نتایج پست ها برای عبارت :

من امشب با خدای خود مناجاتی دگردارم

من امروز از این لحظه تمام کسانی که بر من حقی دارند می بخشم، من امشب تمام کسانی که من دا از خود رنجانده اند می بخشم، من از امشب تمام خاطرات بد کودکی را فراموش میکنم، من از امشب تمام کاستی های زندگیم رو فراموش می کنم، من از امشب دوران بد دانشجویی و مدرسه را فراموش می کنم، من از امشب تمام معلم هایم را می بخشم، من امشب تمام استادهای دانشگاهم را می بخشم، من امشب تمام مسئولین کشورم را که به من ظلم کردن می بخشم، من امشب تمام کسانی را که باعث بی کاری من
و امشب شب .
آره!
امشب شب همه گنه کار هاست.
شب همه اونایی که مث من رومون پیش آقامون سیاهه.
امشب خوب باید بریم نوکری کنیم.
باید عرض ادب کنیم خدمت شیش ماهه آقا. باشه که آقا به شیش ماهش دست ما رو بگیره تا در خونه خدا آبرومند بشیم.
 
امشب چه شبی است .
امروز با دوستامون رفته بودیم بیرون 
یکی از بچه ها گفت: امشب حتما ماه رو نگاه کنید 
ماه امشب در بزرگترین اندازه ممکن و در نزدیکترین فاصله ش با زمین قراره میگیره!
 
عاقا ما اومدیم همین رو تو گروه دوستان خانوادگی مون نوشتیم! 
 
کمتر از نیم ساعت دیدم همه تو اینستا استوری گذاشتند امشب ماه رو ببینید. تمام کانالهای خبری محلی تفسیر و پردازش اندازه امشب ماه . 
یسری هم اخر شب عکس گذاشته بودن از ماه! با این عنوان : ماه متفاوت امشب :))))
 
حالا من هی میرفتم
امشب شهادتنامه هاامضای یکتا میشود/فردا درون خیمه هاباگریه غوغامیشود/امشب حسین ویاوران اندر وصال عاشقی/فردانمازظهرشان باشوربرپامیشود/امشب همه بهر حسین عرض ارادت کرده اند/فردا ولایت محوری ازجان چومعنا میشود/امشب نگهبان حرم عباس و اکبرگشته اند/فردازآتش خیمه ها مانند صحرامیشود/امشب ز اخلاص درون غسل شهادت میکنند/فردا زخون کشته هااین دشت دریا میشود/امشب ببیندهرکسی جای خودش رادر بهشت/فردابصیرت شیعه راگلچین دلهامیشود/امشب به دوررهبری یک لشک
 
سلام نیویوک! من بابی رایدل هستم.
و خوشحالم که امشب اینجام.
ممنون از همگی که امشب به دیدنمون اومدید.
امروز شنبه شب در کوپاست.
فکر می‌کنیم امشب قرارهاوقات عالی‌ای داشته باشین
قراره تمام تلاش‌مون رو بکنیمکه از بابتش مطمئن بشیم
مثل همیشه، از آقای جو پودل تشکرویژه می‌کنم که امشب ما رو دعوت کردن
خب بیایید شروع کنیم
 
من ازغم عشق تو وین  حال دگردارمعشق است وفراق تو من شوربه سردارمرفتی وبه هجرتو می سوزم ومی سازملیکن زفراق تواشکی به بصر دارمیکتا گهر نازم من دل به تو می بازمیک مرحمتی جانا چون دیده تردارممن درطلبت حیران گمگشته وسرگردانرفتی وبه راه تو من دیده به در دارمازغصه هجرانت پشتم زجفا خم شدضمنا تو بیا بنگر دستان به کمردارمشش گوشه شده قلبم ازغربت هجرانتای جان توبیا بنگر شش گوشه جگردارمروزم شب تاریک است ای مه تودرآ ازابرحالا که دراین ظلمت من میل سحردا
متن آهنگ
عشق یعنی روز های طلایی یه شب خوب دوتایی
من کنارت بیقرارم بی قرارم
عشق خودتی با موی مشکی نگم از تو خود عشقی
من کنارت بیقرارم بیقرارم
ای وای از تو دلشو ندارم بری
من مگه میذارم بری امشب
ای وای از تو من تو کجا میبری
کاشکی تو بمونی نری امشب
ای وای از تو دلشو ندارم بری
من مگه میذارم بری امشب
ای وای از تو منو تو کجا میبری
منبع : رز موزیک
عشقی که امشب گرفتمو با دنیا عوض نمیکنم.
با نوزده سال زندگی کردن مث آدم بزرگا،امشب انقلاب کودکانه ای رخ داد!
سقف سنی هم‌صحبت ها و همبازیای امشلم،هشت سال بود
بسی دیدنی بود قیافه م وقتی دستمال بسته بودم به چشمام و دنبالشون میکردم.
خدايا شکرت^_^
 
 
ای اهل شفقت امشب شمع و چراغ بردارید و جای جای بیابان و دشت را روشن کنید.
شاید کودکی گوشه ایی جامانده باشد.
سفر که میرویم دسته جمعی، با کاروان، وای اگر کسی در توقف ها جا بماند. بارها میشماریم اگر یکی کم شده باشد منتظر میمانیم، حالمان خوب است و اضطرار نداریم.
 
امشب زینب با آن قلب پاره پاره اینسو و آن سو در بیابان پی طفلان سوخته دامن میدود.
چه میگوید در دل عمه سادات خدا داند.
گمشده ها غریبه نیستند جگرگوشه های زینب اند، یادگاران حسین و عباس و م
بعد از مدت‌ها امشب رفتم مسجد. عوض شده بود. علاوه بر امام جماعتی که به شکل بدی عوض شده، جو مسجد هم عوض شده بود. مجری امشب، گویا داشت برنامه‌ی جشنی رو مجری‌گری می‌کرد، بهجت و سرور در صداش موج می‌زد. یوم الله بیست و دوی بهمن و دهه‌ی فجر و پیروزی انقلاب رو هم تبریک و تهنیت گفت. امشب واقعا جای تبریک گفتن بود؟ دو روز صبر کردن اینقدر سخته؟
امشب یه شب باشکوه و تکرار نشدنی بود برام!
داییم ضبط صوت قدیمی مادربزرگم رو برده بود تعمیر کرده بود و امشب همه دور هم نشستیم و به نوار کاست های قدیمی گوش دادیم.
وای که چه صداهایی!
انگار دیگه تو این دنیا نبودم و با یه ماشین زمان، به گذشته سفر کرده بودم. گذشته ای که درش من هنوز متولد نشده بودم!
در تمام طول زندگی، از پدربزرگم و دایی بزرگم هیچ سهمی جز چند تا عکس نداشتم. چون قبل از تولدم دنیا رو ترک کرده بودن.
اما امشب!
امشب برای اولین بار، از تو اون نوا
آهنگ جدید مسعود صادقلو به نام دورهمی با لینک مستقیم
 
دانلود آهنگ مسعود صادقلو به نام دورهمی 320
دانلود آهنگ مسعود صادقلو به نام دورهمی 128
 
متن آهنگ مسعود صادقلو دورهمی
بارون بارونه پیش من میمونه معتاد همیم عاشقو دیوونه 
با تو میدونی جمعمون جمعه چقد خوبه حال همه
قرصه دلت وقتی داری منو زبونم گرفت تو بگیر حرفمو
امشب بهترین شب برامونه دیگه رو ابرا جامونه
امشب از اون شباس ببین جمعمون رو هواس
همه به کام منو تو همه حالشون مثه ماس    
امشب از اون
پنهان شدی ای ماه علی از نظر امشبآسوده شدی فاطمه از ضرب در امشب
از پهلوی بشکسته اگر خواب نرفتیبر خاک لحد فاطمه بگذار سر امشب
با من تو اگر درد دل خویش نگفتیبرگوی تو درد دل خود با پدر امشب

پنهان شدی ای ماه علی از نظر امشبآسوده شدی فاطمه از ضرب در امشب
از پهلوی بشکسته اگر خواب نرفتیبر خاک لحد فاطمه بگذار سر امشب
با من تو اگر درد دل خویش نگفتیبرگوی تو درد دل خود با پدر امشب
 
اینو ثبت کنم فقط. که امشب چه روشن شدنی اتفاق افتاد و تا چه حد همه چیز ریخت واسم. که باورم نمیشه. و در بهت مطلق به سر می‌برم. هیج چیز نمیتونست ور غدمو تا این حد بالا بیاره که امشب و این روشن‌گری ها. حاجی پشمام. حس اصحاب کهف داشتم. پشمام. پشم فاکینگ مام.
دنیا چقدر امشب بد رنگه.
دنیای این شکلی حااااااالمو بهم میزنه!
.
خدايا امشب حداقل یه خواب سنگین عطا بفرما .

پ.ن:اگه دیدید چن روزه همه چی زندگیتون داره طبق برنامتون برای رسیدن به هدفتون بدون هیچ مانعی پیش میره.روون و نرم!بدونید قراره گند بخوره به تهش!مطمئن باشید!
 
امشب پست جدید نمی‌نویسم و بهتون فرصت میدم دوباره پست قبل رو بخونین و حتما در مورد محتواش! نظر هم بدین که بفهمم خوندینش. این تصمیم هم به‌هیچ‌وجه ربطی به این نداره که امشب نمی‌تونم پست بنویسم! اصلا مثل اینایی که اول هفته یه غذای بدمزه می‌پزن و میگن به نفعتونه امشب بخورینش، وگرنه تا وقتی تموم نشده صبح، ظهر، شب، همین غذا رو داریم، می‌خوام تا تک‌تک جملاتش حلاجی نشده، ولش نکنم =)
و من الله التوفیق
امشب وقت گذاشتم و بعضی وبلاگا رو خوندم
بعضیاشو خیلی دوست داشتم و حتما دنبالشون میکنم در اینده، ولی با دیدن بعضیا ترجیح میدم یا اینجا رو کلا ببندم، یا نظرات و ببندم و برای کسی نظر نذارم تا در تعامل نباشم با این دست ادمایی که ازشون فراریم و امشب زیاد ازشون دیدم. 
امشب نزدیک بود چش و چار (منظورم همون چشم هس ) دو نفر رو کور کنم. با یه کوچولو فاصله
اولین  چشم توی پیاده رو بود. کیفم روی دستم بود و تند تند راه میرفتم.حدود ۳۰ نفری خانم روبروی مدرسه دخترونه ایستاده بودن. با سرعت از کنار همه گذشتم (با حرکت مارپیچ ).یه لحظه کیفم خورد به یه چی. برگشتم نگاه کردم یه پسر بچه کوچولو بود و داشت کلاهشو جا به جا میکرد 
اگه اون کلاه لبه دار نبود بندهای آویزون از کیفم به چشمش میخورد :|
دومین چشمم هم توی مسجد بود. با سرعت چادر تا
خداي خوب من،
امشب فهمیدم پرت شدن ته دره خیلی آسونه. کافیه یه کم به چپ متمایل شی تا ببینی تو جاده‌ی اشتباهی هستی و دیگه راه برگشتی نداری و مجبوری تا تهش بری. و فهمیدم یک نماز قضا می‌تونه اون سنگی باشه که می‌ره تو پات و باعث میشه فکر کنی باید مسیر رو عوض کنی. و فهمیدم دعای خیر پدر و مادر مثل یه هاله دور ادمو میگیره و حتی اگه بخواد گندی بزنه هم نمی‌ذاره. امشب خیلی گریه کردم. واسه معصومیت از دست رفته‌ی دوست صمیمیم. واسه بی‌غیرتی عشقش و واسه خودم،
مژگان خالقی کارگردان امشب اینجا»: من به هیچ وجه فمینیست نیستم
کارگردان تئاتر امشب، اینجا» گفت:ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که زن‌ها فعالیت اجتماعی بالایی دارند اما بخش دیگری که در دایره این فعالیت اجتماعی نیستند مغفول واقع می‌شوند و در نتیجه اکثر کارهایی که می‌بینیم موقعیت ن را به شکلی کلیشه‌ای و بی‌خطر روایت می‌کنند.من به هیچ وجه فمینیست نیستم اما ن و مسائل اجتماعی چالش بیشتری را در ذهن من ایجاد کرده و حواسم است که یک موضوع
دیشب یه خواب بد دیدم که منو ول میکنیدیدم واسه دوست داشتم داری دل دل میکنیهر چی که میگفتم چته هی منو پس میزدیمن گریه به پات وای چه کابوس بدیباید حق بدی بهم میدونی بد عادتمامشب از اون شباست رفته از سرم هواستو نیستی باز دلم مهمون خیابوناستتو حالمو نمیدونی بدتر از دیونه هاستحرف میزنم با خودم تو دلم گلایه هاستامشب از اون شباست رفته از سرم هواستو نیستی باز دلم مهمون خیابوناستتو حالمو نمیدونی بدتر از دیونه هاستحرف میزنم با خودم تو دلم گلایه هاست
دیشب یه خواب بد دیدم که منو ول میکنیدیدم واسه دوست داشتم داری دل دل میکنیهر چی که میگفتم چته هی منو پس میزدیمن گریه به پات وای چه کابوس بدیباید حق بدی بهم میدونی بد عادتمامشب از اون شباست رفته از سرم هواستو نیستی باز دلم مهمون خیابوناستتو حالمو نمیدونی بدتر از دیونه هاستحرف میزنم با خودم تو دلم گلایه هاستامشب از اون شباست رفته از سرم هواستو نیستی باز دلم مهمون خیابوناستتو حالمو نمیدونی بدتر از دیونه هاستحرف میزنم با خودم تو دلم گلایه هاست
امشب حس و حال شب هایی که پست را میزاشتم، ندارم.هیچ وقت دوست نداشتم پست های این شب رو از رو عادت بزارم. امشب نمیدونم چرا؟ولی میدونم!این دوسه روز کلن تمام حس و حال خوبم رفت.عهدم به منزل نمی رسدو تقریبا متزلعهدی که سحرگاه چهلم باید در بین الحرمین تمام میشدولی امسال شاید شاید . اربعین کربلا نباشم 
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
همین!
راستش دوست داشتم امشب را چیزی از درد دل و شکایت و ناله ننویسم. ولی واقعا نمی شه. امروز رفته بودم خرید کنم از یک مغازه بقالی. شروع کرد به صحبت از اوضاع خراب کاسبی و کرایه های بالا و وضع ناجور و غیره.
اولش گوش کردم و چیزی نگفتم تا خالی بشه. 
 
ادامه مطلب
دو سه روز گذشت و امشب شب یلداست.
امتحان داشتم واسه همین شنبه صبح بدون این که شب قبلش به خانوادم گفته باشم 8 رفتم دانشگاه. تا 10 خوندم بچه هاهم کلی رسوندن قبل امتحان و به خیر گذشت. قبل امتحان نهار خوردم کشمش پلو. کلاسمون یه رفیق شیرازی داریم که واسه همه کیک و چایی گرفت به مناسبت یلدا. اد استرا بد جور بد بود. نتم امشب قطع میشه. راستی زمستونتون مبارک.
این چند روزه همش خبرای بد میرسید ولی امشب انقدر خوشحالم که نمیتونم بخوابم.
البته یه حس ناراحتی و خوشحالی همزمان
از وقتی خبر رو شنیدم اشکام بند نمیاد؛ این چند روزه بغض داشتم و گریه‌م نمیگرفت ولی امشب حس میکنم سبک شدم خیلی سبک؛ انقدری که انگاری وجود ندارم
از دیروز عصر منتظر این خبر بودم ولی فکر نمیکردم همین امشب خبر رو بشنوم
البته من بازم دلم آروم نشده و بنظرم کافی نیست این انتقام و اگه کل نیروهاشونم نابود بشن ارزشش کمتر از یه تار موی سردار
قبل نوشت :امشب شب آخره؟
                 گویا شاید
               ماه رمضان خدا نگهدار.
-------------------------------------------
غزلی نیمه تمام
امشب در آغوش منی فردا دوباره
تو می روی و میشوم تنها دوباره
تو می روی و میبری با خود صفا را
من مینشینم در صف غمها دوباره
نه نیمه ی شب نه سحر نه وقت افطار
در خواب غفلت می روم شبها دوباره
---------------------------------------------
پی نوشت: درود خدا بر آن عاشق عارف همانکه نیمه ی خرداد از انتظار در آمد
 
روح الله ال الخمینی »
--------------------
اشعار شبهای میلادیه شعبانیه
مذهبی, منبر مکتوب – امام سجاد (علیه السلام)
اشعار شبهای میلادیه شعبانیه( حاج غلامرضا سازگار )
 الف :شعر شب ولادت امام حسین علیه السلام
  ب:شعر شب ولادت امام سجاد علیه السلام
  ج:شعر شب ولادت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام
الف :شعر شب ولادت امام حسین علیه السلام
امشب به بیت فاطمه رضوان گل افشانی کند                                 روح القدس مدحت گری ، حورا غزل خوانی کند
گیتی به تن پیراهن از ، انوار ربانی کند  
دانلود آهنگ تو دلسوز من باش دلم مثل حالم پریشونه امشب از معین | آهنگ ایرانی
دانلود اهنگ تو دلسوز من باش؛ دلم مثل حالم پریشونه امشب از معین | آهنگ ایرانی
دلم مثل حالم پریشونه امشب تو دلسوز من باش که از هر طرف غم فراوونه امشب تو دلسوز من باش رو سینت بذاری سر بی قرارو تو دلسوز من باش که طاقت ندارم بده روزگارو تو دلسوز من باش برم سمت کی جز تو که از بعد عشق دلت پیش من نیست
لینک دانلود آهنگ
امشب نیمه شعبان .جایی که من قدم میزدم اسمش: خیابان حضرت ولی عصر بودهمه جا شلوغ بود و پر از دود اسپند و آبمیوه و شیرینی و.ترانه و مداحی مخلوط
چادری و مانتویی در هم
بی حجاب و با حجاب
اما بزرگترین سانسور امشب کسی نبود جز امام زمان عج
چقدر فاااااصله داریم
چققققدر دوریم 
ما مانده ایم و
 جامعه ای که به سمت بازتعریفِ هنجارها 
افسارگسیخته میجهد!
اللهم عجل لولیک الفرج.امام زمانم کجایی؟؟؟
یک سال نه اما اگر دفعه قبلی که پست می‌گذاشتم اینجا زمستان بود امشب هم کم از آن ندارد و بارش باران شدیدی گرفته بود. میدان تیر فردا کنسل شد. احتمالا کمی دیرتر از خواب بیدار شوم. هر شب یک کتاب را نیمه کاره می‌خوانم و به جای خواندن کانال های تلگرامی، مثل گذشته وبلاگ می‌خوانم و حس خوبی بهم می‌دهد. امشب به دوستی گفتم دلم برای عطر و بوی اینجا تنگ شده بود. ظهر شیرشاه جدید را دیدم و همراهش گریه کردم. برایم عجیب بود. همین. زیاده عرضی نیست :)
امشب حالم بده بدجور بی خوابی زده به سرم . ساعت نزدیک ۲ نصف شبه !!
از ساعت ۱۰ میخوام بخوابم ولی خواب نمیرم .
امشب رفتیم هیات ینی اگه نمیرفتیم یه طورم میشد دیگه!! 
پارسال فاطمیه هر موقع میرفتم هیات اسمم رو میگفت یادت میوفتادم ولی خیلی گریه میکردم ازت ناراحت بودم خیلی خیلی زیاد ‌ هیج وقت فکر نمیکردم بتونم ببخشمت . 
ولی امسال ارومم انگار واقعی بخشیدم دیگه . نمی دونم شاید هیچ وقت حقی برای بخشیدن یا نبخشیدن نداشتم ولی هر چی بود تموم شد دیگه . ام
خب مفت خر ام که اعلام کنم تا حالا پامون به کلانتری باز نشده بود که اونم به حول و قوه الهی و مدد دوستان امشب شد
همین الان تو تاکسیم دارم از کلانتری برمیگردم
ولی حاجی ناموسا اینقدر خندیدم تو چند دقیقه ی گذشته که نگو
الان حسش نیس واقعا بعد میام میگم چیا شد
علی ای حال فقط بگم که
سلامتی زندونیای بی ملاقاتی
و
ایشالا آزادی قسمت همه
و
مممممم
وایسا یه چیز دیگه م بود
چیز
مممممم
آهاه
رفیق بی کلک مادر
 
وآییییی ترکیدم
امشب بعد مدت ها با عموی خانوم.م هم صحبت شدیم.
گفته بودم که یک فامیل مشترک با هاشون داریم.
اون فامیله رفته بود کربلا و ولیمه داده بود امشب.
به محض این که اومد داخل و نشست و من رو دید، برگشت از داداشم پرسید که محمدرضا چی شد؟ سربازیش تموم شد؟
داداشم گفت آره، بعدشم سریع رفت سرکار.
عموی خانوم.م یک آهی کشید.
چند دقیقه بعد من رفتم دوباره باهاش هم صحبت شدم. اصلا انگار نه انگار که خانوم.م  هم وجود داشته.
من به قسمت اعتقاد دارم، شما چی؟!
امشب شب اربعین مصباح هداست
دل یاد حسین بن علی شیر خداست
پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت
امشب شب یاد عشقیاء و شهداست …
 
__________________________
 
به یاد کربلا دل‏ها غمگین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است
اربعین حسینی برشما تسلیت باد
هر وقت که هوای تهران خراب میشه، ما منتظر اقوامیم: از هوای آلوده تهران فرار می‌کنن و به هوای پاک این شهر کوچیک پناه میارن. این بار، دو روز از زمستان رو به میهمان‌داری گذروندیم.
ما هم سال‌ها پیش ساکن تهران بودیم: اون سال‌ها که همه ماشینا دود می‌دادن و هر موتوری توی دود خودش گم می‌شد. بابام همون سال‌ها تصمیم گرفت که دوست نداره بچه‌هاش توی تهران بزرگ بشن و سختی از صفر شروع کردن رو به جون خرید و خونه ما رو پونصد کیلومتر جا به جا کرد.
امشب، بعد ا
امشب من از شدت نفرت زیاد برای یک نفر آرزوی مرگ کردم و به زبون آوردم!
برای یک نفر که با من نسبت خونی نزدیک داره!
انقدر سنگین بود و هست این جمله برام که الان هم که دارم مینویسم دستام داره میلرزه و اشکام میریزه.
امروز شنبه ۱۸ آبان ۹۸ روز بدی بود برامون.جریان شین به جاهای خیلی بدی رسیده.
دلم میخواد فقط میم زودتر بیاد و امشب تموم بشه و صبح بشه.
وقتی یه مشکل بزرگ پیش میاد تازه میفهمی دغدغه هات تو پستای قبلی چقدر مسخره و بی معنی بودند.
برای من و خانو
دانلود آهنگ جدید گیتار بزن میخوام بخونم امشب گیتار بزن پر از جنونم امشب از حامد محضرنیا

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای حامد محضرنیا بنام گیتار بزن از ترنج موزیک
می توان گفت آهنگ گیتار بزن میخوام بخونم امشب گیتار بزن پر از جنونم امشب یکی از بهترین آهنگ های حامد محضرنیا در تیرماه 1396 بوده است . مدت زمان این آهنگ جذاب و شنیدنی سه دقیقه و سی و هفت ثانیه است . در صورت تمایل می توانید این آهنگ را از سایت ترنج موزیک دانلود کنید .
toranj-music.ir » Download N
 
(شام مهتاب)
دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است
ببار ای آسمان امشب، که قلبم باز بی تاب است
 
نه روز آرامشی در دل، نه شب در چشم من خواب است
برایت شعر می گویم، که امشب شام مهتاب است
 
من امشب با تو می گویم، همه ناگفته هایم را
دمی با تو به سر بردن، خودش آرامشی ناب است
 
بخوان از چشم من امشب، چه حسی با تو من دارم
بزن باران و خیسم کن، نه. انگار آسمان خواب است
 
مرا دریاب و باور کن، تو در این لحظه ی زیبا
بمان امشب کنار من، که امشب شام مهتاب است
امشب جشن عقدِ یکی از اقوامِ مادری بود،بعد از سالِ نودویک که عقد دختر داییم بود، خاطرم نمیاد مجلس عقد دیگه ای از طرف خانواده مادریم رفته باشم.هرچی فکر میکنم چیزی خاطرم نمیاد قاعدتا من تو سن ازدواج بودم از اون سال به بعدولی خب سالها به سرعتِ برق و باد گذشتند و منم که هنوز یارِ گمشده رو پیدا نکردم
چیزی که امشب برام شوکه کننده بود دیدنِ آدم ها تو یه قالبِ دیگه بود!بچه هایی که اون موقع دبستانی و کوچولو بودن الان در شرف دانشجو شدن هستنیا بچه ه
 
امشب قلب جهان، نه ، تک تک سلول های جهان گرفته است.
وای از امشب که قلب آن مرد مهربان خون است.
وای از امشب که حجم اندوه آن بانوی بزرگ را جهان نیز نمیکشد.
سلام بر تو یا زینب.
سلام بر پریشانی تو در این شب یا زینب.
سلام بر تنهایی تو یا زینب.
ادامه مطلب
اصلا کاری به مبحث موسیقی ندارم، 
ولی مثلا اگه امام زمان عج، ببینه که ما امشب برای جشن آغاز امامتش، آهنگ ای شاخ تر برقص آ، ای خوش کمر به رقص آ» با همون شدت دیمبل دومبلش گذاشتیم و خوشحالی کردیم، چی بهمون میگه؟
یا اگه حضرت حضور داشت، بازم انقد رو داشتیم که از رادیو پخش کنیم : عاشق و دربدرم، زده امشب به سرم، که دلت رو ببرم!» (الان خواننده اینا رو به کی داره میگه؟؟)
واقعا این آهنگا در جشن امامت امام زمان شایسته است؟ 
گاهی به این نتیجه میرسم که  واق
 
در صدایش خنده ها می لرزید
تاریکی که در بی نوری می رقصید
حکایت تاب لحظه های س بود
 و شیرینی دست های بهم گره خورد
خنده ای از عمق وجودم بود
 
 
بعد نوشت: روی تاب نشستم
با خوشحالی به سی نفر آشنایی نگاه میکنم که نشستن به بازی کردن
توی این هوای خنک
چطور می تونم بگم که
چقدر احساس خوبی به امشب دارم
بعد از  یک هفته مسافرت بودن
و دعواهای شدید این هفته
یه احساس قشنگ و لطیف و حتی رمانتیکی به امشب دارم
انگار هیچ چیزی نمی تون این ارامش بهم بزنه
 
 
امشب با سجاد از این پنج سالی که گذشت حرف زدیم حسابی،
و کلی بد و بیراه به زمین و البته زمان گفتیم از ناراحتی.
یه سری فیلم و عکس فرستاد از موقعیتای مختلفِ این چن سال، و کلی ناراحتِ روزهای رفته شدم باز. اونم امشب خیلی ناراحت شد از یادآوری.
 
و نصفه شب تصادفی یه سری فایل پیدا کردم که مال اولین وبلاگم بود، مال سال 87. 11 سال پیش. و چیزای قدیمی تر. و احساسِ عجیب.
الان بیست و سه و نیم سالمه. چشمامو که ببندم و باز کنم خیلی سال از بیست و سه سالگیم گذشته و به این
 موزیک لاتین امشب تقدیم به شما عزیزان.
 
 
 
 
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
 
امروز هم تانیا جان اینجا بود و کلی شیرین زبونی کرد. شب رفتیم بیرون همگی با کیانا و تانیا ، هوگر رزروش پر شده بود و یه رستوران جدید هم رفتیم که چای بخوریم، گفت اژ دو ساعت دیگه باز میشه. خلاصه که برگشتیم یه جا آیس پک و اب هویج خوردیم فقط . بعد کیانا اینا رفتن و ما رفتیم خونه مامان بزرگ جان. بعدش هم که اومدیم خونه. 
 
پ.ن: امشب بارون میاد :)
پ.ن۲: بابابزرگم در سررسیدی کارهای روزانه اش رو مینوشت. فکر کنم این عادت رو از اون به ارث بردم که اگر اینطوره، باعث
بهار ماه‏ ها، ربیع الاول است؛ چرا که آثار رحمت الهی و ذخایر برکات خداوندی در این ماه پدیدار می‏ شود و انوار جمال الهی بر زمین و زمینیان می‏‌تابد . ولادت رسول اکرم(ص) اشرف و سید موجودات و نزدیک‏ ترین خلق به خدا، در این ماه بوده است.
         
 
 
دوباره آمده فصل ِ،بهار ِ ناب ِ خوش عهدی
 
ربیعُ الاوّل و عالَم، همه به ذکر یا مهدی
 
شور و شعف از عطای حضرت حق بر همه دلها مبارک
 
شکفتن ِلاله های فخر و عزّت در دل ِ صحرا مبارک
 
 
نگام سرور کائنات است امشب
در عرش پیچید این خبر شانه به شانهامشب به دنیا آمده یک نازدانهیک غنچه از باغ نبی روییده امشبارباب ، شد بابا بزرگ از این جوانهاز نسل پاک مجتبی آمد محمداز دامن پاک و کریم مادرانهحاتم فقیر کوی فرزند حسن ، نهعالم فقیر کوی او شد عاجزانهکل ملائک پشت در ، در انتظارندتنها برای یک سلام جابرانهفرزند سجاد است ، خورشید عبادت!خاک آبرو می گیرد از او ساجدانهدنیای ما تاریک بود از ظلمت جهلامشب تجلی کرد نور عالمانهآیینه دار حضرت حق است بی شکپس در کمالاتش نظر
من متوجه زیبایی‌های جهان نمی‌شوم. احتمالا دلیل اصلی‌اش آن باشد که زیادی تا کنه واقعیت‌های وجودی زندگی پیش می‌روم. من از این دست دوستداران فلسفه هم نیستم که در باب چگونگی حرکت جهان فلسفه ببافم و یا پیرو نظریات قدما شوم. مساله‌ی من، جهان، و زندگی بسیار بنیادی‌تر از آن است که بتوانم روی قله‌های زمثبت‌اندیشی و زیبا نگریستن به جهان و وقایع بایستم. مساله‌ی من مواجهه و کنار آمدن با انسان فانی و تنها است. مرگ و تنهایی دو مساله‌ی مهم و همیشگی م
یکی از کاکتوسام امروز خشکید.
یعنی به مروز خشک شد ولی من امروز دیدم
هعی.
فکر کنم این سوز امشب خشدش.
امشب هوا سوز داره
میزنه تا مغز استخوانم.
ماه همیشه قشنگه. همیشه.
 
+در ضمن انقدر یادآوری نکنید قراره بریم مدرسه. خودمون میدونیم دیگه ای بابا
++ شکلک های بیان چه بامزه ان
+++خواب های خوب ببینید:)
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
سرم گذاشتم روی بالشت اشکم اومد پایین دلم خواست میتونستم و میشد به ژینو پیام بدم و بگم امشب واقعا از ته دل برای اولین بار احساس دلتنگی شدیدی نسبت بهت کردم،اونقدر که اشکم ریخت بعد اون تابستون لعنتی امشب اولین بار بود که بغض کردم بابت اینکه دیگه دوست نیستیم و ازت بدم میاد.
واقعا چی میشه که این میشه؟دلم تنگ شده واسه خیلی چیزا خیلی چیزا هیچکس نمیتونه بفهمه چقدر اشک دلشون میخواد بریزن پایین از چشام،بچه شدم میبینین؟.من خیلی چیزا از دست دادم که هنو
دیروز دفاع کردم.
تازه به خانه برگشته ایم.
حال عجیب و غریبی دارم.
به شدت تشنه نوشتن و تعریف کردنم.
دنبال فرصتی می گردم که سر حوصله بنویسم.
 
پ.ن: پست را نوشتم و رفتم یک دل سیر گریه کردم:)
دیشب که به علی گفتم بعد از خواندن پستت گریه کردم می گفت شما دخترها چرا اینجوری هستید؟:) حالا بیاید ببیند امشب هم گریه کردم فکر کنم حسابی به من بخندد:)) اینطوری است دیگر! ما دخترها خوشحال شویم گریه می کنیم، ناراحت شویم گریه می کنیم، ندانیم چه مرگمان است هم گریه می کنی
نمی دونم چرا جدیدا هر کی بهم پیام می ده ناراحت می شه !
امشب برای دومین بار یه مکالمه نصفه رها شد و آخرین پیام از طرف من بود. امشب آقای عین و اون شب راضیه
(اصلاحیه : نه بابا مگه میشه آقای عین ناراحت بشه از من!! یکی از آرزوهامه ازم ناراحت شه:)) 
 
+ تو که مثل گل می مونی و اگه مهرمو ازت بردارم حالت خراب میشه چرا با من چون می کنی؟ چرا؟ نباش مثل بقیه 
ولی من بازم بهت فرصت می دم. زیادی ریشه کردی توی خاک
(برای گل مریم)
 
+ امسال یه حس متفاوتی داشتم به اعلام نتیج
من همیشه به همه میگم میگذره تموم میشه
همون آدما هم به من میگن میگذره تموم میشه
در حالی که نمیدونیم تموم میشه
چند روز پیش که میثم سر جریانات اخیر گفت اعصابم خورده
و بهش گفتم نباشه چون کاری از دستت بر نمیاد و 
تموم میشه میدونستم تموم میشه؟؟نه
در واقع فکر میکنم هیچ وقت هیچی تموم نمیشه
امشب  خودمو رو تختم پشت این پرده حبس کردم
و حوصله بچه ها  اتاق رو نداشتم با اینکه میگفتند میخندیدن
و موقعیت دیگه باشه من کلا وسطشونم 
هیچی هم نمیتونه ارومم کنه
ا
عصبانی ام 
خیلی زیاد این قدر عصبانی ام که اگر ننویسم سرم منفجر می شه .
گرچه که الان هم اینقدر عصبانی ام که سرم داره از درد می ترکه
امروز مامانم قرار گذاشت بریم دیدن کربلایی ، نمی دونم این مامان من وقتی میخواد کاری بکنه راحتی همه رو در نظر می گیره به جز ما برای اینکه صاحب خونه گفته تو این هفته بیاین که من دیگه اذیت نشم خونه رو مرتب کنم مامانم نکرده، برنامه رو کنسل کنه و ما هفت رفتیم خونشون که دیگه ۸ به جلسه ی روضه برسیم .
اما یهو دیدم بابا بی خ
مولانا!امشب از گیسوان خاک گرفته ام تار مویی جدا کرده ام و رشته ای از قلبم به نام اعظمت رسانده امباید قلبم را بگیرم در دستکه مبادا گرد و غبار غفلتم تار مو را چرکین کندباید قامتم را برسانم ب نورتتا فاصله، سایه بر حیاتِ بی ارزشم نیاندازدباید زبانم را بی وقفه به نام مباکت متبرک کنمتا جویبار کلامم از چشمه ی زلال وجودت منفصل نگرددباید نامت را چون کتیبه ای از پلک هایم بیاویزمتا جهانم را جز نامِ تو نبینممولانا!ای قرصِ قمرِ نقره پاشِ بنی هاشمتمام عم
امشب یاد اون صحنه ای افتادم که اردلان با چشمای خونِ خیس ولو شده بود و چیز زیادی تنش نبود. سیگار میکشید و روی پای خودش خاموششون میکرد. چهره‌اش حس خاصی نداشت. نه، حتی درد اینم باعث نمیشد درد بزرگتر درونش برای یه لحظه ساکت بشه. والرین این وسط زنگ زده بود و اولش خوب بود. اردلان با محبت عمیقی که بهش داشت جوابشو میداد. مثل همیشه. بعد والرین یهو تلخ شد و حرفای تندی زد. اردلان به روی خودش نیاورد.‌ چیزی نگفت. گذاشت بگه. تموم که شد چشماش رو‌ بست. جایی نداش
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
سلام الحمدلله امروز اولین روضمون برگزار شد . من بودم و صابخونه و دختر و عروسش و سه تا از دوستان و مادر روضه خون . روضه خون از امام زمان عج خوندن و درمورد نماز سخنرانی کردن . تو روضه سیب قرمز کوچیک دادیم . خیلی بوی خوبی میداد 
امشب به پیشنهاد شوهر یکی از دوستان رفتیم روضه تو یکی از محله های پایین شهر . خیلی قشنگ بود . پشت بوم رو سیاهی زده بودن و سقف زده بودن . مداح یه پیر مرد سید بود که مداحی های قدیمی میخوند خیلی فضای فازی داشت . 
 
امشب رفتیم بعد روض
کاش یه نفر بود که میتونستم کنارش به آرامش برسم
یه نفر که سر بذارم روی شونش و هرچه میخواهد دل تنگم، بگم
نمیدونم
کاش یه خواهر داشتم
شاید میتونست این یه نفره بخصوص باشه
امشب اسمشو توی خلوتم صدا زدم
بعده این همه مدت که فقط توی دلم صداش میکردم
امشب توی خلوتم، اسمشو به زبون آوردم
هنوزم اسمش زیباست
زیبا و بی‌تکرار
دلم تنگ شده لعنتی
شاید این خصلت پاییزه
پاییز که میرسه، دلم پر میکشه واسه کسی که دیگه نیست
حرف میزنم باکسی که دیگه نیست
میخندم با جای خال
بعد از یک هفته، دوباره کنار پنجره اتاق و منظره تکراری اش نشستم و کل روز کار کردم.
هم اتاق تکراری بود و هم منظره محوطه خوابگاه و هم افرادی که برای خریدن تخم مرغ از خوابگاه خارج می‌شدند.
فردا باز یک هفته جدید شروع می‌شود و باز هر شبش باید از شدت کلافگی سرم را محکم فرو ببرم توی بالش و به خدیجه فکر کنم که خوابم ببرد.
امشب هم باید به او فکر کنم. امشب نوبت این رسیده که ببرمش پارک و برایش بادکنک بخرم و دوچرخه سواری یادش بدهم. دیشب موقعی که داشتم روی دست
اسم مهدی شادمانی رو نشنید بودم تا روزی که توی پیجم دیدم دوستانش نوشتن در ابتدای محرم شادمانی‌مان تمام شد پیج مادرلی‌دیز، پیج نفیسه مرشدزاده و دوستانش همگی از این مینوشتند که ارادتمندیش به حضرت حسین (علیه السلام) زبانزد بود و الان هم پیش از آغاز محرم پر کشید و رفت پیش اربابش امشب شب هشتم محرم ه؛ شبِ حضرت علی‌اکبر. در مراسم مهدقرآن هم روضه، روضه‌ی علی‌اکبر بود و داستانی از مهدی شادمانی که امشب خوندم در کتاب کآشوب و ارادتش به حضرت علی
اسم مهدی شادمانی رو نشنید بودم تا روزی که توی پیجم دیدم دوستانش نوشتن در ابتدای محرم شادمانی‌مان تمام شد پیج مادرلی‌دیز، پیج نفیسه مرشدزاده و دوستانش همگی از این مینوشتند که ارادتمندیش به حضرت حسین (علیه السلام) زبانزد بود و الان هم پیش از آغاز محرم پر کشید و رفت پیش اربابش امشب شب هشتم محرم ه؛ شبِ حضرت علی‌اکبر. در مراسم مهدقرآن هم روضه، روضه‌ی علی‌اکبر بود و داستانی از مهدی شادمانی که امشب خوندم در کتاب کآشوب و ارادتش به حضرت علی
تو اونقدر خداي خوبی هستی، که دلم میخواد مدام بغلم کنی،میدونی خدا بغل تو با تموم بغل های دنیا فرق میکنه، تو آرومم میکنی و ته قلبم، درست همون قسمتی که مدام احساس تنهایی میکنه رو پرش میکنی، تو نمیزاری نبات تنها بشه، میون همه ی آدما، تو تنها پناه امنی هستی که هر وقت دوست داشته باشم میتونم صدات کنم و تو با آغوش باز پذیرای تمام اشک ها و دردام بشی، تو چه خداي صبوری هستی، چقدر بی اندازه مهربونی، خدايا دلم میخواد به اندازه تمام سال هایی که ندیدمت، بغل
امشب پرونده یک سال اعمالمون رو دست امام زمانمون دادن، خدايا برات کربلا رو نصیب همه آرزومندان کن، خدايا امیدوارم به کرمت که از گناهانم گذشته باشی، خدايا  من روسیاه هر سال با کوله باری از گناه میام به درگاهت، خدايا بگذر از گناهان منه ناسپاس. خدايا کرمت را شکر، خدايا داده هات رو شکر، خدايا نداده هات رو شکر. خداي مهربونم شکرت که تو قلبم محبت ائمه رو گذاشتی
دستام تو دست عشقمه دنیارو من دارمقدر خداي آسمون من تورو دوست دارم
با تو خوشبخت ترین عاشق ِ رو زمینمقسم به تو که تا ابد تویی عزیزترینم
با تو خوشبخت ترین عاشق ِ رو زمینمامشب تو اوج ِ آسمون کنار ماه میشینم
نازنین چت ام به تنت چه قشنگه این لباسمن و تو مال همیم دنیا مال ما دوتاسبده دستاتو به من ماه نقره کوب منبا تو جاودانه میشه لحظه های خوب من
چشم حسودا کور بشه چه انتخابی کردمامشب یه تیکه ماه شدی دور چشات بگردمواژه به واژه خط به خط من به تو فکر میکر
یه کلیپ دیدم از یه خانوم دهه شصتی که متولد شصت و چهار بودهفت تا بچه داشتیه تو راهی هم داشت.
تازه یه دوقلو هم براش نمونده بودن و از دست داده بودشون.
دروغ چرا،بهش حسودیم شدخیلی زیاد.
چه زندگی های بی ثمری داریم.یه بچه و دو بچه خیلی کمه
دلم برای خودم سوخت.منی که هنوز شرایطم جور نشده که بچه ی دوم بیارم
امشب از خدا دوتا بچه ی دیگه خواستم.
نمی دونم مصلحتش چیه ولی من وظیفه م خواستن از خدايی ِ که همه چی دست اونه.
ان شاء الله که مصلحتش توی
فردا مجبورم کمی دروغ بهم ببافم .
امیدوارم اولین . آخرین دروغ های امسالم باشه :(
فردا رو مجبورم اگر نگم برای همیشه توبیخ میشم و یکی از نگران کننده ترین وضعیت رو دارم 
دلم به حال خودم میسوزه . 
درستش میکنم 
همه چیو درستش میکنم انقدر میزون که یه روز میام و میگم تونستم
اره منم تونستم همه چیو درست کنم . 
بالاخره تونستم .
همه چیو برمیگردونم سرجاش . همه چیو . 
به خودم همین الان و همینجا قول میدم .
خودمو میشم . اما نمیزارم خراب بشه .
درست
اومدم بگم لعنت.لعنت به دردی که هر ماه، تا زیر سرم و آمپول نرم دست از سرم بر نمیداره.
اما وقتی دنبال تیتر می گشتم این بیت رو دیدم.ولی جناب شهریار قبول کن سخته نگم.
حداقل اینجا میشه روحمو تخلیه کنم از این همه تشویش و خستگی.
امشب وقتی درد امونمو برید فقط میگفتم کاش هیچوقت از مادر زاده نمی شدم.
اولین باری بود که از شدت درد واسه خودم آرزوی مرگ می کردم:(
+ امشب به همسرم میگم فکر کنم تو این یه سال بیشتر از پرستارا اینجا بودم:))
+ نگران آینده ام. نکنه تهش
مامانم گفتن آب ودون، قمری بی زبون دادی؟؟
اخ اخ اخ یادم رفته بودآمدم اتاق خواب دیدم پنجره بازِ و.مرغ از قفس پریده ببخشید قمری!
حالا همدم من رفته و باز من موندم و گلدون  های اشک(چرا اشک بماند!)
باید یک فکر به حال دل بی طاقتم بکنمحالا قمری امشب نیست که تا صبح باهاش حرف بزنم.خب مادره دیگه چه توقعی داری بشینه کنار شوفاژ گرم شه و اون بیرون با این هوا داخل لونه بی مادر چند تا جوجه دل نگران؟!!!
خب باز تنها شدم این چند شب قمری با بال زخمی مهمون اتاق
اتصال اینترنت که از دو شب پیش و در سطح اینترنت ادارات ، اینترنت شرکت هو و دانشگاه آغاز شده بود  شب گذشته به اینترنت خانگی در ۱۰ استان رسد
مردم استان‌های ایلام، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، یزد، همدان، اردبیل، سمنان، زنجان، گلستان و چهارمحال و بختیاری به اینترنت جهانی وصل شدند.طی اخبار رسیده از سوی وزارت ارتباطات، بسیاری از استان‌ها نیز تا امشب به اینترنت متصل می‌شوند و این فرآیند ادامه خواهد داشت. این منابع خبری از آغاز اتصال اینترنت همر
در حالی که مردم سعی می کنن جشن عروسی رو تو یه شب خلاصه کنناما عمه خانم بنده پنج شبه که ما رو اسیر خودش کرده :).هشتصد نفر امشب شب حنابندون دعوت بودیم و خلاصه که خیلی خسته ایمعمه ام قبل عروسی بهم گوشزد کرده که به جبران عروسی دخترش که نرفتم باید این چند شب رو حسابی بترم!من :/ هععییی
امشب یکی از  طبق های لباس و رخت عروس رو من حمل کردمچقد دنگ و فنگ داره این عروسینکات خانم و آقای فیلم بردار که هیچی دیگه!
دیشب هم تا سه نصف شب میوه آرایی کردم و برن
به گزارش اسپورت تی وی ارنستو والورده که با بازگشت لیونل مسی، لوییز سوارز و عثمان دمبله از مصدومیت با خیالی آسوده تیمش را روانه بازی امشب کرده بود حالا با یک مشکل جدید روبه رو شده است.
جوردی آلبا، مدافع چپ آبی اناری ها، در جریان بازی امشب تیمش در مقابل دورتموند دچار مصدومیت شد تا بدشانسی های والورده و تیمش ادامه دار باشد.  مصدومیتی که والورده را وادار کرد سرخی روبرتو را در دقیقه 40 جایگزین آلبا کند. آلبا قصد انجام یک ارسال را داشت که دچار کشیدگ
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی تَحَبَّبَ إلَیَّ وَ هُوَ غَنِیٌّ عَنِّی 
و سپاس خداي را که با من دوستی ورزید، درحالی که از من بی نیاز است
میشه خدا یه امشب رو بیخیال رگ گردن بشی و مثله دوست بغلم کنی یه دل سیر گریه دارم.
یا ربِّ.انَّ لَنا فیکَ اَملاً طَویلاً کَثیراً
خدايا.
ما روی تو خیلی حساب کردیم
از سرگیری پخش سریال تلوزیونی زیرهمکف از امشب
 
سریال طنز زیرهمکف امشب ۲۰ دی ۱۳۹۸ پخش خواهد شد
همزمان با اعلام عزای عمومی توسط رهبری پخش این مجموعه تلوزیونی پایان یافت با این وجود قرار است قسمت های جدید آن روی وبگاه قرار داده شود
 
مجموعه ی زیرهمکف کاری از گروه فیلم و سریال شبکه یک سیماست که در ۲۳ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تولید شده است و از جمعه تا چهارشنبه هر شب پس از بخش خبری ساعت ۲۱ از این شبکه پخش می‌شود.
 
در داستان این اثر آمده است که: زندگی
از سرگیری پخش سریال تلوزیونی زیرهمکف از امشب
 
سریال طنز زیرهمکف امشب ۲۰ دی ۱۳۹۸ پخش خواهد شد
همزمان با اعلام عزای عمومی توسط رهبری پخش این مجموعه تلوزیونی پایان یافت با این وجود قرار است قسمت های جدید آن روی وبگاه قرار داده شود
 
مجموعه ی زیرهمکف کاری از گروه فیلم و سریال شبکه یک سیماست که در ۲۳ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تولید شده است و از جمعه تا چهارشنبه هر شب پس از بخش خبری ساعت ۲۱ از این شبکه پخش می‌شود.
 
در داستان این اثر آمده است که: زندگی
شب گذشته اتصال اینترنت خانگی در ۱۰ استان انجام شد و تقریبا یک سوم کشور به فضای اینترنت بین‌المللی برگشتند.باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: اتصال اینترنت که از دو شب و در سطح اینترنت ادارات، شرکت‌ها و دانشگاه آغاز شده بود، شب گذشته به اینترنت خانگی در ۱۰ استان رسید.
مردم استان‌های ایلام، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، یزد، همدان، اردبیل، سمنان، زنجان، گلستان و چهارمحال و بختیاری به اینترنت جهانی وصل شدند.
طی اخبار رسیده از سوی وزارت ارتباطات، ب
یک به یک
خانه ها می افتند در سیل
زنی
گل های امیدش را می دوزد به گوشه  روسری اش
دستانش رو به به آسمان
و می درخشند چشمانش هنوز،
از عشق شب پیشین!
اگر چه سیل
عطر گیسوانش را می برد با خود
اما مانده کمی در بازوانش امید
درشب تنهایی
باد زوزه می کشد مرگ را
درختان
یکی یکی می افتند در سیلاب
امشب
تمامی آرزوهای زنی 
می رود به سوی ابرهای سیاه!
امشب،
یک به یک
خانه ها می افتند در سیل
و زنی با تمامی گل های روسری اش
دیگر فردا را نخواهد دید.
جمعه ۱۶ فروردین ۹۸
بسم الله
 
امشب مستند "نان گزیده ها" راجع به کارگران هپکو رو دیدم و بغض کردم.اولش بغضم به خاطر روزهای خوبِ از دسته رفته ی این خاک به خاطر ی های ناتموم این آدم ها بود.ولی بعدش بغضم به خاطر ناتوانی خودم بود.که انگار هیچ کاری از دستم برنمیاد و فردا صبح همه ی این ها از یادم میره.از یادم میره و انگار اصلا وجود نداشته.میرم گم میشم تو زندگیِ پر از هوس و لذتِ خودم.انگار نه انگار که کلی آدم همین امشب شب رو با عذاب گذروندن و من هیچ کاری براشون نکردم.یه جا
از ساعت ۲۲:۳۰ امشب دو تیم بارسلونا و رئال مادرید رو در روی هم قرار می‌گیرند…
 لوئیس انریکه امشب در ورزشگاه حضور پیدا می‌کند.ارنستو والورده در تمرین روز گذشته از این ترکیب استفاده کرده است: ترشتگن – آلبا – پیکه – لنگلت – روبرتو – بوسکتس – دیانگ – راکیتیچ – مسی – سوارز – گریزمان
ترکیب احتمالی رئال مادرید در ال‌کلاسیکو از نگاه آ.اس: کورتوا، کارواخال، واران، راموس، مندی، مودریچ، کاسمیرو، والورده، کروس، بنزما و بیل
ساعت بیست دقیقه به پنجه؛میخواستم فردا با خودم اتمام حجت کنم و از خودم بپرسم میخوای یا نه؛ مجبور نیستی بخوای ولی اگه میخوای مجبوری! دیگه به فردا پس از بیداری نکشید پروسه ی امشب خودش ثابت کرد که میخوام پس مجبورم
شیشه ی ارزوهامو باز کردم دوتا ارزو کم بود اونا رو هم اضافه کردم و بهشون نگاه کردم
شیشه به دست در 26 سالگی و ارزوهایی که شاید در یک نقطه ی دیگه ی کره ی زمین هیچ معنی ای نداره و در یه نقطه ی دیگه ی زمین همین اندک دهشته هلی من دز شیشه ی ارزوها
دیروز داداشم پیام داد که ما شام میایم خونتون.
منم جواب دادم آخ جوون، بعد سه شب بالاخره شام می خورم.
عصری دوباره اس ام اس داد که نمیایم ولی برات شام میارم.
امشب هم اومدن خونمون و کلی غذا درست کردن.
این طوری شد که دیگه من شام دارم.
 
مامان بابام زنگ زدن و گفتن که امشب رفتن سامری.
یاد سفر سال ۹۵ مون افتادم، یک شب و دو روز حرم سامری موندیم و مهمون حضرت صاحب بودیم.
اون موقع با خدا عهد کردم که یک دختر صالح و نیک سیرت بهم بده و اسمشو بذارم نرگس.
از اون جا ش
آسمونم دلش غصه داره.
حق داره هر چی امشب بباره.!

امشب با داداش کوچیکه که ۶ سال ازم بزرگتره!!!.بحثم شد!
بحث ی .و باورم نمیشه که داشتم بلند بلند داد میزدم که مغلطه نکن برادر من.!!!!!
و کی باورش میشه فاطمه ساکت و صبور که سرش یا تو رمانه یا تو گوشی .اینطوری صداشو بندازه رو سرش و بعد خودش با پررویی بگه :کسی که تو بحث و استدلالاش ،منطق کم میاره ،تن صداش رو بیشتر میکنه.!!!
و بابا همینطوری نگام میکرد
شاید به نظر بحث خوبی میومد.ولی من بار اول و آخر
حسین جان!  در این دهه توفیق نداشتم از تو بنویسم.
هرچند قصد و نیتش را داشتم امّا من روسیاه‌تر از آن بودم که توفیق از تو نوشتن را پیدا کنم!
امّا آقا جان در این شب عاشورا ما را بخر؛ اشک چشم به ما بده، شور و شعور حسینی به ما بده، تا بتوانیم امشب خوب عزاداری کنیم.
 
 
در عاشورا به خاطر مصائب، قلب نازنین امام زمان ارواحنافداه در فشار است.
صدقه برای سلامتی ایشان فراموش نشود.
التماس دعا
حسین جان!  در این دهه توفیق نداشتم از تو بنویسم.
هرچند قصد و نیتش را داشتم امّا من روسیاه‌تر از آن بودم که توفیق از تو نوشتن را پیدا کنم!
امّا آقا جان در این شب عاشورا ما را بخر؛ اشک چشم به ما بده، شور و شعور حسینی به ما بده، تا بتوانیم امشب خوب عزاداری کنیم.
 
 
در عاشورا به خاطر مصائب، قلب نازنین امام زمان ارواحنافداه در فشار است.
صدقه برای سلامتی ایشان فراموش نشود.
التماس دعا
امشب بالاخره بعد از چند روز پر کار وقت شد بیام و بنویسم، خداروشکر اولین شب روضه به خوبی تموم شد هر چند سخنران بدقولی کرد و نیومد، البته  اومد ولی سر یه موضوعی قهر کرد و رفت مثل بچه ها!!! ولی همه چی خوب بود.
چند روزه همش درگیر کارای روضه ایم و اصلا وقت نمیشد به کارای خودم برسم ولی امشب دیگه حتما باید ادامه ی کتاب زوربای یونانیو بخونم.
امشب خیلی حس خوبی دارم برعکس دیشب که اصلا حوصله ی هیچ کاریو نداشتم" دیشب به این فکر کردم دلیل ناآرومیم چیه هرچند م
دانلود آهنگ جدید دیر کردی از حمید هیراد با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
دیر کردی ببین از زندگی جا ماندم دیر کردی زمین خوردم و تنها ماندمدیر کردی حسرتت هر لحظه بر بادم داد دیر آمد در برم تا گفتم ای داد ای دادمن میرم امشب تازه میفهمی دلت گیره من میرم امشب خنده هام از خاطرت میرهمن میرم امشب تازه میفهمی دلت گیره من میرم امشب فکر تو آروم نمیگیره
Hamid Hiraad – Dir Kardi
دانلود آهنگ حمید هیراد به نام دیر کردی با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ دیر کردی –
ما امشب یعنی پنجشنبه مراسم شب یلدا رو گرفتیم با عمه ها و عموم و خیلی خوش گذشت. میدونید خانواده ی من یعنی من مامانم بابام و خواهرم مراسما رو معمولا مثل بقیه جشن نمیگیریم مثلا همین یلدا رو اکثر اوقات حدود ۹۹ درصدشو تو خونه ایم هر کس جدا:/ ولی خب پارسال مامانم میخواست کمی تنوع بده مثلا آجیل و خریده بود که مثلا بشینیم باهم بخوریم !! یه باز هم خالم گفت شب یلدا بیاید خونمون که خاله داییا همه جمع شدیم اما چون متاسفانه تنها خاله ی با ذوقم کمی از نظر مال
امشب مث هزار شب دیگه ای که با بابام دعوام میشد ، دعوام شد
بازم سر هیچی
هیچی هیچی. فک کنم سر اینکه بهم گفت گوشیتو بذار کنار ، یا شایدم چیزی مسخره تر از این
بابام هر چی دلش خواست گفت منم هر چی دلم خواست جواب دادم ! یکی یکی خرج هایی که
واسم کرده بود آورد جلو چشمم ! گفت اگه پول شهریه واسه تو نمیدادم الان ماشینمو عوض کرده
بودم ، در صورتی که همه شهریه منو مامانم با بدبختی داده . من نمیدونم دقیقا از کدوم خرج حرف
میزد ، حتی لباس تن منم مامانم میخره، اون ف
یک برنامه 40 دقیقه ای شبکه 3 حدود ساعت 18
سری جدیدش از امشب شروع شده موضوغ امشب رودربایستی بود 
 این برنامه بصورت دوربین مخفی تهیه شده
 با اجرای آقایان درخشان عضد و عبدی . لوس و بی مزه نیست و عکس العمل مردم دیدنیه و تقریبا ایده های جدید و خوبی دارند .
 
 
مخفیلم را در آپارات دنبال کنید.
ارسال کننده: افکار شب مانده
 
 
دانلود آهنگ گرشا رضایی مو مشکی
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * مو مشکی * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , گرشا رضایی باشید.
دانلود آهنگ گرشا رضایی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Garsha Rezaei called Moo Meshki With online playback , text and the best quality in mediac
متن ترانه گرشا رضایی به نام مو مشکی
عشق یعنی روز های طلایی یه شب خوب دوتایی .من کنارت بیقرارم بیقرارم عشق خودتی با موی مشکی .نگم از تو خود عشقی من کنارت ب
اولا که پالتو ستاره ای رو خریدم! و خوشحالم از این بابت. دوما که امشب خاقانی بودیم و از اون کالباسای خیلی خوشمزه خریدیم. البته هنوز نخثردیم منتظرم مامان و ستاره نمازشونو بخونن که بخوریم. من خوندم نمازمو :) سوما که یه پالتو خز جیگری دیدم و عاشقش شدم اما چون این پالتو ستاره ای رو ۸۰۰ گرفتم تازه بدون آف ۸۹۰ بود؛ گفتم دیگه امسال پالتو نمیخرم. البته ببینیم خدا چی میخواد :) دیگه اینکه یه سوییشرت خز پلنگی نسبتا بلند هم بد نیست واسه بیرونا. شاید سال دیگه
سلام
امشب بدن دردی دارم . دو ساعت از حذف اینستام میگذره 
بنا به چند دلیل حذفش کردم .‌‌‌‌‌خیلی وقت میبرد . اصلا دیگه کتاب الکترونیکی نمی خوندم . مدام در حال چک کردنش بودم ، در نتیجه وقتی برای تفکر و برنامه ریزی برای خودم نمیذاشتم . کارام مونده . هی یادم می‌ره انجامش بدم . معتاد شدم . البته دلیل اصلی اش اینه که ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / باید برون کشید از این ورطه رخت خویش» 
پ.ن ۱ : خدا بهم ثبات قدم بده . چون نمی تونستم مسأله رو حل کنم ، صو
امشب چو حق زنده می داده به خیراتیمست است و خراباتی این روح سماواتی از مغرب پیمانه جان را خبری آمدآن عالم ناپیدا دیدیم به اصواتی دیدیم همه حلقه در بند و به تاراجندگفتم که چه باشد این، صد کیش و دو صد ماتی بگذشت سویم پنهان، گفتم به کجا ای جانپاسخ بده آنم را بنشین تو به ساعاتی بنگر همه در خوابند، بی آینه می‌تابندخواهند تو بت باشی گردند به طاعاتی گفتا علف هرزند، یک سایه نمی‌ارزندامّا دم حق باشد این سایه‌ی سقراطی گفتم همه اسرارت بفروخته‌اند
دانلود آهنگ جدید عشق خودتی با موی مشکی گرشا رضایی
Download New Music Garsha Rezaei Eshgh Khodeti ba Moye Meshki
عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی
من کنارت بی قرارم بیقرارم
 
~♫~ عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
عشق خودتی با موی مشکی نگم از تو خود عشقی ~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
ای وای از تو دلشو ندارم بری من مگه میزارم بری امشب ~♫~
ای وای از تو منو تو کجا میبری کاشکی تو نزاری بری ~♫~
امشب دستای تو مثل رقص یک پرندس~♫~میخندی
دانلود آهنگ جدید عشق خودتی با موی مشکی گرشا رضایی
Download New Music Garsha Rezaei Eshgh Khodeti ba Moye Meshki
عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی
من کنارت بی قرارم بیقرارم
 
~♫~ عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
عشق خودتی با موی مشکی نگم از تو خود عشقی ~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
ای وای از تو دلشو ندارم بری من مگه میزارم بری امشب ~♫~
ای وای از تو منو تو کجا میبری کاشکی تو نزاری بری ~♫~
امشب دستای تو مثل رقص یک پرندس~♫~میخندی
دانلود آهنگ جدید عشق خودتی با موی مشکی گرشا رضایی
Download New Music Garsha Rezaei Eshgh Khodeti ba Moye Meshki
عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی
من کنارت بی قرارم بیقرارم
 
~♫~ عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
عشق خودتی با موی مشکی نگم از تو خود عشقی ~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
ای وای از تو دلشو ندارم بری من مگه میزارم بری امشب ~♫~
ای وای از تو منو تو کجا میبری کاشکی تو نزاری بری ~♫~
امشب دستای تو مثل رقص یک پرندس~♫~میخندی
دانلود آهنگ جدید عشق خودتی با موی مشکی گرشا رضایی
Download New Music Garsha Rezaei Eshgh Khodeti ba Moye Meshki
عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی
من کنارت بی قرارم بیقرارم
 
~♫~ عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
عشق خودتی با موی مشکی نگم از تو خود عشقی ~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
ای وای از تو دلشو ندارم بری من مگه میزارم بری امشب ~♫~
ای وای از تو منو تو کجا میبری کاشکی تو نزاری بری ~♫~
امشب دستای تو مثل رقص یک پرندس~♫~میخندی
دانلود آهنگ جدید عشق خودتی با موی مشکی گرشا رضایی
Download New Music Garsha Rezaei Eshgh Khodeti ba Moye Meshki
عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی
من کنارت بی قرارم بیقرارم
 
~♫~ عشق یعنی روزای طلایی یه شب خوبه دوتایی~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
عشق خودتی با موی مشکی نگم از تو خود عشقی ~♫~
من کنارت بی قرارم بیقرارم ~♫~
ای وای از تو دلشو ندارم بری من مگه میزارم بری امشب ~♫~
ای وای از تو منو تو کجا میبری کاشکی تو نزاری بری ~♫~
امشب دستای تو مثل رقص یک پرندس~♫~میخندی
امشب برایش پوره ی هویج و سیب زمینی درست کردم. کمی کره هم تویش ریختم تا شکمش بهتر کار کند‌. تصمیم گرفتم که پوره را با میکسر له له نکنم تا کم کم برای خوردن غذاهای جامد آماده شود‌. سیب زمینی و هویج را با پشت قاشق له کردم و با احتیاط با نوک قاشق چایخوری توی دهانش گذاشتم. تمام مدت نگاهم به چهره اش بود. اولش یک اداهایی در می آورد. به نظرم بخاطر این بود که بلد نبود غذای نیمه‌ جامد را قورت بدهد. چند باری هم عق زد. اما کم کم انگاری بلد شد. به اندازه ی دو قاش
بعضی شبها (و امشب هم) میم و مِهر زودتر میخوابن و من می مونم و ماه ِ کوچیک.دراز میکشیم و میخوابه تو بغلم و خودش رو بهم میچسبونه و حرف میزنیم.اصلا این بچه خود ِخود ِ بچگی های منه.من تا شیش سالگی خیلی به مامانم وابسته بودم و خوب یادمه که چطور بغلش و عطر تنش آرومم میکرد.الان دقیقا اون جای منه و من جای مامانم.یکم که نفس کشید تو بغلم سرشو میاره بالا و شروع میکنه به پرسیدن سوالات عجیب و غریب و گاهی خنده دار.امشب دست میکشه رو صورتم و میگه چقدر نرمالویی تو!
به نام او.
فردا برای بار هزارم برمیگردم تهران و امشب باز انگار اخرین شبی عه که تو خونم!
با اینکه تا دیروز هم دلم میخواست برم تهران؛حالا انگار دلم میخواد ساعت ها دیرتر بگذرن زمان کش بیاد تا میتونه.
مامان که غصه میخوره دلم میریزه.یا حتی بابا وقتی هی تکرار میکنه که داری میری دیگه هاا.
دلم میگیره از نبودن خودم!
زندگی نامرد ترین چیزه
یه چیزیو بهت میده و بهش عادت میکنی و مجبوری واسه بهتر شدنش ازش دور بشی و سختی بکشی و.
فردا این ساعت ها تنهام.
هم
شاید فکر کنید این پست از قبل روی حالت انتشار در اینده قرار گرفته و ساعت سه شب منتشر شده! اما در حقیقت من بیدارم و خیلی خسته و بهم ریخته و کسل،پلک چشم راستم میپره و هردو چشمم میسوزه کمرم درد میکنه و دلم میخواد جوری خودمو تو پتو بپیچم که اگر کسی از بیرون اومد فکر کنه ی جانور بی مهره که تازه خلق شده اون زیر خوابیده.
من خیلی ادم سمجی هستم،این چیزی نیست که همیشه صدق کنه اما گاهی وقتا  این خصوصیت رو در خودم میبینم.مثلا همین امشب که رو به مرگم از خستگی
بخاطر عملکرد خوبم در ماه گذشته،
یک دستگاه بابلیس مخروطی به خودم هدیه دادم از دیجی کالا سفارش دادم امشب به دستم رسید:) 
 
من موهام به شدت صافه! یعنی انقدر که وقتای عروسی و مهمونی و . با هزار مدل تافت و کرم و اسپری و اگه یکم حالت بگیره! 
امشب بابلیسم که رسید گفتم دیگه میتونم یه مدل موی خوشگل و حالت دار به موهام بدم از این ی دربیارم! 
 
عاقا اینو نگفتم؟؟؟ 
 
بالای 7 بار موهامو بابلیس کشیدم ، کرم مو زدم، تافت زدم . شما بگو اگه دو دیقه به اون حالت
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب