نتایج پست ها برای عبارت :

من به تو هَستیمو میدم

امروز اینجا تو این ساعت
من قول ميدم که دیگه به اون اتفاق لعنتی و اتفاقای بد زندگیم فکرنکنم
قول ميدم حتی یه بارم دیگ درموردشون با هیچکس حرف نزنم
 
قول ميدم برای آیندم از جون ودل تلاش کنم وبقیه آدما برام الویت  برتری نداشته باشن
قول ميدم خودمو درگیر هیچ رابطه ای نکنم تا وقتی که انسان پیدا نکردم.
قول ميدم فضای مجازیو به حداقل برسونم.
قوووووووووووووووول
خدایا تو شاهد باش وکمکم کن
امروز که کله سحر پاشدم و کلی برنامه ریختم ح پیام داد و رسد به اعصابم. این آدم واسه من تموم شدست، دیگه باهاش نخواهم بود ولی چرا همچنان دارم بهش جواب ميدم و پیام ميدم و اعصاب خودم رو خورد می‌کنم؟
تو روحش، می‌دونه چجوری باریک بده، می‌دونه چیجور من رو تو مشتش نگه‌داری. ولی بسه. دیگه بسه. من که می‌دونم چرا وا ميدم باز؟ هیچی بزرگ هیچی در انتظارت نیست. هیشکی هیچ‌جا برات نرسیده.
دانلود آهنگ علی لهراسبی قول ميدم
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * قول ميدم * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , علی لهراسبی باشید.
 
دانلود آهنگ علی لهراسبی به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Ali Lohrasbi called Ghol Midam With online playback , text and the best quality in mediac
 
متن ترانه علی لهراسبی به نام قول ميدم
من که گفتم جدی میمیرممنو شوخی نگیررفتی عاشق کردی شهروبا چشای بی نظیرگفته بودم این جنونو دیگه از من پس بگیر
علی لهراسبی قول ميدم
Download Mp3 Song Ali Lohrasbi–Ghol Midam + Lyrics
متن آهنگ علی لهراسبی قول ميدم
من که گفتم جدی میمیرم
منو شوخی نگیر
رفتی عاشق کردی شهرو
با چشای بی نظیر
گفته بودم این جنونو دیگه از من پس بگیر نه پس نگیر
تو همیشه عین لبخندای توی عکستی حرف زدن یادم میره وقتی تو انقدر ساکتی
من دلم میخواد بیای اما تو هر جوری راحتی
من قول ميدم یا میرسم به تو یا میمیرم دو روزه بعد تو
مریض نیستم دیوونتم فقط قول ميدم چیزی نخوام ازت
من قول ميدم چیزی عوض نشه قول ميدم حال
به تازگی آهنگ علی لهراسبی به نام قول ميدم منتشر شده است که در ادامه می توانید با بهترین کیفیت آن را دانلود کنید.
 
دانلود آهنگ علی لهراسبی - قول ميدم با کیفیت 320
دانلود آهنگ علی لهراسبی - قول ميدم با کیفیت 128
 
متن آهنگ علی لهراسبی به نام قول ميدم:
من که گفتم جدی میمیرممنو شوخی نگیررفتی عاشق کردی شهروبا چشای بی نظیرگفته بودم این جنونو دیگه از من پس بگیر نه پس نگیرتو همیشه عین لبخندای توی عکستی حرف زدن یادم میره وقتی تو انقدر ساکتیمن دلم میخواد ب
دوماه بد سپری کردم، قرار نبود اینطور بشه ولی شد، مهم اینه پاشم دوباره خودم رو پیدا کنم. زندگی هنوز قشنگیاش رو داره. 
  اجازه نميدم کسی منو ناراحت کنه
اجازه نميدم کسی کنترل من رو به دست بگیره 
اجازه نميدم افکار منفی منو از پا در بیاره
اجازه نميدم دنیا منو بازیچه خودش کنه
اجازه نميدم بقیه منو ابزار دست خودشون کنن تا به اهدافشون برسم
  پایان من این آدم ضعیف و بی اراده نیست.
پایان من رسیدن به تمام رویاهامه
ادامه ميدم با قدرت ادامه ميدم هزار بار هم
دلم واسه سالهایی که میگفتم اره، این کار رو میکنم و بعد میرفتم میکردم، تنگ شده. نه به کسی میگفتم نه استرسی داشتم و نه چیزی، چون میدونستم که اره میرم انجامش ميدم
الان چی؟ به عالم و ادم خبر ميدم اره تو فکر فلان و فلان و فلان کارم. انجامش ميدم؟ نه. به این فکر میکنم که به کلی ادم گفتم و هی داره جلوشون بد میشه. نه اینکه برام مهم باشه اونا الان چه فکری میکنن. بلکه واسه خودم ثابت میشه چقدر حرفام بی اعتبار شدن.
حالا اولین بخش برنامه، اواز خوندنه.
من صدای خ
آدما هیچوقت از تو توضیح نمیخوان! پس در هر شرایط و موقعیتی درست ترین کار رو انجام بده و طوری پرفکت (در حد خودت) عمل کن که جایی برای نگرانی در مورد  نظر دیگران نمونه. هیچوقت و هیچوقت به بهانه اینکه بعدا توضیح ميدم! یا اگه پرسیدن توضیح ميدم، ناقص عمل نکن و یا از ارزش‌های خودت دور نشو. تو هیچ زمینه‌ای.
یه جوریه که ترجیح ميدم برم شرکت تا اینکه همش خوابگاه بمونم حیف که نمیشه. من واقعا آدمِ بیکار نشستن نیستم
بى حال و حوصله م.
کلا روزاى خوبى نیست
فکر زیاد میتونه هزار سال پیرت کنه حتى اگه همه فکر کنن ١٧،١٨ سالته. گاهى ترجیح ميدم همون آدم کم سن و سالى باشم که بقیه فکر میکنن. شاید اینجورى کمتر بفهمم، حس کنم دغدغه هام ساده تر بشه. 
میخوام بیشتر توضیح بدم اما در توانم نیس
ماه اخره دختر قشنگ من
دختر قشنگم از ته دل ارزو میکنم زندگی تو عین من نشه.
عزیزِ جونم همه زندگیمو ميدم که تو خوشحال باشی
هر کاری می کنم که تو ارامش داشته باشی
بهت قول ميدم هیچ وقت نزارم دردایی که من کشیدم و زجرایی که بهم دادن سر تو هم بیارن.
دختر عزیز من هیشکی به اندازه مامان دوستت نداره باور کن. تو تنها دلیل زنده بودن منی.
داشتم فکر میکردم برخلاف چیزی که نشون ميدم و بنظر میاد چقدر عاشق تحسین شدن و تعریف شنیدن هستم. چقدر تعریف و توجه های کوچیک بهم انرژی میده. چقدر تر از سمت خونواده دریغ میشه ازم بقیه هم که؟ احتمالا چون بنظر میاد برام مهم نیست دریغ میکنن. 
علی ای حال نمیتونم تغییری تو رفتارم بدم و همینی که هست
+جلوی آینه بوس میفرستم برات. قول ميدم
یهو دلم از زمین و زمان گرفت . احساس دلتنگی همه وجودمو گرفت . خدایا به حق همین ساعت همه عزیزای ما رو حفظ کن . 
به حق همین ساعت همه رفتگان ما رو بیامرز . 
به حق همین ثانیه ها و لحظه ها ما رو از شر ادم های بد حفظ کن . 
خدایا اگر کسی بدخواه ما بود از ما دور کن 
خدایا به همه عزیزای ما سلامتی بده . دل خوش و شادی بده . 
قسمت ميدم به حق همین لحظه همه ی عزیزان ما به ارزو های خوبشون برسند . 
فردا،وقتی جواب ازمایشتو گرفتی،زنگ میزنی بهم میگی هیچی نبود لوس خانوم،ترسوبرو نذراتو ادا کن،بعد من هی همینجوری ک اشک تو چشام جم شده زنگ میزنم اس ميدم قط میکنم گریه میکنم و هی میگم مرسی که باز خدایی کردی برام،هی اس ميدم هورااااا یا چی؟میشه نه؟میشه که فردا اعصابم آروم شه و تمرکز کنم،اونوقت بیام و بنویسم،همه چیزو بنویسم.!
خب امروزم داره میگذره و من کارامو انجام ميدم. کتابم تموم شد و البته بازخوانی تهشو اول تنبلی کردم اما بعد خوندمش البته سریع. قبلا خونده بودمش و یاداوری شد برام. شاید نباید تند میخوندم اما حوصله ام نیومد. زبانم خوندم الانم دارم باقی کارامو انجام ميدم. با خودم شرط بستم هر روزی که کارامو انجام ميدم شبش به عنوان جایزه یه قسمت از سریالمو ببینم. فکر میکنی چه سریالیه؟ آنه. خیلی خوبه نمیتونی باور کنی با این که کتابشم خوندم ولی خب خیلی حال میکنم باهاش.
درک نمیکنم چرا از فایل صوتی گوش کردن بدم میاد ،خیلی بدم میاد! و یک استرسی هم بهم وارد میشه خصوصا اگه از طرف اون هایی باشه که چندان راحت نیستم باهاشون. ترجیح ميدم متن باشه تا فوری چشم بگردونم و ببینم چی گفته ولی وقتی ویس باشه انگار که از مواجه شدن میترسم.
شاید چون اعتماد به نفس ندارم و یا از تحقیر شدن گریزانم و تو ویس حس و بیان حرفهای طرف مقابل عمیق تر منتقل میشه، نمیدونم بهرحال که خیلی لفت ميدم گوش کردن به ویس هایی که برام رسیده رو. 
 
حال روحیم خیلی بهتره، امروز با ف خیلی خوش گذشت، کلی تاب بازی کردیم *_*
زندگی ادامه داره و من میدونم که مهم لذت بردنه، به خودم قول دادم با تموم وجودم از زندگی لذت ببرم، قول دادم که عشق بورزم و دوست بدارم، سر قولم هستم :)
من ترجیح ميدم یه دونده باشم و گاهی زمین بخورم و دوباره بلند شم زانوهای خاکیم رو پاک کنم و دوباره به دویدن ادامه بدم تا اینکه تنها یه تماشاگر باشم! 
یه خستگــی عجیبی دارم انگـاری کوه کندم ولی سامونش ميدم نمیذارم همچی همینجوری بمونه صد در صد !!
خستگیامو در میکنم آخرش به همین زودی زودم سامونش ميدم .
همین روزاس که دیگه وقت فکر کردن درمورد همه چیز رو ندارم اینجوری ذهن محدود با آدمای محدودتـــر !
آخر هفته هام پر ، سه روز در هفتمم پره پره !
یکم سخته دس به پس اندازم بزنم ولی چاره ای جز این نیست ، دلم نمیخواد برا چیزایی که ارزش نداره کم بیارم تو زندگی و به همین آسونی جا بزنم .
نمیخواستم برما ولی شد. ولی دلم هم میخواست که برم. به هر حال یک ماهه فعلا. من درسمو میخونم کارامو انجام ميدم روحیه ام عوض میشه. شاید بیرون برم عکاسی کنم درس بخونم  همین کارای تو تهرانو انجام بدم. مهام نگران نیستم میام تهران میتونه تنهاییم تجربه کسب کنه :دی حالا کتاب چی ببرم :/ نمیشه کل کتابارو بار کشیذ که. اشکال نداره یه کاریش میکنم امیدوارم تجربه ی خوبی بشه برام. خونه هم اینی که الان دیدیمو پسندیدیم دیگه ببینم چی میشه هم تمیزه هم نزدیک دانشگاه
از روزی که چتر خریدم!
دیگه بارون نیومد .
درسته من از بارون خاطره خوبی ندارم و فقط مریضی واسم آورده.
اما دلیل نمیشه دوستش نداشته باشم .و عشق نکنم با صدای دلبرونه اش!
خدایا لطفا بارون بفرست.!
قول ميدم همونطوری زیر بارون خیس بشم.بدون چتر!
با آغوش باز و دستایی رو به آسمونت که میخواااد جلو همه مردم شهر .بغلت کنه.!
قول ميدم .
نه شکایت میکنم.نه پرت و چرت میگم.
قول قول قول.یه قول دخترونه سفت و سخت!
بارون پلیز .
.
عاشقت میشم دوباره.
عاشق اونی
امان از دست سیگنال. امان. به سختی میتونم برم سمت این درس. استادش هم کمی تا حدودی برام بار روانی ایجاد کرده. از دست سیگنال به هوش مصنوعی که بیشتر بهش علاقه دارم پناه میبرم.
درد سیگنال رو با هوش تسکین ميدم. و سیگنال رو بین خوندن هوش مصنوعی به خورد خودم ميدم. و عین یه مادر دلسوز میشینم پای خودم که یاد بگیره سیگنال رو.
 
#بهوقتاینروزا
سلام
خیلیاتون اومدین تو دایرکت من تو اینستا گفتین قیمت چنده دوستان قیمت کارو اصلا نمیشه گفت من بابت گاری ک انجام ميدم پول میگیرم ینی چی ینی اینکه شاید یکی فقد روتوش صورت بخواد ولی یکی دیگ بخواد مثلا عکسشو جاب یه شخصیت قرار بدم خب قیمتش و کیفیتش متفاوته ینی کاری ک‌من میکنم وابسته به پولی ک میدین کیفیت کار بالا تره بعد یه چیزی ک خیلیا اشتباه فک میکنن اینه ک فک میکنن خیلی گرونه یا خیلی ارزون ن اتفاقا ن گرون ن ارزون همون طور ک گفتم وابسته به کارت
کوب پاهاتو محکم روی زمینو باز بکوب اینجا تازه اول مسیرو روی پات بمونانتهای این مبارزه برد با ماست بجنب وقت نیست پاشو بگو من ادامه ميدممحکم روی زمین باز بکوب اوله مسیره روی پات بمونانتهای این مبارزه برد با ماست بجنب وقت نیست پاشو بگو من ادامه ميدماونکه پای خونواده جنگید خاطرات مثل کوله بار سنگین رو دوشمههنوزم عذابم میده ولی به زندگی بازم جوابم اینه هیزندگی چیکار کردی با من تو اینو بهم بگو تو نامردی یا مناینم بدون این تویی که تهش باختی من اد
کوب پاهاتو محکم روی زمینو باز بکوب اینجا تازه اول مسیرو روی پات بمونانتهای این مبارزه برد با ماست بجنب وقت نیست پاشو بگو من ادامه ميدممحکم روی زمین باز بکوب اوله مسیره روی پات بمونانتهای این مبارزه برد با ماست بجنب وقت نیست پاشو بگو من ادامه ميدماونکه پای خونواده جنگید خاطرات مثل کوله بار سنگین رو دوشمههنوزم عذابم میده ولی به زندگی بازم جوابم اینه هیزندگی چیکار کردی با من تو اینو بهم بگو تو نامردی یا مناینم بدون این تویی که تهش باختی من اد
من امروز تقریبا هیچکاری نکردم. بیشترشو خواب بودم. فقط فرانسوی خوندم با یه کمی از کتابم. به خاطرش ناراحتم اما واقعا نتونستم خودمو بیدار نگه دارم. فردا دوباره شروع میکنم. از پسش بر میام قول ميدم بهت. قول ميدم حتی بهتر و بیشتر از این مدتی که خوب کار میکردم باشه. امیدوارم منو به خاطر کم کاری امروز ببخشی. نمیتونم بگم دیگه تکرار نمیشه چون بعضی وقتا واقعا کنترلشو ندارم. اما تمام سعیم اینه خوب و درست کار کنم. فردا دوباره شروع کارمه. برم که باید سه یا چه
فردا مجبورم کمی دروغ بهم ببافم .
امیدوارم اولین . آخرین دروغ های امسالم باشه :(
فردا رو مجبورم اگر نگم برای همیشه توبیخ میشم و یکی از نگران کننده ترین وضعیت رو دارم 
دلم به حال خودم میسوزه . 
درستش میکنم 
همه چیو درستش میکنم انقدر میزون که یه روز میام و میگم تونستم
اره منم تونستم همه چیو درست کنم . 
بالاخره تونستم .
همه چیو برمیگردونم سرجاش . همه چیو . 
به خودم همین الان و همینجا قول ميدم .
خودمو میشم . اما نمیزارم خراب بشه .
درست
از دردهای این روزهام این که درسی که بارها با هزار وسواس خوندم رو باز میکنم و انگار که بار اوله چشمم به این جملات می اُفته.
از دردهای این روزهام اینکه بعد از روزهای پیاپی 13_14ساعت درس خوندن انگار روی نقطه ی صفرم.درس های تلنبار شده.
اینکه روزی هزاربار میگم نمیشه و هربار پشت بندش به خودم قوت قلب دوباره ميدم.زمین میخورم و بلند میشم.خاک های روی زانوهام رو با دستم میتم و به دویدن ادامه ميدم.کاش هرچه زودتر بگذره.حالا که سرنوشت من کشیده شده ب
میدونی کلافگی ینی چی!!!!!
خسته شدم از بس احساساتمو پنهان کردم
از بس حرف زدم از بس از حقم دفاع کردم همه میگن سارا قلدره سارا احساس نداره
اینکه به مامانم میگم عاشقم بهم میخنده(ینی چی اخه)
من یهو نابود میشما ااا
یهو میمیرم 
یهو لهه میشم
تنهام نذارید این شکلی.
میترسم بهش بگم بذاره بره
بهش بگم عاشقتم اونم نسبت بهم سرد بشه
ولی دارم میمیرم از نگفتنش
باید بگم حسموووووووووو
لعنت به این شرایط
 
----------------------------------
 
 
فقط بگم حق ندارید منو چیزایی که
پست قبل از اونجایی نشات میگیره که میفهمم بهم فشار میاد هی به روی خودم نمیارم
بغض میکنم.تو چشمهام اشک جمع میشه و تیلیک میریزه ولی باز هم به روی خودم نمیارم
منم ادممگاهی ادم کم میارهنیاز به یه نیروی کمکی داره که هروقت خسته بود.که هروقت ناراحت بودکه هروقت حوصله نداشتاز همه مهمتر که هروقت خیلی درس داشتباشه و بهش کمک کنهکمکِ از روی محبتاینجاست که میرسم به جای خالیِ مادرم درکنار خودماره فقط کمک و محبت مادره که بی چون و چرا
علی لهراسبی به نام قول ميدم
Download New Music Ali Lohrasbi - Ghol Midam
دانلود آهنگ قول ميدم به همراه متن آهنگ از
رسانه ویک  موزیک
با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین
با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ
لطفا این آهنگ رو لایک کنید و از بخش دیدگاه ها، نظر خود را درباره آن به اشتراک بگذارید. امیدوارم از این آهنگ
لذت برده باشید جهت حمایت از ما ویک موزیک  را به دوستان خود معرفی نمایید.
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
     این روزها حال خیلی خوبی دارم. انگار که یه فشاری از روی قلبم برداشته شده؛ با خودم مهربان تر شدم؛ بیشتر به خودم حق ميدم؛ بیشتر به خودم کمک میکنم که رشد کنم؛ کمتر سرزنش یا گله میکنم از خودم؛ بیشتر به حس و حالم توجه میکنم تا حجم کارهای مونده در خانه و از همه مهمتر بیشتر حق اشتباه و ایده آل عمل نکردن به خودم ميدم.
     بیشتر پسر و همسرم رو دوست دارم. کمتر میزان نخوابیدن پسرم برام دغدغه اس؛ کمتر کارهای نکرده همسرم آزارم میده.
     از همه مهمتر دوت
همون طور که قبلا نوشته بودم من یک قسمت از کاری که انجام ميدم پشتیبانی سیستم نظارت تصویر ( دوربین ) و شبکه 4 جای مختلف هست . 
مدتی که متاسفانه شرایط به هم ریخته و من شخصا واقعا تمام سعی خودم رو انجام ميدم
در دو مجموعه کسایی هستند که به شدت سعی بر حذف من و لغو پیشتیبانی ها رو دارند . 
ایرادهای عجیبی از می گیرند یک نمونه اش که من شنیده بودم این بود که می گفتند فلانی هیچی بلد نیست و همچی رو سرچ می کنه 
اما واثعیت جریان اینکه کار و حرفه ما هر روز و هر ر
یه مدته کارای خونه رو کم و بیش انجام ميدم
که تا وقتی هستم یه باری از رو دوش مامان بابا بردارم
دیگه رسما به چشم کُزِت نگام میکنن :/
مامان که صبحا میزنه بیرون میگه یه فکری برا ناهار بکن
آلو هاشم یکم خراب شده بود میگه تقصیر تو بود خوب بهشون نرسیدی :/
میگه بیا فلان کار رو بکن میگم باشه بعد مثلا یکم دیر میرم میگه یه باشه الکی میگی دیگه ولش میکنی
دیروزم بابا اومده میگه سی تومن بهت ميدم برو انباری رو تمیز کن :////
نرفتم
امروز اومد گفت پنجاهش میکنم پاشو برو
1. دارم با رضا بهرام خودمو خفه میکنم :|
لعنتی میتونم بگم تنها خواننده ایه که یه پلی لیست جدا داره
قبلا میگفتم هرکی هرچی قشنگ بخونه گوش ميدم اما این لامصب هرچی بخونه گوش ميدم :/
2. رفتم کد سخا و اینجور آت و آشغالا رو گرفتم حالا با سایت نظام وظیفه به مشکل خوردم :|
3. برای اینکه برم کربلا باید معافیت تحصیلی بگیرم
برای اینکه معافیت تحصیلی بگیرم کپی برگه واهی موقت دیپلمم رو میخوان
برگه گواهی موقت دست دانشگاهه
رفتم بگیرم میگه پرونده ت هنوز نیومده و 2 هفت
.
گاهی ادم وقتی یه اشنباهیو انجام میده 
پیامد های اون اشتباه فقط همون لحظه دامنشو نمیگیرن 
گاهی هی هر روز که چشمشو باز میکنه باید با صحنه های جدید روبرو شه، با اتفاقای جدید که همگی ناشی از اون اشتباهن
 
اشتباهم این بود خودمو یادم رفته بود
الان چندساله دیگه اون ادمی که همیشه بودم نیستم
و  هر دفعه اشتباهاتی بزرگتر از قبل انجام ميدم
 
حس و حالم خوب نیست 
کاش تموم شن این روزا 
 
گرچه این مشکل هم میگذره و تموم میشه مث بقیه ی مشکلاتم 
گرچه چندسال دی
جدن که آدم بعضی وقتا شگفت زده میشه از این سیستم پیچیده. اینکه چطور فراموش میکنیم. ده دی نود و هفت اینجا پستی زدم که امروز خوندنش ناراحتم نمیکنه. پنج ماه پیش رمزدار بود و الان فکر کردم باید بمونه. برعکس هزار تا پستی که در مورد اون موضوع از وبلاگم پاک کردم. چه پاییز و زمستونی بود. چه بهاریه که داره میگذره. اون موقع به خودم قول دادم زمان درستش میکنه. زمان درستش نکرد. این ساز و کار شگفت انگیز توی سر من - تو سر همه مون - درستش کرد. و من به قولم عمل کردم. ا
روز جمعه رو به خودم استراحت دادم و حتی لپ تاپ رو روشن نکردم
خونه رو تمیز کردم
ناهار پختم برای جمعه و شنبه که ناهار داشته باشیم
عصرش رفتم بیرون برای خونه خرید کردم
خسته نشدم اصلا
چون همیشه همه این کارها رو انجام ميدم و در کنارش ی تایم زیادی پشت میز می شینم
اینه که وقتی مثلا فقط کارهای خونه رو انجام ميدم اصلا خسته نمیشم
ادامه مطلب
موسیقی چیزیه که در قیدِ زمان نیست. یه نعمتِ بی نظیر.
البته خیلی کم آهنگ گوش ميدم و خیلی وقت میشه که چیزی گوش ندادم. ولی این اواخر یادِ چند تا آهنگ افتادم و حتی با یادشون گذشته جلویِ چشمام رژه رفت، اگه گوش داده بشن دیگه چی بشه!
البته گوش نميدم. این روزا ارزشِ دل سپردن (گوش سپردن) به موسیقی رو ندارن واقعاً.
برای آهنگ گوش دادن هم زمان مهمه و هم مکان.  به همین خاطره که کم آهنگ گوش ميدم این اواخر.
 
آدم وقتی ترانه ای و آوازی را میخواند که روحِ او نیاز د
 
حدود یک سالی هست که کار هنری وگرافیکی انجام ميدم
دلم میخواست تو این شرایط سخت  کمک حال MOباشم اما بیرون کارنکنم
اینجوری بالاسر دخترم هستم ودلم پیشش نمیمونه.
 گاهی در کارم پیش میاد که کلی وقت میذارم با کلی حوصله بدون هیچ بی ادبی جواب مشتری رو ميدم ،نمونه کارهای زیادی رو  دسته بندی میکنم ،نمونه نداشته باشم سرچ میکنم و.تا به یک نتیجه کلی برسیم وقتی تصویب میشه ; میرن که بیعانه رو بریزن تا کارشون رو شروع کنم
گاهی به حرفشون اعتماد میکنم وبرای ا
رفته بودم سرکارهمیشه به موقع میرم و برمیگردم و غر نمیزنم.کاری که بهم سپرده شده رو درست انجام ميدم با اینکه هیچ علاقه ای به فعالیتی که انجام ميدم ندارم راستش! صرفا برای اندک استقلالی که بهم میده میرم
داشتم از دفتر خارج میشدم که مسئول بررسی کیفی! کارم به اون یکی میگفت لیمو خیلی خیلی دختر گل و مهربون و وظیفه شناسیه.کاش همشون مثل اون بودن!
هیچی همین :| هیچوقت از تعریفهای دیگران خوشحال نمیشم چون هرکسی فقط یه جنبه من رو میبینه.شاید در کل آدم جالبی وا
شب شده باز من شروع کردم به تصور اون کهکشان پر ستاره بالای سرم.نوشتم از احساسم.غرق شدم تو خیالاتم.نوشتم از دردام.از حس بد متمایز بودن»،که اگه دستم نمیخورد و پاک نمیشد کلی حرف نزده بودن.از احساس تنهاییم میخوام بگم،ازاینکه کلی فکر و خیال و آرزو دارم تو سرم یهو به خودم میام که وسط کلاس نشستم خیره به تخته ولی نمیفهمم استاد چی میگه؟و کلی بد و بیراه به خودم ميدم که چرا راهی رو شروع کردم که دلم باهاش نبوده؟چرا هنوز دارم ادامه‌اش ميدم؟فقط واسه
از اینکه هی پست میزارم میترسم چه اینجا و چه توی کانال حس میکنم خیلی دارم به مغزم اجازه ميدم پرحرفی کنه ولی خب اینجا و کانالم پیج های شخصی من هستن و هرچقدر بخوام میتونم پست بزارم و هرکس ناراحته یا اذیت میشه میتونه لفت بده یا قطع دنبال کنه. مغز من بشدت به نوشتن نیاز داره.‌
اینکه از خودم سوال کنم چرا من نباید یک آدم عادیرمثل خودم وارد زندگیم بشه کهدهرکس میبینم یا از این طرف بوم افتاده یا از اون طرف بوم؟ چرا یا اونقدر مذهبی و خشک مقدس اند یا ولنگار
آه مائده عزیزم!میدونم که چقدر دوست داشتی بلد میبودی گیتار بنوازی یا پیانو و یا هر آلت موسیقی ای دیگه ای! بهت قول ميدم یه روز یادمیگیریم و همچنین بهت قول ميدم یه تلسکوپ گنده بخریم و بذاریم روی پشت بوممون و شب تا صبح ستاره تماشا کنیم! 
امشب قراره بریم کفش بخریم! و مادر و پدر بالاخره از ایدئولوژی "کفش گرون و مارک بخریم اما دیر به دیر" کوتاه اومدن و به کفش های فیک رضایت میدن.میدونی؟همون کفشی که تا پارسال 300تومن بود الان یک و خورده ای شده و واقعا بی
سلام
من از مسافرت برگشتم. رفته بودم مشهد.
 
خیلی نیاز داشتم. حالم خیلی بهتر شد.
الان هم شکر خدا خوبم.
بعضی وقت ها فکرم پرواز می کنه و میره جاهایی که نباید بره ولی من خودمو کنترل می کنم و ادامه ميدم.
 
هر لحظه برای بهتر بودن خودم تلاش می کنم. 
هر لحظه از زندگیمو صرف بهبود وضعیت روحی و جسمی خودم می کنم.
هر لحظه بهتر از قبل میشم.
 
من ناامید نمیشم.
من منصرف نمیشم.
من ادامه ميدم.
خدا همراهمه.
راه سختی در پیش دارم.
راه زندگی
راه بهتر شدن
راه پیشرفت
ولی خدا
خب روزها می گذره و من هنوز نمی دونم به سمت تغییرات مثبت پیش میرم یا دارم خنثی پیش میرم؟!
البته این چند روز سعی کردم ورزش رو حتما انجام بدم.از ده دقیقه تا بیست و چند دقیقه.
یعنی بیشتر فایلهای استاد رو می گذارم و همینطور که بهشون گوش می کنم ،نرمش می کنم و دور تا دور خونه پیاده روی سریع می کنم و نفس عمیق می کشم که بنظرم خیلی خوبه⁦^_^⁩
به پیشنهاد ملکه بانو کتاب خرده عادتها رو هم از کتابراه خریدم و ان شاء الله امروز شروع می کنم به خوندنش.
نمازهای قضا
جدیدا از تنهاموندن لذت میبرم.
وقتی که تنهام،،وقتی با کسی ارتباط ندارم و میشینم کتاب میخونم،فیلم میبینم
طراحی انجام ميدم و کسی خونه نیست و وقتی آهنگ گوش ميدم حالم خیلی بهتر
هستمن آدم افسرده و منزوی ای نبودم و نیستم فقط جدیدا دوسدارم باخودم باشم
همین.
اطرافیانم واقعا رو اعصابم هستند و هیچ جوره نمیتونند منو بفهمند و این اذیتم میکنه
اونها نمیدونند من چی دوست دارم و باچی حالم خوب میشه.
هیچکدوم ازاونها سواد درک کردن و فهمیدنم رو ندارند و نمی
دوست دارم اینجا از حس های خوب بنویسم ، از پیشرفت ها ، از امید و از همه ی چیز هایی که دوست دارم ثبت بشن . چون خاطره های  بد و حس های منفی نه می مونن نه ارزش دارن که بمونن .
اما هر روز صبح سر کار ، توی وقت صبحونه یکم وقت دارم تا بنویسم و اون موقع هم خسته ام و هم ناراحت از این که چرا کارمند شدم و از اون بدتر چرا با آدم هایی پر از عقده و انرژی منفی همکار شدم . یعنی ترجیح ميدم با کسی حرف نزنم ، صfح ها به کسی سلام گرم نکنم ولی انرژی منفی اونا رو دریافت نکنم .
د
کلا مزاق من جوریه که هر غذایی باشه میخورم ، و فکر میکنم خوشمزه ترین  غذاست ، و هیچ مشکلی با طعم و نوع غذا ندارم .
هر چی من این همه راحتم در باب غذا ، همسری بسیار مشکل پسند و از این دسته مردان محسوب میشه که زنشون باید خودشون کنه در طبخ غذا.
نمی‌دونم چرابیشتر مواقع غذاهای من هم از نظر اون خوب درست نشده و یه عیبی داره. و میگه : من کاملا رو غذا درست کردن تمرکز ندارم و حواسمو خوب جمع نمیکنم و در حین آشپزی دارم چند کار رو با هم انجام ميدم.
خب باید بگم ، آر
کلا مزاق من جوریه که هر غذایی باشه میخورم ، و فکر میکنم خوشمزه ترین  غذاست ، و هیچ مشکلی با طعم و نوع غذا ندارم .
هر چی من این همه راحتم در باب غذا ، همسری بسیار مشکل پسند و از این دسته مردان محسوب میشه که زنشون باید خودشون کنه در طبخ غذا.
نمی‌دونم چرابیشتر مواقع غذاهای من هم از نظر اون خوب درست نشده و یه عیبی داره. و میگه : من کاملا رو غذا درست کردن تمرکز ندارم و حواسمو خوب جمع نمیکنم و در حین آشپزی دارم چند کار رو با هم انجام ميدم.
خب باید بگم ، آر
چرا من انقد خنگم؟!!
اصن نمیدونم امروز چرا این‌جوری شدم:/
همش یا دارم گند میزنم یا سوتی ميدم.
یکی نیست بیاد بزنه تو سرم.
چرا این نت کوفتی وصل نمیشه؟!
هرچی میکشم از دست همین نته!
ی سوال؟!
بیان صفحه چت داره؟؟ میشه با وبلاگ هم با کسی چت کرد؟ 
به جز نظرات
این روزا میشه گفت تو بدترین شرایط چند وقت اخیرم :))
اما به طرز عجیب و ناباورانه ای در من نمیبازم ، ادامه ميدم بازم ترین حالت ممکن قرار دارم :))
میبینم ، میمیرم ، میخندم و اروم به خودم میگم نوبت جنگ تو هم میرسه :)
یک روزی یک نفر اومد گفت تو نمیتونی ! ادامه نده و امروز اون آدم میاد و از موفقیت هاش میگه ، با خودم میگم اون چطور جرئت کرده که با من از نتونستن حرف بزنه !؟:)
منتظرم باش یک روزی برمی‌گردم و میگم اشتباه کردی :))
امکان نداره پاپس بکشم ، در حالی که ب
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای علی لهراسبی به نام قول ميدم
ترانه سرا: مهرزاد خواجه امیری / آهنگساز: محمد لطفی
دانلود رایگان موزیک قول ميدم با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال
 

[کیفیت 128 با حجم 3.1 مگابایت] [کیفیت 320 با حجم 7.6 مگابایت]
Danlod Music Jadid
Ali Lohrasbi – Ghol Midam

متن ترانه ی قـول ميدم با صدای علی لهراسبی:
من که گفتم جدی میمیرم منو شوخی نگیر
رفتی عاشق کردی شهرو با چشای بی نظیر
گفته بودم این جنونو دیگه از من پس بگیر نه پس نگیر
تو همیشه عین لبخندای توی ع
با دونفر میخوام صحبت کنم:اولیش اناتومی،دومیش خودم.
 
رو به اناتومی:اناتومیِ عزیزم،بذار باهم رفیق بشیم و رفیق بمونیم،تااا اخرِ اخرِ اخر
ببین من خیلی دوست دارم،من خیلی علاقه دارم که ریز به ریز تو رو درکت کنم و میدونی که اینکارو انجام ميدم.
پس بیا و به من یه قولی بده عزیزجان
خودت میدونی میونم باشیرینی جات خیلی بهتره از ترشیجاته،پس بیا و شیرین باش،حتی در اووووووج ثقیل بودنت.بذار وقتی میخوام قورتت بدم،فقط روی لبم لبخند باشه و بس
منم ق
هیچی (قطعا اغراق کردم) به اندازه ی رو روال افتادن زندگی روزمره (در مسیر درست البته) نمیتونه روحم رو صیقل بده و در حال حاضر این اتفاق داره میفته و حتی پی ام اس رو هم قابل تحمل میکنه.
نمیدونم گفتم یا نه ولی چند جلسه س روانکاوی رو شروع کردم. برای منی که آدم حرف زدن نیستم سخته ولی راضیم و ادامه ميدم. امیدوارم بتونم در نهایت با خودم و دنیای اطرافم به یه صلح نسبی برسم.
 
× میترسم از تصمیمم ولی دارم تو این مسیر میرم. به خودم اجازه ميدم که بترسم. شاید همین
وقتی میترسم قدرت اراده ام رو از دست ميدم نمی تونم انتخاب کنم و نمی دونم چه کاری درسته مثل این میمونه وسطه یک گله گرگ باشی و هر لحظه منتظر حمله و این تجربه زخمی شدن رو یکبار دیگه هم دیده باشی  میدونم تصمیم امروزم روی سرنوشتم خیلی تاثیرگذاره برای همین نمی تونم تصمیم درست رو بگیرم گیج شدم و بشدت تنهام و احساس ناامنی میکنم توی ذهنم میاد که برم بپرسم باید چکار کنم و یکی توی مغزم بهم میگه میدونی باید چکار کنی انگار گذاشتنم لای منگنه انگار باید این
من آدمیم باب درد و دل، با دل و جون گوش ميدم و خودمو در موقعیت طرف قرار ميدم، سعی می کنم درکش کنم و برای بهتر کردنِ احوالش تلاش کنم و راهکار بدم، دوستانم اینو خوب میدونن، و خوب هم ازش استفاده می کنن، تا حدی که بعضا حس میکنم دیگه فقط بحثِ استفاده نیست، بلکه دارن سوء استفاده می کنن، اوضاع و احوال خودشون را بدتر از اونی که هست جلوه میدن بی توجه به اینکه من دارم تمام اینا را باور میکنم و اینا روم اثر میذارن و انرژیمو تخلیه می کنن.
دیشب با رفیقم که ح
ولی امروز صبح برعکس هر روز نه مراسم دعای مرگ صبحگاهی داشتم نه غر زدم نه حتی الان که می خوام برم سر کلاس دیو دوسر،ناراحتم،البته شاید بخاطر این باشه که شب کلن نخوابیدم و از بی خوابی احتمالا هیچ درکی از اتفاقای اطرافم ندارم:/
نمی دونم والا اگه زنده برگشتم خبر ميدم:||||||
همیشه فکر میکنم پروژه هایی که میگیرم به سادگی آب خوردنه البته که هست ولی نمیدونم چرا انجامشون انقدر برام سخته و طولشون ميدم. تمرکزم هم کمه خیلی 
الان کار چندساعته رو سه رووووزه طولش دادم اونم در صورتی که از هفففت صبح بیدار میشم که بشینم پاش خیر سرم!
خب با ماجراهای من و استاد در خدمتتون هستیم.
در این سری از پست‌ها "استاد" یک شخص ثابت نیست و ممکنه هربار یه استاد متفاوت باشه. مهم اینه که همشون استادن و من در برابر همشون مثل کودنا عکس‌العمل نشون ميدم :))))
برای مثال وقتی پیاممو جواب میدن اونقدر در جواب دادن مکث و تامل می‌کنم که ده ساعت می‌گذره، دیر میشه، میگم چرا دیگه جواب بدم، ضایع‌ست، فلانه، کلا جواب نميدم، می‌رینم، اصن یه وضعی.
یا مثلا میام یه پیام به استاد بدم که سلام وقت داری؟ دقیقاا دو
الان فهميدم یه اشتباه بزرگ مرتکب شدم
چه فایده، یه دوست پسرم نداریم شماره اونو جای خودمون بذاریم تو دیوار :d
یه آگهی تو دیوار زدم یه چیز خیلی با ارزش که توی جابجایی آپارتمان برام سخته این ور اون ور بردنش رو بفروشم  خیلیم دوسش دارما،  ولی دیدم زیاد استفاده نمیکنم دارم ميدم بره خوشگلمو.  بعد یادم نبود مردای ایرانی چقد haval بدبخت ندید بدید هستن (بلانسبت مردای با شخصیت) .  هیچی!! مزاحمم دارن میشن!!
اولش با ادای خریدار تماس میگیرن، کلی انرژی میذار
متروکه و سکوت و صدای جغدی در شب.تمام چیزی که از نویسندگان و خوانندگان بلاگ مونده.و من سنتی که در مقابل هر مدرنیته ای ایستادم.ایستادم پشت خشت خشت این مخروبه و نمیخوام مهاجرت کنم.تا ببینم کی دست از مقاومت میکشم و خودم رو از زیر آجرهایی که روی سرم میریزن نجات ميدم.
 
امروز یه سوتی خیلی وحشتناک و مضحک دادم.با همسرم داشتیم در مورد هنرمندهایی که فوت شدن حرف میزدیم که یهو پرسید راستی جمشید مشایخی هم فوت کرد؟گفتم آره بابااااا.چطور یادت نیست؟
بعد گفت از هم دوره ای های اون الان علی نصیریان مونده و محمد علی کشاورز.گفتم نه بابا محمد علی کشاورز هم فوت کرده.گفت نه زنده س.منم اصرااااار که نه فوت کرده.مگه بابای لیلی رشیدی رو نمیگی؟خب باباش فوت کرده دیگه.
نمیدونم چرااااااااااااا و به چه علتتتتتت مغزم با من اینکارو م
 
چی میشه اگه زندگی یه فیلم باشه کارگردانش یه کات بده بگه بد بود از اول میگیریم ؟ 
چقدر خوب میشد 
چقدر دلم اینو میخواد 
چقدر دوست دارم برم از اول .برم ببینم چی درست نبوده ،
قول ميدم دیگه تکرار نکنم بلکه این سکانس خوب از آب دربیاد .
 
امروز روز شلوغی بود کلی خرید کردیم همین چیزای مهم کوچیک. خودش کلی وقت گرفت. الانم خسته کوفته خونم هیچکاری نکردم حتی نتونستم کتاب دستم بگیرم. ولی از قصد که نیست به خودم امید ميدم که بعدش جبران میکنم فقط همین اجازه میده زمان اینجوری بگذره چون واقعا مجبورم. با مها یه ست رنگی رنگی بشقاب ، خورش خوری کاسه خریدیم چقدر دوسش دارم. کلی ذوق دارم هرچند که ظاهرا یه ماه قراره بمونم اما کلی وسیله دارم خب چیکار کنم یه ماهم یه ماهه. من این ماهو میترم قول می
اولین بار توی عمرم یک مگس رو دیدم که موقع پروازش نتونست رو پاهاش فرود بیاد و با پشتش افتاد روی میزم. با اینکه اصلا دلم نمیخواد دست به کشتن بزنم اما اگه مگس به این خنگی رو نکشم، احساس میکنم نسبت به جامعه مگس‌ها دارم خیانت میکنم که بهش فرصت ازدیاد نسل ميدم.
کمتر از یکساعت مونده به اذون . سر خیابون منتظر تاکسی با له ترین حالت ممکن ایستادم . آقای مسنی با پراید درب و داغون نیش ترمز میزنه. مقصد رو میگم. میگه دو مسیره ها!میدونم دو مسیره. سوار میشم.شروع میکنه از مشکل رفیقش میگه. از اینکه دکتر ها باعث بدبختیش شدن، خواستم اظهار همدردی کنم اما حال نداشتم. ادامه میده و چشم هام برای فرورفتن در گرداب اشک آماده میشن.آره دکترا گفته بودن بچه توو شکم زنش پسر بوده و بدنیا که اومده این رفیقمون میبینه دختره سکته میک
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده پاشو بیا
Download New Music Sina Derakhshandeh – Pasho Bia
” پخش از رسانه سلطان موزیک با کیفیت 320 از لینک زیر
 
سینا درخشنده پاشو بیا
 
دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده پاشو بیا با لینک مستقیم
 
متن آهنگ پاشو بیا از سینا درخشنده
 
من حواسم به همه جمعه ولی پرت توئهکه بدی قلبتو بم که بدی قلبتو بمهمه دنیارو بگردم میدونم شکل تو نیست به دلم شک نکنی به دلم شک نکنیجونمو ميدم برات با لبخند اخمای خوشگل جذابت چندجون بگیر اما برام بخند باز چشمای
یکی از روش های خلاقانه آقای همسر اینه که
مساله ای رو مطرح میکنه یا برای مساله ای راه حل میخواد، و من با گذشت تمام :) در هر دو صورت راه حل ارائه ميدم    و ایشون در کمال خلاقیت همه راه حل ها رو امتحان میکنه، غیر از راه حل من
 
 
پ.ن. مدیونید اگر فکر کنید در این شرایط غیر از تحسین میزان بالای خلاقیتشون کار دیگه ای میکنم:))
با اینکه نتونستم کنکور شرکت کنم ولی با اعلام نتایج حال منم بد شده.چرا؟ چون امسال کلی تلاش کردم و از همه چیز زدم تا درس بخونم اما نشد که نتیجه شو ببینم‌.
دارم به گزینه های محدود پیش روم نگاه میکنم و به صداهایی که میگن برو دانشگاه گوش ميدم.
کاش یکی دستمو بگیره و فارغ از همه چیز، راه درست رو نشونم بده.
من.این منِ ناتوان از تصمیم گیری.‌‌خسته است، سردرگم و بی پناهه
خواب دیدم انقدر وضعیت این ترمم خرابه که میخوام حذف ترم کنم
البته بعیدم نیست این ترم خراب شه. دو تا درسو هم نیاز کردم و استاد اون پیش نیازه با ورودی های ما لجه. اگه بندازه اون یکی رو هم میفتم و رسما 7 واحد میپره. همین کافیه که مشروط شم
دو تا درس دیگه هم تداخلیه و دارم جون ميدم تا برنامه مو جور کنم برسم بشون
خدایا
امشب و در همین لحظه عمیقا دلم میخواد دوستی رو داشتم که راحت و بدون فکر میرفتم تو صفحه چتش و مینوشتم.از هرچی که تو ذهنم میاد.متن آهنگایی که گوش ميدم رو تیکه تیکه بنویسم براش و خیالم راحت باشه صبح که میبینه لبخند میزنه با دیدن اون همه پیام.
اکثرا اینجور مطالبی که میخوام بنویسم رو ویس میگرفتم و توگوشیم نگه میداشتم ولی الان ترجیح ميدم اینجا نوشته بشه و بعدا که میام میخونمشون برام تجدید بشه !
وویس ها معلوم نیس که ممکنه یهو پاکشون کنم 
اینجاهم زیاد تکلیفش مشخص نیس ولی خب بهتر از اونه
حریم شخصی حفظ تره !:)
 
 
تمام راه از کلاس تا خونه رو پیاده اومدم و با صدای بلند آناتما گوش کردم . سرمو انداختم پایین و فقط به کتونیم نگاه کردم .از همه‌ی آدمها متنفر بودم و از خودم بیشتر از همه. دستام رو از شدت خشم به جهان مشت کردم و ناخن‌هامو محکم به کف دستم فشار میدادم تا دردم بگیره. از نور خورشید، از خنده‌ی آدمها از ساک خرید دست مردم بدم میومد . همه چیز نااميدم میکرد . دو روز تعطیلم و سرما خوردم . و این دوروز تعطیلی رو نمیتونم کارهایی که چند هفتهست واسش برنامه چیدم
بچه هاااااااا کسیییی نمیخواد آلبوم بخرررررهههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی مهمه.
شاید بخوام آلبوم بگیرمادمین کانال گفته اگه 6 نفرو معرفی کنید براخریدآلبوم تخفیف ميدم بیاااااییین تروخدااااااابه کمکتون نیازززز دارم.
ادامه مطلب
مامان سرسنگینیم رو می‌بینه 
میگه با شوهر قهر کردن چطوریه؟
نگاش می‌کنم.
میگه تو هم عین من طاقت نمیاری؟
چشام پر اشک میشه
سرت ميدم.
میگم به یه حدی می‌رسه که با خودم میگم دو سه روز اصلا باهاش صحبت نمی‌کنم.
ولی دو ساعت بعد 
یه دنیا دلم تنگ میشه 
و دووم نمیارم.
.
میگه عین خودمی
به نظرم
حرف دل رو زدن
و مخصوصا با نوشته به زبون اوردن
خیلی خیلی جرات میخواد.
چون تو وقتی حضوری حرف میزنی یه بار حرفو میزنی و تموم میشه.
گاهی حتی اماده سازی نداری
ولی وقتی مینویسی
ممکنه بارها چکش کنی
گاهی حتی پاکش کنی.
 
خودم رو ازین جهت دوست دارم.
 
یه چیزم هست
 
که دوست داشتم به شما هم بگم
 
وقتی توی کشوری زندگی میکنین که بهترین کشور دنیا انتخاب شده امسال
ولی در وضعیت افتضاحی به سر میبره
 
اتوماتیک توقع و انتظاراتتون رو از همه جهان پایین تر خواه
ها راستی
سارا میتونی کامنت بزاریا.اینکه نظرارو میبندم وما به این معنی نیست که نمیخوام هیچ حرفی بشنوم. نمیخوام فقط ادمای بیخودی بیان زر زر کنن و اینکه گاهی اوقات احساس امنیت بیشتری بم میده
خصوصی بده.فوقش اگه دل و دماغشو نداشتم دیر میخونم/جواب ميدم
 
قبلنا پادکست ده صبح گوش می‌دادم که  یه جاش می‌گفت کلا تا وقتی اولین قراردادتون رو نبستید، شرکت نزنید. حالا من اینو تعمیم ميدم به همه چی. معمولا کمی از کارهای یک ایده جلو رفت بقیه در جریان قرار میگیرند، دلیل عمده  از این کار اینه که وقتی خودم مطمئن شدم اصولا آدم‌ها تسهیلش می‌کنن.
یعنی اگر تخته نرد و آهنگ رو از من بگیرن قطع به یقین بیمارستان بستری میشم :/بهش میگم پیشنهاد داو ميدم ؟میگه خیلی حرف میزنیا، اصلا من بازی نمی‌کنم :/
#وی قفل کرده است به آهنگ های کوردی :/
تخته نرد وما حرام نیست و چندین تن از مراجع بنا به شروطی این بازی رو  جایز اعلام کردند !:)
سلام
خوبم. همه چیز خوبه.
سالم و سلامتم.
مشکلات کوچک وجود داره که مثل سنگ ریزه های کوچک میمونه. 
من همه مشکلات را حل می کنم.
با آرامش جلو میرم و از زندگیم لذت می برم.
از گذشته تجربیات زیادی دارم.
حالا وقتشه از اون تجربیات استفاده کنم.
کتاب های صوتی موفقیت گوش ميدم.
روی تزم کار میکنم.
مقاله میخونم.
امشب وقت گذاشتم و بعضی وبلاگا رو خوندم
بعضیاشو خیلی دوست داشتم و حتما دنبالشون میکنم در اینده، ولی با دیدن بعضیا ترجیح ميدم یا اینجا رو کلا ببندم، یا نظرات و ببندم و برای کسی نظر نذارم تا در تعامل نباشم با این دست ادمایی که ازشون فراریم و امشب زیاد ازشون دیدم. 
یه ساله یه کاری رو دارم انجام ميدم و تا حالا چند تا چیز مهم یاد گرفتم.اولیش رو دوستم بهم از تجربه ی خودش گفت:حریص نباش.دومی رو خودم یاد گرفتم:چهار چشمی کارمو بپام.سومی رو امروز قشنگ با جون و دل فهميدم و اون اینکه وقتی خراب شد سعی نکن درستش کنی،چون بدتر گند میخوره بهش.جالبه که دلیل این گند خوردن همون حرص زدنه:)
امشب فقط دلم میخواد صبح بشه
ولی از بیدار شدن میترسم.
نمیخوام بگم کاش بیدار نشم
فقط کاش با خبرای بد بیدار نشم
کاش ذهنم آروم بشه
کاش (این آخریو خدا باید بدونه که خودش میدونه)
 
بیدارم کن
از این خواب وحشتناکِ واقعی.
کاری کن رها شم از این بغضی که مدام تمدید میشه
 
بازم مثل همیشه کلی حرف دارم ولی ترجیح ميدم نگم و.
گفته‌بودم خبر ندارم از خودم. گفته‌بودم "خودم" نشسته ته یه چاه و من از بالای چاه اصلا نمی‌فهمم چه حالی داره. گفته‌بودم فقط بعضی وقتا خیلی گریه می‌کنه و آب چاه میاد بالاتر، تازه می‌فهمم یه خبرایی هست و نمی‌فهمم چه خبر.
"خودم" خسته‌س. خسته از وعده‌هایی که بهش می‌دم. خسته از این که دائم دعوتش می‌کنم به صبر. صبر. صبر. الان بیشتر از دو ساله. هی بهش قول ميدم که اگه تا فلان تاریخ صبر  کنه، همه چیز درست میشه. فلان تاریخ میاد و می‌گذره و هیچی درس
سلام به تموم خانواده برتری ها
من دختری ۱۸ ساله هستم، دلم میخواد یه شخصیت عالی و متعادل و اسلامی داشته باشم. دلم میخواد هر روز پیشرفت کنم؛ هر روز پیشرفت کنم در کارهای دنیوی و معنوی.
آخه میدونین؟! من به خدا گفتم: تموم کارهای دنیوی که انجام ميدم حتی خوردن و خوابیدن و درس خوندن و آشپزی و اینا رو همش واسه رضای تو انجام ميدم!
آره تعجب نکنین؛ هر کاری کنین اگه واسه رضای خدا باشه عبادته؛ این جمله ارزشمند رو یه شخص ارزشمند مثل شهید ابراهیم هادی گفتند. ا
 
یک- یه نَفَر یه نقل قولی کرد از یه نَفَر دیگه و شب عیدی دل ما شکست.البته هیچکدوم قصد و غرض نداشتن ولی نکته ای تو این ماجرا بود بسی ناراحت کننده و دل شکننده.ماجرا رو هی نوشتم هی پاک کردم و هی نوشتم و هی پاک کردم و دست اخر تصمیم گرفتم که بذارم بمونه توی همین دل شکسته .
 
دو- وقتی همیشه از یه نَفَر سراغ میگیری و پیگیر احوالشی و سوْال پیچش میکنی و میخوای از حالش باخبر باشی،یعنی دوستش داری.یعنی برات مهمه.یعنی دلت براش میتپه.ولی وقتی یه روزی یه جایی ح
بعضی وقتا از اینکه تو این سن تونستم تا این حد نرمال باشم و هر کاری رو به وقتش انجام بدم به خودم افتخار میکنم. راستش در این 2 سال گذشته نسبت به خودم اینقدر اعتماد نداشتم. میتونم بوی موفقیت رو احساس کنم و کم کم دارم به ورژن جدیدی از خودم تبدیل میشم و از آب و گل درمیام.
خوشحالم که از تغییر کردن نمیترسم و شوقم برای یادگیری و تجربه دنیای جدید درونم شعله میزنه. شک ندارم که علم جزو مهم ترین اولویتهای زندگیمه و میتونم با دانش نه چندان زیادی که دارم دیگرا
امشب به این فکر میکردم همیشه دوستای واقعیمو دیر شناختم
شاید وقتی از زندگیم رفتن شناختم
هرچند من تمامی دوستایی که تا الان اسم دوست روشون گذاشتمو دوست دارم
ولی پشیمونی من بخاطر وقتای کمیه که باهاشون گذروندم
امروز یکی از بهترین و همچنین یکی از بدترین روزای زندگیم بود
وقتی باهاش میخندیدم و مسخره بازی در میاوردیم بی نهایت سرخوش میشدم
ولی وقتی احساس میکردم یه غم پشت خنده هاشه و اون دلتنگیه .
من اگه جای اون بودم و شب آخر فقط سه تا از دوستامو میدی
یعنی من یک سال مداومه دارم هی به سوالات تکراری جواب ميدم.
تهش یا باز حالیشون نمیشه، یا قضیه رو نمیگیرن و باز یه سوال هپرا تر میپرسن.
یا اصلا فراموش میکنن بعد دوباره دفعه ی بعد روز از نو و
خدایا رحمی. این بازی رو تمومش کن این هفته؛ به ستوه اومدم
من این مدت صبر ایوب به آپشن هام اضافه شده اما نتیجه ش تپش قلب و لرزش بدن و عصبی شدن مفرط و مداومه.
 
چند وقت پیش یکی از مخاطب های وبلاگم بهم گفت عجیبه که هنوز تو وبلاگ و همچین فضایی می نویسی. و من فکر کردم واقعا عجیبه. نه تعلق خاطری ندارم نه وقتی می نویسم مخاطبی توی ذهنم هست که انگیزه بده. ولی همچنان ادامه ميدم. جالبه. عجیبه
مامان سرسنگینیم رو می‌بینه 
میگه با شوهر قهر کردن چطوریه؟
نگاش می‌کنم.
میگه تو هم عین من طاقت نمیاری؟
چشام پر اشک میشه
سرت ميدم.
میگم به یه حدی می‌رسه که با خودم میگم دو سه روز اصلا باهاش صحبت نمی‌کنم.
ولی دو ساعت بعد 
یه دنیا دلم تنگ میشه 
و دووم نمیارم.
.
› میگه عین خودمی
کماکان دی ماه. 
فردا میریم که پس‌فردا بریم بوشهر.
کماکان در انتظارِ برجِ 12.
کماکان کمی مبهم.
یه سرمایِ نه چندان قوی هم خوردم.
کماکان در حال گذرانِ فصل های بی خود.
طراحی سایتم تموم شد، دارم برنامه ریزی هاشو انجام ميدم.
کماکان شب زنده دار.
حیف از پاییزی که بی خود گذشت.
حیف از زمستانی که بی خود خواهد گذشت.
خب اینقدر ننوشتم دیگه نوشتنم نمیاد به لش شدگی عجیبی دچارم این روزا که فهميدم از تیروئیدمه. صبح صبحونه میخورم ، دو ساعت میچرخم دوباره میخوابم بیدار میشم کارهامو انجام ميدم و متکا میزارم وسط اتاق ولو میشم تا شب :/ خدا میدونه چقدر از آدمای این مدلی بدم میومد ، اینطور که پیداست خودمم دچار این حالت دائما لَشی شدم
ترجیح ميدم ازین به بعد از کارهایی که انجام دادم پست بزارم و توضیح بدم در موردشون تا اینکه از قبل اینجا بیان کنم ولی عمل نکنم .
حداقل اینجوری خودم بیشتر از خودم راضی ام .
شاید براتون سوال باشه که چرا اکثرا نمیزارم پست هام بیشتر از دو یا سه روز بمونه ؟
چون من ادمی هستم که ممکنه در عرض چند روز کل تصمیمامو عوض کنم و اکثرا هم اینحوریه که یه تصمیمی میگیرم و میام اینجا مینویسمشون ولی به علت تنبلی یا هرچیزی اونارو انجام نميدم و میام حالا دوباره برای عم
دانلود آهنگ سینا درخشنده حواس پرت
 دانلود آهنگ جدید سینا درخشنده به نام حواس پرت
ترانه: مسعود میرشاهی, موزیک: پیمان عدالت و ایمان یمینی, تنظیم: علی ولی پور
ترانه جدید و زیبای خواننده سینا درخشنده بنام حواس پرت همینک با دو کیفیت 320 و 128 از جاز موزیک
Exclusive Song: Sina Derakhshande | Havas Part With Text And Direct Links In JazMusic
دانلود آهنگ با کیفیت 128
دانلود آهنگ با کیفیت 320

متن آهنگ حواس پرت سینا درخشنده
من حواسم به همه جمعه ولی پرت توئه که بدی قلبتو بم که بدی قلبتو بمهمه دن
سلام هر کس از دوستان بیمه عمر بخواد من در خدمتم بیمه عمر
خیلی مزایا داره مثلا برا تحصیل یا خرید جهیزیه و بازنشستگی و .اینم ادرس هفت ویژگی بیمه عمر‌.ماهی با پرداخت ۵۰ تومن صاحب بیمه عمرشوید این فرصت طلایی رو از دست نریدهرسوالی هم داشتین بپرسین پاسخ ميدم
http://s6.picofile.com/file/8382161476/%D9%81.pdf.html
  
من چند ساله کار میکنم ولی پول یه پراید رو ندارم.پول ندارم یه آپارتمان اجاره کنم و هر چقدر پس انداز میکنم بیشتر حس بازنده بودن دارم بابت لذت هایی که با پس انداز کردن پول از دست ميدم
با این اوضاع تا این سن که ازدواج نکردیم .بعد از این هم نمیتونیم.
من هیچوقت به رفتن فکر نمیکردم .باید بمونی و بسازی .
اما چی رو بسازیم؟ به چه امیدی بسازیم؟
. امسال، از اول پاییز که من حسابی درگیر دکتر و بیمارستان و مریضی ام، فراموشم شد به اطرافیانم پاییز مبارک بگم. کاری که هرسال به رسم ادب انجام ميدم. امسال اما حتی یک نفر هم به من تبریک پاییزو نگفت. منم البته منتظر نبودم. فراموش کرده بودم.
انگار آدم سال اول تحملش بیشتره چون همه چیز براش جدیده و چون هی به خودش میگه خودت خواستی :))
خلاصه بگم که از بارون میخوام گریه کنم. چندین لایه روی هم پوشیدن هم جواب نداده و شلوار لیم و آستین پیرهنم خیس خیسه و دارم یخ میزنم چون شوفاژای ساختمون هنوز کار نمیکنه :( 
 
پ.ن: غرم رو تحمل کنین. به جاش قول ميدم پست بعدی یه پست خیلی خیلی خوب مفید باشه. (مقاله‌مو سابمیت کنم شروع می‌کنم به نوشتنش.)
دست به قلمم این اواخر اصلا راضی کننده نیست :-\ 
نوشته های بی سرو تهی که حتی خودمم یه سرسوزن راضی نمیکنن ،بنظرم نوشتن تو بلاگ بیشتر حالت یه رفع تکلیفه که هرچندوقت یبار انجامش ميدم فقط .من همون آدمیم که از چس ناله کردن بیزاره و این روزام وبلاگ خودش خیلی داره به اون سمت و سو میره.فکر کنم خوب شه اگه همه پستاشو پاک کنم و از اول شروع کنم به نوشتن اگه نظر بدین خوشحال میشم:-) 
ولی حتی اگه دوستمم نداشته باشی، من دلم برات تنگ میشه.
واسه همین الان اینقدر گرفته ام ولی دیدنی نیست. از یوژل.
یکشنبه غم انگیز گوش ميدم. به یاد وقتی که استوری کردم: 
There's no reason why for me.
(تو آهنگ یکشنبه غم انگیزی که تو فیلمه و اون زیبا میخونتش، شدیدا طرز تلفظ ش تو اون زبان حس میشه! :")
رسیدم به روزایی که مثل خیلی وقت پیش ها محیط رو برای خودم منفی میکنم 
اینبار یکم منطقی تره 
یکم به خودم حق ميدم 
چون دارم درجا میزنم و برام نتیجه ای هم نداره 
ولی ادمیزاده دیگه بخوادمیتونه خودشو گول بزنه و تو همین محیط منفی هم بمونه
ادامه مطلب
هر وقت آهنگ عاشقانه گوش ميدم کسی نمیاد توی ذهنم یعنی کسی نبوده !!!! همین هیچ کس !!!! یعنی کسی ها بوده ازشون خوشم اومده ام خوب فراموش کرده ام همین فقط یه لحظه بهرحال انگار دنیا برای آدم های سالم ساخته شده آدم های که از لحاظ جسمی و روحی و روانی سالم باشند و نه برای کسی مثل من مریض !!! هستیم
 همین امروز یا شبچه فرقی داره!بخودم قول ميدم دیگه به واو تلفن نزنمیبارم اون یاد من کنهوالاتلفنش رو من میزنم.حوصله شو اون ندارهو رو چیز زیادی که داره!
 
پانوشت:این یک مطلب قدیمی تو نوت گوشیم نوشته بودم اما دوست داشتم منتقلش کنم اینجا.
شاعر میگه مرا عهدی ست با جانان 
این مطلبم عهد منِ
باید یادم بمونه دور خیلیا رو یواش یواش خط بکشم
 
لباس سبزم که هدیه مریم بود و تقریبا بهم میومد گم شد 
الانم گاید قلب که توی کوله پشتیم بود نیست 
گذشته یه زخم پیر و کهنه است ، هیچ وقت خوب نمیشه 
چهار ساعته که کاری جز ، نگران بودن در مورد اینکه چیکار کنم که نیفتم ، نکردم 
نشستم روی زمین و سرم رو گذاشتم روی تخت 
ذهنم در حال ه تقریبا . دارم موزیک های تابستون رو گوش ميدم . شاید موزیک های اون موقع حس درس خوندن رو بهم القا کنند :/
امیدوارم کنکور 99 رتبه دهیش مث کنکور97 باشه نه کنکور 98 که دراین صورت خیلی خیلی خیلی بد میشه! :(
بچه ها من بهتون قول ميدم تو این هفت ماه میشه از صفر به رتبه ی زیر هزار تجربی رسید دیگه چه برسه به رشته های دیگه! :( پاشید شروع کنین اگه نکردین :(
هرکیم گفت نمیشه با مشت بکوبین تو دهنش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب