. میخواهم مغزم را از کله ام دربیاورم و پرتش کنم جلوی سگ!
هی دستم به نوشتن بیاید و هی از نوشتن دست بکشم که چه؟
اصلا از چی باید بنویسم از کجا ؟از کی؟
بنویسم که زمستونهبنویسم که زمستونه و دشت پر گل سرخه
این ها را نوشتند مینویسند؟ تکراری است
بغضم را کجا ول بدهم؟اصلا به که بگویم 
اصلا چکار میشود کرد؟ اصلا چکار کنم
چکار کنم که مامان زل نزنه به گلای قالی و هی بره تو فکر
چیکار میکردم وقتی بعد درست کردن دندونم منشی قیمت رو گفت و چند لحظه وا رفتم که فهمید خودش هم.
چیکار کنم وقتی مامان گفت فلانی گوشتی که درست
من اصلا نمی فهمم که چرا آمار کشته شدگان این حوادث اخیر را واضح اعلام نمی کنند؟ واقعا اینکه هر روز یک رسانه ای بیاد و یک آمار عجیب و غریب و یک سری حرفهای تازه بزند اصلا صحیح نیست. به هر حال اتفاقی که نباید می افتاد افتاده است ولی بهتر است خیلی شفاف از این افراد معذرت خواهی شود و تا جای ممکن جبران نمایند و اگر ماموری خاطی و یا افرادی سرخود این کارها را کرده اند، مجازات شوند. 
 
اینکه یک کشور در حالت نیمه هشیار باقی بماند و کینه و نفرت در دل افراد ج
فک کنم پالتوی ابی بلند قشنگم رو خراب کردم. میدونید چرا؟ چون قوانین طبیعت فقط تا وقتی درست عمل میکنن که من لازمشون نداشته باشم. 
تا دو سال دیگه پول خریدن پالتو ندارم و همینجوریشم باید دو سه ماه پول جمع کنم شاید بشه لپ تاپم رو درست کرد.‌ و فکر مریض احمقم گم کرده که چطوری شاد باشه یا بخنده، چون قرصای مریض احمقش تموم شدن و‌ خسته شده از بس نسخه چندبار مصرف شده برده و بهش فقط یه برگ دادن.‌
اصلا گشنمه! اصلا هوا سرده! هم اتاقی دارم! رو‌تختیم کثیفه! همه
سلام
من نمیدونم چرا خدا با من این کار را می کنه؟
مدت ها بود دلم میخواست ارتقا شغلی بگیرم. هم از نظر مالی نیاز دارم و هم دوست دارم دیگه از کارشناسی بیام بیرون.
الان بهم یه سمت ریاست پیشنهاد شده که اصلا به زمینه کاری و علاقه من ارتباطی نداره. یه چیزی شبیه تلفن چی و هم اینکه مجبور میشم برم جای کسی کار کنم که با من دوست صمیمی هست و من نمیخوام برم جای اون.
 
نمیدونم خدا واقعا با من چکار میکنه؟
چرا اون چیزی که دوست دارم را بهم نمیده؟
 
 
#مسیرعشق    2
-پخ
-چته دیونه شیشه شکست.
-شیشه شکست یا فکرای توتیکه پاره شده
خب بگو ببینم باز تو کدوم خیال سفر میکردی.
-هیچ جا فعلا که شدم همسفرتو.دمت گرم دختر تواین هوای سرد شیر کاکائو واقعا میچسبه.ممنون
-اصلا تعارف نکنیا یهو شرمنده مهمونم میشم.خوبه اصلا چیزی نمیخواستی.ولی نوش جونت بخاطر اون تشکرت
-بهارمیدونی جای چی الان خالیه
-جای چی؟
ادامه مطلب
#مسیرعشق    2
-پخ
-چته دیونه شیشه شکست.
-شیشه شکست یا فکرای توتیکه پاره شده
خب بگو ببینم باز تو کدوم خیال سفر میکردی.
-هیچ جا فعلا که شدم همسفرتو.دمت گرم دختر تواین هوای سرد شیر کاکائو واقعا میچسبه.ممنون
-اصلا تعارف نکنیا یهو شرمنده مهمونم میشم.خوبه اصلا چیزی نمیخواستی.ولی نوش جونت بخاطر اون تشکرت
-بهارمیدونی جای چی الان خالیه
-جای چی؟
ادامه مطلب
هرچی بیشتر از روزهای عمرم میگذره بیشتر به این میرسم که باید کمتر حرف بزنم.
حالا این حرف زدن شامل زوایای مختلفی میشه که از حرف!برمیاد اما اینجا بیشتر منظورم وظیفه ی!!قضاوت کردن هست.
چه بسا امروزِ من ابعاد شخصیتی را داره بروز میده که دیروزِ من ازشون ناخرسند میشد و اصلا نفهمیدم چی شد و چه مسیری طی شد که من کاملا ناخواسته ویژگی هایی را پیدا کردم که قبلا با دیدنش در فرد دیگه تعجب می کردم،تعجب ازین که مگه میشه اینجوری بود یا می گفتم وای من که اصلا
 
میگن کار میکنی برای اینکه بهتر زندگی کنی اما خوب که چشتو وا میکنی میبینی فقط همون کارو کردی و زندگی نکردی اصلا یادت رفته که داشتی کار میکردی که چیکار کنی ! 
اصلا وقتی برات باقی نمیمونه که بشینی فکر کنی چی دلت میخواد؟ الان میتونی چی کنی که بهت خوش بگذره ؟ فقط خسته و غرغرو میشی با یه عالمه برنامه ی اجرا نشده .
کتابِ نخونده ، فیلمِ ندیده، کافه ی نرفته، دوستِ ندیده، گپِ نزده ! 
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب